|
|
|
۲-۱۵-۳) رویکرد اقتصادی به مفهوم کیفیت زندگی
در دهه ۹۰ موضوع کیفیت زندگی وارد عرصه اقتصاد شد.اولین کسی که به این موضوع در زمینه اقتصاد پرداخت برنارد وان پراک بود که اکثر آثار خود را در زمینه ارزیابی خوشبختی:روش محاسبه رضایت، ارائه داد. اقتصاددانان رویکردی انتزاعی نسبت به مسیله تندرستی اتخاذ نمودند و اغلب رابطه بین وضعیت تندرستی و امکانات پزشکی را بررسی کردند و تفسیراتی در مورد کارایی، اثربخشی و عدم تبغیض در ارائه امکانات پزشکی ارائه میدهند.تلقی شخصی یا ذهنی خود ازتندرستی بر اساس فایده شکل میگیرد.جرمی بنتهام عبارت فاده را در قرن هجدهم مطرح کرد. فایده خاصیت هر شی است که به وسیله آن میتوان رسیدن به سود، مزیت، شادی و…..یا جلوگیری از بروز بدبختی، درد و ناراحتی برای شخص ذینفع مد نظر است. اقتصاد دانان قرن نوزدهم مانند استنلی یوونز یا آلفرد مارشال و دیگران اینگونه استدلال میکردند که افراد کالاها و خدمات ارزان را انتخاب میکنند. هدف از انتخاب آن ها افزایش شادی و نفع خود است.فرد از بسیاری از فعالیت های اجتماعی و اقتصادی سود میبرد و همچنین میتواند از طریق فعالیتها به سود مطلق که با بهره گرفتن از اعداد اصلی ارزیابی می شود، دست یابد. برای سنجش کیفیت زندگی در جوامع گوناگون ابزارهای بسیاری تدوین شده اند.اقتصاددانان به دلیل داشتن ابزاری قوی برای سنجش بر اساس پیش فرض های خود نخستین کسانی بودند که به طور غیر مستقیم به این امر پرداختند. به عنوان مثال تولید ناخالص داخلی اولین شاخصی بود که توسط اقتصاددانان برای سنجش پیشرفت اجتماعی و به طور تلویحی کیفیت زندگی تدوین شد. شاخصهایی که اقتصاددانان برای بررسی های اقتصادی خود انتخاب و تدوین کردهاند تنها به وجه کمی کیفیت زندگی توجه دارد و وجه دیگر کیفیت زندگی یعنی بعد ذهنی آن را شامل نمی شود(همان).


۲-۱۵-۴) رویکرد روانشناختی مفهوم کیفیت زندگی
روانشناسان که فرد را واحد مطالعات خود می پندارند درجه مطلوبیت کیفیت زندگی را ناشی از رشد کامل شخصیت فرد می دانند و بر آن شدند تا میان کیفیت زندگی و ویژگی های شخصیتی انسان رابطه برقرار کنند.بزعم آنان، برخی از تیپ هایشخصیتی کیفیت زندگی خود را مطلوب و برخی دیگر آن را نامطلوب تلقی میکنند.در این مشرب فکری کیفیت زندگی به عنوان یک نوع رفتاری تلقی شده که ناشی از خصوصیات و ویژگیهای فردی میباشد. تبیین های روانشناختی کیفیت زندگی بر تفاوتهای فردی اشخاص در شیوه تفکر و احساس درباره رفتار خویش تأکید دارد.تفاوتهایی که میتواند به شکل تفاوتهایی ظریف و جزیی در رفتار ظاهر شود و برخی افراد را به سبب عللی مانند افزایش خشم و عصبانیت، کمی وابستگی و تعلق خاطر به دیگران، کیفیت زندگی خود را نامطلوب تلقی کنند، که این تبیین ها را می توان تحت الگوی روانکاوی و الگوی نارسایی شخصیت بیان نمود.(مختاری و نظری،۱۳۸۹)
اغلب نظریه های روانشناسی بر آنند که، در فرایند اجتماعی شدن فرد با کیفیت زندگی پایین و معمولا در رابطه بین مادر و فرزند نقصان وجود داشته است. این نقیصه شامل ناراحتی عاطفی است که به پیدایی خصلت های کژرفتار منتهی می شود.
۲-۱۵-۵) رویکرد مکتب تضاد بر مفهوم کیفیت زندگی
مکتب تضاد، کیفیت زندگی را حاصل ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه طبقاتی میداند.این مکتب بر خلاف کارکردگراها که اساس جامعه را بر توافق و تعادل اجتماعی می دانند، جامعه را به عنوان عرصه تضادها و مبارزات می دانند. صاحب نظران اصلی این مکتب تضاد را در جامعه پذیرفته و معتقدند هنجارها و ارزشهای موجود توسط زور و قدرت بر افراد جامعه تحمیل شده است. رویکرد تضاد، هر چند به وضوح به کیفیت زندگی نمی پردازد اما کیفیت زندگی را معلول ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع طبقاتی میداند. به طوری که در جوامع طبقاطی گروههای متنفذ و ذی نفوذ به طور آمرانه منافع ، اراده و عقاید خود را بر گروههای فرودست تحمیل میکنند که این خود نه تنها جامعه را به دو گروه بالادست و فرودست تقسیم میکند، بلکه جامعه را در معرض ستیز طبقاتی و نارضایتی و بروز نوع خاصی از کیفیت زندگی مطلوب و نامطلوب قرار میدهد.(مختاری و نظری،۱۳۸۹)
۲-۱۵-۶) رویکرد روان شناختی اجتماعی و جامعه شناختی مفهوم کیفیت زندگی
تبیین های روانشناختی اجتماعی کیفیت زندگی پلی است بر شکاف موجود میان محیط گرایی گسترده در تبیین های جامعه شناسی و فرد گرایی محدود در تبیین های روان شناختی و زیست شناختی، تبیین هایی که در آن کانون اصلی تحلیل عمدتاً متوجه موقعیتی است که فرد تلقی خاصی از کیفیت زندگی خود دارد وفرض نیز بر آن است که نحوه ارزیابی کیفیت زندگی در خلال کنش های متقابل اجتماعی فرا گرفته می شود.و این فراگیری نیز ناشی از فرایندهایی مانند یادگیری شرطی، تقویت، مشاهده، الگوسازی و همچنین برچسب اجتماعی است(همان).
۲-۱۵-۷)نظریه یادگیری اجتماعی
قبل از پرداختن به نظریه یادگیری اجتماعی به تعریفی از یادگیری اشاره می شود.
یادگیری عبارت است از تغییرات کم و بیش دایمی در رفتار که به واسطه تقویت و تمرین به وجود میآید.این تعریف مشتمل بر چند نکته است: اینکه یادگیری جنبه عینی دارد، عدم توجه به بهبود رفتار، توجه به تغییرات رفتار به طور غیر مستقیم، اشاره به تغییرات کم و بیش دایمی در رفتار شده است.از این رو کیفیاتی مانند خستگی و یا سازگاری در تاریکی جز یادگیری به شمار نمی آید.زیرا پس از زمان کوتاه از میان میروند.همه نظریه های انگیزه و پاسخ بر پایه یادگیری قرار دارند. مبانی این نظریه بر این اصل استوار است که کیفیت زندگی، کنش اجتماعی است که از طریق فرایندهای اجتماعی، تولید، بازتولید و فرا گرفته می شود به بیان دیگر بر تاثیرات متقابل بین رفتار و محیط تأکید دارد، و بر الگوهایی از رفتار متمرکز می شود که فرد آن ها را برای کنار آمدن با محیط در خود پرورش میدهد.الگوهایی که از راه تجربه مستقیم پاسخ های محیط به فرد، یا مشاهده پاسخ های دیگران کسب می شود.بدین ترتیب که فرد ابتدا رفتار مواجه شده با پاسخ مطلوب یا پاداش را از رفتاری که نتایج نامطلوبی به بار آورده جدا میکند.و آنگاه الگوی توام با موفقیت را برگزیده و بقیه را کنار میگذارد.(همان)
۲-۱۵-۸) کنش متقابل نمادین و مفهوم کیفیت زندگی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[جمعه 1401-09-25] [ 10:42:00 ق.ظ ]
|
|

