|
|
|
۲۵۶۰
۱۸۳۳
۹۱۶
۶۷۳
۶۷۸
نتایج به دست آمده در جدول (۴-۱۳) نشان میدهد که در ماه می با رخداد ۲۵۶۰ مورد در طول دوره آماری (۱۹۹۰-۲۰۱۴) دارای بیشترین رخداد بارشهای همرفتی میباشند و در ادامه به ترتیب ماههای ژوئن و آوریل با فراوانی ۱۸۳۳ و۱۳۱۱ مورد بوده که دلیل وجود این فراوانیها وجود رطوبت باقیمانده به وسیله بادهای غربی به منطقه میباشند. در این بین ماههای اوت و سپتامبر فراوانی روند بارشهای همرفتی کاهش یافته که دلیل اصلی آن کاهش رطوبت از شروط اصلی بارشهای همرفتی است, همانطور که اشاره شد شرایط بارشهای همرفتی ۳ عامل رطوبت, ناپایداری تودههوا (گرم شدن سطوح پایین اتمسفر ) و وارونگی است. اکنون که عامل رطوبت کاهش یافته ناپایداریها به شکل توفانهای تندری گردوخاک نشان میدهند. آنچه از این نتایج مشهود بود کاهش یک باره بارشهای همرفتی در شهرهای جنوبی آذربایجان یعنی شهرهای پیرانشهر, تکاب, سردشت و مهاباد و همچنین مراغه است که دلیل این کاهش استقرار پرفشار جنب حاره ای در عرض ۳۸ درجه ماه ژوئن (اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد ) در قسمت جنوبی منطقه آذربایجان است که مکانیسم صعود را مختل می کند و با نزول دینامیکی هوای گرم همراه بوده, رطوبت هوا کاهش یافته آسمان صاف و آفتابی که مانع تشکیل بارشهای همرفتی در جنوب آذربایجان خواهد شد, این در حالی است که شهرهای شمالی آذربایجان بادهای غربی حضور دارند که پر فشار جنب حاره بدان عرض جغرافیایی نرسیده است و مشاهده میشود که بارشهای همرفتی هنوز در شمال آذربایجان از فراوانی قابل ملاحظه ای برخوردار هستند. تصویر زیر میانگین ارتفاع ۵۰۰ (hp)هکتو پاسکال را در زمانی که پرفشار جنب حاره ای بر جنوب آذربایجان قرار گرفته رانشان میدهد. تصویر شماره (۴-۲۲) ضخامت ۵۰۰ هکتوپاسکال استیلای پر فشار جنب حاره این تصویر مربوط به نقشه ضخامت ۵۰۰ هکتوپاسکال است زمان استیلای پرفشار جنب حاره در فصول گرم سال را نشان میدهد. در ادامه بحث بارشهای منطقه آذربایجان همچنان که در نمودار ( ۴-۲۳) کاملاً مشهود است روند بارشهای همرفتی حالت صعودی را نشان میدهد بطوریکه در دهه ۹۰ میلادی ابتدا صعود و در ادامه روند ثابتی دنبال کرده است, اما در دهه اول قرن بیستم روند بارشهای همرفتی با نوسان همراه بوده و درکل این دهه روند افزایشی خود را حفظ نموده است نهایتاً در پایان ۵ ساله دوره آماری روند کاهشی و در ادامه جهشی افزایشی به خود گرفته است روی هم رفته در دوره مورد مطالعه روند بارشهای همرفتی صعودی داشته است. بطوریکه در ابتدای دوره ۱۹۹۰ با میانگین ۱۷۳ مورد بارش همرفتی گزارش شده وجود داشته که در پایان دوره سال ۲۰۱۴ این بارشها به ۵۵۹ مورد در منطقه آذربایجان رسیده است که از تقسیم حداکثر بر حداقل رخداد بارشهای همرفتی ۲/۳ برابر افزایش پیدا کرده است که مقدار قابل ملاحظه است همچنین با توجه به روند افزایشی که به خود گرفته است همچنان انتظار افزایش بارشهای همرفتی در منطقه آذربایجان خواهیم داشت . تصویر نمودار(۴-۲۳)روند بارشهای تندری آذربایجان در دوره آماری (۱۹۹۰-۲۰۱۴) فصل ۵ ۵- نتیجه گیری وقوع توفانهای تندری همه ساله خسارات سنگین اقتصادی و حتی جانی به شکلهای سیل، رعدوبرق،… بر مردم منطقه آذربایجان وارد می سازند. شاخصهای ناپایداری ابزار عملی مفیدی برای درک ماهیت و پیش بینی مخاطرات جوی به حساب می آیند. از شاخصهای ناپایداری می توان در پیش بینی احتمال فعالیتهای همرفتی استفاده نمود این فعالیتها ممکن است در محدوده رگبارهای بارانی در یک توفان تندری با شدتهای متفاوت یا توفانهای تندری حاصل از یک توفند متغیر باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با بررس و تحلیل مجموع دادهها از سوندینگ های به عمل آمده در ایستگاه جو بالای تبریز، در دوره آماری (۱۹۹۰-۲۰۱۴) دریافتیم که استفاده از شاخصهای ناپایداری، کارایی بسیار خوبی در پیش بینی و هشدار وقوع انواع ناپایداریهای شدید در منطقه در ماههای گرم سال را خواهند داشت و می توان بهعنوان یک روش تکمیلی قوی در کنار دیگر روشهای پیش بینی مورد بهره برداری قرار گیرد. در این پژوهش از سوندینگ های موجود ساعات ۰۰ و۱۲ ایستگاه تبریز استفاده گردید.برای شاخصهای SWEAT,BRN,CIN نتایج مطلوبی به دست نیامده واین شاخصها برای استناد پیش بینی یا هشدار وقوع ناپایداری در منطقه آذربایجان مطلوب نمی باشند . بکارگیری این شاخصها به عنوان تنها فاکتور پیش بینی مناسب دیده نمی شوند اما شاخصهای SI,CAPE,KI,TTI,LI در حالت متوسط شرایط ناپایداری جوی را برای ایستگاه جو بالای تبریز نشان می دهند. کاربرد این شاخصها هر یک بهتنهایی بهعنوان پیش بینی کننده شرایط جوی اشتباه بوده و لازم است که همه این شاخصها در ترکیب با هم و در کنار روشهای سینوپتیکی پیش بینی و نیز با بهره گرفتن از سایر پارامترهای جوی مانند الگوهای فشاری و باد در سطوح مختلف و غیره مورد استفاده قرار گیرند. نتایج حاصل از محاسبه میزان و شدت ناپایداری بر اساس شاخصهای LI,SI وCAPE نشان میدهد که میزان ناپایداریهای ایجاد شده بر اثر عامل همرفت در ماههای گرم سال ایستگاه تبریز که میانگین این شاخصها به ترتیب ۱۲/۰-، ۰۵/۰- و۱/۹۷ می باشد و که از شدت متوسطی برخوردار بوده که بر این اساس عامل همرفت و ناپایداری ایجاد شده توسط آنها را می توان بهعنوان عامل اصلی بارشهای دوره گرم سال منطقه آذربایجان معرفی نمود. این نتایج بهطور کلی در ماههای گرم سال منطقه آذربایجان قابل تعمیم بوده و می توان در کنار سایر روشهای پیش بینی شرایط جوی منطقه مورد بهره برداری قرار گیرد . بر اساس شاخصهای KI و TTI که نشان دهنده میزان همرفت را می باشند. میانگین شاخصهای مذکور ایستگاه تبریز به ترتیب ۸/۲۷ و۸۶/۴۹ می باشند حد متوسط به بالای شرایط جوی تبریز در شرایط همرفتی قرار می گیرد و می توان عامل همرفت را اصلیترین عامل بارشهای دوره گرم سال آذربایجان معرفی نمود که انتظارش میرفت بارشهای همرفتی دوره گرم سال بیش از ۸۵% بارشهای منطقه آذربایجان را تشکیل میدهد. شاخص SWEAT که به شاخص خطر معروف است شدت توفانهای تندری تا تورنادو را اعلام می کند بر این اساس میانگین شاخص مذکور ایستگاه تبریز که برابر۷/۱۶۵ می باشد نشان از قرارگیری توفانهای اتفاق افتاده در منطقه آذربایجان در حالت ضعیف توفانها اشاره دارد. مبرهن است که زمانی که مقدار بازدارندگی همرفتی CIN خیلی کوچک یا اصلاً وجود نداشته باشد همرفت در مراحل اولیه ناپایداری و زمانی که مقادیر CIN زیاد باشد صعود وجود نداشته یا کم بوده که میتواند توسعه همرفتی را بهطور کلی منع نماید. میانگین شاخص مذکور برای ایستگاه جو بالای تبریز ۴/۲۴۶- بوده است که قرارگیری انرژی بستههوا را در ناحیه منفی نشان میدهد که به مهیا نبودن سازوکار همرفت یا ضعیف بودن همرفت دلالت دارد.البته در کل ۴/۴۵ درصد مواقع احتمال تشکیل توفان تندری در ایستگاه جو بالای تبریز بر اساس این شاخص وجود دارد. مقدار پایین شاخص ریچاردسون BRN ایستگاه تبریز در دوره گرم سال عدد۹ می باشد که نشان از ضعف انرژی پتانسیل همرفتی منطقه در حالتی که برش باد قائم قوی وجود دارد که نهایتاً به تشکیل سلولهای منفرد ابرهای کومولونیمبوس منجر میشود که نامناسب بودن این شاخص در تبریز را نشان میدهد. ۵-۲ نتایج آماری بارش های تندری حداکثر میانگین سالیانه وقوع رخداد توفان تندری در منطقه آذربایجان طی دوره آماری (۱۹۹۰-۲۰۱۴) در ایستگاه ماکو برابر ۴/۵۳ مورد و حداقل رخداد آن در ایستگاه تکاب با ۸ مورد در سال به وقوع پیوسته است. آمار ۲۵ ساله بارشهای تندری نشان میدهد که حداکثر رخداد توفانهای تندری بیشتر در قسمتهای شمالی آذربایجان متمرکز شدهاند بهطوری که دو ایستگاه ماکو و جلفا به ترتیب ۱۳۳۵ و۱۱۴۲ مورد دارای بیشترین شدت رخداد توفانهای تندری در آذربایجان بودهاند و در این بین ایستگاه تکاب در جنوب شرق ناحیه آذربایجان با ۲۰۰ مورد دارای کمترین رخداد این پدیده است. همچنین ایستگاه تبریز که بهعنوان تنها ایستگاه جو بالای منطقه آذربایجان که از دادههای آن برای بررسی شاخصهای ناپایداری بهرهبرداری شده است این نتایج به دست آمده که در طول دوره آماری (۱۹۹۰-۲۰۱۴) تعداد ۹۸۱ مورد توفان تندری رخ داده است که میانگین گیری نشان میدهد که در ایستگاه تبریز بهطور متوسط ۲/۳۹ مورد در هرسال انتظار رخداد توفان تندری می رود که دارای تغییرپذیری ۱۵/۱۱ مورد در سال است که ازنظر آماری ایستگاه تبریز را نماینده منطقه آذربایجان معرفی نماییم, نتایج به این واقعیت اشاره دارد که منطقه آذربایجان از شرایط ناپایداری دائمی خصوصاً در فصول گرم سال برخوردار است که صدور پیشبینیها را با توجه به شاخصهای ناپایداری را در کنار دیگر روشهای پیشبینی را می طلبد. بارشهای همرفتی در سراسر طول سال به وقوع می پیوندند,از این میان فراوانی بیشترین بارشهای همرفتی مربوط به فصل بهار و ماه می با ۲۵۶۰ رخداد بارش تندری و کمترین فراوانی بارشهای همرفتی مربوط به فصل زمستان و ماه ژانویه با ۴۳ مورد رخداد بارشهای تندری است . که گستردگی و فراوانی بارشهای تندری تودههای هوا را بر بارشهای تندری جبهه ای را در منطقه آذربایجان نشان میدهد. کاهش غیرمنتظره بارشهای همرفتی در شهرهای جنوبی آذربایجان یعنی شهرهای پیرانشهر, تکاب, سردشت و مهاباد و همچنین مراغه است که دلیل این کاهش استقرار پرفشار جنب حاره ای در عرض ۳۸ درجه ماه ژوئن (اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد ) در قسمت جنوبی منطقه آذربایجان است که مکانیسم صعود را مختل می کند و با نزول دینامیکی هوای گرم همراه بوده, رطوبت هوا کاهش یافته آسمان صاف و آفتابی که مانع تشکیل بارشهای همرفتی در جنوب آذربایجان خواهد شد, این در حالی است که شهرهای شمالی آذربایجان بادهای غربی حضور دارند که پر فشار جنب حاره به آن عرض جغرافیایی نرسیده است و مشاهده میشود که بارشهای همرفتی هنوز در شمال آذربایجان از فراوانی قابل ملاحظه ای برخوردار هستند. ۵-۲ پیشنهادات نظر به بالا رفتن مخاطرات جوی و لزوم صدور پیش بینیهای جوی به موقع دسترسی به دادههای جوی خصوصاً دادههای جو بالا در فصول گرم سال پیشنهاد میشود که تأخیر قرارگیری این دادهها از سرعت صدور پیش بینیها برای محققان میکاهد. همچنین با توجه به اینکه رخداد توفانهای تندری در هر ساعت شبانه روزی امکان وقوع وجود دارد زیرا در ایستگاههای جو بالای ایران این دیده بانیها در یک یا دو بار در شبانه روز صورت میگیرد که هر چه تعداد برداشت دادههای جو بالا بیشتر باشد میتواند به صدور این پیش بینیها کمک شایانی کرد. توسعه ایستگاههای جو بالا و ارسال رادیوسوند و ثبت دقیق دادههای حاصله جهت پوشش دادههای جو بالا زیرا وسعت مطلوب پوشش این ایستگاهها ۲۰۰ کیلومتر و نهایتاً ۳۰۰ کیلومتر میباشد. فهرست منابع کتاب ۱- آرنس، سی دونالد، (۱۳۹۱), هواشناسی نوین، ترجمه بابایی، محمد رضا، انتشارات آییژ. ۲- علیجانی، بهلول: کاویانی محمد رضا، (۱۳۸۳) مبانی آب و هواشناسی، انتشارات سمت تهران. ۳- علیجانی، بهلول (۱۳۸۹), آب و هواشناسی ایران، انتشارات سمت دانشگاه پیام نور، تهران. ۴- قویدل رحیمی، یوسف؛ ۱۳۸۹، نگاشت و تفسیر سینوپتیک اقلیم با بهره گرفتن از نرمافزار Grads، انتشارات سها دانش، تهران. ۵ – قائمی ,هوشنگ :عدل, محمود (۱۳۸۴) ناپایداری وطوفانهای رعد و برق,انتشارات سازمان هواشناسی تهران. مقالات فارسی ۱- امیدوار، کمال: صفرپور، فرشاد؛ زنگنه اینالو، اسماعیل، ۱۳۹۰، بررسی و تحلیل همدیدی سه رخداد تگرگ شدید در استان اصفهان، مجله جغرافیا و توسعه، شماره ۳۰، صص ۱۵۷-۱۷۸. ۲- – تاج بخش، سحر؛ غفاریان، پروین؛ میرزایی، ابراهیم، ۱۳۸۷، روشی برای پیش بینی رخداد توفانهای تندری با طرح دو بررسی موردی، مجله فیزیک زمین و فضا، شماره ۴، صص ۱۴۷-۱۶۶ ۳- ثنایی نژاد، حسین، صالحی، حسن، بابائیان، ایمان،۱۳۸۹. تحلیل سینوپتیکی و دینامیکی پدیدههای همرفتی محلی بهمنظور بهبود پیشبینی آنها، مطالعه موردی توفان و تگرگ مورخه ۶ مرداد ۱۳۸۸ در مشهد. مقالات چهاردهمین کنفرانس ژئوفیزیک ایران، فیزیک زمین فضا صص ۲۳۴-۲۳۷. ۴- خوشحال دستجردی، جواد، قویدل رحیمی، یوسف (۱۳۸۶), شناسایی ویژگیهای سوانح علوم انسانی مدرس، بهار ۱۳۸۶, صص ۱۰۱-۱۱۵. ۵- شاکری، فهیمه (۱۳۹۳) –تحلیل شاخصهای ناپایداری هنگام وقوع پدیده تگرگ در شهرستان مشهد، پایان نامه کارشناسی ارشد، دکتر محمد سلیقه، اقلیم شناسی سینوپتیک، دانشگاه خوارزمی ۶- صادقی حسینی، سید علیرضا: رضائیان، مهتاب، (۱۳۸۵) –بررسی تعدادی از شاخصهای ناپایداری و پتانسیل بارور سازی ابرهای همرفتی منطقه اصفهان، مجله فیزیک زمین و فضا، جلد ۳۲, شماره ۲, صص ۸۳-۹۸. ۷- صالحی، حسن: ثنایی نژاد، سید حسین: موسوی بایگی، محمد (۱۳۹۳) –بررسی شاخصهای ناپایداری هنگام وقوع پدیدههای آبوهوایی مخرب در مشهد، مجله جغرافیا و مخاطرات محیطی، پژوهشکده علوم انسانی، صص ۱۱۳-۱۲۳ ۸- علی اکبری بیدختی، عباسعلی: بیوک، ندا: ثقفی، محمد علی، (۱۳۸۳) مجله فیزیک زمین و فضا، جلد ۳۰, شماره ۲۵ –صص ۹۳-۱۱۳. ۹- قرایلو، مریم: مزرعه فراهانی، مجید: علی اکبری بیدختی، عباسعلی (۱۳۸۹), بررسی طرحواره های پارامتر سازی همرفت کومه ای در مدلهای بزرگ مقیاس و میان مقیاس، مجله فیزیک زمین و فضا دوره ۳۶, شماره ۱, صص ۱۷۱-۱۹۲. ۱۰- قویدل رحیمی، یوسف، (۱۳۹۱), تحلیل سینوپتیکی بارشهای رعدوبرقی ۴ و ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ تبریز، نشریه علمی پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی، سال ۱۶, شماره ۴۲, صص ۲۲۳-۲۳۸. ۱۱- کریم خانی، مهناز: ارکیان، فروزان، (۱۳۹۳) –بررسی نوع طوفانهای تندری منجر به سیل در منطقه آذربایجان شرقی، شانزدهمین کنفرانس ژئوفیزیک ایران، صص ۲۵۷-۲۶۱. ۱۲- لشکری، حسن، آقاسی، نوشین، (۱۳۹۲) تحلیل سینوپتیکی توفانهای تندری تبریز در فاصله زمانی (۱۹۹۶-۲۰۰۵), نشریه علمی پژوهشی جغرافیا و برنامه ریزی-شماره ۴۵-صص ۲۰۳-۲۳۴. ۱۳- معصوم پور سما کش، جعفر: میری، مرتضی: ذوالفقاری، حسن: یار احمدی، داریوش، (۱۳۹۲) –تعیین سهم بارشهای همرفتی شهر تبریز بر اساس شاخصهای ناپایداری، نشریه تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی، سال ۱۳, شماره ۳۱, صص ۲۲۷-۲۴۵. ۱۴- موسوی بایگی، محمد: اشرف، بتول (۱۳۸۹) – بررسی و مطالعه نمایه قائم هوای منجر به بارندگیهای مخرب تابستانه (مشهد), مجله آبوخاک جلد ۲۴, شماره ۵-صص ۱۰۳۶-۱۰۴۸. ۱۵- میر موسوی، سید حسین: اکبر زاده، یونس (۱۳۸۸) –مطالعه شاخصهای ناپایداری در تشکیل تگرگ در ایستگاه هواشناسی تبریز، مجله علمی پژوهشی فضای جغرافیایی دانشگاه آزاد واحد اهر، سال نهم، شماره ۲۵, صص ۹۵-۱۰۸. منابع لاتین Top of Form
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[چهارشنبه 1401-04-15] [ 06:09:00 ب.ظ ]
|
|
حالت خاص و داده شده در برابری (۶-۴)، توسط چادوری در سال ۱۹۹۶ بررسی شده است. او همچنین را بعنوان یک نسخه ای از میانگین بریده شده چند متغیره پیشنهاد داده است. میانگین بریده شده ام در این حالت برابر است با: وقتیکه: و ۶-۳- آماره های مقیاس برای آنالیز چند متغیره
در این بخش ما چندین اندازه ی مقیاس ماتریس مقدار و یک روش حقیقی مقدار را بررسی می کنیم. ۶-۳-۱- آماره های مقیاس ماتریس مقدار براساس توابع چندکی فرض کنید یک تابع چندکی باشد. برای هر ، تابع (۶-۵) یک اندازه مقیاس ماتریس مقدار است که بر اساس آن و با توجه به اندازه احتمال روی می توان حالت کلی تری از تابعک مقیاس را به صورت زیر تعریف کرد: (۶-۶) به طور خاص مقیاس بریده شده تابعی ام با در نظر گرفتن در بخش ۶-۲-۱، به عنوان میانگین روی ناحیه درون چندکی ام تفسیر شده است. ۶-۳-۲- آماره های مقیاس ماتریس مقدار براساس توابع عمق وقتی در رابطه (۶-۵) بر اساس تابع عمق بدست آمده باشد و دارای تابع چگالی باشد، آنگاه بدست آمده از رابطه (۶-۶)، آماره مقیاس ماتریس مقدار بر اساس تابع عمق است برای مطالعه بیشتر به مقاله لیو، پارلیوس و سینگ (۱۹۹۹) مراجعه کنید. در این حالت مقیاس بریده شده تابعی ام، میانگین روی نسبت از نقاط با بیشترین عمق است. فصل هفتم شبیه سازی ۷-۱- مقدمه در این فصل برخی از روش های تابع چندکی معرفی شده در فصل های گذشته را شبیه سازی کرده و نشان می دهیم که چندک ها در حالت چند متغیره قابل محاسبه هستند. بدین منظور با بهره گرفتن از نرم افزار شبیه سازیها انجام شده و برنامه ها در پیوست قابل مشاهده هستند. ۷-۲- شبیه سازی روش تابع عمق ۷-۲-۱- روش تابع عمق با بهره گرفتن از توزیع نرمال ۵۰ مشاهده از توزیع نرمال دو متغیره استاندارد تولید کرده ایم. شکل ۷-۱ نقاط تولید شده از توزیع نرمال دو متغیره را نشان می دهد که با بهره گرفتن از تابع عمق نیم فضا، ناحیه های درونی را با های ۱/۰، ۲/۰ و ۴/۰ محاسبه کرده و در این تصویر نمایش داده شده است. شکل ۷-۲ عمق نقاط را نشان می دهد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل (۷-۱): ناحیه های درونی نقاط تولید شده از توزیع نرمال دو متغیره با های ۱/۰، ۲/۰ و ۴/۰ شکل (۷-۲): عمق نقاط تولید شده از توزیع نرمال دو متغیره ۷-۲-۲- روش تابع عمق با بهره گرفتن از توزیع نمایی ۲۰۰ داده از توزیع نمایی تولید کرده ایم. شکل ۷-۳ نقاط تولید شده از توزیع نمایی را نشان می دهد و با بهره گرفتن از تابع عمق نیم فضا، ناحیه های درونی با های ۰۲۵/۰، ۱/۰، ۲/۰ و ۴/۰ مشخص شده اند. شکل ۷-۴ عمق نقاط تولید شده را نشان می دهد.
شکل (۷-۳): ناحیه های درونی نقاط تولید شده از توزیع نمایی دو متغیره با های ۰۲۵/۰، ۱/۰، ۲/۰ و ۴/۰ شکل (۷-۴): عمق نقاط تولید شده از توزیع نمایی دو متغیره ۷-۲-۳- روش تابع عمق با بهره گرفتن از توزیع یکنواخت ۲۰۰ داده از توزیع یکنواخت دو متغیره تولید کرده ایم. در شکل ۷-۵ با بهره گرفتن از تابع عمق نیم فضا، ناحیه های درونی حول مرکز با های ۰۲۵/۰، ۱/۰، ۲/۰ و ۴/۰ را نشان می دهد. شکل ۷-۶ عمق نقاط تولید شده را نشان می دهند.
شکل ۷-۵: ناحیه های درونی نقاط تولید شده از توزیع یکنواخت دو متغیره با های ۰۲۵/۰، ۱/۰، ۲/۰ و ۴/۰ شکل (۷-۶): عمق نقاط تولید شده از توزیع یکنواخت دو متغیره ۷-۳- شبیه سازی منحنی مقیاس ۷-۳-۱- شبیه سازی منحنی مقیاس توزیع مستطیلی ۲۰۰ داده از توزیع یکنواخت استاندارد دو متغیره و ۲۰۰ داده از توزیع یکنواخت (۲و۰) دو متغیره تولید کرده ایم. منحنی مقیاس توسط رسم در مقابل تشکیل می شود که حجم ناحیه ی مرکزی می باشد، مباحث تئوری بصورت کامل در بخش ۵-۱-۱ توضیح داده شده است. شکل ۷-۷ منحنی مقیاس توزیع یکنواخت استاندارد دو متغیره می باشد. شکل ۷-۸ منحنی مقیاس یکنواخت (۲و۰) دو متغیره می باشد که چون پراکندگی توزیع یکنواخت (۲و۰) بیشتر از پراکندگی توزیع یکنواخت (۱و۰) است مساحت ناحیه ی مرکزی توزیع یکنواخت (۲و۰) بیشتر از دیگری می باشد. شکل (۷-۷): منحنی مقیاس توزیع یکنواخت استاندارد شکل (۷-۸): منحنی مقیاس توزیع یکنواخت (۲و۰) ۷-۳-۲- شبیه سازی منحنی مقیاس توزیع نرمال دو متغیره ۲۰۰ داده از توزیع نرمال دو متغیره استاندارد (۰,I)N و ۲۰۰ داده از توزیع نرمال دو متغیره (۰,۲I)N تولید کرده ایم. شکل ۷-۹ منحنی مقیاس(۰,I)N توزیع نرمال دو متغیره و شکل ۷-۱۰ منحنی مقیاس توزیع نرمال دو متغیره (۰,۲I)N را نشان می دهند. شکل (۷-۹): منحنی مقیاس توزیع نرمال دو متغیره (۰,I)N شکل (۷-۱۰): منحنی مقیاس توزیع نرمال دو متغیره (۰,۲I)N منابع و مآخذ [۱] Abdous, B. and R. Theodorescu (1992), Note on the spatial quantile of a random vector, Statistics and Probability Letters 13, 333–۳۳۶٫ [۲] Beirlant, J., D. M. Mason and C. Vynckier (1999) , Goodness-of-fit analysis for multivariate normality based on generalized quantiles, Computational Statistics & Data Analysis30, 119–۱۴۲٫ [۳] Brown, B. M. and T. P. Hettmansperger (1987), Affine invariant rank methods in the bivariate location model, Journal of the Royal Statistical Society, Series B 49, 301–۳۱۰٫ [۴] Brown, B. M. and T. P. Hettmansperger (1989), An affine invariant bivariate version of the sign test, Journal of the Royal Statistical Society, Series B 51, 117–۱۲۵٫
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۴.۱ رفتار شماتیک عضو مهاربندی ۳۸ شکل ۴.۲ المان مشبندی شده تیر ۴۳ شکل ۴.۳ ناحیه ویتمور و تورنتون ۴۴ شکل ۴.۴ المان مش بندی شده صفحه اتصال اولیه ۴۶ شکل ۴.۵ المان مش بندی شده صفحه اتصال ثانویه ۴۶ شکل ۴.۶ المان مش بندی شده هسته ۴۷ شکل ۴.۷ المان مش بندی شده غلاف ۴۸ شکل ۴.۸ المان مش بندی شده صفحه مرکزی اولیه ۴۸ شکل ۴.۹ المان مش بندی شده صفحه مرکزی ثانویه ۴۹ شکل ۵.۱ مدل اولیه تک قطری ۵۲ شکل ۵.۲ مدل اولیه X شکل ۵۲ شکل ۵.۳ نحوه اتصال با صفحه مرکزی ۵۴ شکل ۵.۴ نحوه اتصال با صفحه مرکزی ۵۴ شکل ۵.۵ مدل ضربدری اصلاح شده ۵۵ شکل ۵.۶ مدل تک قطری اصلاح شده ۵۵ شکل ۵.۷ پوش اور مدل تک قطری اصلاح شده ۵۶ شکل ۵.۸ پوش اور مدل X شکل اصلاح شده ۵۶ شکل ۵.۹ کمانش عضو فشاری ۵۷ شکل ۵.۱۰ کمانش در مودهای بالاتر در هسته فولادی ۵۸ شکل ۵.۱۱ اعمال جابهجایی به هسته عضو فشاری ۵۹ شکل ۵.۱۲ اعمال جابهجایی به هسته عضو مهاربندی ۶۰ شکل ۵.۱۳ نمودار پوش اور مدل ضربدری همراه با کمانش هسته در مدهای بالا ۶۰ شکل ۵.۱۴ کمانش هسته در مدهای بالا ۶۱ شکل ۵.۱۵ کمانش هسته در مدهای بالا تحت بارگذاری چرخهای ۶۲ شکل ۵.۱۶ الگوی بارگذاری ATC-24 62 شکل ۵.۱۷ الگوی بارگذاری در آباکوس ۶۳ شکل ۵.۱۸ نمودار هیسترزیس تک قطری ۶۳ شکل ۵.۱۹ نمودار هیسترزیس ضربدری شکل ۶۴ شکل ۵.۲۰ مقایسه نمودار هیسترزیس و پوش اور تک قطری ۶۵ شکل ۵.۲۱ مقایسه نمودار هیسترزیس و پوش اور ضربدری شکل ۶۵
فهرست جداول
صفحه
جدول ۳.۱ نتایج آزمایش کشش ۳۱ جدول ۳.۲ مشخصات تنش-کرنش فولاد مصرفی ۳۳ جدول ۴.۱ مشخصات مصالح ۴۲ فهرست علائم Py مقاومت جاری شدن Pe مقاومت کمانشی الاستیک Ω فاکتور اضافه مقاومت Υ ضریب تنش مجاز Maxμ شکل پذیری نهایی مهاربند Cμ شکلپذیری تجمعی σ انحراف معیار Pbr نیروی مهاربند Abr سطح مقطع ناحیه تسلیم شونده α نسبت مقاومت نهایی به حداکثر بار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷۲ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value=0.050). نمودار ۴-۳٫ بررسی میزان حیات سلولی برای گروه اول که تیمار بلافاصله LPS داشتند (۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت بعد از تیمار)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۴٫ ارتباط دوز LPS با اثر LPS بر فیبروبلاست در گروه دوم (بررسی اثر LPS با فیبروبلاست با فاصله یک روز) با بهره گرفتن از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) اثر میزان دوز LPS بر فیبروبلاست بررسی گردید. گروه دوم. (۸ بار تکرار) ۲۴ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value=0.001). ۴۸ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). ۷۲ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). نمودار ۴-۴٫ بررسی میزان حیات سلولی برای گروه دوم که تیمار LPS برای آنها با فاصلهی یک روز بعد از کشت سلولی بود (۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت بعد از تیمار) نمودار ۴-۵٫ بررسی میزان حیات سلولی برای گروه اول که تیمار بلافاصله LPS داشتند (۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت بعد از تیمار) نمودار ۴-۶٫ بررسی میزان حیات سلولی برای گروه دوم که تیمار LPS برای آنها با فاصلهی یک روز بعد از کشت سلولی بود (۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت بعد از تیمار) ۴-۵٫ ارتباط دوز LPS با اثر LPS بر NO در فیبروبلاست در گروه اول (بررسی اثر LPS با فیبروبلاست بلافاصله) با بهره گرفتن از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه[۱۱۵] (ANOVA) اثر میزان دوز LPS بر NO در فیبروبلاست بررسی گردید. گروه اول. (۴ بار تکرار) ۴۸ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). ۷۲ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). نمودار ۴-۷٫ بررسی میزان اثر LPS بر فعالیت NO بلافاصله بعد از کشت سلولی (۷۲ و ۴۸ ساعت بعد از تیمار) ۴-۶٫ ارتباط دوز LPS با اثر LPS بر NO در فیبروبلاست در گروه دوم (بررسی اثر LPS با فیبروبلاست با فاصله یک روز) با بهره گرفتن از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) اثر میزان دوز LPS بر NO در فیبروبلاست بررسی گردید. گروه دوم. (۴ بار تکرار) ۲۴ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). ۴۸ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). نمودار ۴-۸٫ بررسی میزان اثر LPS بر فعالیت NO با فاصله یک روز بعد از کشت سلولی (۴۸ و ۲۴ ساعت بعد از تیمار) ۴-۷٫ ارتباط دوز LPS با اثر LPS بر H2O2در فیبروبلاست در گروه اول (بررسی اثر LPS با فیبروبلاست بلافاصله) با بهره گرفتن از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه[۱۱۶] (ANOVA) اثر میزان دوز LPS بر H2O2 در فیبروبلاست بررسی گردید. گروه اول. (۴ بار تکرار) ۴۸ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). ۷۲ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value=0.002). نمودار ۴-۹٫ بررسی میزان اثر LPS بر فعالیت H2O2 بلافاصله بعد از کشت سلولی (۷۲ و ۴۸ ساعت بعد از تیمار) ۴-۸٫ ارتباط دوز LPS با اثر LPS بر H2O2 در فیبروبلاست در گروه دوم (بررسی اثر LPS با فیبروبلاست با فاصله یک روز) با بهره گرفتن از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) اثر میزان دوز LPS بر H2O2 در فیبروبلاست بررسی گردید. گروه دوم. (۴ بار تکرار) ۲۴ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). ۴۸ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). نمودار ۴-۱۰٫ بررسی میزان اثر LPS بر فعالیت H2O2 با فاصله یک روز بعد از کشت سلولی (۴۸ و ۲۴ ساعت بعد از تیمار) ۴-۹٫ ارتباط دوز LPS با اثر LPS بر COX-2 در فیبروبلاست در گروه اول (بررسی اثر LPS با فیبروبلاست بلافاصله) تیمار سلولها با غلظتهای متفاوت LPS به مدت ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت نشان میدهد که میزان سیکلو اکسیژناز-۲ تحتتأثیر LPS افزایش مییابد و این افزایش وابسته به دوز و زمان است. (P˂۰٫۰۵ در مقایسه با کنترل). بطوری که بیشترین میزان سیکلو اکسیژناز در زمان ۷۲ ساعت پس از تیمار و غلظت ۱۰۰µg دیده میشود. با بهره گرفتن از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه[۱۱۷] (ANOVA) اثر میزان دوز LPS بر COX-2 در فیبروبلاست بررسی گردید. گروه اول. (۴ بار تکرار) ۴۸ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). ۷۲ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value=0.001). نمودار ۴-۱۱٫ بررسی میزان اثر LPS بر فعالیت COX-2 بلافاصله بعد از کشت سلولی (۷۲ و ۴۸ ساعت بعد از تیمار) ۴-۱۰٫ ارتباط دوز LPS با اثر LPS بر COX-2در فیبروبلاست در گروه دوم (بررسی اثر LPS با فیبروبلاست با فاصله یک روز) با بهره گرفتن از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) اثر میزان دوز LPS بر COX-2 در فیبروبلاست بررسی گردید. گروه دوم. (۴ بار تکرار) ۲۴ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value=0.032). ۴۸ ساعت: اثر بخشی LPS با مقدار دوز LPS ارتباط معنادار دارد (p-value<0.001). نمودار ۴-۱۲٫ بررسی میزان اثر LPS بر فعالیت COX-2 با فاصله یک روز بعد از کشت سلولی (۴۸ و ۲۴ ساعت بعد از تیمار) ۴-۱۱٫ ارتباط اثر LPS بر NO در زخم موشها در روزهای مختلف (مطالعه مورد- شاهدی) با بهره گرفتن از آزمون آماری tزوجی[۱۱۸] اثربخشی LPS بر موشها بررسی گردید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-۲/۵۶۷۱
۱۰%
-۳/۴۳۲۰
۱%
۰/۰۰۰۱
-۴۸/۸۶۶۶
آزمون فیلیپس پراون
-۲/۸۶۲۱
۵%
-۲/۵۶۷۱
۱۰%
۴-۳-۲٫ بررسی آماره های توصیفی
با توجه به ویژگی های مطرح شده در توزیع سری زمانی لازم است پارامترهای توصیفی سری مورد نظر نیز مورد بررسی قرار گیرد. این پارامترها شامل میانگین، میانه، انحراف معیار، چولگی ، کشیدگی و بررسی نرمال بودن توزیع سری می باشد. برای بررسی نرمال بودن توزیع از آماره جارک-برا استفده می گردد. فرض صفر در این آزمون نرمال بودن توزیع مورد نظر می باشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
آمار توصیفی برای سری بازدهی ها در جدول (۴-۳) ارائه شده است. همانطور که جدول نشان می دهد این سری دارای میانگین مثبت وبسیار کوچک ۰/۰۷۷۴%و انحراف معیار ۰/۵۱۶۱% است. سری دارای چولگی مثبت و معنی دار برابر ۰/۳۵۲۸ است که با چولگی توزیع نرمال که برابر صفر می باشد اختلاف دارد و نشانگر این است که دم ها بالایی توزیع تجربی داده هااز دنباله های پایین بلندتر است، یعنی بازدهی های مثبت، نسبت به رقیب های خود در بازدهی های منفی احتمال بیشتری دارند که بالای میانگین قرار بگیرند و کشیدگی مازاد به طور معناداری بالاتر از مقدار نرمال که برابر ۳ است می باشد و برابر ۱۹/۷۶۹۵ است. این مقادیر نشان میدهند که سری بازدهی ها به صورت نرمال توزیع نشده اند؛ به عبارتی دارای دنباله هایی پهن تر از توزیع نرمال می باشد و نتیجتا داده ها از توزیع لپتوکورتیک برخوردار می باشند و حاکی از آن است که سری بازدهی ها ، rt ، با توزیع شرطی توصیف می شود. همچنین مقدار آماره آزمون جارک برا برابر ۴۱۳۸۸/۳۳ می باشدو احتمال معناداری فرض صفر برابر صفر است که این یعنی سری بازدهی ها غیرنرمال توزیع شده اند.این یافته ها در دیگر خواص بازدهی های مالی نیز صادق است. نمودار بررسی احتمالات ، نمودار (۴-۳) ، نیز نشان میدهد که توزیع سری بازدهی ها در دنباله ها از خط توزیع نرمال فاصله دارد و حاکی از پهن بودن دنباله توزیع این سری می باشد و نتایج جدول را تایید میکند. آزمون نرمالیتی آزمون جارک-برا است که دارای توزیع ۲χ با دو درجه آزادی می باشد و با فرض صفر نرمال بودن پسماندها است. جدول (۴-۳): آماره های توصیفی سری بازده
۰/۰۴۹۸
میانه
۱۹/۷۶۹۵
کشیدگی
۰/۰۷۷۴
میانگین
۰/۳۵۲۸
چولگی
۵/۲۶۰۸
بیشینه
۰/۵۱۶۱
انحراف معیار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-رسوبگذاری و کدورت
۳-گسترش مکان لنگرگاه ها برای کشتی ها
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-کاهش موجودات به علت تعلیق مواد لایروبی در آب
۴-افزایش تبادلات خارجی و فعالیتهای اقتصادی در ارتباط با افزایش مسافرت های دریایی و صنعت توریسم.
۴-اثرات کوتاه مدت و طولانی مدت بر زیستگاههای آبی، مانند: اثر بر محیط پلاژیک، به علت مواد رسوبی معلق و افزایش کدورت ناشی از مواد کلوییدی که از عمق به سطح می آیند.
۵- حذف رسوبات آلوده در مناطق صنعتی از بستر
۵-ایجاد ترافیک بین کشتی ها به علت عملیات لایروبی
۱-۳-۲ تأثیر لایروبی بر غلظت فلزات سنگین در محیط لایروبی کانالهای کشتیرانی مقادیر بالایی از آلودگی فلزات را تولید می کند. مقداری از این فلزات به وسیله تخلیه مستقیم، صنایع و دیگر ضایعات و تخلیهی لجن فاضلاب به دریا افزایش مییابند. آلایندههای پایدار از جمله فلزات میتوانند به واسطه بزرگ نمایی زیستی[۱۲] به رده های بالاتر زنجیره غذایی انتقال یابند که مقدار این آلایندهها به دلیل تجمع زیستی در بدن آبزیان افزایش مییابد، و ازآنجایی که بسیاری از گونه های دریایی مورد تغذیه انسان قرار میگیرند، توجه به این امر حایز اهمیت میباشد (Wang and Chen, 2006). حضور فلزات سنگین در آب و همبستگی آن با رسوبات به عنوان موضوع مورد توجه محققین و مهندسین رشتههای مختلف، در رابطه با کیفیت آب میباشد. وجود فلزات در سیستمهای آبی موجب تأثیر متقابل بین رسوب، آب و اتمسفری که با آب در ارتباط است، میشود. غلظت فلزات به علت هیدرودینامیک طبیعی، عوامل شیمیایی و فیزیکی در نوسان میباشد (Nzikhu, 2013). ترکیبات شیمیایی یا به شکل محلول و یا شناور در آب وجود دارند. زمانی که ذرات درون آب به هم میپیوندند، در اثر افزایش وزن نشست میکنند، بنابراین رسوبات مکانی برای تجمع این ترکیبات خواهند بود و در صورتی که جریانات فیزیکی آب و فعالیتهای بشری آنها را دست خوش دگرگونی نسازد، منبع سمی به نسبت پایداری را به وجود میآورند، به همین دلیل رسوبات به عنوان یک منبع مستقیم و دارای سمیت بالا، که در ارتباط مستقیم با موجودات کفزی میباشند، اهمیت ویژهای پیدا میکنند. .( Rauf et al., 2009) فلزات سنگین، ترکیبات طبیعی پوسته زمین هستند که برخی از این فلزات در رشد و بقای موجودات زنده نقش حائز اهمیتی را ایفا می کنند مثل مس ،روی ،کبالت که به آنها عناصر کم مقدار می گویند. این فلزات در بدن موجودات در ساختار آنزیم ها، کوفاکتورها، اسیدهای نوکلئیک و سایر اجزای سلولی شرکت دارند ( Wang and Chen, 2006). اما گروهی دیگر از فلزات، مثل جیوه، سرب و کادمیوم غیر ضروری بوده و عناصر حیاتی نیستند و هیچگونه نقش بیولوژیکی شناخته شده ای در بدن انسان و سایر موجودات زنده ندارند. این فلزات در گروه آلاینده های بسیار سمی طبقه بندی شده و محیط زیست را به شکل گسترده ای آلوده می کنند (Hetzer et al., 2006). فلزات سنگین توسط موجودات زنده و یا فرایندهای فیزیکی و شیمیایی تجزیه نمی گردند، واین امر سبب افزایش غلظت این مواد در محیط و ایجاد سمیت بیشتر در محیط می گردد (Hobbelen et al,.2006). فلزات در تمامی محیط ها درسراسر دنیا یافت می شوند و حضورشان یا دارای علت های طبیعی است ویا به علت فعالیتهای انسانی می باشد. فعالیت های صنعتی منجر به افزایش غلظت فلزات در محیط می شوند، که این مقدار گاه چندین برابر مقدار موجود در پوسته زمین میباشد (Salem et al., 2000). ارگانیزمها در معرض این غلظت بالا از فلز قرار می گیرند، نتایج محققین گواه بر اینست که نه تنها تنوع گونهای آبهای آلوده کاهش مییابد بلکه دیگر موجودات نیز در طول زنجیره غذایی تحت تاثیر این آلودگی قرار دارد (Perez-lopez et al., 2003; Ahmad and Shuhaimi-Othman, 2010). ترکیبات آلی فلزی در محیط های آبی شامل ترکیبات پیچیده با لیگاند[۱۳]های آلی مانند پیوند فلزات با پروتئینها، یا ترکیب های آلی فلزی مانند شکلهای متیله شده جیوه، کادمیم، سلنیم و دیگر ترکیبهای شبیه به آن میباشد. این ترکیبهای متیله فلزی بسیار سمی میباشند، زیرا به راحتی به دیواره سلولی نفوذ کرده و در آن جا تجمع پیدا میکنند (Greaney, 2005). انواع معدنی فلزات سنگین در محیطهای آبی شامل یونهای هیدراته، ترکیبات فلزی با سایر لیگاندهای معدنی و ترکیبهایی با درجات اکسایش مختلف میباشند. درجات اکسایش فلزات وابسته به pH آب ، مقدار اکسیژن محلول در آب، دما، فشار (وابسته به عمق) و نوع یونهای واکنش دهنده، متفاوت میباشند (Harikumar and Jisha, 2010). آلاینده های فلزی که طی عمل لایروبی در ستون آب رها میشوند، به شکلهای متفاوتی بر سیستمهای آبی تأثیر می گذارند، این فلزات به شکل یون آزاد در آب، ایجاد ترکیب با مواد آلی و غیر آلی، لیگاندهای آنیونی، جذب سطحی با ذرات مواد آلی یا معدنی، یا به شکل ذرات جامد بر محیط آب اعمال نقش میکنند. بخش عمده قابلیت دسترسی زیستی و سمیت فلزات مربوط به شکل آزاد این یون ها مانند: Cd,Cu,Hg,Ni,Pb,Zn,Ag که به شکل یون مثبت در آب ظاهر می شوند و As و Crبه شکل یون منفی عمل میکنند (Jabusch, et al., 2008). ۱-۳-۲-۱- فلزات مورد مطالعه سرب در محیط زیست به عنوان عنصری غیر ضروری و سمی شناخته شده است. این عنصر با ورود آسان به بافت خون به سادگی با دیگر اندامها و بافتهای زنده قابل تبادل میباشد. سرب در بافت ماهیچه و استخوان جایگزین بسیار فعالی برای کلسیم میباشد. مکان اصلی ذخیره سازی این عنصر سمی در استخوانها و دندانها میباشد. سرب تولید هموگلوبین را دچار اشکال میسازد، بنابراین کم خونی و پوکی استخوان در کودکان از نشانههای ورود سرب به بدن آنها میباشد. این عنصر با تجمع در کلیهها و مغز ضایعات جبران ناپذیری ایجاد میکند (COWI, 2002; Tangahu et al, 2011). عنصر دیگری که در این مطالعه مورد توجه قرار گرفته است کادمیم میباشد. این فلز به دلیل کاربردهای گستردهای که در صنایع دارد از مهمترین منابع آلودگی با منشأ انسانی شمرده میشود.این فلز یکی از آلایندههای بسیار مهم برای آبزیان میباشد. به علت شباهت زیادی که این عنصر با فلز روی دارد به راحتی جانشین روی بیوشیمیایی میشود و سبب افزایش فشار خون میگردد. از دیگر عوارض این عنصر میتوان به تخریب کلیهها، تخریب گلبولهای قرمز نام برد. انتقال کادمیم به رسوبات از راه جذب سطحی به ترکیبات آلی و همچنین اکسیدهای آهن، آلومنیم و منگنز صورت میگیرد (Jaagumagi et al, 2000; Mearns et al., 1985). کادمیم به طور مستقیم از آب دریا به بافت آبشش و از طریق جذب توسط غشاء سلولی به بدن موجودات واردمیشود و تجمع کادمیم در بافتهای آبزیان رابطهی مستقیمی با غلظت آن در آب دارد. قابلیت دسترسی این فلز در سامانههای آبی به ویژگیهای فیزیکی محیط ازجمله pH، پتانسیل احیاء، سختی آب و حضور ترکیبات پیچیدهی دیگر بستگی دارد. کاهش شوری و افزایش دما دو علت اساسی در افزایش سمیت این عنصر در سامانههای آبی است. حساسیت موجودات مصب و آب شیرین نسبت به کادمیم به مراتب بیشتر از موجودات دریا و موجودات ساکن در آبهای شور میباشد (Eisler,1985; Mance, 1987). مس نیز به عنوان یک فلز سنگین در این بررسی مورد ارزیابی قرار گرفته است. راه طبیعی ورود مس به محیط زیست دریایی ناشی از فرسایش صخره های حاوی عناصر معدنی است. استفاده از مس در تجهیزات الکتریکی به صورت آلیاژ، کاتالیست های شیمیایی و رنگ های ضد زنگ برای کشتی ها و شناورهای دریایی به عنوان ماده پوششی محافظ چوب صورت می گیرد، این مصارف منجر به انتقال مس به محیط زیست می شود فاضلاب های شهری حاوی مقادیر بالایی از مس است و این موضوع سبب می شود تا غلظت این عنصر در لجن رسوبات که در زمین دفع میگردند بیشتر شود، مس از عناصر اصلی در بدن جانداران بوده و بیشترین غلظت آن در بدن سخت پوستان، شکم پایان، سرپایان می باشد. رنگدانه هموسیانین در بدن آن ها حاوی مس است و سمی ترین فلز بعد از جیوه و نقره بوده و به دلیل کاربرد در ساخت ضد زنگ و استفاده در بدنهی کشتیها، در بدن طیف وسیعی از موجودات دریایی مشاهده میشود. ماهیت مس در آب بستگی به pH و غلظت کربنات ودیگر آنیون های محلول در آب دارد. متداولترین حالات اکسایشی مس شامل یونهای تک ظرفیتی و دو ظرفیتی میباشند، سمیت مس با افزایش سختی آب و مواد آلی محلول در آب کاهش مییابد. در آب های سخت، مس به ترکیبات کربناته تبدیل میشود و به آرامی از حالت محلول خارج میگردد، و همراه با دیگر ذرات رسوب میکند. هم چنین کلسیم با مس برای نشستن برروی مکانهای فعال زیستی رقابت میکند و بدین ترتیب سمیت مس کاهش مییابد، در رسوبات، مس به صورت ترکیبات سولفیدی، هیدروکسیدی و کربناته در میآید. انحلال مس در دریا به صورت +CuCO3,Cu2+,CuOH+ میباشد، مس از جمله فلزاتی است که طی جذب سطحی به راحتی از حالت محلول به صورت ذرات جامد در میآید. اغلب مس موجود در دریا به این صورت است (Nzikho, 2013). روی از دیگر عناصر مورد مطالعه است. در آبهایی که قلیائیت پایینی دارند، روی به شکل Zn+2 و کمپلکسهای هیدروکسید دیده میشود و در آبهای دارای قلیائیت بالا معمولا روی، کمپلکسهایی با کربنات و سولفات تشکیل میدهد. روی میتواند در pH بالا بصورت ترکیبات هیدروکسیدی رسوب بدهد همچنین میتواند توسط کربنات کلسیم ته نشین گردد. روی همچنین می تواند با ذرات کلوئیدی و آلی نیز تشکیل کمپلکس بدهد. ۱۰ تا ۷۸ درصد روی موجود در رودخانهها جذب ذرات معلق موجود در آبها میشود و درصدی از آن رسوب میکند (EPA, 2005). ۱-۳-۳ اثر لایروبی بر ماکروبنتوزها درشت بی مهرگان کفزی موجوداتی با اندازه بیشتر از ۵۰۰ میکرون میباشند. دستهای از این موجودات بخشی از چرخه زندگی خود را بر روی بستر زندگی میکنند و بعد از بلوغ وارد لایههای آبی میشوند که زیست شناسان به آنها بنتوزهای موقتی[۱۴] میگویند. دستهای دیگر که تمام مدت زندگی خود را بر روی رسوبات بستر باقی میمانند به نام بنتوزهای دائمی[۱۵] خوانده میشوند (Borja et al., 2000). این موجودات به عنوان اولین مصرف کنندگان در محیط آب از پلانکتونها و مواد موجود در رسوبات بستر تغذیه میکنند و خود نیز منبع تغذیه برای موجودات بزرگتر از جمله ماهیها و دیگر طعمه خواران قرار میگیرند (Ysebaert et al., 2002; Jonsson, 1975).. ماکروبنتوزها نقش بسزایی در آزادسازی فسفر و نیتروژن و سرعت بخشیدن به تولید سایر مواد غذایی و انتقال این مواد به پلانکتونها و دیگر تولیدکنندگان اولیه دارند (Thibodeau et al, 2010). کفزیان به عنوان حلقههای دوم و یا سوم زنجیرهی غذایی، در چرخش مواد غذایی و انتشار انرژی حاصل از تولید کنندگان اولیه به سطوح بالاتر تغذیهای مانند ماهیهای اقتصادی، نقش اساسی دارند. آنها میتوانند با جذب برخی از آلایندهها از محیط نقش ارزندهای در سوخت و ساز و تجزیه آنها داشته باشند (Newell et al., 1998). طبق بررسیهای به عمل آمده لایروبی می تواند شماری از اثرات زیست محیطی مختلف بر بستر آبها ایجاد نماید. جا به جایی رسوبات و تغییر در ساختار بستر، تغییر در عمق، تغییر در شدت امواج و دیگر تغییرات فیزیکی محیط، از جمله مواردی هستند که به شدت موجودات مقیم آن را تحت تأثیر قرار میدهند. حمل و انتقال رسوبات موجب جا به جایی موجودات کفزی به مکانهای دیگر، ایجاد فشارهای محیطی شدید در مراحل مختلف رشد آنها و یا در نهایت سبب بالا رفتن آمار مرگ ومیر در این آبزیان میگردد. ایجاد ارتعاش و آلودگی صوتی، از دیگر عوامل است که سبب مهاجرت بسیاری از موجودات متحرک شده، و فیزیولوژی دیگر موجودات ساکن در محیط را دچار تغییر میکند. طبق نظر دانشمندان، در محیطی که لایروبی انجام میشود، نه تنها آلودگی فیزیکی به دنبال دارد بلکه با افزایش تیرگی آب و کاهش فعالیتهای وابسته به نور و همچنین با آشفته ساختن رسوبات و رها سازی آلایندههای شیمیایی مانند: هیدروکربنها و فلزات سنگین و یا مواد مغذی درون رسوبات سبب افزایش قابلیت دسترسی زیستی و ایجاد تغییر در ترکیب موجودات و جوامع بنتیک موجود در آن ناحیه میگردد (Eggleton and Thomas, 2004;Vandecasteel et al., 2004). شکل(۱-۳) اسکله سیزده اروند رود را در هنگام اجرای عملیات لایروبی نشان میدهد. هدف اصلی این شکل نشان دادن بخشی از حجم رسوبات جا به جا شده میباشد. شکل۱-۳ -حمل و انتقال رسوبات اروند رود از اسکله سیزده در هنگام لایروبی برای پیش برد اهداف حفاظت و ایجاد پایداری زیست محیطی در ارزیابی بنتیکها، به آگاهیهایی در مورد مسائل زیست محیطی ناشی از لایروبی نیاز است که به قرار زیر می باشند: فراهم ساختن شناخت گسترده مکانی از محیط بستر دریا داخل و اطراف ناحیه عملیات لایروبی که شامل شناسایی گونه ها یا زیستگاههای مهم و حساس باشد. بررسی چگونگی تغییرات ایجاد شده در طول زمان لایروبی از نظر ماهیت، تراکم و فاصله مکانی که ممکن است به اثرات لایروبی و مواد تجمع یافته حاصل از آن مربوط باشد. مشخص کردن شرایط مجاز، که کمترین تأثیر را بر محیط زیست داشته باشد. بررسی چگونگی ادامه و اجرای شرایط مجاز و کم ضرر. مشخص نمودن تأثیرات نا مطلوب ایجاد شده ناشی از لایروبی و پیامدهای آن در محیط زیست (DTLR, 2002). ۱-۳-۳-۱ تأثیر آلایندهها بر موجودات کفزی آزمایشات نشان دادهاند که آلاینده ها آثار سوء مستقیم وغیر مستقیم زیادی روی محیط زیست دارند، تغییر کیفیت آب و در پی آن تغییر پراکنش موجودات کفزی را میتوان ازجمله این موارد دانست. بنابراین ضمن نمونه برداری از محیطهای آبی و کفزیان می توان به وضعیت سلامت آب پیبرد، طبق بررسیهای انجام شده، آلودگی محیطهای آبی سبب محدودیت در تنوع بیمهرگان بزرگ کفزی میگردد، به طوری که تنها گونههای بسیار مقاوم در غلظت کم اکسیژن باقی خواهند ماند. از طرف دیگر تشکیل لجن و نفوذ مواد شیمیایی سمی نه تنها ممکن است سبب کاهش جمعیت یک گونه گردد، بلکه امکان دارد باعث حذف کامل جامعه بیمهرگان بزرگ کفزی در آن منطقه آلوده شود (کریمیان و همکاران، ۱۳۸۸). وقتی جمعیت موجودات با یک آشفتگی طبیعی مانند: طوفان یا امواج شدید رو به رو میشوند کم کم بازسازی[۱۶] کرده و آسیب وارد شده را جبران میکنند، اما در اثر فعالیتهای گوناگون صنعتی و کشاورزی انسان، تغییرات فیزیکی، شیمیایی و یا اکولوژیکی در محیط ایجاد میشود که در این صورت بازسازی به سهولت انجام نمیشود و اجتماع موجودات را به ایجاد حالت جدید وادار می کنند (Bradshaw et al., 2001).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ارزش اصلی تدابیر اعتمادسازی ممکن است در روند واقعی اعتمادسازی در زمان صلح باشد که به آرام شدن تنشها کمک میکند، به گونه ای که احتمال ایجاد بحرانهای جدی را از میان میبرد. (روشندل و سیف زاده، ۱۳۸۲، ص۲۱). «اعتمادسازی» به مجموعه ی اقدامهای عملی اطلاق میشودکه به دلیل ایجاد فضای همکاری، کاربرد پیدا میکند و منظور از آن ایجاد نوعی حس همکاری بین طرفین با درک این مطلب است که همکاری امکان پذیر بوده و بهتر از رویارویی است. این تدابیر همچنین موجب این درک متقابل میشوند که منافع ملی را میتوان از طریق همکاری و نه از طریق رویارویی ارتقا بخشید و از برخورد ناخواسته و تصادفی دو طرف ممانعت به عمل آورد. افزون بر این، اقدامهای اعتمادسازانه تعامل انسانی را امکان پذیر میسازد و کمک میکنند تا دشمن را بشناسیم و به دیدگاه او پی ببریم، و این درک متقابل را فراهم میآورد که این اقدامها در نهایت میتوانند تنشها را کاهش دهند. یکی از مهم ترین مفاهیم مطرح شده از اقدامات اعتمادسازانه تعریف یوهان هولست است. وی معتقد است: اقدامهای اعتمادسازی ممکن است به عنوان ترتیباتی به منظور ارتقای اطمینان فکری و اعتماد به قابل اطمینان بودن کشورها تعبیر گردد. (ابراهیمیفر، ۱۳۸۱، ص۲۸) به بیان دیگر، نیاز مبرم به اعتمادسازی نشانگر آن است که مشکل امنیتی وجود دارد. اعتمادسازی به کشورهای منطقه ی خلیج فارس کمک میکند تا بر موانع سیاسی و روانی عدم اعتماد و سوءظن موجود غلبه نمایند و یک هدف مشترک را تحقق بخشند. اقدامات اعتمادسازانه میتوانند کمکهای مهمیبه ترویج نگرش همکاری امنیتی در میان هر یک از دولتهای منطقه بنمایند. همچنین این اقدامات میتوانند با نهادینه کردن مجاری گفتگو و با مدیریت بحران و جلوگیری از منازعه، موجب ایجاد ثبات هرچه بیشتر در منطقه گردند. نهایت اینکه اقدامات اعتمادسازانه میتوانند به عنوان نشانه ی همکاری منطقه ای به کار روند و موجب هر چه بیشترشدن تنش زدایی و اختلاف بین کشورهای منطقه ی خلیج فارس گردند. واقعیت این است که امنیت خلیج فارس از طریق استفاده از نیروی نظامیتأمین نخواهد شد؛ (بیلیس، ترجمه ی مجدی نجم، ۱۳۷۹، ص ۵۷). چرا که شرایط کنونی منطقه با گذشته تفاوت قابل ملاحظه ای نموده است و صرف تقویت نیروهای نظامینمیتواند ضامن امنیت کشورهای منطقه باشد. امروزه کشورهای منطقه باید از طریقافزایشامنیتدرمنطقه خلیج فارس، بتوانند امنیت خود را بر پایه ی اعتماد متقابل، گسترش منافع و همکاری مشترک تأمین نمایند. با توجه به عواملی که در ذیل ذکر میشوند، میتوان به ضرورت و اهمیت اعتمادسازی در منطقه ی خلیج فارس پی برد: اول اهمیت راهبردی نفت خلیج فارس در آینده نیز ادامه خواهد داشت. از اینرو، کشورهای صنعتی شیوههای لازم برای مهار جریان نفت را به کار خواهند بست. مجموعه ی مسائل حساس در مهم ترین منطقه ی سیاسی جهان، بازار نفت را همچنان به صورت یک مرکز سیاست زده نگاه خواهد داشت. اعتماد متقابل کشورهای منطقه و افزایش سیاستهای تنش زدایی بین دولتها میتواند به عنوان مهم ترین ابزار مقابله با این بحرانها تلقی شود. از سوی دیگر، کشورهای منطقه ی خلیج فارس با توجه به پیوستگی منافع برای بقا، پایداری و مقابله با خطرات، به ارتباط و اعتماد متقابل نیاز مبرم دارند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
دوم. با توجه به جهانی شدن اقتصاد، به نظر میرسد تهدیدها و جنگهای آتی جهان کمتر به خاطر تمدنها، بلکه بیشتر به سبب تعارض منافع گوناگون از جمله منافع اقتصادی صورت بگیرد ( ال اسپوزیتو، ۱۳۶۷، فصلنامه ی سیاست خارجی، ص ۳۱۴). از این رو، چالشهای سیاسی و امنیتی در جهان با ارتباط و وابستگی فزاینده ای که دارند، به شناخت منافع مختلف و مشترک منطقه ی خلیج فارس نیاز دارند. پس هدف اقدامات اعتمادسازانه تحول و دگرگون ساختن چارچوب روابط معلوم و مشخص است که در آن بدگمانی و سوءظن عمیق دوجانبه یا چند جانبه و نگرشی تردیدآمیز نسبت به دیگران وجود ندارد. میتوان گفت: اقدامات اعتمادسازانه ی ایران دارای چهار نقش مکمل هستند:
-
- نقش آموزشی؛ تا از این طریق، کشورها با یکدیگر آشنا شوند و درک متقابل یکدیگر در منطقه پدید آید.
-
- نهادینه کردن مجاری گفتگو میان ایران و کشورهای منطقه و کمک به مدیریت بحران؛
-
- دست یابی به نیات و مقاصد کشورهای منطقه؛
-
- ایجاد همکاری منطقه ای و ارسال پیامهای همکاری و مصالحه در صورت ضرورت.
واقعیت این است که امنیت واقعی منطقه ای ایران در خلیج فارس از طریق استفاده از نیروهای نظامیتأمین نمیشود؛ چرا که شرایط کنونی با سالهای گذشته تفاوت قابل ملاحظه ای نموده است. با در نظر گرفتن این شرایط، وجود یک برنامه ریزی منسجم و هماهنگ و اتخاذ مواضع انعطاف پذیر در خصوص کشورهای منطقه، یک ضرورت تلقی میگردد. دلایل عمده ی به کارگیری اقدامات اعتمادسازانه در منطقه از سوی ایران را میتوان این گونه خلاصه کرد: – ایران کشور قدرتمند و پرنفوذی بوده که از سوی برخی از کشورهای منطقه مورد سوءظن است. – با توجه به تک محصولی بودن ایران، مسئله ی امنیت ایران به منظور مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی با تأکید بر جنبههای علمیو نفی شعار، باید مورد بررسی قرار گیرد. – متغیرهای روانی، فرهنگی و محیطی نقش مهمیدر تأمین امنیت اقتصادی ایران دارند؛ عواملی همچون سرمایه گذاری جدید، بهبود سطح فناوری، توسعه ی تولید انرژیهای جایگزین نفت، قابل ملاحظه اند. – کاهش درآمدهای نفتی ایران همراه با تغییرات جمعیتی غیرقابل کنترل، بی نظمیهای ساختاری ایران را تشدید خواهد نمود. این کشور به همکاری و مشارکت اقتصادی کشورهای همسایه و منطقه نیاز مبرم خواهد داشت. جمهوری اسلامیایران بی تردید، یک قدرت منطقه ای است و نادیده گرفتن این قدرت موجب ظهور مشکلاتی برای کشورهای منطقه خواهد شد. سواحل طولانی ایران در خلیج فارس و دریای عمان، جمعیت جوان و بسیار، سرزمین گسترده و عمق راهبردی و وجود منابع نفتی و گاز سرشار موجب مزیت جمهوری اسلامیدر کنار همسایگان خویش هستند. از سوی دیگر، عواملی همچون عدم حل قضیه ی فلسطین و به نتیجه نرسیدن طرحهای صلح خاورمیانه، سر سختی سران اسرائیل در مذاکرات صلح، عدم فشار آمریکا به اسرائیل در روند مذاکرات و تقابل سیاستهای جمهوری اسلامیایران و رژیم صهیونیستی، سران کشورهای منطقه ی خلیج فارس را به اندیشه ی ایجاد توازن در منطقه وامیدارد، به ویژه آنکه رژیم اسرائیل با ترکیه پیمان همکاری استراتژیک منعقد نموده و استراتژی مشترک «ضد عرب، ضد فارس» را دنبال مینمایند. از این لحاظ جمهوری اسلامیایران و کشورهای عربی منطقه در صف مقابل قرار دارند. راهها و اقدامات اعتمادسازی و تنش زدایی در منطقه با توجه به شرایط جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و استراتژیک مشترک کشورهای منطقه ی خلیج فارس، حصول به دو هدف اساسی «امنیت» و «منافع ملی کشورها» در سایه ی وحدت و هویت منطقه ای میسر است. بنابه علل اختلاف نظرهای جغرافیایی، همکاری در زمینههای اقتصادی و فنی، که بر همکاریهای سیاسی – استراتژیک ترجیح دارند، اساس یک نظام امنیتی مبتنی بر همکاری منطقه ای و سالم و راه منحصر به فرد این کشورها برای رسیدن به اهداف است که در این بخش، الگوهای مناسب ذیل پیشنهاد میشوند:
-
- اسلام به عنوان ایدئولوژی حاکم بر ملتهای منطقه، باید حامل پیام وحدت آفرین باشد. از تعصبات خشک باید دوری جست و از این طریق، از رقابت ایدئولوژیک و جنگ سرد اسلامیاعراض نمود و کانون تشنج را از بین برد.
-
- ایجاد روابط برادرانه بین کشورهای مسلمان منطقه و عدم گرایش به «پان»های مختلف و رفع تمایزات بین عرب و فارس و اقدام به احساسات زدایی از جمله موارد سیاست خارجی کشورهای منطقه است؛ همچنین تأکید بر این موضوع که تأمین منافع ملی همه در گرو مسالمت، صلح و همزیستی دسته جمعی است.
-
- ایجاد روابط برابر و بدون اهداف چیرگی و رقابت آمیز، که تا به کنون مورد بهره برداری کشورهای ذی نفوذ در منطقه مانند آمریکا، انگلستان و اسرائیل بوده است.
-
- زدودن ذهنیتهای منفی تاریخی و قبولاندن این موضوع که هیچ یک از کشورها هرگز قصد سلطه بر منطقه را ندارد و این موضوع تبلیغ کشورهای غربی، به ویژه آمریکا است. در این زمینه، باید دشمن واقعی، اصلی، دیرینه و مشترک دنیای اسلام شناسایی شود.
-
- نفت به عنوان بزرگ ترین منبع تحصیل ارز برای کشورها، اصلی ترین منبع درآمد دولتهای منطقه است، به گونه ای که نفت و گاز به تنهایی قریب به ۹۵ درصد مجموع نیازهای کشورهای موردنظر را تأمین میکنند. بدین روی، باید سیاستهای نفتی هماهنگی با کشورهای منطقه در قبال کشورهای صنعتی، به منظور افزایش و کنترل قیمت نفت و حفظ میزان آن اتخاذ گردند.
-
- کاهش بودجه ی دفاعی کشورها و اساس قرار دادن «دفاع» در تولید و تهیه ی تجهیزات نظامیو رفع تبلیغات سوءغرب، به ویژه آمریکا، و جلب اعتماد دولتهای منطقه ی خلیج فارس نسبت به یکدیگر.
-
- اتخاذ تدابیر جدید امنیتی توسط تمام کشورهای منطقه ی خلیج فارس با تکیه بر اصل عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و احساس برابری با همه ی کشورها و نداشتن تمایل به چیرگی در چارچوب امنیتی جدید؛ همان گونه که گفته شد، امنیت منطقه برای دولتهای منطقه اهمیت حیاتی دارد. در این باره، باید کمک کرد تا وابستگی نظامیکشورهای منطقه به غرب کاهش و در مقابل، حاکمیت کشورها افزایش یابد.
-
- گسترش همکاریهای اقتصادی بین کشورهای منطقه و انجام مبادلات پرحجم و سعی در افزایش میزان وابستگی اقتصادی کشورها به همدیگر، که به همان میزان، این وابستگی اقتصادی بر تصمیمات سیاسی تأثیر خواهد گذاشت و کشورهای منطقه را به هم نزدیک تر خواهد کرد و در نهایت، موجب تشنج زدایی خواهد شد. همکاری اقتصادی معمولا از طریق تشکیل اتحادیههای مشترک اقتصادی صورت میگیرد که پس از اعتمادسازی سیاسی نتیجه میدهد. تمام کشورهای منطقه باید در الگوی پیشنهادی اقتصادی، چرخه ی اقتصادی را از مسائل سیاسی جدا نمایند و به نظام اقتصادی خود سروسامان دهند؛ زیرا تنها در این صورت است که میتوان از اهداف ملی کشورها پشتیبانی نمود.
-
- حل اختلافات ارضی و مرزی کشورهای منطقه؛ برخی از دولتهای منطقه به خاطر حضور نظامیآمریکا در خلیج فارس، با انگیزههای سیاسی، تلاش میکنند اختلافات مرزی را بین المللی کنند. این ثابت میکند که بهره گیری سیاسی از این موضوع بر هر ادعای حقوقی واقعی میچربد. کشورهای منطقه باید در قالب سیاست تنش زدایی و اعتمادسازی، روابط خود را با هم توسعه دهند و مسائل پیش آمده را نیز به نحو مسالمت آمیز و از طریق مذاکره ی مستقیم و بدون دخالت کشور ثالث و یا قدرتهای فرامنطقه ای حل نمایند (مرکز مطالعات خلیج فارس ، ۱۳۹۴، ص۹۶).
۳-۴- ویژگیهای جغرافیایی منطقه مورد مطالعه
۳-۴-۱-ایران
ایران در جنوب غربی آسیا واقع است. آسیای جنوب غربی در حقیقت منطقه واسطه بین سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا است که ایران در این منطقه به نحو شدیدی از حوادث این قاره متاثر است. زیرا هر نوع واقعهای که در این قارهها به وقوع بپیوندد و یا روابط سیاسی و نظامیو اقتصادی و فرهنگی بین این سه قاره رخ دهد به صورتی بر ایران تاثیر خواهد گذاشت. سر زمین کنونی ایران که بخش عمد ه ای از فلات ایران تشکیل میدهد با بیش از ۹۰ درصد از مساحت در غرب این فلات واقع شده است. ایران کشوری است که به سبب موقعیت جغرافیایی و نیز دارا بودن منابع انرژی موقعیتی منحصر به فرد دارد. به همین دلیل در تمام گفتمانهای استراتژیک این موقعیت ممتاز را حفظ کرده است در دوره گفتمان ژئواستراتژیک متاثر از نظریههای قدرت دریایی ماهان،هارتلند مکیندر، ریملند اسپایکمن و کمربند شکننده کوهن، موقعیت جغرافیایی اش به علت اتصال به دریای آزاد و در اختیار داشتن تنگه استراتژیک هرمز واز همه مهمتر قرار گرفتن بین دو قدرت بری و بحری در استراتژیهای جهانی جایگاه بالایی پیدا نموده و بر مبنای همین جاذبه ژئواستراتژیکی موقعیت ایران به عنوان یکی از حلقههای مهم سد نفوذ اعتبار ویژه یافت. (عفیفی، ۱۳۸۹، www: o20. ir. htm). – موقعیت ایران ۱۶۴۸۱۹۵کیلومتر مربع وسعت دارد که ۷/۰ آن را آب تشکیل میدهد. ایران با کشورهای ارمنستان، آذربایجان (شامل جمهوری نخجوان) و ترکمنستان در شمال، افغانستان و پاکستان در شرق و عراق و ترکیه در غرب مرز دارد. به علاوه ایران در خلیج فارس با کشورهای کویت، عراق، عربستان سعودی، بحرین، عمان، قطر و امارات متحده عربی مرز آبی دارد. ایران یکی از کشورهای وسیع جهان است که در محدوده ۲۵ درجه و سه دقیقه الی ۳۹ درجه و ۴۷ دقیقه عرض شمالی و ۴۴ درجه و پنج دقیقه الی ۶۳ درجه و ۱۸ دقیقه طول شرقی واقع شده است. عرض جغرافیایی یک کشور مطالب زیادی درباره رابطه آن کشور با خورشید و میزان دریافت، تابش خورشید در آن در اختیار ما قرار میدهد. ایران در عرضهای جغرافیایی بالا قرار دارد و ویژگی عرضهای جغرافیایی بالا این است که تفاوت بین فصلها در آنها بیشتر است. ایران کشور پهناوری است که از نظر جغرافیایی ویژگی خاصی دارد و از لحاظ اقلیمیبسیار متفاوت و متغییر است. کشور ایران سرزمینی نسبتاً مرتفع است به طوری که ارتفاع آن از سطح دریا به طور متوسط بیش از ۱۰۰۰ متر است این سرزمین مرتفع از طرف غرب و جنوب غرب به وسیله رشته کوههای موازی و مرتفعی از نواحی پست و خشک عراق جدا میشود و در شمال و شمال شرقی نیز به وسیله یک سلسله از کوههای مرتفع تر از قفقاز و حوزه دریای خزر و ریگزارهای خشک و بی آب و علف ترکمنستان جدا میشود. در شرق و جنوب شرق نیز کوههای کم ارتفاع تری که پیوستگی آنها به یکدیگر به مراتب کمتر از کوههای شمال و غرب است. کشورها را از همسایگان شرقی جدا میکند. در امتداد سواحل دریای عمان و خلیج فارس نیز چندین رشته کوه موازی که به تدریج بر ارتفاع آنها افزوده میشود وجود دارد که بلندی آنها در حوالی کرمان و شمال غرب استان فارس به حداکثر میرسد و به سلسله جبال زاگرس میپیوندد. سلسله جبال شمالی و غربی و رشته کوههای مرکزی و شرقی با جلگهها و درهها و دشتهای کم عرض خود در مجموع کمتر از دو سوم مساحت کشور را تشکیل میدهد. بقیه مساحت کشور را مناطق کم ارتفاع و پست تشکیل داده اند که این مناطق را میتوان به صورت مثلثی تصور کرد که رأسهای آن در شهرهای بم، سبزوار و قم است. وجود سه سلسله جبال در حاشیههای مرزی که ایران را از همسایگانش جدا میکند و همچنین وجود نواحی پست در مرکز ایران سبب شده که هر سیستم جوی که از هر طرف وارد کشور میشود. در مرکز کشور تحت تأثیر واگرایی قرار بگیرد و همین واگرایی تنها سبب کاهش بارندگی میشود بلکه از دقت پیش بینی هوا نیز میکاهد. (در مقیاس کوچکتر تهران نیز در چنین موقعیتی قرار دارد). چون توزیع ارتفاعات این رشته کوهها از نظر خاصی برخوردار نیست امکان دارد که در طول فصل سرد سال در یک منطقه بارش برف وجود داشته باشد در حالی که در منطقه مجاور که فاصله اش از ایستگاه هواشناسی قبلی به صد کیلومتر هم نمیرسد بارش به صورت باران گزارش شود. کلیه سیستمهای جوی که بر روی ایران اثر میگذارد از نظر بارش تحت تأثیر ارتفاعات به ویژه کوههای غربی (زاگرس) و شمالی (البرز) ممکن است تقویت یا تضعیف شود. در عین حال این رشته کوهها در تعیین مسیر حرکت سیستمهای جوی نیز تأثیر زیادی دارد و یا به عبارتی همین ارتفاعات تفاوت اقلیمیمتنوعی را در سطح ایران ایجاد میکند. همین ارتفاعات حتی اقلیم کشورمان را از اقلیم مناطق مشابه و هم عرض بر روی کره زمین متمایز میکند (عفیفی، ۱۳۸۹، www: o20. ir. htm). – موقعیت ریاضی ایران در نیمکره شمالی کره زمین در فاصله مدارهای ۲۵ درجه و ۳۹ دقیقه عرض شمالی و نصف النهارهای ۴۴ درجه و ۲ دقیقه تا ۶۳ درجه و ۲۰ دقیقه طول غربی قرار گرفته است. موقعیت جغرافیایی ایران نشان میدهد که تمام خاک کشور در منطقه معتدله کره زمین واقع شده است. در واقع موقعیت ریاضی یک کشور بر روی کره زمین دوری و نزدیکی آن از خط استوا را نشان میدهد ویکی از عوامل تعیین کننده وضعیت آب و هوایی یک کشور است. از این رو ایران به طور معمول فاقد آب و هوای سرد بوده ومعمولاً در عرض جغرافیایی بالا (۶۰ تا ۹۰ درجه) وجود دارد و مشاهده آب و هوای سرد در بعضی نقاط آن به علت عبور جریانهای هوای سرد ارتفاع زیاد از سطح دریاست و به عرض جغرافیایی مربوط نمیشود (طاهری و موسوی، ۱۳۸۷، ص ۵). – موقعیت نسبی منظور از موقعیت نسبی نزدیکی یا دوری از دریا یا مجاورت با یک دولت پر قدرت و توسعه طلب است. کشورهای جزیره ای یا کشورهای که بکلی در خشکی محاط شده اند، کشورهای که مجاور یک کانال یا تنگه بین المللی راهبردی قرار دارند مزایا و مشکلاتی دارند که بررسی آنها از نظر جغرافیایی سیاسی مهم است. از طرف دیگر باید دانست که گرچه موقعیت نسبی یک کشور ثابت است اهمیت آن با گذشت زمان تغییر میکند و بیشتر معلول جابه جایی قدرت و تغییر در برداشتها و ادراکات جامعه بین المللی است در ارزیابی قدرت هر حکومت همواره عامل دوری و نزدیکی با دریا مورد نظر بوده و بر اساس همین عامل نظریههای مهم ژئو پلیتیکیهارتلند (مکیندر)و تفوق قدرت دریایی (ماهان) ارائه شده است این نظریهها که در شکوفایی اندیشه جغرافیدانان و سیاستمداران نقشی بسزایی داشته است. (میر حیدر، ۱۳۸۴، ص ۱۰۹) ایران اگرچه از اقیانوسها و دریاهای بزرگ فاصله دارد ولی در دو سوی شمال و جنوب به دریا منتهی میشود. از طرف شمال با دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه بسته جهان همسایه است. ارتباط دریایی از طریق این دریاچه با روسیه قزاقستان و ارتباط دریایی و زمینی با جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان و ترکمنستان از اهمیت خاصی برخوردار است. از طرف جنوب ایران از طریق خلیج فارس و دریای عمان با دنیای خارج ارتباط دارد و بیش از ۸۵ درصد واردات و ۹۵ درصد صادرات ایران از طریق این منطقه صورت میپذیرد علاوه بر آن خزر وخلیج فارس دو منبع اقتصادی و تأمین انرژی ممتاز درجهان محسوب میشوند(طاهری و موسوی، ۱۳۸۷، ص ۵). نوپایی: به جز ترکیه و روسیه (حتی ترکیه نیز از قدمت زیادی برخوردار نیست، اگر ما آن را فقط یکی از بخشهای امپراطوری فرو پاشیده عثمانی بدانیم). عمر تأسیس هیچ یک از کشورهای همجوار ایران به یک قرن نمیرسد. این نوپایی زمینه نداشتن بلوغ سیاسی و نوعی وابستگی به قدرتهای منطقه ای و فرا منطقه ای را برای آنها فراهم آورده است. به همین دلیل موجهای کوتاه بحران زا باعث تنش و ناپایداری درونی آنها میشوند ( اخباری، نامی، ۱۳۸۹، ص۱۹۹). ناهمگنی: اغلب این کشورها از نظر ترکیب زبانی، قومیو مذهبی جزو دولتهای ناهمگن هستند و این سبب تکوین چالشهای دیرینه و عمیق فرهنگی و در نهایت باعث ناپایداری آنها شده است(اخباری، نامی، ۱۳۸۹، ص۱۹۹). تداخل علایق و منابع فرهنگی: تداخل علایق و منابع فرهنگی اغلب کشورهای همجوار ایران با یکدیگر و در تکوین منابع بالقوه و مستمر مشاجره و تنشهای دو یا چند جانبه، نقش بزرگی ایفا میکند(اخباری، نامی، ۱۳۸۹، ص ۱۹۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شک به نفع متهم، با کودک بر اساس نظام خاص دادرسی نوجوانان برخورد شود.[۲۰] جزء«الف» بند «۳» ماده ۴۰ کنوانسیون، یکی از تکالیف اعضا را به این شرح بیان میدارد. «تعیین آستانه حداقلی سن که در پایینتر از آن فرض بر این است که اطفال فاقد قابلیت برای نقض حقوق کیفری هستند» (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در پاراگراف ۳۰ نظریه تفسیری حقوق کودک۲۰۰۷ چنین آمده است:« بند ۳ ماده ۴۰ کنوانسیون، کشورهای عضو را ملزم میدارد که در کنار سایر الزامات، پیشبینی حداقل سنی را که اطفال در پایینتر از آن فاقد قابلیت برای نقض حقوق کیفری فرض میشوند در دستور کار قرار دهند. اما خود کنوانسیون حداقل سنی بخصوص را در این زمینه ذکر نکرده است. تفسیر کمیته از این مقرره این است که دولتهای عضو متعهد هستند که حداقل سن مسؤولیت کیفری را مشخص سازند. این حداقل سن لوازمی به شرح ذیل دارد: اطفالی که در سنی پایینتر از حداقل سنی مزبور، مرتکب جرم میشوند نمیتوان در قالب رسیدگی کیفری مسئول تلقی نمود. حتی اطفال(بسیار) کوچک هم در حقیقت واجد قابلیت نقض حقوق کیفری هستند ولی چنان چه این گونه اطفال در سنی کمتر از حداقل سن لازم برای مسؤولیت کیفری دست به ارتکاب جرم زنند فرض غیر قابل رد (بدون امکان اثبات خلاف) این است که در قالب آیین دادرسی کیفری نمیتوان آنها را رسما متهم و مسئول قلمداد نمود. البته برای این گونه اطفال نیز در صورت لزوم، با رعایت اصل اقرب به منافع طفل میتوان اقدامات حمایتی خاصی را در نظر گرفت. اطفالی که در زمان ارتکاب جرم (یا به تعبیر دیگر در حین نقض حقوق کیفری) حائز سن حداقل لازم برای مسؤولیت کیفری بوده و یا بالاتر از این سن ولی کمتر از ۱۸ سال داشتهاند، میتوانند رسما متهم شده و مشمول آیین دادرسی کیفری قرار گیرند. در عین حال این رسیدگی و از جمله نتیجه نهایی آن باید با تبعیت کامل از اصول و مقررات کنوانسیون به نحوی که در نظریه کلی حاضر تشریح گردیده انجام یابد.[۲۱] در پاراگراف ۳۳ نظریه تفسیری حقوق کودک ۲۰۰۷ چنین آمده است:« کمیته از دولتهای عضو میطلبد که حداقل سن برای مسؤولیت کیفری خود را به سطح دوازده سالگی پایین نیاورند زیرا حداقل سنی بالاتر مثلا چهارده یا شانزده سالگی به تحقق نظام مطلوب دادرسی صغار که مطابق جزء بند «۳» ماده ۴۰ کنوانسیون، بدون توسل به رسیدگی قضایی به امور مربوط به اطفال معارض قانون رسیدگی می کند حکم خواهد کرد. البته مشروط بر این که حقوق انسانی اطفال و تضمینات قانونی نیز کاملا رعایت شوند. به همین لحاظ از دولتهای عضو انتظار میرود که در گزارشهای تسلیمی خود، با ارائه جزییات دقیق به کمیته اطلاع دهند که با اطفال کمتر از سن مسؤولیت کیفری به نحو پیش بینی شده در قوانین آنها، چنان چه ناقض حقوق کیفری شناخته و یا مظنون یا متهم به نقض آن باشند چگونه رفتار میشود و چه تضمیناتی از لحاظ قانونی وجود دارد که رفتار با این دسته از اطفال به اندازه رفتار با اطفال دارای سن حداقل یا بالاتر از آن، منصفانه و عادلانه باشد»[۲۲] گفتار سوم: سن مسؤولیت کیفری کامل یا رشد کیفری موضوع این گفتار پیرامون سن مسؤولیت کیفری کامل است که در بخش نخست به تعریف آن میپردازیم و در ادامه، ضوابط ناظر بر رشد کیفری در حقوق ایران و در حقوق بین المللی را مطرح خواهیم کرد. الف- تعریف سن رشد کیفری یا مسؤولیت کیفری کامل: رشد در لغت به معنای هدایت است و آن حالتی است در انسان که مانع از تضییع مال و صرف آن در راههای غیر عقلایی میشود و از نظر حقوقی رشد کیفیت نفسانی است که دارنده آن میتواند نفع و ضرر (رشد مدنی) یا حسن و قبح(رشد جزایی) را تشخیص دهد. چنین کسی را رشید گویند.[۲۳] فاقد این وصف اگر به حد جنون نرسد و صغیر نباشد سفیه خوانده میشود و صفت او را سفه گویند. رشد در اثر نمو قوای دماغی در شخص ایجاد میشود، تشخیص این امر در هر فردی به وسیله آزمایش در اموری که مناسب با وضعیت جسمانی اوست به عمل میآید تا قدرت و استعداد او در ضمن اداره و تصرف او در اموال ثابت گردد. چنان چه دو شرط فوق نمو( جسمانی و نمو عقلانی) در کسی پیدا شود معلوم میشود که دوران صغر او خاتمه پذیرفته است. هر چند که رشد به مبنای قوای جسمی و دماغی شخص سنجیده میشود ولی همواره محیط اجتماعی و تعلیم و تربیت نیز در آن مؤثر میباشد به همین جهت کسی که بالغ میشود یعنی به نمو جسمی لازم رسیده، الزاما رشید نیست. زیرا ممکن است به نمو عقلی و روحی لازم نرسیده باشد.[۲۴] امروزه برخی صاحب نظران مسأله شرط بودن رشد در مسؤولیت کیفری را طرح کردهاند. رشد جزایی عبارت است از آن که عقل به مرتبهای از کمال برسد که بتواند مسؤولیت کیفری را تشخیص بدهد. اما اگر کسی عاقل باشد ولی نتوانسته باشد به مسؤولیت کیفری خود در مقابل عملی که انجام میدهد آگاهی داشته باشد، رشد جزایی ندارد. دلیل بر این مطلب این است که شخصی که نمیتواند تشخیص دهد عمل وی جرم است با دیوانهای که او نیز نمیتواند تشخیص دهد عمل وی جرم است تفاوتی ندارد و اگر بنا باشد چنین شخصی را که قدرت تشخیص ندارد بتوانیم مجازات نماییم، لازم است که شخص دیوانه را نیز بتوانیم مجازات نماییم زیرا ملاک در مجازات تشخیص جرم است.[۲۵] مسأله مهمی که در عبارت بالا بدان اشاره نشد این است که معمولا در چه سنی کودک میتواند مسؤولیت کیفری و عواقب اعمال خود را تشخیص دهد. به نظر میرسد انسان در سنین پایینتر، حتی قبل از بلوغ میتواند زشتی و نادرست بودن عمل را تشخیص دهد. مسأله تشخیص خوبی و بدی به تنهایی کافی نمیباشد. بلکه باید فرد به میزانی از درک و شعور برسد که اولا قبح عمل را تشخیص دهد و ثانیا آثار و نتایج عمل خود را پیشبینی کند. در نتیجه تشخیص حداقلی خوبی و بدی عمل به تنهایی کافی نیست. کودکان تا حدی درک میکنند ولی برای پذیرش مسؤولیت کیفری این میزان کافی نیست. هم چنین نظریه شرط بودن رشد در مسؤولیت کیفری را به علامه حلی در کتاب تحریر الاحکام نسبت می دهند. اما به نظر میرسد با توجه به صدر و ذیل کلام علامه در مبحث شرایط قصاص و کتابهای دیگر ایشان منظور ایشان از به کار بردن این کلمه و رشد اصطلاحی نبوده است بلکه رشد در اینجا به معنای عقل در برابر جنون است.[۲۶] به هر حال به اعتقاد برخی مفهوم رشد عام است و اختصاص به امور مدنی و مالی ندارد و شامل امور کیفری نیز میشود. این مطلب را میتوان از برخی روایات استنباط کرد. البته عرفی بودن اصطلاح رشد و تأکید برخی فقها بر این که رشد و سفه دارای حقیقت شرعیه نیستند مؤید این موضوع است که مفهوم رشد به مسایل مالی اختصاص ندارد.[۲۷] شایان ذکر است که در این مسأله ضمیمه کردن مباحث قرآنی درباره مسأله بلوغ رشد و اصطلاحات مسأله میتواند بسیار راه گشا باشد و در پایان میتوان نتیجه گرفت که به نظر میرسد میزان درک صد در صد افراد برای پذیرش مسؤولیت ضروری است و محدوده ایجاد چنین ادراکی در اکثر مناطق دنیا بین ۱۵ تا ۱۸ سالگی تعیین شده است. با توجه به ظهور تدریجی و غیر دفعی اراده و ادراک و قدرت تمیز در اشخاص اهلیت و صلاحیت شخص نیز به تدریج حاصل میشود، لذا همراه با این ظهور تدریجی فرد به تدریج باید با مراتبی از مسؤولیت جزایی و تحمل تبعات کیفری جرم مواجه شود. پس از گذر از این مرحله و ظهور کامل اراده و ادراک در فرد و در تحقق کامل تمیز، بلوغ و رشد به عنوان سه مؤلفه مهم مسؤولیت جزایی، ملزم به پاسخ کامل در قبال نتایج زیان بار جرم ارتکابیاش میباشد. سنی که شخص پس از رسیدن به آن مشمول مسؤولیت تام جزایی و مقررات کیفری بزرگسال خواهد بود و تفاوتی با آن نخواهد داشت را سن بلوغ کیفری میگویند.[۲۸] بنابر آن چه که گفته شد قوانین جزایی بر پایه فرض مسؤولیت کیفری بنا نهاده شده است. لذا شخص وقتی مسئول پاسخگویی به اعمال خود میباشد که دارای قدرت شعور و قوه تمیز و ادراک و آگاهی کافی باشد و با توجه به خصوص تدریجی و غیر دفعی این مسأله سنی که کودک در زیر آن سن فاقد درک و آگاهی و بالتبع عدم مسؤولیت برای پاسخ گویی بوده تا محدوده سنی مشخص که فرد پس از رسیدن به آن دارای ادراک و آگاهی کامل و در نتیجه قدرت پاسخگویی و مسؤولیت تام میباشد. اتخاذ سیاست جنایی افتراقی و مسؤولیت کاهش یافته برای افراد در فاصله سنی حداقل سن مسؤولیت کیفری تا سن بلوغ کیفری بدیهی به نظر میرسد.[۲۹] ب- ضوابط ناظر بر رشد کیفری در حقوق ایران در حقوق ایران بر خلاف رشد مدنی که نوعا تعریف شده و برای آن احکام و مقرراتی در مباحث مربوط به حجر و ولایت و امثال آن وضع گردیده است، عنوان رشد جزایی مورد توجه قرار نگرفته است و مقررات و احکام خاصی در این مورد وضع نشده است. لیکن این امر بدان معنا نیست که اصلا مسأله مورد عنایت قانون گذاران واقع نشده باشد. زیرا در اکثر قوانین جزایی کشورهای مختلف برای مسؤولیت کیفری اطفال و نوجوانان مراتبی را در نظر گرفتهاند که با رعایت آن مراتب، عملا رشد جزایی هم مورد رعایت قرار خواهد گرفت. در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ سن ۱۸ سال به صورت ضمنی به عنوان سن رشد کیفری شناخته شده است در حالی که تا پیش از آن مفهوم رشد صرفا اختصاص به امور مدنی داشت در قانون جزای ۱۳۹۲ از شبحه در کمال رشد و کمال عقل سخن گفته شده و برای اولین بار رشد به عنوان شرط مسؤولیت کیفری در جرایم مستلزم قصاص و حد شرعی شناخته شده است. علاوه بر سن بلوغ در هنگام ارتکاب جرم، مرتکب باید دارای قوه تمیز و تشخیص هم باشد تا مسؤول تلقی شود. بدین ترتیب چنان چه قاضی احراز کند که طفل خاطی علاوه بر بلوغ جسمانی در هنگام ارتکاب جرم دارای قوه تمیز و تشخیص بوده است می تواند نسبت به تعیین مجازات اقدام کند در غیر این صورت با احراز فقدان قوه تمیز کافی برای تحقق مسؤولیت، طفل مسؤول رفتار خود شناخته نمیشود و به جای مجازات دادگاه میتواند کودک را برای تربیت به سرپرست کودک بسپارد و یا به کانون اصلاح و تربیت اعزام کند. هم چنین درباره کودکان و نوجوانانی که مرتکب جرایم تعزیری میشوند(و نه جرایم مستوجب حد) و سن آنها در زمان ارتکاب نه تا پانزده سال تمام شمسی است حسب مورد یکی از تصمیمات مذکور در بند الف و تبصره های ماده ۸۸ قانون ۱۳۹۲ را به مورد اجرا گذارد.[۳۰] معیار بلوغ به عنوان نقطه پایان صغارت تأمین کننده ضرورتهای زندگی امروز نیست و این به خصوص در مورد دختران که بلوغ زود هنگامی دارند انکارناپذیر است. همین مسأله باعث شده گروهی، حمایتهای مربوط به حضانت طفل را تا زمانی که بالغ نشده و رشید میگردد پایدار بدانند.[۳۱] ج- ضوابط ناظر بر رشد کیفری در حقوق بین الملل مربوط به دادرسی اطفال در پاراگراف ۳۰ نظریه تفسیری حقوق کودک۲۰۰۷ چنین آمده است: « مستفاد از گزارشهای تسلیمی توسط دولتهای عضو، وجود مقررات گوناگونی درباره حداقل سن لازم برای مسؤولیت کیفری است. طیف سنی مذکور از سنین بسیار پایین مانند هفت یا هشت سالگی شروع میشود و به حد بالای سن که موجب تحسین است یعنی چهارده یا شانزده سالگی ختم میشود. شمار نسبتا اندکی از دولتهای عضو نیز از دو حداقل سنی متفاوت برای مسؤولیت کیفری استفاده میکنند. در این کشورها اطفال معارض قانون که به مرز حداقل پایین سنی رسیده یا از آن فراتر رفتهاند ولی به حداقل سنی بالاتر نرسیدهاند فقط در صورتی که در زمینه مورد نظر به کمال و رشد لازم رسیده باشند، واجد مسؤولیت کیفری فرض میشوند. ارزیابی این رشد و کمال بر عهده قاضی یا دادگاه محول شده بدون این که جلب نظر متخصص روان شناس ضروری باشد این وضع عملا موجب میشود که در مورد جرایم مهمتر حداقل سنی پایینتر ملاک عمل قرار گیرد به همین جهت نظام دارای دو حداقل سنی متفاوت نه تنها موجب ابهام و تردید میشود بلکه اختیارات فراوانی را به دادگاه یا قاضی محول میکند که ممکن است به پیدایش رویههای تبعیض آمیز منتهی گردد. نظر به وجود این طیف متنوع از سنین حداقل برای تحقق مسؤولیت کیفری کمیته ارائه رهنمودها و توصیههای روشن به دولتهای عضو در ارتباط با حداقل سن لازم برای مسؤولیت کیفری را ضروری میبیند».[۳۲] در پاراگراف ۳۲ نظریه تفسیری حقوق کودک ۲۰۰۷ چنین آمده است: «مقرره چهارم از مجموعه قواعد پکن توصیه میکند که با درنظر داشتن واقعیات مربوط به رشد عاطفی، روانی و ذهنی، سن شروع مسؤولیت کیفری نباید در سطح سنی بیش از اندازه پایینی تعیین شود. در تبعیت از این ضابطه کمیته نیز به دولتهای عضو توصیه کرده است که از تعیین سنین بیش از حد پایین برای مسؤولیت کیفری اجتناب نموده و حداقل سن مسؤولیت کیفری موجود خود را اگر پایینتر از اندازه است به سطحی که از نظر بین المللی قابل قبول باشد افزایش دهند. از این توصیهها میتوان نتیجه گرفت که حداقل سن مسؤولیت کیفری کمتر از دوازده سال از نظر کمیته به لحاظ بین المللی قابل قبول نیست. دولتهای عضو ترغیب میشوند که حداقلهای پایینتر را به سطح دوازده سالگی که در تمام موارد مطلقا باید رعایت شود افزایش دهند و حتی هم چنان به افزایش این حداقل به سطوح بالاتر سنی ادامه دهند.»[۳۳] در پاراگراف ۳۴ نظریه تفسیری حقوق کودک ۲۰۰۷ چنین آمده است: « کمیته مایل است از رویهای که به موجب آن مثلا در مواردی که طفل به ارتکاب جرم مهمی متهم شده و یا طفل برای داشتن مسؤولیت کیفری دارای رشد کافی انگاشته میشود، استثناآتی بر قاعده حداقل سن لازم برای مسؤولیت کیفری تجویز میگردد، ابراز نگرانی نماید. کمیته قویا توصیه میکند که دولتهای عضو حداقل سنی را برای مسؤولیت کیفری تعیین کنند که حتی به صورت استثنایی سن پایینتر را اجازه ندهند.»[۳۴] در پاراگراف ۳۶ نظریه تفسیری حقوق کودک۲۰۰۷ آمده است: نکته دیگری که کمیته مایل است توجه دولتهای عضو را به آن جلب نماید موضوع سقف سنی مربوط به اعمال قواعد دادرسی صغار میباشد. اجرای این قواعد ویژه- که مشتمل بر قواعد مخصوص آیین رسیدگی از یک سو و قواعد مربوط به قضازدایی و تدابیر واکنشی مخصوص از سوی دیگر است- با تحقق حداقل سن لازم برای مسؤولیت کیفری مقرر در قوانین کشور مورد نظر شروع و شامل حال تمامی اطفالی میشود که در زمان ارتکاب جرم ادعایی (یا اعمال قابل مجازات به موجب حقوق کیفری) هنوز به سن هجده سالگی نرسیده باشند.[۳۵] در پاراگراف ۳۷ نظریه تفسیری حقوق کودک ۲۰۰۷ آمده است: کمیته مایل است به کشورهای عضو متذکر شود که برای هر طفلی که مظنون یا متهم به نقض حقوق کیفری یا ناقض آن شناخته میشود این حق را پذیرفتهاند که با وی، منطبق با ماده ۴۰ کنوانسیون رفتار شود. معنای این حق آن است که با هر شخصی که در حین ارتکاب جرم ادعایی، کمتر از ۱۸ سال تمام داشته، باید بر طبق قواعد دادرسی صغار رفتار شود.[۳۶] در پاراگراف ۳۸ نظریه تفسیری حقوق کودک ۲۰۰۷ آمده است: بر این اساس، توصیه کمیته این است که آن دسته از دولتهای عضو که قابلیت اعمال قواعد دادرسی صغار خود را به اطفال کمتر از شانزده سال(یا حتی سنین کمتر) محدود میسازند و یا به عنوان استثناء بر قاعده کلی، اجازه میدهند اطفال شانزده یا هفده ساله به عنوان مجرمین بالغ تلقی شوند، به منظور اعمال دقیق و بدون تبعیض قواعد دادرسی صغار خود نسبت به تمامی اشخاص کمتر از سن هجده سالگی، قوانین خود را تغییر دهند. کمیته از این که برخی دولتهای عضو، نسبت به اشخاص هجده ساله یا بزرگتر، معمولا تا سن بیست و یک سالگی، به عنوان قاعده کلی یا در شرایط خاص، اجرای قواعد و مقررات دادرسی صغار را تجویز مینمایند خشنودی خود را ابراز میدارد.[۳۷] گفتار چهارم: سلب آزادی و انواع آن وقتی فردی از سوی حکومت به ارتکاب جرمی متهم میشود، در معرض خطر محرومیت از آزادی قرار میگیرد. در این گفتار سلب آزادی را تعریف کرده و مطرح خواهیم نمود که حکومتها به چه اشکالی میتوانند از شخص متهم به نقض قانون کیفری سلب آزادی نمایند. الف- سلب آزادی پیش از محاکمه توسط مقامات قضایی سلب آزادی از متهم و زندانی کردن او در طول تمام یا قسمتی از تحقیقات مقدماتی توسط مقام صالح قضایی صورت میگیرد. این سلب آزادی از متهم ممکن است در طول جلسات رسیدگی دادگاه تا صدور حکم قطعی نیز ادامه یابد. پیش از محاکمه ممکن است متهم از حقوق بنیادین خود مانند حق آزادی رفت و آمد محروم شود. از آنجا که این مرحله از رسیدگی کیفری، اهمیتی زیادی در شکل گیری پرونده و نتایج بعدی خواهد داشت و در عین حال در این مرحله امکان اعمال فشار، تهدید و حتی شکنجه از سوی پلیس و مقامات دادسرا به منظور اخذ اقرار وجود دارد، مقنن باید توجه بسیار زیادی به این مرحله داشته باشد و حقوق متهم در این مرحله را به صورت جزیی و دقیق بیان و برای تضمین آنها ضمانت اجرا تعیین کند. این مرحله آغاز رسیدگی کیفری محسوب میشود و در این جا است که مقامات قضایی و یا ضابطین بر اساس قرائن به فردی ظنین میشوند، به او اتهامی وارد میآورند، گاه آزادی رفت و آمد را از او سلب میکنند و یا دست به توقیف و بازداشتش میزنند. حق آزادی در اسناد مهم بین المللی نیز به رسمیت شناخته شده است که از جمله میتوان به ماده ۱۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۹ میثاق حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۶ منشور آفریقایی و ماده ۵ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر اشاره کرد. یکی از بارزترین مصادیق آزادی، آزادی تردد و رفت و آمد است اما گاهی مقامات قضایی با صدور قرار بازداشت عملا موجب زندانی شدن متهم در تمام مدت تحقیقات مقدماتی و یا در قسمتی از آن میشوند. هر کس حق آزادی فردی را دارد. بازداشت یا دستگیری تنها در مواردی که مطابق با قانون است مجاز میباشد و آن نباید خودسرانه باشد و تنها در مواردی که مطابق با قانون است مجاز میباشد و تنها توسط مقامات ذی صلاح صورت گیرد. متهم به جرم کیفری نباید تا زمان محاکمه در بازداشت بسر برد. هر کس حق آزادی فردی دارد. این حق، حق بنیادین بشری است حکومتها ممکن است در شرایطی معین افراد را از آزادیهایشان محروم کنند. استانداردهای حقوق بین الملل بشر شامل یکسری تدابیر حمایتی است که تضمین میکند افراد نباید از آزادیشان به طور غیر قانونی یا خودسرانه محروم شوند هم چنین تضمیناتی در برابر دیگر اشکال سوء استفاده از بازداشت شدگان را مقرر میکند. برخی از این استانداردها در مورد همه افراد محروم از آزادی است خواه در ارتباط با جرم کیفری باشند خواه نباشند.[۳۸] به موجب استانداردهای بین المللی، بازداشت و توقیف نه تنها نباید خودسرانه باشد بلکه هم چنین باید با دلیل و مدرک و مطابق با آیین دادرسیهای قانونی باشد.[۳۹] فقط زمانی فرد از آزادیش محروم میشود که آن مطابق با تشریفات رسیدگی قانونی و مدلل باشد. این تشریفات رسیدگی نه تنها در قانون داخلی بلکه باید در استانداردهای بین المللی نیز مورد تأیید قرار گیرد.[۴۰] اصل ۲ مجموعه اصول تصریح میکند: دستگیری، بازداشت یا حبس صرفا باید توسط افرادی که به همین منظور منصوب شدهاند صورت گیرد. این صریحا رویه کلی برخی از کشورها را ممنوع میکند که بخشهایی از کادر نیروهای امنیتی که اختیار قانونی برای بازداشت یا توقیف افراد را ندارند مرتکب این اقدام میشوند.[۴۱] کمیته حقوق بشر نظر داده است که بازداشت قبل از محاکمه باید یک استثناء باشد و تا حد ممکن کوتاه. کمیته اظهار نظر کرده است که بازداشت قبل از محاکمه نه تنها باید قانونی باشد بلکه هم چنین باید در آن شرایط ضروری و معقول نیز باشد. کمیته معتقد است اگر چه به موجب میثاق حقوق مدنی و سیاسی به مقامات اجازه داده شده که به عنوان یک تدبیر استثنایی ضروری برای حضور فرد در دادگاه آنان را قبل از محاکمه در حبس نگه دارند، اما واژه ضرورت را باید تفسیر مضیق کرد.[۴۲] با این وجود کمیته اظهار نظر کرده است که فرض احتمال ارتکاب جرم، کافی برای توجیه بازداشت قبل از انجام تحقیقات و صدور کیفرخواست نیست. به هر حال حبس، یا بازداشت باید برای جلوگیری از فرار، پیشگیری، مداخله در شهادت شهود و دیگر دلایل و هم چنین جلوگیری از ارتکاب جرم دیگر ضروری باشد. کمیته هم چنین متذکر شده که فرد زمانی باید بازداشت شود که احتمال وجود تهدیدی جدی و حتمی برای امنیت باشد و با دیگر تدابیر(خفیفتر از حبس) نتوان آن را کنترل کرد.[۴۳] مقام قضایی ذی صلاح برای اصدار قرار بازداشت موقت باید مکلف به توجیه قرار بازداشت صادر شده باشد و در قرار خود دلایل صدور قرار را ذکر کند تا در صورت اعتراض متهم به این قرار و تجدید نظر خواهی از آن دلایل مذکور در مرحله بالاتر مورد ارزیابی قرار گیرد. اصل ۳۹ مجموعه اصول تصریح میکند: «اگر فرد تا زمان محاکمه در بازداشت بماند مقامات باید ضرورت تداوم را در نظر بگیرند. همانند این که دستور بازداشت به طور منظم و هر چند وقت یک بار قابل تجدید نظر خواهی باشد.[۴۴] لازم به ذکر است که صدور قرار بازداشت موقت باید صرفا در اختیار مقام قضایی باشد و ضابطین دادگستری و مقامات اداری دستگاه عدالت کیفری از چنین اختیاری برخوردار نیستند و الا چنین بازداشتی خودسرانه است. عدم رعایت تشریفات قانونی باید به بطلان قرار بازداشت و مجازات مقام صادر کننده منجر شود زیرا این قرار به محرومیت اشخاص از حق آزادی منجر میشود که علی الاصول این مجازات شدید متعاقب یک رسیدگی و با تصمیم یک مقام قضایی انجام میشود. گاه بر اساس مقررات داخلی یک کشور ممکن است صدور قرار بازداشت موقت به دلیل آن که در قانون تجویز شده است خودسرانه تلقی نشود در حالی که بر اساس استانداردهای بین المللی ممکن است همین بازداشت خودسرانه تلقی شود. به عنوان نمونه چنان چه قانونی به منظور نقض استاندارهای بنیادین بین المللی نظیر حق آزادی بیان وضع شده و درآن جا بازداشت موقت تجویز شده باشد این بازداشت خودسرانه است.[۴۵] ب- سلب آزادی اداری یا پلیسی سلب آزادی اداری موضوع بحث حقوق اداری است و مواردی چون دستگیری بیگانگان واخراج آنها از کشور، دستگیریهای احتیاطی و پیشگیرانه به لحاظ مقاصد سیاسی و امنیتی، دستگیری مجانین و دستگیری افراد ولگرد و متکدی را شامل میشود که از وظایف پلیس اداری در مفهوم وسیع آن میباشد و مقامات اداری بدان میپردازند. سلب آزادی پلیسی موضوع بحث حقوق جنایی است که در صورت ارتکاب جرم و یا ظن قوی به ارتکاب جرم از سوی افراد از طریق مقامات قضایی و به دستور آنان و به وسیله پلیس قضایی و سایر ضابطین-دادگستری بر حسب مورد و در حدود مقررات مربوط و وظایف محوله صورت میگیرد. پلیس به لحاظ وظیفه خود که حفظ نظم، امنیت و آرامش و مسئول برقراری نظم در جامعه است اغلب پیش از سایر مقامات از بزهکاری کودکان و نوجوانان مطلع میشود و برخورد اولیه را با آنان دارد و در ارتباط با اطفال بزهکار نقش اساسی بر عهده دارد. یکی از مسایل مهم در رسیدگی به جرایم کودکان و نوجوانان اولین برخورد آنان با ضابطین قضایی و مأمورین کشف جرم است. مرحله دستگیری کودکان مرحله بسیار حساسی است زیرا در بسیاری از موارد کودک که دارای روحیهای حساس و آسیب پذیر است در مواجهه با اشخاص غیر قرار گرفته و پس از وقوع جرم این مواجهه میتواند در آینده وی بسیار تأثیر گذار باشد. تا جایی که اگر اقدام نامناسب یا خشنی صورت گیرد ممکن است در او حس انتقام جویی، سرکشی و ضد اجتماعی شکل گیرد به این ترتیب آثار مخرب و غیر قابل جبران و ترمیم در روحیه کودک برجای گذارد.[۴۶] مواد مختلف کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۱۹۸۹ از قبیل مواد ۳، ۱۹، ۳۴ و ۳۷ جملگی مشعر به ایجاد و تشکیل پلیس کودک و نوجوان است. با توجه به توصیه قضات دادگاههای کودکان در اجلاس بین المللی ژنو در سال ۱۹۷۰ مبنی بر ایجاد پلیس کودک و نوجوان، باید اهتمام لازم از سوی مسئولین داخلی در این خصوص انجام پذیرد.[۴۷] در مواد ۳۷ تا ۴۰ این کنوانسیون بر اهمیت مرحله تحقیق مقدماتی اشاره و به تضمین حقوق کودکان تأکید میکند. اگر چه در این کنوانسیون به طور صریح به مسأله پلیس نوجوانان اشاره نشده است اما در بند«۳» از ماده ۴۰ تأکید میشود که کشورهای عضو بر وضع قوانین، مقررات و تأسیس مراجع و نهادهایی که به کودکان مجرم یا مظنون یا متهم اختصاص دارند، تلاش کنند.[۴۸] به عنوان مثال در پیمان نامه حقوق کودک در بند «۲» قسمت «ب» از ماده ۴۰ به حق کودک در مظان اتهام مبنی بر برخورداری از مساعدت حقوقی برای تهیه و ارائه دفاعیه خود تصریح شده است. هم چنین به دلیل آثار سوء بازداشت بر کودکان و نوجوانان ماده ۴۶ رهنمودهای ریاض و در ماده ۱۷ بر استثناء بودن بازداشت موقت کودک و نوجوان بزهکار تأکید دارد. در قانون نمونه آیین دادرسی کودکان که در ۱۹۹۸ انجمن بین المللی قضات دادگاههای نوجوان منتشر شده بازداشت موقت نوجوان فقط در جرایمی که مجازات قانونی آن بیش از ۲ سال باشد و سن متهم نیز از ۵ سال بیشتر باشد تجویز شده است.[۴۹] در پارهای از کشورها پلیس اطفال در عین حال هم مسئول کشف و سرکوبی جرایم ارتکابی از ناحیه کودکان و نوجوانان است و هم مأمور پیشگیری از این گونه جرایم ولی در برخی دیگر از کشورها این دو وظیفه را از یکدیگر تفکیک نمودهاند و پلیس اختصاصی اطفال فقط برای پیشگیری از جرایم کودکان تربیت میشود. واضح است که پلیس اطفال باید اصولا از زنان و مردان تشکیل شود که از طرفی به کار خود علاقمند باشند و از طرف دیگر با گذراندن دورههای خاص آموزشی از لحاظ نظری و عملی با علل و عوامل مولد جرم و هم چنین روحیه و طرز فکر کودکان و نوجوانان بزهکار آشنای کامل داشته باشند. حتی المقدور دستگیری، توقیف و هدایت اطفال بزهکار به کلانتری نزد مأموران انتظامی یا دادسرا باید توسط مأموران در لباس عادی(غیر نظامی) انجام شود. بهتر است که این کار در نهایت آرامش و بدون جلب توجه مردم و افراد کنجکاو صورت پذیرد. عکسبرداری، انگشت نگاری و نظایر آن نباید از اطفال بزهکار به عمل آید مگر با دستور صریح قاضی اطفال. مع ذلک بهتر است که قاضی نیز جز در مورد جنایت یا جنحه بزرگ یا درباره مرتکبین تکرار جرم از صدور چنین دستوری خودداری کند.[۵۰] مأموران پلیس در هنگام بازجویی از کودکان باید مطلقا از اعمال خشونت و حتی تهدید و فشار اخلاقی خودداری نموده و توجه داشته باشند که هر چه سن اطفال بزهکار یا ناسازگار کمتر باشد باید در بازجویی روش نرمتر و رفتار پدرانهتری نسبت به آنان در پیش گیرند. هم چنین از رفتارهای ناهنجار و ادای کلمات رکیک نسبت به اطفالی که جهت بازجویی به کلانتری جلب میشوند باید خودداری شود تا احساسات آنان جریحهدار نگردد.[۵۱] مأموران پلیس نباید تنها مرجع رسیدگی به جرایم اطفال و پیشگیری از آن باشند بلکه آنها باید مجرمین خردسال را با نصیحت و ارشاد به راه راست بازگردانند در صورتی که از این طریق نتیجه نگرفتند باید این گونه مجرمین را برای رسیدگی و تعیین تکلیف به دادگاه اطفال بفرستند.[۵۲] پلیس اطفال در برخی از کشورها تابع دادگاههای اطفال میباشند و مستقیما از قاضی اطفال دستور میگیرند ولی در بعضی دیگر از ممالک دنیا پلیس اطفال بخشی از پلیس قضایی یا انتظامی را تشکیل میدهد که از لحاظ سلسله مراتب تابع اداره مرکزی خویش بوده ولی از لحاظ انجام وظیفه با دادگاههای اطفال ارتباط و همکاری نزدیک دارد.[۵۳] درپارهای از کشورها پلیس اطفال در عین حال هم مسئول کشف و سرکوبی جرایم از ناحیه کودکان و نوجوانان است و هم مأمور پیشگیری از این گونه جرایم. ولی در برخی دیگر از کشورها این دو وظیفه را ازیکدیگر تفکیک نمودهاند و پلیس اختصاصی اطفال فقط برای پیشگیری از جرایم کودکان تربیت می شود.[۵۴] ج- سلب آزادی به عنوان مجازات منظور از مجازات سالب آزادی، مجازات حبس میباشد. حبس به معنای مانع شدن است و اسم مکان محبس بر وزن مقتل است. از نظر ماهیتی مجازات عبارت است از تنبیه و کیفری که بر مرتکب جرم اعمال میشود. مجازات توأم با رنج و تعب است و همین رنج و تعب مشخصه حقیقی مجازات و موجب تفکیک آن از دیگر اقدامات پیشگیری و جلوگیری از وقوع جرم و نیز اقدامات مربوط به جبران ضرر و زیان در دعاوی حقوقی میشود.[۵۵] در قوانین کیفری اسلام ضمن این که برای جلوگیری از خلافکاریها و حمایت جامعه در مقابل شرارت افراد شرور از طرق دیگر استفاده شده ولی به حکم ضرورت، عقوبت زندان نیز به عنوان کیفر ثانوی پذیرفته شده است. بدین معنی که کیفر اصلی در اسلام حد است و تعزیر عقوبت ثانوی برای بزهکاران و گناهکاران محسوب میشود و آن در صورتی است که حدی تعیین نشده باشد تا به مورد اجرا گذارده شود. اگر چه زندان در اسلام یک عقوبت ثانوی است و مدت زندان بستگی به نظر حاکم دادگاه دارد که با توجه به جرم ارتکابی و درجه اهمیت آن و تنبیه و تأدیب مجرم، میزان و مدت آن را معین کند ولی امروزه طبق قانون مجازات اسلامی زندان از کیفر اصلی محسوب و مدت و میزان آن از لحاظ حداقل و حداکثر توسط قانونگذار پیش بینی شده است.[۵۶] سلب آزادی از طفل یکی از واکنشهایی است که در قبال بزهکاری طفل در نظر گرفته میشود و در اصل شدیدترین واکنش نسبت به جرم میباشد. نقض قاعده حقوقی موجب ورود خسارت به جامعه میشود. جامعه در قبال خسارتی که متحمل شده است با تحمل رنج و خسارت به دیگری به مقصر از یک سو و ترمیم خسارت وارده از سوی دیگر تا برقراری نوعی تعادل در جامعه را دنبال میکند. تعیین میزان کیفر مجازات به محکوم علیه اجازه میدهد تا بهتر شدن خطایی که مرتکب شده است را بسنجد و از ارتکاب دوباره آن درآینده خودداری کند مردم با آگاهی از کیفرهای مقرر در قانون و اعمال واقعی و حتمی آنها توسط قاضی، نسبت به وظایف خود در برابر جامعه و مراتب ارزشهای اجتماعی از طریق کیفر، بیشتر آگاه و بیدار میشوند. با توجه به همین رسالت تهذیب اخلاق و هدف سزادهی است که اطفال و دیوانگان از کیفر کلاسیک معاف هستند.[۵۷] پیش از سده دوازدهم، تفاوت کمی میان جرم بزرگسالان و نوجوانان وجود داشت اگر چه قضات سن مجرم را هنگام تعیین مجازات مورد نظر قرار میدادند ولی در واقع نوجوانان مانند بزرگسالان مشمول تمام اشکال مجازات از قبیل زندان، مجازات تنبیهی و حتی مجازات مرگ بودند. اما طی سدههای بعدی نحوه رفتار و تعیین مجازات برای اطفال تغییر نمود. در اواسط سده نوزدهم به علت مهاجرت جوانان، نیازهای گروه خاص از اطفال مورد توجه قرار گرفت و تمایز بین نیازهای این اطفال با اطفال عادی ایجاد گردید.[۵۸] توجه به همین مسایل، واکنش نسبت به رفتار خلاف قانون جزا از سوی طفل به اشکال جدیدتر و با اهداف انسانیتر صورت گرفت و علاوه بر واکنش به عنوان مجازات واکنش به عنوان اقدامات تأمینی و تربیتی نیز اعمال گردید. نباید از نظر دور داشت که هدف از سلب آزادی از طفل نباید ورود آزار و اذیت به مجرم و یا تحقیر او باشد بلکه باید در بردارنده اصلاح و درمان او بوده و در نهایت به منظور اجرای عدالت که همان تأمین منافع طفل است اعمال گردد. به این منظور اقدامات تربیتی برای طفل در نظر گرفته میشود که تربیت یا بازآموزی منظم طفل را دنبال میکند. این قبیل اقدامات ممکن است در زمینههای فکری، حرفهای، اخلاقی، اجتماعی یا به صورت توأم با کلیه این زمینهها باشد و در محیط باز یا در محیط بسته به اجرا درآید. نوع اخیر شامل اقدامات تربیتی است که در آموزشگاههای شبانه روزی نسبت به اطفال تحت نظارت و مسؤولیت اداره حمایت قضایی جوانان و با کمک قاضی اطفال بزهکار اعمال میشود و در پارهای از موارد ضروری است که برخی نقصها و نارساییهای فیزیکی، عصبی یا روانی از طریق دادگاه در محیط باز، گاه در بیمارستان یا در یک مرکز تخصصی معالجه شوند. چنین اقداماتی برای اطفال از طریق نگهداری آنها در یک مرکز پزشکی یا آموزشی مناسب، معتادان به الکل و مواد مخدر و نیز برای بیماران مقاربتی از طریق پزشکی- اداری وجود دارد.[۵۹] باید توجه داشت که در اصل باید به بازپروری طفل توجه شود تا به مجازات کردن دوباره تأکید نمود. برای اعمال صحیح اهداف بازپروری نوجوانان را نباید ازآزادی محروم ساخت مگر آن که به جرم شدیدتری(مهم)متهم شده باشد که دربردارنده خشونت در برابر اشخاص دیگر باشد یا به ارتکاب به جرمهای شدید دیگر پافشاری کند به علاوه هیچ واکنشی مناسب دیگری وجود نداشته باشد. بنابراین سلب آزادی از طفل باید فقط پس از بررسیهای دقیق صورت پذیرد و باید به کمترین میزان ممکن محدود شود.[۶۰] گفتار پنجم: حقوق زندانیان و افراد محروم از آزادی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
7
اهمیت بسیار زیاد
گزينه يا شاخص i داراي ارجحيت خيلي بيشتري از j است.
9
کاملاً با اهمیت
گزينه يا شاخص i مطلقاً از j مهمتر و قابل مقايسه با j نيست.
8،6،4،2
ارزشهای بینابین
ارزشهاي مياني بين ارزشهاي ترجيحي را نشان ميدهد مثلا 8، بيانگر اهميتي زيادتر از 7 و پايينتر از 9 براي i است.
در طراحی پرسشنامه و جمع آوری اطلاعات مقایسات زوجی باید به چند نکته توجه داشت(آذر و رجب زاده 1391): یکی اینکه اولین مقایسه در پرسشنامه باید بین قویترین و ضعیف ترین عنصر و یا شاخص ها صورت بگیرد تا این مقدار به عنوان راهنمایی برای سایر مقایسات باشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
دوم اینکه ابتدا بهتر است که یک قضاوت کیفی داشته باشیم و سپس آن را بر حسب قضاوت عددی بیان نمائیم به صورت شکل زیر: شکل 6-3 ترجیحات (تبدیل قضاوت های زبانی به قضاوت های عددی) سوم اینکه اگر از پرسشنامه همرا با مذاکره و مصاحبه استفاده می کنید برای دستیابی به نتایجی با دقت بیشتر باید زمان کافی جهت مباحثه و مذاکره درباره اولویت گذاری ها در اختیار پاسخ دهندگان قرار گیرد.
تقريباً تمامي محاسبات مربوط به فرايند تحليل سلسله مراتبي بر اساس قضاوت اوليه تصميم گيرنده كه در قالب ماتريس مقايسات زوجي ظاهر ميشود، صورت ميپذيرد و هر گونه خطا و ناسازگاري در مقايسه و تعيين اهميت بين گزينهها و شاخصها نتيجه نهايي به دست آمده از محاسبات را مخدوش ميسازد. نرخ ناسازگاري[72] وسيلهاي است كه سازگاري را مشخص ساخته و نشان ميدهد كه تا چه حد ميتوان به اولويتهاي حاصل از مقايسات اعتماد كرد.(مهرگان، 1383) براي مثال اگر ارزش ترجيحي A نسبت به B، 2 و B نسبت به C، 3 باشد آنگاه ارزش A نسبت به C بايد ارزش ترجيحي 6 را ارائه كند تا بگویم ماتریس مقایسه این عناصر ماتریس سازگار خواهد بود. شايد مقايسه دو گزينه امري ساده باشد، اما وقتيكه تعداد مقايسات افزايش يابد اطمينان از سازگاري مقايسات به راحتي ميسر نبوده و بايد با به كارگيري نرخ سازگاري به اين اعتماد دست يافت. تجربه نشان داده است كه اگر نرخ ناسازگاري كمتر از 10/0 باشد سازگاري مقايسات قابل قبول بوده و در غير اينصورت مقايسهها بايد تجديد نظر شود (مهرگان، 1383). قدمهاي زير براي محاسبه نرخ ناسازگاري به كار گرفته ميشود: گام 1. محاسبه بردار مجموع وزني: ماتريس مقايسات زوجي را در بردار ستوني «وزن نسبي» ضرب كنيد بردار جديدي را كه به اين طريق بدست ميآوريد، بردار مجموع وزني[73] بناميد. گام 2. محاسبه بردار سازگاري: عناصر بردار مجموع وزني را بر بردار اولويت نسبي تقسيم كنيد. بردار حاصل بردار سازگاري ناميده ميشود. گام 3. بدست آوردن max : ميانگين عناصر برداري سازگاري max را به دست ميدهد. گام 4. محاسبه شاخص سازگاري[74]: شاخص سازگاري بصورت زير تعريف ميشود:
- n) عبارتست از تعداد گزينههاي موجود در مساله)
گام 5. محاسبه نرخ یا نسبت سازگاري[75]: نسبت سازگاري از تقسيم شاخص سازگاري برشاخص تصادفي[76] بدست ميآيد.
نسبت سازگاري 1/0 يا كمتر سازگاري در مقايسات را بيان ميكند(مهرگان،1383،ص173-170) شاخص تصادفي از جدول زیر استخراج ميشود. جدول 16-3 شاخص تصادفي (آذر و رجب زاده، 1391)
ـــ
15
14
13
12
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بررسی حاشیهنشینی وعلل و نتایج آن در استان فارس از کریم منصوریان و علیرضا آیت اللهی- مرکز جمعیت شناسی دانشگاه شیراز، ۱۳۵۶٫”[۲۳] پدیده اسکان غیررسمی در ناحیه شهری قم: مورد محمدآباد- رضا پایان- دانشگاه شهید بهشتی- ۱۳۷۸ بررسی ساختار قشربندی اجتماعی حاشیهنشینان ولی آباد و صالح آباد از دکتر تنهایی- سازمان برنامه و بودجه استان مرکزی-۱۳۷۵ در مقاله و نمونهکارهای تحقیقاتی نیز در مجله شهرداریها با موضوع حاشیهنشینی و اسکان غیررسمی به چاپ رسیده است که به شرح زیر است: اجتماعات آلونکی، پدیدهای فراتر از حاشیه و حاشیه نشینی- گفتگو با پرویز پیران- شماره ۳۲ ماهنامه شهرداریها – دی ۱۳۸۰ توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیررسمی، تجربه زاهدان نوشته علی صفوی- شماره ۴۶ ماهنامه شهرداریها – اسفند ۱۳۸۱ مالکیت رسمی، راه حل ارتقای زندگی حاشیهنشینان پرو نوشته لوسی کانگر- شماره ۲۶ ماهنامه شهرداریها- تیر ۱۳۸۰ مسئله بنام اسکان غیررسمی، راه حلی به نام توانمندسازی نوشته مظفر صرافی- شماره ۶۶ ماهنامه شهرداریها- آبان ۱۳۸۳ در کتب، نشریات، مقالات و تحقیقات شهرسازی، برنامه ریزی شهری، مسکن و مهاجرت اغلب اشارهای نیز به پدیده اسکان غیررسمی و حاشیهنشینی شده است برخی از این مجموعهها به قرار ذیل است: مهاجرت از دکتر حبیب اله زنجانی- سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)-۱۳۸۰ مهاجرت و شهرنشینی- سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، مرکز آمار ایران-۱۳۸۲ شهرنشینی در ایران نوشته فرخ حسامیان، گیتی اعتماد و محمدرضا حائری- آگاه -۱۳۶۳ منابع انسانی، جمعیت، اشتغال و مهاجرت از فرهاد ماهر- موسسه پژوهشهای برنامهریزی و اقتصاد کشاورزی-۱۳۷۸ خلاصه مباحث اساسی کارشناسی ارشد برنامهریزی شهری و منطقهای و طراحی شهری تدوین شهرام جنگجو- پردازش گران- ۱۳۸۱ در فصلنامه هفت شهر نیز به اسکان غیررسمی پرداخته است که از جمله میتوان به مقالات و کارهایی که در شماره هشتم این فصلنامه و حتی شمارههای بعدی آن اشاره نمود: از حاشیهنشینی تا متن شهرنشینی از مظفر صرافی حاشیهنشینی شهری و فرایند تحول آن (قبل از انقلاب اسلامی) از علی حاج یوسفی نقش و جایگاه مجموعههای زیستی پیرامون شهرهای بزرگ در نظام اسکان کشور نمونه مطالعاتی: اسلام شهر از سید محسن حبیبی فرایند شکلگیری و دگرگونی سکونتگاه های خودرو پیرامون کلانشهر تهران نمونه مطالعاتی اسلامشهر، نسیم شهر و گلستان نوشته محمد شیخی توانمندسازی در اسکان غیررسمی- تجربه زاهدان از فرزین خضرایی شناخت و ارزیابی مقدماتی اسکان غیررسمی در قوانین شهری ایران از غلامرضا کاظمیان سیاستهای بانک جهانی درخصوص توانمندسازی مترجم زهرا افتخاری راد- زهرا اسکندری دو رباطی سکونتگاههای ناپایدار اقشار کم درآمد شهری از مهرداد جواهری و بابک داور پناه ۱-۹- مشکلات تحقیق بر سر راه انجام هر پژوهش و تحقیق به طور مسلم موانع و مشکلاتی وجود دارد خصوصاً وقتی که انجام تحقیق به دلیل مشکل و معضل و به جهت راه حلی برای رفع مشکل باشد. بررسی و ساماندهی اسکان غیررسمی و حاشیهنشینی از آن دسته پژوهشهایی است که برای بیان مشکل و نهایتاً راه حلهایی برای رفع مشکل انجام میشود.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
وقتی یک مشکل و مساله شهری در شهر وجود داشته باشد و مدیریت شهر کمتر به آن توجه کند برای شهروندانی که با مشکل دست به گریبان هستند، یک نوع عدم اطمینان و اعتماد نسبت به هر فعلی برای خود به وجود میآید حتی اگر این کار انجام یک پژوهش باشد. در این بین، بایستی پژوهشگر همیشه با صبر و بردباری و در عین حال مقاومت و تلاش و بی طرفانه به پژوهش خود بپردازد و با مشکلات مبارزه نماید تا موضوع تحقیقش به نتیجه برسد. مشکلاتی که بر سرراه انجام پژوهش بررسی و ساماندهی اسکان غیررسمی در محله قلعه کامکار شهر قم وجود داشت به قرار ذیل است: عدم وجود اطلاعات مستند و قابل جمع آوری به دلیل عدم وجود سابقه پژوهشی در محله مورد نظر با موضوع تحقیق، اطلاعات قابل استناد و مکفی برای جمع آوری و پردازش وجود نداشت. حساسیت و نوعی بدبینی در ساکنان محله برای انجام پژوهش قشر ساکن در محله به دلیل بیمهریهایی که از سوی مدیریت شهری و عوامل دستاندرکار دیده اند نوعی بیاعتمادی و بدبینی به هر گونه اقدام در محله خود دارند. لذا انجام پژوهش، آمارگیری و عکس برداری در این منطقه با مشکلاتی همراه است. عدم همکاری قابل انتظار از سوی دستگاههای اجرایی مرتبط در دادن اطلاعات: دستگاههای اجرایی مانند سازمان مسکن و شهرسازی، سازمان حفاظت محیطزیست، شهرداریو. .. برخی اطلاعات مورد نیاز با موضوع این پژوهش را در اختیار دارند و همکاری مورد انتظار برای دادن اطلاعات و سایر همکاریها، از سوی آنان لازم می باشد. عدم حفاظت فیزیکی برای آمارگیرها: با توجه به جو اجتماعی منطقه، آمارگیری در این محلات بسیار مشکل و گاهاً ممکن است با حادثه و برخورد فیزیکی منجرشود و حمایت نیروی انتظامی و شورای محله از اهمیت بسیاری برخوردار است. محدوده موضوع پژوهش: موضوع پژوهش از محدوده بسیار بزرگی برخوردار است که شامل اطلاعات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کالبدی، حقوقی میباشد. عدم پاسخگویی صحیح به سئوالات آمارگیر: معمولاً کسانی که مورد پرسش قرار میگیرند از سطح سواد بالایی برخوردار نبوده و معمولاً بیسواد یا کم سواد هستند از طرفی نوعی بدبینی و شک و تردید در انجام پژوهش و سئوالاتی از این قبیل دارند لذا پاسخ به سئوالات را بدرستی انجام نمیدهند و نیاز به صبر و حوصله و دقت خاصی در آمارگیری دارد. مسائل مالی و هزینههای پژوهش: برای یک پژوهش خصوصاً اگر پایاننامه باشد و نیاز به آمارگیری و جمع آوری اطلاعات داشته باشد حمایت مالی لازم نمیشود. فصل دوم: اسکان غیر رسمی در جهان وایران ۲-۱-اسکان غیررسمی در جهان بنا به اعلام مرکز اسکان بشر ملل متحد(Habitat) در سال ۱۹۹۶ یک پنجم جمعیت جهان فاقد خانه ای در شان زندگی انسان بودند که دامنه گستردهای از بیسرپناهها و خیابان خوابها تا آلونک نشینان را در بر میگرفت. نگران کنندهتر اینکه این نسبت و تعداد برای کشورهای “جنوب”[۲۴] در حال افزایش بوده به طوریکه در منطقه با رونق اقتصادی آسیا- اقیانوسیه حدود ۶۰ درصد جمعیت شهری در سال ۲۰۰۰ طبق برآورد اسکاپ (ESCAP) بدینگونه مسکن گزیده اند.[۲۵] و در آخرین گزارش مرکز اسکان بشر ملل متحد برآورده شده است که بین یک سوم تا یک چهارم جمعیت شهری جهان در فقر مطلق به سر میبرند و امروزه در آسیا تعداد فقرای شهری بیش از نیمه دهه ۹۰ میلادی است. [۲۶] در همین ارتباط کمیسیون جهانی آینده شهرها در قرن بیست ویکم میلادی نیز هشدار داده است که به موازات رشد آبرشهرها(Mega Cities) فقر شهری در کشورهای “جنوب” افزایش یافته و بخش عمدهای از رشد شهرنشینی بر پایه اقتصاد غیررسمی و همراه با گسترش سکونتگاههای غیررسمی صورت خواهد گرفت و این گرایش را “غیررسمی شدن شهرنشینی” (In formalized Urbanization) نامیده است.[۲۷] از این رو اسکان غیررسمی، مسالهای گذرا و با ابعاد محدودنبوده و توافقی بر بقاء، باز تولید و بسط آن وجود دارد که حاکی از عدم کفایت راه حلها و سیاستهای شهری متداول است و رهیافتها و اقدامات نوینی را میطلبد.[۲۸] این پدیده مختص منطقه یا ناحیه شهر خاصی نبوده و بسیاری از شهرهای کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته و حتی معدودی از شهرهای کشورهای توسعهای دست به گریبان آن هستند این پدیده در اشکال و به دلیل مختلف در شهرها خصوصاً شهرهای بزرگ رخ می کند گاهی به دلیل بیکاری و فشار ناشی از آن بر زندگی به جهت دستیابی به کار حتی شغلی غیررسمی به سمت شهرها رو آورده و اولین مشکل نداشتن سرپناهی برای خود خانواده است، گاهی به دنبال و توصیه اقوام، خویشان، نزدیکان و طایفه خود به حاشیه شهری رو آورده و در آنجا با حمایت یکدیگر سرپناهی برای خود ایجاد میکنند و دلایل دیگر که در مباحث بعدی به آن پرداخته خواهد شد. برای میلیونها فقیر ساکن در کشورهای در حال توسعه، مناطق شهری همواره وسیلهای برای بهبود کیفیت زندگی و محیط میباشد. این موضوع همراه با بدتر شدن شرایط زندگی در مناطق روستایی، جریان قابل ملاحظهای از مهاجرت از روستا به شهر را به ویژه در سه دهه گذشته به وجود آورده است. مسائل و مشکلاتی که مهاجران شهری با آن روبهرو هستند، در زمانها و شرایط مختلف متفاوت است. ولی اولین و پیچیدهترین مشکلی که از بدو ورود به شهر و تا مدت زمان طولانی با آن مواجه هستند، دسترسی به مسکن مناسب میباشد. تا قبل از دهه ۱۹۶۰ سرمایهگذاریهای دولتی در بخش مسکن از اهمیت زیادی برخوردار نبوده و غیر اقتصادی تلقی میشد. اغلب سرمایهگذاریهای دولتی در دیگر بخشهای اقتصادی و اجتماعی متمرکز گردیده و انتظار میرفت مساله مسکن اقشار فقیر شهری به خودی خود و با بهبود وضعیت همه و از طریق بازار حل گردد. از دهه ۱۹۶۰، رشد بیسابقه شهرنشینی و افزایش فقر و تشدید مساله مسکن در اغلب شهرهای کشورهای جهان سوم، توجه به ویژه سازمانهای دولتی و غیردولتی را به این مساله و مشکل شهری معطوف نمود. فقر کاملاً بر توسعه بینالمللی قرن بیست و یکم تاثیر گذاشته و بیشتر مناطق شهرنشین جهان را متاثر کرده و با بیتفاوتی سازمانهای مختلف دولتی پیچیدهتر خواهد شد. آنها عقیده دارند که هجوم گروههای مهاجر روستایی و سکونت غیرمجاز در اراضی شهری یک زبان اجتماعی است و بایستی آنها را از بین برد و ریشه کن کرد. چنین اشتباهی و عکس العمل شدیدی در مورد این سکونتگاههای شهری به سئوال اصلی یعنی مسکن مناسب برای همه پاسخی نداده است. تعاریف، ویژگیها، اصطلاحات، کیفیت و نمونههای سکونتگاههای محروم شهری بسیار گوناگون میباشد. اما تلاشی لازم است تا شاخصهای کلیدی که در چنین مناطقی مشترک هستند شناسایی شده و آنها را از یکدیگر متمایز گرداند.[۲۹] از عوامل تعیین کننده ساختاری در رشد شهرنشینی که رشد سریع آن در کشورهای جهان سوم ناهنجاریهای را به وجود میآورد در کتاب حاشیهنشینی و راهکارهای ساماندهی آن در جهان با ترجمه و تدوین خانم مریمهادیزاده بدین گونه بیان شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیْهِمُ الْمَلائِکَهَ وَکَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلا مَا کَانُوا لِیُؤْمِنُوا»[۲۶۲] یعنی عدهای اگر حقایق را به صورت عینی مشاهده کنند و تجارب دقیق عینی هم داشته باشند ایمان نخواهند آورد این به خاطر عناد این گروه با حق وحقیقت است. البته این نکته را متذکر شوم که مراد از علل تجربه دینی در اینجا علل غائی است یعنی اهدافی را که قرآن از ذکر این تجارب دینی دنبال میکرده است و فوائدی که این تجارب و دانستن آنها برای انسان دارد و گرنه علّت فاعلی تمام این تجارب از نظر قرآن خود خداوند است و هیچ امر طبیعی و غیر طبیعی در عالم بدون خواست خدا انجام نمی شود. و علت العلل و علّت فاعلی همه مخلوقات خداوند است. از منظر قرآن « و مارمیت اذا رمیت» است یعنی حتی افعال انسان از حیثی منسوب به خداست و فرض تجربه دینی هم برآن است که خداوند و امر غائی سبب تمام تجارب[۲۶۳] است. بنابراین مراد از علل در این بحث همان عللغایی و اهداف کلی خداوند است.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
وحی از نگاه قرآن حضرت آیت الله جوادی یکی از بزرگترین مفسرین معاصر، بحث جالبی پیرامون استعمالات وحی در قرآن دارد. وی هفت دسته مشخص از این موارد را ارائه میدهد: ۱ـ القاءات شیطان: القاءات شیطان در انبیاء و معصومین وجود ندارد، اما شیطان بر غیر ایشان نفوذ دارد. «قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ــ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»[۲۶۴] قرآن از این القاءات به وحی تعبیر نموده است. «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا»[۲۶۵] و همینطور: «وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ»[۲۶۶]. وحی شیطان به صورت راههای پنهانی و سریع و مرموز در دل انسان صورت میگیردو لذا از آن تعبیر به وحی صورت گرفته است. ۲ـ وحی به آسمان و زمین: از دید قرآن آسمان و زمین شعور و هوش دارند و لذا مخاطب خداوند واقع میشوند و خداوند به آنها وحی میکند. خداوند با وحی خود قوانین خود را بر آسمان و زمین حاکم میکند. «فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا»[۲۶۷]به خاطر همین شعور و آگاهی است که روزی میرسد که زمین لب به سخن میگشاید و حقایق را بازگو میکند: «اِذَا زُلْزِلَتِ الأرْضُ زِلْزَالَهَا، وَأَخْرَجَتِ الأرْضُ أَثْقَالَهَا، وَقَالَ الإنْسَانُ مَا لَهَا، یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا»[۲۶۸] ۳ـ وحی به زنبور عسل: گفتیم که از دید قرآن سراسر جهان آفرینش و تمامی موجودات دارای شعور و درک هستند وتابع وحی آسمانیاند. یکی از آنها موجودهایی که قرآن به آن اشاره نموده زنبور عسل است: «وَأَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا»[۲۶۹] جناب استاد جوادی معتقدند که در این آیه وحی به عزم و اراده حیوان مربوط میشود نه به قوای ادراکی او.[۲۷۰] ۴ـ وحی یا الهام به عمل: وی بیان میکند که وحی دو صورت دارد. گاهی به عقل نظری مربوط میشود و گاهی به عقل عملی. یعنی گاهی به تصور و تصدیق و ادراکات مربوط میشود و گاهی به عزم و اراده. او بسیاری از آیات قرآن را به این صورت تفسیر میکند، اگر چه در برخی موارد اشکالاتی به نظر میرسد. الف: «فَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا»[۲۷۱] وحی به ساختن کشتی توسط حضرت نوح (ع). ب: «وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی»[۲۷۲] ج: «وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَبِرَسُولِی»[۲۷۳] د: «وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ »[۲۷۴] ه: «وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لا یَشْعُرُونَ»[۲۷۵]وحی به یوسف (ع) که در حال به چاه افتادن بود. استاد به صراحت گیرنده این وحی را عقل عملی معرفی میکنند و نام این قسم را « الهام» میگذارند.[۲۷۶]در حالیکه در برخی موارد این تفسیر صحیح به نظر نمی رسد. مثل وحی به حضرت نوح (ع) در ساختن کشتی و همچنین وحی به حضرت موسی برای حرکت به طرف مصر و… ظاهر این آیات وحی به عقل نظری است و دلیلی وجود ندارد که این آیات را به گونه دیگری تفسیر نمائیم. ۵ـ وحی به پیامبران: مشهورترین نوع وحی است: «وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلا وَحْیًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ»[۲۷۷]. بین علامه طباطبایی و فخر رازی در تفسیر این آیه شریفه اختلاف وجود دارد. علامه طباطبایی (رض) سه قسم یاد شده در آیه فوق را تقسیمات تکلم الهی با بشر(یعنی وحی زبانی) میداند نه وحی به طور مطلق. به نظر ایشان این آیه همانطور که از ظاهر آن برمیآید کلام خدا را بر سه قسم تقسیم میکند و فقط یک قسم آن وحی نام دارد. امّا فخر رازی این سه قسم را اقسام وحی میداند و هر سه مورد را جزو وحی میداند.[۲۷۸] وی میگوید ظاهر جملات این است که بین این سه قسم تفاوت وجود دارد. قسم اول تکلم بدون واسطه است. ولی در دو قسم بعد واسطه وجود دارد. یکی از طریق حجاب است، دیگری از طریق فرشته و تکلم موسی در کوه طور از طریق حجاب بوده است. و وحیهای خداوند به پیامبران در خواب هم از همین قسم بوده است. این بود نظر علامه طباطبایی رحمه الله. اما تفاسیر دیگر مطالب متفاوتی را بیان نمودهاند. ابن حیّان در تفسیر خود « البحر المحیط» میگوید: هر سه قسم یاد شده در َآیه فوق از نوع وحیاند. و اینکه خداوند نوع اول را وحی نامیده صرف اولویّت است. زیرا آن چیزی که به صورت الهام و یکباره از قلب میآید به وحی بودن اولویت دارد.[۲۷۹] مصادیقی را که او ذکر میکند هم با علامه فرق میکند: مصداق وحی از نظر وی الهام و تکلیم خدا است ( مثل حضرت موسی (ع)، و من وراء حجاب یعنی نفث فی روع ( روح) و منام، و ارسال رسول مثل نزول جبرئیل است. فخر رازی میگوید: ۱- وحی در آیه یعنی الهام، قذف در قلب یا خواب ( مثل وحی به مادر موسی و حضرت ابراهیم و ذبح فرزند) در این صورت وحی خدا بدون واسطه مبلّغ صورت میگیرد و عین کلام خدا را نمی شنود. ۲- « من وراء حجاب» واسطه مبلغ نیست ولی عین کلام خدا را میشنود. تکلم با موسی. ۳- « ارسال رسول» واسطه مبلغ هست. تکلم با واسطه جبرئیل. وی میگوید: هر سه مورد فوق وحی است و اطلاق آن به فرد اول صرف اولویت است زیرا در آن الهام به صورت دفعی حاصل میشود.[۲۸۰] ۶ـ رؤیاهای راست و صادق: نمونه دیگر از وحی، رؤیاهای صادق و راست است مثل رؤیاهای انبیاء خواب حضرت ابراهیم علیهالسلام وحضرت یوسف از این قبیلاند. خداوند در قرآن میفرماید: « قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ »[۲۸۱] حضرت ابراهیم در خواب دید که فرزند خود را ذبح می کند و این وحی ای از جانب خدا بود. «إِذْ قَالَ یُوسُفُ لأبِیهِ یَا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ»[۲۸۲] و صدق این رؤیا با گفتار « … یا ابت هذا تأویل رؤیای….» معلوم گردید. ۷ـ وحی به فرشتگان: خود فرشتگان هم به صورت مستقیم هدف وحی قرار میگیرند. «إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ»[۲۸۳]. خداوند فرامین خود را به فرشتگان القاء میکند و آنها این دستورات را اطاعت میکنند. لذا واژه وحی درباره این گروه نیز در قرآن به کار رفته است. تفاوت میان وحی، الهام، تحدیث عرفاء علوم را به دو دسته تقسیم میکنند: علوم بشری و علوم اهل الله. مقصود از علوم بشری علومی است که به وسیله تعلیم و تعلم صورت میگیرد. یعنی علومی که با اکتساب و نظر و تفکر حاصل میشود و راه تحصیل آن تزکیه نفس و خودشناسی نیست. امّا علوم اهل الله علومی هستند که بدون تلاش فکری[۲۸۴] و تعلیم و تعلّم بشری صورت میگیرد. این علوم خود به سه دسته تقسیم میشوند: ۱- وحی که مخصوص انبیاء است. ۲- الهام که مختص به اولیاء الهی است. ۳- کشف و مشاهده که برای عرفاء ممکن است. در حقیقت کل علوم در چهار دسته قرار میگیرند. تنها تفاوت علوم بشری و تعلیم با الهام در آن است که کیفیت زوال و کنار[۲۸۵] زدن حجاب در این دو متفاوت است. در تعلیم بوسیله تأمل و اندیشه حجابها کنار میروند ولی در الهام این امر بوسیله تزکیه نفس صورت میگیرد. و گرنه هر دو علم را از عقل فعال دریافت میکنند و در فاعل و قابل تفاوتی ندارند. اما محل بحث ما و قسمت مهم آن در تفاوت میان الهام و وحی از یکسو و رابطه آن دو با نبیّ و محدّث است. زیرا در قرآن برای همه این امور از واژه وحی استفاده شده است. و بین آن ها دیده نمیشوند و لذا باید آنها را تفکیک نمود. برای مثال در قرآن بین این امور تفاوتی وجود ندارد: « فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى»[۲۸۶] « وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ »[۲۸۷] « وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِکَهُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ »[۲۸۸] « فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا »[۲۸۹] وحی: وحی در لغت به معناهای مختلفی آمده است. اشاره، کتابت، پیغام، و سخن پوشیده و اعلام در خفاء از جمله این موارد است. سید حیدر آملی معتقد است که وحی دارای دو معناست: عام و خاص. معنای عام آن شامل معنای لغوی آن میشود که اعم از وحی رسالی، الهام، هدایت غریزی، اشاره پنهانی است. معنای خاص آن، در یکی از مصادیق معنای لغوی است که همان وحی[۲۹۰] رسالی است. بنابراین باید میان این دو معنا تمایز قائل شد تا بین این موارد اشتباهی صورت نگیرد. وحی:
الف ـ عام :
۱- اشاره پنهانی
۲- سروش غیبی
۳- وحی رسالی
۴- الهام
ب ـ خاص:
۱- با فرشته (رسول)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب ) احترام به خود یا احترام به نفس ( احساس شایستگی برای خوشبخت شدن ): احترام به خود، باور داشتن ارزشهای خویشتن است. منظور این است که خود را شایسته و ارزشمند بدانید و اعتقاد داشته باشید برای موفق شدن لازم است که تلاش کنید.(براندن، ۱۳۸۶)
 ۲-۷- چگونه عزت نفس بر زندگی روزانه اثر میگذارد؟ نظر فرد در مورد خویشتن، به افکار، احساسات و اعمالی که از وی سر می زند، مربوط است.شخص با عزت نفس بالا، چون احساس مثبت به خود و دیگران ارائه می دهد، دیگران نیز به احساس مثبت او از راههای گوناگون پاسخ می دهند؛او را می پذیرند و جذب اش می شوند، در حضوراش احساس راحتی میکنند،و از این رو نسبت به خود نیز احساس خوبی پیدا میکنند. برعکس، شخص با عزت نفس پائین، چون احساس بی کفایتی اش را به صورت نوعی درماندگی مبهم، آشکار می کند، همواره طرد می شود. رفتار فرد تا حد زیادی متأثر از عزت نفس اش است. افراد مایلند، بر حسب نظری که به خود دارند و بر حسب حس عزت نفس رفتار کنند. رفتار نیز به نوبه خود، معمولاً نظری را که پیش از بروز آن رفتار وجود داشته است، تأئید می کند. این فرایند دیدگاهها و نگرشهای اساسی را تقویت می کند. هنگامی که« خود انگاره فرد»، مثبت و عزت نفس اش زیاد است، احساس می کند که موجودی تواناست و با اطمینان می اندیشد. از این رو می کوشد که رفتارش توأم با موفقیت باشد تا بعدها موجب افزایش احساس ارزشمندی شود. از سوی دیگر، هنگامی که خودانگاره ی فرد، منفی و عزت نفسش کم است، احساس می کند که موجودی نالایق است و گمان می کند که از پس کارها برنمی آید.از این رو فرصتهایی را که می تواند رفتار موفقیت آمیزی ارائه دهد، از دستمی دهد(بابایی، ۱۳۸۵) چیزی که مسلم است کیفیت عزت نفس افراد، بستگی به سبک زندگی آنها دارد. شکل گیری عزت نفس، از کودکی آغاز گشته و در سراسر زندگی،ادامه می یابد. این عزت نفس بر تمام جنبه های زندگی یک فرد از جمله تصمیم گیری، انتخاب رشته تحصیلی، دوست یابی، نحوه ارتباط با اطرافیان، انتخاب همسر، شیوه فرزند پروری و… تأثیر خواهد گذاشت. یک نمونه از مظاهر عزت نفس بالا، را می توان در انتخاب سبک زندگی افراد مشاهده نمود. فردی که بر خلاف عرف و فرهنگ جامعه خود، یک شغل غیر سنتی را انتخاب می کند، برای مثال زنی که تصمیم می گیرد خلبانی را به عنوان شغل آینده خود برگزیند، و برای این کار حاضر است تمام سختی های این شغل را تحمل کند، نیاز دارد که برای اتخاذ این تصمیم، عزت نفس بالایی را برخوردار بوده و حتی یه طور معناداری با مخالفت های اطرافیان مقابله کند. عزت نفس مفهوم یک واکسن اجتماعی را به خاطر می آورد، بعدی از شخصیت که به افراد قدرت می دهد و در برابر کمبودها و نقصان های آنها و رفتارهای ناشایست اجتماعی محافظت شان می کند. اکثر کسانی که در دنیا می شناسیم و آنها را در موقعیت های بالای اجتماعی، سیاسی و… مشاهده می کنیم، از یک عزت نفس بالا بهره می برند. زندگی همیشه زیبا نیست و تمام تلاش ها ختم به خیر نمی شود. با این حال عزت نفس، حرکت در دشواری های زندگی را برای ما راحت و میسر می کند. عزت نفس مفهوم یک واکسن اجتماعی را دارد، بعدی از شخصیت که به افراد قدرت می دهد و در برابر کمبودها و نقصان های آنها و رفتارهای ناشایست اجتماعی محافظتشان می کند. افرادی که در خود احساس عزت نفس بالایی می کنند کمتر در رفتارهای مخرب مشارکت دارند.(سایت مددکاری اجتماعی) ۲-۸- ویژگیهای افراد با عزت نفس بالا و پائین: افرادی که عزت نفس بالایی دارند، دارای ویژگی زیر هستند: (کلمز، کلارک و بین، ۱۳۷۳) ۲-۸-۱-مستقل عمل میکنند: استقلال فکری و عاطفی دارند. تحت تأثیر شرایط محیطی قرار نمیگیرند، از مشورت دیگران بهره می برند، اما تصمیم گیری نهایی به عهده خودشان خواهد بود، خود را در رد یا قبول نظر دیگران آزاد می دانند. در مورد مسائلی چون استفاده از وقت، حرفه و مانند اینها دست به انتخاب میزنند. ۲-۸-۲-مسئولیت پذیر هستند: سریع و با اطمینان عمل می کنند. مسئولیت امورات محوله را خود به خوبی انجام می دهند و دنبال موقعیتهای کاری جدیدی میروند و بدون آنکه از آنان خواسته شود، به کمک دیگران می شتابند. ۲-۸-۳-به استعدادها و توانمندیهای خود ایمان دارند: موفقیتهای خود را به حساب شانس نمی گذارند و شکستهای خود را توجیه نمیکنند. به عبارت دیگر، از مشکلات و سختیهای کار و روزمره فرار نمی کنند، مشکلات و شکستها را توقف موقتی پیروزی می دانند، و باور دارند عالم ماده، عالم مشکلات است، وقتی دیگر مشکل نداریم که مرده باشیم. ۲-۸-۴-ناکامی را به خوبی تحمل می کنند: هنگام رویارویی با ناکامی می توانند واکنشهای گوناگونی نظیر شکیبایی، حرف زدن و مشورت کردن با دیگران و غیره از خود نشان دهند و قادرند از آنچه موجب ناکامی شان است سخن گویند. احساس می کنند می توانند دیگران را تحت تأثیر قرار دهند. از نفوذی که بر افراد خانواده، دوستان و همکاران و غیره دارند، مطمئن هستند. ۲-۸-۵-واقع بین و خودپذیر هستند: اعتقاد دارند انسان همه وجودش نمی تواند کاملاً مثبت یا کاملاً منفی باشد. به عبارت دیگر، بهتر نقاط ضعف خود را بدون عصبانیت می پذیرند و برای رفع آنها برنامه ریزی و تلاش دائمی دارند و از داشتن نقاط قوت خود مغرور نمی شوند، آنها دیگران را نیز با تمام کاستیها و توانمندیها می پذیرند و هرگز از این که بگویند «اشتباه کردم» واهمه و ترسی ندارند، اشتباهات خود را واقع بینانه می پذیرند و برای اصلاح اشتباهات خود تلاش می کنند. ۲-۸-۶-خلاق هستند: به فرآوردههای ذهن خود توجه کافی دارند، انعطاف پذیر هستند و در ارائه راه حل و اندیشه بکر و بدیع آمادگی بسیار دارند. آنها با بهره گرفتن از این ویژگی، توانایی تعقیب و دستیابی به راه حل مشکل را از راههای مختلف دارا هستند. ۲-۸-۷-به چالشهای جدید مشتاقانه روی می آورند: مشاغل ناآشنا و آموزشهای جدید توجه شان را جلب می کند و با اطمینان، خود را درگیر آنها می کنند. ۲-۸-۸-احساس می کنند که می توانند دیگران را تحت تأثیر قرار دهند: از نفوذی که بر افراد خانواده و دوستان و همکاران و دیگر افراد جامعه دارند، مطمئن هستند و می دانند که به خاطر شایستگیهای باطنی می توانند دیگران را تحت تأثیر قرار دهند. ۲-۸-۹- در تعاملات اجتماعی قدرت نه گفتن دارند: چرا که به تأیید گرفتن از دیگران و نظر مثبت آنها احتیاج مبرم ندارند، برای خود ارزش قائلند و نسبت به امری که قادر به انجامش نباشند متعهد نمیشوند. ۲-۹- ویژگیهای افراد با عزت نفس پائین: افرادی که عزت نفس پائینی دارند، دارای ویژگی زیر هستند: (کلمز، کلارک و بین، ۱۳۷۳) ۲-۹-۱-تواناییهای خود را دست کم میگیرند: مثلاً میگویند که نمی توانم این یا آن کار را انجام دهم، یا آن که هیچ وقت نمی توانم فلان کار را یاد بگیرم. ۲-۹-۲-احساس می کنند که دیگران ارزشی برایشان قائل نیستند: در محبت و پشتیبانی دیگران (خانواده، همکاران، دوستان و غیره) تردید دارند وا حساس می کنند که آنها اصلاً به او علاقهای ندارند و از او حمایت نمی کنند. ۲-۹-۳- احساس ناتوانی می کنند: عدم اطمینان، یا حتی احساس درماندگی بر بیشتر نگرشها و اعمال شان سایه می افکند، با مسائل و مشکلات قدرتمندانه مقابله نمی کنند. ۲-۹-۴-به آسانی تحت تأثیر دیگران قرار می گیرند: اندیشهها و رفتارشان غالباً متأثر از کسانی است که اوقاتش را با آنها میگذرانند. آنها اغلب تحت تأثیر و نفوذ شخصیتهای قوی قرار میگیرند. دامنه محدودی از عواطف و احساسات را نشان می دهند. به طور مکرر فقط رفتارهای خاصی چون بیقیدی، خشونت و بداخلاقی را از خود بروز می هند. ۲-۹-۵-از موقعیتهای نگرانی زا میگریزند: در برابر فشارهای روانی به ویژه ترس و خشم و یا شرایطی که موجب آشفتگیشان میشود کم تحمل هستند. ۲-۹-۶-بهانه جویی می کنند و زود ناامید می شوند: نازک نارنجی هستند، نمیتوانند انتقاد و یا درخواستهای غیر منتظره را بپذیرند، برای انجام ندادن آن درخواستها عذر و بهانه میآورند. برای ضعفهای خود دیگران را سرزنش می کنند: اشتباهات و ضعفهای خویش را نمیپذیرند و غالباً افراد دیگر و یا بدشانسی را مسبب مشکلات شان میدانند. ۲-۱۰-مشکلات ناشی از عزت نفس پائین: افرادی که عزت نفس پائینی دارند، به علت اجتناب از شناخت بیشتر خود، برداشت مبهمی از خود دارند. به عبارت دیگر، عزت نفس پائین می تواند بر ماهیت روابط با دیگران و سلامت روانی، تأثیر مهمی داشته باشد. شخص دارای عزت نفس پائین فردی است که احساس غرور کمی دارد. از این رو، ممکن است به رفتارهای دفاعی روانی متمایل شود که می توان به مکانیسمهایی از قبیل انکار، سرکوبی، فرافکنی و واکنش وارونه اشاره کرد. تصمیم گیری برای این افراد مشکل است، زیرا شناخت کمی از خود دارند، نمی دانند در زندگی چه می خواهند و نست به انتقادهای دیگران بسیار حساسند. (خورانی، ۱۳۸۷) ۲-۱۱- عوامل تأثیر گذار بر عزت نفس: عواملی که در رشد گرایشات عاطفی و ارزشی نسبت به بدن و روان انسان مؤثر است و میتواند به افزایش عزت نفس کمک کند به طور اختصار عبارتنداز: ۲-۱۱-۱- واکنش دیگران: مهم ترین منشأ پدید آمدن خودپنداره و عزت نفس، رفتار و واکنش دیگران نسبت به فرد است. این را نظریهی«آینده ی خودنما» می نامند. نظریه ی مذکور معتقد است، برای دیدن خود به واکنشهای دیگران توجه میکنیم و تصویر خود را در آن واکنشها میبینیم. بنیس معتقد است:« افرادی که طرد می شوند، در پی آن به طرد خود می پردازند، دچار احساس بی ارزشی میشوند و ادراکات،نگرشها و واکنشهای دیگران را جزئی از ارزشهای درونی خود میکنند.» دلیل اصلی احساس حقارت و خودبزرگ بینی را می توان در طرد شدن مستمر و مداوم از طرف والدین و دیگران دانست. روان شناسان معتقدند، احساس بی ارزشی عمیق یا فقدان عزت نفس، ریشهی بسیاری از نابهنجاریهای روانی است که در میان افراد دیده میشود.(بیابانگرد، ۱۳۷۶) ۲-۱۱-۲- مقایسه با دیگران: مقایسهی فرد با دیگران، یکی از منابع اصلی ایجاد خودپنداره و عزت نفس در فرد است. ۲-۱۱-۳- همانند سازی با الگوها: انسان با برخی از افراد هم زندگی خود همانند سازی می کند آنان را به عنوان مدل یا الگوی رفتار خود برمی گزیند.والدین، مربیان، معلمان و همسالان مهم ترین این الگوها هستند. شکل گیری خود ایده آل بر اساس درهم آمیختن ویژگیهای این الگوها در ذهن فرد، انجام می شود و همانندسازی نیز سبب تغییر خودپنداره میگردد؛ یعنی فرد احساس میکند، مانند الگوی خود شده است. قسمت مهمی از نظام خود از طریق همانندسازی فرد با هم جنس خود شکل میگیرد که در اصل نقس جنسی او را تعیین میکند(بیابانگرد،۱۳۷۶) ۲-۱۱-۴- چگونگی پاسخ به نیازهای فرد: تشخیص به موقع نیازهای فرد(غذا، محبت و…) و پاسخ به موقع و متعادل به آنها، در رشد حس اعتماد او بسیار مؤثر است. در این صورت والدین، و به ویژه مادر، به عنوان افراد قابل اعتماد و صادق در ذهن فرزند جای می گیرند و در نقش یک الگوی مداوم، برای هدایت ابعاد فکری، عاطفی و رفتاری او عمل می کنند که به دنبال آن، ویژگیهایی مانند: بی اعتمادی، افراط و تفریط، خشم و ترس در او می شوند. ۲-۱۱-۵- برخورد مناسب با رفتارهای فرد: والدین باید فرزند را به صورت غیرمشروط بپذیرند و همواره در هر شرایطی، او را دوست بدارند. با او جدی ولی با محبت باشند و در این روند ثبات نشان دهند و از افراط و تفریط بپرهیزند. ۲-۱۱-۶- عزت نفس والدین: والدینی که عزت نفسپائینی دارند و خود را باارزش، توانمند و مثبت ارزیابی نمی کنند همواره دچار حقارت و ناتوانی هستند، اغلب نمی توانند عزت نفس فرزندان خود را رشد دهند. والدینی که با فشار بر فرزندانشان، درصدد جبران حقارتها و شکستهای زندگی خود برمیآیند و در این مسیر توجهی به علاقهها و استعدادهای فرزند خود ندارند و یا در ارزیابی کیفی استعدادها توانائیهای فرزندان خود ناتوان هستند و توقع و انتظارات ایده آلیستیکه در توان آنها نیستدارند، همواره عزت نفس آنها را در معرض فرو ریختن قرار میدهند؛ زیرا همواره بین هدفها،ایده آلهاو توانائیها، باید توازن و تناسب وجود داشته باشد.(بابایی، ۱۳۸۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سلامتی تعریف یونانی آن یعنی عقل سالم در بدن سالم است، باشد با این حال، سلامتی روانی، اجتماعی، محیطی و روحی اجزاء دیگری از سلامتی می باشند. اهمیت فعالیت بدنی به عنوان بخش مکمل یک زندگی سالم گسترش یافته، به علاوه شواهد علمی از فواید سلامت بخش تمرین و ورزش در حال افزایش است. فن آوری مدرن از میزان شغلها کاسته و اکثر حرفهها به نیروی مغزی بیشتر از توان جسمی تکیه می کند. کارهای روزمره نظیر چمن زنی نیز مکانیزه شده، رانندگی جای پیاده روی را گرفته و کارهایی که نیازمند یک ساعت کار جسمانی بود، اینک با فشار چند ثانیه ای یک دکمه با گرفتن یک شماره تلفن انجام می شود. در نتیجه این امر، زمان بیشتری برای فعالیت های اوقات فراغت باقی می ماند. اما متأسفانه بسیاری از افراد از فعالیتهای بی تحرک مانند تماشای تلویزیون و… در اوقات فراغت خود استفاده می کنند. اگرچه بدن انسان برای حرکت و انجام فعالیتهای جسمانی سخت طراحی شده است. ولی ورزش هنوز به عنوان بخشی از شیوه معمولی زندگی در نیامده است (پارسا ۱۳۷۷). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کسب دانش و اطلاعات عمومی درباره فعالیت های جسمانی یکی از مهمترین انگیزه های داخلی برای شرکت در فعالیت های جسمانی است. کسانی که با فعالیتهای جسمانی آشنا هستند، ارزش آن را بیشتر درک می کنند. چنین افرادی شرکت در برنامه های فعالیت جسمانی را در برنامه زندگی خود در تمام عمر در نظر می گیرند و حتی برخی این برنامهها را با توجه به اطلاعات خود برنامه ریزی و ارزشیابی می کنند. به دلیل پیشرفت صنعت و زندگی ماشینی، فعالیت جسمانی روزمره شدیدا کاهش یافته است و به منظور جبران این زندگی بی تحرک، فعالیت جسمانی مربوط به بازی و تفریح و در نتیجه فعالیتهای مرتبط با تندرستی توسعه یافتند. زندگی امروزی مجال استفاده از فعالیتهای جسمانی طبیعی که در اعصار گذشته وجود داشت را نمی دهد. برای مثال در ایران باستان در اوایل امپراتوری رم، تمرینات جسمانی برای سربازان ضروری و اجباری بود و برنامههای جسمانی در جهت بالا بردن آمادگی نظامی و بنیه دفاعی انجام می شد. همانطور که اشاره شد، برنامه و روش تمرین عامل مهمی در بهبود عملکردهای جسمانی و مهارت های ورزشی است بطور کلی اجزای آمادگی جسمانی مرتبط با تندرستی شامل قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، استقامت قلبی تنفسی، انعطاف پذیری و ترکیب بدن و اجزای آمادگی جسمانی مربوط به اجزای مهارت شامل زمان عکس العمل، سرعت، تعادل، چابکی، هماهنگی و توان می باشد. در بین روش های مختلف تمرینی پلایومتریک یک شیوه تمرینی است که بسیاری از ورزشکاران برای افزایش قدرت و یا توان انفجاری از آن استفاده می کنند(شایگان۱۳۹۲). بدیهی است پیشرفت و بهبود رکوردها، تکنیک و تاکتیک های ورزشی و روند صعودی پیشرفت ابعاد مختلف رشته های ورزشی، نشانه گسترش و توسعه زیربنای علمی و جامعه علمی و روش های مربیگری بوده است .از این رو،نیل حرکت به سوی رشته های قهرمانی و حرفه ای شدن بیشتر شده است و هر کسی به هر دلیل و هدفی ممکن است در یک فعالیت ورزشی و برنامه تمرینی شرکت کند. اما با توجه به این مسله که استعداد ورزشی یکی از مهم ترین عوامل دستیابی به سطح بالای عملکرد ورزشی است، شکوفایی استعدادورزشکاران توسط مربیان باتاکیدبراصول علمی ورزشی اهمیت بسزائی دارد. از این رو ضمن شناخت این استعدادها باید به شیوه ای صحیح آن را رشد و توسعه داد. معمولا متخصصین ورزش معتقدند که برای دستیابی به سطح بالای عملکرد ورزشی باید ضمن شناخت ورزشی، با روش های مختلف تمرین به توسعه سطح عملکرد و آمادگی افراد پرداخته شود. به بیان دیگر، یافته های علمی در این زمینه در تنظیم و اجرای برنامه های تمرینی قهرمانان ورزشی نقش مهمی را بر عهده داشته است. تمرینات ورزشی اصولا موجب افزایش توانایی حرکتی انسان می شود. این تمرینات گستره زیادی پیدا کرده است و هدف از این تمرینات به طور خلاصه دستیابی به قهرمانی، و برتر بودن در مسابقات و رشته های ورزشی می باشد. از جمله این شیوه های تمرینی که دیری از آن نمی گذرد استفاده از تمرینات پلایومتریک می باشد. ۱ – ۲ بیان مسله امروزه پیشرفت وبهبود در رکوردها ، مهارتها ، تکنیکها و تاکتیک های ورزشی در یک صد سال اخیر نشانه ی گسترش و بسط زیربنای علمی و دانش محققین و مربیان ورزش بوده است . یافته های علمی در این زمینه در تنظیم واجرای برنامه های تمرینی قهرمانان ورزش نقش مهمی را بر عهده داشته اند . صرف نظر از عوامل وراثتی که سهم تعیین کننده ای در عملکرد ورزشی دارند ، عامل مهم دیگری که در این پیشرفت بسیار مؤثر است برنامه و روش تمرینات است. (کرباسی ۱۳۷۸) روش های تمرینی متفاوتی برای توسعه عوامل درگیر در آمادگی جسمانی ورزشکاران در رشته های مختلف ورزشی بکار گرفته شده است . سالهاست که تمرینات با وزنه ، با روش های متنوعی که توسط محققین و متخصصین علوم تربیت بدنی و ورزش ارائه شده است مورد توجه مربیان و ورزشکاران علاقه مند قرار گرفته است . در سالهای اخیر و با پیشرفت علوم ورزشی و تربیت بدنی ، روش های نوینی ارائه گردیده که با وجود هزینه های کمتر و صرف وقت کم و زیانهای احتمالی کمتر ، نتایج بسیار خوبی بر مجموعه توانائیهای ورزشکاران داشته است . از میان این روشها ، تمرینات پلایومتریک ، که ترجیحاً بدون وزنه و با بهره گرفتن از پرشهای حساب شده از ارتفاع کم انجام می شود و تنها از وزن بدن که در هنگام پرش ، اضافه بار لازم را برای افزایش فشار مناسب ایجاد میکند ، کمک میگیرد ، مورد توجه قرار گرفته است . هر یک از روشها با توجه به نیاز به وسایل مربوطه و تاثیرات مفید و احیاناً آزمایشهایی که برای ورزشکاران داشته کاربردهای متفاوتی در توسعه توانائیهای ورزشکاران رشته های مختلف داشته است. (کرباسی ۱۳۷۸) برای تعیین دقیق دامنه تاثیرات این نوع تمرینات بر فاکتورهای مختلف آمادگیهای جسمانی ورزشکاران و بکارگیری حساب شده آنها ، اطلاعات کمی در دست میباشد . این نوع تمرینات بیشتر برای ورزشکاران رشته های پرشی و سرعتی بکار گرفته شده است و با توجه به مهارتها و توانائیهای سرعتی و کوتاه مدت می باشد . چنانچه علمای تربیت بدنی ، این تمرینات را پلی می دانند که شکاف بین قدرت و توان را می پوشاند و قابلیت انفجاری انتقال وزن از یک پا به پای دیگر را که برای سرعت لازم است بهبود می بخشد و بیشتر در توسعه مهارتهایی مانند : ضربات فورهند و بک هند تنیس و یا انواع پرتابها و پرشها و شوت زدن ها بکار گرفته می شود . اما با توجه به یافته های تحقیقات اخیر و همچنین بررسیهای دقیقتر و وسیعتر می توان ضمن کاهش زیانهای احتمالی آن ، بر میزان فواید و تاثیرات این نوع تمرینات افزوده و چگونگی اجرای بهتر آنان را مشخص نمود.سرعت و توان انفجاری در بسیاری از ورزش ها مانند دوومیدانی ، ژیمناستیک و برخی از ورزش های گروهی نقش تعیین کننده دارد . یکی از روش های جدید و مؤثر برای افزایش این متغیرها همانطور که گفته شد تمرین های پلایومتریک است . علاوه بر آن محققین معتقدند فقط نه تنها قدرت وسیله ای برای تسهیل اجرا است، بلکه به عنوان عامل مؤثر در کاهش آسیب های جسمانی در انجام فعالیت های ورزشی نیز به شمار می آید . مطالعات فراوانی نشان داده است که با اجرای تمرینات پلایومتریک و تمرینات با وزنه می توان برخی از فاکتورهای مربوط به آمادگی جسمانی بخصوص توان انفجاری پا را تا حد قابل توجهی افزایش داد(دربهانی ۱۳۹۲) لاندر و همکارانش در سال ۱۹۸۹ تأثیر تمرین های با وزنه را روی متغیرهای قدرت و توان مورد بررسی قرار دادند . آنها ۴۹ آزمودنی مبتدی را به مدت ۸ هفته تمرین دادند . نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری بین پیش آزمون و پس آزمون پرش عمودی و قدرت ایزومتریکی مشاهده شد . پرش عمودی به میزان زیادی افزایش یافت . نتایج تحقیق گویای آن است که برنامه های تمرینی کوتاه مدت با وزنه به طور معنی داری توان و قدرت را افزایش می دهد. بویر ، تایو و باراز ( ۱۹۹۰ ) پژوهشی را در زمینه تأثیر انواع تمرین بر بهبود توان پایین تنه انجام دادند . هدف این تحقیق مطالعه تأثیر ده هفته برنامه تمرینی مقاومتی و پلایومتریک بر توان پایین تنه بود . نتایج اختلاف معنی داری را بین گروه های تجربی نشان داد . هر چند در گروه تجربی افزایش میزان توان اختلاف معنی داری را نشان داد . با این وجود محقق در نتیجه گیری از تحقیق خود خاطر نشان کرد ، که افزایش مشابه در توان پایین تنه ممکن است در اثر انواع برنامه تمرینی مقاومتی و پلایومتریک صورت گیرد. محققین پژوهش خود را به منظور آگاهی عمیق تر،برای سازگاری نسبت به تمرینات با وزنه و پلایومتریک انجام دادند.آزمودنی ها به سه دسته اول تمرینات پلایومتریک ، گروه دوم تمرینات با وزنه را انجام دادند و گروه سوم به عنوان گروه کنترل تقسیم شدند . گروه های تجربی به مدت هشت هفته تمرینات پلایومتریک و نیز تمرین با وزنه را انجام دادند. آزمون ها که شامل یک سری تست های کانسنتریک و اکسنتریک بود ، مورد استفاده قرار گرفت این آزمون ها شامل پرش عمودی و حداکثر اسکات بود. (وارن ۱۹۹۳) این محققین اظهار داشتند،که تمرینات پلایومتریک نیز مانند سایر روش های تمرینی موجب سازگاری های مختلف از جمله تسهیل در کار عضلانی می شود.همچنین این تمرینات بطور معنی داری سرعت نیروی تولیدی اکسنتریکی پاها را افزایش می دهد و تمرین با وزنه نیروی عملکرد کانسنتریک راافزایش می دهد. غلامرضا پارسا در سال۱۳۷۷،پژوهشی تحت عنوان بررسی و مقایسه تأثیر دو روش تمرینی پلایومتریک و تمرین با وزنه روی پرش عمودی ورزشکاران رشته والیبال انجام داد.در این تحقیق ۴۵ نفر بازیکن والیبال در سه گروه ۱۵ نفری قرار گرفتند که دو گروه به عنوان گروه تجربی و یک گروه به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند.گروه اول علاوه بر تمرینات والیبال،تمرینات پلایومتریک که شامل تمرینات پرش درجا ، پرش از روی مانع و پرش عمقی بود، را انجام می دادند.گروه دوم علاوه بر تمرینات والیبال ، تمرینات با وزنه که شامل اسکات نیمه ، لیفت مرده و بلند شدن روی پنجه پا بود را انجام می دادند.گروه سوم که گروه کنترل بودند ۲ جلسه در هفته تمرین معمولی والیبال را انجام می دادند . نتیجه تحقیق بعد از هشت هفته تمرین نشان داد که هر دو روش تمرینی پلایومتریک و تمرینات با وزنه موجب افزایش پرش عمودی ورزشکاران می شود و تفاوت معنی داری بین دو گروه تجربی دیده نشده است. با داشتن اطلاعاتی از توانائی های فیزیولوژیکی و مکانیزم های عصبی – عضلانی می توان برنامه های بهتری برای ورزشکاران به ویژه قهرمانان طراحی نمود و راه کارهای لازم را به مربیان ارائه داد تا با کاربرد صحیح آنها به نتیجه مطلوب نائل شوند .با برنامه ریزی های دقیق و علمی می توان وقت و هزینه ای که جهت پرورش و آماده سازی هر ورزشکار صرف می شود را کاهش دهد در همین راستا در این تحقیق در پی پاسخ به این سوال هستیم که هشت هفته تمرینات پلایومتریک در مقایسه با هشت هفته تمرینات قدرتی با وزنه چه تاثیری بر روی فاکتورهای آمادگی جسمانی تیم ملی مردان کبدی ایران دارد و یا کدام یک از این تمرینات می تواند بیشترین اثر بخشی را بعد از هشت هفته تمرین روی این فاکتورها داشته باشد؟ ۱-۳ضرورت انجام تحقیق در دنیای امروزی که علوم مربوط به انسان و ابعاد وجودی او روز به روز در حال پیشرفت وترقی است. دست اندرکاران امر تربیت بدنی و ورزش نیز از یافته های علوم تربیت بدنی بویژه برای تقویت ورزش قهرمانی سود برده و هرروز روش های نوین تمرینی را برای ورزشکاران بکار می بندند. از آنجایی که بکارگیری این روشها و شیوه های تمرینی نیازمند اطلاع و آگاهی از تاثیر نوع فعالیت ورزشی بر فیزیک و عملکرد بدن و توان فیزیولوژیکی ومکانیسم های عصبی–عضلانی در رشته های ورزشی مربوط می باشد، لذا ضروریست که مطالعاتی از یک برنامه علمی تمرینی باتکیه بر ویژگیهای بدنی و فیزیولوژیکی ورزشکار و نوع عملکردآن در ورزش انجام گیرد. (کرباسی۱۳۷۸) ورزشکاران تمامی تیمهای ورزشی،اعم از رشته های انفرادی یا گروهی،به دوره های خاص آمادگی جسمانی و هر رشته ورزشی به نسبتهای متفاوتی از قدرت، استقامت عمومی، توان ،چابکی، سرعت و دیگر فاکتورهای جسمانی نیاز دارد.خصوصاً در ایام نزدیک به مسابقات این ارزشها فراتر رفته و ارائه برنامه هایی که در کوتاه مدت و با حداقل هزینه و بدون زیان، بتواند ورزشکاران را ضمن حفظ آمادگی به فرم ایده آل نزدیکترکند بسیاراهمیت دارد. (صالح زاده۱۳۷۷) روش تمرینی پلایومتریک به خاطر نوپائی آن خصوصاً در کشور، نیاز به بررسی های دقیق تر و ارزشیابی کاربردهای آن و تعیین حدود تاثیرات آن بر روی فاکتورهای متفاوت آمادگیهای جسمانی دارد . تحقیقاتی که در کشور در این رابطه انجام گردیده بسیار ناچیز است و تنها فاکتورهای محدودی را ارزشیابی نموده است. در نتیجه با توجه به خلاء های موجود،در این تحقیق سعی شده تا در سطح گسترده تر و با بهره گرفتن از یافته های قبلی ،خصوصاً در تحقیقاتی که طی دهه اخیر در خارج از کشور به دست آمده است ، بررسی های دقیق انجام گیرد . امید است بدینوسیله راهکارهایی مفید و باصرفه در اختیار مربیان ورزش و خصوصاً معلمین محترم آموزشگاهها و ورزشکاران علاقه مند قرار گیرد. باتوجه به پیشرفت ورزش کبدی درسالهای اخیر در کشورمان و کسب عناوین متعدد قهرمانی در مسابقات بین المللی همچنین نهادینه شدن این رشته ورزشی در مدارس وقرار گرفتن در مسیر پیشرفت می بایست علمی تر و دقیق تر به متدهای تمرینی این رشته ورزشی پرداخت از این رو انجام تحقیقات متعدد جهت دستیابی به نتایج مفید و موثر در زمینه طراحی تمرینات مناسبی که باعث پیشرفت مهارتهای ورزشی درکوتاه ترین زمان ممکن می شود جهت ارائه به مربیان و ورزشکاران امری مهم و ضروریست که مارا مجاب به انجام این تحقیق می نماید و اهمیت این موضوع را روشن می سازد. (کرباسی۱۳۷۸). ۱-۴اهداف تحقیق ۱-۴-۱ هدف کلی تحقیق بررسی مقایسه تاثیر هشت هفته تمرینات پلایومتریک و قدرتی با وزنه بر روی فاکتورهای آمادگی جسمانی تیم ملی مردان کبدی ایران ۱-۴-۲ اهداف اختصاصی
-
- بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات پلایومتریک و قدرتی با وزنه برروی توان انفجاری کبدی کاران مرد تیم ملی ایران.
-
- بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات پلایومتریک و قدرتی با وزنه بر روی چابکی کبدی کاران مرد تیم ملی ایران.
-
- بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات پلایومتریک و قدرتی با وزنه بر روی سرعت کبدی کاران مرد تیم ملی ایران.
۱-۵ فرضیه های تحقیق
-
- بین تاثیر هشت هفته تمرین پلایومتریک و قدرتی با وزنه برروی توان انفجاری مردان تیم ملی کبدی ایران تفاوت معنی داری وجود ندارد.
-
- بین تاثیر هشت هفته تمرین پلایومتریک و قدرتی با وزنه برروی چابکی مردان تیم ملی کبدی ایران تفاوت معنی داری وجود ندارد.
-
- بین تاثیر هشت هفته تمرین پلایومتریک و قدرتی با وزنه برروی سرعت مردان تیم ملی کبدی ایران تفاوت معنی داری وجود ندارد.
محدودیتهای تحقیق کنترل شرایط روحی و خانوادگی شرکتکنندگان در این پژوهش برای پژوهشگر میسر نیست. کنترل ویژگی های وراثتی و استعدادهای ذاتی شرکتکنندگان امکان پذیر نیست. کنترل موقعیت اقتصادی و اجتماعی شرکتکنندگان و همچنین سطح فرهنگ خانواده که می تواند فرد را به ورود در فعالیتهای موثر بر توان، تعادل و سرعت هدایت و یا منع کند، خارج از کنترل پژوهشگر است. ۱-۶ تعریف واژه ها و اصطلاحات کاربردی تمرینات پلایومتریک : به آن دسته ار تمریناتی گفته می شود که از طریق انقباضات پرقدرت عضلانی در پاسخ به یک بار کاری یا کشش پویا و سریع عضلات درگیر انجام می شود . یا بعبارتی دیگر تمریناتی است که عضلات را قادر می سازد در کوتاهترین زمان ممکن حداکثر قدرت را اعمال کند.(پارسا ۱۳۷۷) تمرینات قدرتی با وزنه: یکی از روش های موثر افزایش قدرت ، تمرینات با وزنه میباشد که با توجه به نوع انقباض عضله به سه روش انجام می گردد. و برای تمرین از وزنه های معمولی و یا دستگاه های چند کاره استفاده می شود که در این تحقیق از دستگاه های بدنسازی استفاده شده است. تعریف مفهومی توان: کار انجام شده در واحد زمان را توان گویند. (دربهانی ۱۳۹۲) تعریف عملیاتی توان: توان آزمودنیها در این تحقیق در اندام تحتانی بوسیله پرش عمودی (تست سارجنت) و فرمول لوئیس مورد ارزیابی قرار می گیرد. تعریف مفهومی سرعت: در علم مکانیک یک کمیت برداری است که اشاره به تغییر موقعیت جسم دارد. به نسبت جابه جایی به زمان طی شدن جابه جایی سرعت گویند. (صادقی ۱۳۸۵) تعریف عملیاتی سرعت: میانگین تندیv یک جسم که در حال پیمودن مسافتی D در مدت زمان T می باشد. تعریف مفهومی چابکی: قابلیت تغییر مسیر حرکت، تغییر وضعیت بدن و یا هر دوی آنها و داشتن عکس العملهای مناسب که در حداقل زمان و با مهارت، دقت، تعادل و سرعت انجام می شود را چابکی گویند. (شایگان ۱۳۹۲) تعریف عملیاتی چابکی: چابکی آزمودنیها در این پژوهش بوسیله آزمون ۹*۴ متر یعنی دویدن ۴ بار پیاپی در مسافت ۹ متر مورد ارزیابی قرار می گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مسجد کبود تبریز: در قسمت جلوی صحن و رو به قبله، بنای اصلی مسجد به پا شده که محوطه ای محصور، پوشیده و مربع شکل است. فاصله پایه های سقف ضربی آن، ۱۲ متر است که بر روی چهار پایه یک محوطه مربع شکل قرار دارد. شبستان بزرگ محاط به رواق های به هم پیوسته است و از سه سو با طاقنماهایی به رواق های اطراف خود ارتباط دارد. این شبستان با سقفی ضربی پوشیده شده است که قطر دهانه آن ۱۷ متر است. تنها خصوصیت جالب این گنبد ساخت آن برروی چهارپایه مربعی است که این مربع خود به خود به تقارن و تجانس در درون مسجد می انجامد. اگر نمازگاه را که شامل محراب نیز است از بنای اصلی جدا کنیم، مربعی به طول ۳۰ متر به وجود می آید. سردر با ویژگی های خاص خود به سه قسمت تقسیم شده است؛ دو پایه بزرگ که طاق ضربی روی آنها زده شده و در وسط دو پایه محل استقرار درب ورودی است این مسجد گلدسته ندارد. می توان گفت محل دو گلدسته مسجد در انتهای دو دیوار جلویی بود، زیرا گذشته از این که هیچ گونه محل ریزش، پایه و پله ای برای صعود به گلدسته در محل نزدیک سردر مشاهده نمی شود، تمرکز سردر عظیم با دو گلدسته مرتفع ظرافت و عظمت خاصی به بنا می داد که با هنر سازندگانش مغایرت داشت و حتی کمترین اعتباری نمی توانست در معیارهای معماری داشته باشد. تقسیم وزن گنبد روی پایه های متعدد، از دستاوردهای معماران ایرانی است که در معماری دوره ساسانی این روش پررنگ تر به کار گرفته شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مسجد شیخ لطف الله اصفهان: یکی از ویژگیهای این مسجد چرخش ۴۵ درجهای است که با محور شمال- جنوب دارد. علت وجودی این چرخش این است که در معماری ایرانی- اسلامی، مساجد به گونهای طراحی میشوند که کاربر هنگام ورود به شبستان در جهت قبله قرار گیرد، خالق بنا این دوگانگی را، با بهره گرفتن از چرخش حل نموده است. به دلیل این که مسجد در ضلع شرقی میدان واقع است و خواه و ناخواه در ورودی مسجد به سمت مشرق میدان خواهد بود، اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت میساختند کار جهت یابی از لحاظ قبله مختل میشد. با ایجاد یک راهرو که از ابتدای ورودی مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست میچرخد این مشکل را برطرف نموده یعنی اگر چه ساختمان مسجد در مشرق است و از نمای خارجی آن چنین به نظر می آید که دیوار در جهت شمال به جنوب است اما در همین محراب دیوار بنا شده که به سوی قبلهاست و وقتی از بیرون به مسجد نگاه می کنیم اثری از کجی و زاویه به چشم نمیخورد، اما به محض ورود صحن نسبت به نمای خارجی پیچشی دارد. این مسجد به علت اینکه نه دارای منارهاست و نه دارای شبستان ورودی (حیاط) و همچنین ورودی آن پله میخورد، غیر طبیعی است. گنبد مسجد شیخ لطف الله که با ارتفاع کم پوششى مناسبى براى صحن کوچک آن به شمار می رود. از طرفى بلندى آن تا آن اندازه است که بتواند در کنار میدان بزرگ خود نمایى کرده و بر آن فضا مسلط باشد. خمیدگى گنبد از نقطه برآمدگى بزرگ ناگهان به سمت داخل گراییده و راس گنبد را تشکیل داده است و این فشار زیاد را دیوارهاى قطور مسجد تحمل می کند. قطر دیوارها که از پنجره هاى دیوار اندازهگیرى شده در حدود ۷۰/۱ سانتیمتر است دیوارهاى داخلى از یک هشت ضلعى شروع مىشود. خمیدگى گنبد را دیوارهاى بادبادک شکل زاویه دارى به اضلاع هشت گانه وصل می کند. قسمت بعدى به سمت خمیدگى به اندازه اى عادى و یکنواخت بزرگ گرایش دارد سرتا سر این خمیدگى به اندازه اى عادى و یکنواخت است که به ندرت احساس شده یا به چشم مىآید.چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع است و خواه ناخواه در ورودى مسجد به سمت شرق میدان خواهد بود، اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى ساختند، کار جهت یابى از لحاظ قبله مختل مى شد. در اینجا با ایجاد یک راهرو که از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى چرخد، بر این مشکل فائق آمده اند ؛ اگر چه ساختمان مسجد درمشرق است و از نماى خارجى آن چنین بر می آید که دیوار جبهه ان در جهت شمال به جنوب است در ورودى مسجد به دهلیزى به صورت زاویه ى قائمه باز می شود که به دو در دیگر می انجامد که از دو می توان وارد مسجد شد. یکى از این درها به طرف محراب و دیگرى به سوى شمال غرب مسجد قرار گرفته است. از همین دهلیز به شبستان زمستانى و همچنین به پشت بام نیز می توان وارد شد. ۴-۳ شباهت ها و تقاوت های نقوش ۴-۳-۱ اسلیمی دهن اژدری: این نوع اسلیمی تداعی کننده دهان باز مار و اژدها است و به همین علت به دهن اژدر معروف است. در اسلیمی های دهن اژدری مسجد کبود به نوعی سادگی و کم تزیین بودن برمی خوریم در مقایسه با اسلیمی های مسجد شیخ لطف الله که از تزیینات فراوان تری برخوردارند، پیچک یا چنگ هایی که در داخل و یا در طول خطوط اسلیمی همراه شده اند. در اسلیمی های مسجد کبود می توان به برگ یا پیچکی که در ابتدای بوته همراه اسلیمی آمده به عنوان نوعی تزیین اشاره نمود. ۴-۳-۲ اسلیمی ماری: این نوع اسلیمی همان گونه که از نامش پیداست شباهت زیادی به حرکت پرپیچ و خم مار دارد. این نوع اسلیمی در گوشه بالای دیوار شرقی و غربی سردرب مسجد کبود وجود دارد که نیز به شکل ابرمینیاتوری آمده و نوعی دیگر از این اسلیمی در همان گوشه در حاشیه نظیر صلیب شکسته قرار دارد. درمسجد شیخ لطف الله این نوع اسلیمی در طاق نمای دهلیز در حاشیه دیده می شود که از نظر شکل ظاهری بسیار متفاوت تر هم از نظر فرم و نیز پرکاربودن و تزیینی تر آمده است. ۴-۳-۳ اسلیمی برگی: این برگ همان برگ یک وجهی است که بر روی حرکت اصلی اسلیمی (دو شاخه اصلی اسلیمی) طراحی می گردد. اسلیمی برگی را تنها در مسجد شیخ لطف الله می توان دید و در مسجد کبود نظیر آن را نداریم، اسلیمی ذکر شده همراه با چنگ آمده و مانند سایر عناصر تزیینی مسجد از دورگیری برخوردار است. از نظر فرم دارای چرخش می باشد و با سه رنگ اصلی سفید، سبز و زرد رنگ آمیزی شده است، وجود دایره های مشکی رنگ بر روی برگهای این اسلیمی حالت تزیینی تر به آن بخشیده است. نوع دیگری از این اسلیمی در گنبد خانه بر روی کاشی های خشتی اکر در طاق نمای بالای محراب و طاق نماهای شرقی و غربی است که به رنگ سرمه ای و گلهای سفید که در داخل این اسلیمی قرار دارد تزیین شده است. ۴-۳-۴ اسلیمی خرطومی: از اصلی ترین انواع اسلیمی است که در طراحی کاربرد بیشتری دارد. طراحی این اسلیمی با رسم دو خط منحنی شروع می شود. این دو خط برپایه گردش های حلزونی (اسپیرالی) رسم می شوند. با این تفاوت که گردش یکی کوچک تر از دیگری ترسیم می شود. اسلیمی خرطومی بیشترین عنصر تشکیل دهنده در تزیینات است شاید بتوان گفت اسلیمی خرطومی یکی از عناصر اصلی و پر کاربرد در ختایی است. اسلیمی های خرطومی که در مسجد کبود قرار دارند از نوع ساده و انتزاعی است در داخل این اسلیمی ها از عناصر ساده و انتزاعی استفاده شده است. در مقایسه با مسجد شیخ لطف الله اسلیمی ها مسجد کبود خرطومی همراه با چنگ و عناصر تزیینی دیگری آورده شده است و در داخل آن نیز از حالت اسلیمی خرطومی که تکرار شده و یا از حالت بته در تزیین آنها بهره گرفته شده است. درهردو مسجد اسلیمی خرطومی بصورتی طراحی شده که گاهی در امتداد آن اسلیمی به اسلیمی خرطومی دیگری تبدیل می شود. در مسجد شیخ لطف الله تنوع بیشتری از اسلیمی خرطومی وجود دارد. در برخی از اسلیمی ها نوعی پیچش نیز وجود دارد که اسلیمی حالت دورانی به خود می گیرد و تبدیل به فرمی دیگر از اسلیمی ها، برگها و سر اسلیمی می شود. ۴-۳-۵ چنگ یا پیچک: عناصر تزیین کننده بندهای اسلیمی به دو گروه تقسیم می شوند: دسته اول عناصری که از خود بند گرفته نشده اند و به عبارتی بخش افزوده به بند اسلیمی هستند. این عناصر تزیینی بیشتر از چنگ ها ساخته می شوند و مثل پیچک به دور خود می چرخند. هم چنین محور رشد خاصی ندارد یعنی گاهی از بالا به پایین و گاهی بالعکس در مسیر حرکت بند قرار می گیرند. دسته دوم، عناصری که از خود اسلیمی گرفته و مانند جوانه در ساقه های ختایی، در مسیر حرکت بند اسلیمی رشد کرده و رسم می گردند و جز بند اسلیمی محسوب می شوند. دراصطلاح طراحی سنتی به این عناصر تزیینی تخمه نیز می گویند که کاربرد مشابه جوانه، در ساقه ختایی دارند. بیشتر چنگ ها یا پیچک های مسجد کبود فرم های هندسی است در مقایسه با مسجد شیخ لطف الله که بیشتر پیچک ها از جنس اسلیمی های هستند. ۴-۳-۶ یایه اسلیمی و سراسلیمی: یایه اسلیمی و سر اسلیمی آخرین و اولین قسمت تزیینی شاخه اسلیمی است در سراسلیمی که حالت چمبرزده وجود دارد. ۴-۳-۷ برگ: برگ ها در طراحی بر دو دسته هستند: دسته اول برگ های بدون دندانه که شامل:۱-برگ ساده، ۲- برگ ساده ساقه دار. دسته دوم برگ های دندانه ای که شامل: ۱- برگ های یک وجهی، ۲- برگ های دو وجهی. این دو نوع برگ ها را می توان در داخل یا خارج گل های شاه عباسی، بر روی گل های گرد و غنچه ها و گردش های ختایی به کار گرفت. نوعی دیگر از برگ، برگ های تاخورده یا تزیینی است. در برگ های مسجد کبود به نوعی از برگ که دارای پنج وجهی که در داخل آن فرم اشک مانندی قرار دارد برمی خوریم. در مسجد شیخ لطف الله فرم برگی وجود دارد که می توان آن را جز برگ های گروه «اسلیمی برگی» دانست. در مسجد کبود نوعی برگ سه وجهی وجود دارد که در میانه ی آن فرم اشک مشکی قرار دارد. در مسجد شیخ لطف الله نوعی برگ هشت وجهی وجود دارد که در میانه آن چاک برگ مشخص شده و در انتهای چاک برگ دایره ای مشکی جهت تزیین قرار دارد. در مسجد کبود نوعی برگ چهار وجهی ست که در قسمت اتصال به ساقه یک فرم دایره ای (نظیر چنگ) وجود دارد. در مسجد شیخ لطف الله برگی هفت وجهی ست که در میانه ی آن دو فرم اشک مانند قرار دارد. در مسجد کبود نمونه ای از برگ هایی دو وجهی است که در داخل آن از عناصر تزیینی استفاده شده است. در مسجد شیخ لطف الله برگی هشت وجهی ترسیم شده که دو چنگ نیز به تزیین آن افزوده شده است. در مسجد کبود برگی سه وجهی رسم گردیده که در میانه آن اشکی قرار دارد. در مسجد شیخ لطف الله برگی پنج وجهی وجود دارد که در میانه ی آن فرم شبیه اشک به رنگ قرمز است. در مسجد کبود برگی شش وجهی که متصل به پایه اسلیمی است و در هر وجه از آن عنصرهای کوچک برای تزیین استفاده شده است. در مسجد شیخ لطف الله برگی نه وجهی که در قسمت داخلی آن سه دایره وجود داردکه دو دایره سبز و یک دایره سرمه ای است. در مسجد شیخ لطف الله برگ هشت وجهی که دارای پایه ی برگ نیز است . فرم اشکی که انتهای آن به جای منحنی خط صافی قرار دارد در میانه برگ جای قرار گرفته است
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پرداختن به این مفاهیم مشابه نهتنها به بازشناسی مفهوم اشتباه، یعنی کلیدیترین مفهوم تحقیق و مهمترین مبداء تصوّری نظریه اشتباه کمک میکند، بلکه به ما این امکان را میدهد تا حدود و ثغور این مفهوم را در آینه واژگان مرتبط با تکیه بر معانی لغوی و اصطلاحی آنها، با خطی روشن ترسیم کنیم. ازاینرو مباحث این گفتار بهگونهای طرح خواهد شد تا در ذیل هر واژه مشابه و مرتبط، شباهت و نسبت و بهطورکلی ارتباط آن با اشتباه تبیین گردد. در این مهم دو مفهوم جهل و شبهه بهلحاظ جایگاه ویژه اصطلاحی آنها در مباحث فقهی و اصولی بیشتر مورد توجه ما هستند. مبحث اول: جهل[۲۰۰] جهل (ضد علم) معادل نادانی (ضد دانایی) در زبان فارسی است. ازاینرو فردی که علم ندارد جاهل یا نادان خوانده میشود. جهل در لغت به معانی مختلفی بهکار میرود که اساس این معانی به ضدیت با علم برمیگردد. گاهی اوقات جهل در معنای اشتباه نیز بهکار میرود. بهتعبیر بهتر، جهل دارای دو نوع است؛ جهل بسیط و جهل مرکب (اشتباه). علاوهبراین جهل بسته به متعلَق آن به جهل موضوعی و حکمی تقسیم میگردد. در بند نخست ذیل مفهوم جهل ما علاوهبر پرداختن به معانی مختلف جهل، اقسام آنرا نیز مورد بررسی قرار میدهیم. در بند دوم در تلاشیم تا بهرغم شباهتهای موجود میان جهل و اشتباه، به کمک مفهوم لغوی و اصطلاحی جهل و اقسام آن به تبیین تفاوتهای موجود میان این دو بپردازیم. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بند نخست- مفهوم جهل زبیدی که از ائمه لغویین است در کتاب تاج العروس میگوید «جهله کسمعه جهلا و جهاله ضد علمه… و قال الراغب الجهل علی ثلاثه أضرب الاول هو خلو النفس من العلم و هذا هو الامل… و الثانی اعتقاد الشیء بخلاف ما هو علیه و الثالث فعل الشیء بخلاف ما حقه… و علی ذلک قوله تعالی أتتخذنا هزوا قال اعوذ بالله أن اکون من الجاهلین فجعل فعل الهزؤ جهلا… و الجهل علی قسمین بسیط و مرکب فالبسیط عدم العلم عما من شأنه أن یعلم و المرکب اعتقاد جازم غیر مطابق للواقع». سپس ایشان از قول ابن کمال کسی را که دارای جهل بسیط است به حیوان تشبیه کرده است چراکه چنین انسانهایی «ما به یمتاز الانسان عن الحیوان» را دارا نیستند.[۲۰۱] طریحی نیز در مجمع البحرین جهل را به «خلاف العلم» تعریف کرده است. ایشان در ادامه در وصف جاهل بسیط و مرکب میگوید «و الجاهل البسیط هو الذی لا یعرف العلم و لا یدعیه و الجاهل المرکب هو الذی لا یعلم و یدعی و قد اجمع اهل الحکمه العملیه ان الجاهل المرکب لا علاج له».[۲۰۲] در صحاح جوهری هم جهل به «خلاف علم» تعریف شده است.[۲۰۳] در قاموس المحیط نیز آمده است «جهله، کسمعه، جهلا و جهاله: ضد علمه».[۲۰۴] این درحالی است که در لسان العرب جهل به نقیض علم تعریف شده است،[۲۰۵] تعریفی که صاحب کتاب العین نیز بر آن صحه گذاشته است.[۲۰۶] در قاموس المحیط در مقابل واژه السفه آمده است «خفه الحلم او نقیضه او الجهل… سفه: جهل».[۲۰۷] تاکنون دریافتیم که جهل در سه معنای ضد علم، خلاف علم و نقیض علم بهکار میرود و دارای دو نوع کلی، جهل بسیط و جهل مرکب، است، امری که در کتب لغت فارسی نیز به آن اشاره شده است.[۲۰۸] نکته جدیدی که در تعریف جهل مرکب و جهل بسیط دریافتیم این است که قدر متیقن جهل فقدان علم است، لیکن در جهل مرکب فرد مدعی علم است درحالیکه در جهل بسیط وی چنین ادعایی نمیکند. بنابراین اینکه برخی از لغویین در بیان فرق بین جهل و ظن گفتهاند «ان الجاهل یتصوّر نفسه بصوره العالم و لا یجوز خلاف ما یعتقده و ان کان قد یضطرب حاله فیه لانه غیر ساکن النفس الیه و لیس کذلک الظان»[۲۰۹] درواقع در مقام بیان جهل مرکب بوده است. جالب توجه است که این محقق در بیان فرق «حمق» و «جهل» مینویسد «ان الحمق هو الجهل بالامور الجاریه فی العاده».[۲۱۰] بنابراین جهل نهتنها اعم از حماقت و سفاهت است بلکه اعم از اشتباه هم است. هر انسان احمق و سفیهی جاهل هم است ولی هر جاهلی احمق و سفیه نیست. این امر درخصوص اشتباه هم صدق میکند چراکه هر فرد اشتباهکنندهای جاهل (جهل مرکب) است اما هر فرد جاهلی لزوماً دارای جهل مرکب (اشتباه) نیست. بنابراین رابطه اشتباه با جهل از جهت لغوی عموم و خصوص مطلق است. سؤالی که درخصوص رابطه علم و جهل به ذهن میرسد این است که آیا جهل نقیض علم است یا ضد آن؟ بهتعبیر دیگر آیا این دو مفهوم مانند خوب و بد و شب و روز مانعه الجمع و مانعه الخلو هستند و یا مانند مفاهیم سیاه و سفید فقط مانعه الجمع هستند؟ از معانی لغوی جهل پاسخی در این خصوص دریافت نمیشود چراکه جهل در لغت در معانی ضد علم، خلاف علم و نقیض علم بهکار رفته است و لذا لاجرم باید با دقت در معانی اصطلاحی جهل و تحلیل این معانی پاسخ این پرسش را یافت. چنانکه میدانیم انسان یا نسبت به مسألهای (موضوعی یا واقعیتی) علم دارد و یا علم ندارد. درصورت علم داشتن یا علم او مصادف با واقع است (علم صحیح) یا مصادف با واقع نیست (جهل مرکب یا اشتباه). درصورت فقدان علم یا او اصلاً علم ندارد (جهل کامل) یا احتمال صحت و درستی امری را میدهد. وقتی فردی درخصوص واقعیتی علم ندارد اما صحت و درستی آنرا احتمال میدهد وی درواقع نسبت به آن مسأله جاهل است، چراکه احتمال دادن هم از شعبات جهل است و الا فردی که علم دارد احتمال به خود راه نمیدهد و برعکس، این انسان جاهل است که به دامن احتمال دست میزند. نکته شایان ذکر این است که احتمال هم بسته به میزان آن دارای درجاتی است. اگر درصد احتمال بیش از پنجاه درصد و نصف باشد ظن نامیده میشود. فردی که ظن دارد مسلماً علم ندارد و البته چون نسبت به جهل خود واقف است جهل بسیط دارد. درواقع چنانکه اصولیین میگویند «ان الظن لا یغنی عن الحق شیاً» ظن علمآور نیست و البته اگر هرازگاهی در اصول ظن معتبر شناخته میشود، این اعتبار قائم به دلیل خاص است و لذا ظن بهطورکلی حجیتآور نیست. توضیح آنکه ظن گاهی لازم الاتباع است مثل آنجا که دلیلی بر حجیت آن وجود داشته باشد مانند حجیت خبر واحد و حجیت ظاهر. گاهی هم برعکس بهخاطر وجود دلیلی مبنیبر عدم حجیت آن نباید به آن عمل کرد مانند قیاس ممنوع. اما اگر درخصوص حجیت یا بطلان یک ظن دلیلی نداشتیم این ظن بهلحاظ احکام تابع شک است. اگر احتمال در خود پنجاه درصد متوقف بماند به این احتمال شک گفته میشود یعنی فرد به تمام معنا مردد است. تکلیف چنین فردی تحت مباحث شک و شبهه در اصول فقه تعیین شده است. اگر هم درصد احتمال کمتر از پنجاه درصد باشد مثلاً ۴۰% یا ۱۰% باشد، به چنین احتمال مرجوحی وهم گفته میشود که با دو نوع احتمال دیگر یعنی شک و ظن از جهت ماهیت هیچ اختلافی ندارد، یعنی هر سه قسم نوعی جهل هستند و لذا نزد ما علمآور نیستند. بنا بر آنچه گذشت علم نقیض جهل است، یعنی یک فرد اولاً نمیتواند هم به مسألهای جهل داشته باشد هم علم. در ثانی فرد یا باید عالم به آن باشد یا جاهل، لذا علم ملهوف به جهل و جهل ملهوف به علم نمیتواند باشد و نمیتوان گفت فرد شاک ۵۰% علم دارد و ۵۰% جهل و چنین تعبیری غلط است. فرد شاک ۱۰۰% جاهل است و احتمال ۵۰% و حتی بالاتر (در ظن) چیزی به علم او نمیافزاید و او را از جهل خارج نمیکند. اما وقتی میگوییم جهل اعم از جهل صرف، احتمال مرجوح ، شک و ظن است[۲۱۱] این سؤال به ذهن میرسد آیا مراد از این جهل، جهل بسیط است یا مرکب؟ آیا جهل فردی هم که دچار جهل مرکب (اشتباه) است میتواند اعم از جهل صرف، احتمال مرجوح ، شک و یا ظن باشد؟ در اینکه جهل بسیط اعم از چهار قسم جهل است نباید شکی داشت، چراکه همه آنها در ذیل تعریف جهل بسیط قرار میگیرند. جهل بسیط عبارت است از فقدان علم نسبت به واقعیتی، بهنحویکه فرد جاهل نیز واقف به جهل خود است. وقتی فردی نسبت به مسألهای علم ندارد و واقف به فقدان علم خود نیز هست چه تفاوتی میکند وی در آن خصوص احتمالی داشته باشد یا نداشته باشد و باز چه تفاوتی میکند که میزان احتمال او کم یا زیاد باشد؟ مهم این است که او نمیداند و میداند که نمیداند. اما آیا در جهل مرکب هم احتمال ضعیف، شک و شبهه راه دارد؟ آیا اگر فردی در جریان خرید ویلایی در نیشابور این احتمال را بدهد که مساحت ویلا برخلاف قطعات واگذارشده قبلی ۱۵۰۰ متر مربع نیست و بلکه ۷۵۰ متر مربع است و بهرغم فقدان علم و احتمالش باز هم معامله کند، می تواند مدعی اشتباه باشد و مدعی ویلایی ۱۵۰۰ متری باشد؟ آیا واقعاً اگر او را تصدیق کنیم که عالم نبوده و فقط احتمال میداده است که این ویلا ۷۵۰ متر باشد آیا باید از او بهخاطر اشتباه حمایت کنیم یا او را بهخاطر اقدام و عدم تحقیق و تفحص از واقعیت مؤاخذه کنیم؟ این سؤال به ظاهر ساده میتواند در حقوق ما پای مفاهیمی مانند انصاف و عدالت را به دایره بحثهای منطقی و فنی حقوقی مربوط باز کند، سؤالی که از دیدگاه تخصصی میتواند یک سؤال کلیدی و نقطه عطفی در مسیر مطالعات ما باشد. اعتقاد یا تصوّر خلاف واقع که اساس تعریف لغوی اشتباه (جهل مرکب) میباشد نمیتواند پاسخی به این سؤال بدهد. به تعبیر دقیقتر، در تعریف اشتباه کلمه اعتقاد بهکار رفته است و درخصوص اینکه آیا اعتقاد در پی یقین حاصل میآید یا در پی احتمال بالا نیز میتوان به اعتقاد رسید؟ باید تحقیق بیشتری کرد. تفتازانی در مختصر المعانی در ذیل واژه خطاء عبارت زیبایی دارد، ایشان میگوید «… و المراد بالاعتقاد الحکم الذهنی الجازم او الراجع فیعمّ العلم و الظن».[۲۱۲] به نظر میرسد اگر به عرف و استعمال لغوی اعتقاد هم رجوع کنیم باید در اعتقاد احتمال بالا را راه دهیم و معتقد باشیم در پی احتمال بالا (ظن) هم میتوان به اعتقاد رسید. شاید تعبیر برخی از لغویین[۲۱۳] در میان افتراق میان جهل مرکب (اشتباه) و ظن که گفتهاند «ان الجاهل یتصوّر نفسه بصوره العالم و لا یجوز خلاف ما یعتقده و ان کان قد یضطرب حاله فیه لانه غیر ساکن النفس الیه، و لیس کذلک الظان» مؤید ما باشد، چراکه در این تعبیر اگرچه فرد اشتباهکننده خلاف اعتقاد خود را نمیخواهد بپذیرد، ولیکن همینکه در حین اعتقاد یافتن میتواند دارای اضطراب نفسانی باشد حکایت از مبتنی بودن اعتقاد وی بر احتمال دارد، زیراکه فرد موقن آرام و ساکن است. بهلحاظ حقوقی هم ما دلیلی نداریم که فرد اشتباهکننده باید در اشتباه خود یقین کامل و قلبی داشته باشد تا ادعای اشتباه او را بپذیریم، لذا جهل مرکب (اشتباه) هم میتواند در پی احتمال بالا (ظن) حاصل آید. اما بیشک در پی احتمال اندک یا حتی پنجاه درصد (شک) نمیتوان به اعتقاد رسید. لذا جهل مرکب منصرف از احتمال اندک و شک است. دلالت عرفی هم ما را به این واقعیت رهنمون میکند، چراکه کسی که درخصوص واقعیتی شک دارد یا احتمال اندک به صحت آن دارد هرگز نمیگوید معتقدم که آن صحیح است، بلکه میگوید شک دارم یا احتمال میدهم که فلان مسأله صحیح است. ملاکهای اشتباه معقول و متعارف هم که از ملاکهای مهم پذیرش اشتباه میباشد به این نکته اشاره دارد. به تعبیری اگر فردی درخصوص واقیعتی احتمال اندک و یا حتی شک داشته باشد و بهرغم آن تصمیمی بگیرد که بعداً متوجه اشتباه خود گردد، ادعای اشتباه از او پذیرفته نمیشود چراکه او معقول رفتار نکرده است و اساس تصمیم خود را بر احتمال و شک بنا نهاده است، همچنانکه رفتار او هم متعارف نبوده است چراکه کمتر کسی با احتمال اندک و شک پایههای زندگی تجاری خود را بنا مینهد و با ریسمان حدس و گمان به استقبال واقعیتهای معاملات میرود. البته درخصوص فردی که در پی ظن (احتمال قوی) بر درستی عقیده خود اعتقاد یافته است و بعد کاشف بهعمل آمده است که اشتباه میکرده است باید تحقیق بیشتری صورت گیرد؛ چون نمیتوان او را با کسی که صددرصد معتقد به صحت عقیده خود بوده است و بعد خلاف آن کشف میگردد یکسان پنداشت، چراکه اگر عبارات و اصطلاحات میان این دو فرقی نمینهند و هر دو را مرتکب اشتباه میدانند بیشک انصاف و عدالت آنها را یکسان تلقّی نمیکند. فردی که در پی احتمال اندک و یا حتی شک تصمیمی میگیرد نیز با دو حالت متفاوت مواجه میشود. نخست اینکه تصمیم او مصادف با واقع و خواست او میباشد و دوم آنکه تصمیم او اشتباه از کار دربیاید. درصورت اخیر اگرچه تصمیم او با واقع منطبق نیست اما چون او قبلاً اعتقادی به واقع نداشته است و بر اساس احتمال و شک تصمیم گرفته است لذا اشتباه اصطلاحی بر آن صدق نمیکند. در اشتباه، فرد «الف» را اراده میکند اما «ب» نصیب او میشود و این پذیرفتنی نیست، اما در احتمال و شک فرد «احتمال الف» را اراده میکند و احتمال «الف» اعم است از بودن «الف» یا نبودن «الف» و لذا اگر «ب» نصیب او گردد، از اراده وی تخلّفی نشده است، بنابراین معامله از جهت اشتباه باطل نیست هرچندکه شاید از جهات دیگری مانند مردد بودن یا معلوم نبودن موضوع معامله و مانند آن باطل باشد. آنچه در اصول فقه در بحث شک و ظن مطرح میشود در اینجا نیز تا حد زیادی قابل تطبیق است. توضیح آنکه نهتنها در اصول فقه عمل مبتنی بر شک حجیت ندارد، بلکه ظن هم ملاک و عذر تلقّی نمیشود (ان الظن لا یغنی عن الحق شیئاً) مگر در برخی موارد (ظنون معتبره). به همین طریق، اگر ضرورت معامله را بهطورکلی مفروض بدانیم و قائل به این باشیم که همیشه انسان درخصوص واقعیات معاملات دسترسی به علم قطعی ندارد لذا از باب انسداد علم و علمی میتوان حکم به عمل به مطلق ظن کرد، حال هر لحظه احتمال خلاف واقع درآمدن این تصمیم وجود دارد و اگر از قضا صفرا سرکنجبین فزود و تصمیمِ مبتنی بر ظن، خلاف واقع درآمد، آیا اشتباه فرد را نباید پذیرفت؟ و آیا میتوان به بهانه علم مبتنی بر ظن وی، ادعای اشتباه او را مخدوش دانست و گفت چون او صددرصد «الف» را اراده نکرده بود و لذا اگر «ب» هم نصیب او شود بلا اشکال است؟ آیا همین پاسخ خود متعارض با اصول معاملات نیست، چراکه چگونه میشود فردی «الف» را صددرصد اراده نکرده باشد و «ب» نصیب او گردد و باز هم بگوییم معامله صحیح است؟ در بطلان چنین معاملهای چه جای شکی است و کدام سبب بهتر از اشتباه میتواند این بطلان را توجیه کند؟ وانگهی اگر به دلیل انسداد باب علم و علمی و حجیت ظن، وی تصمیمی بگیرد که بعدها بطلان آن واضح گردد چرا نباید ادعای اشتباه او را پذیرفت؟ مگر نه اینکه در فقدان علم، ظن معتبر جای آنرا میگیرد و درواقع اعتبار علم را مییابد؟ پس چگونه اگر خلاف علم روشن گردد اشتباه را میپذیریم ولیکن اگر خلاف ظنِ معتبر روشن گردد اشتباه را نمیپذیریم؟! بهنظر میرسد در شمول اشتباه (جهل مرکب) بر اعتقاد (مبتنی بر ظن معتبر) خلاف واقع شکی نباشد. البته ملاک اعتبار ظن در معاملات حقوقی با ملاک ظن مطرح در اصول فقه متفاوت است و نوعاً به ملاکهای معقول و متعارف بودن ادعای اشتباه برمیگردد. وانگهی اگر اعتقاد مبتنی بر ظنون معتبره را از حوزه جهل مرکب خارج کنیم با مشکل مواجه میشویم. در این صورت همه افرادی که وارد معامله میشوند باید مکلف باشند که درخصوص موضوع معامله یا سایر واقعیتهای راجع به معامله اعتقاد صددرصد داشته باشند و هیچ احتمالی را درخصوص آنها به خود راه ندهند، امری که نهتنها در حوزه معاملات خوشایند نیست بلکه در حوزه حقوق غیر ممکن و ناشدنی میباشد. بنابراین با توجه به آنچه گذشت باید گفت جهل و علم دو مفهوم متباین و متناقض هستند. جهل دو نوع دارد؛ جهل بسیط و جهل مرکب. جهل بسیط شامل احتمال اندک، شک و ظن میباشد درحالیکه جهل مرکب (اشتباه) فقط اعتقاد قاطع و اعتقاد مبتنی بر ظن معتبر را در برمیگیرد. البته به نظر میرسد باید میان این دو اشتباه (اشتباه مبتنی بر اعتقاد قاطع و اشتباه مبتنی بر ظن معتبر) فرق نهاد. درخصوص اشتباهی که مبتنی بر ظن معتبر میباشد نهتنها باید ملاکهای ظن معتبر را در اصول فقه و حقوق بهدقت بررسی کنیم، بلکه باید دریابیم درصورت فرق میان دو نوع اشتباه، چه دلیلی این افتراق را بهتر توجیه میکند؟ در فقه اصطلاح جهل در مباحث مختلفی بهکار رفته است. در مباحث لزوم معلوم بودن مبیع و بهطورکلی لزوم معلوم بودن مورد معامله، خیار غبن (جاهل یا عالم بودن مغبون یا جاهل یا عالم بودن طرف دیگر)، علم یا جهل فرد (مکلف) به طهارت و نجاست و مال غیر بودن و…، جهل به احکام نماز یا وضو و یا حتی حج برای اعاده این اعمال عبادی یا صحت آنها، جاهل مقصر و قاصر و… بهنوعی اصطلاح جهل مطرح میباشد. البته این مباحث نوعاً اشاره به جهل بسیط دارد و در اصول فقه نیز این اصطلاح بیشتر در معنای جهل بسیط بهکار میرود. در اصول فقه بعد از بحث از الفاظ و ملازمات عقلیه، در مباحث مربوط به «حجیت» صحبت از علم و ظن و شک میشود. در قسمت ظن و شک به بحث جهل و احکام مربوط به آن پرداخته میشود. در حقوق و اصطلاحات حقوقی نیز جهل در مباحث مختلفی مطرح میباشد. این اصطلاح اگرچه نوعاً مختص جهل بسیط است اما در معنای جهل مرکب (اشتباه) هم بهکار رفته است. در قانون مدنی جهل در مواد۲۳۳، ۳۴۷، ۳۹۱، ۱۰۵۱، ۱۰۹۹ و ۱۱۶۶ بهکار رفته است.[۲۱۴] اگرچه جهل در این مواد نوعاً جهل موضوعی است، لیکن گاهی نیز مراد جهل حکمی (ماده ۱۰۵۱) است. کلمه جهل در مواد ۳۹۱، ۱۰۵۱، ۱۰۹۹ و۱۱۶۶ در معنای جهل مرکب (اشتباه) بهکار رفته است. همچنانکه اصطلاح اشتباه مطرح در مواد مختلف معادل جهل مرکب میباشد (مواد۱۹۹، ۲۰۰، ۲۰۱، ۳۰۱، ۳۰۲، ۷۶۲، ۱۱۶۵، ۱۲۷۷). مشتقات جهل مانند جاهل، مجهول و مجهول الهویه، مجهول التصرف نیز در قانون مدنی در مواد مختلف (مواد ۲۸، ۵۳، ۷۱، ۹۱، ۲۶۳، ۳۰۳، ۳۱۶، ۳۲۵، ۳۵۶، ۴۲۷، ۵۲۳، ۶۲۵، ۶۹۰، ۷۲۹، ۸۳۴، ۸۷۳، ۸۷۴، ۹۹۶، ۱۱۰۰، ۱۱۶۶، ۱۲۷۱ و ۱۳۱۲) بهکار رفته است. مهمترین فایده بررسی این مواد، این است که مواردی که جهل در معنای اشتباه بهکار رفته است بهمنزله منابع حقوقی جدیدی برای تحقیق ما میتوانند تلقّی گردند و لذا بررسی مواد مربوط به آنها بهمنزله بررسی مواد مربوط به اشتباه میباشد. جهل علاوهبر اینکه به جهل بسیط و مرکب تقسیم میشود، بهاعتبار متعلَّق آن به جهل موضوعی و جهل حکمی نیز تقسیم میشود. جهل موضوعی در جایی مطرح است که متعلَّق جهل، موضوع یک حکم باشد درحالیکه متعلَّق جهل حکمی، حکم یک مسأله میباشد. بهعنوان مثال اگر فردی هنگام معامله یک خودروی خارجی در منطقه آزاد تجاری کیش نداند که آیا حکم معامله خودرو در آنجا مانند سرزمین اصلی ایران است یا نه، درواقع جهل او جهل به حکم است. این حکم میتواند اعم از ممنوع بودن یا مجاز بودن معامله خودرو، درصد حق گمرک، نحوه ترخیص، محدودیتهای خرید و فروش خودرو و… باشد. اما اگر او بهرغم علم به حکم معامله خودروی خارجی در منطقه تجاری کیش، درخصوص شمول این حکم بر نوعی خاص از خودرو جهل داشته باشد جهل او موضوعی است، بهعنوان مثال نداند آیا خودروی تویوتا کمری مدل ۲۰۰۳ هنوز مشمول این حکم است یا نه؟ درخصوص جهل حکمی و موضوعی دو نکته حائز اهمیت است؛ نخست آنکه در مباحث حقوقی و فقهی بههنگام سخن از جهل، نوعاً جهل موضوعی مراد است، درحالیکه در مباحث اصولی جهل موضوعی و حکمی تقریباً به یک اندازه مورد توجه است. دوم آنکه میان جهل حکمی و جهل موضوعی اگرچه بهلحاظ نظری میتوان خطی قاطع ترسیم کرد ولیکن در عمل هرازگاهی تشخیص این دو از یکدیگر کار آسانی نیست. در مثال گذشته اگر فردی تویوتا کمری مدل ۲۰۰۳ را معامله کند و بعدً متوجه گردد که در این خصوص جاهل بوده است، هم میتواند بگوید من نسبت به موضوع حکم جاهل بودهام و هم میتواند مدعی باشد که من نسبت به خود حکم جاهل بودهام. اشتباه در موضوع مورد معامله نیز میتواند ناشی از هر یک از این دو نوع جهل باشد. بهتعبیر بهتر همچنانکه جهل به قانون میتواند سبب اشتباه در موضوع معامله گردد، جهل به موضوع قانون نیز میتواند سبب این اشتباه باشد. جهل و اشتباه دو مفهومی هستند که اگرچه دارای حقیقت شرعیه نیستند لیکن دارای حقیقت متشرعه میباشند.[۲۱۵] در نزد متشرعه جهل عبارت است از فقدان علم نسبت به امری و اشتباه عبارت است از اعتقاد خلاف واقع نسبت به امری، هرچندکه شاید بتوان مدعی شد اصطلاح اشتباه در معاملات دارای حقیقت متشرعه هم نیست، چراکه چنانکه دیدیم در تعریف این نوع اشتباه، اختلاف نظر زیادی میان صاحبنظران مطرح است. بند دوم- تفاوت اشتباه و جهل چنانکه گذشت اشتباه نوعی جهل است و نسبت میان این دو مفهوم عموم و خصوص مطلق میباشد، چراکه هر اشتباهی جهل است ولیکن هر جهلی اشتباه نیست. اگرچه متبادر از جهل، جهل بسیط است (الاول هو خلو النفس من العلم و هذا هو الاصل)[۲۱۶] ولیکن در اشتمال جهل بر اشتباه (جهل مرکب) هیچ تردیدی وجود ندارد. در جهل بسیط فرد هیچگونه ادعایی درخصوص علم ندارد برخلاف اشتباه که فرد مدعی علم است. در اشتباه هم علم وجود دارد و هم جهل درحالیکه در جهل هیچ علمی وجود ندارد. در جهل احتمال و شک و ظن راه مییابد درحالیکه در اشتباه تنها اعتقاد جازم و ظن معتبر پذیرفته میشود. به نظر ما کسانی[۲۱۷] که معتقدند اشتباه منحصر در اعتقاد جازم است لااقل در مفهوم حقوقی اشتباه دقت لازم را نداشتهاند، چراکه چنانکه دیدیم هیچ استبعاد لغوی، عرفی، منطقی و حقوقی وجود ندارد که فردی بر اساس ظن معتبر نسبت به مسألهای علم پیدا کند و بعد مدعی اشتباه در آن خصوص شود. به نظر ما حتی اگر از لحاظ لغوی جهل مرکب (اشتباه) تنها منحصر به اعتقاد جازم باشد، بهلحاظ حقوقی و احکام مربوط هیچ منعی ندارد که فردی بر اساس ظن معتبر دچار اشتباه گردد و ادعای اشتباه او را باید بپذیریم. مبحث دوم: شبهه[۲۱۸] شبهه بهلحاظ لغوی همانند اشتباه از یک ریشه است. ریشه هر دوی آنها شبه میباشد. اما معنای لغوی و اصطلاحی این دو مفهوم کاملاً با هم متفاوت است. ما ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی شبهه را مورد بحث قرار میدهیم و سپس به تفاوت آن با مفهوم اشتباه میپردازیم. چنانکه در خلال مباحث مطرح در این تحقیق مطرح میشود بررسی شبهه از این حیث که این مفهوم با اشتباه در مفهوم جهل، مشترک است و میتوان برخی احکام آنرا با دخل و تصرفاتی برای اشتباه هم بهکار برد حائز اهمیت است. شبهه نوعاً در محاورات روزمره و حتی در برخی کتب حقوقی بههمراه شک بهکار میرود. باید دانست این دو مفهوم دو روی یک سکه هستند، به این معنا که بعد از تحقق شک و تردید برای انسان، حالتی به نام شبهه به انسان دست میدهد. درواقع شبهه نتیجه شک و شک سبب شبهه میباشد. به نظر میرسد این دو مفهوم حتی اگر بهلحاظ لغوی اندک اختلافی با هم داشته باشند، بهلحاظ اصطلاحی باید آنها را یکی دانست. بند نخست- مفهوم شبهه در لسان العرب ذیل واژه شبه چنین آمده است «شبه: الشبه و الشبه و الشبیه: المثل و الجمع اشباه و أشبه الشئ الشئ: ما ثله… واشبهت فلانا و شابهته و اشتبه علی و تشابه الشیئان و اشتبه: اشبه کل واحد صاحبه. و فی التنزیل: مشتبها و غیر متشابه. و شبهه إیاه و شبهه به مثله. و المتشابهات من الأمور: المشکلات. و المتشابهات: المتماثلات… و الشبه: الالتباس و امور مشتبهه و مشبهه… ».[۲۱۹] شبهه معمولاً میان دو امر شبه هم و یا شبیه هم واقع میشود. اینکه در مجمع البحرین آمده است که «و سمی الشبهه شبهه لانها تشبه الحق»[۲۲۰] درواقع شاید به این امر اشاره دارد. برخی در فرق میان شبه و شبیه گفتهاند «ان الشبه اعم من الشبیه الا تراهم یستعملون الشبه فی کل شئ، و قلما یستعمل الشبیه الا فی المتجانسین… ».[۲۲۱] البته لزومی هم ندارد شبهه میان دو امر شبه هم یا شبیه هم باشد، بلکه میتواند میان دو امر کاملاً متفاوت واقع شود؛ مانند شبههای که درخصوص احکام و یا موضوعات احکام واقع میشود. لذا وجه تسمیهای که شیخ طریحی در مجمع البحرین به آن اشاره کرده است از باب غلبه است. چنانکه در لسان العرب دیدیم شبهه در معنای التباس بهکار رفته است.[۲۲۲] این معنای لغوی شبهه که نوعی جهل مرکب است با معنای اصطلاحی شبهه که نوعی جهل بسیط است کاملاً متفاوت است. البته شاید نتیجه شک و شبهه، التباس باشد اما التباس بهمعنای اشتباه از کار درآمدن، هیچ نسبتی با شبهه ندارد. اگر در معانی واژه شک مانند خلاف یقین و نقیض یقین[۲۲۳] دقت کنیم درمییابیم که در شک و شبهه انسان نسبت به مسأله علم ندارد. در شک و شبهه احتمال درستی هر دو طرف یا چندین طرف وجود دارد. این احتمال باید بین دو طرف یا اطراف موضوع مورد شک و شبهه مساوی باشد والا دیگر جهل و نادانی فرد از مقوله شک خارج میشود و وارد احتمال ضعیف و مرجوح (وهم) و احتمال قوی (ظن) میشود. لذا جهل اعم از شک است.[۲۲۴] معنای اصطلاحی شبهه و یا شک را باید در اصول فقه دنبال کرد. بهطورکلی وقتی انسان مکلف راجع به امری گرفتار شک میشود، یا امر مشکوک حالت سابقه دارد (محل اجرای اصل استصحاب) یا ندارد. اگر حالت سابقه وجود نداشته باشد یا مورد توجه قرار نگیرد، یا عمل به احتیاط ممکن نیست (محل اجرای اصل تخییر) و یا عمل به احتیاط ممکن است. درصورت امکان عمل به احتیاط، یا دلیلی بر وجوب عمل به احتیاط داریم (محل اجرای اصل احتیاط) و یا دلیلی در این خصوص نداریم (محل اجرای اصل برائت). اصول عملیه و شبهه که دارای تقسیمات متعددی است از مباحث مفصل و شیرین اصول فقه است که برای مطالعه بیشتر بهتر است به کتب اصول فقه مراجعه شود. بند دوم- تفاوت اشتباه و شبهه چنانکه گذشت شبهه گاهی در لغت بهمعنای اشتباه و التباس بهکار میرود، اما این دو واژه بهلحاظ اصطلاحی با هم تفاوت اساسی دارند. اشتباه از مقوله جهل مرکب است درحالیکه شبهه نوعی جهل بسیط است. در شبهه انسان نسبت به نادانی و جهل خود علم دارد درحالیکه در اشتباه انسان چنین علمی ندارد. در حین اشتباه چون انسان در جهل مرکب است لذا تکلیفی متوجه او نیست ولیکن در حین شبهه انسان مکلف باید حسب مورد رفتار مطلوب را انجام دهد. بنابراین رابطه میان اشتباه و شبهه تباین است یعنی هیچ اشتباهی شبهه نیست و هیچ شبههای اشتباه نیست. شباهتهای ظاهری مثل تقسیم هر یک از اشتباه و شبهه به موضوعی و حکمی نباید ما را گمراه کند. در بحث شبهه حکمیه ما در برابر حکم خداوند شک و شبهه داریم ولیکن در اشتباه حکمی (قانونی) دیگر موضوع فقط راجع به تکلیف و تبعیت از امر شارع نیست بلکه مصلحتهای مختلفی مثل نظم عمومی و رعایت حفظ حقوق طرف دیگر و… مطرح میباشد، لذا نباید این دو را تابع احکام واحدی دانست. تفاوتهای زیادی میان این دو مفهوم وجود دارد که ما در خلال بحثهای راجع به اشتباه به آن اشاره کردهایم یا خواهیمکرد. مبحث سوم: مفاهیم دیگر علاوهبر شک و جهل مفاهیم دیگری نیز وجود دارند که دارای نوعی ارتباط و یا نوعی شباهت با واژه اشتباه هستند. پرداختن به این مفاهیم هم در باز تعریف اشتباه ما را کمک میدهد، و هم مانع خلط این مفاهیم با واژه اشتباه میباشد. در بررسی این مفاهیم جانب اختصار را ترجیح دادهایم تا بتوانیم به اصل موضوع بیشتر بپردازیم. اهم این مفاهیم عبارتند از: خطا، غلط، سفاهت، حماقت، سهو، غفلت، غرور، غبن، تردید، وهم، ابهام و نسیان. در توضیح این مفاهیم میکوشیم نوع رابطه هر مفهوم را با اشتباه تجزیه و تحلیل کنیم. بند نخست- خطاء[۲۲۵] برخی از لغویین در تعریف خطاء گفتهاند «غیر مطابق للواقع و کذب الخبر (عدمها) ای عدم مطابقته لاعتقاد المخبر و لو کان خطاء».[۲۲۶] برخی نیز خطاء را مقابل امر غیر عمدی تعریف کردهاند. ایشان گفتهاند ما لم یتعمد.[۲۲۷] در صحاح خطاء نقیض صواب آمده است.[۲۲۸] البته فراهیدی نیز در العین بهنحوی به این معنا اشاره کرده است «و اخطا اذا لم یصب الصواب». باید توجه داشت گرچه در زبان فارسی از واژه «خطا» هم بهجای «خطاء» استفاده میشود اما در عربی خطا معنای دیگری دارد. خطا در عربی یعنی قدم برداشتن و خطوات در آیه شریفه «و لاتتبعوا خطوات الشیطان»، یعنی قدم در راه و مسیر شیطان نگذارید، از او متابعت نکنید. جمع آن خطوه است و خود خطوه مصدر خطا و یخطو است.[۲۲۹] خطاء در صحاح در معنای گناه هم آمده است «ان قتلهم کان خطاء کبیراً ای إثما»[۲۳۰]. در لسان العرب و مختار الصحاح و تاج العروس خطاء به ضد صواب تعریف شده است.[۲۳۱] ابن منظور در ادامه به آیه شریفه «و لیس علیکم جناح فیما أخطأتم» اشاره میکند. بنابراین از یک طرف خطا گناه است و از طرف دیگر مؤاخذه ندارد. علت اینکه این گناه مؤاخذه ندارد این است که در خطاء عمدی در کار نیست. ابن منظور میگوید «و اخطاء بمعنی واحد لمن یذنب علی غیر عمد».[۲۳۲] در بسیاری از کتب لغت خطاء معادل غلط بهکار رفته است.[۲۳۳] به نظر میرسد خطاء و صواب دو مفهوم متناقض باشند و نه متضاد چراکه این دو مانعه الجمع و مانعه الخلو هستند. لذا اینکه بگوییم خطاء ضد صواب است خالی از تسامح نیست. بنابه آنچه گفته شد چند نتیجه از مفهوم لغوی خطاء حاصل میآید. نخست، خطاء نقیض صواب و درست است. دوم، عدم مطابقت امر خطاء با واقع. سوم، امر خطئی عمدی نیست.[۲۳۴] چهارم، خطاء اگر مجازات و مؤاخذه هم نداشته باشد گناه و مذموم است. پنجم، خطاء مترادف غلط است. خطاء اگرچه مجازات ندارد چراکه عمد و عنصر معنوی در فعل خطئی مفقود است (ماده ۲۰۴، ۲۲۱ق. م)، لیکن منشاء مسؤولیت مدنی می تواند باشد، زیرا جبران ضرر و زیان ناشی از خطاء یک حکم وضعی است و دایر مدار عمد و علم نیست و ضرر باید جبران شود ولو در اثر خطاء به وجود بیاید. خطاء میتواند علل مختلفی داشته باشد از جمله فراموشی، غفلت، بیدقتی، نداشتن علم و تخصص کافی و… و از این جهت خطاء مانند اشتباه است. تعبیر برخی از اساتید مبنیبر اینکه فاعل فعل خطئی دارای قوه تمیز نیست[۲۳۵] نیز تعبیر جالب توجهی است. درهرحال به نظر ما واژه خطاء بار منفی مضاعفی نسبت به واژه اشتباه برخود حمل میکند. تو گویی که انسان خطاکار قابل مذمت است درحالیکه در اشتباه چنین نیست. شاید به همین دلیل است که نوعاً در مسایل کیفری و مجازاتها واژه خطاء نسبت به اشتباه بیشتر بهکار میرود. در اشتباه فرد در اعتقاد خود باید یا جازم باشد یا احتمال معتبری داشته باشد، درحالیکه در خطاء فرد خطاکار میتواند اصولاً درخصوص فعل خود علم کامل و یا ظن و یا شک و یا حتی کمتر از شک و همچنین جهل کامل داشته باشد. به تعبیری در اشتباه فرد در ابتدا حتماً مدعی علم است، درحالیکه در خطاء فرد میتواند مدعی علم باشد و یا نباشد. بند دوم- غلط[۲۳۶] چنانکه دیدیم غلط از جمله در معنی خطاء آمده است. در صحاح آمده است «… و العرب تقول غلط فی منطقه و غلت فی الحساب و بعضهم یجعلهما لغتین بمعنی».[۲۳۷] برخی «غلت» را مخصوص محاسبه و حساب دانستهاند و «غلط» را هم در حساب و هم در سایر مسایل مجری میدانند.[۲۳۸] ایشان سپس از قول لیث میگویند. «الغلط کل شی یعیا الانسان عن جهه صوابه من غیر تعمد». یعنی هر چیزی که انسان را غیر عمدی از صورت درست یک مسأله غافل کند غلط میباشد. مختار الصحاح نیز معتقد است که عرب غلط را درخصوص امور منطقی و غلت را در امور مربوط بهحساب و محاسبه بهکار میبرد.[۲۳۹]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برپایه جدول ۳-۲ از مجموع ۶۵۵ دانشجویی که توسط پرسشنامههای هوش هیجانی و اضطراب کتابخانهای مورد بررسی قرار گرفتند، ۳۱۶ نفر (۲۴/۴۸ درصد) از دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و ۳۳۹ نفر (۷۶/۵۱ درصد) از دانشگاه خلیج فارس بودند. از مجموع این ۶۵۵ نفر، تعداد آزمودنیهای هر دانشکده به نسبت تعداد دانشجویان هر دانشکده انتخاب شده است، از این رو فراوانی دانشکدههای مختلف متفاوت میباشد (فراوانی و درصد دانشجویان دانشکدههای مختلف در جدول ۳-۲ نشان داده شده است). از ۳۱۶ پرسشنامه جمعآوری شده از دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، تعداد دانشکدههای پزشکی و دندانپزشکی (۷۴ نفر)، پیراپزشکی (۱۱۶ نفر)، پرستاری و مامایی (۵۶ نفر) و بهداشت (۷۰ نفر) را به خود اختصاص دادهاند؛ ۳۳۹ پرسشنامه نیز مربوط به دانشگاه خلیج فارس میباشد که از این تعداد دانشکدههای علوم انسانی (۱۲۹نفر)، علوم پایه (۷۲ نفر)، مهندسی (۱۱۸ نفر)، معماری و شهرسازی (۲۲نفر) را به خود اختصاص دادهاند. پاسخ به سؤالهای اصلی پژوهش در این بخش برپایه دادههای گردآوری شده، تجزیه و تحلیل سؤالهای پژوهش مطرح شده است. تحلیلهایی که به منظور توصیف داده ها انجام شدهاند، شاخصهایی چون درصد، میانگین، واریانس، فراوانی و مانند آن را در بر میگیرند. در سطح استنباطی، به منظور استفاده از روش آماری مناسب ابتدا پیشفرضهای ورود به نوع آزمون مورد بررسی قرار گرفت، در مواردی که طیفهای ارزیابی هر یک از متغیّرهای پژوهش از نوع نرمال بود، از آزمونهای پارامتریک و در مواردی نیز که توزیع داده ها نرمال نبود از آزمونهای غیر پارامتریک استفاده شد. به طور کلی از آزمونهای استفاده شده در پژوهش حاضر میتوان به آزمونهای آماری تی تک متغیّره برای تعیین وضعیت متغیّرها نسبت به حد متوسط در توزیع نرمال، آزمون تی مستقل برای مقایسه گروه ها در توزیع نرمال و کروسکال والیس[۱۰۶] برای مقایسه گروه ها در صورت متفاوت بودن واریانسها، آزمون اف جهت بررسی برابری واریانسها، آزمون من ویتنی[۱۰۷] برای مقایسه دو گروه در صورت متفاوت بودن واریانسها، آزمون همبستگی پیرسون[۱۰۸] جهت بررسی همبستگی بین متغیَرها و آزمون رگرسیون خطی برای تعیین تأثیر هر یک از مؤلّفههای هوش هیجانی بر اضطراب کتابخانهای اشاره کرد. سطح معناداری برای مقایسه های آماری در سطح (۰۵/۰p<) در نظر گرفته شد.
 سؤال ۱: میزان اضطراب کتابخانهای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس در چه سطحی قرار دارد؟ هدف از طرح این سؤال آن است که مشخص شود میزان اضطراب دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس هنگام استفاده از کتابخانه در چه سطحی قرار دارد. یافته های این بخش از پژوهش میتواند به برنامهریزان و مدیران کتابخانههای دانشگاهی در برقراری ارتباط مؤثرتر با دانشجویان و کمک به آنها، استفاده بهینه از منابع و فرآهمآوری محیطی مناسبتر منطبق با نیاز کاربران یاری رساند؛ همچنین از این یافتهها در برقراری ارتباطی مؤثر میان کتابداران و استفاده کنندگان از کتابخانه، میتوان بهره برد. برای بررسی میزان اضطراب کتابخانهای دانشجویان پرسشنامهای متشکل از ۳۳ گویه بر اساس پرسشنامه اضطراب کتابخانهای بوستیک و با کمک پرسشنامه بومی سازی شده طاهریان و جوکار(۱۳۸۷) اض طراحی شد (پیوست شماره ۱) جدول ۳-۳. تصویری کلی از پاسخهای آزمودنیها به گویههای مربوط به اضطراب کتابخانهای
مقیاس
گویهها
فراوانی
میانگین
سطح معناداری
عوامل ناشی از تعامل با کتابداران
۷
۶۵۴
۹۸/۲
۷۶/۲
۰۰۰۱/۰
۸
۶۵۵
۷۶/۲
۱۰
۶۵۴
۹۲/۲
۱۱
۶۵۴
۷۹/۲
۱۲
۶۵۳
۷۹/۲
۱۳
۶۵۴
۸۵/۲
۱۴
۶۵۵
۷۶/۲
۱۷
۶۵۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بند اول: تمییز وحدت قصد و توافق قصد حقوقدانان اعتقاد دارند که معاون تنها نسبت به جرائمی مورد مواخذه قرار میگیرد که در محدوده او قرارمیگیردودرموردجرمیاجرایماحتمالیکهخارجازمحدودهوتوافقوتبانیآنهاست مسئول و پاسخگو نمیباشد. توافق قصد مجرمانه دربحث تحقق معاونت در جرم، اهمیت فراوانی دارد.. لذا باید معاون و مباشر در جرم ارتکابی وحدت قصد داشته باشند. از این رو احراز قصد مجرمانه معاون نیزدر پله اول ضروری است. اگر کسی به دیگری تفنگ بدهد برای کشتن شخص خاصی، ولی مباشرشخص دیگری را مد نظر معاون نبوده است، بکشد، اینجا تطابق قصد مجرمانه مخدوش است. ولی اگر همین فرد تفنگ را برای صرف قتل و کشتن به مباشر بدهد بدون آنکه شخص خاصی مد نظر باشد درهرقتلی که از سوی مباشر انجام میگیرد، وی معاون محسوب میشود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که اگر مباشر فراتر از توافق قصد مجرمانه ای که با معاون داشته جرمی مرتکب شود آیا معاون مسئول جرم ارتکابی می باشد یا اینکه فقط نسبت به جرمی که مورد توافق و قصد مجرمانه آن دو بوده است مسئولیت دارد؟ معاون مسئول تمام جرایم ارتکابی است حتی اگر فراتر از خواسته او توسط مباشررخ دهد و نظر دوم این است که قصد و رضایت معاون تنها برای وقوع جرم خاصی بوده است ولی درحدود همین قصد و رضایت وی مسئول است. مثلاً اگرصدمه وضرب و جرح مورد توافق بوده است ولی مباشربا چاقویی که در اختیار داشته است مرتکب قتل عمد بشود، هم پیمانان مباشر که تنها قصد ضرب و جرح را داشتند، معاون محسوب نمیشوند. قصدمجرمانه معاون، با قصد مجرمانه مباشر به صورت کاملاً مجزا از هم میباشند و هر کدام مستقلاً عنصرمعنوی جرم را دارند. به نظر میرسد منظور مقنن این است که باید دو قصد مجرمانه معاون و مباشر، نسبت به انجام جرم یا جرایم خاص هماهنگی و انطباق داشته باشد.مثلاً اگرمباشرجرم سلاح را از فردی برای اخاذی و تهدید بگیرد ولی مرتکب عمل منافی عفت گردد، دراینجا تهیه کننده سلاح به علت عدم تطابق دو قصد معاون در جرم نمیباشد؛ لذا استفاده از واژه«تطابق قصد» به جای «وحدت قصد» در قانون بهتر و مناسبتر میباشد. البته جهت تطابق قصد مباشر و معاون، نیازی به ارتباط مستقیم وهمفکری و تبادل نظر میان آن دو نمیباشد. بلکه همین مقدار که معاون از قصد مجرمانه مباشر آگاهی داشته باشد با انجام عمل خود، درآن مساعدت نماید، کفایت میکند.مانند معاونت از طریق دسیسه وفریب و نیرنگ که قبلاً بیان شد. آنچه درمسئله تطابق قصد مجرمانه اهمیت دارد توافق دو قصد بر نوع جرم ارتکابی است ومنظور مقنن از وحدت دو قصد، تعلّق آن ها به نظر نوع جرم ارتکابی میباشد. لذا اگر فردی دیگری را برای ارتکاب جرم سرقت، کمک نماید ولی او مرتکب عمل منافی عفت گردد، شخص کمک کننده معاون در جرم ارتکابی نخواهد بود. لازم به ذکر است توافق و هماهنگی در خصوص مجنی علیه یا وسیله ارتکاب جرم یا زمان و مکان ارتکاب شرط نمیباشد. مثلاً فردی از دیگری اسلحه ای برای قتل آقای«الف» أخذ نماید ولی با آن شخص «ب» را به قتل برساند. در اینجا چون درمطلق «قتل نفس» توافق حاصل شده و طبق آن هم عمل شده است، لذا تهیه کننده سلاح معاون در قتل عمدی محسوب میشود.[۳۸] با این همه هرگاه مباشر جرم اصلی از حدود توافق ضمنی یا معاون خارج شود، خواه به دلیل اوضاع و احوال ارتکاب جرم و یا تغییر عقیده، مباشر جرم اصلی و خواه به هر دلیل دیگر حکم قضیه در هر مورد، متفاوت خواهد بود. در این باره فروض چهارگانه ای را میتوان به شرح زیر تصور کرد: فرض نخست، حالتی است که مباشر اصلی، جرمی کاملاً متفاوت از آنچه مقصود معاون بوده و پیش بینی کرده است مرتکب شود مثلاً معاون کلیدی میسازد و در اختیار دیگری مینهد با این نیت که وقوع جرم سرقت را تسهیل کند، ولی مجرم اصلی پس از دخول به محل سرقت و انصراف از قصد نخستین خود مرتکب هتک ناموس مجنی علیه میشود. بدیهی است که در این حالت نمیتوان سازنده کلید را به اتهام معاونت در جرمی که هیچ گاه به آن راغب نبوده و گمان نمیکرده است تعقیب کرد. فرض دوم، حالتی است که ارتکاب جرمی که در اصل منظور معاون بوده با کیفیّات مشددی در عمل توام میگردد. بنا به نظر مشهور علمای حقوق کیفری، چون معاون میباید تمام اوضاع و احوال که به ارتکاب جرم وخامت بخشیده و در نتیجه خطر بیشتری آفریده پیش بینی میکرده است، بنابراین، بار مجازات سنگین تر را هم باید به دوش بکشد. فرض بر این است که معاون از پیش تمام خطرهایی را که اجرای جرم احتمالاً در بردارد تقبل کرده است. فرض سوم، حالتی را تداعی میکند که در آن معاون به ارتکاب جرم کمک رسانیده و به فعل تسهیل کننده خود نیزواقف است، لیکن به اینکه جرم چه زمان و به چه صورت و توام با چه آثاری ارتکاب می یابد جاهل است. به سخن دیگر فعل معاون، معاونت در جرم نامعلوم است. مانند کسی که به جبران اهانتی که به او شده است دیگری را با این عبارت که «انتقام من را بگیر» تطمیع میکند و فقط میداند که با پرداختن این پول به ارتکاب جرم کمک رسانیده است، ولی به نوع ونحوهی اجراء وعواقب عمل به هیچ گونه عالم نیست. بدیهی است در این حالت نیز معاون با دادن اختیار تام به مباشر جرم اصلی آثار و پیامدهای هر گونه فعل مجرمانه ای را از پیش پذیرفته است. فرض بر این است که با سپردن ابتکار عمل به دیگری خود را در ارتکاب هر نوع جرمی سهیم دانسته است. سرانجام فرض چهارم، زمانی که مباشر اصلی همان جرمی که با معاون پیش بینی میکرده است مرتکب شده است ولی در نهایت شیوه و طریق دیگری در اجرای فعل برگزیده است. مثلاً در ارتکاب فعل قرار بر این بوده است که مجنی علیه با طناب به دار آویخته شود ولی در عمل به آب افکنده شده و در آب خفه شده است. این تغییر شیوه تأثیری بر وضع جنایی معاون ندارد.[۳۹] بند دوم : ضرورت وحدت قصد در جرم معین برای اینکه معاونت در جرم تحقق پیدا کند باید در مورد ارتکاب جرم معین بین معاون با مجرم اصلی یا مجرمین، توافق و همدلی وجود داشته باشد. به دیگر سخن تحقق معاونت در جرم مشروط به موافقت و تبانی بین معاون و مباشر اصلی در خصوص جرم ارتکابی معین است. به علاوه لازم است که معاون از ماهیّت مجرمانه عملی که مباشر اصلی قصد ارتکاب آن را دارد، عالم و آگاه باشد. به همین مناسبت قانونگذار در بندهای مختلف ماده ۴۳ ق، م،۱، تحقق معاونت را در تهیه وسایل ارتکاب جرم و همین طور در فراهم آوردن تسهیلات لازم برای ارتکاب جرم را منوط به علم و اطلاع معاون از قصد مباشر برای ارتکاب جرم موکول کرده است. در سایر موارد مذکور در قانون نیز، معاون جرم باید آگاهانه و با علم به قصد مرتکب اصلی، او را کمک و یاری کند. بر پایه این واقعیت است که قانونگذار در تبصره فوق الذکر، وجود وحدت قصد در میان معاون و مباشر جرم را مورد تأکید قرار داده است. از طرف دیگر، این توافق و وحدت قصد، باید برای ارتکاب جرم معلوم و معین مانند قتل یا سرقت بین معاون و مباشر اصلی در محدوده موارد مذکور در قانون حاصل شده باشد. بنابراین، چنانچه معاون از قصد مجرمانه مباشر اصلی جرم بی اطلاع باشد، کمک و یاری او معاونت محسوب نخواهد شد مثلاً کسی اتومبیلش را در اختیار دوستش قرار میدهد تا همسر بیمار خود را به بیمارستان برساند ولی دوست او؛ با بهره گرفتن از اتومبیل به سرقت میرود در حین انتقال اموال مسروقه دستگیر میشود. در این قضیه چنانچه ثابت شود که مالک اتومبیل از قصد دوستش مطلع نبوده، معاون جرم شناخته نمیشود.[۴۰] بنابراین قصد معاون باید به ارتکاب جرم با جرایمیتعلق گیرد که مباشر درصدد انجام و تحقق آن هاست به همین جهت میگوییم«معاون تنها نسبت به جرایمیمورد مواخذه قرار میگیرد که در محدوده قصد و نیت او قرار گرفته و در مورد جرم یا جرایمی که خارج از محدوده توافق و تبانیآنهاست، مسئول و پاسخگو نمیباشد» بند سوم: شخصی یا نوعی بودن وحدت قصد البته فقها در بحث وحدت قصد، به شخصی بودن یا نوعی بودن آن قائل میباشند که آیت الله مرعشی به وحدت شخصی معتقد هستند یعنی وقتی اسلحه را به زید داد تا عمرو را بکشد، لیکن زید مرتکب نشد بلکه پسر زید عمرو را با آن اسلحه به قتل برساند. وحدت شخصی محقق شده است. درست مثل موردی که اسلحه به زید بدهد که هرکس را که میتواند بکشد، لیکن دیگر معین قصد داشت معان با آن اسلحه عمرورابکشدلیکن اوبکرراکشت.وحدت شخصیمحققنشدهاست،پسعملمعین، معاونت محسوب نمیشود.[۴۱] اگرمعاون به قصد کشتن شخص معینی یا فاعل مباشر، بنای مساعدت گذاشت ومباشر با بهره گرفتن از آن امکان و مساعدت شخص دیگری را به قتل رساند، در این صورت آیا معاون محسوب میشود. به عبارت دیگر میزان در وحدت قصد، وحدت شخصیه میباشد یا وحدت نوعیه نیز کفایت میکند؟ که این مطلب جای جای تامل و گفت و گو است.برخی از حقوقدانان در این صورت قائل به تحقق معاونت نیستند و معتقدند وحدت شخصیه که عناصر تشکیل دهنده وحدت قصد است در این مورد محقق نشده است. برخی نیز معتقدند «وحدت نوعیه برای صحت اطلاق معاونت کفایت میکند و نیازی به وحدت شخصیه نیست» ولی به نظر میرسد که در اینجا حق با گروه نخست بوده و معیار در وحدت قصد، وحدت شخصیه میباشد چرا که در غیر این صورت، ادّله معاونت از کسی که مباشر را مسلح کرده است، انصراف خواهد داشت، مگر اینکه معاون هنگام معاونت (مثلاً تحویل سلاح) گفته باشد این سلاح در اختیار تو و هر کسی که میتوانی را به قتل برسان. در این صورت چون مصداق معین نشده باشد، معاون نیز باید به عنوان معاونت در جرم پاسخگو باشد.[۴۲] درهمین رابطه از نظر نگارنده میشود وحدت قصد را به وحدت قصد عام و خاص تقسیم کرد. یعنی ممکن است که معاون تفنگ را به شخصی بدهد و به او بگوید هرکسی را که دوست داری بکش یا اینکه وی میداند مباشر برای کشتن از وی تفنگی را درخواست میکند و برای او مهم نیست که چه کسی در اینجا مطرح است لذا اینجا باید وی را در هر قتلی که توسط مباشر رخ میدهد معاون بدانیم از طرفی هم ممکن است تنها وحدت قصد در موضوعی خاص تنها مطرح باشد.دراینجا دیگر نمیشود به راحتی معاون را مجرم دانست مثلاً فردی بهدیگری کمکمیکند برای سرقت ولی او انسان دیگری را میکشد اینجا معاونت را نمیشود مطرح کرد.بلی،قانون مجازات اسلامینیز این روّیه را پیروی کرده است وقائل به وحدت شخصیه میباشدمگر اینکه فردی، سلاحی را به دیگری به صرف کشتن باشد و برایش مطرح نباشد کهوی ازاین اسلحه درچهجهتی استفاده میکند ولذا درهرقتلی که رخ دهد وی معاون درآن قتل محسوب میشود. بند چهارم: زمان تطابق قصد قصد مجرمانه معاون از قصد مجرمانه یا سوء نیت مباشر جرم متمایز است. و از قصد و اراده او در اینکه دیگری را در اجرای یک عمل مجرمانه یاری کند با تحریک، ترغیب و سایر اعمال پیش بینی شده در ماده ۴۳ ق.م.۱، او را به ارتکاب جرم مصمّم نماید با دسیسه و فریب ونیرنگ موجب وقوع جرم شود و یا وقوع جرم را تسهیل نماید تشکیل مییابد.قصد مجرمانه معاون باید قبل یا همزمان با ارتکاب جرم، وجود داشته باشد. همکاریومساعدت با شخصی که قبلاً مرتکب جرمی شده است عنوان معاونت نخواهد داشت.[۴۳] علی الاصول مسئولیت معاون جرم نسبت به جرایمیاست که با مباشر جرم هماهنگی داشته است ولی گاهی روّیه قضایی معاون را مشمول نتایج اقدامات اضطراری مباشر دانسته و به عنوان معاونت در جرم سنگین تر مجازات می کند.[۴۴] بنابراین علم و اطلاع معاون از اینکه عمل او کمک به مجرم برای ارتکاب جرم معین باید زمانی باشد که با سوءنیت به یکی از اعمال ذکر شده در قانون به عنوان مصادیق معاونت، مبادرت میکند. بنابراین زمان وحدت قصد میان مجرم اصلی و معاون یا قبل از ارتکاب جرم یا زمان ارتکاب جرم است. پس چنانچه اگر این سوء نیت در نتیجه وحدت قصد پس از ارتکاب جرم حاصل شود معاونت مصداق ندارد.[۴۵] مثلاً اگر کسی اتومبیل خود را دراختیار دیگری بگذارد تا با آن مسافر حمل کند و آن شخص با سوءنیت با آن قاچاق حمل کند و پس از آن صاحب اتومببیل به حقیقت امر واقف گردد و سکوت نماید و با مجرم توافق نماید و از این بابت حقی هم دریافت دارد، عمل او معاونت محسوب نمیشود چون قبل و در زمان ارتکاب جرم وحدت قصد وجود نداشته و وقتی وحدت قصد حاصل گشته، جرمی واقع نشده است. در حقوق لبنان جز در بند ۵ ماده ۲۱۹ قانون جزای این کشور که در خصوص کمک و مساعدت های پس از وقوع جرم، وجود توافق پیشین معاون را با قاتل جرم، شرط تحقق معاونت در جرم دانسته است، در سایر بندها وجود توافق پیشین را شرط ندانسته و صرف وجود قصد را میان معاون و مباشر جرم به منظور تحقق معاونت در جرم کافی دانسته است و این وحدت قصد ممکن است حتی همزمان با ارتکاب جرم توسط مباشر، بین معاون و مباشر به وجود آید.[۴۶] نظریه پردازان حقوق لبنان نیز معتقدند که به دلیل اینکه اعمال مجرمانه، تظاهر خارجی قصد و نیت سوء افراد است میتوان چنین استنباط نمود که زمان تحقق تطابق قصد مجرمانه معاون جرم، باید مقارن و یا همزمان باقصد مجرمانه مباشر باشد.گاه اتفاق میافتد که مباشرجرمازحدود توافق ضمنی بامعاون جرم تجاوز نموده و مرتکب جرم دیگری میگردد و یا آنکه نتیجه به دست آمده به مراتب بیش از آن چیزی است که بینآنها توافق شده ومقصود آن دو بوده است.بنابرایندراینجا باید میان دو حالت مختلف قائل به تفکیک شد: اول آنکه: نتیجه به دست آمده کاملاً متفاوت با توافق ضمنی مباشرومعاون جرم است.دوم آنکه نتیجه به دست آمده دنبالهی توافق بین مباشر ومعاون جرم است، لیکن این نتیجه بیش از توافق آنان است.درذیل به بررسی این دو فرض میپردازیم: زمانی است که نتیجه به دست آمده کاملاً برخلاف توافق اولیه معاون و مباشر است.مثل اینکه معاون با سارق بر سرقت از منزلی توافق نمایند ولی سارق صاحب منزل را در آنجا تنها بیابد و بر عفت او تجاوز نماید. پس معاون در اینجا تنها به جرم سرقت مجازات میشود برای اینکه تجاوز به آن زن امری متوقع و قابل پیش بینی آنچنانکه در مورد شخص معتاد انتظار میرود، نبوده است.[۴۷] درکشورلبنان نصّ صریحی دراین خصوص وجود ندارد؛ لیکن روّیه قضایی برآن است که در مواردی که فاعل اصلی، جرمی کاملاً متفاوت با آنچه درخصوص آن با معاون توافق نموده است انجام دهد، شخص مساعدت کننده نسبت به جرمی که خارج از محدوده توافق اولیه واقع شده است، مسئول نخواهد بود. زیرا مباشر از هدف مشترک خود با معاون جرم منحرف شده و وسیلهای را که به منظور ارتکاب جرم در اختیار او قرار داده شده است، جهت ارتکاب جرم دیگری استفاده نموده است.[۴۸] نظریه پردازان حقوقی این کشور معتقدند که « معاون تنها نسبت به جرائمی مورد مواخذه قرار میگیرد که در محدوده قصد و نیت او قرار گرفته است و در مورد جرایم احتمالی که خارج از محدوده توافق او با مباشر جرم است، مسئول و پاسخ گو نمیباشد.[۴۹] میان محاکم لبنان در این خصوص اختلاف نظر وجود دارد، عده ای معتقدند که در مواردی که توافق اولیه معاون و مباشر جرم در خصوص ایراد ضرب و جرح ساده است ولیکن نتیجه حاصله بیش از توافق اصلی است و این ضرب و جرح منتهی به فوت مجنی علیه میگردد، قانوناً معاونت در قتل عمد محقق خواهد بود، زیرا نتیجه مجرمانه ناشی از همان اعمالی است که مباشر و معاون در مورد آن توافق نموده اند و به عبارتی این نتیجه ناشی از هدف مشترک معاون و مباشر است.دسته دیگری از محاکم عقیده دارند که هدف مشترک معاون و مباشر جرم ارتکاب جنحه آزار و اذیت بوده است نه جنایت، و معاون قصد قتل مجنی علیه را نداشته است لذا مسئولیت معاون فقط در قلمرو جنحه خواهد بود نه جنایت.[۵۰]صرف نظر از اختلاف میان محاکم نهایتاً به نظر میرسد،درحقوق این کشور نیزهمانند ایران چنانچه جرم حاصله نتیجه متعارف عمل ارتکابی و به روشنی قابل پیش بینی بوده باشد، یعنیمعاون احتمال وقوعجرمسنگینتر را بدهد، و او را میتوان از جهت نتایج به دستآمده مورد مواخذه قرار داد.[۵۱] با توجه به موارد گفته شده، میتوان نتیجه گرفت که هرگاه مرتکب نوع خفیف تری از جرم را انجام دهد، به فرض قرار بوده مجنی علیه با اسلحه ای که معاون در اختیار مباشر اصلی قرار داده است به قتل برسد، ولی به دلایلی مجنی علیه در این واقعه مجروح میشود،ودراین گونه موارد به مانند حقوق ایران معاون جرم باید مسئولیت فعل ارتکابی را در هر صورت بپذیرد. گفتار سوم: معاونت در جرائم غیر عمدی همانگونه که قبلاً گفته شد، برای تحقق معاونت، سوء نیت به عنون یکی از عناصر سازنده آن لازم و ضروری است و مطابق تبصره یک ماده ۴۳٫ ق.م.۱، لازم است تا میان معاون و مباشر جرم وحدت قصد موجود باشد. یعنی لازم است تا قصدمعاون دقیقاً راجع به همکاری در جرمی باشد که مورد نظر فاعل است. حال این سؤال مطرح است در جرایمی که ناشی از خطای جزایی است و مجرم اصلی، خود فاقد سوء نیت و قصد مجرمانه میباشد، این وحدت قصد چگونه قابل تصور میباشد؟ از آن جا که در حقوق ایران معاونت در جرایم غیرعمدی مورد اختلاف حقوقدانان قرارگرفته است، ابتدا به بررسی دیدگاه تحقق معاونت در جرایم غیر عمدی و ادّله آنها پرداخته و سپس به بررسی دیدگاه عدم تحقق معاونت در جرایم غیر عمدی و بیان ادّله آن ها خواهیم پرداخت : بند اول: دیدگاه تحقق معاونت در جرایم غیر عمدی و ادّله آن این عده بدون هیچگونه قید و شرطی، معاونت درکلیه جرایم غیر عمدی را قابل تصور دانسته و این گونه استدلال میکنند که به منظور مجازات معاون لزومی به عمدی بودن جرم اصلی نیست و درجرایم غیر عمدی هم که متضمن خطاست، خطا را ممکن است چند نفر متفقاً مرتکب گردند. آنچه محقق است، این است که درموقع خطای جزایی تعیین مسئولیت هر یک از شرکت کنندگان مشکل میباشد وبه همین جهت باید آن ها را به جای مجرم اصلی ومعاون،شرکای در جرم تلقی کردمگر اینکه دلایلقاطعی بر معاونت وجود داشته باشد.[۵۲] ۱ – اطلاق ماده ۴۳ ق . م. اسلامی عدهای ازحقوقدانان چنین استدلال میکنندکه: همانطور که عنصر معنوی جرم،خطای ناشی ازفعل مرتکب اصلی است ولکن معاونت نیز در این قبیل مواردهمان خطای ناشی از تحریک و باعث شدن است.[۵۳] عدهای از ایشان عقیده دارند که در مواردی که معاونت از طریق تحریک یا ترغیب و تهیه وسایل مصداق پیدا میکند، بایدگفت که تنها درجرایم عمدی، امکان تحقق معاونت وجود دارد ولی در مواردی که معاونت بدون وجود ارتباط میان معاون ومباشرجرم مصداق پیدا میکند، برای مثال در دسیسه و فریب و نیرنگی که موجب جرم میشود لازم نیست از طریق همکاری مستقیم و توافق سوءنیت معاون با مباشر جرم تحقق یافته باشد. پس اگر شخصی با نیرنگ و فریب سوزنبان راه آهن را متقاعد کند که حرکت قطار شب مدتی به تعویق افتاد، بنابراینآن دو میتوانند برای مصرف غذا به شهر بروند و در نتیجه بیاحتیاطی و بیمبالاتیسوزنبان تصادفی صورت گیردکه مصداق جرم غیرعمدی است. شخص نیرنگ باز را نمیتوان به جرم معاونت درجرم غیرعمدی مجازات کرد.[۵۴] در قسمت اخیر بند ۱ ماده ۴۳ قانون مزبور در شرایطی که معاون جرم به طور غیر مستقیم به وسیله ی تحریک، ترغیب یا فریب و نیرنگ موجب وقوع جرم میشود، همیشه لازم نیست که از طریق همکاری مستقیم و توافق و تبانی معاون با مباشر، جرم تحقق یافته باشد، بلکه وقوع جرم میتواند بدون وجود ارتباط میان معاون و مباشر جرم مصداق پیدا کند. مالکی که اتومبیل خود را برای رانندگی به کسی میدهد که فاقد پروانه رانندگی است ممکن است بتوان او را مسئول و معاون در جرم غیر عمدی ناشی از فعل خود که همانا تسلیم اتومبیل به چنین راننده ای است شناخت. زیرا تفریط به نفس در رانندگی عملاً جرم شبه عمدی تلقی شده است به خصوص که ماده ۴۳ ق. م.۱ فرض معاونت را به طور کلی در جرایم قابل تعزیر (اعم از عمدی و غیرعمدی) ممکن دانسته. جرایم غیر عمدی (شبه عمدی) ناشی از تخلفات رانندگی در مواد ۷۱۴ به بعد قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است، لذا فرض معاونت در جرایم غیر عمدی در شرایطی که عمد و قصد منتفی باشد، نیز امکان پذیر باشد.[۵۵] چنانچه ملاحظه میشود حاصل این دو نظرموید سخن کسانی است که معاونت غیر عمدی را درکلیه مصادیق امکان پذیرمیدانند.به طور کلی به نظر میرسد با توجه به اطلاق عبارت قانون که مقرر میدارد: «اشخاصزیرمعاون جرممحسوبمیشوند»منعیبرای پذیرش معاونت درجرایم غیرعمدی وجود نداشته باشد. ۲ – صدق عرفی درصورتی که معاون فاقد قصد باشد، لااقل باید عمل ارتکابی او به نحوی باشد که « عرفاً» بتوان گفت معاونت صورت گرفته است.به عبارت دیگرمعاونت عرفی برایتحقق کافیاست ولواینکه قصد معاونت هم نباشد.[۵۶] در روّیه دیوان عالی کشور فرانسه معاونت در جرایم عمدی و غیر عمد ی پذیرفته شده است و دیوان کشور ایران نیز طبق رای شماره ۲۷۶۴ مورخ ۱۹/۱۲/۱۶ خود اعلام داشته است : «در جرایم غیر عمدی معاونت به همین قدر صدق میکند که با علم و اطلاع به اینکه شخص درکاری مهارت ندارد یا آن کار برخلاف نظامات یا بی احتیاطی است و ممکن است منجر به حادثهی خطرناک شود، با آن شخص معاونت کند.بهتراست با بهره گرفتن از روح قانون که در جهت حفظ جان و مال و حقوق افراد است، چنین استدلال کنیم که نظر به ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی، درصورتی که معاونت مستقیماً از طریق تحریک، ترغیب، تهدید، تطمیع، تهیه وسایل ارتکاب جرم ویا تسهیل وقوع جرم باشد، لزوم وجود علم و اطلاع معاون جرم محرز و مسلم است.[۵۷] امابه نظر ما در وضع کنونی و به جهت نقش حساس اتومبیل و وسایل موتوری در زندگی اجتماعی و زیانهای فراوان و اندوهباری که از استفاده ناروا از این وسیله ایجاد میشود، ایجاب میکند که فرض معاونت درجرایم غیرعمدی ناشی ازتخلفات رانندگی را به عنوان یک استثناء براصلکلی«درجرایم غیرعمدی فرض معاونت وجود دارد» بپذیریم.[۵۸] ۳ – روّیه قضایی دیوان عالی کشور درآراء متعدد، معاونت در جرایم غیر عمدی را پذیرفته است. شعبه پنجم دیوان عالی کشور طی حکم ۲۷۶۴ – ۲۹/۱۲/۱۳۱۶ مقرر میدارد: «درجرایم غیرعمدی معاونت به همین قدر صدق میکند که با علم و اطلاع به اینکه شخص درکاری مهارت ندارد یا آن کار برخلاف نظامات یا بی احتیاطی است و ممکن است منجر به حادثه خطرناک شود با آن شخص معاونت کند. بنابراین اگر راننده ی رول ماشین را به شاگرد خود که میدانسته پروانه ندارد و از رانندگی بیاطلاع است بدهد ودرنتیجه منجر به قتل غیر عمد دیگری شود عمل معاونت و مسئول ماده ۱۷۷ قانون جزای عمومیخواهد بود ……» رأی شماره ۳۴۹۵ مورخ ۳/۴/۱۳۱۹ از شعبه دوم دیوان عالی کشور حاکی ازآن است که«اگر مکانیسین بهشاگردخود که گواهینامهرانندگیندارد دستور بدهدکهاتومبیلرا بهخارج شهر ببرد ومورد معاینه قراردهدواتومبیلدرهمانموقعباکسیتصادفکندوموجبفوتویگردد مکانیسن معاون درقتلغیرعمدی است»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نفوذپذیری: در جریان مغشوش، به علت حرکت طولی و عرضی تودههای بزرگ سیال (گردابهها)، توانایی نفوذ[۹۷] (یا پخش) و درنتیجه اختلاط[۹۸] بسیار افزایش مییابد. لذا، نرخ انتقال مومنتوم، گرما و جرم در جریان مغشوش چند تا صد برابر جریان آرام بوده و اختلاط بر مبنای نفوذ مولکولی بسیار کوچکتر از اختلاط ناشی از انتقال بزرگ مقیاس میباشد. اعداد رینولدز بالا: جریان مغشوش همیشه در اعداد رینولدز بالا، روی میدهد. منشا اغتشاش، آشکار شدن ناپایداری موجود در جریان آرام است. ناپایداری مذکور بهواسطه تاثیر متقابل نیروهای لزج و نیروهای غیرخطی اینرسی آغاز می شود. این ناپایداری طبیعت بسیار پیچیدهای دارد. نوسانات سهبعدی ورتیسیتی[۹۹]: جریان اغتشاشی چرخشی و سهبعدی است. نوسانات تصادفی ورتیسیتی، ناشی از کشیدگی تیوبهای ورتیسیتی و اندرکنش آنها با یکدیگر است و لذا در جریان دوبعدی روی نمیدهد. درهرصورت، مطالعه جریان اغتشاشی بهصورت دوبعدی فقط می تواند در محدوده دوبعدی آرام یا گذر از دوبعدی به سهبعدی مورد استفاده قرار گیرد. اتلاف: جریانهای اغتشاشی همیشه اتلافی هستند. تنشهای ناشی از لزجت روی نوسانات ناشی از اغتشاش، کار انجام داده و انرژی جنبشی نوسانی را کاهش می دهند. جریان اغتشاشی، نیازمند تداوم انتقال انرژی است تا قادر به تامین تلفات ناشی از لزجت باشد. اگر انرژی لازم تداوم نیابد، اغتشاش روبهزوال میرود. پیوستگی: اغتشاش پدیدهای پیوسته است که توسط معادلات حاکم بر جریان سیال بیان می شود. ظهور اغتشاش حتی در کوچکترین مقیاس، بازهم از متوسط فاصله مولکولی، بسیار بزرگتر است. اغتشاش ویژگی جریان است: اغتشاش ویژگی سیال نبوده، بلکه ویژگی جریان سیال است. اما اغلب ویژگیهای دینامیکی اغتشاش در بیشتر سیالات مشابه یکدیگر است. ۵-۳ مدلهای اغتشاشی ۵-۳-۱ مدل k-e نوشتن معادله انتقال برای مقیاس طولی (L) آسان نیست، لذا محققین ترجیح می دهند که آن را برحسب پارامتر دیگری، مانند انرژی تلفاتی بر واحد جرم (e) به شرح زیر بنویسند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(۵-۱)
با توجه به تعریف L و vT که طبق معادله (۵-۱) برحسب k و e نوشته شده اند، معادله انتقال k بهصورت زیر بازنویسی می شود.
(۵-۲)
اکنون لازم است، معادله انتقال برای e نیز نوشته شود. برای استفاده از عملیات جبری طولانی و با بهره گرفتن از تجارب قبلی در محاسبه رابطه انتقال برای متغیرهای مشابه،
(۵-۳)
(۵-۴)
(۵-۵)
با جایگذاری معادله (۵-۵) در معادله (۵-۴) معادله انتقال e به دست می آید،
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عوامل مؤثر در انتخاب رشته تحصیلی
این عوامل به طور کلی دو جنبه دارند: وارثت ومحیط ؛ هوش، استعداد و سایر خصوصیات فردی زمینه ارثی دارند. نقش محیط شکوفا کردن و بالفعل کردن تواناییهای بالقوه است عوامل محیطی دانش آموز، شامل تمام آنچه او را در بر گرفته در طرح ریزی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شایان توجه است برخی از مهم ترین عناصر محیطی عبارتند از:
-
-
- خانوده: اعضاء خانواده به ویژه پدر و مادر، در امور تحصیلی فرزندان، نظیر انتخاب رشته تحصیلی آنان دخالت میکنند. گاه این دخالتها مناسب و به جا و در پیشرفت وجهتگیری صحیح آنها مؤثر است. ولی گاهی این اظهار نظرات باعث عقب ماندگی و یا انتخاب نادرست در جهت گیری تحصیلی فرزندانشان میشود. مثلاً خانوادهها میخواهند فرزندانشان در رشتههایی تحصیل کنند، که در خانواده آنان معمول است خانوادههای روحانی فرزندان خود را برای تحصیل در علوم دینی تشویق میکنند. خانوادههای مالک یا زارع در مواردی تمایل دارند که فرزندانشان در رشته کشاورزی درس بخوانند و … مواردی وجود دارد که خانوادهها هدفهای تحصیلی جاه طلبانهای برای فرزندان خود در نظر میگیرند که امکان حصول به آنها وجود ندارد مصداق این مورد دانش آموز ضعیفی است که پدرش اصرار دارد تا وی تا سطح دکتری ادامه تحصیل دهد و وظیفه مشاوران در ایجاد سوق دادن فرد در رشته متناسب با تواتایی ومشاوره با اولیا و افراد خانواده جهت تفهیم مطلب است (حسینی ۱۳۸۱؛ ۱۰۱).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- اقوام و دوستان: این افراد به علت تلقینات یا رقابتها، اعم از بعد سازنده یا مخرب آن، روی انتخاب هدفها و وضعیت تحصیلی دانش آموزان تأثیر میگذارند. مشاور در این موارد باید به تصحیح موارد مخرب وجهت گیریهای نامناسب به دانش آموزان کمکهای لازم را ارائه دهد.
-
- وضع اقتصادی و طبقه اجتماعی: فرزندان طبقه مرفه که از نظر امکانات مالی شرایط مناسبی دارند و نیز طبقات اجتماعی سطح بالای جوامع، اهداف تحصیلی گوناگون و متفاوتی را با طبقات کارگر و یا فقیر انتخاب میکنند. اینان به طرف رشتههایی که وجهه اجتماعی دارد، روی میآورند و غالباً برای نیل به مدارج بالای تحصیل اهمیت قایلند و از تمام امکانات خود برای تحصیل در داخل یا خارج کشور استفاده میکنند. در حالی که طبقات کم درآمد تلاش میکنند که هر چه زودتر برای کسب درآمد وارد بازار کار شوند و بیشتر به طرف رشتههایی گرایش دارند که فنی و یدی است (کلی، ۱۹۸۶؛ ۵).
-
- عوامل فرهنگی: عوامل فرهنگی جامعه در جهت گیری تحصیلی مؤثر است. ژاپنیها به امر تحصیل و ارتقای علمی اهمیت زیادی میدهند در حالی که در جوامع اروپایی یا آمریکا اشتغال به حرفه پر درآمد بیش از ارتقای علمی مورد توجه است.خانوادههای مذهبی که از یک فرهنگ اعتقادی برخوردارند کمتر به رشتههای گروه هنر روی میآورند خانوادههای روستایی گرایش به تحصیل در رشتههای مهندسی کشاورزی دارند و کارخانهداران و ارباب صنایع به رشتههای صنعتی تمایل نشان میدهند (شفیع آبادی۱۳۸۱؛۴۲).در این موقع مشاور نباید مراجع را در حوزه فرهنگی خانواده یا جامعهاش محدود کند او باید با توجه به کلیه عوامل به ویژه استعداد و ظرفیت ذهنی فرد، او را به سوی رشتهها و اهداف مناسب تحصیلی رهنمون شود.
-
- پیشرفت علوم و تکنولوژی:پیشرفت و علوم و تکنولوژی در گرایشهای تحصیلی اثر میگذارد. با پیشرفت علوم رشتههای تحصیلی جدیدی ایجاد میشود و غالباً این رشتهها در بازار کار طالب بیشتری دارد از جمله این علوم که در حال حاضر در همه ابعاد زندگی مردم اثر گذاشته، رایانه است. رشتههای تحصیلی که در این حوزه تأسیس شده نیاز زیادی در بازار کارایجاد کرده و طالبان تحصیل را به طرف خود جذب کرده است.
-
- مدرسه: شاید بعد از خانواده مهم ترین عامل در تعیین اهداف و پیشرفت تحصیل دانش آموزان مدرسه است حتی با احتیاط میتوان گفت با این که اثر تربیتی خانواده روی کودک بیش از مدرسه است ولی تأثیر مدرسه در پیشرفت تحصلی از خانواده بیشتر است. در مورد انتخاب رشته، واحدهای درسی و کمک به پیشرفت تحصیلی، مشاور به علت تخصص، در راهنمایی افراد آگاهانه تر از والدین عمل میکند. (شفیع آبادی ۱۳۸۷؛ ۴۸).
-
- جنسیت: برخی از تفاوتها در انتخاب رشته تحصیلی بین دختر و پسر علت محیطی دارد. باید اظهار نمود که پسرها و دخترها از نظر رشته تحصیلی گرایشهای متفاوتی دارند و با توجه به نقش جنسیتی خود به انتخاب دست میزنند. دخترها بیشتر به علوم انسانی و هنر و پسرها بیشتر به ریاضیات و رشتههای فنی علاقه نشان میدهند. (حسینی ۱۳۸۱؛ ۷۲).نقش مشاور این است که چنانچه مثلاً در انتخاب رشته تحصیلی برای دختران محدودیتی وجود دارد باید آنان را از این واقعیت آگاه سازد و ترتیبی دهد تا عوامل محدود کننده شناسایی و بررسی بیشتری شوند.
-
- وسایل ارتباط جمعی: رسانهها و وسایل ارتباط جمعی شامل کتاب، روزنامه، مجله، تلویزیون و ماهواره، فیلمهای مختلف، سینما، تئاتر و … همه این موارد در گرایشهای تحصیلی مؤثر و مشوقند.تبلیغات استخدامی که در جراید و یا تلویزیون و سایر وسایل تبلیغاتی انجام میشوند گاه چنان ماهرانه و منطبق بر اصول علمی تهیه شده که دانش آموزان وافراد را تحت تأثیر قرار میدهد.وظیفه مشاور این است که با برنامه ریزی مناسب و راهنمایی گروهی و انفرادی در خنثی کردن جاذبههای کاذب و آگاه ساختن دانش آموزان تلاش کند (به نقل از قادری مقدم. ۱۳۸۷؛ ۴۳).
-
- تحصیلات والدین: انتخاب رشته تحصیلی تحت نفوذ تحصیلات دانشگاهی پدر قرار میگیرد در تحقیقی که در سال ۱۹۵۹ در کشور هلند انجام شد گزارش شد که از میان ۱۶۴۲ نفر پسر که رشته تحصیلی پدرشان پزشکی بوده ۵۴ درصد به رشته پزشکی و ۱۲ درصد به رشته تجربی رفتهاند و بالعکس از میان ۱۱۲۲ نفر پسر که رشته تحصیلی پدرشان علوم تجربی بوده ۴۷ درصد به رشته علوم تجربی و ۱۷ درصد به پزشکی رفتهاند از میان ۹۴۲ نفر پسر که رشته تحصیلی پدرشان حقوق بوده ۲۴ درصد به رشته حقوق و ۱۴ درصد به تجربی و ۱۳ درصد به پزشکی رفتهاند و از میان ۱۷۰ نفر پسر که رشته تحصیلی پدرشان کشاورزی بوده ۲۷ درصد به تجربی و ۲۴ درصد به فیزیک و ۱۵ درصد به کشاورزی رفتهاند. (یونسک ۱۹۷۶؛ به نقل از (کلی ،۱۹۸۶؛ ۱۷۷). کلی همچنین اظهار داشته که فرزندان متخصص در رشتههای علوم پایه در انگلستان بیشتر تمایل دارند که رشتههای علوم را در دانشگاه انتخاب نمایند.والدین در گزینش حرفهای نوجوانان تأثیر عمدهای دارند حرفه پدر در تعیین حرفه آتی پسر تأثیر میگذارند بخصوص وقتی که رابطه پدر و پسر نزدیک باشد. دختران هم اگر مادران شاغلی داشته باشند بیشتر متمایل به داشتن حرفهای در آینده خواهند بود، به ویژه اگر مادرشان از شغل خود راضی باشد وپدر نیز از کار کردن همسرش احساس رضایت کند. (هنری ماسن، ۱۳۸۹٫ ترجمه یاسانی. ۶۲۸).
-
- تأثیر افراد مطلع وبا نفوذ: برخی از پژوهشگران در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدهاند که گفت و شنود محیطی، تماسها و برخوردهای دانش آموزان، از نظارت والدین بر عملکرد تحصیلی و جهت گیری فرزندانشان نسبت به آموزشهای بعد از متوسطه مهم تر بوده است (محمودی ۱۳۸۴). لذا نشست و برخواست کردن در مشاورههای گروهی و انفرادی و اطلاع رسانی از مهم ترین وظایف مشاوره است. معلمان، مشاوران، و ارزشهای همسالان نیز در انتخابهای شغلی نوجوانان تأثیر میگذارند، پسران خانوادههای طبقه پایین در صورتی که به یک مدرسه طبقه متوسط بروند و با پسران آنان معاشرت کنند آرزوهای شغلی و تحصیلی بالاتری خواهند داشت (سیمپسون ۱۹۷۲ به نقل از هنری ماسن، ۱۳۸۹٫ ترجمه یاسایی ۵۹۲).
-
- عوامل اقتصادی: در بعضی مواقع فردی که انتخاب رشته میکند سعی دارد که به جایگاه اقتصادی رشته انتخابی خویش فکر کند و در میان عوامل اقتصادی به مسئله سهولت دستیابی به کار و جایگزینی شغلی مناسب فکر میکند تا هزینه فرصتهای از دست رفته را جبران کند(کلی ۱۹۸۶؛ ۱۸۸).معلمان با تجربه طی چند نسل به وجود ارتباط مثبت و قابل توجهی بین ادراک دانش آموز از خود و عملکرد او در مدرسه پی بردهاند و بر این باورند که دانش آموزانی که از خود و تواناییهایشان خشنود هستند به احتمال زیاد، راه موفقیت را در پیش خواهند گرفت بر عکس افرادی که نگرش منفی از توانایی خود دارند از دستیابی به مدارج عالی باز میمانند. پس موفقیت و شکست تحصیلی به نظر میرسد از عمق تصورات فردی اشخاص ریشه بگیرد. موقعیت آموزشی یک موقعیت ارتباطی دوجانبه بین معلم و شاگرد میباشد، تأثیر نقش و نگرش هر یک از این دو در ایجاد یک تعامل مثبت و سازنده و یا بر عکس مخرب و منفی، غیر قابل انکار است لذا این روابط و نگرشهای متقابل میتواند روشنگر میزان اهمیت آن در ثمربخشی فعالیتها باشد. تعامل گرایان نمادی معتقدند که افراد مهم مانند دبیران و مشاوران مدارس تأثیر زیادی روی ادراک افراد دارند و سر نخهای مهمی در مورد عملکرد تحصیلی و انتخاب رشته در آینده ارائه میکنند (مارش و همکاران ۲۰۰۱).
به طور کلی عوامل مؤثر در انتخاب بسیارند و آگاهی مشاوران از آنها نقش بسزایی دارد. این عوامل در بعد فردی و محیطی عبارتند از: استعداد و توانایی، رغبت، شخصیت، نیازهای جامعه. امروزه بسیاری از مشاغل مستلزم آگاهی و استعدادهای خاص در زمینههای به خصوصی از علوم میباشد به طور مثال معلمان و نویسندگان نیازمند به استعداد درک کلامی در سطح بالا وحسابداران و متخصصان آمار نیازمند استعداد قوی در قدرت محاسبه میباشند. تحصیل در رشتههای تحصیلی دورههای قبل از دانشگاه و دانشگاه ، توانمندی خاصی را در افراد به وجود میآورد که برای مشاغل مربوطه مناسب میشوند. موفقیت در تحصیل هم با استعدادهای بالقوه افراد و شکوفا نمودن آنها رابطه دارد و هدایت حرفهای مفید از تناسب هدایت تحصیلی مربوطه حاصل میشود(عزتی،۱۳۸۴).
شیوه هدایت تحصیلی دانش آموزان و ضوابط آن[۲۵]
ماده ۹۶: هدف: هدایت دانش آموز به مناسب ترین شاخه یا رشته تحصیلی، بر اساس استعداد و علاقه وی و به تناسب امکانات و نیازهای کشور. ماده ۹۷: ادارات کل آموزش و پرورش استانها خط مشیهای هدایت تحصیلی را با توجه سیاستهای کلی توسعه وضوابط هدایت تحصیلی اعلام شده باتأکید بر نیازهای شغلی که توسط وزارت متبوع به آنها ابلاغ میشود، به ادارات آموزش و پرورش شهرستان، منطقه و نواحی ابلاغ میکنند. ماده ۹۸٫ شهرستانها، مناطق ونواحی، ظرفیتهای شاخه/ رشته تحصیلی را در هر سال تحصیلی به طور کتبی با توجه به امکانات به واحدهای آموزشی اعلام میکنند. ماده ۹۹٫ مسؤلان منطقه، ناحیه یا شهرستان با همکاری مدیران ومشاوران واحدهای آموزشی در طول هر سال تحصیلی خط مشیهای توسعه و تعدیل ظرفیت هر شاخه/ رشته را بر اساس علاقه واستعدادها وتقاضاهای دانش آموزان و اولیای آنان به اداره کل آموزش و پرورش استان اعلام میکنند. ادارات کل اطلاعاتی را که به این ترتیب حاصل میشود در تدوین خط مشیهای هدایت تحصیلی منظور خواهند کرد. ماده ۱۰۰: مشاوران کلیه اولیاء دانش آموزان پایه اول را مطابق تقویم اجرایی، به واحد آموزشی دعوت میکنند و ضمن توضیح اهداف نظام آموزش متوسطه در مورد سیاستهای آتی کشور، مسائل علمی، فرهنگی، فنی آوری و میزان نیاز جامعه به تخصص های مختلف واهمیت هر یک از شاخهها/ رشتههای تحصیلی، آنان را راهنمایی میکنند و پس از برگزاری جلسات متناوب در نیمه دوم فروردین سال اول،نمون برگ شماره (۴) (نظر والدین دانش آموز در مورد شاخه/ رشته تحصیلی دانش آموز) را ارائه ودر نیمه اول اردیبهشت جمع آوری میکنند. ماده ۱۰۱: مشاور باید، در طول سال تحصیلی پایه اول به طور گروهی و انفرادی طی جلساتی با دانش آموزان، اطلاعات مورد نیاز رادر خصوص رشتههای تحصیلی، مشاغل مرتبط، سیاستهای توسعه … در اختیار آنان قرار دهد وسپس نمون برگ شماره ۳ (نظر خواهی از دانش آموز) را در نیمه دوم فروردین سال اول به آنان تحویل و در نیمه اول اردیبهشت جمع آوری کند. ماده ۱۰۲: مشاور باید، باهمکاری مدیر دروس پس از توجیه معلمان، نمون برگ شماره ۲ (نظر معلمان درسهای مربوط نسبت به وضعیت درسی دانش آموزان) را بعد از امتحانات نوبت اول در اختیار معلم مربوطه قرار دهد وحداکثر دو هفته قبل از شروع امتحانات نوبت دوم (در سال اول) جمع آوری کند وپس از انتقال به نمون برگ شماره ۵ هر دانش آموز امتیاز رشتهها را محاسبه کند و مورد استفاده قرار دهد. ماده ۱۰۳: مشاور، پس از جمع بندی نتایج آزمونهای استعداد و رغبت، نظر خواهی از معلمان، اولیا، دانش آموز و بررسی مدارک موجود در پروندههای تربیتی تحصیلی ونمرات مربوط، نمونه برگ شماره ۵ را تکمیل ونظر خود را در هر یک از شاخهها و رشتههای تحصیلی در مورد دانش آموز با لحاظ اولویتها در نمونه برگ شماره یک ثبت میکند. تبصره در واحدهای آموزشی که مشاور به میزان مورد نیاز وجود ندارد بر اساس شیوه نامهای که اداره کل مشاوره و بهداشت مدارس با هماهنگی سایر دفاتر ذیربط ابلاغ میکند نیروی انسانی مورد نیاز جهت انجام امور هدایت تحصیلی دانش آموزان تأمین خواهد شد. ماده ۱۰۴: معلمان به منظور بررسی وضعیت آموزشی دانش آموز در درسهای مختلف با مشاور همکاری لازم را داشته باشند. ماده ۱۰۵: متصدی امور دفتری یا مسئول ثبت نمرات موظف است نمرات درسهای مرتبط با شاخهها و رشتهها و امتیاز بررسیهای مشاورهای را در نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی ثبت و امضا کند. ماده ۱۰۶: مسئولیت حسن اجرای امر هدایت تحصیلی دانش آموزان و تأیید نهایی نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی به عهده مدیر واحد آموزشی میباشد. ماده ۱۰۷: نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی باید هم زمان با اعلام نتایج امتحانات خردادماه سال اول برای دانش آموز صادر شود و پس از تأیید و امضاء آن توسط مسئولان ثبت نمرات، مشاور و مدیر واحدآموزشی با دعوت از اولیاء دانش آموز در اختیار آنان قرار گیرد. در این فصل شرایط وی بررسی وپس از راهنماییهای لازم حداکثر تا پایان شهریور ماه مجدداً نسبت به تکمیل نمودن برگ شماره یک هدایت تحصیلی عنداللزوم اقدام خواهد شد. ماده ۱۰۸: ملاکهای هدایت تحصیلی الف: نمرات دوره راهنمایی تحصیلی و پایه اول متوسطه دانش آموز برابر نمونه برگ شماره یک هدایت تحصیلی (به میزان ۵۰ امتیاز).ب: بررسیهای مشاورهای (به میزان ۵۰ امتیاز)[۲۶] ماده ۱۰۹: ضوابط مربوط به نمرات درسی رشتهها و شاخههای مختلف ۱- رشته ریاضی فیزیک: ۱-۱ – مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درسهای ریاضی و علوم تجربی در سه پایه در دوره راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد. ۲-۱ – نمره درس ریاضی (۱) (پایه اول) دردوره متوسطه حداقل ۱۲ باشد و درس فیزیک (۱) و آزمایشگاه را با موفقیت (کسب حداقل نمره ۱۰) گذارنده باشد. ۳-۱- مجموع نمرات درسهای مرتبط با رشته دردوره راهنمای وپایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۹۶ باشد و یا به عبارت دیگر معدل درسهای مرتبط با رشته از ۱۲ کمتر نباشد. ۲ – رشته علوم تجربی: ۱-۲- مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درسهای ریاضی و علوم تجربی، در سه پایه در دوره راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد. ۲-۲- در دوره متوسطه درسهای ریاضی (۱)، شیمی (۱) و آزمایشگاه و علوم زیستی و بهداشت (درسهای پایه اول) را با موفقیت (کسب نمره حداقل ۱۰) گذرانده باشد و حداقل در یکی از سه درس مذکور نمره ۱۲ اخذ کرده باشد. ۳-۲- مجموع نمرات درسهای مرتبط با رشته در دوره راهنمایی و پایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۱۰۸ باشد یا به عبارت دیگر معدل درسهای مرتبط با رشته از ۱۲ کمتر نباشد. ۳- رشته ادبیات و علوم انسانی: ۱-۳- مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درسهای ادبیات فارسی (معدل درسهای فارسی، دستور، املا و انشاء) و عربی در سه پایه در دوره راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد. ۲-۳- در درسهای ادبیات (۱)، زبان فارسی (۱)، عربی (۱) و مطالعات اجتماعی پایه اول متوسطه نمره حداقل ۱۰ را کسب کرده باشد و نمره درس ادبیات (معدل نمرات درسهای ادبیات فارسی(۱) و زبان فارسی (۱) حداقل ۱۲ باشد. ۳-۳- مجموع نمرات درسهای مرتبط با رشته در دوره راهنمایی و پایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۱۲۰ باشد یا به عبارت دیگر معدل درسهای مرتبط با رشته از ۱۲ کمتر نباشد. ۴- رشته علوم و معارف اسلامی: ۱-۴- مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درسهای ادبیات فارسی (معدل درسهای فارسی، دستور، املاء و انشاء) و عربی در سه پایه در دوره راهنمایی تحصیلی، بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد. ۲-۴ – در درسهای ادبیات فارسی (۱)، زبان فارسی(۱) (که معدل آنها به عنوان نمره درس ادبیات در نمونه برگ ثبت میشود) عربی (۱) و تعلیمات دینی و قرآن (۱) نمره حداقل ۱۰ را کسب کرده باشدوحداقل در یکی از دو درس عربی (۱) یا تعلیمات دینی و قرآن (۱) نمره ۱۲ اخذ کرده باشد. ۳-۴- مجموع نمرات درسهای مرتبط با رشته در دوره راهنمایی و پایه اول دوره متوسطه باید حداقل ۱۲۰ باشد یا به عبارت دیگر معدل درسهای مرتبط با رشته از ۱۲ کمتر نباشد. د- شاخه فنی و حرفهای: ۱-۵- مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درسهای ریاضی، علوم تجربی و حرفه و فن سه دوره راهنمایی بدون ضریب کمتر از ۳۰ نباشد. ۲-۵- در دوره متوسطه از درس ریاضی (۱) نمره حداقل ۱۰ و از درس کارگاه خوداتکائی نمره حداقل ۱۲ کسب کرده باشد چنانچه نمره درس کارگاه خوداتکایی دانش آموز کمتر از ۱۲ باشد در هدایت تحصیلی وی منظور نمیشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۸
۲/۹
۵/۲۰
۰/۷
۵/۳
اسفند
۴۲
۷/۱۲
۷/۲۴
۸/۶
۱/۵
فروردین
۱۵
۴/۱۸
۴/۳۲
۰/۸
۴/۸
اردیبهشت
۲
۸/۲۳
۵/۳۹
۳/۹
۴/۱۲
۳-۲-۱ معرفی مدل AquaCrop شناخت روابط حاکم بین گیاه، خاک و محیط در هر منطقه مستلزم اجرای آزمایشات متعدد در آن منطقه است که نیازمند صرف هزینه، زمان و نیروی انسانی فراوان است. بهمنظور رفع این مشکل سازمان خواروبار جهانی اخیراً یک مدل شبیهساز به نام AquaCrop ساخته است که به عنوان یک ابزار می تواند محققان و کارشناسان ذیربط را در تصمیمسازی و تصمیم گیری اجرای مدیریت کم آبیاری تحت شرایط خاکی، اقلیمی و مدیریتی مختلف کمک نموده و راهبردهای مدیریت مزرعه که میتوانند بر مدیریت کم آبیاری مؤثر باشد را مورد ارزیابی قرار داده و در نهایت مدیریت بهینه کم آبیاری را متناسب با هر اقلیم تعیین نماید. با توجه به اینکه مدل AquaCrop یک مدل جهانی است، ارزیابی و بومیسازی آن قبل از کاربرد ضروری است. ارزیابی این مدل مستلزم اجرای آزمایشات مزرعهای با سطوح مختلف آبیاری است تا با اطلاعات و داده های حاصل از این آزمایشات، مدل واسنجی و ارزیابی گردیده و بعد از تأیید کارکرد آن با اطمینان خاطر بتوان مدل را برای اهداف مورد نظر در مناطق مختلف اجراء و بر اساس نتایج خروجی مدل تصمیم گیری نمود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در این مدل، گیاه از طریق توسعه یک سایهانداز سبز که آب را تعرق می نماید و یک سیستم ریشهای که آب را جذب مینماید رشد می کند. ماده خشک تولید شده متناسب با آب تعرق شده است. در یک مرحله نموی خاص، بخشی از ماده خشک تولید شده از طریق شاخص برداشت (HI) به اجزاء عملکرد تخصیص داده می شود. ساختار کلی AquaCrop در شکل ۳-۱۰ نشان داده شده است (ریس و همکاران، ۲۰۰۹). در طی چرخه زندگی گیاه زراعی، مقدار آب ذخیره شده در ناحیه ریشه از طریق بودجهبندی آب ورودی (بارندگی و آبیاری) و آب خروجی (رواناب، تبخیر و تعرق، نفوذ عمقی) شبیهسازی می شود. تخلیه آب در ناحیه ریشه، میزان ضرایب تنش آب (Ks) را که بر ۱- توسعه سایهانداز سبز (CC)، ۲- هدایت روزنهای و تعرق در هر واحد سایهانداز، ۳- زوال و کاهش سایهانداز، ۴- شاخص برداشت موثر میباشد را تعیین مینماید. هر یک از این فرایندها نسبت به تنش آب، دارای آستانه تخلیه رطوبتی و منحنیهای (توابع) پاسخ خاص مربوط به خودشان میباشند. بعلاوه سرعت نفوذ و توسعه ریشه تابعی از ضریب تنش هدایت روزنهای است. در صورتی که تنش رطوبتی حادث گردد، سایهانداز شبیهسازی شده کمتر از سایه انداز پتانسیل (CCpot) تحت شرایط بدون تنش است. ضریب تعرق (Kctr) متناسب با سایهانداز گیاه است و به طور مداوم در طی شبیهسازی تنظیم میگردد. ماده خشک اندامهای هوایی (B) از تعرق و کارایی آب نرمال شده (WP*، یک پارامتر گیاهی نسبتاً ثابت است) مشتق می شود . در پایان چرخه زندگی گیاه، عملکرد به صورت حاصلضرب ماده خشک اندامهایی (B) در شاخص برداشت تنظیم شده (HI) محاسبه میگردد (استدیوتو و همکاران، ۲۰۰۹: ریس و همکاران، ۲۰۰۹). معادله ۳-۲ : wp= معادله ۳-۳: HI= در روابط (۳-۲) و (۳-۳)، Yield و Biomass بر اساس کیلوگرم و آب مصرفی بر حسب متر مکعب است. با واسنجی مدل برای شرایط تنش محدودیت عناصر غذایی (حاصلخیزی خاک) و تنش شوری میتوان تأثیر این تنشها را بر رشد و عملکرد گیاه نیز شبیه سازی نمود.
شکل ۳-۱۰ ساختار محاسباتی AquaCrop ، خطوط نقطه چین (a تا e ) نشان دهنده فرایندهایی است که تحت تاثیر تنش خشکی قرار میگیرند. CC* پوشش سایهانداز گیاه تعدیل شده، CCpot پوشش پتانسیل سایهانداز، Ks ضریب تنش (برای هر فرایند متفاوت است)،HI شاخص برداشت، Kctr ضریب تعرق گیاهی، WP* کارایی مصرف آب نرمال شده برای ET0 و غلظت CO2 ، ET0 تبخیر و تعرق مرجع است (ریس و همکاران، ۲۰۰۹). ۳-۲-۲ توصیف مدلAquaCrop مدل AquaCrop نیز مانند مانند CROPWAT و Budget از معادله دورنبوس و کسام که در نشریه ۳۳ فائو برای محاسبه ضریب حساسیت کم آبی بر اساس تعیین نسبت تبخیر و تعرق (ET) و عملکرد نسبی بیان شده است استفاده می کند و هر سه مدل بر اساس معادله بیلان آب عمل می کنند (ریس و همکاران، ۲۰۰۹؛ استدیوتو و همکاران، ۲۰۰۹). معادله ۳-۴: ) =ky( در این معادله Yx عملکرد حداکثر، Ya عملکرد واقعی، ETx تبخیر و تعرق حداکثر، Eta تبخیر و تعرق واقعی و Ky ضریب تناسب بین کاهش عملکرد نسبی و کاهش نسبی تبخیر و تعرق است. مدل AquaCrop با تفکیک تبخیر- تعرق (ET) به تعرق از سطح گیاه (Tr) و تبخیر از سطح خاک (E) و همچنین توسعه یک مدل ساده رشد و پیری کانوپی گیاه بهعنوان پایه برآورد تعرق از سطح گیاه و تفکیک آن از تبخیر، شبیهسازی عملکرد نهایی محصول بهعنوان تابعی از عملکرد بیولوژیک محصول (B) و شاخص برداشت (HI) و همچنین تفکیک اثر تنش آبی در چهار بخش: رشد پوشش تاجی، پیری پوشش تاجی گیاه، تعرق از سطح گیاه و شاخص برداشت محصول توسعه یافته است. با تفکیک تبخیر و تعرق به تعرق از سطح گیاه و تبخیر از سطح خاک میتوان از اثر مصرف غیر تولیدی آب از طریق تبخیر از سطح خاک به ویژه در شرایط پوشش گیاهی ناکامل جلوگیری کرد. تعرق روزانه با بهره گرفتن از نیاز تبخیری و غلظت CO2 اتمسفر نرمال شده به عملکرد بیولوژیک گیاه تبدیل می شود و بر اساس معادله زیر قابل محاسبه است (استدیوتو و همکاران، ۲۰۰۷،۲۰۰۹). معادله ۳-۵: ) Bi=WP×( که در این رابطه WP* بهرهوری آب که با نرمال کردن مناسب برای شرایط اقلیمی متفاوت مقدار آن به یک پارامتر ثابت تبدیل می شود، Bi (زیست توده نهایی) عملکرد بیولوژیک، Tri تعرق روزانه و EToi تیخیر و تعرق روزانه است. بنابراین گام گذاشتن از معادله ۳-۴ به معادله ۳-۵ دلالت بر صحت و عمومیت مدل دارد. برتری دیگر معادله مورد استفاده در مدل AquaCrop (معادله ۳-۵) نسبت به معادله (۳-۴) این است که شبیهسازی فرآیندهای رشد گیاه در آن با بهره گرفتن از گامهای زمانی روزانه صورت میگیرد، در حالیکه در معادله ۳-۴ به صورت ماهانه یا فصلی انجام می شود. در تمام دوره رشد گیاه، مقدار آب ذخیره شده در ناحیه ریشه از طریق بیلان آبی جریان آب ورودی (آبیاری و بارندگی) و خروجی (رواناب، نفوذ عمقی و تبخیر و تعرق) در ناحیه ریشه شبیهسازی می شود. شدت ضرایب تنش آبی (kS) مؤثر بر توسعه پوشش تاجی (CC)، هدایت روزنهای تعرق (شدت تعرق در واحد CC)، پیری و کاهش پوشش تاجی و شاخص برداشت به وسیله کسر تخلیه آب در ناحیه ریشه تعیین می شود. بهعلاوه بعضی جنبه های مدیریتی و عملکرد نهایی با تاکید بر آبیاری، سطوح حاصلخیزی خاک از طریق تاثیرات آنها بر توسعه رشد گیاه، بهرهوری آب و تعدیل محصول به تنشها بیان می شود. در پایان مقدار عملکرد محصول با بهره گرفتن از جرم قسمت پوشش هوایی گیاهی شبیهسازی شده و شاخص برداشت (HI) تعدیل شده محاسبه میگردد. در این مدل تأثیر تنش شوری و آفات و بیماریها لحاظ نشده است (مارینیو و همکاران، ۲۰۰۵؛ ریس ۲۰۰۲). اگرچه مدل AcuaCrop بر مبنای فرآیندهای بیوفیزیکی پیچیده بنا نهاده شده است (استدیوتو و همکاران، ۲۰۰۹)، تعداد نسبتا کمی از پارامترهای ساده و قابل دسترس بهعنوان پارامترهای ورودی استفاده میشوند. ورودیهای مدل شامل چهار دسته از اطلاعات یعنی: داده های اقلیمی، گیاهی، خاک و مدیریت مزرعهای هستند. شکل ۳-۱۱ نمایش منوی اصلی مدلAquaCrop ۳-۲-۳ معرفی کلی نرم افزار ET0Calculator کارکرد اصلی این نرمافزار محاسبه تبخیر و تعرق مرجع بر اساس استانداردهای FAO است. خروجیهای این برنامه حاوی مقادیر تبخیر و تعرق به شکل ماهانه، ده روزه و یا روزانه است. سایر اطلاعات هواشناسی همراه با فایلهای خروجی این برنامه، در قالب فایلهای متنی در مدل AquaCrop مورد استفاده قرار میگیرند. در شکل ۳-۱۲، نمایی از منوی اصلی نرمافزار ET0Calculator مشاهده می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
-
- کد پاسخ سریع در تعامل با یک آگهی[۵۵]– این مثال خوبی از آمیختن تبلیغات سنتی وتبلیغات تلفن همراه است. کد پاسخ سریع یک بارکد۲D حاوی اطلاعات در هر دو حالت عمودی وافقی است . با بهره گرفتن از این کانال کاربر نهایی که یک پوستر و یا آگهی در نشریه می بیند ،لازم نیست آدرس آن را به خاطر بسپرد، به جای آن می تواند تلفن خودرا بردارد و یک عکس از این کد که در پوستر یا آگهی مجله پیوست شده است بگیرد. با این کار می تواند آدرس فروشگاه را ذخیره کند و با گرفتن یک عکس از کد ، کاربر می تواند به سایت کمپین برای دانلود بازی و یا برای اطلاعات بیشتر مراجعه کند.کمپین[۵۶] برای عرضه ولوو C70 یک مثال خوب بازاریابی از طریق بسته های نرم افزاری است. آن از طریق آگهی های تبلیغاتی در مجلات به بازار عرضه شد جایی که آن ها مصرف کنندگان را برای دانلود کد ۲D توسط ارسال اس ام اس تشویق می کردند. پس از نصب برنامه، مصرف کنندگان می توانند کد آن را از آگهی های مجله با دوربین خود برای دریافت محتوا بردارند (Luarn and Lin , 2005 , P: 885).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
-
- پیا م های فشاری – از این طریق می توان تبلیغات را بر روی تلفن کاربران به صورت متن، تصویر، صدا و ویدیو ارسال نمود. این کانال می تواند آدرس و یا شماره تلفن کاربر را ذخیره کند و با کلیک روی شماره تماس و یا با کلیک روی آدرس برایشان پیام تبلیغاتی را ارسال کند. با این پیام، تبلیغ کنندگان بهترین فرصت برای شروع گفت و گو با مشتریان از طریق اولین سئوال و درخواست یک جواب را دارند (Amin, 2008, P: 495).
-
- پیام های کششی– هر مفهومی که برای کاربر نهایی فرستاده می شود و جواب را پس از مدت زمان کوتاهی درخواست می کند. در این مورد تبلیغ کنندگان یک وسیله بی سیم رابرای پاسخ دهی به پیام تبلیغی ارائه می دهند. بنابراین این یک نوع از تبلیغات این است که کاربر نهایی برای دریافت تبلیغ درخواست می کند به جای آنکه شرکت ، تبلیغات را به سمت مشتری بفرستد (Luarn and Lin , 2005 , P: 882).
-
- داخل پیام کوتاه[۵۷] – این کانال از فضای آزاد داخل پیام ها با قرار دادن تبلیغات در آن ها استفاده می کند. در یک اس ام اس، ۱۶۰ کاراکتر وجود دارد اما به طور متوسط ۸۰ کاراکتر در هر اس ام اس فرستاده شده وجود دارد. بنابراین۸۰ کاراکتر فضای خالی وجود دارد که اپراتور می تواند آن را با تبلیغات پر کند. با این روش، اپراتور پیام کوتاه می تواند آگهی متنی کوچک را با یک کلیک به آدرس مشتریان بفرستد و هم چنین می تواند با بهره گرفتن از روش های تبلیغاتی ، بسته تبلیغاتی را داخل پیام قرار دهد . مجموعه شرکت های وداکام[۵۸] در آفریقای جنوبی یک سرویس به نام “لطفا بامن تماس بگیر” را به وجود آورده اند که اجازه می دهد مشتریان سیم کارت اعتباری، پیام رایگان ارسال کنند (Amin, 2008, P: 494)
-
- در بین تماس[۵۹]– قبل ازتماس تلفنی یک صدای آگهی ۱۵ ثانیه ای که کاربر نمی تواند به آن قبل و یا درحین تماس تلفنی گوش دهند. در این نوع آگهی، صدای تبلیغی می تواند از کاربر نهایی بپرسد که آیا او اطلاعات بیشتری در رابطه با تبلیغ از طریق پیام کوتاه می خواهد یا خیر؟
-
- بلوتوس– در این روش از بلوتوس برای انتقال پیام های تبلیغی استفاده می شود (Luarn and Lin , 2005 , P: 884).
-
- بازی موبایل[۶۰]– برخی شرکت ها، بازی هایی که برای اجرا روی موبایل تهیه شده را در تبلیغات شان ارائه می کنند تا برندشان در ذهن مخاطب حک شود. مانند شرکت BMW که یک بازی موبایلی مسابقه ماشین را ارائه کرده است.
-
- تلویزیون همراه[۶۱]– در این روش می توان پیام های تبلیغ شده در تلویزیون را از طریق گوشی تلفن همراه مشاهده نمود (Amin, 2008, P: 495).
-
- تبلیغات موبایلی آنلاین[۶۲]
در زیر به تشریح انواع تبلیغات موبایلی برخط پرداخته می شود.
-
- بر روی پورتال[۶۳] – به منظورتشویق مشترکان تلفن همراه برای استفاده از خدمات، داده ها و مطالب روی وب، بسیاری ازاپراتورهای تلفن همراه ازپورتال تلفن همراه استفاده می کنند. در این پورتال، مشترکین می توانند خدمات مختلفی را دریافت کنند و در برخی موارد، حتی سرویس های پیشرفته تر مانند تلویزیون موبایل را استفاده کنند. این پورتال ها ابزار فوق العاده برای تبلیغات موبایلی است. بسیاری از این پورتال ها رایگان هستند و مصرف کنندگان هدف این آگهی ها، می توانند بر روی بنر مورد علاقه شان کلیک کنند و مطالب داخل کمپین را بخوانند. یکی از موانع اصلی در این نوع تبلیغات موبایلی این است که مصرف کنندگان نمی خواهند به استفاده از تبلیغات متهم شوند (Luarn and Lin , 2005 , P: 881).
-
- خارج ازپورتال[۶۴] – سایت های خارج از پورتال مانند سایت های خبری و یا شبکه های اجتماعی مختلف هستند. تحقیقی در سال ۲۰۰۸ نشان داد که ۴۴ درصد از افراد جوان برای دسترسی به شبکه های اجتماعی از تلفن همراه استفاده می کنند.
-
- جستجو از طریق موبایل[۶۵]–به زبان ساده انجام جستجو در اینترنت از طریق دستگاه موبایل می باشد. همانند اینترنت، شرکت ها به دو طریق می توانند از این امکانات استفاده کنند:جستجوی الگوریتمی[۶۶] و جستجوی پرداختی[۶۷] (Amin, 2008, P: 496).
۲-۳-۶) ویژگی های تبلیغات موبایلی
دیویس درسال ۱۹۸۹ سودمندی ادراک شده رابه عنوان میزانی که فرد اعتقاد دارد استفاده از یک نظام خاص، عملکرد شغلی اش را ارتقا خواهد داد،تعریف نموده است وآن زمانی مورد توجه قرار می گیرد که فرد تمایل به استفاده یا عدم استفاده از فن آوری را دارد (Davis, 1989, P: 321). در تعریفی دیگر، ادراکات فرد در مورد مفید بودن یک فن آوری اطلاعاتی به میزانی است که فرد تصور می کند که استفاده از یک فن آوری خاص موجب بهبود عملکرد شغلی وی درسازمان می شود و یا به ا نجام بهتر کار مورد نظر کمک می کند؛ این کمک می تواند ازطریق کاهش زمان انجام وظیفه یا ارائه اطلاعات به هنگام باشد (Doll et al..,1998,P: 845). در این زمینه تحقیقات جامعی وجود دارد که تأثیر مهم سودمندی ادراک شده را بر قصد استفاده ثابت نموده است. محققانی مثل پارک و چیونگ[۶۸]، در سال ۲۰۰۵ دریافتند که سودمندی ادراک شده روی قصد خرید آنلاین تاثیر مثبتی دارد. چیو[۶۹] و همکارانش نیز در سال ۲۰۰۵ به این نتیجه رسیدندکه سودمندی ادراک شده روی فعالیت اینترنتی و موبایلی تاثیر مثبت دارد. این نتایج با یافته های لورن و لین[۷۰]سازگارهستند (Amin, 2008, P: 495-496). مطالعات قبل تر نیز به تأثیر مهم سودمندی ادارک شده بر قصد استفاده اشاره داشتند . لیو در سال ۲۰۰۵ عنوان نمود که دلیل اصلی که مردم از تبلیغات موبایلی استفاده می کنند این است که مردم آن ها را سودمند می دانند (Luarn and Lin , 2005 , P: 881). کورتی و یانگ در سال ۲۰۱۰ دریافتند که مفید بودن ادراک شده در پذیرش تبلیغات موبایلی موثراست (Kourty, 2010, P: 103-113).
سهولت استفاده ادراک شده توسط دیویس در سال ۱۹۸۹ به عنوان میزانی که فرد معتقد است استفاده از یک نظام خاص بر حسب تلاش جسمی یا ذهنی و نیز یادگیری،مستلزم تلاش زیادی نیست، تعریف شده است. تحقیقات زیادی که در زمینه سیستم های اطلاعاتی انجام شده نشان داده است که سهولت استفاده درک شده بر قصد استفاده تأثیر دارد و این تأثیر ممکن است به طور مستقیم و یا به طور غیرمستقیم ناشی از تأثیری که بر مفید بودن درک شده دارد، باشد (Stamoulis et al.., 2002, P: 2458). دیویس و همکارانش درسال ۱۹۸۹ مطرح نمودندکه سهولت استفاده ادراک شده عاملی موثربرسودمندی ادراک شده است.نتایج تحقیقات قبلی رابطه مهم بین سهولت استفاده وسودمندی ادارک شده راآشکارمی سازد. محققینی مانند دیویس درسال۱۹۸۹، کلیجنن[۷۱] وهمکارانش درسال ۲۰۰۴ و وانگ[۷۲] در سال ۲۰۰۳نیزبه این نتیجه رسیدند (Amin , 2008 , P: 496). بر مبنای مطالعات گذشته نظام های آسان تر به احتمال بیشتر، مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
درجه ای که فرد باور دارد که زیرساخت های سازمانی و فنی برای پشتیبانی استفاده ازفن آوری موجود می باشند (Al-Ghahtani,2007,P: 682). این سازه، مفاهیم ضمنی موجود در سازه های کنترل رفتاری درک شده (تئوری رفتار برنامه ریزی شده، تئوری تجزیه شده رفتار برنامه ریزی شده، مدل مرکب حاصل ازمدل پذیرشفن آوریو تئوری رفتار برنامه ریزی شده)، شرایط تسهیل کننده (مدل استفاده ازرایانه شخصی) و قابلیت سازگاری (تئوری اشاعه نوآوری ) را شامل می شود (Venkatesh et al.., 2003, p:53). برای دریافت وارسال پیام کوتاه توسط کاربران وجود زیر ساخت های فن آوریکی در ارتباطات بدون سیم لازم است.انواع مختلفی از گوشی های همراه با قابلیت ها و ویژگی های متفاوت وجود دارد. حتی گاهی گوشی ها با برند های مشابه با قابلیت های مختلفی در بازارها ارائه می شوند .علاوه بر آن شرایط تسهیلی به عنوان محیط های بیرونی کمک کننده به کاربران برای غلبه بر موانع و دشواری های استفاده از یک فن آوری اطلاعاتی است . زمانی که کاربران تشخیص دهند شرایط محیطی برای کمک به آن ها در یادگیری نحوه استفاده از خدمات تبلیغات موبایلی وجود دارند ،سهولت استفاده ازاین خدمات را درک خواهند نمود (Gu et al.., 2009, P: 11609). ۲-۳-۷) تاریخچه پیشرفت سرویس پیام کوتاه سرویس پیام کوتاه[۷۳] عبارت است از یک سرویس برای مبادله پیام های متنی تا ۱۴۰ بایت (یا ۱۶۰ کاراکتر ۷ بایتی) . خدمت ارسال پیام کوتاه به ویژه با شبکه های نسل دوم سازگار است زیرا آن ها نیاز به قابلیت های اندک برای مبادله داده ها دارند. انتقال پیام کوتاه از تلفن همراه به وسیله مرکز خدمات پیام کوتاه به انجام می رسد. مرکز خدمات پیام کوتاه، پیام را از دستگاه موبایل دریافت می کند و آنرا تا دستگاه مقصد مسیریابی می کند. برای تولید پیام های کوتاه به وسیله ی تلفن همراه، این امکان وجود دارد که یک شرکت یا یک سرویس دهنده خاص یک مرکز خدمات پیام کوتاه را اداره کند. (احمدی ،۱۳۸۷،ص۴۵) تاریخچه پیشرفت پیام کوتاه در جهان به شرح زیر می باشد: در سال ۱۹۹۲: اولین پیام کوتاه تجاری در ۳ دسامبر ۱۹۹۲ توسط نیل پاپ ورس[۷۴] از شبکه جی اس ام به وسیله کامپیوتر برای ریچارد جاوریس[۷۵] فرستاده شد در سال ۱۹۹۴: نوکیا زنگ استانداردی در موبایل ایجاد کرد که همراه پیام کوتاه به عنوان یک ابزار موفق و مفید شناخته شد. اوخر دهه ۱۹۹۰: تبلیغات پیام کوتاه در اروپا و قسمت هایی از آسیا به سرعت افزایش پیدا کرد و تجار به جمع آوری شماره تلفن همراه مشترکین برای فرستادن متون تجاری به آن ها پرداختند. در سال ۱۹۹۹: i-mode توسط “ان تی تی دوکومو”[۷۶] توسعه پیدا کرد. در سال ۲۰۰۰: زمانی که بنگاه ها شروع به فرستادن پیام های کوتاه در مقیاس وسیع کردند دریافتند که برای این پیام ها باید بهایی بپردازند. این عامل منجر به کاهش استفاده از پیام کوتاه شد. در سال ۲۰۰۱: نوکیا[۷۷] خدمات جدیدی برای استفاده از زنگ های مختلف ایجاد کرد که به استفاده کنندگان امکان تغییر صدای زنگ را برای پیام کوتاه دو جانبه می داد. در سال ۲۰۰۲: اولین قابلیت سرویس پیام چند رسانه ای بوجود آمد. تولید کنندگان مختلف، فن آوری سرویس پیام چند رسانه ای را به طرق مختلف معرفی کردند. در سال ۲۰۰۳: سرویس های خبری مانند بی بی سی امکانات ساده ای به وسیله پیام کوتاه ایجاد کردند که در اکثر اوقات در دسترس و قابل استفاده بودند. در سال ۲۰۰۶: در فوریه ۲۰۰۶ بازاریابی سیار بر پایه پیام کوتاه با چندصد میلیون تبلیغ که هر ماه فقط در اروپا فرستاده می شد به عنوان یکی از رایج ترین شیوه های تبلیغات شناخته شد (Okazaki and Taylor, 2008, P: 6). ۲-۳-۸) انواع پیام کوتاه و پیام چند رسانه ای تبلیغاتی به طور کلی دو نوع پیام وجود داردکه عبارتند از : استاندارد – در این حالت شرکت ها تمامی هزینه ارسال پیام را متقبل می شوند. جبرانی– مشتری برخی از محتویات پیام را می خرد وهزینه این فرایند در قبض تلفن وی لحاظ می شود. به عنوان مثال این حالت عبارت است از: رای دهی تعاملی، اشتراک خبر نامه ، چت دو طرفه، خرید زنگ تلفن ، وال پیپر[۷۸]، کلیپ های موسیقی (Salim, 2009, P: 9). ۲-۳-۸-۱) نقاط قوت و ضعف پیام کوتاه به عنوان ابزار تبلیغی امروزه مدیران بازاریابی، پیام کوتاه را به عنوان فن آوری نوینی برای ارائه سرویس بهتر به مشتریان به کار می گیرند. در نتیجه این تفکر، ارائه خدمات متنوع به مشتریان به سهولت میسر بوده و شرکت می تواند با مشتریان بالفعل و بالقوه خود به سهولت ارتباط برقرار کند. اما این که آیا پیام کوتاه توان به کارگیری به عنوان یک رسانه تبلیغاتی موثر را دارد یا خیر، به شناخت دقیق مزایا و معایب آن از یک طرف ومقایسه آن با سایر رسانه های تبلیغات از طرف دیگر بستگی دارد. تا از این رهگذرامکان انتخاب و به کارگیری صحیح آن فراهم آید (Luong , 2007,P: 25). ۲-۳-۸-۲) مزایای پیام کوتاه به عنوان ابزار تبلیغاتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
: واریانس کل پرسشنامه با بهره گرفتن از نرم افزار آماری ۲۰SPSS، میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که برای پرسشنامه ها در جدول زیر خلاصه شده است این مقادیر نشان دهنده آن است که پرسشنامه مورد استفاده از قابلیت اعتماد و یا به عبارت دیگر از پایایی خوبی برخوردار می باشد دامنه ضریب قابلیت اعتماد از صفر (عدم ارتباط) تا ۱+ (ارتباط کامل) است. ضریب قابلیت اعتماد نشانگر آن است که تا چه اندازه ابزار اندازه گیری ویژگی های با ثبات آزمودنی و یا ویژگی های متغیر و موقتی وی را می سنجد. آلفای کرونباخ سوالات با توجه به توضیحات بالا نزدیک ۱ است.
 جدول: ضرایب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه به تفکیک سازه ها
تعداد گویه ها
آلفای کرونباخ
سازه های مورد سنجش
۴۰
۰٫۹۳۹
پرسشنامه یک
۲۷
۰٫۹۲۹
پرسشنامه دو
۳-۶- خلاصه فصل
در این فصل کلیات روش تحقیق بکار گرفته شده در تحقیق حاضر مورد بررسی قرار گرفت. پرسشنامه ابزار جمع آوری اطلاعات بوده و ارزیابی پایایی آن نیز از طریق روش توصیفی و با بهره گرفتن از معادله ضریب همبستگی پیرسون وبا استفاده از نرم افزار۲۰ SPSS صورت خواهد گرفت. همچنین روایی پرسشنامه نیز با هماهنگی استاد محترم راهنما و مشورت با صاحبنظران احراز گردیده است. جامعه آماری تحقیق، متشکل۳۲۲ نفر از کارمندان، مدیران ۳۸۴ نفراز مشترکین شرکت ارتباطات سیار ایران بود. فصل چهارم: تجزیه و تحلیل ۴-۱- مقدمه دراین فصل به توصیف و تحلیل داده های پژوهشی پرداخته می شود. برنامه ریزی و دقیق اطلاعات و ارزیابی آنها موجب می شود که بتوان مسائل مربوط به تجزیه و تحلیل داده ها را پیش بینی، و روش های آماری مناسب را بررسی و نحوه کار آنها را مشخص کرد. در نتیجه به منظور نتیجه گیری صحیح و منطقی از داده های جمع آوری شده در بخش اول این فصل متغیرهای پژوهشی را با بهره گرفتن از جداول توزیع فراوانی و شاخص های آماری تمایل به مرکز و پراکندگی توصیف می شود. و در بخش دوم فرضیات پژوهشی با بهره گرفتن از آزمون های همبستگی به ارزیابی صنعت ارتباطات با معیارهای چندگانه در شرکت ارتباطات سیار ایران پرداخته شده است. داده های پژوهشی حاضر جنسیت و تعداد مدیران، کارمندان و مشتریان همچنین ارزیابی عملکرد صنعت ارتباطات بر مبنای معیارهای چندگانه می باشد. که بایستی آنها را بصورت جداول به تصویر کشیده و به تجزیه و تحلیل آنها پرداخت. در این فصل ابتدا به توصیف داده ها از طریق شاخص های آماری توصیفی و سپس تحلیل داده ها می پردازیم. قبل از آزمون فرضیه ها ابتدا برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیر ها از آزمون کلموگروف – اسمیرنوف استفاده شد که نتایج آن نشان می دهد متغیرهای کاهش هزینه های اقتصادی، ارتقا و پشتیبانی از برنامه های استراتژیک، مزیت رقابتی، انجام دقیق و صحیح فعالیت¬های حال و آینده، بهبود کیفیت خدمات، پاسخ به نیازهای داخلی و بیرونی، افزایش رضایت کاربران وصنعت ارتباطات با توزیع نرمال تفاوت معنی داری از نظر آماری نداشته و دارای توزیع نرمال می باشند. ۴-۲- توصیف آماری دادهها : ۴-۲-۱- توصیف فراوانی جنسیت مورد مطالعه
جدول۱-۴ توزیع فراوانی ترکیب جنسی کارمندان، مدیران و مشتریان در واحدهای نمونه
جنس
فراوانی مطلق
درصد فراوانی نسبی
درصد فراوانی تجمعی
مرد*
۴۸۹
۶۹٫۳
۶۹٫۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۶) پایایی (قابلیت اعتماد)[۴۵] پرسشنامه پایایی یا قابلیت اعتماد یکی از ویژگیهای فنی ابزار اندازهگیری است. مفهوم یاد شده با این امر سروکار دارد که ابزار اندازهگیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی به دست میدهد. (سرمد و همکاران، ۱۳۸۶) در این تحقیق برای بدست آوردن پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شدهاست. این روش برای محاسبه هماهنگی درونی ابزار اندازهگیری از جمله پرسشنامه بکار میرود. در این ابزار پاسخ هر سؤال میتواند مقادیر عددی مختلفی را اختیار کند. برای محاسبه ضریب آلفا ابتدا باید واریانس نمرههای هر زیرمجموعه سؤالهای پرسشنامه و واریانس کل را محاسبه کرد. سپس با بهره گرفتن از فرمول زیر مقدار ضریب آلفا را محاسبه کرد. (سرمد و همکاران، ۱۳۸۶، ص ۱۶۹)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
که در آن: J= تعداد زیر مجموعه سؤالهای پرسشنامه یا آزمون. Sj2= واریانس زیر آزمون jام. S2= واریانس کل آزمون. Table 3 جدول ۳-۲: ضریب آلفای کرونباخ ابعاد مورد سنجش در پرسشنامه مدیریت دانش
ردیف |
ابعاد جوّ سازمانی |
ضریب آلفا |
۱
بیرونی سازی
۰٫۵۷
۲
ترکیب
۰٫۸۵
۳
درونی سازی
۰٫۶۶
۴
اجتماعی سازی
۰٫۷۰
این تحقیق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده سؤالات پرسشنامه توسط نرم افزار SPSS محاسبه گردیده است که بر طبق آن ضریب آلفا برای پرسشنامه مدیریت دانش برابر ۰٫۹۰ که بیانگر ثبات و همسانی درونی پرسشنامه ها میباشد. ۳-۷) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در تحقیق حاضر تجزیه و تحلیل دادهها با بهره گرفتن از فنون و روش های آمار توصیفی و نیز استفاده از روشهای آمار استنباطی میباشد، انجام شد. بدین منظور پس از جمعآوری پرسشنامهها، عملیات کدگذاری انجام و دادهها وارد نرم افزار SPSS گردید. برای توصیف دادهها از روش های معمول در آمار توصیفی نظیر تهیه جدول فراوانی و نمودارهای ستونی و جهت آزمون فرضیههای آماری از آزمون میانگین یک جامعه استفاده شده است. این آزمون برای ارزیابی میزان همقوارگی یا یکسان بودن و نبودن میانگین نمونه با میانگین جامعه در حالتی به کار میرود که انحراف معیار جامعه مجهول باشد. برای به کاربردن این آزمون، متغیر مورد مطالعه باید در مقیاس فاصلهای باشد و شکل توزیع آن نرمال باشد. فصل چهارم: یافتههای تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«پرستش الهه- مادر یکی از ریشه دارترین اعتقادات مذهبی در طول حیات بشر میباشد که قدیمی تر از ظهور خدایان متعدد و قبل از تجسم خدایی در مظاهر مذکور و پدر خدایی بوده و در نخستین مراحل تمدن بشر یعنی دوران کهن سنگی گسترش یافته است.[۳۲]» «زن در نظر مردم ایران قدیم، مظهر حیات و آفرینش بوده و بدین مناسبت مجسمه های زیادی از این مظهر آفرینش و بقا که در طول این دوران مظهر فراوانی و باروری و گاهی قهر و غضب نیز بوده، در نقاط مختلف از تپههای ما قبل تاریخ به دست آمده است[۳۳].» «هر نوع تقدس و الوهیت، منهای عنصر زنانه، قادر نیست انسان را به سرچشمه زلال رضایت و خرسندی برساند[۳۴].» ۲-۴-۱- اسطورههای اهورایی در ایران باستان سه الهه به صورت ممتاز مورد پرستش قرار میگرفت: ۱٫ الهه مادر که «دئنا» نامیده میشد. ۲٫ الهه همسر که «آرمیتی» نامیده میشد. ۳٫ الهه دختر که معروف به «آناهیتا» بود[۳۵]. «دئنا» یکی از بانو خدایان زرتشتی، همسان ساخته «چیستی» بانو خدای دانایی و آگاهی آیین میثره است.[۳۶]» «سپند آرمئتی، بانو خدای طبقه شبانان است. زمین با چراگاههای فراوان و آن چه از زمین به دست میآید در حیطه نگهبانی اوست او مظهر فرمانبرداری مؤمنان است.[۳۷]» «آناهیتا» یا «ناهید» فرشتهی نگاهبان عنصر آب است اسم کامل او «اردوی سور آناهیتا» به معنی رود قوی پاک، آب توانای بی آلایش است[۳۸]. «در ایران باستان مقام الوهیت آناهیتا از سایر خدایان دیگر بالاتر بوده و در حقیقت او هم شان اهورا مزدا، بزرگترین خدا بوده و برایش در سراسر ایران و کشورهای هم جوار عظیم ترین پرستشگاه برپا شده است. و جشن مهرگان برای آناهیتا برپا میداشتهاند»[۳۹]. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
«میترا» یا «مهر» فرشتهی عهد و میثاق و فروغ و فرشتهی مهر و دوستی و روشنایی داشتهاند. مهر را نمایندهی جنگاوری و دلیری برای حمایت از صلح و صفا و دوستی و پیمان بود[۴۰].» ۲-۴-۲- اسطورههای اهریمنی از اسطورههای اهریمنی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: «اودگ» نام ماده دیوی است که «مردم را به گفتن سخنان بیهوده و نابجا وا میدارد»[۴۱]. «پریان» «ماده دیوی است که در راستای خواستهای اهریمن کار میکند»[۴۲] از مشهورترین زن دیوان اساطیری «جهی» و «خنه ئیتی» است. «جهی» ماده دیو اهریمنی، جادوگر شهوت انگیز، حامی گناه کاران و از یاران نزدیک اهریمن است[۴۳]. در پهلوی به معنی روسپی است «چه اهریمن را بر آن داشت که در بدن کیومرث زهر پدید آرد و بار احتیاج و گرسنگی و رنج و جز آن را گریبانگیر کیومرث کند.[۴۴]». «جهی یا جهیکا بسیار بد پندار و بسیار بدگفتار و بسیار بد کردار و بد آموخته در دوزخ است.[۴۵]» «از موجودات زیانکار در فرهنگ عامه نیز باید به «پریزاد» که دختری زیباروی با موهای بلند است و به کسی آزار نمیرساند مگر او را آزار دهند[۴۶].» «و «ملمداس» که همتای جهی و زنی زیبا است که به قصد فریب جوانان پدیدار میشود[۴۷].» تردیدی نیست که در نظام دولتی ایران باستان جای زیادی برای زنان نبوده و آنان نمیتوانستهاند آزادانه به مقامات عالی برسند و این حقیقت در شاهنامه نیز انعکاس یافته و مقامات دولتی عمده در دست مردان است. اما هر بار که فرصت آن بوده است که زنی برای دفاع از عدالت وارد میدان شود، فردوسی از آن استقبال کرده است. با توجه به داستانهای شاهنامه یکی از برجسته ترین خصوصیات زنان، پاکدامنی و آزادگی و فداکاری آنان است اینکه زنان در عشق پیشقدم میشوند و به همراه مرد محبوب خود فرار میکنند و به او وفادار میمانند نکته قابل توجه و مهم به حساب میآید. بخش دوم: جایگاه زن در اسلام ۲-۲-۱- جایگاه زن در اسلام از دیدگاه اسلام، زن و مرد هر دو انسانند، هر دو را خدا آفریده است، هر دو برای دست یابی به کمال و معنویت انسانی، در تعبد الهی و رسیدن به کرامت انسانی برابرند. زن و مرد هر دو در بنیاد خانواده و بقای نسل به یک اندازه سهم دارند. زن نشانهی عاطفه و مهر الهی است و بی تردید مورد لطف و توجه خداوندی است. تا قبل از ظهور اسلام زن موقعیتهای متفاوتی را، از خدایی تا بندگی، تجربه کرده بود. قرآن کریم حقیقت هر انسانی را روح او دانسته و بدن را ابزار وی میداند و بدن را که فرع است به طبیعت خاک و گِل، نسبت میدهد و روح را که اصل است به خداوند نسبت میدهد و میفرماید: «قل الروح من امر ربی»[۴۸] قهراً روح انسان منزه از ذکورت و اُنوثت میباشد. به زن قبل از اسلام هیچ بهایی داده نمیشد و همیشه با چشم حقارت نگریسته میشد. در جامعه عرب جاهلیت قبل از ظهور اسلام زن هیچ استقلالی نداشت، «حرمت و شرافتی جز حرمت و شرافت خانواده برای او نمیشناختند، به زنان ارث نمیدادند و تعدد زوجات را مانند یهود بدون هیچ تحدیدی جایز میدانستند و همچنین طلاق را بدون هیچ قید و شرطی تجویز میکردند و دختران را زنده به گور میکردند.[۴۹]». همچنین کلمات زن و ناتوانی خواری با هم مترادف شده بود[۵۰]. زنده به گور کردن دختران در میان گروهی از اعراب رواج داشت. آنها، به خاطر حماقت و جهل، دخترانشان را زنده به گور میکردند، قرآن کریم دلیل اصلی کشتن فرزندان را فقر و نداری و تنگدستی میداند. «وَ لاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُم (اسراء/۳۱)» فرزندانتان را از بیم تنگدستی مکشید. ما به آنان و به شما روزی میرسانیم. قرآن کریم درباره وضع زن و جاهلیت و عکس العمل مرد نسبت به او چنین میفرماید: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ (نحل ۵۸)» وقتی به مردی خبر داده میشد که دختری پیدا کرده، رنگش از خشم تیره میشد و از روی شرمندگی از انظار مردم پنهان میگشت. سپس با نهایت بی علاقگی از دختر نوزاد نگهداری میکرد و یا کودک بی گناه را زیر خاک پنهان مینمود. یکی از شبهاتی که پیرامون موضوع زن همواره مطرح میشود. مضمون روایتی در نهج البلاغه است که در آن از زنها به بدی یاد کرده و فرموده است: «زن ایمانش ناقص است، عقلش کم است. زیرا شهادت دو زن معادل یک مرد است، و حظّ مالی او نیز نصف سهمیه مرد است مشابه این مضمون از رسول خدا (ص) نیز رسیده است. «نمیتوان حکم کلی داد که مردان دو برابر زنان ارث میبرند بلکه در بعضی موارد زنان ارث بیشتر میبرند (مادر)، در بعضی موارد مساویاند (خواهر و برادر ناتنی از یک مادر، از هم) و در بعضی موارد مرد از زن بیشتر ارث میبرد (رابطه فرزندی)[۵۱].» در مورد شهادت دو زن در حکم شهادت یک مرد است نه برای آن است که زن عقل و درکی ناقص دارد و در تشخیص اشتباه میکند بلکه، اگر یکی از این دو فراموش نمود دیگری او را تذکر دهد. زیرا زن مشغول کارهای خانه و مشکلات مادری بوده و ممکن است صحنهای را که دیده فراموش کند. آنچه در قرآن کریم راجع به تفاوت موجودات بیان شده این است که: اولاً باید زندگی به احسن وجه اداره شود و ثانیاً تا تسخیر متقابل بین موجودات محقق نشود و هماهنگی بین طبقات متفاوت ایجاد نگردد نظام به احسن وجه اداره نمیشود. اگر زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن به عنوان دو صنف مطرح است هرگز مرد قوام و قیّم زن نیست. و زن هم در تحت قیمومیت مرد نیست. حضور زن در صحنه هر روز و همیشگی است و همین حیات اجتماعی زن است که میتواند در مسأله جهاد و دفاع سهم موثری را ایفا کند. ۲-۲-۲- زن در قرآن اسلام ملاک فضیلت و برتری انسان را (چه مرد و چه زن) تقوا و پرهیزگاری میداند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَ أنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات/ ۱۳) ای گروه مردم! ما شما را به صورت مرد و زن آفریدیم و شما را قبیلهها و ملتها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. به راستی، نزد خدای، گرامی ترین شما کسی است که پرهیزگارتر است. خداوند متعال در این آیه شریفه فقط تقوا و پرهیزگاری را ملاک برتری انسان قرار داده است و از مفهوم آیه چنین استفاده میشود که زن و مرد از هر لحاظ برابر و مساویاند. «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أنثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ» (نحل/ ۹۷) هر مرد و زن با ایمان که کردار شایسته و نیک داشته باشد، هر آینه، او را به زندگی پاکیزه، زنده میداریم و به بهتر از آنچه که در دنیا انجام میدادند پاداششان میدهیم. در این آیه شریفه، زن مانند مرد به حساب آمده است و در انجام دادن وظایف دینی با مردان، برابر و شریک است و اگر با ایمان بمیرد، در آخرت از نعمت بهشت و زندگی پاکیزه برخوردار میشود. پس نوع دستورهایی که اسلام به زن و مرد میدهد در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمیدارد. وقتی احترام به پدر و مادر را بازگو میکند برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و مستقل طرح میکند. پس اگر انسانی وارسته شد الگوی دیگر انسانها است اگر مرد است الگوی مردم است نه مردان و اگر زن باشد باز الگوی مردم است نه زنان. قرآن برای نمونه دو زن بد زن لوط و زن نوح را معرفی میکند و نمونه خوب از زنان زن فرعون است و مقام ویژه در قرآن برای حضرت مریم است. در داستان حضرت ابراهیم همان گونه که خلیل الله با فرشتهها سخن میگوید و بشارت فرشتگان را دریافت میدارد همسر او نیز مژده ملائکه را دریافت میکند. زنان در راه ذکر و مناجات که راه دل است و راه عاطفه و علاقه و محبت است اگر موفق تر از مردها نباشند یقیناً همتای مردها هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته یک اصول و قواعد و مبانی عقلی و نقلی در علم حقوق است که صحت و فساد معاملات و قراردادهای منصوصه و غیرمنصوصه را معین مینماید ، از قبیل قاعده غرر و … که بطلان و فساد هر معامله غرری را می رساند و آن هم مشروط به وجود نهی یا منع قانونی است . بنابراین اگر یک معامله و قراردادی که مورد نص قانون نیست بین دو نفر صورت گیرد در صورتیکه برخلاف نص قانون و قواعد عمومی دانش حقوق نباشد و هیچ گونه منع و نهی در قوانین موضوعه در خصوص آن وجود نداشته باشد ، از نظر قانون صحیح و نافذ است و چون اصل در معاملات لزوم است ، معاملات مذکوره هم لازم خواهد بود .[۱۲۳]
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
گفتار سوم – بررسی عقد مغارسه در رویه قضایی و دکترین رویه قضائی و دکترین علم حقوق ، دو منبعی بسیار مهمی هستند که بسیاری از ابهامات و مشکلات مندرج در علم حقوق و قوانین را تفسیر و حل و فصل نموده اند و باتوجه به اینکه بسیاری از عالمان و دانایان علم حقوق ، در کسوت دادرس و قاضی در دستگاه قضائی به خدمت مشغول هستند لذا این دو منبع را با هم در یک گفتار ولیکن در دو بخش بررسی و تبیین می نماییم : الف – رویه قضائی : در گفتار قبل گفته شد که ماده ۳۴ آئیننامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازمالاجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرائی نیز عملاً اجرای تعهد ناشی از قرارداد مغارسه را به رسمیت شناخته و به اختلافات ناشی از آن رسیدگی می نماید : « در موردی که اجرائیه برای انجام تعهدی از قبیل تعمیر بنا، قنات، یا تکمیل ساختمان یا بنای جدید یا غرس اشجار و امثال آن، صادرشده و متعهد پس از ابلاغ اجرائیه اقدام به انجام آن ننماید، اداره ثبت متعهد را الزام به انجام تعهد یا پرداخت هزینههای لازم برای انجام آن می کند، اگر متعهد اقدام نکند متعهدله میتواند با اطلاع اداره ثبت به هزینه خود تعهد مزبور را انجام دهد و اگر کیفیت انجام تعهد یا تعیین میزان هزینه آن محتاج به نظر کارشناس باشد، اداره ثبت یک نفر کارشناس رسمی برای تعیین کیفیت انجام تعهد یا هزینه آن تعیین خواهدکرد، و حقالزحمه کارشناس به میزان مناسبی جزء سایر هزینهها از متعهدله توسط اجرای ثبت دریافت میگردد و متعهدله حق دارد کلیه هزینهها را از متعهد توسط اجرای ثبت مطالبه و دریافت نماید. » رویه عملی موجود در دوایر اجرای ثبت ، با توجه به این ماده ، قراردادهای مغارسه را به رسمیت شناخته و آن را در صورت وجود شرایط قانونی به موقع به اجرا می گذارند . حال پرسشی که ممکن است به وجود آید این است که در صورت عدم وجود شرایط قانونی ، اجرای تعهد ناشی از قرارداد مغارسه در دوایر اجرای ثبت و ایجاد تنازع و اختلاف میان غارس و مالک و یا هریک از ایشان با غیر ، آیا می توان اختلافات ناشی از این تنازع را در مراجع قضائی دادگستری مطرح و پیگیری و اتخاذ تصمیم نمود ؟ درخصوص این موضوع و سوال طرح شده دو نظریه وجود دارد : اول – برخی از قضات که عمدتاً در کشور در اقلیت نیز به سر می برند ، معتقدند چنین دعاوی که نص صریح قانونی وشرعی از آنها حمایت نمی کند ، قابلیت طرح در مراجع قضائی را ندارد یا اگر هم به هر دلیلی طرح شود ، به دلیل بطلان شرعی این عقود قابلیت رسیدگی را ندارد و محکوم به بطلان دعوی خواهد بود . این گونه قضات در صورت مواجهه با چنین پرونده و دعاوی ، به دو صورت با آن برخورد می کنند : ۱) یا بدواً و بدون ورود به ماهیت دعوی ، قرار رد دعوی یا قرار عدم استماع دعوی را به علت غیر ثابت تشخیص دادن آن صادر می کنند ۲) و یا معتقدند که باید این گونه دعاوی را ، به صورت سایر قراردادها و تعهد های قانونی دیگر تفسیر و تعبیر نمود . برای نمونه در نشست قضایی قضات دادگستری در شهر بندرعباس در خصوص قرارداد مغارسه ، سوال زیر مطرح گردید و نظر قضات در آن شهر به شرح ذیل بوده است : « یک قطعه زمین کشاورزی به عنوان مالک به فرد (ب) واگذار ، که به عنوان غارس نسبت به کشت و غرس درختان مرکبات و نخل خرما در ظرف ۷ سال اقدام و در صورت مثمر نمودن مرکبات و نخیلات نسبت به تقسیم آن به دو سهم مساوی ، نیمی از اشجار با زمین مربوطه به مالک و نیم دیگر با زمین آن به غارس برسد ، در صورت عدم مثمری نمودن در ظرف ۷ سال غارس می بایست از عهده خسارت وارده برآید . اگر پس از سپری شدن ۱۵ سال اشجار مثمری نشده و بین مالک و غارس اختلاف پیش آمد ، سوالات ذیل مطرح است : آیا چنین عقدی صحیح است یا باطل ؟ اگر عقد را صحیح بدانیم مشمول چه عقد و معامله ای می شود مساقات ، مزرعه یا قراردادهای خصوصی ؟ اگر مشمول قراردادهای خصوصی بدانیم و قائل به فسخ قرارداد فی مابین باشیم مستند قانونی آن چیست ؟ اگر عقد را باطل بدانیم برای رفع اختلاف پیش آمده بین مالک و غارس چگونه عمل کرد؟ در صورتیکه موضوع را مشمول ماده ۱۰ قانون مدنی بدانیم ( قرارداد خصوصی ) تحت چه شرایطی این قرارداد قابل فسخ ومنتج به چه نوع تصمیم قضایی می شود ؟ پاسخ : با توجه به فتوای معتبر فقهی ، عقد مغارسه باطل است ، ولی اگر عقد مذکور را جز عقد مغارسه ندانسته و برابر با یک قرارداد خصوصی برخورد کنیم مطابق آنچه در مسئله ۱۳ کتاب مساقات حضرت امام خمینی (ره) آمده است که بیان می نماید چنانچه بین طرفین توافق صورت گیرد یا به شکل قرارداد دیگری مد نظر گیرد صحیح است همچنین آیت الله سیستانی بیان می نماید : مغارسه آن است که زمین را به دیگری واگذار کند تا در آن درخت بکارد و آنچه عمل می آید مال هر ۲ باشد و این معامله صحیح است هر چند احتیاط در ترک آن است . » لذا ملاحظه می شود هرچند اغلب قضات این شهر ، نظر به بطلان این قرارداد دارند لیکن معتقدند که اگر این قرارداد را ، در قالب سایر عقود معین تفسیر و تعبیر کنیم صحیح بوده و قابلیت رسیدگی و تعیین تکلیف را دارد . دوم – بیشتر دعاوی طرح شده در محاکم دادگستری در خصوص قرارداد های مغارسه دعوای اثبات مالکیت غارسی می باشد و اکثر قضات موافق با آن نیز باتوجه به مبنای عرفی اینگونه عقود و با درنظر گرفتن آراء فقهای معاصر قائل به صحت آن ، انعقاد قراردادهای مغارسه را صحیح دانسته و درنتیجه در صورت طرح چنین دعاوی در دادگستری و ارجاع پرونده به شعبه ایشان ، اقدام به رسیدگی و صدور حکم مقتضی برابر صلاحدید می نمایند . از جمله دلایل و شواهدی که نشان می دهد ، قرارداد های مغارسه در رویه قضائی مورد قبول قرار گرفته و در حال اجرا می باشد ، به وجود آمدن صلاحیت جدیدی در رشته کشاورزی و منابع طبیعی ، به تصویب شورای کارشناسی و هیات مدیره کانون کارشناسان رسمی دادگستری ، تحت عنوان تعیین حق ریشه و احیا و امتیاز صاحبان نسق زراعی و غارسین و متصرفین قانونی در قالب امور کشاورزی می باشد . این موضوع نشان دهنده شایع بودن طرح اختلافات مربوط به مغارسه و باغبانی در مراجع قضائی بوده و نیاز دستگاه قضاء به وجود کارشناسان رسمی و متخصص در این زمینه به خوبی به اثبات می رسد. به هر حال اینگونه قضات نیز ، در مرحله رسیدگی به این دعاوی به دو دسته تقسیم می شوند : ۱) دسته ای که ضمن به رسمیت شناختن این حق ، مالک را به پرداخت قیمت این گونه قراردادها بر اساس نظریه کارشناس رسمی دادگستری محکوم می نمانید ۲) وگروه دیگری که با تایید این گونه از حقوق ، حکم به اثبات و استقرار حقوق غارسانه در املاک مالک اولیه صادر می نمایند و بدینوسیله غارس را با مالک در ملک تحت بهره برداری بصورت مشاعی شراکت می دهند . در کتاب ترمینولوژی حقوق تألیف آقای دکتر محمد جعفر لنگرودی به یک حکم تمییزی با شماره ۲۰۳۲ مورخ ۱۳/۱۱/۱۳۲۵ صادره از شعبه هشتم دیوان عالی کشور در مورد شناسایی اینگونه حقوق اشاره شده است . معهذا ، در طول سالهای اخیر ، محاکم مجال بیشتری در رسیدگی و اظهار نظر نسبت به پروندههایی که موضوع آنها حقوق مغارسه بوده است پیدا کردهاند . برای مثال شعبه ۴۳ دیوانعالی کشور در رای شماره ۸۷/۴۳/۵۸ مورخ ۱۱/۴/۸۷ خود هرچند آراء دادگاه های بدوی و تجدیدنظر استان فارس را در خصوص تایید و اثبات حقوق غارسی نقض نموده ، لیکن حقوق غارسی را شبیه حقوق مقرر در ماده ۳۱ آییننامه قانون ثبت دانسته و آن را قابل تقویم به وجه نقد ، مطابق نظر کارشناس رسمی دادگستری می داند و درواقع به نوعی توصیه نموده که با مدعیان حقوق غارسی مصالحه شود و به همین دلیل ضمن نقض آراء قبلی ، پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه صادر کننده حکم ارجاع و شعبه بدوی نیز مطابق نظر دیوان ضمن ارجاع موضوع به کارشناس رسمی ذیصلاح و تقویم ارزش روز درختان غرس شده بر روی ملک یاد شده ، اقدام به اصدار رای به نفع غارسین نموده است . یا شعبه هیجدهم دیوان عالی کشور نیز در پرونده کلاسه ۱۸-۲۵-۵۴۱۷ ضمن نقض رأی دادگاه بدوی مبنی بر نفی حق زارعانه ، به موجب حکم شماره ۷۱-۲۳۶-۱۸ چنین اظهار نظر کرده است : « اعتراض بر رأی تجدیدنظر خواسته مآلا وارد به نظر میرسد ؛ زیرا اولاً در اکثر مناطق ایران به خصوص در استانهای مازندران و گیلان حق تصرّفات یا دستارام یا کارافه در مقابل مالکیت عرصه به رسمیت شناخته شده و قابل مطالبه و نقل و انتقال است.» همچنین در قسمتی از حکم شماره ۳۲-۳۱-۹ شعبه نهم دیوان عالی کشور موضوع پرونده کلاسه ۱۹-۵۷۲۷-۱۷-۵۷۲۷ که در مقام قبول اعتراضات وکیل تجدیدنظر خواه و نقض رأی دادگاه بدوی صادر شده است میخوانیم : « اعیانیهای احداثی ناشی از حق زارعانه و کارافه است که متعلّق به آنان است … » که نشان گر قبول قراردادهای مغارسه در سیستم قضائی کشور می باشد. در ادامه باید گفت که نگارنده آراء زیادی در خصوص به رسیمت شناخته شدن و اثبات حقوق غارسی ، در شعبات بدوی و تجدیدنظر دادگستری در اختیار دارد که در این مقال ، صرفاً یک نمونه از آن به خواسته اثبات مالکیت غارسی که دارای نکات آموزنده بسیاری می باشد ، ذکر می گردد : « نمونه پرونده » به موجب محتویات پرونده مطروحه آقایان : ۱- غلامعلی …. ۲- کاظم …. ۳- علی اکبر …. ۴- نصراله …. ۵- یداله …. ۶- رضا …. ۷- محمد …. ۸- مملکت …. ۹- کبری …. ۱۰- سیمین …. ۱۱- علی محمد …. ۱۲- آمنه …. ۱۳- محمد علی …. ۱۴- حسن …. با وکالت آقای اسماعیل … دادخواستی علیه نهاد س.ا.ف.ح.ا به خواسته اثبات حقوق غارسانه در ملک به پلاک ثبتی ۱۶۵ و فروعات آن از یک الی ۸ بخش ۴ شیراز تقدیم دادگاه انقلاب اسلامی ویژه اصل ۴۹ فارس نموده و بعد از طی تشریفات قانونی نهایتاً در تاریخ ۲۷/۱۰/۸۴ در وقت فوق العاده جلسه دادگاه تشکیل و اظهارات و دفاعیات اصحاب دعوی استماع می شود نهایتاً دادگاه در تاریخ یاد شده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل اقدام به اصدار رای می نماید : « رای دادگاه بدوی » در خصوص دادخواست خواهانها …. با وکالت …. به طرفیت …. به خواسته اثبات حقوق غارسانه در ملک به پلاک ثبتی ۱۶۵ و فرعی های یک الی ۸ از پلاک اصلی بخش ۴ شیراز باتوجه به مفاد دادخواست تقدیمی و نیز قراردادهایی که بین بنیاد مستضعفان و خواهانهای ردیف اول و پنجم منعقد گردیده و اینکه در زمان تنظیم قرارداد پلاک مذکور تحت سرپرستی بنیاد بوده است و همچنین پرداخت مال الاجاره زمین مذکور به بنیاد مستضعفان و همچنین س.ا.ف.ح.ا که تصاویر فیشهای پرداختی پیوست پرونده می باشد و اقدام به غرس درختهای مختلف در پلاک مذکور که درختان مذکور همگی درختان میوه می باشند که این مطلب توسط خوانده نیز تایید گردیده است که پلاکهای مذکور الان به صورت باغ و درختان میوه می باشند و نیز ثبت حقوق غارسانه خواهانهای ردیف اول تا پنجم توسط اداره ثبت اسناد و املاک شیراز که تصاویر آراء هیئت حل اختلاف موضوع مادتین ۱۴۷ و ۱۴۸ قانون ثبت پیوست پرونده می باشد و در تصرف داشتن پلاکهای مذکور توسط خواهانها از سال ۱۳۵۸ تاکنون و همچنین تایید حقوق غارسانه نامبردگان توسط بعضی از افراد معتمد روحانی که گواهی آنها پیوست پرونده می باشد که همگی بیانگر این است خواهانهای ردیف اول تا پنجم دارای حقوق غارسانه در پلاکهای مذکور بوده لذا دادگاه دعوای خواهانهای ردیف اول تا پنجم را محرز دانسته و حقوق غارسانه نامبردگان را در پلاک های مذکور استقرار یافته دانسته و به استناد ماده ۱۹۸ قانون آئین دادرسی مدنی و ماده ۳۵ قانون مدنی ، حکم به اثبات و استقرار حقوق غارسانه خواهانهای ردیف یکم الی پنجم را صادر و اعلام می نماید و اما در خصوص خواهانهای ردیف ششم الی چهاردهم باتوجه به اینکه اولاً در قرارداد اولیه بین بنیاد مستضعفان و خواهانها ، اسم هیچیک از خواهانهای مورد اشاره وجود ندارد فقط قرارداد بین شش نفر بوده است و ثانیاً چنانچه خواهانهای ردیف ششم الی چهاردهم حقوق غارسانه خود را از آقای محمدرضا … خریداری نموده اند اولاً در متن قرارداد اولیه قید گردیده حق واگذاری به دیگری وجود ندارد ثانیاً هیچگونه دلیل و مدرک و مستند رسمی و عادی توسط خواهانها مبنی بر انتقال حقوق غارسانه آقای محمدرضا …. و کاظم …. و علی اکبر …. به خواهانهای ردیف ششم الی چهاردهم در پرونده وجود ندارد . ثالثاً خواهانهای ردیف نهم الی دوازدهم از روز اول که پلاک مذکور را تصرف کرده اند اقدام به ساختن منزل نموده اند و اصلاً در همان سالهای اولیه قبل از اینکه غرس اشجار صورت بگیرد در پلاکهای مذکور اقدام به ساختن خانه نموده اند که از اداره ثبت هم تقاضای ثبت خانه های ساخته شده را نموده اند که معلوم می شود غرس اشجاری صورت نگرفته والا اقدام به ثبت حقوق غارسانه می نمودند نه ساختن خانه در پلاکهای مذکور ، لذا با توجه به مراتب مذکور دادگاه دعوای خواهانهای ردیف ششم الی چهاردهم رابدون هرگونه دلیل و مدرک مستند شرعی و قانونی دانسته و به استناد ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوای خواهانهای مذکور صادر و اعلام می نماید . رای صادره حضوری و پس از ابلاغ ظرف مهلت ۲۰ روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد . از رای یاد شده در مهلت مقرر از سوی خواهانها و خوانده تجدیدنظرخواهی به عمل آمده و نهایتاً دادگاه تجدیدنظر چنین رای داده است : « رای دادگاه تجدیدنظر تهران » در خصوص اعتراض ۱- س.ا.ف.ح.ا ۲- آقای اسماعیل … به وکالت از رضا …. ، محمد …. ، مملکت …. ، کبری …. ، سیمین …. ، علی محمد …. ، آمنه …. ، محمد علی …. ، حسن …. نسبت به دادنامه شماره …. مورخ ۲۷/۱۰/۸۴ صادره از دادگاه ویژه اصل ۴۹ فارس که به موجب آن اولاً : دادگاه حکم به اثبات حقوق غارسانه آقایان غلامعلی …. ، کاظم …. ، علی اکبر …. ، نصراله …. ، یداله …. صادر نموده که این بخش از دادنامه مورد اعتراض س.ا.ف.ح.ا می باشد . ثانیاً : حکم به رد دعوای تجدیدنظرخواهان ردیف ۲ نسبت به حقوق غارسانه مورد درخواست ایشان صادر نموده که این بخش از دادنامه مورد اعتراض ایشان می باشد . دادگاه با ملاحظه محتویات پرونده و باتوجه به اینکه خواسته کلیه خواهانها در بدو امر ناشی از قرارداد اجاره و یا قرارداد اصلاحی غارسانه عنوان کرده اند و رسیدگی به چنین ادعایی باید در محاکم عمومی صورت گیرد و موضوع دعوی مربوطه مشمول رای وحدت رویه شماره ۵۸۱ مورخه ۲/۱۲/۷۱ دیوانعالی کشور نمی باشد چرا که در رای مزبور محاکم انقلاب اسلامی حق رسیدگی به ادعاهای حقوقی را دارند که این حقوق نسبت به اموال نامشروع ناشی از توقیف و سرپرستی یا مصادره آن ایجاد شده باشد ، نه ادعاهایی که ناشی از عقد قرارداد با بنیاد مستضعفان یا س.ا.ف.ح.ا بعد از سرپرستی ملک با اشخاص ایجاد می شود لذا دادگاه مستنداً به ماده ۳۵۲ قانون آیین دادرسی مدنی ، دادنامه تجدیدنظر خواسته را نقض و مستند به ماده ۱۲ قانون مزبور قرار عدم صلاحیت به اعتبار و شایستگی محاکم عمومی شیراز صادر می نماید . رای صادره قطعی است . پرونده مجدداً به دادگاه های عمومی حقوقی شیراز عودت و از سوی مقام ارجاع به شعبه ۲۳ دادگاه عمومی حقوقی شیراز ارجاع می گردد . شعبه یاد شده نیز در تاریخ ۲۰/۱۲/۸۷ در وقت فوق العاده جلسه رسیدگی تشکیل و سپس بعد از اخذ اظهارات طرفین ، نهایتاً در تاریخ یاد شده ، مطابق دلایل و مستندات دادگاه انقلاب اقدام به صدور رای مبنی بر اثبات حقوق غارسی در خصوص خواهانهای ردیف اول الی پنجم و حکم به بی حقی دعوی اثبات حقوق غارسی ردیف های ششم الی چهاردهم صادر می نماید . با اعتراض س.ا.ف.ح.ا و آقای اسماعیل …. به وکالت از خواهانهای ردیف ششم الی چهاردهم پرونده به شعبه ۱۶ دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع و این بار با توجه به دلایل ذیل الذکر و بخصوص انکار انعقاد قرارداد اولیه از سوی بنیاد مستضعفان ، دعوی مدعیان غارسی مردود اعلام می گردد . متن رای دادگاه تجدیدنظر به شرح ذیل است : « رای دادگاه تجدیدنظر فارس » در مورد تجدیدنظر خواهی متقابل س.ا.ف.ح.ا نسبت به آن بخش از دادنامه شماره …. مورخه ۲۰/۱۲/۸۷ صادره از شعبه ۲۳ دادگاه عمومی حقوقی شیرازکه برابر آن حکم به اثبات حقوق غارسی تجدیدنظرخواندگان در پلاکهای ثبتی … صادر گردیده و تجدیدنظر خواهی آقای اسماعیل …. به وکالت از خواهانهای ردیف ششم الی چهاردهم نسبت به بخش دیگر دادنامه که برابر آن حکم به بی حقی دعوی اثبات حقوق غارسی ردیف های ششم الی چهاردهم خواهانهای بدوی صادر گردیده اولاً ایراد مرور زمان س.ا.ف.ح.ا وارد نیست ، حکم به تملک در سال ۱۳۷۸ صادر گردیده و قبل از مرور زمان ده ساله در تاریخ ۱۶/۸/۸۴ اقامه دعوی شده است و هرچند خواهانهای بدوی شخصاً و یا آنانی که یدشان متلقی از دیگران بوده ، موفق شده اند از هیات حل اختلاف ماده ۱۴۸ اصلاحی قانون ثبت ، آراء هیات را به نفع خود اخذ نمایند و تاکنون نسبت به این آراء اعتراض نگردیده لیکن سند مالکیت هم صادر نشده و گزارش اداره ثبت نیز حکایتی از ثبت حقوق غارسی در دفتر املاک ندارد و اثر قانونی در صورت اثبات حق غارسی و دعوی مترتب می باشد ، گرچه رد آن هم دلالت تام بر زوال و ابطال آراء هیات حل اختلاف ثبتی نیست ، مع الوصف صرفنظر از آنکه س.ا.ف.ح.ا با ارائه تقسیم نامه رسمی شماره … مورخ ۲۵/۱۰/۴۷ دفترخانه شماره ۱۵ شیراز و سند مالکیت پلاک ثبتی ۱۶۵ اصلی بخش ۴ شیراز ، مدعی گردیده که اراضی یاد شده در سهم مهدی قلی دهقان قرار گرفته که در سال ۱۳۷۸ حکم به ضبط ملک مزبور صادر گردیده است و با اراضی مورد قرارداد مغارسه که در مالکیت عبدالحسین دهقان از محکومین بنیاد مستضعفان قرارداشته متفات می باشد و در نتیجه بنیاد مستضعفان نیز سمتی در تایید حق غارسی نداشته و صرفنظر از آنکه حق غارسی برابر ماده ۵۰۴ قانون مدنی ، توجیه قانونی نیز داشته باشد اما از آنجا که برابر اعلام بنیاد مستضعفان سابقه ای از قرارداد ابرازی موجود نبوده تا برابری آنها روشن شود و اصولاً معلوم نیست واگذارنده ها به عنوان بنیاد مستضعفان چه کسانی بوده و آیا اختیار واگذاری حق غارسی داشته باشند ؟ مضافاً بر فرض تحقق حق غارسی ، تفکیک و تقسیم بین خود و بعضاً خانه سازی به عنوان صاحب حق با چه مجوز از مالک صورت گرفته معلوم نیست . بنابراین به استناد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی ، با رد تجدیدنظرخواهی آقای اسماعیل … به وکالت از گروه دوم خواهانهای بدوی و تایید رای تجدیدنظر خواسته ، رای تجدیدنظرخواسته در مورد خواهانهای ردیف ۱ تا ۵ نقض و حکم به بطلان دعوای آنها صادر و اعلام می شود . رای صادره قطعی است . لازم به ذکر است که خواهانها ، شخصی را که در زمان تنظیم قرارداد در بنیاد مستضعفان شاغل بوده و قرارداد را با غارسین تنظیم نموده را پیدا کرده و به استناد اظهارات وی ، از دادنامه دادگاه تجدیدنظر فارس درخواست اعاده دادرسی نموده اند و دادگاه تجدیدنظر نیز ضمن قبول اعاده دادرسی ، سوابق مربوط به محکومین اصل ۴۹ را از دادگاه مربوطه استعلام نموده و پرونده همچنان در مرحله رسیدگی می باشد . ب – دکترین حقوقی : نظریات حقوقدانان برتر و علمای صاحب نظر در علم حقوق به عنوان یکی از منابع غیر مستقیم ، تاثیرات زیادی در تدوین قوانین داشته و بلاشک نظریات ایشان در موضوع تحقیق ما نیز بسیار راهگشا خواهد بود . تقریباً تمامی حقوقدانان و علمای علم حقوق قراردادهای مغارسه را صحیح دانسته و آنها را با توجه به ماده ۱۰ قانون مدنی و عرف و عادت محل و اصل صحت قراردادها ، نافذ و قابل اجرا می دانند . جناب آقای دکتر امامی صحت قرارداد مغارسه را ناشی از معمول بودن در عرف و عادت محل می داند .[۱۲۴] جناب آقای دکتر کاتوزیان مبنای این قرارداد را ماده ۵۰۴ قانون مدنی دانسته و آن را حق ریشه نام گذاری می کند .[۱۲۵] جناب آقای دکتر عبده معتقد هستند که عقد مغارسه ، چنانچه دارای شرایط عمومی صحت قراردادها باشد ، باتوجه به عدم منع قانونگذار ، می توان حکم به صحت آن نمود .[۱۲۶] جناب آقای دکتر کاتبی عقد مغارسه را صحیح دانسته و برای صحت آن دلایل ذیل را عنوان می نماید : اول ) عدم دلیل بر نهی . دوم ) مقتضای اصل اصاله الصحه . سوم ) اصاله الاباحه . چهارم ) قواعد عمومی « اوفوا بالعقود » و « المؤمنون عند عهودهم » . پنجم ) منتفی بودن عسر و جرح . ششم ) تمسک بسهل و سمح بودن قوانین دین اسلام . هفتم ) مسلم بودن غرس نخل در زمان شارع در زمین غیر . هشتم ) متعارف و معمول بودن عقد مغارسه در حوضهء نهر فرات . نهم ) بدلیل مصالح مرسله و ضروری و مفید بودن مغارسه بجهات شرایط زندگی مدنی و اقتصادی . دهم ) معمول و متعارف بودن عقد مغارسه بین عامه در ایران مخصوصا در دهات . یازدهم ) معمول بودن یک نوع « مغارسه معاطاتی » یا مغارسه ناشی از روابط مالک و زارع در کشور ما . دوازدهم ) عدم صدور حکم و فتوا بر بطلان و حرمت در گذشته و حال از طرف فقها و حکام شرع در مورد عقد مغارسه . سیزدهم ) ضرورت شناسائی عقد مغارسه به منظور رفع اشکالات قانونی در مورد صدور احکام و تنظیم اسناد و سایر روابط مدنی . چهاردهم ) عقلائی بودن عقد مغارسه و غرری نبودن معامله آن . پانزدهم ) به دلایل قیاس تنقیحی یا تنقیح مناط ، حمل حکم صحت مزارعه بر مغارسه بعلت اشتراک در علت صحیح می باشد . شانزدهم ) عدم تردید در« عقد » و « غیر موصوف » بودن مغارسه ، با توجه به تعریف قانونی و فقهی عقد مغارسه . [۱۲۷] برخی دیگر از حقوقدانان درخصوص وضعیت عقد مغارسه معتقدند که « در صورتی که مخالفت عقد با قانون مورد تردید باشد ، اصل بر صحت آن است و به بهانه امکان وجود این مخالفت ، نمیتوان عقد را نادرست دانست . مثلاً اگر درستی عقد و نفوذ عقد «مغارسه» مورد تردید واقع شود ، باید آنها را نافذ و صحیح دانست . » [۱۲۸] و یا در جایی دیگر در این خصوص چنین نگاشته اند : « اگر یک معامله و قراردادی که مورد نص قانون نیست بین دو نفر واقع شود ، در صورتیکه برخلاف نص صریح قانون و قواعد مسلم عمومی و مبانی حقوقی نباشد ( نظیر عقد مغارسه که فعلاً متداول و معمول بین زارع و مالک است ) با اینکه در قانون پیشبینی نشده ، صحیح و نافذ است و چون اصل در معاملات لزوم است ، معاملات مذکوره هم لازم خواهد بود . »[۱۲۹] به نظر نگارنده باید در خصوص وضعیت عقد مغارسه به نوعی قائل به تفکیک باشیم : بدین معنا که اگر در قرارداد مغارسه شرط شود که سهم هر یک از طرفین ، به صورت تعیین حصه ای از حاصل یا قسمتی از منافع یا پرداخت اجرت به غارس و یا تملیک قسمتی از زمین باشد ، ناگزیر باتوجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی جدید ، باید عقد مزبور را صحیح بدانیم بخصوص اینکه نتیجه آن را می توان از سایر عقود مشابه دیگر نیز به دست آورد اما اگر این تعیین سهم ، صرفاً به صورت شراکت طرفین در قسمتی مشاع از درختان باشد ، با توجه به غرری که ایجاد می نماید و گفته شد که همین موضوع مبنای ایجاد قاعده فقهی و شرعی لاضرر در اسلام نیز بوده است ، لذا به نظر می رسد این نوع قرارداد ، صحیح نباشد و می توان چنین تفسیر و تعبیر نمود که نهی و بطلان علما و فقها نیز بیشتر به همین موضوع ثانوی بر می گردد . مبحث سوم – بررسی وضعیت عقد باغبانی از دیدگاه فقه اسلامی در فصل قبل عقد باغبانی را تعریف کردیم و گفتیم که به نظر ما این قرارداد همان قرارداد مساقات ، یعنی شرکت کار و سرمایه در امر باغدارى است که صاحب درخت با یک کارگر، قراردادى منعقد مىکند که عهدهدار عملیات باغبانى از قبیل آب دادن و سایر کارها که در به ثمر رساندن میوه مؤثر است ، بشود و به نسبت معین که با یکدیگر توافق خواهند کرد، هرکدام از مالک و کارگر سهمى مىبرد.[۱۳۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج تحقیق: با توجه به اهمیت تبلیغات در افزایش سطح آگهی عمومی در تصمیم گیری انتخاب کالا و خدمات، در این پژوهش سعی شده است که نقش پیام تبلیغاتی رسانه ها را روی رفتار مصرف کنندگان فروشگاهها بر اساس مدل A.I.D.A (توجه، علاقه مندی، تمایل و عمل) و همچنین تعیین رسانهای که بیشترین تاثیر را در تصمیم خرید مصرف کنندگان فروشگاهها دارد را مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی و ابراز پژوهش پرسشنامهای بوده که در میان مشتریان، به عنوان نمونه آماری اجرا و تحلیل داده ها با فنون آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. یافتههای پژوهشی نشان داد که بین پیام تبلیغاتی رسانه بر اساس مدل مورد نظر و رفتار مصرف کننده تفاوت معناداری وجود دارد و رسانهای که بیشترین تاثیر را روی رفتار مصرف کننده دارد تلویزیون میباشد. در نهایت نیز پیشنهاداتی برای تبلیغات مناسب رسانهای در جهت افزایش فروش فروشگاهها مطرح شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۷
قریحه و همکاران، ۱۳۹۲
ارائه مدلی سلسله مراتبی جهت بررسی نقش تبلیغات در خرید مشتریان
نتایج تحقیق: از عوامل موثر بر تبلیغات اینترنتی و فرایند خرید مشتریان اعتماد و پس از آن رضایت با ضریب اهمیت هیجده صدم و شانزده صدم بیشترین اهمیت را دارا می باشند .به طور دقیقتر در بین شاخص فرعی اعتماد یعنی اطمینان نسبت به خرید، امنیت، راحتی و اعتقاد دارای ضریب اهمیت سی و سه صدم میباشند و هم چنین عوامل فرعی رضایت یعنی جلب توجه مشتری و سازگار شدن دارای ضریب اهمیت بیشتری میباشد.
۸
بهنام و همکاران، ۱۳۹۳
تأثیر ترویج خدمات ورزشی بر انگیختگی و قصد آینده مصرف کننده در تبلیغات
نتایج تحقیق: آزمایش محصول، ابزار مهم بازاریابی برای تشکیل تصویر برند، نگرش به محصول و نیات رفتاری است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر ترویج خدمات ورزشی رایگان بر انگیختگی و قصد آینده مصرف کننده در تبلیغات بود. جامعه آماری دانشجویان تربیت بدنی و غیر تربیت بدنی دانشگاه تهران بودند و نمونه آماری نیز با بهره گرفتن از روش نمونه گیری طبقهای ۴۴۰ نفر انتخاب شد. نتایج نشان داد که اثر اصلی ترویج آزمایش خدمات بر انگیختگی در آزمودنیهایی که تبلیغ با ترویج آزمایش رایگان خدمات مشاهده کرده اند، از آزمودنیهایی که تبلیغ مشابه بدون ترویج آزمایش خدمات مشاهده کرده اند، بیشتر است علاوه بر این اثر اصلی ترویج آزمایش خدمات بر قصد آینده در آزمودنیهایی که تبلیغ با ترویج آزمایش رایگان خدمات مشاهده کرده اند، از آزمودنیهایی که تبلیغ مشابه بدون ترویج آزمایش خدمات مشاهده کرده اند، بیشتر است.
پیشینه خارجی
ردیف
محقق یا محققان
عنوان تحقیق
۱
گلداسمیت و لافرلی، ۲۰۰۲
پاسخ مصرف کننده به وبسایت و نفوذ به آنها در اثر تبلیغات
نتابج تحقیق: در این مقاله به بررسی جزء دیگری از تبلیغات موثر که واکنشهای احساسی را به وجود میآورند و توانایی مصرف کننده برای فراخوانی آن از آگاهی برند میباشند پرداخته است و یک رابطه مثبت از عوامل عاطفی با رفتار خرید مصرف کننده، از مصرف کنندگان را گزارش داده است. که در آن آمارها یک ارتباط مثبت بین عوامل عاطفی و جنبه های رفتاری و نگرشی خرید مصرف کننده را نشان داده است.
۲
آدلار، ۲۰۰۳
اثر تبلیغات در احساسات و عواطف مشتریان و انگیزه دادن به رفتار خرید
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیشینه تحقیق»
مقدمه
روند رو به رشد آلودگی هوا؛ کمبود منابع آبی؛ سطح بالای آلودگی صوتی؛ انباشت زباله کالاهای مصرفی و کاهش سریع زمینهای کشاورزی، دولت و شهروندان کشورها را متوجه جدی بودن تهدیدات زیست-محیطی و مضرات اقتصادی و بهداشتی آن نموده است (کیتز[۲۲]، ۲۰۰۱،صص ۴۱۳-۳۸۹). بدین ترتیب میتوان نتیجه گرفت که جامعه به عنوان یک سیستم واحد نسبت به گذشته آمادهتر و مشتاقتر، پاسخگوی مسائل زیست-محیطی خواهد بود. بنابراین از میان عوامل متعدد موثر در افزایش اهمیت حفاظت از محیط زیست، اشباع زمین از آلایندهها از مهمترین آنها محسوب میگردد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
با افزایش توجه و آگاهی مردم به مسائل و مشکلات زیست-محیطی، بازار نیز راهبردهای خود را تغییر داده است تا قادر به پاسخگویی به نیازهای جدید جامعه باشد. به این ترتیب که شرکتها سیستم مدیریت زیست-محیطی و کاهش ضایعات را در فعالیت های تجاری خود لحاظ مینمایند. در همین راستا یکی از زمینه های تجاری که بیشترین مطالعات زیست-محیطی را به خود اختصاص داده است، بازاریابی میباشد. اصطلاحاتی چون بازاریابی سبز و بازاریابی زیست-محیطی در این بین به نظر محبوبتر میباشند. بسیاری از دولت ها نیز به حدی مسأله بازاریابی سبز[۲۳] را جدی قلمداد کرده اند که اقدام به تصویب قانون در این زمینه نموده اند. به عنوان مثال، در آمریکا کمیسیون تجارت فدرال([۲۴]FTC) قوانینی را برای اجرای بازاریابی سبز تدوین نمود (پولونسکی[۲۵]، ۱۹۹۴، صص ۵۳-۴۴).
۲-۱- تاریخچه بازاریابی سبز
در اواخر دهه ۸۰ میلادی، اولین مرحله از بازاریابی سبز در صنعت معرفی و مورد بحث قرار گرفت(پیاته و کرین[۲۶]، ۲۰۰۵، صص ۳۷۰-۳۵۷) و پیش بینی شد که پاسخ مصرف کنندگان به این بازار مثبت خواهد بود (واندرمر و الیف[۲۷]، ۱۹۹۰، صص ۱۶-۱۰). هرچند، با وجود گزارشات نگران کننده زیست محیطی، رشد بازارها برای محصولات سبز به طور ناامید کننده ای کمتر از پیش بینی بازاریابان بود(ونگ، ترنر و استونمن[۲۸]، ۱۹۹۶،صص ۲۸۱-۲۶۳)، اما از اواسط دهه ۹۰ میلادی، مصرف کنندگان نسبت به محیط زیست و اجتماع، آگاهی بیشتری یافتند(استرانگ[۲۹]، ۱۹۹۶، ص ۵) و به این ترتیب مصرف کنندگان منتقد به عنوان بازوی جدید مصرف کنندگان سبز[۳۰] خواستار مسئولیت اجتماعی شرکتها در قبال اجتماع و محیط زیست شدند(گورا و رنچهد[۳۱]، ۲۰۰۵، صص ۵۶۱-۵۴۷). هیجان رشد سریع بازار سبز در ابتدای دهه ۹۰ میلادی، به تدریج کاهش یافت و بازاریابی سبز از دهه ۹۰ میلادی وارد مرحله دیگری از رشد خود شد (پیاته و همکاران، ۲۰۰۵، صص ۳۷۰-۳۵۷). پس از ظهور بازاریابی سبز در دهه ۸۰ میلادی، و رکود رشد آن در دهه ۹۰، از سال ۲۰۰۰ به بعد بازارهای غرب روند رو به رشد بازاریابی سبز را تا به امروز به طور مستمر مشاهده نموده اند (اوتمان، استافورد و هارتمن[۳۲]، ۲۰۰۶، صص ۳۶-۲۲) و از آن سال، بازاریابی سبز مرحله سوم رشد خود را آغاز نموده است. بکارگیری گستردهتر فناوریهای پیشرفته؛ تأکید بر وفاداری به مسئولیتهای پذیرفته شده توسط شرکتها؛ وضع قوانین و آیین نامه های دولتی و همچنین تشویق سازمانهای زیست محیطی و رسانه ها؛ منجر به تکامل بیشتر محصولات سبز و کسب اعتماد مصرف کنندگان گردیده است (گورا و همکاران[۳۳]، ۲۰۰۵، صص ۵۶۱-۵۴۷) و به این ترتیب با افزایش نگرانیهای جهانی دربارۀ کیفیت محیط زیست، بازاریابی سبز رونق یافت (استافورد[۳۴]، ۲۰۰۳، ص ۸). با وجود توسعه بازاریابی سبز در اواخر دهه ۸۰ میلادی و اوایل دهه ۹۰، این موضوع سالها قبل از این تاریخ مطرح شده بود. انجمن بازاریابی آمریکا ([۳۵]AMA) اولین کارگاه “بازاریابی زیست- بومی[۳۶]” را در سال ۱۹۷۵ برگزار نمود که نتیجه این کارگاه، انتشار اولین کتاب بازاریابی سبز بود. این کارگاه در تلاش بود تا اثرات بازاریابی را بر روی محیط زیست طبیعی بیازماید (پولونسکی، ۱۹۹۴،صص ۵۳-۴۴). امروزه به نظر می رسد که عموم مصرف کنندگان، آگاهی و توجه بیشتری به مسائل زیست-محیطی یافتهاند. در مطالعه ای که در سال ۱۹۹۲ در ۱۶ کشور انجام شد، مشخص گردید که بیش از ۵۰% از مصرف کنندگان در هر یک از این کشورها به استثنای سنگاپور، متوجه مسائل زیست-محیطی بودند و نسبت به این موضوعات واکنشهای خوبی بروز میدادند (اوتمان[۳۷] ، ۱۹۹۸ بر اساس مطالعه لوی[۳۸]، ۱۹۹۶، ص ۸۳). بر اساس مطالعه ای دیگر در سال ۱۹۹۴ در استرالیا، ۶/۸۴% نمونه مورد بررسی؛ باور داشتند که تمامی افراد در قبال حفاظت از محیط زیست مسئولیت دارند. بیش از ۸۰% از افراد همین نمونه، عنوان نمودند که رفتار خرید خود را به دلایل زیست-محیطی تغییر داده اند) ۱۹۹۴، آژانس حفاظت از محیط زیست (([۳۹]EPA). همچنان که ذائقهها و تقاضای مشتری تغییر می کند، شرکتها نیز این تغییرات را به عنوان فرصت، مورد توجه قرار می دهند. در نتیجه شرکتهایی که کالاهای زیست-محیطی را عرضه می کنند، مزیت رقابتی به نسبت تولیدکنندگان غیر زیست-محیطی دارند. نمونههای متعددی از چنین شرکتهایی وجود دارد. از جمله مک دونالد که بستهبندی خود را تغییر داد تا مصرف کنندگانی را که دغدغه تولید پلیاسترین(PS[40]) و از بین رفتن لایه اوزون را دارند، جلب نماید (گیفورد[۴۱]، ۱۹۹۱ ،صص C1-C4) و یا شرکتهای تولید کننده تن ماهی که روشهای صید خود را تغییر دادند تا پاسخگوی نگرانیهای دوستداران محیط زیست از صید تصادفی و مرگ دلفینها باشند. همچنین شرکت زروکس[۴۲]، کاغذ با کیفیت و قابل بازیافت تولید نمود تا محصولاتی با ضرری کمتر برای محیط زیست ارائه دهد (هیوم[۴۳]، ۱۹۹۱، ص ۳۲). هرچند این مسأله مبین آن نیست که تمامی شرکتهایی که اقدامات زیست-محیطی انجام دادهاند، رفتار بازاریابی خود را نیز تغییر دادهاند. از جمله میتوان به مواردی اشاره نمود که شرکتها بازار را به انحراف کشاندهاند تا سود ببرند و یا مواردی که شرکتها بدون در نظر داشتن تاثیر اقدامات و یا عوارض تولیداتشان، وارد عرصه بازاریابی سبز شده اند. بنابراین فقدان درک درست از مفهوم سبز بودن در تجارت می تواند منجر به بازاریابی سبز غیر واقعی گردد. با افزایش تعداد مشتریانی که محصولات سبز را دنبال می کنند، تولید کننده سبز بودن می تواند پایهای برای استراتژی های خوب بازاریابی باشد که در آن عملکردهای دوستدار محیط زیست به حفظ موقعیت متفاوت در دنیای رقابتی کمک کند. علاوه بر مزیت رقابتی فوق، تولید کننده های سبز میتوانند به این ترتیب خود را از کالاهای مشابه متمایز نمایند (منکتولا و جاوهاری[۴۴]، ۲۰۰۷، صص ۳۷۷-۳۶۴). علاوه بر این سودجوییها میتوان به مواردی اشاره نمود که برخی شرکتها از این سیاست به عنوان راهبردی برای کسب سود و یا کاهش هزینه کالای تولیدی خود استفاده کرده اند. به عنوان مثال، با افزایش هزینه های دفع ضایعات خطرناکی چون مواد آلوده به بی فنیل پلی کلرینه ([۴۵]PCB)، شرکتها با به حداقل رساندن تولید این مواد در فرایند تولید خود، میتوانند پول زیادی را صرفه جویی نمایند. در مواردی نیز که شرکتها مجبور به بازبینی زیست-محیطی فرایندهای تولید کالاهایشان میشوند، فرایندهای تولید کاراتری جایگزین فرایند تولید پیشین خواهد شد و این در حالی است که تولید ضایعات و نیاز به مواد خام کاهش مییابد. برخی شرکتها نیز در تلاشند تا با یافتن بازاری برای مواد زائد خود، راهکاری زیست-محیطی برای کالای تولیدی خود در انتهای چرخه تولید بیابند. به این ترتیب ضایعات یک شرکت، مواد خام شرکت دیگری میگردد. در این میان شرکتهای جدیدی نیز به وجود خواهند آمد که تکنولوژیهای جدید کاهش ضایعات را به سایر شرکتها فروخته و یا مواد زائد را بازیافت می کنند (کانگون و پولونسکی[۴۶]، ۱۹۹۴،صص ۳۴-۲۵). فشار دیگر در بازاریابی زیست محیطی، حفظ جایگاه رقابتی هر شرکت است. شرکتها رفتار زیست-محیطی گروه های رقیب را زیر نظر گرفته و آن را شبیهسازی می کنند. در مواردی، این فشار رقابتی منجر به تغییر رفتار نیز میگردد. به عنوان مثال، زروکس پس از تولید دستگاه کپی بازیافتی توسط شرکتی دیگر، کاغذ کپی قابل بازیافت را معرفی نمود و یا پس از توقف به کارگیری تور شناور توسط یک شرکت ماهیگیری، تمام شرکتها نیز از این رفتار تبعیت نمودند.
۲-۲- بازاریابی سبز
ارائه مفاهیم جدید زیست-محیطی و نیاز گروه های مصرف کننده به محصولات دوستدار محیط زیست منجر به توسعه فلسفه جدیدی در بازاریابی محصولات، باعنوان “بازاریابی سبز” شده است. ظهور بازارهایی برای محصولات، خدمات و فنآوریهای زیست محیطی، نوید بخش فرصتهایی برای بازاریابی سبز است. بازاریابی سبز، استراتژی مدیریت و بازاریابی خود را بر مبنای محیط زیست فیزیکی و طبیعی تعریف نموده و تفکرات سنتی مدیریتی را تغییر داده است. از این رو با رویکرد جدید به تعریف سنتی از بازاریابی به عنوان سازماندهی و ارضای خواستها و احتیاجات مشتریان برای سود، میتوان بازاریابی سبز را تعمیم این فعالیتها با کاهش آسیب به محیط زیست دانست که مؤلفهای از بازاریابی پایدار بوده و هدف آن دستیابی به ارزشهای مصرف کنندگان؛ جامعه و محیط زیست میباشد. با توجه به تعاریف مذکور، بازاریابی سبز مفهومی گسترده داشته و کالاهای مصرفی؛ صنعتی و حتی خدمات را شامل میگردد. به عنوان نمونه، مناطقی وجود دارند که خود را قطب اکوتوریستی[۴۷] معرفی می کنند و تلاش مینمایند تا خدمات گردشگری خود را با حداقل اثر بر محیط زیست ارائه دهند (اینگرام و دورست[۴۸]، ۱۹۸۹،صص ۱۵-۱۱). دلایل اشاعه بازاریابی سبز عبارتند از:
-
- امکان استفاده از بازاریابی سبز به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف تجاری (شیرر[۴۹]، ۱۹۹۰، صص ۵۲-۴۸)؛
-
- تمایل شرکتها به اخلاقیات به علت مسئولیت اجتماعی (دیویس[۵۰]، ۱۹۹۲، صص ۸۷-۸۱)؛
-
- فشار دولت ها به شرکتها برای پذیرش بیشتر مسئولیت (کلر[۵۱]، ۱۹۸۷، صص ۱۵۷-۱۵۴)؛
-
- رقابت شرکتها برای استفاده از فعایتهای زیست-محیطی در بازاریابیها (فریمن و لیتکا[۵۲]، ۱۹۹۱،صص ۹۸-۹۲)؛
-
- هزینه های مرتبط با دفع زباله و کاهش مصرف مواد که شرکتها را مجبور به تغییر رفتار تجاریشان مینماید (آزون و مانزینی[۵۳]، ۱۹۹۴،صص ۱۴-۱).
۲-۲-۱- تعریف بازاریابی سبز
بر اساس تعریف چارتر و پولونسکی[۵۴]، بازاریابی سبز، ترفیع یا بازاریابی محصولاتی است که بر پایه عملکرد زیست- محیطی و یا توسعه وابسته به آن بوده باشد (چارتر و پولونسکی، ۱۹۹۹، ص ۲۳۸). بازاریابی سبز شامل انواع فعالیتها از اصلاح کالا؛ تغییر در فرایند تولید؛ تغییر بسته بندی و تغییر نوع تبلیغات میگردد. بنابراین تعریف بازاریابی سبز آسان نبوده و این اصطلاح در شکلهای بازاریابی سبز، بازاریابی زیست-محیطی و بازاریابی زیست بومی نمود یافته است.
۲-۲-۲- اصول بازاریابی سبز
پئاتی[۵۵]، با در نظر داشتن تعریف بازاریابی زیست-محیطی سه اصل اساسی را مطرح نمود: مسئولیتپذیری اجتماعی، راهبرد جامع و تداوم پایداری (پئاتی، ۱۹۹۹، صص ۱۴۸-۱۳۱). الف- مسئولیتپذیری اجتماعی: شرکتها را ملزم به در نظر داشتن رفاه جامعه ورای ضروریات و نیازهای آن جامعه می کند. یکی از این الزامات، مسئولیت شرکتها در قبال کاهش اثرات زیانآور به محیط زیست است. در تلاش جهت ایجاد مدلی از مصرف پایدار، میکائیلیس[۵۶]، شرکتها را ملزم به تقبل بیشترین مسئولیت برای دستیابی به اهداف مصرف پایدار دانسته و همچنین مسئولیت مضاعفی را برای آنها در قبال کاهش اثرات کالاهای تولیدی شان بر محیط زیست در نظر میگیرد(میکائیلیس، ۲۰۰۳، صص ۹۲۲-۹۱۵). ب- راهبرد جامع نگر: رویکردی است که معتقد به مدیریت شرکتها در قالب کلی به جای مدیریت انفرادی تک تک اجزاء میباشد. یک شرکت نمیتواند بدون در نظر گرفتن نحوه تهیه؛ تبدیل؛ تولید؛ توزیع؛ فروش و دفع یک کالا و اثر آن بر محیط زیست، مدعی تولید یک کالای سبز باشد. از اینرو مدیریت جامع نگر، کل چرخهی زندگی یک کالا را بررسی میکند )واسیک[۵۷] ۱۹۹۲، صص ۱۷-۱۶). ج- تداوم پایداری : به این معنا است که ارضای حال حاضر مصرفکنندگان، سهامداران و شرکاء، نمیبایست به قیمت عدم توانایی شرکت در ارضای نیازهای آنها در آینده تمام شود. اغلب محصولات سبز بصورت کاملا مجزا بازاریابی میشوند. مشتریان این نوع کالاها مصرف کنندگان عام تلقی نشده و خریداران کالاهای تخصصی هستند که از خرید خود آگاهی دارند. هرچند این نوع ارتباطات در بازاریابی منطق محور، راهبرد متکی بر احساسات را جدی نگرفته و نقش احساسات را در پاسخ موثر به یک برند، تصمیم گیری و به خاطر آوردن کالا، کمرنگ ارزیابی می کنند. زیرا محصولاتی که بیشتر در معرض نمایش قرار گیرند احتمالا به تعداد بیشتری فروخته میشوند ( آلستون و روبرت[۵۸]، ۱۹۹۹، صص ۱۲۸-۱۱۰). در همین راستا پنج فعالیت بازاریابی منجر به شکست بازاریابی سبز عبارتند از (پیاته و همکاران، ۲۰۰۵، صص ۳۷۰-۳۵۷) :
-
- موضع گیری سبز: اتخاذ یک نگرش بازخوردی جهت انکار و یا بیاعتباری انتقادات مردمی دربارۀ فعالیت شرکتها؛
-
- فروش سبز: اتخاذ یک نگرش فرصت طلبانه با افزودن برخی ادعاهای سبز به محصولات موجود با هدف افزایش فروش؛
-
- نتیجهگرایی سبز: توجه به محیط زیست تنها در صورتی که منجر به کاهش هزینهها گردد (به عنوان مثال افزایش کارایی مصرف انرژی و مواد اولیه، کاهش بسته بندی)؛
-
- بازاریابی پیشگام: افزایش عرضه محصولات سبز به بازار بدون درک واقعی از خواست مصرف کننده؛
-
- بازاریابی همگام:در نظر داشتن تصویب قوانین زیست محیطی به عنوان فرصتی جهت ترفیع اعتبار سبز شرکت بدون پیش قدمی در پاسخگویی به این قوانین.
۲-۲-۳- بازاریابی سبز در شرکتها
با وقوف شرکتها به اهمیت توجه به مسائل زیست- محیطی، گروه های تجاری اهدافی زیست-محیطی و منفعت طلبانه برای خود قائل شده و مسائل زیست-محیطی را در بخش اهداف و مسئولیتهای اجتماعی خود لحاذ مینمایند. در چنین موقعیتی شرکت دو رویه را ممکن است در پیش گیرد:
- پذیرش مسئولیت اجتماعی زیست محیطی؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بند اول: مفهوم رزمنده و غیر رزمنده یکی از مفاهیمی که در حقوق مخاصمات مسلحانه کاربرد دارد، تعریف و شناسایی افراد نظامی و غیرنظامی میباشد. در واقع از نظر حقوق مخاصمات مسلحانه، در برخورد با اشخاص سه جنبه قابل تصور و بررسی میباشد:[۱۹۰] ـ تمایز میان رزمندگان و غیر رزمندگان؛ ـ تمایز بین اعضای نیروهای مسلح و افراد غیرنظامی؛ ـ تمایز بین رزمندگان قانونی و غیر قانون. الف: تعریف رزمنده طبق حقوق مخاصمات مسلحانه در حقوق مخاصمات مسلحانه، شناسایی رزمندگان امری مهم و اساسی است و آثار بسیاری به دنبال دارد. به موجب حقوق بینالملل فقط رزمندگان برای انجام اعمال جنگی صاحب صلاحیت هستند و در نتیجه رزمندگان در قبال این وضع از حقوق مربوط به زندانیان جنگی در صورت اسارت بهرهمند میشوند. براساس ماده ۱۴ کنوانسیون ۱۹۴۹ ژنو در مورد رفتار با اسیران جنگی تعیین افراد عضو نیروهای مسلح (نظامیان) در صلاحیت حقوق داخلی هر کشور است. طبق ماده یک مقررات منضم به کنوانسیون چهارم لاهه ۱۹۰۷، اعضای ارتش ملی و افراد داوطلب چنان چه عمل آنان منسوب به دولت متبوع آنان باشد (وجود یک رئیس مسئول و یک علامت مشخصه شناسایی) و به طور علنی بجنگند و قوانین و عرفهای جنگ را رعایت کنند نظامی منظم محسوب میشوند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
پروتکل اول ۱۹۷۷ در بند یک ماه ۴۳ با ارائه قاعدهای واحد اعلام میکند تمام نیروهای گروهها و واحدهای مسلح و سازمان یافتهای که تحت امر یک فرمانده مسئول میباشند و دارای یکی رژیم انتظامی داخلی هستند که باعث رعایت قواعد حقوق بینالملل مجری در جنگ میگردد، نظامی محسوب میشوند و میتوانند از وضعیت حقوقی اسیر جنگی برخوردار شوند. با امضای پروتکلهای ۱۹۷۷ الحاقی به کنوانسیونهای چهارگانه۱۹۴۹ ژنو تمایل روز افزون حقوق موضوعه فعلی در بسط و گسترش مفهوم نظامیان به لحاظ برخورداری آنان از وضعیت حقوقی اسیر جنگی و به تبع آن اعطای حقوق انسانی بیشتر به آنان به تصویر کشیده شد. علاوه بر این، “پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷ با امحای مرز تشخیص بین نیروهای نظامی منظم و غیر منظم و به عبارت دیگر بسط دایره نیروهای منظم افراد تحت شمول عنوان نظامی را وسیع تر کرد“.[۱۹۱] در خصوص غیرنظامی نیز میتوان گفت که، هر فرد که در تعریف «نظامی» نگنجد و از اعمال جنگی خودداری کند نباید هدف حمله نظامی قرار گیرد. ماده ۵۰ پروتکل شماره یک ۱۹۷۷ افراد و جمعیت غیرنظامی را چنین تعریف میکند: “افرادی غیرنظامی محسوب میشوند که درهیچ یک از طبقات نیروهای مسلح مقرر در ردیفهای ۱، ۲، ۳ و ۶ قسمت الف ماده ۴ کنوانسیون سوم ژنو و ماده ۴۳ پروتکل حاضر، جای نگیرند. اصل کلی در این زمینه این است که مردم غیرنظامی چون در جنگ شرکت نمیکنند به وسیله حقوق بینالملل مورد حمایت هستند و باید خارج از عملیات دشمن باشند“. در واقع حقوق مخاصمات مسلحانه با هدف جلوگیری از سرایت یا محدود کردن آثار جنگ به غیرنظامیان و کاستن از آلام و مشکلات آنان در منازعات مسلحانه در صدد اعمال و اجرای مقررات و الزام دولتها به رعایت این مقررات است. ب: تحول مفهوم رزمنده در حملات سایبری یکی از مفاهیمی که در حقوق مخاصمات مسلحانه جایگاه ویژهای داشته است، مفهوم حقوقی رزمنده بوده است که با ورود به عصر دیجیتال و شروع نبردهای الکترونیکی و شیوع حملات سایبری، تغییراتی در این مفهوم ایجاد گردیده که در ادامه به بررسی آن میپردازیم. ۱- رزمنده قانونی با توجه به مطالب فوق در خصوص شرایط شناسایی یک شخص به عنوان رزمنده و با افزایش حملات سایبری، مفهوم رزمنده نیز دچار تحول شده است. با توجه به تعریفی که برای حملات سایبری ارائه شده، کسانی که عملیات سایبری را علیه زیرساختهای حیاتی یک دولت انجام میدهند در واقع همان رزمندگان سایبری میباشند. حال باید دید که یک هکر یا روبات مهاجم، در دسته رزمندگان قانونی یا غیرقانونی قرار میگیرند. بنابراین نفوذگران یا هکرها در پارهای موارد جایگزین یک رزمنده قانونی و در برخی موارد دیگر یک رزمنده غیرقانونی در فضای حملات سایبری تلقی میشوند و اوصاف حقوقی آن را به ارث میبرند. هرچند که در شناسایی اینگونه هکرها به عنوان یک رزمنده ابهامات حقوقی از قبیل: محل استقرار، داشتن علامت مشخص، محل انجام عملیات، داشتن فرمانده و… وجود دارد. البته لازم به ذکر است که تخصیص نام رزمنده به چنین نفوذگرانی مستلزم آن است که حمله سایبری به زیرساختهای حیاتی کشور هدف صورت گرفته باشد و منتسب به یک دولت باشد، وگرنه اینگونه عملیات در دستهبندیهای دیگری همچون جرایم سایبری قرار میگیرند. از ویژگیهای یک سرباز سایبری این است که قادر است ۲۴ ساعته در حال ارتباط با هدف و مرکز فرماندهی باشد. اما تحمل یک سرباز در حالت عادی مدت زمان کمتری میباشد.[۱۹۲] در ذیل انواع نفوذگرانی که میتوانند به عنوان سرباز سایبری شناسایی شوند را معرفی مینماییم: – گروه [۱۹۳] : هر کسی که بتواند از سد موانع امنیتی یک شبکه بگذرد اما اقدام خرابکارانهای انجام ندهد را یک هکر کلاه سفید میخوانند. – گروه [۱۹۴] : اشخاصی هستند که وارد رایانه قربانی خود شده و به دستبرد اطلاعات و یا جاسوسی کردن و یا پخش کردن ویروس و غیره میپردازند. – گروه [۱۹۵] : اشخاصی هستند که حد وسط دو تعریف بالا میشوند. – گروه [۱۹۶] : این افراد اشخاص معمولی هستند که با چند نرمافزار خرابکارانه به آزار و اذیت بقیه اقدام میکنند. – گروه نفوذ گران کلاه قرمز: عدهای متخصص که اطلاعاتی نادرست را به رایانهها وارد میکنند. ۲- سربازان سایبری غیر قانونی یا مزدور[۱۹۷] سربازان مزدور برای سود مادی در ستیز یا کشوری میجنگند که ربطی به آنها ندارد. استفاده از سربازان مزدور طی قرنهای متمادی یکی از ویژگیهای منظم جنگ سازمان یافته بوده و به جای «ارتشهای مردمی» به اربابان فئودال، پادشاهان و دولتها خدمت میکردند. با تحکیم دولت برخوردار از حاکمیت و ممنوعیت توسل به زور، استفاده از سربازان مزدور پایان یافت اما سربازان مزدور جدید در دهه ۱۹۶۰ برجستگی یافتند و در جنگهای استعمارزدایی و تشکیل دولتهای پسااستعماری در جهان سوم به طور گسترده مورد استفاده قرارگرفتند. “البته لازم به ذکر است که استفاده از شرکتهای نظامی و امنیتی خصوصی از این مقوله جدا میباشند“.[۱۹۸] حقوق بینالملل سربازان مزدور را غیرقانونی میشناسند. این مسئله در ماده ۴۷ پروتکل اول الحاقی ۱۹۷۷ آمده است که تصریح دارد “سربازان مزدور خارجی کسانی هستند که در ستیزهایی که خود آنان یا کشورشان یکی از طرف آن نیستند تنها برای سود شخصی مستقیماً شرکت میجویند و معمولاً دستمزدی بیش از رزمندگان محلی دریافت میکنند”. در سال ۱۹۸۹ سازمان ملل متحد مقاوله نامه بینالمللی جلوگیری از استخدام، بهکارگیری، تأمین مالی و آموزش سربازان مزدور را تدوین کرد ولی حمایت بینالمللی چندانی از آن به عمل نیامد و تعداد اندکی از دولتها آن را امضا کردند. با توسعه فضای سایبر، استفاده از برنامه نویسان و هکرهای حرفهای جهت شرکت در حملات سایبری افزایش چشمگیری داشته است که میتوان گفت این هکرها میتوانند در قالب یک سریاز مزدور شناسایی شوند. مشتریان اینگونه هکرها و سربازان سایبری مزدور، در حال حاضر شامل دولتها، شرکتهای چند ملیتی، گروههای شورشی، سازمانهای جنایتکار فرامرزی و سندیکاهای تولید کننده مواد مخدر هستند. این بازیگران غیردولتی از موج خصوصی سازی در اقتصاد جهانی بهره جستهاند و در شبکهی گسترده خدمات خصوصی امنیتی درصدد یافتن جایگزینهایی هستند. با توجه به مطالب فوق و با عنایت به قواعد حقوقی اعم از قواعد لاهه و قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه، “وضعیت یک رزمنده سایبری بیشتر در حکم یک رزمنده غیرقانونی جلوه گر میباشد. چراکه شرایط حداقلی و قانونی لازم برای قرارگرفتن در گروه رزمندگان قانونی را ندارد“.[۱۹۹] بند دوم: مشارکت مستقیم اهمیت تعریف «مشارکت مستقیم در یک حمله» از آن روست که از یک سو، اهداف مشروع در یک مخاصمه مسلحانه بر اساس این تعریف و تعریف افراد غیرنظامی تعیین میشوند؛ از سوی دیگر آنکه، چنین تعریفی میتواند در خصوص جنگهای نامتقارن و حملات سایبری کاربرد داشته و تعیین کننده اهداف مشروع در این نوع درگیریها نیز باشد.[۲۰۰] لذا در ادامه، به دلیل وابسته بودن دو مفهوم “مشارکت مستقیم” و تعریف “افراد نظامی و غیرنظامی”، هر دو مفهوم را در کنار هم بررسی مینماییم. الف: مفهوم مشارکت مستقیم از آن جا که همواره بخش بزرگی از تلفات جنگها، غیرنظامیان بیگناه میباشند، ضرورت تلاش برای کاهش آثار شوم مخاصمات بر جان و مال این دسته از افراد و مصون نگاه داشتن ایشان از حملات نظامی، به صورت ویژه مورد توجه واقع شده است. “ثمره این تلاشها، مطرح شدن اصلی با عنوان اصل تفکیک نظامیان و غیرنظامیان در مخاصمات مسلحانه میباشد که به موجب آن و با هدف حراست از غیرنظامیان در جریان مخاصمات، طرفین متخاصم موظف به محدود نمودن عملیات نظامی خود به نیروها و اهداف نظامی طرف مقابل و خودداری از انجام هر گونه حملهای به غیرنظامیان میباشند.[۲۰۱] طبق بند ۱ از ماده ۵۳ پروتکل اول الحاقی (۱۹۷۷)، صرفاً افرادی که غیرنظامی نیستند یا اینکه در حملات مشارکت مستقیم داشتهاند را میتوان هدفی مشروع پنداشت. در این خصوص باید عنوان نمود، کمیته بینالمللی صلیب سرخ در تفسیر راجع به مشارکت مستقیم در یک حمله بین اعمال مربوط به کل عملیات جنگی و اعمال مربوط به حملات مستقیم .[۲۰۲] به عقیده کمیته بینالمللی صلیب سرخ شرط اینکه عملی مشارکت مستقیم در حمله محسوب شود آن است که بین عمل انجام گرفته و زیان به بار آمده رابطه سببیت مستقیم و بی واسطه وجود داشته باشد.[۲۰۳] ب: تحول مفهوم مشارکت مستقیم در حملات سایبری امروزه پس از گذشت یک قرن و نیم از مطرح شدن اصل تفکیک نظامیان و غیرنظامیان، این اصل به چنان جایگاهی دست یافته که دیوان بینالمللی دادگستری در نظریه مشورتی ۱۹۹۶ خود در رابطه با سلاحهای هسته ای، حکم به آمره بودن این اصل داده است. اما این جایگاه والای اصل تفکیک، امروزه با ظهور پدیدههایی نو در عرصه مخاصمات مسلحانه با چالشهایی مواجه گردیده است. یکی از این موارد، حملات سایبری میباشد. مشکل اساسی آن جاست که هنوز رویه مشخص و ثابتی برای حملات سایبری که در حکم مخاصمات مسلحانه بوده باشد، شکل نگرفته است اما در برخی اسناد از جمله راهنمای تالین، به این مهم پرداخته شده اما هنوز دارای ابهام میباشد. “در خصوص مفهوم “مشارکت مستقیم” در حملات و جنگ سایبری، این احتمال قوی وجود دارد که غیرنظامیان نیز به دلیل داشتن تخصص فنی که اکثر اعضای نیروهای نظامی لزوماً آن تخصص را ندارند در حملات سایبری مشارکت نمایند. بنابراین سؤالی که مطرح میشود این است که چه اعمالی به عنوان مشارکت مستقیم در حمله محسوب شده و باعث میشود این افراد حمایت حقوقی غیرنظامیان را در مقابل حملات از دست بدهند. به دلیل عدم وضوح معنای این مفهوم، کمیته بینالمللی صلیب سرخ از سال ۲۰۰۳ به کمک متخصصین و محققین، فرایند طبقهبندی این مفهوم را شروع نموده است. هدف اولیه از این فرایند تلاش به منظور قاعدهمند کردن مفهوم « مشارکت مستقیم در جنگ » میباشد. “[۲۰۴] اولین سؤال مطرح شده این بود که آیا عامل آسیب رسانی و یا مقابله با عملکرد یک شبکه رایانهای با هدف کاهش توانایی نظامی دشمن، یک مشارکت مستقیم محسوب میگردد؟ پاسخ اکثریت گروه تخصصی مذکور مثبت بود. هرچند که به نظر اندکی از محققین، مشارکت مستقیم هنگامی موضوعیت پیدا می کند که موجب مرگ، یا آسیب فیزیکی گردد، و نظر دیگر این بود که اگر حمله سایبری عمدی بوده باشد مشمول مشارکت مستقیم میشود. در پایان، یکی از متخصصین اظهار داشته که حملات سایبری به عنوان مشارکت مستقیم در جنگ، بستگی به موقعیت و زمان انجام عملیات دارد. نهایتاً اینکه، اکثر محققین در این پژوهش معتقد هستند که استفاده از ادوات الکترونیکی به منظور خراب کاری یا آسیب رساندن به عملیات دشمن در هر حالتی مشارکت مستقیم محسوب میشود. بند سوم – اهداف نظامی، غیرنظامی و دوگانه طبق تعریف به اهدافی، اهداف نظامی گویند که دارای چهار ویژگی ماهیت، مکان، هدف و کاربرد باشند. وقتی یک هدف غیرنظامی برای اهداف نظامی به کار میرود از نظر «کاربری» هدف نظامی به شمار میرود. مثلاً اگر یکی از طرفین جنگ از یک شبکه رایانهای غیرنظامی برای اهداف نظامی استفاده کند، آن شبکه صلاحیت غیرنظامی خود را از دست میدهد و به یک هدف نظامی تبدیل میگردد. حتی اگر این سامانه کماکان به اهداف غیرنظامی خود ادامه دهد، باز هم جزو اهداف نظامی به شمار میرود، چرا که دارای ماهیت دوگانه (نظامی و غیرنظامی) میباشد. بنابراین در ادامه به بررسی اینگونه اهداف میپردازیم. الف: اهداف نظامی در حقوق مخاصمات، اولین اهدافی که مدنظر متخاصمین میباشد، اهداف نظامی میباشند. اما برای آنکه در تشخیص اهداف سوء نیتی وجود نداشته باشد، برای تشخیص اینگونه اهداف، ضوابط حقوقی مشخصی تعیین گردیده است. البته با شیوع حملات سایبری، تشخیص برخی از اینگونه اهداف؛ همچون داده ها؛ چالش هایی را دربر داشته است. ۱- مفهوم اهداف نظامی بند ۲ ماده ۵۲ پروتکل الحاقی اول، ضمن تأکید مجدد بر محدود بودن حملات به اهداف صرف نظامی، مفهوم هدف نظامی را به شرح زیر بیان میکند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کارایی تخصیصی (AE) [۳] : توانایی یک بنگاه در بکارگیری ترکیب بهینه نهاده ها با توجه به قیمت های نهاده را نشان می دهد. کارایی اقتصادی (EE)[4] : کارایی اقتصادی حاصل ضرب کارایی فنی در کارایی تخصیصی تعریف می شود. (فارل ۱۹۵۷). تحلیل پنجره ای : روش تحلیل پنجره با امکان پذیر ساختن ترکیب مشاهدات در سریهای زمانی و مقطعی تا حدودی مشکل ناکافی بودن مشاهدات را در ارزیابیهای زمانی برطرف می کند. این تکنیک بر اساس میانگین متحرک عمل می کند و برای یافتن روندهای عملکرد یک واحد در طول زمان مفید میباشد. با هر واحد در یک دوره متفاوت، مانند یک واحد مستقل رفتار می شود. در این صورت، عملکرد یک واحد در یک دوره خاص در مقابل عملکرد خود آن واحد در سایر دورهها، علاوه بر عملکرد سایر واحدها مورد ارزیابی قرار میگیرد (Tulkens and Eeckaut,1995).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱-۱۰- فصول پژوهش پژوهش حاضر در پنج فصل به شرح زیر تنظیم شده است. فصل حاضر به کلیات پژوهش اختصاص یافته است. در فصل دوم تاریخچه شکل گیری بانک و سیر تحول آن بررسی شده است و تعریف مدلهای مورد بررسی این پژوهش و در ادامه خلاصه چند پژوهش در زمینه کارایی بانک ها در داخل و خارج از کشور ارائه میشود. در فصل سوم به تشریح روش اجرای مورد بررسی خواهیم پرداخت و مفهوم کارایی، مدل های مرزی، توابع مرزی تصادفی، مدل های مورد استفاده از قبیل مدل پنجره ای و سلسله مراتبی نحوه تخمین کارایی، نرم افزار مورد استفاده و خصوصیات آن به تفضیل تشریح می شود و به مطالعات انجام شده اختصاص دارد. فصل چهارم الگوی مناسب برای برآورد کارایی شعب بانک رفاه گیلان ارائه می شود و کارایی این بانک برآورد می شود. در فصل پنجم خلاصه از پژوهش و نتیجه گیری وارائه پیشنهادات و محدودیتهای آن می پردازیم، ضمن اینکه پیشنهادهایی به منظور بهبود کارایی شعب بانک رفاه گیلان ارائه می شود. فصل دوم ادبیات تحقیق/پیشینه تحقیق ۲-۱- مقدمه کارایی یکی از مفاهیم اقتصادی می باشد که افزایش آن به منظور ارتقای سطح زندگی ،رفاه ، آرامش و آسایش انسانها همواره مد نظر دست اندر کاران سیاست و اقتصاد بوده است. به گونه ای که در تمام مکاتب و جوامع اقتصادی نیز به نحوی بر این مفهوم تاکید شده و در راستای افزایش کارایی عوامل مختلف توصیه های سیاسی مناسبی نیز ارائه شده است.مدیران و سیاستگذاران بخشهای تولیدی و خدماتی همواره در برابر این سوال که مجموعه تحت نظارت آنها با چه سطحی از کارایی فعالیت می کند و تولید بالقوه مجموعه امکانات و تجهیزات آنها چه مقدار است حساس هستند. پاسخهای معتبر به این مسائل می تواند در نوع نگرش و برنامه ریزی آنها تاثیر قابل توجهی داشته باشد. یکی از شاخصهای ارزیابی کارایی هر سیستمی روش تحلیل پوششی داده ها می باشد. مزیت عمده این روش در سنجش کارایی سیستم هایی است که ورودی ها و خروجی های چند گانه دارند. پس از اندازه گیری کارایی نواحی مختلف می توان مدیران را در تصمیم گیری و برنامه ریزی برای استفاده از منابع به منظور حصول حداکثر خروجی یاری کرد ( حقیقت و همکار، ۱۳۸۳، ۱۳۵). در پژوهش حاضر نیز به اندازه گیری کارایی شعب بانک رفاه استان مورد نظر با بهره گرفتن از روش تحلیل پوششی داده ها(DEA) طی دوره زمانی مشخصی پرداخته است. ۲-۲- مفهوم بانک بانک ها مؤسساتی هستند که از محل سپرده های مردم می توانند سرمایه لازم را در اختیار صاحبان واحدهای صنعتی، کشاورزی و بازرگانی و اشخاص قرار دهند. تکامل بانکداری به زمانی خیلی قبل برمیگردد و اکنون به عنوان یک مؤسسه مالی که به ارائه خدمات مالی می پردازد همچنان رو به تکامل است. در حال حاضر واژه بانک به مؤسسه ای گفته میشود که دارای مجوز بانکداری باشد. این مجوز توسط دستگاههای نظارت مالی اعطا می شود و به موجب آن حق ارائه اغلب خدمات مهم بانکی از قبیل پذیرش انواع سپرده ها و اعطای وام برای بانک میسر می شود. مؤسسات مالی دیگری هم وجود دارند که تعریف حقوقی بانک را ندارند و در اصطلاح مؤسسه اعتباری غیر بانک نامیده می شوند (طبیبیان، ۱۳۸۲،۲۳) . ۲-۲-۱- تاریخچه بانک و بانکداری در ایران اولین بانک در سال ١٢۶۶ بدون اجازۀ رسمی از دولت ایران اقدام به گشودن شعبه و انجام عملیات بانک ? کرد. اما اولین تأسیس اسمی بانک با قرارداد ننگین از طرف ناصرالدین شاه به فردی به نام بارون دورویتر[۵] کلید خورد. این بانک، بانک شاهی ایران نام گرفت. در قبال این امتیازنامه، روس ها در سال ١٢٨۵ شمسی مجوز بانک استقراض ایران را به مدت ٧۵ سال از ناصرالدین شاه گرفتند اولین بانک ایران (بانک سپه) در سال ١٣٠۴ تأسیس شد. بعد از انقلاب همه بانک های موجود در کشور با مصوبه شورای انقلاب، ملی شدند که عبارتند از: بانک ملی ، سپه، رفاه کارگران، صادرات ایران، بانک استان، صنعت و معدن، مسکن کشاورزی ، تجارت و ملت (درویشی، ۱۳۹۰، ۲۲). ۲-۲-۲- انواع بانک بانک های جدید را می توان بر حسب نوع فعالیت آنها به هفت گروه تقسیم کرد: بانک تجاری [۶] بانک سرمایه گذاری[۷] بانک پس انداز شرکت های سرمایه گذاری امان بانک رهنی بانک صنعتی بانک مرکزی که به عنوان مادر همه بانک ها تنظیم کننده تمامی بانک های یک کشور یا یک منطقه میباشد.( توتونچیان، ۱۳۹۱، ۱۰۰-۹۹). ۲-۲-۳- حوزه فعالیت بانک ها از اعمالی که بانک ها عمدتاً در حیطه کاری خود، حسب تعریف انجام می دهند می توان به موارد زیر اشاره کرد: قبول سپرده های پس انداز مدت دار و پرداخت بهره وری مانده این نوع حساب ها با توجه به مدت سپرده قبول سپرده دیداری )حساب جاری ( و پرداخت به مشتریان تنزیل اوراق و اسناد بهادار، سفته و برات پذیرفته شده. مثلا یک چک به تاریخ یک ماه دیگر را بانک با کسر ١٠ % از کل مبلغ، الان پرداخت می کند و در سر رسید خود از حساب مورد نظر دریافت می کند. انتقال پول از یک نفر به نفر دیگر در داخل یا خارج کشور ایجاد تسهیلات تبدیل و ترتیبات وصول عرضه اعتبار از طریق اعطای اجازه حق برداشت و یا اعتبار از حساب جاری بدون وثیقه و با بهره گرفتن از م کانیسم اعتبار اسنادی چاپ اسکناس که در انحصار بانک مرکزی است صدور برات، چک بانکی و حواله و تأیید امضای چک ارائه صندوق امانات عهده دار شدن حفاظت از اوراق بهادار و سایر اموال با ارزش ایفای نقش امین برای شرکت ها سرمایه گذاری در اوراق بهادار دولتی و غیردولتی خرید و فروش شمش طلا انجام معاملات ارزی هر بانک به دلیل ماهیت خاص خود بخشی از فعالیت های فوق را انجام می دهد( توتونچیان، ۱۳۹۱،۱۱۸-۱۱۱). ۲-۳- تعاریف و مفاهیم کارایی تعاریف متعددی برای کارایی ارائه شده است که در زیر به بعضی از آنان اشاره می شود. کارایی عبارت از انجام امری به بهترین طریق، بوسیله فرد حایز شرایط در بهترین محل و مناسب ترین وقت است.( ۱۹، Harington,1912) به نظر سامانث دیوید کارایی عبارت است از نسبت ستانده واقعی به ستانده استاندارد یا ستانده مورد انتظار. (۶ Sumanth ,1985,) کارایی ناظر است بر اینکه نهاده های مختلف چگونه با هم ترکیب می شوند، یا اینکه کار چگونه پیش می رود.( شکری،۱۳۷۴، ۳۰) کارایی در اقتصاد به مفهوم تخصیص بهینه منابع است و در مجموعه ای از فعالیت ها هنگامی یک فعالیت کاراست که مقدار تولید آن قابل افزایش نباشد مگر تولید سایر فعالیت ها کاهش یابد( Walter, 1972, 412 ). کارایی توانایی بدست آوردن حداکثر محصول یا ستانده از حداقل نهاده است ( ژوزف،۱۳۷۱، ۲۷ ). به نظر مولینس کارایی درست انجام دادن فعالیت هاست و با داده ها و آنچه مدیریت انجام می دهد مرتبط است (Mullins, 1993, 686 ). کارایی معرف نسبت ستانده ها به نهاده ها در مقایسه با یک استاندارد مشخص است و هر چه این نسبت بالاتر باشد آن واحد کاراتر خواهد بود (برهانی، ۱۳۷۷، ۲۵). کارایی سازمانی عبارت از میزان منابع استفاده شده در تولید یک واحد ستانده می باشد اگر یک سازمان بتواند با صرف منابع کمتر در مقایسه با سازمان دیگر به سطح تولید مشابه دست یابد می توان آن را کاراتر توصیف کرد (Daft, 1989, 90). کارایی صرفاً یک مفهوم به معنای نسبت بین نتیجه و داده های به کار رفته است(Dimock, 1931,96). در فرهنگ لغات آکسفورد، کارایی[۸] به موقعیت و یا کیفیتی که بیانگر کارا بودن باشد تعریف شده و متعاقب آن اشاره شده است که در فیزیک کارایی نسبتی از انرژی یا کار تولید شده به میزان مورد انتظار میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منبع: مطالعات پژوهش تکانه پایه پولی بهعنوان سیاست پولی نیز مطرح است. زیرا، رفتار بانک مرکزی را در کنترل پایه پولی و بالطبع نقدینگی کشور نشان میدهد. تکانه مخارج دولت نمایندهی سیاست مالی است. تکانه درآمد نفتی در برگیرنده شوکهای تصادفی برونزای نفتی است. درآمد نفت حاصل حجم فروش نفت ضربدر قیمت آن است. قیمت نفت بر حسب پول داخلی از حاصلضرب نرخ ارز در قیمت جهانی نفت استخراج می شود. بههمین دلیل تکانه نرخ ارز در تکانه نفتی نیز اثرگذار است. تکانه فنآوری نیز با اثر در تابع تولید کالاهای واسطهای بر متغیرهای اقتصادی تاثیرگذار است. تکانه نرخ ارز، تغییر قیمت ناگهانی دلار است که در تعیین ارزش پولی ریال در برابر دلار نمود پیدا می کند. تکانه قیمت کالاهای وارداتی نیز از طریق تاثیر بر میزان کالاهای واسطه سرمایهای وارداتی و کالاهای مصرفی وارداتی، تراز تجاری، تراز پرداختها، مصرف کل، سرمایه گذاری کل و تولیدرا تحت تاثیر قرار میدهد. در ادامه، تاثیر تکانههای تصادفی مشخص شده بر متغیرهای الگو از جمله صادرات، نرخ ارز، مصرف، سرمایه گذاری، پایه پولی، رشد اقتصادی و تورم تبیین میشوند. پیش از بررسی آثار تکانهها بر متغیرهای پژوهش سه نکته یادآوری می شود. اول، تکانههای تعریف شده مثبت هستند. دوم، شواهد اثبات شده اقتصاد ایران حاکی است به دلیل ماهیت اقتصادی کشور، در ادوار مختلف اقتصادی دولت دارای کسری بودجه بوده است. بنابراین، در بررسی تاثیر تکانهها بجای مخارج دولت، بر کسری بودجه دولت تاکید شدهاست. در عوض، واکنشهای مخارج عمرانی و مصرفی دولت به صورت مجزا بررسی شده اند. سوم، نرخ ارز به صورت ارزش پول داخلی در برابر دلار تعریف شدهاست. یعنی یک ریال چه مقدار دلار برابر است. چهارم، از آنجاکه برخی متغیرها پس از ده دوره به مسیر باثبات اقتصاد همگرا نشدهاند، دوره زمانی به بیست دوره افزایش یافتهاست.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴-۳-۲-۱ تاثیر تکانه پایه پولی بر متغیرهای پژوهش برای بررسی تاثیر تکانه پایه پولی بر متغیرهای کلان، از معادله “قاعده نرخ رشد پایه پولی” بانک مرکزی استفاده شدهاست. نمودار (۴-۱) نتایج حاصل از واکنش متغیرهای اقتصادی را در اثر تکانه نرخ رشد پایه پولی نشان میدهد. در ابتدا، بروز تکانه پایه پولی، متغیرهای پایه پولی و نقدینگی را افزایش دادهاست. افزایش نقدینگی نیز منجر به افزایش تقاضای کالاها و خدمات و در نتیجه به افزایش مصرف کالاها و خدمات خانوارها منجر شدهاست. بنابراین، تکانه پایه پولی منحنی تقاضای کل را بهسمت راست و بالا انتقال دادهاست. افزایش تقاضای کل به افزایش تولید ناخالص ملی منجر شدهاست. افزایش تورم اقتصادی و گرانتر شدن کالاها و خدمات مصرفی داخلی، خانوارها را ترغیب کردهاست که تقاضای خود را برای کالاها و خدمات مصرفی وارداتی افزایش دهند. در مجموع، تکانه پایه پولی رونق اقتصادی را در پی داشتهاست. از اینروی، تولید غیر نفتی، سرمایه گذاری، اشتغال و دستمزد حقیقی نیز افزایش یافتهاند. البته تاثیر تکانه پایه پولی بر تولید غیر نفتی بسیار کم بوده و پس از ۵ دوره کاملا از بین رفتهاست. افزایش تقاضای کالاهای سرمایهای داخلی و وارداتی نتیجه واکنش سرمایه گذاری به تکانه پولی بوده است. علت این موضوع افزایش رشد اقتصادی و حجم تولید است که انگیزه سرمایه گذاران برای تجهیز سرمایه گذاری را افزایش دادهاست. از سوی دیگر، رونق اقتصادی و افزایش تولید، دولت را ترغیب کردهاست تا مخارج خود را افزایش دهد. افزایش مخارج دولت ابتدا از طریق افزایش مخارج جاری بوده و سپس با توجه به بهبود فضای سرمایه گذاری و افزایش نقدینگی، دولت مخارج عمرانی خود را افزایش دادهاست. از سوی دیگر، تکانه پایه پولی، بهعلت افزایش درآمد ملی و واردات القایی، تراز تجاری و تراز پرداختها را دچار کسری کردهاست. همچنین، تکانه پایه پولی با تاثیر مثبت بر تورم، قدرت پول ملی را کاهش دادهاست. بنابراین، میزان نرخ ارز افزایش یافتهاست. با توجه به افزایش درآمد ملی و افزایش مالیات القایی، میزان کسری بودجه دولت کاهش یافتهاست. در تابع مطلوبیت خانوارها میزان نقدینگی با ضریب مثبت وارد شدهاست. همچنین، تاثیر تکانه پایه پولی بر اشغال و مصرف نیز مثبت بوده است. بنابراین، تکانه پایه پولی به افزایش مطلوبیت خانوارها منجر شدهاست. یعنی خانوارها هم از نگهداری پول و هم از مصرف کالاها مطلوبیت مثبت کسب می کنند. بررسی شدت تاثیر تکانه پایه پولی بر متغیرهای پژوهش، مقدار تغییرات متغیرها را نشان میدهد. بروز تکانهی پایه پولی به میزان یک انحراف معیار(یک درصد)، پایه پولی و میزان نقدینگی را بهترتیب به مقدار ۰۱/۰ و ۰۱۷/۰ درصد افزایش دادهاست. نمودار (۴-۱) تاثیر تکانه پایه پولی بر متغیرهای منتخب کلان
در نمودار فوق؛ Q تولید غیر نفتی، L اشتغال، C مصرف، Inv سرمایه گذاری، m نقدینگی، w سطح دستمزد، Pai تورم، e نرخ ارز، cd مصرف کالاهای داخلی، cm مصرف کالاهای وارداتی، Invd کالاهای سرمایهای داخلی، Invm کالاهای سرمایهای وارداتی، gi مخارج عمرانی دولت، gc مخارج مصرفی دولت، bd کسری بودجه، TB تراز تجاری،CA خالص حساب سرمایه و Utility مطلوبیت خانوارها را نشان می دهند. منبع: محاسبات پژوهش تاثیر پایه پولی بر نقدینگی بهعلت ضریب تکاثر پولی بیشتر از میزان تکانه پایه پولی شدهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– مطالعه در زمینه اثر جهانیسازی بر مهاجرت نیروی کار – گزارشهای مشورتی در زمینه خصوصیات و شرایط مهاجرت نیروی کار – پژوهش در زمینه اشکال غیرقانونی و غیررسمی مهاجرت – جنسیت و مهاجرت ۳. ارائه کمک های فنی و اطلاعات به کشورهای عضو اصطلاح « کمک فنی»[۹۸] اولین بار در یکی از گزارشهای سازمان بینالمللی کار در سال ۱۹۳۰به کار گرفته شده است . به دنبال آن، فعالیتهای سازمان در سالهای بعد، به صورت اعزام هیئتهای مشورتی برای کمکهای فنی ب کشورهای عضو تجلی یافت . [۹۹] این اقدامات به تدریج در ابعاد کمی و کیفی گسترش پیدا کرد. به طوری که در دهه ۵۰ میلادی سازمان در تمام قاره ها و بسیاری از کشورهای در حال توسعه و یا توسعه یافته به ارائه کمکهای فنی اقدام کرد . در دهه اخیر هر سال به طور متوسط در حدود ۱۳۰میلیون دلار، صرف طرحهای همکاری فنی شده است. این طرحها از طریق همکاری نزدیک بین کشورهای دریافت کننده کمک، اعطا کنندگان کمک و سازمان بینالمللی کار در دفاتر مناطق و نواحی مختلف دنیا استمرار یافته است .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
سازمان بینالمللی کار اکنون بیش از ۱۰۰۰ برنامه همکاری فنی را با کمک ۶۰ مؤسسه اهدا کننده در ۸۰ کشور جهان رهبری میکند. بودجه این کمکها از طریق برخی کشورهای صنعتی، اتحادیه اروپا، کارگزاری های تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد، بانک جهانی، بانکهای توسعه منطقهای ، سازمانهای کارفرمایی و کار گری و مؤسسات صنعتی تأمین میشود. سازمان بینالمللی کار توسط ۴۰دفتر منطقهای خود در سراسر دنیا اقدامات مذکور را نظارت میکند. بیش از نیمی از منابع سازمان بینالمللی کار به برنامههای همکاری فنی اختصاص یافته است. این برنامهها را میتوان در چهار گروه اصلی دستهبندی کرد : – اصلاح حقوق کار – اداره کار و حل اختلاف – تقویت تواناییهای سازمانهای کارفرمایی و کارگری به منظور التزام به تشکیل سازمان و مذاکره دستهجمعی – افزایش آگاهی. اقدامات سازمان بینالمللی کار در زمینه همکاریهای فنی را میتوان از نظر تاریخی به چهار مرحله تقسیم کرد : [۱۰۰] – مرحله اول در فاصله سالهای ۱۹۱۹ الی ۱۹۴۸ تأکید بر این امر بود که تمام اعضای سازمان با مسائلی مشابه مسائل اقتصادهای صنعتی ، دست به گریبانند. بنابراین باید بر اولویتهای همچون امنیت اجتماعی و مناسبات صنعتی تأکید ورزید – مرحله دوم در فاصله سالهای ۱۹۴۸ الی ۱۹۶۸ یعنی در دوره ریاست دیوید مورس دیدگاههای سازمان در زمینه همکاریهای فنی تغییر کرد و کارهای عملیاتی از اهمیت بیشتری برخوردار شد در اوایل دهه ۶۰ میلادی ۴۵ در صد از کل بودجه سازمان به همکاریهای فنی اختصاص یافت و در همین برهه زمانی بود که اغلب بخشهای سازمان ایجاد و راهاندازی شد – مرحله سوم در فاصله سالهای ۱۹۶۹ الی ۱۹۸۹ سازمان بینالمللی کار، عرصههای جدیدی همچون آموزش، کاهش فقر، ایجاد اشتغال، اقتصاد غیررسمی و نقش زنان در توسعه را تجربه کرد اقدامات مذکور، از طریق انجام پژوهشهای اقتصادی و اجتماعی و تشکیل گروههای ویژه ( در زمینههای اشتغال، آموزش و مدیریت کار) تکمیل میشد. – مرحله چهارم، از سال ۱۹۸۹ تاکنون را در بر میگیرد. در این برهه زمانی، سازمان بینالمللی کار با در اولویت قرار دادن خدمات مشاورهای و فنی و تشکیل گروههای چند رشته ای محلی،رویکرد جدیدی را در پیش گرفته است . در حال حاضر سازمان طرحهای وسیع را کمتر به عهده میگیرد ، زیرا از میزان کمکهای دولت ها و سازمان ملل متحد (به ویژه برنامه توسعه ملل متحد UNDP) به شدت کاسته شده است . تنها استثنا بر این سیاست، برنامه بینالمللی محو کار کودکان ( IPEC) است که با بودجه کلان و همکاری گسترده کشورها و سازمانهای کمککننده پیگیری میشود . از دیگر اقدامات سازمان بینالمللی کار، ارائه آمار و اطلاعات، آموزش و پژوهش و نشر کتب و مجلات گوناگون است که که درذیل به معرفی برخی از این فعالیتها میپردازیم . در نظام سازمان ملل متحد، دفتر آمار سازمان بینالمللی کار آنها به مرکز هماهنگکننده در زمینه دادههای آماری مرتبط با کار، شناخته میشود. سازمان برای توسعه و ارزیابی سیاستها و نیز سنجش پیشرفت در جهت نیل به کار شایسته، نیاز به شاخصهای آماری دارد. هرچه شاخصهای یاد شده، ابزارهای مهم برای اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها، کمک به افزایش درک متقابل از مسائل مشترک و توجیه و تفسیر اقدامات محسوب میشوند . سازمان بینالمللی کار ایجاد مفاهیم آماری و انتشار اطلاعات دنیای کار در سطح بینالمللی را در زمره مسئولیتهای قانونی خود میداند، زیرا ارائه اطلاعات قابل دسترس و باکیفیت، فراورده ای لازم و ضروری جهت استفاده کاربران خارجی است. برخی از مهمترین پایگاههای اطلاعاتی سازمان بینالمللی کار به شرح زیر میباشند: – پایگاه اطلاعاتی در زمینه اعمال و اجرای معیارهای بینالمللی کار ( Applis) – پایگاه اطلاعاتی در زمینه شرایط کار و اشتغال شامل اطلاعات کامل قانونی از کشورهای جهان – پایگاه اطلاعاتی در زمینه کنترل و نظارت منظم بر معیارهای کار در آمریکای مرکزی و جنوبی ( Corenit) – پایگاه اطلاعاتی در زمینه بررسی و رسیدگی به اعتبارنامهها که در این پایگاه رویه های قانونی مربوط به کاندیداتوری نمایندگان و مشاوران شرکتکننده در کنفرانس و مطابقت آنها با اساسنامه سازمان و نیز عدم پرداخت هزینههای این نمایندگان و مشاوران گنجانده شده است – پایگاه اطلاعاتی تحقیق و پژوهش کاربردی در زمینه معلولیت، اشتغال و آموزش ( Glandet) – پایگاه اطلاعاتی ( ILOEX)شامل مقاوله نامهها، توصیه نامههای سازمان بینالمللی کار، اطلاعات مربوط به تصویب قانونی آنها ، نظرات کمیته کارشناسان و کمیته آزادی انجمنها، نمایندگان، شکایتها، گزارشها و اسناد متعدد دیگر در این زمینهها – پایگاه اطلاعاتی اقتصاد غیررسمی شامل اطلاعاتی در زمینه برنامهها و اقدامات سازمان بینالمللی کار است که مستقیم یا غیرمستقیم در ارتباط با اقتصاد غیررسمی میباشد – پایگاه اطلاعاتی کتابخوانی سازمان بینالمللی کار ( Labordoc) شامل منابعی در زمینه دنیای کار است که به طور کامل در دسترس همگان قرار دارد. این منابع تمام جنبههای مربوط به کار از قبیل، توسعه اقتصادی و اجتماعی، حقوق بشر و تغییرات تکنولوژیکی را در بر میگیرد و کتب، مقامات، گزارشات و مجلات، در کتابخانه سازمان واقع در شهر ژنو و دیگر کتابخانههای سازمان در سراسر جهان قابل دسترسی هستند – پایگاه اطلاعاتی ( NATLEX) شامل اطلاعاتی در زمینه کار در مقیاس ملی، تأمین اجتماعی و وضع قوانین مربوط به حقوق بشر که توسط اداره معیارهای بینالمللی کار سازمان نگهداری میشوند . سازمان بینالمللی کار در بخش آموزش نیز به فعالیت میپردازد. در واقع این سازمان با داشتن دو نهاد آموزشی و پژوهشی یعنی مؤسسه بینالمللی مطالعات کار و مرکز بینالمللی آموزش تورین به ارائه خدمات مختلف آموزشی در جهت کمک به افراد، سازمانها و دانشگاهها میپردازد. در حقیقت سازمان بینالمللی کار منبع اصلی ارائه اطلاعات، تجزیه و تحلیلها و رهنمودها در خصوص در کار است. آموزش، تحقیق و پژوهش، موجب تقویت و تحکیم کلیه اقدامات سازمانهای فعال در زمینه کار میشود. همچنین تربیت نیروی انسانی مجرب و ماهر برای دستیابی به کار شایسته و ضروری است. یکی دیگر از مهمترین اقدامات سازمان بینالمللی کار، فعالیت در بخش انتشار کتب ، مجلات و مقالات گوناگون در زمینههای مرتبط به کار میباشد. این سازمان نتایج پژوهش در زمینه تغییر ماهیت کار و اشتغال که برای سیاستگذاران و دیگران دارای اهمیت است را منتشر میسازد و هر چه رهنمودهای فنی، دستورالعملهای آموزشی و ضوابط حرفهای را نیز تهیه و ارائه میکند. مطالب مندرج در انتشارات سازمان بینالمللی کار موارد زیر را شامل میشود: توسعه واحدهای تولیدی، تأمین اجتماعی، موضوعات جنسیتی، مهاجرت بینالمللی، روابط صنعتی، قانون کار، کار کودک، ایمنی و بهداشت حرفهای و حقوق کارگران. اشتغال در اقتصاد جهانی شده و جامعه اطلاعاتی، از سرفصلهای به شمار میرود که بخش انتشارات ILOبر آنها متمرکز شده است. همچنین سازمان بینالمللی کار در بخش انتشارات، بر مسائلی که کارگران و کارفرمایان در اقتصادهای در حال توسعه و صنعتی با آن روبرو هستند تأکید میورزد. سازمان بینالمللی کار از بدو پیدایش تاکنون، سیاستهای خاصی را در زمینه انتشار کتب و نشریات در پیش گرفته است که در ذیل به آنها اشاره میشود[۱۰۱] : ۱. ارائه تسهیلات در زمینه ی تحلیل اهداف سازمان و مطالعه در خصوص مسائل عمده اقتصادی و اجتماعی و تشویق اقداماتی که منجر به دستیابی به آرمانهای سازمان میشود ۲. انتشارات سازمان بر پایه تجربیات کشورها و افکار و اعمال نظامهای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته است ۳. در انتخاب نوشتهها، معیارهایی همچون صحت وقایع، بیان منصفانه عقاید مختلف و سودمندی اطلاعات از نظر استفاده عملی رعایت میشود ۴. تمام نویسندگانی که نوشتهها و عقاید آنها در نشریات دفتر بینالمللی کار منعکس میشود باید معیارهای این دفتر در خصوص عدم درج نظریات سیاسی در انتشارات سازمان بینالمللی کار را محترم شمارند. علاوهبر این، مطالبی که مغایر با اهداف و مقاصد سازمان باشند، منتشر نخواهد شد، ۵. سازمان هیچگونه مسئولیتی در زمینه عقاید مندرج در مقالات امضا شده ندارد انتشارات دفتر بینالمللی کار از لحاظ شکلی به سه دسته تقسیم میشوند: [۱۰۲] الف – بیایند ها ( نشریات دورهای) ، ب -مجلات ، ج – نشریات ویژه. حال به معرفی برخی از نشریاتی که توسط دفتر بینالمللی کار منتشر میشود، اشاره میکنیم : – مجله دنیای کار، که به ۱۴ زبان منتشر میشود، – مجله ی بینالمللی کار به زبان انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی منتشر میشود (هر سه ماه یکبار)، – مجله آمار کار ، که به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی منتشر میشود (چهار شماره اصلی و چند شماره مکمل در سال) و نیز سالنامه آمار کار که بهصورت سه زبان منتشر میشود . – مجله رسمی سازمان بینالمللی کار که سه دسته از مجلات را شامل میشود: دسته A، که اطلاعاتی در مورد اقدامات سازمان ، اسناد تصویبی از سوی کنفرانس بینالمللی کار و سایر اسناد اداری را در بر میگیرد، دسته B، به مسئله آزادی انجمنها میپردازد ، دسته C، آرای دیوان اداری دفتر بینالمللی کار منتشر میکند ، – گزارش جهانی اشتغال (سالنامه ) ، – گزارش جهانی کار (هر دو سال یکبار ) . راهبردهای آینده سازمان بینالمللی کار در زمینه انتشارات ، بر چهار محور زیر متمرکز شده است[۱۰۳] : ۱. ارتقای کیفی و کمیت ، ۲. تداوم فرایند انتشارات و برنامهریزی بیشتر برای آینده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۱-۵) شکل (۱-۷-b) پروفیل تنش قائم در بالای تونل و در عمق زیاد نشان میدهد. اثرات آرچینگ فقط در فاصلهی از بام تونل موجود میباشد (شکل (۱-۷)). هیچ اثر آرچینگی در خارج از این محدوده اتفاق نمیافتد، یعنی هیچ مقاومت برشی در رخ نمیدهد. شکل ۱-۵: (a) جریان خاک به سمت تونل کمعمق زمانی که تسلیم در توده خاک رخ میدهد. قوس سطح لغزش واقعی، خط سطح لغزش فرض شده، (b) پروفایل تنش قائم در خاک موجود در بالای تونل (ترزاقی ۱۹۴۳) شکل ۱-۶: تسلیم شدن در خاک به دلیل حرکت رو به پایین در پایه (ab)، منحنی ac و bd: سطح لغزش واقعی، خط ac و bf: سطح لغزش فرض شده (ترزاقی ۱۹۴۳) شکل ۱-۷: (a) ناحیه تسلیم در خاک زمانی که تونل در عمق بزرگی قرار میگیرد، (b) پروفایل تنش قائم در خاک موجود در بالای تونل (ترزاقی ۱۹۴۳) ۱-۱-۴- شمعهای ردیفی گاهی برای احداث ابنیهی نگهبان خاک، شمعهای متصل به هم در یک ردیف مثل یک دیوار اجرا می شود. به این دیوار متشکل از شمعهای ردیفی گاهی شمعهای مماسی (Tangent Piles) یا شمعهای سرباز (Soldier Piles) میگویند. اصطلاح شمعهای سرباز به دلیل شباهت قرارگیری این شمعها در یک ردیف مثل سربازان به کار میرود. اصطلاحی مثل شمعهای متناوب (Staggered Piles) و یا دیوار متشکل از شمعهای مماس بههم (Secant Pile Wall) هم رایج است. این نوع شمعها میتوانند متصل یا بافاصله از هم باشند. اگر از شمعهای ردیفی بهعنوان اسکله و جایگزین سپر فولادی استفاده شود، شمعها باید در تماس باهم باشند؛ و اگر بهعنوان دیوار نگهبان خاک در خاکهای چسبنده استفاده شود، میتوان آنها را بافاصله از هم اجرا کرد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۱-۸: شمعهای ردیفی شکل ۱-۹: شمعهای مماس به هم بهعنوان بخششی از ساختوساز در قسمت جدید راهآهن بین کلن و فرانکفورد، شرکت راهآهن آلمان مطابق شکل (۱-۱۰)، حفاری به عمق ۱۶ متر در طولی حدود ۳۲۰۰ متر را با بهره گرفتن از ترکیب دیوار و شمع اجرا نموده است. سوراخ حفر شده برای شمعها بدون حذف خاک صورت گرفته است. در عوض از متهی پیوسته برای مخلوط کردن خاک با آب و سیمان یعنی بتن مخلوط در محل استفاده گردیده است. سپس از شمعها با مقطع یو شکل فولادی دوبل که به درون حفرهها رانده شده اند، استفاده شده است. این روش ساختن نشان میدهد که یک اتصال قوی بین شمع و خاک اطراف آن وجود دارد که این دستیابی به حداکثر آرچینگ میباشد. برای طراحی کلاسیک فازهای چوبی، اغلب توزیع تنش مثلثی که در شکل (۱-۱۱) نشان داده شده است، فرض می شود. با این حال، پیشنهادات دیگری نیز ارائه شده است. شکل ۱-۱۰: نمایی از شمع دیوارها شکل ۱-۱۱: (a) توزیع یکنواخت فشار محرک زمین، که بهطور پیوسته به دیوار اعمال می شود. (b) توزیع مثلثی میباشد که گاهی اوقات به شمع سرباز دیوارها وارد می شود. ۱-۱-۵- دیوار حائل دیوار حائل، دیواری است که تکیهگاه جانبی برای جدارههای قائم و یا نزدیک به قائم خاک را به وجود می آورد. از دیوار حائل در بسیاری از پروژه های ساختمانی نظیر راهسازی، پلسازی، محوطهسازی، ساختمانسازی و بهطورکلی هر جا که احتیاج به تکیهگاه جانبی برای جدار قائم خاکبرداری باشد، استفاده می شود (براجا ام داس، ۲۰۰۱). برحسب مصالح و هندسه مورد استفاده، دیوار حائل دارای انواع زیر است: ۱- دیوار حائل وزنی[۱۲]: این نوع دیوار از بتن ساده (غیرمسلح) و یا مصالح بنایی بخصوص سنگ با ملات ماسه سیمان ساخته میشوند. پایداری این دیوارها در مقابل فشار جانبی، در درجه اول بستگی به وزن آنها دارد. در کشور ما ایران، به علت وجود بنّاهای سنگکار ماهر و دستمزد مناسب، ساخت دیوارهای حائل با مصالح بنایی سنگی بسیار معمول است. هرچند که استفاده اقتصادی از آنها در محدوده ارتفاعهای ۴ تا ۵ متر میباشد، لیکن استفاده از آنها در دیوارهای بلند هم مشاهده می شود. شکل ۱-۱۲: الف) دیوار حائل وزنی، ب) دیوار حائل نیمه وزنی (براجا ام داس، ۲۰۰۳) ۲- دیوار حائل نیمه وزنی[۱۳]: گاهی مواقع با بهره گرفتن از مقدار محدودی میلگرد، از عرض دیوار حائل وزنی مقداری کاسته می شود. این میلگردها در خمش با مصالح بنایی مشارکت می کنند. شکل ۱-۱۳: دیوار حائل طرهای (براجا ام داس، ۲۰۰۳) ۳- دیوار حائل طرهای[۱۴]: این دیوارهای حائل از بتن مسلح ساخته می شود و متشکل از دیوار تیغه و دال پایه میباشند. حداکثر ارتفاع اقتصادی این دیوارها ۶ تا ۸ متر است. ۴- دیوار حائل پشتبنددار[۱۵]: این دیوارها مشابه دیوارهای حائل طرهای هستند با این تفاوت که در فواصل منظم دارای پشتبندهایی عمود بر دیوار تیغه میباشند. پشتبندها، تیغه و پایه را به یکدیگر میدوزند و درنتیجه با ایجاد رفتار دوطرفه از مقدار نیروی برشی و لنگر خمشی در آنها کاسته می شود. شکل ۱-۱۴: دیوار حائل پشتبنددار (براجا ام داس، ۲۰۰۳) معمولاً وقتی ارتفاع دیوار زیاد میشود، دیوار حائل بتن مسلح بهتنهایی پاسخگوی پایداری نمی باشد، بنابراین به دلیل طول زیاد طره، تغییر شکل رأس دیوار ناشی از فشار محرک خاک افزایش مییابد، درنتیجه از دیوار طرهای پشتبنددار استفاده میشود. در طراحی دیوار حائل، باید پارامترهای پایه خاک یعنی وزن مخصوص خاک، زاویه اصطکاک داخلی خاک و چسبندگی، هم برای خاکریز پشت دیوار و هم برای خاک زیر پایه دیوار برای طراح معلوم باشد. طراح از پارامترهای مربوط به خاکریز پشت دیوار، فشار جانبی و از پارامترهای مربوط به خاک زیر پایه، ظرفیت باربری مجاز خاک را برای تحمل فشار زیر پایه به دست می آورد (براجا ام داس، ۲۰۰۱). در طراحی دیوار حائل دو مرحله وجود دارد. ابتدا با معلوم بودن فشار جانبی، پایداری کل سازه کنترل می شود. کنترل پایداری شامل کنترل در واژگونی، لغزش و ظرفیت باربری خاک زیر شالوده میباشد. در مرحله دوم طراحی سازهای اجزای مختلف دیوار در مقابل نیروهای وارده انجام می شود. یکی از عوامل اصلی در طراحی و ساخت ایمن دیوارهای حائل، شناخت کمی و کیفی فشار وارد به دیوار است. در یک طرح ایمن و اقتصادی لازم است علاوه براثر خاک پشت دیوار، تأثیر نیروهای جانبی و قائم نیز لحاظ گردد. شکل ۱-۱۵: اندرکنش خاک و سازه هنگام زلزله (سپهر، ۱۳۹۰) بر همین اساس فشار جانبی خاک روی دیوارهای حائل از بحثهای کلاسیک و مهم در مهندسی ژئوتکنیک است. در ساختمان نیز، برای سازه هایی که دارای طبقات زیرزمین میباشند، فشار وارد بر دیوار زیرزمین از طرف خاک مخصوصاً در هنگام زلزله امری غیرقابلانکار میباشد (شکل ۱-۱۵). این امر در پلها، راه ها، ترانشهها و غیره نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. ازآنجاکه بازتاب یک ساختمان براثر زلزله بستگی به ویژگیهای حرکت زمین دارد، باید سعی شود تا حرکات زمین را که در هنگام زلزله ایجاد میشوند، تعریف کرد. با تعیین حرکات سازه و زمین اطراف آن میتوان اختلاف جابجاییها را تعیین نمود. تغییر شکل سازه و جابجاییهای خاک اطراف سازه باعث ایجاد تغییر شکلهای جزئی درتوده خاک شده و موجب ایجاد فشار جانبی در خاک میگردد. بنابراین در طراحیها باید اثر اندرکنش خاک و سازه در نظر گرفته شود. این موضوع بهصورت شماتیک در شکل (۱-۱۵) نشان داده شده است. کاربرد زیاد سازههای حائل موجب شد که نظریه فشار جانبی خاک جزء اولین گروه از نظریه های ارائه شده در مکانیک خاک کلاسیک باشد. تئوریهای فشار جانبی خاک کولمب[۱۶] و رانکین[۱۷] جهت تعیین فشار جانبی خاک در دو حالت محرک[۱۸] و مقاوم[۱۹]، ضرایبی را بهعنوان ضرایب رانش محرک و مقاوم خاک پیشنهاد می کنند که درواقع نسبت تنشهای افقی به قائم در پشت دیوار بوده و به توزیع نیروی رانش در ارتفاع منجر می شود (یزدانی و آزاد، ۱۳۸۶). باوجود قدمت و تجربه فراوان در این امر، هنوز کم و بیش شاهد گزارشهایی از خرابی و گسیختگی سازه حائل و خاک بهویژه در مواجهه با نیروهایی که منجر به حرکت و جابجایی دیوار و بخصوص با نیروهای زلزله در سراسر جهان هستیم. ۲-۱- بیان مسئله ابتدا تئوری پدیده قوسی در علم مکانیک خاک توسط ترزاقی بیان شد و سپس دانشمندان دیگر ازجمله پک و ایوانس به مطالعه بیشتری در این زمینه پرداختند. در اکثر مطالعات صورت گرفته در این زمینه حرکت دریچه به سمت پایین و بالا بوده است. بررسیها در حالتی که جابجایی دریچه به سمت جلو یا عقب باشد، بسیار کم بوده است، خصوصاً طبق مشاهداتی که از کارهای صورت گرفته به عمل آمده، این بررسیها در محیط آزمایشگاهی بهندرت صورت گرفته است. به همین دلیل سؤالات زیر مطرح میباشد: ۱- سطح گسیختگی خاک در هنگام جابجایی دریچه به چه شکل میباشد؟ ۲- آیا مقاومت قوسی در خاک پشت دریچه رخ میدهد؟ ۳- آیا میزان تنش با عرض دریچه رابطه دارد؟ ۴- نسبت توزیع تنش در پشت دریچه چگونه است؟ ۳-۱- اهداف تحقیق ۳-۱-۱- اهداف کلی بررسی آزمایشگاهی و عددی مقاومت قوسی خاک ۳-۱-۲- اهداف جزئی ۱- به دست آوردن سطح گسیختگی واقعی به هنگام جابجایی دریچه. ۲- اثبات وقوع مقاومت قوسی در خاک تحت جابجایی افقی دریچه ۳- بررسی رابطه عرض دریچه و توزیع تنش در پشت دریچه ۴- بررسی نسبت تنش در پشت دریچه فصل دوم: تئوریهای مربوط به فشار جانبی خاک روی دیوارهای حائل ۲-۱- مقدمه طی سالهای متمادی تحلیلهای گوناگونی روی تعادل مصالح دانهای پشت دیوار حائل صورت گرفته است. اولین تحلیلها را کولمب (۱۷۷۶) و رانکین (۱۸۵۷) انجام دادند و سپس کارهای آنها را دانشمندان دیگری ازجمله بوسینسک و کریزل ادامه دادند. بر اساس تئوری کولمب، مکانیزم گسیختگی[۲۰] خاک پشت دیوار بهصورت تشکیل گوهای[۲۱] صلب (سطح گسیختگی صفحهای) بوده که با در نظر گرفتن اصطکاک بین دیوار و خاک بر روی یک صفحه لغزش عمومی میلغزد و درنتیجه آن نیروی رانشی به دیوار اعمال می کند. با مطالعه روی تعادل این گوه گسیختگی و محاسبه عکسالعملهای بسیج شده[۲۲]، حداکثر نیروی رانش اعمالشده به دیوار به دست می آید. آزمایشهای انجام شده در آن زمان با کمک تجهیزات نسبتاً ساده و با حساسیت کم، نشان داد که برای مقاصد عملی تطابق خوبی بین تئوریهای کولمب و واقعیت وجود دارد. در سال ۱۸۵۶ رانکین نظریه جدیدی را بدون در نظر گرفتن اصطکاک بین دیوار و خاک بهجای آن ارائه نمود. بر اساس این تئوری در حالت مصالح دانهای با سطح آزاد افقی نیروی رانش محرک اعمالشده به دیوار برابر رابطه (۲-۱) میباشد. (۲-۱)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که در آن زیرنویس M، بخاطر سهولت فرم نوشتاری حذف شده و مجموع مجذور بازده روزانه یک ماهه به عنوان معیار ناپارامتریک برای لحاظ شده است[۱۹۷]. واریانس را میتوان از روش های دیگری همانند مدلسازی در چارچوب مدل GARCH در میانگین[۱۹۸] یا روش MIDAS مطالعه قیسلز و همکاران (۲۰۰۵) مدلسازی کرد. اما استفاده از مجموع مجذور بازده روزانه یک ماهه از مزیتهایی از قبیل کاهش تعداد پارامترهای برآوردی و همچنین عدم نیاز به تصریح فرم خاصی برای واریانس انتظاری، برخوردار است.
 به پیروی از مطالعات قیسلز و همکاران (۲۰۰۵)، گوو و وایت لاو (۲۰۰۶) و کنیونن (۲۰۱۳) جزء ریسک کواریانس رابطه (۳-۳) به عنوان یک تابع خطی از متغیرهای اطلاعات بصورت مدلسازی شده است که در آن بردار متغیرهای اطلاعات موجود در زمان t-1 و بردار ضرایب است. متغیرهای اطلاعات وارد شده در مدل بر اساس ادبیات تجربی موجود شامل بازده سبد دارائی بازارجهانی ، درصد تغییر در قیمت نفت و درصد تغییر در نرخ ارز ، است. قیمت متغیر با زمان ریسک بازار محلی ( ) توسط یک تابع خطی از متغیرهای اطلاعات، فرمول بندی شده است. متغیرهای وارده جهت این فرمول بندی، شامل یک جزء ثابت ( ) و سود سهام[۱۹۹] بورس اوراق بهادار تهران ( ) است. استفاده از سود سهام جهت این فرمولبندی به پیروی از مطالعات هاروی (۱۹۹۱) و دسانتیس و جرارد (۱۹۹۷)، بوده است. در نهایت به پیروی از مطالعات کینونن (۲۰۱۲ و ۲۰۱۳)، وزن متغیر با زمان بخش چندعاملی مدل ( ) توسط یک تابع لاجستیک[۲۰۰] به صورت زیر فرمولبندی شده است:
که در آن پارامتری است که باید برآورد شود و متغیری از پیش از تعیین شده است که از بعد نظری با افزایش خود همبستگی در بازده بازار سهام مرتبط است. بدین معنی که سطوح بالاتر بر وزن بالاتر بخش چندعاملی شرطی دلالت دارد. جهت برآورد نهایی مدل، از واریانس انتظاری استاندارد شده بازار به عنوان جایگزین بهره خواهیم گرفت. داده ها متغیرها و منابع آماری مدل تجربی تصریح شده در بخش قبلی با بکارگیری آمار ماهانه دوره زمانی دی ماه ۱۳۷۹ تا دی ماه ۱۳۹۰[۲۰۱] (شامل ۱۳۲ مشاهده)، برآورد خواهد شد. تمامی بازده ها و تغییرات متغیرهای استفاده شده در مدل، به صورت درصد وارد شدهاند. در ادامه متغیرها و منابع آماری مورد استفاده جهت تحلیل تجربی مدل ارائه شده است: شاخص قیمت و بازده نقدی (TEDPIX)[202] : از این شاخص به عنوان متغیر وابسته مدل و معرف عملکرد بورس اوراق بهادار تهران استفاده خواهیم کرد. آمار این متغیر از بسته نرم افزاری ره آورد نوین ۳٫۰ جمع آوری شده است. سود سهام: از این متغیر به عنوان سود سهام مرتبط با شاخص TEDPIX بورس اوراق بهادار تهران استفاده می شود. متغیر مذکور با توجه به محدودیت بازههای زمانی فعالیت شرکتهای حاضر در بورس اوراق بهادار تهران، بر اساس آمار و اطلاعات مجموعه ۱۰۲ شرکت بورسی محاسبه شده است.[۲۰۳] مجموع با وقفه مجذور بازده روزانه در طول یک ماه: این متغیر به عنوان معیار ناپارامتریک واریانس انتظاری در مدل وارد خواهد شد. متغیر مذکور القاء کننده خودهمبستگی و معیاری برای ریسک بازار محلی در مدل است. منبع جمع آوری آمار این متغیر بسته نرم افزاری ره آورد نوین ۳٫۰ است. بازده ماهانه شاخص استاندارد اند پورز (S&P 500): از این متغیر به عنوان جایگزین بازده بازار سهام جهانی بهره خواهیم جست. آمار این متغیر به پیروی از مطالعات معروف و معتبر منتشر شده در مجلات معتبر مالی، از بخش آمار مالی سایت یاهو[۲۰۴] جمع آوری شده است. نرخ ارز رسمی: جهت جایگزینی برای این متغیر از درصد تغییرات ماهانه نرخ ارز نسبت به دلار آمریکا استفاده خواهد شد. آمار نرخ ارز رسمی از بانک مرکزی (پایگاه آماری سریهای زمانی) و نماگرهای اقتصادی سالهای مختلف جمع آوری شده است. قیمت نفت خام: جهت جایگزینی برای این متغیر از درصد تغییرات قیمت نفت خام سبد مرجع اوپک (OPEC)[205] استفاده خواهد شد. منبع جمع آوری آمار این متغیر بولتن آماری سالیانه اوپک[۲۰۶] در سالهای مختلف است. آمار توصیفی متغیرها جدول (۳-۱) مقادیر آمار توصیفی را برای داده های مرتبط با بورس اوراق بهادار تهران و داده های جهانی نشان میدهد سه ردیف اول جدول، آمار مرتبط با داده های بورس اوراق بهادار تهران را ارائه میکند. بر اساس این آمار، بازده متوسط ماهانه بورس اوراق بهادار تهران برابر مقدار ۲٫۳۰ درصد و دارای انحراف معیار ۵٫۸۴ است. اگر این میزان بازده ماهانه به سالیانه تبدیل شود به رقم ۳۱٫۸۷ دست خواهیم یافت که از مقدار نسبتاً بالایی برخوردار است. جدول (۳-۱) آمار توصیفی متغیرها
متغیر
میانگین (%)
انحراف معیار (%)
چولگی
کشیدگی
آماره جارگ-براa
ضرایب خود همبستگیc
خودهمبستگی مرتبه دوازدهمb
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نهضت مشروطیت از جمله حوادثی است که با توجه به رهاوردی که به دنبال خود داشته، توانسته فضای زمانی جامعه ایران را از زمان تشکیل تا به حال تحت تأثیر قرار دهد. این تحول اساسی بدون شک با مشکلات و موانع جدی روبرو و در تعاملات بینالمللی و حیات اجتماعی ملموس بوده است. ساختار حاکم بر نظام ایران تا قبل از مشروطیت با اختیار مطلق شخص اول مملکت یعنی شاه تعریف میشد. این امر در دوران قاجار با انتصاب والیان شهرها از شاهزادگان خاندان سلطنتی، نظامی را ارائه داد که نتیجه آن تشدید نارضایتیها و به هم ریختن نظم و تأمین امنیت در عرصه های مختلف و بحران های تقریباً همه جانبه بود. از سوی دیگر ایران به سرعت با چهارچوب کلی نظامات غربی آشنا شد. (سعیدیان جزنی،۱۳۸۵: ۳۴۴) یکی از مراکز بزرگ نهضت آزادی خواهی و مبارزه علیه استبداد و به ثمر رسانیدن این نهضت شهر اصفهان و مردم آن بوده است. شخصیتهای مهمی علاوه بر شخص شاهزاده «در به ثمر رسانیدن مشروطیت سهم عمدهای دارند مثل میرزا نصرالله ملک المتکلمین، شیخ نورالله و دیگر علما بیشک از مهمترین عوامل پیشرفت این مقصود بوده است». (مهدوی،۱۳۶۷،ج۲: ۴۵) با این حال در کتاب ها و مقالاتی که تاکنون در مورد مشروطیت نوشته شده به هیچ وجه حق اصفهان ادا نشده است. (همای بن طرب،۱۳۴۲: ۵۰۳، پاورقی) اولین بار بیآن های از طرف علمای اصفهان به جهت حمایت از «مشروعیت» منتشر گردید که در آن علمای اصفهان حمایت خود را «در اعلای کلمه اسلام و احیای سنن شریعت» اعلام کردند و گفتند که حاضراند جان، مال و عمر خود را در «مقصد مقدس و حفظ حمایت مشروعیت» بدهند و «امید نصرت از حضرت احدیت و توجهات امام عصر داشته باشند» و زیر آن را «شیخ محمدتقی نجفی، میرزا محمدعلی کلباسی، شیخ نورالله نجفی، ملا اسماعیل نقنهای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، میرزا ابوالحسن بروجردی و آقاشیخ مرتضی» مهر کردهاند. (مهدوی،۱۳۶۷،ج۲: ۴۹) همزمان با این فعالیت ها، از سوی دیگر شاهزاده هم تلاش هایی را برای سرنگونی برادرش را آغاز کرد. (معاصر،۱۳۵۳: ۲۵). «از شاهزاده دعوت شده است که به نهضتی که برای برکنار نمودن شاه از سلطنت تشکیل یافته، ملحق گردد.» (معاصر،۱۳۵۳: ۲۷-۲۶)
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مشروطه به واسطهی اعتراضات مردمی در دو مهاجرت علما و بزرگان تهران به نامهای مهاجرت صغری (۱۶ شوال ۱۳۲۳ تا ۱۶ ذیالقعده ۱۳۲۳ ﻫ . ق.) و مهاجرت کبری (۲۴ جمادی الاول ۱۳۲۴ تا ۱۴ جمادیالثانی ۱۳۲۴ ﻫ . ق.) مشهور شدهاند، به منصهی ظهور رسید و ظاهراً حرکت مردم اصفهان علیه استبداد به دورهی مهاجرت کبری برمیگردد. (عسکرانی:۱۳۸۴، ۱۱۸) زمانی که علمای تهران در قم در مهاجرت کبری به سر میبردند، علمای اصفهان، «شیخ حسن العراقین» که قبلاً ذکر آن رفت و از وابستگان و مقربین شاهزاده بوده، را به قم فرستادند تا ضمن اطلاع از کم و کیف ماجرا، همبستگی اصفهانیها را به جریان مبارزه با استبداد اعلام نماید. وی به متحصنین تهرانی گفت: «همهی اهل اصفهان عازمند به حرکت و مرا فرستادند که کسب تکلیف نماید و آنچه که بفرمایید اطاعت خواهد شد». (ناظمالاسلام،۱۳۷۱،ج۱: ۴۵۷) آقانجفی و آقا نورالله نیز به خاطر ارتباط با نجف و تأسی از آخوند خراسانی تصمیم گرفتند تا به جمع متحصنین بپیوندند. (بهشتی سرشت،۱۳۸۰: ۲۹۳) «روز چهاردهم [جمادی الاول ۱۳۲۴هـ .ق.] از اصفهان شیخ العراقین حاجی آقا سدهی وارد [قم] شدند. فردا اطلاع دادند که آقانجفی و دیگران هم هجدهم حرکت می کنند و در تاریخ شانزدهم آقای آقامیرزا احمد، حاجی میرزا ابوالقاسم زنجانی و حاجی کلباسی و بعضی دیگر حرکت کردند» (دولت آبادی،۱۳۹۰: ۲۶۹) برخی از منابع معتقدند که آقانجفی و آقا نورالله راهی قم شدند و دلیل آن را این می دانند که پنج روز بعد که خبر رسید «اصفهان و کاشان و دهات اطراف قم به هیجان آمدهاند. تلگرافهای زیادی از شهرها به علما مخابره شد، اما در ذیل تلگراف اصفهانیان، نام این دو برادر نجفی نیامده است.» (ناظم الاسلام،۱۳۷۱،ج۱: ۴۶۶ و صفایی،بیتا: ۱۴۴) اما منابع دیگری اذعان دارند که علیرغم قصد آقایان مسجدشاهی، به علت صدور فرمان مشروطیت از طرف شاه این کار انجام نشد. (نجفی،۱۳۷۱: ۱۹۸ و جواد زاده،۱۳۸۴: ۱۰۴) کسروی در مورد مشروطهی اصفهان مینویسد: «در اسپهان پیش از جنبش، ملایان بویژهی آقانورالله و آقانجفی، بسیار چهره می بردند و در همه چیز مردم را به دلخواه خود راه میبردند. از این رو مشروطهخواهی در اسپهان رو به ملابازی داشت و اسپهانیان بیش از همه به کارهای بیهوده و نمایش های خنک میپرداختند». (کسروی،۱۳۵۹،ج۱: ۳۸۷) و در جای دیگری مینویسد: «در یکی از روزنامههای تهران در آن روزها، تکه ای دربارهی اسپهان نوشته که جناب آقای ثقهالاسلام و جناب آقانورالله تشریف برده بودند در سده به جهت تمشیت مجلس آنجا شخصی از آقایان محترم آنجا خواب دیده بود حضرت حجتعجل الله تعالی فرجه را که خلاصه خواب این است که حضرت به آن آقا فرموده بودند، فرزند بگو به مردم مجلس مشروطه را یاری کنید. به هر حال آقا خواب خود را به مردم سده فرموده بودند از قرار مذکور هفت صد نفر از جوآن های رشید سده اسم خود را ثبت دادهاند که لباس مخصوص بپوشند با نشان مجلس، سربازهای فدایی مجلس بوده باشند و فعلاً در تهیه نشان ساختن هستند و نیز از قرار مذکور روی نشآن های آن ها نوشته است سرباز فدوی مجلس مقدس و هر پنجاه نفر یک رییس برای خود معین نمودهاند و روی نشان رییس آن ها در این شعر نوشته شده : فدای مجلس ملی و حکم نورالله اقول اشهد ان لا اله الا الله» (کسروی،۱۳۵۹،ج۱: ۲۶۶-۲۶۵) پس از مدتها تلاش، بالأخره درخواستهای متحصنین در ۱۴ جمادیالثانی ۱۳۲۴ﻫ . ق. / ۵اوت ۱۹۰۶ م پذیرفته شد و مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را صادر کرد و مظفرالدینشاه بیمار مدتی بعد در بیست و چهارم ذی قعده ۱۳۲۴ ﻫ . ق. درگذشت. (دولت آبادی،۱۳۹۰: ۲۸۶) علمای اصفهان به شهر خود بازگشتند اما شیخ العراقین با علمای تهران به پایتخت رفت. (ناظمالاسلام،۱۳۷۱: ۴۹۴) و تا مدتی بعد در آنجا ماند و گزارشات وقایع پایتخت را پیدرپی تلگراف میکرد. (نگاه کنید به: انجمن مقدس: ۵ ذیالحجه ۱۳۲۴، سال اول: ش ۳-۴، همه صفحات) ۲۱ رجب آن سال، اعلامیه رسمی دولت در پذیرش مشروطیت به گوش همهی ولایات رسید. آقایان علما از صدراعظم خواهش نمودند که تلگرافی به ولایات از طرف دولت مخابره کنند و مظفرالدین شاه هم دستور طبع «نظامنامه مجلس» را صادر و به همه ولایات ارسال شد. (ناظمالاسلام،۱۳۷۱،ج۱: ۵۱۴-۵۱۳) در طی نهضت مشروطه شاهزاده رابطهای توأم با رقابت و دوستی با علما و بزرگان اصفهان داشت به گونهای که دو طرف از یکدیگر حساب میبردند. این فضا نوعی تکثر قدرت را موجب میشد. رابطهی شاهزاده و مشروطهی اصفهان را میتوان در منحنی بررسی کرد که سمت اول درخواست عزل او از قدرت و سمت دیگر درخواست مردم اصفهان جهت نایبالسلطنگی شاهزاده می باشد. عدهای به غلط پنداشتهاند که تشکیل انجمن ولایتی اصفهان اصولاً برای مقابله و ضدیت با قدرت شاهزاده بوده است. (رجایی،۱۳۸۵: ۳۴۲-۳۴۱). در ۲۷ رجب از همه ولایات خواسته شد که وکلای خود را انتخاب کرده و به تهران گسیل دارند. این تلگراف که به اصفهان رسید به تاریخ ۵ شعبان ۱۳۲۴ﻫ . ق. نخستین نشست مشروطیت در خانهی آقانجفی، با حضور شاهزاده، علما و تجار تشکیل شد. (خارابی،۱۳۸۶: ۴۱) در عصر همان روز در خانهی رکنالملک (نایب السلطنه اصفهان) جلسهی دیگری با حضور شاهزاده و بزرگان شهر تشکیل شد و شاهزاده «خیلی امیدواری به عموم مردم از رأفت و رحمت اعلیحضرت همایونی و اجرای قانون مساوات و قواعد مجلس شورای ملی دادند. همین چند روزه شروع به انتخاب وکلا خواهد نمود.» (رجایی،۱۳۸۵: ۱۰۳) شاهزاده در بوجود آمدن مشروطیت اصفهان نقش مهمی داشت، اما افکار عمومی و خواست دیگر طبقات جامعه هم در این تصمیم مؤثر بود. سرانجام در جلسهای که در تاریخ ۴ ذیالقعده ۱۳۲۴ ﻫ . ق. تشکیل شد، همهی حضار قسم یاد کردند که از مشروطه دفاع نمایند و در میان آن ها بیست و دو نفر از روحانیون از جمله آقانجفی، آقا نورالله، شیخ مرتضی ریزی، میرزا محمدعلی کلباسی، ملا محمد اسماعیل نقنهای، میرزا احمد، میرزا مهدی دولتآبادی و میرزا عبدالکریم گزی و … دیده میشود. شاهزاده نیز همه نوع همراهی را نشان میداد؛ او نطقی تهیه کرده که در جلسه مذکور به توسط آقا نورالله قرائت شد. در آن جا او تشکیل مجلس ملی اصفهان را به همه تبریک گفته و خواستار برقراری و دوام آن شد. (الجناب،۱۲ ذیالقعده ۱۳۲۴،سال اول،ش۳: ۲) و اعلام کرد که امروز از بهترین اعیاد ملی است که مجلس ملی، در این شهر افتتاح میشود و اگر انتخاب اعضای این مجلس از روی علم و اطلاع و آگاهی باشد، بیشتر باعث استحکام دولت و ملت است و اعلام کرد تمام قواعد و قوانین سابق منسوخ و شخصاً برای اجرای احکام این مجلس حاضر است تا سرانجام خوشی داشته باشد و بر قبضه شمشیر دست گذارد و گفت آن را با این اجرا میکنم. (الجناب،۱۲ذیالقعده۱۳۲۴،سال اول،ش۳: ۸) بی تردید شاهزاده از اوضاع روز دنیا آگاهی داشت؛ او این در جای جای کتاب خاطراتش از واژه هایی مثل قانون، پارلمنت، ملی گرایی، وطن، ملت و … استفاده کرده و به نظر می رسد که علاقمند بود تا ایران حرکتی رو به جلو داشته باشد. شاهزاده در همین جلسه «میرزا باقرخان منشی باشی» را به عنوان نماینده خود معرفی کرد و دستور داد تا اعضا مجلس از روی قانون منتخب و معین شوند. ظاهراً آنچه از متن سخنرانی شاهزاده بر میآید، نگاه او به مجلس تازه تأسیس اصفهان، فقط انجمن ناظر نبوده که مجمعی برای ترتیب انتخاب مجلس شورا باشد. بلکه چیزی را مدنظر داشته که بعدها انجمنهای ایالتی و ولایتی نامیده شد. (الجناب،۱۲ذیالقعده ۱۳۲۴،سال اول،ش۳ : ۸) به هر حال به علت معلوم نبودن چگونگی انتخابات، شاهزاده اسامی اعضای انجمن را مشخص کرده «آخوند ملاعبدالکریم جزی، آقامیرزا محمدرضا، میرزامحمدحسین کازرونی، میرزامحمدحسین صدرالاسلام، میرزا یحیی، جهانگیرخان، میرزا عبدالحسین انصاری، ملکالتجار، محمدحسین، امینالتجار، محمد صادق، سید محمدحسن، میرزا محمد و آقایانی که بالمتناوبه باید در مجلس تشریف داشته باشند: حجهالاسلام [آقانجفی]، ثقهالاسلام [آقانورالله]، میرزا محمدمهدی» (الجناب،۱۹ ذیالقعده۱۳۲۴،سال اول،ش۴: ۴) چند تلگرافی نیز به تهران ارسال شد. اولی به تاریخ جمعه ۱۲ ذیالقعده ۱۳۲۴ ﻫ . ق. میباشد: «مجلس مقدس شورای ملی دامت برکاته. وکیل علما و تجار امروز چاپاری حرکت نمودند. وکیل جناب آقامیرزا هادی جواهری به اکثریت آراء معین شده حرکت می کند. شیخ نورالله» (ناظمالاسلام،۱۳۶۴،ج۲: ۳۴) و تلگراف دوم در مورد تشکیل مجلس ملی اصفهان (انجمن ولایتی اصفهان) است که خبر تشکیل آن را به اطلاع شورای ملی رساندهاند که طی آن از شاهزاده میرزا اسدالله درخواست کردند که «ارکان محترم شورای ملی را مستحضر سازید که حضرت اشرف اسعد والا شاهزاده ظلالسلطان روحنا فداه پریروز مشخصاً مجلس ملی را در عمارت چهل ستون افتتاح فرمودند و نطق مفصلی در فواید و نتایج مجلس محترم بیان فرمود» و از نمایندگان منتخب دو نفر انتخاب شدند که قرار است به سمت تهران حرکت کنند و سایر نمایندگان بزودی انتخاب و به مجلس فرستاده خواهند شد و در ادامه اعلام کردند که در مورد تأسیس بانک ملی تلاش بسیاری شده مشغول جمع آوری سرمایهی اولیه آن هستند. (ناظمالاسلام،۱۳۶۴،ج۲: ۳۴) و تلگراف سوم از طرف خود شاهزاده؛ او خطاب به مجلس شورای نوشت که «من همیشه در کار مردم، همیشه با احتیاط جلو میروم تا مبادا حقی ضایع شود» و گفت بزودی نمایندگان اصفهان را خواهم فرستاد. (ناظمالاسلام،۱۳۶۴،ج۲: ۵۹) در پاسخ هم مجلس شورای ملی از مساعدت شاهزاده و همراهی او در جهت تأسیس انجمن ولایتی، انتخاب نمایندگان مجلس اصفهان و برگزاری انتخابات سپاسگزاری نموده است. (ناظمالاسلام،۱۳۶۴،ج۲: ۳۴) با این حساب شاهزاده خود به تعیین اعضای انجمن ولایتی دستزده و اعضای انجمن را به دو دسته اعضای دائم و غیردائم تقسیم کرده بود. اعضای دائم شامل آقانجفی، آقانورالله و میرزا محمدمهدی ارباب میباشند و اعضای غیردائم با درجه دوم شامل طیف وسیعی از اصناف و طبقات شهر بودند. در میان صاحب اندیشه و قلم ملا عبدالکریم گزی و میرزا جهانگیرخان قشقایی؛ از میان تجار محمدحسن کازرونی، محمدابراهیم ملکالتجار و حبیبالله امینالتجار؛ از میان اصناف سیدمحمدحسن بنکدار و میرزا محمود بنکدار و از میان دیوانیان مرتضی قلی خان نائینی دیده میشود. شاهزاده با انتخاب میرزا محمدباقر حکیم باشی از صنف اطبا نیز در انجمن ولایتی دعوت کرده است. در همان جلسهی دوم، شاهزاده برای اجرای مصوبات انجمن، دوباره میرزا باقرخان منشی باشی را به عنوان نمایندهی خود معرفی کرد. (الجناب،۱۴ذیقعده۱۳۲۴،سال اول،ش۴: ۲) انجمن اصفهان، بیشتر نقش یک دادگاه را ایفا میکرد، چرا که از جلسهی دوم شروع کار انجمن با هجوم مردم و طرح دعاوی آغاز گردید. (الجناب،۱۹ذی قعده۱۳۲۴،سال اول،ش۴: ۲) و چون سروکله زدن با مردم هیجان زده و کم سواد و پیگیری مطالبات آن ها، اعضای انجمن را در همان ابتدای کار خسته کرد نامهای به شاهزاده نوشته اظهار ملالت کردند و شاهزاده در پاسخشان نوشت «خیلی زود است از این مقام مقدس و از این کاری که خیر دنیا و آخرت است، اظهار کسالت و خستگی نمایید.» و او دوباره تأیید کرد که با فرستادن نمایندهاش که از این پس «میرزا احمد ملا باشی» است، به اجرای تصمیمات انجمن توجه بیشتری نشان میدهد. در پایان نامه، شاهزاده به انجمن ملی اصفهان توصیه کرد «این ترتیب و این نظم صحیح نیست. اجزا را مرتب و منظم نمایید» (انجمن مقدس:۱۲ذیالحجه۱۳۲۴،سال اول،ش۴: ۴) و به راستی هم هیچ قاعدهی مشخصی برای چگونگی انتخاب اعضا و شرح وظایف و اختیارات انجمن وجود نداشت. از تهران هم اساسنامهای ارسال نشده بود، زیرا آن ها هم چیزی نداشتند تا ارسال دارند. بنابراین به درخواست شاهزاده در جلسهی بعد، اولین «قانون داخلی انجمن» نوشته و به اطلاع همگی رسید. در روز ۲۴ ذیالحجه نزدیک به شش هزار نفر آمدند. نظام نامه در پانزده فصل به نظر عموم حضار رسید و به خوبی نشان میدهد که، انجمن ولایتی اصفهان چه اهدافی را دنبال میکرد: «تکالیف مجلس مقدس عدالتی و ایالتی و انجمن ملی اصفهان» که به امر شاهزاده تأسیس شده به قرار زیر است: اول «مجلس مقدس در تحت ایالت و نظارت» شاهزاده است. دوم: «احکام مجلس مطابق قوانین شرع است.» سوم: «احکام مجلس برای تمام افراد و طبقات و علی السواست» چهارم: «عارضین باید عرایض خودشان را کتباً به مجلس عرض نمایند و دیگر حق قالقال ندارند» پنجم: «وظیفهی مجلس محترم مذاکره در مطالب تکیه و فواید عامه میباشد. رسیدگی به قضایای شخصیه و مطالب جزئیه وظیفه مجلس نیست» فصل شش و هفت: مجلس مداخله در امر نظام و نیز امر مالیات نمیکند… نهم: اعضای مجلس از ۱۸ نفر تا ۲۴ نفر میباشند… چهاردهم: «مطالب عمومی» مانند تشکیل شرکتها باید به تصویب انجمن برسد. (انجمن مقدس،۱۹ذیالحجه ۱۳۲۴،سال اول،ش۴: ۴-۳) آن گونه که از نظام نامه بر میآید و از آنجا که جایگاه قانونی انجمنهای ایالتی و ولایتی هنوز در مجلس تعریف نشده بود و نیز بدان خاطر که آن ها تجربه عقلی از این نوع انجمنها نداشتند، انجمن یا مجلس ملی اصفهان در ابتدای کار خود را یک مجمع مردمی میدید که زیر نظر حاکم و ریاست عالیه او، به مطالبات و درخواستهای مردم میپرداخت. انتخاباتی برای تعیین رئیس انجام نشد ولی چنانکه از مذاکرات انجمن برمیآید در پاسخ به مطالبات و تظلمات مردم بیشتر از دیگران آقانورالله از سوی انجمن پاسخ میداد. ریاست و آمریت آقانورالله برای مردم مسجل شده بود. (انجمن مقدس،۲۵محرم۱۳۲۵،سال اول،ش۱۰: ۳) هرچند برخی از مردم، از آقانورالله شکایت داشتند که «او همراهی مردم می کند و مقصودش تحصیل ریاست برای خود است.» (دولت آبادی،۱۳۹۰: ۲۹۵) ارتباط شاهزاده با علما به معنی پذیرش جریان مشروطیت در حوزهی حکومتیاش بود. جریانی که در نخستین قدم حاکمیت بلامنازع او را به چالش میکشید و ورود دموکراسی و مردمسالاری را نوید میدهد. شاهزاده در جلسهی افتتاحیهی انجمن ولایتی نطق سنجیدهای ابراز کرد و پس از اشاره به آیهی «و امرهم شوری بینهم» ابراز کرد: «اتفاق دولت با ملت است که افراد رعیت و اهل مملکت را هواخواه پادشاه می کند و متابعت ملت با دولت است که ترقیات فوقالعاده برای فرد فرد میبخشاید و روز به روز بر آبروی مملکت میافزاید.» وی دولت ژاپن را محصول این اتحاد میداند: «دولت ژاپن سی و اند سال، مسافت قرون و اعصار را پیمود که به چشم خودمان دیدیم و فهمیدیم که طیالارض نداشت. معجزهای هم از خود به یادگار نگذاشت. اما از راه کار برآمد و از طریق علم و دانایی رفت» و سپس به ملت شریف ایران اشاره کرد که «معلوم است که مایهی هوس و فداست اهل ایران تا چه پایه است و اگر از راه درست برویم این طفل یک شبه ره صد ساله میرود» و به همه توصیه کرد «هر یک از شماها و من به قدری که بتوانیم و از عهده برآییم تکلیف خود را در استحکام قوائم این بنای شریف به جا آریم». (الجناب:۱۲ذیالقعده۱۳۲۴،ش۳: ۴) و شاهزاده در جای دیگر مینویسد: «مورخین اروپا میدانند که دارالشوراء دولتهای اروپا بدواً چه قدر ضعیف بودند و چقدر بی نظم در مدت پانصد سال بچه زحمتها امروز باین مقام رسیدند انشاء الله تعالی دارالاشورا های ما هم که عبارت را از دارالشورای دولت علیه ایران باشد چه دولتی و چه ملتی خیلی زود این سعادت و این مقام بلند را خواهد کرد که بهترین راه ترقی برای علم و برای قشون و برای تجارت و برای ثروت مملکت و آبادی مملکت و مصون بودن مملکت از خطرات آتیه، آزادی و اقتدار و ترقی مجالس دولت و ملت آزادی این مجالس است چنانکه امروز دولتهای اروپ هر دولتی که مجالس او منظم تر وآزادتر است قوت او و ثروت او و امنیت او بیشتر است.» (ظلالسلطان، ۱۳۶۲: ۷۹) به نظر میرسد در فضایی که همه کسانی که در مشروطیت شرکت داشتند؛ از روحانی، روشنفکر، تاجر و برخی از درباریان، گوینده و نویسندهی سخنان بالا، با بصیرت و عمق زیادتری مشروطیت را درک نمود و مشارکت مردم را در سیاست آینده به خوبی حس میکرد و به پیامدهای مشروطیت که همان پیشرفت علمی، فنی، آزادی، ثروت و امنیت بود، احاطهی کامل داشت و «همین بصیرت و همراهی بود که طلوع مشروطیت در اصفهان را آسان کرد و چنان که آغاز کار اصفهان مانند تبریز و رشت به اعتراض و تحصن مشروطه خواهان در کنسولگری های بیگانه نکشید.» (رجایی،۱۳۸۵: ۳۴۲) یک ماه بعد شاهزاده به اعضای انجمن ولایتی که اظهار یأس کرده بودند، نوشت «به خدای احد واحد قسم است اول کسی که همه چیزش را در این راه میخواهد صرف کند شخص من هستم». (انجمن مقدس،۱۲ذی حجه۱۳۲۴،سال اول،ش۴: ۴) شاهزاده ۱۶ ذی حجه۱۳۲۴ از اصفهان به قمیشلو رفت و سه روز بعد به طرف تهران، جهت شرکت در جشن تاجگذاری محمدعلی میرزا به عنوان شاه جدید که در چهاردهم ذی حجه همین سال برگزار می شد، حرکت کرد. او میرزاسلیمان رکن الملک را به نیابت به جای خود گذاشت. (انجمن مقدس،۲۶ذی حجه۱۳۲۴،سال اول،ش۶: ۲) مقارن آن انجمن اصفهان دست به اقدامی زد که کاملاً به خلاف اصول آزادی و دموکراسی بود که مدنظر شاهزاده بود. ماجرا از این جا آغاز شد که عده ای از صنف بزازان در انجمن حاضر شده، از جماعت یهودیان دست فروش که پارچه و دیگر لوازم بزازی را به درب خانهها میبردند و به فروش میرساندند، شکایت کردند. دلیل آن ها این بود که «معامله با حضرات اناثیه [= زنان] اسباب فساد عقیده و ارتکاب معاصی میشود.» (انجمن مقدس،۲۶ ذی حجه۱۳۲۴،سال اول،ش۶: ۴-۳ و انجمن بلدیه فرج بعد از شدت،رمضان ۱۳۲۵،سال اول،ش۴: ۴) اما دلیل واقعی آن کم شدن فروش خودشان و احتمالاً ارزان فروشی دوره گردان یهودی بود. پس از مدتی بحث و گفتگو قرار شد تا التزام نامهای از یهودیان بگیرند که «در محلات اصفهان و خارج شهر اصفهان الی دو فرسخ[۱۵]، معامله جنس بزازی و علاقه بندی و حریر به کلی ننمایند. اناثاً و ذکوراً [زن و مرد] … و نیز متعهد هستند که زنهای آنان روبند نزنند که شبیه زنان مسلمان باشند. دیگر آنکه از حیث لباس شبیه مسلمانان نباشند و از جهت وضع و زلف و لباس، ممتاز باشند که به مسلمانان متشبه نشوند و نیز متعهد و ملتزم هستند که معاملات مسکرات، شراب فروشی به مسلمین به هر عنوان نکنند و کلیه جوانان آنان ریش نتراشند… هرگاه خلاف قوانین و شروط مزبور عمل نمودند امنای مجلس محترم ملی مختارند که به تکلیف خود درباره خلاف کار معمول فرمایند». (انجمن مقدس،۲۶ذی حجه۱۳۲۴،سال اول،ش۶: ۳-۴) به هر حال انجمن تازه تأسیس ولایتی اصفهان، دست به کاری عجیب زد و بر خلاف اصول آزادی و دموکراسی که دم از آن میزدند، رفتار نمود. این اقدام انجمن در برههای از زمان رخ داد که آنان نیازمند آرامش و وحدت ملی بودند تا بتوانند ریشهی استبداد را در بیاورند، اما با این اقدام به اسم آزادی و دموکراسی از هر مستبدی، مستبدتر رفتار نمودند. این قانون هم باعث شد تا گروهی از مردم اصفهان (یهودیان) به سختی بیفتند و هم اروپاییان مقیم اصفهان به وحشت افتادند و حتی آقانجفی در ملاقات با منشی اول کنسولگری انگلستان، این مقررات را لازم دانسته و گفت: «باید ارامنه و اروپاییان مقیم اصفهان هم مجبور به رعایت قوانینی شوند که برای احترامات مسلمین شایسته تر باشد.» (وزارت امور خارجه انگلیس،۱۳۶۲،ج۱،۲۸) این اشتباه باعث شد تا بیگانگان برای مداخله بیشتر در ایران، بهآن های بیابند. (عسکرانی،۱۳۸۴: ۱۲۶) البته از حق نباید گذشت که عده ای از اعضای انجمن اعلام کردند: «خوب است امنای مقدس به ملاحظهای آن که حضرات [= یهودیان] رعیت ایران و مطیعالاسلام هستند، رفاهیت حال آن ها را هم فیالجمله عمق و رعایت فرمایند.» ( انجمن مقدس: ۴ محرم۱۳۲۵، سال اول، ش ۷، ۴) در کنار این اشتباهات، انجمن به جای رسیدن به وظایف اصلی خود بیشتر به رسیدگی چگونگی دزدی از فلان شخص میپرداخت و یا یک بدهکار فراری را به اصفهان بر میگرداند و یا توقیف اموال فلان شخص را صادر می کرد. ( عسکرانی،۱۳۸۴: ۱۲۷) البته در میان مردم کسانی بودند که با توجه به اوضاع حساس، با شنیدن اخبار تهران و حمایت اهالی آذربایجان از مجلس «فوری دکاکین خود را بستند و رو به مسجد حضرت ثقهالاسلام آوردند. از بعضی عوام الناس، نطقهای صحیحی در حمایت مجلس شورا، مسموع میشد که اسباب حیرت میشد که چگونه این عوام که هنوز شیر ننوشیدهاند، خود را مادر تمدن قلمداد می نمایند؟ راپورت این مطلب را به حضرت ثقه الاسلام رسانیدند. فوری کسی را فرستادند که به لسان این مردم را ساکن نماید» و در حالی که مردم به شورش آمده، خودسری های شاه را تحمل نمیکردند، از سوی ثقهالاسلام این اعلان را با صدای بلند قرائت گردید: «عموم اهالی اصفهان را اعلام میشود، بستن دکاکین اسباب اغتشاش و مورث بی نظمی است. خلاف قانون شریعت است و دشمنی با مجلس و اینجانبان، بلکه با ملت است. البته فوراً دکاکین را باز کنید و مسامحه ننمایید.» (انجمن مقدس،۴محرم۱۳۲۵،سال اول،ش۷: ۴) «ولی باز مردم دکاکین را باز نمیکردند و با هیأت اجتماعیه، رو به چهل ستون که انجمن ایالتی است، آوردند. با کمال متانت و تربیت، ابداً حرکات وحشیانه از آن ها دیده نمیشد.» (انجمن مقدس،۴محرم۱۳۲۵،سال اول،ش۷: ۴) این حرکات باعث شد تا شاه با خواست مشروطه خواهان موافقت کرد. انجمن مقدس که قرار بود، حامی مردم باشد، در اکثر موارد در مقابل خواست مردم میایستاد. ۴-۱-۱-عزل شاهزاده از حکومت اصفهان وقتی شاهزاده به تهران پا نهاد، بسیاری در صدد بودند که دیدگاه و مواضع او را در مورد مشروطه و مجلس بدانند. به همین خاطر هم ناظمالاسلام کرمانی در ضمن حوادث ۱۱ محرم نوشت: «شاهزاده ظلالسلطان که چند روز قبل وارد این پایتخت شده بود، این روزها اظهار همراهی و هواخواهی از مشروطیت می کند و در مجلس خود، علناً از مجلس شورای ملی تعریف میکند» (ناظمالسلام،۱۳۶۴،ج۲: ۹۷) با سپری شدن حدود یک ماه از اقامت شاهزاده در تهران، دشمنان شاهزاده وکسانی که حضور شاهزاده، مانع از رسیدن به اهداف، افکار و منافع سرشار شان بود، دست در دست هم دادند و با بزرگ نمایی اشتباهات گذشته و اقدامات منفی شاهزاده، مردم را علیه او شوراندند. در میان مخالفان، همه قشری وجود داشت، از برخی مشروطه خواهان گرفته (وحید،۱۳۰۷،ج۱: ۴۹-۴۸) تا کسانی که از شاهزاده؛ حساب و کتاب مالی داشتند. (وزارت خارجه انگلیس،۱۳۶۲،ج۱: ۳۶-۳۵) و حتی کسانی که از او کینهی خانوادگی داشتند. (جابری انصاری،۱۳۲۱: ۳۱۵)، به جرگهی مخالفان پیوستند و در میان موافقان برخی دیگر از مشروطه طلبان، اعضای حکومت و حتی گروهی از مردم بودند. (عسکرانی،۱۳۸۴: ۱۲۹-۱۲۸). دول خارجی مثل روس و انگلیس که در اصفهان کنسولگری داشتند، نیز در ماجرا حضور داشتند و سعی میکردند اوضاع را به نحوی به نفع خود تغییر دهند. (جابری انصاری،۱۳۲۱، ۳۵۱). و بیشترین تلاش را شیخ العراقین، که همه چیز خود را مدیون شاهزاده بود، را انجام داد. (دولت آبادی،۱۳۹۰: ۲۹۰) جابری انصاری خود میگوید: «در خلوت به آقای آقانورالله گفتم اساسی که چیده شده [سرانجام] با شخص محمدعلی شاه طرف خواهیم شد عاقبت وجود ظلالسلطان را لازم دارید و آقایان سنواتی که ظلالسلطان شاخ زن بود شاخ او را تند کردند و امروز که شیرده شده همه نوع استفاده از ثروت و ابهت و تجربیاتش میبرند خطاست او را از میان بردارند و این مطالب را از روی حقیقت و عقیده گفتم» (جابری انصاری،۱۳۲۱، ۳۵۲-۳۵۱) در روز چهارشنبه ۲۱ محرم ۱۳۲۵ ﻫ . ق. /۶ مارس ۱۹۰۷م بازارهای اصفهان بسته شد و مردم به سوی تلگرافخانه هجوم بردند. آن ها درخواست هایی مبنی بر مقابله با مخالفین مجلس شورای ملی، ارسال نظام نامه انتظامات بلدیه و عزل شاهزاده از حکومت اصفهان داشتند. (الجناب،۲صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۱۲: ۴-۳) معترضین که به تلگرافخانه دولتی اطمینان نداشتند که تلگراف آن ها به تهران فرستادهیا نه، به سمت تلگرافخانه انگلیس در جلفا رفتند و از طریق آنجا خواسته های خود را ارسال کردند. (الجناب،۲صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۱۲: ۴) ترس از واکنش کارگزاران دولتی و طرفداران شاهزاده، مخالفان را به سوی مسجد شاه و خانواده مسجد شاهی یعنی آقایان نجفی کشانید. آقایان نجفی که سابقه دوستی دیرینه با شاهزاده داشتند، نمیخواستند محرک مردم محسوب شوند، خود را از حادثه کنار کشیدند؛ «آقایان چون با خیالات آن ها همراه نبودند حرکت به بیرون شهر فرموده بودند. این بیچارهها از خانهی آقایان که مأیوس شدند یک مرتبه به قونسولگری دولت بهیه انگلیس پناه بردند و تحصن نمودند» (انجمن مقدس،۲صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۱۱: ۵-۶) فردای آن روز یعنی ۲۲ محرم، طرفداران شاهزاده هم شروع به مقابله با مخالفین نمودند و دستجاتی از الوار بیدآباد و جوزدان و نوکر و فراش اجزای «حکومت نیز جمع شدند و تصمیم گرفتند درخواست ابقای شاهزاده را بنمایند. آن ها به سراغ بزرگان شهر رفتند تا تلگراف از سوی آنان انجام شود. هرکدام از آقایان علما که از شهر خارج بودند یا تسلیم نمودند، آسوده بودند. هرکدام هم که تمکین نکردند مانند آقای شیخ مرتضی ریزی، درب خانهی ایشان را خراب کردند [یا] مانند آقای آخوند ملا محمدحسین فشارکی را که در بین راه ملاقات کرده بودند، توهین و… نموده بودند» (الجناب،۴صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۱۲: ۴) عدهای دیگر از هواداران شاهزاده به مسجد حکیم رفته و ملامحمدحسین فشارکی را با خود همراه کردند و سپس به طرف مسجدسید و خانه سیدمحمدباقر چهارسوقی در محله بید آباد به راه افتادند. تعدادی از بزرگان خانواده چهارسوقی با آنان همراه شدند و تلگراف زده و خواهان ابقای شاهزاده شدند. (جهاداکبر،۸صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۵: ۷) آقایان مسجدشاهی که چندان موافق این حرکت نبودند، اندکی بعد به شهر بازگشتند اما تلاش آن ها برای خارج کردن جمعیت از کنسولگری به جایی نرسید. از اطراف نیز مخالفان به جمع تجمع کنندگان پیوستند. (جهاداکبر،۸صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۵: ۷) جابری انصاری می نویسد مخالفین شاهزاده «میرزا احمد دولتآبادی، میرزا سیدعلی، میرزا آقاجناب، سیدمحمدحسن اسفهای (مدرس) آقا سیدحسن قمشهای، سیدکاشی. این حرکت هم با سرمایه و پول محمدحسین کازرونی و فرزندان بانو عظمی (خواهر شاهزاده) شکل گرفت. همچنین آنکه سماور در کنسولگری انگلیس نهاد میرزاحسنعلی سراج الملک بود» (جابری انصاری،۱۳۴۱: ۳۵۱) آقانجفی و آقانورالله در نامهای به نام انجمن ولایتی به رکن الملک گفتند: «جماعت اداره جلیله عدلیه زحمت میدهند هرگاه جناب عالی اقدام در نظم بلد دارید همین امروز اهتمام عاجل بفرمایید و اگر اقدام نمیفرمایید در حاشیه ورقه مرحوم دارید تا معلوم شود» (انجمن مقدس،۲صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۱۱: ۶) آقایان مسجدشاهی با نوشتن این نامه خود را از قضایا برکنار قلمداد کردند و برای حکومت بهآن های جهت قصور در انجام وظیفهیافتند. رکن الملک که با فراست موضوع را متوجه شده بود در جواب آن ها نوشت که به هیچ وجه کوتاهی نشده، مگر در سی سال گذشته کوتاهی شده است. این اغتشاش سهواً توسط گروهی برپا شده «موقوف شود تا حکومت تکلیف خود را بداند» (انجمن مقدس،۲صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۱۱: ۵) با پاسخ نایب الحکومه اصفهان، همهی مسؤولیت ها به عهدهی اعضای انجمن واگذار شد. بنابراین «پس از یک ساعت جلوس در انجمن، ازدحام مردم آقایان را مجبور نمودند، با تمام اعضای انجمن و تجار محترم به تلگرافخانه ورود نمودند تا ساعت چهار از شب گذشته مشغول مخابرات بودند» (مجدالاسلام کرمانی،۱۳۵۱،ج۱: ۶۷) روز بعد میرزا محمدصادق امام جمعه که بعد از میرزاهاشم امام در سال ۱۳۲۳ ﻫ . ق.، امام جمعهی اصفهان شده بود، به همراه طرفداران شاهزاده به تلگرافخانهی دولتی آمده و آنجا را تصرف کردند تا تلگرافی علیه شاهزاده به تهران ارسال نگردد. کار به زد و خورد و استفاده از سلاح گرم و سرد کشید. مخالفان شاهزاده در تلگرافخانه انگلیس، انجمن ولایتی در چهل ستون و مسجد شاه تجمع کرده و با موافقان و هواداران شاهزاده به شدت درگیر شدند. در روز چهارشنبه بیست و یکم محرم مردم به اجبار آقانجفی، آقانورالله و شیخ مرتضی ریزی را به تلگرافخانه بردند تا علیه شاهزاده به تهران تلگراف بفرستند. (جهاداکبر،۸صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۵: ۶) در ۲۹ محرم ۱۳۲۵ ﻫ . ق. از طرف تهران تلگرافهایی به اصفهان خطاب به آقایان نجفی رسید و طی آن از علمای اصفهان خواستند که هرطور هست مردم را راضی نمایند دست از این شورش و بلوا بردارند، چرا که علما نقش هدایت کنندهی مردم را بر عهده دارند و شرعاً موظف اند، جلوی نا امنی و بی ثباتی را بگیرند. (جهاداکبر،۸صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۵: ۸ و نوری،۱۳۶۲: ۱۳۹-۱۳۸) تلگرافی از سرکنسول انگلستان در اصفهان موجود است که به خوبی نقش روحانیت و دول خارجی را در عزل شاهزاده نشان می دهد و به همین دلیل آن را در اینجا ذکر می کنیم: «اوایل سال، شاهزاده به اتفاق آقانجفی مجتهد بزرگ اصفهان، بر شهر و جان و مال ساکنان آن تسلط کامل و بدون منازعی داشتند. لیکن آقانجفی تشخیص داد که می تواند از جنبش اصلاح طلبی استفاده کرده و حکومت را به کنترل انحصاری خود درآورد. روی این حساب کوشید تا دو تن از ایادی خویش را بعنوان نماینده اصفهان به مجلس بفرستد و یک انجمن محلی تشکیل داد که بلافاصله اختیاراتی را که تا آن وقت در دست والی بود، را به خود اختصاص می دهد. ظلالسلطان برای دفاع از اختیارات خویش، توجه عموم را به عملیات ظالمانه و افتضاح آمیز متفق و همدست سابق خود جلب می کند. آقانجفی از برادرش شیخ نورالله استمداد می نماید. شیخ نورالله خود را در رأس یک جنبش عمومی قرار داد و در حقیقت بدون استثنا علیه همه بیدادگران بوده لیکن آن وقت همه قوای خویش را بر ضد ظلالسلطان که در تهران بود متمرکز می کند ضمناً مجتهدین محل از روی تدبیر از این جنبش عمومی استفاده نمودند تا رقیب خود [شاهزاده] را برکنار کنند. ظلالسلطان همیشه دوست انگلستان شناخته شده و در نتیجه این دوستی، دشمنی کنسول روس را بر می انگیزد … شیخ نورالله با سفارت روس روابط نزدیک دارد و از کنسول روس دستور می گیرد و بنا به توصیه کنسول روس به عده ای از ایادی خود دستور می دهد که در محل سرکنسولگری انگلیس بست بنشینند و بدین وسیله سفارت انگلیس در تهران را مجبور کنند تا از مردم علیه ظلالسلطان که دوست انگلستان است، طرفداری نماید. آقای برنهام سرکنسول ما به آن هایی که به سرکنسولگری مراجعه می کنند که نمی تواند آن ها را بپذیرد ولی رفتار جمعیت طوری تهدید آمیز شد که برنهام ناچار می شود درهای کنسولگری را که استقامت چندانی در برابر فشار جمعیت نداشته، باز کند و فوراً محوطه کنسولگری بوسیله جمعیتی در حدود دو هزار تن اشغال می گردد. آقای برنهام در یک تنگنای عجیبی واقع می شود زیرا اگر علیه این مهمان های ناخوانده اقدامی می نمود به هیأت های مذهبی انگیس که در گرو ترحم آقانجفی بودند قطعاً صدمه وارد می شد از این رو ناگزیر می شود با اشغال محوطه ساختمان موافقت کند … بنا به خواهش صدراعظم با آقا سیدمحمد مجتهد بزرگ تهران و همچنین با رئیس مجلس ملاقات و در مورد این نکته که ساکنان اصفهان با اینکه نمایندگانی در مجلس دارند، از یک سفارت خارجی استمداد کرده اند، تذکر دادم و نیز خطرناک بودن سپرده شدن اداره امور اصفهان بدست دو مجتهدی که همه می دانند چندین دفعه مسیحیان را به قتل و چپاول اموال آن ها تهدید کرده اند، خاطر نشان ساختم. … آقای برنهام مستقیماً از علما استمداد کرد لیکن بعلت وجود احساسات شدید عمومی کاری انجام پذیر نبود. ظلالسلطان کاملاً حاضر بود از مقام خود استعفا کند. [محمدعلی] شاه معتقد بود استعفای او سابقهی بدی ایجاد خواهد نمود و میل داشت تا یک صاحب منصب را گسیل دارد تا در غیاب ظلالسلطان اصفهان را اداره کند. سرانجام ثابت شد که مردم تا ظل السطان استعفا نکند راضی نخواهد شد و از این رو شاه رضایت داد و نظام السلطنه را بدین مقام منصوب نمود و او بیدرنگ رهسپار اصفهان شد. با رسیدن این خبر متحصنین ساختمان کنسولگری را ترک کردند. … بطوریکه مستحضر می باشید ظلالسلطان سال های متمادی با سفارت انگلیس روابط نزدیک و ویژه ای داشته و وزیر مختاری که به تهران آمده اند متوالیاً وعده حمایت به او داده اند …» (معاصر،۱۳۵۳: ۲۷۲-۲۶۸) صدراعظم مشیرالدوله، هم تلگراف کرد که بدون تحقیق نمیتوان شاهزاده را عزل کرد و برای تحقیق وزیر محاسبات معینالدوله را به اصفهان مأمور خواهد کرد اما مردم اصفهان پیش دستی کرده شکایات خود را از شاهزاده مکتوب کردند تا به تهران ارسال شود. دلایل ناراحتی مردم از شاهزاده: ۱- قرق و قدغن شدن کوهها و صحراها جهت امر شکار، که خیلی مایهی زحمت مردم بود، چون نمیتوانستند احشام خود را به چرا ببرند. (الجناب،۲صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۱۲: ۵) ۲- راجع به آب رودخانه که در زمان کم آبی اجازه داده نمیشد که آب به زمینهای پایین رودخانه برسد، زیرا املاک شاهزاده و همراهان وی در بالای رودخانه قرار داشت. (دولتآبادی،۱۳۹۰: ۲۹۳) ۳- مالیات رعایای پایین رودخانه در هر شرایطی وصول میشد، اما مالیات بالای رودخانه بین دیگران سرشکن میشد. (الجناب،۲صفر۱۳۲۵،سال اول،ش۱۲: ۶-۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- در دسترس نبودن کالا، مصالح و مواد
- کیفیت پایین کالا، مصالح و مواد
- زمانبندی غلط در حمل کالا، مصالح و مواد
- مشکلات حمل کالا، مصالح و مواد
- عدم هماهنگی شرکا (Joint Ventures)
- پیمانکاران دست دوم یا گروه های کاری ضعف
- تغییر در روش (Procedure) اجرا
- تداخل کاری با سایر پیمانکاران
حوزه مالی:
- تاخیر در پرداخت از سوی مسوولین تامین مالی پروژه (کارفرما، sponsor و …)
- وقوع هزینه های غیر منتظره
- ورشکستگی یکی از طرفین پروژه
حوزه قوانین و مقررات:
- تغییر در قوانین محلی و دولتی
- وقوع حوادث فرهنگی، اجتماعی
با عنایت به مطالعات انجام شده و بررسی های صورت گرفته در مورد تحقیقات سایر افراد مشخص می گردد برخی پارامترها در کلیه مطالعات مشترک می باشند و این بدان معناست که این پارامترها مورد توجه کلیه محققان قرار گرفته و گزینه های موثر در جهت بعبود شرایط پیشرفت کار و رسیدن به بهره وری مناسب می باشند. در نتیجه مورد توجه قرار دادن اهین پارامترها مسلما برای هر مدیر ساختی می تواند مفید و موثر باشد. پارامترهای مذکور همراه تعاریف آنها در قسمت زیر بیان گردیده اند:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۹-۵ برنامه ریزی و کنترل پروژه: مجموعه ای از اقدامات و فعالیتهایی که شروع و خاتمه معینی دارند و با انجام آنها، تمام یا بخشی از فرایند تهیه اطلاعات ورودی یا پردازش اطلاعات سیستم خروجی برنامه ریزی و کنترل پروژه اجرا می شود. شرح خدمات نهادها برنامه ریزی و کنترل پروژه را تشکل می دهند. زیر پارامترهای موثر در این آیتم عبارتند از: تعریف زمانبندی واقع گرایانه و مراحل تفضیلی کار و اهداف پروژه ارائه گزارش ماهیانه از سوی پیمانکار و مشاور برنامه ریزی منابع اجرایی کنترل و بهنگام کردن منابع اجرایی سیستم مدیریت اطلاعات: در اغلب موارد پروژه ها با تولید داده های بسیار در طی زمان مواجه هستند. همچنین نداشتن ارتباطتات اطلاعات وضعیت کنونی در قیاس با هدفهای برنامه زمانبندی، هزینه و عملکرد مناسب کنترل پیشرفت پروژه را با مشکل مواجه می نماید. همچنین وجود اطلاعات برای طراحی و اجرای تصمیمات کلیدی مربوطبه تخصیص منابع در مدیریت پروژه ضرورت دارد. تصمیمات مدیران ارشد شرکتها در صورتی که بر مبنای اطلاعات صحیح، و مرتبط و به هنگام پروژه اتخاذ گردد، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل صحیح پروژه را به دنبال خواهد داشت. زیر پارامترهای موثر در این آیتم عبارتند از: سیستم اطلاع رسانی به بخشهای مهندسی اطلاع رسانی به مدیر پروژه وجود آرشیو فنی و دسترسی به اسناد و مدارک سیستم مدیریت کیفی سیستم مدیریت کالا سیستم مدیریت منابع انسانی سیستم مدیریت ماشین آلات سیستم مدیریت ارتباطات:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی علل عدم ارتقای شغلی بانوان در پستهای اختصاصی در سازمانهای دولتی شهرستان ساوه بوده است. جامعه آماری در تحقیق حاضر شامل کلیه زنان شاغل در سازمانهای دولتی شهرستان ساوه میباشد. روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقهای میباشد به این صورت که به شیوه طبقهای از بین زنان شاغل در سازمانهای دولتی شهرستان که مجموع آنها ۱۷۰ نفر میباشد نمونه انتخاب شد. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد افراد نمونه ۱۰۲ نفر منظور شد. یه دلیل عدم تکمیل یکی از پرسشنامهها تعداد نمونه در بخش تجزیه و تحلیل دادهها ۱۰۱ نفر منظور گردید . ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد به این منظور پس از تایید روایی پرسشنامه به کمک نرمافزار spss ضریب آلفای کرنباخ محاسبه شد و نتایج نشان داد آلفای بدست آمده به اندازه کافی به یک نزدیک است، بنابراین پرسشنامه و در نتیجه دادههای حاصل از آن و تجزیه و تحلیل آنها معتبر بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شد و برای آزمون فرضیه ها از آزمون t تک متغیره و ازمون فریدمن استفاده شد و برای آزمون فرضیه اصلی از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده شد. در نهایت نتایج نشان داد همه عوامل منجر به خود ناتوان سازی زنان و در نتیجه منجر به ایجاد نگرش منفی نسبت به پست های مدیریتی به زنان و در نهایت منجر به شکل گیری سقف شیشه ای در سازمان های دولتی شهرستان ساوه شده است و عامل فرهنگی دارای بالاترین اثر میباشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کلید واژه ها: عدم ارتقای شغلی / پستهای دولتی / زنان فصل اول کلیات پژوهش ۱-۱ مقدمه امروزه مشارکت زنان در امور اقتصادی، فراتر از تأمین نیروی کار ارزان بها یا بدون دستمزد مورد توجه کارشناسان توسعه اقتصادی قرار گرفته است. در جوامع پیشرفته صنعتی و کشورهای نوخاسته صنعتی، مشارکت زنان ـ به عنوان کارگزاران توسعه و برخوردار شوندهگان از آن ـ اصلی پذیرفته شده است. در ایران نیز، برنامهریزی برای پویایی جامعه گسترده زنان ـ که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند ـ امری گریزناپذیر است. عموماً آماری دقیق از سهم مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان ایران در دسترس نیست و وضعیت مشارکت زنان به دلایل مختلف با ابهام و پیچیده گی ویژهای همراه است. مهمترین عوامل این پیچیدهگیها، تعصبهای سنتی و قومی، گوناگونی ساختار فرهنگی و اجتماعی ایران، نبود سازوکارهایی برای در شمار آوردن کار زنان در واحدهای کوچک و سنتی است. به دلیل تعصبات سنتی و قومی، کار زنان در بخشهای مختلف اقتصادی انکار شده و پنهان مانده است (سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۷۸: ۱۵۵). گوناگونی ساختارهای اجتماعی باعث شده که کار زنان در فعالیتهایی هم چون کشاورزی و صنایع دستی و خانگی، بیشتر در قالبی غیررسمی جای گرفته و وارد آمارهای رسمی کشور نگردد. بسیاری از زنان نیز به صورت کارگران فصلی فعالیت میکنند. بدین سان، بیشتر زنان شاغل ایران در بخشهای غیررسمی اقتصاد کشور مشغول به فعالیت میباشند.در ایران، نقش زنان در فرایند توسعه هنوز به رسمیت شناخته نشده است و عموماً با مشکلات زیادی روبه رو است. اکنون، فعال کردن توانمندیهای بالقوه زنان در عرصهفعالیتها و زندگی اقتصادی ایران، بیش از هر زمان دیگر نیازمند ایجاد دگرگونی در نگرش اجتماعی به زنان و دگرگون نمودن تفکر حاکم بر نظام برنامهریزیها و سیاستگذاریهای کلان کشوری است، که آن نیز نیازمند دسترسی به اطلاعات فراگیر و تحلیلهای علمی از درونمایههای این نیروی عظیم جامعه است (صحرائیان، ۱۳۷۸: ۳۳۴). این فصل از پژوهش حاضر به کلیات پژوهش می پردازد که شامل تشریح مسئله پژوهشی است در این مبحث پژوهشگر به علل و انگیزه ای که این موضوغ را انتخاب کرده است می پردازد و به طور خلاصه پیشینهای از پژوهشهای انجام شده در این خصوص می پردازد و در نهایت سوال اصلی که مد نظر پژوهشگر است ارائه می شود. در قسمت بعد به ضرورت و اهمیت موضوعه می پردازد که چه اهمیتی انجام این پژوهش دارد و با انجام این پژوهش چه مشکلاتی کاهش می یابد در ادامه هدف اصلی و اهداف فرعی ، فرضیه اصلی و فرضیه های فرعی مطرح می شود و در نهایت مدل پژوهش و تعریف متغیرهای مطرح شده در پژوهش ارائه میگردد. ۱-۲ بیان مسئله از آن جا که همواره زنان نیمی از اعضای جامعه را تشکیل میدهند چنین انتظار میرود که این نیروی بالقوه و گسترده با مشارکت بالفعل خود در فعالیتهای متنوع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی چرخهای جامعه را همگام با مردان به حرکت درآورند و موفقیتهایی بیشتر از این راه به دست آورند، اما در طول تاریخ، فرصتها و امکانات برای زنان به نحوی توزیع نشده است که به راحتی بتوانند همدوش مردان در صحنه جامعه حاضر شوند و در واقع بدون محدودیت جنسی به ایفای نقشهای شایسته خویش بپردازند. در حوزهی تصمیمگیری نیز دستیابی زنان به مشاغل و پایگاههای مدیریتی همپای افزایش کمی مشارکت آنان در بازار کار نبوده است، به نحوی که زنان همواره در پستهایی قرار گرفتهاند که ناگزیر بودهاند کارهای تکراری و در سطح پایین را انجام دهند. اغلب زنان در پستهای ستادی و به عنوان دستیار مدیران صفی انجام وظیفه کردهاند و به ندرت مسئولیتهای مدیران صفی را بر عهده داشتهاند (اوت و شفریتز، ۱۳۷۹: ۸۸۸). با وجودی که نیمی از جامعه انسانی را در جهان زنان تشکیل میدهند، اما جلوه حضور این نیمه، نه در ایران و نه در بقیه جهان، چندان پررنگ به نظر نمیرسد، چرا که تبعیض، عقاید قالبی و پیشداوریها موجبات ارزیابی نازل از تواناییهای زنان را فراهم کرده است. همچنین محدودیتهای فرهنگی موجود سبب میشود که نه تنها، زنان به برخی مشاغل روی نیاورند، بلکه در موقعیتهای خاص، مدیران نیز از استخدام آنها خودداری میکنند. ایجاد فرصتهای اشتغال و پذیرش زنان در مشاغل کلیدی، ریشههای عمیق در طرز تفکر و برداشتهای جامعه از زن و تواناییها، امکانات و استعدادهای او دارد (ساعتچی، ۱۳۷۶: ۳ـ۵ و ۷۴ـ۱۶۷). با این که مدیریت زنان در سازمانها و مراکز مختلف دستآوردهای خوبی به همراه داشته، ولی گرایش عمومی مدیران در سازمانها، به گزینش مدیران مرد معطوف بوده است. در این میان، آنچه بیش از شایستگی و توانمندی مورد نگرش قرار میگیرد جنسیت است. پژوهشهای زیادی در خصوص علل حضور کمرنگ زنان در پستهای مدیریتی را مورد بررسی قرار دادهاند، پارهای از این پژوهشها، عوامل درونی زنان مانند: نداشتن اعتماد به نفس و خودباوری، نداشتن تخصص کافی، ارتباط با پرسنل تحت سرپرستی، سبک مدیریتی زنان و … را مورد مطالعه قرار دادهاند و پارهای دیگر به بررسی عوامل بیرونی مانند ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی مرد سالار، جامعه پذیری زنان و مسئولیتهای خانوادگی و … پرداختهاند (احسان و همکاران، ۱۳۸۷). نتیجهی پژوهش استنگل و کین[۱] (۱۹۹۴) نشان داد که محدودیت زمانی برای زنان به علت وظایف خانوادگی، نمیتواند تأثیری در شایستگی مدیران و مربیان زن به اندازهی همتایان مردشان داشته باشد (استنگل و کین، ۱۹۹۴). ارتباط با پرسنل تحت سرپرستی از دیگر مشکلات زنان در پستهای مدیریتی است. پژوهشی دیگر، یکی از مشکلات را نداشتن تمایل به همکاری از سوی مردان یا زنان به عنوان زیردست با مدیران زن میداند(فاطمی صدر، ۱۳۸۰). عبدالهی (۱۳۸۱) در پژوهش خود دریافت برای ایفای نقش مدیر موفق، شناخت یادگیری و بکارگیری مهارتهای سیاسی در سازمان لازم است و یکی از متغیرهای مهم در تصمیمگیریهای سازمانی وجود ائتلافها، بازی قدرت و سیاست بازی میباشد، ولی زنان علاقهای به کاربرد مهارت سیاسی ندارند. در پژوهش ایزیز ستلز و همکارانش[۲](۲۰۰۶) و ماری فرانک فاکس[۳](۲۰۰۶) برای بررسی علل عدم ارتقاء زنان در شغل های مدیریتی به تبیین مسایل نابرابری جنسیتی پرداخته است و به عاملهایی هم چون تبعیص جنسیتی، اندک بودن تعداد زنان، مشکلات خانوادگی، فرهنگ مردسالاری محیط سازمانی، تصورات قالبی بودن جنسیتی، ساز و کارهای ممانعت و … در این راستا کرده است (جانعلیزاده و همکاران، ۱۳۸۷). بسیاری بر این باورند که جو حاکم بر سازمانها و باور نداشتن مدیران و کارکنان مرد و حتی زنان شاغل به تواناییهای مدیریتی زنان باعث ایجاد شرایط موجود شده است. این باورهای عمومی در حالی در سطح جامعه وجود دارند که شاهد افزایش نسبی زنان تحصیل کرده دانشگاهی در کشور هستیم (یزدخواستی و همکاران، ۱۳۸۸). با توجه به پژوهش های انجام شده و مشکلات موجود در عدم ارتقاء زنان در پست های مدیریتی پژوهش حاضر بر آن است تا این موانع (مشهود و نامشهود) که مانع ارتقاء شغلی زنان در مشاغل مدیریتی می شود را شناسایی کند، که چه موانعی مانع ارتقای پست های مدیریتی زنان در سازمان ها می شود سپس راهکار هایی جهت رفع این موانع ارائه دهد. ۱-۳ ضرورت و اهمیت پژوهش امروزه نقش تعیین کننده نیروی انسانی در توسعه یافتگی کشورها بر کسی پوشیده نیست. از میان عوامل تولید برای رشد و توسعه، یعنی منابع طبیعی و ثروت خدادادی ، نیروی انسانی، سرمایه، مدیریت و فناوری، نیروی انسانی است که سهم اصلی را بر عهده دارد. تحولات چشمگیر در دو دهه اخیر در جهان باعث گردیده که کاهش نابرابریهای جنسیتی، بخش جدایی ناپذیر فرایند توسعه گردد که یکی از مهمترین این تحولات، تغییر در ضرورت حضور زنان در جامعه است (اشرف حامدی، ۱۳۸۵). از سوی دیگر، با توجه به این که در سنجش شاخص توسعه دو عنصر مهم میزان بهرهگیری از منابع مادی و انسانی و میزان توزیع عدالت به عنوان دو رکن اصلی در عملکرد آن تعریف شدهاند، زنان با دارا بودن نیمی از نیروی انسانی (عامل توسعه) و نیمی از جمعیت ( هدف توسعه) میتوانند عاملی برای ایجاد و گسترش توسعه باشند. با نگاهی به وضعیت کنونی بازار کار ایران میتوان دریافت که زنان ایرانی فاصله زیادی تا وضعیت مطلوب دارند. از ترکیب جمعیت فعال کشور ۸۵ درصد نیروی فعال را مردان و فقط ۱۵ درصد آن را زنان تشکیل میدهند، اما این آمار در کشورهای صنعتی پیشرفته بسیار متفاوت است. در برخی از این کشورها، حدود ۵۰ درصد زنان نیروی کار را در اختیار دارند و در کشورهای در حال توسعه در بخش کشاورزی ، ۶۷ درصد از نیروی کار به زنان اختصاص دارد (پایگاه اینترنتی حوزه، ۱۳۸۷). به همین ترتیب در عرصههای مدیریتی و تصمیمگیری نیز وضعیتی نامناسبتر وجود دارد به گونهای که تنها حدود ۲/۵ درصد از مدیران کشور زن هستند و هرچه به سوی سطوح بالای مدیریتی میرویم، این میزان کاهش مییابد و به ۴/۱ درصد در سطوح مدیر کل و معاون دستگاه میرسد (میرغفوری، ۱۳۸۵).بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت کل کشور بالغ بر ۷۰۴۹۵ هزار نفر است که ۸۸/۵۰ درصد مرد و ۱۲/۴۹ درصد زن هستند (طباطبایی یزدی، ۱۳۸۷). از طرفی بسیاری از پژوهش ها علل عدم ارتقاء زنان در پست های مدیریتی را عدم تمایل کارکنان سازمان می دانند در این خصوص در پژوهش عبدالهی(۱۳۸۱) مشخص گردیده که ۳۰ درصد کارمندان مرد از این که مافوقشان زن باشد، احساس خوشایندی ندارند . بر اساس آمار ارائه شده ، حضور زنان در پستهای مدیریتی موجب بهبود عملکرد مدیریت کشور و سازمان میشود. به این دلیل که توانمندیهای مدیریتی تا حدودی به طور مساوی بین مردان و زنان توزیع شده است و یا به بیان دیگر، این موهبت الهی در هر دو گروه تقریباً به گونهی یکسان هدیه شده است. از این رو، عدم تأمین شرایط یا فرصتهای مناسب برای ارتقای زنان مستعد به مشاغل مدیریتی، موجب عدم استفاده حدود نیمی از ظرفیتها و استعدادهای در دسترس میشود. از این دیدگاه زنان توانمندیهای ویژهای دارند و از مهارتهایی «نرم» در مدیریت منابع انسانی برخوردارند که در شرایط امروز بیش از گذشته مورد نیاز سازمانهاست. همچنین، با حضور زنان در مشاغل مدیریتی تحول سازمانها از لحاظ بهبود ارتباطات سازمانی و ترویج نوآوری تسهیل میشود. در ضمن، فناوری اطلاعات نیز زمینه حضور زنان را بیشتر کرده است (محمدی اصل، ۱۳۸۱) . از جمله مشکلاتی که با انجام پژوهش حاضر کاهش می یابد این است که با همگام نمودن ارزشها و باورهای افراد و سازمان و شیوههای درست اندیشیدن و تقویت وجوه مشترک و ارزشها و باورهای غالبی که به اتفاق اعضای سازمان پذیرفته شده و حمایت میشود، به اعضای سازمان احساس هویت داده می شود و موجب انسجام و همنوایی درونی میان آنان در رسیدن به اهداف عالی سازمان می گردد. بنابراین، موضوع بالا به دلیل درصد بالای نیروی انسانی زنان و بهرهمندی جامعه از توانمندی آنان در پیشبرد اهداف کشور، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به اهمیت موضوع و ضرورت بکارگیری زنان پستهای مدیریتی و این که آگاهی از توانمندیهای زنان میتواند نقش محوری در توسعه و پیشرفت کشور به همراه داشته باشد، از سوی دیگر موجب عدم شکل گیری سقف شیشه ای در سازمان می شود. از این رو، در این پژوهش پژوهشگر در پی شناسایی علل عدم ارتقای شغلی بانوان در پستهای اختصاصی در سازمان های دولتی شهرستان ساوه می باشد. شکل(۱-۲) مدل مفهومی پژوهش مدل مفهومی پژوهش حاضر با توجه به مبانی و پیشینه های پژوهش توسط پژوهشگر طراحی گردید . در این مدل عوامل اجتماعی نظیر(تفکر قالبی، اقلیت بودن زنان در سازمان، ملاحظات ارتباطی، وضعیت حاکم بر جامعه ، اعتقاد به کم بودن سواد و تجربه زنان) ، فرهنگی نظیر (ارزشها ، عرف و سنت، جامعه پذیری جنسیتی، سیاستگذاری جامعه و )، نابرابری جنسیتی نظیر (کلیشه های جنسیتی، مرد سالاری، سبک های مدیریتی، قدرت مردان ،ویژگی های جسمی و جنسی زنان) و تضاد کار و خانواده نظیر (مسئولیت خانگی زنان، بچه داری و خانه داری و …) از جمله علل ارتقاء زنان در پست های مدیریتی است ، این علل منجر به احساس خود ناتوان انگاری در زنانمی شود و این احساس به ایجاد نگرش منفی نسبت به پست های مدیریتی در زنان ایجاد می نماید که در نهایت منجر به پدیده سقف شیسه ای در سازمان شده است. از جمله نظریه های مربوط به نگرش های منفی نسبت به زنان در پست های مدیریتی می توان به نظریه های نئوکلاسیک و نظریه یادگیری اجتماعی اشاره کرد. بر اساس نظریهی یادگیری اجتماعی، عوامل و کارگزاران جامعه پذیری شامل خانواده، مدرسه و رسانه (ساروخانی، ۱۳۷۰: ۷۴۴) تصاویری از زنان و مردان میآفرینند که در یادگیری و رفتارهای جنسیتی نقش اساسی دراند (خمسه،۱۳۸۳: ۱۱۹) به نحوی که والدین حتی با نوزادان یک روزهی خود بر اساس کلیشههای جنسیتی رفتار میکنند (دایل،۱۹۹۸: ۷۴). بوردیو معتقد است که باورهای ناصحیح جنسیتی به نحوی ملکه ذهن کنشگران انسانی شده است که نه تنها تحمیل کنندگان آنها، بلکه زنان جامعه نیز که هدف این کلیشهها هستند آنها را پذیرفتهاند (احمدی،۱۳۸۳: ۱۰). نظریهپردازان نئوکلاسیک نابرابریهای جنسیتی را ناشی از متغییرهای مسئولیتهای خانوادگی، نیروی جسمی و جنسیتی زنان، آموزش عمومی زنان و کمتر بودن سرمایهی انسانی آنان نسبت به مردان و شرایط خاص اجتماعی حاکم بر جامعه و سازمانها میدانند. برخی از صاحبنظران از جمله موریسون و فون کلینو[۴]مهمترین عامل نابرابریهای جنسیتی در سازمانها و اصلیترین مانع ارتقای شغلی زنان را وجود « سقف شیشهای»[۵] میدانند (لاون، ۱۳۸۱: ۱۰۸). بر این اساس مدل فوق توسط پژوهشگر حاضر تدوین گردید. این مدل در فصل چهارم ابتدا از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و سپس از طریق تحلیل عاملی تاییدی مورد ارزیابی قرار می گیرد. کلیشه های جنسیتی: کلیشه نوعی تفکر است که همه زنان را یکسان فرض کرده و بین آنها تفاوتی قائل نمی شود (ورس،۱۹۹۸) . به علت رواج کلیشه های جنسیتی افراد به طور عموم معتقدند که مردان و زنان از بسیاری جهت ها مانند خصیصه های شخصیتی ، ویژگی های فیزیکی ، رفتار های نقش و موقعیت های شغلی با یکدیگر متفاوتند از آنجا که ویژگی های جنسیتی (حداقل تا حدی) در جهان یکسان است ، کلیشه های جنسیتی و فرض های بدست آمده از آنها بر سایر ویژگی ها تقدم پیدا کرده است(لمونس،۲۰۰۳). به عبارت دیگر کلیشه های جنسیتی ، تصور ذهنی یکنواخت و قالب بندی شده ای از رفتار های خاص مربوط به زنان و مردان را بدون آنکه مورد بررسی و آزمون قرار گرفته باشند ارائه می دهند(میر ،۲۰۰۲). تضاد کار و خانواده: انعطاف پذیری در کار یکی از عوامل است که زنان به آن نیازمند ند تا بتوانند میان مسئولیت های کاری و خانوادگی خود تناسب ایجاد کنند (ماتیس ،۲۰۰۴)، زنانی که مسئولیت مراقبت از کودکان را بر عهده دارند ، اغلب انعطاف پذیری لازم را برای کار در بعد ظهر و خارج از ساعتهای اداری ندارند ، بنابر این از بسیاری از الزامات غیر رسمی محروم می مانند حتی اگر این امکان را هم داشته باشند تصور نمی رود بتوانند اضافه کاری داشته باشند در این صورت از انتصاب به مقامات بالاتر و ارتقا کنار گذاشته می شوند (ناف،۱۹۹۴). سبک مدیریت: حدود ۹۶ درصد از مدیران زن ، به کار گیری روش مدیریت خاصی راکه مطلوب مدیران باشد به عنوان عامل پیشرفت کاری ذکر کرده اند ، آنها مجبور هستند فرهنگ و محیطی مردانه را بپذیرند و با پدیده ای سرو کار داشتند که اغلب به عنوان الگوی مدیریت مردانه مطرح می شود. آنها اذعان داشتند که الگوهای موجود در مدیریت سرشار از خصوصیات و روش های مردانه است این الگو زنان را بر سر دو راهی قرار می دهد اگر روش های زنانه مدیریت را به کار بگیرند ممکن است به آنها به چشم مدیر موفق نگاه نکنند و اگر روش های مردانه را بپذیرنذ ، ممکن است از آنها انتقاد شود که مگر زن نیستند (زمانی و امینی ،۱۳۷۹). جامعه پذیری جنسی: نحوه نگرش نسبت به مسائل زنان و مردان و چگونگی ورود آنها به اجتماع و انتخاب شغل و مسئولیت ، به نوعی ریشه در فرهنگ دارد که شخص در خردسالی از محیط خانواده کسب می کند(سید جوادیان و همکاران ،۱۳۸۶). مردگرایی در جامعه : وجود جوامع مرد سالار به گسترش فرهنگ های مردانه در سازمان ها دامن می زند ، زیرا سازمان از افراد و گروههایی تشکیل می شود که از بطن جامعه بیرون می آیند و زمانی که یک جامعه دارای فرهنگ مرد سالاری باشد به طور قطع سازمان های آن مرد سالار خواهمد شد ، در فرهنگ مرد سالاری مردان می توانند با اعمال زور و فشار یا با بکار گیری سنتها و آیین ها و مراسم و قوانین و مقررات آداب معاشرت ، آموزش و تقسیم کار و حتی زبان را تعیین کنند که زنان چه نقشی را می توانند ایفا کنند(احمدی و گروسی ،۱۳۸۳). سیاستگذاری جامعه: جامعه ای که در خط مشی های توسعه اجتماعی فقط با توجه به جنبه های اقتصادی پی ریزی شود ، نخواهد توانست نیل به برابری زن و مرد را تضمین کند زیرا برابری در عرصه های فرهنگی و سیاسی را نادیده می گیرد و این نا برابری به داخل سازمان نیز نفوذ خواهد کرد و باعث سلطه مردان بر زنان و رواج زبانه مردانه خواهد شد (باستانی ،۱۳۸۳). عرف و نگرش های کلیشه ای : در میان آرا و نظریه های عامه ، برخی نگرش های کلیشه ای در باره زنان و مردان جا افتاده است . در یک تقسیم بندی ساده می توان این کلیشه ها را به دو دسته مثبت و منفی تقسیم کرد : الف ) کلیشه های مثبت : مهمترین وظیفه زنان ، نگهداری و مراقبت از فرزندان و خانواده است ، وظیفه زنان خانه داری است و انجام تموری چون ایجاد محیط آرام و نگهداری از نسل آینده.زنان چون نسبت به مردان موجودات ظریف هستند ، بهتر است به کار هایی چون ماشین نویسی ، صنایع دستی ، بافندگی و منشی گری بپردازند. ب) کلیشه های منفی : زن باید در خانه بنشیند و خانه داری کند ، ارتقاء او خیانت به نسل آینده است. هرگز نباید زیر دست زن کار کرد ، همواره باید مردان در موقعیتی بالاتر از مردان کار کنند(ناجی راد ،۱۳۸۲). سقف شیشه ای: پدیده عدم توفیق زنان در دستیابی به سطوح عالی مدیریت را به اصطلاح سقف شیشه ای می گویند (ویر ، ۲۰۰۷). ۱-۵ فرضیه های پژوهش فرضیه اصلی : عوامل اجتماعی ، فرهنگی ، روانی – شخصیتی و تضاد و کار خانواده نابرابری جنسیتی از جمله دلایل عدم ارتقای شغلی بانوان در پستهای اختصاصی در سازمان های دولتی است. ۱-۵-۱ فرضیه های فرعی
-
- تبعیض و نابرابری جنسیتی موجب در عدم ارتقاء شغلی زنان می شود .
-
- عوامل اجتماعی جامعه موجب در عدم ارتقاء شغلی بانوان می شود .
-
- تضاد کار و خانواده موجب در عدم ارتقاء شغلی زنان می شود .
-
- نگرشهای فرهنگی جامعه موجب در عدم ارتقاء شغلی زنان به سطوح مدیریت بالاتر می شود .
۵- ویژگیهای شخصیتی و روانی زنان موجب در عدم ارتقاء شغلی آنان به سطوح مدیریت بالاتر می شود. ۱-۶ اهداف پژوهش هدف کلی: شناسایی دلایل عدم ارتقای شغلی بانوان در پستهای اختصاصی در سازمان های دولتی ۱-۶-۱ اهداف فرعی
-
- شناسایی عوامل مربوط به تبعیض و نابرابری جنسیتی بر عدم ارتقای شغلی بانوان در پستهای اختصاصی در سازمان های دولتی .
-
- شناسایی عوامل اجتماعی موثر بر عدم ارتقای شغلی بانوان در پستهای اختصاصی در سازمان های دولتی .
-
- شناسایی عوامل مربوط به تضاد کار و خانواده بر عدم ارتقای شغلی بانوان در پستهای اختصاصی در سازمان های دولتی .
-
- شناسایی عوامل فرهنگی موثر بر عدم ارتقای شغلی بانوان در پستهای اختصاصی در سازمان های دولتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۳-۳: سوالات عملکرد سازمانی
متغیرها شاخص ها شماره سوالات تعداد سوالات
عملکرد سازمانی سهم بازار ۱۶ تا ۱۷ ۲
سودبخشی ۱۸ تا ۱۹ ۲
رقابت ۲۰ تا ۲۱ ۲
۳-۶- روایی و پایایی پرسشنامه ۳- ۶-۱- روایی[۸۷] پرسشنامه منظور از روایی مقیاس و محتوای ابزاری است در سوالات مندرج که به وسیله این ابزار دقیقا سوالات متغیرها و موضوعات مورد مطالعه بسنجد، یعنی اینکه دادههای گرداوری شده از طریق ابزار مازاد بر نیاز تحقیق نباشد و عبارت ها را به گونه واقعیت بیان کند. مفهوم اعتباربه این پرسش پاسخ می دهدکه ابزاراندازه گیری تاچه حد خصیصه مورد نظررا میسنجد به عبارتی دیگرآیا نتایج پژوهش پاسخگوی سوالهای پژوهش است. بدون آگاهی ازاعتبار ابزار اندازه گیری نمیتوان به دقت دادههای حاصل ازآن اطمینان داشت. در این پژوهش از روایی صوری یا ظاهری استفاده شده است و همچنین برای افزایش روایی ازابزارهای زیراستفاده شده است:
 ۱)استفاده ازنظرات شش نفر از خبرگان متخصص و اساتید دانشگاهی. ۲)مطالعه مقالات وپایان نامه های که از این پرسشنامه یاپرسشنامه های مشابه استفاده کردهاند. از آنجا که هر سه پرسشنامه استفاده شده استاندارد و از مدل رضائیان و نجفی(۲۰۱۲) هستند، روایی آنها در مطالعات متعدد داخلی و خارجی تأیید شده است و همچنین به در این پژوهش نیز دوباره مورد تایید اساتید قرار گرفته است. پس روایی پرسشنامه از نوع روایی صوری است. ۳- ۶-۲- پایایی[۸۸] پرسشنامه در این پژوهش برای بدست آوردن پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ جهت پیش تست[۸۹] استفاده شده است. بدین نحو که قبل از اجرای نهایی،۳۰ نفر از نمونه تحقیق به طور تصادفی انتخاب شدند، سپس پرسشنامه در اختیار آنان قرار گرفت و با بهره گرفتن از دادههای به دست آمده از این پرسشنامهها و به کمک نرمافزار آماری SPSS18 میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ محاسبه شد، که بیانگر ثبات و همسانی درونی پرسشنامه است. جدول ۳-۴: میزان آلفای کرونباخ پرسشنامه کارآفرینی استراتژیک
مفهوم مورد بررسی ابعاد تعدادسوالات ضریب الفای کرونباخ ضریب کل
کارآفرینی استراتژیک تفکر کارآفرینی ۴ ۸۰۴/۰ ۸۹۱/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«عَاتِبْ أَخَاکَ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَیْهِ.»
-
- ۸٫ ۶٫ لغت
عاتِبْ: عاتَبَ ـ یُعاتِبُ ـ عتاباً و مُعاتبهً: او را سرزنش کرد، بر یکدیگر خشم گرفتند[۱۴۴]. عاتِبْ: فعل، امر، مخاطب، ثلاثی مزید (باب مفاعله)، صحیح و سالم، مبنی. أُردُدْ: فعل، امر، مخاطب، ثلاثی مجرد، صحیح و مضاعف، مبنی.
-
- ۸٫ ۶٫ توضیحات نحوی
عاتِبْ: فعل امر و فاعل آن ضمیر مستتر«انتَ». أخاکَ: مفعول و منصوب با اعراب فرعی«الف». و: حرف عطف، غیرعامل و مبنی بر فتح. اُردُدْ شرّهُ…: معطوف به جملهٔ قبل.
-
- ۸٫ ۶٫ توضیحات بلاغی
معانی: از دو جملهٔ انشایی و فعلیه که بر حدوث دلالت دارد تشکیل شده است، ایجاز حذف دارد و غرض ارشاد و تأدیب مخاطب است. بدیع: بین الفاظ «إلیه و علیه» صنعت «طباق» به کار رفته است. این حکمت میتواند اقتباسی از این آیه قرآن باشد که میفرماید: «همیشه بدی خلق را به بهترین شیوه که خیر و نیکی است پاداش بده و دور کن تا همان کس که با تو سر دشمنی دارد دوست و خویش تو گردد.»[۱۴۵]
-
- ۸٫ ۶٫ ترجمه حکمت
امام (×) فرمود: «برادرت را با نیکویى به او سرزنش کن و گزند وى را به بخشش به او به وى بازگردان.»
-
- ۶٫ حکمت شماره ۱۵۹: پرهیز از مواضع اتهام (اخلاق اجتماعى)
-
- ۹٫ ۶٫ متن حکمت
«مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَهِ فَلَا یَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ.»
-
- ۹٫ ۶٫ لغت
مواضع: وَضعَ ـ یضعُ: محل قرار گرفتن.[۱۴۶] یَلُومَنَّ: لامَ ـ یَلومُ ـ لوماً و ملاماً: او را سرزنش کرد. لِیمَ: بازداشته شد.[۱۴۷]
-
- ۹٫ ۶٫ توضیحات صرفی
مَواضع: اسم، جمع مکسر، مذکر، مشتق (اسم مکان)، معرفه، معرب. یَلوُمَنَّ: فعل، مضارع مجزوم، محلاً، غائب، همراه با نون تاکید ثقیله، مبنی، معتل (اجوف)، ثلاثی مجرد.
-
- ۹٫ ۶٫ توضیحات نحوی
مَنْ: مبتدا و مرفوع محلا.ً وَضعَ: فعل شرط و مجزوم محلاً. نفسَ: مفعول به اول و منصوب با اعراب ظاهری. مواضعَ: مفعول به دوم و منصوب با اعراب ظاهری. ف: فاءجزاییه، مبنی برفتح. لایَلومَنَّ: فعل مضارع، جواب شرط. فعل و جواب شرط: خبر«مَنْ» و مرفوع محلاً. مَنْ: مفعول به و منصوب محلاً. أساءَ: فعل ماضی و فاعل آن «هو مستتر». الظنَّ: مفعول به و منصوب با اعراب ظاهری.
-
- ۹٫ ۶٫ توضیحات بلاغی
معانی: از چهار جمله که یک جمله انشایی و بقیه خبری هستند تشکیل شده است هدف تأدیب و بیان عاقبت و ارشاد است. شبه کمال اتصال وجود دارد، بنابراین وصل به «واو» صورت نگرفته است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بدیع: میان الفاظ «وَضَعَ و مواضع» صنعت «جناس اشتقاق» وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- – دستورالعمل برای رئیس ستاد ارتش آمریکا در جبهه ( جنگ داخلی )، ماده ۱۰۰ کنوانسیون ژنو به نام ماده لیبر ↑
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- خطاهای ناشی از عدم تناسب فرد با وظیفهی شغلی
ب) خطاهای مربوط به موقعیت:
ج)خطاهای مربوط به سیستم:
۲-۶ رویکردهای علمی کاهش خطای انسانی رویکردهای علمی برای کاهش خطای انسانی، پارادیمهای گوناگونی را پشت سر گذاشته است. هر پارادایم، مدلهایی چند را در درون خود جای میدهد و تا اندازهای در توصیف و کاهش خطای انسانی مؤثر واقع میشود ولی بهعلت آنکه نتوانسته از بروز خطای انسانی در یک حد مطلوب جلوگیری کند پارادایم بعدی ظهور یافته است. این پارادایم ها عبارتاند از:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۶-۱ رویکرد مهندسی: اساس این رویکرد بر این تفکر نهاده شده است که انسان، یک جزء غیرقابل اعتماد در یک سیستم است. این رویکرد پیشنهاد میکند که برای کاهش خطای انسانی بهتر است انسان از محیط کار حذف شود و به جای او از سیستمهای خودکار استفاده شود. همچنین، برای بالا بردن قابلیت اعتماد پرسنل، لازم است محیط کار و تعاملهای مناسب طراحی شود. چنین پیشنهادهایی میتواند سودمند باشد ولی باید توجه داشت قدرت سریع تصمیمگیری انسان در شرایط پیشبینی نشده و نیز برخی مشکلات فنی در سیستمهای خودکار موجب میگردد که دامنه کاربردپذیری این سیستمها مورد شک واقع شود. ۲-۶-۲ رویکرد فردی: بنای این رویکرد چنان فرض میشود که خطای انسانی بر اثر عدم تطابق میان تواناییهای فردی و نیازمندیهای مشکل بروز میکند. در نتیجه، انتخاب افراد با تواناییهای مناسب و طراحی درست شغل را بهعنوان روش پیشگیری از بروز خطا معرفی میکند. ۲-۶-۳ رویکرد سازمانی: این رویکرد بر این نکته توجه دارد که تصمیمهای نادرست مدیریت، شرایطی را پدید میآورد که زمینه بروز خطای انسانی را فراهم میکند. رویکرد سازمانی از دهه ۸۰ میلادی مورد توجه قرار گرفت. مدل پنیر سوییسی به خوبی بیانگر تأثیر سازمان بر بروز خطای انسانی است. این مدل بهوسیله «ریزن» [۲۱]پیشنهاد شده است و برخی آن را مدل دومینوی مدرن میدانند. «ریزن» در این مدل نشان میدهد که خطای انسانی یک علت بیواسطه در بروز حادثه است. ولی همین علت خود معلول علل دیگر است. در این مدل، هریک از بخشهایی که میتوانند مانع از بروز حادثه شود به شکل یک برش از پنیر سوئیسی میشوند. هر برش دارای حفراتی است که بیانگر نقص های موجود در آن بخش است. هرگاه این لایهها بهگونهای قرار بگیرند که برخی از این حفرهها بتوانند در یک راستا قرار بگیرند راه بروز حادثه فراهم میشود. «ریزن» خطاهایی را که مربوط به اپراتور میشود، «خطای فعال» مینامد. هنگام بروز حادثه، نخستین موضوعی که توجه بررسیکننده را بر میانگیزد، همین خطا است ولی باید توجه داشت که خطاهای دیگری در سیستم وجود دارد که ممکن است سالها بهصورت نهفته باشند و تنها در ترکیب با یکی از خطاهای فعال بروز کنند. این خطاها «خطای نهان» نامیده میشوند که در راس همه آنها خطای سازمانی قرار گرفته است. جدول ۲-۱: انواع خطا های انسانی از نظر ریزن (حاجی حسینی، ۱۳۸۹) ۲-۷ عمل ناایمن و پیش زمینههای اعمال ناایمن: عمل نا ایمن شامل خطا و تخلف است، خطا، شامل: خطا در تصمیمگیری، خطا در اعمال مهارتی و خطا در ادراک میباشد، تخلف شامل سرپیچی آگاهانه از دستورالعملها میشود که پیش زمینههای اعمال نا ایمن به قرار زیر است. نامناسب بودن تواناییهای فردی، ذهنی، جسمی، فیزیولوژیک نامناسب بودن فرد هنگام به اجرا درآوردن وظیفه، ناهماهنگی در کار تیمی، نداشتن آمادگی لازم نظارت نامناسب مدیریت میانی نظارت ناکافی اعمالی که نامناسب طراحی شدهاند کوتاهی در رفع نارساییهای سیستم غفلت همان طوری که مشخص است انسان بهعنوان جزیی از یک سیستم تولیدی دارای اهمیت ویژهای است، ولی امکان خطا در اعمال انسانی نیز وجود دارد. خطاهای انسانی از جمله مباحثی هستند که در جهان مدیریت نظری و عملی امروزه، بخش قابل توجهی از وقت، بودجه و توجه صاحبنظران و مدیران را به خود اختصاص میدهند. ۲-۸ موانع به کارگیری روشهای آنالیز خطاهای انسانی
- ۱. متدولوژی خیلی کمی در مورد آنالیز خطاهای انسانی منتشر شده است.
- خطاهای انسانی غیرقابل اجتناب هستند و برخی معتقدند چرا بایددر برابرآن حفاظ قرار داده شود، که این نگرش خود به بروز خطاهای پنهانی کمک میکند.
- پیشبینی خطاهای انسانی بسیار مشکل است به ویژه وقتی بروز خطا ناشی از عواملی چون خستگی، بیتوجهی و… باشد.
- راهکارهای حفاظت در برابر خطاهای انسانی بسیار هزینهزا هستند.
- تکنیکهای مدلسازی خطاهای انسانی بیشتر بر تفسیرهای فردی و کارشناسی مبتنی هستند.
- بسیاری از تکنیکهای منتشر شده دربارهی ارزیابی خطاهای انسانی فقط دلایل بروز خطا را شرح میدهند نه پیشبینی آنها را و…( امیرخانی،۱۳۸۹)
۲-۹ تحلیل ریشهای وقایع[۲۲] یک تکنیک برای درک سیستماتیک علت وقوع یک حادثه است که فراتر از درگیر کردن شخص یا اشخاص بوده و علل زمینهای و محیطی که حادثه در آن رخ میدهد را نیز در برمیگیرد. تحلیل ریشهای علت، بهصورت گذشته نگر و چند منظوره، سلسله مراتب حوادث را طراحی کرده و از زمان حادثه به عقب برمیگردد و اجازه میدهد که علل واقعی یک حادثه شناخته شود. بنابراین سازمانها میتوانند بدین ترتیب از خطاهای به وقوع پیوسته، یادگیریهایی داشته و عملکرد مناسب را اعمال کنند. ۲-۱۰ تکنیکهای شناسایی خطای انسانی تکنیکهای شناسایی خطای انسانی برای پیشبینی خطای انسانی در سیستمهای پیچیده و دینامیک به کار میروند. این تکنیکها در پاسخ به بررسی خطاهای کاربران که منجر به فجایع بزرگی در صنایع شمیایی و هستهای شده بود، تهیه گردیدند. درحال حاضر این روشها گسترش یافته و در صنایع مختلفی نظیر پتروشیمی، مرکز کنترل ترافیک هوایی، صنایع نظامی و تکنولوژیهای اجتماعی استفاده شده است. این روشها میتواند بهصورت کمی وکیفی مطرح باشد. در این قسمت روشهای شناسایی خطای انسانی بررسی میگردد. روشهای عمده شناسایی خطای انسانی در جدول ۲-۲ بیان شده است. [۲۳]HEI در طول چرخه عمر یک سیستم کاربرد دارد. از این تکنیکها میتوان در شناسایی و ارزیابی خطاهای انسانی در مراحل طراحی، ساخت، بهرهبرداری و تعمیر نگهداری سیستمها، همچنین وظایف شغلی استفاده کرد. خروجی این روشها خطاهای بالقوه، احتمال بروز خطا، پیامدهای ناشی از بروز یک خطا و روشهای کاهش و کنترل خطا میباشد. برخی از این روشها مثل[۲۴] ) SHERPA ( عمدتاً برای شناسایی و رده بندی خطاهای کاربر استفاده می شوند درحالی که برخی مثل HEIST برای شناسایی و پیش بینی خطا در یک سیستم جامع کاربرد دارند و بعضی از روش ها مثل HERT احتمال عددی بروز یک خطا را مشخص میکنند. شاخص های مهم در رده بندی HEI میزان اعتبار روش، حساسیت روش در کشف خطاهای معتبر (قابل باور)، سریع بودن و آسان بودن کاربرد آن است. این تکنیک ها وابستگی زیادی به قضاوت تحلیلگر دارند. ممکن است تحلیلگران مختلفی که از یک روش برای شناسایی و ارزیابی خطا در یک وظیفه مشخص استفاده میکنند، پیشبینی و ارزیابی متفاوتی از خطاهای بالقوه آن وظیفه داشته باشند. حتی یک تحلیلگر ممکن است با بهره گرفتن از یک روش، ارزیابی برای موقعیتهای مختلف (وظایف مختلف) تحلیل یکسانی نداشته باشد که این موضوع میتواند تا حدودی میزان اعتبار HEI را تحتتأثیر قرار دهد. روش ذکر شده در سال ۱۹۸۶ توسط «امبری» ایجاد و توسعه پیدا کرد. این روش آنالیز خطای انسانی تشکیل شده است از یک برنامه حساب شده از جریان عادی پرسش و پاسخ که خطاهای مشابه را در هر مرحله از فرایند تجزیه وتحلیل وظایف شغلی تشخیص میدهد. این روش براساس ردهبندی خطای انسانی میباشد. SHERPA در ابتدا برای شناسایی خطا در صنایع فرایندی طراحی استفاده شد (نیروگاههای هستهای، صنایع پتروشیمی، صنایع استخراج نفت و گاز و انتقال و توزیع نیروی برق ،«امبری»، ۱۹۸۶). جدول ۲-۲ روشهای شناسایی خطای انسانی(نشریه پیام ایمنی،HSE)
Technique
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵ـ حسابداری را می توان یک دانش توصیفی،تحلیلی نامید.زیراآثارمالی انبوه،معاملات،فعالیت ها وعملیاتی را که توصیف کننده رخداداهای اقتصادی است،شناسایی می کند وپس این آثار را از راه اندازه گیری،طبقه بندی وتلخیص،به اطلاعات نسبتا محدود اما با اهمیت و مرتبط با یکدیگر تحلیل می دهد به گونه ای که این اطلاعات به نحوی صحیح در هم آمیخته و گزارش شوند،گویای اوضاع مالی ونتایج عملکرد واحدهای اقتصادی خواهد بود.(نوروش ،۱۳۸۸ ، ۳۵ ) ۶ـ حسابداری را می توان یک سامانه اطلاعاتی نامید که واحد اقتصادی رخدادهای مالی به عنوان داداه یا ورودی می پذیرد،پردازش می کندو نهایتا به شکل گزارش های مختلف که خروجی یا ستانده این سامانه محسوب می شوند،ارائه می نمایند(عالی ور،۱۳۸۸، ۴) ب)تعریف حسابداری دولتی حسابداری دولتی سامانه ی است که اطلاعات مالی مربوط به فعالیت های وزارتخانه ها وموسسات دولتی را به منظور تصمیم گیری صحیح ملی و کنترل،برنامه ای مصوب سالانه و منابع مالی مورد استفاده دولت جمع آوری و گزارش می نمایند(بیات،۱۳۸۸، ۱۸) همچنین می توان حسابداری دولتی را یک سامانه اطلاعاتی دانست.این سامانه اطلاعاتی مجموعه از روشها و قواعدی است که از راه آن اطلاعات مالی مربوط به یک موسسه –اعم از آنکه دولتی باشد یا بازرگانی-جمع آوری،طبقه بندی و به نحو قابل فهم در قالب صورتهای مالی خلاصه و گزارش می کند.اطلاعات مالی خلاصه شده در اختیارمدیران موسسه اتخاذ می نمایند،مورد استفاده قرار گرفته و انان را در ادای مسئولیت پاسخگویی یاری دهد(باباجانی،۱۳۸۸، ۱۳)
۲-۱-۳- تعریف گزارشگری مالی
اشخاص و مراجع مختلفی با حقوق ، منافع و علایق گوناگون و گاه متضاد، برای قضاوت و تصمیم گیری درباره امور و وضعیت واحدهای انتفاعی به اصلاحات مالی نیاز دارند و واحدهای انتفاعی برای پاسخگوئی به این نیازها، گزارشهای مالی گوناگونی را که اساساً جنبه استفاده های برون سازمانی دارد را تهیه و ارائه می کند. ( عالی ور، ۱۳۸۹، ۲)

۲-۱-۴- اهداف گزارشگری مالی
هیات استانداردهای حسابداری دولتی آمریکا[۱] اهداف گزارشگری مالی را این چنین بیان می کند که ( پاسخگویی اساس گزارشگری مالی دولتی است.) بر طبق نظر هیات استانداردهای حسابداری دولتی آمریکا، پاسخگویی دولتی بر این مبنا استوار است که شهروندان « حق دانستن »[۲] دارند، این حق که به آسانی از حقایق ( که منجر به مناظره عمومی به وسیله شهروندان و نمایندگان آنها شود)آگاه شوند.درجامعه دموکراتیک،گزارشگری مالی دولتی با مفهوم دیگری درارتباط نزدیک است که هیات استانداردهای حسابداری دولتی ازآن به عنوان حقوق بین دوره ای نام می برد. این مفهوم و اهمیت آن به صورت زیر تشریح می شود: هیات استانداردی حسابداری دولتی بر این باور است که حقوق بین دوره ای یکی از اجزای با اهمیت پاسخگویی است و برای مدیریت بخش عمومی جنبه اساسی دارد. بنابراین ارزیابی تدوین اهداف گزارشگری مالی لازم است حقوق دوره ای در نظر گرفته شود. به طور خلاصه ، گزارشگری مالی استفاده کنندگان را در ارزیابی کفایت درآمدهای دوره جاری و اینکه آیا مؤدیان آتی مجبور به تحمل بارسشولیت خدمات ارائه شده در گذشته هستند یا نه یاری کند. ( مهدوی،۱۳۸۹ ، ۸۰) این هدفها و خواسته های اطلاعاتی استفاده کنندگان به ویژه استفاده کنندگان خارجی سر چشمه می گیرد (هدف اصلی گزارشگری مالی خارجی ،بیان اثرات اقتصادی رویدادها و عملیات مالی موثر بر وضیعت و عملکرد واحد برای اشخاص خارجی از برای کمک به آنان در اتخاذ تصمیمات مالی در ارتباط با واحد تجاری است.)که ابزار اصلی این انتفال اطلاعات صورتهای مالی اساسی می باشد که محصولات نهایی سامانه حسابداری وگزارشگری مالی است. بطور کلی این اهداف را می توان در سه گروه تقسیم بندی کرد: ۱-گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را که برای سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان بالفعل و بالقوه و سایر استفاده کنندگان در تصمیم گیری ها مفید واقع شود فراهم سازد. ۲- باید اطاعاتی را در اختیار استفادکنندگان قرار دهد که در ارزیابی امکان دسترسی به وجه نقد و ارزیابی و زمان بندی و ابهام در مورد چشم انداز آتی جریانهای ورودوجه نقد به واحد تجاری را برآورده سازد. ۳- باید اطلاعاتی را در مورد منابع اقتصادی واحد تجاری،حقوق نسبت به منابع مذکور و اثرات رویدادها،فعالیتهاو شرایطی را که منابع و حقوق مزبور را تغییر می دهد،ارائه نماید. البته سامانه گزارشگری مالی علاوه بر موارد بالا اهداف دیگری را نیز باید برآورده سازد از جمله: ۱- عملکرد واحد تجاری از راه اندازه گیری سود خالص و اجزای تشکیل دهنده آن بر منبای فرض تعهدی. ۲- تعیین نحوه تامین و مصرف وجوه،استقراض و باز پرداخت دیون، توزیع سود سهام و سایر موارد توزیع منابع بین صاحبان سهام و سایر افراد که ممکن است بر نقدینگی و توانایی واحد تجاری در ایفای تعهداتش تاثیر بگذارد. ۳- نتایج حاصل از نظرات مدیران بر منابع واحد تجاری که در قبال سهام مسئول است به منظور تحقق اهداف بالا باید اطلاعات بسیار متنوعی درباره واحد تجاری تهیه گردد و این امر مستلزم ارائه اطلاعات در دسته بندی های متنوع است. در واقع هدفهای گزارشگری مالی ایجاب می کند که مجموعه کاملی از چندین صورت مالی مجزا ودر عین حال با هم ارائه شود که هر یک از این صورتها به طور جداگانه و همچنین در مجموع،در تحقق هدفهای گزارشگری مالی نقش به سزایی دارند(عالی ور،۱۳۸۹، ۳)
۲-۱-۵- گزارشگری مالی در ایران
گزارشگری مالی در ایران را از دو منظر میتوان ارزیابی کرد: از منظر محیط اقتصادی و سازگاری گزارشگری با پیچیدگی اقتصاد ایران و از منظر مقررات حاکم بر گزارشگری. در مورد اول میتوان پرسید آیا موج سوم اقتصاد ایران را متحول کرده است؟ آیا واژه اقتصاد جدید درباره اقتصاد ایران صدق میکند؟ از نظر نگارنده پاسخ این دو سوال تقریباً منفی است. زیرا فرایند دگرگونی در بیشتر کشورهای در حال توسعه طولانی است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که حسابداری و گزارشگری مالی در ایران جلوتر از اوضاع اقتصادی ایران است. اما بیتردید و به زودی اقتصاد ایران نیز با موج اطلاعات شکسته خواهد شد و به دنبال آن نیز حسابداری و گزارشگری در ایران نیز تغییر خواهد کرد. گزارشگری مالی از قوانین نظارتی بر بورس اوراق بهادار نیز متاثر میگردد. نظارت بر سازوکار بورس و معاملات اوراق بهادر نیازمند وجود یک نهاد نظارتی مستقل در سطح بازار است. چنین نهاد نظارتی به طور معمول سه وظیفه اساسی زیر را به عهده می گیرد: انجام پژوهشها در سطح بازار، وضع مقررات اطلاعاتی بازار و نظارت بر رعایت مقررات و کارکرد بازار.وضع مقررات اطلاعاتی به طور معمول مباحثی مثل برقراری الزامات افشای اطلاعات، استانداردهای حسابداری و سایر مقررات درگیر با اطلاعات را دربر میگیرد. در ایران، امر نظارت بر بورس بر عهده تشکیلات بورس است . سازمان حسابرسی نیز به عنوان یک سازمان دولتی باتدوین استاندارد درگیر است. جامعه حسابداران رسمی نیز در حوزه حسابرسی فعالیت دارد. آنچه که باعث تخریب کارکرد گزارشگری مالی یا برونسازمانی خواهد شد، نامعلوم بودن نهاد نظارت بر بازار است. در حال حاضر ظاهراً تشکیلات بورس بر کار خودش هم نظارت دارد. اگر چه در ساختار و ارکان این تشکیلات نمایندگان مختلف حضور دارند، اما نمایندگان مردم یا معاملهگران سهام غایب هستند. پس به دلیل نبود یک نهاد نظارتی مستقل است که هنوز حرفه حسابداری و حسابرسی به ویژه در زمینه استاندارد سرگردان مانده است.(موسوی بشیری ، ۱۳۸۸، ۲۵)
۲-۱-۶-گزارشگری مالی در عصر تجارت الکترونیک
تحولات پیدرپی سه دهه اخیر در عرصههای گوناگون سیاسی و اقتصادی اگر چه بیسابقه و تکاندهنده بوده و بسیاری از معادلات موجود را در جهان برهم زده است اما نمیتوان آن را با تحولات و پیشرفتهای گسترده و باور نکردنی فناورهای مختلف و بیش از همه فناوری اطلاعات و ارتباطات مقایسه کرد. تحولات[۳] ICT نه فقط در ارتباط با نظامهای اطلاعاتی درون سازمانها تغییرات زیادی را سبب شده است، که منجر به پیامدهای مهمی در چگونگی روابط اقتصادی، شیوه کسب و کار و مبادلات شده است. آنچه امروز با عنوان تجارت الکترونیک یا کسب و کار الکترونیک در عرصه فعالیتهای اقتصادی پدید آمده بیش از هر چیز محصول تحولات و پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات است. آثار اقتصادی این فضای جدید کسب و کار موجب بر هم خوردن نسبتهای رایج در توزیع سهم فعالیتها ازمجموعه عملکرد اقتصادی شده است. مهم تر از آن، کسب و کار و تجارت الکترونیک، بر نوع اطلاعرسانی و حتی نوع نیازهای اطلاعاتی افراد ذینفع در ارتباط با سازمانها و شرکتهای گوناگون آثار بسیاری داشته است. نوع تاثیراتی که محیط نوین ICT عملاً بر چگونگی انتشار صورتهای مالی بر جای نهاده بسیار محدودتر از ظرفیتهای بالقوه این فناوری است. انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز۲(ICAEW) به عنوان یکی از نهادهای مهم و تاثیرگذار حرفهای حسابداری در سطح جهان، طی گزارشی در سال ۲۰۰۴ با عنوان «گزارشگری دیجیتال: اطلاعات برای بازارهای برتر» به دو سطح از دگرگونی نظامهای گزارشگری مالی اشاره کرده است: سطح اول: به عقیده انجمن، سطح اول دگرگونی تنها با انتشار و توزیع گزارشها به صورتی وسیعتر و کاراتر اما اساساً با همان شکلبندی جاری با بهره گرفتن از ابزاری مثل فایلهای دادهای قابل حمل موسوم به [۴]PDF یا ابرمتنهای موسوم به HTML[5] شناخته میشود. در این سطح نه تنها صورتهای مالی مرسوم بلکه گزارشهای اجتماعی و محیطی، نوارهای ویدئویی ازسخنرانیها و کنفرانسها، مواد نمایشی (نظیر اسلایدهای سخنرانی)، اخبار و گزارشهای مطبوعاتی و صفحات گسترده یا انواع مختلفی از جداول اطلاعاتی نیز به استفاده کنندگان ارائه میشود. سطح دوم: از دیدگاه انجمن در سطح دوم یا به تعبیر دیگر، مرحله دوم تکامل گزارشگری مالی در محیط فناوری نوین، هدف گزارشگری، در دسترس قرار دادن اطلاعات به شکلی اثربخشتر برای تحلیل و تعامل با سایر سامانه ها از راه استاندارد کردن چهارچوبهای ذخیرهسازی، پردازش و ارائه اطلاعات برای تامین اهداف گزارشگری است. این امر مستلزم وجود استانداردهای تفصیلی جهانی مورد پذیرش عموم شرکتها و سازمانهاست. (عرب مازیار یزدی،۱۳۸۹، ۱۴۶)
۲-۱-۷- استفادکنندگان از گزارشگری مالی
گروه های استفاده کننده از گزارشهای مالی ا ز اقشار افراد وگروههای متفاوتی هستند بدین ترتیب ارائه و تنظیم گزارش مالی که بتواند جوابگوی تمام نیازهای استفاده کنندگان باشد میسر نیست اما تلاش می شود که سامانه مالی و حسابداری گزارشی را تهیه نمایدکه بیشترین نیاز گروها را فراهم آورد،نیازهای اطلاعاتی مدیریت وسایر استفاده کنندگان از گزارشهای مالی به شرح زیر می باشد: ۱-گزارشگری مالی باید اطلاعات مربوط به عملکرد مالی واحد اقتصادی را طی یک دوره مالی به گونه ای مطلوب ارائه کند. ۲- ارزیابی کارایی و حفظ امانت و ایفای نقش مباشرتی مدیران واحدهای اقتصادی که مورد توجه دولت و… است لذا گزارشگری مالی بایددر بردارنده اطلاعاتی باشد که این ارزیابی را هر جه بیشتر و بهتر میسر سازد. ۳- گزارشگری مالی باید اطلاعات مربوط به منابع اقتصادی و محل تامین این منابع و همچنین معاملات ،حوادث و شرایطی که منجر به تغیر این منابع می گردد نشان دهد. ۴- گزارشگری مالی لازم است در بر دارنده اطلاعات کامل در زمینه ارزش افزوده در تولیدات و خدمات باشد (ارزش افزوده داخلی،صرفه جویی ارزی) ۵- گزارشگری مالی باید ارائه کننده اطلاعاتی در زمینه منافع کارکنان،کارایی آنهاو همچنین اطلاعات مربوط به تامین ایمنی وسلامت آنها باشد. ۶- گزارشگری مالی باید در بر دارنده اطلاعاتی در زمینه کوششهای واحد برای حفظ محیط زیست وسایر فعالیت های اجتماعی،فرهنگی باشد. ۷- گزارشگری مالی بایدشامل توضیحات لازم در باره ،اطلاعات ارائه شده باشد تا استفاده کننده رادر درک اطلاعات کمک کند(ثقفی،۱۳۸۹، ۱۷) .
۲-۱-۸- امکان ارتفاءشیوه گزارشگری مالی در ایران
شاید برای حرفه حسابذاری در کشور ما مهم ترین سوالی که در مواجهه با این موج جدید استفاده از فن آوری روز برای گزارشگری مالی مطرح خواهد شد این باشد که تا جه اندازه امکانات و وضعیت موجود در ایران می تواند از این موج جدید استفبال کند یا به تعبیری آماده پذیرش آن است؟ پاسخ به این سوال از دو منظر قابل طرح است: الف- از جنبه امکانات موجود۱ ICT درکشور برخورداری از امکانات فنآوری اطلاعات و ارتباطات در مییابیم که خوشبختانه به دلایل مختلف و از جمله ویژگیهای ذاتی ICT ، کشور ما در حال حاضر دارای قابلیتهای زیادی برای استفاده از دستاوردهای نوین فناوری اطلاعات است. اکثر محصولات جدید سختافزاری و نرمافزاری به سادگی در دسترس قرار میگیرد و قابل تهیه است. از این لحاظ نمیتوان امکان استفاده از فناوری روز، لااقل در ارتباط با تجهیزات پردازش دادهها (اصلی و جانبی) را انکار کرد. اگر چه از نقطهنظر توسعه زیر ساختهای مخابراتی لازم برای توسعه شبکههای رایانهای گسترده۲ (WAN) هنوز راه نرفته زیادی باقی است، اما باور دستگاههای ذیربط به ضرورت تسریع این امر و افزایش سرعت عمل در این زمینه جای امیداوری است و در آینده نه چندان دوری میتوان نتایج این پیشرفتها را مورد استفاده عملی قرار داد. از سویی دیگر تدریجاً توجه جدی سازمانها به توسعه و نوسازی سامانه های اطلاعاتی، بستر لازم را برای کاربرد سامانه های یکپارچه درون سازمانی و شبکههای بین سازمانی پدیدآورده است. میتوان امیدوار بود که اغلب شرکتها و سازمانهای مهم کشور باتخصیص بودجه و امکانات کافی برای این امر آمادگی لازم برای استفاده از موج جدید فنآوری را فراهم سازند. ب- وضعیت موجود گزارشگری مالی عدم تمایل شرکتها به گزارشگری مالی- عدم تمرین کافی در صحنههای رقابت واقعی اقتصادی، فعال نبودن بورس اوراق بهادر برای سالهای متمادی، وجود فرهنگ پنهان کاری سنتی، فقدان الزامات قانونی برای گزارشگری به جامعه و سایر موضوعات تاثیرگذار، سبب شده تا شرکتها اصولا تمایل چندانی به گزارشگری مالی نداشته و برای این وظیفه بسیار مهم که یکی از اهرمهای تامین و تضمین حقوق طرفهای ذینفع و به ویژه سرمایهگذاران و بستانکاران است ارزش چندانی قائل نباشند. این امر میتواند به صورت مانعی برای جستجوی شیوههای بهبود گزارشگری مالی و یا استقبال از هرگونه نوآوری در این زمینه باشد عدم اطمینان کافی به علت گزارشهای مالی به دلایل متعدد ، از جمله آنچه درباره عدم تمایل شرکت ها به افشای اطلاعات مالی در ایران گفته می شد، در میان دریافت کنندگان اطلاعات اطمینان کافی در مورد صحت و کفایت افشای گزارشهای مالی شرکت ها وجود ندارد. طبعاً شرایط خاص بازار سرمایه ایران و عدم کارایی آن نیز مزید بر علت شده و اغلب استفاده کنندگان از اطلاعات مالی را به طرف منابع غیر رسمی بجای گزارش های مالی منتشره سوق می دهد. ( عرب مازار یزدی ، ۱۳۸۹، ۱۴۶)
۲-۱-۹- تحولات اساسی در گزارشگری
با توجه به تحولات پدید آمده در عرصههای کسب و کار، نیازهای استفاده کنندگان از گزارشهای مالی تغییرات اساسی یافته و انتظارات جدیدی از سوی ذینفعهای مختلف سازمان مطرح گردیده است. از طرفی رویدادهایی همانند رسواییهای مالی Enron، ضرورت بازنگری و بهبود شکل و محتوای گزارشها را در مرکز توجه محافل حسابداری جهان قرار داده است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول شماره (۴-۳۰) مواد ومصالح تشکیل دهنده بنا ۸۰ جدول شماره (۴-۳۱) نوع پوشش سربندی مدارس ابتدائی کوچصفهان ۸۱ جدول شماره (۴-۳۲) کیفیت بناهای مدارس ابتدائی ۸۲ جدول شماره (۴-۳۳) ارتفاع ساختمانهای آموزشی( مدارس ابتدائی) ۸۳ جدول شماره (۴-۳۴) مصالح نمای مدارس ابتدائی کوچصفهان ۸۴ جدول شماره (۴-۳۵) رنگ دیواره های درونی مدارس ابتدائی کوچصفهان ۸۵ جدول شماره (۴-۳۶) شرایط سرما درکلاسها درفصل زمستان ۸۶ جدول شماره (۴-۳۷) استفاده از نور غیر طبیعی درفصول پاییزوزمستان ۸۷ جدول شماره (۴-۳۸) استفاده از نوع سیستم گرمایشی مدارس ابتدائی کوچصفهان ۸۸ جدول شماره (۴-۳۹) نوع سیستم سرمایشی مدارس ابتدائی کوچصفهان ۸۹ جدول شماره (۴-۴۰) سیستم نورگیری ساختمانهای مدارس ابتدائی کوچصفهان ۹۰ جدول شماره (۴-۴۱) رده خوری ساختمان مدارس ابتدائی ۹۲ جدول شماره (۴-۴۲) جهت رده خوری ساختمان ۹۳ جدول شماره (۴-۴۳) نفوذ رطوبت در دیواره های داخلی ۹۴ جدول شماره (۴-۴۴) کاربری اراضی پیرامون مدارس ابتدایی کوچصفهان ۹۵ جدول شماره (۴-۴۵) جهت گیری ساختمان مدارس ابتدائی ۹۶ جدول شماره (۴-۴۶) تعداد مدارس برخوردار از پرده کلاس در کوچصفهان ۹۷ جدول شماره (۴-۴۷) رنگ پرده کلاسهای مدارس ابتدائی کوچصفهان ۹۸ جدول شماره (۴-۴۸) مساحت فضاهای آموزشی مدارس ابتدائی کوچصفهان ۹۹ جدول شماره (۴-۴۹) مساحت عرصه فضای باز مدارس ابتدائی ۱۰۰ جدول شماره (۵-۱) اولویت بندی عناصر همساز وناهمساز با شرایط اقلیمی ۱۱۱ فهرست نمودارها عنوان صفحه نمودار شماره (۲-۱) جمعیت بر حسب گروهای عمده نسبی به تفکیک جنسی ۱۲ نمودارشماره( ۴-۱) پراکندگی فضای آموزشی براساس ارتفاع ۴۵ نمودار شماره( ۴-۲) پراکندگی فضای آموزش درسطح دهستان کوچصفهان ۴۶ نمودارشماره (۴-۳) اقلیم نمای آمبرژه منطقه مورد مطالعه ۴۸ نمودار شماره ( ۴-۴) نمودار زیست اقلیمی اولگی ایستگاه سینوپتیک رشت ۴۹ نمودارشماره( ۴-۵) زیست اقلیمی گیونی ساختمانی ایستگاه رشت ( ۱۳۸۳-۱۳۹۲) ۵۲ نمودارشماره (۴-۶) لنگستر- کارستی وضعیت شرجی ایستگاه رشت طی دوره آماری( ۱۳۸۳-۱۳۹۲) ۵۷ نمودار شماره (۴-۷) بارندگی ماهانه ایستگاه رشت( ۱۳۸۳-۱۳۹۲) ۵۹ نمودار شماره (۴-۸) درصدبارندگی فصلی منطقه مورد مطالعه دوره آماری ۱۰ساله ۵۹ نمودار شماره( ۴-۹) رژیم درازمدت دمای ماهانه سالهای آماری( ۱۳۸۳-۱۳۹۲) ۶۲ نمودار شماره( ۴-۱۰) دمای ماهانه حداقل. حداکثر ایستگاه مورد مطالعه دوره آماری ۱۰ساله ۶۲ نمودار شماره (۴-۱۱) میانگین رطوبت نسبی به درصد درایستگاه رشت( ۱۳۸۳-۱۳۹۲) ۶۵ نمودار شماره (۴-۱۲) زمان طلوع وغروب خورشید برای اول هرماه ایستگاه رشت ۶۸
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نمودارشماره (۴-۱۳) زمان طلوع وغروب خورشید برای پانزدهم هرماه ایستگاه رشت ۶۸ نمودار شماره (۴-۱۴) مدار میل خورشید ماهانه ایستگاه رشت ۶۹ نمودار شماره( ۴-۱۵) گلباد ایستگاه رشت ۷۱ نمودار شماره( ۴-۱۶) عرض کلاسهای درس مدارس ابتدائی کوچصفهان ۷۲ نمودار شماره( ۴-۱۷) طول کلاسهای درس مدارس ابتدائی کوچصفهان ۷۳ نمودار شماره( ۴-۱۸) آلودگی صوتی محوطه مدارس ابتدائی کوچصفهان ۷۴ نمودار شماره (۴-۱۹) کلاسهای دارای پنچره نامناسب مدارس ابتدائی کوچصفهان ۷۵ نمودار شماره( ۴-۲۰) کلاسهای درمعرض مستقیم نور آفتاب مدارس ابتدائی کوچصفهان ۷۶ نمودار شماره (۴-۲۱) کلاسهای که باد عامل مزاحم مدارس ابتدائی کوچصفهان ۷۷ نمودار شماره (۴-۲۲) بررسی استقرار مدارس ابتدایی به لحاظ طبقات کوچصفهان ۷۸ نمودار شماره (۴-۲۳) سال احداث ساختمان مدارس ابتدائی کوچصفهان ۷۹
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
HCC5: مصرف کنندگان جوانتر با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. HCC6: مصرف کنندگان مذکر با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. HCC7: مصرفکنندگانی که تحصیلات دانشگاهی دارند با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. HCC8: مصرفکنندگانی که حرفه های تکنیکی یا حرفهای دارند با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. HCC9: مصرفکنندگانی که درآمد بالاتر از میانگین دارند با احتمال بیشتری از طریق اینترنت خرید خواهند کرد. متغیر وابسته در این تحقیق تمایل به خرید از طریق اینترنت و متغیرهای وابسته ویژگیهای فروشگاه، مصرف کننده و طبقات محصول است. ۱۰ ویژگی فروشگاه در طول چهار رسانه خرده فروشی تحلیل شده است. خرید گذشته و تمایل به خرید پانزده طبقه از محصول در اینترنت مورد بررسی قرار گرفته است. توسط تحلیل عاملی محصولات بر اساس تمایل به خرید هرکدام از طبقات در اینترنت، گروهبندی شده اند. شش عامل حاصل شده عبارتند از: (۱) محصولات سرگرمی مانند کتاب و مجله، موسیقی، محصولات کامپیوتری و مسافرتی (۲) خدمات شامل خدمات بازرگانی، قانونی، مالی و وام و رهن (۳) هدایا شامل البسه، خوراکی و نوشیدنی (۴) الکترونیک مانند محصولات الکترونیک و خودرو (۵) خدمات تحصیلی و (۶) محصولات کودکان. محصولات موجود در عامل اول بیشترین تناوب خرید را در بین سایر طبقات داشته اند. به علاوه تحلیل عاملی ویژگیهای فروشگاه را نیز اینکه گروهبندی کرده است: ۱)راحتی شامل حفظ وقت و راحتی، ۲) خدمات شامل ریسک کاهش یافته و خدمات مشتری، ۳) کالاها شامل قیمت، کیفیت و تنوع کالا، ۴) شهرت سامل معریف بودن برند و شرکت و ۵) راحتی پرداخت شامل تنها متغیر سهولت پرداخت. سه فرضیه از هشت فرضیه مربوط به ویژگیهای فروشگاه اینترنتی پذیرفته شده است: کیفیت کالا، تنوع کالا و خدمات مشتری. در رابطه خصوصیات مصرف کننده نیز دو فرضیه از چهار فرضیه یعنی سطح بالاتر رهبری عقیده و پذیرش نوآوری حوزه خاص بر خلاف دو مورد دیگر تاثیر معنادار در تمایل به خرید از اینترنت دارند. ویژگیهای جمعیت شناختی نیز تاثیرگذار شناخته شده اند. هدف کلی لیئو (۲۰۰۴) از تحقیق ” مدلسازی پذیرش اینترنت توسط مصرف کننده به عنوان رسانه خرید: دیدگاه یکپارچه” فراهم نمودن درک بهتر از پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید از طریق رویکرد یکپارچهی پذیرش نوآوری و فرایند تصمیم گیری مصرف کننده است. از این رو فرضیه های زیر توسعه یافتهاند: H1: پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان به طور مثبت از ادراکات آنها نسبت به (الف) مزایای نسبی، (ب) سهولت استفاده، (ج) سازگاری، (د) خوشی و بطور منفی از (ی) ریسک تاثیر میپذیرد. H2: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی به طور مثبت بر پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط آنها، تاثیر می گذارد. H3: خودکفایتی اینترنت مصرف کنندگان به طور مثبت بر پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط آنها، تاثیر می گذارد. H4: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از مزایای نسبی تاثیر می گذارد. H5: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از سازگاری تاثیر می گذارد. H6: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از سهولت استفاده تاثیر می گذارد. H7: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از خوشی تاثیر می گذارد. H8: ادراکات مصرف کنندگان از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی (اطلاعات، طراحی سایت، کاربری سیستم و خدمات) به طور مثبت بر ادراکات آنها از ریسک تاثیر می گذارد. H9: خودکفایتی اینترت مصرف کنندگان بطور مثبت بر ادراکات آنها از خصوصیات نوآوریِ (الف) مزایای نسبی، (ب) سهولت استفاده، (ج) سازگاری، (د) خوشی و بطور منفی بر (ی) ریسک تاثیر می گذارد. H10: طبقات محصول تاثیر تعدیل کنندگی بر پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان دارد. H11: ادراکات از خصوصیات نوآوریِ رسانه خرید اینترنتی، ادراکات از ویژگیهای خردهفروش اینترنتی و خودکفایتی اینترنت برای چهار گروه پذیرندگان: بازدیدکنندگان عادی، خریداران پنهان، خریداران ثابت قدم و خریداران ترک کننده، متفاوت است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با بهره گرفتن از پیمایش تحت وب از پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان مورد بررسی قرار گرفته است. پرسشنامه در صفحه ائل شامل دو سوال بر غربال کردن خریداران غیر اینترنتی است. سوالات اصلی پیمایش در صفحهی دوم قرار دارد. تحلیل توصیفی برای تهیه پروفایلی از مصرف کنندگان بر اساس ویژگیهای جمعیت شناختی آنها، استفاده از اینترنت و رفتار خرید برخط، انجام گرفته است. جهت آزمون مدل مفروض و فرضیه ها از مدل معادلات ساختاری و به منظور بررسی بعددار بودن سازهها از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. به منظور تعیین اینکه آیا متغیرهای اندازه گیری شده بطور قابل اعتمادمتغیرهای پنهان فرض شده را که از تحلیل اکتشافی حاصل شده، منعکس می کند یا نه تحلیل عاملی تاییدی بکار رفته است. تحلیل مسیر ساختاری نیز برای توسعه مدل مفروض و بررسی تاثیر خصوصیات نوآوری ادراک شده، ویژگیهای خرده فروش اینترنتی ادراک شده و خودکفایتی اینترنت مصرف کننده بر رفتار خرید برخط فعلی و تمایلات خرید برخط آتی، بکار رفته است. تاثیر تعدیل کنندگی طبقات محصول نیز بر اساس مدل معادلات ساختاری مفروض برای خرید اینترنتی آزمون می شود. فرضیات مربوط به ویژگیهای ادراک شده خردهفروش اینترنتی گسترش یافتهاست، یعنی فرضیات H4 و H6 و H7 هر کدام بصورت Ha و Hb و Hc در آمدهاند. فرضیه های تحقیق یا بطور کامل و یا تقریبا مورد قبول قرار گرفته اند. یافتههای تحقیق بر اساس پروفایل پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان نشان میدهد که ببشتر خریداران اینترنت خریداران برخط هستند. پروفایل رفتار خرید فعلی مصرف کننده و تمایلات آتی به خرید برخط ادامه دار نشان میدهد که بیشتر رفتارهای خرید برخط مصرف کنندگان الگوی همسانی را تاجاییکه رفتار منتخب تفاوت کمی برای خریداران برخط دارد، نمایان میسازد. از یافتههای مهم تحقیق این است که پذیرش اینترنت توسط مصرف کنندگان پویاست و درآینده تغییر می کند و به علاوه پذیرش اینترنت به عنوان رسانه خرید توسط مصرف کنندگان چند بعدی است. مای سو و همکاران در سال ۲۰۰۵ به انجام پژوهش “عوامل تاثیر گذار برتمایل به خرید از طریق اینترنت” با اهداف زیر پرداختند:
-
- بررسی رفتار خرید اینترنتی در هنک گنگ
-
- شناسایی نگرش کلی در خصوص خرید اینترنتی
-
- ارتباط بین تجربه قبلی خرید اینترنتی،نگرش در خصوص خرید اینترنتی،تصمیمات مرتبط،جستجو و تمایل به خرید اینترنتی.
برای انجام پژوهش از یک پرسشنامه انلاین استفاده و از ۱۰۸۲ نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه برای انجام پژوهش استفاده گردید که همگی دارای دانش فنی خوبی در خصوص اینترنت بودند.با تجزیه و تحلیل عوامل و استفاده از معادلات ساختاری مدل به تصویر کشیده شده در زیر ارائه گردید.این مدل می تواند برای بازاریابانی که قصد مداخله در تصمیم مشتریان دارند مفید واقع شود تا بتوانند افراد را برای خرید آنلاین تشویق کنند.اموزش فعالانه به مشتریان می تواند فراوانی خرید اینترنتی را افزایش می دهد و دانش کسب شده نیز شکل گیری نگرش را تحت تاثیر قرار می دهد.بنابراین فروشندگان باید مکانیسم خرید اینترنتی را به مشتریان بیاموزند،زیرا نگرش مطلوب یا غیر مطلوب مصرف کنندگان به شدت تحت تاثیر سطح دانش آنها قرار دارد.یافته های این پژوهش حاکی از این نکته است که تمایلات به خرید اینترنتی تحت تاثیر مستقیم رفتار جستجو در محیط اینترنت قرار دارند و به طور غیر مستقیم توسط نگرش در خصوص خرید اینترنتی،تجربیات پیشین خرید اینترنتی و تجربیات پیشین، از اینترنت تحت تاثیر قرار می گیرند. شیم و همکاران در سال ۲۰۰۱ موضوع “مدل تمایل به خرید آنلاین با تمرکز بر نقش تمایل و قصد مصرف کننده برای جستجوی اطلاعات از طریق اینترنت” را با هدف بررسی نقش قصد مصرف کننده به جستجوی اطلاعات و تمایل به خرید اینترنتی، به مطالعه یک نمونه ۷۰۶ نفری از افرادی که امکان دسترسی به اینترنت و خرید اینترنت را داشتند در ۱۵ ناحیه ناحیه از امریکا پرداختند.افراد تحت مطالعه از بین ۵ گروه کالای ارائه شده، سه کالا را انتخاب کردند (نرم افزار،کتاب و ویدئو).دو کالای دیگر پوشاک و لوازم جانبی آن بود. نتایج حاکی از آن بود که تمایل مصرف کننده به جستجوی اطلاعات از طریق اینترنت عامل پیش بینی کننده کلیدی برای قصد آنها به خرید از طریق اینترنت می باشد.
۲-۲-۳ مدل مفهومی تحقیق
مدل مورد استفاده در این تحقیق، مدلی بر اساس مدل ارائه شده توسط هاکیو و همکاران (۲۰۰۹) میباشدکه با توجه به بررسی سایر تحقیقات در این زمینه،دو متغیر مستقل دیگرکه در تحقیقات لیائو و چئونگ(۲۰۰۱)،سوامیناتان و همکاران(۱۹۹۹)،گریوال و همکاران(۲۰۰۳)،چن و دوبینسکی(۲۰۰۳) و استوئل و ها نیز مورد بررسی قرار گرفت، به این مدل اضافه گردید. این مدل، رابطه بازاریابی اینترنتی با رفتار خرید مشتریان را بررسی می کند: محیط بازاریابی اینترنتی پیشنهادات ارتقایی امنیت و اعتماد ویژگی های محصول قیمت سهولت خرید بازاریابی اینترنتی شکل۲-۲-۳ : رابطه بازاریابی اینترنتی با رفتار خرید ۲-۲-۳-۱ توضیحات در خصوص عوامل تعیین کننده رفتار خرید مشتریان در بازاریابی اینترنتی :
-
- محیط بازار یابی اینترنتی و رفتار خرید مصرف کننده در اینترنت : این موضوع برای بازاریابان بسیار با اهمیت است که بتوانند در محیط بسیار رقابتی اینترنت مشتریان را حفظ نمایند و بزرگی بازار مقصد را برآورد نمایند.برای برآورد نمودن انتظارات مشتریان از جمله نیاز ها، خواسته ها، سلیقه ها و ترجیحات آنها، یک سایت باید به صورت متنوعی طراحی شود و تسهیلات زیادی را در اختیار کاربران قرار دهد.(آی جی،۲۰۰۴). رفتار مصرف کننده شامل مطالعه فرایند هایی است که طی آن افراد یا گروه ها از کالا، خدمات یا ایده ها به منظور ایجاد رضایت و تامین نیاز ها و خواسته ها استفاده می کنند. (سولومون،۱۹۹۹). مهمترین شاخص هایی که متغیر محیط بازاریابی اینترنتی می تواند بر روی رفتار خرید مشتریان در اینترنت اثر گذار باشد شامل مفید بودن،لذت بخش بودن،کارایی،خدمات بهتر و رضایت می باشد و فرض اول که استنتاج نظری محقق است بر این است که محیط بازاریابی اینترنتی بر رفتار خرید مشتریان اینترنتی تاثیرگذار است.
-
- ویژگی های محصول: عموما مشتریان برای خرید، فروشگاهی را انتخاب می کنند که رضایت آنها از کیفیت مورد نظرشان را حداکثر نماید. محصولاتی که برای خرید نیاز به لمس کردن و یا آزمودن به وسیله حس های مختلف دارند،کمتر از طریق اینترنت به فروش می رسند و لذا ملموس بودن و غیر ملموس بودن ویژگی های مهمی است که باید در محیط اینترنتی برای محصولات مد نظر قرارگیرد.(ویجایا ساراتی،۲۰۰۲). شاخص های بررسی فیزیکی،حس دیدن، صدا، بوییدن و چشیدن، مهمترین شاخص های این متغیر می باشد و بر اساس آن فرض دوم بدین صورت بیان می گردد که ویژگی محصول بر روی رفتار خرید مشتریان اینترنتی تاثیر گذار می باشد.
-
- امنیت و اعتماد: امنیت عامل مهمی در افزایش رضایت مشتریان است. در مواردی که احتمالات و خطرات نیز وجود داشته باشد، اعتماد به محصول، نقش ویژه پیدا می کند.امنیت، اعتماد ایجاد می نماید و اعتماد عامل موفقیت است. هرچه سطح امنیت و اعتماد برای یک محصول بالاتر باشد نیاز به فعالیت فیزیکی در خرید آن کاهش یافته و خرید الکترونیکی آن آسان تر می شود.(کالت من-۲۰۰۰،دگراتو-۱۹۹۹، ون یه-۲۰۰۴).شاخص های مربوط به امنیت و اعتماد عبارتند از اطلاعات شخصی و مالی،تجربه خرید و حریم خصوصی و فرضیه سوم بیان می دارد که این عامل بر روی رفتار خرید مشتریان در اینترنت تاثیر گذار است.
-
- پیشنهادات ارتقایی: ارتقاء به معنای تمام کارهایی است که یک بازاریاب انجام می دهد تا محصولی را از کارخانه به دست مشتری برساند و این امر شامل تبلیغات، فروش شخصی، روابط عمومی، عمومی یا جهانی شدن و تجارت می شود. ارتقاء فروش می تواند مزایای زیادی را برای مشتریان به وجود آورد که مشهودترین آن صرفه جویی مالی است. هرچند می تواند باعث به ارمغان آوردن عواملی مثل کیفیت، راحتی، ایجاد ارزش و سرگرمی برای مشتریان شود.(پیتادیا و شارما، ۲۰۰۵). برای بررسی متغیر مستقل پیشنهاد ارتقایی و فرضیه چهارم که تاثیر آن بر روی رفتار خرید مشتریان در اینترنت است از شاخص های جذب کنندگی، قانع کنندگی، خلاقیت و افزایش فروش استفاده می شود
-
- قیمت: از نظرلغوی یعنی سنجش، ارزیابی، اندازه و معیار. قیمت در بازار عبارت است از ارزش مبادلهای کالا و خدمت که به صورت واحد پول بیان میشود.برای مشتریان حساس به قیمت در بازار،قیمت یک شاخص مهم در ارزیابی ارزش محسوب می شود.برای مشتریان اقتصادی تر معمولا قیمت یک جزء مهم از هزینه است که قیمت را بین محصولات جایگزین مقایسه می نمایند.قیمت مستقیم در خرید الکترونیکی از طریق اینترنت شامل هزینه های خرید سخت افزار و نرم افزار و نیز پرداخت هایی برای اشتراک اینترنت و به روز نمودن می باشد که بدون در نظر گرفتن آن قیمت همان قیمت محصول در بازار سنتی می باشد که جزء ذاتی از ریسک مالی درک شده برای محصول می باشد. (ز.چن و دوبینسکی،۲۰۰۳). ارزان بودن،مقایسه،تخفیف،ریسک،دفعات خرید و هزینه های جانبی از مهمترین شاخص های متغیر قیمت می باشند و فرض پنجم بر این است که قیمت بر روی رفتار خرید مشتریان در اینترنت تاثیر گذار است.
-
- سهولت خرید: باور کاربر نسبت به اینکه تا چه حد استفاده از یک سیستم خاص، بدون دردسر و همراه با راحتی خواهد بود (دیویس، ۱۹۸۹). سهولت استفاده همچنین در ادبیات مربوط به مفاهیم آنلاین، تحت عنوان قابلیت استفاده یا کارآمدی نیز بیان می شود، که شامل سهولت در ردیابی، سهولت در سفارشدهی، عملکرد جستجو، سرعت دانلود، طرح کلی سایت و سهولت در خرید اینترنتی میباشد (جاتوراویث، ۲۰۰۷).فرضیه آخر نیز بیان می دارد که سهولیت خرید در اینترنت بر رفتار خرید مشتریان تاثیر دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴۱.۳%
۲۰.۲%
۱۰۰%
درصد ستونی
۱۰۰%
۱۰۰%
۱۰۰%
۱۰۰%
V
Sig
Df
X2
۰.۶۴
۰.۰۰۰
۲
۴۵.۰۱۷
قضاوت آماری: از آنجا که خی دو برابر ۴۵.۰۱۷ و درجه آزادی برابر با ۲ میباشد با توجه به اینکه سطح معناداری محاسبه شده کمتر از ۰.۰۱ است (sig=0.000) لذا با ۹۹% اطمینان و۱% خطا بین دو متغیر نوع کالای تبلیغشده و ارزشهای فرهنگی بیگانه رابطه معناداری وجود دارد. همچنین شدت این رابطه با توجه به وی کرامر۰.۶۴ است که شدت نسبتاً قوی محسوب می شود. بنابر این فرضیه دوم تائید می شود. تجزیه و تحلیل:از مجموع ۵۵ کالای تبلیغشده داخلی دارای ارزش فرهنگی بیگانه بیشترین میزان یعنی ۵۲.۷% دارای ارزش مصرفگرایی بوده اند. این مسأله نشان میدهد که کالاهای داخلی بیشترین مصرفگرایی را تبلیغ می کنند که با توجه به تعریف عملیاتی مصرفگرایی که شامل کالاهای کمدوام و مدتدار می شود این توزیع صحیح به نظر میرسد. همچنین کالاهای خارجی با ۷۲.۲% بیشترین تجملگرایی و مدپرستی را ترویج می کنند. ۳۶.۴% از کالای تبلیغشده ایرانی نیز ارزش لذتگرایی و رفاهطلبی را به مخاطب منتقل می کند. بنابراین میتوان گفت به جز ارزش تجملگرایی که بیشترینش با ۸۶.۷% متعلق به کالاهای خارجی است، متأسفانه این کالاهای داخلی هستند که به ترویج لذتگرایی و مصرفگرایی در تبلیغات خود پرداختهاند که نشان میدهد این نوع ارزشهای بیگانه بین تبلیغگران و بالتبع بینندگان آنها جای خود را باز کرده و شاید دور نباشد که جامعه ایرانی نیز به تبعیت از نظام سرمایهداری این ارزشهای بیگانه را جزئی از ارزشهای خودی تلقی کند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
فرضیه۳. به نظر میرسد بین نوع زبان و کلمات بهکاررفته در تبلیغ با ارزشهای فرهنگی بیگانه در تبلیغات رابطه معناداری وجود دارد. جدول شماره ۴-۲-۳- جدول بررسی معناداری رابطه بین نوع زبان و کلمات بهکاررفته در تبلیغ و ارزشهای فرهنگی بیگانه
زبان و کلمات بهکاررفته در تبلیغ
ارزشهای فرهنگی بیگانه
مصرفگرایی و گرایش به مادیات
تجملگرایی و مدپرستی
لذتگرایی و رفاه طلبی
جمع
واژه فارسی با نوشتار فارسی
فراوانی
۱۷
۵
۸
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۳-۱۵ : مدل مرجع فنی(TRM) ۳-۱۲-۲- مدل مرجع یکپارچه زیرساخت اطلاعات (IIITRM) در حالی که معماری پایه یک نمونه محیط پلت فرم برنامهکاربردی را توصیف میکند، مدل مرجع دوّم در زنجیرهی سازمان، یعنی مدل مرجع یکپارچه زیرساخت اطلاعات یا IIITRM، بر فضای نرمافزاری برنامهکاربردی تمرکز دارد.III-RM ، «معماری سیستمهای رایج» در مؤلفههای زنجیرهی سازمان است. III-RM در شکل ۳-۱۶ نشان داده شده است و از نظر دامنه کلی آن، زیر مجموعهای از TOGAF TRMاست، اما بخشهای مشخصی از TRM را نیز گسترش میدهد، به ویژه بخشهای برنامههای کاربردی کسبوکار و برنامههای کاربردی زیرساخت. III-RM به پرداختن به یکی از چالشهای اصلی پیش روی معمار سازمان امروزی، یعنی نیاز به طراحی یک زیرساخت اطلاعاتی یکپارچه برای فعال کردن جریان اطلاعات بدون محدودیت، کمک میکند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۳-۱۶ : جزئیات III-RM ۳-۱۳- چارچوب توانمندی معماری[۳۳] به منظور عملکرد موفقیت آمیز معماری در یک سازمان، لازم است ساختارها، فرآیندها، نقشها، مسئولیتها و مهارتهای مناسب با سازمان بکارگمارده شوند تا توانمندی معماری را تحقق بخشند. چارچوب توانمندی معماری، مجموعهای از مواد مرجع را برای چگونگی استقرار چنین عملکردی از معماری فراهم میآورد. توجه داشته باشید که اگر چه این بخش تعدادی از دستورالعملها را برای پشتیبانی از فعالیتهای کلیدی، در شکل فعلی آن، شامل میشود، اما چارچوب توانمندی معماری، به عنوان الگویی جامع برای انجام یک قابلیت معماری سازمانی در نظر گرفته نمیشود. یک ساختار کلی برای در شکل ۳-۱۷ نشان داده شده است[۶۲]. شکل ۳-۱۷ : چارچوب توانمندی معماری ۳-۱۳-۱- ایجاد یک توانمندی معماری پیادهسازی هر توانمندی در یک سازمان، نیازمند طراحی چهار معماری دامنه، یعنی کسبوکار، اطلاعات، برنامهکاربردی و فناوری میباشد. در نتیجه، ایجاد کار معماری در یک سازمان نیازمند طراحی موارد زیر است:
-
- معماری کسبوکار معماری، که حاکمیت معماری، فرآیندهای معماری، ساختار سازمانی معماری، نیازمندیهای اطلاعاتی معماری، محصولات معماری و غیره را برجسته میکند.
-
- معماری اطلاعات، زنجیرهی سازمان و مخزن معماری متعلق به سازمان را تعریف میکند.
-
- برنامه معماری، که در آن عاملیت و/یا سرویسهای برنامههای کاربردی مورد نیاز برای فعال کردن کار معماری را مشخص میکند.
-
- معماری فناوری، که نیازمندهای زیرساخت کار معماری را در پشتیبانی از برنامههای کاربردی معماری و زنجیرهی سازمان، مشخص میکند.
۳-۱۳-۲- حاکمیت معماری چارچوب توانمندی معماری یک چارچوب و دستورالعملهایی را برای حاکمیت معماری شامل میشود. حاکمیت معماری، عملی است که با آن معماریهای سازمانی و معماریهای دیگر در سطح گستردهای از سازمان مدیریت و کنترل میشوند. این شامل موارد زیر است:
-
- پیادهسازی سیستمی از کنترلها بر روی ایجاد و پایش تمام اجزاء و فعالیتهای معماری، برای اطمینان از معرفی، پیادهسازی و تکامل اثربخش معماری در سازمان.
-
- پیادهسازی یک سیستم برای اطمینان از انطباق با استانداردهای داخلی و خارجی و تعهدات تنظیمی.
-
- ایجاد فرآیندهایی برای پشتیبانی از مدیریت اثربخش فرآیندهای یاد شده در پارامترهای مورد توافق.
-
- ایجاد و مستندسازی ساختارهای تصمیم گیری که بر معماری سازمانی تأثیر گذار هستند؛ این ذینفعانی را شامل میشود که برای تصمیم گیری ورودی فراهم میکنند.
-
- توسعهی شیوههایی برای اطمینان از پاسخگویی به جامعهای آشکار از ذینفعان مشخص، هم در داخل و خارج از سازمان.
۳-۱۳-۳- انجمن معماری معماری سازمانی چیزی بیش از مصنوعات تولید شده فقط با بهره گرفتن از فرایند ADM است. مطابقت دادن عمل سازمان با اصولی که در معماری مشخص شده است، به یک چارچوب تصمیم گیری نیاز دارد. چارچوب قابلیت معماری، مجموعهای از دستورالعملها را برای ایجاد و راهاندازی یک انجمن معماری سازمانی فراهم میکند. انجمن معماری، نسبت به آیتمهای عملیاتی مسئول هستند و باید در شرایطی که امکان تضاد وجود دارد، قادر به تصمیم گیری باشند و نسبت به به کار بستن آن تصمیم، پاسخگو باشند. بنابراین باید یک نماینده از تمام ذینفعان کلیدی در معماری باشند و به طور معمول یک گروه از مدیران اجرائیِ مسئول بررسی و نگهداری معماری کلی را شامل میشوند. این مهم است که اعضای انجمن معماری، حوزههای معماری، کسبوکار و مدیریت مشکل را پوشش دهند. مسائلی که درخصوص آنها انجمن معماری میتواند مسئول و پاسخگو شناخته شوند عبارتنداز:
-
- سازگاری بین زیر معماریها
-
- شناسایی اجزای دارای قابلیت استفاده مجدد
-
- انعطاف پذیری معماری سازمانی؛ برابر نیازهای کسبوکار و استفاده از فناوریهای جدید
-
- بهبود سطح بلوغ حوزه معماری در سازمان
-
- اطمینان دادن درخصوص پذیرش حوزهی توسعهی مبتنی بر معماری
-
- فراهم کردن پایه و اساسی برای تصمیم گیری با توجه به تغییرات در معماری
-
- پشتیبانی از قابلیت تعدیل برای تصمیمهای خارج از محدوده
همچنین انجمن معماری مسئول آیتمهای عملیاتی، مانند نظارت و کنترل قراردادهای معماری و آیتمهای حاکمیت، از جمله تولید مواد حاکمیت قابل استفاده، میباشد. وظایف مهم عبارتند از:
-
- تصویب رسمی محصولات معماری
۳-۱۳-۴- انطباق معماری استفاده از معماری برای ساختاربخشی به توسعهی IT در یک سازمان، بر لزوم انطباق پروژههای IT با نقشهی راه معماری دلالت دارد. در صورتی که چنین نیست، پس باید دلیل خوبی برای آن وجود داشته باشد. شکل ۳-۱۸ : فرایند بررسی انطباق معماری برای تعیین اینکه آیا این مورد وجود دارد، یک راهبرد انطباق معماری باید با سنجههای خاصی به منظور حصول اطمینان از انطباق با معماری به تصویب برسد. چارچوب قابلیت معماری شامل مجموعهای از فرآیندها، دستورالعملها و یک چک لیست برای حصول اطمینان از انطباق پروژه با معماری میباشد، شامل:
- پروژهی ارزیابی تأثیر، نشان میدهد که چگونه معماری سازمانی بر روی پروژههای بزرگ در درون سازمان، تأثیر میگذارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آزمون مرکب پیشرفت- مفهوم خود تحصیلی کلی میانگین کلی – مفهوم خود تحصیلی کلی
۳۰/۰ ۲۳/۰
۵۲/۰ ۵۷/۰
۳۰/۰ ۵۱/۰
میانه
۳۰/۰
۴۹/۰
۳۷/۰
تنزر[۱۲۷] (۱۹۹۹) این پدیده را به طور مستقیم تری در سطح کلاس پنجم بررسی کرده است. وی در تحقیق خود به این نتیجه رسید که مفهوم خود تحصیلی کلی با نمره های کلی معلم دارای همبستگی ۴۶/۰+ است. در حالی که مفهوم خود تحصیلی کلی با نمرات کلی آزمون های پیشرفت همان دانش آموزان برابر ۳۳/۰ است. اعتقاد بر این است که رابطه بیشتر بین مفهوم خود تحصیلی و نمرات معلم ناشی از این واقعیت است که قضاوت های معلمان درباره دانش آموزان و ارزشیابی کار آنان تقریباً هر روز انجام می گیرد، در حالی که آزمون های استاندارد به ندرت اجرا می شوند. علاوه بر این، قضاوت های معلمان در موقعیت دانش آموز در کلاس مبتنی است. دانش آموزان معمولاً خودش را با گروه هم کلاسی هایش مقایسه می کند. به واژه وقتی که می خواهد مفهوم خود تحصیلی را توجیه کند. نمرات آزمون های استاندارد به یک جمعیت بزرگ تر بر می گردد و دانش آموزان به ندرت خود را با این جمعیت بزرگ مقایسه می کنند. بنابراین نظر دانش آموز درباره خودش مستقیماً از قضاوت های مکرری متأثر است که در مدرسه از سوی معلمان و هم سالان و در خانه از سوی والدین و برادران و خواهران دریافت می کند. از طریق این گونه قضاوت هاست که یادگیری هر یک از دانش آموزان با یادگیری سایر دانش آموزان در کلاس یا مدرسه مقایسه می شود(سیف، ۱۳۸۲). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ارتباط بین شکست ها و موفقیت ها و پیشرفت را در دانش آموزان موفق و همچنین ارتباط بین شکست ها با موفقیت را با شکست و درماندگی در دانش آموزان ناموفق به صورت زیر می توان نشان داد: شکست – سبک تبیین مثبت- تلاش در آینده- بهبود عملکرد- موفقیت موفقیت دانش آموز پیشرفت موفقیت – سبک تبیین منفی – افزایش عزت نفس- خط عملکرد مطلوب- موفقیت شکل ۲-۲ تأثیر شکست و موفقیت دانش آموزان با مفهوم خود مثبت(سیف، ۱۳۸۲) شکست- سبک تبیین مثبت- کاهش عزت نفس- کاهش عملکرد- شکست موفقیت دانش آموز پیشرفت موفقیت – سبک تبیین منفی- عدم انتظار پیشرفت- عبث بودن تلاش بیشتر- شکست شکل ۲-۳ تأثیر شکست و موفقیت دانش آموزان با مفهوم خود منفی (سیف،۱۳۸۲). گفتارچهارم:خودکارآمدی تحصیلی نظریه خودکارآمدی بر طبق اثر مهم بندورا(۱۹۹۷)، نظریه خود کارآمدی به توصیف اعتقادات فرد در مورد قابلیت او در انجام موفقیت آمیز تکالیف یا رفتارها می پردازد. خود کارآمدی به عنوان مهم ترین جنبه ی فعالیت فردی توصیف شده است(گلوریا و هرد[۱۲۸]، ۱۹۹۹). بندورا(۱۹۹۷) انتظارات خود کارآمدی را از انتظارات نتیجه متمایز کرد. انتظارات نتیجه به عنوان انتظارات فرد تعریف شده اند که پیش بینی می کنند یک عمل خاص منجر به یک نتیجه ی خاص می شود. انتظارات خود کارآمدی اشاره به عقیده ای دارد که فرد معتقد است می تواند با موفقیت رفتار مورد نیاز برای به وجود اوردن نتیجه ی مطلوب را انجام دهد (بندورا) برای مثال، فردی ممکن است معتقد باشد که درگیر شدن در تکالیف خاصی ممکن است منجر به نتایج خاصی شود، اما انتظارات خود کارآمدی ممکن است بر روی نحوه ی تلاش فرد برای تکمیل کردن تکلیف ، میزان تلاشی که برای تکمیل تکلیف می کند، و درجه ای از پشتکار که در هنگام مواجهه با موانع در راستای تکمیل تکلیف به کار می گیرد تأثیر بگذارد. بتز[۱۲۹](۲۰۰۰) تأکید کرد که اعتقادات خود کارآمدی باید با یک مورد ارجاعی مرتبط باشند که دارای مفهوم شوند. به بیان دیگر، افراد باید در شناخت اعتقادات خود کارآمدی در راستای یک رفتار مورد نظر موفق شوند یا شکست بخورند تا خود کارآمدی دارای مفهوم باشد. مثال هایی از موارد ارجاعی رفتار شامل گفتگوی عمومی مؤثر، یا تکمیل موفقیت آمیز دوره ی علم آمار می باشد. افراد درک می کنند که آیا برای صحبت کردن به صورت تأثیر گذار در جمع یا برای با موفقیت به اتمام رساندن دوره اطمینان دارند یا ندارند. منابع خودکارآمدی مردم اطلاعاتی از منابع درونی و بیرونی جمع آوری می کنند تا سطح توانایی خود را ارزیابی کنند. بر اساس اطلاعات متفاوت اجتماعی و ساختاری، آن ها باورهایی را در مورد قابلیت های فردی خود می سازند. این اطلاعات به وسیله ی تجربیات اجرایی (تسلط یابی ) و نیابتی، متقاعد سازی گفتاری، حالت های روان شناختی جمع آوری شده است(بندورا، ۱۹۹۷). تجربیات شخصی و افکار انعکاسی بر روی پیشرفت باورهای خود کارآمدی تأثیر می گذارند. در بخش بعدی ، چهار منبع مهم خود کارآمدی بررسی شده اند. تجربیات اجرایی(تسلط یابی) تجربیات اجرایی (تسلط یابی) تجربیات مستقیم افراد هستند. این تجربیات موثرترین تأثیر را بر روی اعتقادات خود کارآمدی دانشجویان دارند. تجربه ی موفقیت باورهای شناخته شده ی خود کارآمدی دانشجویان را بالا می برد، در حالی که تجربه ی شکست آن را مختل می کند. بنابراین، تجربیات کوچک موفقیت باورهای خود کارآمدی شناخته شده را افزایش داده و برای مشارکت در تکالیف تحصیلی چالش برانگیز در دانشجویان ایجاد انگیزه می کند. دشواری تکلیف، عوامل بافتی مختلف، و دانسته های پیشین دانشجویان ممکن است بر رو ی پیامدهای تجربیات تسلط یابی تأثیر بگذارد(بندورا، ۱۹۹۷). تجربیات نیابتی تجربیات نیابتی مانند مدلسازی و مقایسه ی اجتماعی صلاحیت فرد با دستاوردهای دیگران نیز اطلاعاتی در مورد اعتقادات خود کارآمدی فراهم می کند. تأثیر تجربه های نیابتی بر روی اعتقادات خود کارآمدی دانشجویان بستگی به ویژگی ها و سطح صلاحیت مدل، و مقایسه ی اجتماعی انجام شده توسط شخص دارد. نظارت داشتن بر یک مدل موفق که در حال اجرای یک تکلیف است میزان اضطراب فرد را کاهش داده و باورهای خود کارآمدی فردی را افزایش می دهد(بندورا، ۱۹۷۷). مشاهده ی مدل های مشابهی که در حال یادگیری یک مهارت شناختی هستند بدون در نظر گرفتن این که مدل یک مدل تسلط یابی یا مهارت می باشد موجب بهبود باورهای خود کارآمدی و عملکردهای موفقیت آمیز دانش آموزان مدارس ابتدایی می شود(اسچانک و هانسون[۱۳۰]، ۱۹۸۵). تجربیات نیابتی به ویژه در مورد خود ارزیابی خود کارآمدی اهمیت دارند(بندورا، ۱۹۹۷). ویژگی های فردی فرد مدل شده، مانند سن، جنسیت، ظواهر جسمانی، نژاد، تحصیلات و سطح اجتماعی–اقتصادی بر روی خود ارزیابی از خود کارآمدی تأثیر می گذارد اگر چه ویژگی های مشابه تضمینی یا دلیلی بر عملکرد و پیامد مشابه نمی توانند باشند. متقاعد سازی گفتاری تاثیر متقاعد سازی گفتاری، مانند بازخورد و تحسین، به اعتبار و آگاهی متقاعد کننده که توسط فرد درک می شود و ویژگی های بازخورد، مانند خاص و بی واسطه بودن بستگی دارد. مردمی که به صورت جمعی متقاعد می شوند تلاش بیشتری در مورد تکالیف نشان می دهند نسبت به افرادی که متقاعد نشده اند که قابلیت تسلط یافتن بر وظایف دشوار را دارند(بندورا، ۱۹۷۷). فراهم کردن بازخورد هم راستا با تسلط یابی به جای ارزیابی اصولی موجب افزایش خوش بینی دانشجویان در مورد صلاحیت و باورهای خود کارآمدی آن ها می شود(استیپک و دنیل[۱۳۱]، ۱۹۸۸). حالت های روانی (تحریک احساسی) حالت های روانی یا احساسات نیز بر روی باورهای خود کارآمدی افراد تأثیر می گذارند(بندورا، ۱۹۹۷). احساسات مثبت خود کارآمدی را افزایش می دهد در حالی که احساسات منفی موجب کاهش آن می شود(پکران و دیگران[۱۳۲] ، ۲۰۰۲). خود کارآمدی تحصیلی خودکارآمدی تحصیلی اشاره به اعتمادی دارد که شخص در موقعیت های خاص دارد. خود کارآمدی تحصیلی به طور خاص تر به «اعتماد افراد به توانایی هایشان برای انجام موفقیت آمیز تکایف تحصیلی در یک سطح » مربوط می باشد(شانک[۱۳۳] به نقل از گور، ۲۰۰۶، صفحه ۹۳). سطح خود کارآمدی تحصیلی یک دانش آموز دارای اهمیت است. زیرا شاخص مهمی برای موفقیت تحصیلی آینده دانش آموز می باشد. مطالعه ای که توسط گور[۱۳۴](۲۰۰۶) انجام شده علی رغم آنچه که برای دانشجویان بر اساس نمرات امتحان استاندارد پیش بینی شده بود، به بررسی میزان تعیین کنندگی خود کارآمدی تحصیلی در مورد نتایج همین دانشجویان می پردازد. نتایج نشان می دهند که باورهای خود کارآمدی تحصیلی به پیش بینی نتایج دانشگاهی می پردازند اما بیان نمی کنند که این رابطه به زمان و نوع باورهای کارآمدی اندازه گیری شده و ماهیت معیارهای به کار گرفته شده بستگی دارد(گور، ۲۰۰۶). برای امکان وقتی خود کارآمدی تحصیلی دانشجویان در شروع ترم اول آن ها اندازه گیری شده باشد عقاید خودکارآمدی تحصیلی نسبتاً پیش گویی کننده ضعیفی برای عملکرد تحصیلی هستند(گور، ۲۰۰۶) با این وجود وقتی خود کارآمدی تحصیلی در پایان ترم اول دانشجویان اندازه گیری شود، نمرات پیش بینی کننده بسیاری قوی تری از عملکرد تحصیلی هستند. جالب است که احتمالاً باورهای خود کارآمدی تحصیلی دانشجویان در مورد میزان تجربه آن ها در عرصه تحصیلی صحیح می باشد(گور، ۲۰۰۶) یعنی نمرات خود کارآمدی تحصیلی دانشجویان برای موفقیت تحصیلی دانشجویانی که تجربه دانشگاهی بیشتری دارند پیش گویان قوی تری هستند. علاوه بر مطالعه گور، آثار علمی دیگری نیز وجود دارند که ارتباط میان خود کارآمدی تحصیلی یک دانشجو و شاخص های موفقیت تحصیلی دیگر را تأئید می کنند. مطابق با اثر شانک و میلر[۱۳۵](۲۰۰۲)، قضاوت ها در مورد قابلیت یادگیری و انجام رفتارها در سطوح طراحی شده ارتباط قوی این با موفقیت تحصیلی که دانشجویان تجربه می کنند دارد، همان گونه که در مورد ساختارها و فرآیندهای انگیزشی دیگر می باشد. اکثر مطالعات در مورد خود کارآمدی تحصیلی بر روی حوزه های مضمونی خاص مانند ریاضیات، علوم و … تمرکز دارند. این امر به این خاطر است که دانشجویان وقتی قضاوت های بیشتری در حوزه تحصیلی کسب می کنند، بیشتر قضاوت های خاص مفهومی انجام می دهند(بونگ[۱۳۶]، ۱۹۹۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منبع: (ادگارشاین، ۲۰۰۴) ۲-۶- کارکردهای فرهنگ سازمانی ۱- اعطای هویت و شخصیت به اعضای سازمان هویت سازمانی با تخصیص پاداش ها تقویت می گردد که در نتیجه باعث تقویت خلاقیت می شود. ۲- ایجاد تعهد گروهی کارکنانی که فرهنگ سازمانی را پذیرفته اند و تمایل دارند تا مدت زمان حضور و فعالیتشان در سازمان طولانی باشد و از اینکه عضوی از سازمان محسوب می شوند افتخار می کنند. ۳- افزایش ثبات سیستم اجتماعی: ثبات سیستم اجتماعی نشانگر یک محیط کاری مثبت و تقویت کننده است که در چنین محیطی پدیده تغییر و تعارض به طور اثربخش اداره و کنترل می شود. ۴-کمک به تثبیت رفتار کارکنان از طریق درک محیط در سازمان. این کارکرد به کارکنان کمک می کند تا علت فعالیت های سازمانی و نیز نحوه ایجاد و دستیابی سازمان به اهداف بلند مدت را دریابند (کینیکی، کریتنر، ۱۳۸۷) ۲-۷ – سطوح فرهنگ سازمانی هوی و میسکل معتقدند، فرهنگ سازمانی به سه سطح تفکیک میشود: ۱- اصول: اصول در سطح بالای فرهنگ سازمانی، مقررات و معیارهایی هستند که به شکل رفتار و سلوک اجتماعی، رفتار اخلاقی، تسلیم، تبعیت از اقتدار و قبول مسئولیت کارکنان نمود می یابند. اصول ضمن اینکه نقش های مورد انتظار یک کارمند را تعیین می کنند، انجام این نقشها را نیز مورد تأئید قرار می دهند. به علاوه، موجب هدایت کارکنان در ایفا و انتخاب نقش ها می شوند. اصول نسبت به ارزش ها و موارد پنهانی (که در ادامه می آیند)، با اینکه سطحی تر هستند، اما بیشتر واقعی به نظر می رسند. ۲- ارزشها: مفاهیمی هستند که در تعیین موفقیت کارکنان به عنوان معیار مورد استفاده قرار می گیرند. باعث رشد سازمان می شوند و جایگاه ارزشی انسان، اشیا و پدیدهها را در درون سازمان تعیین می کنند. بر این اساس، مفهوم ارزش از اصول عمیق تر و ذهنی تر است. بدین معنی که تا اصلی ناشی از ارزش ها نباشد، نمی تواند شروع شود. ارزش های فرهنگی هستند که به اصول؛ ماهیت، قواعد و معیار می دهند. ۳- موارد پنهانی: نسبت به ارزش ها و اصول بیشتر ذهنی هستند و عناصر فرهنگی عمیقی را دربر می گیرند. کارکنان یک سازمان موارد پنهانی را در رابطه با انسان و پدیده ها، گسترش و توسعه می دهند. این موارد با وجود ذهنی بودن، اساس رفتارهای سازمان را تعیین میکنند و حتی رفتار سازمانی کارکنان را نیز عمیقاً تحت تأثیر قرار می دهند (مرمریان، ۱۳۸۵). مدیریت فرهنگ سازمانی بدان معناست که آگاهانه و از روی قصد، کاری روی آن فرهنگ، جامعه پذیر نمودن افراد داخل آن، توسعه محافظت یا تغییر واقعی آن باشد. سه قسمت مدیریت فرهنگ سازمانی عبارتند از: ۱- بهره برداری از فرهنگ موجود ۲- آموزش فرهنگ سازمانی ۳- تغییر فرهنگ سازمانی. علاوه بر این سه عامل، مدیریت فرهنگ سازمانی در حمایت فرهنگ از طریق: ۱- رویه های گزینش، ۲- فعالیت های مدیریت سطح عالی، ۳- روش های جامعه پذیری نقش مهمی ایفا می کند. (قاسمی، ۱۳۸۸). مدیریت فرهنگ سازمانی دائماً برابر است با تغییر فرهنگ سازمانی. البته رویکردهای متفاوتی نیز وجود دارد که مدیریت فرهنگ سازمانی شامل موضوعاتی همچون نگهداری، تقویت و یا توسعه معانی ایده ها، ارزش ها و نمادهایی می داند که برای عملیات در یک سازمان خاص واضح و با ارزش است. طرفداران این نظریه پیشنهاد میکنند که چندین کاربرد مثبت از طریق فرهنگ (به معنی ارزش ها و اعتقادات مشترک) به انجام رسیده است. اینها شامل ایجاد حسی از هویت برای اعضای سازمان، تسهیل ارتباطات برای یک کل بزرگتر (سازمان، اهداف سازمان ها و امثال آن)، بالا بردن پایداری و ثبات سیستم و انگیزه دادن به کارکنان برای انجام چیز های صحیح می باشد (قاسمی، ۱۳۸۸). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مدیریت فرهنگ سازمانی، فرآیندی است که به طور مداوم به شناسایی فرهنگ موجود و فرهنگ مطلوب سازمانی پرداخته و به این منظور تغییر فرهنگ موجود و توسعه پرورش ارزش ها و الگوهای رفتاری مطلوب اقدام شود. این فرایند تحت تأثیر فرهنگ محیط سازمان نیز می باشد (علی احمدی، ۱۳۸۳). – شناسایی فرهنگ سازمانی موجود: بررسی و شناسایی فرهنگ سازمانی موجود، اولین قدم در مدیریت فرهنگ سازمانی است. – شناسایی فرهنگ سازمانی مطلوب: به منظور تغییر فرهنگ مطلوب الگوی فرهنگ باید تبیین شده باشد. – مقایسه فرهنگ موجود با فرهنگ سازمانی مطلوب: پس از شناسایی فرهنگ موجود با فرهنگ سازمانی مطلوب باید به مقایسه این دو چارچوب پرداخته شود. – برنامه تغییر و پرورش فرهنگ سازمانی: تغییر و پرورش فرهنگ سازمانی مهمترین و مشکلترین مرحله در فرایند مدیریت سازمانی است. – ارزیابی برنامه تغییر و پرورش فرهنگ سازمانی: مدیریت فرهنگ سازمانی به دلیل اهمیت و نقش آن یک فرایند مستمر است. در واقع رهبران سازمان باید پیوسته به فرهنگ سازمانی و برنامه تغییر و پرورش فرهنگ سازمان بپردازند. – حفظ و حمایت از فرهنگ سازمانی مطلوب: در این راستا، تمام اقدامات سازمان باید در جهت فرهنگ مطلوب عمل نماید (علی احمدی، ۱۳۸۳). تغییر فرهنگ سازمانی فرآیندی پویا می باشد. راهکارهای تغییر باید یک طرح ریزی کلی در چارچوب تغییر مورد نظر منسجم شده باشند. در این زمینه شاین (۱۹۹۷) اعتقاد دارد که پدیده تغییر سازمانی، پدیده ای بسیار پیچیده و وقت گیر است. بر پایه تحقیقات متعددی، وی نتیجه می گیرد که تغییر فرهنگ سازمانی پدیده ای قابل مدیریت است. او برای ایجاد تغییر مراحلی را بر می شمارد که این مراحل عبارتند از: ۱- مشخص ساختن هدف تغییر فرهنگ سازمانی ۲- تدارک گروه های از اعضای سازمان برای شناسایی فرهنگ سازمانی جاری شامل بررسی پدیده های سازمانی قابل مشاهده. ۳ – تلاش برای پی ریزی استدلال هایی که زیر بنای پدیده های تعیین کننده ارزش های سازمانی است. ۴- کار با مجموعه ای از پدیده های تعیین کننده ارزش ها و حرکت در جهت نفوذ به عمق مفروضات عجین شده با فرهنگ سازمان. ۵- شروع به تغییر فرهنگ سازمانی با تعیین اینکه چه نتایج و پیامدهایی باید حاصل شود و اینکه چه روش های جدیدی برای رسیدن به اهداف مفید فایده و مناسب هستند. ۶- شناسایی اینکه چه خصوصیاتی از فرهنگ جاری مانع تغییر هستند. ۷- شناسایی اینکه چه خصوصیاتی از فرهنگ جاری تسهیل کننده تغییر فرهنگ جاری است. ۸- شناسایی اینکه چه نگرش هایی باید تغییر کند، به عبارت دیگر چه نگرش هایی باید در راستای اهداف مورد نظر ایجاد و توسعه داده شود (حسین زاده، ۱۳۹۰). ۲-۸ – راهبردهای تغییر فرهنگ سازمانی از دیدگاه مدیریتی، چندین راهبرد برای تغییر فرهنگ سازمانی وجود دارد که یادگیری را در محیط سازمانی آسان می سازد. راشلین[۲] چهار راهبرد را ارائه میدهد: ۱ـ تقویت مثبت، ۲ـ تقویت منفی، ۳ـ خاموشی و ۴ـ تنبیه، که هر کدام نقش متفاوتی در فرهنگ پذیری ایفا می کند. تقویت مثبت، متضمن ارائه دستاورد جالب به فرد به دنبال رفتار مطلوب است. تقویت کننده مثبت وسیله ای است که هرگاه ارائه شود امکان رفتار مطلوب را افزایش می دهد. برای اینکه تقویت مثبت در تحول فرهنگ سازمان مؤثر باشد و تکرار رفتار مطلوب را تشویق کند، رعایت چند شرط ضروری است: اوّل اینکه خود تقویت کننده (وسیله رفع نیاز) برای کارمند باارزش باشد. دوم اینکه ارائه وسیله رفع نیاز بستگی مستقیم به رفتار مطلوب داشته باشد. هر قدر میزان عملکرد بیشتر باشد مقدار پاداش نیز افزایش یابد. ضمناً باید به خاطر داشت که رفتار مطلوب از دیدگاه مدیر مورد نظر است و نه فرد. سوم اینکه وسایل رفع نیاز به اندازه کافی برای تقویت به دنبال رفتار مطلوب باشد و بالاخره رفتار مطلوب در حد توان فرد باشد. تقویت منفی، پرهیز از دست نیافتن به وسیله رفع نیاز از طریق پیروی از رفتار مطلوب است مانند ترک رفتار نامطلوب و انجام رفتار مطلوب برای دور نگهداشتن آتش دوزخ. در این مثال آتش دوزخ تقویت کننده منفی است. فرد برای دوری از توبیخ و اخراج، تحول فرهنگی را میپذیرد. خاموشی رفتار نامطلوب زمانی تحقق میپذیرد که آن رفتار به هدف نرسد یا نتواند وسیله رفع نیاز را به دست آورد. در نتیجه فرد از تکرار آن خودداری میکند و رفتار جایگزین را می پذیرد. سرانجام، چهارمین راهبرد برای تغییر و تحول فرهنگ سازمانی از سوی مدیران تنبیه است. تنبیه، جلوگیری از انجام رفتار نامطلوب از طریق کاهش و یا قطع وسیله رفع نیاز است؛ مانند توبیخ فرد به علت تکرار رفتار قبل از تغییر فرهنگ سازمانی. به طور خلاصه مدیر می تواند از تقویت مثبت و منفی برای ایجاد رفتار مطلوب در تغییر فرهنگ استفاده کند. با تقویت مثبت، فرد به طریقی رفتار می کند تا وسایل مورد نیاز را به دست آورد و در تقویت منفی، فرد به گونه ای رفتار می کند تا از برخی نتایج نامطلوب خودداری کند. در هر دو حالت، رفتار مطلوب تغییر فرهنگی تسهیل میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در جهان بینی مازلو از «نیاز به شکوفایی» به عنوان بالاترین نیاز یاد شده است؛ سقراط، توانایی یک شاعر را نه هنر، بلکه الهام میداند؛ جان دیویس در توصیف تفاوت و تشابه کار دانسته و هنرمند میگوید: در هر دو گروه، تفکری عاطفی و احساساتی وجود دارد که خمیر مایه آنها، دربرگیرنده ایده ها یا معانی قابل تحسین است. هر دو به الهام یعنی آمیختگی نهایی ایده ها در ذهن نیمه آگاه متکی هستند، توماس کارلایل معتقد است که بخشی از فعالیتهای ذهنی دربرگیرنده تفکر عقلانی و بخش دیگر شامل فعالیتهای ذهن ناخودآگاه است که به طور مبهم درک شده یا در برابر آن کنترل نداریم. وی میگوید: « ناحیه تعمق در زیر ناحیه بحث واستدلال آگاهانه قرار داشته، در عمق ساکت و اسرارآمیز این ناحیه، نیرویی حیاتی نهفته است. اگر چیزی بخواهد خلق بشود، باید در این ناحیه قرار داشته باشد. بروستر میگوید: فرایند خلق و ابداع همان فرایند تغییر، فرایند رشد و فرایند تکامل است که در حیات ذهنی ما رخ میدهد( باباپور،۱۳۷۸).
۲-۲-۹-۲ خلاقیت از دیدگاه سازمانی
خلاقیت در فرهنگ مدیریت و سازمان؛ یعنی به کارگیری توانایی ذهنی برای ایجاد یک تغییر هدفدار در جهت بهبود یا ارتقای کمی و کیفی فعالیتهای سازمانی است. به لحاظ شتاب تغییرات فنی و رقابت جهانی توانایی سازمان در توسعه و ارائه محصولی جدید، دارای تأثیری مهم بر عملکرد بلندمدت سازمان است و خلاقیت می تواند نقش مهمی را در این عرصه ایفا کند. همچنین، خلاقیت در سازمان دارای نقش و تأثیراتی نظیر افزایش کیفیت راه حل مسائل تحریک و ارتقای نوآوری، افزایش انگیزه و تعهد در سازمان و افزایش عملکرد موثر تیمهاست. چنین تصویری از آینده، ما را به سوی شناخت خلاقیت و تسری آن در سازمان رهنمون می کند(مام فورد،۲۰۰۰[۲۲]).
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
روبرت جی اسنبرگ و لینداای اوهارا در بررسیهای خود، شش عامل را در خلاقیت افراد موثر دانستند؛ الف) دانش: داشتن دانش پایهای در زمینهای محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان بسیار ب) توانیی عقلانی: توانایی ارائه ایده خلاق از راه تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسائل؛ ج) سبک فکری: افراد خلاق معمولا در برابر روش ارائه شده از سوی سازمان و مدیریت ارشد، سبک فکری ابداعی را برمیگزینند. د) انگیزش: افراد خلاق برای به فعل درآوردن ایدههای خود برانگیخته میشوند. ه) شخصیت: افراد خلاق ویژگیهای شخصیتیای مانند؛ پیگیر بودن، مقاوم بودن در برابر فشارهای بیرونی و داخلی و نیز مقاوم بودن در برابر وسوسههای هم رنگ جماعت شدن دارند. و) محیط کار: افراد خلاق در داخل محیطهای حمایتی بیشتر امکان ظهور مییابند. این محققان مشخص کردند که عمدهترین دلیل کارآیی نداشتن برنامه های آموزش خلاقیت، تاکید صرف این برنامه ها بر اندیشه خلاق به عنوان یکی از شش منبع موثر در خلاقیت است (اسحاقی،۱۳۸۷). اما به هر حال استنبرگ، خلاقیت را شامل برقرار کردن ارتباطات جدید، دیدن چیزها با روشی جدید و تعریف جدید مسائل میداند. جورج اف نلر در کتاب هنر و علم خلاقیت برای خلاقیت، مراحل چهارگانه آمادگی، نهفتگی، اشراق و اثبات را ذکر کرده است از این دید افراد خلاق نخست با مسئله یا یک فرصت آشنا شده و سپس از راه جمعآوری اطلاعات با مسئله یا فرصت موردنظر درگیر میشوند. در مرحله بعد، افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنند. در این مرحله فعالیت سودمندی صورت نمیگیرد و فرد در نظم دادن به اندیشهها، تجربه ها و زمینه های پیشین خود با هدف رسیدن به یک ایده نو می کوشد. درگیری ذهنی عمیق فرد، خودآگاه و ناخودآگاه فراهم کردن فرصت برای اندیشیدن بر هر مسئله به خلق و ظهور ایدههای نو میانجامد. در نهایت، فرد خلاق درصدد برمی آید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش رابه اثبات برساند (اسحاقی ،۱۳۸۷). بر اساس برآیند این تعاریف، میتوان خلاقیت را نوعی تفکر به شمار آورد که برآیند نیروهای تعقلی و تخیلی فرد است و محدودیتهای موجود را در مینوردد؛ تا ایدههای نو ابداع کند؛ به تولید کالا، فرایند یا خدمات جدید میانجامد و موجب سودآوری سازمان شده و بقای آن را تضمین می کند(قرانی پور و پولادی،۱۳۸۵).
۲-۳ نظریه های جدید فلسفی
الف- آفرینشگری به عنوان نبوغ شهودی: در این دیدگاه آفرینشگری شکلی سلیم و گسترش یافته از شهود است. ایده نبوغ در اواخر دوره رنسانس مطرح شد و درمورد نیروهای خلاق مردانی مانند: داوینچی، وساری، و تله سیو به کار میرفت. بسیاری از متفکران و اندیشمندان به ویژه کانت، در نقد خرد ناب خود، آفرینشگری را با نبوغ هم ردیف دانستند. از آنجایی که شخص خلاق مسائل را به گونه ای شهودی درک می کند لذا قابل پیش بینی نیست و نمی توان فرایند کار او را رسماً آموزش داد. ب- آفرینشگری به عنوان نیروی حیاتی: یکی از نتایج نظریه تکاملی داروین این بود که آفرینشگری انسانی، نمایانگر نیروی خلاق است که در ذات خود زندگی نهفته است. بر اساس این دیدگاه، نیرویی در انسان پدیدار می شود که آگاهانه آغازگر ابداع بوده و همان نیروی تخیل خلاق است. این نیروی خلاق در نهایت، نشانگر فرایند سازمان دهندهای است که در کل زندگی وجود دارد. ج- آفرینشگری به عنوان نیروی کیهانی: آفرینشگری انسان به عنوان تجلی نیروی خلاق نهفته در تمامی موجودات نیز تلقی شده است. به گفته وایت هد، این آفرینشگری ادواری و یا آهنگین است؛ چراکه جهان شامل نهری از رویدادهای فردی نیست بلکه رویدادهایی است که دربرگیرنده هستیهای واقعی میباشند. که زاده میشوند، رشد می کنند و میمیرند. به طور کلی فرایند آموزش، منعکسکننده فرایند آفرینشگری در جهان است، همان گونه که هر چیزی در گیتی خود را بیوقفه خلق می کند یادگیرنده نیز پیوسته طبیعت خود را شکوفا میسازد و بهترین آموزش آن است که صمیمانه به فرایند خلاق کیهانی پاسخ گوید. کودکان از ابتدای تولد دارای انگیزه کنجکاوی و اکتشاف هستند و آموزش باید آنها را ارضاء کند. آموزگار می تواند از دو راه مهم نیروی طبیعی آفرینشگری را تقویت کند یکی از این راه ها انتخاب روشها و مطالب صحیح تربیتی است. راه دیگر برانگیختن شور و ذوق دانش آموزان است. تمامی نظریه های فلسفی مطرح شده، آفرینشگری را به عنوان بخشی از طبیعت انسان و در ارتباط با جهان مورد ملاحظه قرار دادهاند. اینگونه نظریه ها فعالیتهای درونی فرایند خلاق را تبیین نمیکند، آنها دیدگاه های وسیعی رابر ما عرضه میدارند و اندیشه های کنونی ما را جنبه فلسفی میبخشند.
۲-۴ نظریه های علمی خلاقیت
الف- نظریه روانکاوی: از دید روانکاوی، خلاقیت در نتیجه تعارضاتی است که در ذهن ناخودآگاه تلاش می کند تا راهحلی برای این تعارض پیدا کند. اگر راهحل، با بخش آگاه یا «خود» ، هماهنگی داشته باشد، می تواند راهحلی خلاق آمیز باشد و در صورت ناهماهنگی منجر به بیماری روانی میگردد. روانکاوان جدید معتقدند که خلاقیت، از ذهن نیمه آگاه نشأت میگیرد(حسینی، ۱۳۷۸). ب- نظریه تداعیگرایی و رفتارگرایی: برطبق تداعیگرایی، ارتباط دو ایده منجر به تفکر میگردد. وقتی ایدهای در ذهن باشد، ایده مشابه آن نیز به دنبال آن خواهد آمد. لذا میتوان گفت خلاقیت، هرچه فعال نمودن تداعیها و ارتباطات ذهنی است، تداعیهای بیشتر منجر به خلاقیت بیشتر می شود. تداعییون اعتقاد دارند افکار جدید از افکار قدیمی به صورت آزمایش خطا برمیخیزد. در این دیدگاه شخص خلاق کسی است که توانایی بیشتری در پیوند دادن افکار جدا از هم به هم دارد. رفتارگرایان در تحلیل خلاقیت، بر جلوههای بیرونی تفکر خلاق یعنی تولید تأکید کرده اند و از تحلیل فرایندهای دخیل در آن سرباز زده اند(پیرخایقی،۱۳۸۲). اساس نظریات رفتارگرایی نیز نشأت گرفته از تداعیگرایی است. اسکینر و سایر رفتارگراها رفتار خلاق را عبارت از رفتاری میدانند که از طریق تقویتهای محیطی فراگرفته شده است. رفتارگرایان برای فرد در تولید خلاق، نقش و اهمیت کمی قائل هستند (ورنون،[۲۳]۱۱۹۸۱) ج- نظریه گشتالت و شناختگرایی: بنیان تفکر خلاق از دیدگاه گشتالتیها و شناختگرایان مبتنی بر کل گرایی است که پدیده ها را بر پایه ویژگیهای کلی آن تبیین می کند. براساس این دیدگاه خلاقیت نوعی فرایند حل مسأله است و حل مسأله نیز وابسته به ادراک است. بنابراین آن را باید پدیدهای شناختی دانست. براساس نظریه گشتالت، حل مسأله از طریق آزمایش و خطا صورت نمیگیرد، بلکه مبتنی بر بصیرت و بینش است. بصیرت در درک و احساس و روابط موجود در کل موقعیت، به صورت ناگهانی حاصل می شود. از نظر گشتالتیها ، تفکر خلاق فراسوی تجربیات پیشین برای حل مسأله جدید حرکت می کند. ورتهایمر در این راستا معتقد بود تجربیات گذشته از آفات تفکر خلاق محسوب می شود(پیرخایفی،۱۳۸۲). نظریه گشتالت و شناخت گرایی استفاده از تجربه های قبلی در یادگیری را تأکید مینماید در حالی که نظریه آن را کاملا رد می کند(حسینی،۱۳۷۸). د- نظریه انسانگرایی: انسانگرایی از جمله مکاتبی است که به خلاقیت توجه خاصی نموده است. انسان گرایان، خلاقیت را تنها امور خارقالعاده نسبت نمیدهند و معتقدند همه افراد میتوانند از قوای خلاق خویش، بهره بگیرند. آنها عقیده دارند که خلاقیت نه تنها دستاوردها بلکه فعالیتها، فرایندها و نگرشها راهم دربر میگیرد. چنان که راجرز، در تعریف خلاقیت میگوید، «آفرینشگری (خلاقیت) عبارت است از: تمایل به ابراز و فعال کردن تمامی استعدادهای موجود زنده، به حدی که چنین فعالیتی، موجود زنده و یا خود را تعالی بخشد». به اعتقاد راجرز، آفرینشگری، نوعی «خودشکوفایی» است که انگیزه آن «خودفرهیختگی» است. ۲-۵ دیدگاه روانشناختی اجتماعی در دیدگاه روانشناختی اجتماعی، به نقش همزمان فرایند خلاق، افراد خلاق و محیط خلاق، توجه می شود. براساس این دیدگاه، بین فرد و محیط یا جامعه ارتباطی زنده و پویا وجود دارد. محیط می تواند تحریک فیزیکی و اجتماعی را در فرد ایجاد کند، به نحوی که باعث شود ایدههای نوینی در ذهن شخص به وجود آید و ایدههای نوین نیز سبب تقویت انگیزه خلاقیت می شود. ۲-۶ دیدگاه عصب شناختی نظریه عصبشناختی را شاید بتوان یکی از جدیدترین دیدگاه ها درباره خلاقیت دانست. در این دیدگاه رابطه خلاقیت با مغز و امواج مغزی مورد بررسی قرار میگیرد. پژوهشهای زیادی راجع به نقش نیم کره های مغز در زمینه های فکری انجام گرفته است. این پژوهشها وظیفه مغز چپ و راست را شامل دو فرایند فکری مشخص میدانند. تفکر مغز چپ بیشتر منطقی و قضاوتی است و تفکر مغز راست شهودی، تخیلی و خلاق است. در خلاقیت هر دو فرایند فکری لازم است به عبارت دیگر رشد خلاقیت متأثر از تفکر هر دونیم کره است. ۲-۷ دیدگاه روانسنجی دیدگاه روانسنجی همان تحلیل عوامل و عناصر خلاقیت است که در حقیقت، ساختار بنیادی خلاقیت را به گونه ای قابل سنجش و علمی مطرح می کند. این دیدگاه به خلاقیت از دیدگاه آزمون مینگرد و تلاش می کند با مقیاسهای کمی، خلاقیت را در افراد اندازهگیزی کند. گیل فورد از بنیان گذاران این دیدگاه به شمار می آید، که رشد علمی خلاقیت مرهون تلاش ها و نظریات اوست. از صاحب نظران دیگر این دیدگاه تورنس است. نظریه گیل فورد: گیل فورد مطالعه منظم و علمی خلاقیت را با پردازش نظریه «الگوی ساختار ذهن»خود آغاز کرد. الگو یا مدل ساخت ذهنی گیل فورد از سه بخش یا سه طبقه اصلی با نامهای عملیات، محتوا و فرآورده و تعدادی خرده طبقات یا فعالیت تشکیل یافته است و از تعامل آنها با هم ۱۲۰ عامل یا توانش ذهنی به وجود می آید. گیل فورد در این نظریه، دو عامل «تفکر همگرا» و «تفکر واگرا» را از یکدیگر متمایز می کند و کلید خلاقیت را در تفکر واگرا میداند. تفکر واگرا یک جسجوی ذهنی است که به دنبال تمام راه حلهای ممکن برای یک مسأله است و در مقابل تفکر همگرا قرار دارد که در آن فرد می کوشد تا با ادغام اطلاعات به روش منطقی فقط به یک پاسخ صحیح برسد. در نظزیه گیل فورد، تفکر واگرا از چند عامل مختلف تشکیل شده است ( سیف، ۱۳۸۲ ). عوامل یا ویژگیهای تشکیل دهنده تفکر واگرا به شرح زیرند(سیف،۱۳۸۲): سیالی(روانی) : تولید تعدادی اندیشه در یک زمان معین انعطاف پذیری (نرمش) : تولید اندیشه های متنوع و غیرمعمول و راه حلهای مختلف برای یک مسأله. تازگی(اصالت) :استفاده از راه حلهای منحصر به فرد و نو گسترش(بسط) : تولید جزئیات و تعیین تلویحات و کاربردها ترکیب: کنار هم قرار دادن اندیشه های نا همخوان تحلیل: شکستن ساختارهای نمادین به عناصر تشکیل دهنده سازمان دادن: تغییر شکل دادن طرحها، کارکردها و موارد استفادهها پیچیدگی: توانایی برخورد کردن با تعدادی اندیشه مختلف و مرتبط به طور هم زمان از میان ویژگیهای بالا سه ویژگی نخست از همه مهمتر هستند. یکی دیگر از دانشمندانی که درباره خلاقیت نظریهپردازی کرده و پژوهش زیادی انجام داده پاول تورنس است. تورنس به دو دلیل از شهرتی بین المللی در این زمینه برخوردار است؛ یکی به دلیل نظریه خلاقیت و کیفیت آموزش آن و دوم به دلیل ابداع آزمون-های تفکر خلاق مینه سوتا. تورنس در جدیدترین اظهار نظرش در مجله بازنگری روانشناسی پرورشی سه تعریف برای خلاقیت به دست داده است. یک تعریف پژوهشی، یک تعریف هنری و یک تعریف وابسته به بقاء(سیف،۱۳۸۶). به نظر دبونو ذهن یک نظام نقشهسازی است که مرتب به خلق و تشخیص نقشهها و طرح ها مشغول است. این نقشههای اطلاعات، هرچند که برقراری ارتباط را تسهیل می کنند نارساییها و محدودیتهایی نیز دارند. از جمله این محدودیتها آن است که نقشههای ذهنی به تثبیت شدن یا غیر منعطف شدن گرایش دارند و این موضوع مانع رشد خلاقیت است. او میگوید آموزش و پرورش با تأکید بر رشد نقشههای مفهومی بر تجدید ساختار این نقشهها و تحریک دستیابی به نقشههای جدید(خلاقیت) توجه اندکی دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۲- http://www.parlis.nl/pdf/bijlagen/BLG656.pdf. فصل پنجم پیامدهای حادثه یازده سپتامبر ۲۰۰۱ بر سیاستهای اوپک حمله به برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی و ساختمان پنتاگون، نقطه عطفی در تمامی زمینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی در تاریخ آمریکاست و بطور قطع جامعه جهانی نیز چه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از این حادثه متأثر شده و خواهد شد. دولت بوش این حادثه را فرصتی برای وصول برخی اهداف بینالمللی خود قرار داد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
راهیابی جورج دبلیو بوش به کاخ سفید با توجه به اینکه او از جناح عقابگرای حزب جمهوریخواه و از ایالات جنوبی آمریکایی با نگاه سنتی اقتدارگرا به چارچوبهای روابط بینالملل میباشد، روشن ساخت که در آغاز هزاره سوم، زمان تصمیمگیری برای تعیین استراتژی آمریکا، فرا رسیده است. این فرایند با حادثه یازده سپتامبر تسهیل شد و فرصتی تاریخی را برای رهبری آمریکا فراهم آورد که مفهوم فراگیری را که قابلیت ایجاد انسجام ملی و شکل دادن توافق بین نخبهای را دارد، در بطن این حادثه بیابد. (۱) در طول تاریخ ۲۳۶ ساله آمریکا نیز، این کشور مصون از تهاجم، تصرف و محاصره بوده است که این مهم، ناشی از موقعیت جغرافیایی مناسب، زیربناهای اقتصادی مطلوب، ماهیت توازن قوا در اروپا و وجود کشورهای متحد برای ایجاد زمان لازم جهت اقدام نظامی برای آمریکا بوده است.(۲) بنابراین رویداد یازده سپتامبر از این حیث نیز منحصر به فرد است چرا که به دنبال این حادثه برای نخستین بار خاک اصلی ایالات متحده پس از جنگ آمریکا-انگلستان در سال ۱۸۱۲، مورد حمله یک دشمن خارجی قرار میگرفت. حتی در دوران جنگ جهانی دوم که ژاپنیها بندر «پرل هاربر» در مجمعالجزایر هاوایی را بمباران کردند، خاک اصلی آمریکا مورد هجوم قرار نگرفت. در حقیقت، در سال ۱۹۴۱ هنوز هاوایی به عنوان پنجاهمین ایالت آمریکا شناخته نمیشد؛ ضمن این که آن واقعه، دست کم ۶ هزار مایل از کرانههای اقیانوس کبیر فاصله داشت. اما فروریختن دومین برج بلند آمریکا در قلب نیویورک و در مرکز بازرگانی این کشور روی داد. (۳) از سوی دیگر حملات غافلگیرانه به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون را پرل هاربر نسل کنونی لقب دادهاند؛ حملاتی که آسیبپذیریهای آمریکا را در برابر جهان خارج آشکار کرد و موجب جهتگیری اساسی جدیدی در سیاست خارجی این کشور شد. به گونهای که عدهای سخنرانی بیستم سپتامبر رئیس جمهور جورج بوش را در کنگره، از آنجا که به مهمترین موارد استراتژی کلان آمریکا اشاره میکرد، مشابه سخنرانی رییس جمهور، هری ترومن درباره ترکیه و یونان در دوازدهم می ۱۹۴۷ دانستهاند. در آن زمان ایالات متحده قصد خود را برای مبارزه جهانی با کمونیسم اعلام کرد. در واقع یازده سپتامبر پایان عصر پس از دوران جنگ سرد بود. (۴) ۵-۱- آغاز حملات تروریستی یازده سپتامبر در روز یازدهم از ماه سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، هواپیمای بوئینگ ۷۶۷ شماره ۱۱ خطوط هوایی آمریکا که «بُستُن» را به مقصد «لوس آنجلس» ترک میکرد، در ساعت ۸:۴۸ صبح، با برج شمالی مرکز تجارت جهانی در نیویورک برخورد کرد. هجده دقیقه بعد، هواپیمای شماره ۱۷۵ خطوط هوایی آمریکا که مقصدی مشابه با هواپیمای قبلی داشت، با برج جنوبی برخورد کرد. بوئینگ ۷۵۷ خطوط هوایی ایالات متحده که از فرودگاه بینالمللی «والز» واشنگتن به مقصد لوسآنجلس در پرواز بود، ساعت ۹:۴۰، روی دیوار غربی ساختمان پنتاگون سقوط کرد. پرواز ۹۳ ایالتی نیز که یک بوئینگ ۷۵۷ بود، در حال پرواز از «نوارک» به «سانفرانسیسکو» بود نیز، در نزدیکی «پیتسبورگ» سقوط کرد. (۵) یازده طبقه از برجهای مرکز تجارت جهانی، به طور کلی خراب شد. مقامات آمریکا به دلیل ترس از حملات بیشتر، کلیه سیستمهای پروازهای داخلی را متوقف کردند. پرواز رئیس جمهور تغییر پیدا کرد و مقامات سنا و مجلس نمایندگان از واشنگتن، به مکان امن دیگری منتقل شدند. ۵-۲- مواضع شخصیتهای برجسته جهانی پس از حوادث یازده سپتامبر بدنبال این حادثه اکثر سران کشورهای جهان اعم از دوستان و دشمنان آمریکا این عمل را تقبیح و محکوم نمودند. از آن جمله سخنگوی رئیس جمهوری روسیه اعلام کرد: «پوتین پس از شنیدن این خبر بسیار متأسف شد». ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه نیز با ابراز تأسف از این اتفاق ناگوار با مردم آمریکا اظهار همدردی کرد. همچنین رئیس جمهور اسلامی ایران طی بیانیهای نفرت خود را از این حادثه مخوف بیان داشت و این عمل تروریستی را به نام ملت ایران محکوم کرد. مقامات دیگر نیز با محکوم کردن این عمل غیر انسانی اظهار داشتند: «این جنایت قابل توجیه نیست» «هیچ مسلمانی نمیتواند از این حادثه خشنود باشد». «انگیزه عاملان حملات تروریستی انتقام جویی محض است». مقر ناتو در بروکسل هم با دادن مرخصی به کارمندان غیراساسی آنان را برای جلوگیری از خطرات احتمالی به خانههای خود فرستاد. نخستوزیر ترکیه طی سخنانی گفت: «این حادثه میتواند در تمام جهان تأثیرگذار باشد». سخنگوی طالبان گروه حاکم بر افغانستان و طرفدار سرسخت بنلادن میلیادر ناراضی عربستان نیز این عمل تروریستی را به شدت محکوم کرد. پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان نیز طی پیامی با اظهار همدردی با رئیس جمهوری و مردم آمریکا گفت: مردم و دولت پاکستان این «حملات وحشیانه وحشتناک» را که باعث فقدان بیسابقه و عظیم و درگذشت افراد بیگناه در این عمل تروریستی شد محکوم نموده و خود در عزای شما شریک میدانیم. اتحادیه اروپا نیز اعلام کرد حملات یازده سپتامبر به آمریکا بدترین حملات تروریستی از زمان حمله به پرل هاربر در جنگ جهانی دوم بود و قول داد در مبارزه علیه تروریسم در کنار متحد خود بماند. جیانگ زمین رئیس جمهور چین نیز طی پیامی به رئیس جمهور و مردم آمریکا این عمل را محکوم و به خانواده قربانیان تسلیت گفت. هر چند فیدل کاسترو رهبر کوبا از محکوم کردن این عمل تروریستی خودداری کرد و آن را نتیجه زورگوییها و اجحافات بیحد و حصر دولت آمریکا در سراسر جهان تلقی کرد. او در عین حال هشدار داد که دنیا روزهای خطرناک و پروحشتی را بدنبال دارد و من از آمریکا میخواهم که در این زمینه بردبار و صبور باشد. (۶) ۵-۲-۱- نطق دبیر کل سازمان ملل متحد کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد با تعمدی، بیرحمانه و نفرتآمیز خواندن حملات یازده سپتامبر آمریکا، از کشورهای جهان خواست این سازمان را مرکز هدایت «مبارزه دراز مدت با تروریسم» قرار دهند. وی در نطقی در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که در کوتا مدت از هیچ اقدامی برای مجازات عاملان حمله به نیویورک و واشنگتن نباید فروگذار کرد. ولی خواستار رعایت حکومت قانون در سطح ملی و بینالمللی شد. عنان خطاب به نمایندگان کشورها گفت: «بیایید اصول و استانداردهایمان را تقویت کنیم تا برای همه کشورها این تضاد را آشکار سازیم که تفاوت بین آنهایی که به تروریسم متوسل میشوند و آنهایی که با آنها میجنگند، چیست. دو هفته پیش در روزی که هیچکدام از ما فراموش نخواهیم کرد، آمریکا متحمل ضربهای تعمدی و بسیار بیرحمانه و ویرانگر شد که ما هنوز سعی میکنیم تا بزرگی آن را درک کنیم. در واقع این ضربه به یک شهر یا یک کشور نبود، بلکه علیه همه ما بود». (۷) ۵-۲-۲- اظهارات بوش پس از حملات یازده سپتامبر بوش رئیس جمهور آمریکا در جریان بازدید از پنتاگون اعلام کرد که واشنگتن اسامه بنلادن را «زنده و مرده» میخواهد. او در شدیدترین تهدیدش گفت: «اسامه بنلادن مظنون اصلی ماست. او خیال میکند که میتواند به ما ضربه بزند و در غاری پنهان شود. در غرب قدیم روی پوسترها مینوشتند: «تحت تعقیب مرده یا زنده». آمریکاییها نیز بنلادن را زنده یا مرده میخواهند ما به تمام کسانی که به او غذا و پناه دادهاند ضربه خواهیم زد. این جنگی دراز مدت با نبردهای متعدد خواهد بود، ولی کسب آزادی بدون پرداخت هزینه امکانپذیر نیست. ما به جهان اعلام میکنیم که برای مبارزه با تروریستها به هرکاری دست میزنیم». او بدنبال سخنان خود گفت: «یک ترسو بیایمان به خودِ آزادی حمله کرد ما از آزادی دفاع خواهیم کرد، ما اجازه نخواهیم داد که آزادی اینگونه مورد تهاجم قرار گیرد. نیروهای آمریکا در سراسر جهان برای این اقدام به حال آمادهباش درآمدهاند». (۸) بوش همچنین در سخنرانی روز بیستم سپتامبر در کنگره آمریکا، گفت: «آمریکاییها میپرسند، چرا آنها از ما نفرت دارند؟» آنها از آزادیها ما، آزادی مذهب، آزادی بیان، آزادی رأی دادن و دور هم جمع شدن و با هم مخالفت کردن نفرت دارند». (۹) ایشان در جای دیگری اظهار کرد: «شکست دادن و درهم کوبیدن تروریستها در افغانستان تنها آغاز کار است و قدم اول آمریکا است». او اضافه کرد تظاهر به پارسایی که تروریستها مورد استفاده قرار خواهند داد آمریکا را فریب نخواهد داد. او در ادامه گفت: «براساس مدارک و شواهدی که بدست آوردهایم یک شبکه تروریستی سازمان یافته به نام القاعده وجود دارد که اسامه بنلادن رهبری آن را به عهده دارد گروه طالبان که حاکمیت افغانستان را در دست دارد باید هر چه سریعتر رهبران القاعده به ویژه اسامه بنلادن را تحویل دهد آنها باید تروریستها را تحویل دهند و یا به سرنوشت شومی که در انتظار تروریستها هست دچار شوند». (۱۰) ۵-۲-۳- اظهارات بنلادن و ملاعمر پس از مواضع مقامات آمریکایی در قبال حوادث یازده سپتامبر با اینکه آمریکاییها «بنلادن» را مظنون اصلی این حمله معرفی میکردند و او را آماج تیر تبلیغات خبری خود قرار داده بودند. اسامه بنلادن اعلام کرد: «من دخالتی در حمله به آمریکا نداشتم ولی از این اقدام حمایت میکنم». ملا محمد عمر سرکرده طالبان نیز از بنلادن دفاع کرد و گفت او توانایی تعلیم خلبانان انتحارطلب را نداشته و ندارد و حمله به آمریکا بر برائت بنلادن صحه میگذارد زیرا او هیچ خلبانی ندارد. تعلیم خلبان کار دولتی فعال است و فقط چنین دولتی این توانایی را دارد. «اسامه اگر خلبان داشته آنها را کجا تعلیم داده است؟ در افغانستان چنین امکانی برای آموزش وجود ندارد». (۱۱) ۵-۲-۴- اظهارات دبیرکل اوپک بعد از حوادث یازده سپتامبر دکتر «علی رودریگز آراک»[۳۲] دبیرکل اوپک اندکی پس از این حوادث عنوان کرد: «سازمان اوپک بر تحولات رخ داده در پی مجموعهای از حوادث غمانگیز ایجاد شده در اوایل امروز نظارت داشته است. همه کشورهای عضو به ادامه سیاست تقویت ثبات بازار متعهد میمانند و [اینجانب] نسبت به وجود منابع کافی برای تأمین نیازهای بازار اطمینان خاطر دارم. علاوه بر این اعضای اوپک در حال کسب آمادگی هستند تا در صورت لزوم برای محقق شدن این هدف از ظرفیت ذخیره خود استفاده کنند». (۱۲) ۵-۳- دیدگاههای مختلف در مورد حوادث یازده سپتامبر به صورت کلی دو دیدگاه بنیادی در مورد حوادث مذکور وجود دارد یک دیدگاه مبین نظر افرادی است که ضمن مقرون به صحت دانستن حوادث یاد شده آن را محکوم کرده و در حقیقت اقدام به بازنشر تفکرات مقامات کاخ سفید در وقوع حوادث تروریستی از سوی یک گروه بنیادگرای اسلامی نمودند که عمده افراد یاده شده در سطور گذشته، چنین دیدگاهی داشتهاند. از سوی دیگر گروه مقابل نگرشی کاملاً منفی نسبت به درستی حوادث یاد شده داشته و تخریب برجهای دوقلو سازمان تجارت جهانی و بخشی از ساختمان پنتاگون را جزئی از پروژه از پیش طراحی شده آمریکا برای تأثیرگذاری بر حوادث آتی جهانی در قالب استراتژی کلان آمریکایی معرفی مینمایند از دیدگاه این گروه و بر مبنای سوابق حکومت آمریکا بروز حادثهای تروریستی با ابعاد یاد شده بدون اطلاع و تأثیرگذاری سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی این کشور غیر ممکن است ذیلاً یکی از آخرین اخبار که نقل قولی از یکی از مخالفین حادثه یازده سپتامبر است آورده شده است : «ویلیام رودریگز» یکی از بازماندگان یازده سپتامبر ۲۰۰۱ روز سهشنبه ۱۷/۱۱/۹۱ در خبرگزاری فارس حضور پیدا کرد. وی در یک کنفرانس خبری که با حضور برخی از رسانههای داخلی و دو نفر از مسوولان «راشاتودی» برگزار شد، به افشای برخی حقایق مربوط به یازده سپتامبر پرداخت که کاملاً متفاوت از آن چیزی است که رسانههای غربی از این حادثه منتشر کردند. رودریگز در آمریکا بعد از حادثه یازده سپتامبر «قهرمان ملی» لقب گرفت زیرا جان صدها نفر را در آن حادثه نجات داد. مقامات سیاسی آمریکا همچون جرج بوش رئیسجمهوری سابق آمریکا از او خواستند تا در رقابت برای احراز سمتهای سیاسی شرکت کند زیرا او فکر میکرد که او همان فردی هست که میتواند رأی جامعه «هیسپانیک» آمریکا را جذب کند و اما این توجهات تا زمانی ادامه داشت که به مطرح کردن سوالاتی درباره حادثه یازده سپتامبر پرداخت و خانوادههای قربانیان این حادثه خواستار تحقیقات درباره این رخداد شدند. رودریگز تصریح کرد: «جرج بوش در آن زمان گفت که احتیاجی به انجام تحقیقات نیست چون همه میدانند که چه کسی این حمله را صورت داده است و این بدترین چیزی بود که میشد به قربانیان یازده سپتامبر گفت چون آنها خواستار تحقیقات درباره این حادثه بودند. شما شاید یادتان بیاید که در آن زمان بحث کمیته تحقیق درباره یازده سپتامبر مطرح شد و وقتی من خواستم حقایق درباره این حادثه را بیان کنم، آنها مانع شدند و اجازه ندادند که وقایع این حادثه بیان شود. شهادتهای من درباره این حادثه همگی در پشت درهای بسته شنیده میشد و اجازه نداشتم آنها را افشا کنم». وی ادامه داد: «اگر شما به آرشیو ملی در آمریکا مراجعه کنید مشاهده میکنید که اظهارات و شهادتهای من در دستهبندی اسناد محرمانه قرار دارد. کمیته تحقیق درباره یازده سپتامبر حرفهای مرا کامل شنیدند و در نهایت به یک نتیجه نهایی رسیدند و علیرغم آنکه من به عنوان یک قهرمان ملی نام گرفته بودم، در گزارش ۵۷۶ صفحهای این کمیته، هیچ یک از آنچه من درباره یازده سپتامبر تعریف کردم، مطرح نشد». رودریگز سپس به شرح حقایق روز یازده سپتامبر پرداخت و گفت: «یازده سپتامبر روز زیبایی بود. من در آن روز دیر از خواب بلند شدم. با رئیس خود تماس گرفتم و گفتم نمیخواهم به سرکار بیایم. او به من گفت: نه دیوانه شدی! امکان ندارد. باید به سرکار بیایی، اگر به سرکار نیایی هیچکس کار تو را در اینجا انجام نمیدهد، چون من باید ۱۱۰ پله را تمیز میکردم. من به او گفتم اگر شما کارت مرا امضا کنی تا وقت را از دست ندهم، من هم میآیم. من به زیرزمین ساختمان تجارت جهانی رفتم. ۶ طبقه زیرزمین بود از بی ۱ تا بی ۶. من در طبقه بی ۱ بودم و در آنجا ۱۵ نفر حضور داشتند. ما درباره کار آن روز خود صحبت میکردیم. ساعت ۸:۴۶ بود که ما یک صدای انفجار شنیدیم. انفجار به اندازهای قوی بود که ما به سمت بالا پرت شدیم و انگار درطبقه دوم زیرزمین انفجار رخ داد. وحشت در بین همه به وجود آمده بود. همه داد و فریاد میکردند و انفجار به اندازهای قوی بود که من گمان کردم که ژنراتور آسانسور زیرزمین بی ۱ منفجر شده است. اما تا آمدم این مطلب رو بگویم یک انفجار دیگری به وقوع پیوست که این همان تأثیر هواپیماهایی بود که به ساختمان برخورد کرده بود. یک انفجار دیگر اتفاق افتاده بود. این دو اتفاق کاملاً مجزا به وقوع پیوسته بود. یک انفجار که کاملاً مجزا از برخورد هواپیما به ساختمان بود. دولت به من اجازه نداد این مسئله را بگویم». وی سپس به اطلاعرسانی خیلی سریع و عجیب این حادثه پرداخت و گفت: «مردم سراسر جهان مثل ایران از این حادثه بسیار سریع تر از ما که در آنجا بودیم، باخبر شدند زیرا تمامی دوربینهای رسانههای جهان در موقع مناسب آنجا مستقر بودند». خانواده رودریگز در «پورتوریکو» زندگی میکنند و او در آن زمان وقتی با مادر خود تماس گرفت تا او را از وقوع این حادثه مطلع کند، با مطلب بسیار متعجب کنندهای روبرو شد و آن این بود که مادرش از تمامی ماجرا خبر داشت و فریاد میزد که شبکه «سی ان ان» در حال پخش این حادثه به صورت زنده و به زبان اسپانیولی است. رودریگز پس از آن حادثه بعنوان یک قهرمان ملی شناخته شد. او یک گروه بازماندگان یازده سپتامبر را تشکیل داد. رودریگز در طی ۲۰ سالی که به عنوان خدمتکار در ساختمان تجارت جهانی کار میکرد، ۱۰ سال به کار نظافت در دفتر فرماندار نیویورک مشغول به کار بود. فرماندار نیویورک به اندازهای او را دوست داشت که کارهایی مثل هماهنگ کردن کنفرانس خبری را به او میسپرد. بعد از حادثه یازده سپتامبر، از آنجایی که برخی از قوانین را رودریگز در دفتر فرماندار نیویورک مینوشت، یاد گرفت تا قوانینی را به نفع خانوادهها و بازماندگان یازده سپتامبر بنویسد. رودریگز گفت که به اندازهای جذابیت پیدا کرده بود که برخی از کارگردانهای هالیوود میخواستند از این حادثه فیلم بسازند اما او دوست نداشت که در این فیلمها مشارکت کند زیرا میدانست که قرار نیست حقایق در اینباره گفته شود و به همین دلیل تصمیم گرفت تا به سراسر دنیا سفر کند و حقایق یازده سپتامبر را بازگو کند. دوازده سال پس از گذشت حادثه یازده سپتامبر، بسیاری از خانوادههای قربانیان این حادثه هنوز نمیدانند واقعاً چه اتفاقی در آن روز افتاد. وی در پایان نتیجهگیری کرد که اهمیت این واقعه بسیار زیاد بود و منجر شد که مواردی در دستورکار آمریکا در عرصه بینالملل قر ار بگیرد، بعنوان مثال میتوانیم به دو جنگی که در عراق و افغانستان اتفاق افتاد اشاره کنیم و حتی این اتفاق باعث شد تا قوانین زیادی چون قوانین «امنیت ملی»، «میهنپرستی» و غیره تصویب شود و اهداف خود را پیش ببرند. (۱۳) ۵-۴- پیامدهای حملات یازده سپتامبر حملات مذکور پیامدهایی در سطح جهانی به همراه داشت که از آن جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: ۵-۴-۱- تأثیر حوادث یازده سپتامبر بر مقوله انرژی به طور کلی امنیت انرژی از زمان آغاز به کار کابینه بوش در ژانویه سال ۲۰۰۱، به اولویت اصلی سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شد. هر چند نمیتوان ادعا کرد که سایر رؤسای جمهور آمریکا به مسئله انرژی بیتوجه بودهاند چرا که اقتصاد و روش زندگی در آمریکا وابستگی زیادی به مقوله انرژی دارد. امّا بوش و معاونش به صورت خاص و بر مبنای پیشینه فعالیتها به نوعی مرتبط با صنعت نفت بودند. در سال ۱۹۷۷ جرج دبلیو بوش مؤسسه «آربیستو»[۳۳] را تأسیس کرد که این مؤسسه در نهایت در سال ۱۹۸۶ در شرکت انرژی «هارکن»[۳۴] ادغام گردید. ریچارد دیک چنی معاون رئیس جمهور در سال ۱۹۸۶ قبل از پیوستن به کابینه بوش، مدیر عامل و رئیس شرکت هالی برتون بود. با توجه به این پیش زمینه و درک بحران انرژی که از اواخر دهه ۱۹۹۰ همچنان ادامه داشت، یکی از نخستین دغدغههای دولت بوش مسئله تأمین نیازهای انرژی ملی بوده است. وی در هفته دوم دوران ریاستش، «گروه توسعه سیاست انرژی ملی»[۳۵] را تأسیس کرد که مستقیماً توسعه سیاست انرژی ملی را مد نظر داشت، این گروه که به وسیله معاون رئیس جمهور هدایت و رهبری میشد، متشکل از وزرای کشور، خزانهداری، داخلی، کشاورزی، بازرگانی، حمل و نقل، انرژی و نیز رؤسای سازمان مدیریت بحران فدرال، سازمان حفاظت از محیط زیست و دیگر مسؤلان عالیرتبه بود. (۱۴) به نظر میرسد حادثه یازده سپتامبر نیز با تمرکز اساسی بر مسئله انرژی به وقوع پیوسته است. به گونهای که بلافاصله پس از حادثه مذکور و آغاز جنگ با افغانستان گروه فشار نفتی که نمایندگان آن دیک چنی، کاندولیزا رایس و … هستند از طریق جنگ با افغانستان، طرح خط لوله نفتی مشهوری را که دریای خزر را به اقیانوس هند متصل میکنند به مرحله اجرا نزدیک کردند. (۱۵) همچنین خانم «سینتیا مک کنی» نماینده دموکرات مجلس در آمریکا پس از حمله این کشور به افغانستان گفت: «با توجّه به تحقیقات، ما خواستار تشکیل یک کمیسیون تحقیق در برابر عملکرد بوش و خانواده و نزدیکان او در این قضیه و منافعی که از آن برداشت کردهاند شده بودیم. این امر هم درباره جرایم عمدی که در بازار بورس به وقوع پیوسته است و هم درخصوص منافع اقتصادی که از جنگ با افغانستان عاید بوش و اطرافیانش شده، قابل بررسی است. درباره جنگ افغانستان، مسائل نفتی نقش مهمی ایفا کرده است. چگونه بوش میتواند باز هم از اعلام جنگ علیه عراق و شاید هم ایران نفع شخصی ببرد؛ معلوم نیست». (۱۶) از سوی دیگر روابط دولت کرزای با نمایندگان پاکستان و آمریکا در مورد احداث خط لوله گاز نیز پس از جنگ افغانستان که از جمله حوادث پس از حادثه یازده سپتامبر است؛ بسیار قابل تأمل میباشد. بنابر مطلب روزنامه «آیریش تایمز» در یازده فوریه ۲۰۰۲ :«رئیس جمهور پاکستان، ژنرال پرویز مشرف و رهبر افغانستان، حامد کرزای روز گذشته توافق کردند که کشورهایشان باید روابط متقابل برادرانه و همکاری در تمام حوزه فعالیتی، از جمله انتقال خط لوله گاز از آسیای مرکزی به پاکستان از طریق افغانستان، را افزایش دهند». همچنین طبق گزارش جورج مان بیوت از روزنامه گاردین: «حامد کرزای و زلمای خلیلزاد (فرستاده ویژه بوش به افغانستان) هر دو قبلاً به عنوان مشاوران Unocal، شرکت نفتی ایالات متحده در دهه ۱۹۹۰ که در صدد کشیدن یک خط لوله از افغانستان بوده است، خدمت کردهاند». (۱۷) در چهارم اکتبر ۲۰۰۱ نیز مرکز مطالعات منافع ملی با همکاری مرکز نیکسون، برای بررسی پیامدهای بلندمدّت حملات تروریستی یازده سپتامبر بر سیاستهای آمریکا، همایشی را برگزار کرد. دکتر جیمز شلزینگر[۳۶] ناشر نشریه منافع ملّی[۳۷]، رئیس شورای مشورتی مرکز نیکسون، وزیر اسبق دفاع و رئیس اسبق سازمان سیا- ریاست همایش را برعهده داشت. شرکت کنندگان در این همایش گروهی از دست اندرکاران سیاست خارجی، روزنامه نگاران و تحلیل گران بودند که رئیس همایش از آنان خواست پیامدهای این اقدام تروریستی بسیار موفق را که از لحاظ تعداد کشتهها و شدّت خسارات در تاریخ بیسابقه بود، بر سیاست خارجی و سیاست دفاعی و اقتصادی و داخلی بررسی نمایند. در بخش سیاست اقتصادی موزس نعیم[۳۸] سردبیر نشریه سیاست خارجی[۳۹] در جلسه سوم همایش پیشبینی کرد که رکود اقتصادی در پی حادثه یازده سپتامبر تا سه ماهه دوم سال ۲۰۰۲ ادامه پیدا کند و قیمت نفت تا حدود نوزده دلار و هفتاد و پنج سنت کاهش یابد و سپس در نیمه دوم سال به دلیل افزایش تقاضا بهای نفت افزایش یابد. تأثیر حمله به افغانستان بر بهای نفت هیچ یا بسیار اندک خواهد بود. ولی با گسترش جنگ علیه تروریسم (به عنوان مثال جنگ با ایران یا عراق) قیمت نفت به شدت بیثبات خواهد شد. به نظر میرسد برنده واقعی در سال آینده، روسیه باشد. زیرا این کشور غیر عضو اوپک و دومین تولیدکننده نفت در جهان، میتواند بر قیمتهای نفت تأثیرگذارد. این تأثیرگذاری نه تنها از طریق تولید داخلی نفت در این کشور، بلکه از طریق نفوذی است که در آسیای مرکزی و قفقاز بر منابع و ذخایر جدید هیدروکربن دارد. (۱۸) امّا گزارش ماهانه بازار نفت[۴۰] در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۱ در بخش نوسانات قیمت نفت خام عنوان نموده است : «بعد از کاهش قیمت نفت در ماه جولای، قیمت ماهانه سبد مرجع با افزایش ۰.۷۳ دلار به میانگین ۲۴.۴۶ دلار در هر بشکه رسید» (۱۹). ۵-۴-۲- آماده باش کامل نیروهای روسیه مبارزه آمریکا علیه تروریسم زمینه وسیعتر همکاری ابرقدرتها را نیز تغییر داد. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، بهترین مثال از رهبر جویای بهرهبرداری از این موقعیت جدید برای انجام یک معامله است. وی با حمایت خود از آرمان آمریکا، راه را برای توافق با واشنگتن بر سر مسائل حیاتی برای مسکو-مثل کمکهای اقتصادی، مسأله چچن، گسترش ناتو و دفاع موشکی- باز کرد. تا پیش از یازده سپتامبر ایالات متحده درصدد بازنگری روابط استراتژیک خود با روسیه بود. در حالی که استراتژی بوش عبارت بود از ارائه این رابطه استراتژیک، در عوض همسویی روسیه در زمینه موشکی، احتمالاً نتیجه نهایی شکل فراگیرتری از همکاریهای امنیتی روسیه و جهان غرب باشد. در واقع همکاری روسیه با آمریکا در جنگ علیه تروریسم شاید در دراز مدت این بحث را تقویت نماید که مسکو را باید به طور کامل به چارچوب امنیتی غرب داخل نمود و عضویت روسیه در ناتو میتواند در این راستا باشد. (۲۰) ۵-۴-۳- بحران مالی و سقوط ارزش دلار این حادثه به کاهش شدید پرواز هواپیماها و افت میزان فروش بلیط انجامید که نشاندهنده ترس همگانی مردم آمریکا از تکرار حوادث مشابه بود که با خسارات سنگین مالی همراه بود. (۲۱) به گونهای که در همان روز اوّل بعد از حادثه ۶۷ میلیارد دلار ضرر متوجه بورسهای اروپا گردید. در ژاپن نیز ارزش سهام به پایینترین قیمت خود در هفده سال گذشته رسید. در حالیکه قیمت نفت و طلا رو به افزایش بود دلار سقوط کرد. (۲۲) ۵-۴-۴- شیوع مجدد اسلام ستیزی اگر چه به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، دیرینه شناسی گفتمان اسلام ستیزی به بعد از انقلاب اسلامی ایران میرسد امّا یکی از پیامدهای ناگوار حادثه یازده سپتامبر نیز برای مسلمانان به ویژه مسلمین مقیم آمریکا مورد خشم و تنفّر قرار گرفتنِ آنان در تمامی عرصههای اجتماعی، سیاسی، خبری و رسانهای بود. ضمن اینکه خود آنان مورد حمله قرار میگرفتند و به جان و مال آنان تجاوز میشد معابد و مساجد نیز محل تاخت و تاز دشمنان آنان بود. تا جایی که شهردار و فرماندار نیویورک مردم را از این کار منع کردند. حتی رئیس جمهور آمریکا برای جلوگیری از این ستمها، خود به مسجدی رفت و با بیان سخنرانی مردم را از ادامه این خشونت باز داشت. (۲۳) «مقتدر خان» استادیار علوم سیاسی کالج آدریان در این خصوص اظهار میدارد: «کلمات نمیتوانند عمق فاجعه انسانی رخ داده را بیان کنند. پیامدهای این واقعه بسیار گسترده خواهد بود و بر جهان و مسلمانان منطقه تأثیر خواهد گذارد. این واقعه همچنین برای مسلمانان داخل و خارج از ایالات متحده پیامدهای مهمی خواهد داشت. حاصل چندین دهه تلاش محققان، گروهها و فعالان، برای بهبود روابط آمریکا و مسلمانان و نیز مبارزه با تصویر منفی از اسلام و غرب، بر باد رفته است». (۲۴) حوادث یازده سپتامبر که به تعبیر بنیادگرایان مسیحی داخلی آمریکا اعلان جنگ جهان اسلام علیه مسیحیت تلقی گشت، افراطگرایی مذهبی را از لایههای اجتماعی به نهادهای حکومتی تسری داد. بارزترین تأثیر این نگرش بر رفتار دولتمردان آمریکا نیز، ایدئولوژیک شدن سیاست خارجی دولت بوش است که به مراتب بیش از دوران حکومت لیبرالهای سکولار کلینتون، مذهبی شده است. پس از رویداد یازده سپتامبر، بوش سهواً یا عمداً از واژه جنگ صلیبی که یک مفهومم کاملاً مذهبی و برگرفته از مسیحیت قرون وسطایی است، استفاده کرد. (۲۵) ۵-۴-۵- آغاز جنگ علیه افغانستان و عراق حوادث یازده سپتامبر ۲۰۰۱ منجر به برپایی دو جنگ تمام عیار با حکومتهای طالبان در افغانستان و دولت بعثی عراق در سال ۲۰۰۳ گردید. جنگهایی که منجر به سرنگونی حکومت طالبان و رژیم بعثی عراق شد. ۵-۵- سیاستهای متخذه اوپک در قبال افزایش جهانی قیمت نفت پس از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ وقوع حوادث ناگهانی یازده سپتامبر منجر به موضعگیری و نطق دبیرکل سازمان اوپک شد که در صفحات گذشته به آن اشاره گردید. اما در عرصه اداری و سازمانی حوادث مذکور به سمتگیری اجلاس صد و هفدهم اوپک انجامیده که در آن به نقش اوپک در راستای عرضه بدون مشکل نفت تأکید گردید. (۲۶) هر چند قبل از هرگونه تأثیر کلی حادثه یازده سپتامبر بر اقتصاد انرژی بینالملل به نظر میرسید تخلف اوپک از سهمیههای تعیین شده به میزان ۵۰۰ هزار بشکه در روز و بر طبق آمارهای غیررسمی به میزان بیش از یک میلیون بشکه در روز موجب شد که انتظار بازار در راستای وفور عرضه شکل گیرد. از آنجا که تولید غیر اوپک (آمریکا، کانادا، دریای شمال، آفریقا، روسیه و …) به دلیل افزایش قیمت نفت در خلال یک سال قبل از حادثه یازده سپتامبر افزایش قابل ملاحظه یافته و به رشدی بیش از پانصد هزار بشکه در روز رسیده بود. برخی پیشبینیها حکایت از این داشت که رشد نفت غیراوپک در سال ۲۰۰۲ به هشتصد هزار بشکه در روز خواهد رسید و روسیه همچنان به افزایش تولید ادامه خواهد داد. همچنین از جمله سیاستهای کلی اوپک این بوده که با کاهش تولید، موجب افزایش مصرف از ذخایر شود تا با افت سطح ذخایر، از روند کاهش مستمر قیمت جلوگیری به عمل آید. اما نیاز کشورهای عضو اوپک به درآمدهای ارزی بیشتر موجب افزایش تولید بیش از سهمیه اعضا شد و لذا این سیاست نیز همانطور که پیشبینی میشد با شکست مواجه گردید. از بعد دیگر با کاهش رشد اقتصاد جهانی، تقاضا برای نفت خام کاهش یافت. براساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی IEA رشد تقاضای نفت خام در آمریکا در سال ۲۰۰۱ به صد هزار بشکه در روز تقلیل یافته در حالی که در چهار سال قبل از آن، این رقم به طور متوسط چهارصد و هفتاد هزار بشکه در روز بوده است. میانگین رشد تقاضای نفت در جهان در چهار سال قبل از حادثه یازده سپتامبر ۱۵۰/۱ میلیون بشکه در روز بوده است در حالی که در سال ۲۰۰۱ به ۵/۰ بشکه در روز رسیده است. بدیهی است وقتی عرضه در حال افزایش و تقاضا در حال کاهش باشد قیمتها سریعاً گرایش به کاهش دارند به طوری که سبد نفت اوپک به زیر ۲۰ دلار برای هر بشکه رسید. در اجلاس بیست و شش سپتامبر ۲۰۰۱ نیز اوپک هیچگونه تصمیمی برای حمایت از قیمت نفت خام نگرفت بلکه برعکس، با تکرار و تأکید مجدد مبنی بر تعهد اوپک به تأمین نفت خام مورد نیاز جهان صنعتی در شرایط فعلی، موجبات تضعیف بیشتر قیمت را فراهم نمود. اما کاهش قیمت نفت بعد از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ برای رکود اقتصاد جهانی مفید بوده؛ زیرا نفت ارزان در شرایط بحران اقتصادی یک ضرورت برای جهان صنعتی است. (۲۷) علیایحال میتوان به هفت مسئله مهم اشاره نمود: ۵-۵-۱- تأثیر این حوادث بر بازارهای بینالمللی دفعی بوده و در روزهای بعد از حوادث مذکور منجر به افزایش قیمت نفت شده هر چند این افزایش نمونه یک عکسالعمل عصبیِ گذرا از سوی بازار نفت بوده است. به عبارت دیگر با کشف این مسئله که کمبودی در عرضه نفت خام وجود ندارد قیمتها دوباره رو به کاهش گذاشتند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۹۸۲/۱-
۷۰۸/۰-
۵۳۵/۱
۲۵۰/۱
۲۱۰/۱
کشیدگی
۲۵۳/۳-
۶۳۲/۰-
۷۶۵/۱
۷۹۵/۰
۶۲۱/۰
حجم نمونه
۳۸۴
۳۸۴
۳۸۴
۳۸۴
۳۸۴
با توجه به جدول ۴-۱۲، تحلیل شاخصهای مرکزی، پراکندگی و توزیع متغیرهای پژوهش به شرح زیر میباشد. ۱- متغیر «کیفیت درک شده برند» دارای میانگین ۸۱/۴، انحراف معیار ۳۷۶/۰، چولگی ۹۸۲/۱- و کشیدگی ۲۵۳/۳- میباشد. منفی بودن چولگی متغیر نشاندهنده طولانی بودن دم توزیع به سمت چپ میباشد. از طرف دیگر کشیدگی منفی به این معنی است که شکل متغیر از توزیع نرمال کوتاهتر میباشد. ۲- متغیر «اعتبار برند» دارای میانگین ۵۰/۴، انحراف معیار ۵۶۷/۰، چولگی ۷۰۸/۰- و کشیدگی ۶۳۲/۰- میباشد. منفی بودن چولگی متغیر نشاندهنده طولانی بودن دم توزیع به سمت چپ میباشد. از طرف دیگر کشیدگی منفی به این معنی است که شکل متغیر از توزیع نرمال کوتاهتر میباشد. ۳- متغیر «تصویر برند سبز» دارای میانگین ۴۴/۴، انحراف معیار ۴۶۰/۱، چولگی ۵۳۵/۱ و کشیدگی ۷۶۵/۱ میباشد. مثبت بودن چولگی متغیر نشاندهنده طولانی بودن دم توزیع به سمت راست میباشد. از طرف دیگر کشیدگی مثبت به این معنی است که شکل متغیر از توزیع نرمال بلندتر میباشد. ۴- متغیر «ارزش درک شده سبز» دارای میانگین ۷۴/۴، انحراف معیار ۵۴۳/۱، چولگی ۲۵۰/۱ و کشیدگی ۲۱۰/۱ میباشد. مثبت بودن چولگی متغیر نشاندهنده طولانی بودن دم توزیع به سمت راست میباشد. از طرف دیگر کشیدگی مثبت به این معنی است که شکل متغیر از توزیع نرمال بلندتر میباشد. ۵- متغیر «ارزش ویژه برند سبز» دارای میانگین ۷۴/۴، انحراف معیار ۵۷۸/۱، چولگی ۲۱۰/۱ و کشیدگی ۶۲۱/۰ میباشد. مثبت بودن چولگی متغیر نشاندهنده طولانی بودن دم توزیع به سمت راست میباشد. از طرف دیگر کشیدگی مثبت به این معنی است که شکل متغیر از توزیع نرمال بلندتر میباشد. ۴-۵- بررس نرمال بودن متغیرها برای اجرای روشهای آماری و محاسبه آماره آزمون مناسب و استنتاج منطقی درباره فرضیه های پژوهش مهمترین عمل قبل از هر اقدامی، انتخاب روش آماری مناسب برای پژوهش است برای این منظور آگاهی از توزیع دادهها از اولویت اساسی برخودار است. برای همین منظور در این پژوهش از آزمون معتبر کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی فرض نرمال بودن دادههای پژوهش استفاده شده است . (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آزمون کولموگروف اسمیرنوف که به افتخار دو آماردان روسی به نامهای ا.ن. کولموگروف و ن.و اسمیرنوف به این نام خوانده می شود، روش ناپارامتری سادهای برای تعیین همگونی اطلاعاتی تجربی با توزیعهای آماری منتخب است، بنابراین آزمون کمولموگروف اسمیرنوف روشی برای تشخیص نرمال بودن توزیع فراوانی مشاهدات جمعآوری شده است. این آزمون برای گرفتن مجوز لازم جهت استفاده از رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون بر متغیرهای مستقل و وابسته اعمال میگردد تا نرمال بودن اطلاعات اثبات گردد در این آزمون با توجه به فرضیات زیر گام به بررسی نرمال بودن داده ها نهاده شده است: دادهها دارای توزیع نرمال هستند دادهها دارای توزیع نرمال نیستند : نحوه داوری با توجه به جدول آزمون کولموگروف- اسمیرنوف اگر سطح معنیداری برای کلیه متغیرهای مستقل و وابسته بزرگتر از سطح آزمون (۰۵/۰) باشد توزیع دادهها نرمال میباشد و در غیر این صورت غیرنرمال است. (جدول ۴-۱۳) آزمون کولموگروف- اسمیرنوف متغیرهای پژوهش
متغیر
کیفیت درک شده برند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابر آنچه که گفته شد این مرحله نخست انتقال، عبارت است از انتقال سنت ازلی مطلق و فرازمان به عرصه محدودیت و زمانمندی که شخصی همچون پیامبر آن را دریافت میکند. در فرایند وحی، سنت به نحوی بر نبی آشکار میگردد. در مرحله بعد او آن را به دیگر انسانها منتقل میسازد و سپس سنت در اینجا به زنجیرهای میماند که مبدأ را به زندگی و اندیشهی انسانهای سنتی و آنها را به مبدأ متصل میسازد. اما آنچه حائز اهمیت است این است که «فرایند انتقال زنده سنت اولاً به خوبی، سنت دینی و سنت مورد نظر سنتگرایان را از هر سنت دیگری ممتاز میگرداند، زیرا در سنتهای عرفی و غیر آن، انتقال پویا و زنده سنت مد نظر نیست. ثانیاً این ابزار، شیوهی کارآمدی برای انتقال معنویت بر آحاد انسانها و درونی نمودن آن است».[۲۱۸]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
به نظر میرسد انتقال سنت در طول سلسله و در فرایند مستقیم و حضوری از یک نسل به نسل دیگر سبب نوشدن و تجدید حیات آن میگردد. به دلیل اینکه یک دریافتکنندهی سنت با تعبیر درون خود، از طریق همنواشدن با سنت یعنی از طریق پیروی آنچه سنت از او مطالبه میکند، سنت را درونی میسازد. این است که سنت یک رسم صرف، عادت یا قانون حقوقی و اجتماعی نیست، بلکه کانون تحول درونی و متحققشدن به حقایقی است که متعالی، وحیانی و غیربشری است. در نتیجه: سنت واژهای است که در حوزه دین، آداب و رسوم اجتماعی و غیر آن قلمرو معنای وسیعی دارد، اما به خصوص از دهه های نخستین قرن بیستم کاربرد خاصی یافت که توسط سنتگرایان، به کار گرفته شد. با توجه به آثار و منابع مختلف سنتگرایانی چون گنون، شوان، کوماراسوامی، چند معنا را میتوان برشمرد که عبارتند از: طریق و مجرای انتقال، خود فرایند زنده انتقال و تجلی صوری حقیقتهای الوهی ازلی در زمان و مکان، از طریق ظواهر و قوالب اسطورهای و دینی حقیقت مطلق، بیصورت و فرازمان. این معانی در آثار سنتگرایان پراکنده و دیریاب است.
۳-۱-۲– پیشینه و خاستگاه سنتگرایی
سابقه تاریخی سنتگرایی، به یک اعتبار به سابقه تاریخ بشری است؛ زیرا برطبق ادعای خود سنتگرایان، ادعاهای اصلی سنتگرایی مجموعه حقایقی است که شمول تاریخی و جغرافیایی همهگیر دارد؛ یعنی همهی انسانها در همهی مقاطع تاریخی و همهی مناطق جغرافیایی بدانها باور داشتهاند، دارند و خواهند داشت. سنتگرایی را میتوان در علوم و معارف سنتی اقوام بدوی نیز، در هر ناحیه از جهان یافت و اشکال و صور متکاملتر آن را در هر یک از ادیان بزرگ جهانی سراغ گرفت. به بیانی دیگر، تا پیش از عصر مدرنیته، پیدایش انقلاب صنعتی، تکنولوژی، مفاهیم پیشرفت، اصالت یافتن زمان، نفی سکون، ثبات و همچنین اصالت انسان و اهمیت (من) دکارتی، انسان در وضعیتی زندگی میکرد که امروزه آن را سنت مینامند، اما پرسش از چیستی سنت زمانی آغاز میشود که به مواجهه با دنیای مدرن، به ویژه تفکرات دنیای مدرن برویم. هنگامی که عقل و آگاهی از دامن متافیزیک و اسطورهها خارج وبه قلمرو عقل فردی – استدلالی که قابلیت نقد جدلی را داراست وارد شد. مواجهه و کشمکش سنت و مدرنیته آغاز گردید. سابقه تاریخی سنتگرایی به عنوان رویکردی آگاهانه در مقابل انسان متجدد با مساعی رنهگنون، عالم و حکیم و عارف فرانسوی و آناندا کنتیش کوماراسوامی، عالم، هنرشناس و حکیم سیلانی و فریتهوف شوان که بزرگترین شارح و مفسر سنت است، هویت و موجودیت مستقلی یافت و اندیشمندان بسیاری را به خود جلب کرد. اگرچه این مسلک گاه با عنوان (قائلان به وحدت متعالی ادیان)[۲۱۹] خوانده میشود و آنان خود (عنوان قائلان به حکمت جاوید) را بیشتر میپسندند، اما به هرحال امروز با عنوان سنتگرایان (Traditionalist) معروف شدهاند. اگرچه سنتگرایی در جنبشهای دینی متعددی نظیر یهودیت، کاتولیک، پروتستان و اسلام رخ نمود، اما آنچه مورد نظر است، سنتگرایی مورد نظر در آثار رنهگنون، کوماراسوامی و شوان است. برای درک بهتر ریشههای تاریخی سنتگرایی، بسیار راهگشاست که در ابتدا نگاهی گذرا به سنتگرایی کاتولیک بیندازیم. سنتگرایی، واکنش خلاف مدرن است در برابر مدرنیسم که ریشههای آن در اروپای قرن ۱۹ به ویژه در فرانسه به چشم میخورد. در اروپا، کاتولیکهای مخالف با سکولاریزم و مدرنیزم از نوعی سنتگرایی جانبداری کردند که برپایهی مرجعیت پاپ استوار بود. «با اینکه در بین این جنبش اُلترامانتنیست[۲۲۰] جناح لیبرالی نیز وجود داشت، پیوس نهم (۱۸۴۶-۱۸۷۸) پس از آنکه در پی انقلاب ۱۸۴۸ موقتاً قلمروهای پاپی[۲۲۱] را از دست داد به شدت به مخالفت با همه انواع لیبرالیسم در حیات سیاسی و فکری پرداخت. در فهرست خطاها که پیوس در ۱۸۶۴ منتشر کرد بیان شد که پاپ نمیتواند و نباید با ترقی لیبرالیسم و تمدن مدرن آشتی کرده و کنار آید».[۲۲۲] در سال ۱۸۷۰ جنبشی که برای تصدیق و تثبیت درباره مرجعیت پاپ (کلیسای کاتولیک) آغاز شده بود به آموزهی عصمت پاپ انجامید. «هرچند در همان سال شورای اول واتیکان[۲۲۳] در اعلامیهی «دیفیلیوس»[۲۲۴] با محکومکردن هر دو حرکت سنتگرایی به عنوان حرکتی که توانمندی عقل طبیعی را برای دستیابی به یقین در مورد هرگونه حقیقت دینی رد میکرد و نیز انواع مدرن عقلگرایی درصدد نشاندادن موضعی میانه برآمد».[۲۲۵] مذهب کاتولیک، به رغم نحوه بیانی که داشت، در حمایت از سنتهای خاص خود و مرجعیت پاپ به مخالفت آشکار با مدرنیسم پرداخت. البته پس از شورای روم و واتیکان (۱۹۶۲-۱۹۶۵) مخالفت کاتولیک با مدرنیسم بسیار کاهش یافت، اما پیش از آن کلیسا خود را مدافع سنت در برابر جریانات سیاسی و فکری میدید که در سراسر اروپا گسترده شده بود. در قرن ۱۹، در انگلستان نیز مسأله رهبری کاتولیک در دفاع از سنت به موضوع بحث برانگیزی بین اعضای و لیبرالهای کلیسای انگلستان که سنتگرایان را به حرکت برای نزدیکشدن با مذهب کاتولیک رم متهم میساختند تبدیل شد. «روحانیان فرانسوی که پس از انقلاب فرانسه در جستجوی پناهگاه به انگلستان عازم شده بودند دلسوزی کاتولیکها را در انگلستان برانگیختند. جان هنری نیومن[۲۲۶] رهبر جنبش سنتگرایی آکسفورد، پیش از نیمهی قرن به مذهب کاتولیک رم گرویده و به مقام کشیشی رسید و کاردینال شد».[۲۲۷] واکنشهایی که در اروپای قرن ۱۹ بر ضد مدرنیسم صورت میگرفت، اشکال مختلفی یافت که تنها یکی از آنها را میتوان در موضعگیری کلیسای کاتولیک رم مشاهده کرد. پروتستانهای بنیادگرا نیز، به ویژه در ایالات متحده به اتخاذ بیاناتی ضد مدرنیسم روی آوردند. موضعگیری محافظهکارانهی دینی در برابر مدرنیسم نیز در ادبیات نمود یافت که بهترین نمونههای آن در اشعار تی. اس. الیوت (T. S. Eliot)و در مقاله بسیار پرنفوذ وی با عنوان«سنت و استعداد فردی»[۲۲۸] دیده میشود. الیوت از امریکا به انگلستان عازم شد و به مذهب کلیسای انگلستان گروید و از طریق انگلوکانیسم به حمایت از سنتگرایی دینی پرداخت.[۲۲۹] در فرانسه هم مذهب کاتولیک فرانسه به جانبداری از سنت و سلطنت پرداخت. «لیبرالهای فرانسه در نیمهی دوم قرن ۱۹ بر سلطنتطلبها غالب شدند و قوانینی در ضدیت با روحانیان وضع کردند».[۲۳۰] کاتولیکها ادعا داشتند که دلیل این ضدیت با روحانیت نفوذ لژهای فراماسونی بود. فراماسونها جایگزینی را برای سنتگرایی کاتولیک به دست دادند که مبتنی بر علوم غریبهی عهد باستان بود. آنها در جامعهی فرانسه غالباً به جذب آزاداندیشان و ضدروحانیان و نیز علاقهمندان به حدسها و پیشبینیهای علوم غریبه پرداختند. همچنین «فرانسه در قرن ۱۹ در عرصه هنر نوعی شیفتگی به هنر شرق را از خود نشان داد. آثار شماری از نقاشان فرانسوی که به طرح مضامین شرقی پرداختند، گواه صادقی بر این امر است. در این بین آثار نقاشانی چون ژانلیون ژورن،[۲۳۱] الکساندر – گالبریل دکام،[۲۳۲] ژان دمنیک اَنگره،[۲۳۳] چارلز بارگِه،[۲۳۴] لئون بونَت[۲۳۵] تنها نمونه اندکی از آنها است».[۲۳۶] جاذبه مشرق زمین را پیش از این، در شیفتگی محافل اروپای قرن هجدهم نسبت به چین و مصر میتوان دید. تا آنجا که به منابع تعالیم سنتی مربوط است، باید سرزمین مصر را یک جزء مکمل مشرق زمین و آشیانهی یکی از برجستهترین تمدنهای سنتی تلقی کرد. «معرفتی ظاهراً باطنی که از مصر، چین و دیگر منابع شرقی نشأت گرفته بود، موضوع بحث محافل نهانگرا به ویژه در فرانسه قرار گرفت و گرایشات به آیینهایی چون «آیینهای مصری کاگلیوسترو»[۲۳۷] در درون تشکیلات فراماسونری به اجرا درآمد. در این زمان، «مصرشناسی»[۲۳۸] و به طور کلی «شرقشناسی»[۲۳۹] با جستجو برای نوعی معرفت که ظاهراً پیش از این در روند کلی تفکر اروپا از دست رفته بود، ارتباط وثیقی یافت».[۲۴۰] در میان همه کشورهای اروپایی، تعالیم شرقی بیشترین تأثیر را شاید در آلمان بر جای نهاد و این امر تا حدی به این دلیل بود که محتوای تعقلی جنبش رمانتیک در این سرزمین، بیشتر از هر جای دیگر بود. برای مثال ترجمه شاهکارهایی از اشعار عارفان مسلمان همچون (گلشن راز) به زبان آلمانی و به قلم هامر پورگشتال(Hammer purgstall)، تأثیر عمیقی بر روی شاعران برجسته آلمانی داشت و علاقه و اشتیاق شدیدی به شعر و حکمت شرقی در دایرهای وسیع ایجاد کرد. برجستهترین شخصیت این دوران در آلمان که در سطوح هنری و تعقلی، به طور جدی از سنتهای شرقی و به خصوص اسلام، متأثر بود گوته[۲۴۱] است. «او با قرآن و اشعار اسلامی به ویژه اشعار حافظ بسیار مأنوس بود».[۲۴۲] در انگلستان، جستجو برای مشرق زمین و بازیابی امر قدسی، در گونههای مختلف سنتهای اولیه و«احیای مکتب افلاطونی از طریق ترجمههای گستردهی فلوید سیدنهام[۲۴۳] و مخصوصاً از طریق ترجمههای محقق و فیلسوف برجسته افلاطونی توماس تیلور[۲۴۴] به وجود آمده بود».[۲۴۵] توماس تیلور عامل اصلی در احیای مکتب افلاطونی بود و در قابل دسترس ساختن نوشتههای افلاطون، نوافلاطونیان و ارسطو به زبان انگلیسی نقش بسزایی داشت. او فقط یک یونانشناس نبود، بلکه به لحاظ فلسفی به مکتب افلاطونی تعلق داشت و معرفت را وسیله ی اصلی دستیابی به امر قدسی میدانست. انتشار مجموعه کامل آثار افلاطون به دست وی در سال ۱۸۰۴ همراه با انتشار بسیاری از متون اصلی مکتب نوافلاطونی، نقش مهمی داشت به این لحاظ که یک ما بعدالطبیعهی سنتی؛ یعنی یکی از کاملترین مابعدالطبیعهها در غرب را در دسترس کسانی قرار داد که در پی بدیلی برای فلسفهها و علوم دینزدایانه آن زمان بودند.[۲۴۶] روند ترجمه و واردکردن آموزههای شرقی به فرهنگ و زبان انگلیسی، بسیاری از افراد را به سوی آثار تیلور کشاند و آنان را شیفتهی تعالیم شرقی کرد. تیلور همچنین بر شخصیتهای رمانتیک چون کارلایل[۲۴۷] و کولریج[۲۴۸] تأثیر فراوانی داشته است، ولی مهمترین شخصیت متأثر از وی ویلیام بلیک؛ [۲۴۹] شاعر و نقاش انگلیسی بود، کسی که در خط مقدم جنبشی قرار داشت که درصدد برتری بخشیدن به امر قدسی در مقابل همهی گرایشهای مسلط آن روزگار بود او در مقابل برداشتهای استدلالگرایانه و ماشین انگارانهی بیکن، نیوتن و لاک دربارهی انسان و جهان که شدیداً مورد مخالفت بلیک بود درصدد بازگشت به دیدگاهی کل گرایانهتر دربارهی انسان و طبیعت بود.[۲۵۰] در آمریکا نیز در حال و هوایی ضدسنتی تأثیر شرق را باید در میان آن دسته از شاعران و فیلسوفانی دید که به شدت در طلب بصیرتی قدسی نسبت به زندگی بودند. شخصیتهایی نظیر والت ویتمَن، رالف والدو امرسون، و به طور کلی «تعالیگرایان نیوانگلند»[۲۵۱]«مخصوصاً در آثار امرسون است که دلبستگی به شرق را به واضحترین صورت میتوان دید فیلسوف و شاعری که برای او آسیا «سرزمین عجایب ادبیات فلسفه» بود».[۲۵۲] شیفتگی به شرق و علوم غریبه و باستانی همچنین باعث جذب عدهای به انجمن تئوسوفی[۲۵۳] گردید که در سال ۱۸۷۶ و در شهر نیویورک توسط مادام بلاواتسکی، کلنل هنری اس. الکات[۲۵۴] و جاج[۲۵۵] پایهریزی شده بود. انجمن تئوسوفی نیز به انتشار شماری از ترجمههایی از سنتهای دینی غیرغربی، از جمله فرانسوی گیتا در سال ۱۸۹۰ و آثار دیگری درباره مذاهب بودایی و هندو، پرداخت. الکات و انجمن تئوسوفی، دانشکدهی آناندا و چند مدرسهی بودایی دیگر را در سریلانکا پایهگذاری کردند در بستر این جو فرهنگی، شکل باطنی سنتگرایان در آثار دو نویسندهی دانشمند یعنی رنهگنون[۲۵۶] و آناندا کوماراسوامی[۲۵۷] پایهریزی شد.
۳-۱-۲-۱– پایهگزاران سنتگرایی
۳-۱-۲-۱-۱- رنهگنون
شخصیت برجستهای که بیش از هر کس دیگر در ارائه تام و تمام آموزههای سنتی مشرق زمین به غرب متجدد نقش داشت. «او رسالتی تعقلی را با ماهیتی فوق فردی به انجام رسانید».[۲۵۸] او در سال ۱۹۰۶ تحت تعلیم ژرارد انکاس(Gerard Encausse) معروف به پاپوس[۲۵۹] که یکی از بنیانگذاران مشترک انجمن تئوسوفی در فرانسه بود، قرار گرفت. گنون با اندیشههای مهم درباره متافیزیک و وحدت باطنی سنتهای دینی، از طریق تئوسوفی آشنا شد. اوهمچنین در سایر گروههای علاقهمند به علوم غریبه و نیز به گروه فراماسونری وارد شد و همواره در سراسر زندگی خود به قلمزنی درباره موضوعات فراماسونری و نمادگرایی ادامه داد. او در ۱۹۱۲ تحت تأثیر روشنفکران برجسته کاتولیک قرارگرفت؛ تفکر او به نحو اساسی از گرایش به علوم خفیه به سمت علاقه و توجه به سنتهای حکمی در چهارچوب ادیان بزرگ تغییر مسیر داد. «در ۱۹۳۰ نقد مخالفتآمیز کلیسای کاتولیک از کتابش، سلطان عالم[۲۶۰] منجر به نقل مکانش به قاهره گشت. در قاهره به اسلام گروید و به طریقت صوفیه شاذلیه تشرف یافت و به نام عبدالواحد یحیی خوانده شد».[۲۶۱] در واقع کار گنون به مثابهی تلاشی است در راستای ارائه بیان و کار بستی تازه از اصول لازمانی که همهی تعالیم سنتی را شکل میبخشد. «او در نوشتههایش سرزمین پهناوری را در مینوردد ودانته، سنت چینی، مسیحیت، تصوف، فرهنگ عام و اساطیر سراسر عالم، سنتهای سری آیین گنوسی، کیمیاگری، قباله و غیره و همواره با این نیت که اصول بنیادین آنها را بکاود و نشان دهد که آنها همه تجلیات صوری آن یگانه سنت نخستین و ازلیاند».[۲۶۲] گنون اصول و تعالیم را از زمانها و مکانهای گوناگون گرد هم میآورد، ولی بر این نکته تأکید میورزد که «این کار نوعی جمع معنوی[۲۶۳] است که عناصر به لحاظ صوری متباعد را در یگانگی اصیل و مبدأشان مینگرد و نه نوعی جمع صوری[۲۶۴] که صورتهای ناهمخوان را به زور در وحدتی ساختگی بگنجاند.»[۲۶۵] این تمایز نه تنها در آثار گنون بلکه به طور کلی در مکتب سنتگرایی، تمایزی مهم و اساسی است. «مأموریت گنون دوجنبه داشت؛ یکی آشکارساختن ریشههای مابعدالطبیعی و بحران دنیای متجدد و دیگری تبیین اندیشههایی که درپس تعالیم اصیل و باطن همچنان زنده در شرق قرار دارند».[۲۶۶] او به حکمت خالدهای که دربارهی آن مینوشت دسترسی داشته است و آن حکمت را اینگونه معرفی میکند. «حکمتی غیرشخصی دارای منشایی الهی، انتقال یافته توسط وحی، آزاد از هر تعلق و بیهیچ تعصب و دلبستگی».[۲۶۷] از نظر سنتگرایان، گنون مفسر خدا خواستهی عصر است. نقش او این بود که اصول نخستین را به دنیای غفلتزده یادآور شود و سنت از دست رفته را احیاء کند.
۳-۱-۲-۱-۲– آناندا کوماراسوامی
کار گنون را در احیای منظر سنتی، دیگر مابعدالطبیعهدان برخوردار از فراست؛ آناندا. کی. کوماراسوامی (۱۸۷۷-۱۹۷۴) که از پدر سیلانی و مادری انگلیسی متولد شد تکمیل کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توسعه دانش
وصل کننده های دانش[۱۱۶]، سناریو، سمت گیری به سوی مراکز شایستگی[۱۱۷]
تسهیم دانش
فنون حل مسئله جمعی، مدیریت فضا سازی[۱۱۸]
استفاده از دانش
مهندسی و چینش کاربردی استاد، آموزش در عمل[۱۱۹]، مدیریت داده ها[۱۲۰]
نگهداری دانش
یادگیری از رخدادها[۱۲۱]، حافظه الکتریکی
ارزیابی دانش
کارت امتیازی متوازن[۱۲۲] / اندازه گیری چند بعدی دانش
همچنین در ادامه مروری کوتاه بر مدل های اصلی مدیریت دانش و مراحل آن به صورت بسیار مختصر در جدول (۲-۴) ارائه می گردد. جدول (۲-۴)- مروری بر مدل های اصلی مدیریت دانش (افرازه،۱۳۸۴)
مبانی زیر ساخت مدیریت دانش[۱۲۳] زیر ساخت دانش، سازو کاری است که سازمان از طریق آن دانش را مدیریت می کند و افراد در بخش های متفاوت آن، دانش خود را از طریق این زیرساخت تسهیم کرده، بطوری که اعضا بتوانند از آن دانش به طور کاملا اثربخش استفاده کنند. این زیرساخت باعث می شود، فرآیندهای ضروری دانش با حداکثر کارایی صورت گیرند، از فناوری ها اعم از سخت افزار و نرم افزار کارآمدتر استفاده شود و خلق، تسهیم و بکارگیری دانش انجام پذیرد، هدف اصلی این زیرساخت، چیزی جز جریان دادن دانش در تمامی سطوح فرآیندهای کاری سازمان نیست. شکل (۲-۹) (سیوان[۱۲۴]،۲۰۰۰) مبانی زیرساختهای مدیریت دانش را نشان داده است. شکل ۲-۹ : مبانی زیرساخت مدیریت دانش (سیوان،۲۰۰۰). در مدیریت دانش بر فرهنگ سازمانی تاکید می شود تا اشتراک گذاری و به کار گیری دانش برانگیخته و پرورش داده شود. به همین دلیل آرامش و فرهنگ سازمانی مناسب شکل گرفته و تحرک و آموزش کارکنان مورد توجه قرار میگیرد؛ بر فرایندها در مدیریت دانش تأکید می شود تا دانش سازمانی مکان یابی، سازماندهی و به اشتراک گذاشته شود و بودجه مورد نیاز این فعالیت ها نیز تامین گردد. در مدیریت دانش بر فناوری تاکید می شود تا دانش ذخیره و دسترس پذیر شود و این امکان فراهم شود که افراد بدون اینکه در کنارهم باشند با یکدیگر همکاری کنند. همانگونه که در شکل ۲-۹ ملاحظه می شود، مبانی زیر ساخت مدیریت دانش شامل فرایندهای دانش[۱۲۵]، فناوری اطلاعات[۱۲۶] و فرهنگ سازمانی[۱۲۷] است. یک زیرساخت قوی دانش بر اساس مبانی قوی ایجاد می شود و این مبانی به استفاده کامل از دانش می انجامد. در این میان، مدیریت دانش بر افراد و تعاملات آنها تمرکز دارد. خلق و تسهیم دانش، حاصل تعاملات انسان ها در حین کار است، لذا در مدیریت دانش ابتدا باید افراد را به اطلاعات مرتبط کرد. این ارتباط شامل فرایندها و تشویق لازم است؛ نه صرفا برای ایجاد اعتماد و استفاده از اطلاعات موجود، بلکه به دنبال آن، برای سهیم شدن در منبع جهانی اطلاعات افراد باید با هم مرتبط شوند. آنها باید قادر به یافتن یکدیگر بوده و در مورد درخواست و دریافت کمک و انتشار تجاربشان راحت باشند این کار به آنان این احساس را می دهد که خود را همواره در تحقق اهداف استراتژیک سازمان سهیم ببینند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مدیریت دانش را نباید با مدیریت داده ها اشتباه کرد. مدیریت داده ها بر فرایند و فناوری تمرکز دارد، در حالیکه ارکان مدیریت دانش، افراد و توانایی جمعی آنان برای تشریک مساعی سریع و اثر بخش است. بدون مدیریت داده ها مدیریت دانش موفق نخواهد بود. پیوند دادن این دو، نیازمند تعهد به فرهنگ تسهیم دانش است. سازمان برای رسیدن به این منظور چاره ای جز سرمایه گذاری و تعهد به ایجاد فرهنگ مطلوب سازمانی ندارد. بدون آنکه افراد نسبت به دانش تعهد داشته باشند و فعالیت های فعلی دانش را بپذیرند، زیر ساخت دانش موفق نخواهد بود. همچنین بدون داشتن یک زیرساخت فناوری که به اندازه کافی برای پشتیبانی فعالیتهای دانش قوی باشد، زیرساخت دانش عمل نمی کند و تا زمانی که فرایندهای مبتنی بر دانش نباشند نیز مدیریت دانش دارای زیرساخت مناسبی برای عمل نخواهد بود (سیوان،۲۰۰۰). استعاره انتقال علم از بازو به مغز و تبدیل اطلاعات دانش و نهایتاً به کار یا خروجی مشخص دارای ارزش افزوده، حاکی از آن است که تنوع، خلاقیت، نوآوری و دانش محور شدن سازمانها، انتخابی اجتناب ناپذیر برای سازمانهای قرن بیست و یکم خواهد بود(اورمزدی، ۱۳۸۶).
ضرورت و اهمیت مدیریت دانش در سازمان ها منافع مدیریت دانش در یک سازمان در سطح فردی و سازمانی مورد بررسی قرار داده شده است. در سطح فردی، مدیریت دانش به کارکنان امکان می دهد که مهارت ها و تجربیات خود را از طریق همکاری با دیگران و سهیم شدن در دانش آنها و یادگیری ارتقا دهند تا به رشد حرفه ای دست یابند. در سطح سازمانی، مدیریت دانش چهار منفعت عمده برای یک سازمان دارد: ارتقای عملکرد سازمان از طریق افزایش کارآیی، بهره وری، کیفیت و نوآوری . سازمان هایی که دانش خود را مدیریت می کنند به سطح بالایی از بهره وری دست می یابند. سازمان ها با دسترسی بیشتر به دانش کارکنان خود میتوانند تصمیمات بهتری اتخاذ کنند، فرآیندها را بهینه سازی کنند، از تکرار کارها کاسته و بر نوآوری ها بیافزایند و در نهایت، یکپارچگی و همکاری درون سازمانی را ارتقا بخشند. به عبارت دیگر، در سازمان اعمال مدیریت دانش کیفیت ارائه خدمات را افزایش و هزینه ها را کاهش می دهد. انتقال و به اشتراک گذاری دانش به صورت روز افزون به عنوان منبع ارزش افزایی شناخته شده است، لذا سازمان ها مدیریت دانش را به منزله یک راهبرد و امتیاز رقابتی به حساب می آورند. البته دستیابی به این منافع بر خلاف ظاهر آنها (که آسان به نظر می رسد) خیلی آسان نیست. راهبردها و طرح های بکارگیری مدیریت دانش بایستی پیشاپیش برای همه توجیه شده باشد تا در مرحله عمل با موفقیت انجام گردد (ناوی[۱۲۸]،۲۰۰۱).
چالش های مدیریت دانش اساسی ترین چالش مدیریت دانش، اشتراک دانش است نه تولید دانش. دانشی که اشاعه داده نشود ارزش بسیار محدودی برای سازمان دارد (باقری،۱۳۸۴). پیترسنج دو سوال را مطرح می کند و بیان می دارد که این دو سوال از چالش برانگیز ترین سوال های مدیران در دو دهه آینده قلمداد می شوند (جعفری و کلانتر،۱۳۸۲). این دو سوال عبارتند از: انسانها چگونه دانش را تولید می کنند؟ این دانش چگونه در بین سایرینی که نقشی در تولید آن نداشته اند، منتشر می شود؟ دمارست(۱۹۹۷) شش پرسش کلیدی را مطرح می کند که یک سازمان برای مشارکت موثر در مدیریت دانش، ناگزیر از پاسخ دادن به آنهاست. این پرسش ها بطور خلاصه به موارد ذیل مربوط می شوند (آذری، ۱۳۸۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پژوهش حاضر از نظر قلمرو زمانی مربوط به آذر ماه سال ۱۳۹۲ هجری شمسی میباشد.
ابزار گردآوری اطلاعات:
در این تحقیق از دو ابزار برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بررسی اسناد و مدارک: جهت اخذ اطلاعات کلی در مورد سازمان شامل تاریخچه، تعداد پرسنل، وضعیت تحصیلی، آیین نامه ها و …از روش بررسی اسناد و مدارک استفاده گردیده است. همچنین سایر اطلاعات در زمینه ادبیات موضوع، تعیین چارچوب نظری و شاخص ها از منابع موجود در کتابخانه که حاوی کتب، مجلات وپایان نامه ها و گزارشات علمی است، استفاده شده است. پرسشنامه: در تحقیق حاضر برای بررسی شخصیت نام تجاری، اعتماد، دلبستگی و تعهد به نام تجاری ، بر اساس پرسشنامه نگرش جامعه آماری را جویا شدهایم. این ابزار یکی از ابزار های رایج تحقیق و روش مستقیم برای کسب داده های تحقیق است. پرسشنامه مجموعه ای از سوالهاست که پاسخ دهنده با ملاحظه آنها پاسخ لازم را ارائه می دهد که این پاسخ ها داده های مورد نیاز پژوهشگر را تشکیل می دهد. از طریق سوالات پرسشنامه می توان دانش، علاقه، نگرش فکری فرد را مورد بررسی قرار داد (بازرگان و همکاران، ۱۳۸۹). شایان ذکر است همانگونه که در مراحل تحقیق اشاره نمودیم، پرسشنامه مورد استفاده در این تحقیق برگرفته از مقاله لوئیس و لومبارت (۲۰۱۰) می باشد.
تعریف متغیرها و واژه های کلیدی تحقیق
۱) تعریف نظری: شخصیت نام تجاری: شخصیت برند به مجموعه ای از ویژگی های انسانی مرتبط با برند گفته می شود. این ویژگی های انسانی مرتبط با برند گفته می شود. این ویژگی ها می تواند شامل جنس ، سن، علاقه و توجه فرد و … باشد (گنجی نیا و اخوان فومنی،۱۳۹۰) اعتماد : ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺑﺎﻗﺎﻋﺪﻩ، ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﻴﺎﺭﻱ ﺩﻫﻨﺪﻩ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﻣﻌﻴﺎﺭﻫﺎﻱ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻓﻮﻛﻮﻳﺎﻣﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﻓﻨﺎﻭﺭﺍﻧﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻧﻘﺶ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻙ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺗﺠﺎﺭﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎﺯﺍﺭﻳﺎﺑﻲ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ. (فوکویاما،۱۹۹۵) تعهد : تعهد به نام و نشان تجاری را می توان اینگونه تعریف کرد :«میزانی که مشتری نسبت به یک نام و نشان تجاری نگرش مثبت دارد، میزان پایبندی او به نام و نشان تجاری یاد شه و قصد ادامه خرید «در آینده» (موون و ماینور، ۲۰۰۱ (. ۲) تعریف عملیاتی : جهت سنجش عملیاتی متغیرها از پرسشنامه استاندارد مقاله لوئیس و لومبارت (۲۰۱۰) استفاده خواهد شد.
ساختار پژوهش
پژوهش حاضر در پنج فصل تنظیم و ارائه گردیده است. فصل اول: در این فصل مفاهیم کلی درخصوص طرح پژوهش، تعریف مسأله، اهمیت موضوع، اهداف و فرضیه های پژوهش و قلمرو پژوهش ارائه گردیده است. فصل دوم: در این فصل مبانی نظری و پیشینه تحقیق در سه بخش به شرح زیر گنجانده می شود: بخش اول: مبانی تئوریک متغیرهای تحقیق. بخش دوم: پیشینه تحقیق. بخش سوم: محتصری در خصوص جامعه مورد بررسی . فصل سوم: در فصل سوم، روش پژوهش، نحوه جمع آوری اطلاعات و تهیه پرسشنامه، جامعه آماری مورد پژوهش، روش نمونه گیری، حجم نمونه، توزیع و جمع آوری پرسشنامه و تکنیک آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها به تفصیل تشریح می گردد. فصل چهارم: در این فصل پس از بیان مقدمه، تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده مربوط به تحقیق حاضر در قالب جداول جداگانه و نمودارهای مربوط، ارائه می شود. فصل پنجم: در این فصل به نتیجه گیری پرداخته و همچنین پیشنهادها و رهنمودهای لازم با توجه به نتایج بدست آمده و محدودیتهای موجود در اجرای تحقیق بیان شده و در آخر نیز پیشنهاداتی برای پژوهشهای آینده ارائه می گردد. فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
شاید متمایزترین مهارت بنگاههای حرفهای، توانایی آنها در ایجاد، حفظ و نگهداری و توسعهی علائم تجاری خود باشد (کاپفرر، ۱۳۸۵). با تشدید رقابت در تجارت و تغییرات سریع تکنولوژیکی و نیز افزایش قدرت و حق انتخاب مشتریان، موفقیت از آن شرکتهایی خواهد بود که قادر باشند به نحو شایستهتری انتظارات و ارزشهای موردنظر مشتریان را درک و شناسایی کرده و به نحو مطلوب به آنها پاسخ دهند (وانگ و همکاران[۳]، ۲۰۰۷). نام تجاری به عنوان رکن و اساس بازی رقابتی امروز، عنصری است که باید به دقت ایجاد، تعریف و مدیریت شود تا سازمان و شرکتها بتوانند با تکیه بر این ستون، سودآوری هرچه بیشتر را برای کسب و کار خود، رقم بزنند. لازم به یادآوریست که ویژگیهای برندها یا نامهای تجاری بر رفتار مشتری تأثیرگذار است و دنیای تجارت امروز به استراتژیهای برندگذاری نیاز دارد (جوانمرد، ۱۳۸۸). اگر شرکتی یک نام تجاری را فقط در حد یک اسم در نظر بگیرد، کاربرد عمیقی را که نام تجاری میتواند در بازاریابی داشته باشد، درک نکرده است. در این فصل مبانی نظری و پیشینه تحقیق در دو بخش به شرح زیر گنجانده می شود: بخش اول: مبانی نظری تحقیق. بخش دوم: پیشینه تحقیق.
بخش اول: مبانی نظری تحقیق
تاریخچهی برند
«گفته شده که کلمه برند[۴] زندگیش را به عنوان اسم در زمان نوردیک های باستانی (ساکنان قدیمی اسکاندیناوی) آغاز کرده است و به تدریج به فعل تبدیل شده است. هزاران سال قبل کشتی سازان، کشتیهایی را که می ساختند نام گذاری می کردند.» (کومبر[۵] ۲۰۰۲) نامگذاری هم چنین در زمآنهای قبل برای علامت گذاری احشام به منظور اظهار نظر مالکیت آنها استفاده می شده است. آنها طرحهایی را بر روی پوست حیوانات داغ می کردند (مالونیس[۶] ۲۰۰۰) در حال حاضر نیز یکی از معانی نام تجاری داغ نهادن می باشد. اینگونه استعمال از نام و نشان تجاری شبیه چیزی بود که اکنون ما آن را علامت تجاری[۷] می نامیم. این داغ نهادن به زودی تبدیل به سمبولی برای مالکیت شد، چرا که خریداران احشام عاقبت به نام و نشان به عنوان اطمینان از کیفیت نگاه کردند. این علائم خصیصه ها و شهرت صاحبان احشام را انتقال می داد، مثلا قدرت و سلامتی آنها را (کومبر، ۲۰۰۲). سفالگران مصری نیز برای شناسایی آجر و کوزه های خود از نام و نشان استفاده می کردند. برای مثال یک سفالگر از طریق گذاشتن اثر انگشت خود یا هر نشانه دیگری به روی گل رس ( در انتهای ظرف ساخته شده)، محصول خود را نشانه گذاری می کرد. (مالونیس ۲۰۰۰). در زمان روم باستان، صنعتگران محصولات خود را امضاء و یا به هر طریق دیگری علامت گذاری می کردند و این کار به مصرف کنندگان کمک می کرد تا محصولاتی را که دوستانشان پیشنهاد می کردند، شناسایی کنند (قدرتمندترین شکل تبلیغات) و یا محصولی را که قبلاً امتحان کرده و از آن رضایت داشتند مجدداً خریداری کنند. بنابراین کارکرد واقعی نام تجاری برای آنها به عنوان یک عامل تسهیل کننده انتخاب بود. در قرون وسطی کارکرد و شهرت بازرگانان و مشتریان راضی، کیفیت کالا را تضمین می کرد کلیسا هم برای تأکید دو شکل از دارایی های معنوی که یک محصول و طراحی آن و دیگری شهرت تولید کننده یا فروشنده محصول بود، دو دادگاه برای برخورد با مشکلاتی که از این دو شکل دارایی های معنوی به وجود می آمد، تشکیل داد و حق برخورد با خدشه دار کردن شهرت را برای خود محفوظ نگه داشت. در واقع خدشه دار کردن شهرت تجاری فرد یک گناه محسوب می شد (کومبر ۲۰۰۲). تنها در نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی بود که استفاده از نام تجاری به عنوان وسیله پیشرفته ی بازاریابی تکامل پیدا کرد. انقلاب صنعتی و سیستم های جدید ارتباطی این امکان را برای شرکت ها به وجود آورد تا نام تجاری خود را در مناطق گسترده تری تبلیغ کنند. (مالونیس ۲۰۰۰). در اواخر قرن ۱۹ کامیون ها در حالی که مملو از انواع مختلف و شناخته شده دارو بودند. به حومه شهرهای آمریکا حرکت کردند این داروها اگر چه محتویات نسبتاً یکسان داشتند اما نقش آنها در موفقیت نام های تجاری به جای محدود ماندن در قیمت پائین و توزیع در محل، جهش بزرگی را به سمت کالاهای با کیفیت در بازارهای انبوده انجام دادند. فرایند تولید و بسته بندی بهبود یافت و تبلیغات بسیار زیاد شد. تغییراتی هم در قانون علامت ایجاد شد اما با
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وام بیشتر شود، ریسک بالاتر خواهد رفت و به تبع آن نرخ بازده مورد انتظار اعتباردهندگان و نرخ هزینه وام ها نیز افزایش می یابد که این امر می تواند مزیت ناشی از معافیت های مالی را تحت تاثیر قرار دهد (ایزدی و رحیم نیا،۱۳۸۸). یکی از روشهایی که برای بیشینه کردن ارزش شرکت و بهبود ثروت سهامداران به کار گرفته می شود،گزینش یا ترکیب مناسب ساختار سرمایه است. به گونه ای که در آن ترکیب، منابع مالی با خصوصیاتی همچون هزینه سرمایه اندک و نرخ بازده بیشتر تحصیل گردد. لذا نظریه ساختار سرمایه با هزینه سرمایه شرکت ارتباط نزدیکی دارد. ساختار سرمایه ای که ارزش شرکت را افزایش می دهد و یا هزینه کلی سرمایه را به حداقل برساند، ساختار بهینه سرمایه است. این ساختار سرمایه بهینه ترکیبی از بدهی و سهام است که ارزش شرکت را حداکثر می کند. درمورد اینکه ساختار بهینه سرمایه وجود دارد یا نه، تحقیقات زیادی انجام شده و نظریه ها و استدلالهایی مطرح گردیده است ولی تا به حال یک الگوی بهینه جامع ارائه نگردیده است(ایزدی و رحیم نیا،۱۳۸۸).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تعریف های گوناگونی توسط افراد مختلف در مورد ساختار سرمایه بیان شده است که به چند مورد از آنها اشاره می شود. ساختار سرمایه شامل ترکیب بدهی ها و حقوق صاحبان سهام است که به عنوان منابع تامین مالی شرکت از آن ها استفاده می شود )آنتونیوو همکاران،۲۰۰۲[۱۶](. ساختار سرمایه عبارت است از ترکیبی از سهام عادی، سهام ممتاز و زیرمجموعه های مرتبط با آن، سود انباشته و بدهی که واحد تجاری جهت تامین مالی دارایی های خود از آن استفاده می کند)دیمیتریس و ماریا، [۱۷]۲۰۱۰). تصمیم گیری در این رابطه که ساختار سرمایه یک شرکت چه ترکیبی داشته باشد، از وظایف اصلی مدیران است. مهمترین موضوع در ساختار سرمایه، تعیین یک نسبت مناسب و مطلوب برای میزان بدهی ها و سهام است، زیرا به صورت مستقیم بر ارزش سهام شرکت در بازار اوراق بهادار اثرگذار است. با تعیین میزان سرمایه مورد نیازشرکت، این مسئله مطرح است که تامین سرمایه موردنیاز از کدام منبع به چه میزانی انجام شود. انتخاب بین میزان بدهی و یا سرمایه مورد استفاده در شرکت ها بستگی به عوامل مختلفی دارد که از آن جمله، تحت تاثیر قرار گرفتن ساختار سرمایه بر اساس عوامل داخلی است که به طور کلی در جهت افزایش ارزش شرکت انجام می شود . افزایش ارزش شرکت از جمله موضوع های مهم برای مدیران مالی شرکت است. برای دستیابی به این مهم، شرکت نیازمند استفاده بهینه منابع مالی و کسب بازدهی بالاست. در این رابطه، مدیران می توانند از دو طریق ارزش شرکت را بیشینه کنند، یک راه بالا بردن بازده شرکت است. افزایش اعتبار شرکت را به همراه دارد و راه دیگر، کاهش هزینه مربوط به تامین مالی شرکت و در پی آن،کاهش ریسک شرکت است. بر این اساس، ترکیب مناسب منابع مالی که می تواند منجر به دستیابی شرکت به سطح مطلوب ارزش شود، ساختار بهینه سرمایه نامیده می شود )چن و راجر،۲۰۰۵ )[۱۸]. به طور کلی منابع تامین مالی و عناصر ساختار سرمایه شرکت ها از نظر محل تامین سرمایه مورد نیاز به دو دسته منابع داخلی )درون سازمانی( و منابع خارجی )برون سازمانی( تقسیم می شود. منظور از منابع تامین مالی داخلی، منابعی است که از محل وجوه داخلی شرکت تامین می شود که عبارتند از سود انباشته و اندوخته ها. منظور از منابع تامین مالی خارجی، منابعی است که از محل وجوه نقد خارج از شرکت تامین می شود. این موارد عبارتند از سهام عادی، سهام ممتاز و منابع استقراضی )مدینه،۱۳۸۹). از جمله نخستین تحقیق های انجام شده در زمینه ساختار سرمایه ، تحقیق دیوید دوراند در سال ۱۹۵۲ می باشد . بعد از آن در سال ۱۹۵۸ مقاله ای توسط دو تن از اساتید مالی یعنی مودیگیلانی و میلر منتشر شد که به دلیل نظریه تازه ای که در زمینه ساختار سرمایه ارائه داده بود ، سرآغاز مباحث گسترده ای گردید (این نظریه به تئوری M M معروف است). ۲-۲-۱-۱ دیدگاه میلر و مودیگیلانی[۱۹] : در سال ۱۹۵۸ ، دیدگاه میلر و مودگیانی مقاله ای را در زمینه ساختار سرمایه منتشر کردند که می تواند مؤثرترین مقاله مالی باشد که تا کنون نوشته شده است . آنان برای ارائه تئوری خود از مفهوم آربیتراژ استفاده کردند . مقصود از آربیتراژ ، حالتی است که دو قلم دارایی مشابه به قیمتهای متفاوت به فروش برسند . کسانی که معامله مبنی بر آربیتراژ انجام می دهند ، سهام را زیر قیمت می خرند و در همان زمان این سهام را به بیش از قیمت واقعی می فروشند . در این فرایند ، سودی را کسب می کنند و این کار ادامه مییابد تا اینکه قیمت این دو نوع دارایی برابر شود . برای اینکه پدیده آربیتراژ کارساز شود دارایی ها بایدمشابه باشند . میلر و مودیگیلانی اثبات کردند که بر اساس این مفروضات ، سهام شرکتهای با وام و سهام شرکتهای بدون وام درست مشابه پدیده آربیتراژ داد و ستد می شوند . این دو پژوهشگر ثابت کردند . سهام شرکتهای بدون وام درست مشابه پدیده آربیتراژ داد و ستد می شوند . این دو پژوهشگر ثابت کردند که با وجود مجموعه ای از مفروضات محدود کننده ، ارزش شرکت تحت تاثیر ساختار سرمایه قرار نمیگیرد . بنابراین نتیجه پژوهش این دو ، بیانگر این است که شیوه تامین مالی فعالیتهای شرکت هیچ اهمیتی ندارد . زیرا با توجه به این مفروضات ساختار سرمایه نا مربوط است . برای اینکه این دو پژوهشگر بتوانند به نتایج خود دست یابند مفروضات مورد نیاز این بود که مالیات وجود نداشته باشد (نه برای شرکت و نه برای شخص) . اگر مالیات صفر شود ، افزایش بازده سهامداران ناشی از کاربرد اهرم به وسیله افزایش ریسک خنثی می شود . بنابراین در هر سطحی از وام ، بازده سهام داران ، درست به اندازه ای است که ریسک مربوط را خنثی کند . بنابراین استفاده از اهرم مالی هیچ فایده ای ندارد . میلر و مودیگیلانی پس از آن مقاله ای منتشر کردند که در آن فرض نبودن مالیات شرکت تا اندازه ای تعدیل شد . قانون مالیات به شرکتها اجازه می دهد بهره را به عنوان هزینه قابل قبول از درآمد مشمول مالیات کسر کنند . ولی نمی توان مبالغی را که از بابت سود تقسیمی به سهامداران پرداخت می شود ، کسر کرد . تفاوت در شیوه عمل باعث می شود که اهرم ، منافعی را به وجود آورد و شرکت تشویق و ترغیب گردد که از وام استفاده کند . در واقع این پژوهشگران ثابت کردند که اگر همه مفروضات آنان پذیرفته شود ، تفاوت در شیوه عمل موجب میشود که شرایطی به وجود آید که ایجاب می کند صددرصد وجه مورد نیاز ، از محل وام تامین شود . چندین سال بعد میلر ( بدون همکاری مودیگیلانی ) این پژوهش را ادامه داد و مالیات شخصی را در آن منظور کرد . او یادآور شد ، درآمد های حاصل از اوراق قرضه که به صورت بهره است مشمول مالیاتی با نرخ درآمد مشخص می شود ، در حالی که معمولاً مقداری از درآمد حاصل ، از محل سود تقسیمی و مقداری از درآمد ناشی از منفعت سرمایه معاف از مالیات است . از اینرو میلریادآور شد که : هزینه قابل قبول از نظر مالیاتی باعث می شود که استفاده از وام برای تامین مالی مطلوب گردد ، ولی شیوه پر کردن اظهار نامه مالیاتی بر اساس درآمد حاصل از سود سهام ، باعث می شود که نرخ بازده مورد نظر سهام کمتر شود و بدین گونه استفاده از سود سهام جهت تامین مالی مطلوب گردد . البته نمی توان به راحتی گفت اثر خالص کدام یک از این دو عامل چیست ؟ بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که موضوع صرفه جویی مالیاتی بهره اثر قویتر داشته باشد ، ولی کم شدن نرخ مالیات منفعت سرمایه باعث می شود که اثر مزبور کاهش یابد. ( سید نژاد ،۱۳۸۱) ۲-۲-۱-۲ تئوریهای ساختار سرمایه بعلت اینکه هدف مدیریت مالی ، حداکثر سازی ثروت سهامداران می باشد ، ساختار سرمایه یا نسبت بدهی باید از نقطه نظر تأثیر آن بر ارزش شرکت مورد ارزیابی قرار گیرد . اگر نسبت بدهی بر ارزش شرکت تأثیر داشته باشد ، مدیریت به دنبال ساختار سرمایه ای خواهد بود که هزینه سرمایه را حداقل و در نتیجه ارزش شرکت را حداکثر سازد . در مورد تاثیر اهرم بر هزینه سرمایه و ارزش شرکت ، نظریه های مختلف و اغلب متضادی وجود دارد که به آنها پرداخته می شود . در این تئوریها فرض می شود که شرکت فقط از دو نوع منبع مالی بدهی و سهام عادی استفاده می کند و هزینه بدهی پائین تر از هزینه سهام می باشد . نظریه ساختار سرمایه با دو موضوع حداکثر سازی ثروت سهام داران و هزینه سرمایه در ارتباط است . قبل از بیان نظریه های ساختار سرمایه ، ابتدا مسئله حداکثر سازی ثروت سهامداران و هزینه سرمایه توضیح داده می شود و سپس تئوریهای ساختار سرمایه تشریح خواهد شد . در بحث تئوریها ابتدا رویکرد سود خالص عملیاتی (NOI) و رویکرد سود خالص (NI) تشریح ، سپس نظریه های سنتی و مدرن ساختار سرمایه بحث خواهد شد . ( کنعانی ،۱۳۸۴) ۲-۲-۱-۳ ساختار بهینه سرمایه منظور از اصطلاح ساختار سرمایه ، نوع و نسبت درصد انواع مختلف اوراق بهادار منتشر شده توسط واحد انتفاعی است . ساختار بهینه سرمایه نیز مجموعه نسبتهایی است که موجب حداکثر شدن ارزش کلی واحد انتفاعی بشود . اما چگونه می توان محدوده حداکثر ارزش واحد انتفاعی را تعیین کرد ؟ مدیران مالی در مواجه با مسأله بسیار مشکل مزبور ناگزیر از تدوین سیاست مناسب خود می باشند . در این مورد ، یکی از منابع اطلاعاتی می تواند نوسانات قیمت اوراق بهادار واحد انتفاعی در بورس باشد چنانچه پس از اعلام یک برنامه مالی جدید ، قیمت سهام کشور کاهش یابد می توان نتیجه گرفت که اجرای برنامه مالی جدید موجب خارج شدن ارزش شرکت از محدودۀ بهینه خواهد شد . ضمناً ، مؤسسات مالی تأمین کننده اعتبار و تسهیلات مالی نیز می توانند دیدگاه های خود را دربارۀ برنامه مالی واحد انتفاعی در اختیار مدیران مالی بگذارند . چنانچه واحد انتفاعی ناگزیر از پرداخت بهره بالا باشد ، می توان آن را نشانه ای از استقراض زیاد قبلی تلقی کرد . منبع دیگر اطلاعاتی می تواند تجدید نظر در رده بندی اوراق قرضه واحد انتفاعی و پایین آوردن آن توسط مؤسسات تحلیل گر مالی باشد . با فرض اینکه مدیریت بتواند ساختار بهینه سرمایه واحد انتفاعی را تعیین کند ، چگونه این ساختار بر هزینه تأمین مالی تأثیر می گذارد ؟ نرخ بازده مورد انتظار خریداران اوراق بهادار واحد انتفاعی (سهام و اوراق قرضه) به ساختار انتخابی بستگی دارد .نکته حائز اهمیت این است که مدیریت ، هزینه تأمین مالی را هنگامی اندازه گیری می کند که واحد انتفاعی ساختار سرمایه ای در محدودۀ بهینه (هنگامی که ارزش واحد انتفاعی حداکثر است) داشته باشد ، زیرا در غیر این صورت ممکن است هزینه تأمین مالی با اشتباهات عمده همراه باشد . ( سید نژاد،۱۳۸۱). ۲-۲-۱-۴ نقش نوآوری در ساختار سرمایه اگر شرکتی در وضعیتی باشد که نوع ویژه ای از خدمات مالی را به سرمایه گذاران ارائه نماید ، آنگاه می توان انتظار داشت که قدرت سحرآمیز یا جادوئی بوجود آید . معمولاً این نوع خدمات منحصر به فرد هستند یا اینکه شرکت با قیمت بسیار کمتر از سایر رقبا خدمات را ارائه می دهد ، بنابراین شرکت ، لازم است که به نوع نیاز مشتریان پی ببرد . در این صورت می توان توقع داشت که مشتریان در برابر خدمت ، پول بیشتری پرداخت کنند . نمونه چنین مسئله ای آن است که معمولاً افراد ، خود حاضر به گرفتن وام نیستند ، اما در عوض ترجیح می دهند سهام شرکتی را که توانسته وام بگیرد با قیمت بیشتری بخرند . اما همین مسئله ، وقتی برای تمام شرکتها به طور عمومی مطرح می شود ، تنها شرکتهایی می توانند از قدرت جادوئی وام استفاده کنند که دست به نوآوری و ابتکار بزنند . این موضوع عامل ایجاد مؤسسات مالی متنوع با اوراق قرضه گوناگون شده است . البته همیشه خلاقیت برای افراد خلاق سودآور است و معمولاً چیز زیادی نصیب دنباله روها نمی شود . مثلاً انتشار اوراق قرضه بدون بهره برای اولین بار با استقبال چشمگیر سرمایه گذارانی که از پرداخت مالیات بهره گریزان بودند ، مواجه شد ولی بعد از مدتی که بسیاری از شرکتها چنین اوراقی را منتشر کردند به تدریج جذابیت اوراق کمتر شد . با چنین شیوه هایی تغییر ساختار سرمایه می تواند تأثیرات قابل ملاحظه ای هم بر شرکت و هم بر سرمایه گذاران بر جای گذارد . ( کنعانی ،۱۳۸۴). ۲-۲-۱-۵ شیوه های تامین مالی)ترکیب ساختارسرمایه( یکی از تصمیماتی که مدیران واحد اقتصادی به منظور حداکثر ساختن ثروت سهامدارن اتخاذ می نمایند، تصمیمات مربوط به تامین مالی می باشد این نوع تصمیم گیری ها مربوط به ساختار سرمایه و همچنین تعیین و انتخاب بهترین شیوه تامین مالی و ترکیب آن می باشد. در نتیجه یک مدیر مالی می تواند از طریق ایجاد تغییردرمواردی مانند سود هر سهم، خط مشی تقسیم سود، زمان بندی مدت و ریسک سود آوری و انتخاب شیوه تامین مالی بر ثروت سهامداران اثر بگذارد. منابع مالی هر واحد اقتصادی از منابع داخلی و خارجی تشکیل شده، منابع داخلی شامل جریان های نقدی حاصل از عملیات، وجوه حاصل از فروش دارایی ها و منابع خارجی شامل استقراض از بازارهای مالی و انتشار سهام می باشد. معمولا روش های تامین مالی در دو گروه تامین مالی کوتاه مدت و بلند مدت مورد مطاله قرار میگیرد. همچنین در تصمیمات مربوطه به تامین مالی، توجه به آثار انتخاب هریک از شیوه های تامین مالی بر روی بازدهی و نهایتاً ارزش کلی شرکت، از اهمیت زیادی برخوردار است و این امر تنها در صورتی محقق می گردد که بتوانیم به ماهیت اصلی و ویژگی های هریک از روش های تامین مالی پی ببریم. در یک طبقه بندی کلی شیوه های تامین مالی شرکتها به دو دسته تقیسم می شود. ۲-۲-۱-۵-۱ تامین مالی کوتاه مدت در عرصه مدیریت مالی، دوره کوتاه مدت معمولا به بدهی هایی مربوط می شود که سررسید آنها در فاصله ای کمتر از یکسال است)صوفیانی،۱۳۸۴). تامین مالی کوتاه مدت برای پشتیبانی سرمایه گذاری موقت در دارایی های جاری مورد استفاده قرار میگیرد معمولا مدیر مالی پس از برنامه ریزی سرمایه گذاری در دارایی های جاری و پیش بینی منابع مورد نیاز واحد اقتصادی در سال آینده باید به فکر تامین مالی برنامه خود باشد و در مورد شیوه تامین مالی تصمیم گیری کند. معمولا برای سرمایه گذاری موقت در داراییهای جاری از وام کوتاه مدت استفاده می شود. روش های تامین منابع مالی کوتاه مدت جدول ۲-۱ روش های تامین مالی کوتاه مدت مزایا و معایب آن
ردیف
نام روش
تعریف
مزایا
معایب
۱
اعتباری تجاری (خرید نسیه کالا یا خدمت )
دریافت کالا و پرداخت وجه آن بافاصله زمان
– سهولت دسترسی– نداشتن هزینه – عدم نیازبه وثیقه -عدم سخت گیری طلبکاران
– متورم شدن حسابهای یرداختی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جهت تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده در این تحقیق از دو روش آمار توصیفی و تحلیلی استفاده گردید. با توجه به نوع تحقیق در مرحله توصیفی ابتدا از آمار توصیفی شامل فراوانی(مطلق و تراکمی) شاخص های گرایش به مرکز (میانگین، نما، میانه) و پراکندگی (واریانس و انحراف معیار) در مورد هر یک از متغیرهای تحقیق استفاده شد. در قسمت آمار تحلیلی برای تبیین ارتباط متغیرها و علل تغییرات و نقش متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته از آمار استنباطی نظیر ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون مقایسه میانگین، تجزیه واریانس، F-test و رگرسیون چندگانه استفاده گردید. در ضمن برای اولویت بندی متغیرهای مورد مطالعه از شاخص ضریب تغییرات (C.V) استفاده شد و داده های تحقیق با بهره گرفتن از نرم افزار spss19 تجزیه و تحلیل گردید.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۸- ابزار تحقیق (پرسشنامه) در تحقیق حاضر برای کسب نظرات و دیدگاه های جامعه آماری تحقیق یعنی سربازان تعاون یار وزارت تعاون از پرسشنامه استفاده شده است. همچنین از اسناد و مدارک برای جمع آوری اطلاعات مربوط به پیشینه و ادبیات استفاده شد. پرسشنامه تحقیق شامل: ۱- سؤالات مربوط به ویژگی های شخصی ( ۳ سوال ) ۲- سؤالات مربوط به اطلاعات و توانایی ها ( ۱۷ سوال ) ۳- سؤالات مربوط به عوامل تاثیر گذار ( ۱۹ سوال ) ۴- سؤالات مربوط به کیفیت دوره ها( ۱۹ سوال ) ۵- سؤالات مربوط به نگرش سربازان به دوره های آموزشی( ۱۱ سوال )
-
- سؤالات مربوط به موانع و مشکلات دوره های آموزشی( ۱۳ سوال )
۳-۹- روایی پرسشنامه روایی مربوط به این است که آیا سؤال واقعاً آنچه را که باید اندازه بگیرد، اندازه میگیرد یا خیر؟ در واقع سوالمربوط به روایی توجه ما را به این نکته جلب میکند که تا چه حد وسیله سنجش و ابزار اندازه گیری واقعاً مفهوم موردنظر را سنجیده است نه چیزهای دیگر را(پاشا شریفی، ۱۳۷۹). در این تحقیق برای تعیین روایی پرسشنامه از روش روایی شکلی و محتوایی استفاده شده است. بدین معنی که با ارائه آن به صاحب نظران و متخصصان، نظرات آنها در خصوص رواییشکلی پرسشنامه اخذ شد. همچنین در مرحله پیشآزموننیز نسبت به بررسی روایی محتوایی پرسشنامه اقدام شد. اصلاحات شکلی برای مفهوم سازی جملات و عبارات و اصلاحات محتوایی برای سنجش ارتباط پرسش ها با هدف های تحقیق انجام شد. ۳-۱۰- پایایی پرسشنامهها منظور از پایایی یک وسیله اندازهگیری آن است که اگر شناسهها و متغیرهای مورد سنجش با همان وسیله (پرسشها)تحت شرایط مشابه کراراً اندازهگیری شوند، نتایج یکسانی حاصل شود. در این تحقیق برای تعیین پایایی پرسشنامهها ازضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای هر قسمت از پرسشنامه به طور جداگانه اقدام به محاسبه ضریب پایایی شد و نتایج حاضر به شرح زیر بدست آمد. الفای کرونباخ کل نیز ۸۹ درصد می باشد . جدول ۳-۱٫ درصد سوالات پرسشنامه بر اساس میزان الفای کرونباخ
ردیف
قسمت های تشکیل دهنده پرسشنامه
میزان الفای کرونباخ
۱
سؤالات مربوط به اطلاعات و توانایی ها
۹۲ درصد
۲
سؤالات مربوط به عوامل تاثیر گذار
۹۲ درصد
۳
سؤالات مربوط به کیفیت دوره ها
۹۱ درصد
۴
سؤالات مربوط به نگرش سربازان به دوره های آموزشی
۸۶ درصد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۰- خواجه پور، محمد رضا، ۱۳۸۰، اصول و مبانی زراعت، مرکز انتشارات جهاد دانشگاهی واحد صنعتی اصفهان، چاپ چهارم. ۱۱- جوری، محمد حسن، مهدوی، محمد، ۱۳۸۹، شناسایی کاربردی گیاهان مرتعی، ناشر آییژ. ۱۲- د- فوت، هنری، ۱۳۸۰، مبانی خاکشناسی، محمودی، شهلا، حکیمیان، مسعود، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم. ۱۳- دوازده امامی، سعید، مجنون حسینی، ناصر، ۱۳۸۷، زراعت و تولید برخی گیاهان دارویی و ادویه ای، موسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم. ۱۴- زرگری، علی، ۱۳۷۶، گیاهان دارویی، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، جلد چهارم، چاپ ششم. ۱۵- ززولی، محمد علی، ۱۳۸۸، اصول فناوری تولید کمپوست، انتشارات خانیران. ۱۶- ساث، تی. وی، ۱۳۸۵، روش های تولید عوامل کنترل بیولوژیک آفات گیاهی، کودهای زیستی و ورمی کمپوست، واحدی، حسین علی، بهشتی آل آقا، علی، انتشارات دانشگاه رازی کرمانشاه. ۱۷- سماوات، سعید، پاژکی، علیرضا، لادن مقدم، علیرضا، سماوات، سمانه، ۱۳۸۷، اصول کاربردی مواد آلی در کشاورزی، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار. ۱۸- سیلسپور، محسن، ممیزی، محمد رضا، ۱۳۸۵، مدیریت مصرف نیتروژن در محصولات سبزی و صیفی، انتشارات مرز دانش، چاپ اول. ۱۹- سیادت، سید عطا الله، مرادی تلاوت، محمد رضا، ۱۳۸۹، جنبه های کاربردی کشاورزی ارگانیک، انتشارات آموزش و ترویج کشاورزی. ۲۰- صالحی سورمقی، محمد حسین، ۱۳۸۵، گیاهان دارویی و گیاه درمانی، انتشارات دنیای تغذیه. ۲۱- صفایی، لیلی، افیوئی، داود، ۱۳۹۱، گیاه دارویی آویشن زراعت و کاربردها، انتشارات نصوح. ۲۲- فتاحی، محمد، فتاحی، بهمن، ۱۳۸۹، مبانی گیاهان دارویی، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران. ۲۳- فون ویک، بن اریک، وینک، مایکل، ۱۳۸۷، مهم ترین گیاهان دارویی جهان، صفایی خرم، مهدی، جعفرنیا، ساسان، خسرو شاهی، سارا، نشر مجتمع آموزش کشاورزی سبز ایران. ۲۴- قاسمی، عبدالله، ۱۳۸۸، گیاهان دارویی و معطر شناخت و بررسی اثرات آن ها، انتشارات دانشگاه آزاد واحد شهرکرد. ۲۵- قاسمی، عبدالله، ۱۳۸۹، گیاهان دارویی و معطر شناخت و بررسی اثرات آن ها، انتشارات دانشگاه آزاد واحد شهرکرد، چاپ دوم. ۲۶- کیانمهر، هرمز دیار، ۱۳۸۷، شناخت گیاهان دارویی، انتشارات آییژ، نوبت اول. ۲۷- لادن مقدم، علیرضا، نعمتی لفمجانی، زهرا، غفوریان، علی، ۱۳۹۱، پرورش گیاهان در مناطق خشک و نیمه خشک، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار. ۲۸- محمدی، مهدی، ۱۳۸۵، خاک شناسی کشاورزی، مرکز نشر سپهر. ۲۹- مشیری، محمد، ۱۳۶۰، سبزیکاری، انتشارات اشراقی. ۳۰- معاونی، پیام، ۱۳۸۸، گیاهان دارویی، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس، جلد اول. ۳۱- معاونی، پیام، ۱۳۸۸، گیاهان دارویی، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس، جلد دوم. ۳۲- مومنی، تاج خانم، شاهرخی، نوبهار، ۱۳۷۷، اسانس های گیاهی و اثرات درمانی آنها، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. ۳۳- میرحیدر، حسین، ۱۳۷۴، معارف گیاهی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، جلد اول، چاپ دوم. ۳۴- والاس، جی، ۱۳۸۶، اصول کشاورزی زیستی، کوچکی، علیرضا، غلامی، احمد، مهدوی دامغانی، عبدالمجید، تبریزی، لیلا، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. ۳۵- یزدانی، داراب، شهنازی، سحر، سیفی، حامد، ۱۳۸۳، کاشت، داشت و برداشت گیاهان دارویی، انتشارات پژوهشکده گیاهان دارویی، جلد اول. ۳۶- احمدی، شهلا و همکاران، ۱۳۸۸، مقایسه ترکیبهای موجود در اسانس مرزه بختیاری، در مراحل قبل از گلدهی و گلدهی کامل در رویشگاه و مرزعه، فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۲۵، شماره ۲، صفحه ۱۶۹-۱۵۹. ۳۷- اسکندری، مهدی، ۱۳۹۲، بررسی پارامترهای رشد و تغییرات درصد اسانس گیاه دارویی مرزه بختیاری تحت تاثیر ۲۸-هموبراسینولید و تنش خشکی، فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۲۹، شماره ۱، صفحه ۱۸۶-۱۷۶. ۳۸- اکبری نیا، احمد، ۱۳۹۲، واکنش گیاه دارویی مرزه سهندی، به نیتروژن و تراکم کاشت، فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۲۹، شماره ۲، صفحه ۲۶۸-۲۶۱. ۳۹- اکبری نیا، احمد و همکاران، ۱۳۸۸، شناسایی ترکیب های معطر گیاه دارویی مرزه سهندی کشت شده در قزوین، مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، سال سیزدهم، شماره ۲، صفحه ۶۰-۶۳. ۴۰- تجلی، علی اکبر و همکاران، ۱۳۹۱، بررسی تاثیر مراحل فنولوژیک بر روی درصد و ترکیبات شیمیایی اسانس گیاه مرتعی ، فصلنامه علمی – پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، دوره چهاردهم، شماره ۲، صفحه ۵۱-۵۷. ۴۱- حسن زاده اول و همکاران، ۱۳۸۹، اثر تراکم بر خصوصیات زراعی و عملکرد مرزه و شبدر ایرانی ، در کشت مخلوط، نشریه پژوهشهای زراعی ایران، جلد ۸، شماره ۶، صفحه ۹۲۹-۹۲۰. ۴۲- داداش پور، مهدی و همکاران، ۱۳۸۹، کلاتینگ یون فروس، رادیکال زدایی نیتریک اکساید و سمیت سلولی اسانس مرزه سهند، دانشور پزشکی دو ماهنامه علمی – پژوهشی دانشگاه شاهد، سال هیجدهم، شماره ۹۱، صفحه ۲۹-۳۶. ۴۳- داداش پور و همکاران، ۱۳۹۱، خواص ضد میکروبی، آنتی اکسیدانی، رادیکال زدایی سوپر اکساید آنیونی و ضد تیروسینازی اسانس های مرزه سهندی و مرزه زراعی ، فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۲۸، شماره ۴، صفحه ۶۲۷-۶۱۶. ۴۴- رضوانی مقدم، پرویز و همکاران، ۱۳۹۲، بررسی اثر کودهای بیولوژیک و آلی بر برخی صفات کمی و مقدار اسانس گیاه دارویی مرزه، نشریه بوم شناسی کشاورزی، جلد ۵، شماره ۲، صفحه ۱۱۲-۱۰۵. ۴۵- زارع، شهرام و همکاران، ۱۳۹۲، تغییرات اسانس و برخی ویژگی های کمی گیاه مرزه ، تحت تاثیر مقادیر مختلف کود نیتروژن و کمپوست زباله شهری، نشریه پژوهشهای زراعی ایران، جلد ۱۱، شماره ۱، صفحه ۱۹۹-۱۹۱. ۴۶- سفیدکن، فاطمه و همکاران، ۱۳۸۶، بررسی اثرات ضد میکروبی اسانس دو گونه مرزه در دو مرحله برداشت، فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۲۳، شماره ۲، صفحه ۱۸۲-۱۷۴. ۴۷- سفیدکن، فاطمه و همکاران، ۱۳۸۳، اسانس به عنوان منبعی غنی از کارواکرول، فصلنامه پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۲۰، شماره ۴، صفحه ۴۲۵-۴۳۹. ۴۸- عبادی، محمد تقی و همکاران، ۱۳۸۹، روی بررسی تاثیر روش های مختلف خشک کردن (طبیعی، آون و میکروویو) بر زمان خشک کردن، درصد و اجزای اسانس گیاه دارویی مرزه، فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۲۶، شماره ۴، صفحه ۴۸۹-۴۷۷. ۴۹- کیهانی، عادله و همکاران، ۱۳۹۳، بررسی اثر روش های مختلف خشک کردن و اسانس گیری بر کمیت و کیفیت اسانس مرزه سهندی، دو ماهنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۳۰، شماره ۲، صفحه ۲۴۹-۲۳۹. ۵۰- مجد، احمد و همکاران، ۱۳۸۷، بررسی تغییرات کمی و کیفی ترکیبات سازنده اسانس گونه دارویی مرزه خوزستانی در طول تکوین گیاه و خواص ضد میکروبی اسانس آن در شرایط in vitro مجله علوم پایه دانشگاه آزاد اسلامی، جلد ۱۸، شماره ۱/۷۰، صفحه ۵۱-۶۰. ۵۱- محمدپور، مهران و همکاران، ۱۳۹۲، تاثیر تاریخ کاشت و تراکم بر خصوصیات مورفولوژیک و عملکرد مرزه تابستانه، فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۲۹، شماره ۳، صفحه ۶۳۴-۶۲۱. ۵۲- مکی زاده تفنی و همکاران، ۱۳۹۱، اثر کاربرد منابع مختلف نیتروژن بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه مرزه ،
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در طی چند سال اخیر نیز کارهای علمی متعددی در رابطه با لقاح مصنوعی انجام گرفته و مراجع و علما نظرات فقهی خود را در قالب استفتاء بیان نموده و حقوقدانان مقالات مختلفی در این زمینه نگاشته اند اما با توجه به ابعاد وسیع بحث شاید بتوان گفت هنوز تحقیق جامع و مانعی در این راستا به عمل نیامده است ، و علم حقوق به عنوان دانشی که با روابط انسانی بین افراد جامعه را تنظیم نماید موظف است با تمسک به قواعد و اصول کلی که در اختیار دارد به مسائلی که در این زمینه ممکن است مطرح شود پاسخ دهد و تکالیف حقوقی افرادی را که با این مسأله مرتبط هستند و یا مرتبط می شوند روشن نماید . در حقوق ایران که بر گرفته از حقوق متعالی و مترقی اسلام و فقه جعفری است باید بر طبق همان مبانی و اصول شرعی ( هر چند که در منابع اولیه فقهی به طور صریح به چنین مسأله ای اشاره نشده است ) مسأله را حل نمود ، تا به چیزی بر خلاف شرع و احکام الهی عمل نشود. ۱-۱-۲- بیان مساله لقاح مصنوعی یعنی لقاح خارج از رحم،یا تولید انسان بیرون از رحم ،بدون آمیزش مشروع یا نامشروع وهمچنین تولید درون رحمی انسان ،از طریق کاشتن با تلقیح از مسائل نو خواسته ای است که به اقتضای پیشرفت زمان و دگرگونی های علمی مطرح شده است. با توجه به این دگرگونی ها تحقیق حاظر درباره گونه های باروری وحکم شرعی آنها ،از جمله مشروعیت موضوع فرزند دار شدن با دخالت عامل سومی بهصورت اسپرم بیگانه یا رحم بیگانه یاتخمک بیگانه ،اهدای جنین یا تخمک وغیره رابا عنایت به آیات وروایات ،اصول وقواعد فقهی وحقوقی مورد بحث وبررسی قرار می دهند .واما صورتهای مختلف تلقیح مصنوعی ونظر مخالفان وموافقان در هر مورد :۱-تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر وتخمک زوجه :از نظر اکثر علما بلکه قریب به اتفاق آنها اشکالی در این نوع تلقیح وجود ندارد ،زیرا هیچ دلیلی بر حرمت آن نداریم ،در این صورت فرزند متولد شده مشروع وفرزند آنها می باشد ،فتاوای آیات عظام آیت الله محمد یزدی، سید محمد رضا گلپایگانی ،شیخ یوسف صانعی محمد مومن وسید محمد صادق روحانی این نظر را تأئید می کنند .(صمدی اهری ،۱۳۷۸:).۲-تلقیح مصنوعی از اسپرم بیگانه با تخمک زوجه :هرگاه زنی اعم از اینکه شوهر داشته باشد وبه واسطه اختلالات جسمی عاجز از مشارکت با همسرش در تولید مثل باشد ویا شوهر نداشته باشد آیا جایز است با تلقیح نطفه مرد اجنبی خود را باردار کند ؟یا اینکه تلقیح نطفه مرد اجنبی به هر صورت ولی در خارج از رحم چه حکمی دارد؟ حال بر فرض جواز باروری مصنوعی با اسپرم غیر شوهر پدر بچه کیست ؟شوهر یا فرد صاحب اسپرم حال بر فرض جواز باروری مصنوعی با اسپرم غیر شوهر پدر بچه کیست ؟شوهر یا فرد صاحب اسپرم ؟وبر فرض اگر صاحب اسپرم تلقی شود فرزند نیز دختر باشد آیا شوهر زنبه این دختر محرم است ؟درصورتی که فرزند پسر باشد آیا زن به این پسر محرم است ؟ موافقان این صورت از صورتهای تلقیح مصنوعی این گونه حکم میدهند که این روش نیزمانند روش های دیگر جایز میباشد وفرزند به صاحب اوول واسپرم نسبت داده میشود واگر صاحب اوول واسپرم که جنین از آنها تشکیل یافته نامعین وناشناخته باشد واین دو از بانک های اسپرم گرفته شده وپس از ترکیب در رحمی کاشته شود در این فرض پس از گذشتن از جایز بودن فرایند گرفتن اوول واسپرم ونیز فرایند ترکیب آنها با یکدیگر در لوله آزمایش اشکالی در جایز بودن کشت آن نیز وجود ندارد ودلیل این حکم هم همان صدق نکردن عنوان حرام است .مقام معظم رهبری وسید محمد موسوی بجنوردی از جمله این گروه می باشند. (صمدی اهری ،۳۵:۱۳۸۳). نظر مخالفان در این مورد :اسلام اصل نظام ازدواج و خانواده راامضا کرده یعنی نظام خانوادگی ای که بر ارتباط خونی حاکم باشد طبیعی واصیل است ولقاح مصنوعی آسایش وآرامش خانواده وزندگی زناشویی را متزلزل می کند آیهالله میلانی ،صافی گلپایگانی ،بروجردی ( همان:۳۵) وحقوق دانانی نظیر ناصر کاتوزیان ،سید حسن امامی وسید حسن صفایی از جمله این گروه می باشند.(میر هاشمی ،۱۲:۱۳۸۳). ۳-انتقال جنین از رحمی به رحم دیگر :این صورت خود نیز دارای صور مختلفی است .صورت اول این است که زن وشوهر از نظر بیولوژیکی وژنتیکی قادراند صاحب فرزندشوند ولی زن به علت نقص اورگانیک بدن از جمله دیابت وتالاسمی نمی تواند جنین را در رحم رشد وپرورش دهد در این صورت اسپرم وتخمک را از زوج وزوجه می گیرند وبعد از تلقیح به همسر دوم این مرد که نزدیکی با او برای این مرد حلال است تزر یق می کنند .صورت دوم این است که این ترکیب رابه زنی تزریق می کنند که نزدیکی با او برای این مرد حرام است وبه آن رحم اجاره ای(مادر جانشین) یا اصطلاحاً عاریه گفته می شود( نائب زاده،۴۴۳:۱۳۸۰).صورت سوم این است که تخمک زن دیگر به همسر تزریق می شود مثلاًزن تخمک ندارد وتخمک را از زن دیگر می گیرند وبه آن زن تزریق می کنند و شوهر از راه شرعی با او آمیزش می کند .(همان :۷۸).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
موافقان بر اساس :۱-اصل برائت ۲-ضرورتهای فردی واجتماعی ۳-برتری اهدای جنین بر اهدای تخمک این عمل را جایز دانسته ودر مورد صورت دوم وسوم فرزند را از آن زن و مردی می دانند که اسپرم واوول از آنها گرفته شده استنه از آن زنی که جنین را در رحم جای داده اند ونه از آن شوهر آن زن(رضانیا معلم،۲۵۰:۱۳۸۳).مقام معظم رهبری ،آیه الله بهجت ،آیه اللهمحمد یزدی از جمله این گروه می باشند(توضیح المسائل مراجع ،۱۳۵:۱۳۷۸) مخالفان بر اساس :۱-تغییر خلق خدا ۲-اختلاط انساب ۳-حفظ فرج ۴-زاد و ولد غیر طبیعی ۵-نفی کرامت انسان ۶-تضییع حقوق کودک ۷-مخالفت بامشیت الهی ۸- استناد به آیه ۳۰سوره نور ،آیه ۵-۷ سوره مومنون قائل به عدم جواز این صور شده اند(رضانیا ،۲۵۲:۱۳۸۳). آیه الله یوسف صانعی،محمد فاضل لنکرانی ،نوری همدانی،موسوی اردبیلی وحضرت امام از جمله این گروه اند(صمدی اهری ،۳۸:۱۳۸۲) ۱-۱-۳-پیشینه تحقیق تلقیح مصنوعی به شکل علمی پدیده ای نسبتاً جدید و زاییده دانش امروزی بشر است. در احکام اسلام، موضوع تلقیح مصنوعی به ترتیبی که امروزه از جهت علمی و عملی مطرح است ،سابقه نداشته است بنابراین عنوان تلقیح مصنوعی را در متون و منابع اسلامی و در اخبار و احادیث صدر اسلام نمی توان یافت تا به صورت منصوص مستندی در تأئید یا رد آن ارائه کرد ولی در زمینه حامله شدن زن از زن دیگر به وسیله مساحقه و همجنس بازی که بعضاً این عمل باعث حامله شدن زن مورد مساحقه می شده و همچنین در زمینه عمل ناشی از تفخیذ که سبب حامله شدن زن می گردد مصادیق و احکامی را می توان ارائه کرد که با تلقیح مصنوعی مشابهت دارد(رضانیا معلم،۱۳۸۳: ۳۷). آیه الله محسن حرم پناهی و آیه الله محمد مؤمن قمی لقاح بین اسپرم بیگانه را اگر به شیوه ی داخل رحمی (iui ) باشد، حرام می دانند و در صورتی که به صورت لقاح آزمایشگاهی از جهل صورت گیرد (یا به منظوری غیر از تولید مثل باشد، مثل شبیه سازی دست و پا) مجاز می دانند اما به جهت تولید نسل انسانی جایز نمی دانند ( مجله فقه اهل بیت ش ،۹ و۱۰: ۱۴۸) طبق ماده یک قانون نحوه ی اهدای جنین نابارور، جنین حاصله از زوجین و شرعی با موافقت کتبی آنها و پس از اخذ مجوز دریافت جنین از طرف دادگاه به رحم زنان نابارور منتقل می شود. همانند رحم اجاره ای یا عاریه ای با این تفاوت که در این نوع از تلقیح مصنوعی، طفل متولد شده به صاحبان اسپرم و تخمک (زوجین اهداء کننده جنین ) مسترد نمی شود، بلکه وفق نص صریح ماده ۳ این قانون، اهداء گیرنده وظایف و تکالیف نگهداری ، تربیت و نفقه طفل متولد شده را نظیر پدر و مادر بر عهده می گیرد . (قانون نحوه ی اهدای جنین نابارور ، مصوب ۱۳۸۲ ). آیه الله میلانی در مورد تلقیح مصنوعی اسپرم بیگانه و تخمک زوجه می فرمایند « از ظواهر آیات و روایات درباره لقاح اختیاری (مصنوعی ) چیزی به نظر نرسیده است ، ولی از لحن الخطاب و ذوق فقهی می توان گفت که یقیناً جایز نیست»( امامی، ۱۳۴۹ : ۳۶۷ ). سید محمد صادق روحانی در کتاب المسائل المستحدثه عمل تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه را جایز می دانند(مسائل المستحدثه،ج۱: ۹) یوسف صانعی وارد نمودن اسپرم اجنبی به رحم زن بیگانه را فی نفسه حرام می داند، اما تصریح می کند چنانچه تلقیح در محیط آزمایشگاه انجام شود، اشکالی ندارد. (صانعی ، ۱۳۸۲ : ۵۰) امام خمینی در تحریر الوسیله ، سید علی سیستانی در کتاب المسائل المنتخبه ، سید ابالقاسم موسوی خویی در کتاب المسائل الشرعیه، آیه الله ناصر مکارم شیرازی در الفتاوی الجدیده ، لقاح اسپرم و تخمکی را مجاز می دانند که بین صاحبان آنها رابطه زوجیت وجود داشته باشد و در غیر از این صورت لقاح حرام است و همچنین اسپرم اجنبی را موردی که اسپرم بیگانه قرار داده می شود ، حرام می دانند(صمدی اهری،۳۵:۱۳۸۲) آیه الله محمد یزدی در رابطه با بحث اهدای جنین می فرمایند: گرفتن اسپرم و اوول، ترکیب آن در خارج و کاشتن آن در رحم زن بیگانه اعم از اینکه شوهر دار باشد یا نباشد جایز است و عنوان حرام بر آن صادق نمی کند؛ زیرا جای دادن جنین در رحم زن بیگانه نه مصداق زناست، نه مصداق ریختن نطفه در رحمی که بر مرد حلال نیست و نه مصداق جای دادن نطفه در چنین رحمی ؛ زیرا روایات رسیده در این باب تنها به آمیزش نامشروع نظر دارند .(یزدی ۱۳۷۰ : ۱۳۲) عباس نائب زاده در کتاب بررسی حقوقی روش های نوین باروری مصنوعی ، از بررسی فقهی عمل تلقیح مصنوعی زن با اسپرم بیگانه اینگونه نتیجه گیری می کند که این عمل از حیث ادله (کتاب و سنت ) مانعی ندارد و از نظر فقهی دلیل قاطعی بر عدم جواز و یا نامشروع شناختن نفس عمل تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه یافت نمی شود، همچنین از نظر ایشان مانع قانونی برای تحقق نسب وجود ندارد(نائب زاده،۱۳۸۲: ۶۴). آیه الله فاضل لنکرانی در سؤال شماره ۲۷۸۷ که از ایشان شده ، اجاره دادن یا اجاره رحم زن برای تلقیح نطفه مرد اجنبی چه حکمی دارد ؟ فرموده اند اجاره صحیح نیست و تلقیح نطفه مرد در رحم زن اجنبیه شرعاً جایز نیست (جامع المسائل:۵۶۶ ) . ۱-۱-۴- سوالات تحقیق ۱-آیا تلقیح اسپرم شوهر به طر یق مصنوعی جایز است یا خیر ؟ ۲- آیا وارد نمودن اسپرم مرد اجنبی در رحم زن مسلمان که شوهرش عقیم است با رضایت شوهرجایز است یا خیر؟ ۳-در سوال فوق آیا مشروعیت و قابلیت انتساب طفل به دنیا آمده ناشی از تلقیح مصنوعی به زن و مرد بیگانه وجود دارد ؟ ۴-در حا لت استفاده زوج نابارور از مادر جانشین ،اهدای تخمک یا اهدای جنین ،نوزاد متولد شده به کدام شخص یا اشخاص منتسب خواهد شد؟ ۵- درسوالات فوق در صورتی که طفل به شخص یا اشخاصی منتسب شود آثار نسب چگونه خواهد بود؟ ۱-۱-۵-فرضیه های تحقیق ۱-تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر جایز ،وطفل به صاحبان اسپرم وتخمک منتسب خواهد شد. ۱- فقها و حقوقدانان معدودی تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه را جایز می دانند. ۲-طفل متولد شده از روش تلقیح مصنوعی قابلیت انتساب به اشخاصی به عنوان پدر و مادر را دارد. ۳-در مورد مادر جانشینی طفل منتسب به پدر و مادر واقعی خود می گردد. ۴-در اهداء تخمک و جنین طفل به پذیرندگان نطفه و جنین از جهت پدر و مادر بودن منتسب می شود ۱-۱-۶-اهداف تحقیق یکی از پدیده های دانش پزشکی،باروری های پزشکی است . این رخداد نسبت به ره آوردهای دیگر علمی امتیاز خاصی دارد و از جنبه های گوناگون جنین شناسی روانشناسی، جامعه شناسی و در نهایت از دیدگاه فقهی و حقوقی قابل بررسی است. مسئله نحوۀ هماهنگی حقوق و فقه اسلامی از یک سو و مقتضیات زمان از سوی دیگر، دغدغۀ اصلی همۀ اندیشمندان مسلمان قرن حاضر بوده است و اهتمام به نهاد خانواده در میان جوامع و ملل سبب گردیده که این دغدغه تشدید شده و توجه خاصی به آن مبذول شود، زیرا عامل بنیادین بقای اجتماع انسانی نظام خانواده است و اختلال در کارکردهای آن، مانند وظایف زناشویی، هویت، و شخصیت انسانی را نه تنها با مشکلات بی شماری مواجه می کند بلکه در مواردی سبب نابودی می گردد. بنابراین حقوق و فقه جهت حفظ و قداست این نهاد و پایداری نظم جامعه، ناگزیر به ادامه و تنظیم آن به وسیلۀ مقررات هستند و این ضرورت به تنهایی کافی است که این دو رشته همراه این مسائل و آثار خاص نو ظهور آن گام بردارند و یا چون سایه ای آن را دنیال کنند. به اضافه اگر رابطه زناشویی به تولید نسل و تولد نینجامد، کانون خانواده دچار سردی و بی مهری و در نهایت در بعضی موارد به طلاق وجدایی خواهد انجامید، در این اثنا پاسخ فقیهان و حقوقدانان را می طلبد و این پاسخ تنها در پرتو نگرش های اصولی به تمام روش های دیگر (غیر از طلاق و جدایی) ممکن است. یکی از آن روش ها باروری پزشکی است که رسالۀ حاضر متکفل بررسی آن است و امید دارد بتواند به اهداف زیر دست یابد: ۱- بررسی وضعیت فقهی و حقوقی طفل متولد از لقاح مصنوعی . ۲- بررسی وضعیت فقهی و حقوقی حالات اهداء جنین و تخمک و مادر جانشین و طفل حاصل از آن . ۳-روشن نمودن حفوق وتکالیف طرفین. ۱-۱-۷- روش تحقیق این تحقیق یک تحقیق نظری از نوع توصیفی می باشد که با مقایسه ی نظرات فقهای شیعه انجام می گیرد که بااستفاده از منابع کتابخانه ای انجام گرفته است مطالب مورد نیاز را با بهره گرفتن از کتابخانه ،کتابخانه دیجیتال ،نمایه نشریات ،مقالات واینترنت به دست آوردیم .پس از فیش برداری وجمع آوری مطالب همه اطلاعات را دسته بندی نموده وسپس هر دسته از اطلاعات رادر یک فصل جداگانه قرار داده وسپس بر اساس روش تحقیق پایان نامه آنها را به صورت مقایسه ای مورد تجزیه وتحلیل نظری قرار داده ایم. ۱-۱-۸ اهمیت تحقیق با عنایت به توانایی پزشکان ایرانی به انجام عمل انواع باروری های پزشکی و وجود متقاضیان بی شمار واین که ابهام در تکالیف حقوقی طرفین وچگونگی نوزاد به دنیا آمده از حقوق مدنی ،مانع بزرگی در راه استفاده از این دستاورد جدید پزشکی به شمار می آید اهمیت انجام این تحقیق به خوبی احساس می شود . ۱-۱-۹-ساختار تحقیق تحقیق حاضر شامل پنج فصل می باشد :فصل اول :کلیات ومفاهیم،فصل دوم :تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر و تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه ،فصل سوم آثار حقوقی بر تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر واسپر بیگانه،فصل چهارم وضعیت مادر جانشین ،اهدای تخمک، اهدای جنین در باروری مصنوعی فصل پنجم: آثار حقوقی بر حالت مادر جانشین ،اهدای تخمک واهدای جنین. بخش دوم :مفاهیم ۱-۲- تعریف تلقیح تلقیح ثلاثی مزید از باب تفعیل و ثلاثی مجرد آن « لَقَح » است و لَقْح به معنای آبستن کردن و لَقَح به معنای آبستن شدن جنس مونث است ( دهخدا ، ۱۳۴۷: ۶۰۸۲ ) . بنابراین می توان تلقیح مصنوعی را عبارت از داخل کردن به وسیله آلات پزشکی و یا هر وسیله عینی دیگری غیر از مقاربت ،در رحم زن دانست . ۱-۲-۱- تلقیح مصنوعی لقاح در لغت به معنای آبستن شدن و بارور شدن مؤنث است و تلقیح به معنای بارور کردن جنس مؤنث است.( دهخدا ، ۱۳۴۷: ۶۰۸۲)در اصطلاح حقوقی لقاح عبارت است از بارور شدن و یا آبستن شدن حیوان یا انسان و حتی گیاهان با وسایل مصنوعی است(علوی قزوینی،۱۳۷۴: ۱۶۶) . ۱-۲-۲- تعریف نازایی و ناباروری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Trichophyton verrocosum, Epidermophyton floccosum, Microsporum gypseum, Microsporum canis Aspergillus flavus, Aspergillus fumigates, Candida albicans, Trichophyton mentagropheytes, Trichophyton rubrum ۲-۳-۵-۱٫ جنس میکروسپورم(Microsporum) دارای ماکروکونیدیاهای کشیده، دوکی یا بیضی شکل با جدار کلفت، ناصاف، فرو رفته و دارای برجستگیهای ریز تا خار مانندی هستند که محتوی تیغههای عرضی یا میانی میباشند. (۲۱) از طرف دیگر عوامل میکروسپورم داری میکروکونیدهائی هستند گرزی یا بیضی شکل، چسبیده به میسلیوم و یا جدا از آن، در اندازههای ۷- ۴× ۵/۳ – ۵/۲ میکرون ،بدون ویژگی خاص تشخیصی وبدون تنوع ساختمانی که معمولاً به تعداد کمترازگونههای جنس ترایکوفایتون ایجاد میشوند. میسلیومهای پیچ خورده و فنری شکل در حالت غیرجنسی، بسیار کمتر از اعضاء ترایکوفایتون بوده و بندرت مشاهده میشوند. ۲-۳-۵-۱-۱٫میکروسپوروم کانیس (M. canis) میکروسپورم کانیس قارچی حیواندوست بوده، در سگ، گربه و احتمالاً اسب و میمون ایجاد بیماری میکند. اگر چه خاکدوست نیست ولی از خاک نیز جدا شده است. در انسان باعث کچلی مو به صورت اسپور خارج موئی (اکتوتریکس) میشود. موهای آلوده در اثر تابش چراغ وود فلورسانسی، برنگ زرد مایل به سبز درخشان ایجاد میکنند. این قارچ به پوست بدون مو نیز حمله کرده، به صورت میسلیومهای شفاف با تیغههای میانی و انشعابات جانبی همراه آرتروکونیدیهای شفاف، در داخل سلولهای پوست مشاهده میشود. مشخصات ظاهری کلنی:در محیط سابورودکستروزآگار اصلاح شده دارای رشد سریع بوده، ایجاد کلنیهای سفید تا زرد روشن با رشتههای هوائی بسیار نماید. کلنی آن کرکی و دارای شیارهای شعاعی میباشد. پشت کلنی زرد، زرد نارنجی تا زرد قهوهای رنگ است میکروسپورم کانیس برروی محیط برنج بخوبی رشد نموده. (۲۰) مشخصات ریزبینی: ایجاد ماکروکونیدیاهای دوکی شکل (۱۲۵ ـ ۶۰ × ۲۰ – ۱۵ میکرون) باجداری ناصاف به ضخامت تاچهار میکرون را می کند. بندرت انواعی که از ضایعات عمقی جدا شده باشند، فاقد ماکروکونیدیا میباشند. ماکروکونیدیاها دارای زائده انتهائی پستانی شکل و ناصاف هستند. ماکروکونیدیاها توسط تیغههای میانی به ۱۵ – ۳ سلول تقسیم میشوند. میکروکونیدیاها گرزی یاگلابی شکل به اندازههای ۷ – ۴ × ۵/۳ – ۵/۲ میکرونمیباشند. ۲-۳-۵-۱-۲٫ میکروسپوروم جیپسئوم(M .gypseum) به طور معمول از خاک همه نقاط دنیا جدا میشود. یک گونه کمپلکس بوده و این قارچ ایجاد کچلی بدن و سر را میکند. ضایعات معمولاً ملتهب، شبیه زرد زخم و گاهی تاولی بوده، بسرعت گسترش یافته و بهبود مییابند. تهاجم موئی آن از نوع اکتوتریکس و اسپورها به شکل زنجیرهای در روی ساقه مو قرار میگیرند. میکروسپوروم جیپسئوم ایجاد شوره و کبره (Crust) فاووس مانندی را در سر می کند. مشخصات ظاهری کلنی: به سرعت رشد نموده، ایجاد کلنیهای قهوهای روشن تا دارچینی یا کهربائی رنگی را میکند. سطح کلنی پودری میباشد که علت آن وجود تعداد زیاد ماکروکونیدیا است. مشخصات ریزبینی: تعداد بیشماری ماکروکونیدیا ایجاد میکند که به شکل دوکی، عریض و حاوی ۶ – ۴ تیغه میانی بوده ودراندازههای ۶۰ – ۲۵ × ۱۶ – ۷ میکرون میباشد–در انتها ی کلونیدیاها رشتههای دم موش مانندونازکی وجود دارد–میکروکلونیدها گرزی شکل هستند. (۲۰) ۲-۳-۵-۲٫جنس ترایکوفایتون( Trichophyton) از ویژگیهای تشخیصی این جنس، میتوان موارد زیر را نام برد: اعضاء این جنس دارای ماکروکونیدیاهائی کشیده، گرزی تا دوکی شکل هستند که دارای دیواره نازکی حدود ۲ میکرون میباشند. میکروکونیدیاها فاقد ویژگیهای تشخیصی هستند. معمولاً به تعداد زیاد و تقریباً کروی، چماقی یا گلابی شکل بوده و حدود ۴ ـ ۲ میکرون قطر دارند. شکل ضایعات در کچلی سر متنوعه و گرفتاری موهای بدن توسط آن ها به هر سه شکل فاووس، اکتوتریکس و اندوتریکس میباشد. (۲۰) ۲-۳-۵-۲-۱٫ ترایکوفایتون منتاگروفایتس
-
- mentagropheytes) )
این میکروارگانیسم دارای دو شکل کاملاً متفاوت حیواندوست (Zoophilic) و انساندوست (Anthropophilic) میباشد. از نظر ژنتیکی نیز واریتههای متعددی را دارا است. انواع حیواندوست آن شامل واریتههای منتاگروفایتیس، کوئین کیانوم (quinckeanum)و اریناسهای (Erinacei) بوده و نوع انسان دوست شامل واریته اینتردیژیتال (Interdigitale) است. واریته منتاگروفایتیس عموماً ایجاد ضایعات التهابی کچلی سر، بدن، ناخن، ریش و سبیل را در انسان می کند. مشخصات ظاهری کلنی: کلنی تیپیک ترایکوفایتون منتاگروفایتیس واریته منتاگروفایتیس مسطح، به رنگ کرم تا خرمائی یا قهوهای روشن با سطح پودری است. علت ظاهر پودری آن وجود دستهه ای فراوان میکروکونیدیا میباشد. حاشیه کلنی معمولاً اشعهوار و دانهای است. رنگ کلنی و شکل ظاهری سطح آن متنوع میباشند. مشخصات ریزبینی میکروکونیدیاها در انواع انسان دوست بیشتر اشکی شکل بوده و کمتر به شکل کروی دیده میشوند. ماکروکونیدیاها سیگاری یا گرزی شکل، با سه یا چهار تیغه میانی، جدار صاف و نازک به اندازههای ۵۰ – ۲۰ × ۸ – ۶ میکرون بوده وتوسط یک پایه بسیار باریک به کونیدیوفور متصل میگردند. تعداد ماکروکونیدیاها در انواع حیواندوست بمراتب فراوان تراست. (۲۰) ۲-۳-۵-۲-۲٫ترایکوفایتون روبروم(T .rubrum) ترایکوفایتون روبروم یک گونه انسان دوست با انتشار جهانی است. این ارگانیسم یکی از عوامل شایع کچلی در انسان و بخصوص کچلیهای کشاله ران، بدن، پا و دست در همه نواحی دنیا میباشد. در بچههای کوچک ۲ ساله نیز انی قارچ میتواند ایجاد کچلی پا نماید. هرچند این ارگانیسم میتواند ایجاد کچلی ناخن را نماید، ولی بر خلاف ترایکوفایتون منتاگروفایتیس سطح صفحه ناخن را مورد تهاجم قرار نمیدهد. عفونت حاصل از ترایکوفایتون روبروم مزمن بوده و در بعضی از افراد تا آخر عمر ادامه مییابد. معمولاً موها را مورد حمله قرار نمیدهد. این ارگانیسم در سالهای اخیر یکی از شایعترین عوامل کچلی در ایران بوده است. مشخصات ظاهری کلنی:کلنی جدا شده از ضایعات مزمن کچلیهای کشاله ران، پا و دست کند رشد بوده، سفید، پرزی تا کرکی همراه با پیگمان قرمز خونی در پشت کلنی میباشد. این ایزولهها معمولاً فاقد کونیدیا هستند. رنگ قرمز پشت کلنی، در بعضی از ایزولهها که از بیماران در حال درمان با گریزوفولوین جدا شدهاند مشاهده نمیشود. مشخصات ریزبینی: ایزولههای معمولی ایجاد ماکروکونیدیا نمیکنند. میکروکونیدیاهای آن کم، کوچک و اشکی یا شبیه میخهای چوبی بوده، در کنار هایفا قرار گرفته و در اندازههای ۵ -۳ × ۳ – ۲ میکروکلونیدهابهصورتخوشهایهستند. (۲۰) ۲-۳-۵-۲-۳٫ ترایکوفایتون وروکوزوم ( Trichophyton verrocosum) میکروارگانیسمی با انتشار جهانی و حیوان دوست می باشد که عموماً باعث کچلی گاوها می گردد، انتقال عفونت به انسان از راه تماس مستقیم با گاوهای آلوده و یا مواد آلوده ی آنان صورت میگرد. رشد آن در ۳۷ درجه سانتی گراد بیشتر بوده و در حرارت یخچال زنده نمی ماند. مشخصات ظاهری کلنی: این ارگانیسم رشد فوق العاده آهسته ایی بر روی سابورو آگار دارد کلنی آن سفید، برجسته، پوستی و دگمه مانند است، پشت کلنی آن فاقد پیگمان می باشد. ۲-۳-۵-۳ .جنس اپیدرموفایتون (Epidermophyton) این جنس دارای دو گونه فلوکوزوم (E .Floccosum) و استواکدالی (E .Stockdaleaeمیباشد. این جنس به وسیله ماکروکونیدیاهای گرزی شکل، با جدار صاف، ضخامت ۵/۱ – ۱ میکرون وداشتن کمترازده تیغه میانی مشخص میشود. میکروکونیدیا تولید ننموده واز دوگونه فوق فقط گونه فلوکوزوم ایجاد عفونت می کند. ۲-۳-۵-۳-۱٫اپیدرموفایتون فلوکوزوم (E .Floccosum) گونهای انسان دوست بوده، انتشار جهانی داشته و بیشتر ایجاد کچلی کشاله ران می کند. اگرچه اولین مورد کچلی پا در اروپا ناشی از این گونه گزارش شده است. این ارگانیسم یکی از عوامل شایع کچلی بخصوص کچلی کشاله ران در ایران است. مشخصات ظاهری کلنی:در ابتدا ایجاد کلنی سفید و پودری با رشد آهسته را می کند که پس از بلوغ، رنگ آن به زرد متمایل به سبز، زیتونی روشن یا خاکی تغییر میکند. قطر کلنیها در عرض مدت دو هفته به ۵/۳ – ۲ سانتیمترمیرسد. مشخصات ریزبینی: ایجاد ماکروکونیدیاهای فراوانی را می کند که به وسیله پایه عریض انتهای گرد و جدار صاف مشخص میشود. ۲-۳-۵-۴٫جنس آسپرژیلوس (Aspergilus) گونه هایی به رنگ مختلف زرد، سبز تا سیاه در این جنس دیده می شوند. اکثر گونه های آسپرژیلوس، سبز رنگ بوده و خیلی شبیه پنی سیلین می باشند. این کپک ها مثل دیگر کپک ها بسته به نوع محیط که در آن قرار دارند تغییر رنگ می دهند و تعداد زیادی از آنها گرما دوست می باشند.ساختار هاگزای بلند، غیر منشعب ساقه مانند که در انتها به یک قطعه توپی شکل منتهی می شود که به صورت شعاعی در سطح آن کونیدی های ( اسپور ها ) زنجیره ای تک سلولی به اندازه ۵ – ۳ میکرون قرارمی گیرند. ۲-۳-۵-۴-۱٫ آسپرژیلوس فومیگاتوس( Aspergillus fumigates) مشخصات ظاهری: این قارچ دارای رشد سریعی در حرارت ۲۷ ـ ۲۵ درجه سانتیگراد بوده و ایجاد کلنیهای صاف و سفید رنگی را می کند که به سرعت به رنگ خاکستری متمایل به سبز تغییر رنگ میدهند. کلنیها ممکن است مخملی، کرکی و یا چیندار باشند. پشت کلنی معمولاً بیرنگ است. تودههای کونیدیا، اغلب فشرده و به تعداد زیاد مشاهده میشوند. (۲۱) ساختمان ریزبینی: کونیدیوفور کوتاه و صاف، به طول حدود ۵۰۰ – ۳۰۰ میکرون وقطرحدود ۵ الی ۸ میکرون بوده وبخصوص درانتها ونزدیک وزیکول، به رنگ سبزیا قهوهای میباشد. کونیدیوفوربه تدریج پهن وبزرگ شده وبه صورت وزیکول درمیآید. کونیدیاهاسبزرنگ،کروی یا نیمه کروی و خاردار به قطر ۳ – ۲ میکرون میباشند. ۲-۳-۵-۴-۲٫آسپرژیلوس فلاووس(Aspergillus fumigates) مشخصات ظاهری: دارای رشد سریع (۷ – ۶ سانتیمتردرعرض ۱۰ روز) ویا رشدکند (۴ – ۳ سانتیمتر) است. ازمیسلیومها ی بهم فشرده که به صورت صاف یا شیاردار ویا چین خورده، به رنگ زرد تا زرد مایل به سبزمیباشند،تشکیل شدهاست. پشت کلنی بیرنگ تا خرمائی متمایل به صورتی یا تیرهتر میباشد. ساختمان ریزبینی: کونیدیوفور دارای دیواره ضخیم، فاقد رنگدانه، ناصاف و طویل (به طول یک میلیمتر یا بیشتر) با قطر ۲۰ – ۱۰ میکرونمیباشد. وزیکولهاکروی تا نیمه کروی بوده، ۱۰۰ – ۵۰ میکرون قطرداشته ودور تادور ایجاد فیالاید (استریگما) مینمایند که در یک یا دو ردیف قرار دارند. (۲۱) ۲-۳-۵-۵٫کاندیدا آلبیکنس(Candida albicans) سلول این مخمر تخم مرغی شکل است و سطح خارجی آن را هاله ای مو مانند می پوشاند . در غشای پلاسمایی آن ،چین خوردگی های انگشت مانند دیده می شود . هسته ی آن نزدیک گردن قرار دارد و دیواره ی سلولی آن را در بر می گیرد . رشد بسیار سریع دارد و از طریق جوانه زدن تکثیر می شود . هایف و یا هایف های کاذب ایجاد می
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
میخائیل و دیگران[۳۴] (۲۰۰۳)
۷- درجه ارتباط عایدات گذشته یک شرکت با جریانهای نقدی آتی است.
پیش بینی سود
یکی از دلایل احتمالی تنوع در تعاریف به عمل آمده از کیفیت سود میتواند نگاه های متفاوت پژوهشگران به جنبه های گوناگون این مفهوم باشد، به همین دلیل موضوع کیفیت سود، موضوعی پیچیده به شمار میرود که تاکنون هیچ پژوهشگری نتوانسته است تعریفی واحد و شاخصی کامل برای آن ارائه نماید (کرمی و همکاران، ۱۳۸۵). ولی با این همه، چیزی که مسلم است، این است که، در تعریف مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی برای تعیین کیفیت اشاره شده است. یکی سودمندی در تصمیم گیری است و دیگری ارتباط بین کیفیت سود و سود اقتصادی است. به عبارتی دیگر کیفیت سود عبارت است از بیان صادقانه سود گزارش شده، یعنی کیفیت سود بالا نشان دهنده مفید بودن اطلاعات سود برای تصمیمگیری استفاده کنندگان و همچنین مطابقت بیشتر آن با سود اقتصادی میباشد. یکی از مواردی که می تواند بر کیفیت سود اثرگذار باشد، نحوه ارائه اطلاعات مربوط به سود است، بدین معنی که هرچه اطلاعات سود از مربوط بودن و قابلیت اتکای بالاتری برخوردار باشد، کیفیت سود، بالاتر خواهد بود (احمدپور، احمدی، ۱۳۸۷).
 ۲-۱-۸- اهمیت ارزیابی کیفیت سود بر طبق مفهوم سودمندی تصمیم ارائه شده توسط هیات استانداردهای حسابداری مالی آمریکا، کیفیت سود و بصورت عامتر کیفیت گزارشگری مالی، مورد علاقه کسانی است که از گزارشگری مالی برای تصمیمگیریهای سرمایهگذاری و انعقاد قراردادهای مختلف استفاده میکنند. سود گزارش شده و روابط بدست آمده از آن معمولاً در قراردادهای حقوق و پاداش و قراردادهای استقراض استفاده میشوند تصمیمگیری برای قراردادی براساس کیفیت سود پایین، باعث انتقال ناخواسته ثروت خواهد شد. برای نمونه، سودهی بیش از حد نشان داده شده که بعنوان معیار ارزیابی عملکرد مدیریت قرار میگیرد، منجر به تعلق حقوق و مزایای بیش از اندازه به مدیریت خواهد شد. به گونهای مشابه، سودهای متورم ممکنست ورشکستگی ناگهانی شرکت را پنهان سازد که این خود باعث اعتبار دادن نادرست از سوی اعتبار دهندگان خواهد شد. از دیدگاه سرمایهگذاری، کیفیت سود پایین مطلوب نیست زیرا نشانگر وجود ریسک در تخصیص منابع به آن بخش میباشد و باعث کاهش رشد اقتصادی از طریق تخصیص نادرست سرمایهها خواهد شد.ازطرفی، کیفیت سود پائین باعث انحراف منابع از طرحهای با بازده واقعی به طرحهای با بازده غیرواقعی می شود که کاهش رشد اقتصادی را در پی خواهد داشت (اسماعیلی، ۱۳۸۶، ۳۰). ۲-۱-۹- کیفیت سود برای چه کسانی اهمیت دارد؟ با توجه به تاکید هیات استانداردهای حسابداری مالی بر سودمندی تصمیم، اعتقاد بر این است که کیفیت سود و به طور کلی کیفیت گزارشگری مالی مورد توجه آنهایی است که برای مقاصد معاملاتی و تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری های خود از این گزارش ها استفاده می کنند. به علاوه، تدوین کنندگان استانداردها نیز به طور غیرمستقیم کیفیت سود را به عنوان شاخصی برای ارزیابی کیفیت استانداردهای گزارشگری مالی قلمداد می کنند. (رحیمیان، جعفری،۱۹) سود و اندازه گیری های ناشی از آن معمولآ در طرح های پاداش و قراردادهای مربوط به بدهی ها استفاده می شوند. اخذ تصمیمات براساس سود ناقص یا کم کیفیت باعث انتقال نامطلوب ثروت می شوند. به عنوان مثال، در صورت استفاده از سود به عنوان شاخصی برای ارزیابی عملکرد مدیران و پرداخت پاداش به آنها، گزارش بیش از واقع آن باعث پرداخت پاداش بیشتر به آنها خواهد شد. همچنین گزارش بیش از واقع سود،ممکن است کاهش در توان پرداخت بدهی ها را بپوشاند و وام دهندگان را به سوی تداوم وام دهی سوق دهد. از دیدگاه سرمایه گذاری نیز سود کم کیفیت نامطلوب است.زیرا تخصیص نادرست منابع را به دنبال دارد و باعث کاهش رشد اقتصادی می شود. این سودها کارایی لازم را نداشته و منابع را از پروژههایی سوق میدهند که واهی بوده و بازده های ساختگی و خیالی دارند (همان منبع، ۲۰). ۲-۱-۱۰- روش های ارزیابی کیفیت سود راههای مختلفی برای ارزیابی کیفیت سود توسط محققان مختلف پیشنهاد شده است. کیفیت سود، مفهومی است که بر پایه محتواست و بنابراین یک تعریف واحد ندارد. کیفیت سود میتواند از دیدگاههای مختلفی بیان شود. تاکنون متخصصان مالی نتوانستهاند به یک محاسبه مستقل از سود که از نظر آنها کیفیت لازم را دارا باشد، دست یابند. در این حالت، متخصصان مالی با انجام تعدیلات مناسب، میتوانند به یک دامنه که به شکل صحیحتر نشانگر کیفیت سود نسبت به سود خالص گزارش شده باشد، دست یابند. بنابراین مفهوم کیفیت سود، یک امر تعریف شده و ثابت نیست که بتوان به آن دست یافت، بلکه مفهومی است نسبی که به ارتباط آن با دیدگاهها و نگرشها بستگی دارد. وینسنت (۲۰۰۳) در مقالهای تحت عنوان کیفیت سود، معیارهای ارزیابی کیفیت سود و اجزای مربوط به آن را به شرح زیر طبقهبندی کردهاند: (خواجوی و ناظمی، ۱۳۸۴، ۴۰).
جدول (۲-۲): معیارهای ارزیابی کیفیت سود
معیارهای ارزیابی
اجزای مربوط
۱) مفهوم کیفیت سود مبتنی بر سری زمانی ویژگیهای سود
الف. پایداری (ثبات) سود ب. قابلیت پیشبینی ج. نوسان پذیری (تغییرپذیری)
۲) مفهوم کیفیت سود بر اساس رابطه بین سود، اقلام تعهدی و وجه نقد
الف. نسبت وجه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی به سود. ب. تغییر در کل اقلام تعهدی ج. پیشبینی اجزاء اختیاری اقلام تعهدی به کمک متغیرهای حسابداری د. پیشبینی روابط بین اقلام تعهدی و جریانهای نقدی
۳) مفهوم کیفیت سود بر اساس ویژگیهای کیفی چاچوب نظری هیأت استانداردهای حسابداری مالی
مربوط بودن و قابلیت اتکا
۴) مفهوم کیفیت سود ناشی از تصمیمات اجرایی
الف. قضاوتها و برآوردها معیاری معکوس از کیفیت سود ب. رابطه معکوس بین کیفیت سود و تغییر کاربری استانداردهای حسابداری: یعنی بین میزان منفعتی که تهیه کنندگان اطلاعات از قضاوت و پیشبینی خواهند برد و کیفیت سود رابطه معکوسی وجود دارد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰
۳
۲۳
۴۹
۶
۲۸/۲
فراوانی نسبی
۰
۴/۶
۳/۳۸
۲/۵۳
۱/۲
فراوانی نسبی
۰
۷/۳
۴/۲۸
۵/۶۰
۴/۷
داده های توصیفی همانطور که از جدول شماره ۱-۴ در صفحه ۱۲۳ مشاهده می شود بیشترین میانگین از دیدگاه مدیران مربوط به سوال شماره ۴ در رابطه با توانایی آموزش و پرورش برای خرید تجهیزات نرم افزاری اختصاص داده شده است و کمترین میانگین مربوط به سوال شماره ۱۵ در رابطه با افزایش بهره وری و خدمات آموزشی می باشد ولی از دیدگاه معلمان بیشترین میانگین مربوط به سوال شماره ۳ در رابطه با خرید تجهیزات سخت افزاری و کمترین میانگین به سوال شماره۱۳ کاهش هزینه های ناشی از مصرف کاغذ اختصاص داده شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در ادامه و در صفحه ۱۲۵ همانطور که از جدول ۲-۴ مشاهده می شود بیشترین میانگین از دیدگاه مدیران مربوط به سوال شماره ۹ در رابطه با تخصصی شدن اطلاعات بخش های مختلف سازمان اختصاص داده شده است و مجموعه مدیران و کادر مدیریتی مدارس پسرانه راهنمایی با اختصاص میانگین ۴۵/۳ بالاترین میانگین را از میانگین سایر سؤالات بدست آورده است و کمترین میانگین مربوط به سوال شماره ۶ در رابطه نیروی انسانی متخصص برای استقرار سیستم مدیریت اطلاعات می باشد و مجموعه مدیران و کادر مدیریتی مدارس پسرانه راهنمایی با اختصاص میانگین ۲۱/۲ پائین ترین میانگین را نسبت به سایر سؤالات بدست آورده است ولی از دیدگاه معلمان بیشترین میانگین مربوط به سوال شماره ۱ در رابطه با تأمین سریع اطلاعات واحدهای مربوطه و مجموعه دبیران مدارس پسرانه راهنمایی با اختصاص میانگین ۴۰/۳ بالاترین میانگین را از میانگین سایر سؤالات بدست آورده است و کمترین میانگین مربوط به سوال شماره ۶ نیروی انسانی متخصص اختصاص یافته است و مجموعه دبیران مدارس پسرانه راهنمایی با اختصاص میانگین ۰۱/۲ پائین ترین میانگین را از میانگین سایر سؤالات بدست آورده است که وجه اشتراک بین دیدگاه مدیران و معلمان در این گزینه وجود دارد. جدول۲-۴٫ مولفه های متغیر فنی (تکنیکی) امکان سنجی
سوال
مدیران (کادر مدیریت)
میانگین مدیران
معلمان (دبیران)
میانگین معلمان
آماره
خیلی زیاد
زیاد
متوسط
کم
نظری ندارم
آماره
خیلی زیاد
زیاد
متوسط
کم
نظری ندارم
۱- تامین سریع اطلاعات واحد های مربوطه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به استناد ماده ۱۱۵ ل. ا. ق. ت در صورتیکه مدیری در هنگام انتخاب مالک تعداد سهام لازم به عنوان وثیقه نباشد و همچنین در صورت انتقال حقوق سهام مورد وثیقه و یا افزایش و یافتن تعداد سهام لازم به عنوان وثیقه، مدیر باید ظرف یک ماه تعداد سهام لازم به عنوان وثیقه را تهیه و به صندوق شرکت بیاورد وگرنه مستعفی محسوب میشوداما علیرغم اختصاص چندین مواد به سهام وثیقه که نشان دهنده اهمیت آن برای حفظ حقوق سهامداران خصوصا سهامداران اقلیت است در حال حاضر این سهام کارایی چندانی در جهت حفظ حقوق سهامداران ندارد و ایراد عمدهای دارد و این ایراد از لحن ماده ۱۱۴ل.ا.ق.ت بر میآید و آن عبارات «تعداد سهام وثیقه نباید از تعداد سهامی که به موجب اساسنامه جهت رای دادن در مجامع عمومی لازم است کمتر باشد است. » در غالب شرکتها داشتن یک سهم برای دادن رای کافیست در حالیکه با توجه به اختیارات گسترده مدیران در انجام معاملات و سایر فعالیتهای مربوط به موضوع شرکت برای تامین نظر مقنن بهتر است، در اساسنامه شرکتهای سهامی، تعداد سهام وثیقه لازم برای مدیران به اندازهای تعیین شود که مدیر خود را در منافع شرکت ذینفع احساس کند این امر موجب خواهد شد تا مدیر با رغبت بیشتری وظایف خود را انجام داده و غبطه شرکت را رعایت کند۱
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
خصوصیت دیگر این سهام غیر قابل انتقال بودن آن است ولی به نظر استاد محترم دکتر ستوده تهرانی مدیران ممکن است سهام مزبور را حتی در موقعی که در شرکت ودیعه است انتقال دهند ولی انتقال مزبور تا زمانی که به مدیران مفاصا داده نشده است تحقق پیدا نمیکند، بنابراین واگذاری سهام از طرف مدیران به شرط آنکه مجمع نسبت به عملیات مدیران تصفیه بدهد اشکالی ندارد۲ سوالی که رابطه با سهام وثیقه مطرح میشود این است که آیا مدیرعامل هم باید سهام وثیقه داشته باشد ؟ به نظردکتر پاسبان پاسخ منفی است. چون اگر قصد قانونگذار شمول حکم ماده ۱۱۴ بر مدیرعامل هم بود میبایستی مقررات مربوطه به سهام وثیقه را پس از ماده ۱۲۴ میآورد و اینکه سمت مدیرعامل تابعی از سمت اعضا هیات مدیره است و به خودی خود اصالت ندارد و بدین معنی که اعضا هیات مدیره منتخب مجمع عمومی و در مقابل آن پاسخگو هستند در حالیکه مدیر عامل از سوی هیات مدیره انتخاب و اختیاراتش تبعی و تفویضی است و الزامی بودن سهام وثیقه در مورد چنین شخصی از مبنای قابل دفاعی بیبهره است در لایحه تجارت ۱۳۹۱ اصلا صحبتی در رابطه با سهام وثیقه نشده است ظاهرا قانونگذار با توجه به آنکه تعیین سهام وثیقه نمیتواند تضمین مناسبی برای حقوق سهامداران و اشخاص ثالث باشد از وضع مقررات در مورد آن چشم پوشی کرده است. در رابطه با نحوه مسئولیت مدیران به نظر عدهای چون سهام وثیقه تضمین خسارت مدیران است لذا سهام مذکور وثیقه کلیه خسارت ناشی از تقصیرات تمام مدیران میباشد خواه یک نفر از ایشان مقصر باشد یا همه آنها[۸۷] اما به نظر اینجانب باید قائل به تفکیک شد قانونگذار هم با قید عبارات منفرداًً یا مشترکا در ماده ۱۱۴ ل.ا.ق.ت و عبارات منفرداً یا مشترکاً در ماده ۱۴۲ ل.ا.ق.ت و عبارت منفردا یا منضامنا در ماده ۱۴۳ ل.ا.ق.ت با توجه به در نظر گرفتن اصل تقصیر، خواسته هر مدیری در صورت تقصیر و تخلف مسوول باشد. برای اثبات این نظر هم میتوان به ماده ۱۳۰ ل. ا. ق. ت استناد کرد برابر این ماده اگر اعضا هیات مدیره و مدیرعامل در معاملاتی که با شرکت و یا به حساب شرکت انجام میشود به طور مستقیم یا غیر مستقیم شرکت نمایند و در اثر انجام معامله آنها به شرکت خسارت وارد شود جبران خسارت بر عهده هیات مدیره و مدیرعامل یا مدیران ذینفع و مدیرانی است که اجازه آن معامله را دادهاند لذا نمیتوان مدیری را که در معامله شرکت نکرده و حتی اجازه معامله را هم نداده مسئول پرداخت خسارات شرکت دانست بنابر این برابر این ماده فقط مدیران ذینفع مسوول پرداخت خسارت وارده هستند. برابر ماده ۱۴۲ ل.ا.ق. ت هم، مدیران و مدیرعامل شرکت در مقابل شرکت و اشخاص ثالث نسبت به تخلف از مقررات قانونی یا اساسنامه شرکت و یا مصوبات مجمع عمومی بر حسب مورد منفردا یا مشترکا مسئول هستند در مورد بیان شده مدیری را که در معامله شرکت نکرده و حتی اجازه معامله را هم نداده است به استناد چه قانونی میتوان مقصر و مسئول جبران خسارات وارده به شرکت دانست. در ماده ۲۱۸ لایحه تجارت مصوب ۱۳۹۱ نحوه مسئولیت مدیران به وضوح تعیین گردیده است به استناد این ماده هر یک از مدیران در مورد تصمیماتی که بر خلاف قانون مقررات اساسنامه و یا مصوبات مجمع عمومی اتخاذ میکند حسب مورد به انفراد یا اشتراک در مقابل شرکت و اشخاص ثالث مسئول است. بند هشتم: سلب حق رای از اعضاء هیات مدیره و مدیر عامل ذینفع در جلسه هیات مدیره که به منظور رسیدگی به معامله اعضاء هیات مدیره و یا مدیر عامل ذینفع تشکیل میشود. بدیهی است مدیرعامل و یا اعضاء هیات مدیره که معاملاتی با شرکت انجام دادهاند و منافعی عاید انان شده است، از شرکت در جلسه هیات مدیره که جهت رسیدگی و بررسی معامله انجام شده تشکیل میشود منع شوند. چنین اشخاصی قطعاً در جلسه هیات مدیره که به منظور اجازه دادن یا ندادن انجام معامله تشکیل میشود به نفع خود که همان اجازه انجام معامله است رای میدهند. لذا قانونگذار به جهت جلوگیری از سوء استفاده احتمالی مدیران ذینفع از اختیارات خود به آنان اجازه دادن رای در جلسه هیات مدیره را نداده است. بند نهم: کسب موافقت بازرس یا بازرسان جهت افزایش سرمایه و همچنین سلب حق تقدم از صاحبان سهام همانطور که گفته شد اتخاذ تصمیم راجع به افزایش سرمایه در صلاحیت مجمع عمومی فوقالعاده است. البته مجمع عمومی فوقالعاده میتواند به هیات مدیره اجازه دهد که ظرف مدت معینی سرمایه شرکت را تا میزان مبلغ معینی به یکی از طریق قانونی افزایش دهد. در هر حال، حتی در حالتی که هیات مدیره به موجب اختیار داده شده توسط مجمع عمومی فوقالعاده بخواهد اقدام به افزایش سرمایه نماید میبایستی موافقت بازرسان را هم جلب نماید. همچنین است اگر هیات مدیره بخواهد سهام جدید را به بعضی از صاحبان سهام اختصاص دهد و از بعضی دیگر سلب تقدم به عمل آورد. برابر ماده ۱۶۷ ل.ا.ق.ت در هنگام افزایش سرمایه هیات مدیره باید گزارشی در رابطه با توجیه لزوم افزایش سرمایه و سلب حق تقدم از سهامداران تهیه نماید از طرفی بازرس یا بازرسان میبایستی با تهیه گزارشی دلایل و جهات مذکور در گزارش هیات مدیره را تأیید کند. بدیهی است اگر بازرسان مخالف افزایش سرمایه و یا سلب حق تقدم باشند میتوانند گزارش هیات مدیره را تأیید نکنند یا تحت این عنوان که انجام تکلیف مذکور در تبصره ماده ۱۶۷ «تهیه گزارش حاکی از تأیید عوامل و جهات مذکور در گزارش هیات مدیره » مقدور نیست از تنظیم گزارش خودداری نمایند. طبق مفاد این ماده تا زمانیکه گزارش بازرس، قرائت نشود اخذ تصمیم در رابطه با افزایش سرمایه عملی نیست. بند دهم: محدودیت تصمیم گیری در مورد وجوهی که به حساب افزایش سرمایه تادیه شده است. در حالتی که مجمع عمومی فوقالعاده افزایش سرمایه را از طریق فروش سهام جدید تصویب میکند یا حتی در زمانی که اجازه افزایش سرمایه را به هیات مدیره داده است. هیات مدیره نمیتواند در رابطه با وجوهی که به حساب افزایش سرمایه تادیه شده، قبل از آنکه افزایش سرمایه در مرجع ثبت شرکتها به ثبت برسد، دخل و تصرف کند. به لحاظ آنکه ممکن است افزایش سرمایه به دلیل عدم فروش کلیه سهام عملی نشود که در آن صورت مبالغ دریافتی باید به پذیره نویسان و خریداران سهام جدید مسترد شود. بند یازدهم: محدودیت در انجام امور خارج از موضوع شرکت به استناد ماده ۱۱۸ ل. ا. ق. ت مدیران شرکت دارای کلیه اختیارات لازم برای اداره امور شرکت میباشند البته با لحاظ دو شرط: شرط اول: اختیارات آنها در چارچوب موضوعاتی باشد که قانون تجارت آن را در صلاحیت خاص مجامع عمومی قرار نداده باشد. شرط دوم: مشروط بر اینکه اقدامات و تصمیمات آنها در حدود موضوع شرکت باشد به عنوان مثال اگر موضوع شرکت تولید و توزیع لبنیات باشد هیات مدیره نمیتواند اقدام به خرید یک واحد مسکونی در شهر مشهد نماید تا کارکنان شرکت درهنگام زیارت از آن استفاده نمایند. دلیل این امر جلوگیری از سوء استفاده مدیران از اختیارات خود و احیانا تضرر سهامداران بوده است زیرا موضوع شرکت که همان هدف اصلی شرکت را تعقیب می کند و سهامداران برای تحقق آن هدف در شرکت سرمایه گذاری نمودند از هر لحاظ حائز اهمیت میباشد. [۸۸] با توجه به وجود محدودیت برای مدیران در انجام امور خارج از موضوع شرکت این سؤال مطرح میشود که آیا شرکت میتواند نسبت به انجام امور خارج از موضوع شرکت اقدام نماید ؟ به نظر آقای البرز حیدرپور «هر چند مدیران در اداره امور شرکت در اخذ تصمیمات و انجام اقدامات خارج از موضوع شرکت هیچ گونه اختیاری ندارند اما، تعمیم این حکم به خود شرکت به گونهای که معتقد شویم خود شرکت نیز در اخذ تصمیمات و انجام اقدامات خارج از موضوع شرکت هیچگونه اختیاری ندارد، مطلبی است که نه منطوق و نه مفهوم ماده ۱۱۸مبین آن نیست مضافاً این که، تدوین ماده به گونهای که مندرجات آن معطوف به اختیارات مدیران گردیده است این احتمال را قوی میسازد که خود شرکت، در خصوص اقدامات و تصمیمات خارج از موضوع، واجد اختیارات وبنابراین، میتواند اعمال خارج از موضوعی را که مدیران انجام میدهند تصویب نماید. زیرا محدود ساختن اختیارات مدیران در خصوص موردی، نشان دهنده محدود کردن اختیارات خود شرکت نیز در همان مورد نیست»[۸۹] نظر اینجانب بر خلاف نظر فوق است. اولاً با توجه به اینکه موضوع شرکت در اساسنامه قید میشود و اساسنامه همان طور که از اسم آن پیداست اساس و بنیان شرکت است نمیتوان بر خلاف اساسنامه اموری را خارج از موضوع شرکت انجام داد ثانیاً برابر ماده ۸۶ ل.ا.ق.ت مجمع عمومی عادی میتواند نسبت کلیه امور شرکت به جز آن چه که در صلاحیت مجمع عمومی مؤسس و فوقالعاده است تصمیم بگیرد. بنابراین شرکت در صورتی میتواند اقدامات خارج از موضوع شرکت انجام دهد که بدواً اساسنامه شرکت را به موجب تصمیم مجمع عمومی فوقالعاده تغییر دهد آن وقت میتواند موضوعات مورد نظر را انجام دهد. در رابطه با اینکه ضمانت اجرای انجام اقدامات و تصمیمات خارج از موضوع شرکت چیست؟ قانونگذار هیچگونه ضمانت اجرایی پیشبینی نکرده است. فقط میتوان بر اساس ماده ۲۷۰ ل.ا.ق.ت. تقاضای بطلان چنین اقدامات و تصمیمات را نمود. اما به نظر دکتر سیروس مشکی، احتمال دو استنباط و برداشت کاملاً متعارض از ماده مذکور میرود، یکی بطلان معاملات خارج از موضوع شرکت و دیگری صحت این گونه معاملات است.۲ شاید گفته شود اگر تمامی سهامداران موافقت خود را با اقدامات انجام شده اعلام نمایند هیچ گونه مشکلی در رابطه با تنفیذ اقدامات انجام شده خارج از موضوع شرکت وجود ندارد ولی از آنجائیکه انجام امور خارج از موضوع شرکت میتواند منجر به تضییع حقوق اشخاص ثالثی که از شرکت طلبکار هستند گردد نمیتوان به صرف موافقت کلیه سهامداران چنین اقدامات یا تصمیمات را صحیح دانست بنابراین با توجه به آنکه چنین اقداماتی ممکن است به ضرر سهامداران و یا اشخاص ثالثی که از شرکت طلبکار هستند باشد این اشخاص میتوانند به استناد ماده ۲۷۰ل.ا.ق.ت تقاضای بطلان اقدامات انجام شده را بخواهند نتیجه آنکه این گونه اقدامات تا زمانیکه تقاضا و بطلان آن از سوی سهامداران و اشخاص ثالث نگردد صحیح و در صورت تقاضای بطلان، دادگاه میتواند اقدامات انجام شده خارج از موضوع شرکت را باطل اعلام نماید. با این اوصاف سؤالی در اینجا مطرح میشود اگر مدیر عامل با یک شخص ثالث معاملهای خارج از موضوع شرکت را انجام دهد و سهامدار شرکت تقاضای بطلان معامله را بنماید و دادگاه حکم به ابطال معامله دهد چه کسی پاسخگوی حقوق تضییع شده شخص ثالث طرف قرارداد با شرکت است. به نظر اینجانب از آنجائیکه هیات مدیره و مدیر عامل فقط در چارچوب موضوع شرکت اختیار دارند معامله کنندگان با شرکت میبایستی تحقیقات لازم را در رابطه با موضوع شرکت از طریقی اساسنامه یا به طرق مقتضی دیگر مثل کسب اطلاع از اشخاصی که با شرکت طرف قرارداد بودهاند یا هستند به عمل بیاورند انگاه در صورتی که معامله مد نظر جزء موضوع شرکت باشد اقدام به انجام معامله نمایند. بنابراین اگر شخص ثالث معاملهای را خارج از موضوع شرکت با مدیر عامل شرکت انجام دهد حق مطالبه خسارت از شرکت را ندارد و میبایستی به مدیر عامل رجوع و خسارات وارده را از او مطالبه کند. بنددوازدهم: محدودیت در انتخاب مدیر عامل هر چد برابر ماده ۱۲۴ ل.ا.ق. ت انتخاب مدیر عامل از جمله وظایف هیات مدیره است ولی از آنجائیکه مدیر عامل در حدود اختیارات واگذار شده از سوی هیات مدیره نماینده شرکت محسوب میشود لذا قانونگذار مقرر کرده مدیر عامل میبایستی از حداقل صلاحیتهای اخلاقی و اجتماعی برخوردار باشد، برابر ماده ۱۱۱ ل.ا.ق.ت هیات مدیره نمیتواند اشخاص ذیل را به عنوان مدیر عامل انتخاب کند. ۱- محجورین وکسانی که حکم ورشکستگی آنان صادر شده است. ۲ – کسانی که به علت ارتکاب جنایت یا یکی جنحههای ذیل به عنوان حکم قطعی از حقوق اجتماعی کلاً یا بعضاً محروم شده باشد. در مدت محرومیت : سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری جنحه هایی که به موجب قانون در حکم خیانت در امانت یا کلاهبرداری شناخته شده است، اختلاس، تدلیس، تصرف غیر قانونی در اموال عمومی. از طرفی هیات مدیره نمیتواند شخصی را که مدیر عامل یک شرکت هست به عنوان مدیر عامل برگزیند این محدودیت در ماده ۱۲۶ ل.ا.ق.ت آمده است. گفتار سوم: حقوقی که از طریق وضع محدودیت بر بازرس یا بازرسان شرکت بدست میآید. ممنوعیت بازرس یا بازرسان از ذینفع شدن در معاملاتی که با شرکت یا به حساب شرکت انجام شود. برابر ماده ۱۵۶. ل.ا.ق.ت بازرس نمیتواند در معاملاتی که با شرکت یا به حساب شرکت انجام میگیرد بطور مستقیم ذینفع شود بر خلاف ماده ۱۲۹. ل.ا.ق.ت که در آن اعضاء هیات مدیره و مدیر عامل میتوانند با اجازه هیات مدیره با شرکت معامله نمایند در این ماده ممنوعیت معامله پیشبینی شده است و بازرسان نمیتوانند حتی با موافقت تمام اعضاء هیات مدیره در معاملاتی که با شرکت یا به حساب شرکت انجام میگیرد بطور مستقیم یا غیر مستقیم ذینفع شوند. بر خلاف ماده ۱۲۹ که در آن ضمانت اجراهایی برای معاملات مدیران با شرکت پیشبینی شده در ماده ۱۵۶ هیچگونه مطلبی در رابطه با مسئولیت بازرس و بطلان و یا قابلیت بطلان معامله انجام شده پیشبینی نشده است. ولی بنظر میرسد بتوان از وحدت ملاک ماده ۱۲۹ استفاده کرد و آثار یاد شده بر معامله مدیران را در اینجا هم جاری دانست منتهی با توجه به آنکه موضوع اجازه هیات مدیره فقط در رابطه با معاملات اعضاء هیات مدیره و مدیر عامل است در این مورد صحبت از اجازه یا عدم اجازه هیات مدیره جهت انجام معامله توسط بازرس منتفی است . شاید عدهای معتقد باشند با توجه به اینکه بازرس از انجام معامله منع شده و قانونگذار هم اجازه تصویب یا بطلان معامله را به مجمع عمومی عادی نداده این معامله باطل است و منظور قانونگذار از اینکه بازرس نمیتواند با شرکت معامله کند بطلان معامله است در جواب میتوان گفت هر منعی موجب بطلان نیست در ماده ۱۲۹ هم اعضاء هیات مدیره و مدیر عامل از انجام معامله با شرکت یا به حساب شرکت بدون اجازه هیات مدیره منع شدهاند ولی اگر بدون اجازه معامله نمایند این به معنای بطلان معامله نیست و این مجمع عمومی عادی است که در مورد تصویب یا بطلان معامله تصمیم میگیرد اما در رابطه با خسارات وارده به شرکت، چه مجمع عمومی عادی معامله بازرس را تصویب کند و چه تقاضای بطلان معامله را نماید در هر صورت اگر به شرکت خسارت وارد شود بازرس برابر ماده ۱۵۴. ل.ا.ق.ت و سایر قوانین موضوعه مسئول پرداخت خسارت وارده خواهد بود. هدف قانونگذار از نحوه وضع ماده ۱۲۹ و ۱۳۰ و ۱۳۱ در رابطه با تعیین آثار بر معاملات هیات مدیره در جهت حفظ منافع شرکت بوده و اینکه شرکت متضرر نشود همین امر در رابطه با معامله بازرس هم مصداق دارد اگر مجمع عمومی معامله بازرس را به صلاح شرکت دانست معامله را تائید میکند و اگر معامله را بصلاح شرکت ندانست معامله را ابطال می کند در هر حال بازرس مسئول کلیه خسارات وارده است بنا بر این بهتر است در معاملات بازرس با شرکت هم، قابلیت ابطال معامله را حاکم بدانیم نه بطلان معامله را، اصل صحت معاملات هم همین را ایجاب میکند. در این رابطه با اینکه چرا قانونگذار مقرر ننموده که بازرسان میتوانند با اجازه هیات مدیره در معاملاتی که با شرکت یا بحساب شرکت انجام میشود ذینفع و یا سهیم شوند جواب واضح و روشن است بدلیل جلوگیری از تبانی و زدو بند بازرسان با مدیران این امر پیشبینی نشده است در جائی که اعضاء هیات مدیره و مدیر عامل با اجازه هیات مدیره معامله میکنند بازرس بعنوان مرجع مستقل میتواند در رابطه با اینکه معامله به ضرر شرکت است اعلام نظر نماید اما در جایی که بازرس با اجازه هیات مدیره و در نتیجه تبانی با آن معامله میکند چه مرجعی وجود دارد که در مورد معامله اظهار نظر نماید و موضوع معامله را به مجمع عمومی عادی اطلاع دهد ایراد دیگری که بر قانونگذار در وضع مقررات مربوط به انجام معاملات بازرس با شرکت، میتوان گرفت آن است که همانند معاملات مدیران ، بستگان یازرسان از انجام معاملاتی که با شرکت یا بحساب شرکت انجام میشود منع نشدهاند که این برای شرکت خطرناک و منجر به تضییع حقوق سهامداران خصوصا سهامداران اقلیت میگردد که کنترل واقعی بر بازرس ندارند. این ایراد توسط نویسندگان لایحه تجارت ۹۱ مد نظر قرار گرفته است در ماده ۲۶۷ لایحه تجارت ۹۰ آمده بازرس یا بازرسان و همسر و فرزندان و اقرباء سببی و نسبی آنان تا درجه سوم از طبقات سه گانه نمیتوانند بطور مستقیم یا غیر مستقیم، در معاملاتی که با شرکت یا بحساب شرکت انجام میگیرد طرف معامله و یا سهیم شوندولی متاسفانه لایحه تجارت ۹۱ برای اقرباء اعضاء هیات مدیره و مدیر عامل ممنوعیتی پیشبینی نکرده است. مبحث سوم: حقوقی که در نتیجه انجام وظایف قانونی بازرسان بدست میاید قانونگذار در جهت دفاع از حقوق سهامداران اقلیت، در برابر حقوق نامحدود سهامداران اکثریت، به موجب اختیارات حاصله از مجامع عمومی و کنترلی که بر فعالیتهای مدیران دارند مقررات خاصی را در رابطه با وظایف بازرسان پیشبینی کرده است هر چند ممکن است بازرس سهامدار نباشد و نتواند به عنوان دارنده حق رای مستقلا در تصمیمات مجامع عمومی و یا هیات مدیره اثر گذار باشد و یا در امر اداره شرکت مداخله نماید اما اختیارات خاصی در جهت کنترل و نظارت و برای اسناد و مدارک شرکت دارد که قانونگذار امکان محدودکردن آن اختیارات را به هیچ مرجعی نداده است. قانونگذار نه تنها اختیار محدود کردن وظایف بازرسان را به هیچ مرجعی نداده است بلکه خود قانون هم هیچگونه محدودیتی را در چارچوب اعمال وظایف بازرسان وضع نکرده است. در حالیکه قانونگذار در موارد متعددی اختیارات مجامع عمومی و هیات مدیره را با محدودیت مراجعه ساخته است . تعیین وظایف خاص برای بازرسان و عدم اجازه ایجاد محدودیت در فعالیتهای بازرسان به لحاظ اینکه سهامداران اقلیت غالبا در انتخاب بازرس تاثیرگذار نیستند در جهت حقوق سهامداران اقلیت اهمیت فراوانی دارد. در حقوق انگلیس نیز بازرسان از اختیارات مشابهی در زمینه مراجعه به اسناد و دفاتر و مدارک شرکت برخوردار میباشند بطوریکه هیات مدیره و مجمع عمومی صاحبان سهام حق محدود کردن این اختیارات را ندارند. بنابراین عملکرد بازرسان در چارچوب وظایفی است که قانونگذار برای آنها معین و و مشخص کرده است و از آنجایی که مالکین اکثریت سهام که خود یا افراد تحت کنترل آنها اعضاء هیات مدیره میباشند ممکن است با وضع محدودیت هایی وظایف بازرسان را محدود کنند و به این ترتیب به حقوق سهامداران اقلیت لطمه وارد شود، قانونگذار خود به تعیین این وظایف پرداخته و آن را از اختیارات هیات مدیره و دیگر سهامداران خارج ساخته است.[۹۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ولی در فرض مخالف اگر بیمه گذار موضوع بیمه را بیش از واقعیت جلوه داد و مثلاً مال ۵۰ میلیونی را ۱۰۰ میلیون اعلام کرد ماده ۱۱ قانون بیمه تکلیف را اینگونه روشن کرده که «عقد بیمه باطل و حق بیمه مسترد نمی گردد» یعنی هرچند عقد باطل است ولی آثار بطلان در قانون مدنی بر آن بار نمی شود و سخت تر خواهد بود و برای تنبیه بیمه گذار خاطی از پس دادن حق بیمه اضافی محرومش کرده است. حال سوال این است اگر بصورت غیر عمدی قیمت را بالا گفت چه می شود؟ در این شرایط به نظر می رسد چون قانون ساکت است باید به اصول مراجعه کرد و لذا در این مورد شرکت بیمه اتکایی به همان نسبت واقعی خسارت را می پردازد و بیمه گر واگذارنده نیز به همان نسبت واقعی به بیمه گذار خسارت می دهد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
باید توجه کرد که عقد بیمه اتکایی و همه شقوق بیمه در اساس حد اعلای حسن نیت بنیان نهاده شده اند لذا بیمه گذار متقلب باید تنبیه شود چنانچه ماده ۱۲ قانون بیمه می گوید «هرگاه بیمه گذار عمداً از اظهار مطالبی خودداری کند یا عمداً اظهارات خلاف واقع بنماید و مطالب اظهار نشده و یا اظهارات خلاف واقع به نحوی باشد که موضوع خطر را تغییر دهد یا از اهمیت آن در نظر بیمه گر بکاهد، عقد بیمه باطل خواهد بود. حتی اگر مراتب مذکور تأثیری در وقوع حادثه نداشته باشد، در این صورت نه فقط وجوهی که بیمه گذار پرداخته است قابل استرداد نیست بلکه بیمه گر حق دارد اقساط بیمه را که تا کنون پرداخت نشده نیز مطالبه کند»، از ماده ۱۲ می توان اینگونه برداشت کرد که شرط بطلان عقد بیمه اتکایی، نخست این است که ثابت شود بیمه گر واگذارنده عمداً از اظهار مطلبی خودداری کرده است مثلاً به دروغ اعلام کرده باشد ساختمان موضوع بیمه در همه اتاق هایش کپسول آتش نشانی دارد ولی خلاف آن ثابت شود. یا کشتی موضوع بیمه ۵ سال است ساخته شده در صورتی که ۶۰ ساله است. دوم اینکه این اظهار خلاف واقع یا کتمان حقیقت موضوع خطر را عوض کند مثلاً ساحتمانی که یک پمپ گاز در مجاورت آن است را بیمه آتش سوزی کند و بعد معلوم گردد که آتش سوزی در اثر انفجار پمپ صورت گرفته است.[۸۲] اگر موارد فوق حادث شود عقد باطل است هر چند که واقعیات کتمان شده تأثیری در حادثه نداشته باشد مثلاً سیم های لخت فشار قوی از یک انبار چوب بگذرد ولی این کتمان شده باشد، در این صورت حتی اگر علت حادثه چیز دیگری باشد عقد بیمه اتکایی در این بخش نیز باطل است ولی در صورتی که اظهار خلاف واقع یا عدم اظهار واقعیات عمدی نباشد، ماده ۱۳ قانون بیمه می گوید که «عقد بیمه باطل نیست پس اگر قبل از حادثه متوجه حقیقت شوند بیمه گر اتکایی حق دارد یا حق بیمه را اضافه کند و عقد را ابقاء کند و یا عقد را فسخ کند. اگر فسخ را اختیار کرد باید اظهار نامه و یا نامه ای دو قبضه سفارشی برای بیمه گذار (بیمه گر واگذارنده) می فرستد. اثر فسخ ۱۰ روز بعد از اطلاع بیمه گذار شروع می شود و اگر بیمه گذار ( بیمه گر واگذارنده ) حق بیمه را از پیش پرداخته باشد، بیمه گر اتکایی باید مابقی حق بیمه را برگرداند ولی اگر بعد از وقوع حادثه متوجه واقعیت شدند باید به همان نسبت که حق بیمه پرداخت کرده است خسارتش جبران شود. حال موضوعی که جای بحث دارد اینکه این نرخ جدید را چه کسی تعیین می کند؟ در پاسخ باید گفت ضابطه ی خاصی وجود ندارد ولی عملاً طرفین کارشناس تعیین می کنند که با توجه به کشف قضیه نرخ را معلوم کند ولی اگر نشد و حاضر نشدند مسلماً کار به دادگاه و در صورت توافق قبلی به داوری کشیده خواهد شد. یکی دیگر از موارد بطلان قرارداد بیمه اتکایی (و دیگر شاخه های بیمه) را ماده ی ۱۸ قانون بیمه آورده است و چنین مقرر داشته است «هرگاه معلوم شود خطری که برای آن بیمه به عمل آمده است، قبل از عقد قرارداد واقع شده بود قرارداد بیمه باطل و بی اثر است. در این صورت ۱۰ درصد مبلغ مذبور را به عنوان مخارج کسر و مابقی را به بیمه گذار (بیمه گر واگذارنده) برمی گرداند». مثل موردی که خانه آتش می گیرد و بعد بیمه گذار برای بیمه کردن واخذ خسارت به بیمه گر مراجعه می کند. ولی سوالی که به نظر می رسد اینکه چرا در سایر موارد تقلب حق بیمه کلا مصادره می شود ولی در این مورد فقط ۱۰ درصد کسر می گردد در حالی که تقلب در این مورد کمتر از افزون بیمه شدگی نیست بلکه بیشتر هم می باشد. حال اگر در بیمه نامه موضوعات مختلفی بیمه شده ولی نسبت به یکی از آن ها تقلب صورت گرفته باشد، بطلان به همه ی آن ها سرایت می کند و تمام قرارداد باطل خواهد شد و همه موضوعات در حکم یک قرارداد است. این مطلب به صراحت در ماده ۳۴ قانون بیمه آمده است. پس اگر در یک بیمه نامه ماشین و کارخانه و خانه اش را بیمه کند و یکی از آن ها باطل شد، بیمه نامه در مورد سایر قراردادها نیز باطل است.[۸۳] البته باید توجه داشت که در مورد عقد بیمه اتکایی وقتی بیمه گر واگذارنده یک رشته موضوع بیمه ای را نزد بیمه گر اتکایی بیمه می کند، با بطلان یکی از بیمه نامه ها همه آن رشته باطل نمی شود زیرا هر یک از بیمه نامه ها یک بیمه گذار جداگانه دارد و یک سیر بیمه ای جدا طی کرده است و منظور قانون گذار در ماده ی ۳۴ قانون بیمه این است که بیمه گذار در یک عقد بیمه تقلب کند، نه در یک رشته بیمه ای (که در بیمه ی اتکایی مطرح است). البته بطور کلی در ارتباط با انحلال این عقد باید در نظر داشت قراردادهای بیمه اتکایی معمولاً در گذشته برای زمان نامحدودی منعقد می شدند و راه خاتمه دادن به رابطه قراردادی، استفاده از حق فسخ موجود در قرارداد با اطلاع طرف دیگر بوده است. امروزه اغلب قراردادهای اتکایی استاندارد به مدت یک سال منعقد می شوند و در پایان سال قراردادی، طرفین با یکدیگر مذاکره می کنند تا نسبت به رابطه قراردادی و یا قطع آن به توافق برسند. گرچه مدت یک ساله برای قراردادهای اتکایی وجود دارد ولی برخی از این قراردادها هم چنان به صورت نامحدود بسته می شوند و راه خاتمه دادن به آن استفاده از حق فسخ است که می توان با اخطار قبلی یا بدون اخطار قبلی در صورت ذکر در قرارداد صورت پذیرد.[۸۴] فسخ قرارداد باعث می شود که رابطه بین طرفین قرارداد از زمان فسخ از بین رفته و طرفین نسبت به یکدیگر تعهدی نداشته باشند. نکته حائز اهمیت در تحلیل حقوقی بیمه اتکایی، وضعیت بیمه اتکایی در صورت اعسار و ورشکستگی واگذارنده است . با توجه به پیش گفته ها، رابطه بین بیمه گذار اصلی و بیمه گر واگذارنده با بیمه گر اتکایی از یکدیگر منفک است. در صورت ورشکستگی بیمه گر واگذارنده دو صورت حقوقی ایجاد می شود: الف- باتوجه به اینکه بیمه گر اتکایی فقط در سرنوشت بیمه ای واگذارنده سهیم است، اگر بستانکاران یک شرکت بیمه خسارت دیده (بیمه گذار اصلی) برای حمایت و تقویت مالی آن شرکت تصمیم بگیرند و از دریافت خسارت خود خودداری نمایند، بیمه گران اتکایی باید سهم خود را از همان خسارت بپردازند. عمل بستانکاران شرکت، برای تقویت بنیه مالی و بازرگانی این شرکت صورت می گیرد . ب- به دلیل عدم وجود رابطه حقوقی میان بیمه گذار اصلی و بیمه گر اتکایی در صورت اعسار و ورشکستگی واگذارنده، بیمه گذار اصلی نمی تواند علیه بیمه گر اتکایی اقامه دعوی کند، بلکه این واگذارنده است که می تواند برای خساراتی که تا آن مدت شامل قرارداد فی مابین شده نسبت به خسارات سر رسید شده اقامه دعوی نماید. درصورتی بیمه گذار اصلی می تواند علیه بیمه گر اتکایی طرح دعوی نماید که شرط تصفیه در قرارداد فی مابین بیمه گذارنده و بیمه گر اتکایی شده باشد.
فصل سوم
آثار حقوقی عقد بیمه اتکایی انواع بیمه اتکایی روش های(قالب های) اجرای بیمه اتکایی
مبحث نخست- آثار حقوقی عقد بیمه اتکائی
آنچه در این فصل مورد بحث اصلی قرار می گیرد مربوط به عقد بیمه اتکائی اجباری است زیرا در این نوع عقد بیمه اتکائی است که هر یک از طرفین قرارداد یعنی واگذارنده و بیمه گر اتکائی در مورد کلیه بیمه ها نسبت به هم تعهداتی دارند که باید انجام دهند. عقد بیمه اتکائی اختیاری همانطور که از اسم آن مستفاد می شود جنبه اختیاری دارد به این معنی که برای هر مورد بیمه ای جداگانه در صورت توافق واگذارنده و بیمه گر اتکائی قراردادی منعقد می شود که حاوی تعهدات مربوط به آن است بدون اینکه این تعهدات نسبت به سایر بیمه ها تسری پیدا کرده و تکلیفی برای طرفین بوجود آورد. لیکن در عقد بیمه اتکائی اجباری، تعهدات هر یک از دو طرف قرارداد باید کاملاً مشخص و معین باشد و به این ترتیب که واگذارنده بداند تعهد به واگذاری کدام ریسک را داشته و حدود آن به چه صورت است همچنین بیمه گر اتکائی باید از حدود تعهدات خود کاملاً آگاه باشد. مثلاً کمپانی بیمه «الف» طبق قراردادی که با بیمه گر اتکائی منعقد می کند متعهد می شود سهم معینی از کلیه بیمه های قسمت بیمه آتش سوزی خود را به کمپانی «ب» واگذار کند و کمپانی «ب» نیز تعهد می کند آنچه از طرف واگذارنده صادر می کند سهم بیمه گر اتکائی قائل به تفکیک نشده ریسکی را بی جهت از قلم نیاندازد یا برعکس ریسک دیگری را که مشمول قرارداد واقع نمی شود به حساب بیمه گر اتکائی منظور کند. تعهدات بیمه گر اتکائی نسبت به واگذارنده از تاریخی که صریحاً در قراراداد قید می گردد شروع می شود. به عبارت دیگر بیمه گر اتکائی از آن تاریخ ملزم به شرکت در پرداخت خسارت می گردد و بدیهی است از همان تاریخ واگذارنده حق بیمه اتکائی را به حساب او منظور می کند و علی الاصول بیمه گر اتکائی نسبت به بیمه هایی که قبل از شروع تعهدات او صادر گردیده اند دخالتی ندارد. با این ترتیب ملاحظه می شود قبل از اینکه واگذارنده نسبت به بیمه گذاران خود تعهداتی پیدا کند یعنی قبل از اینکه قرارداد بیمه ای منعقد شود بیمه گر اتکائی نیز نسبت به واگذارنده تعهدی ندارد. به عبارت دیگر تعهدات بیمه گر اتکائی نسبت به واگذارنده به هیچ وجه قبل از تعهدات واگذارنده نسبت به بیمه گذاران نیست برعکس ممکن است تعهدات بیمه گر اتکائی نسبت به واگذارنده اندکی بعد از تعهدات واگذارنده نسبت به بیمه گذاران او شروع شود، یعنی بین تعهدات واگذارنده نسبت به بیمه گذار و تعهدات بیمه گر اتکائی نسبت به واگذاردنده فاصله ای ایجاد شود. البته شرط این است که این مطلب در قرارداد ذکر شده باشد. ولی با توجه به اینکه این گونه شروط واگذارنده را در وضع متزلزلی قرار می دهد، زیرا احتمال بروز خسارت در فاصله مذکور می رود، خیلی کم اتفاق می افتد که طرفین با درج آن در قرارداد موافقت کنند. با توجه به این مطلب امروزه این اصل مورد قبول قرار گرفته که تعهدات بیمه گر اتکائی نسبت به واگذارنده همزمان نسبت به بیمه گذار شروع شود و اگرچه این موضوع مورد قبول طرفین قرارداد اتکائی می باشد با این حال به منظور جلوگیری از هرگونه ابهام و اشکالات بعدی در کلیه قراردادها به ذکر آن نیز مبادرت می شود.[۸۵] مبحث دوم- انواع بیمه ی اتکایی باید بگوییم که بیمه اتکایی در یک تقسیم بندی کلی دو دسته اجباری و اختیاری است که البته بیمه اتکایی اجباری شامل اتکایی قانونی و اتکایی قراردادی می شود، به همین منظور برای درک بهتر موضوع ما نیز در سه تقسیم بندی به شرح ذیل بررسی می کنیم و طی آن تعهدات طرفین و معایب و مزایای هر کدام را بیان می داریم: ۱: اتکایی اختیاری ۲: اتکایی قانونی ( اجباری ) ۳: اتکایی قراردادی ( الزامی ) گفتارنخست – بیمه اتکایی اختیاری در این نوع قرارداد خطر مشخص و یا بیمه مورد به مورد مطرح است. به این معنی که بیمه گر واگذارنده ریسک معینی به بیمه گر اتکایی پیشنهاد می کند و او نیز حق قبول یا رد آن را دارد.
بند نخست- تعهدات بیمه گر اتکائی واگذارنده در عقد بیمه اتکائی اختیاری
این نوع عقد بیمه اتکائی، قدیمی ترین شکل قرارداد اتکائی می باشد که بیشتر در ریسکهای دریایی و خطراتی که سرمایه بیمه شده آنها قابل ملاحظه می باشد متداول است به خصوص مواقعی که: ۱ـ ظرفیت قراردادهای اتوماتیک پر شده باشد. ۲ـ ریسک از قراردادهای اتکائی اجباری استثنا شده باشد. ۳ـ بیمه گر اتکائی ترجیح می دهد ریسکهای سنگین و بزرگ را جزء قراردادهای اتکائی موجود به حساب نیاورد. ۴ـ بیمه گر در بعضی از رشته ها که تعداد بیمه نامه ها اندک می باشد ترجیحاً قرارداد اتوماتیک منعقد نمی کند. ۵ـ بیمه گر واگذارنده باید اطلاعات کافی از ریسک پیشنهادی خود به بیمه گر اتکائی ارائه نماید تا بیمه گر با آگاهی کامل از کم وکیف ریسک اختیاری بتواند در موقعیتی قرار بگیرد که تصمیم خود را دال بر قبول یا رد آن پیشنهاد، هرچه سریعتر اعلام نماید.[۸۶] منظور از عقد بیمه اتکائی اختیاری این است که عمل اتکائی نسبت به بعضی از بیمه های مشخص و معینی که مورد نظر واگذارنده می باشند صورت بگیرد. در چنین حالتی برای اتکائی کردن هر یک از بیمه ها تمام مشخصات آن در نظر گرفته شده و قراردادی در مورد آن بین واگذارنده و بیمه گر اتکائی منعقد می شود. به عبارت دیگر می توان گفت در بیمه اتکایی اختیاری هیچ یک از طرفین قرارداد (واگذارنده و بیمه گر اتکائی) ملزم نمی شود که هرگاه ریسک معینی را اتکائی کردند ریکسهای مشابه آنرا نیز در آینده خود به خود و بدون موافقت جدید طبق قرارداد قبلی بپذیرند. در بیمه اتکائی اختیاری برای هر یک از عملیات بیمه ای باید بین طرفین توافق جداگانه ای صورت گرفته و عقدی بسته شود مثلاً اگر بیمه گر «الف» سی درصد از سرمایه کارخانه ای را که بیمه کرده، نزد کمپانی «ب» به اتکائی واگذار کند ملزم نیست همیشه سی درصد از ریسکهای مشابه آنرا به او واگذار کند و همچنین اگر اقدام به چنین امر نمود بیمه گر اتکائی «ب» هیچ گونه الزامی برای پذیرفت آنها ندارد. بنابراین ملاحظه می شود که در عقد بیمه اتکائی اختیاری جنبه اختیاری کاملاً در نظر گرفته می شود.[۸۷] واگذارنده می تواند و حق این را دارد که در قراردادهای خود با بیمه گران اتکائی توافقی مبنی بر واگذاری ریسک یا ریسکهای خاص خارج از قراردادهای فی مابین را به عمل آورد. بیمه گر واگذارنده ممکن است پیشنهاداتی را که در خارج از محدوده قرارداد فی مابین باشد به بیمه گر اتکائی پیشنهاد نماید چنین پیشنهادات باید قبل از الحاق ریسک مورد نظر به قرارداد به بیمه گر اتکائی تسلیم شود. اگرچه واگذاری های اختیاری از نقطه نظر شرایط و دلایل اقتصادی و اداری جزء لاینفک قراردادهای موجود به شمار می آیند ولی با اینحال قرارداد جداگانه ای در مجموعه قراردادهای موجود شرکت واگذارنده محسوب می شوند و به همین دلیل است که هرگونه تغییر در شرایط بیمه نامه باید اول به اطلاع بیمه گر اتکائی رسیده و مورد موافقت او قرار گیرد.[۸۸] شرکت واگذار کننده برای هر یک از قراردادهای بیمه ای خود که قصد واگذاری آنها را دارد با شرکت بیمه اتکائی وارد مذاکره می شود. در عقد بیمه اتکایی اختیاری هیچ تدبیر از پیش تعیین شده ای وجود ندارد و شرایط قرارداد متناسب با مورد تعیین می شود. بیمه های اتکائی اختیاری به علت ماهیتشان معمولاً بیمه گر اتکائی را با درجاتی از انتخاب نامساعد درگیر می کنند و برای شرکت بیمه اصلی نیز هزینه زیادی در بردارند.[۸۹] برعکس ممکن است از دید بیمه گر اتکائی قراردادهای اختیاری دارای مزایایی باشد. بند دوم- مزایای عقد بیمه اتکایی اختیاری ۱ـ وی کلیه پیشنهادات را به خوبی بررسی کرده و آنهائی را که با سیاست کلی و تخصص خود سازگاری دارد انتخاب و درصد مطلوبی از آن را پذیرفته و بقیه را می تواند رد نماید. ۲ـ امکان انتقال تجربیات خود از ریسکهای مشابه به بیمه گرواگذارنده و درخواست از آن شرکت جهت بهبود شرایط موجود ریسک به منظور کاهش احتمال وقوع خسارت. ۳ـ امکان دریافت حق بیمه مناسب با ریسک بیمه شده از طریق درخواست از شرکت واگذارنده که نرخ را بالا ببرد و یا اینکه کارمزد اتکائی را کاهش دهد. ۴ـ دارا بودن موقعیت مناسب جهت محاسبه میزان دقیق تعهد از هر ریسک و جلوگیری از تجمع خطر. ۵ـ اطلاع یافتن از نحوه انتخاب و صدور بیمه نامه توسط شرکت واگذارنده از نقطه نظر شرکت واگذارنده این امکان برایش به وجود می آید که ظرفیت صدور خود را بالا برده بدون اینکه در قراردادهای اتوماتیکی که قبلاً منعقد نموده تغییر دهد. و اغلب اوقات بازاری برای واگذاری ریسکهای خود پید ا می کند که قبلاً تصور می رفت چنین ریسکهایی مطلوب بازار اتکائی نیست. در مقابل مزایا، عقد بیمه اتکائی اختیاری دارای معایبی است که بیمه گر واگذارنده را مجبور می نماید حتی الامکان سعی نماید واگذاری خود را در این زمینه به حداقل ممکن کاهش دهد. بند سوم- معایب بیمه اتکایی اختیاری ۱ـ تأخیر در صدور بیمه نامه (دلیل پیدا کردن بازار اتکائی) که باعث ایجاد مشکل برای بیمه گر و بیمه گذار می گردد. ۲ـ دارا بودن هزینه های اداری زیاد. ۳ـ از اختیارات و آزادی عمل بیمه گر واگذارنده بطور محسوسی کاسته می شود زیرا او به تنهایی نمی تواند در مورد حق بیمه و شرایط بیمه نامه یا بیمه گذار توافق نماید و حتی در صورت بروز خسارت نیز گاهی اوقات دچار مشکل می شود (از شروطی که بیمه گر اتکائی در قرارداد می گنجانید که میزان و نحوه پرداخت خسارت باید با مشارکت و موافقت او باشد.) ۴ـ هرگونه تغییری در بیمه نامه باید با اطلاع و موافقت بیمه اتکائی باشد. ۵ـ اگر عملیات اتکائی اختیاری در بازار رقابتی ناقص صورت پذیرد دچار مشکل رقابت ناسالم می گردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
« و از فرایض ایمان یکی حج است بر بنده اندر مال صحت عقل و بلوغ و اسلام و حصول استطاعت، و آن حرم بود به میقات و وقوف اندر عرفات و طواف زیارت به اجماع و به اختلاف سعی میان صفا و مروه و بی حرم اندر نشاید شد و حرم را بدان حرم خوانند که اندر او مقام ابراهیم است و محل امن، پس ابراهیم (ع) را دو مقام بوده است: یکی مقام تن، و دیگر از آن دل، مقام تن مکه، و مقام دل خلت، هر که قصد مقام تن وی کند، از همه شهوات و لذات اعراض باید کرد تا محرم بود، و کفن اندر پوشیده و دست از صید حلال بداشت، و جمله حواس را اندر بند کرد، به عرفات حاضر شد.» (هجویری، ۱۳۸۷ : ۴۷۹) غزالی در کیمیای سعادت ذیل حج آورده است : « بدان که صفت اعمال حج، از اول تا آخر به ترتیب بباید دانست فرایض و سنن و آداب به هم آمیخته، چنانکه سنت است؛ که هر که عبادت نه به عادت کند، سنت و آداب و فریضه همه نزدیک وی برابر بود که به مقام محبت که رسد، به نوافل و سنن رسد. چنانکه رسول (ص) گفت که – حق تعالی – میگوید : بندگان من به هیچ تقرب نکنند بزرگتر از گزاردن فریضههای من و آنکه بنده بود نیاساید هیچ از تقرب کردن به نوافل و سنن، تابدان درجه رسد که سمع و بصر و دست و زبان وی من باشم، به من شنود و به من بیند، و به من گیرد، و به من گوید.» (غزالی، ۱۳۸۷ : ۲۲۴) از آنجا که در هر کدام از اعمال و کارهای حج رمز و رازی نهفته است، لذا تلنگری است به انسان تا به یاد آخرت باشد، به عنوان مثال در روز عرفه، و ایستادن به محضر پروردگار و دعا کردن طواف کنندگان و جمع شدن آنها در یک مکان مقدس درست شبیه جهان آخرت میماند، زیرا در آن روز برای حساب رسی به اعمالشان، صدا و ناله و ضجه سر داده و میگویند کاش کفه ترازوی خوبیهایمان سنگینتر باشد. لهذا حجاج در عرفات، به نهایت شناخت و معرفت میرسند و تمامی خودخواهیها، و خواستههای نفسانی را از خود دور کرده تا به شناخت و معرفت پروردگار نائل شوند. غزالی در کیمیای سعادت آورد است که : « اما انداختن سنگ : مقصود اظهار بندگی است، بر سبیل تعبد محض و نیز تشبه به ابراهیم خلیل (ع) که آن جایگاه ابلیس پیش وی آمده است تا وی را در شبهتی افکند، سنگ در وی انداخته است، پس اگر در خاطر تو آید که « شیطان وی را پیدا آمد و مرا نیامد بیهوده سنگ چرا اندازم؟ بدان که این خاطر تو را از شیطان پیدا آمده است، سنگ بینداز تا پشت وی را بشکنی، که پشت وی بدان شکسته شود که تو بنده فرمانبردار باشی و هرچه تو را گویند چنان کنی و تصرف خویش در باقی کنی و به حقیقت بدان که بدین انداختن سنگ شیطان را مقهور میکنی.» (غزالی، ۱۳۸۷ : ۲۴۱-۲۴۰)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نگارنده بر این عقیده است که : حجاج بعد از مناسک حج با غلبه بر هوای نفس به درک حقایق بلندی از دین میرسند، وادی توحید، برای آنها مشحون از اسرار بیپایان معرفتی است، زیرا حجاج به مدد تهذیب، و تزکیه نفس و نیل به مدارج اعلای شهود باطنی، به درک حقایق و اسرار عمیقی در باب معرفت خدا میرسند. آیات قرآنی مورد استناد هجویری درباره حج به شرحی است که در اینجا آورده میشود. « فیهِ آیَاتٌ بَیناتٌ مَقامُ ابراهیم وَ مَن دَخلَهُ کانَ آمِناً وللهِ عَلی النّاسِ حَجُ البیتِ مَنِ اسْتَطاعَ إلَیهِ سبیلاً وَ مَن کَفَرَ فأنَّ اللهَ غَنیٌ عَنِ العالمینَ، در آن نشانههای روشن است از جمله مقام ابراهیم است و هر که در آن در آید در امان است و برای خدا، حج آن خانه بر عهده مردم است؛ البته برای کسی که بتواند به سوی آن راه یابد و هرکه کفر ورزد، یقیناً خداوند از جهانیان بینیاز است. » (قرآن کریم، ترجمه بحرانی، آل عمران/۹۷) طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیه آورده است : « کلمه آیات هرچند به صفت بینات متصف شده و این اتصاف تخصصی در موصوف «آیات» را میرساند الا ا ینکه این مقدار تخصص و تعیین ابهام را برطرف نمیسازد و چون مقام، مقام بیان مزایای بیت است و میخواهد مفاخری از بیت بشمارد که به خاطر آیه شرافت بیشتری از سایر بناها دارد مناسب آن است که بیانی بیاورد که هیچ ابهامی باقی نگذارد، پس آیات عبارت است از اینکه: اولاً مقام ابراهیم است، ثانیاً هر کس داخل شود امنیت دارد، ثالثاً، حج و زیارتش بر مردم مستطیع و واجب است.» (طباطبایی، ۱۳۸۷ : ۵۴۵) رضایی اصفهانی در تفسیر قرآن مهر آورده است : آموزههای آیه : ۱- به آثار باستانی که نشانههای الهی و یادگار پیامبران الهی است اهمیت دهید ۲- حرمت مکه را پاس دارید و امنیت آن جا را حفظ کنید. ۳- سود حج به شما میرسد نه خدای توانگر بی نیاز.» (رضایی اصفهانی، ۱۳۸۹ : ۱۵۰) کلمات ابتدایی آیه عالیترین، و والاترین نشانههای ارجمندی کعبه را به تصویر کشیده است، چون کعبه عامل و اساس اصلی هدایت مردم جهان میباشد، و سرشار از خیر و برکت بوده واژه حج که در این آیه به کار رفته است به معنای زیارت خانه خدا و انجام دادن امور مربوط به آن است. إذْقَالَ لَهَ رَبُّه أَسْلِمْ قَالَ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لَرَّبَّ الْعَالَمینَ، هنگامی که پروردگارش به او فرمود : تسلیم شو! گفت به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.» (قرآن کریم، ترجمه بحرانی، البقره/۱۳۱) طبرسی در مجمعالبیان ذیل آیه آورده است : « ابن عباس میگوید فرمان تسلیم پس از بیرون آمدن ابراهیم از غار بر او صادر شد. ۲- بعضی معتقدند فرمان تسلیم این است که در راه اسلام، پایداری پیشه ساز ۳- برخی نیز بر این اعتقاد کردند که معنای پیام این است که دین خود را با توحید گرایی و یکتا پرستی خالص گردان و این فرمان در آغاز رسالت ابراهیم (ع) تحقق یافت ». (طبرسی، ۱۳۷۹: ۴۸۵) نکته قابل فهم از آیه فوق این است : آن زمان که حضرت ابراهیم به مقام تسلیم رسید، و الطاف الهی شامل حال وی شد، او برگزیده، و نمونه بود از همان ابتدا میدانست، خمیر مایه، و اساس دین تسلیم شدن در برابر امر پروردگار میباشد، و تا زمانی که از این دنیا رخت بربندد مطیع خدای خود است، زیرا مقامات و الطاف الهی به کسی واگذار میشود که تسلیم امر خدا و پیامبرش بوده و ابراهیم (ع) الگوی نمونه افراد بشر در این زمینه بوده است. هجویری با اشاره به این که فرد طواف کننده در ایام حج تمامی وجودش حدیث دوست میگردد و جز او را نمیبیند به این آیه استناد کرده است. « انَّ الذینَ قالو رَبُّنا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّل عَلَیْهِم المَلائِکهُ ألاتَخَافُوا ولا تَحْزنواو أبْشِرُوا بالجَنَّهِ التی کُنتُم توعَدُونَ، در حقیقت کسانی که گفتند پروردگار ما خداست، پس ایستادگی کردند فرشتگان بر آنان فرود میآید و میگوید : هان ! بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتی که وعده یافته بودید شاد شوید.» (قرآن کریم، ترجمه بحرانی، فصلت/۳۰) رضایی اصفهانی در تفسیر قرآن مهر آورده است : آموزهها و پیامهای آیه براین اساس است که : « ایمان و استقامت شرط نزول فرشتگان و سعادت دنیا و آخرت انسان است. ۲- مؤمنان نستوه، ترس و اندوهی به دل راه ندهند. ۳- خدا به وسیله فرشتگانش از مؤمنان نستوه در دنیا و آخرت حمایت میکند. ۴- در بهشت همه نعمتها و لذتها فراهم است و در خواستهای اضافی نیز اجابت میشود و بهشت با همه نعمتهایش پذیرای نخستین شماست.» (رضایی اصفهانی، ۱۳۸۹ : ۳۵۷) آری انسانهای خوب، و مؤمنان راستین کسانی هستند که به خدا ایمان دارند و مزد عمل آنها وارد شدن در بهشت است که از طرف خداوند به آنها عطا میشود و کسانی هستند که هنگام هجوم آوردن سختیها و مصائب هیچگاه اراده آنها سست نشده و شکیبایی ورزیده و از برگزیدگان الهی در دنیا هستند. «قُل لِّلمُؤمِنینَ یغُضُّومِن أَبصارِهِم و یحفَظُوا فُروجَهُم ذَالِکَ أزکَی لَهُم إنَّ الله خبیرٌ بِمَا یصْنَعُون، به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنان پاکیزه تر است؛ زیرا خدا به آنچه میکنند آگاه است» (قرآن کریم، ترجمه بحرانی، نور/۳۰) هجویری با اشاره به این که هر که به مجاهده، چشم سر را از شهوات بخواباند، لامحاله حق را با چشم سر بیند، به این آیه استناد کرده است زیرا مشاهده و دیدار حق در ایام حج صورت میگیرد. « پس زنان را که بایستی شخصیت خود را حفظ کنند و هم طراز مردان در عفت و پاکدامنی قرار گیرند مخاطب ساخته و میگوید : به زنان بگو آنها نیز دیده از غیر محرم خویش بپوشند و خود را از حرام نگه دارند، روپوشها بر گریبان و گردن و موی خویش قرار دهند و زینت برای غیر ننمایند تا رستگار شوند. تهمت زدن به زنان پاک را به سختی نکوهش کرده و تهمت زنندگان را متوجب عذابی بزرگ میداند به ویژه کسانی که خوش دارند فحشا را در جامعه گسترش و پراکنده سازند» (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۶۰۷) نکات قابل توجه در آیه فوق به این شرح میباشد : ممنوعیت چشم چرانی، و لزوم حجاب مردان و تأثیر آن در پاکی و رشد آنان و کم کردن، و کوتاه کردن نگاه در برابر نامحرمان، و همچنین به عفت و پاکی مؤمنان تأکید کرده، و تلاش در این است که با تکیه برآموزههای حج، جامعه را از اعمال منافی عفت پاک نگه دارد. خطاب به مردان و زنان فرموده است که : عفت داشته باشید زیرا پاک دامنی، یکی از مهمترین عواملی است که بنیاد یک خانواده سعادتمند بر اساس آن شکل گرفته، و جامعه را از آلودگیها پاک کرده تا موجبات رشد مردان و زنان فراهم شود. از آنجا که یکی از پیام های بدحجابی افزایش فحشا و عوامل منافی عفت است به همین دلیل حجاب به عنوان یکی از موانع این فسادهاست، حجاب و وقار سبب میشود زمینه های فساد و انحراف برچیده شود. مجلسی در لوامع صاحب قرآنی ذیل آیه حول شرح نزول آن آورده است که : « روایت کرده کلینی از امام محمد باقر (ع) که جوانی از انصار به زنی برخورد و نظر به آن داشت تا میآمد و چون گذشت نظر به آن داشت و از عقب او میرفت که ناگاه استخوانی یا شیشه در دیواری بود که روی او بر آن خورد و روی او را شکافت و او خبر از خود نداشت تا وقتی که آن زن ناپدید شد دید که جامه و سینه اش همه خونین شده و با خود گفت والله که من به خدمت حضرت سیدالمرسلین میروم و عرض حال خود را به آن حضرت میکنم تا مرا آنچه باید از حد یا تعزیز بکند پس چون به خدمت حضرت آمد حضرت فرمودند : که این زخمها از چه سبب در روی تو به هم رسید حال خود را عرض نمود پس جبرئیل این آیه را آورد که قُل للمُؤمنینَ» ( مجلسی، ۱۴۱۴: ۲۲) احادیث مورد استناد هجویری به شرح زیر بیان میشود که : پیامبر اکرم (ص) : الحاجُ و فدُ یُعْطِیهُمْ ماسَألُووَیَسْتَجیبُ لهم مادَعوا، حاج و فد خداوند باشد، آنچه خواهند به آنها بدهد و اجابت کند آنچه را که بخوانند و دعا کنند. توضیح آنکه حج، مشاهدتی است که در پرتو مجاهدت انسان حاصل میشود، و انسان در حالت مُحرِم شدن به میقات از تمامی صفات و خصوصیات انسانی جدا میشود و قلبش تنزیه مییابد، و جمال حق را مشاهده میکند. همگی نشان دهنده این بوده که انسان به ولایت خداوند و اولیائش ایمان دارد «حضرت صادق (ع) فرمود : چون خواستی که حج به جای آوری قلب خود را پیش از شروع کردن در عمل متوجه پروردگار خود نموده و آن را از هرگونه مشغول کننده و مانع و حاجب برکنار کن و جریان امور خود را به خداوند متعال واگذار و در جمیع حرکات و سکنات خود و در تمام کارها خدای مهربان را وکیل خود قرار بده و در مقابل فرمان و حکم و تقدیر او مطیع و تسلیم باش و زندگی مادی و خوشی و راحتی دنیوی و توجه مردم را ترک کرده و آماده عیش معنوی و برنامه روحانی باش»(منسوب به جعفر بن محمد امام هشتم، ۱۳۶۰: ۸۶) ۳-۳۲- صحبت و آداب آن : « آداب صحبت بر سه قسمت است : یکی اندر توحید باحق- عزوجل- و آن چنان بود که اندر خلأ و ملأ، خود را از بی حرمتی نگاه دارد، در خلأ معاملت چنان کند که اندر مشاهده ملوک کنند و عالمیان را باید که حفظ آداب اندر مشاهدات معبود خود را از زلیخا آموزند که چون با یوسف خلوت کرد و از یوسف حاجت خواست، نخست روی بت خود به تیزی بپوشید، یوسف (ع) گفت از چه میکنی؟ گفت روی معبود بپوشیدم تا وی مرا بر بی حرمتی نبیند؛ که آن شرط ادب نباشد » (هجویری، ۱۳۸۷: ۴۹۳) « مرد آن دین دارد و آن طریق رود که دوست وی، نگاه کن که دوستی و صحبت با که میدارد، اگر صحبت با نیکان میدارد، وی اگرچه بد است- نیک است؛ از آنچه آن صحبت او را نیک گرداند و اگر صحبت با بدان دارد، وی اگرچه نیک است بد است؛ مردی گرد کعبه طواف میکرد، میگفت : یا رب تو برادران مرا نیک گردان، وی را گفتند: بدین مقام شریف رسیده ای چرا خود را دعا نمیکنی، برادران را دعا کنی؟ گفت : مرا برادرانی است، چون بدیشان بازگردم اگر ایشان را در صلاح یابم، من به صلاح ایشان صالح شوم و اگر به فسادشان یابم، من به فساد ایشان مفسد شوم، چون قاعده صلاح من صحبت مصلحان بود، من برادران خود را دعا کنم تا مقصود من و آنها برآید» (همان، ۴۹۷-۴۹۶) بنابراین هرکس دوستی خداوند بروی غالب شود ایمان او قوی تر میشود و آنها مصداق این شعر سعدی هستند که :
به سودای جانان زجان مشتغل به یاد حق از خلق بگریخته
به ذکر حبیب از جهان مشتغل چنان مست ساقی که میریخته (سعدی، ۱۳۸۴: ۱۰۱)
نگارنده بر این عقیده است که : به هر روی، هرگز نباید با این تصور که من تحت تأثیر بدی دیگران قرار نمیگیرم، با انسانهای بد معاشرت داشت، بسیاری از کسانی که به آنها گفته میشود چرا با دوستان بد معاشرت میکنید در پاسخ میگویند: ما هرگز تحت تأثیر اخلاق بد آنها قرار نخواهیم گرفت، آنها در واقع کسانی هستند که از تأثیر معاشرت دوستانه، در اخلاق، رفتار، نگرش انسان غافلند، و نمیدانند وقتی میان دو نفر رابطه دوستی برقرار میشود، حتماً سنخیتی میان آن دو نفر بوده وگرنه این دوستی صورت نمیگرفت، زیرا دوستان انسان بهترین محک برای شناخت شخصیت او هستند. به دلیل اهمیت دوست، لذا نقش انکارناپذیر دوستی، در زندگی انسان بر کسی پوشیده نیست. آیات مورد استناد هجویری درباره موضوع مورد بحث به شرح زیر بیان شده است. « یا اَیهَا اَلّذینَ آمَنُوا قُواَنفُسَکُم و أَهلِیکُم نَاراً وَ قُودُهَا النّاسُ وَ اَلحِجَارَهَُ عَلَیها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِدادُ لایعْصونَ اللهَ ما أَمَرَهُم وَ یفعَلونَ مَایُؤمِرونَ، ای کسانی که ایمان آورده اید! خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن مردم و سنگهاست حفظ کنید، بر آن آتش فرشتگان خشن و سخت گیر گمارده شده اند، از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمیکنند و آن چه را که مأمورند انجام میدهند»(قرآن کریم، ترجمه بحرانی، تحریم/۶) طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه آورده است که: « آیه شریفه مورد بحث بعد از آیات قبلی جنبه بعد از تخصیص را دارد، چون خدای تعالی نخست با بیانی خصوصی همسران رسول خدا (ص) را ادب میآموزد، و در آخر خطاب را متوجه عموم مؤمنین میکند که خود و اهل بیت خود را ادب کنید و از آتشی که آتش گیرانه اش خود دوزخیانند حفظ نمایید، و میفهماند که همین اعمال بد خود شماست و در آن جهان بر میگردد، و آتشی شده به جان خودتان میافتد آتشی که به هیچ وجه خلاص و مفری از آن نیست» (طباطبایی، ۱۳۸۷: ۵۶۲) هجویری با اشاره به این که زینت و زیب امور دنیایی به صحبت و آداب آن وابسته است و آداب صحبت با مردم حفظ مروت، و در دین حفظ سنت، و در محبت حفظ حرمت بوده و هر سه به یکدیگر وابسته هستند به این آیه استناد کرده است. « آیه شریفه تنها میخواهد بفرماید : ملائکه محض اطاعتند، و در آنها معصیت نیست، و به اطاعتش شامل دنیا و آخرت هر دو میشود، پس ملائکه نه در دنیا عصیان دارند و نه در آخرت» (طباطبایی، ۱۳۸۷، ۵۶۱) آیه فوق خطاب به افراد بشر با توجه به تعظیم حق و شعائر وی که از آداب صحبت است بیان شده، و لازم دانسته افراد در خلأ و ملأ خود را از بی حرمتی نگاه دارند، زیرا بی حرمتی سبب رعایت نشدن ادب صحبت میشود از این رو اگر خود و خانواده خودتان را از آتش دوزخ حفظ کنید، به سمت گناه نروید با عمل به فرامین و تعالیم الهی راه های وارد شدن به دوزخ را به روی خود سد کنید، و بدانید فرشتگانی که خداوند در دوزخ گماشته، بسیار سخت گیرند و لذا هر چه را که مأمور به اجرای آن باشند مو به مو اجرا کرده، در این صورت هیچ عملی از اعمال انسان از چشم خداوند مخفی نمیماند، و مهمتر اینکه تغذیه معنوی، و روحی در شکل گیری شخصیت افراد خانواده تأثیر مضاعف داشته و باعث میشود انسان اعمال و کارهای خود را مطابق میل و دستورهای الهی انجام داده و در پرتوایمان و کارهای نیک در مسیر مستقیم هدایت شوند. مفاهیم آیهی فوق درس عبرتی است برای انسانها تا در باطل فرو نروند و مشغول بازی دنیا نشوند، چرا که گرفتار عذاب رستاخیز میشوند. « انَّ اَلَّذینَ آمَنوا و عَمِلوا اَلصالِحاتِ سَیجعَلُ لَهُم اَلرَحمنُ وُ داً، کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند به زودی خدای رحمان برای آنان محبتی در دلها قرار میدهد»(قرآن کریم، ترجمه بحرانی، مریم /۹۶) مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیه آورده است که :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
***
جهودِ صِرف باید بود ناکام تو نه اینی و نه آن، این حرام است تو نه در کفر و نه در دین تمامی
که بهتر این جهود از مردمِ خام که در دین ناتمامی ناتمام است بگو آخر که تو در چه مقامی؟ الهینامه، ص ۱۸۴
«در اسرار التوحید ۱/۲۵۸ آمده است: شیخ ما بسیار گفتی: کن یهودیاً صرفاً و إلّا فلاَ تَغلب بِالتُّوریه.»[۶۷] عطّار روایات زیادی را دربارهی موسی نقل میکند که پایهی تحقیقی و سندیّت تاریخی و دینی ندارند: «و کتابی که از عالم اسرار است، موسی را داد و سلیمان با آن همه عظمت، متابع موسی بود.»(تذکرهالاولیاء: ص۵۵) استعلامی در توضیح مطلب مینویسد: «ظاهراً عطّار تورات را درست نمیشناخته، و نمیدانسته است که بیشتر آن روایات آفرینش و اسطورههای یهود است، و نه اسرار غیب.»(همان، ص۷۳۷) عطّار در چند جای تذکرهالاولیاء به نقل از عرفا (یعنی منابعی که بدون ذکر آنها، بهرهگیری کرده است)، از تورات نقل میکند؛ نشان از آن است که تورات را یا نخوانده یا اطلاع دقیق از محتوای آن ندارد. از جمله عبارتهای ذیل: (حسن بصری) «گفت: در تورات است که هر آدمی قناعت کرد، بی نیاز شد…»(تذکرهالاولیاء، ص۳۸) (مالک دینار) «گفت: در تورات خواندهام که حق تعالی میگوید: ای صدّیقان! تنعّم کنید در دنیا به ذکر من…»(ص۴۸) (در گفتگوی جهود و فضیل بن عیاض) «فضیل گفت: این چه حال است؟ جهود گفت: در تورات خوانده بودم که هر که توبهی او درست بُود، خاک در دست او زر شود. من امتحان کردم و زیر بالین من خاک بود. چون به دست تو زر شد، دانستم که توبهی تو صدق است، و دین تو حق.»(تذکرهالاولیاء، ص۷۷) «صفت ابوحنیفه در تورات بود و ابویوسف گفت: نوزده سال در خدمت وی بودم در این نوزده سال نماز بامداد به طهارت نماز خفتن گزارد.»(تذکرهالاولیاء، ص۲۰۸) «داستانسرایی از موضوعهایی است که از زمان شروع شعر فارسی مورد توجه قرار گرفته و شاعران از همان زمان به نظم داستانهایی پرداختهاند که روایات مکتوب داشته یا در اقوام شایع بوده است… و با پیدایش و رواج تصوّف داستانپردازی بُعد دیگری پیدا کرد و نویسندگان و شاعران صوفی قالب قصّه را برای دقایق عرفانی و تعالیم اخلاقی مناسب یافتند.»[۶۸]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
میدانیم که در ادبیات منظوم عرفانی نخستین کسی قالب قصّهها و روایات اسلامی و… را در مضامین عرفانی سرود، شریعت مداری عرفان پسند و شاعری اندرزگو «سنایی غزنوی» بود که متأثر از بزرگترین متکلّمی که عرفان و دین را آشتی داد، یعنی امام محمّد غزّالی. تأمّل در آثار عطّار و با تأیید تحقیقات پژوهشگران در آنها، بزرگترین امتیاز عطّار از نظر شخصیت اجتماعی و تکامل روحی با شاعران و همعصران و همفکران وی، این است که زندگی خصوصی مستقل داشته و وابسته به دربار و حاکمان و دیگران نبوده و به طور کلی، هیچ تعلق و تملّق مادی و مادیگرایی در آثار و اندیشهی او دیده نمیشود. این وجههی انسانی او در لابلای روایتهایش کاملاً آشکار است. در آثار عطّار نسبت به شاعران هم طراز او، کمتر اسرائیلیات و روایات مجعول به چشم میخورد و اغلب مواظباست مجعولات آشکار و صریح در آثارش منعکس نشود؛ولی گاه به تناسب موضوع و بهرهگیریهای عرفانی، بازآفرینی و نوآوریهایی در داستانها انجام میدهد که البته ممکن است اساس قصّه را از مرجعی گرفته باشد یا اصلاً خود ساخته و پردازش ذهنی کرده باشد مانند داستان کوزه گر و شکستن کوزه (مصیبتنامه) که در منابع دیگر به پیامبر دیگری نسبت داده شده است. و یا « گریه و زاری بیحدّ و حصر نوح» در مقابلهی «داستان نوح و پیرو…»[۶۹] امّا گفتیم از اسرائیلیات صریح استفاده نمیکند؛ مثلاً ذبیح بودن اسحاق در هیچ یک از آثارش دیده نمیشود و همه جا اسمعیل است در حالی که در اغلب آثار بزرگانی چون خاقانی، مولوی و… وجود دارد. ـ جایگاه عطّار در فرهنگ و ادب فارسی و جهانی اگر «…شعر حقیقی، در تاریخ ادبیات هر ملّتی همان است که بر لبان همگان یا بخشهای از جامعه جاری باشد…»[۷۰] شعر عطّار، بیتردید شعر حقیقی است که پس از قرنها بر لبان خاص و عام جاری است. کیست از خاصّان؟! که بر بال سیمرغ، شرع و عرش و شعرش را نپیموده باشد و از عوام، هفت شهر عشق و زمزمهی عاشقانه و عارفانهی شیخ صنعان بر لبانش نقش نبسته باشد. عطّار از گروه شاعرانی است که مصداق کامل نقّاد بزرگ قبل از خویش ـ عروضی سمرقندی ـ است که شاعرانی را جاودان خوانده که «… و باید شعر او بدان درجه رسیده باشد که در صحیفهی روزگار مسطور باشد و بر السنهی احرار مقروء، بر سفاین بنویسند و در مداین بخوانند…»[۷۱] هنر عمده عطّار این است که شعر را از دنیای بسته دربارها و حجرههای پر قیل و قال مدارس بیرون آورد و به میان تودههای مردم برد و با شور و حال اهل خانقاه درآمیخت و این سرآغاز تحوّل بزرگ در ادب فارسی بود.»[۷۲] پس خالق زبور پارسی حق دارد بر خود ببالد:
ترک خور کاین چشمهی روشن گرفت باد محروم از زبورم جز سه خلق نیست کس را تا قیامت این طـریق
از زبور پارسی من گرفت خرده دان و خوش خط و داود حلق فکر کن خوش خوان و مشتاب ای رفیق مصیبتنامه، ص ۴۸۸
با این که دو اثر کتابشناسی عطّار هم زمان تهیه و چاپ شده[۷۳] (میرانصاری و کریمیان) و مقالات و تحقیقاتی که تاکنون دربارهی عطّار به نگارش در آمده، شاید از پربسامدترین تحقیقات ادب فارسی و ایرانی است، امّا آثار او چنان مقامی دارد که به تعبیر حافظ «یک عمر میتوان سخن از زلف یار گفت… » و مضامین تازه قابل جستجوست. شبستری در گلشن راز گوید:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گراف۱- رنگرزی کلیه رنگزاها به جز نیل
گراف۲- دندانه کلیه رنگزاها
گراف۳- رنگرزی نیل
۳-۱-۲-۴ مولفه های رنگی مولفه رنگی و نحوه ی اندازه گیری آن، مسئله ی مهمی در ارزیابی کیفیت رنگی الیاف یا منسوج است. تاکنون روش های مختلفی جهت ارزیابی و اندازه گیری مولفه رنگی برای منسوجات مسطح با بافتهای مختلف ارائه شده است که ازجمله ی آنها می توان به روش های بصری، استفاده از دستگاه های کالریمتر، اسپکتروفتومتر و روش های دیجیتالی مانند استفاده از دوربین و اسکنر اشاره کرد. میزان انعکاس و در نتیجه مختصات رنگی و مشخصات ظاهری نخ به کار رفته در منسوجات در امتداد طولی متفاوت با مقطع عرضی آن است. با توجه به اینکه در صنعت فرش دستباف در محصولاتی مثل قالی و یا گلیم به ترتیب با سطح مقطع عرضی و طولی لیف رنگ شده در ارتباط هستیم. وجود اختلاف بین مقادیر انعکاسی نخ در دو حالت عمودی و مایل و همچنین اثر زاویه دید مشاهده کننده و نیز ویژگی های سطحی جسم، ایجاد رنگ های متفاوتی با اختلاف رنگ قابل تشخیص در این کفپوش ها را سبب می گردد. بر خلاف منسوجات مسطح مانند گلیم و جاجیم که در اکثر موارد امتداد طولی لیف در آنها به چشم می خورد، به نظر می رسد در نمونه های دارای خواب، سطح مقطع عرضی الیاف بیش از امتداد طولی آنها دیده می شود که احتمالاً بدلیل متفاوت بودن رفتار نوری در این دو جهت، ممکن است رفتار رنگی و به تبع آن ثبات های رنگی متفاوتی بدست آید. همچنین مقدار انعکاس و روشنایی مشاهده شده در امتداد طولی الیاف بیشتر از سطح مقطع عرضی آنها است. بنابراین رنگی که از امتداد طولی لیف به چشم می رسد با رنگ سطح مقطع عرضی متفاوت خواهد بود. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بنابراین برای ساختن نمونه های مورد بررسی از منظر امتداد طولی از مقواهایی با ابعاد یکسان ۵/۱× ۳ سانتی متر استفاده گردید و نخ ها به طور موازی و به تعداد ۲۰ دور بر روی آن پیچیده شد تا کاملاً پشت پوش گردد. جهت تعیین مولفه های رنگی نمونه های آماده شده به صورت سطح مقطع طولی از دستگاه اسپکتروفتومتر انعکاسی استفاده گردید که شرایط مشاهده جهت محاسبه داده های کالریمتریک D65/10° در سیستم CIE L*a*b* می باشد. علاوه بر این جهت مشاهده بصری از یک دوربین EOS مدل ۴۵۰D Canon برای عکاسی از نمونه ها استفاده شد. نورپردازی با بهره گرفتن از یک منبع نوری D65 و در نورملایم روز(هوای نیمه ابری) انجام شد. تصاویر بدست آمده توسط هر دو نور مناسب بوده، ولی نمونه های عکاسی شده تحت نور D65 واقعی تر، طبیعی تر، با کیفیت تر و استاندارد تر بوده است. تراکم خواب نخ ها در واحد سطح به خصوص در سطح مقطع عرضی نخ های منسوجات خوابدار، در میزان روشنایی و به دنبال آن ظاهر رنگی آنها مؤثر است. از این رو در تمام نمونه های رنگی تهیه شده تراکم نخ ها در واحد سطح، یکسان و نزدیک به دو تراکم معمول به کار رفته در فرش های دستباف با پشم های مرینوس انتخاب گردید. برای تهیه نمونه های شبیه سازی شده پرز فرش از لوله های پلی وینیل با سطح مقطع دایره ای شکل به قطر ۱ سانتی متر و طول ۲ سانتی متر استفاده شده است. سپس نخ ها با تراکم یکسان (۴۰ نخ) از داخل لوله عبور داده شد و اضافه آنها به طور کاملاً هم سطح بریده تا کاملاً ظاهری مشابه به سطح فرش را به خود گیرد. تراکم نمونه ها توسط نخی که به انتهای نمونه از داخل لوله پلی ونیل متصل می باشد، قابلیت تغییر را جهت مشاهده دارد. از یک دوربین Canon مدل EOS 450D برای عکاسی از نمونه ها استفاده شد. نورپردازی پس از آزمایشات متعدد با بهره گرفتن از منبع نوری D65 و در نورملایم روز(هوای نیمه ابری) انجام شد. تصاویر بدست آمده توسط هر دو نور مناسب بوده، ولی نمونه های عکاسی شده تحت نور D65 واقعی تر، طبیعی تر، با کیفیت تر و استاندارد تر بوده است.(جدول۳-۳۵ الی ۳-۴۵ ) جدول۳-۳۵- مولفه های رنگی نیل
Indigo / نیل
b*
a*
L*
number
۷٫۰۴
-۴٫۱۹
۸۴٫۸۹
۱
-۳٫۲۱
-۵٫۹۷
۷۳٫۳۶
۲
-۱۱٫۲۴
-۵٫۹۰
۶۰٫۰۷
۳
-۱۹٫۵۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مالکیت معنوی : که شامل دانش فنی ، رازهای تجاری و کسب و کار ، کپی رایت ، حقوق مربوط به طرح های گوناگون و نشانه های تجاری است. شکل (2ـ5 ) مدل سرمایه فکری بروکینگ را نشان میدهد. شکل (2-5) مدل سرمایه فکری بروکینگ ( خیرخواه ، 1390، ص60 ) مدل روس و همکاران – روس و همکاران ( 1997 ) سرمایه انسانی را به شایستگی ، نگرش و زیرکی فکری تقسیم کردند. شایستگی : شامل دانش فردی کارکنان و مهارت ها ، استعدادها و دانش فنی آن هاست. نگرش : نشان دهنده ارزشی است که نتیجه نوع رفتار کارکنان در محل کار بوده و تحت تاثیر انگیزش ، رفتارها و رهبری است. چالاکی فکری : شامل نوآوری کارکنان ، توانایی انطباق با شرایط و قابلیت استفاده از دانش از یک مفهوم و زمینه به مفهوم و زمینه دیگر است. روابط : به معنی ارتباط با مشتریان ، عرضه کنندگان ، شرکا استراتژیک و دیگر ذینفعان شرکت می باشد. سازمان : یک سازمان نه تنها دارای سیستم ها و ساختارهای مشهود است ، بلکه همچنین شامل زیرساخت های نامشهود ، دارایی های معنوی ، فرآیندها و فرهنگ نیز می باشد. تجدید و توسعه : به عنوان جنبه نامشهود هر چیزی که باعث خلق ارزش در آینده گردیده اما اثر آن در حال حاضر مشخص نیست( خیرخواه، 1390، ص71-70). شکل (2ـ6 ) مدل سرمایه فکری روس را نشان میدهد. شکل (2-6) مدل سرمایه فکری روس ( خیرخواه ، 1390، ص61 ) مدل سالیوان – براساس مدل سالیوان سرمایه فکری از سه بعد تشکیل شده است که عبارتند از( خیرخواه، 1390، ص72-71) : منابع انسانی : در این منابع هوش و خرد کارکنان سازمان در نظر گرفته می شوند.منابع انسانی منشا فن ، تخصص و حافظه سازمانی در خصوص موضوعات مهم و حائز اهمیت برای سازمان هستند. منابع انسانی ، شامل تجارب جمعی ، مهارت و فن عمومی تمام کارکنان بنگاه است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
دارایی های فکری : دانش مشهود طبقه بندی شده و یا توضیحات فیزیکی از دانش خاصی را شامل می شود که سازمان می تواند ادعای مالکیت آن را نموده و بدون ایجاد مشکلی در حقوق معنوی ، آن ها را به سازندگی خرید و فروش کند.هر تکه ای از دانش سازمان ، که معمولا به شکل مستند کاغذی یا کامپیوتری است ، به عنوان دارایی فکری سازمان تلقی شده مورد حمایت و حفاظت قرار گیرد.دارایی های فکری منشا ایده ها و نوآوری هایی هستند که شرکت ها و بنگاه ها آن ها را تجاری می نمایند. مالکیت معنوی : مالکیت معنوی یک نوع دارایی فکری است که به صورت قانون قابلیت حمایت ، حفاظت و پیگیری را داراست. از موارد مالکیت معنوی می توان به حق اختراع ، حق تالیف ، علائم و نشان تجاری و اسرار و رموز تولید تجاری اشاره نمود. شکل (2ـ7 ) مدل سرمایه فکری سالیوان را نشان میدهد. شکل (2-7) مدل سرمایه فکری سالیوان ( خیرخواه ، 1390، ص 65 ) مدل استیوارت– استیوارت هم همچون پژوهش گران قبلی سرمایه فکری را ترکیبی از دو دسته سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری دانسته ، اما سرمایه مشتری را نیز هم سطح با این دو در نظر گرفته ( به جای آن که آن را زیرمجموعه ای از سرمایه ساختاری بداند ). ازسوی دیگر او سرمایه سازمانی را زیرمجموعه ای از سرمایه ساختاری قلمداد کرده است.او عقیده دارد که هر شرکتی هر سه سرمایه مذکور را دارد اما بر اساس شرایط متفاوت ، تاکید بیشتری بر روی یکی از این سرمایه ها می کند.از منظر استیوارت ابعاد سرمایه فکری عبارتند از(خیرخواه، 1390، ص71) : سرمایه انسانی : که اشاره به مهارت ها و دانش فردی کارکنان شرکت دارد. سرمایه ساختاری : شامل مالکیت معنوی ، متدولوژی ها ، نرم افزار ، اسناد و مصنوعات دانشی دیگر. سرمایه مشتری : به معنی ارتباط با مشتریان و عرضه کنندگان است. شکل (2-8) مدل سرمایه فکری استیوارت را نشان میدهد. شکل (2-8) مدل سرمایه فکری استیوارت ( خیرخواه ، 1390، ص64) مدل بونفرر – براساس این مدل سرمایه فکری شامل چهار بعد به شرح زیر است( خیرخواه، 1390، ص72): سرمایه انسانی : مجموعه ای از دانش فنی و روتین موجود در تفکرات کارکنان. سرمایه ساختاری : همه آیتم های نامشهود از دانش ضمنی قابل تفکیک هستند. سرمایه بازار : استعدادهای سازمانی در ارتباط با جهان خارج ( به عقیده بونفر این جز شامل پایگاه داده ، سهم بازار ، شهرت و اعتبار و محصولات و خدمات جدید است ). سرمایه نوآوری : قابلیت های نوآوری سازمان. شکل (2-9) مدل سرمایه فکری بونفرر را نشان میدهد. شکل(2-9) مدل سرمایه فکری بونفرر ( خیرخواه ، 1390، ص66 ) مدل هانس و لاواندال – براساس این مدل منابع شرکت به دو دسته مشهود و نامشهود تقسیم می شود. در این مدل منظور از منابع نامشهود ، سرمایه فکری می باشد که این دو پژوهش گر آن ها را به دو دسته اصلی منابع ارتباطی و شایستگی تقسیم کرده اند. شایستگی : شایستگی ها به توانایی برای اجرای یک کار خاص اطلاق می شود و به دو سطح فردی (دانش، مهارت ها، استعداد و توانمندی ها) و سازمانی (اطلاعات محورها ، پایگاه داده ها، تکنولوژی و رویه ها) تقسیم می شود. منابع ارتباطی : منابع ارتباطی نیز اشاره به شهرت شرکت، وفاداری مشتریان، و ارتباطات شرکت با مشتریان دارد(خیرخواه، 1390، ص73). شکل (2-10) مدل سرمایه فکری هانس و لاواندال را نشان میدهد. شکل(2-10) مدل سرمایه فکری هانس و لاواندال ( خیرخواه ، 1390، ص 68 ) مدل لین – لین سرمایه های فکری را متشکل از سه جز سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری (ارتباطات) دانسته است. در زیر اجزای که وی برای هریک از این سه جز در نظر گرفته است را به اجمال بررسی می کنیم. سرمایه انسانی : سرمایه انسانی شامل فاکتورهای انسانی مانند هوش ، تخصص ، تجربه و توانایی های یادگیری است.این سرمایه تماما و به افراد موجود در درون یک سازمان متکی است و نمی تواند تحت مالکیت سازمان دربیاید. سرمایه ساختاری : لین اصطلاح رویه و امور جاری کاری را جایگزین عنوان سرمایه ساختاری دانسته و آن را شامل خط مشی ، فرهنگ ، سیستم های اطلاعاتی و نرم افزارهای اختصاصی شرکت می داند. سرمایه مشتری : همانند بنتیس لین نیز سرمایه مشتری را شناخت کانال های بازاریابی و دانش ارتباط با مشتریان دانسته و جنبه های دیگر مانند ارتباط با رقبا و تامین کنندگان را از اجزای مهم این سرمایه برشمرده است. بر خلاف بونتیس ، لین عقیده دارد که سرمایه مشتری بخش پایانی و هدف نهایی در بحث سرمایه های فکری محسوب نمی شود بلکه دارایی های معنوی این بخش را به عهده دارند که به نوعی مشهودترین جز سرمایه فکری هستند.از نظر وی حق ثبت و اختراع ها و حق التالیف ها مهم ترین اجزا سرمایه مشتری به حساب می آید( خیرخواه، 1390، ص73). مدل بنتیس سرمایه انسانی – برترین سرمایه ای که یک سازمان می تواند داشته باشد همانا نیروی انسانی فرهیخته و دارای دانش و خردمند است.سرمایه انسانی است که می تواند باعث تحرک و پیشرفت و یا پسرفت و رکود یک سازمان شود.سرمایه انسانی به دانش فردی کارکنان ، مهارت ها ، توانایی ها و تجربه آن ها در یک سازمان اشاره دارد.ادوینسون و سالیوان[110] ( 1996 ) سرمایه انسانی را به این صورت تعریف کرده اند: قابلیت های جمعی کارکنان برای حل مسائل و مشکلات مشتریان .دیدگاه سرمایه انسانی می گوید: سرمایه انسانی ، دانش و مهارت فیزیکی و فکری یک فرد است که صاحبش را تبدیل به یک کارگر مولد می سازد.سرمایه انسانی در سطح فردی ، به عنوان ترکیبی از چهار عامل زیر تعریف می شود ? بونتیس ، 1998، ص65 )
-
- گرایش و تمایل فرد نسبت به زندگی و تجارت
سرمایه انسانی شامل سرمایه گذاری در آموزش ، یادگیری ، شایستگی و آینده کارکنان است (رفیعی،1390،ص45). سرمایه ساختاری : سرمایه ساختاری به یادگیری و دانش مقرر در فعالیت های روزمره گفته می شود.سرمایه ساختاری ، دانشی است که بعد از رفتن کارکنان به خانه ، در سازمان باقی می ماند ( بهرامی و دیگران ، 1390،ص 29).سرمایه ساختاری ، یک سیستم زیربنائی و اطلاعاتی است که توسط آن می توان دانش پنهان افراد را به دارایی جمعی تبدیل کرد. طبق گفته ادوینسون و مالون (1997) سرمایه ساختاری شرکت را قادر می سازد روابطش را با شبکه های داخلی و خارجی ، توسعه دهد.سرمایه ساختاری ، یک زیرساخت است که شرکت برای تجاری کردن نیروی انسانیش به وجود می آورد ( کهن ،1390،ص45). سرمایه ساختاری مخزن دانش غیر انسانی ، شامل تکنولوژی ، اطلاعات ، سیستم ارتباطات سازمان ،که از طریق سخت افزار ، نرم افزار ، پایگاه داده ها ارائه می شوند ( Bataineh et al,2011,p17). سرمایه ساختاری به عنوان حق ثبت اختراع ، علائم تجاری ، سخت افزار ، نرم افزار ، پایگاه داده ها ، فرهنگ سازمانی و قابلیت های درونی یک سازمان شناخته می شود. در سازمان ها سرمایه ساختاری زیر مجموعه سرمایه انسانی است. سرمایه ساختاری مرتبط با روال مند بودن انجام امور سازمانی ، توالی و ترتیب منظم انجام فعالیت های سازمان و همچنین در اختیار بودن نرم افزار و سخت افزار لازم برای انجام امور می باشد.سرمایه ساختاری در اختیار داشتن حق امتیازها و تسهیلات زیرساختی برای انجام فعالیت ها نیز تعریف می شود.بدین جهت ، تاثیر بسیار زیاد و اساسی در انجام کارآمد امور دارد و در نهایت ، موجب بهبود عملکرد و ارزش شرکت را فراهم می آورد.سرمایه ساختاری ، زیر مجموعه سرمایه انسانی است ، زیرا سرمایه انسانی عامل تعیین کننده در شکل سازمانی است.از طرف دیگر ، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی از یکدیگر مستقل هستند.برای مثال : ساختار سازمان و فرهنگ شرکت می تواند آثار اساسی مستقلی داشته باشند. گذشته از این ، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی قادرند تا شرکت ها را ایجاد کنند ، توسعه دهند و از سرمایه نوآوری و سرمایه مشتری در یک راه و هدف هماهنگ ، استفاده کنندسرمایه سازمانی شامل دانش نهادینه شده و تجربه کد بندی شده ای است که در داخل پایگاه های داده ها ، ساختارها ، نظام ها و فرآیندهای سازمان می باشد و مورد استفاده قرار می گیرد.سرمایه ساختاری همچنین فراهم کننده سرمایه مشتری و ارتباطات توسعه داده شده با مشتریان کلیدی است. برخلاف سرمایه انسانی ، شرکت می تواند مالک سرمایه ساختاری باشد و به تجارب آن بپردازد. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی است .بنابراین ، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی در تعامل با یکدیگر به سازمان ها کمک می کنند که به طور هماهنگ سرمایه مشتریان را شکل و توسعه دهند و به کار گیرند (رضایی و همکاران ،1389،صص 64-63). سرمایه مشتری : سرمایه مشتری یا ارتباطی شامل وابستگی های برون سازمانی مانند وفاداری مشتریان ، حسن شهرت و روابط شرکت با تامین کنندگان منابع آن می باشد ( نوری و همکاران ، 1389،ص33). سرمایه مشتری عمدتا دربرگیرنده دانش و اطلاع در مورد کانال های بازاریابی و روابط با مشتری است.بونتیس (1998) ، گفت ارزش روابط ایجاد شده با مشتریان ، عرضه کنندگان مواد اولیه و رقبا ، برای رشد آینده شرکت نقش عمده ای ایفا می کند. سرمایه مشتری توان سازمان برای فهمیدن خواست مشتریان در مورد کالاها و خدمات تولیدی است ، به نحوی که از کالاها و خدمات رقبا بهتر باشد. علاوه بر این سرمایه مشتری اشاره به مسائلی مانند اعتماد مشتری ، درک روابط بین شرکت و مشتری و وفادار ماندن به آن رابطه اشاره دارد ( کهن،1390،ص45). سرمایه مشتری یکی از مهم ترین اجزای سرمایه فکری می باشد. سرمایه مشتری پایه اصلی روابط بین سازمان و مشتریان است ( Khalique et al ,2011 ,p344). موضوع اصلی سرمایه مشتری دانشی است که در کانال های بازاریابی و روابط با مشتریان وجود دارد که سازمان از طریق آن کسب و کار خود را توسعه می دهند ( Bontis et al ,2000,p5 ). روابط با مشتریان برای سازمان ها به علت اینکه مشتریان محصولات و خدمات شرکت را خریداری می کنند بسیار با اهمیت است. بنابراین مشتریان منبع اصلی برای ایجاد درآمد سازمان هستند. برای سازمان بسیار با اهمیت است که نیازها و رضایت مشتریانش را تامین کند ( Khalique et al,2011,p344).سرمایه مشتری یا سرمایه رابطه ای بر اساس روابطی است که سازمان با مشتریان ، عرضه کنندگان و ذی نفعان برقرار می کند ( Bontis,1998,p67 ). بنابراین سرمایه مشتری یکی از اجزای با اهمیت سرمایه فکری و اساس رضایت و وفاداری مشتری می باشد (Khalique et al,2011,p344). شکل (2-11) مدل بنتیس را نشان میدهد. شکل 2ـ11 : مدل بنتیس ( رفیعی، 1390، ص 140). 2ـ 2ـ 7) کاربرد سرمایه فکری برای این که سرمایه فکری مورد توجه مدیران واقع شود ، باید به شرکت مزیت رقابتی بدهد و درآمد مالی آن را نیز افزایش دهد. از دیدگاه استراتژیک ، سرمایه فکری را بدین جهت به کار می گیرند که تولید دانش کند و این دانش ، ارزش شرکت را بالاتر ببرد. مارتی[111] ( 2001 ) گفت: محققانی که در زمینه ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان فعالیت می کنند ، به این نتیجه رسیدند که ، تنها چیزی که به سازمان مزیت رقابتی می دهد ، دانش کارکنان و تخصص آن ها است ، همچنین طریقه استفاده از آن دانش و تخصص و سرعتی که آن دانش ، می تواند محصولات جدیدتری به وجود آورد ، به سازمان مزیت رقابتی می دهد. نقش کلیدی دانش به عنوان منبعی برای مزیت رقابتی این است که سرمایه فکری را به وجود آورد. دانش عامل مهمی است که بر توانایی سازمان برای رقابت در بازار جدید جهانی اثر می گذارد. بولینگر و اشمیت[112] (2001 ) بیان می دارند که سازمان ها باید دانش را به عنوان یک منبع با ارزش بشناسند و مکانیزمی برای افزایش مهارت ها و هوشمندی کارکنانشان ایجاد کنند تا از این طریق سازمان خود را تبدیل به یک سازمان دانش محور کرده و آن را قوی تر سازند. مدیران متخصص باید محیط در حال تغییر و ظهور اقتصاد دانش محور را درک کنند.همچنین آن ها باید بدانند سرمایه فکری چیست و چگونه باید آن را مدیریت و مهار کرد تا از طریق توان رقابت پذیری سازمان افزایش یابد.بونتیس ( 1998 ) با انجام یک مطالعه تجربی دریافت که بین عناصر سرمایه فکری و عملکرد تجاری ، روابط مهم ، قابل اعتماد ، اساسی و علی وجود دارد. ژن[113] و دیگران ( 1999 ) با مطالعه ای که در زمینه سرمایه فکری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که شرکت هایی که در آن ها کارکنان به نوآوری می پردازند محصول جدید بیشتری تولید می کنند و از شرکت هایی که بر تکنولوژی قدیمی متکی هستند ، رقابت پذیری بیشتری دارند. آن ها گفتند اگر در شرکت اختراع و نوآوری صورت پذیرد شرکت دارای نرخ برگشت سرمایه بیشتر و نسبت بازار به دفتر بالاتری است. کارنیرو[114] ( 2000 ) اثر مدیریت دانش بر نوآوری و رقابت پذیری شرکت ها را بررسی کرد. او گفت مدیریت دانش یک ابزار استراتژیک و یک منبع کلیدی برای تصمیم گیری است.وقتی برای تدوین استراتژی از دانش کمک گرفته شود شرکت می تواند استراتژی های رقابتی خود را تدوین کند که این کار باعث ایجاد محصولات نوآورانه و فناوری های جدید می شود که به این وسیله شرکت می تواند با رقبا به رقابت بپردازد و از آن ها جلو بیفتد. آنل و ویلسون[115] ( 2002 ) نیز بیان می دارند در آینده ، شرکت های برنده آ ن هایی نیستند که فقط یادگیرنده باشند ، بلکه آن شرکت هایی برنده خواهد بود که بتوانند دانش را استخراج و آن را به صورت آئین نامه تدوین کنند و نه اینکه فقط آن را در کارکنان یا ماشین ها ذخیره نمایند. هورویتز[116] و دیگران ( 2002 ) از روش بررسی لو و فنگ[117] ( 2001 ) برای تعیین ارتباط میان اقدامات مدیریت، عملکرد منابع نامشهود و بازگشت سرمایه استفاده کردند.یافته اصلی مطالعه آن ها این بود که ایجاد ارزش از طریق عملکرد منابع نامشهود ، مهم ترین عامل بازگشت سرمایه است. تحلیل ها نشان داد که شرکت ها باید سرمایه فکریشان را مدیریت کنند تا بتوانند بازگشت سرمایه بیشتری داشته باشند. ریلاندر و پپارد[118] ( 2002 ) نیز یک چهارچوب مفهومی پیشنهاد کردند که استراتژی رقابتی ، هویت و سرمایه فکری را به هم متصل می کند و به نظر می رسد برای شرکت های دانش محوری که در محیط هایی با عدم اطمینان زیاد ، به رقابت می پردازند ، مناسب است.این مفهوم ، دیدگاه و استراتژی مبتنی بر ارزش ( که نشان می دهد شرکت می خواهد در آینده چگونه و در کجا باشد) و مفهوم هویت (هویت شرکت چیست) را به منابع سرمایه فکری شرکت متصل می کند. از جمله مهم ترین و بیشترین منابع در یک شرکت دانش محور ، منابع سرمایه فکری هستند که شامل ساختارها ، فرآیندها ، سیستم ها ، فرهنگ ، عنوان تجاری ، شایستگی ها و روابط با مشتریان است. منابع مالی و فیزیکی ، از منابع سرمایه فکری حمایت می کنند و بخش تکمیلی استراتژی شرکت هستند. این مدل ارتباط بین استراتژی و منابع را از دیدگاه سرمایه فکری شرح می دهد و در شکل (2-12) نشان داده شده است.وریآ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محقق حلی در شرایع در خصوص مسئولیت سبب میگوید: «لو سلم ولده لمعلم السباحه فغرق بالتفریط ضمنه فی ماله لأنه تلف بسببه».[۲۷] اگر فردی فرزند خود را به معلم شنا بسپارد و در اثر تفریط وی غرق شود، معلم از مال خود ضامن است؛ زیرا تلف به واسطهی او صورت گرفته است. صاحب جواهر در شرح این عبارت محقق میگوید: «بل ربما ظهر من اطلاق عبارتی الارشاد و اللمعه ضمانه مطلقاً، بل عن حواشی الشهید أن المنقول الضمان سواء فرط أو لم یفرط».[۲۸] از اطلاق عبارات کتاب ارشاد و لمعه آشکار میشود که معلم شنا در هر حال ضامن است، بلکه از حواشی شهید بر کتاب نیز به دست میآید که روایت نقل شده نیز ضمان را مطلق میداند چه اینکه تفریطی صورت گرفته باشد یا نه. با توجه به این دیدگاه صاحب جواهر، ایشان نظریهی ضمان به نحو اطلاق را میپذیرد.[۲۹] بر اساس این نظر برای تعیین سبب مسئول لازم نیست که دنبال ضابطهای بود. بر این مبنا با استناد به نصوص و مصادیق روایات و انطباق آن بر مصادیق خارجی مسئولیت سبب احراز میشود.

-
- تقصیر
بر اساس این دیدگاه سبب در صورتی مسئول است که مرتکب تقصیر شده باشد. تقصیر در اصطلاح به معنی مسامحه و سهلانگاری است؛ به عبارت دیگر ارتکاب فعلی با عدم مهارت مصداقی از مسامحه و سهلانگاری است که درنهایت به دو شکل بیاحتیاطی و بیمبالاتی صورت میپذیرد.[۳۰] عدهای از فقها در بحث تسبیب، تفریط را شرط ضمان دانستهاند؛ برای نمونه محقق حلی در شرایع همانگونه که پیشتر گفته شد معلم شنا را مسئول غرقشدن کودک میداند؛ زیرا بر اثر تفریط اوست که کودک غرق شده، اما اگر غریق بالغ و رشید باشد، معلم ضامن نیست؛ زیرا تفریط از جانب غریق است. همچنین وی در جایی دیگر در خصوص مسئولیت سبب میگوید: «لو ارسل فی ملکه ماء، فأغرق مال غیره، أو أجح ناراً فیه فأحرق، لم یضمن ما لم یتجاوز عن قدر حاجته اختیار مع علمه، أو غلبه ظنه إن ذلک موجب للتعدی إلی الاضرار».[۳۱] اگر کسی در ملک خود آبی جاری کند و مال دیگری غرق شود یا آتشی بیفروزد و مال دیگری بسوزد ضامن نیست، مگر آنکه به شکل اختیاری و زائد بر مقدار نیاز با علم یا ظن غالب به سرایت آتش، موجب اضرار دیگری شود. شهید ثانی در مسالکالافهام در شرح این عبارت میگوید: «اگر افروختن آتش بیش از مقدار مورد نیاز نبوده و علم یا ظن غالب به سرایت آتش نداشته باشد، ولی به طور اتفاقی آتش به خانهی همسایه سرایت کند، همه متفقالقولاند که وی ضامن نیست؛ زیرا تفریطی نکرده».[۳۲] بنابر نظر این گروه از فقها مسئولیت سبب در صورتی است که مرتکب تقصیر شده باشد.
-
- اسناد عرفی
عدهای دیگر از فقها به اسناد عرفی زیان به عامل زیان معتقدند و صرف استناد عرفی فعل زیانبار به مسبب را کافی میدانند. معتقدان به این نظریه نیازی به اثبات تقصیر مسبب نمیبینند و «ضمان را منوط به تقصیر (تفریط) نمیدانند؛ مثلاً در موردی که شخصی مواد غذایی را به خیال آنکه مال خود اوست به دیگری بدهد تا مصرف کند و سپس معلوم شود مواد غذایی متعلق به دیگری بوده است، سبب را ضامن میدانند با آنکه مرتکب تقصیری نشده است. صاحب جواهر نیز در مورد کسی که هنگام تعمیر کشتی با در آوردن تختهای یا کوبیدن میخی موجب غرق آن میشود میگوید: ولو تفریط نکرده باشد، اما اگر فعل به او استناد داده شود باز ضامن است».[۳۳] همچنین «مراغی در کتاب العناوینالفقهیه مینویسد: منشأ ضمان اتلاف است. بنابراین به لحاظ عرف باید (متلف) صدق کند. اینکه فقیهان اتلاف را به مباشر و سبب محدود کردهاند به خاطر ارائه ضابطهی عرفی بوده است و گرنه دلیلی بر مباشرت و تسبیب و تقدیم یکی بر دیگری وجود ندارد. پس معیار صدق عرفی است. این معیار گاهی بر مباشر و گاهی بر سبب و گاهی بر هر دو منطبق است. این دیدگاه تحلیل مناسبی دارد، اما ضابطهای برای مسئولیت سبب ارائه نمیدهد و در عمل تشخیص را به دادرس واگذار میکند».[۳۴] همانگونه که از مطالب پیش گفته دریافت میشود برخی از فقها در تعریف تسبیب به تعریف مسئولیت (ضمان) مسبب پرداختهاند و به این ترتیب بر اساس نظر فقها تسبیب از چهار دیدگاه قابل تعریف است. ب) سبب در اصطلاح حقوقدانان تعریف سبب در میان حقوقدانان متأثر از تعاریفی است که فقها از سبب نمودهاند. در تبیین تسبیب میتوان گفت که: «تسبیب آن است که کسی سبب وقوع جرم شود و خود مستقیماً مرتکب جرم نشود، اما اگر سبب هم نباشد، جرم واقع نشود».[۳۵] در ترمینولوژی حقوق در تعریف سبب آمده: «هرگاه دو یا چند نفر موجب ورود خسارتی به دیگری شوند، آنکه بین عمل او و خسارت حاصله واسطهای نیست او را مباشر گویند و دیگری (یا دیگران) که بین او و خسارت حاصله، عمل مباشر، واسطه شده است سبب نامیده میشود».[۳۶] در تعریف دیگری از سبب این چنین بیان شده: «سبب هر امری است که موجب تلف به آن حاصل شود، ولی به علّتی دیگر، به نحوی که اگر آن سبب نباشد علّت هم بهوجود نمیآید و یا مؤثر واقع نمیشود و برخی دیگر گفتهاند که سبب آن چیزی است که آن را فیالجمله اثری در تولید هست مانند علّت».[۳۷] همچنین دکتر گرجی تسبیب را چنین تعریف میکند: «دیگر از موجبات ضمان، تسبیب است و آن؛ عبارت است از اینکه کسی به طور غیرمستقیم و معالواسطه موجب تلف مال دیگری گردد، اعم از آنکه این موجبشدن، عمدی باشد یا غیرعمدی، و اعم از آنکه در اثر انجام فعلی باشد؛ مانند اینکه کسی دیگری را وادار به دزدی کند و یا در اثر ترک وظیفهای؛ مانند مأمور انبار کالای تجارتی که در انبار را نبندد و دزد دستبرد زند، یا متصدی نگهداری حیوان که از نگهداری و مهارکردن حیوان غفلت ورزد و حیوان مزرعهای را تباه کند، کسی را که موجب این نوع تلف گردد، سبب نامند».[۳۸] ایشان در تعریف تسبیب از دید کیفری نیز میگویند: «تسبیب آن است که از فعل کسی نتیجهای حاصل شود که آن نتیجه سبب کشتن شود؛ مثلاً کسی دیگری را حبس کند و او را از خوردن محروم دارد و محبوس به سبب گرسنگی و تشنگی بمیرد. در این مورد، قتل مستقیماً به گرسنگی و تشنگی مربوط است، لیکن این دو از حبس ناشی شده است. در مثال بالا میگوییم که حبسکننده مسبب قتل است…»[۳۹] و در جایی دیگر در تعریف سبب گفتهاند: «در اصطلاح سبب، هم شرع و عرف یک راه را پیمودهاند؛ کسی که بین عمل او و نتیجهی مجرمانه واسطهای وجود داشته باشد که بدون آن نتیجهی مجرمانه محقق نخواهد شد؛ و به عبارت دیگر عمل او تنها بعضی از اجزاء اولیهی علّت جرم را بهوجود آورده است؛ مانند کسی که نزد حاکم گواهی میدهد که فلان کس آدم کشته است و شهادت او سبب میشود علیه مشهودٌعلیه حکم به کیفر صادر شود».[۴۰] در تعریف دیگری قتل به تسبیب اینگونه تعریف شده: «مراد از ارتکاب قتل به تسبیب آن است که مرتکب با انجام اقداماتی به طور غیرمستقیم سبب وقوع قتل شود یا به عبارت دیگر تسبیب در قتل به معنی ایجاد بعضی از اجزاء علّت قتل است به طوری که بدون وجود آن سبب قتل واقع نمیشد؛ مثلاً کسی عمداً دیگری را مجروح میکند، ولی زخم او کشنده نیست، بلکه زخم در اثر تماس با لباس آلوده، مجروح را به کزاز مبتلی کرده و باعث فوت وی میشود و یا اینکه کسی در معبر عمومی چاهی حفر میکند و بدون نصب علایم بازدارنده آن را رها میکند و اتفاقاً عابری در آن بیفتد و بمیرد در این واقعه علّت مرگ وجود چاه نیست، بلکه مسبب است. در مثالهای اخیر چون اقدامات مرتکب به طور غیرمستقیم موجب مرگ مجنیٌعلیه میشود قتل به تسبیب محسوب خواهد شد».[۴۱] دکتر کاتوزیان در این خصوص میگوید: «در تسبیب، شخص به طور مستقیم مباشر تلفکردن مال نیست، مقدمات تلف را فراهم میکند، یعنی کاری انجام میدهد که درنتیجهی آن کار یا به علل دیگری تلف واقع میشود، مثل اینکه چاهی در معبر عموم میکند و دیگری در اثر بیاحتیاطی به آن چاه میافتد. در این مثال، مسبب به طور مستقیم مال را تلف نکرده و به دیگری زیان نزده است، ولی عرف ورود ضرر را منسوب به او میداند و به همین جهت مسئولیت دارد».[۴۲] در تعریف دیگری از سبب گفته شده: «سبب عاملی است که از عدم آن عدم وقوع تلف و جنایت لازم آید، لکن به وجود آن نیز وجود جنایت لازم نمیآید. بنابراین گرچه آن عامل علّت جنایت نیست، اما مؤثر در وقوع آن است؛ مانند کندن چاه در معبر مردم، انداختن چیزی که موجب لعزش رهگذاران در مسیر میگردد، گذاشتن سنگ در راه، آلودهکردن غذای مجنیٌعلیه به سم و…».[۴۳] همچنین در تعریف سبب آمده: «سبب عبارت از فعلی است که تا حدودی در پیدایی مسبب مؤثر باشد، همچنان که علّت تأثیرگذار در پیدایی معلول است، ولی سبب به تنهایی قادر به ایجاد مسبب نیست، بلکه بهوجودآمدن علّت را آسان میکند».[۴۴] با توجه به تعاریف مختلفی که از سبب شده میتوان گفت: سبب آن است که در بهوجود آمدن مسبب، مؤثر و تأثیر گذار باشد، همانگونه که علّت عامل مؤثر در بهوجودآمدن معلول است، با این تفاوت که سبب به تنهایی باعث ایجاد مسبب نمیشود، بلکه پیدایش علّت را تسهیل میکند. گفتار دوم: مفهوم علّت در این گفتار به بررسی مفهوم علّت پرداخته و آن را از نظر لغوی و اصطلاحی تبیین مینماییم. بند اول) مفهوم لغوی علّت علّت در لغتنامهی دهخدا به معنی بیماری، آنچه بدان بهانه کنند، نیاز و حاجت، سبب و جهت، سستی و ناتوانی، آفت و آسیب به کار رفته است.[۴۵] در فرهنگ معین علّت به معنی ناخوشی، عیب، عذر، بهانه، سبب و جهت آمده است.[۴۶] همچنین در فرهنگ لاروس به معنی کار نوی که صاحبش را مشغول سازد به کار رفته است.[۴۷] در فرهنگ المنجد علّت به معنی رنجوری، باعث، سرچشمه، دلیل، مایه، جهت و سخت حالی آمده است.[۴۸] علّت به معنی ضعف، نقص، کاستی، نقیصه، عامل، چاره، دستاویز، منشأ، اصل و انگیزه نیز آمده است.[۴۹] معنی دیگری که برای علّت به کار رفته سبب یا عامل پیدایش چیزی یا انجامگرفتن کاری است.[۵۰] بند دوم) مفهوم اصطلاحی علّت علّت نیز همچون سبب از دو منظر فقهی و حقوقی تعریف میشود. در ذیل به تبیین این مفهوم میپردازیم. الف) علّت در اصطلاح فقهی «با مطالعهی منابع فقهی، در فقه شیعه و اهل سنت در مییابیم که فقها به کرّات از مباشر به علّت هم تعبیر کردهاند. بر اساس اینکه مسائل مباشرت و تسبیب در فقه عمدتاً در مقولهی جنایات مطرح شدهاند، گزیری نیست از اینکه مفهوم علّت را در سایهی آرای فقها در باب مباشرت در جنایات بررسی کنیم».[۵۱] «اقدام مستقیم و بیواسطهی انسان در انجام عمل را مباشرت در انجام آن میگویند؛ مانند اینکه کسی با اسلحه به طرف دیگری شلیک کند و او را به قتل برساند یا با دستهای خود او را خفه کند یا در دریا بیندازد و او به دلیل ناآشنایی با شنا غرق شود. فقها از این نوع رابطه در ایجاد یک حادثه به علّیت تعبیر میکنند و عامل مستقیم و بیواسطه را علّت حادثه مینامند».[۵۲] شهید ثانی در مسالکالافهام میگوید: «و ما یضاف الیه الهلاک سمی عله والإتیان به مباشره».[۵۳] آنچه هلاک به آن نسبت داده میشود، علّت نامیده میشود و انجامدادن آن مباشرت است. علامهی حلی در ارشادالاذهان کتاب الدیات مباشرت را این چنین تعریف میکند: «المباشره و هی فعل ما یحصل معه الإتلاف».[۵۴] مباشرت آن فعلی است که تلف از آن حاصل میشود. و در کتاب تحریرالاحکام در بیان علّت میفرماید: «والعلّه مایولّد الموت إما إبتداً به غیر واسطهٍ و إما بوسائط».[۵۵] علّت آن است که باعث مرگ میشود خواه مستقیماً، خواه با بهره گرفتن از وسیله و به طور غیرمستقیم. محقق حلی در شرایع در این خصوص میگوید: «أما المباشره: فضابطها الإتلاف لا مع القصد إلیه کمن رمی غرضاً فأصاب إنساناً أو کالضّرب للتّأدیب فیتّفق الموت منه».[۵۶]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۶-رویکرد پیوند افتراقی بنابراین نظریه نزدیکانوهمالانی که بزهکار باشند در تشکیل و تقویت نگرش بزهکاری کمک مؤثر میکنند و فرد را به سوی بزهکاری سوق میدهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، با محله و رفقا و مصاحبین در نظر میگیرد. این نظریه ابتدا از سوی ساترلند و کرسی مطرح گردید و بعدها توسط دوفلور و کوینی به صورت زیر فرمولبندی شد :
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
“انگیزه ها، نگرشهاوروش هایی بزهکارانه اند که به طور مؤثر به ارتکاب مکرر جرائم می انجامد. پیوستن با بزهکاران یا جدا شدن از غیر بزهکاران (پیوند افتراقی) به فراگیری مطالبی می انجامد که موافق تخلف از قوانین است. تکرار و غالب کمّی مطالبی که تعاریفی موافق بزهکاری و قانون شکنی ارائه میکنند بر فراگرفته هایی که ضد بزهکاریاند منجر به پذیرش بزهکاری میشوند”. نظریه کنترل اجتماعی با تکیه بر نیروهای درونی فرد و به اصطلاح با تمرکز به حضور روان شناختی افراد صاحب نفوذ در ذهن کودک و نوجوان به تبیین و چگونگی جلوگیری از بزهکاری میپردازد. در همین حال از تأثیر نیروهای منفی محیط بیرون غافل میماند. در عوض در نظریه پیوندهای افتراقی با توجه انحصاری به نیروهای بیرونی از تأثیر حفاظتی نیروهای درونی غفلت میکنند. طبیعی است که شخص با توجه به توانایی نسبی این نظریه ها و پی بردن به نقص آنها، بتواند نظریه ای تلفیقی که از ترکیب آن دو پدید میآید، بنا نهد. در یک بررسی تجربی دیگر ناظر به آزمون نظریه پیوند افتراقی، پژوهشگر به کاری فراتر از داشتن پیوند های ارتباط با همالان بزهکار، والدین بزهکار، و تعاریف بزهکاران از اعمال بزهکاری را بررسی میکند. بررسی بر روی پرسشنامه های گردآوری شده از ۱۵۸۸ دانش آموز غیر سیاهپوست، متغیرهای گوناگونی از قبیل نظارت و حمایت خانواده، دوستان بزهکار و تعداد آن ها، محله جرم خیز، شنیدن تعاریف مساعد و نامساعد برای تخلف از قوانین، کیفیت مدرسه از لحاظ وجود دانش آموزان بزهکار و تأثیر آنها بر شدت بزهکاری، مورد تحلیل های گوناگون آماری قرار میگیرند. یافته ها حاکی از عدم کفایت نظر ساترلند و کرسی مبنی بر اینکه زندگی خانوادگی وقتی در بزهکاری اهمیت دارد که الگو های بزهکاری برای تقلید وجود داشته باشند، میباشد. از مطالب فوق پیداست که با مسئله ای با این پیچیدگی نمیتوان به وسیله بررسی های ساده و با روش های تحلیلی ابتدایی یک متغیره و با ساده نگری صرف روبرو شد. به همین جهت بررسی جامع در مورد مسئله بزهکاری نیاز به یک چارچوب نظری و طراحی اندیشیده شده برای اندازه گیری متغیرهای دخیل دارد. ۲-۴-۶-رویکردهای التقاطی در حالیکه نگرش های اختصاصی به موضوع منجر به استفاده از چارچوب نظری خاص آن رویکرد در پژوهش ها گردیده است، عده ای نیز دیدگاه های التقاطی را مورد توجه قرار داده و با دید وسیعتری به موضوع نگریسته اند. یکی از مطالعات کلاسیک در این زمینه پژوهشی است که توسط مشکانی و مشکانی انجام شده است. نظریه تلفیقی این پژوهشگران شامل دو مؤلفه است که مجموعاً چارچوب نظری پژوهش را تشکیل میدهد و به صورت مدل تحلیلی در آلگوریتم ۱ ـ نشان داده شده است. مؤلفه اول را کنترل های خانوادگی، اجتماعی، روابط عاطفی کودک و نوجوان با افراد مهم در زندگی او از قبیل اقوام، معلمین، دوستان صالح و غیره تشکیل میدهند که نقش بازدارنده در گرایش به بزهکاری دارند. مؤلفه دوم از نیروهای وارده بر کودک و نوجوان از طرف والدین بزهکار، محله جرمخیزوکسانیکهبهنحوی گفتارورفتارشان بر کودک و نوجوان اثر میگذارند و او را در جهت بزهکاری سوق میدهند، تشکیل میدهد. بدیهی است که بین مؤلفه اول و دوم کشمکشی در بین است و تعامل بین آن دو است که نهایتاً موضع کودک و نوجوان را نسبت به بزهکاری تعیین میکند. جمعیت مورد مطالعه در پژوهش ۱۴۰ نوجوان پسر در کانون اصلاح تربیت و ۱۵ دختردر زندان اوین بخشزنان میباشد . یافته های پژوهش نشان میدهد نتایجی کـه از تلفیق دو نظریه پیوند افتراقی و کنترل اجتماعی از این آزمون تجربی حاصل شده است نشانه یا شاخص مـؤلفه وابستگـی نوجـوان به خـانـواده و مؤلفه وضع سلامت خانواده با شدت بزهکاری مؤثر است. بدین ترتیب که هر چه پیوند های عاطفی نوجوان با خانواده بیشتر میشود و روابط پدر و مادر با فرزندان سالم تر و امن تر باشدبزهکاری کاهش مییابد. مؤلفه اعتقادات مثل اعتقاد به حلال و حرام و ثواب یا گناه و فکر به گناه از شدت بزهکاری میکاهد. مؤلفه های مربوط به پیوند های افتراقی و مؤلفه ارتباط نوجوانان با دوستان و اقوام نشان میدهد وجود همسایگان خلافکار و محله جرم خیز در بزهکاری مؤثر است. آلگوریتم ۱ ـ نمایش مدل تحلیلی بررسی عوامل موثر بر بزهکاری اطفال
۲-۵-پیشگیری از بزهکاری پیچیدگی ماهیت بزهکاری پیشگیری را نیز مشکل میکند و رهیافت های چندگانه ای را کهمیطلبدکه کلیه عوامل خطرزا را در نظر بگیرد. از دیدگاه بهداشت عمومی در پیشگیری بزه، استراتژی ها و مداخله ها در سه سطح کلی همانند سایر مسائل بهداشتی و اجتماعی طبقه بندی میشود. این سه سطح شامل پیشگیری نوع اول یا اوّلیه پیشگیری نوع دوم یا ثانویه و پیشگیری نوع سوم یا ثالثیه است که بر اساس سطوح مختلف برای هر جامعه ای متغیر است. ۲-۵-۱-پیشگیری اوّلیه (سطح اول) : ایجاد یک محیط سالم در پیشگیری اوّلیه به ریشه مسئله و عوامل خطرزای محیطی توجه میشود. این نوع پیشگیری سعی بر آن دارد که امکان درگیر شدن با مسئله طوری پیش برود که هرگز محلی برای رشد مسئله وجود نداشته باشد. به همین علت استراتژی های برنامه ضرورتاً طوری انتخاب میشوند که بتوانند عوامل مخاطره آمیز را کاهش دهند، وضع قوانین که بعضی از محدودیتها را ایجاب میکنند از آن جمله اند. برای مثال در جامعه ای که حمل اسلحه آزاد است، این آزادی خود یک عامل خطرزای امکان درگیر شدن با مسئله بزه است . بنابراین منع حمل اسلحه یکی از استراتژی ها در آن جامعه خواهد بود.در جدول شماره ۱ نمونه ای از استراتژی های پیشگیری نوع اول معرفی شده اند. اگر چه تناقضاتی در بعضی از یافته های پژوهش در مورد کنترل بزه وجود دارد لیکن اکثر یافته ها بیانگر آنند که برنامه های پیشگیری مستقیماً تأثیر زیادی در کاهش رفتار های بزهکارانه نداشته اند در مقابل به پژوهش هایی نیز بر میخوریم که نشان داده اند مداخله اوّلیه جامعه و خانواده متفقاً در کنترل بزهکاری تأثیر دارند. عمده برنامه ریزی های این مداخلات بر اساس یافته هایی است که نشان میدهند عوامل خانوادگی مانند : طلاق، مرگ والدین، کثرت اولاد، فقدان حمایت های روانی و بی توجهی به نیاز های عاطفی فرزندان بی انضباطی در خانواده، وجود فرد بزهکار یا ناسازگار اجتماعی، خیانت زن یا شوهر، اختلافات خانوادگی، طرد از خانواده، فقدان زمینه های تربیتی مناسب در خانواده، مسکن نامناسب از نظر فضای فیزیکی و فقر در تقویت و یا کنترل بزهکاری نقش دارند. عوامل اجتماعی مانند، بی سوادی، رشد بی رویه جمعیت، صنعتی شدن، اختلافات طبقاتی، قوانین تحمیلی، بی عدالتی اجتماعی، بیکاری، جنگ، محیط اجتماعی نامناسب (زندگی در جوار بزهکاران)، فقدان امکانات تفریحی سالم و قابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشینی، زورمداری سیاسی، در کنترل و رشد بزه مؤثرند. به همین جهت استراتژی های مداخله ای خانواده گرا و جامعه گرا در پیشگیری نوع اول اهمیت پیدا میکنند. خلاصه اینکه در سطح اول پیشگیری عمده مسئولیت به عهده خانواده و جامعه است. بسیاری از دیدگاه های روانشناختی، سن مناسب برای سطح پیشگیری نوع اول را قبل از ۸ سالگی میدانند. ۲-۵-۲-پیشگیری ثانویه (سطح دوم) : کاهش عوامل خطرزا در پیشگیری ثانویه هدف کلی دور نگهداشتن فرد از فعالیت هایی است که خطر بر چسب بزه را در فرد تقویت میکند. مثل کنترل خشم و خشونت، کنترل های خانواده بر رفتار های ضد اجتماعی و دوری از دوستان بزهکار. پیشگیری نوع دوم نیز مانند پیشگیری نوع اول استراتژی های برنامه ریزی خود را بر اساس یافته های پژوهش ها طرح میکند و تأکید زیادی بر فرد و یا ارتباطات فرد دارد. به همین جهت استراتژی های پیشگیری نوع دوم از طریق یادگیریمهارت های زندگیاجتماعیاز یک طرفو محیط اجتماعی و ارتباطات فردی از طرف دیگر تأکید میکند. اهمیت این سطح به عنوان سطح پیشگیری کمک به افراد در معرض خطر است. ۲-۵-۳-پیشگیری ثالثیه (سطح سوم) : کنترل موقعیت خطر پیشگیری سطح سوم سعی میکند موقعیت مسئله را اصلاح و یا در آن مداخله کند و هدف آن پیشگیری از تکرار فعالیت هایی است که جرم شناخته میشود. برای این نوع پیشگیری لازم است درگیر مسائلی مانند تنبیه، جریمه و بازتوانی از طریق نظام حقوقی و قضاشود.پیشگیرینوعسومبرنامهریزیمداخلهایواداره موقعیت های خطرناک (Management Crisis Situation) را بر اساس فعالیت هایی تنظیم میکند که ممکن است باعث بزهکاری شوند. ۲-۶-استراتژی های پیشگیری از بزهکاری بهترین تمرین ها برای برنامه ریزی پیشگیری با توجه به نو بودن مسئله استفاده از روش های مطالعه طولی و طراحی تصادفی است. ارزشیابی های زیادی در مورد برنامه های پیشگیری در همه سطوح انجام شده است لیکن نتایج این پژوهش ها و ارزشیابی ها نتواسته اند این ادعا را ثابت کنند که طرح های مداخله ای موفقند . مرکز کنترل بیماری های آمریکا (Centers for Diseases Control : CDC) استراتژی های جامعی را در مقابله با مسئله بزهکاری جوانان پیشنهاد کرده است که عبارتند از : ۲-۶-۱-استراتژی های خانواده گرا این استراتژی ها مهارت هایی را جهت تمرین آماده کرده است مانند آموزش والدین در مورد روش های فرزند پروری، مهارت های ارتباطی بین کودک و خانواده و حل مشکلاتکودکو خانوادهبدون تخلفو تنبیه.ملاقاتهایخانگی (home visit strategies) که قادرند منابع خطرزا را در خانه معرفی کنند و زمینه های راهنمایی لازم برای نگهداری و رشد سالم کودکان را در خانه فراهم کنند. جدول ۱ ـ استراتژی های پیشگیری از بزهکاری
جامعه
کنترل شخصی
رشد اجتماعی
خانواده
-
- قبل از ازدواج : آموزش در مورد اهداف زندگی مشترک.
-
- قبل از تشکیل نطفه : ممنوع کردن باروری برای کسانیکه در معرض عوامل خطرزای مختلف و چندگانه قرار گرفته اند ( این موضوع نقض قوانین حقوق بشر است).
-
- هنگام تولد : فراهم کردن شرایط مناسب برای وضع حمل به طوریکه تمام عوامل خطر را در نظر داشته باشند.
-
- بعد از تولد : ایجاد وابستگی کودک به خانواده
-
- حمایت های جامعه در آماده کردن جوانان برای تشکیل خانواده.
- حمایت های مربوط به دوران بارداری .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بهعلاوه، مهمترین مشکل مطالعه موردی را میتوان تعمیمپذیری نتایج بهدست آمده دانست (کزدین، ۱۹۹۲) همچنین در این روش برخلاف روش های گروهی که بر میانگین تاکید دارند و در نتیجه اطلاعات فردی را در نظر نمیگیرند، اطلاعات لازم را در مورد تاثیر متغیر مستقل یا روش آزمایشی بر تکتک آزمودنیها به دست میدهد (سیف، ۱۳۸۱). به همین دلیل و با توجه به نکات مثبت، طرحهای تجربی تک آزمودنی (مثل داشتن کنترل نسبی روی شرایط آزمایش، سنجش مداوم . سنجش خط پایه)، در این پژوهش از طرح تجربی تک آزمودنی استفاده شد. اگرچه بسیاری از پژوهشگران (برای مثال تادمن و دوگار، ۲۰۰۱) اعتقاد دارند که طرحهای تک آزمودنی تجربی را میتوان روی یک مورد انجام داد (زیرا آزمودنی در حکم گروه کنترل خودش عمل میکند).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۲– جامعهی آماری جامعه آماری مورد پژوهش کلیه افراد دارای درد مزمن که دارای یکی از بیماری های سرطان میگرن و یا ام اس مراجعه کننده به بیمارستان تریتا (واقع در بزرگراه شهید خرازی روبروی دریاچه چیتگر) در سال ۱۳۹۳ بودند. ۳-۳– نمونه و روش نمونه گیری از بین جامعه آماری زنان مبتلا به میگرن ام اس و یا سرطان با بهره گرفتن از روش نمونۀ گیری در دسترس تعداد ۶ نفر ( ۳ نفر گروه آزمایش اول با آموزش رفتار درمانی شناختی ، ۳ نفر گروه دوم با درمان استرس زدایی مبتنی حضور ذهن) برای پژوهش انتخاب شدند. ۳-۳-۱– برخی از ملاکهای ورود به تحقیق عبارت بودند از:
-
- محدوده سنی ۲۰ به بالا
-
- سطح تحصیلات حداقل سیکل (سوم راهنمایی)
-
- سپری شدن حداقل ۶ ماه از درمانهای درد مزمن
-
- کسب حداقل نمره پایه برای داشتن درد مزمن
۵. داشتن یکی از بیماری های سرطان ام اس و یا میگرن ۳-۳-۲– برخی از ملاکهای خروج از تحقیق عبارت بودند از:
-
- محدوده سنی کمتر از ۲۰ سال
-
- سطح تحصیلات کمتر از سوم راهنمایی
-
- سپری شدن کمتر از ۶ ماه از درمانهای درد مزمن
۴. داشتن بیماری های دیگری غیر از سرطان ام اس و یا میگرن ۳-۴– ابزارها و مقیاس های پژوهش ۳-۴-۱– مقیاس استرس ادراکشده مقیاس استرس ادراک شده در سال ۱۹۸۳ توسط کوهن و همکاران تدوین شد. این پرسشنامه دارای ۱۴ ماده است که برای سنجش استرس معمولی درک شده در یک ماه گذشته به کار می رود. کوهن و همکاران ضریب آلفای کرونباخ برای پایایی مقیاس را در سه گروه از آزمودنیها بین ۸۴/۰ تا ۸۶/۰ گزارش کردند. در مطالعهای که توسط قربانی و همکاران صورت گرفت ضریب آلفای کرونباخ در جامعه آمریکا ۸۶/۰ و در نمونه ایرانی ۸۱/۰ محاسبه گردید (نیسیانی حبیب آبادی، نشاط دوست، مولوی و بنکدار، ۱۳۹۰). ۳-۴-۲– پرسشنامه عاطفه PANAS مقیاس کوتاه شده عاطفه مثبت و منفی پاناس(واتسون، کلارک و تلگرن، ۱۹۸۸)، شادمانی و لذت را می سنجد. مقیاس پاناس شامل ۲۰ ماده خود گزارش است که شدت عاطفه مثبت و منفی فرد را می سنجد. ۱۰ ماده عاطفه منفی و ۱۰ واحد عاطفه مثبت را می سنجد. واتسون و همکاران(۱۹۸۸) اعتبار پاناس را از بررسی رابطه میان زیر مقیاس عاطفه مثبت با دیگر مقیاس های عاطفه مثبت( از ۵۰/۰ تا ۹۰/۰) و در سطح ۰۵/۰ بدست آمد. پایایی برای عاطفه مثبت ۶۸/۰ و برای عاطفه منفی ۷۱/۰ گزارش کردند همچنین پایایی و اعتبار این پرسشنامه توسط مطلب زاده(۱۳۸۶)، مورد محاسبه قرار گرفته است. برای تعیین اعتبار ملاک این پرسشنامه با پرسشنامه رضایت زندگی به ترتیب برای عاطفه مثبت ۲۷/۰ و برای عاطفه منفی ۲۷/۰- (همگی در سطح ۰۱/۰ معنادار بودند) بدست آورده است و پایایی این پرسشنامه با بهره گرفتن از روش آلفای کرنباخ محاسبه گردید که معادل ۸۵/۰ است که نشانگر پایایی مطلوب این پرسشنامه می باشد. در پژوهش حافظی و جامعی نژاد(۱۳۸۹)، ضرایب پایایی بدست آمده به دو روش آلفای کرنباخ و تصنیف برای پرسشنامه پاناس به ترتیب ۸۴/۰ و ۷۸/۰ بدست آمد. ۳-۴-۳– مقیاس خستگی درد این مقیاس برای بررسی و ارزیابی خستگی ناشی از سرطان تدوین شده است که می توان از آن برای افراد مبتلا به درد مزمن نیز استفاده کرد. این مقیاس به زبانهای انگلیسی، ژاپنی، آلمانی و فارسی موجود است. نمره خستگی از ۱۵ سوال و ۳ زیر گروه جسمانی، عاطفی و شناختی تشکیل شده است. هر سوال نمرهای بین صفر (به هیچ وجه) تا ۴ (خیلی زیاد) دارد که وضعیت اخیر بیمار بر روی پرسشنامه علامت زده میشود (شان، ۲۰۰۵). به این ترتیب درجه احتمالی خستگی در بعد جسمانی بین ۰ تا ۲۸، در بعد عاطفی بین ۰ تا ۱۶، در بعد شناختی بین ۰ تا ۱۶ و نمره کلی خستگی بین ۰ تا ۶۰ متغیر است. در زمینه اعتبار نیز، این مقیاس از حمایت پژوهشهای خارجی (اوکویاما و همکاران، ۲۰۰۰ به نقل از حقیقت و همکاران؛۱۳۸۷؛ کرز[۳۵۵] و همکاران، ۲۰۰۸) و داخلی (حقیقت و همکاران، ۱۳۸۷) برخوردار است. در پژوهش حقیقت و همکاران (۱۳۸۷) پایایی[۳۵۶] پرسشنامه با بهره گرفتن از ضریب کرونباخ در ابعاد مختلف جسمانی، عاطفی، شناختی و نمره کل خستگی به ترتیب ۹۲/۰، ۸۹/۰، ۸۵/۰و ۹۵/۰ محاسبه گردید که در حد رضایت بخشی بود. ۳-۵– فرایند درمان درمان بهکار رفته در این پژوهش به صورت انفرادی به کار گرفته شد. برنامهی درمان در ۸ جلسه ارائه شد و برای سرفصلها، موضوعات، تمرینها و تکالیف هرجلسه از درمان مربوطه از راهنمای عملی شناختی درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی (سگال، ویلیامز و تیزدیل، ترجمهی محمدخانی و همکاران، ۱۳۸۶)، استفاده شده است. به طور خلاصه در اینجا اشارهای به فرایند درمان خواهد شد. ۳-۵-۱– آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در ۱۹۹۲ توس کابات زین بکار گرفته شد. در دهه اخیر افزایشی ناگهانی در استفاده از مداخلات مبتنی بر حضور ذهن ، که مهارتهای حضور ذهن را برای ارتفای سلامت و بهزیستی روان شناختی آموزش می دهد، دیده شده است و روز به روز این رویکرد در حال گسترش است، مفهوم حضور ذهن از سنت های معنوی شرق سرچشمه گرفته است و به شکلی از کنترل توجه اشاره دارد که از طریق تمرین های فکری رشد کرده است ( بائر[۳۵۷]، ۲۰۰۳). حضور ذهن روش خاصی از توجه است که بوسیله کابات-زین به عنوان ” آگاهی ای که از توجه به خواست و هدف و توجه غیر قضاوتی در گشودگی به تجربه در لحظه ی حال نشات می گیرد” توصیف می شود. سه عنصر اولیه ای که به عنوان مولفه ی فرایند آگاهی و حضور ذهن پیشنهاد شده اند عبارتند از : نگرش، توجه و قصد (شاپیرو وهمکاران، ۲۰۰۶). شیوه ی آگاهی حضور ذهن بر بنیان های نگرشی خاص استوار است که غیر قضاوتی بودن، پذیرش، اعتماد، صبر، کنجکاوی و مهربانی را شامل می شود ( بیشاپ[۳۵۸] و همکاران، ۲۰۰۴ ؛ شاپیرو و همکاران، ۲۰۰۶). دوم توجه، توجه متمرکز، وسیع و پایدار و مهارتهای تعویض توجه از یک محرک به محرک دیگر را شامل می شود. سومین عنصر قصد هشیار است که توجه عمدی ای است که می تواند به عنوان خودتنظیمی توجه موردملاحظه قرار گیرد ( بیشاپ و همکاران، ۲۰۰۴). شاپیرو و همکاران پیشنهاد دادند که عناصر نگرش ها، توجه و قصد همزمان هستند، جنبه های متصلی از فرآیندی که آگاهی و حضور ذهن است. این فرایند به شخص اجازه می دهد که دیدگاهی در تجربیات را رشد دهد که از حالت قضاوتی، عینی و غیر مشروح افکار، احساسات و هیجانات به عنوان پدیده های گذرا، تمرکز زدایی شود. این بالقوه به تغییری در روابط شخص با این پدیده ها منتهی می شود، جاییکه شخص می تواند الگوهای عادتی یا حالت های ذهنی را مشاهده، شناسایی و قطع کند و پاسخ هایی را شروع کند که بیشتر منعکس کننده باشد تا واکنشی ( بائر، ۲۰۰۳؛ سگال[۳۵۹] و همکاران، ۲۰۰۲؛ شاپیرو، ۲۰۰۶ ). مداخلات مبتنی بر حضور ذهن صلاحیت خود را در درمان مشکلات روان شناختی مختلف نشان داده اند ( بائر، ۲۰۰۷) شامل پیشگیری از عود افسردگی ( سگال و همکاران، ۲۰۰۲)، سوء مصرف مواد (مارلات و همکاران، ۲۰۰۴؛ بووتزین و ستونز، ۲۰۰۵) و کاهش پاسخ های روان شناختی و فیزیکی منفی در برابر استرس ( کابات-زین و همکاران، ۱۹۹۲) و اختلال نقص توجه بیش فعالی ( زیلوسکا و همکاران، ۲۰۰۷) است. مطالعات نشان داده اند که فنون مبتنی بر حضور ذهن یا فرآیندهای بین شخصی از قبیل پاسخ همدلانه (بلاک-لرنر و همکاران، ۲۰۰۷) ارتباط و نزدیکی بین شخصی و شناسایی هیجان، ارتباط هیجان و مدیریت خشم ( واشس[۳۶۰] و کوردولا[۳۶۱] ، ۲۰۰۷؛ به نقل از دونکان و همکاران ، ۲۰۰۹) ارتباط دارند. ذهن آگاهی همیشه با رشد بین فردی همراه است. این تکنیک ترکیبی از تکنیک های رفتاری آرامش آموزی و مراقبه که شامل آموزش کنترل تنفس و توجه، مشاهده حس ها واحساس های بدنی، توصیف این احسا س ها، پذیرش بدون قضاوت آن ها و افکار همراه و حضور در زمان حاضر به خصوص در فعالیت های روزمره است. کلاس ملاقات در هفته به مدت ۲٫۵ ساعت و یک جلسه تمام روز در هفته ششم وجود دارد. شرکت کنندگان برای تمرین مدیتیشن با تمرکز حواس و / یا حرکت فکر برای ۳۰-۴۵ دقیقه در روز با سی دی آموزشی تمرین می کنند. جلسات آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در پژوهش حاضر در ۸ گام ارائه شد که گام های آن به شرح ذیل است: ۱- جلسه اول شامل خوش آمدگویی و بیان اهداف و تشریح ماهیت تشکیل جلسه، اینکه اصلا ذهن آگاهی چیست؟ تاثیر استرس بر میزان هشیاری، اعتماد به نفس و ابراز وجود ، چگونگی استفاده از ذهن آگاهی همه روزه، شروع تمرینات غیر رسمی و تکلیف خانگی و بیان اهداف درمان می باشد. ۲- در ابتدای جلسه ی دوم به تشریخ ذهن آگاهی و ارتباط ذهن و بدن می پردازیم و سپس مواردی مانند واکنش به استرس و پاسخ به استرس، ذهن آگاهی و نقش محوری آن در کاهش استرس، ذهن آگاهی و استرس روزمره ، شروع تمرین رسمی ( بررسی آگاهانه ) ،آموزش آرامش آموزی از طریق ایجاد تنش و رهایی آن در عضلاتی که با هیجان ها را اجرا می کنیم. ۳- در جلسه سوم چگونگی مراقبه ی ذهن آگاهانه را آموزش می دهیم همچنین آموزش آرامش آموزی از طریق باز خوانی گروه های عضلاتی که قبلا از طریق ایجاد تنش – رهایی عضلانی فراخوانده شده اند. ۴- جلسه چهارم بیان می کنیم که چگونه ذهن آگاهی استرس را کاهش می دهد. همچنین در این جلسه تعمیم آرامش آموزی در موقعیت های مختلف و فعالیت های روزمره را تشریح می کنیم. به علاوه دام های ذهن و گفت و گوی منفی با خود، شیوه های همیشگی تفکر و مراقبه ی راه رفتن را بازگو می کنیم. ۵- جلسه ی پنجم اختصاص دارد به ذهن آگاهی بدن و فواید آگاهی از بدن ، تمرین آموزش کنترل تنفس و مراقبه نفس (آگاهی فراگیر از طریق مشاهده حس های بدنی). ۶- جلسه ششم تعمیم آموزش کنترل تنفس و مراقبه تنفس در فعالیت های روزمره می باشد. همچنین مراقبه ی نشسته، ذهن آگاهی احساسات، ذهن آگاهی گوش دادن، ذهن آگاهی افکار و هیجانات و یوگای آگاهانه را آموزش می دهیم. ۷- مراقبه برای اضطراب و استرس، پرسش از خود آگاهانه، یوگای ایستاده، ذهن آگاهی کامل که شامل مرور کوتاهی بر جلسه های قبل است، از برنامه های جلسه ی هفتم می باشد. ۸- جلسه آخر با خلق یک شیوه ی رسمی برای ذهن آگاهی، تنظیم کردن تمرینات رسمی، تنظیم کردن تمرینات غیر رسمی و جمع بندی موارد ذکر شده در جلسات قبل پایان می یابد. جلسات اول تا چهارم جلسه اول تا چهارم بر رشد آرامش و ثبات ذهنی و جسمی شرکت کنندگان به منزله ی پیش درآمد ظرفیت پاسخگویی اثربخش به چالش های زندگی روزمره، تمرکز دارند. محتوا، تکالیف خانگی و تمرین های هشیاری روزانه ی جلسات اول تا چهارم با هدف پرورش و عملیاتی نمودن توانایی “توقف” و “مشاهده” در افراد طراحی شده اند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در بیشتر کشور های دنیا روش اول که روش ساده ای است مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش بر اساس قیمت تسویه بازار به تمامی تولید کنندگان پول پرداخت می شود. در روش دوم به هر بازیگر بر اساس قیمت پیشنهادی خودش پرداخت می شود.در روش سوم پرداخت به تولید کنندگان با توجه به قیمت برق در محل اتصال ژنراتور به شبکه انجام می شود. این روش بسیار به ساختار شبکه و موقعیت جغرافیایی ژنراتورها بستگی دارد. در ایران از روش دوم استفاده می شود. تفاوت اصلی روش دوم نسبت به روش اول این است که در روش دوم به دلیل اینکه پرداخت بر اساس قیمت پیشنهادی بازیگر انجام می شود سود بازیگر مستقیما به پیشنهاد قیمتی او بستگی دارد و این امر موجب می شود مسئله استراتژی قیمت دهی برای بازار با قیمت گذاری PAB بسیار پر اهمیت تر از روش های دیگر باشد. اما در روش اول قیمت پیشنهادی بازیگر به نوعی تنها مبنایی برای برنده شدن یا نشدن او محسوب می شود و سود نهایی بر اساس قیمت تسویه بازار تعیین می شود. لذا در این تحقیق برای حل مسئله استراتژی قیمت دهی از روش اجرای بازار به صورت PAB استفاده می شود. در این روش درآمد بازیگر i به صورت زیر محاسبه می شود:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
احتمال برنده شدن بازیگر i *قیمت پیشنهادی بازیگر i *میزان مگاوات پیشنهادی بازیگر i =درآمد بازیگر i
۳-۶- تعریف مسئله به صورت یک مسئله بهینه سازی
۳-۶-۱- تابع هدف
هدف اصلی از حل مسئله استراترژی بهینه قیمت دهی، بیشینه کردن سود یک تولید کننده در یک دوره زمانی اجرای بازار است. در این مقاله هدف مقدار سودی است که تولید کننده از طریق فروش برق در بازار عمده فروشی بدست میآورد و سایر درآمدها (مانند بازار خدمات جانبی) در نظر گرفته نمیشود. رابطه (۱) نحوه محاسبه سود یک تولید کننده را نشان میدهد. این رابطه با توجه به اینکه بازار به صورت پرداخت بر مبنای پیشنهاد[۴۷] اجرا میشود تعیین شده است.
![]()
Ben : امید ریاضی سود حاصل از فروش برق در یک دوره اجرای بازار
: قیمت پیشنهادی تولید کننده در ساعت t
: پیش بینی قیمت تسویه بازار در ساعت t
: درآمد تولید کننده در ساعت t است و به صورت زیر محاسبه میشود :
![]()
در این رابطه توان تولیدی ژنراتور در ساعت t است.
هزینه تولید برق در ساعت t است که از سه بخش کلی تشکیل شده است و به صورت زیر محاسبه میشود :
![]()
در این رابطه و و به ترتیب هزینه بهره برداری، هزینه روشن شدن و هزینه خاموش شدن ژنراتور در ساعت t است. همچنین ضرایب تابع هزینه تولید ژنراتور میباشند. بخش آخر تابع هدف مربوط به احتمال برنده شدن در بازار است. این احتمال با بهره گرفتن از رابطه زیر بدست میآید. در این رابطه تابع چگالی احتمال قیمت بازار در هر ساعت به صورت توزیع نمایی با میانگین و انحراف معیار مشخص در نظر گرفته است.
![]()
در این رابطه میانگین قیمت بازار در ساعت t و انحراف معیار قیمت بازار در ساعت t است. این رابطه به این معنا است که در صورتی که قیمت پیشنهادی بازیگر کمتر از قیمت بازار باشد، بازیگر مورد نظر برنده است.
۳-۶-۲- قیود
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منابع: منابع فارسی ۱-اف دراکرپیتر،چالشهای مدیریت درسده بیست ویکم، ترجمه محمد طلوع، انتشارات رسا، تهران ۱۳۷۸ ۲-اعرابی، سیدمحمد، طراحی ساختار سازمانی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران ۱۳۷۶ ۳-بیاضی طهرابند، علی، عقیلی، حسن، معین نجف آبادی، فقیه (۱۳۹۰)، مدل جامع مدیریت عملکرد در سازمان ها”مجله تدبیر، شماره ۲۱۴ ۴-تاکر، مایکل، مدیریت فرایند، ترجمه گروه کارشناسان، انتشارات یساولی، تهران، ۱۳۸۰ ۵-چمپی، جیمز، طرح ریزی دوباره مدیریت، دستور کار رهبری نوین، ترجمه ایرج پاد، انتشارات سازمان مدیریت صنعتی، تهران، ۱۳۷۷ ۶-حمیدی زاده، محمدرضا و بابادی، سیما(۱۳۹۲)، ” تأثیر پیاده سازی مدیریت کیفیت جامع بر بهبود فرایندهای کاری: مطالعه موردی اداره کل امور اقتصادی و دارایی خوزستان”نشریه صنعت و دانشگاه، سال سوم، شماره ۱۱ ۷-خلیلی شورینی، سیاوش، (۱۳۸۸)، روش های تحقیق در علوم انسانی، تهران: یادواره کتاب. ۸-رضایی، کامران، تدین، سحر، استادی، بختیارو اقدسی، محمد(۱۳۹۲)،” عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت فرایند و ارائه چهارچوبی برای ارزیابی آمادگی سازمان”نشریه مدیریت صنعتی، دوره۱، شماره۳، از صفحه ۳۷تا۵۲
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۹-رمضانیان،محمدرحیم و پوربخش، سیدحامد (۱۳۹۲)،” ساختارهای جدید سازمان و مدیریت فرایند” ماهنامه تدبیر-سال هجدهم-شماره ۱۸۷ ۱۰-رحمانیان،ساره(۱۳۹۱)، ” بررسی اثرات پیاده سازی سیستم اطلاعات مدیریت (MIS) و سیستم تصمیم یار (DSS) در بهبود فرایند تصمیم گیری مدیران” اولین همایش ملی بررسی راهکارهای ارتقاء مباحث مدیریت، حسابداری و مهندسی صنابع در سازمانها ۱۱-زاهدی، شمس السادات، تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم ها، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، تهران ۱۳۷۸ ۱۲-سلطانی، مرتضی و اسمعیل لو، سجاد ” لزوم پیاده سازی مدیریت فرایند محور”، مجله تدبیر، شماره ۱۶۰، تهران، ۱۳۹۰ ۱۳-شعبانی ایلانی(۱۳۹۰)،”مدل سازی کسب و کار با UML ” مجله تدبیر،شماره۲۱۵، آذر ۱۳۹۰ ۱۴-فریس ،دیوید،کسب و کار الکترونیکی هوشمند،محمد حسن نیک بخش تهرانی،تهران: موسسه فرهنگی هنری دیباگران تهران،۱۳۸۵٫ ۱۵-عباسی،شکرایی(۱۳۹۱)،ارزیابی حساب ذخیره ارزی از دیدگاه خبرگان فصلنانه سیاست های راهبردی و کلان، شماره۲، تابستان۱۳۹۲ ۱۶-کیاکجوری، داود و کیاکجوری، کریم، (۱۳۸۶)، روش تحقیق در مدیریت، تهران: نشر نگار. ۱۷-مقیمی، سیدمحمد، (۱۳۸۰)، سازمان و مدیریت رویکردی پژوهشی، تهران: نشر ترمه. ۱۸-نصیری نیا، احمد (۱۳۹۱)، “مدیریت مبتنی بر فرایند گرایی”، مجله تخصصی نور ۱۹-همر، مایکل و جیمز چمپی، مهندسی دوباره شرکتها، ترجمه عبدالرضا رضایی نژاد، انتشارات موسسه فرهنگی رسا، تهران، ۱۳۷۹ ۲۰-همر، مایکل، فراسوی مهندسی دوباره، ترجمه دکتر عبدالرضا رضایی نژاد، انتشار استان تهران ۱۳۷۸ منابع خارجی: ۲۱-Anderson, A good book on mindset is Beyond Change Management, Jossey-Bass/Pfeiffer, ۲۰۰۱ ۲۲-Ahire, S. L. (1997),Management Science- Total Quality Management interfaces: An integrative framework, Interfaces,1997, 27 (6): 91–۱۰۵ ۲۳-Burlton, Business Process Management: Profiting From Process, Sams Publishing, Indianapolis. ۲۴-BARRETT, J, “PROCESS VISUALIZATION”, INFORMATION SYSTEM MANAGEMENT, ۱۹۹۴. ۲۵-Baidoun S. (2007). “The implementation of TQM Philosophy in Palestinian Organization: a Proposed non-Prescriptive Generic Framework”, The TQM Magazine, Vol. ۱۶, No. ۳, pp. ۱۷۴-۱۸۵٫ ۲۶-DAVENPORT, T. AND SHORT,, J. THE NEW INDUSTRIAL ENGINEERING, SLOAN MANAGEMENT REVIEW, VOL.31, NO ۴, ۱۹۹۰. ۲۷-Daniel L.Prajogo, Amirik, S,Sohal,(2012)The Relationship between organization Strategy, total quality managment (TQM) , and organization performance- the mediating role of TQM, european journal of operational research ۲۸-Jon Holt Institution of Electrical Engineers (2004). UML for Systems Engineering: Watching the Wheels IET, ۲۰۰۴, ISBN 0-86341-354-4. p.58 ۲۹-Juran J.M. and Blanton Godfery A. (2010). “Juran’s quality handbook”, Fifth Edition, McGraw-Hill, NY ۳۰-J. Harry;S. Mann, Practitioner’s Guide to Statistics and Lean Six Sigma for Process Improvements. John Wiley and Sons. pp. Retrieved ۱۵ November ۲۰۱۱. ۳۱-HARRISON, D. AND PRATT, M, A METHODOLOGY FOR REENGINEERING BUSINESS, PLANNING REVIEW, MARCH ۱۹۹۳. ۳۲-KETTINGER, W. TENG, J. AND GUHA, S,. BUSINESS PROCESS CHANGE, MIS QUARTERLY, MARCH ۱۹۹۷. ۳۳-PLOWMAN, BRIAN, ACTIVITY BASED MANAGEMENT: IMPROVING PROCESSES AND PROFITABILITY, GOWERPUBLISHING LIMITED, ۲۰۰۱٫ ۳۴-Rockhart J.F. (2008). “Chief Executives Define Their Own Data Needs”, ۳۵-Harvard Business Review, Vol. 57, pp. 81-93. ۳۶-Reid L. (1992). “Continuous Improvement Through Process Management”, ۳۷-Management Accounting, Vol. 74, No. 3, pp. 37-44. ۳۸-Rockhart J.F. (1979). “Chief Executives Define Their Own Data Needs”, ۳۹-Harvard Business Review, Vol. ۵۷, pp. 81-93. ۴۰-Ryan K. L. Ko, Stephen S. G. Lee, Eng Wah Lee (2009) Business Process Management (BPM) Standards: A Survey. In: Business Process Management Journal, Emerald Group Publishing Limited. Volume ۱۵ Issue ۵. ISSN ۱۴۶۳–۷۱۵۴٫ ۴۱-Stahl M.J. (1999). “Perspectives in Total Quality”, Wiley-Blackwell. ۴۲-Telleria K.M., Little D. and MacBryde J. (2002). “Managing Processes ۴۳-Through Teamwork”, Business Process Management Journal, Vol. ۸, No. ۴,pp. ۳۳۸-۳۵۰.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قطب الدین راوندی، فقه القرآن فی شرح آیات الأحکام، ج۱، ص۳۴۹ ↑ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱ و ج۳، ص۲۴۶ ↑ ابنبابویه، کمال الدین، ج۱، ص۵ ↑ بقره/ ۳۰ ↑ «..خدا نیرنگ خائنان را به جایى نمىرساند» یوسف/ ۵۲ ↑ «..و زنهار جانبدارِ خیانتکاران مباش»نساء/ ۱۰۵ ↑ ابنبابویه، کمال الدین، ج۱، ص۱۱ ↑ بقره/ ۳۰ ↑ رک: حلی، الألفین، ص۷۳-۷۴ ↑ بقره/ ۱۲۴ ↑ حرعاملی، اثبات الهداه، ج۱، ص۹۷ ↑ رک: همین نوشتار بخش ۱-۲-۳-۱- ارتباط خلافت با نبوت و امامت، ص۷۲-۷۹ ↑ بقره/ ۱۲۴ ↑ حلی، الألفین، ص۲۷۶-۲۷۷ ↑ همان، ص۳۹۳ ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۷۳-۲۷۴ ↑ جوادی آملی، تسنیم، ج۶، ص۴۱۴ ↑ مفید، الفصولالعشره، ص۱۲۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۸، ص۲۱۷؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۸۸ ↑ أنبیاء/ ۷۳ ↑ «در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند» حجر/ ۴۲ ↑ «و همه را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان خالص تو از میان آنان را» حجر/ ۳۹-۴۰ ↑ حلی، ألفین، ص۳۴۴ ↑ آل عمران/ ۳۳ ↑ رک: ابنشهرآشوب، متشابهالقرآن، ج۲، ص۵۰ ↑ «بلکه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک مىورزند در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم، و به آنان ملکى بزرگ بخشیدیم» نساء/ ۵۴ ↑ طباطبایی، المیزان فى تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۶۵-۱۶۶ ↑ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۱۵۳؛ قاضی نورالله شوشتری، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۱۴، ص۳۸۳ ↑ رک: حلی، ألفین، ص۱۰۰ و ۱۴۵ ↑ «اینان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است پس به هدایت آنان اقتدا کن» أنعام/ ۹۰ ↑ «..و هر که را خدا گمراه گرداند برایش راهبرى نیست. و هر که را خدا هدایت کند گمراهکنندهاى ندارد..» زمر/ ۳۶-۳۷ ↑
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
«..خدا هر که را راهنمایى کند او راهیافته است..» کهف/ ۱۷ ↑ «اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید، زیرا وى دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید این است راه راست! و [او] گروهى انبوه از میان شما را سخت گمراه کرد..» یس/ ۶۰-۶۲ ↑ رک: حسینی تهرانی، امام شناسی، ص۶۷-۶۸ ↑ سجده/ ۲۴ ↑ أنعام-۷۵ ↑ تکاثر/ ۶ ↑ مطففین/ ۱۴-۲۱ ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۷۳ ↑ «و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد، و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او مىکرد. چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم، چرا که او از بندگان مخلص ما بود» یوسف/ ۲۴ ↑ قصص/ ۳۲ ↑ نساء/ ۱۷۴ ↑ نمل/ ۶۴ ↑ «و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى، به سوى آنان خواهم گرایید و از [جمله] نادانان خواهم شد» یوسف/ ۳۳ ↑ «پس آیا دیدى کسى را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده..» جاثیه/ ۲۳ ↑ «و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت، از روى ظلم و تکبّر آن را انکار کردند..» نمل/ ۱۴ ↑ طباطبایی، المیزان فى تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۱۲۸-۱۲۹ ↑ بقره/ ۳۰-۳۳ ↑ رعد/ ۳۸ ↑ قصص/ ۳۲ ↑ إبراهیم/ ۱۰ ↑ واژه «بیّنه» نیز در ارتباط با معجزه به کار رفته مانند آیات «حَقیقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُکُمْ بِبَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ..»(أعراف/ ۱۰۵) و “قالُوا یا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَیِّنَهٍ وَ ما نَحْنُ بِتارِکی آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِکَ..»(هود/ ۵۳) لکن با توجه به صفت مشبه بودن آن، به نظر مىرسد که «بیّنه» صفتی برای «آیه» باشد که در برخی موارد به ذکر صفت «بیّنه» اکتفاء شده، مؤید این مطلب آیاتی است که در آن این دو واژه به صورت ترکیب موصوف و صفت استعمال شده مانند آیات “سَلْ بَنی إِسْرائیلَ کَمْ آتَیْناهُمْ مِنْ آیَهٍ بَیِّنَهٍ..»(بقره/ ۲۱۱) و “وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسى تِسْعَ آیاتٍ بَیِّناتٍ..»(إسراء/ ۱۰۱) ↑ ابنبابویه، علل الشرایع، ج۱،ص۱۲۲ ↑ همو، اعتقادات الإمامیه، ص۹۴ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فراوانی
۴۲.۹
۳۰
۹۵.۷
۶۷
ندارد
۵۷.۱
۴۰
۴.۳
۳
دارد
۱۰۰
۷۰
۱۰۰
۷۰
جمع
نتایج جدول (۲-۵) حاکی از آن است که بیش از نیمی از مجرمین در میان نمونههای انتخابی دارای سابقه ارتکاب انواع جرایم در گذشته هستند و با توجه به اینکه مجرمین مبتلا به اختلالات شخصیت دارای بیشترین آمار ارتکاب جرم (۳۱.۴%) در این پژوهش میباشند اینطور میتوان استنباط نمود که اعمال این مجرمین همواره بدون برنامه ریزی قبلی و به صورت پیش بینی نشده ارتکاب یافته است. گفتار دوم : رابطه اختلال سایکوز ناشی از مواد یا ضربه با جرایم ارتکابی امروزه مسئله مصرف مواد و الکل یکی از مشکلات اساسی جوامع محسوب می شود و در حال حاضر بیش از سرطان و ایدز باعث دلمشغولی متخصصان بهداشت جهانی شده است (دادستان، ۱۳۸۲، ص ۱۹۵). طبق نتایج حاصله از نمونه انتخابی در این پژوهش، اختلال سایکوز ناشی از مواد و ضربه در رتبه دوم اختلالات جرمزا با درصد فراوانی ۲۲ قرار دارد و پس از اختلالات شخصیتی، جرمزاترین اختلال روانی محسوب می شود. همانطور که در جدول متقاطع بیان شد مجرمین مبتلا به اختلالات ناشی از مواد و الکل مرتکب جرایمی همچون قتل با درصد فراوانی ۱۰، سرقت ۵.۷%، قتل ۲.۹%، جرایم مرتبط با مواد و الکل ۱.۴%، جرایم مالی ۱.۴%، توهین ۱.۴% شده اند. همانطور که در پژوهشهای متعدد دیگر نیز رابطه میان ارتکاب رفتارهای غیرقانونی و خشونتآمیز با مصرف مواد به اثبات رسیده است و بیان می کند که تقریبآ نیمی از افرادی که به علت جرایم وخیم مانند قتل، سرقت مسلحانه و … دستگیر میشوند به هنگام دستگیری از مواد استفاده کرده اند و همچنین ۴۰ تا ۵۰ درصد از کسانی که به علت ارتکاب انواع جرایم در زندان به سر میبرند به هنگام ارتکاب جرم تحت تآثیر مصرف مواد و الکل بوده اند (همان، ۱۳۸۲، ص ۱۹۴) و همچنین طبق تحقیقاتی که توسط دکتر گلدستین انجام شده و سازمان ملل متحد آن را در سال ۱۹۹۷ منتشر کرده اشخاصی که مواد مخدر مصرف می کنند هوشیاری و عقل خود را از دست داده و مرتکب انواع جرایم و خصوصآ جرایم خشونت آمیز میشوند (زراعت، ۱۳۸۶، ص ۲۲)، در نتیجه ارتکاب انواع جرایم مرتبط با اختلال در نظم و قتل در این بیماران دور از انتظار نخواهد بود. همچنین به سبب اینکه سایکوز ناشی از مواد یا سوءمصرف مواد به عنوان یکی از عوامل تسهیل کننده جرم محسوب می شود و با توجه به نرخ بالا انواع مواد مخدر در جوامع و نیاز مفرط بیماران معتاد به این مواد و همچنین اوضاع اقتصادی نابسامانی که عمومآ اینگونه بیماران با آن دست و پنجه نرم می کنند، ارتکاب انواع جرایم مالی همچون سرقت برای کسب پول به جهت تهیه مواد مورد نیازشان قابل توجیه میباشد.
 لازم به ذکر میباشد که اختلال سایکوز بر اساس نتایج حاصله در این پژوهش، می تواند ناشی از ضربه نیز باشد که به عنوان زیر مجموعه اختلالات روانی ناشی از یک اختلال طبی محسوب می شود، بدین معنا که فرد مبتلا در گذشته ضربهای شدید به جمجمه و مغز خود را تجربه کرده و مدتی نیز در بیهوشی بسر برده و هم اکنون به دلیل اختلالات روانی ناشی از آن ضربه، گاهی دچار تجربه سایکوز و توهمات می شود و در این حین مستعد ارتکاب انواع جرایم خواهد بود. گفتار سوم : رابطه اختلال اسکیزوفرنی با جرایم ارتکابی اسکیزوفرنی همواره به عنوان شدیدترین اختلال روانی محسوب می شود که همیشه آمار بالایی از بیماران بستری شده در بیمارستانهای روانپزشکی را به خود اختصاص میدهد. همانطور که در نتایج این پژوهش نیز بیان شد مجرمین مبتلا به اسکیزوفرنی با ارتکاب ۱۲ جرم شامل قتل ۷.۲%، جرایم مرتبط با اختلال در نظم ۴.۳%، سرقت ۲.۹%، توهین ۱.۴% و آدمربایی ۱.۴% و احراز آمار ارتکاب جرم ۱۷.۱درصد، به عنوان بالاترین آمار ارتکاب انواع جرایم در نمونه انتخابی پس از مجرمین مبتلا به اختلالات شخصیتی و اختلالات سایکوز میباشند. این اختلال دارای تمامی نشانهها و علایم حاد روانی از جمله انواع هذیانها، توهمات، گفتار و رفتار آشفته و … میباشد که در اکثر موارد منجر به واکنشهای غیرمنطقی و عجیب وغریب می شود؛ بدین صورت که فرد بیمار به طور کامل رابطه افکار و گفتار و رفتار خود را با واقعیت از دست داده و مرتکب انواع جرایم خصوصآ جرایم خشونتآمیز همچون قتل و جرایم مرتبط با اختلال در نظم میشوند. همچنین طبق مطالعاتی که روی نمونه ای متشکل از ۵۹ فرد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی که مرتکب جرایمی همچون قتل و اختلال در نظم شده بودند، انجام شده به این نتیجه رسیدند که ۳۹% این رویدادها پیامد حالتهای هذیانی (از جمله ترغیب به
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ایرانی باستان: ریشهی: *baug-: “نجات دادن، آزاد کردن، رها کردن” (بیلی، ۱۹۷۹: ۳۱۹). هند و اروپایی: ریشهی *baug-: “آزاد کردن” (پوکرنی، ۱۹۵۹: ۱۵۲). فارسی باستان: ریشهی baug-: “نجات دادن” (کنت، ۱۹۵۳: ۱۹۹). اوستایی: ریشهی baog-: “نجات دادن، رها کردن” (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۹۱۶). فارسی میانه ترفانی: b©z- (مادهی مضارع)، b©xt- (مادهی ماضی)، b©xs- (مادهی آغازی)، b©xtan (مصدر) (بویس، ۱۹۷۷: ۲۹)؛پهلوی اشکانی ترفانی: b©¹- (مادهی مضارع)، b©xt- (مادهی ماضی)، b©xs- (مادهی آغازی)، b©xtan (مصدر) (گیلن، ۱۹۶۶: ۶۳، ۶۴). پازند: bo¹,buxtan,b©xtan (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۵۲). فارسی نو: بختن: “رهایی بخشیدن” (دهخدا، ۱۳۶۵، ج۱۰:۶۹۷). ۱۴ [AH] br¦d: برادر اسم فارسی باستان: br¦tar- (کنت، ۱۹۵۳: ۲۰۱). اوستایی: br¦tar- (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۹۷۱). پهلوی اشکانی: br¦d- (بویس، ۱۹۷۷: ۲۷). پهلوی ساسانی: br¦tar-, br¦t- (هرن، ۱۹۷۴: ۴۵). پازند: br¦d- و فارسی نو: bir¦dar (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۹). ۱۵ [blytn’ PSKWN-tn] br¨dan: قطع کردن، بریدن، قطعه قطعه کردن مصدر: مادهی ماضی: brīnīd-، جعلی است از مادهی مضارع و پسوند -īd. مادهی مضارع: brīn- ایرانی باستان: *brī-n¦gan- این فعل صورت جعلی فعل brīdan. پازند: nīd, nyīd, nīÛan- (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۳۶). فارسی (متون پازند): نییدن nayīdan/ نئیدن/ na’īdan/، نَئَید/ na’īd/، مضارع: نیییم/ nyam (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۳۶). ۳۸ b§ brīn§nd: “ببرند”. فعل مضارع اخباری سوم شخص جمع. [YHWWN-tn’] bªdan: بودن مصدر ایرانی باستان: ریشهی bª-/baw-: “بودن، وجود داشتن” مشتق است از هند و اروپایی: ریشهی *bhª-/*bheÅ- به معنی “رشد کردن، پیشرفت کردن”. سنسکریت: ریشهی bhu-: “بودن” (ویتنی، ۱۹۴۵: ۱۱۳؛ مایرهوفر، ۱۹۸۶: ۴۸۵). فارسی باستان: ریشهی bav-: “بودن، شدن”، مادهی مضارع bava- (کنت، ۱۹۵۳: ۲۰۰). اوستایی: ریشهی bav-: “بودن، شدن” (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۹۲۷). فارسی میانه کتیبهای: baw- (ژینیو، ۱۹۷۲: ۳۷، ۶۷). فارسی میانه مانوی و پهلوی اشکانی: baw-: “بودن، شدن” (هنینگ، ۱۹۷۷: ۱۸۵؛ بویس، ۱۹۷۷: ۲۸). فارسی نو: بودن، بود، باش، بَو. ast: مادهی ماضی: این فعل مادهی ماضی ندارد. مادهی bªd از مصدر bªdan به جای مادهی ماضی آن به کار میرفته است. مادهی مضارع: >ast فارسی باستان >asti، ایرانی باستان *as-ti. ریشهی ah- به معنی “هستن، بودن”، صورت اصلی as- است. h پیش از t به s بدل شده است. ایرانی باستان: ریشهی ah-: “بودن، هستن” (پوکرنی، ۱۹۵۹: ۳۴۰). سنسکریت: ریشهی (ÿsti)ÿs-: “بودن” (ویتنی، ۱۹۴۵: ۶۷؛ مایرهوفر، ۱۹۸۰: ۵). فارسی باستان: ریشهی ah-1: “بودن” (کنت، ۱۹۵۳: ۱۷۴). اوستایی: ریشهی ah-1: “بودن، هستن” (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۲۶۶). فارسی میانه مانوی: h و ah: “بودن”، ast”است” (بویس، ۱۹۷۷: ۹، ۱۵؛ هنینگ، ۱۹۷۷: ۱۶۷). پهلوی اشکانی: h-, ah: “بودن” (بویس، ۱۹۷۷: ۹، ۱۵؛ گیلن، ۱۹۶۶: ۴۶). فارسی نو: استیدن، است (منصوری، ۱۳۸۴: ۵۰). [‘st] ast: “هست، است، باشد، ممکن است، گویا”، یعنی (در جمله برای تفسیر و ترجمه). فعل مضارع اخباری سوم شخص مفرد. ۳۹
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
[LOYT’] n§st: نیست. فعل ماضی سوم شخص مفرد. n§st- فعل مضارع منفی است از n§ نشانهی نفی و ast فعل مضارع سوم شخص مفرد > ایرانی باستان ah-.as-ti- صورت اصلی as- است. h پیش از t به s بدل شده است. –ti شناسهی سوم شخص مفرد گذرای زمان حال است. پیشوند >n§ فارسی باستان naiy به معنی “نه” (کنت، ۱۹۵۳: ۱۹۲). مشتق است از هند و اروپایی: *ne”نه” (پوکرنی، ۱۹۵۹: ۷۵۶). سنسکریت: nÿ: “نه” (مایرهوفر، ۱۹۸۶: ۱۲۰). اوستایی: na: “نه، پیشوند فعل”، و n©it: “نه” (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۱۰۳۰). فارسی میانه مانوی: n§st: “نیست” (بویس، ۱۹۷۷: ۶۵). فارسی: نیست، نیستی، نه، نی. ۴۳۲ [YHWWN-‘t] baw¦d: “باد”. فعل مضارع تمنایی سوم شخص مفرد. ۴۷ [YHWWN-yt] baw§d: “باشد، میباشد”. فعل مضارع اخباری سوم شخص مفرد. ۳۰۲، ۳۲۲، ۳۴، ۳۹، ۴۴، ۴۵، ۴۶، ۴۷۲ b§ baw§d: “باشد”. فعل مضارع اخباری سوم شخص مفرد. ۴۷ b§ baw§nd: “باشند”. فعل مضارع اخباری سوم شخص جمع. ۴۷ n§ baw§d: “نباشد”. فعل مضارع اخباری سوم شخص مفرد. ۴۷ [YHWWN-t] bªd: “بود”. فعل ماضی سوم شخص مفرد. ۳ [bwn] bun: اساس، نهاد، ته، بن اسم اوستایی: bªna-: “بن، اساس” (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۹۶۸). فارسی میانه ترفانی و پهلوی اشکانی ترفانی: bun-: “بن” (بویس، ۱۹۷۷: ۲۸). فارسی میانه کتیبهای: bun- (ژینیو، ۱۹۷۲: ۲۱). پازند: bun (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۵۰). فارسی نو: بن. ۳، ۳۰ c-Ø [cnd] Øand: چند، چه اندازه؟ هر اندازه، هر چند؛ اندکی، کم اسم/ ادات پرسشی اوستایی: Ø (a)uuant-: “چند؟” (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۶۰۰). فارسی میانه ترفانی: Øand-؛ پهلوی اشکانی ترفانی: Øond, Øwand (بویس، ۱۹۷۷: ۳۱، ۳۲). پازند: Øand (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۵۳). فارسی نو: چند. ۳۱ [c’ø-tn’] ئøidan: آموختن، آموزش دادن، یاد دادن مصدر. مادهی ماضی: ئøīd، جعلی است از مادهی مضارع و پسوند -īd و مادهی مضارع: >ئø- ایرانی باستان *ئø-a-. این فعل صورت جعلی فعل ئøtan است. ایرانی باستان: ریشهی: kaø- (kas-> با افزایهی s): “نشان دادن، آموختن” مشتق است از هند و اروپایی: ریشهی *kÅe-s- در کنار *kÅek-: “ظاهر شدن، نشان دادن” (پوکرنی، ۱۹۵۹: ۶۳۸). سنسکریت: ریشهی (ca÷üe)cak÷-: “دیدن، ظاهر شدن” (ویتنی، ۱۹۴۵: ۴۴؛ مایرهوفر، ۱۹۸۶: ۳۸۱).؛ ریشهی (هرن، ۱۹۷۴: ۹۷). اوستایی: ریشهی kaø- (kas-s->”آگاه شدن”): “آموختن” (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۴۶۱). پازند: c¦øīd (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۵۴). [c’ø-yt] ئs§d: “بیاموزد”. فعل مضارع اخباری سوم شخص مفرد. ۳۱ [۴۰ øNTK] Øehel s¦lag: چهل ساله صفت اوستایی: Øawaresata- (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۵۷۸). سنسکریت: Øat¦rin‡ÿt- (هرن، ۱۹۷۴: ۱۰۱). پازند: Øil, Øihil, Øihal (هرن، ۱۹۷۴: ۱۰۱). ۴۱ Øiø = [MNDOM] tis: چیز، کار اسم فارسی میانه ترفانی: tis؛ پهلوی اشکانی ترفانی: Øis (بویس، ۱۹۷۷: ۳۳، ۸۹). فارسی میانه کتیبهای: tis (ژینیو، ۱۹۷۲: ۲۹). پازند: Øis (هرن، ۱۹۷۴: ۴۵۷). فارسی نو: چیز. ۲۷ d [d’t] d¦d: سن اسم اوستایی: da§v©.d¦ta- (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۶۷۱). ۴۱ [d’tn’ YHBWN-tn’] d¦dan: آفریدن، خلق کردن مصدر: مادهی ماضی: d¦d- و مادهی مضارع: dah-. ایرانی باستان: ریشهی d¦-: “دادن” مشتق است از هند و اروپایی: ریشهی *d©- به معنی “دادن” (پوکرنی، ۱۹۵۹: ۴، ۲۲۳). سنسکریت: ریشهی d¦: “دادن” (ویتنی، ۱۹۴۵: ۷۱؛ مایرهوفر، ۱۹۸۶، ج۲: ۱۳). فارسی باستان: ریشهی d¦-۱: “دادن”؛ d¦-۲: “نهادن، افکندن” (کنت، ۱۹۵۳: ۱۸۸). اوستایی: ریشهی d¦-: “دادن، نهادن” (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۷۱۱). فارسی میانه مانوی: day-: “دادن” (هرن، ۱۹۷۴: ۷۳)؛ پهلوی اشکانی: dah-: “دادن” (بویس، ۱۹۷۷: ۳۴). فارسی میانه کتیبهای: dah-: “دادن” (ژینیو، ۱۹۷۲: ۲۹)؛ پهلوی اشکانی کتیبهای: d¦tan: “دادن” (ژینیو، ۱۹۷۲: ۶۸). پازند: dih-,deh,dah-,d¦dan (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۶۰). فارسی نو: دادن: “نهادن، قرار دادن، آفریدن”. [YHBWN-t] d¦d: “داد”. فعل ماضی سوم شخص مفرد. ۲، ۱۳۲، ۱۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نقش۲. مادر او را نصیحت میکند. نقش۳. «جمال» به نزد «جلال الدین» میرود و علت اختلافش با «محمد ابراهیم» را جویا میشود. نقش۴. «جمال»، «جلال الدین» را نصیحت میکند. نقش۵. «ماه طلعت» به نزد «ماهمنیر» میرود و از زندگیاش جویا میشود. نقش۶. «ماه منیر» از اندوهها و کاستیهای گذشته و حال خود برای «ماه طلعت» میگوید.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نقش صفر صفر: فرزندان بر اثر صحبت کردن و در میان گذاشتن درددلهای خود با دیگری، به آرامش نسبی میرسند. پارهی هفت: فرزندان، رفته رفته کدورتهای پیشین را به فراموشی میسپارند و هریک سعی میکنند در منزل مادری و در نزد مادر، لذت گذشته های شیرین را باری دیگر درک کنند. نقش۱. مادر بیمار است و لحظهی مرگ او نزدیک است. نقش۲. مادر تدارک مراسم مرگ خود را میبیند. نقش۳. مادر به فرزندان سفارشات لازم در مورد نحوهی عزاداری، محل دفن و … را میکند. نقش۴. فرزندان خواسته-های او را اجابت میکنند. نقش۵. مادر برای رسیدن لحظهی مرگ مشتاق است و منتظر. نقش۶. فرزندان نگران از رسیدن لحظهی مرگ مادر هستند؛ زیرا تازه نعمت حضور او را پس از سالها غفلت درک کردهاند. نقش۷. فرزندان با نگرانی ناظر حال وخیم مادر در واپسین لحظات عمرش هستند. نقش صفر صفر: مادر میمیرد. نویسنده در طرح فیلمنامهاش از دو پراکندگی و آشفتگی استفاده نموده است: ۱- پراکندگی افراد خانواده ۲- پراکندگی خاطر این افراد. این دو مورد تأثیر مستقیمی در یکدیگر دارند، چنانکه پیش از آنکه هریک از افراد در خانهی مادر جمع شوند، امکان دستیابی به آرامش خاطر برایشان وجود نداشت. نمود کامل این مطلب را در مورد شخصیت مادر میبینیم؛ مادر که همچون افراد دیگر خانواده در گوشهای، به دور از دیگران زندگی میکرد، از آرامش خاطر کامل برخوردار نبود و تنها زمانی که فرزندانش را نزد خود میآورد و کینه از دلهایشان میزداید به این خاطرجعی میرسد. باقی افراد نیز تنها با جمع آمدن در خانهی مادر (رفع پراکندگی نخست) امکان بازگویی علت کینه و دلخوری از یکدیگر و سرانجام، رسیدن به آرامش خاطر (رفع پراکندگی دوم) را مییابند. نویسنده این دو پراکندگی و تأثیرگذاری آنها در یکدیگر را به صورت منسجم با یکدیگر ترکیب نموده است. نکتهی دیگر در باب نظم علی و معلولی حوادث است؛ نویسنده برای رفتارهای درست یا نادرست افراد داستانش، علتی قابل قبول در نظر گرفته است. این علتها اغلب روانی هستند. برای مثال، خلق و خوی تند «محمد ابراهیم»، نتیجهی دشواریهای مسئولیت زندگی و وضعیت نابسامان خانوادهاش است و روحیهی نامتعادل «ماهمنیر» بهخاطر مقصّر دانستن خود در تنهایی و مرگ پدر است. «پیرنگ» بانویی سالخورده که در آسایشگاه سالمندان روزگار میگذراند، بر اثر نوعی مکاشفهی درونی زمان مرگ خود را نزدیک احساس میکند؛ در نتیجه از فرزندان خود که هریک مشغول زندگی خود هستند میخواهد که در این واپسین روزهای عمر، همراه با او در منزلش به سر ببرند. فرزندان خواستهی او را اجابت میکنند؛ دست از زندگی خانوادگی خود کشیده و حضور یکدیگر را بالاجبار تحمل میکنند. آنها سالهاست که از یکدیگر جدا شدهاند و اینک با هم غریبهاند. کدورتی ناشناس در دلهای آنان نقش بسته است که توان مراودهی مجدد را از آنها سلب می-کند. کم کم افراد به گفتگو در میآیند تا سرچشمهی ناسازگاریهای آنان آشکار شود؛ امّا علت اصلی کدورت و دوری میان آنها چیز دیگری است سوای آن مسائلی که مطرح میکنند. این علت را مادر میداند. او با رجعت به گذشته و یاد کردن از پدری که اینک در میان آنها نیست، سبب میشود تا اهل خانه، خود را بجویند و ما از گذشتهی آنها و اینکه چرا غریبه شدهاند و کدام توقع آنها در گذشته بیجواب مانده است، آگاه شویم. مادر با یادکردش از پدر، سرچشمهی تلاطم روحی خاموش شدهی فرزندان را بازآفرینی میکند و حسرت از دست رفتن پدر را به عنوان عبرتی برای از سر گرفتن همدلی میان فرزندانش به کار میگیرد. فرزندان، تعلقات خاطر قدیمی خود را در دامان حضور مادر جستجو میکنند و در نهایت، خانهی مادری را امن ترین جای جهان احساس میکنند. کینه ها را به فراموشی میسپارند و از پراکندگی به وحدت میرسند. در نهایت، مادر که خواستهی قلبی خود را برآورده میبیند، با خاطری آسوده از انجام مسئولیت دشواری که بر گردن داشته، جان به جان آفرین تسلیم میکند. طبق تقسیم بندیای که در فصل «کلیات» در مورد پیرنگ ارائه شد، این داستان دارای «پیرنگ باز» است. «در «پیرنگ باز» برعکس «پیرنگ بسته» نظم طبیعی حوادث بر نظم ساختگی و قراردادی آن غلبه دارد. و در این نوع داستانها، اغلب گرهگشایی وجود ندارد یا اگر داشته باشد زیاد به چشم نمیزند، به عبارت دیگر نتیجهگیری قطعی که در پیرنگ بسته وجود دارد، در پیرنگ باز وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد قطعی نیست. در این داستانها نویسنده میکوشد خود را در داستان پنهان کند تا داستان چون زندگی، عینی و بیطرفانه جلوه کند. از این رو اغلب به مسائل طرح شده پاسخی نمیدهد و خواننده خود باید راه حل آن را پیدا کند.» (میر صادقی، عناصر داستانی: ۸۰) اکنون به بررسی جداگانهی عناصر تشکیل دهندهی پیرنگ میپردازیم. از آنجائیکه داستان مورد نظر از نوع داستانهای حادثهای نیست، در نتیجه برخی از عناصر تشکیل دهندهی پیرنگ نظیر «حالت تعلیق و هول و ولا» ،« بحران» و «نقطهی اوج یا بزنگاه» در آن وجود ندارد. اما عناصری نظیر «گره افکنی»، «کشمکش» و «گره گشایی» چنانکه ضروری اغلب داستانها است، در آن مشاهده میشود. در زیر به بررسی جداگانهی هریک از این عناصر میپردازیم:
-
- گره افکنی: غریبه بودن افراد خانواده با یکدیگر و کنارهگیری آنها از دایرهی همدلی، گره اصلی داستان به شمار میرود.
-
- کشمکش: مهمترین و اصلیترین کشمکش موجود در داستان، کشمکش تجدد و روزمرگی ِ زندگی مدرن با گذشته های ساده است. مادر فرزندان خود را از آب و گل در آورده است و هریک از آنها به دنبال زندگی خود رفتهاند و درگیر مشغلههای فراوان آن شدهاند؛ بهطوری که خشونت زندگی جدید، عطوفت و مهربانی آنها را نسبت به خانواده، زائل کرده است. با این حال، هریک از آنها از کودکی و روزگارسپری شده با حسرت یاد میکند و این نشاندهندهی علاقهی آنها به روزگار گذشته است؛ و اینجاست که کشمکش اصلی به وضوح به نمایش در میآید؛ کشمکش میان زندگی پر دردسر کنونی با گذشتهی موردعلاقه و پر از خاطرات دوستداشتنی. در کنار این کشمکش کلّی، کشمکشهای دیگر نیز وجود دارند که هر کدام با آن در ارتباطند؛ این کشمکشها عبارتند از:
۲-۱- کشمکش میان فرزندان: در ضمیر همهی فرزندان کدورت خاطری وجود دارد که آنها را از مراوده با یکدیگر منع میکند. در این میان، کشمکش میان «جلاال الدین» و «محمد ابراهیم» نمود بیشتر و کاملتری دارد. هرچند کشمکش آنها در جریان کسب و کار به وقوع پیوست، اما میتوان جدال «جلال الدین»، با آن روح لطیف و شاعرانه و گرایش و نگاه عرفانی و نحوهی حرف زدن اصیل را با «محمد ابراهیم»ِ تند مزاج و لوده، که همهی فکر و ذکرش سود است و بازار و جملاتش سرشار از اصطلاحات کوچهبازاری رایج زمان است، نمادی از کشمکش اصلی داستان یعنی کشمکش میان سنّت و تجدد بهشمار آورد. ۲-۲- کشمکش روحی «ماهمنیر» با خود. ۲-۳- کشمکش «غلامرضا» با محیط پیرامون خود: «غلامرضا» به دلیل معلولیت ذهنیای که دچارش است، با وجود وابستگی شدید به اعضای خانواده، مجبور است در آسایشگاه معلولین ذهنی به سر ببرد. ۲-۴- کشمکش «جلال الدین» و همسرش با مشکلات اقتصادی. ۲-۵- کشمکش «محمد ابراهیم» با همسرش.
-
- گره گشایی: هنگامیکه مادر، فرزندان خود را در خانهی کودکیهایشان جمع می کند، آیین آشناسازی را میان فرزندانی که با هم غریبه شدهاند، اجرا میکند. او با رجعت به گذشته و یادی از پدری که دیگر نیست، فرزندان را باری دیگر در موضع همدلی قرار میدهد و با خیالی راحت از مسئولیتی که انجام دادهاست، میمیرد. مرگ مادر عنصر گرهگشایندهی فیلمنامه است زیرا این واقعه، نه همچون فاجعهای دردناک بلکه به عنوان عامل وحدت بخش میان خواهران و برادران بیگانه از هم، نشان داده میشود.
«شخصیت و شخصیت پردازی» از میان نامهای ذکر شده در فیلمنامهی «مادر» تنها دوازده تن جز شخصیتهای اصلی و فرعی داستان بهشمار میروند. از میان این افراد، «مادر»، شخصیت اصلی داستان است و دیگران شخصیتهای فرعی فیلمنامه را تشکیل میدهند. شخصیتهای فرعی داستان به گونهی زیر تقسیمبندی میشوند:
-
- شخصیتهای فرعی درجهی یک: شخصیتهایی هستند که حضورشان در داستان نقشی مهم و چشمگیر دارد .فرزندان مادر و همسرانشان در این گروه میگنجند.
-
- شخصیتهای فرعی درجهی دو: شخصیتهایی که نسبت به گروه اول نقشی کمرنگتر دارند اما حضورشان در روند حوادث داستان، تأثیرگذار است.
«مامور»، «زنی از طایفهی بدو»، «حاج آقا زاویه»، «دکتر» و «پدر» جزو این گروهند. این افراد در داستان حضور فیزیکی ندارند و توسط دیگر شخصیتها، یاد و معرفی میشوند و از این طریق، اهمیت حضورشان در گذشته و تأثیر آنها در حال، حس میشود.
-
- شخصیتهای فرعی درجهی سه: این افراد کسانی هستند که حضور و عدم حضورشان در داستان چندان تفاوتی ندارد. حادثهای نمیآفرینند و نقش قابل توجهی نیز ندارند ولی بودنشان بهتر از نبودنشان است زیرا دست افزارهایی هستند که نویسندهی فیلمساز را در انجام شایستهتر رسالت فیلمسازیاش یاری میدهند. حضور این اشخاص اگرچه در فیلمنامه و داستان نوشتاری، زاید و بی ارزش مینماید، ولی حضورشان در صحنهی بصری سینما کارا است، زیرا چشمان تنوعطلب بیننده را از یکنواختی ملالآور رهایی میبخشد و به خود مشغول میکنند. «پینه دوز»، «قصاب»، «علی »، «محمود» و همبازیهای «غلامرضا» از این گونه افرادند.
همچنین نامهای افرادی که بر زبان شخصیتهای داستان، من باب مقایسه یا یاد خاطره، جاری میشوند نیز جزو این دسته بهشمار میروند؛ نامهایی مانند «بانو»، «وجیه»، «فرشته نباتی»، «رفیعه»، دخترها، دامادها و نوههای «محمدابراهیم» که اساساً طبق تعریفی که از شخصیت داریم، شخصیت به شمار نمیآیند. ویژگی های شخصیت پردازی:
-
- در فیلمنامه هم شخصیهای همهجانبه وجود دارد و هم شخصیت های ساده. «مادر»، «محمد ابراهیم»، «جلال الدین» و «غلامرضا» از شخصیتهای همهجانبه هستند زیرا نویسنده به معرفی ویژگیهای مختلف شخصیتی آنها پرداخته است. باقی شخصیتها، شخصیتهای سادهی داستان بهشمار میروند.
-
- داستان هم از شخصیتهای ایستا برخوردار است ، هم از شخصیتهای پویا. «مادر»، «محمد ابراهیم»، «جلال الدین»، «مهین» و «اوس مهدی» به دلیل تغییری که در نحوهی رفتار خود ایجاد میکنند، شخصیتهای پویای داستان محسوب میشوند. شخصیتهای «ماه منیر»، «ماه طلعت» و «توبا» از آن جهت که تا پایان داستان بیتغییر باقی میمانند، شخصیتهای ایستای فیلمنامه بهشمار میروند.
-
- نکتهی قابلتوجه در داستان، عدم حضور شخصیت منفی است؛ حتی «محمد ابراهیم» به دلیل داشتن زبان گزنده و زورگویی نسبت به خواهر و برادرهایش، شخصیت منفی به شمار نمیآید. نویسنده در روند داستان فرصتهایی فراهم میکند تا از نحوهی برخورد او دفاع به عمل آورد و به نوعی خلق و خوی تند او را زائیدهی شرایط نابسامان زندگیاش اعلام کند و حس ترحم خواننده را نسبت به او برانگیزد.
- شیوهی معرفی شخصیتها به گونهی غیرمستقیم و از طریق گفتگوی میان شخصیتها به حصول میپیوندد. نویسنده هیچجا به طور مستقیم و به شیوهی روایتگرانه به معرفی شخصیتها نپرداخته است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به عنوان یک واقعیت، حرکت به سوی هر هدفی توسط محدودیتها دچار کندی میشود، وجود محدودیتهایی که بر سر راه هر تحقیق قرار دارد، پژوهشگر را در دستیابی به اهدافش دچار مشکل میکند. بنابراین به منظور قضاوت عادلانه و صحیحتر در رابطه با نتایج تحقیق، لازم است محدودیتهای تحقیق عنوان شود. (خاکی، ۱۳۸۶)
 از اولین مشکلاتی که در مسیر این تحقیق وجود دارد میتوان به نبود تعریف و معیاری واحد برای فقر در مبانی نظری جهانی اشاره کرد. در واقع هر محقق و یا نهاد محلی، ملی و بینالمللی با توجه به زمینه کاری، علائق، پس زمینههای فکری و عقیدتی خود تعریفی درباره فقر ارائه کرده است. در عین حال میتوان پس از بررسیهای فراوان در مبانی نظری موجود، اصول مشترکی را از بین تعاریف و شاخصههای مطرح شده استخراج نمود. به همین دلیل، به دست آوردن تعریف واحد برای فقر اقتصادی با سختی همراه است. از سویی دیگر با توجه به این که خیلی از مسائل و مشکلاتی که امروزه در زندگی شهری با آن روبرو هستیم، از قبیل ازدحام بالای جمعیت در شهرها، افزایش مهاجرتها از شهر به روستا، انتقال سریع فرهنگهای غیر اسلامی به کشورهای اسلامی از طریق وسایل ارتباط جمعی پیشرفته و …، در زمان صدر اسلام وجود نداشته و راهکاری متناسب با این فضاها در منابع دینیمان در دست نداریم، ناچاریم با مراجعه به این منابع اصول و راهکارهای کلی را استنتاج کرده و آنها را بر وضعیت موجود جامعه امروز تطبیق دهیم. فصل دوم: بررسی مفهوم فقر و انواع آن از دیدگاه اقتصاد اسلامی و سایر مکاتب اقتصادی مقدمه علیرغم اینکه تا کنون دولتها برای کاهش فقر برنامههای متعددی طراحی و اجرا کردهاند، هنوز در بسیاری از جوامع فقر مهمترین معضل اقتصادی است که مردم و مسئولین از آن رنج میبرند. به نظر میرسد علت اینکه این برنامهها موفقیت قابل توجهی کسب نکردند و بعضاً با شکست مواجه شدند، عدم جامعیت آنها و در نظر نگرفتن تمام جوانب فقر است. برای اینکه بتوانیم برنامهای جامع برای مقابله با فقر تنظیم کنیم لازم است شناختمان را نسبت به پدیده فقر بالا برده و با ابعاد مختلف آن آشنا شویم. در این فصل ابتدا به تعریف لغوی و اصطلاحی فقر از دیدگاه مکاتب گوناگون اقتصادی و اسلام پرداخته و پس از آن انواع فقر را از نگاه طرفین مطرح میکنیم. در آخر هم روایات متناقض اهلبیت (ع) پیرامون جایگاه فقر در اسلام را بیان کرده و به رفع تناقض میپردازیم. ۲-۱- تعریف فقر فقر از لحاظ لغوی و اصطلاحی تعاریف گوناگونی دارد که به توضیح آنهاهاهاهاها میپردازیم: ۲-۱-۱- تعریف لغوی «فقر» در کتب معجم و لغت به معانی زیر به کار رفته است: الف : شکسته شدن مهرههای پشت بدن. برخی اهل لغت بر این عقیدهاند که: فقر در لغت به معنای حفر کردن و سوراخ کردن است، همانطور که گفته میشود، زمین را برای کاشت نهال حفر کردم یا مهره را سوراخ کردم (محب الدین، ۱۴۱۴ ق، ج ۷، ص ۳۵۷) یا اینکه گفته میشود: کلمه «فقر» به معنای شکافی است که در عضو و غیر آن بوده باشد؛ و «فقیر» یعنی کسی که مهره پشتش شکسته است. و انسان فقیر را از این حیث «فقیر» گویند که گویا مهره پشتش به خاطر ذلت و خواری از ناحیهی «فقر» شکسته است. (ابن فارس، ۱۴۰۴ ق، ج ۴، ص ۴۴۳؛ مصطفوی، ۱۴۰۲ ق، ج ۹، ص ۱۱۸) ب :نیاز و حاجت. اکثر اهل لغت فقر را به معنی نیاز و حاجت آوردهاند.) سعدی، ۱۴۰۸ ق، ص ۲۸۹؛ فراهیدی، ۱۴۱۰ ق، ج ۵، ص ۱۵۰؛ محمود عبدالرحمان، بیتا، ج ۳، ص ۴۸؛ صاحب بن عباد، ۱۴۱۴ ق، ج ۵، ص ۴۰۰؛ طریحی، ۱۴۱۶ ق، ج ۳، ص ۴۴۱) ج :نداشتن به اندازه کفایت. همچنین برخی بر این نظرند که: «فقیر» در برابر غنی است و غنی به کسی گفته میشود که به اندازه کفایت و رفع حاجت خود و خانواده، در اختیار داشته باشد؛ لذا فقیر کسی است که دارائیاش به این اندازه نیست. (ابن منظور، ۱۴۱۴ ق، ج ۵، ص ۶۰؛ محب الدین، ۱۴۱۴ ق، ج ۷، ص ۳۵۴) در کتاب «مفردات الفاظ قرآن»، راغب اصفهانی فقر را به چهار صورت معنا کرده است: نیازمندیهای مادی و زیستی موجودات زنده، عدم برخورداری از وسایل و امکانات اولیه و اساسی زندگی، آزمندی و بسنده نکردن به امکانات موجود و بالاخره به معنی احساس همیشگی نیاز به خدا آورده و بدیهی است که از چهار مورد یاد شده، نخستین آنها ضروری و فطری است، دومی امری منطبق با واقعیت است، سومی صفتی است ناپسند و نکوهیده و چهارمی صفتی است پسندیده و ضروری برای هر فرد موحد و مؤمن. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ص ۶۴۱) در فرهنگ لاروس فرانسه ذیل واژه فقیر[۱۷]، فقیر را به مفهوم فردی که منابع، اموال و پول کمی در اختیار دارد و یا تولید ناکافی داشته باشد، تعریف کرده است و فقر را وضعیت فردی که فقیر است، ذکر کرده است. و در بسیاری از فرهنگها نیز فقر به معنای عدم تکافوی ضروریات زندگی تعریف شده است. (شیخاوندی، ۱۳۷۹، ص ۱۹۸) سالهاست که محافل اقتصادی به تعیین استانداردی برای فقر که قابل قبول همهی افراد باشد، دست نیافتهاند و آن را مقوله کیفی قلمداد کردهاند و تعریف آن را از نقطهای به نقطهای دیگر متفاوت میدانند. زیرا، خصوصیات اجتماعی اقتصادی متفاوت در نقاط مختلف جهان طبعاً تعاریف متفاوتی را به همراه خواهد داشت. (تربیت مدرس، ۱۳۸۰) با وجود این، نگاهی اجمالی به تعاریف افراد و گروههای گوناگون از این پدیده، خالی از لطف نیست و جنبههای گوناگونی که تاکنون در مورد مفهوم فقر مورد بررسی قرار گرفته است را نشان میدهد. ۲-۱-۲- تعریف اصطلاحی ۲-۱-۲-۱- مفهوم فقر در مکاتب اقتصادی فقر اقتصادی در جوامع انسانی، مترادف با ناتوانی در برآورده نمودن نیازهای اساسی زندگی است و مصداق آن وضعیت افراد و خانوارهایی است که از توان و امکان کافی برای تأمین حداقل نیازهای زندگی خود شامل غذا، پوشاک، سلامتی و مسکن برخوردار نباشند. محرومیت از دیگر ضروریات اولیه و متعارف زندگی نظیر آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعی و … نیز از مواردی به شمار میرود که نبود آنها از عوامل ایجاد کننده فقر محسوب میشود (سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، ۱۳۷۹). در ارتباط با مفهوم فقر، در این جا عقاید برخی از مکاتب و اندیشمندان بررسی میشود: سیستم سرمایهداری فقر را ناشی از کمبود منابع طبیعی و ناتوانی طبیعت از برآورده ساختن نیازهای بشر میداند. اقتصاددانان کلاسیک در برابر فقر واکنشهای متفاوتی داشتهاند. عدهای خواستار تقویت فقرا بودهاند همچون اسمیت[۱۸]، که، میگوید: جامعهای که بخش اعظم آن را فقرا تشکیل میدهند هیچ گاه به شکوفایی و خوشبختی نخواهد رسید. (آربلاستر، ۱۹۸۸) در مقابل مالتوس[۱۹] و ریکاردو[۲۰]، به شدت به تضعیف طبقه فقیر حکم کرده، هرگونه حمایت از این طبقه را مردود میدانند. مالتوس میگوید: کسانی که از قبل دنیا را در اختیار دارند از حق استفاده از این مواهب برخوردارند و اگر به قدری گمراه باشند که بر تهیدستان گرسنه رحم آورند، به زودی جزای خطای خود را خواهند دید. (آربلاستر، ۱۹۸۸) ریکاردو نیز، از ارسال کمک جهت احداث مدرسهی کودکان در «وست مینستر بروگام» امتناع کرد؛ زیرا قرار بود به کودکان این مدرسه یک وعده غذا داده شود. به نظر او این کار افزایش جمعیت را تشویق میکرد. (آربلاستر، ۱۹۸۸) با گذشت زمان و طرح انتقادات فراوان به این نظام، حکومتهایی که اقتصادشان بر اساس نظام سرمایهداری بود برای جلوگیری از فروپاشی خود و حفظ منافع مشترک دولت و طبقهی سرمایه دار، با وضع قوانین و مقرراتی به نفع طبقه کارگر و در حمایت از مستمندان، به تحولاتی در نظام سرمایهداری تن دادند؛ مسألهی تأمین اجتماعی بخشی از این تحولات است که با نظارت بر قوانین کار و مقابله با بیکاری توانست تا حدودی از وضعیت اسفبار مستمندان جلوگیری کند. مارکسیستها فقر را ناشی از مالکیت خصوصی و دخالت نکردن دولت با یک برنامهریزی متمرکز، میداند. مارکس دربارهی پدیدهی فقر در زمان خود میگوید: اگر مالکیت خصوصی حتّی به صورت محدود وجود داشته باشد، این مسأله ناگزیر به فقر می انجامد. (تفضلی، ۱۳۸۸) او در رد نظریهی پرودن[۲۱]، که میگفت برای بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی سرمایهداری باید توسعهی مالکیت صنایع محدود شود و برای بهبود وضع اقتصادی کارگران باید قوانین کار اصلاح گردد، میگوید: برای از بین بردن فقر باید نظام سرمایهداری را از بین برد نه این که برای اصلاح آن به خواب و خیال متوسل شد. (تفضلی، ۱۳۸۸) مارکس همچنین، در این باره که چگونه نظام سرمایهداری به فقر می انجامد، میگوید: «از آنجا که جامعهی سرمایهداری بر انگیزهی سود استوار است و سرمایه داران مالک ابزار تولید هستند، در وضعی قرار میگیرند که میتوانند کارگران را استثمار کنند.» (تفضلی، ۱۳۸۸) نظریات دیگری نیز پیرامون فقر ارائه شده که در ادامه به آنها میپردازیم: تانسند[۲۲] در مطالعاتش فقر را این چنین تعریف کرده است «افراد، خانوادهها و گروههای جمعیتی را میتوان فقیر به حساب آورد که با فقدان منابع[۲۳] برای کسب انواع رژیمهای غذایی، مشارکت در فعالیتها و شرایط و امکانات معمول زندگی، مواجه باشند». منچر[۲۴] معتقد است که فقر، ناهمسازی درآمد فرد با اهداف ملی جامعه است. (سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، ۱۳۷۹) میلر[۲۵] معتقد است که فقر، ناظر بر شرایط درآمدی ۲۰ درصد پایین گروههای درآمدی جامعه است. (همان، ۱۳۷۹) هورتون[۲۶] معتقد است که فقر شرایطی است که در آن اشخاص آن قدر پول ندارند تا به حداقل استاندارد سلامت و بقا – به نحوی که در جامعه و توسط اکثریت مردم عادی تلقی میشود- دست یابند. (همان، ۱۳۷۹) پروفسور سن[۲۷] در سال ۱۹۹۵ برای اولین بار مفهوم قابلیت[۲۸] را در تعریف فقر به کار برد. مقاله معروف سن تحت عنوان «کالاها و قابلیتها» که بعدها به صورت کتاب نیز منتشر شد (سن، ۱۹۸۵)، نقطه آغازین مباحث مربوط به این رویکرد محسوب میشود. سن، قابلیت را به معنی آنچه مردم واقعاً قادر به انجام دادن آن هستند تعبیر میکند. بنابراین «چه بودن» یا «چه کردن» انسانها اهمیت محوری ندارد؛ آنچه مهم است توانایی بالقوه افراد است برای انتخابی متفاوت از آنچه هستند و آنچه انجام میدهند. او قابلیت را توانایی دستیابی نوع خاصی از «کارکرد» تعریف میکند؛ به طور مثال، سواد، قابلیت است؛ درحالیکه خواندن «کارکرد» است. مردم قابلیتها و کارکردهای مجاز را به سبب خودشان مینگرند. (أتیتی، ۱۳۸۱) در این معنا، ملاک تشخیص فقر و محرومیت، دستیابی یا ناتوانی در دستیابی به کارکردهایی در زندگی است که برای افراد مطلوب و ارزشمند است. از جمله این کارکردها تغذیه کافی، برخورداری از خدمات بهداشتی، دسترسی به آموزش و پرورش، مشارکت در تصمیمات گروهی و… است. مجموع این کارکردها قابلیت افراد را تشکیل میدهند. هدف رویکرد قابلیتی به فقر، انکار درآمد پایین به عنوان یکی از عوامل دخیل در فقر نیست، بلکه این رویکرد بدین موضوع میپردازد که صرف برخورداری از درآمد کافی و متعارف برای تأمین مایحتاج زندگی، نمیتواند تعیین کننده عدم محرومیت افراد تلقی شود، بلکه توانایی یا عدم توانایی تبدیل این درآمد به قابلیت است که میتواند محرومیت یا عدم محرومیت افراد را مشخص سازد. زیاری نیز در مقالهاش با توجه به مفهوم استطاعت و تقابل آن با فقر، آورده است: تعریف فقر، عبارت است از ناتوانی انسان در تأمین میزان کافی نیازمندیهای اساسیاش تا رسیدن به مرحله استطاعت همه جانبه، در کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده، برای دستیابی به یک زندگی آبرومند و شایسته به عنوان شرط لازم و کافی در سیر تکامل او. (سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۷۵) بانک توسعه آسیا نیز اعلام کرده است که فقر، عبارت است از محرومیت از داراییها و فرصتهایی که هر فرد مستحق آنها است. (تربیت مدرس، ۱۳۸۰) از دیدگاه بانک جهانی فقر عبارت است از کمبود درآمد کافی و فقیر به کسی گفته میشود که درآمد او از منابع مختلف برای تأمین تمام یا برخی از نیازهای ضروری شامل خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش کفایت نکند. بر اساس معیار فقر درآمدی، از ۶ میلیارد جمعیت جهان، ۸/۲ میلیارد نفر با درآمد کمتر از ۲ دلار و ۲/۱ میلیارد نفر با درآمد روزانه کمتر از ۲/۱ دلار زندگی میکنند. (بانک جهانی، ۱۳۸۱) سازمان بینالمللی کار[۲۹] (ILO) در سال ۱۹۷۸، نیازهای اساسی را در چهار مقوله بیان کرد:
-
- حداقل نیازهای مصرفی خانوارها یعنی خوراک، پوشاک و مسکن.
-
- برخورداری از خدمات اساسی مانند آب آشامیدنی سالم، بهداشت، حمل و نقل، سلامت، آموزش و پرورش.
-
- دسترسی به شغلی با مزایای مکفی برای هر فردی که توانایی و تمایل به کار کردن دارد.
-
- تأمین نیازهایی که بیشتر ماهیت کیفی دارند مانند برقراری محیط سالم، انسانی و دلپذیر، مشارکت عموم مردم در تصمیمگیریهایی که بر زندگی و آزادیهای فردی آنان اثر میگذارد. (هانت، ۱۳۸۶)
در میان نیازهای یادشده، تأمین حداقل نیازهای مصرفی (خوراک، پوشاک و مسکن)، ابتداییترین و اساسیترین نیازهای انسان به حساب میآیند. بنابراین فقیر کسی است که از تأمین و مصرف اولین و اساسیترین نیاز خویش عاجز باشد و با گرسنگی، برهنگی و بیخانمانی دست و پنجه نرم کند. هنگامی که انسان از تأمین این نیازها عاجز باشد سخن از نیاز به آزادی فردی، مشارکت در تصمیمات سیاسی اجتماعی، زمینه مناسبی نمییابد. از سوی دیگر، حداقل نیازهای مردم، در مکانها و زمانهای مختلف، متفاوت است. بسیاری از کالاهایی که در کشورهای توسعه یافته نیاز اولیه شمرده میشود، در برخی از کشورها لوکس تلقی میگردد. چنانکه ممکن است کالایی در یک زمان تجملی به شمار رود؛ ولی در زمانی دیگر ضروری شمرده شود؛ و به طور طبیعی بحث از اولین نوع محرومیت که شدیدترین نوع فقر محسوب میشود، باید محور توجه قرار گیرد. فقر مطلق زمانی رخ میدهد که خانوارها از تأمین حداقل نیازهای ضروری برای ادامه حیات بازمانده، در تداوم زندگی دچار مشکل میشوند. آنان از تأمین نیازهای اساسی از قبیل خوراک، پوشاک و سرپناه ناتوان هستند و در حقیقت «درمانده» بوده، راه به جایی ندارند به گونهای که فقر در وضع ظاهری آنان منعکس میشود. همانطور که ملاحظه شد، پراکندگی بسیاری در تعریف فقر وجود دارد. شاید دلیل پراکندگی در تعریف، علاوه بر آنچه بیان شد این باشد که در فرایند تعریف به جنبههای مختلف موضوع توجه نشده است، و تنها به برخی از آنها توجه شده است. تعاریف دیگری از فقر هم وجود دارد که شامل عناصر کمیت ناپذیر نیز میشود، مانند تفاوت در شرایط مسکن، منطقه مسکونی، دارایی مادی، منابع آموزشی، مالی و شغلی. برخی نیز با نگاه از زاویه دیگر و با توجه به پیامدهای کمبود عوامل اقتصادی، فقر را وضعیتی دانستهاند که در آن افراد فقیر به دلیل رفتار تحقیرآمیز افراد توانمند، از جایگاه انسانی خود در جامعه رانده شدهاند و بیرون از گروه بندیهای مورد پذیرش جامعه، زندگی میکنند. غیر از تعاریفی که تا کنون از جانب مکاتب و اندیشمندان پیرامون مفهوم فقر بیان شده، شاخصهایی نیز برای محاسبه میزان فقر تعیین شده؛ چرا که تا معیاری برای محاسبه میزان فقر نباشد ما قادر به اندازه گیری فقر افراد و جوامع نبوده و نمیتوانیم اثرات سیاستها و راهکارها را بر میزان فقر متوجه شد. در زیر به برخی از این شاخصها اشاره میشود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وسیله ای برای کسب منافع آینده هستند که موجودیت مالی یا فیزیکی ندارند.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نامشهودها
لو[94] 2001
منابع غیر مالی که منافع اقتصادی احتمالی را در آینده به همراه دارند ، دارای موجودیت فیزیکی نیستند و قابل مبادله می باشند.
نامشهودها
مریتوم[95] 2002
2ـ 2ـ 4) مدیریت دانش[96] : مدیریت دانش فعالیت مربوط به استراتژی و تاکتیک هایی است که از طریق آن ها می توان دارایی های فکری که در انسان متمرکز شده است را مدیریت کرد.مدیریت دانش شامل فرایند ایجاد، سازماندهی و توزیع دانش در داخل سازمان های پیچیده می باشد.( رفیعی ، 1390،ص 20). مار[97] ، فرآیندهای زیر را برای مدیریت دانش شناسایی کرده است: ( Mar,2004,p561 ( 1-تولید دانش 2-کدگذاری ( تدوین ) دانش 3-کاربرد دانش 4-ذخیره دانش 5-نقشه برداری یا جایابی دانش 6-تسهیم دانش 7-انتقال دانش موج اول مدیریت دانش ، یعنی ایجاد دانش توسط کارکنان نقش مهمی در مباحث سرمایه فکری ایفا می کند اما برخی تعاریف ، موج دوم مدیریت دانش یا سرمایه فکری را در مبحث مدیریت دانش معرفی می کنند.سرمایه فکری بر مبنای دانش ضمنی کارکنان بنا شده است و دانش ضمنی ، آن ها را بر مبنای تمام سرمایه های سازمانی به حساب می آورد.در موج دوم مدیریت دانش ، تغییر از سطح فردی مربوط به موج اول مدیریت دانش به سطح منابع دانش ، صورت می پذیرد ، یعنی اینکه در مدیریت دانش ، تمرکز بر دانش فردی کارکنان بود اما در مبحث سرمایه فکری ، تمام منابع مانند عرضه کنندگان ، سهامداران ، مشتریان و غیره مورد توجه قرار می گیرد.زمانی که شرکت ها اطلاعاتی در مورد سرمایع فکری فراهم می کنند ، توجه خود را به مفهوم مدیریت دانش نشان می دهند و این کار لزوم توجه به گزارش دهی در مورد دانش را ایجاب می کند. در فرایند ایجاد و استفاده از گزارشات سرمایه فکری ، شرکت ها به مجموعه ای از منابع دانشی ناهمگن ، مانند کارکنان ، فرایند ها ، مشتریان و فناوری ها توجه دارند که هر کدام از آن ها ابزاری برای تصمیم گیری است ( کهن ،1390،صص40-30). در موج دوم، مدیریت دانش تنها به دانش به عنوان دارایی کارکنان نگریسته نمی شود، بلکه مدیریت دانش، مرتبط با ترکیب، اجرا و توسعه منابع دانشی شرکت در مقیاس عمده است. موج اول مدیریت دانش اینگونه میپنداشت که کارکنان تمایل دارند چیزهایی که برای دانستن مناسب است را یاد بگیرند، اما موج دوم میگوید دغدغه سازمان این است که چیزی که باید توسط کارکنان سازمان دانسته شود را تشخیص دهد (رفیعی، 1390، ص40). 2ـ 2ـ 5) تشریح سرمایه فکری : تعریف پذیرفته شده جامعی که همه محققان و نویسندگان در مورد آن ، توافق نظر داشته باشند در مورد سرمایه فکری وجود ندارد. مار و چاتزکل[98] ( 2004) بر این باورند : ” درباره سرمایه فکری ، تعاریف زیادی وجود دارد”.یکی از دلایل عدم توافق بر سر تعریف دقیق سرمایه فکری ، ماهیت میان رشته ای آن است که به طور عمده ریشه در رشته های مدیریت ، حسابداری ، اقتصاد و حقوق دارد.از منظر اقتصادی ، سرمایه فکری مانند نمایی از ارزش اقتصادی ، نقدینگی ، پتانسیل پول سازی و سرمایه گذاری است.سرمایه فکری از نگاه مدیریتی ، مجموع سرمایه انسانی و ساختاری نظیر دانش ، تجربه کاربردی ، فناوری سازمانی ، روابط و مهارت های تخصصی است که با خلق مزیت رقابتی ، حیات سازمان در بازار را به ارمغان می آورد. سرانجام بروکینگ از منظر حسابداری ، تفاوت میان ارزش دفتر و بازار شرکت ها را ناشی از سرمایه فکری می داند ( شهایی و خائف الهی ، 1389، ص75).از آغاز نخستین امواج در مورد تعریف دارایی های نامشهود در میانه دهه 1990، اغلب نویسندگان ، دارایی های نامشهود را مطابق معادله زیر که مربوط به سرمایه فکری است تعریف کرده اند که عبارتست از : ( ارزش دفتری شرکت – ارزش بازار شرکت = سرمایه فکری ) طبق گفته آپتون ، این تعریف دارای نقص است. چرا که این تفاوت ، به غیر از سرمایه فکری به فاکتورهای دیگر نیز وابسته است ، به طور مثال ، نوسان قیمت اجناس ممکن است به علت مسایلی باشد که اصلا ارتباطی به منابع نامشهود ندارد.واژه سرمایه فکری و سرمایه نامشهود به جای یکدیگر به کار می روند و هردوی آن ها نشان دهنده یک منبع بدون وجود فیزیکی هستند که منافعی را برای آینده فراهم می آورند. اقتصاددانان ، این سرمایه را سرمایه دانشی نامیده اند ، مدیران آن را سرمایه فکری می خوانند و حسابداران آن را سرمایه نامشهود یا سرمایه فکری می نامند.تعاریف مختلفی در مورد سرمایه فکری یا دارایی های نامشهود وجود دارد اما به طور کلی ، اغلب تعاریف بیانگر این است که سرمایه فکری یا دارایی نامشهود ، یک دارایی غیر مالی و بدون وجود فیزیکی اما دارای ارزش است و یا اینکه می تواند منافعی را در آینده فراهم آورد. ( رفیعی ، 1390، صص 44-43).سرمایه فکری یک دارایی نامشهود است که به عنوان یک منبع مزیت رقابتی به حساب می آید.اساس سرمایه فکری شامل تجریبات و مهارت های کارکنان ، قابلیت تیم های کاری کارکنان ، سیستم اطلاعات داخلی و جامع و دقیق شرکت ، عملیات داخلی اثربخش ، و روش های مدیریت اجرایی می باشد. ( Li et al,2011,p9241 ). سرمایه فکری عبارت است از مواد فکری از قبیل دانش و اطلاعات و مالکیت ( دارایی ) معنوی و تجربه که باعث ایجاد ثروت می شود ( آشنا و همکاران ، 1388 ، ص141 ).کمبود سرمایه فکری در ترازنامه های سنتی احساس می شود.(Ahmadi et al,2012,p896 ) امروزه در شرکت های مبتنی بر دانش سرمایه فکری بیشترین اهمیت را دارد و در تمامی جنبه ها بر عملکرد سازمان تاثیرگذار می باشد..گرچه روش های حسابداری سنتی نقش مهمی در اندازه گیری و گزارش دهی دارایی های ملموس دارد ، اما این روش در سازمان های مبتنی بر دانش که دانش بخش مهمی از دارایی های آن را تشکیل می دهد ، دانش موجود قابل اندازه گیری و گزارش دهی نیست ، بنابراین این سازمان ها به تغییرات چشم گیر نیاز دارند. سرمایه فکری مجموعه دارایی های ناملموس، دانش و قابلیت های یک شرکت که برای شرکت ایجاد ارزش یا مزیت رقابتی می کند در نتیجه شرکت به اهداف عالی خود دست می یابد (chen,2007,p273). استوارت[99] ( 1994) سرمایه فکری را به عنوان مجموع ذخایر دانش ، اطلاعات ، فناوری ، حق مالکیت فکری ، تجربه ، شایستگی ها و یادگیری سازمانی ، سیستم ارتباطی تیم ها ، ارتباط با مشتریان و برندها می باشد که قادر هستند برای شرکت ها ایجاد ارزش کنند.دو نوع مطالعه در مورد سرمایه فکری وجود دارد: مدیریت سرمایه فکری و اندازه گیری سرمایه فکری.مطالعات درباره مدیریت سرمایه فکری متمرکز هستند بر اینکه چگونه دارایی های ناملموس ، ذخایر دانش و شایستگی های یک شرکت که می توانند ایجاد ارزش یا مزیت رقابتی کنند اداره شوند.مطالعات مربوط به اندازه گیری سرمایه فکری بر جمع آوری ، تجزیه و تحلیل و ارزیابی اطلاعات غیر مالی به منظور اندازه گیری دارایی های ناملموس شرکت متمرکز شده اند. (roos and roos ,1997) سرمایه فکری انقلابی در سیستم حسابداری سنتی است.سرمایه فکری ماهیت فرار و سیال دارد و زمانی که کشف شود و توسط سازمان استفاده شود ، سازمان را در ورود به محیط رقابتی یاری می رساند.سرمایه فکری عبارتست از دانشی سازمانی وسیع که برای هر شرکت ، منحصر به فرد بوده و به شرکت اجازه می دهد تا به طور پیوسته خود را با شرایط در حال تغییر و تحول ، انطباق دهد. سرمایه فکری ماهیت نامشهودی دارد و به طور همه جانبه ( فراگیر)، به عنوان دارایی راهبردی در سازمان ها شناخته شده است .اثر وجودی سرمایه فکری در سازمان ها موجبات بهبود عملکرد مالی و مزیت رقابتی سازمان را در بر خواهد داشت.نایت سرمایه فکری را مجموع دارایی های نامشهود یک شرکت معرفی می کند. برنال و کانل[100] بیان می کند که مدیریت سرمایه فکری ، نقش مهمی در موفقیت بلند مدت شرکت ها داشته اند .برخی دیگر سرمایه فکری را به صورت شایستگی های یک شرکت در نظر گرفته اند که این شایستگی ها عمدتا با تجربه و تخصص افراد داخل یک سازمان مرتبط است.دانش و تجربه افراد داخل شرکت است که می تواند ارزش ایجاد کند که این کار از طریق فرآیندهای مبادله دانش و خلق دانش جدید ایجاد می شود.باید توجه داشت که این شایستگی ها فقط به وسیله افراد و در داخل سازمان ایجاد نمی شود ، بلکه گاهی اوقات به واسطه محیطی که سازمان در آن قرار دارد ، خلق می شود .به عنوان نمونه ، می توان به شبکه همکاری بین شرکت ها در یک منطقه خاص اشاره کرد) رضایی و همکاران ، 1389، صص63-62 ) لیف ادوینسون[101] که یک متفکر در زمینه سرمایه فکری و مدیر ارشد شبکه جهانی سرمایه فکری است سه جز برای سرمایه فکری ارائه کرده است که عبارتند از : سرمایه انسانی ، سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری . با توجه به آن چه گفته شد ، تعاریف مختلفی در مورد سرمایه فکری گفته شده است که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم: سرمایه فکری از دیدگاه استوارت– استوارت اعتقاد دارد ، سرمایه فکری مجموعه از دانش ، اطلاعات ، داراییهای فکری ، تجربه ، رقابت و یادگیری سازمانی است که می تواند برای ایجاد ثروت به کار گرفته شود. در واقع سرمایه فکری تمامی کارکنان ، دانش سازمانی و توانایی های آن را برای ایجاد ارزش افزوده دربرمی گیرد و باعث منافع رقابتی مستمر می شود ( قلیچ لی ، 1385، ص 128 ). سرمایه فکری از دیدگاه بنتیس[102]–بنتیس سرمایه فکری را به عنوان مجموعه ای از دارایی های نامشهود ( منابع ، توانایی ها ، رقابت ) تعریف می کند که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به دست می آیند ( قلیچ لی ، 1385، ص 127 ). سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون و مالون[103] –ادوینسون و مالون ، سرمایه فکری را ” اطلاعات و دانش به کار برده شده برای کار کردن ، جهت ایجاد ارزش ” تعریف می کند ( دستگیر ،1388، ص 29 ). سرمایه فکری از دیدگاه بنتیس و هالند[104]–بنتیس و هالند سرمایه فکری را اینگونه تعریف می کنند : سرمایه فکری ذخیره ای از دانش را که در نقطه از زمان در یک سازمان وجو دارد ، نشان می دهد. در این تعریف ارتباط بین سرمایه فکری و یادگیری سازمانی مورد توجه قرار گرفته است ( دستگیر ، 1388، ص 30 ). سرمایه فکری از دیدگاه روس[105] و همکاران –سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند.این دارایی ماهیتی عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامشهود است که از طریق به کارگیری دارایی های مرتبط با منابع انسانی، عملکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان به دست آمده است.همه این ویژگی ها باعث ایجاد ارزش در درون سازمان می شود و این ارزش به دست آمده به دلیل این که یک پدیده کاملا داخلی است ، قابلیت خرید و فروش ندارد ( دستگیر ، 1388، ص30 ). 2ـ 2ـ 6) مدل های مختلف سرمایه فکری در انتهای سال 1990 ، نویسندگان متعددی مانند بروکینگ[106] ( 1996 )، ادوینسون و مالون[107] ( 1997 ) ، استیوارت[108] ( 1997 ) ،اسویبی[109] ( 1998 ) شروع به ارائه چهارچوب هایی کردند که به ما در درک سرمایه های فکری و به همان اندازه در اجرای آسانتر مباحث مربوط به سرمایه فکری ( مانند اندازه گیری ، افشا و گزارش دهی ) کمک می کرد. با آن که اختلاف کوچکی در میان چهارچوب ها مشاهده می شود ، اما همین نوسان باعث ایجاد انحراف های زیادی در زمینه مباحث سرمایه های فکری گردیده است. همین مطالعات صورت گرفته در رابطه با IC در سطوح مختلفی قرار می گیرد ( فردی ، درون سازمانی و برون سازمانی ) . در نتیجه IC تنها محدود به دانش در دسترس افراد نمی شود ، بلکه شامل دانش ذخیره شده در درون پایگاه داده های سازمانی ، فرآیندهای کسب و کار و ارتباطات نیز می گردد ( عالم تبریزی ، 1388، صص96-79). مدل ادوینسون و مالون– این دو پژوهش گر اجزا متشکله سرمایه های فکری را اینگونه تعریف کرده اند(خیرخواه، 1390، صص70-69) سرمایه انسانی : به میزان ارزش ، مهارت ها و تجاربی که افراد در سازمان ها دارا می باشند اطلاق می گردد. سرمایه مشتری : در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریانشان نمایانگر می شود. سرمایه ساختاری : شامل فرهنگ ، توانمندیها ، سخت افزارها و نرم افزارهای حامی سرمایه انسانی می باشد. سرمایه سازمانی : شامل فلسفه سازمانی و سیستم هایی برای بالا بردن قدرت نفوذ و توانمندی های سازمانی است. سرمایه نوآوری : شامل دارایی های معنوی است که توسط قوانین حمایت از حقوق مالکیت معنوی شامل کپی رایت ، نام تجاری و دارایی های نامشهود مورد پشتیبانی قرار می گیرد. سرمایه فرآیندی : شامل تکنیک ها ، شیوه ها و برنامه هایی است که مواردی مانند تحویل محصول یا خدمات را تسهیل می کند. شکل(2-4) مدل سرمایه فکری ادوینسون و مالون را نشان میدهد. شکل (2-4) مدل سرمایه فکری ادوینسون و مالون ( خیرخواه ،1390،ص 59 ) مدل بروکینگ– بروکینگ تلاش ها و تحقیقات ادوینسون و مالون را برای تعریف سرمایه فکری در نظر گرفت و چهار بعد مجزا را در زمینه سرمایه فکری معرفی کرد ( خیرخواه ، 1390، ص70) : دارایی بازار : به دارایی هایی اطلاق می شود که یک شرکت به خاطر نامشهودی های بازارگرایانه اش مانند تجاری ، مشتریان و کانال های توزیع دارا می باشد. دارایی انسان محور : شامل میزان تخصص های گروهی ، خلاقیت و حل مسایل ، رهبری ، مهارت ها و توانمندی های موجود در کارکنان یک شرکت می باشد. زیرساخت ها : شامل تکنولوژی ها ، متدولوژی ها و کلیه فرآیندهایی که باعث می شود صحت ، کیفیت و ایمنی در سازمان حفظ شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۴-۱- جنبه های درونی می توان از نقل قولهای زیر به اهمیت جنبه درونی پی برد: رابینز(۱۹۹۸): عملکرد یک فرد، یک کارکرد از توانایی او برای انجام دادن شغلش و تمایل او برای انجام آن است.. بوراک[۴۸](۱۹۹۹): هنگامی که کار ما با اشتیاق ما همخوانی دارد و برای ما معنادار است یا ما احساس می کنیم از راه ایده هایمان یا از راه خدمت کردن به دیگران، قادر هستیم تفاوت ایجاد کنیم، نیازهای معنوی برآورده می شوند. بر اساس این اظهارات و نقل قولهای دیگر در ادبیات موجود، تنوع وسیعی از کیفیتهای درونی، که فضای معنوی را در محیط کار پرورش می دهند، شناسایی می شوند. برخی از این کیفیتها، شامل: اخلاق، صداقت، ایمان، احترام و اعتماد هستند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱-۴-۲- جنبه های تلفیقی در جنبه تلفیقی معنویت کاری معتبر دو ویژگی وجود دارد: – آگاهی افرادرا از وجود معنویت در کار خود، افزایش می دهد. – این آگاهی افزایش یافته، روشی را که معتقدان به این معنویت کار کرده، با دیگران در محیط کاررابطه بر قرار می کنند، تغییر می دهد .بعضی از این پدیدهها در ادبیات تخصصی، که اهمیت رویکرد تلفیقی در یک محیط کار معنوی را نشان می دهند، شامل: ادراک، صداقت، جهت گیری تیمی و پذیرش هستند . (آچمز و دوچن[۴۹]،۲۰۰۰،۱۴۰) ۲-۱-۴-۳- جنبه های بیرونی آچمز و دوچن (۲۰۰۰) بیان می کنند سازمانهایی که برای مدتی طولانی سیستم های عقلایی بوده اند، در حال ایجاد فضایی برای بعد معنوی هستند؛ بُعدی که با قوانین و نظم و ترتیب کمتر سرو کار دارد و بیشتر با معنا، هدف و حس تعهد ارتباط می یابد. براک(۱۹۹۹) به مدیریت مبتنی بر افراد اشاره می کند که شامل پدیدههایی، مانند: شناختن ارزش افراد،تمایل به ایجاد جو کاری بسیار منسجم و ایجاد مبنایی از اعتماد، عدالت، احترام، عشق و اعتقاد می شود.جنبه بیرونی بیشتر به وسیله جملاتی، مانند: اینکه کار، یک سفر معنوی برای بسیاری از ما است، اگرچه ما در مورد آن به روش های مختلف سخن میگوییم، تأکید می شود. هر سازمانی یک معنویت دارد، اعم از اینکه آن را درک کند، یا درک نکند. بعضی از ویژگیهای ذکر شده در مورد معنویت در ادبیات مربوط به محیط کار است که بر اثرات بیرونی در یک محیط معنوی تأکید می کنند، شامل: خلاقیت ،تنوع، احساس آرامش و هماهنگی هستند. ۲-۱-۵- نیازهای معنوی کارکنان و ظهورپارادایم معنویت در محیط کار امروزه افراد زیادی در کارشان احساس نارضایتی، بیقراری و عدم امنیت دارند (مارکز و دیگران، ۲۰۰۵،۸۳). موریس[۵۰] (۱۹۹۷) عقیده دارد رضایت شغلی، اعتماد، و اخلاق کاری در اکثر محیطهای کاری نایاب شده است. بسیاری از اقدامات سازمانها برای تغییر و بهبود در دو دهه اخیر از قبیل کوچکسازی، مهندسی مجدد، تعلیق، اخراج از کار و … موجب تضعیف روحیه و نوعی سردرگمی معنوی کارکنان شده است(کینجرسکی و اسکرپنیک[۵۱]،۲۰۰۴، ۲۷). در واقع این اقدامات که مبتنی بر پارادایم مکانیستی و عقلایی مدرن بودهاند ، نتوانستهاند خواستههای کارکنان را برآورده سازند (لونددین [۵۲]و دیگران، ۲۰۰۳،۳۷۹). جهانی شدن، حرکت به سمت سازمانهای دانشی، رشد تقاضای کارکنان برای محیطهای کاری غنی و پرورشدهنده و نیز کار معنادار، این فشارها را بیشترکرده است. در حقیقت به نظر میرسد کارکنان در مشاغل خود به دنبال چیزی بیش از تنها پاداشهای اقتصادی هستند. بعضی از محققان عقیده دارندکه نوعی تنش اساسی بین اهداف عقلایی و تکامل معنوی در سرتاسر محیطهای کاری به وجود آمده است. گریگوری پیرس[۵۳]، مدیر یک انتشاراتی و مؤسس سازمان «رهبران کسب و کار برای کمال، اخلاق، و عدالت» بیان میکند: «ما اغلب زمان زیادی را برای کار کردن صرف میکنیم. شرمآور است اگر خدا را در آن جا نیابیم» (برادلی و کائونای[۵۴]، ۲۰۰۳،۴۵۰). سازمانها اکنون به طور روز افزونی، بیارزشی کسب موفقیتهای مالی را در مقابل هزینه ارزشهای انسانی درک کردهاند؛ و در شروع هزاره جدید برای کمک به کارکنان در جهت متوازن ساختن زندگی کاری و خانوادگی آنها و نیز شکوفا ساختن قابلیتهای بالقوهشان در محیط کاری راههای جدیدی یافتهاند (مارکز و دیگران،۲۰۰۵،۸۴). پارادایم منعطف و خلاق معنویت نیز در پاسخ به همین نیازها و فشارها ظهور کرده است و محققان زیادی این امر را تأیید کردهاند (نیل و بایبرمن[۵۵]، ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴؛ فرشمن[۵۶]، ۱۹۹۹؛ نک و میلیمن[۵۷]، ۱۹۹۴؛ گانتر[۵۸]، ۲۰۰۱؛ ) جودی نیل[۵۹] از اولین و پرشورترین محققان در این زمینه، مؤسس وبسایت معنویت در کار و نیز سردبیر دو ویژهنامه معنویت در ژورنال مدیریت تغییر سازمانی در سالهای ۲۰۰۳و ۲۰۰۴ عقیده دارد در چند سال گذشته عواملی از قبیل حادثه۱۱سپتامبر، بحران های اقتصادی در جهان، روند جهانی شدن، فقدان یکپارچگی در سازمانها و… منجر به تمایل شدید مردم به ارتباطات انسانی بیشتر و همچنین نیاز شدید به یک حس عمیق معنا در کار شده است (استوارت[۶۰] ، ۲۰۰۲، ۹۲). با وجود این که برای اکثر آنها تعریف جامع معنویت در محیط کار دشوار بود، آنها به سادگی درباره تجارب خود صحبت میکردند. توضیحات آنها آشکار کرد که معنویت در محیط کار، عبارتی متمایز است و از دیدگاه افراد مختلف دارای ابعاد فیزیکی، عاطفی، شناختی، بین شخصی، معنوی، و رازورزانه است؛ و در واقع دربرگیرنده یک احساس پیوند و ارتباط با دیگران و مقصود جمعی، یک حس ارتباط با موجودیتی والاتر و نیز یک حس تکامل و تعالی میباشد. این دو محقق با کمک نتایج تحقیق خود تعریف جامعی از معنویت در کار ارائه کردند و توصیه کردند که تحقیقات آینده بین معنویت درونی و سازمانی در محیط کار تفکیک قائل شود؛ و ارتباط آنها را بسنجد (کینجرسکی و اسکرپنیک،۲۰۰۴،۲۸) ۶-۱-۲- مفاهیم معنویت در کار تعاریف معنویت در کار بسیار متفاوت و مختلف است هرصاحب نظر و اندیشمند براساس نظر گاه خود به تعریف آن پرداخته و رسیدن به یک تعریف قابل قبول اکثریت اگر نگوییم غیر ممکن ،حد اقل بسیارمشکل به نظر می رسد(رستگار،۱۳۸۵، ۹۳) معنویت در کار و روح در کار و روح تیمی یا همبستگی تیمی متفاوت است.تعریف معنویت در کار مانند تعریف معنویت مشکل است.اولا تعاریف بسیارند،ثانیا نمی توان به یک تعریف مورد قبول اکثریت دست یافت. در ضمن نمی توان گفت معنویت در بنگاه یا کار گاه یا سازمانی خاص ،معنویت در کار است .همین طورنمی توان دقیقا معنویت در کار را تعریف کرد.با این همه ،معنویت فردی و سازمانی هر دو در تلاش اند تا نتایج مثبتی برای کارکنان وکارفرمایان به ارمغان بیاورند(رستگار،۱۳۸۵،۸۱).”تجربه معنویت درکار با افزایش خلاقیت ،صداقت،اعتماد و تعهد همراه است .همچنین با بالا بردن احساس تکامل شخصی کارکنان پیوند می خورد”(کریشناکومار و نک[۶۱]، ۲۰۰۲ ،۱۵۷). هر چند فقدان یک مقیاس یا یک تعریف پذیرفته شده مورد قبول اکثریت ،مانع گسترش آن شده است ،ولی کار برد آن در سازمان غیر قابل انکار است .از این رو لازم است برای تحقیقات تجربی در این زمینه به تعریف قابل قبولی دست یافت. بدین ترتیب بررسی و مطالعه تعاریف گوناگون در این زمینه حائز اهمیت است. لذا در این قسمت به برخی از تعاریف معنویت در کار اشاره می شود: معنویت درکار دربر گیرنده مفهومی از احساس تمامیت ،پیوستگی در کار و درک ارزش های عمیق در کار (گیبنز[۶۲]، ۲۰۰۱،۲). معنویت در کار دربرگیرنده تلاش برای جستجو و یافتن هدف غایی دریک فرد برای زندگی کاری،به منظور برقراری ارتباط قوی بین فرد و همکاران و دیگر افرادی که به نحوی در کارش مشارکت دارند و هم چنین سازگاری یا یگانگی بین باورهای اساسی یک فرد باارزش های سازمانش می باشد(میترف و دنتون، ۱۹۹۹). معنویت در کار درک و شناسایی بعدی از زندگی کاری یک فردکه درونی و قابل پرورشی است و به واسطه انجام کارهایی با معنا در زندگی اجتماعی پرورش می یابد (آچمز و دوچن،۲۰۰۰،۱۳۷). معنویت در کار سفری به سوی یک پارچگی و معنویت که برای افراد و سازمان کمال و پیوستگی در کار را فراهم می آورد(گیبنز،۲۰۰۱،۳). معنویت در کار حالات معینی از فرد است که به وسیله ابعاد فیزیکی[۶۳] ،عاطفی[۶۴]، شناختی[۶۵] ،میان فردی[۶۶]،معنوی [۶۷]و عرفانی[۶۸]،وصف پذیر است (کینجرسکی و اسکریپنک،۲۰۰۴، ۳۴). معنویت در کار،تلاش درجهت پرورش حساسیت نسبت به ارتباط فرافردی ،ارتباط درون فردی ،ارتباط میان فردی و ارتباط برون فردی در زندگی کاری به منظور بالندگی در رسیدن به تعالی انسانی می باشد.این تعریف در بر گیرنده همه ابعاد وجودی انسان است یعنی ابعاد زیستی ،اجتماعی ،روانی و معنوی (رستگار،۱۳۸۵). در این تحقیق مبنای کار تعریف معنویت کاری توسط آچمز و دوچن می باشد که عبارتند از:درک و شناسایی اینکه بعدی از زندگی کارکنان درونی و باطنی است که این بعد قابل پرورش است و به واسطه انجام کارهای با معنا در زندگی افزایش می یابد(آچمز و دوچن،۲۰۰۰،۱۳۷). ۷-۱-۲- رویکردها و پارادایم های معنویت در محیط کار از دیدگاه محققان مختلف ۲-۱-۷-۱- دیدگاه اول: برخی از محققان به جای ارائه تعریفی دقیق از معنویت به رویکردهای مختلف آن توجه کردهاند. یک دستهبندی متداول از رویکردهای مختلف معنویت در محیط کارکه توسط چند گروه از محققان ارائه شده است، عبارت است از: رویکرد درونگرا / متافیزیکی[۶۹] رویکرد دینی[۷۰] رویکرد اگزیستانسیالیستی / سکولار[۷۱] (کریشناکومار و نک،۲۰۰۲؛ و ؛ گیبنز، ۲۰۰۰) اگر آراء افراد مخالف دین و معنویت را نیز در نظرگرفته شود باید رویکرد زیر را نیز اضافه گردد: رویکرد مخالفان معنویت (بوژ[۷۲] ،۲۰۰۰) در ادامه به طور خلاصه به بیان هر یک از این رویکردها پرداخته می شود: ۲-۲-۷-۱-۱- رویکرد درونگرا / متافیزیکی در این نگاه معنویت نوعی آگاهی درونی است که از درون هر فرد برمیخیزد و فراتر از ارزشها و باورهای برنامهریزی شده است. در حقیقت در این رویکرد معنویت فراتر از قوانین و ادیان ملاحظه میشود (کریشناکومار و نک، ۲۰۰۲؛ گایلوری[۷۳]، ۲۰۰۰)). برای مثال گرابر[۷۴] (۲۰۰۰) بیان میکند که معنویت از امور رسمی و تشریفاتی اجتناب میکند و امری غیرحرفهای، بدون سلسله مراتب، و جدا از روحانیون و مراکز مذهبی است. همچنین در این رویکرد معنویت شامل احساس همبستگی و ارتباط میان خود و دیگران میباشد (آچمز و دوچن، ۲۰۰۰؛ نک و میلیمن، ۱۹۹۴). با این که تاکید این دیدگاه بر درون انسان است ،شامل احساس پیوند درونی فرد با کارش و با دیگران نیز می باشد .همچنین در این رویکرد معنویت شامل احساس همبستگی و ارتباط میان خود و دیگران می باشد (آچمز و دوچن،۲۰۰۰).مثلا میتروف و دنتون معنویت را نوعی احساس عمیق درباره پیوند کامل یک فرد با خودش ،و با دیگران و با کل جهان می دانند(میتروف و دنتون،۱۹۹۹، ۸۲). افراد معتقد به معنویت درون گرایانه،عقیده دارند بر عکس ادیان که نگاهی به بیرون انسان دارند؛معنویت درونگرا به درون انسان و کشف قلمرو پادشاهی درون توجه دارد(مارکز و دیگران،۲۰۰۵،۸۲). در این رویکرد،باور بر این است که تمام موجودات زنده و غیر زنده در درون خود دارای نیرویی مقدس و هستی بخش هستند که باید آن را درک کنند. در واقع برعکس ادیان که دارای یک فلسفه خداشناسی مشخص ونیزسیستمی از اصول ،عقاید و دستورات هستند که برای همه یکسان است ،معنویت درون گرا عقیده دارد که هر کس در هر جایی باید مسیر شخصی خود را برای یکی شدن با نیروی مقدس درونی خود را بیابد. در محیط کار نیز معتقدان به رویکرد درون گرا عقیده دارند که تنوع معنوی افراد باید به رسمیت شناخته شود و در واقع افرادباید راهی بیابند که بدون آسیب زدن به بقیه،به اموری معنوی خود نیز بپردازند(مارکز و دیگران ،۲۰۰۵، ۸۳). همچنین دراین رویکرد معنویت شامل احساس همبستگی و ارتباط میان خود و دیگران می باشد(آچمز و دوچن ،۲۰۰۰؛نک و میلیمن،۱۹۹۴). ۲-۲-۷-۱-۲- رویکرد دینی این رویکرد معنویت را جزئی از یک دین و مذهب بخصوص میداند (کریشناکومار و نک، ۲۰۰۲). برای مثال مسیحیان باور دارند که معنویت نوعی «دعوت به کار» میباشد؛آنها کار را مشارکت در خلاقیت خداوند و وظیفهای الهی میدانند. به ویژه پروتستانها که پیرو عقاید مارتین لوتر هستند، عقیده دارند که خداوند به طور مداوم در حال خلق است و کار کردن مشارکت با خداوند است. هندوها عقیده دارند باید تلاش کرد و نتیجه را به خداوند میسپارند (منتن، ۱۹۹۷). بوداییها کار سخت را ابزاری میدانند که سبب بهبود در زندگی فرد به عنوان یک کل میشود و نهایتا موجب غنیسازی تمام و کمال زندگی و کار میشود . این دیدگاه در اسلام معمولا در قالب اخلاق کار اسلامی[۷۵] مطرح میشود. اخلاق کار اسلامی مسلمانان را به تعهد بیشتر به سازمان، همکاری، مشارکت، مشورت، بخشش، گذشت و … تشویق میکند. طرفداران آیین تائو و کنفوسیوس برای همکاری و کار تیمی ارزش زیادی قائل هستند (کریشناکومار و نک،۲۰۰۲، ۱۵۶). در مقایسه با سایر رویکردها، رویکرد دینی بحثبرانگیزترین رویکرد است. برای مثال گانتر (۲۰۰۱) ادعا میکند اغلب آمریکاییها به خداوند باور دارند و اغلب آنها همچنین به آزادی مذهبی نیز معتقدند. ۲-۲-۷-۱-۳- رویکرد اگزیستانسیالیستی / سکولار در این رویکرد هدف اصلی یافتن معنا در کار و محیط کاری میباشد (کریشناکومار و نک، ۲۰۰۲؛ تیلور و دیگران، ۱۹۹۶؛ نک و میلیمن، ۱۹۹۴).برخی از پرسشهای اگزیستانسیالیستی که در این رویکرد مطرح میشود عبارت است از: چرا من کاری را انجام میدهم؟ معنا و مفهوم کار من چیست؟ این کار من را به کجا خواهد برد؟ دلیل وجود من در سازمان چیست؟ این پرسشها در محیط کار برای افراد مطرح میشوند و پاسخ دادن به آنها بسیار مهم است. افرادی که پاسخ این پرسشها را بیابند، احساس معنای بیشتری خواهند داشت، رضایت و در نتیجه آن بهرهوری و عملکرد آنها نیز افزایش مییابد؛ ولی افرادی که در کار روزمره خود احساس معنا نکنند دچار «ضعف وجودی» خواهند شد، از خود بیگانه میشوند و این امر میتواند بهرهوری و عملکرد آنان را به شدت کاهش دهد و موجب احساس ناکامی گردد. ۲-۲-۷-۱-۴- رویکرد مخالفان معنویت در این رویکرد نسبت به معنویت و به ویژه دین نگاهی کاملا منفی وجود دارد و گفته می شود که معنویت و دین هر دو ابزاری در دست مدیران و رهبران هستند تا از طریق آن پیروان یا زیر دستان خود را استثمار نمایند (برادلی،کائونای،۲۰۰۳).پست مدرن های شکاک چنین عقیده هایی دارند(بوژ،۲۰۰۰) امروزه بسیاری از مردم می پرسند که کدام نوع معنویت قادر است دگرگونی های فردی و اجتماعی عمیقی را که این جهان سخت بدان نیاز منداست ،پدیدآورد. از اینرو،در یک سنخ شناسی با ماهیت پلورالیستی معنویت سبز فایل، معنویت های مختلف را در چند نوع زیر خلاصه کرده است: معنویت دینی:معنویتی است که مبتنی بریک سنت خاص دینی است. آمال و مقصد نهایی معنویت و همچنین راه های رسیدن به آن برمبنای سنتی خاص دینی استوار است و بر یک چار چوب و سیستم اعتقادی خاص استوار است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شورای عالی حوزه علمیه خواهران تحقیق پایانی سطح دو (کارشناسی) مدرسه علمیه فاطمه الزهراء(سلام الله علیها) استان اصفهان (ویلاشهر) مفهوم دعا و آثار تربیتی آن در قرآن و روایات استاد راهنما سرکارخانم انسیه رضایی استاد داور سرکارعلیه حاجیه خانم منانی پژوهشگر آزاده نساج نجف آبادی اردیبهشت ماه ۱۳۹۰
![]() (الف)
شورای عالی حوزه علمیه خواهران تحقیق پایانی سطح دو (کارشناسی) مدرسه علمیه فاطمه الزهراء(سلام الله علیها) استان اصفهان (ویلاشهر) مفهوم دعا و آثار تربیتی آن در قرآن و روایات استاد راهنما سرکارخانم انسیه رضایی استاد داور سرکارعلیه حاجیه خانم منانی پژوهشگر آزاده نساج نجف آبادی اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ (ب) بسمه تعالی تحقیق پایانی با موضوع: بررسی آثار تربیتی دعا در قرآن و روایات که توسط پژوهشگر محترم سرکارخانم ………………………….. برای دریافت دانشنامه سطح دو (کارشناسی) تدوین شده است، توسط هیأت داوران مورد ارزیابی قرار گرفته و در تاریخ ……………..، با کسب رتبه …….. پذیرفته شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
استاد راهنما: ……………………… استاد داور: ……………………… مدرسه علمیه: ……………………… استان: ……………………… امضا مدیر مدرسه علمیه (ج)
تقدیم به
آستان حقیقت دوست وآنان که وصالش را میجویند وآنان که در آغوشش کشیدهاند و آنان که خود عین حقیقتاند.
و تقدیم
به مادرم که سالها هم برایم پدر بود و هم مادر و همسرم که دنیای مرا متحول کرد. (د)
تشکر و قدردانی
با تقدیر و تشکر فراوان همراه با شایستهترین احترامات خدمت اساتید گرانقدر به ویژه استاد گرامی سرکار خانم انسیه رضایی که به این حقیر بذل عنایت فرموده و در مراحل مختلف تحقیق، بنده را یاری نمودهاند و همچنین از مؤسس حوزه، مدیریت و پرسنل محترم حوزه علمیه فاطمه الزهراء (سلامالله علیها) کمال تشکر را مینمایم که در این سالها زحمت بی پایانی برایم کشیدهاند. بر خود لازم میدانم از مادر مهربانم که همیشه با دعای خیرش راه را بر من گشوده است و همچنین از تمامی خواهراها و برادرهای عزیزم و تمامی کسانی که دوستشان دارم تشکر کنم. (هـ) و همچنین بر خود لازم میدانم که از همسرم آقای روح الله احسانی به خاطر تمام صبوریهایش تشکر کنم که اگر تشویق های مؤثر همسرم نبود این پایان نامه به خوبی انجام نمیگرفت. و از تمامی کسانی که شاید این پایاننامه را بخوانند خواهانم برای شادی روح پدرم صلوات بفرستند.
چکیده
موضوع پژوهش، پیرامون آثار تربیتی دعا در قرآن و روایات است. دعا از کلمه دعو گرفته شده است و به معنای خواندن و … است . دعا مرحله ای است که بنده با رب خویش ارتباط برقرار میکند. دعا یگانه راه ارتباط بندگان با مبدأ بوده و تنها وسیلهای است که خدای متعال برای ارتباط با خود مقرر فرموده است، اگر این ارتباط و توجه به مبدأ نباشد،خدای منان عنایت خاصهی خود را قطع خواهد فرمود. در این صورت ، بندگان استعداد پذیرش این عنایت را از دست داده و مقتضای رحمت الهی را از کف میدهند. آیاتی از قرآن کریم و احادیثی که در کتب روایی بیان شده منبع اصلی در این تحقیق است. آیات نورانی قرآن کریم و علاوه بر آن کتب روایی (مانند نهج البلاغه، بحارالانوار، اصول کافی و …) ، کتبی که دعا را مورد بررسی داده (مانند نقش دعا در زندگی اجتماعی، پرورش در پرتو نیایش و …) بخش عمدهی منابع استفاده شده است.این پژوهش شامل چهار فصل است، با (کلیات تحقیق) آغاز میشود و در ادامه (مفهوم دعا)، (آداب و شرایط دعا)،(تربیت در دعاهای ائمه علیهمالسلام) (آثار تربیتی دعا) پایان میپذیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از نظر دوسنسی، کلی، بلانتن و باتیل(۱۹۹۰) عبارتست از هر نوع ترکیبی از مهارتهای مرتبط با برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، کنترل، بودجه بندی، راهنمایی و ارزشیابی در بافت یا اداره ای که فرآورده یا خدمات اولیه آن مرتبط با ورزش یا فعالیت جسمی است. آمیخته بازاریابی: آمیخته بازاریابی، ترکیبی استراتژیک از محصول، قیمت، مکان و ترویج می باشد. معمولا این عناصر را p4 می نامند. تصمیمات و استراتژی های هر یک از آنها برای بازاریاب بسیار مهم است(۶۳).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
محصول[۵]: ترکیبی از کالاها و خدماتی است که شرکت به بازار مورد نظر ارائه می کند(۳۰). مکان[۶]: گاهی کانال های توزیع نیز نامیده می شود، شامل فعالیتهایی است که شرکت انجام می دهد تا محصول در دسترس مصرف کنندگان مورد نظر قرار دهد(۴۹). ترویج و گسترش[۷]: فعالیتهایی است که شرکت انجام می دهد تا بتواند در مورد ارزش محصول اطلاعات خوبی به خریدار بدهد و مشتریان را تشویق کند که محصول را بخرند(۱۶). قیمت[۸]: مقدار پولی است که مشتری باید برای یک محصول بپردازد(۳۲). فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق مقدمه در بخش نخست فصل دوم، و با بهره گرفتن از مبانی نظری تحقیق مبتنی بر مطالب عمومی بازاریابی و مدیریت بازار در کتاب های مرتبط با مدیریت استراتژیک بازاریابی ورزشی و بازاریابی رویدادهای ورزشی به تبیین بازاریابی به مفهوم عام، و بازاریابی رویدادهای ورزشی به معنای خاص پرداخته شده است. در بخش دوم این فصل به ارائه تحقیقات محققان سراسر جهان که در مجلات معتبر این رشته به چاپ رسیده اند، بررسی پایان نامه ها و همچنین طرح های پژوهشی صورت گرفته، پرداخته شده است. ۲- ۱- مبانی نظری تحقیق ۲- ۱ – ۱- تاریخچه بازاریابی مهم ترین اقدام در آغاز مطالعه بازاریابی به صورت علمی و پژوهشی با نمونه برداری و آمارگیری از مؤسسات انتفاعی، بازرگانی در سال ۱۹۲۹ در ایالت متحده امریکا آغاز گردید. در این آمارگیری مؤسسات بازرگانی و اقتصادی از جنبه های متفاوتی نظیر نوع مالکیت ، محل جغرافیایی ، نوع فعالیت مؤسسه ، و روش های عملیات اجرایی مورد شناسایی و طبقه بندی قرار گرفتند. توسعه تولیدات و پیشرفت تکنولوژی به قدری سریع بود که در نیمه دوم قرم بیستم (سال ۱۹۵۰) قدرت توانایی و استفاده از ابزارآلات و ماشین آلات یک کارگر امریکایی ۵/۲ برابر یک کارگر اروپایی تخمین زده شده است. در این دوران بود که ابزارآلات جدید ، روش های تولیدی جدید و پژوهش های بازار پیشرفت نموده و توسعه چشمگیری را برای کشورهای صنعتی آن دوران خصوصاً ایالات متحده به دنبال داشت. در این دوران بازاریابی به دوره جدیدی از فعالیت خود گام نهاد ، تا جایی که گروهی از دانشمندان این دوران را عهد بازاریابی نامیده اند. این پیشرفت سریع موجب گردید که بازاریابی به درستی عملی در حال تکوین و تکامل تلقی شود(۲۱). پایان گرفتن جنگ سرد در دهه ۱۹۹۰ به آزاد شدن منابع و فزونی گرفتن نیاز به محصولات سرمایه ای برای ایجاد زیر ساختهای مناسب اقتصادی انجامید. در این دوران اروپای غربی به ایجاد بازاری مشترک با ۳۲۴ میلیون مصرف کننده روی آورد و اروپای شرقی به صورت بازاری آماده برای محصولات غربی درآمد. از سوی دیگر بدهیهای خارجی اقتصاد بسیاری از کشورها را فلج کرده است. این گونه کشورها، به رغم نیازمندیهای فراوان، با مشکل نبود قدرت خرید رو برو شده اند. از این رو کشورهای پیشرفته برای کسب بازار در اروپا، امریکا و خاور دور، با یکدیگر به رقابت پرداختند. این دگرگونی سبب شد که شرکتها رقیبان خود و تحولات بازار را در گستره جهانی جدی بگیرند، هزینه ها را کنترل کنند و به تحولات تکنولوژیک، نوع مواد مصرفی، ابزارهای مورد استفاده و روش های مدیریت توجه بیشتری نشان دهند. در این زمان، استفاده از شیوه ها و فنون بازاریابی مورد توجه قرار گرفت. بررسی ها نشان داده اند که ناموفق بودن سازمانها در بهره گیری از فنون بازاریابی نشأت گرفته است. این شرکتها تحولات بازار و تغییرات الگوی مصرف مشتریان را نادیده گرفته و به جای روی آوردن به بازاریابی پیشرفته، به فروش می پرداختند و کسب سود بیشتر را بر رضایت مشتری ترجیح می دادند. اما موفقیت های چشم گیر شرکت تری ام[۹] و مک دونالدز[۱۰] در آغاز دهه ۱۹۸۰ که از توجه دقیق آن ها به نیاز مشتریان، بازار و انگیزه کارکنان در راستای افزودن به کیفیت محصولاتشان سرچشمه می گرفت، سبب شد تا تدوین استراتژی کارای بازاریابی در اولویت قرار گیرد. پژوهش در این زمینه نشان داده است که گروه کثیری از مدیران ارشد شرکت های بزرگ امریکایی، تدوین استراتژی بازاریابی و اجرای درست آن را در اولویت برنامه ریزی ها و فعالیت های خود قرار داده اند و کوشش های گسترده ای را در راستای کنترل هزینه ها و بهبود و توسعه منابع انسانی به انجام رسانده اند. از دیگر یافته های پژوهش یاد شده این است که تقاضا برای جلب همکاری مدیران ارشد در مشاغل مهم که پیشینه تحصیلی و تجربی کارآمدی در زمینه بازاریابی داشته باشند، در مقایسه با گذشته ۵۲ درصد افزایش داشته است.(۱۸) اکنون بازار کشورهای جهان با ورود محصولاتی با برند و نامهای گوناگون و متعدد چهره دیگری یافته است که خود این نگرش جامع به بازار را بسیار ضروری ساخته است. اکنون که بازاریابی مورد توجه روزافزون سازمانها و نهادهای خصوصی و دولتی قرار گرفته است و از مرحله اولیه توزیع و فروش به فلسفه پیچیده ایی برای ارتباط پویای سازمانها با بازارهایشان تبدیل شده است. سازمانهای بزرگ و کوچک رفته رفته از تفاوت بین فروش و بازاریابی آگاه شده اند و در مرحله سازماندهی بازاریابی خود هستند(۳۰). دانش بازاریابی در ایران سابقه ای طولانی ندارد. گرچه در چهل سال اخیر به ویژه همزمان با برنامه های چهارم و پنجم عمرانی در سال های پیش از انقلاب اسلامی ، مطالعات بازاریابی مرسوم بوده ولی به لحاظ تابعیت اقتصادی کشور ، جهت گیری های وارداتی در اقتصاد ملی ، تک محصولی بودن اقتصاد ، بالاخره اتکا به دلارهای نفتی ، این مطالعات عموما ناظر به توزیع بوده و به تولید توجهی نداشته است. از جانب دیگر در فاصله سال های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۶۸ نیز به لحاظ شرایط خاص سیاسی و اقتصادی و مشکلات تولید و محدودیت عرضه ، بازاریابی مورد توجه نبوده و آهسته آهسته از اواسط دهه هفتاد ، توجه دولت مردان ، صاحبان صنایع و کارآفرینان اقتصادی به بازاریابی جلب شده است(۶). در شرایط کنونی رهایی از اقتصاد تک محصولی مورد توجه بیشتری قرار گرفته و همگان دریافته اند که اتکا به منابع ارزی ناشی از فروش نفت از نظر مقدار و استمرار آن به تنهایی قابل ادامه نیست بلکه نیازهای روزافزون اقتصاد ملی برای تأمین مخارج توسعه را تأمین نمی نماید و باید با ایجاد تغییر و تنوع در محصولات صادراتی و بازاریابی آن ها، منابع جدیدی مورد استفاده قرار گیرند ، اهمیت بازاریابی چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی ، بیشتر مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. در این میان مؤسسات و سازمان های ورزشی نیز به تدریج به اهمیت و تأثیر بسیار مفید و سازنده بازاریابی در انجام فعالیت ها و وظایف خویش پی برده و امروزه از این اصول و مبانی در جهت بهبود فرایندها و ساختارهای خویش بسیار بهره برداری نموده اند به نحوی که، همه روزه شاهد تحولات بسیار عظیم و گسترده ای در این حوزه بسیار فراگیر و جهانی می باشیم(۲۹). ۲-۱-۲- تعریف بازاریابی تعریفهای گوناگونی برای بازاریابی بیان شده است، مانند گروهی از فعالیتهای تجاری وابسته؛ پدیده ای بازرگانی؛ فرایندی اقتصادی؛ فرایند مبادله یا انتقال مالکیت محصولات؛ فرایند تعدیل عرضه و تقاضا؛ و بسیاری معانی دیگر. هر کدام از این تعاریف بیان کننده گوشه ای از فعالیتهای بازاریابی است، ولی تعریف کامل آن منطبق بر گرایش بازاریابی جدید نیست. امروزه صاحب نظران، بازاریابی را فرایند ارضای نیازها و خواسته های بشری تعریف می کنند. به نظر فیلیپ کاتلر، برجسته ترین صاحب نظر در این رشته، بازاریابی عبارتست از: «فعالیتی انسانی در جهت ارضای نیازها و خواسته ها از طریق فرایند مبادله». در تعریف کاتلر از بازاریابی سه رکن اصلی وجود دارد : ۱- نیازها و خواسته های انسان که رکن اساسی نظام بازاریابی است. ۲- محصول چیزی است که به بازار عرضه می شود و قادر است یک نیاز یا خواسته را تامین نماید. ۳- فرایند مبادله که هسته مرکزی بازاریابی را تشکیل می دهد. در مبادله دو طرف وجود دارد و هر طرف چیزی با ارزش برای طرف دیگر دارد. به طوری که هر طرف مجاز به پذیرش یا رد پیشنهاد است(۱۸). در تعریفی دیگر، بازاریابی عبارت است از همه تلاش های نظام مند برای شناخت نظام بازار و اقدام مناسب نسبت به انواع تقاضاها با توجه به نظام ارزشی جامعه و هدف های سازمان(۲۹). می توان بین تعریف های بازاریابی از دو دیدگاه مدیریتی و اجتماعی فرق قائل شد. تعریف بازاریابی از دیدگاه اجتماعی بدین گونه است: بازاریابی یک فرایند اجتماعی است که بدان وسیله افراد و گروه ها می توانند از طریق تولید، عرضه و مبادله محصولات و خدمات ارزشمند به آنچه مورد نیاز است دست یابند. تعریف بازاریابی از دیدگاه مدیریتی بدین گونه است: «هنر به فروش رساندن محصولات» ولی «پیتر دراکر» یکی از پیشروان نظریه پرداز مدیریت می گوید: «هدف بازاریابی این است که درباره فروش گزافه گویی کند. هدف بازاریابی این است که مشتری را بشناسد، او را درک کند تا بتواند کالا یا خدمتی مناسب وی به او عرضه نماید. کمال مطلوب این است که تلاش های بازاریابی به وجود یک مشتری بینجامد، یعنی کسی که آمادگی خرید دارد.» «انجمن بازاریابی امریکا» از دیدگاه مدیریتی بازاریابی را بدین گونه تعریف می کند: مدیریت بازاریابی عبارت است از فرایند برنامه ریزی و جامه عمل پوشاندن به دیدگاه (اصول)، قیمت گذاری و توزیع کالاها و خدمات که به داد و ستد بینجامد و این داد و ستد بتواند نیازهای فردی و سازمانی مشتریان را تأمین کند. (۲۶). ۲-۱-۳- نیاز، خواست و تقاضا منشا و رکن اساسی نظام بازاریابی، نیازها و خواسته های انسان است. بشر برای ادامه حیات خود به غذا، هوا، آب، لباس و پناهگاه نیاز دارد. علاوه بر اینها، او میل زیادی به آسایش، آموزش و خدمات دیگری دارد. محصول زاییده نیازها و خواسته های بشر است؛ به عبارت دیگر محصول عبارتست از چیزی که قادر به ارضای یک خواسته باشد. نیاز بیان کننده حالت محرومیت احساس شده در فرد است. این محرومیت آرامش آدمی را بر هم می زند و در او شوقی برای بر طرف کردن آن به وجود می آورد. نیاز، شخص را به حرکت وا می دارد و او را در یک حالت فعال قرار داده، به او جهت می دهد. شخص چیزهای خاصی را که ارضا کننده خواسته های اوست، خارج از وجود خویش تصور می کند، این چیزها محصولات نامیده می شوند. این محصولات به هر اندازه که خواسته های فرد را برآورده کنند دارای ارزشند. نکته مهم آن است که مفهوم محصول را تنها به اشیای فیزیکی محدود نسازیم. عامل اساسی در هر محصول، خدمتی است که ارائه می دهد و فوایدی است که دارد و برای خریدار ارزنده است. خواسته در بازاریابی، شکل برآورده ساختن نیازهاست و تقاضا توانایی رفع خواسته است؛ برای مثال گرسنگی نیاز به غذاست، ولی طرقی که انسان این نیاز را برطرف می کند متفاوت است. ممکن است افراد برای رفع گرسنگی، بنا به عادت، فرهنگ، سلیقه و ذائقه خویش، غذاهای متعددی را انتخاب کنند. این غذاهای متنوع و متعدد «خواسته» آنان است(۱۸). بازاریاب موفق می کوشد نیازها، خواست ها و تقاضاهای بازار مورد هدف را درک کند. «نیاز» بیانگر اقلام اصلی مورد نیاز فرد مانند غذا، هوا، آب، لباس و سرپناه است. همچنین افراد نیاز شدیدی به تفریح، گردش و آموزش دارند. هنگامی که این نیازها در جهت تأمین هدف های خاصی قرار گیرند که فرد بتواند بدان وسیله نیازی را تأمین کند آن ها تبدیل به «خواست» می شوند. «تقاضا» یعنی خواستن محصولاتی خاص که تأمین آن منوط به توان پرداخت مقدار مشخصی پول است. بازاریاب «نیازی» را به وجود نمی آورد: نیاز پیش از بازاریاب وجود دارد. بازاریاب همگام با سایر عوامل اجتماعی می تواند بر به «خواست» اعمال نفوذ کند(۲۶). ۲- ۱-۴- جایگاه بازاریابی در مدیریت یکی از مهم ترین کارکردهای مدیر، تخصیص منابع و امکانات در ایفای وظیفه بسیج منابع می باشد. این وظیفه مدیر را می توان شامل موارد زیر دانست : الف- بازاریابی (مدیریت بازار)؛ ب- تأمین سرمایه و منابع مالی (مدیریت مالی)؛ ج- تأمین مواد، وسایل و تجهیزات فنی (مدیریت پشتیبانی)؛ د- استفاده از منابع حقوقی و مقررات (مدیریت بررسی قوانین و مقررات و استفاده از منابع حقوقی)(۱۴). همانگونه که ملاحظه می گردد، مدیریت بازاریابی یکی از شاخه های دانش مدیریت است. این وظیفه مدیریت در ادبیات بازرگانی امروز دنیا، به معنی کلیه تلاش هایی است که یک مدیر، برای طراحی، تولید، توزیع و یا فروش کالا و خدمت به مصرف کننده نهایی و جلب رضایت او متحمل می شود و بدین ترتیب می توان اینگونه استنباط نمود که، وظیفه بازاریابی مدیر (مدیریت بازاریابی) کلیه عملیات یک سازمان اقتصادی را شامل می شود(۲۹). مدیریت بازاریابی عبارت است از « تجزیه و تحلیل، طرح ریزی، اجرا و کنترل برنامه های تعیین شده برای فراهم آوردن مبادلات مطلوب با بازارهای مورد نظر به منظور دستیابی به هدف های سازمان». تأکید مدیریت بازاریابی بیشتر بر تعیین محصولات سازمان بر مبنای نیازها و خواسته های بازار مورد نظر و نیز استفاده از قیمت گذاری، ارتباطات و توزیع مؤثر جهت آگاهی دادن، ایجاد محرک و ارائه خدمت به بازار است(۱۸). مدیر بازاریابی مثل بقیه مدیران وظایف برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل را به عهده دارد. علاوه بر انجام وظایف فوق مدیر بازاریابی باید وظایف زیر را نیز عهده دار باشد : ۱- تعیین اهداف بازاریابی، مثل هدف های فروش و سهم بازار. ۲- برنامه ریزی بازار مختلط: که عناصر عمده این برنامه ریزی عبارتند از : محصول قیمت گذاری مجاری توزیع (مکان) ترویج ۳- سازماندهی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل چهارم نتایج نتایج مطالعه ۴-۱-نتایج مربوط به تست بیوشیمیایی در مطالعه حاضر ۱۰۰ نمونه باکتری انتروکوک (انتروکوکوس فکالیس و انتروکوکوس فاسیوم) از نمونههای ادرار، زخم، آبسه و بافت از بیماران بستری و سرپایی مراجعه کننده در آزمایشگاه نور تهران مورد جمع آوری گردید (شکل۴‑۱). از ۱۰۰نمونه بالینی که با انجام تستهای بایل اسکولین آگار و رشد در NaCl 6.5% و تخمیر قند آرابینوز متعلق بودن آنها به جنس انتروکوک مشخص شده بود ۱۶ نمونه (۱۶ درصد) آرابینوز را تخمیر کرده که E. faecium بودند و بقیه نمونهها که آرابینوز را تخمیر نکرده بودند به E. faecalis تعلق داشتند. چنانچه ارگانیسم مورد نظر بایل اسکولین مثبت و رشد در ۵/۶% NaCl نیز مثبت باشد، میکروارگانیسم انتروکوک میباشد و چنانچه ارگانیسم مورد نظر بایل اسکولین مثبت و رشد در ۵/۶% NaCl نیز منفی باشد، میکروارگانیسم، استرپتوکوک گروه D و غیر انتروکوک میباشد. از ۱۰۰ نمونه جدا شده ۱۶ نمونه آرابینوز مثبت، انتروکوک فاسیوم و بقیه آرابینوز منفی بودند که انتروکوک فکالیس تشخیص داده شدند (شکل ۴‑۱). شکل۴‑۱: الف) شکل سمت چپ کلونی های رشد کرده انتروکوک بر روی بلادآگار را نشان می دهد. ب) شکل سمت راست محیط کشت بایل اسکولین آگار در شبشه های دربسته ۵ سی سی میباشد، تیره شدن محیط که نشان دهنده کمپلس آهن و اسکولین میباشد، رشد باکتری را تایید می کند. شکل ۴‑۲: نتایج تست آرابینوز برای تفکیک سویههای مورد بررسی از همدیگر. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۲-نتایج مربوط تفکیک جنسیت تمام نمونهها در شکل ۳-۴ نتایج حاصل از تفکیک جنسیت نمونههای جمع آوری شده نشان داده شده است. شکل۴‑۲ : نتایج حاصل از تفکیک نمونههای جمع آوری شده بر اساس جنسیت مورد بررسی. با تفکیک نمونه ها به دو گروه آرابینوز مثبت ( انتروکوکوس فاسیوم)و آرابینوز منفی ( انتروکوکس فکالیس) میتوان جامعه مورد بررسی را از لحاظ آلوده بودن به باکتری های مورد نظر مورد ارزیابی قرار داد. شکل۵‑۳: نتایج حاصل از تفکیک نمونههای انتروکوکوس فکالیس در افراد مورد بررسی شکل۶‑۴: نتایج حاصل از تفکیک نمونههای انتروکوکوس فاسیوم در افراد مورد بررسی. از بین نمونه های بدست آمده، ۳۳ مورد مرد و ۵۲ مورد زن، آلوده به انتروکوکوس فکالیس بودند. از باقیمانده نمونههای مورد بررسی در این پژوهش۶% باقی نمونه ها مرد و ۱۰% بقیه نمونه ها زن که آلوده به انتروکوکوس فاسیوم بودند.
جنسیت
مرد
زن
۴۰ (۴۰ %)
۶۰ (۶۰ %)
جدول۴‑۱: نتایج مربوط به جنسیت نمونه های مثبت بدست آمده. مشخص شده است. ۴-۳-نتایج مربوط به تفکیک گروه های سنی نتایج مربوط به تفکیک گروه های سنی در نمودار شکل۴‑۵ نشان داده شده است. شکل۴‑۵ نتایج مربوط به گروه های سنی که در پژوهش حاضر مورد ارزیابی قرار گرفتند. شکل ۴‑۶: نتایج مربوط به گروه های سنی نمونه های انتروکوکس فکالیس در نمودار (شکل ۴-۸)، زیر نتایج حاصل از وضعیت گروه های سنی در ارتباط با نمونههای انتروکوکوس فاسیوم نشان داده شده است شکل۴‑۷: نتایج حاصل از وضعیت گروه های سنی در ارتباط با نمونههای انتروکوکوس فاسیوم از مجموع ۱۰۰ نمونه بدست آمده، تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی به روش دیسک دیفیوژن که در شکل۴‑۸ آمده است، از انتروکوکوس فکالیس ATCC29212 نیز به عنوان کنترل منفی همواره استفاده شد. شکل۴‑۸ : تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی به روش دیسک دیفیوژن. از انتروکوکوس فکالیس ATCC29212 نیز به عنوان کنترل منفی استفاده گردید
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مقدار شاخص LI
شرایط وقوع توفان
۱
بیشتر از ۲
شرایط برای بارش همرفتی وجود ندارد (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲
۲ تا صفر
احتمال وقوع رگبارهای برف و باران
۳
صفر تا ۲-
احتمال وقوع توفان
۴
۲- تا ۴-
احتمال وقوع توفان شدید
۵
کمتر از ۴-
احتمال وقوع تورنادو (دیو باد)
۳-۵-۱-۶ شاخص انرژی پتانسیل در دسترس همرفتی CAPE: این شاخص نشان دهندهی بیشینه انرژی جنبشی ممکن بستههوای ناپایدار، بدون در نظر گرفتن اثر بخارآب و آب متراکم شده در اثر صعود، است. محاسبهی این شاخص با فرض عدم اختلاط بستههوا با محیط در هنگام صعود و انطباق فشار آن با فشار محلی محیط صورت میگیرد (هولتون، ۱۹۹۳). این شاخص بیشتر نوعی اندازه گیری فیزیکی از ناپایداری هوا است؛ و یکی از شاخصهای عمده برای پیشبینیهای یک یا دو روزهی ناپایداری است. شاخص CAPE بر مبنای j/kg (ژول بر کیلو گرم) بوده و از طریق معادله زیر قابل محاسبه است: (۶-۱) در معادله فوق:EL تراز تعادلی بستههوا، نیروی جاذبه (متر بر مجذور ثانیه)، LFC تراز آزاد همرفتی، PT دمای پتانسیل بستههوا (دمای مجازی ) وEPT دما پتانسیل محیط (دمای مجازی محیط) و dz ارتفاع صعود بستههوا (متر) است (سیدلسکی،۲۰۰۹:۸۷). ناحیه مثبت، ناحیه ای است که دمای بسته فرضی از دمای واقعی محیط در هر سطح فشاری تروپوسفر بالاتر است و نمودار بسته در سمت راست (گرمتر) نمودار محیط قرار دارد. ناحیه مثبت بیشتر، انرژی پتانسیل در دسترس همرفتی بیشتر را در پی خواهد داشت. مقادیر بالاتر از صفر CAPE، نشان دهنده وجود ناپایداری بوده و هر چه این شاخص زیادتر باشد، اختلاف دمای محیط و دمای بستههوای بالارونده بیشتر است و نیروی شناوری قوی تر و در نتیجه شتاب بالارو بیشتر خواهد شد. مقادیر بالای این شاخص به این معنی است که توفان به سرعت در راستای قائم در حال توسعه است. واحد شاخص انرژی پتانسیل در دسترس همرفتی، ژول بر کیلوگرم (انرژی بر واحد جرم) است و مقدار آن میتواند خیلی سریع طی زمان و مکان، بالا و پایین رود. تصویر (۳-۹) نحوی محاسبه شاخص انرژی پتانسیل همرفتی (CAPE) از سایت met office جدول ۳-۶ احتمال وقوع توفان تندری بر اساس شاخص CAPE (زاهدی و چوبدار,۱۳۸۶)
ردیف
مقادیر شاخص CAPE
احتمال وقوع توفان تندری
۱
کمتر از صفر
پایدار
۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از نظر شاعر آنچه شرعیان در مورد حجاب توصیه میکنند به خاطر آن است که از آن بهره ببرند او ازدواجهای چشم بسته را نکوهش میکند و دلیل آن را وجود حجاب میداند او عقیده دارد اگر حجاب نباشد این ازدواجها هم واقع نخواهد شد پس حجاب سد راه معرفت بانوان است او شعارهای ترقی طلبانه و تجدد خواهانه و مبارزه با خرافات را بیان میکند شاعر میخواهد زن راه تجدد را بپیماید تا به حقوق پایمال شده خود برسد پس زن کسی است که باید تشخص یابد و قابل احترام باشد و خواهان آن است که ناهمواریهایی که سد راه پیشرفت بانوان است هموار شود. ۱۱- شب جمعه خدمت حاج امین رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود اگر بهشت شنیدی بساط دوشین بود بتول چارقدی بر سرش ز منسوجی که نسج آن غرض از کارگاه تکوین بود به گرد عارضش از زیر چارقد بیرون دو قسمت متساوی زموی مشکین بود بتول، شور به مجلس فکند باویُلُن قمر مطابق او در غناءِ شیرین بود روان جامعه از این دو زن صفا مییافت اگر نه بر رخشان آن نقاب چرکین بود (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۴- ۱۶) در این شعر شاعر ضمن اشاره به فساد عوامل حکومتی و نابسامانی اوضاع کشور به وضع فلاکت بار زنان که فقط وسیلهای برای خوشگذرانی و سرگرمی مردان هستند اشاره دارد نگاه او به زن به عنوان شخصیت دوم جامعه است که در خدمت هواپرستی مرد است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱۳- در مدیحه و تبریک عروسی برآمد بامدادان مهر انور جهان را کسوت نو کرد در بر ویاگویی عروسی ماه رخسار شب دوشینه بر سر داشت معجر نه یک رخشنده اختر بلکه باشد زنسل سلطنت فرخنده دختر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۷- ۱۸) در اینجا ضمن توصیف طلوع خورشید و تشبیه زن که عروس است به خورشید به وصلت و ازدواج دختر مظفر الدین شاه اشاره میکند او را ستایش میکند و از نسل پاکان و بزرگان میداند از دید شاعر زن موجودی ستودنی و باارزش است او نگاهی به گذشته زن سالارانه دارد و خواهان سالاری بانوان است. ۱۴- در تهنیت فرزند یافتن نصره الدوله ساقی سیم بر بده ساغر که جهان یافت رونق دیگر سرخ گل بین که سر برون کرده چون عروس از زمردین چادر مادرش دختر ولی عهد است که زخورشید زیبدش معجر گر بری بود مریم از تهمت می بگفتم بر او بُوَد همسر هم بر این مادر افتخار کند این ملک زاده مَلَک منظر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۹- ۲۰) در این شعر ایرج طبیعت را به زن (عروس) مانند کرده است این از حیث زیبایی و جوانی است و سپس به نصره الدوله که صاحب فرزندی شده است شادباش میگوید شاعر مادر این فرزند را که خود نیز از نژاد پادشاهان است ستایش میکند و او را از خورشید برتر و حتی از مریم مادر عیسی هم بالاتر تصور میکند و او را مایه فخر و مباهات فرزند میداند پس زن در شعر زیبا و ستودنی و ارزشمند است و شأنش باید حفظ شود. ۱۵- اندرز و نصیحت فکر آن باش که سال دگر ای شوخ پسر روزگار تو دگر گردد و کار تو دگر جا به خلوت دهمت تا که نبینند رخت تو پسر بچّه تفاوت نکنی با دختر دستمالت را مخصوص معطر سازم نه بدان باید تو خشک کنی عارض تر؟ تر و خشکت کنم آنسان که فراموش کنی آن شفقت ها کز مادر دیدی و پدر شب بپوشانم روی تو چو یک کدبانو صبح برچینم جای تو چو یک خدمتگر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۲۱- ۲۵) در این شعر شاعر بعد از نصیحت و اندرز پسر از مهربانیهای خود که حتی از یک مادر هم بیشتر است یاد میکند مهر مادری و اهمیت شخصیت او به خوبی در این شعر به تصویر کشیده شده است البته این تنها شعری نیست که مادر در رأس شخصیتها قرار گرفته باشد بلکه ایرج ارادتی خاص و ویژه به مادر که تمام هستی خود را وقف پرورش فرزندان میکند دارد. در جایی دیگر از شعر ایرج به وضعیت دختران که زیاد به اجتماع نمیآیند و از دیگران روی میپوشاندند و مشکلات بانوان که هنوز به آنها به عنوان پرده نشین خلوت مینگریستند اشاره دارد. ۱۹- مطایبه پدرش گفته که با من ننشیند پسرش مُردَم از غصه خدا مرگ دهد بر پدرش گر بمیرد پدرش جای غم و ماتم نیست زندهام من، بنوازم زپدر خوب ترش مادرش بی خبر از عالم ما خواهد بود گر نسازد للـه از عالم ما با خبرش داستانها کنم از دوستی آن مرحوم قصهها سر کنم از خوبی خلق و سیرش تا نگویند ترا با پسر غیر چه کار مادرش را به زنی گیرم و گردم پدرش (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، ص ۲۹) در این شعر ایرج که به منظور شوخی و مطایبه سروده است زن به عنوان مادر در مقابل دایه للـه که وظیفه بزرگ کردن و مراقبت از کودک را دارد به کار رفته است مادر در اینجا کمتر از حال فرزند با خبر است و مقام دایه از او خطیرتر و ارزشمندتر است پس زن در عرصه های مختلف میتواند تأثیرگذار باشد و جامعه بر مدار او میگردد. ۲۸- مدح ناصر الدین شاه مباش ایمن زکید چرخ ریمن که از کیدش نشاید بود ایمن سفر سازد پی کسب معالی که رسم زن بود یک جای بودن اگر در کوی و برزن نگذرد مرد کجا دارد فضیلت مرد بر زن روی زن وار در خانه نشینی که شاید روزیت آید ز روزن چنین شه زاد از مادر که گردید زشِبهَش مادر گیتی سَتَرْون نه او را دستگیری چون منیژه نه او را دستیاری چون تهمتن (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۴۳- ۴۶) در این شعر ایرج ضمن مدح ممدوح به شخصیت زنان که اجازه فعالیت در بیرون خانه را نداشتند اشاره میکند و فرق آنان را با مرد در آن میداند و برتری مرد را نسبت به زن در این میداند که برای کسب روزی تلاش کند و کسانی که تلاش نمیکنند به جهت تحقیر به زن مانند میکند در این شعر زن به جهان تشبیه شده است که قادر نیست شخصیتی چون پادشاه را به دنیا آورد او بخت و اقبال را به عروس مانند کرده است این به جهت تقدیر از زن است در جایی دیگر شاعر با آوردن نام قهرمانان شاهنامه زنان را میستاید چون آنها یار و یاور مردان بودهاند وی با ذکر نام منیژه شکوه قدیم زنان ایران را یادآور میشود که وجودی مثمر ثمر دارند و نبودشان باعث خلل و خدشه میشود. ۲۹- در مدح امیر نظام مُردم از حسرت آهو روشان و رَمِشان می ندانم به چه تدبیر به دام آرشان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Fred Fiedler, 1967, A Theory of Leadership Effectiveness GLOBE (July 1999), How Cultural Factors Affect Leadership, Wharton School of the University of Pennsylvania, Knowledge@Wharton (http://knowledge.wharton.upenn.edu/article.cfm?articleid=38) James Kouzes and Barry Posner, 1987, the Leadership Challenge, James Scouller, 2011, The Three Levels of Leadership: How to Develop Your Leadership Presence, Know-how and Skill, James Sipe and Don Frick, 2009, Seven Pillars of Servant Leadership, John Adair, 1983, Effective Leadership, John Kotter, 1996, Leading Change, Kurt Lewin, 1939, Leadership Behaviour paper, Journal of Social Psychology Leadership, James MacGregor Burns, 1978 Lee Bolman and Terry Deal, 1991, Reframing Organizations: Artistry, Choice and Leadership, Lussier RN, Achua CF., (2004), LEADERSHIP: Theory, Application, Skill Development 2nd Edition ed. South-Western: division of Thomson Learning; Miner, J, B, (2005), Organizational Behavior: Behavior 1: Essential Theories of Motivation and Leadership, Armonk: M,E, Sharpe, Paul Hersey and Ken Blanchard, 1982, Management of Organizational Behavior: Utilizing Human Resources, Peter Northouse, 2010, Leadership Theory and Practice, Ralph Stogdill (1948) Personal Factors Associated with Leadership: a Survey of the Literature, Journal of Psychology paper, , Robert Blake and Jane Mouton, 1964, the Managerial Grid: The Key to Leadership Excellence, Robert Greenleaf, 1977, Servant Leadership Robert House T R Mitchell, 1971/74, a Path-Goal Theory of Leader Effectiveness, Robert Tannenbaum and Warren Schmidt, 1958, How to Choose a Leadership Pattern, Harvard Business Review article Roy Lubit, 2002, The Long-Term Organizational Impact of Destructively Narcissistic Managers, Terry, G. (1960) The Principles of Management, Richard Irwin Inc, Homewood Ill, pg 5 The Bases of Social Power, John French and Bertram Raven, 1958/59 Tittemore, James A, (2003), Leadership at all Levels, Canada: Boskwa Publishing
-
- H. Miller, (1997), Leadership s Common Denominator, Industry week, Agust 19, 97-100.
۶- استفاده از امکانات آزمایشگاهی واحد: آیا برای انجام تحقیقات نیاز به استفاده از امکانات آزمایشگاهی واحد علوم و تحقیقات میباشد؟ بلی خیر
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در صورت نیاز به امکانات آزمایشگاهی لازم است نوع آزمایشگاه، تجهیزات، مواد و وسایل مورد نیاز در این قسمت مشخص گردد.
نوع آزمایشگاه
تجهیزات مورد نیاز
مواد و وسایل
مقدار مورد نیاز
امضاء استاد راهنما: امضاء مدیرگروه تخصصی: ۷-زمان بندی انجام تحقیق: الف- تاریخ شروع:..مهرماه ۱۳۹۲. ب- مدت زمان انجام تحقیق:….یک سال …ج- تاریخ اتمام:…مهرماه تذکر: لازم است کلیه فعالیتها و مراحل اجرایی تحقیق (شامل زمان ارائه گزارشات دورهای) و مدت زمان مورد نیاز برای هر یک، به تفکیک پیشبینی و در جدول مربوطه درج گردیده و در هنگام انجام عملی تحقیق، حتیالامکان رعایت گردد. پیشبینی زمانبندی فعالیتها و مراحل اجرایی تحقیق و ارائه گزارش پیشرفت کار
ردیف
شرح فعالیت
زمان کل (ماه)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
لازم به ذکر است که خصوصیات هندسی ژئوسل ساخته شده اعم از ضخامت لایهی ژئوسل و اندازهی حفرات جز پهنا در بخش مطالعات پارامتریک مورد بررسی قرار میگیرد. علت بررسی نشدن پهنای ژئوسل در این تحقیق، پیشفرض و محدودیت مدل مخروط مبنی بر محدود کردن سطح مشترک لایهها در داخل یک مخروط است. لذا فرض شده که پهنای لایهی ژئوسل برای کلیهی مراحل کافی و بیشتر از قطر دیسک مجازی واقع بر سطح مشترک لایههاست.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مدلسازی لایهی ژئوسل بهصورت خاک معادل در این پژوهش روش مخروط برای تحلیل پیهای سطحی مستقر بر خاک مسلح به کار گرفته شده است. برای این کار لازم است ترکیب مسلح ژئوسل و خاک پرکننده به صورت یک لایهی خاک با خصوصیات مربوط به آن معادلسازی شود. چگونگی این معادلسازی در ادامه توضیح داده میشود. به منظور تحلیل خاک مسلح با بهره گرفتن از روش مخروط، لازم است مدول یانگ بخشی از خاک که توسط لایههای ژئوسل محصور شده است، با بهره گرفتن از روشی که در ادامه تشریح میشود محاسبه شده و سپس در مدل مخروط به کار گرفته شود. معادلسازی مجموعهی خاک محصور و ژئوسل به صورت یک لایهی خاک معمولی به قسمی که خصوصیات هر دو قسمت را شامل شود، در قالب فرمولی تجربی برای مدول یانگ خاک مسلح، از مدل مرکب معادل پیشنهاد شده توسط لاتها استفاده میشود [۵۳]. این مدل براساس آزمایشهای سهبعدی راجاگوپال و همکارانش (۱۹۹۹) روی ماسهی محصور در یک و چند ژئوسل ساخته شده از ژئوسنتتیکهای مختلف [۲۷] توسعه یافته است. مدول یانگ خاک مسلح با ژئوسل، وابسته به تنش بوده و همچنین متاثر از مشخصات مصالح پرکننده شبکههای ژئوسل میباشد. این مدول بسته به خصوصیات خاک محصورشده در شبکههای ژئوسل و مادهی سازندهی ژئوسل براساس آزمایشات فشاری سه محوری انجام شده روی خاک محصور در ژئوسل، مطابق رابطهی تجربی زیر به دست میآید [۵۳]:
(۴‑۲۴)
Eg= 4 σ۳۰٫۷ Kr
مدول یانگ خاک مسلح با ژئوسل Eg براساس سختی معادل لایهی ژئوسل Kr و تنش افقی متوسط در وسط ارتفاع لایهی ژئوسلσ۳ بهدست آمده است که خود وابسته به پارامترهایی هستند. پارامتر Kr سختی معادل لایهی ژئوسل است که وابسته به سختی خاک غیرمسلح پرکنندهی ژئوسل، مدول سکانت مادهی ژئوسلM و پارامتر اندرکنشی است که نشاندهندهی اثر اندرکنش چندین سلول مجاور در لایهی ژئوسل میباشد. معادلهی غیرخطی زیر بیانکنندهی پارامتر مدول یانگ خاک مسلح با ژئوسل براساس مدول سکانت ماده ژئوسل و پارامتر مدول یانگ خاک غیرمسلح است [۵۳]:
(۴‑۲۵)
Kr = Ke + ۲۰۰ M0.16
پارامتر مدول Ke در رابطهی بالا متناظر با عدد مدول[۵۹] در مدل هایپربولیک[۶۰] پیشنهاد شده توسط دونکن و چانگ[۶۱] است [۵۴]. معادلهی فوق از آنالیز رگرسیون دادههای حاصل از آزمایشهای سهمحوری روی ژئوسلهای تک و چندتایی ساخته شده از ژئوسنتتیکهای مختلف بهدست آمده است. ضرایب موجود در معادلهی بالا وابسته به نوع خاک و اندرکنش بین سلولهای مختلف در لایه است. مقادیر ۲۰۰ و ۱۶/۰ برای ماسه با تراکم متوسط محصور در یک لایهی ژئوسل معتبر است بهطوری که هر سلول با بیش از ۴ سلول احاطه شده باشد [۲۷]. مزیت اساسی استفاده از معادلهی بالا این است که برای هر نوع مادهی ژئوسل، عدد مدول معادل با یک جایگزینی سادهی مقدار مدول سکانت M بهدست میآید. تنش افقی متوسط σ۳ معرفی شده در رابطهی (۴-۲۴) براساس حاصل جمع دو تنش افقی ناشی از محل قرارگیری لایهی ژئوسل در عمق و مقدار تنش محصورکننده اضافی ناشی از اثر غشایی ژئوسل برحسب kPa است. تنش افقی ناشی از محل قرارگیری لایهی ژئوسل در عمق، از رابطهی شناختهشدهی مکانیک خاک، یعنی حاصلضرب تنش قائم متوسط در وسط لایهی ژئوسل در ضریب فشار جانبی خاک بهدست میآید. مقدار تنش محصورکننده اضافی ناشی از اثر غشایی ژئوسل را نیز میتوان از رابطهی زیر بهدست آورد [۲۳]:
(۴‑۲۶)
Δσ۳
که در آن کرنش محوری در شکست، d0 قطر اولیه معادل تک سلول ژئوسل و M مدول مادهی ژئوسل از آزمایشهای بار-کرنش متناظر با یک کرنش محوری برابر با فشاری محیطی در ژئوسل است که در جهت محیطی از طریق مکانیزم تنش حلقه در حال بارگذاری کشیده میشود. این مقدار M بهتر است از پاسخ بار-کرنش[۶۲] مادهی ژئوسل، متناظر با کرنش میانگین ۵/۲% بهدست آید [۱۶]. این فشار محصورکنندهی اضافی با بهره گرفتن از «تئوری حلقه» هنکل و گیلبرت (۱۹۵۲) به دست میآید. براساس این تئوری نمونه به صورت یک استوانهی قائم تحت تنشهای فشاری تغییرشکل میدهد. آنها عنوان کردند که تحت شرایط سه بعدی کمانش غشاء لاستیکی بسیار محدود است و لذا میتوان این فرض در نظر گرفت که غشاء لاستیکی به صورت یک پوستهی فشاری مقاوم بیرون از نمونه رفتار میکند. از آنجا که نسبت پواسون غشاء لاستیکی و خاک داخل نمونه هر دو یکسان است، هیچگونه تنش محیطی در لاستیک ایجاد نخواهد شد و کل نمونه به صورت واحد تغییرشکل مییابد؛ اما تحت شرایطی که غشا در برابر نمونه محکم نشده باشد و کمانش رخ دهد، یک تنش حلقه در غشاء لاستیکی ایجاد میشود که نتیجهی آن کرنش جانبی نمونه است. این افزایش در تنش محصورکننده به دلیل تنش حلقهای که در غشاء لاستیکی ایجاد میشود به صورت رابطهی بالا توسط هنکل و گیلبرت به دست آمده است [۲۳]. بدین ترتیب با بهره گرفتن از مدل مرکب شرح داده شده، لایهی خاک مسلح شده با ژئوسل، به صورت یک لایهی همگن و ایزوتروپیک با مصالح مرکبی که خصوصیات مربوط به سختی و مقاومت آن معادلسازی شده است، سادهسازی میشود. در نظر گرفتن میرایی مصالح ژئوسل در مدلسازی به طور کلی مطالعات محدودی روی نقش درصد میرایی ژئوسنتتیکها انجام شده است اما در همان مطالعات محدود انجام شده هم، به درصد میرایی مسلحکننده به عنوان عامل بهبود دهنده برای خاک مسلح اشاره شده و آزمایشاتی جهت محاسبهی این میرایی انجام گرفته است [۵۵-۵۷]. در مطالعهای که روی پی سطحی واقع بر خاک مسلح با ژئوگرید تحت نیروی زلزله انجام شده، با توجه به شدت و مدت زمان زلزله برای خاک مسلح با ژئوگرید، مقدار درصد میرایی موثر ۵ تا۱۰ گزارش شده است [۵۵]. با بانظر گرفتن این امر که ژئوسل نسبت به ژئوگرید دارای ضخامت و ارتفاع بوده و با بخش بزرگتری از خاک در تماس است، در این تحقیق مقادیر انتخابی بین ۱۰ تا ۳۰ برای درصد میرایی مصالح ژئوسل به صورت پارامتریک بررسی میشود. در مواردی که خصوصیات دیگر بررسی میشود این مقدار برابر ۲۰ درصد در نظر گرفته میشود. طرح مسئله و ارزیابی آن در این بخش مدلهای مخروط معرفی شده برای تعیین تابع امپدانس خاک غیرمسلح به ازای درجهی آزادی عمودی مورد استفاده قرار گرفته است. سپس با بهره گرفتن از مفاهیم ارائه شده در زمینهی معادلسازی لایهی تسلیحکننده، این مدل برای حالت خاک مسلح تعمیم داده شده است. در نهایت هم پارامترهای سختی دینامیکی برای دو خاک مسلح و غیرمسلح با هم مقایسه شده است. حالت خاک غیرمسلح در این قسمت ابتدا بستر خاکی که پی سطحی روی آن مستقر است، با بهره گرفتن از روش مخروط برای حالت درجهی آزادی قائم مدلسازی میشود. بستر خاک غیر مسلح که به صورت شماتیک در شکل۴-۹ نشان داده شده است، شامل یک لایهی خاک ماسهای متراکم و با ضخامت معلوم d=2m قرار گرفته روی محیط نیمهبینهایت همگن میباشد. شکل ۴‑۹: بستر خاکی مسلح نشده با ژئوسل
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۳
دستورانی، مهران؛ پور یوسف، سیاوش
۱۳۹۱
بررسى رابطه ویژگیهای شخصیتی و سلامت روانی با رضایت شغلی کارکنان
نتایج نشاندهنده آن بود که سلامت روان کارکنان بر رضایت شغلی آنها تأثیر مثبت و معناداری داشته اما تأثیر ویژگی شخصیتی باوجدان بودن بر رضایت شغلی کارکنان و همچنین تأثیر ویژگی شخصیتی روان آزرده گرایی بر رضایت شغلی کارکنان اندک میباشد و بهاستثنای ویژگی شخصیتی دلپذیر بودن، سایر ویژگیهای شخصیتی، برونگرایی، انعطافپذیری و باوجدان بودن بر رضایت شغلی کارکنان تأثیر داشته و ویژگی شخصیتی دلپذیری نسبت به سایر ویژگیهای شخصیتی بر رضایت شغلی کارکنان تأثیری معکوس دارد.
۲-۶-۲ تحقیقات خارجی: بهطورکلی در دو زمینه اعتیاد به کار و کیفیت زندگی کاری تحقیقات اندکی انجامگرفته است. جدول (۲-۱۲) پیشینه تحقیقات خارجی
ردیف
محقق
سال
عنوان تحقیق
نتیجه
۱
شوفلی و همکاران
۲۰۰۸
اعتیاد به کار، فرسودگی شغلی، ر تعامل سه نوع مختلف از کارکنان.
نتایج این نیز نشان داد که اعتیاد به کار و عجین شدن با شغل بهنوعی با یکدیگر متفاوتاند همچنین اعتیاد به کار با سلامتی رابطه منفی داشته، درحالیکه عجین شدن با کار با سلامتی رابطه مثبت دارد، اما هر دو بهطور مثبت با عملکرد شغلی رابطه دارند.
۲
وستمن
۲۰۰۶
برخوردی از استرس و فشار درزمینهٔ کار و خانواده.
نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که هیچ رابطهای بین اعتیاد به کار و امنیت در محیط کار وجود ندارد و همچنین این تحقیق نشان داد آرامش در کارنمیتواند باعث جلب رضایت خانواده و عملکرد فرد گردد.
۳
اندراسین و همکاران
۲۰۰۷
رابطه بین انگیزه قوی برای کار کردن معتادان به کار و سلامت.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نتایج این پژوهش نشان داد کارکنانی که تمایل بهصرف وقت زیاد در محیط کار خود رادارند ارتباط کمتری با شرکای تجاری خود داشته و این امر بهنوبه خود باعث کاهش عملکرد شرکت میگردد.
۴
شیمازو و همکاران
۲۰۰۹
بهطورکلی آیا اعتیاد به کار خوب است یا بد برای سلامت و رفاه کارکنان؟
نتایج نشاندهنده آن بود که اعتیاد به کار بهطور مثبتی با سلامتی، یعنی (پریشانی روانی و مشکلات جسمانی) و بهطور منفی با رضایتمندی، شامل رضایت کم از شغل و خانواده و عملکرد شغلی، ارتباط دارد.
۵
اسکات و همکاران
۱۹۹۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د) رهبری هدفمند است(افجه ای،۱۳۹۰). ۲-۱-۲ تفاوتهای رهبری با مدیریت رهبری در اصل نسبت به مدیریت مفهوم وسیع تری دارد. مدیریت نوع خاصی از رهبری محسوب میشود که در آن کسب هدف های سازمانی بر سایر هدف ها اولویت دارد. اختلاف اساسی میان این دو مفهوم از کلمه سازمان برمیخیزد. رهبری زمانی صورت می گیرد که فردی به هر دلیل میکوشد، بر رفتار فرد یا گروهی اثر بگذارد. این امر میتواند برای نیل به اهداف خود فرد یا دیگران بوده و با اهداف سازمان نیز سازگار یا ناسازگار باشد(هرسی و بلانچارد[۶] ۱۹۹۳).
 در مقایسه رهبری و مدیریت موارد ذیل قابل ذکر است: رهبران از طریق ایجاد بصیرت نسبت به آینده جهت را مشخص میکنند و از طریق انتقال این دید به افراد و الهام بخشی آنان را برای غلبه بر موانع آماده میسازند اما مدیران از طریق برنامه های رسمی، طراحی ساختار های سازمانی خشک، نظم و انسجام را موجب می شوند. رهبر با ایجاد تغییر، سروکار دارد ولی مدیر برای برخورد با پیچیدگی هاست. رهبران از طریق ایجاد بصیرت نسبت به آینده جهت را مشخص میکنند و از طریق انتقال این دید به افراد و الهام بخشی آنان را برای غلبه بر موانع آماده می سازند اما مدیران از طریق برنامه های رسمی، طراحی ساختار های سازمانی خشک ، نظم و انسجام را موجب می شوند. رهبران با کارهای فکری سروکار دارند ولی مدیران ترجیح میدهند با افراد کار کنند و از فعالیتهای مجرد اجتناب میورزند. رهبران نگرش شخصی و فعال نسبت به هدف ها دارند ولی مدیران نگرش غیر شخصی و یا حتی انفعالی نسبت به هدف ها دارند. رهبران میتوانند هدف های گوناگونی داشته باشند اما در مدیریت اولویت با هدف های سازمانی است. رهبران به طرق ابتکاری و القایی با کارکنان مرتبط میشوند اما مدیران با افراد از طریق نقشی که در توالی رخدادها یا فراگرد تصمیم گری ایفا میکنند مرتبط میشوند. در رهبری سلسله مراتب مطرح نیست هر کس بتواند بر تصمیم گیری اثر بگذارد او رهبر است و آنکه پذیرفته پیرو محسوب میشود ولی در مدیریت سلسله مراتب مطرح است و ابزارهای نفوذ بطور سلسله مراتبی در اختیار مدیران قرار داده میشود. در رهبری عضویت ضرورت ندارد رهبری میتواند خارج از سازمان باشد و بر افراد نفوذ داشته باشد اما در مدیریت عضویت شرط است فرد قبل از مدیریت باید عضو آن سازمان درآید یا به آن سازمان مامور شود(رضائیان،۱۳۸۵). کاتر[۷](۱۹۹۰) وظایف مدیریت و رهبری را کاملا متفاوت میداند. طبق نظر او وظیفه مدیریت ایجاد نظم و هماهنگی از طریق برنامهریزی و بودجه، سازماندهی و کارگزینی، کنترل حل مسائل سازمانی بوده و وظیفه رهبری ایجاد تغییر حرکت بوسیله تصویرسازی و تغییر سیاست های بلندمدت، ارتباط برقرارکردن و متحدکردن مردم و برانگیختن و الهام دادن میباشد. زالزنیک[۸](۱۹۷۷) اعتقاد دارد اصولا مدیران و رهبران خودشان با هم متفاوت و بطور اصولی دو نوع مختلف و متفاوت از مردم هستند. او معتقد است که مدیران انسان های عکس العملی[۹] و ترجیح میدهند که با مردم برای حل مسائل سازمانی همکاری کنند ولی کمتر از نظر احساس و عاطفی خود را با کارکنان درگیر میکنند. ولی رهبران افرادی احساسی و در جستجوی شکل دادن به عقاید و ایده ها، و در تلاش نمایش دادن میدان وسیع انتخاب های قابل دسترس برای حل مسائل بلندمدت هستند(افجهای،۱۳۹۰). ۲-۱-۳ تکامل نظریههای رهبری تقریبا پیش از سالهای ۱۹۵۰ میلادی تاکنون نظریههای رهبری فراز و نشیبب های متعددی را پشت سر گذاشته است. تئوری های رهبری در راه پیشرفت خود با مباحث زیر مواجه شد. نخستین رهیافت، نظریههایی است که درباره ویژگی های شخصیتی رهبران بحث کرده تا بدین وسیله، رهبران از افراد غیر رهبر متمایز میشوند. رهیافت دوم، نظریههای رفتاری مانند نظریه «انسان بزرگ یا صفات مشخصه» ، رهبری را عامل اصلی در عملکرد و نگهداری منابع انسانی میداند. این نظریهها به جای پرداختن به صفات مشخصه رهبران، رفتارها و اعمال آنها را مورد بررسی قرار میدهند، زیرا صفات مشخصه در رفتار ها بروز پیدا میکند. رهیافت سوم، همان ارائه الگوی اقتضایی است و بدان وسیله کاستی های تئوری های پیشین رهبری را بر میشمارند و بدین ترتیب، نتیجه تحقیقاتی را که درباره رهبری انجام شده است ارائه میدهند. در رهیافت چهارم پژوهشگران درصدد شناسایی مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی هستند که میتوانند بدان وسیله یک رهبر را معرفی کنند. این خط فکری بر این اساس قرار دارد که رهبری بیشتر نوعی شیوه است و کمتر به ماهیت رهبری توجه دارد (رابینز[۱۰]، ۱۳۸۴). در واقع تکامل نظریههای رهبری چهار دسته نظریه است: نظریه صفات مشخصه رهبری نظریههای رفتاری نظریه وضعیتی (اقتضایی) رهبری نظریه رهبری تبادلی(تعاملگرا) و تحول آفرین(تحولگرا) بر اساس نظریه صفات مشخصه، رهبران بطور مادرزادی رهبر متولد می شوند. بنابراین رهبری قابل آموزش نیست. در واقع رهبران برخی صفات مشخص یا ویژگیهای شخصیتی مشخص دارند که آنها را از غیر رهبران متمایز می سازد. برخی از این صفات مشخص رهبران، هوش و ذکاوت، اعتماد به نفس، تمایل به مسئولیت پذیری، تحمل ابهام، قاطعیت، جذابیت و نظایر اینهاست. اما پس از مدتی محدودیت های این نظریه برای صاحب نظران رفتار سازمانی آشکار شد، به عنوان نمونه، جنینگز[۱۱] (۱۹۹۰) به این نتیجه رسید که «۵۰سال تحقیق و مطالعه برای یافتن ویژگیهای شخصیتی یا برخی شایستگی ها که بتوان برای تمیز دادن رهبران از غیر رهبران به کاربرد، ناکام مانده است». تحقیقات تجربی نشان داده که رهبری فرایندی پویاست و ازهر موقعیت به موقعیت دیگر همراه با تغییر رهبرو پیرو و وضعیت تغییر می یابد. به هر حال گرچه ویژگیهای شخصیتی معینی ممکن است در موقعیتی معین مفید باشد اما هیچگونه ویژگیهای جهانشمولی نیست که بتواند موفقیت رهبری را تضمین کند. (کریتنر[۱۲]،۱۹۹۶) در این رویکرد عقیده بر این است که رهبر ساخته میشود نه اینکه رهبر بطور مادرزادی رهبر میشود. بنابراین، این نظریه مخالف نظریه صفات مشخصه رهبری است. نظریههای رفتاری رهبری شامل تحقیقات ذیل است: مطالعات دانشگاه ایالتی اوهایو مطالعات دانشگاه میشیگان مطالعات پویایی گروه سیستم های چهارگونه مدیریت شبکه مدیریت (رهبری) ۲-۱-۴ تعریف سبک رهبری هرسی و بلانچارد سبک را با شخصیت، مترادف به کار میگیرند و به نظر آنها شخصیت یا سبک یک فرد عبارتست از «الگوی رفتاری که وی هنگام هدایت کردن فعالیتهای دیگران از خود نشان میدهد»(علاقه بند، ۱۳۶۵). «گری دسلر[۱۳]» شیوه یا سبک رهبری را در این مفهوم میداند که رهبر چه کار میکند و رفتارش چگونه است(مدنی، ۱۳۶۸). الگوی کلی کنشهای رهبران آنگونه که از سوی زیردستانشان ادراک میشود، به نام سبک رهبری خوانده میشود، سبک رهبری فلسفه مهارتها و نگرشهای رهبران را نمایان میکند(طوسی، ۱۳۷۵). ۲-۱-۴-۱ انواع سبک های رهبری با ملاحظه تعاریف یاد شده در نظریههای رهبری و با توجه به متغیر بودن رفتار در شرایط متفاوت میتوان دریافت که شیوه یا سبک رهبری متغیر است و نمیتوان در کلیه شرایط و مؤسسات و سازمانها از یک سبک استفاده نمود. بنابراین سبک رهبری مدیر با مفروضات او نسبت به طبیعت انسان و افرادی که او در سازمان با آنها کار میکند، مرتبط میباشد، هر مدیری نسبت به طبیعت افراد اطراف خود مانند زیردستان، همترازان و رؤسای خود دارای مفروضاتی میباشد این مفروضات بطور خود آگاه یا ناخود آگاه تصمیمات، رفتار و بطور کلی سبک او را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین بین ادراک افراد و گروه های مختلف سازمان با رفتار و سبک مدیر در چگونگی برقراری روابط سالم و چند جانبه میان آنها، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. یعنی رهبر در برقراری چنین رابطهای نقش تعیین کننده دارد که میتواند موجبات رشد سازمان و افراد را فراهم آورد.پژوهشگران نظریههای رفتاری به دنبال بهترین رفتار یا سبک رهبری بودند. در مطالعات ایالت اوهایو عقیده بر این بود که بهترین رفتار رهبری حداکثر ساختار گرایی و حداکثر ملاحظات انسانی را در بر میگیرد. در نظریه شبکه مدیریت نیز عقیده بر این است که بهترین رفتار رهبری توجه زیاد به تولید و توجه فراوان به انسان است. مطالعات و تحقیقات بعدی نشان داد که هیچ بهترین سبک رفتاری رهبری وجود ندارد، برای نمونه لیکرت[۱۴] نشان داد که بهترین سبک رفتاری رهبری در ایالات متحده، سبک رابطه مدار است. اما بر اساس تحقیقی که پاول هرسی[۱۵] انجام داد به این نتیجه رسید که سبک کارمدار با بازده بیشتری همراه بوده است و این نتیجه گیری بر خلاف تحقیقات لیکرت بود. بنابراین صاحب نظران به این نتیجه رسیدند که بهترین سبک رهبری که در همه حالت ها اثر بخش باشد وجود ندارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدل عمومی روش کارت امتیازی متوازن نشان می دهد که چشم انداز و استراتژی، هسته ی مرکزی این روش ارزیابی را تشکیل می دهند، با بهره گرفتن از این چارچوب روش ارزیابی متوازن، چشم انداز و استراتژی سازمان را به اهداف کلی، شاخص های مرتبط، اهداف کمی و برنامه ها و ابتکارات اجرایی جهت تحقق آنها ترجمه می کند. طبق گفته نیون اهداف عملکردی، بیانیه های مختصر و در عین حال دقیقی هستند که اقدامات مشخصی را که انجام آنها لازمه اجرای موفقیت آمیز استراتژی است، تشریح می کنند. سنجه های عملکردی نیز ابزارهایی هستند که به منظور حصول اطمینان از تحقق اهداف و حرکت در جهت اجرای موفقیت آمیز استراتژی مورد استفاده قرار می گیرند. نتایج به دست آمده از اندازه گیری این سنجه ها موجب شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان می شود و فرصت های بهبود مناسبی را فراهم می آورد. این روش کلیه جنبه های مالی و غیر مالی عملکرد یک سازمان را تحت پوشش قرار داده و توازنی بین اندازه های مربوط به خروجی عملکرد مربوط به گذشته و محرک های عملکرد آینده ایجاد می کند.از زمان معرفی این روش، بسیاری از شرکت ها آن را به عنوان زیربنای سیستم مدیریت استراتژیک پذیرفته اند. این روش به مدیران کمک کرده است تا بر اساس محصولات و خدمات ارزش افزون تر، کسب و کارشان را در جهت فرصت های رشد و به دور از کاهش هزینه ساده، با استراتژی های جدید تنظیم کنند. در واقع، شرکت های موفق برای ارزیابی عملکرد خود فقط به شاخص های مالی متکی نیستند بلکه عملکرد خود را از سه منظر دیگر روش امتیاز متوازن یعنی مشتری، فرآیندهای داخلی و یادگیری و رشد نیز مورد ارزیابی قرار می دهند.در واقع کارت امتیازی متوازن یک معیار سنجش مدیریتی و یک سیستم مدیریت استراتژیک است که جانشین شاخص های ارزیابی مالی نگردیده است، بلکه در جهت تکمیل آن مطرح شده است. این روش، کاستی های سیستم های مدیریت سنتی نظیر عدم توانایی در مرتبط ساختن استراتژی های بلند مدت سازمان با اقدامات کوتاه مدت را آشکار می سازد، زیرا سیستم های عملیات و مدیریت بسیاری از شرکت ها حول محور شاخص ها و اهداف مالی بنا شده است که ارتباط کمی با پیشرفت شرکت ها در جهت نیل به اهداف بلند مدت و راهبردی آنها دارد.بنابراین، تاکید اغلب شرکت ها بر شاخص های کوتاه مدت مالی، بین تدوین و اجرای استراتژی فاصله ایجاد می کند، این در حالی است که رقابت جهانی امروز نیازمند آن است که اندازه های غیر مالی از جمله کیفیت، بهره وری و انعطاف پذیری هم مد نظر قرار گیرند. رویکرد ارزیابی متوازن در ارزیابی عملکرد سازمان ها از طریق تفسیر و تبدیل استراتژی ها به اهداف و معیارهای عملکرد به عملیاتی شدن استراتژی ها می انجامد. در سازمان یکپارچگی ایجاد کرده و به عنوان عاملی برای حمایت از پیاده سازی همزمان برنامه هایی چون بهبود کیفیت، مهندسی مجدد، طراحی فرایند و ارائه خدمات بهتر به مشتریان عمل می کند و نوع، نحوه و میزان فعالیت های افرا در راستای دستیابی سازمان به اهداف تصریح شده در استراتژی ها و ماموریت های آن را مشخص می کند. دلیل انتخاب نام روش ارزیابی متوازن آن است که این روش شامل مجموعه ای از مقیاس ها است و یک تعادل و توازن میان اهداف بلند مدت و کوتاه مدت، میان مقیاس های مای و غیر مالی، میان شاخص های رهبر و پیرو و میان چشم اندازی های عملکرد داخلی و خارجی برقرار می کند و بر حفظ روابط علت و معلولی میان آن ها تاکید می کند. در واقع کارت امتیازی متوازن یک تکنیک مدیریتی است که به مدیران سازمان کمک می کند تا فعالیت ها و روند رو به رشد یا رو به افول سازمان را از زوایای مختلف بررسی کنند. روش موفق در به کار گیری کارت امتیازی متوازن استفاده از BSCبه عنوان ابزاری برای طراحی شاخص های ارزیابی عملکرد و سپس سنجش شاخص ها در بازه های زمانی مناسب و مورد نظر از چهار دیدگاه مشتری، درون سازمانی، رشد و نوآوری و مالی می باشد.اندازه گیری کارایی به خاطر اهمیت آنها در ارزیابی عملکرد یک شرکت یا سازمان همواره مورد توجه محققین قرار داشته است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۷۲ کارت امتیازی متوان، تکنیکی است که به طور گسترده برای اندازه گیری میزان عملکرد یک سازمان مورد استفاده قرار می گیرد. روبرت کاپلان و دیوید نورتون در سل ۱۹۹۲ با چاپ مقاله ای تحت عنوان “سنجه هایی که محرکه های عملکردند” کارت امتیازی متوازن را به عنوان ابزار مدیریتی نوین برای ارزیابی عملکرد معرفی کردند. هم چنین آن ها در سال های ۱۹۹۳، ۱۹۹۴ و ۱۹۹۶ با چاپ سه مقاله دیگر، کارت امتیازی متوازن را به عنوان ابزاری برای تدوین استراتژی ها، تسری آن ها در سازمان و کنترل مدیریت توسعه داده اند. امروزه کارت امتیازی متوازن به عنوان یکی از ۱۵ ابزار مدیریتی پر کاربرد، کم خطا و موثر بین مدیران شرکت های مختلف در ۲۲ کشور دنیا شناخته شده است.روش کارت امتیازی متوازن در واقع در جستجوی پاسخ به سوالات زیر است:
-
- برای دست یابی به چشم اندازسازمان، باید چگونه در نظر مشتریان جلوه کنیم؟
-
- برای ایجاد رضایتمندی در سهام داران و مشتریان، فرایند های کسب و کار سازمان باید به چه نحوی عمل کند؟
-
- سازمان برای دست یابی به چشم انداز خود، چگونه می تواند قابلیت خلق ارزش را در خود ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کند؟
-
- برای کسب موفقیت مالی، چگونه باید در نظر سهام داران جلوه کنیم؟
علاوه بر این کارت امتیازی متوازن، ش اخص ها و اندازه های مالی و غیر مالی را به عنوان یک زبان مشترک در جهت کمک به همسویی بیشتر مدیریت ارشد و کارکنان به سمت چشم انداز سازمان، نشان می دهد.کارت امتیازی متوازن می تواند برای ارتباط چشم انداز سازمان با اهداف و همچنین ترجمه استراتژی ها به عمل به کار گرفته شود. ۲-۲-۴-۲ ابعاد کارت امتیازی متوازن همانگونه که عنوان شد مدل کارت امتیازی متوازن معمولا چهار حوزه کلان را در بر می گیرد که عبارتند از: عملکرد مالی، مشتریان و ارباب رجوع، فرایند های داخلی و رشد و یادگیری. هر یک از این ابعاد به دو تا پنج شاخص تقسیم می شوند. تصویر ساده ای از این ابعاد در شکل ۲-۱ نشان داده شده است. ۷۴ شکل۲-۱۰- ابعاد کارت امتیازی متوازن بعد مالی[۲۱]: در بعد مالی؛ توجه به شیوه هزینه کردن منابع مالی سازمان معطوف است، هر چند مدل امتیازات متوازن در هر دو بخش خصوصی و دولتی به کار گرفته شده است، اما باید توجه داشت که در حیطه دولت بعد مالی متفاوت با بخش خصوصی است. بخش خصوصی با فعالیت کاملا تجاری اهداف بلند مدتی را برای بعد مالی به تصویر می کشد تا با بهره گرفتن از این منبع به حداکثر سود و درآمد دست یابد، به عبارتی کارایی هزینه های انجام شده مدنظر قرار می گیرد اما، تصور اهداف بلند مدت مالی برای بخش دولتی کمتر امکان پذیر است، زیرا با اهداف متعدد و بعضاٌ متناقض رو به رو شده و در نتیجه در بسیاری از موارد؛ اثر بخشی هزینه ها و جلب رضایت مشتریان و شهروندان موجب بی توجهی به تخصیص و هزینه نمودن کارآمد منابع مالی می شود. ارزیابی متوازن وجه مالی و حداکثر کردن سود را به عنوان هدف نهایی یک بنگاه اقتصادی در نظر می گیرد. منظور از معیارهای مالی آن دسته از معیارهایی هستند که از دید سهامداران و به طور کلی ذی نفعان سازمان به عنوان معیار تعیین عملکرد مد نظر قرار می گیرند (کاپلان و نورتون ۱۹۹۶). در بعد مالی به شیوه های هزینه کردن منابع مالی سازمان توجه می شود که از طریق اندازه گیری میزان سود، جریان نقدینگی، بازگشت سرمایه صرف شده،ا رزش افزوده اقتصادی، بازده دارایی ها و نسبت های مالی به دست می آید. ۷۵ بعد مشتری[۲۲] در مدل امتیازات متوازن توجه به مشتری از اهمیت ویژه ای برخوردار است، جلب رضایت مشتری از طریق توزیع کارا و بهبود کیفیت کالاها به دست می آید.بخش خصوصی از طریق توزیع کارا و بهبود کیفیت جامع به سوی مشتری گرایی حرکت کرده است. البته باید توجه داشت که مشتریان شرکت ها و موئسسات خصوصی به دقت قابل تعریف بوده و طیف عمده آن ها در بیرون از سازمان به عنوان مصرف کنندگان کالا ها و خدمات سازمان یا عرضه کنندگان مواد اولیه آن هستند، در صورتی که مشتریان بخش عمومی به راحتی قابل تفکیک و تعریف نیستند. ذی نفعان، شهروندان، دولتمردان و کارکنان دولت از جمله کسانی هستند که به عنوان مشتری مطرح می باشند و هر کدام از این گروه ها دارای ترجیحات و انتظاراتی از سازمان می باشند. از این رو، در استفاده از مدل کارت امتیازی متوازن باید طیف های مختلف مشتریان را مد نظر داشت. در استراتژی کسب و کار، چگونگی ایجاد تمایز یک سازمان از رقبایش جهت جذب، حفظ و تعمیق روبط با مشتریان مورد نظر اهمیت بسیاری دارد. در مدل کارت امتیازی متوازن، توجه به مشتری از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به مواردی چون میزان رضایت مشتریان از محصولات، توجه و رسیدگی به شکایات، تحویل به موقع حصولات به مشتریان و کاهش شکایات آنان اشاره می کند. ۷۶ بعد فرایند داخلی کسب و کار[۲۳]: بعد سوم در مدل کارت امتیازی متوازن، توجه به فرایند های داخلی سازمان است که موجب تقویت دو بعد قبلی می شود. برای حصول به هدف و جلب رضایت مشتری، سازمان باید نقاط استراتژیک را مشخص ساخته و فرآیندهایی که می توانند در آن ها بهترین باشند را شناسایی کنند، به عبارت دیگر سازمان از فرآیندهای مختلف تشکیل شده است که با توجه به اهداف سازمان، برخی از آن ها در اولویت قرار می گیرند. این فرایند ها همان هایی هستند که باید مورد شناسایی قرار گیرند. منظور آن دسته از معیار هایی هستند که باید برای ایجاد رضایت ذی نفعان و مشتریان،در فرایند های داخلی شرکت وجود داشته باشند. بعد رشد و یادگیری[۲۴]: بعد رشد و یادگیری بر توانمندی کارکنان،کیفیت سیستم اطلاعاتی سازمان وچیدمان ابزار و تجهیزات آن برای دستیابی به اهداف می پردازد.منظور از این معیار، آن دسته اقداماتی است که باید در رشد و یادگیری و آموزش کارکنان به کار گرفته شود تا از این راه،وضعیت مطلوب از نظر ذی نفعان و مشتریان معیار رشد و یادگیری، بر توانمندی کارکنان،کیفیت تحقق پیدا کند. فرایند های بعد سوم زمانی موفق خواهند بود که سازمان دارای کارکنان ماهر و با انگیزه بوده و اطلاعات صحیح و به موقع ارائه دهند. ۲-۲-۴-۳ مزایا و معایب کارت امتیازی متوازن در مورد کارت امتیازی متوازن مزایا و معایب زیادی برشمرده شده است که به تفصیل از زبان محققین مختلف در این بخش بیان می شود.به طور کلی مدل کارت امتیازی متوازن به عنوان رویکردی نوین برای ار زیابی عملکرد سازمان ها با تاکید بر حوزه های چندگانه یاد شده، که دارای مزایایی است که در مدل های سنتی چندان مورد التفات قرار نگرفته اند.یکی از مزایای این مدل ارائه گزارش جامع و مختصر از عناصر اساسی و کلی سازمان است.همچنین این مدل قادر است تا استراتژی و رسالت سازمان را به اهداف قابل اندازه گیری و محسوس تبدیل نماید.مزایای دیگر این مدل که الوانی و همکارانش آن را بر شمرده اند به شرح زیر است: قابلیت انعطاف و سازگار با هر سازمان. تمرکز بر تعداد معدودی معیار مهم و کنار گذاشتن اطلاعات غیر مرتبط. تمرکز بر بازار و مشتری. یادگیری و بکارگیری آسان مدل. مدل امتیازات متوازن یکی از بهترین مدل های شناخته شده است که برای سنجش و مدیریت عملکرد در بخش دولتی کاربرد دارد.این مدل با تمرکز بر استراتژی های سازمان قادر به اندازه گیری بهره وری در محیط های بسیار پیچیده و سیاسی دولتی است. علاوه بر نقاط قوت ذکر شده، معایبی بر این مدل متصور است که برخی از آن ها عبارتند از: مدل امتیازات متوازن تنها یک مدل مفهومی است و به راحتی قابل تبدیل به یک مدل اندازه گیری نمی باشد. ارتباط متقابل میان حوزه ها به وضوح قابل مشاهده نیست. یک رویکرد جامع به سازمان ندارد بلکه در چهر حوزه کلان به کار می آید. تنها بر نتایج متمرکز است. اساسا بر اندازه گیری عملکرد بالا به پایین متمرکز است. نقش جامعه را در محیطی که سازمان در آن کار می کند در نظر نمی گیرد. هانگ یی و همکاران مزایای استفاده از کارت امتیازی متوازن را در سه دسته طبقه بندی کرده اند: ارتباطی و کار تیمی. تعهد. بازخورد و یادگیری. کارت امتیازی متوازن مدیر ارشد را در روشن شدن چشم انداز، توسعه استراتژی، تعهد در کار گروهی و تعهد در ارتباط با مشتری در طول یک سازمان کمک می کند.”پانها و پروچنیک” در سال ۲۰۰۶ طی یک نظر سنجی که نتایج آن در زیر ارائه شده است به بررسی معایب کارت امتیازی متوازن از دید مدیران پرداخته است. این نتایج به خصوص در سازمان های خصوصی صادق بوده اند. منتقدین بر این باورند که با اینکه احتمال و امکان اضافه شدن ابعاد جدید به ابعاد چهار گانه کارت امتیازی متوازن توسط کاپلان و نورتون مد نظر قرار گرفته اما متدی برای چگونگی اجرای این ابعاد جدیدی به صورت واضح و روشن بیان نشده است. آنها به این نکته اشاره داشتند که روابط علی بین شاخص های عملکردی خطی هستند و به حقایق ساده اشاره دارند.به عبارت دیگر نتایج دوره ای بازخوردها (که هر فعالیت را تحت تاثیر قرار می دهد و توسط فعالیت های دیگر تاثیر می گیرد)، و وجود فضاهای زمانی در میان شاخص های علت و معلول ئر نظر گرفته نشده است. اینکه گزارشات و نتایج بررسی ها نشان می دهد که معیارهای مالی همچنان بر معیارهای غیر مالی در اجرای کارت امتیازی متوازن ارجحیت دارند. “چوان- یی چانگ” در مقاله ای اشاره کرده است که با وجود اینکه کارت امتیازی متوازن در محافل دانشگاهی و اجرایی به میزان زیادی مورد پذیرش قرار گرفته است اما محدودیت های عمده ای نیز بر آن وارد شده است: کارت امتیازی متوازن فقط رویکردی بالا به پایین است. رابطه میان تیم مدیریت ارشد و کارکنان محدود شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرضیه اصلی: بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و کیفیت حسابرسی با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری در قلمرو تحقیق رابطه متفاوتی وجود دارد. فرضیه های فرعی: بین جریان وجوه نقد نسبی با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری در قلمرو پژوهش، رابطه مستقیم وجود دارد. بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری در قلمرو پژوهش، رابطه مستقیم وجود دارد. بین کیفیت حسابرسی با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری در قلمرو پژوهش، رابطه معکوس وجود دارد. ۱-۷٫روش کلی پژوهش روش کلی این تحقیق را میتوان مبتنی بر معیارهای هدف، روش گردآوری داده ها و استنتاج، طرح تحقیق و نهایتا نوع و ماهیت متغیرها و روابط بین آن ها به شرح ذیل مشخص کرد : از جهت هدف: این تحقیق به دنبال طرح نظریه الگو یا ابزار جدید نبوده بلکه به دنبال به کارگیری روشها و مدلهای موجود مربوط به ارزیابی عملکرد در قلمرو تحقیق در راستای تعیین رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و کیفیت حسابرسی با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری در قلمرو تحقیق و مبتنی بر آن ارائه رهنمودهایی در راستای بهبود عملکرد در قلمرو تحقیق بوده است، بدین لحاظ میتوان این تحقیق را از نوع تحقیقات کاربردی نامید. از نظر روش استنتاج: از آن جهت که از طرفی در مطالعه جامعه آماری در این تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده و از طرف دیگر در استنتاج از استقرای آماری و آزمون فرض بهره گرفته شده است. بر همین مبنا طی استنتاج، هدف تعمیم و تسری نتایج بوده لذا روش استنتاج مورد استفاده در بیان مشاهدات نمونه ای از نوع توصیفی و در تعمیم یا تسری نتایج به دست آمده به جامعه آماری از نوع استقرایی بوده است. طرح تحقیق: با عنایت به اینکه داده های آماری مورد استفاده در این تحقیق داده های عملکردی مربوط به آخرین مقاطع زمانی دوره ای بوده و به طور کلی بازه زمانی گذشته میباشد طرح تحقیق از نوع پس رویدادی، گذشته نگر یا توصیفی- تحلیلی مبتنی بر تجربیات گذشته میباشد. ماهیت داده ها و روش ها: با عنایت به اینکه داده های آماری و متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق غیر کیفی و در تعیین رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و کیفیت حسابرسی با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری از روش های کمی اقتصاد سنجی و تحلیل همبستگی کمی استفاده شده است، روش کلی یا نوع تحقیق از جهت ماهیت و نوع داده ها و روش های مورد استفاده از نوع “کمی” یا “غیر قضاوتی” بوده است. ۱-۸٫قلمرو پژوهش گستره تحقیق حاضر، بر مبنای سه معیار موضوع، بازه زمانی و گستره مکانی به شرح زیر تعریف و تقسیم بندی شده است: الف)گستره موضوعی: گستره موضوعی این تحقیق عبارت از تعیین رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و کیفیت حسابرسی با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری بوده است. ب)محدوده مکانی: عبارت از شرکت های منتخب بورسی تهران که در بازه زمانی تحت بررسی داده های عملکردی آن ها در ارتباط با متغیرهای وابسته و مستقل در اختیار بوده و به علت ماهیت فعالیت با یک دیگر قابلیت مقایسه داشته و در ابعادی چون انطباق دوره مالی بر سال تقویمی، عدم تعلق به شرکت های سرمایه گذاری و واسطه گری بانکی، نداشتن بیش از سه ماه توقف معاملاتی، پیوستن به بورس قبل از بازه زمانی مورد بررسی و عدم خروج از بورس طی بازه زمانی یاد شده با هم قابلیت مقایسه داشته اند. ج)بازه زمانی: بر مبنای رویه متداول در تحقیقات مرتبط یا مشابهی که در ایران از روش رگرسیون خطی مرکب مبتنی بر تحلیل داده های تابلویی استفاده کرده اند، در این تحقیق نیز از یک بازه زمانی ۵ ساله استفاده شده و با عنایت به محدودیت دسترسی به داده ها در بازه زمانی ۵ ساله منتهی به ۲۹/۱۲/۱۳۹۲ به انجام رسیده است. ۱-۹٫تعریف عملیاتی واژه ها تعاریف مفهومی، عبارات یا کلماتی هستند که واژه یا اصطلاحی گنگ و وسیعی را تشریح مینمایند. تعاریف مفهومی باید دو صفت داشته باشند: الف) مفهوم باید با کلمات دیگری به جز خود آن مفهوم تعریف شود. ب) تعریف مثبت بر تعریف منفی رجحان دارد (ساروخانی، ۱۳۸۰). در این قسمت به تعریف عملیاتی مهم ترین واژه های مورد استفاده در عنوان و فرضیه های تحقیق اشاره شده است: ۱)جریان وجوه نقد آزاد(Free Cash Flow): عبارت ست از سود عملیاتی پس از مالیات به اضافه ی هزینه های غیر نقدی پس از کسر سرمایه گذاری (افزایش در تغییرات) در سرمایه در گردش، اموال، ماشین آلات، تجهیزات و سایر دارایی ها (کاپلند،۲۰۰۸ ). ۲)کیفیت حسابرسی (Audit Quality): ارزیابی و استنباط بازار از احتمال اینکه حسابرس ۱٫ موارد تحریف با اهمیت در صورت های مالی یا سیستم حسابداری صاحبکار را کشف کند و ۲٫ تحریف با اهمیت کشف شده را گزارش کند. در این تحقیق ابتدا ۵۰ شرکت برتر بورسی بر اساس رتبه بندی بورس مشخص شده و فرض بر این شد که گزارش های حسابرسی تهیه شده توسط موسسات حسابرسی طرف قرارداد آن ها واجد کیفیت بوده اند. ۳) مدیریت سود (Earnings Management): مدیریت سود هنگامی رخ می دهد که مدیران از قضاوتهای شخصی خود درگزارشگری مالی استفاده کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارشگری مالی دست کاری نمایند. مدیریت سود وفق مدل ها و معیارهای مختلفی چون موارد دستکاری سود، هموارسازی سود، مجموع اقلام تعهدی اختیاری، مربع اقلام تعهدی اختیاری و غیره اندازه گیری و بیان شده است.(هلی و والن،۱۹۹۹). در این تحقیق بر مبنای مجموع اقلام تعهدی اختیاری وفق مدل تعدیل شده جونز(۱۹۹۱) مدیریت سود اندازه گیری و تعریف شده است. ۴) اهرم مالی (LEV): در این تحقیق برای محاسبه اهرم مالی از نسبت مجموع بدهی ها در پایان دوره به مجموع دارایی ها در پایان دوره استفاده گردیده است. این نسبت به عنوان سنجه یکی از دیگر عوامل موثر بر افشای اجباری در کنار سنجه های کیفیت گزارش گری و مازاد جریان وجوه نقد، بهره گرفته شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۵) اندازه شرکت (SIZE) در این تحقیق برای محاسبه اندازه شرکت از لگاریتم طبیعی ارزش شرکت در پایان دوره استفاده گردیده است. به منظور تعیین ارزش شرکت ارزش روز سهام در پایان دوره با ارزش دفتری بدهی ها جمع شده است. این نسبت به عنوان سنجه یکی از دیگر عوامل موثر بر افشای اجباری در کنار سنجه های کیفیت گزارش گری و مازاد جریان وجوه نقد، بهره گرفته شده است. ۶) جریان نقد نسبی (Relcfo): چونگ و همکاران (۲۰۰۵)، معتقدند که شرکت هایی که جریان وجوه نقد بالاتری دارند به احتمال بیشتر از مدیریت سود -کاهش دهنده سود استفاده می کنند. در این تحقیق جریان نقد نسبی از تفاضل جریان نقد عملیاتی بخش بر جریان نقد عملیاتی ابتدای دوره به دست آمده است. این نسبت به عنوان سنجه یکی از دیگر عوامل موثر بر افشای اجباری در کنار سنجه های کیفیت گزارش گری و مازاد جریان وجوه نقد، بهره گرفته شده است. ۱-۱۰٫ساختار پژوهش گزارش پژوهش موجود در پنج فصل مستقل ارائه شده است. به منظور انعکاس چارچوب حاضر، در این بخش، مختصری از مطالب عنوان شده در هر یک از فصلهای آینده، به شرح زیر بیان مشده است: فصل اول: در این فصل از گزارش به طوری که مذکور افتاد کلیات تحقیق مشتمل بر مقدمه کلی، بیان موضوع، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف، پرسش ها و فرضیات تحقیق، روش کلی و قلمرو تحقیق و نهایتا تعریف عملیاتی واژه ها و ساختار کلی گزارش تحقیق پرداخته شده است. فصل دوم: نظریه های پیرامون موضوع پژوهش و مبانی نظری در مورد متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، پیشینه پژوهشهای قبل در دو بخش پژوهشهای داخلی و پژوهشهای خارجی ارائه شده و در نهایت مدل تحلیلی پژوهش ارائه شده است. فصل سوم: این فصل از گزارش تحقیق به متدولوژی یا روش شناسی تحقیق اختصاص یافته است. در ابتدا روش تحقیق، جامعه، نمونه آماری، کفایت حجم نمونه و روش نمونه گیری مطرح و در ادامه روش ها و ابزار گردآوری داده ها، پایایی و اعتبار ابزار تحقیق و در نهایت روش و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها مشتمل بر روش های آماری و غیرآماری، مدل تحقیق و اجزای آن و نهایتا نرم افزارهای مورد استفاده در پردازش داده ها مطرح شده است. فصل چهارم: این فصل از گزارش تحقیق به تحلیل توصیفی و استقرایی داده های به دست آمده از نمونه تصادفی مورد بحث قرار گرفته است. پس از مقدمه و بیان ساختار فصل، توصیف جامعه و نمونه آماری مطرح سپس به توصیف یافته های تحقیق بر مبنای شاخص های آماری پرداخته شده است. در ادامه پیش فرض های استفاده از روش رگرسیون خطی مرکب مبتنی بر تحلیل داده های تابلویی به عنوان روش تعیین ارتباط بین متغیرها مشتمل بر نرمال بودن توزیع متغیرها و باقی مانده ها، استقلال خطی متغیرهای مستقل و خطاهای در برآورد رابطه بین متغیرها، ثبات واریانس ها و نوع تحلیل تابلویی مورد استفاده، تشریح گردیده اند. در انتهای فصل بر مبنای استفاده از رگرسیون خطی مرکب مبتنی بر تحلیل داده های تابلویی به برآورد پارامترها، بین رابطه ریاضی بین متغیرها، تفسیر نوع ارتباط بین متغیرها، تعمیم رابطه برآوردی و اعتبار سنجی رابطه برآوردی پرداخته شده است. فصل پنجم: این فصل از گزارش تحقیق به تلخیص یافته ها، نتیجه گیری و پیشنهادهای محقق اختصاص یافته است. در ابتدا پس از بیان مقدمه و ساختار فصل، خلاصه ای از یافته ها و مقایسه نتایج با تحقیقات مشابه مطرح و در ادامه نتیجه گیری پیرامون رد یا قبول فرضیات تحقیق مبتنی بر تحلیل یافته ها به شرح فصل ۴ پرداخته شده است. در ادامه پیشنهادهای محقق مبتنی بر نتایج تحقیق در دو بخش کاربردی و پیشنهاد برای تحقیقات آتی بیان شده و نهایتا محدودیت هایی که اعتبار یا تعمیم نتایج به دست آمده از تحقیق را با تردید مواجه می سازد، عنوان شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این مدل, سه عنصر اصلی وجود دارد : فروشنده, حراج کننده و خریدار. در ابتدا, کاربر کار خود را به حراج کنندگان گذارش می دهد. حراج کنندگان وظیفه فروش و کنترل بر روی کارها را برعهده دارد. عامل حراج کننده دارای پارامترهایی مانند :
در شکل زیر یک شمای کلی از این روش ارائه شده است . درخواست های کاربر ها به وسیله بسته هایی با نام call for proposal فرستاده می شود. این بسته ها حاوی قیمت مد نظر به منظور در اختیار گرفتن منابع می باشد.
شکل۴-۱٫ ساختار کلی مدل حراج منابع
-
-
- روش حراج دو طرفه ای در پردازش شبکه ای
در مدل حراج دومرحله ای, کاربرها درخواست های خود را برای صاحبان منابع ارسال می کنند و همچنین فراهم کنندگان منابع نیز منابعی را که در اختیار دارند به کاربران پیشنهاد می دهند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اگر یک درخواست کاربر با یک پیشنهاد دارنده سرویس همخوانی داشته باشد, معامله انجام می شود. در ادبیات این مبحث دو نوع حراج دو طرفه وجود دارد :
- نوع اول این مدل, حراج بازه ای می باشد. در این مدل حراج یک زمان از پیش تعیین شده دارد که در ان زمان تنها امکان ثبت درخواست ها و پاسخ ها ممکن است.
- نوع دوم از لحاظ زمانی پیوسته است و درخواست ها و پاسخ ها در هر زمانی قابل ثبت می باشد. در این پژوهش ما از این مدل برای پیاده سازی استفاده کرده ایم.
درخواست دریافت منابع به وسیله بسته هایی با نام درخواست پیشنهادی که حاوی قیمت پیشنهادی برای دریافت منابع است, می باشد. در درخواست پیشنهادی, این بسته ها به عنوان مورچه ها در نظر گرفته شده اند. هدف اصلی این پژوهش ارائه بسته های درخواست پیشنهادی بدین صورت که بتوان در مراحل کمتری از حراج بتوان منابع مورد نظر را در دست گرفت. در مدل حراج در پردازش شبکه ای, قبل از شروع حراج, پارامترهای زیر مشخص می باشد :
این عوامل در طول اجرا تغییر نمی کنند و به صورت ایستا می باشند. به منظور پیاده سازی, ما مدل حراج رابر روی یک ساختار شبکه ای که شامل راترها می باشد در نظر گرفته ایم. تمامی کاربر ها در مورد منابع موجود مطلع هستند. نحوه فرستادن درخواست ها به شرح زیر می باشد : درخواست ها در ابتدا از سوی کاربرها به سمت حراج کنندگان فرستاده شود. حراج کنندگان بر عهده دار تمامی مسئولیت از قبیل :
- ارائه درخواست ها به دارندگان منابع
- خاتمه دادن به درخواست ها پس از اتمام معامله
در پیاده سازی صورت گرفته تنها یک حراج کننده قرار داده شده است اما چندین منبع و کاربر وجود دارند. الگوریتم اولویت بندی در راترها بر اساس روش” اول امده اول سرویس داده می شود” می باشد. چون تمامی کارها به صورت همزمان شروع شده, پس در اینجا الگوریتم های زمان بندی کلاسیک[۳۱,۳۲,۳۳] مورد استفاده قرار گرفته کارا نمی باشند. در این روش به کمک الگوریتم اجتماع مورچگان و با توجه به شرایط موجود بتوان کارها را با هزینه کمتر و در کمترین تعداد مراحل حراج به پیش برد. در الگوریتم پیشنهادی پارامترهای زیر استفاده شده اند : شکل ۴-۲ نمونه ای از الگوریتم پیشنهادی از یک لیست از متغیر های هیوریستیک به منظور اینکه منابع با ارزش تر و یا با قیمت پایین تر انتخاب شود بهره برده شده است.
- از یک فاکتور با نام فاکتور تبخیر فرمون ها نیز در فرمول اصلی الگوریتم استفاده شده است. این فاکتور مقداری بین صفر و یک دارد.
- پارامتر دنباله به منظور نشان دادن میزان سودمندی مسیر استفاده می گردد.
- هر منبع در محیط شبکه ای می تواند شامل یک یا چند ماشین باشد. تعداد این ماشین ها نیز از عوامل تاثیر گذار در ساختار گراف می باشد.
- ماتریسی که شامل تمامی مقادیر دنباله ها می باشد. اندازه این ماتریس برابر با تعداد کارها و ماشین ها می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۷-۲- ۱-۱- نیاز به تهویه اگرچه حضور تودهی عظیم خاک پیرامون ساختمان آن را بهطرز موثری هوابندی می کند اما کم بودن تهویه دراینگونه بناها باعث انباشتگی رطوبت و فقدان هوای تازه و سالم میگردد. بنابراین باید تمهیدی اندیشیده شود تا به مسئله تامین هوای تازه و سالم پاسخ داده شود. این موضوع در بسیاری از اقلیمها حالت بحرانی به خود میگیرد. Carmody & et al.,1994)) .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اگرچه ایزوله بودن ساختمانهای زیرزمینی در کل خصوصیتی مثبت است، اما این مساله می تواند از نظر حرارتی، مضراتی برای برخی از کاربری ها داشته باشد. برای مثال، دفع حرارت مازاد در ساختمان زیرزمینی تولید شده بجز از طریق تهویه ی مطبوع و یا هواکش های قوی، کاری سخت بوده است. در هوای گرم و مرطوب، ساختمانهای فاقد سیستم تهویه ممکن است با رطوبت بسیار بالا و پدیده ی تقطیر بخار آب مواجه شوند. لذا در بسیاری از اقلیمهایی که رطوبت خاصی دارند، بدون تهویه ای که توامان رطوبت را از ساختمان دور کند، احداث بنای فرو رفته در دل خاک غیر منطقی به نظر میرسد. ۲-۷-۲- ۱-۲- پاسخگویی آهستهی حرارتی پاسخگویی بسیار آهسته محیط خاکی پیرامون این ساختار نقشی دوپهلو را بازی می کند. از طرفی بخاطر متفاوت بودن اوج نقطه دمایی خاک و هوای بیرون، در زمانهای تغییر فصل سرد و گرم این ویژگی در معتدل نگه داشتن هوای فضای داخلی کمک مینماید. از طرف دیگر در مواقعی که نیاز به پاسخ سریع جدارهها برای تخلیه حرارت ذخیره شده است، این نیاز به سرعت برطرف نمیگردد و ساختمان را دچار مشکل می کند. به طور مثال در مناطق گرم و خشک شبها که ترکیب تهویه شبانه و استفاده از اینرسی حرارتی جداره ها مورد نیاز است تا گرمای ذخیره شده جدارها سرمای شب را جبران کند، این پاسخگویی از سوی ساختمان خاک پناه به دلیل تودهی بسیار عظیم گرم شده ممکن است به آهستگی صورت گیرد .(van Dronkelaar,2013) همچنین در بناهایی که تعداد کاربران بسیار زیادی در آن واحد در خود جای میدهد مانند تئاترها و سالنهای گردهمایی، به دلیل افزایش یکبارهی تولید گرمای داخلی، نیاز به تخلیه این گرما پس از ترک کاربران میباشد که این روند به دلیل نوع ساختار بنا بسیار آهسته صورت میگیرد. ۲-۷-۲- ۱-۳- دسترسی به نور طبیعی یک بنای بدون پنجره و یا نورگذر برای اغلب کاربریها نکتهی منفی محسوب میگردد و ساکنان آن را آزار میدهد. بنابر این اگر این ساختمان را فقط به شکل جعبه ای فرو رفته در دل خاک بدانیم نمی توان به آن امید سکونت داشت. از طرف دیگر حضور بازشوها، یک عامل انتقال حرارت قوی و بالا بردن نرخ تهویه، به ارمغان می آورد. لذا مکان یابی حضور نورگذرها باتوجه به اقلیم و شرایط کاربری باید با حساسیت انتخاب و طراحی گردد. ۲-۷-۲- ۱-۴- فقدان اطلاعات حرارتی مسئله ای که برای خیلی از محققان ناشناخته مانده است، عدم دستیابی به عملکرد حرارتی ساختار نیمه مدفون به طور دقیق است (Al-Temeemi & et al,2004). فقدان برخی از اطلاعات حرارتی برای محاسبهی دقیق انتقال حرارت کار پیش بینی دقیق رفتار ساختمان را با مشکل مواجه می کند. اگرچه تعداد تحقیقات بر روی عملکرد حرارتی این ساختمانها رو به افزون است، اما هنوز منبع جامع و معتبری برای تبیین عملکرد صحیح این بناها در اقلیمهای مختلف در دسترس نیست. ۲-۷-۲-۲- معایب از حیث استفاده از زمین و موقعیت ۲-۷-۲-۲-۱- مشکل آبهای روان و زیر زمینی وقوع سیل یکی از نگرانیها در ایجاد ساختمانهای زیرزمینی است و در این بناها باید اقدامات حفاظتی در مقابل آب های جاری، سیل و نفوذ آب از سطح زمین به داخل بنا پیش بینی گردد Carmody & et al.,1994)). لذا طراحی بنا برای دفع آبهای سطحی و زیر زمینی بسیار با اهمیت است و از آن مهمتر اجرای جزییات دقیق آن است. ۲-۷-۲-۲-۲- ارتباطات ارتباطات در درون شبکه های زیرزمینی و بین فضای روی سطح و زیر سطح زمین با مشکلاتی همراه است. تلویزیون، رادیو و ارتباطات تلفن همراه در نقاط کور زیرزمینی با مشکل مواجه می گردند و در اینگونه فضاها نیاز به نصب آنتنهای تقویتی، کابلهای ارتباطی و یا سیستمهای تقویت و تکرار سیگنال می باشد Carmody & et al.,1994)). ۲-۷-۲-۳- معایب از حیث زیست محیطی ساختمانهای زیرزمینی بستری که در آن واقع می گردند را به هم می ریزند. برخی مواقع این به هم ریختگی موجب آسیب به خاک و سطح روی زمین می شود. خاکبرداری و کانال سازی ابتدایی ترین آسیبهایی هستند که به خاک موجود و گیاهان منطقه وارد می شود. همچنین معادن و تونل ها ممکن است در سطح زمین نشست ایجاد کنند و در نظام آبهای زیرزمینی تغییر ایجاد کنند. نشت آب به داخل سازهی زیرزمینی ممکن است خاک اطراف را سست نماید که دراز مدت می تواند در خاکهای حساس نشست ایجاد کند و بر گیاهان سطح زمین اثر بگذارد Carmody & et al.,1994)) . ۲-۷-۲-۴- معایب از حیث اقامت طولانی مدت احتمالا فراگیر ترین نقص استفاده از ساختمانهای خاک پناه برای عملکردهای غیر خدماتی این است که اکثر مردم از کار زیر سطح زمین و فضاهای بدون پنجره بیزار هستند. علاوه براین مقاومت روانی ، نگرانیهایی در مورد اینکه آیا فضاهای زیرزمینی برای مدت زیاد قابل سکونت بوده سلامت ساکنان را به خطر نمی اندازد نیز وجود دارد. طراحی این فضاها برای ایجاد محیطی سالم و مطبوع در زیر سطح زمین محور اصلی کار معماران در این الگوی ساختمانی است. ۲-۷-۲-۴-۱- مسائل روانی / فیزیولوژیکی برای بسیاری از افراد فکر کردن به زندگی و یا کار در زیر سطح زمین واکنش منفی به همراه دارد. تفکرات منفی همراه با فضای زیرزمینی معمولا شامل تاریکی همراه با رطوبت و هوای نامناسب است. ترس از مرگ و حس مدفون شدن، یا ترس از محبوس شدن و فروریزی و خرابی بنا ممکن است ساکنان را آزار دهد. از دیگر ذهنیات منفی تداعی شونده، احساس گم شدن یا گم کردن مکان بهعلت عدم وجود علائم قابل رویت است که بوجود می آید. همچنین بهعلت عدم دید مستقیم به بیرون در برخی گونه ها، امکان قطع ارتباط با فضای بیرون و فضای طبیعی و پدیده های آن نظیر تغییرات آب و هوا و روشنایی وجود دارد. بنابراین ممکن است بدلیل دید محدود ارتباط کافی با بیرون برقرار نشود و به دلیل عدم حضور خورشید ، عبور زمان در آن کمتر احساس شود و ارتباط کمتری با جهان بیرون را ایجاب نماید Carmody & et al.,1994)). مسائل فیزیولوژیکی مرتبط با فضای زیرزمینی عمدتا متمرکز بر کمبود نور طبیعی و تهویه ی نامناسب می باشد. اگرچه تکنولوژی نوین بر بسیاری از این نگرانی ها غلبه نموده است اما، ادامه ی نگرانیهای افراد در مورد اسکان در زیر سطح زمین به این دلیل است که تصاویر تاریخی شامل محیط های تاریک، مرطوب در اذهان ما باقی مانده است. واکنش منفی عامهی مردم به فضای زیرزمینی محققان و طراحان را وادار به تحقیق برای رفع این تصورات منفی و آزار دهنده نموده است .(Al-Temeemi & et al,2004) ۲-۷-۲-۴-۲- ایمنی مسائل مربوط به ایمنی نیز معایبی برای ساختمانهای زیرزمینی به همراه می آورند. در کاربری-های گسترده و عمیق زیرزمینی، خروج از یک ساختمان عمیق زیرزمینی در مواقع آتش سوزی یا انفجار درونی، به علت تعداد محدود نقاط ارتباط با سطح زمین با اختلال همراه است و احتیاج به انتقال فوری انسانها از طریق خروجیهای اضطراری و همچنین خارج کردن گازهای سمی ناشی از آتش سوزی، مشکلاتی به همراه می آورد. در نقاطی که گازها و مواد شیمیایی خطرناک وجود دارد، نفوذ احتمالی این مواد به داخل فضای زیرزمینی مشکلاتی برای سلامتی افراد به همراه دارد (Al-Temeemi & et al,2004). اندیشیدن راه حل برای این مساله در این بناها از اهمیت بسزایی برخوردار است و باید در درجه اول تمهیدات این کونهی ساختمانی قرار گیرد. حل مشکلات مربوط به ایمنی نیازمند طراحی دقیق و عملکرد مطلوب ساختمان می باشد که به معنای هزینه کردن بیشتر منابع مالی است. اما رفع تمامی اثرات روانی بناهای زیرزمینی با وجود اینکه بهبودهای اساسی در زمینه ی طراحی انجام گرفته به طور کامل قابل حصول نخواهد بود Carmody & et al.,1994)) و (Boyer,1982) , (Fletcher,2002). ۲-۷-۳- هزینه های احداث و بهره برداری هزینه های مالی در ارتباط با ایدههایی که هنوز به تولید انبوه نرسیدهاند و آزمایشهای دوام اثرات خود را پس نداده اند، از طریق اثرات مثبتی که فراهم می کنند نسبت به اثرگذاری بر هزینه های مربوط به چرخه زندگی پدیده، تخمین زده می شود. در میان تحقیقاتی که بر روی عملکرد ساختمانهای خاک پناه انجام شده است، تعداد معدودی از محققان میزان هزینه احداث و بهرهبردای این نوع ساختار معماری را بحث کرده اند. برخی از آنها حتی ادعا کردندکه هزینه برپایی ساختمان خاکپناه در حدود ساختمانهای متعارف روی سطح زمین است و تفاوت چندانی ندارد (Baggs&et al,1991). برخی دیگر با محاسبهی هزینهها ادعا کردند که احداث ساختمانهای خاک پناه کمتر از ساختمانهای متعارف بر روی زمین هزینه بر هستند (Boyer,1982) . آنچه مشخص است، احداث ساختمانهای خاک پناه پارهای خصیصهها را ایجاب می کند که ممکن است مثبت و یا منفی تلقی گردد و برآیند این موضوع در شرایط بستر و اقلیم طرح قابل قضاوت است. لذا عمده مسائلی که در این مورد مطرح می شود را در موارد زیر میتوان بحث کرد. ۲-۷-۳- ۱- هزینه های تحمیل شده در احداث و بهره برداری ساختمان خاک پناه عدم امکان بلند مرتبه سازی رایج، اولین گزینه ای است که احداث گونه معماری خاک پناه را از میان ایدههای مطرح برای بسیاری از معماران و ساختمان سازان حذف می کند. اما در موارد بسیاری که تصمیم به ساخت این ساختمانها گرفته می شود موارد دیگری چون هزینه های خاکبرداری و دفع آب از اطراف ساختمان، رطوبت زدایی ، تهویه موثر و نورپردازی مطرح میشوند که باید به بهترین نحو برای آن تمهیدی اندیشیده شود. اگرچه بسیاری از این کاستیها شامل تمام گونه های خاک پناه نمیشوند و حتی این موضوع در برخی از بسترها و زمینه ای اقلیمی مطرح نیست، اما به عنوان موضوعی جدی برای این ساختمانها نیازمند تدبیر است. ۲-۷-۳-۲- هزینه های صرفه جویی شده در احداث و بهره برداری ساختمان خاک پناه ازمزایای بسیار بارز ساختمانهای خاک پناه معمولا کاهش نیاز انرژی مطرح می گردد. سایر مزایای فیزیکی این ساختمانها نیز در مقایسه با ساختمانهای متداول ساخته شده بر روی سطح زمین، می تواند دارای امتیازات مستقیم در کاهش هزینه باشد. عایق بودن در مقابل تغییرات حرارتی، تقاضا برای نصب سیستمهای تهویه مطبوع را کاهش می دهد و امکان نصب تاسیساتی کوچک تر و ارزان تر فراهم می نماید. همچنین این خاصیت نیاز به عایقهای حرارتی اضافی را در بسیاری از موارد میکاهد . (STANIEC & NOWAK ,2011) به عقیده متخصصان در این زمینه اگرچه عمدتا هزینه های تهویه و نورپردازی در این بناها افزایش می یابد، اما مزایای حرارتی بر هزینه های آن، بویژه در اقلیمهای سخت و خاص غلبه می کند Carmody & et al.,1994)). صرفه جویی در هزینه های انرژی گاه تا حدی مهم می شود که تنها عامل انتخاب، برای ساخت اینگونه بناهابهشمار میرود. اگرچه روشهای نوین صرفه جویی در مصرف انرژی، امکان کاهش مصرف را در ساختمانهای متعارف بهنحو مطلوبی فراهم نموده است اما ثبات شرایط دما در مواقع قطع انرژی در ساختمانهای خاک پناه از مواردی است که در هنگام کاهش منابع انرژی و افزایشش قیمت آن از اهمیت خاصی برخوردار میگردد. علاوه بر تمام نکات موجود برای هزینه این گونه ساختمانی از حیث انرژی، نکات دیگری نیز از حیث معماری مطرح میگردد. در مقایسه با بناهایی که ورودی ها و نمای جانبی عیان دارند، هزینه نماسازی و نازک کاری به دلیل کاهش سطوح نمایان، تا حد بسیار زیادی کاهش مییابد Carmody & et al.,1994)). همچنین جدایی فیزیکی سازههای زیرزمینی از اثرات زیست محیطی که منجر به فرسایش ساختمان میشوند، هزینه ی نگهداری این بناها را کاهش می دهد. حفاظت بنا در برابر عوامل طبیعی، علاوه بر افزایش طول عمر ساختمان، هزینه نگهداری، بازسازی و مرمت آن را به شدت کاهش میدهد. (STANIEC & NOWAK ,2011) ۲-۸- مرور ادبیات: بحث علمی و بررسی جدی بر روی ساختمانهای خاک پناه قدمت چندانی ندارد. تحقیق بر روی عملی بودن تخصصی این ایده و مشکلات عمده همراه با ساختمانهای خاک پناه در سال ۱۹۷۷ توسط هیات مقننه ایالت مینه سوتا بررسی شد(Al-temeemi & Harris, 2003). این پژوهش با هدف بررسی موانع تکنیکی در برابر ساخت این نوع معماری انجام گرفت. دستاورد مهم این پژوهش کشف دو مشکل عمده از دیدگاه کاربران و مردم برای ساخت این گونه معماری بود. مهمترین علت عدم پذیرش عموم مردم و در کنار آن نبودن اطلاعاتی جامع و علمی پیرامون مزیتهای صرفهجویی در مصرف انرژی و سایر مزایای آن بود . از اولین اقدامات جهت تدوین ویژگیهای کلی ساختمانهای خاک پناه بخصوص در حوزه معماری، تحقیقات کارمودی و استرلینگ بود که این گونه ساختمانی را از ابعاد متفاوت مورد بحث قرار دادند (Harris, 2004) (Carmody & Sterling, 1993). درسالهای بعد محققان دیگر راهنمایی برای ارزیابی امکان ساخت خانههای خاک پناه در اقلیم گرم و خشک تدوین کردند. آنها به بحث درمورد ضروریات و محاسن و معایب این نمونه ساختمانها با ارائه راهبردهای کلی بناهای مسکونی نموده اند ( Al-Temeemi&Harris, 2001) و Golany, 1995 )). عملکرد حرارتی خاک مهمترین و بزرگترین جنبه استفاده از فضاهای زیرزمینی است. اولین توجیه استفاده از آن، بنابر تجربه عموم این است که این گونهی ساختمانی میزان انرژی کمی مصرف می کند و اتلاف حرارت کمی نیز دارد (تصویر ۶). تصویر ۶- ترسیم شماتیک نوسان دریافت گرما از طریق خاک در عمقهای مختلف Golany, 1993)) ۲-۸-۱- بررسی ساختمانهای خاک پناه از دیدگاه عملکرد حرارتی برطبق تحقیقات کارمودی و استرلینگ (۱۹۹۳) این موضوع حاصل پاسخ حرارتی آهسته تودهی خاک است که مزیتهایی نیز دارد; اتلاف حرارت را از طریق هدایت پوستهها در اقلیم سرد کم می کند. دریافت حرارت را از طریق پوستهها میکاهد و بوسیلهی هدایت حرارتی دراقلیم گرم، از سرمایش زمیناستفاده می کند. در نتیجه، اوج بار گرمایشی و سرمایشی بنا را کاهش میدهد (Carmody & Sterling, 1993). همچنین خیرالدین در سال ۱۹۹۱ نشان داد که فضاهای خاک پناه صرفه جویی بیشتری در مقایسه با ساختمانهای بنا شده بر روی سطح زمین دارند. او این موضوع را بوسیلهی اتلاف حرارت از طریق هوای نفوذی[۱۷], در مقایسه با ساختمانهای گونه دیگر پی میگیرد.این موضوع توسط محققان دیگر نیز تایید شده است (Al-Mumin, 2001) و Jacovides & Santamouris& Lewis, 1996)). علاوه بر تمام موارد ذکر شده انتقال حرارت بهخاطر اینرسی حرارتی بالای خاک با تاخیر به درون ساختمانهای خاک پناه نفوذ می کند. این موضوع یکی از مهمترین ویژگیهای این گونه ساختمانی است که در اقلیمهای متفاوت ممکن است رفتار متفاوتی نشان دهد. تصویر ۷ حاصل کار روف[۱۸] است که با اندازه گیری محیطی زمان تاخیر را در یک ساختمان مسکونی تخمین زده است. همانطور که در تصویر میبینیم زمان تاخیر در فضای زیرزمین ۲۳ روز تخمین زده شده است. تصویر ۷- تاخیر زمانی در عمق ساختمان (Roaf & Crichton & Nicol, 2005) ۲-۸-۲- پیش بینی عملکرد حرارتی ساختمانهای خاک پناه به وسیله شبیه سازی حرارتی النعمه در سال ۲۰۱۱ بر روی مصرف انرژی ساختمانهای خاک پناه در شهر دبی امارات متحده کار کرده است. هدف او در این پژوهش مقایسه مصرف انرژی ساختمانهای خاک پناه به صورت کاملا مدفون و نیمه مدفون و مقایسه آن با نمونه مشابه روی سطح زمین بوده است. او برای اثبات اینکه ساختمانهای مدفون و نیمه مدفون عملکرد حرارتی بهتری دارند، نمونه مورد نظر خود را به وسیله شبیه سازی رایانهای ارزیابی کرد. نتیجه تحقیقات او نشان میدهد که در منطقه شهر دبی ارتفاع مناسب برای فرو رفتن ساختمان ۳-۳.۵ متر و ۳- ۶ متر است. این میزان صرفه جویی قابل ملاحظه ای را برای مصرف انرژی نشان میدهد. همچنین با بررسی های او بر روی استفاده از عایق حرارتی در این گونه ساختمانها، اینطور بیان می شود که ضخامت ۵ سانتی متر بهینه ترین حالت استفاده از عایق حرارتی استAl-Neama, 2011) (. پژوهشگران در یک تحقیق بر روی ۵ نوع مدل مختلف ساختمان کاملا مدفون و نیمه مدفون در شهر نیو دلهی New Delhi را شبیه سازی حرارتی کردند Kumara & Sachdevab, 2007)). نتایج شبیهسازی اینطور نشان داد که عملکرد حرارتی با ارتفاع تدفین رابطه مستقیم دارد و ساختمانهای مدفون شده در عمق بیشتر عملکرد بهتری دارند. نکته دیگر در این مطالعه نشان میداد که بیشترین مسیر اتلاف حرارتی گوشههای ساختمان است که بهتراست عایق گردد. نمودار۴ میزان تفاوت مصرف انرژی مدل ساختمانهای خاک پناه و دمای هوای بیرون بر اساس کار کومار و همکارانش را نشان میدهد. نمودار ۴- مصرف انرژی مدلهای مختلف ساختمان خاک پناه Kumara & Sachdevab, 2007)) آنسلم نیز در سال ۲۰۰۸ جستجویی درمورد عملکرد ذخیره حرارت در خانههای خاک پناه انجام داد. او با الگوگیری از نمونههای سنتی خانههای خاک پناه در چین و شانگهای یک مدل ساختمان را در اعماق مختف خاک شبیه سازی کرد. در نتیجه تلاش های او با قرارگیری ساختمان در سطح خاکی شیبدار ۷ درجه، و با قرار گیری ساختمان در عمق ۵ متر حدود ۱۱ درجه از دمای هوا در فصل تابستان کاسته می شود(Anselm, 2008).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تدبیر سیاستها و راهکارهای دسترسی جهانی مناسب و ابزار اجرایی آنها، در راستای اهداف ویژهی اشاره شده و توسعهی شاخصهای اتصال ICT. ایجاد و افزایش اتصال تمام مدارس، دانشگاهها، موسسات، کتابخانهها، ادارات پست، مراکز اجتماعی، موزهها و سایر موسسات ICT در راستای راهبردهای الکترونیکی ملی، برای ایجاد قابلیت دسترسی عمومی و برای رسیدن به اهداف اشاره شده.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
توسعه و تقویت زیرساختهای شبکهای پهن باند ملی، منطقهای و بینالمللی، شامل انتقال توسط سیستمهای ماهوارهای و سایر سیستمها، برای کمک به ایجاد تنوع در جهت تطبیق نیازهای کشورها و شهروندان آنها و برای انتقال خدمات جدید ICT. حمایت از مطالعات فنی، حقوقی و عملی توسط اتحادیهی بینالمللی مخابرات (ITU) و سایر سازمانهای بینالمللی مربوطه برای انجام موارد زیر: دسترسی گستردهتر به منابع Orbital، هماهنگسازیهای فرکانسی جهانی و سیستمهای استانداردسازی جهانی تشویق همکاری بخش خصوصی/ دولتی گسترش خدمات سریع ماهوارهای جهانی برای نواحی غیرقابل دسترس مانند نواحی دوردست و نواحی با جمعیت پراکنده یافتن سیستمهای دیگری که میتواند اتصال با سرعت بالا را ایجاد کند. در نظرگرفتن نیازهای افراد مسن، افراد ناتوان، کودکان، بهویژه کودکان محروم از مزایای اجتماعی و سایر گروههای محروم و آسیبپذیر در راستای راهبردهای الکترونیکی ملی از راه ایجاد اقدامات اجرایی آموزشی و قانونی مناسب برای اطمینان از شمول کامل آنها در جامعه اطلاعاتی. تشویق طراحی و تولید تجهیزات و خدمات ICT بهصورتی که همه، از جمله افراد مسن و ناتوان، کودکان، بهویژه کودکان محروم از مزایای اجتماعی و سایر گروههای محروم و آسیبپذیر، بتوانند به راحتی و امکانپذیری بالا به آنها دسترسی داشته باشند و همچنین توسعهی فناوریها، برنامهای کاربردی و مضامین مناسب با نیازهای آنها، با هدایت اصول مصوب بینالمللی و توسعه آنها با بهره گرفتن از فناوریهای مساعد. توسعهی فناوریهای مناسب و رابطهای رایانهای غیرمتنی برای تسهیل دسترسی مردم به ICT، با هدف کاهش چالشهای بیسوادی. انجام برنامههای بینالمللی تحقق و توسعه بهمنظور در دسترس قراردادن تجهیزات ICT مناسب و لازم برای کاربران. تشویق استفاده از ظرفیتهای بیسیم بلااستفاده، شامل ماهوارهها در کشورهای توسعهیافته و بهویژه در کشورهای در حال توسعه، برای ایجاد دسترسی در نواحی دوردست، بهویژه در کشورهای در حال توسعه و کشورهای در حال انتقال اقتصادی و همچنین بهبود پیوند با هزینهی پایین در کشورهای در حال توسعه فعالیتهای کشورهای توسعهنیافته برای ایجاد و راهاندازی زیرساختهای مخابراتی در خور توجه ویژه میباشد. بهینهسازی اتصال در بین شبکههای اطلاعاتی اصلی و تشویق و ترغیب به ایجاد و توسعهی ستونهای اصلی ICT و نقاط مبادله اینترنتی منطقهای، برای کاهش هزینههای اتصال داخلی (همپیوندی) و گسترش و بسط شبکههای دسترسی. توسعه راهبردهایی برای افزایش اتصال جهانی مناسب و بهموجب آن تسهیل دسترسیهای مطلوب. هزینههای انتقال تجارت اینترنتی و اتصال داخلی باید براساس پارامترهای هدفدار، شفاف و بدون تبعیض و با توجه به فعالیتهای جاری در این مورد باشند. تشویق و توسعهی استفادهی مشترک از رسانههای سنتی و فناوریهای جدید. ج ۳) دسترسی به اطلاعات و دانش ۱۰- ICT به مردم در همهی نقاط دنیا اجازه میدهد تا به اطلاعات و دانش، بهصورت آنی دسترسی داشته باشند. اشخاص، سازمانها و انجمنها باید از دسترسی به اطلاعات و دانش بهره ببرند. توسعه رهنمودهای راهبردی برای توسعه و گسترش دامنهی اطلاعات عمومی و همچنین بهعنوان وسیلهای بینالمللی برای بالابردن دسترسی عمومی به اطلاعات. دولتها باید دسترسی مناسب به اطلاعات عمومی رسمی را از راه منابع ارتباطی مناسب، بهویژه از راه اینترنت، فراهم کنند. تدوین و تصویب قوانینی در مورد دسترسی به اطلاعات و حفاظت از دادههای عمومی، بهویژه در حوزه فناوریهای جدید مورد تشویق قرار میگیرند. افزایش مطالعات و توسعه در مورد تسهیل قابلیت دسترسی به ICT برای همه، خصوصا در نواحی محروم و گروههای حاشیهای و آسیبپذیر. دولتها و سایر اعضا بایستی نقاط دسترسی عمومی اجتماعی چندمنظوره را راهاندازی کنند و دسترسی مناسب و رایگان به منابع ارتباطی مختلف، از جمله اینترنت را برای شهروندانشان مهیا کنند. این نقاط دسترسی عمومی باید دارای ظرفیت کافی برای کمک به کاربران در کتابخانهها، موسسات آموزشی، ادارات عمومی، ادارت پست و سایر اماکن عمومی، با تأکید ویژه بر نواحی روستایی و محروم، با در نظرگرفتن حقوق مالکیت معنوی (IPRs) و تشویق استفاده از اطلاعات و تبادل دانش باشند. تشویق مطالعات و ایجاد آگاهی بین تمام اعضا در مورد امکانات الگوهای نرمافزاری مختلف و ابزار ایجاد آنها، شامل نرمافزارهای اختصاصی، نرمافزارهای Open Source و رایگان، برای افزایش رقابت، آزادی انتخاب و انعطافپذیری و در جهت توانمندسازی تمام اعضا برای ارزیابی راه حل ها برای انتخاب مناسبترین راه برای دستیابی آنها به نیازهایشان. دولتها باید فعالانه استفاده از ICT را بهعنوان ابزار اساسی کار، توسط شهروندان و ادارات محلی گسترش دهند. از این لحاظ، جامعه بینالمللی و سایر اعضا باید ایجاد ظرفیت را برای ادارات محلی برای استفادهی گسترده از ICT بهعنوان ابزاری برای بهبود کارکرد دولتهای محلی حمایت کنند. تشویق مطالعات در مورد جامعه اطلاعاتی، شامل فرمهای ابتکاری شبکهسازی، تطبیق زیرساختها، ابزار و برنامههای کاربردی ICT، که قابلیت دسترسی به ICT برای همه، بهویژه گروههای محروم از مزایای اجتماعی، تسهیل می کند. حمایت از ایجاد و توسعهی یک کتابخانه عمومی دیجیتالی و سرویسهای بایگانی برای جامعه اطلاعاتی، شامل بازنگری راهکارها و قوانین مربوط به کتابخانههای ملی، توسعهی یک درک جهانی از نیازهای “کتابخانههای هیبریدی” یا پیوندی (دارای پیوندهای متعدد با کتابخانههای دیگر) و رشددادن همکاری گسترده بین کتابخانهها. تشویق فعالیتهای مربوط به تسهیل دسترسی آزاد و مناسب به مجلات و کتابها و بایگانیهای آزاد اطلاعاتی علمی. حمایت از مطالعات و توسعه طراحی ابزارهای مناسب برای تمام اعضا بهمنظور رشد آگاهی، برآورد و ارزیابی مدلهای مختلف نرمافزاری و مجوزها، تا از انتخاب بهینه نرمافزارهایی که بتوانند بیشترین دستاورد را برای دستیابی به اهداف توسعه در شرایط و جوامع محلی داشته باشند، اطمینان حاصل کنیم. ج ۴) ایجاد ظرفیت ۱۱- هر کسی باید دارای مهارتهای لازم برای بهرهبرداری کامل از جامعه اطلاعاتی باشد. بنابراین ظرفیتسازی و سواد ICT ضروری است. ICT میتواند در نیل به آموزش گسترده جهانی از طریق تحول تحصیلات و آموزش مربیان و ارائه شرایط مناسب برای آموزش مادامالعمر، با دربرگیری تمام مردم که در خارج از حوزهی فرایند آموزش رسمی هستند و اصلاح و بهبود مهارتهای حرفهای نقش مهمی ایفا نماید. توسعه سیاستهای داخلی برای اطمینان از استفاده کامل از آموزش در تمام سطوح، از جمله توسعهی برنامههای آموزشی، آموزش مربیان و همچنین مدیریت و نظارت موسسهای و حمایت از مفهوم آموزش مادامالعمر. توسعه و رشد برنامههایی برای ریشهکن کردن بیسوادی با بهره گرفتن از ICT در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی. توسعه و رشد مهارتهای سوادآموزی الکترونیکی برای همه، بهعنوان مثال با طراحی و ارائه دورههای آموزشی برای مدیریت عمومی، بهرهبردن از تسهیلات موجود مانند کتابخانهها، مراکز اجتماعی چندمنظوره، نقاط دسترسی عمومی و/ یا راهاندازی مراکز آموزش ICT محلی با همکاری تمام اعضا. گروههای محروم و آسیبپذیر باید مورد توجه ویژه قرار گیرند. در راستای سیاستهای ملی آموزشی و با در نظرگرفتن نیاز به ریشهکن کردن بیسوادی بزرگسالان، بایستی مطمئن شویم که جوانان با مهارتها و دانش لازم برای استفاده از ICT، شامل ظرفیت لازم برای تحلیل و بهرهبرداری اطلاعات بهروشهای ابتکاری و خلاق، به تبادل تخصصهایشان و مشارکت کامل در جامعه اطلاعاتی مجهز شدهاند. دولتها با همکاری سایر اعضا، باید برنامههایی را برای ظرفیتسازی با تاکید بر ایجاد مجموعهی بزرگی از متخصصان و کارشناسان ICT ماهر و شایسته، طرح و اجرا کنند. توسعه پروژههای راهنما (آزمایشی) برای نمایش تأثیر سیستمهای آموزشی ICT محور بر دستیابی به هدف «تحصیلات برای همه» شامل اهداف سوادآموزی پایه. کار بر روی حذف موانع جنسیتی در دسترسی به آموزش ICT و افزایش فرصتهای آموزشی برای زنان و دختران در حوزه ICT. برنامههای علمی و فنی باید با هدف مشارکت دختران جوان در جهت افزایش تعداد زنان در حوزه ICT باشد. مبادلهی بهترین تجربیات در مورد واردکردن جنبههای جنسیت در آموزش ICT باید افزایش یابد. توانمندسازی جوامع محلی، بهویژه آنهایی که در نواحی روستایی و محروم هستند، بهمنظور استفاده از ICT و افزایش تولید مضامین مفید و اجتماعی با هدف بهرهبرداری همه از آن. راهاندازی برنامههای آموزشی و تحصیلی که استفاده از شبکههای اطلاعاتی را برای افراد بومی سنتی ممکن سازد تا فرصتهایی را برای مشارکت کامل آنها در جامعه اطلاعاتی فراهم کند. طراحی و اجرای فعالیتهای همکاری بینالمللی و منطقهای برای بالابردن ظرفیتها از جمله رهبران و پرسنل عملیاتی در کشورهای در حال توسعه و کشورهای کمتر توسعهیافته (LDCها)، با هدف موثر از ICT در تمام فعالیتهای آموزشی، این امر باید شامل ارائه آموزش در خارج از ساختار تحصیلی، مانند ایجاد کارگاه در خانهها باشد طراحی برنامههای آموزشی ویژه در استفاده از ICT برای برآوردن نیازهای آموزشی متخصصان اطلاعات، مانند بایگانها، کتابداران، دانشمندان، مربیان، روزنامهنگاران، کارگران پستی و سایر گروههای حرفهای مربوط. آموزش متخصصان اطلاعاتی نهتنها باید بر روشها و تکنیکهای جدید برای توسعه و تدارک سرویس و خدمات اطلاعرسانی و ارتباطی تمرکز یابد، بلکه بایستی بر مهارتهای مدیریت مناسب برای اطمینان از بهترین استفاده از فناوریها، توجه و تمرکز داشته باشد. آموزش مربیان باید بر جنبههای تکنیکی ICT، در مورد توسعه مضامین، و بر امکانات نهفته و چالشهای ICT تمرکز کند توسعه آموزش از راه دور و سایر شیوههای آموزش بخشی از برنامههای ظرفیتسازی میباشد. باید کشورهای در حال توسعه و خصوصاً کشورهای کمتر توسعه یافته (LDC) در سطوح مختلف توسعه منابع انسانی ارائه شود و مورد توجه ویژه قرار گیرند. افزایش همکاریهای بینالمللی و منطقهای در زمینه ظرفیتسازی، شامل برنامههای کشورها که توسط سازمان ملل و نهادهای تخصصی آن تهیه شده است. راهاندازی پروژههای راهنما برای طراحی شکل جدیدی از شبکه سازی ICT ـ محور، خصوصاً شبکههای آموزشی و تحقیقاتی پیونددهنده شبکههای آموزشی و مطالعاتی، و بین کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال انتقال گذار اقتصادی. اگر فعالیتهای داوطلبانه همزمان و هماهنگ با سیاستهای ملی و فرهنگ محلی هدایت باشد، میتواند سرمایه با ارزشی برای بالا بردن نیروی انسانی برای استفاده موثر از ابزار ICT و ایجاد یک جامعه اطلاعاتی فراگیرتر باشد. برنامههای داوطلبانه برای ظرفیتسازی در زمینه ICT برای توسعه، خصوصاً در کشورهای در حال توسعه به کار انداخته شود. طراحی برنامههایی برای تربیت کردن کاربران به منظور ایجاد ظرفیتهای خودآموزشی و خودتوسعهای. ج ۵) ایجاد محرمانگی، اعتماد و امنیت در استفاده از ICT ۱۲- اعتماد سازی و امنیت یکی از ارکان اساسی جامعه اطلاعاتی است. افزایش همکاری بین دولتها در سازمان ملل و با تمام اعضا در سایر نشستهای مربوطه برای اعتمادسازی با هدف افزایش اعتماد کاربر، حفاظت از جامعیت داده و شبکه، توجه به خظرات موجود و بالقوه مربوط به ICT و درنظر گرفتن سایر مسایل امنیت اطلاعات و امنیت شبکهها دولتها با همکاری بخش خصوصی باید تخلفهای فضای الکترونیکی (cyber crime) و سوءاستفاده از ICT را کشف کنند، از آن ها جلوگیری کنند، و با آنها برخورد کنند و این کار را توسط فعالیتهای زیر انجام دهند: توسعه رهنمودها، با توجه به تلاشهای مداوم آنها در این حوزهها، توجه به قانونگذاری تا به آنها اجازه دهد که به صورت موثری جرمها را پیگیری و رسیدگی کنند. بالا بردن تلاشهای همکاری دوجانبه مؤثر؛ تقویت حمایتهای مؤسسهای در سطح بینالمللی برای جلوگیری و کشف و اصلاح چنین جرمهایی، و تشویق آموزش و ایجاد آگاهی. دولتها، و سایر اعضا باید به صورت مؤثری آموزش و آگاهی کاربر را درباره خصوصی بودن بر خط و ابزار حفظ حریم خصوصی افزایش دهند. در پیش گرفتن اقدامات مناسب در رابطه با spam در سطح ملی و بینالمللی ترغیب ارزیابی داخلی از قوانین ملی با نظر به از بین بردن موانع استفاده موثر از مستندات و مبادلات الکترونیکی، شامل ابزار الکترونیکی تعیین صحت و سقم فعالیتها.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نظریه دوعاملی کتل با نظریات افراد قبل از خود دارای وجوه تشابه و اختلاف متعددی است از جمله اینکه هوش سیال کتل ازجهاتی با عامل G اسپیرمن همانند جلوه میکند در صورتی که اسپیرمن برخلاف کتل به موروثی بودن عامل G اشاره نکرده است. همچنین کتل معتقداست که هوش سیال در ۱۴ سالگی متوقف میشود. ولی در نظریات بینه وسیمون همین عقیده درباره هوش، به طور کلی ابزار شده است. کتل نیز عوامل موجود در دو نوع هوشی را که باز شناخته است را استخراج نموده است او به فراخنای حافظه[۱۱۳]، حافظه تداعی[۱۱۴]، حافظه معنایی[۱۱۵]، وهدف گیری[۱۱۶] و توانایی مکانیکی وغیره اشاره کرده است.همچنین وی کوشیده است برای سنجش هوش سیال آزمونهایی ابداع کند.او سه آزمون در این زمینه به وجود آورده است که مقاطع سنی ۴ تا ۸ سالگی، ۸ تا ۱۲ سالگی و ۱۳ سال به بالا را مورد سنجش قرار میدهند (بهرامی، ۱۳۸۱). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نظریه ورنون فیلپ ورنون (۱۹۵۰، ۱۹۶۱، ۱۹۶۵) روانشناس انگلیسی، نظریۀ اسپیرمن و نظریههای چند عاملی را از لحاظی تأیید کرد.به نظر اوهوش، کلی ویکپارچه است و در عین حال از توانایی های خاص کوچک و بزرگ تشکیل شده است. در رأس الگوی ورنون، علم کلی (g) قرار دارد که تمامی توانایی های سطوح پایین را یکپارچه میکند. این عامل که در آزمون های مختلف هوش مشترک به دو دسته بزرگ با نام عوامل گروهی اصلی تقسیم می شود. هر یک از عوامل گروهی اصلی، به عوامل گروهی فرعی و عوامل گروهی فرعی نیز هر یک به عوامل اختصاصی تقسیم میشوند. اگر چه ورنون اشکال متفاوتی را برای بیان الگوی خود مطرح کرده، ولی الگوی خود یکی از رایج ترین و کاربردی ترین آنهاست. درمدل سلسله مراتبی ورنون، عامل g اسپیرمن در بالاترین مرتبه و عوامل اختصاصی که با خطوط عمودی نزدیک به هم مشخص شدهاند. زیر پوشش عامل g قرار دارند و توانایی اختصاصی نامیده شده اند. توانایی هایی که با یکدیگر همبستگی زیادی دارند، در یک خوشه و زیر عامل گروهی فرعی قرار می گیرند. سپس خوشه ها زیر یکی از عوامل گروهی اصلی قرار می گیرند که ورنون آن را کلامی – آموزشی و مکانیکی – فضایی نامید. عالم مکانیکی – فضایی را عملی نیز می نامند. عوامل گروهی اصلی نیز با یکدیگر رابطه دارند و در کل، توانایی ذهنی را تشکیل می دهند. ورنون برای شناسایی عوامل گروهی فرعی تلاش چندانی نکرد و فقط به ذکر برخی از آنها اکتفا کرد. او عواملی مانند توانایی های کلامی و عددی را در طبقه کلامی – آموزشی و توانایی فضایی، اطلاعات مکانیکی و توانایی های روانی – حرکتی را در طبقه عامل مکانیکی – فضایی قرار داد. (هوگان، ۲۰۰۳). نظریه کارول جان کارول با تکیه بر روش تحلیل عاملی، پژوهش های زیادی انجام داد او در سال ۱۹۸۰ تحقیقات مربوط به تحلیل عوامل توانایی های ذهنی را بررسی و خلاصه ای از الگوی سلسله مراتبی را ارائه کرد (کارول، ۱۹۹۳). کارول الگوی خود را در سه مرتبه مطرح کرد و آن را نظریه سه مرتبه ای نامید. در این الگو، هوش عمومی در بالاترین سطح قرار دارد که همان عامل (g) اسپیرمن است. کارول هوش سیال و هوش متبلور را در سطح دوم قرار داد. البته در سطح دوم عوامل دیگری هم وجود دارند که بعضی از آنها با توانایی های ذهنی اولیه ترستون مطابقت دارند. در مرتبه اول نیز مجموعه ای از توانایی های اختصاصی تر قرار دارد . کارول در تحقیقات خود متوجه شد که روابط میان توانایی های اختصاصی پیچیده است و هر یک از آنها را می توان به بیش از یک عامل گروهی نسبت داد. برای مثال هوش سیال بیشترین رابطه را با هوش عمومی دارد. الگوی کارول در واقع خلاصه ای از عوامل هوش انسان است که در پژوهشهای متفاوت با روش تحلیل عاملی استخراج شده است. نظریه های تحولی هوش نظریه های کلاسیک و سلسله مراتبی که تاکنون شرح داده شد، از نظریه های روانسنجی هوش به شمار میآیند. اغلب این نظریه ها با تحلیل عاملی آزمون های خاص رابطه دارند. گروهی دیگر از نظریه های هوش از دیدگاه کاملاً متفاوتی مطرح شده اند. یکی از این نظریه ها، نظریه های تحولی است که بر چگونگی تحول فکر همزمان با افزایش سن و تجربه های فرد تاکید دارند. این نظریه ها ویژگی های مشترکی دارند که مهم ترین آنها عبارتند از: ۱- این نظریه ها بر مراحل رشد مبتنی اند. به عبارت بهتر، رشد را در مراحل مختلف زندگی بررسی می کنند. هر مرحله دارای ویژگی هایی است که از نظر کیفی با سایر مراحل تفاوت دارد. ۲- توالی مراحل ثابت است و تمامی افراد به طور معمول با ترتیب یکسانی آن را طی می کنند، ولی ممکن است در متفاوتی مراحل رشد را طی کنند. بنابراین تمامی افراد الزاماً این مراحل را در ترتیب خود طی می کنند فرض کنید یکی از نظریه های تحولی چهار مرحله دارد (D,C,B,A) حرکت و رشد از A به B و C درانتها D است و انسان نمی تواند از مرحله A بلافاصله به مرحله D برود. ۳) مراحل برگشت ناپذیرند. هر گاه فردی به مرحله C برسد، دیگر نمی تواند به مرحله B برگشت کند؛ ۴) به طور معمول (و نه همیشه) میان مراحل و سن رابطه وجود دارد. نظریه های مرحله ای در حیطه سایر موضوع های روان شناسی بیش از هوش مطرح شده اند، برای مثال در زمینه رشد شخصیت نظریه های متفاوتی مطرح شده اند. سطح رشد سن/ تجربه شکل۲-۴. نظریه های مبتنی بر مراحل نظریه رشد شناختی پیاژه یکی از مشهورترین نظریه های تحولی، نظریه رشد شناختی پیاژه است. این نظریه تأثیر بسیاری بر پیشرفت روان شناسی تحولی و آموزش کودکان داشته است. براساس نظریه پیاژه، ذهن انسان طی چهار مرحله اصلی زیر رشد می کند. مرحله حسی – حرکتی (از تولد تا دوسالگی): این مرحله به درون دادهای حسی محدود می شود. کودک با لمس کردن و به کارگیری دیگر اندام های حسی، به جمع آوری اطلاعات از محیط می پردازد. تا دو سالگی کودک با محیط سازگاری حسی – حرکتی خوبی پیدا می کند. مرحله پیش عملیاتی (۲ تا ۶ سالگی): طی این مرحله کودک به این توانایی دست می یابد که محیط پیرامون خود را به طور نمادین – از راه تصورات و افکار درونی – دستکاری کند و تغییر دهد. مرحله عملیاتی عینی (۷ تا ۱۲ سالگی): طی این مرحله کودک به نظام تفکر نمادین سازمان یافته دست یافته و آن را برای ایجاد تغییر درمحیط به کار می بندد. در این مرحله برون سازی و درون سازی به حد توان می رسد. مرحله عملیاتی صوری (۱۲ سال به بالا): در این مرحله تفکر انتزاعی در فرد شکل می گیرد و می تواند فرضیه هایی را سازماندهی و آزمون کند. نوجوان می تواند از واقعیت های موجود پا فراتر نهد. اگر چه نظریه پیاژه (۱۹۵۰ و ۱۹۸۳) تاثیر بسیاری بر حیطه های روان شناسی تحولی و آموزش بر جای گذاشته، ولی نقش چندانی در آزمونگری ایفا نکرده است. پژوهش هایی که در چارچوب این نظریه صورت گرفته، با بهره گرفتن از تکالیف خاصی بوده است که به آزمون نیز شباهت هایی دارد. پردازش اطلاعات و نظریه های بیولوژیک هوش پردازش اطلاعات و نظریه های بیولوژیکی هوش انسان با یکدیگر تفاوت ها، شباهت هایی دارند. الگوی پردازش اطلاعات بر محتوای آنچه یاد گرفته می شود، تاکید ندارد، بلکه بر چگونگی پردازش آن توجه دارد. پردازش اطلاعات در رایانه مشابه با الگوهای پردازش اطلاعات در انسان است. بنابراین درمطالعه هوش باید آنچه را در مغز انسان می گذرد، بررسی کنیم در این نظریه کارکرد شبکه های عصبی در مغز نیز بررسی می شود، از همین روست که آن را نمی توان کاملاً از نظریه های بیولوژیک مجزا ساخت. عنصر اساسی رویکرد پردازش اطلاعات، برای شناخت هوش انسان، تکالیف شناختی اولیه است، که تکالیف به نسبت ساده ای است که برای ارزیابی انواع پردازش ذهنی به کار می رود. به نظر پژوهشگران، عملکرد افراد در تکالیف شناختی اولیه ممکن است دریچه ای برای ارزیابی کارکردهای ذهنی باشد. این کارکردهای ذهنی شاخصی از هوش انسان تلقی می شوند، از آنجا که این تکالیف ساده اند، به تجارب فرهنگی و آموزش بستگی ندارند. طرفداران نظریه پردازش اطلاعات معتقدند آزمون های نابسته به فرهنگ، هوش را با سوگیری کمتری ارزیابی می کنند. یکی از تکالیف شناختی اولیه، زمان واکنش ساده است. در این تکالیف فرد به محض مشاهده نور باید دکمه ای را فشار دهد. پاسخ به این تکلیف مستلزم طی مراحلی است. ابتدا فرد باید نور را مشاهده کند، سپس دکمه را فشار دهد و یک پاسخ حرکتی واقعی شود. دراین تکلیف سرعت واکنش فرد، شاخص هوش به شمار می آید. این تکلیف را می توان قدری پیچیده تری کرد؛ به این ترتیب که نور را به سمت راست و چپ برد و از آزمودنی خواست فقط هر گاه آن را در سمت راست می بیند، دکمه را بفشارد. در این تکلیف فرد پس از مشاهده نور، باید در صورت درست بودن مکان آن واکنش نشان دهد. تکلیف شناختی دیگری که می توان به آن اشاره کرد، ارائه حروف الفبا به آزمودنی است. در این تکلیف چند زوج از حروف انگلیسی به آزمودنی ارائه می شود، او باید حروف با شکل مشابه را مشخص کند. به مثال زیر توجه کنید. زمان کنترل، نمونه دیگری از تکالیف شناختی است. در این تکلیف دو خط موازی نورانی به سرعت از مقابل چشم آزمودنی می گذرند، او باید تشخیص دهد که کدام خط طولانی تر است. این تکلیف نیز مستلزم طی مراحلی است که عبارتند از: درون داد حسی، رمز گردانی، تعیین، مقایسه و واکنش. استوکس و بوهرس (۲۰۰۱) برای اندازه گیری زمان کنترل از حروف الفبا استفاده کردند. در تمامی مثال های یاد شده، پژوهشگر می تواند میانگین زمان واکنش و تغییرپذیری آن درمدت زمان محدود را محاسبه کند. نظریه جنسن آرتور جنسن، یکی از پیروان رویکرد پردازش اطلاعات است. او در زمینه ارتباط میان تکلیف شناختی اولیه و هوش عمومی، پژوهش های گوناگونی انجام داد. به نظر جنسن (۱۹۹۸)، کارکرد فرد در تکالیف شناختی اولیه بیانگر چگونگی پردازش اطلاعات اوست. وی در بررسی های اولیه خود به این نتیجه رسید که بین زمان واکنش سلول های عصبی به محرک ها و هوش رابطه وجود دارد. به نظر او واکنش سلول های مغزی که با سرعت پردازش اطلاعات رابطه دارد، در افراد گوناگون متفاوت است و بین سرعت پردازش اطلاعات، که با بهره گرفتن از آزمون های زمان واکنش اندازه گیری می شود و نمره های هوش افراد همبستگی وجود دارد (جنسن، ۱۹۶۹). نظریه استرنبرگ براساس نظریه استرنبرگ (۱۹۸۵)، هوش سه وجه دارد و هر وجه شامل چند زیر مجموعه است. این نظریه با بهره گرفتن از سه گروه از نظریه ها (مولفه ای، تجربی و بافتی) مطرح شده است نظریه های مولفه ای به فرآیندهای ذهنی اشاره دارد و شامل سه فرایند است، اولین فرایند شامل طراحی، نظارت و ارزشیابی است؛ این فرایندها را کارکردهای اجرایی می نامند که بر سایر فعالیت های نظارت دارد. دومین فرایند مولفه ای، عملکرد است که مستلزم اتخاذ راه حل مناسب برای حل مسائل است. سومین فرایند، دانش – اکتساب است که شامل رمزگردانی اطلاعات، ترکیب اطلاعات رمزگردانی شده ومقایسه است. نظریه تجربه با مجموعه ای از تکالیف سر و کار دارد که بعضی از آنها بسیار پیچیده و بعضی ساده است. در نظریه های بافتی با زمینه ای، بر متغیرهای محیطی مانند روش های انطباق فرد با محیط، ایجاد تغییر در محیط و انتخاب راه حل های متفاوت در مواجهه با مسائل و مشکلات محیطی تاکید می شود. نظریه استرنبرگ، بیشترین تاثیر را از نظریه های مولفه ای گرفته است، زیرا بخش اعظم آن بر فرایندها تاکید دارد. اگر چه نظریه استرنبرگ نظریه ای سه وجهی است، ولی در روش شناسی آن از تحلیل مولفه ای استفاده شده است. نظریه هوش های چندگانه گاردنر نظریه هوش های چندگانه گاردنر را به دلیل تاکید بر کارکردهای مغزی، در گروه نظریه های بیولوژیکی طبقه بندی کرده اند. گاردنر (۱۹۸۳، ۱۹۸۶) ابتدا هفت نوع هوش را شناسایی کرد: زبانی[۱۱۷]، موسیقیایی[۱۱۸]، منطقی – ریاضیایی[۱۱۹]، فضایی[۱۲۰]، بدنی – جنبشی[۱۲۱]، بین فردی[۱۲۲] و درون فردی[۱۲۳]. هوش زبانی، منطقی – ریاضیاتی و فضایی از مواردی است که درسایر نظریه های هوش نیز مطرح شده است، ولی انواع دیگر آن به نظریه گاردنر اختصاص دارد. بیشتر مردم این کارکردها را از هوش متمایز می دانند. برخی متخصصان نیز بخشی از آن را با حیطه روانی – حرکتی و بخشی دیگر را با شخصیت مرتبط می دانند. گاردنر (۱۹۹۹) چهار نوع دیگر هوش را نیز مطرح کرد: طبیعت گرا، معنوی، وجودی و اخلاقی. نظریه هوش های چندگانه گاردنر در حیطه آموزش کاربرد بسیاری دارد. حتی در برخی موارد برنامه های درسی مدارس به طور کامل با توجه به انواع هوش گاردنر تهیه و تدوین شده اند. نظریه داس، ناگلیری و کربای داس، ناگلیری و کربای (۱۹۹۴)، با بهره گرفتن از الگوی پردازش اطلاعات و کارکردهای بیولوژیکی، نظریه ای را درباره هوش ارائه دادند که به PASS معروف شده و در آن P به معنای طراحی، A به معنای توجه و SS به معنای پردازش همزمان و متوالی است. مولفه های اصلی این نظریه از کارهای لوریا (عصب شناسی روسی) بر روی افراد عقب مانده ذهنی و آسیب دیده مغزی استخراج شده است. شکل ۲-۵ ، بیانگر الگوی نظریه داس، ناگلیری و کربای است. واحد کارکرد سوم دوم اول ترتیب تبیششس شکل۲-۵. همانگونه که در شکل ملاحظه می کنید، در هر یک از مراحل سطوح خاصی از مغز فعال است. اولین مرحله، توجه به برانگیختگی است که موجب ورود اطلاعات به سیستم پردازش می شود. در دومین مرحله، اطلاعات پردازش می شوند. یکی از ویژگی های کلیدی این نظریه، در نظر گرفتن دو نوع پردازش (متوالی و همزمان) است. در پردازش همزمان، اطلاعات به صورت کلی و یکپارچه پردازش می شوند. ماده هایی که برای ارزیابی این نوع پردازش طراحی می شوند عبارتند از: درک معنای کلامی، استدلال ریاضی و روابط فضایی. در پردازش متوالی، اطلاعات به صورت زنجیره ای پردازش می شوند. ماده هایی که برای ارزیابی این نوع پردازش طراحی می شوند، عبارتند از: هجی کردن و حافظه کوتاه مدت. سومین مرحله، مستلزم طراحی است. این مرحله در سایر نظریه ها با عنوان کارکردهای اجرایی مطرح شده و شامل نظارت، ارزشیابی و راهنمایی است. داس، ناگلیری و کربای (۱۹۹۴)، طراحی را از مبانی هوش انسان تلقی کرده اند. رابطه آزمون ها و نظریه های هوش بیشتر آزمون های هوش، بر نظریه هایی که تاکنون از آن یاد کردیم، مبتنی اند و هر کدام ویژگی های مشترکی دارند. از اجرای آزمون هایی که با تکیه بر نظریه های کلاسیک تهیه شده اند، اغلب یک نمره اصلی، یا کلی و تعدادی نمره فرعی حاصل می شود. نمره کلی، در واقع معرف عامل (g) و نمره های فرعی، معرف عوامل گروهی است. عوامل گروهی به طور معمول، کلامی، غیرکلامی، فضایی، حافظه و عددی یا کمی نامیده میشوند. تاثیر الگوهای پردازش اطلاعات بر طراحی آزمون های هوش، به اندازه نظریه های کلاسیک نبوده است. اگر چه فعالیت های استرنبرگ، گاردنر، جنسن و دیگران مورد توجه قرار گرفته اند، ولی هیچ کدام تاثیر عملی چندانی بر آزمونهای هوش بر جای نگذاشتهاند. شاید این مسئله را بتوان به فقدان همبستگی زیاد میان نمره های هوش و تکالیف مربوط به پردازش شناختی نسبت داد. نظریه های تحولی هوش نیز تاثیر چندانی در اندازه گیری توانایی های ذهنی نداشته اند. اگر چه کارهای پیاژه بر روان شناسی تحولی تا مدتها تاثیر زیادی داشت، ولی بر آزمونگری و طراحی آزمونهای هوش تاثیر اندکی داشته و تکالیف پیاژه همچنان به آزمایشگاه های روان شناسی محدود شده است. علاوه بر اینها، در کاربرد آزمون های هوش باید به تفاوت های گروهی، جنسیتی، سنی، نژادی و اقتصادی- اجتماعی توجه کافی مبذول شود، چرا که این متغیرها در تفسیر نتایج نقش بسیاری دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
می کند. این نظارت، خصوصا وقتی که به صورت غیر منتظره و بدون اطلاع قبلی صورت بگیرد، باعث دقت و توجه بیش تری به کار و فعالیت می شود. همچنین از کم کاری و کاستن از کیفیت کارها می کاهد. زیرا کارکنان همواره این احتمال را خواهند داد، مدیر بدون اطلاع قبلی از بخش آن ها بازدید کند و عملکرد آنان را مورد بررسی قرار دهد. این ذهنیت باعث می شود، که آن ها با جدیت و دقت کار کنند و از کم کاری بپرهیزند. در نتیجه بهره وری به مقدار زیادی افزایش خواهد یافت. از طرف دیگر بازدید مدیران و مسئولان و نظارت مستقیم آن ها موجب خواهد شد، که کارکنان احساس کنند مدیران به آن ها توجه دارند. وسبب دلگرمی بیش تر آنان می شود و رضایت شغلی آنان را افزایش می دهد. بررسی سیره مدیریتی امیرالمؤمنین ۷بیانگر این نکته است که آن حضرت توجه خاصی به این نوع نظارت داشته و علاوه بر این که در برخی از موارد، شخصا بر عملکرد کارگزاران نظارت داشت (نظارت بی واسطه)، در مواردی نیز این کار را بر عهده افراد دیگری که مورد اعتماد ایشان بودند، واگذار می فرمود (نظارت با واسطه). نمونه ای از نظارت مستقیم بدون واسطه، نظارت حضرت بر بازار بود .آن حضرت هر روز صبح به بازار کوفه می رفت و بر نحوه رفتار فروشندگان و تجارت نظارت می کرد.(تفصیل آن گذشت) در نظارت مستقیم با واسطه، از جمله افرادی که آن حضرت، نظارت بر کارکرد کارگزاران را بر عهده او گذاشت، مالک بن کعب ارحبی است. در نامه ای به مالک بن کعب ارحبی (که از یاران و کارگزاران امام ۷و فرماندار عین التَّمر و بهقبادات بود و علاوه بر آن، مسئولیت بازرسى از عملکرد سایر کارگزاران منطقه کوفه و جزیره را هم بر عهده داشت) [۲۲۰] این گونه نوشت : «أمّا بَعدُ؛ فَاستَخلِف عَلى عَمَلِک، وَاخرُج فی طائِفَهٍ مِن أصحابِکَ حَتّى تَمُرَّ بِأَرضِ کورَهِ السَّوادِ، فَتَسأَلَ عَن عُمّالی، وتَنظُرَ فی سیرَتِهِم فیما بَینَ دَجلَهَ وَالعُذَیبِ، ثُمَّ ارجِع إلَى البِهقُباذاتِ فَتَوَلَّ مَعونَتَها، وَاعمَلِ بِطاعَهِ اللّهِ فیما وَلّاک مِنها.وَاعلَم أنَّ کُلَّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ مَحفوظٌ عَلَیهِ مَجزِیٌّ بِهِ، فَاصنَع خَیرا صَنَعَ اللّهُ بِنا وبِکَ خَیرا، وأعلِمنی الصِّدقَ فیما صَنَعتَ. وَالسَّلام[۲۲۱] کسى را به جاى خود بگمار و با گروهى از یارانت، از شهر خارج شو تا به روستاهاى سواد برسى. در آنجا از کارگزاران من در منطقه دجله وعُذَیْب پرسوجو کن و در رفتار آنان بنگر. آنگاه به بِهْقُبادات برگرد و کار آن را بر عهده گیر، و در دایره سرپرستىاى که خداوند به تو داده، از او پیروى کن و بدان که کار فرزند آدم، بایگانى شده و بدان، پاداش داده مىشود. نیکى به جا آر. خداوند، ما و تو را به نیکى موفّق دارد؛ و در کارهایت راستى را نشانم ده. و السلام!» همچنین آن حضرت سفارشاتی به کارگزاران و استانداران مبنی بر نظارت مستقیم بر امور مناطق تحت فرمانشان داشتند: «ثمَّ أُمُورٌ مِنْ أُمُورِکَ لَا بُدَّ لَکَ مِنْ مُبَاشَرَتِهَا مِنْهَا إِجَابَهُ عُمَّالِکَ بِمَا یَعْیَا عَنْهُ کُتَّابُکَ وَ مِنْهَا إِصْدَارُ حَاجَاتِ النَّاسِ یَوْمَ وُرُودِهَا عَلَیْکَ بِمَا تَحْرَجُ بِهِ صُدُورُ أَعْوَانِکَ [۲۲۲] قسمتى از امور است که باید خودت به انجام آنها بر خیزى، از جمله پاسخ دادن به کارگزاران دولت آنجا که منشیانت از پاسخ گویى ناتوانند. و نیز جواب دادن به حاجات و مطالب مردم در همان روزى که حاجاتشان به تو مىرسد و پاسخش همکارانت را تنگدل و ناراحت مىکند.» در جایی دیگر می فرماید: «وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِیهِ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَکَ وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَکَ وَ أَعْوَانَکَ مِنْ أَحْرَاسِکَ وَ شُرَطِکَ حَتَّى یُکَلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُمْ غَیْرَ مُتَتَعْتِعٍ [۲۲۳] از جانب خود وقتى را براى آنان که به شخص تو نیازمندند قرار ده و در آن وقت وجود خود را براى آنان از هر کارى فارغ کن، و جلوست براى آنان در مجلس عمومى باشد، و براى خداوندى که تو را آفریده تواضع کن، و لشگریان و یاران از پاسبانان و محافظان خود را از این مجلس برکنار دار، تا سخنگوى نیازمندان بدون ترس و نگرانى و لکنت و تردید با تو سخن بگوید.» یکی از مصادیق نظارت مستقیم، کنترل و نظارت والی بر امور خویشاوندان است، تا خویشاوندانش از هرگونه امتیاز خواهی و برتری طلبی دور مانده و برای مردم الگو باقی بمانند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
حضرت امیرالمؤمنین در نامه ۵۳ خطاب به مالک اشتر مینویسد: «ثُمَّ إِنَّ لِلْوَالِی خَاصَّهً وَبِطَانَهً، فِیهِمُ اسْتِئْثَارٌ وَتَطَاوُلٌ، وَقِلَّهُ إِنْصَافٍ فِی مُعَامَلَهٍ. فَاحْسِمْ مَادَّهَ أُولئِکَ بِقَطْعِ أَسْبَابِ تِلْکَ الْأَحْوَالِ. وَلَا تُقْطِعَنَّ لاِحَدٍ مِنْ حَاشِیَتِکَ وَحَامَّتِکَ قَطِیعَهً، وَلَا یَطْمَعَنَّ مِنْکَ فِی اعْتِقَادِ عُقْدَهٍ، تَضُرُّ بِمَنْ یَلِیهَا مِنَ النَّاسِ، فِی شِرْبٍ أَوْ عَمَلٍ مُشْتَرَکٍ، یَحْمِلُونَ مَؤُونَتَهُ عَلَی غَیْرِهِمْ،[۲۲۴] سپس والیان را نزدیکانى است که آنان را خوى خود خواهى و دست درازى به مال مردم، و کمى انصاف در داد و ستد است، به جدا کردن اسباب و وسایل این حالات ماده و ریشه آنان را قطع کن. به هیچ یک از اطرافیان و اقوام خود زمینى از اقطاع مسلمین واگذار مکن. نباید در تو طمع ورزد کسى به گرفتن مزرعهاى که در آبشخور آن به همسایه زیان رساند، یا کارى که باید با شرکت به سامان رسد مشقّت کار مشترک را به همسایگان تحمیل کند » در قسمتی دیگر از این نامه مجددا سفارش به نظارت بر یاران و دوستان می نماید: «تَحَفَّظْ مِنَ الْأَعْوَانِ فَإِنْ أَحَدٌ مِنْهُمْ بَسَطَ یَدَهُ إِلَى خِیَانَهٍ ………. فَبَسَطْتَ عَلَیْهِ الْعُقُوبَه[۲۲۵] از یاران و یاوران بر حذر باش، اگر یکى از آنان دست به خیانت دراز کند ………او را به جرم خیانتکیفر بدنى بده» آن حضرت از کارگزان و مسئولین حکومتی نیز خواسته است، که نظارت مستقیم بر امور زیر مجموعه خود داشته باشند. ۳ـ۲ـ۲ـ نظارت مخفی منظور از نظارت مخفی آن است که مدیر، نظارت بر زیرمجموعه و بررسی عملکرد کارکنانش را به وسیله دیگران انجام دهد، به نحوی که افراد مخصوصی را جهت نظارت انتخاب می کند، ولی سایر کارکنان متوجه این مسأله نمی شوند و این افراد را نمی شناسند، تا بر بخش های مختلف سازمان و عملکرد کارکنان بصورت مخفی نظارت کنند، و نتیجه نظارت و بررسی خود را در اختیار مدیریت اصلی قرار دهند.زیرا مدیران ارشد ، نمی توانند تمام وقت خود را صرف کنترل سازمان کنند و بر تمام مسائل ریز و درشت آن نظارت داشته باشند؛ بلکه باید با تعیین افراد امین، این وظیفه مهم را به انجام برسانند، و برای تصمیم گیری در مورد سازمان و کارکنان از گزارش های این افراد استفاده کنند. سیره عملی امیرالمؤمنین ۷در زمان حکومت شان این بود، که همواره اعمال و رفتار کارگزاران خود را زیر نظر داشتند؛ برای انجام دادن این کار، مأمورانی را به صورت ناشناس به نقاط مختلف می فرستاد تا به طور دقیق بر عملکرد آنان نظارت کرده و گزارش کارهایشان را به اطلاع ایشان برسانند و ضمن رسیدگی به کیفیت کـار آنان، مسائل مالی و دخل و خرج آن ها را نیز کنترل می کرد و اگر خیانت مالی از هر کدام می دید، علاوه بر عزل وی اموالش را نیز به نفع بیت المال مصادره می کرد. و نه تنها خود از این طریق عملکرد کارگزارانش را بررسی می کرد، بلکه به کارگزاران ارشد خود دستور می داد جهت نظارت بر عملکرد مجموعه خود از مأموران مخفی استفاده کنند. آن حضرت در نامه خود به مالک اشتر می فرماید: «ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ وَ ابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَیْهِمْ فَإِنَّ تَعَاهُدَکَ فِی السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَهٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَهِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِیَّه[۲۲۶] به کارهایشان رسیدگى کن، و جاسوسانى از اهل راستى و وفا بر آنان بگمار، زیرا بازرسى پنهانى تو از کارهاى آنان سبب امانت دارى ایشان و مداراى با رعیّت است.» عیون جمع کلمه عین است؛ عین معانی متعددی در لغت عرب دارد. یکی از معانی آن، جاسوس و کسی است که به منظور بررسی و کسب اطلاعات و خبر، به جایی فرستاده می شود. روشن است که جاسوس، همواره به صورت پنهانی و ناشناس این مأموریت را انجام می دهد، نه به صورت علنی و آشکار. در قسمتی دیگر از همین نامه در مرد شرایط مأموران مخفی این چنین فرموده : «ثُمَ لَا تَدَعْ أَنْ یَکُونَ لَکَ عَلَیْهِمْ عُیُونٌ مِنْ أَهْلِ الْأَمَانَهِ وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ عِنْدَ النَّاسِ فَیُثْبِتُونَ بَلَاءَ کُلِّ ذِی بَلَاءٍ مِنْهُمْ[۲۲۷] پس فراموش نکن که باید بر آن ها مأموران مخفی از مردمان امین و حق گو که در میان . مردم به این صفت شناخته شده باشند ، بگماری» دقت در نامه هایی که آن حضرت به کارگزاران خود در مناطق مختلف نوشته، گویای این حقیقت است، که ایشان همواره عده ای را به عنوان ناظر مخفی معین می کرده تا نحوه رفتار کارگزاران را به ایشان گزارش کنند. در این قسمت به برخی از این نامه ها اشاره می کنیم : آن حضرت در نامه ای به مصقله بن هبیره شیبانی که از طرف ایشان فرماندار یکی از شهرهای فارس بود، می نویسد: «بَلَغَنِی عَنْکَ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَکَ وَ عَصَیْتَ إِمَامَکَ أَنَّکَ تَقْسِمُ فَیْءَ الْمُسْلِمِینَ ……مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ [۲۲۸] خبر انجام کارى از تو به من رسیده که اگر آن را به جا آورده باشى خدایت را به خشم آورده، و امام خود را غضبناک کردهاى. خبر این است که غنایم مسلمانان را ……….در میان بادیه نشینان قبیلهات که تو را انتخاب نمودهاند تقسیم مىکنى» ابتدا امام ۷او را مطّلع ساخته است از آنچه که از وى سر زده به طور اجمال آن حضرت از آن با خبر شده است، تا هشدار داده و او را آگاه سازد که آن کار ناپسندى بود به دلیل پیامدى که داشته یعنى خشم پروردگار و غضب امامش، و او را با عبارت: اگر چنان کارى کرده باشى، متوجه ساخته که این امر هنوز ثابت نشده است. سپس این کار را براى او توضیح داده که بخشش مال مسلمانان است به خویشاوندان عرب خود که او را به ریاست برگزیدهاند. و آن مال را معرّفى کرده است که فراهم آمده سرنیزهها و اسبان آنهاست و به خاطر آن خونهایشان ریخته شده است، تا مطلب درست فهمانده شود و علت استحقاق آنها نسبت به این مال روشن گردد و به همان نسبت نادرستى تقسیم مال بین دیگران محقق شود. [۲۲۹] امام علی ۷به یکی از فرمانداران خود می نویسد: « فَقَدْ بَلَغَنِی عَنْکَ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّکَ وَ عَصَیْتَ إِمَامَکَ وَ أَخْزَیْتَ أَمَانَتَکَ بَلَغَنِی أَنَّکَ جَرَّدْتَ الْأَرْضَ فَأَخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَیْک [۲۳۰] خبر برنامهاى از تو به من رسیده که اگر انجام داده باشى پروردگارت را به خشم آورده، و امام . خویش را نافرمانى نموده، و در امانت خیانت کردهاى. به من خبر رسیده که محصولات زمین را . برده و انچه زیر دو پایت بوده برگرفته اى. » یکی دیگر از نامه های امام به منذر بن جارود عبدی است که در کار فرمانداری خود خیانت کرده بود. حضرت در قسمتی از نامه خود به او می نویسد: «فَإِذَا أَنْتَ فِیمَا رُقِّیَ إِلَیَّ عَنْکَ لَا تَدَعُ لِهَوَاکَ انْقِیَاد[۲۳۱] ناگاه به من گزارش رسید که در تبعیت از هواى نفس دست بردار نیستى» این چند مورد و موارد مشابه دیگر، به وضوح بیانگر این واقعیت هستند که آن حضرت در مناطق مختلف، افرادی را جهت نظارت مخفی بر عملکرد کارگزاران خود، مشخص کرده بود، تا اعمال و رفتار کارگزاران را کنترل، و نتیجه را به آن حضرت گزارش کنند. در نهج البلاغه موارد زیادی کلمه (بَلَغَنی) آمده که نشان می دهد، امام علی ۷کاملاً در امور وکارهای کارگزاران خویش نظارت داشته است؛ مثلاً در مواردی چون نامه های ۱۹ ـ ۲۰ ـ ۳۳ ـ ۳۴ ـ ۴۰ ـ ۴۴ ـ ۴۵ ـ ۶۳ و ۷۰ با عبارت مذکور یا کلماتی چون عَرَفْتُ ـ نُبِّئْتُ و… اطلاع یابی خود را به کارگزارانش گوشزد نموده است. ۳ـ۲ـ۲ـ۱ـ فوائد نظارت مخفی ۱ـ اگر نظارت بر عملکرد کارکنان، همیشه به صورت آشکار و علنی انجام شود، از دقت و صحت لازم برخوردار نخواهد بود؛ زیرا در این صورت ممکن است برخی از کارکنان با تظاهر به عملکرد خوب و ظاهر سازی، نظارت کنندگان را فریب دهند و عملکرد خود را خوب و مطلوب را نشان دهند. این کار ضریب صحت و دقت نظارت را پایین می آورد.آن حضرت می فرماید: «فَإِنَّ الرِّجَالَ یَتَعَرَّضُونَ لِفِرَاسَاتِ الْوُلَاهِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسْنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَیْسَ وَرَاءَ ذَلِکَ مِنَ النَّصِیحَهِ وَ الْأَمَانَهِ شَیْء[۲۳۲] مردان براى جلب نظر حاکمان خود را به ظاهر سازىو خوش خدمتى مىشناسانند، در حالى که پشت پرده این ظاهر سازى خبرى از خیر خواهى و امانت دارى نیست » ۲ـ سب ترغیب و تشویق کارکنان به امانتداری می شود. این نوع نظارت باعث خواهد شد که کارکنان از دست زدن به خیانت بپرهیزد و امانتدار باشند. ۳ـ مدارا کردن کارکنان با ارباب رجوع: حضرت علی (ع ) بعد از سفارش به مالک اشتر مبنی بر نهادن مأموران مخفی برای نظارت، به این دو فاید اخیر اشاره کرده و می فرماید: «فَإِنَّ تَعَاهُدَکَ فِی السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَهٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَهِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِیَّه[۲۳۳] زیرا بازرسى پنهانى تو از کارهاى آنان سبب امانت دارى ایشان و مداراى با رعیّت است.» ۴ـ گزارش کنندگان در این روش در محذورهای گوناگون شیوه های مستقیم قرار نمی گیرند. ۳ـ۳ـ رفتار آن حضرت با هنجار شکنان بعد از نظارت و کشف خلاف کاری ها، حال نوبت برخورد با متخلفان است . نوع برخورد امیرالمؤمنین۷با متخلفان متناسب با افرد و نوع خلافی بود که مرتکب شده بودند . مهمترین امر در این مرحله روش برخورد صحیح با متخلف است . انسان موجودی است، که همیشه در معرض خطا و گناه است، ممکن است گاهى افرادی به دلیل غفلت، آشنا نبودن با کارها و یا نگرانىها و مشکلاتى که براى آنها پیش مىآید، مرتکب لغزش و خطا شوند و گاهی هم از سر عناد و لجاجت به طغیان و سرکشی دست زند . نحوه برخورد با هر کدام از این موارد متفاوت است . در مواردى نباید فورا شخص را متخلف و خطا کار دانست و آخرین برخورد و شدت عمل را داشت ، بلکه باید نسبت به آن لغزش چشم پوشى شود تا شخصیت و کرامت فرد مورد اهانت قرار نگیرد، باید با او مدارا کرد و فرصت داد تا اشتباه خود را جبران کند . ولی گاهی باید شدت عمل به خرج دادو او را مجازات کرد . در سیره امیر المؤمنین ۷تنبیه و مجازات متخلفین در آخرین مراحل و مراتب قرار داشت . آن حضرت بر حسب موارد ابتدا با چشم پوشی و عفو ، گاهی با موعظه و نصیحت ، مواردی با امر و نهی با ناهنجاریهای و قانون شکنی ها برخورد می کرد زیرا برخورد شدید با خلاف های جزئی و کوچک خواسته یا ناخواسته متخلف را در مسیر جسارتها، برخوردهاى غرض آلود و لغزشهاى عامدانه سوق خواهد داد . آن حضرت سفارش می کردند: «لَا تُسْرِعَنَّ إِلَى بَادِرَهٍ وَجَدْتَ مِنْهَا مَنْدُوحَه [۲۳۴] به خشمى که راه بیرون رفتن از آن وجود دارد شتاب مکن»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱) قصد طرفین و رضای آنها. ۲) اهلیت موضوع. ۳) موضوع معین که مورد معامله باشد. ۴) مشروعیت جهت معامله.
۲-۳٫ شرایط شرط در بیع شرط
شرطی که درضمن چنین بیعی قرار میگیرد درصورتی صحیح خواهد بود که خود دو شرط را داشته باشد: الف) همزمانی شرط و عقد ایجاد شرط باید همزمان با انعقاد عقد بیع باشد. درصورتی که زمان ایجاد شرط با زمان انعقاد بیع متفاوت باشد؛ بیع شرطی ایجاد نمیگردد. ب) مدت معین برای ایجاد شرط بهصورت صحیح بایستی برای شرط مدت معینی قرار داد در غیر اینصورت شرط صحیح نیست زیرا درصورت مجهول بودن مدت شرط، انتقال مالکیت نیز مجهول میماند و معلوم نیست که بیع در چه زمانی قطعیت مییابد. به همین دلیل برخی کشورها که چنین بیعی را پذیرفتهاند برای شرط مدت دو ساله یا پنج ساله قرار دادهاند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۴٫ آثار بیع شرط
آثار بیع شرط عباتند از: اول) انتقال مالکیت در بیع شرط با انعقاد عقد مالکیت مبیع به خریدار منتقل میشود البته با شرط خیار فسخ برای فروشنده. در صورتی که مبیع عین خارجی باشد به وسیله عقد بیع به خریدار منتقل میشود و وجود خیار مانع از انتقال مبیع به مشتری نمیگردد. (ماده ۳۶۳ق. م) بلکه تنها اثر خیار فسخ برای فروشنده، تزلزل مالکیت مشتری نسبت به مبیع است چرا که فروشنده میتواند با فسخ عقد بیع مجدداً مالک مبیع شود. در صورتیکه فروشنده از حق فسخ خود استفاده ننماید بیع قطعی شده و مالکیت مشتری بر مبیع استقرار مییابد اما فروشنده پس از انعقاد چنین بیعی به طور قطعی مالک ثمن میگردد زیرا مشتری در حالت عادی نمیتواند بیع را فسخ نماید و حق فسخ فروشنده هم تأثیری در انتقال مالکیت ثمن به او ندارد. دوم) منافع مبیع در بیع شرط منافع مبیع از آن خریدار است و بنابراین خریدار حق دارد در زمانی هم که بایع خیار دارد در مبیع تصرف نماید و مثلاً مبیع را به خود فروشنده و یا شخص دیگری اجاره بدهد. مطابق ماده ۴۵۹ق. م در صورتی که فروشنده بیع شرط را فسخ نماید اثر فسخ از زمان اعمال حق فسخ است نه از زمان انعقاد عقد بیع. بنابراین پس از فسخ عقد بیع منافع حاصله از مبیع از زمان انعقاد عقد تا زمان فسخ عقد بیع متعلق به مشتری میباشد. البته با توجه به مادهی ۲۸۷ ق. م باید بین منافع متصل و منفصل مبیع تفاوت قائل شد. یعنی منافع منفصل مبیع که از زمان عقد تا زمان فسخ بیع شرط ایجاد شده است متعلق به مشتری و منافع متصل متعلق به فروشنده است. سوم) تصرف در مبیع مشتری نمیتواند در مبیع تصرفاتی بنماید که با حق خیار بایع منافات داشته باشد مثلاً نمیتواند مبیع را به دیگری منتقل نماید. (مادهی۴۶۰ق. م)زیرا مالکیت خریدار بر مبیع تا زمانی که حق خیار فسخ فروشنده باقی است قطعی نمیباشد و تصرفاتی که فروشنده مینماید باید به گونهای باشد که در صورت اعمال فسخ توسط فروشنده، مبیع بدون وجود هیچ مانعی مسترد گردد. تصرفات خریدار که با حق خیار بایع منافات دارد و بایع باید از انجام آنها بپرهیزد عبارتند از: الف) اتلاف مبیع خریدار نباید مبیع را از بین ببرد یا موجب از بین رفتن آن بشود مثلاً در صورتی که مورد معامله یک گاو باشد خریدار نباید آن را بکشد زیرا با کشتن آن فروشنده نمیتواند پس از فسخ بیع به مبیع دست پیدا کند. همچنین تخریب و معیوب نمودن مبیع نیز در صورتی که موجب از بین رفتن ارزش مبیع شود مانند اتلاف است و با حق خیار بایع منافات دارد. ب) تغییر کاربری مبیع خریدار نمیتواند در مبیع تصرفاتی نماید که موجبب تغییر وضعیت و کاربرد مبیع گردد زیرا قصد فروشنده از قرار دادن حق فسخ برای خود در ضمن عقد بیع، باز گرداندن مبیع به خود، به همان نحوی که فروخته، میباشد و تصرفاتی که موجب تغییر وضعیت مبیع گردد با قصد بایع از شرط نمودن حق فسخ در بیع منافات دارد مثلاً در صورتی که مبیع در بیع شرطی زمین زراعی باشد خریدار نمیتواند با از بین بردن زراعت، مبیع را به زمین مسکونی تغییر دهد. ج) نقل و انتقال مبیع خریدار حق ندارد مبیع را به دیگری انتقال دهد زیرا مبیع مشروط به وجود خیار برای فروشنده به خریدار منتقل شده است. خریدار میتواند با قید وجود حق فسخ برای فروشنده مبیع را به شخص دیگری انتقال دهد. یعنی فروشنده (خریدار بیع شرطی) شرط نماید که درصورت حصول شرط در مدت معین عقد خود به خود از بین برود. د) واگذاری منافع مبیع بیش از مدت خیار مشتری نباید برای مبیعی که تا دو ماه برای فروشنده حق فسخ وجود دارد به مدت شش ماه اجاره دهد. مادهی۵۰۰ق. م دراین باره مقرر میدارد: «در بیع شرط مشتری میتواند مبیع را برای مدتی که بایع حق خیار ندارد اجاره دهد و اگر اجاره منافی با خیار بایع باشد بوسیله جعل خیار یا نحو آن حق بایع را محفوظ دارد والا اجاره تا حدیکه منافی با حق بایع باشد باطل خواهد بود. » ه) رهن گذاشتن مبیع خریدار در بیع شرطی نباید مبیع را رهن بگذارد زیرا در عقد رهن مالی که به رهن گذاشته میشود (عین مرهونه) درصورت عدم پرداخت دین طلبکار (مرتهن) ملکیت به مرتهن در می آید. از آنجا که عملکرد بخش مالی اقتصاد اثر تعیین کننده در بخش اقتصاد دارد بررسی ابزارهای مالی در مبحث تأمین مالی همواره توجه اقتصاددانان را به خود معطوف داشته است. از سوی دیگر به لحاظ آنکه در اقتصاد اسلامی (علی رغم آن که در اقتصاد غرب، (بهره) عاملی بسیار مهم برای تأمین مالی محسوب می شود) حذف بهره در عملیات اقتصادی مورد تأکید است، ضرورت بررسی ابزارهای مالی کارآمد در اقتصاد اسلامی بخوبی نمایان می گردد. (بررسی فقهی انواع بیع و نقش آن ها در تأمین مالی) گامی بسیار مؤثر در این خصوص می تواند باشد. در این رساله که به انجام این مهم پرداخته شده است ضمن تبیین چگونگی پیوند (فقه) با (اقتصاد) و دلایل غیرموجه بودن (بهره) از یکسو و موجه بودن (سود) از سوی دیگر (با تأکید بر این جهت که پول برخلاف کالای سرمایه ای منفعت مشخص قابل استیفاء * و بلکه صرفاً قابلیت انتفاع را دارد که فعلیت آن در گرو گذر موفقیت آمیز آن از بخش حقیقی اقتصاد است)، توانمندی های عقد بیع که متضمن سود و بدور از بهره است تشریح گردیده اند. در ارتباط با ماهیت بیع که مبادله با بهره گرفتن از ابزار تسهیلی پول (در مقابل مبادلات پایاپایی/ معاوضه کالا به کالا) است به ویژگی های پر رمز و راز پول و وظایف خطیر دولت در خصوص اهتمام ویژه نسبت به اتخاذ تدبیر صحیح برای گردش سالم پول در بخش حقیقی اقتصاد اشاره شده است. در این بررسی نقش بسیار ممتاز تأمین مالی از راه (بیع نسیه) در قالب (فروش اقساطی) مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین تأمین مالی بوسیله (بیع سلف) و کاربرد وسیع آن در بخش های مختلف اقتصاد مطرح گردیده است. در خصوص تأمین مالی از راه بیع (بیع دین) طی تحلیلی که صورت گرفته خاطر نشان شده که بهتر است از این شیوه برای تأمین مالی استفاده نشود. همچنین نقش (بیع مشروط) در تأمین مالی و کاربردهای آن در طرح های اقتصادی ناتمام و اجاره واحدهای مسکونی (و تجاری) و نیز تأمین مالی ارزی از راه (بیع حق خرید) تبیین شده اند.(انصاری،جعفر،بررسی فقهی انواع بیع و نقش آنها در تأمین مالی،۱۳۷۸).
پایان نامه کارشناسی ارشد تحت عنوان خیار شرط کد پروژه(PA-400567). چکیده و خلاصه این پایان نامه به شرح زیر می باشد: در این تحقیق تعریف، مفهوم و اوصاف خیار شرط، دفاع از تعریف انجام شده، تحلیل حقوقی ماهیت خیار شرط، نسبت میان عقد و شرط، واقعیت خیار، هدف از خیار شرط، دلایل شیعه برای اثبات خیار شرط، امکان وجود خیار شرط در ایقاعات، امکان وجود خیار شرط در عقود لازم و امکان وجود آن در عقود جایز و… درباره ی تعداد خیارها در فقه توافق وجود ندارد پنج و هفت و هشت و چهارو چهارده تعدادی است که در کتابها دیده می شود و چهارده عدد به شهید ثانی در شرح لمعه ( ج ۳ ص ۴۴۷) بر می گردد. اما این اختلافات در تدوین و گرد آوری است و ماهوی نمی باشد. در قانون مدنی ماده ی ۳۹۶خیارات از قرار زیر اند:۱- خیار مجلس ۲- خیار حیوان ۳- خیار شرط ۴- خیار تاخیر ثمن ۵- خیار رویت و تخلف از وصف ۶- خیار غبن ۷- خیار عیب ۸- خیار تدلیس ۹- خیار تبعض صفقه ۱۰- خیار تخلف شرط احکام این خیارات در مواد ۳۹۹ تا ۴۰۱ و ۴۱۰ تا ۴۴۳ بیان شده است. اما در ماده ی ۳۸۰ نیز امده است در صورتی که مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بایع حق استرداد ان را دارد این حق نیز به معنی خیار فسخ است زیرا تا عقد به هم نخورد فروشنده نمی تواند مبیع را از خریدار که به موجب عقد مالک ان شده است پس بگیرد. هم اکنون خیار شرط مورد نظر در این تحقیق می باشد. در این خیار بیش تر بحث راجع به حقی که در معامله ی طرفین وجود دارد است و به رابطه طرفین با وجود این حق نوع استفاده از این حق و حتی گذشتن و فسخ این حق است که به ۲ فصل و چندین مبحث و گفتار در هر فصل تقسیم شده است و همینطور نوعی از خیار شرط وجود دارد که به بیع شرط معروف است و حقی است که به فروشنده داده می شود که مبحث جداگانه ای را پذیرفته است و با تمامی اوصاف مورد نظر به بحث در مورد آن پرداخته است. و به طور خلاصه می توان گفت خیار شرط حقی است که به شخص مشروط که که اختیار فسخ عقد را در زمان معین می دهد و به تحلیل حقوقی و دلایل حقوقی و دلایل شیعه برای این حق نیز پرداخته ایم و تفاوتهای موجود میان شرط خیار و شرط انفساخ و خیار تخلف از شرط نیز توجه کرده اند و چگونگی انتقال و اسقاط در خیار شرط و اوصاف بیع شرط که نوعی دیگر از خیار شرط است که به نفع فروشنده می باشد و نوع به ارث رسیدن و چند نمونه رای دیوانعالی کشور در این مورد نیز وجود دارد. فصل اول مفهوم اوصاف خیار شرط مبحث اول تعریف لغوی و اصطلاحی خیار شرط۱- در لغت اسم مصدر اختیار است یعنی نتیجه ی اختیار شخص است۲- در اصطلاح کلمه ی خیار به معنی مالکیت به فسخ عقد امده است. این تعریف در کتاب ایضاح الفواید ۱۴۸۲ می باشد بررسی تعریف اصطلاحی این تعریف ممکن است باعث ضرر شود. ۵- موردی وجود دارد که از موارد خیار اصطلاحی نیست ولی طبق تعریف فوق داخل در تعریف خیار است۱- مالکیت فسخ عقود جایزه مثل هبه در حال یکه فقها نام چنین قدرتی را خیار فسخ نمی گذارند۲- مالکیت فسخ ورثه در عقودی که میت در در مرض و مشرف به موت منعقد ساخته است۳- مالکیت فسخ عقد نکاح توسط زوجه در جایی که زوج بدون اطلاع او با دختر و خواهر یا دختر برادر او ازدواج کرده است۴- مالکیت فسخ عقد نکاح توسط هر یک از زوج یا زوجه در صورت وجود یکی از عیوبی که نکاح را می توان در اثر آن فسخ نمود. دفاع از تعریف انجام شده مراد از مالکیت در تعریف خیار سلطنت و قدرت نیست تا این مورد ایراد بر آن وارد باشد بلکه منظور حق است یعنی خیار یک نوع حق است که انسان در اثر داشتن ان می تواند یک عقد را فسخ کند بنابراین در این موارد حکم جواز فسخ است و نه حق فسخ تا مشمول تعریف خیار باشد. فرق حق و حکم حق در اختیار شخصی است در کل قابل اسقاط ( مثل حق شفعه ) فعل اختیاری و انتقال قمری به مرگ ( مثل حق خیار ) می باشد ولی حکم در اختیار شارع است و چنین اثری ندارد مثل اجازه و رد در عقد فضولی و تسلط انسان بر فسخ عقود جایزه حکم است و نه حق و لذا نه به ارث می رسند و نه به وسیله ی اسقاط ساقط می شوند. خلاصه تعریف مورد نظر اینگونه می شود که مالکیت یک نوع حق است و در اینجاهمان حق فسخ عقد است که وابسته به تراضی واقعی است و در صورتی ایجاد می شود که دو طرف اگاهانه درباره ی آن تصمیم گرفته باشند و به شخص ثالث نیز تعلق می گیرد بدون اینکه صاحب خیار قائم مقام یا نماینده ی یکی از دو نفع متقابل در قرار داد باشد در واقع معتمد و داور است و سمت و اختیار خود را از تراضی به دست می آورد و نه از اراده ی خاص یکی از دو طرف خیار شرط در معامله امری عقلایی بوده و درجامعه مورد عمل قرار می گیرد چنانکه در حدیث شریفی از امام صادق (ع) امده است« المسلمون عند شروطهم الاکل» شرط خالف کتاب ۱٫٫٫ عزوجل فلایجوز یعنی بر مسلمانان لازم است بر اساس شرط و تعهدی که کرده اند عمل نمایند مگر آنکه آن شرط بر خلاف دستورات الهی باشد در ان صورت عمل به آن شرط جایز نیست انجام شرط خود مشروط شده است بر اینکه مخالف کتاب و سنت نباشد و ما بر آن به طور منطقی نظم عمومی و مقتضای عقد را نیز که قبلا تعیین شده را نیز اضافه کرده اند. در خیار عقد مدت نیز باید معین باشد و اگر معین نشده باشدو یا در عقد ذکر نشود از تاریخ وقوع عقد به حساب می آید ( ماده ۴۰۰ ق. م)مبحث دوم تحلیل حقوقی خیار شرط این مبحث را در ۲ جز جداگانه مورد بررسی قرار داده اند. در جز اول آیا عقد و شرط چکیده ی واحدی دارند و در واقع یک حقیقت هستند و یا اینکه هر یک دارای وجود مستقلی می باشد در جز دوم واقعیت حق خیار چیست و هدف از اجرای آن چه می تواند باشد گفتار اول نسبت میان عقد و شرط بر این مطلب مکررا تاکید شده است که عقد خیاری از جمله عقود لازم است. بدین معنی که اگر خیار شرط همراه با عقد نباشد آن عقد غیر قابل فسخ و لازم خواهد بود بنابراین چون تصور عقد بدون شرط ممکن است می توان فهمید که بین عقد و شرط هیچ نوع وابستگی از نوع لازم و ملزوم وجود ندراد بطوری که هر یک جز لاینفک دیگری باشد و وجود هر یک بدون دیگری ناقص باشد و.. محمد چمن کریمی پایان نامه ای تحت عنوان احکام شرط صحیح و فاسد به راهنمایی استاد رحمانی سبزواری به رشته تحریر در آوردند که خلاصه آن به شرح زیر می باشد: یکی از قراردادهای مهم عقلائی که با اراده و اختیار افراد منعقد میشود ودر شریعت اسلام نیز باشرایط خاصی مورد تأیید قرار گرفته است، شرط ضمن عقد میباشد. احکام شرط مزبور در رساله حاضر تحت عنوان «احکام شرط صحیح وفاسد» در طی شش فصل مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است. در فصل اول پس از مقدمهی کوتاه وطرح مسئله، واژههای کلیدی: شرط، حکم، حق، عقد، صحت و فساد از نظر لغت و اصطلاحات علوم مختلف مورد بررسی قرار گرفته است ودر معنای شرط که اهم آنها میباشد به این نتیجه منتهی شده که حقیقت شرط عبارت است از: إناطه، پیوند و نسبت خاصی بین دو چیز یا دو التزام، و این اناطه یک معنای حرفی وقائم به طرفین میباشد. در فصل دوم تقسیمات مختلفی که بر شرط عارض میگردد و تعریف هریک با بیان ویژگیهای شرط صحیح و نیز شرط ضمن عقد جایز و ایقاع باذکر تعریف و فایده شرط ضمن عقد مورد تحقیق قرار گرفته است. آنگاه ادله ومبانی احکام شرط ضمن عقد از آیات وروایات با تحلیل ازمفردات و مفادآنها و تبیین کامل از سیره عقلاء در «فصل سوم» مورد تجزیه وارزیابی قرارداده شده وثابت گردیده که شرط مذکور مضافاً براینکه صحیح ولازمالوفا میباشد احکام دیگری نیز بر آن مترتب است. در فصل چهارم و پنجم به احکام تکلیفی و وضعی شرط صحیح و فاسد اعم از اقسام سه گانه شرط فعل، وصف و نتیجه، با بهره گرفتن از ادله و مبانی آن با طرح انظار فقها پرداخته شده است. پس از بررسی و تحقیق همه جانبه علاوه برمباحث دیگر، پنج حکم از احکام تکلیفی و وضعی شرط صحیح ثابت گردیده و دو حکم دیگر رد شده است چنانکه چهار اثر از آثار شرط فاسد نیز به تفصیل مورد تحقیق قرار گرفته است. درفصل ششم برخی از فروعات واحکام شرط ضمن عقد در طی شش مسئله از مسایل وشروط ضمن عقد نکاح با اشاره به تفاوت احکام شرط مزبور در عقد نکاح و عقود دیگر، و بیان راهکارها مورد بحث و تطبیق قرار گرفته است. (کریمی،محمدچمن،احکام شرط صحیح و فاسد،۱۳۹۱). محمد میرزایی (پژوهشکده امام خمینی)در تحقیقی به نام احکام خیارات به بررسی خیارات و انواع آنها پرداخته است که خلاصه ای از نوشتار ایشان به شرح زیر می باشد: منظور از احکام خیارات، احکامی است که در همه خیارات جاری و ساری است و الا هر یک از خیارات احکام خاص به خود را دارد مانند خیار مجلس و حیوان و غبن و…. و چون این احکام بر همه خیارات جاری میشوند میتوان آنها را قواعد حاکم بر خیارات نامید، که در ذیل به ذکر آنها میپردازیم: ۱- خیار در اثر عقد بوجود میآید، و حقی است که در اثر آن یکی از متعاملین یا هر دو میتوانند عقد لازم را بر هم زنند و آن را فسخ کنند. حق مزبور با عقد به وجود میآید مگر در خیار تأخیر ثمن، خیار تفلیس و خیار تخلف شرط که سبب پیدایش هر یک از آنها پس از عقد است. ۲- خیارات مختلف، ممکن است در یک عقد بوجود آیند مثلاً خیار مجلس و خیار حیوان در بیع حیوان بلافاصله پس از عقد به وجود میآیند. در این صورت میتوان برای فسخ عقد به یکی از خیارات یا تمامی خیاراتی که در عقد موجود است متوسل شد و هرگاه یکی از آنها به جهتی از جهات ساقط گردد، بقیه خیارات را میتوان اعمال نمود. ۳- وجود خیار در بیع مانع از تملیک مبیع بوسیله عقد نمیشود. در اثر عقد بیع، مشتری مالک مبیع میگردد و این امر در تمامی اقسام بیع از مطلق و مشروط و خیاری یکسان میباشد. به همین خاطر ماده ۳۶۴ قانون مدنی میگوید: « در بیع خیاری، مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضاء خیار » در بیع خیاری ملکیت مشتری نسبت به مبیع در مدت خیار متزلزل است بدین جهت بدستور ماده ۴۶۰ ق. م. در بیع شرط مشتری نمیتواند در مبیع تصرفی که منافی خیار باشد از قبیل نقل و انتقال و غیره بنماید. ۴- خیار حقی است مالی و قابل انتقال:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۳- کودتای سوم اسفند : این کودتا در تاریخ معاصر ایران اهمیت ویژه ای دارد در اینجا هدف ما بررسی و چگونگی وقوع این حرکت نیست بلکه انعکاس آن در شعراین دوره مورد بررسی قرار می گیرد. در این مورد تنها به ذکرهمین نکته اکتفا می گردد که در آغاز این حرکت نام سیدضیاالدین به عنوان شخصیت سیاسی کودتا، برجسته تراز نام رضاخان بود و سرایندگان بیشتر به نام او حساسیت نشان می دادند. سیدضیا که نقش منجی ایران را بازی می کرد، در آغازوزارت خود بسیاری از شخصیت ها ورجال نامی ایران را زندانی نمود از میان شخصیّت های سیاسی قوام السلطنه و از میان ادبا بهار و فرخی یزدی از برجسته ترین افراد زندانی شده بودند، این حرکت سیدضیاء بسیاری از شخصیت ها و شاعران را فریب داد به گونه ای که حتی عده ای اورا نیز مدح کردند، در این میان ملک الشعرابهار یکی از شاعرانی است که کودتا و سیدضیاء برای او بسیار ناخوشایند بود. به خصوص این که از همان ابتدا به وسیله او زندانی هم شد، بهار که مخالف افکار و مشی سیاسی سیدضیاء بود قصیده(هیجان روح) را در زندان سرود :
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ای خامه دوتا شو و به خط مگذر ای فکر، دگر به هیچ ره مگرای
و ی نامه دژم شو وزهم بر در و ی وهم دگربه هیچ سو مگذر
در این قصیده طولانی، بهار بعد از شکایت از اوضاع زمانه، به ذکر کین توزی به مردمان دانشور و بیان ظلم و ستم کودتا گران از این حرکت و سران آن اظهار یأس و نا امیدی می کند و زبان به اعتراض می گشاید :
نه زور رضات می کند یاری گیرند و زرت به سخره بستانند وانگه به کلاتت اندر اندازند
نه نور ضیات می شود رهبر آنان که توشان همی کنی تسخر آنجا که عقاب افکند شهپر (بهار، ۱۳۸۷ : صص۲۷۹-۲۸۱)
در این میان تنها بهار نبود که فریب مردان سیاسی و نظامی کودتا را نخورد ، فرخی نیز همچنان با اشعارش به رسواگری می پرداخت، وی در غزلی مخالفت خود را با سید ضیاء و کابینه اش چنین ابراز می کند :
با آنکه گشت((قبطی)) گیتی غریق((نیل)) کابینه ها عموم، سیاه است زآنکه هیچ ای شیخ! از حصیر، فریبم مده به زرق مالک، غریق نعمت و جاه و جلال و قدر
در مصر ما ((فراعنه)) فرمانروا هنوز کابینه سفید ندیدیم ما هنوز کاید زبوریای تو، بوی ریا هنوز زارع، اسیر زحمت و رنج و بلا هنوز
(مسرت،۱۳۸۴: ۱۲۰) نکته قابل ذکر در این دوره حمایت برخی از شاعران از کابینه سیدضیا است، مثلا عارف و میرزاده عشقی کابینه سیدضیاء را مدح گفتند به نظر می رسد که حرکت های عوام فریبانه سیدضیاء آنها را کاملا” تحت تاثیر قرار داده بود که حتی برخی از آنها بعد از سقوط کابینه، مدام خواستار بازگشت سیدضیاء بودند((میرزاده عشقی در هنگام کودتا جوانی بیست و هفت ساله بود که نه چون بهار مرد منطق و سیاست بود نه چون عارف اهل عمل و حضور در صحنه ها و نه چون فرخی کوشنده ایدئولوژی امّا از همه این خصلت ها، سایه ای در شخصیت او هست)) (سپانلو،۱۳۶۹ : ۱۹۱). بی تجربگی سیاسی و سادگی عشقی باعث شده بود تا جریان های روز کشور را به خوبی درک نکند و از مسائل پشت پرده سیاست آگاهی نداشته باشد((عشقی در زمانه ای چپ و راست خود را شناخت که دادو ستدهای سیاسی در بالاترین سطوح حکومت روح ایمان و اعتماد را در جامعه ی ایرانی کشته بود)) (همان :۱۹۴ ) به خاطر همین بی تجربگی است که کابینه سیدضیاء را ناجی ایران می دانست و در قصیده((سایه یزدان)) به مدح او پرداخت:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من ی شور محلی ۲، ۶- بی تو دل و جان من، سیر شد از جان و دل د شور محلی ۴- هر در عشقت که دل داشت نهان از جهان ع شور محلی ۵- شد دل بیچاره خون، چاره ی دل هم تو ساز م شور محلی ۳، ۷- گر تو نگیریم دست، کار من از دست شد م شور محلی م جمله اول رضوی ۸- هم نظری کن ز لطف تا دل درمانده را م شور محلی چو گهر اشک من راه نظر چست بست هر در عشقت که دل داشت نهان از جهان هست دل عاشقت منتظر یک نظر تو دل عطار را سوختۀ خویش دار .
زلف تو در هم شکست توبه و پیمان من ی جان و دل من تویی، ای دل و ای جان من ن بر رخ زردم فشاند، اشک در افشان من ن زان که تو دانی که چیست، بر دل بریان من م زان که ندارد کران، وادی هجران من ن م بو که به پایان رسد راه بیابان من ن ن چون نگرد در رخت دیدۀ گریان من بر رخ زردم فشاند اشک در افشان من تا که برآید ز تو حاجت دو جهان من ز آنکه دل سنگ سوخت از دل سوزان من .
یکی از نقاط قوت این اثر در همین قسمت است. غزلی فاخر از عطار نیشابوری و در بحر سریع، (مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن) است. آقای شجریان با طرزی بدیع و خاص که برگرفته شده از الحان محلی خراسان می باشد ؛ این غزل را در مایه های شور، اما شور محلی اجرا کرده است. این نوع غزلیات فاخر و سنگین که مضامین کاملاً صوفیانه و عارفانه دارند و در حلقه ذکر درویشان همراه با دف و دایره با حالتی ملودیک و ریتمیک با رقص و سماع صوفیانه اجرا می شوند، خود به خود در طول قرن ها و با گذر سالیان دراز، جایگاه خاص و ویژه ای در ادبیات عرفانی ما پیدا کرده اند و به شعر عرفانی معروف شده اند. انتخاب این غزل به طور کلی برای اجرای یک فضای غم انگیز محلی شجاعت خاصی می طلبد که اجرای آن در توان هر خواننده ای نیست. اما اتفاق مهمتری که در این قسمت آواز افتاده است، نیاز به درایت و شناخت عمیق از اوزان عروضی دارد. کار بسیار بدیع و قابل توجه ای که روی این غزل پیاده شده است، این است که استاد شجریان وزن سریع این غزل را به صورت شکسته و مقطع با لحنی محزون و برگرفته از الحان محلی خراسان اجرا کرده است که کار بسیار مشکلی است، البته با توجه به مضمون بیت اول «لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من زلف تو در هم شکست توبه و پیمان من» در مصراع دوم اشاره به شکستگی و در هم شکستن دارد، واژه های «زلف» و «توبه» مضمون شکستگی و شکستن را در ذهن متبادر می سازند و انتخاب این نوع اجرا در فرم بیان آواز به نظر می رسد مربوط به الحانی است که از واژه ها و مضمون مصراع دوم بیت اول گرفته شده است.
 بر اثر این نوع تلفیق و شکستن و تقطیع واژه ها، با کمی دقت متوجه می شویم که اتفاق جالب توجه ای در وزن شعر و اوزان عروضی آن افتاده است. در شنیدار اول شنونده ی مطلع به وزن و افاعیل عروضی متوجه می شود که تغییری در وزن شعر افتاده است ؛ و در شنیدارهای بعدی کم کم متوجه می شود که در وزن کلی شعر تغیری حاصل نشده است. اما این تغیر در افاعیل عروضی آن صورت گرفته است مثلاً: مفتعلن به فاعلتن، تبدیل شده است . آنچه را که گوش می شنود نتیجه ی تغییری است که در مصوت ها و صامت ها به لحاظ نوع تأکید و آکسان گذاری آواز خوان است. این موضوع ، یکی از نقاط برجسته آواز این آلبوم می باشد و دلیل بارزی است بر تسلط و آگاهی های ادبی و موسیقایی آقای محمدرضا شجریان . با بررسی دقیق و موشکافانه، شاید بتوان این نکته را نتیجه گیری کرد که: بنا بر اختیاراتی که آوازخوان ماهر می تواند داشته باشد. در اجرای یک آواز استادانه و مبتنی بر اصول، تفاوتی در افاعیل عروضی ممکن است بوجود آید، که نه تنها هیچ آسیبی متوجه شعر نمی شود، بلکه در زیبائی و بیان احساسی و منطقی آن مؤثر هم می باشد. نتیجه دیگر اینکه افاعیل عروضی شعر، در هنر آواز به صلاحدید و نظر آواز خوان مطلع و صاحبنظر با بیانی زیبا و اثرگذار قابل تغیری لطیف می باشند و اینگونه به نظر می رسد که در نهایت به (افاعیل آوازی) تبدیل می شوند. بیان و توضیح اینکه این گونه مطالب، اگرچه الزاماً باید همراه با استماع اثر و آواز مورد نظر باشد، لیکن در حد مقدور و حتی الامکان نزدیک به مقصود، به چند نمونه از ابیات غزل اشاره و توجه مخاطب محترم را به آن جلب می نمایم. ۱- لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من زلف تو در هم شکست توبه و پیمان من وزن شعر: مفتعلن فاعلن، مفتعلن فاعلن مصرع اول اینگونه بگوش می رسد: فاعلن مستفعلن – فعلتن مستفعلن مصرع دوم فاعلاتن فاعلن – فاعلن مستفعلن مصرع دوم تکرار فاعلاتن فاعلن – فاعلن مستفعلن ۲- تکرار بیت اول (لعل تو داغی ….) مفتعلن فاعلن – فاعلتن فاعلن مصراع دوم مفتعلن فاعلن – فاعلتن فاعلن تکرار مصرع دوم مفتعلن فاعلن – فاعلتن فاعلن ۳- شد دل بیچاره خون چاره ی دل هم تو ساز زان که تو دانی که چیست بر دل بریان من مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن فاعل مستفعلن فاعل فاعلتن تکرار فاعلتن فاعلن فاعلتن فاعلن ۴- هر در عشقت که دل داشت نهان از جهان بر رخ زردم فشاند، اشک در افشان من فاعلن مستفعلن فعلتن فعلتن فاعلن مستفعلن، فاعلن مستفعلن برای انتقال موضوع مورد نظر به مخاطبی که با عروض آشناست و یا حداقل صاحب گوش موسیقایی و حساسی می باشد، همین چند نمونه کفایت می کند، عروض و تشخیص افاعیل و به طور کلی شعر، ارتباط مستقیم با گوش دارد و مانند موسیقی است. دلیل بر این مدعا، افرادی هستند که عروض را فقط از طریق گوش یاد گرفته اند . تصنیف: ای عاشقان کلام: امیر هوشنگ ابتهاج (هـ . الف. سایه)
ای عاشقان ای عاشقان پیمانه ها پر خون کنید وز خون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید آمد یکی آتش سوار بیرون جهید از این حصار تا بر دمد خون خورشید نو شب را ز خود بیرون کنید آن یوسف چون ماه را از چاه غم بیرون کشید در کلبه احزان چرا این ناله محزون کنید از چشم ما آیینه ای در پیش آن مهرو نهید آن فتنه فتانه را بر خویشتن مفتون کنید چندین که از خم در سبو خون دل ما می رود ای شاهدان بزم کین پیمانه ها پر خون کنید دیدم به خواب نیمه شب خورشید و مه را لب به لب تعبیر این خواب عجب ای صبحخیزان چون کنید دیوانه چون طغیان کند زنجیر وو زندان بشکند از زلف لیلی حلقه ای بر گردن مجنون کنید نوری برای دوستان، دودی به چشم دوستان من دل بر آتش می نهم، این هیمه را افزون کنید زین تخت و تاج سرنگون، تا کی روود سیلاب خون؟ این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تو را اسیر زمین، مدتی مدید کند به دستمال نسیم آمده است، این پائیز که زخمهای اناریت را سپید کند میان بقچهی عطرش نشد که دختر باد سپیده دم، گُل زخم تو را خرید کند خدا نخواست سرت را فقط بگیرد، خواست که ذره ذره تمام تو را شهید کند»(میرزایی، ۱۳۸۲، ۲۱۳). ملاحظه میکنیم که غزل انقلاب و جنگ دستخوش چه تحولات مهمی در حوزه زبان، فرم، معنی و صور خیال شده است. شعر انقلاب و جنگ و به خصوص غزل به لحاظ واژگان، ترکیبها، تغییر لحن، تنوع لفظ، وزن و… متحول گردیده که در بررسی شعر شاعران منتخب، به این مقولهها بهتر پرداخته خواهد شد.
۳-۷- شعر و انقلاب اسلامی
در سالهای آخر رژیم پهلوی، همزمان با قیامهای مردمی با محور قرار دادن دین و آموزههای دینی، به رهبری روحانیت، شعرهم دستخوش تحولات روزگار شد. حاکم شدن فضای انقلاب اسلامی و به تبع آن دفاع مقدس بر روح و روان جامعه، مسیر شعر و ادبیات را تغییر داد. فرایند تحولات در چند دهه قبل از انقلاب تا پیروزی انقلاب اسلامی، تقابل ایدئولوژیها و جهانبینیها را به وجود آورد. عدهای لائیک، وعدهای کمونیسم و گروهی کاملاً غربی شده بودند و برخی هر گونه تأثیرپذیری از غرب را مردود و خلاف شرع میدانستند و عدهی زیادی هم بر نظریه «اسلام» (به معنی یک دین تمام عیار که میتواند برای تمام ارکان زندگی بشر برنامه ارائه نماید) پای میفشرند.این تشتّت فراوان آراء و افکار بر شعر و اندیشههای شاعران تأثیرات فراوان گذاشت و هیچ نظریه کاملی که بنیان مرصوص اندیشهی یک شاعر قرار بگیرد ارائه نمیشد. یأس و نومیدی در جامعه موج میزد؛ دین ستیزی و دینگریزی، دین پناهی و دین فروشی و دین باوری و… رواج مییافت و اینها همه در جامعهای که دارای بافتسنتی فرهنگی بود، اتفاق میافتاد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
سرانجام توفان عظیم ملت، برای رهایی از این سردرگمی و بلاتکلیفی فرهنگی- سیاسی، در سال ۱۳۵۷ به راه افتاد و بنیان حکومت پهلوی و به تبع آن، هر چیز متکی به غرب را برانداخت و به رهبری امام خمینی(ره) طرحی نو در انداخت. دراین میان، جریانهای ادبی نیز از بیپناهی، سردرگمی، یاس، تأثیر پذیری غیر اصولی، تقلید مضمونی از غرب، بیگانگی با مردم، دوری از اصالت، غربت تلخ و بیکران، بیبنیانی و… نجات یافت. نطفهی شعر انقلاب، در بطن تظاهرات مردم بسته شد و شاعران هم پابه پای آحاد ملت، به این سیل خروشان پیوستند . این همان آغازی است برای پشت سر گذاشتن بیپناهیهای جان گسل و غوغا سالاری بنیان برافکن فرهنگی اجتماعی دوران آخر رژیم پهلوی. شعر انقلاب از درون انقلاب و حرکتهای انقلابی ملت جوشید و اولین ثمرهی آن آشتی شعر پس از جدایی طولانی با تودههای ملت بود. این آغاز میتوانست سنگ بنیادن بالندگی شعر انقلاب در آینده باشد.
۳-۷-۱- تأثیرات پیروزی انقلاب اسلامی بر شعر
-
- همان گونه که در پرتو انقلاب اسلامی حکومت و سیاست به آغوش ملت بازگشت و به عنوان یکی از داراییهای حقیقی مردم به شمار آمد و مردم نسبت به آن احساس تعلق و تعهد کردند، شعر انقلاب هم به آغوش ملت بازگشت و از پشتوانهی مردمی برخوردار شد تا جایی که گاهی به «شعار زدگی» نزدیک شد.
-
- همان گونه که انقلاب اسلامی در جهت زدودن غبار و زنگار از چهرهی اسلام حقیقی (اسلام ناب) تلاش میکرد، شعر انقلاب اسلامی علیرغم هجمهی سنگین برخی شاعران دهه های پیشتر علیه اسلام نیز به سمت این غبار زدایی حرکت کرد و با بهرهگرفتن از آموزههای پربار دینی، راه روشن خویش را انتخاب نمود.
-
- همان گونه که انقلاب اسلامی از بنیان مرصوص نظری محکم«اسلام ناب» (اسلام با تعریفِ ارائه شده از سوی حضرت امام خمینی (ره)) برخوردار بود شعر انقلاب اسلامی هم صاحب بنیان منسجم و محکمی شد.
-
- همان گونه که انقلاب اسلامی یک حرکت آرمانخواه و ظلم ستیز و رهایی بخش بود شعر انقلاب هم آرمانخواه، ظلم ستیز و رهایی بخش شد
-
- همان گونه که انقلاب اسلامی به بسیاری از اهداف و آرمانهای خویش نائل شد، شعر انقلاب هم در پرتو انقلاب اسلامی به تکامل قابل قبولی رسید؛ گرچه راه درازی در پیش دارد اما مسیر روشن و همواری خواهد داشت.
مهمترین رویدادی که بعد از وقوع انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و سراپای شعر این دوره را تحت تأثیر خود قرار داد، جنگ هشت ساله و دفاع مقدس بود. حمله صدام با ارتش کلاسیک و مجهز به سلاحهای ویرانگر به جنوب ایران، انقلاب اسلامی و به تبع آن شعر دوره انقلاب اسلامی را وارد مرحلهی جدیدی نمود. به زودی آثار جنگ در تمام شهرها و روستاهای دور و نزدیک ایران هویدا شد. فرهنگ دنیاگریزی و پناه آوردن به فضای حماسی- عرفانی جبهه، تمام ارکان جامعه به ویژه جوانان را تحت تأثیر خویش قرار داد. هر چه بر تعداد خرابیهای جنگ و تعداد شهدا افزوده میشد، انقلاب مستحکمتر و مقاومتر میشد؛ تحولی شگرف در ارزشهای جامعه به وجود میآمد، شهید مقدس و مرگ بیهیبت، دنیا بیارزش و دین و وطن اسلامی محبوبتر و…. میشد و شعر انقلاب مسیر خود را در میان خون و خاک پیدا میکرد. پیش از وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی به خصوص در دهه های چهل و پنجاه «شعر نیمایی» مورد اقبال شاعران روشنفکر قرار گرفت و از همین رهاورد قالبهای قدیم، روز به روز و بیش از پیش رنگ میباخت. این تحول گرچه «از ناحیه نیما» از بطن شعر فارسی جوشیده بود و بنیانی اصیل و ایرانی داشت، اما چون پیروان نیما عمدتاً روشنفکران و تحصیل کردگان ودوستداران فرهنگ و تمدن غرب بودند از همین جا آغاز جدایی راه شعر نیمایی و مردم ایران رقم خورد و در مفاهیم غیر دینی ودگرگونیهای ناآشنای زبانی و… که اساساً با روحیه مردم سنتی ایران در تضاد بود، ارائه شد و همین امر باعث شد که با وقوع انقلاب اسلامی، شاعران از شعر نیمایی رویگردان شوند و قالبهای قدیم(غزل، مثنوی، دوبیتی، رباعی و قصیده و…) مورد توجه و اقبال مردم قرار بگیرد؛ البته پس از مدتی که مضامین اسلامی مورد اقبال مردم در قالبهای سنتی ارائه شد، دوباره شعر نیمایی رونق گرفت و سهم به سزایی ازشعر انقلاب اسلامی را به خود اختصاص داد. تلفیق حماسه و عرفان در شعر انقلاب اسلامی به طور کلی از ویژگیهای شعری این دوره است. تا پیش از انقلاب، شعرهای حماسی با شعرهای عرفانی رابطهای نداشت. حاکم شدن فضای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و رونق حماسه با درون مایهی دینی و الهی و رهبری یک عارف فقیه، در انقلاب و دلدادگی بینظیر مردم و رزمندگان به ایشان، سبب شد حماسه و عرفان در هیأتی نو در شعر پارسی تلفیق و ارائه شود. در بررسی شعر شاعران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، میتوان به پنج گروه اشاره کرد: «شاعران کلاسیک»، «شاعران نوکلاسیک»، «شاعران نوگرای پیش کسوت»، «نوگرایان میانی» و «نوگرایان جوان». گروه شاعران کلاسیک، شامل شهریار، مهرداد اوستا، مشفق کاشانی، محمود شاهرخی، حمید سبزواری، محمد خلیل مذنب جمالی و.. بودند، ذهن و فکر و نگاه ایشان عمدتاً کلاسیک بود؛ اما از این منظر که شعر آنها آمیخته با مفاهیم انقلابی حماسی، امام (ره) و… شد تا حد کمی نوآور به حساب میآیند. گروه نوکلاسیک، شامل نصراله مردانی، احمد عزیزی، علی معلم دامغانی، محمدعلی مجاهدی، احد ده بزرگی و… بودند. در شعر این گروه، نسبت به گروه شاعران کلاسیک، نوآوریهای بیشتری به لحاظ معنایی و صورخیال ملاحظه میشود؛ اما چون عمدهی روح شعری این گروه هم، کلاسیک بود آن چنان نتوانستند از قید و بند شعر کلاسیک رهایی یابند؛ البته علی معلم، با نگاه ویژهی آرمانی – حماسی، دست به کارهای قابل قبولی زد و نسبت به دیگران در جایگاهی بلندتر ایستاده است ؛ احمد عزیزی هم با مثنویهای محاورهای توانست گامی مهم درتازه شدن زبان و معانی بردارد و نصراله مردانی با ارائه غزل رزمی – حماسی و کوبنده توانست در نوع خود، تازهنگری ونوجویی در زبان و معانی به وجود آورد؛ اما هیچ کدام از چارچوب نگاه کلاسیک خود به طور کامل فراتر نرفتهاند. گروه نوگرایان پیشکسوت، شاعران، این گروه عمدتاً، ابتدا شعرهای خود را در قالبهای کلاسیک ارائه وسپس با روی آوردن به شعر نیمایی و سپید آثار خویش را عرضه میکردند. سیدعلی موسوی گرمارودی و طاهره صفارزاده، دو شخصیت نوگرای پیشکسوت، به حساب میآیند. اکثر مضامین شعری صفارزاده را مسائل اجتماعی- مذهبی تشکیل میدهد. وی از سالهای ۱۳۵۰ به بعد به ادبیات به اصطلاح پایداری روی آورد. علی موسوی گرمارودی هم شاعری است که ابتدا با روی آوردن به مضامین اجتماعی- مذهبی، در قالب کلاسیک، بعد از آن با پرداختن به شعر نیمایی و در پایان، با شعر سپید (با مضامین دینی- اجتماعی) به طبع آزمایی پرداخت. این گروه به لحاظ زبان و قالب و محتوا نسبت به گروههای پیشین بهتر عمل کردند. در گروه نوگرایان میانی، چهرههای شاخص، قیصر امینپور، سید حسن حسینی، سلمان هراتی ومحمدرضا عبدالملکیان را ملاحظه میکنیم. این گروه از شاعران که بیشتر از گروههای پیشین تحت تأثیر فضای مذهبی- معنوی انقلاب اسلامی، جنگ و دفاع مقدس و رهبری مرجعیت دینی قرار گرفتند، ابتدا به قالبهای قدیم روی آوردند؛ اما تفاوت اساسی آنها با گروههای پیشین همان تولد«نگاه تازه» در شعر آنها بود. این گروه به مرور در قالبهای قدیم و نو، آثار قابل قبولی ارائه دادند؛ تا آنجا که به عنوان پیافکنان و بنیادگذاران شعر انقلاب اسلامی مورد احترام ویژهی شاعران نسلهای بعدی قرار گرفتند. میتوان ادعا کرد که جان مایهی فکری و شعری این گروه بر اساس زبان هنری متأثر از سهراب سپهری و فروغ فرخ زاد است. گروه نوگرایان جوان، که قادر طهماسبی (فرید)، علی رضا قزوه، محمدکاظم کاظمی، مصطفی محدثی خراسانی، خلیل عمرانی، محمود اکرامیفر، غلامرضا کافی، عبدالجبار کاکایی، پروانه نجاتی، پرویز بیگی حبیبآبادی، مرتضی امیری اسفندقه، محمد سعید میرزایی و سید حمید رضا برقعی و… از جملهی آنهاست. این گروه، نسل دوم شاعران انقلاب هستند که پس از ظهور نسل اول (گروه نوگرایی میانی)، پا به عرصهی شعر انقلاب گذاشتند. اینها گرچه آغازگر وتأسیس کننده بنای شعر نوین انقلاب نیستند اما تثبیت کننده آن در جهات مختلف به حساب میآیند. آنها با مضامینی همچون پایداری و مقاومت(ایران و بلاد اسلامی تحت سیطره غرب از جمله فلسطین، عراق، افغانستان، لبنان و…)، جنگ و دفاع مقدس(رجز، اعتراض، فخروستایش دلاوری رزمندگان)، دلتنگی(توأم با مفاخره و گاه تحسر و فریاد، آرمانخواهی، نوید پیروزی نهایی و…)، عاشورا و عرفان عاشورایی، اهل بیت و مدیحهسرایی، اجتماع و سیاست و… نقش به سزایی در ثبیت شعر انقلاب داشته و دارند.
۳-۷-۲- وضعیت قالبها در شعر انقلاب اسلامی
الف- غزل: غزل به دلیل پیشینه خوشایند، در بیان عواطف انقلابی و حالات معنوی شاعران این دوره نقش به سزایی در شعر انقلاب و دفاع مقدس داردواز صمیمتی روزافزون، نزدیکی به زبان مردم، سادگی بیان و صافی و زلالی اندیشه برخوردار است. برای نمونه چند بیت از بیت الغزلهای شاعران این دوره را مرور میکنیم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اقاله از منظر فقها ۶۰ ضمان معاوضی در اقاله ۶۲ ضمان معاوضى در اقاله از منظر فقها ۶۲ ضمان معاوضى شخص ثالث در اقاله ۶۶ تلف عین قبل از اقاله و بعد از عقد از منظر قانون ۶۷ تلف عین بعد از اقاله ۶۹ تأثیر اقاله در عقود تملیکى و عهدى ۷۰ الف) اقاله عقد عهدى پیش از اجراى تعهد ۷۲ ب) اقاله عقد عهدى پس از اجراى تعهد ۷۲ وظیفه دفاتر اسناد رسمی در صورت تلف عین در اقاله ۷۴ مبحث دوم: ضمان معاوضی در دوران حق حبس ۷۶ مقدمه ۷۶ حق حبس در قوانین ایران ۷۷ سقوط حق حبس در بیع ۷۹ سقوط حق حبس ۷۹ الف) تسلیم ۷۹ ب) تلف عین محبوسه ۸۲ ج) اراده صاحب حق ۸۳ عدم لزوم استناد به حق حبس ۸۳ آثار حق حبس ۸۴ ۱.فقدان مسئولیت حبسکننده نسبت به خسارات ناشی از حبس مورد معامله ۸۴
-
- مسئولیت طرف مقابل دارنده حق حبس نسبت به هزینه نگهدارى مورد حق حبس ۸۵
-
- بقاى عقد با تلف مبیع پیش از تسلیم ۸۵
-
- امانى بودن ید اعمالکننده حق حبس ۸۷
ضمان معاوضى در دوران حق حبس در بیع ۸۸ نقص و تلف وارده به محبوس ۹۴ حق حبس و اقاله ۹۵ نمونهاى از ضمان معاوضى در حبس ۹۷ نتیجهگیری ۱۰۱ فهرست منابع و مآخذ ۱۰۸ الف: منابع فارسی ۱۰۸ ب: منابع عربی ۱۰۹ ج: مقالات ۱۱۲ د: پایاننامهها ۱۱۲ مقدمه ۱.تبیین موضوع انسان طبعاً موجودی مدّ است. به اعتبار همین خصیصه ذاتی، همواره انسان گرایش به حیات اجتماعی دارد و مبنای این تمایل به زندگی اجتماعی نیازمندیهای متنوع مادی، معنوی و عاطفی اوست. حوائج و ضروریاتی که با گذشت زمان و تعدد و تکثر نفوس، بر دامنه آن افزوده میشود تا جائی است که جوامع انسانی و افراد متشکله آن را به مثابه اعضا و جوارح یک ارگانیسم زندهی واحد به تشریک مساعی و تبادل و تعامل وا داشته است. از جمله این مسائل در بعد اقتصادی، قرارداد وعقد مالی است. انسان از گذشته دور با این وسیله آشنا بوده منتهی بدواً به صورت ساده و مآلاً، خاصه در دهه های اخیر به شکل پیشرفته و پیچیده. از روزگاران قدیم که روابط مالى بین انسانها شکل گرفت و از همان ابتدا که آنها مبادله کالا به کالا یا به قولى پایاپاى و معاوضه مىکردند مسائل حقوقى این روابط و موارد پیشبینى نشده مانند تلف و یا عدم اجراى تعهدات و یا بر هم زدن معاملات به میان آمد و داراى اهمیت شد. کم کم این حقوق شکل مدوّنى به خود گرفت و قانونمند شد و در طول تاریخ دانشمندان این علم و فقها سعى در اصولىتر شدن و به حق نزدیکتر شدن و گاهى به روزآورى قوانین نمودهاند تا اکنون که هر روز مسائل جدیدى در جامعه بدلیل مدرنیته شدن زندگى بشر پیش مىآید از قبیل معاملات کامپیوترى و از راه دور و بینالمللى و… چون جهان به سمت تبدیل شدن به یک دهکدهی جهانی پیش میرود هر روز باید دانشجویان و اساتید محترم در کنکاش بیشتر قوانین بکوشند تا مسائل حل نشده و یا دور از انصاف و حق، کمتر پدیدار شود. در حقوق ایران به مصادیقی اشاره میشود که بر طبق آنها مالکیت اشخاص حاصل میشود(م۱۴۰ق.م) اما موردى که آن را صراحتاً ذیل عنوان ضمان معاوضی بیان کرده باشد به چشم نمىخورد اما در فقه اسلامى موارد بسیارى تحت این عنوان مطرح شده است و مىدانیم که این عنوان، یک عنوان عام و بسیار گسترده است که مىتوان با تطبیق دادن شرایط وجودى و عناصر آن بر نهادهاى حقوقى مختلف از قبیل فسخ، اقاله و… پی به وجود یا عدم آن در این نهادها برد. در این مبحث سعى کردهام ابتدا ضمن تعاریف جداگانه از مفاهیم موضوع پایان نامه به شرایط پیدایش ضمان معاوضى و وجود یا عدم آن در نهادهاى حقوقى فسخ، اقاله و حبس بپردازم.
-
- اهمیت و ضرورت بحث
میدانیم که پس از وقوع هر معامله علیرغم وجود قواعدی مثل اصالۀاللزوم و اصالۀالصحۀ که موجب پایبندی طرفین به معامله میشود مسائلی پیشبینی نشده برای طرفین یا عوضین پیش میآید که موجب برهم خوردن معامله میگردد مسائلی مثل اتلاف و عیب ونقص مورد معامله و… که موجب فسخ، اقاله و ابطال میشود. طبعاً پس از برهم خوردن معامله باید قواعدی باشد که جبران خسارت طرفین را بنماید. به همین لحاظ این تحقیق میتواند کارگشای اختلافات موجود بین طرفین در چنین مواقعی باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- سؤالهای تحقیق
طبق پروپزال این پایاننامه باید به سؤالات زیر پاسخ داده شود: الف) آیا ضمان معاوضی پس از قبض هم ممکن است ادامه یابد؟ ب) در صورت فسخ معامله اگر تسلیم عوضین صورت گرفته باشد و تلفی رخ دهد برعهدهی کیست؟ ج) آیا در صورت تلف عوضین یا یکی از آنها و موقعی که معامله اقاله شود ضمان معاوضی وجود دارد؟ د) در دورانی که طرفین حق حبس دارند اگر تلفی صورت بگیرد ضمان ناشی از آن برعهدهی کیست؟
-
- فرضیههای تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(انطباق کار با نیازهای محیطی، هدایت و پشتیبانی سازمانی، درک نقش و تمایل و توان) F = عملکرد هرسی و گلداسمیت(۱۹۸۰) عوامل بازخورد و اعتبار را به عوامل فوق اضافه میکنند و به این ترتیب عملکرد را تابعی از عوامل زیر میدانند: (محیط، اعتبار، بازخورد، پشتیبانی سازمانی، درک نقش، تمایل و توان) F= عملکرد برای تکمیل عوامل، عامل تعهد (شامل تعهد به ارزشها و اهداف) را میتوان به عوامل فوق اضافه نمود (کاظمی، ۱۳۸۱، ۶۸). الگوهایی در مورد عملکرد کارکنان وجود دارد که یکی از این مدلها، مدل هرسی و گلداسمیت است که در واژهیACHIEVE خلاصه میشود(هرسی و گلداسمیت، ۱۳۸۰). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(E .V. E .I.H.C .A)F=P ۱-۱۰-۴-۱ A= توانایی[۲]: در مدل «اچیو» اصطلاح توانایی به دانش و مهارت پیروان در انجام رساندن توفیق آمیز یک تکنیک گفتهمیشود در صورتی که در توانایی فرد اشکالی وجود داشته باشد راه حلهای ارائه شده شامل این موارداست: کارآموزی خاص، آموزش، آموزش دورههای رسمی، ارجاع مجدد وظایف و مسئولیتهای مشخص. ۱-۱۰-۴-۲C= وضوح[۳]: وضوح به درک و پذیرش نحوه کار، محل و چگونگی انجام آن گفته میشود. برای آنکه پیروان درکی کامل از مشکل داشته باشند باید مقاصد و اهداف عمده، نحوه رسیدن به این مقاصد و اهداف، اولویتهای اهداف و مقاصد بهرایشان کاملاً صریح و واضح باشد. ۱-۱۰-۴-۳ H= کمک[۴]: اصطلاح کمک به حمایتی گفته میشود کهپیرو برای تکمیل کردن اثربخشی کار به آن نیاز دارد. برخی از عوامل حمایت سازمانی شامل این موارد است: بودجه، وسایل و تسهیلاتی که برای کامل کردن تکلیف لازم است، حمایت لازم از جانب دوایر دیگر، در دسترس بودن فرآورده و کیفیت آن و ذخیره کافی از منابع انسانی. ۱-۱۰-۴-۴ I= انگیزه[۵]: اصطلاح انگیزه به انگیزه مربوط به تکلیف پیروان یا انگیزش برای کامل کردن تکلیف خاص مورد تحلیل به گونهای توفیق آمیز اطلاق میشود. انگیزش افراد در مورد تکمیل تکالیفی بیشتر است که دارای پاداشهای بیرونی یا درونی باشد. ۱-۱۰-۴-۵ E= ارزیابی[۶]: ارزیابی به بازخورد روزانه عملکرد و مرورهای گاهبهگاه گفته میشود. روند بازخورد مناسب به پیروان اجازه میدهدپیوسته از چندوچون انجام کار مطلع باشند. اگر اشخاص از مشکلات عملکرد آگاه نباشند انتظار بهبود عملکرد انتظاری غیر واقعگرایانه است. ۱-۱۰-۴-۶ V= اعتبار[۷]: اصطلاح اعتبار به مناسب بودن و حقوقی بودن تصمیمهای مدیر در مورد منابع انسانی اطلاق میشود مدیران باید اطمینان کسب کنند که تصمیمها در مورد مردم از جهت حقوقی تصمیمها و خطمشیها، مناسب شرکت میباشد. مدیر باید بداند که امور مربوط به پرسنل برای همه گروه افراد یکی است و سازمان به ارزیابیهای عملکرد قانونی و معتبر، فنون برگزیده، خطمشیهای مربوط به کارآموزی و ارتقا و اموری از این قبیل نیاز دارد. ۱-۱۰-۴-۷ E= محیط[۸]: اصطلاح محیط به عوامل خارجی گفته میشود که میتواند حتی با وجود داشتن توانایی حضور، حمایت و انگیزه لازم برای شغل باز هم بر عملکرد تأثیر گذارند و برخی از عوامل محیطی عبارتند از: رقابت، تغییر و شرایط بازار، آیین نامههای درونی، تدارکات و از این قبیل میباشد. مدل «اچیو» تحلیلی روشن از عملکرد را در اختیار مدیران قرار میدهد. پیش از آنکه مدیر اهداف خاص را به افراد تکلیف کند، و مشکلات را بررسی نماید (هرسی و گلداسمیت، ۱۳۸۰). ۱-۱۱ تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق ۱-۱۱-۱ مدیریت دانش: ابعاد مدیریت دانش بر اساس نظریه نوناکا و تاکوچی شامل ۴ بعد زیر میباشد که عبارتند از: اجتماعی نمودن دانش سازمانی بیرونیسازی دانش سازمانی ترکیب دانش سازمانی درونیسازی دانش سازمانی ۱-۱۱-۱-۱ اجتماعی نمودن دانش سازمانی شاخصهای بعد اجتماعی نمودن دانش سازمانی مدیریت دانش عبارتند از: تعداد برگزاری دورههای آموزشی ایجاد مکان و فضا برای گفتگو و تبادل نظر میزان مشارکت در کنفرانسها و سمینارها زمینه ایجاد علاقه مندی به کارگروهی میزان تشکیل و توسعه تیمهای دانش ۱-۱۱-۱-۲ بیرونیسازی دانش سازمانی شاخصهای بعد بیرونیسازی دانش سازمانی مدیریت دانش عبارتند از: تعداد مستندات و یادداشتهای ثبت شده برای دستیابی به دانش تعداد گزارشهایدورهای تهیه شده برای دستیابی به دانش میزان انتشار خبرنامه و بولتن برای دستیابی به دانش میزان پرورش نیروهای دانشی مستعد میزان ارتباط با رسانههای رادیویی و تلویزیونی ۱-۱۱-۱-۳ ترکیب دانش سازمانی شاخصهای بعد ترکیب دانش سازمانی مدیریت دانش عبارتند از: میزان ایجاد پایگاههای اطلاعاتی مناسب میزان ایجاد بانکهای آماری میزان رشد و توسعه متون علمی میزان ذخایر دانش ایجاد شده میزان تلاش در طبقه بندی دانشهای تولید شده ۱-۱۱-۱-۴ درونیسازی دانش سازمانی شاخصهای بعد درونیسازی دانش سازمانی عبارتند از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|