به عبارت دیگر، دانش اندوخته شده عامل مؤثری در افزایش واکنش و فراگیری سهلتر مفاهیم است. بنابرین، دانش ترکیب سازمان یافتهای است از «داده ها» که از طریق قوانین، فرایندها و عملکردها و تجربه حاصل آمده است. به عبارت دیگر، «دانش» معنا و مفهومی است که از فکر پدید آمده است و بدون آن اطلاعات و داده تلقی میشود. تنها از طریق این مفهوم است که «اطلاعات» حیات یافته و به دانش تبدیل میشوند(همان).


۲ـ۲ـ ۲ـ ماهیت دانش سازمانی
به طور کلی، سازمان ها دو نوع دانش دارند که به عنوان دانش پیشزمینه و پسزمینه یا دانش صریح و ضمنی شناخته میشوند. نخستین بار، پولانی (۱۹۸۵) میان دانش صریح و ضمنی تمایز قایل شد. نوناکا و تاکواچی معتقدند که امتیاز غالباً نادیده گرفتهشده شرکتها، مواردی هستند چون بینش ها، شهودها، گمان ها، احساس های ناخودآگاه، ارزش ها، تصورها، استعارهها و مقایسه ها. بهرهبرداری از این امتیاز ناملموس میتواند ارزش فراوانی به عملیات روزانه یک شرکت ببخشد.
دانش ضمنی معمولاً در قلمرو دانش شخصی، شناختی و تجربی قرار میگیرد، در حالی که دانش صریح بیشتر به دانشی اطلاق میشود که جنبه عینیتر، عقلانیتر و قویتری دارد. دانش صریح به طور معمول هم به خوبی قابل ثبت است و هم قابل دسترسی است. پولانی در تمایز میان دو دانش میگوید: «میتوانیم بیش از آنکه به زبان میآوریم، بدانیم». او در اصل چنین میگوید که بیان کردن دانش ضمنی با واژه ها دشوار است. فناوری اطلاعات، به طور سنتی روی استفاده از دانش صریح متمرکز شده است(محمدی فاتح، سبحانی و محمدی،۱۳۸۵).

با این حال، سازمان ها اکنون دریافتهاند که برای انجام مؤثر کارهایشان، نیازمند یکپارچه کردن هر دو نوع دانش هستند. از این رو، در حال ایجاد روش شناسی خاص به منظور تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح هستند که میتواند تدوین شود و بنابرین، دیگران میتوانند آن را ثبت، ذخیره، منتقل، از آن استفاده و بر طبق آن عمل کنند.
دانش آشکار به راحتی قابل پردازش کامپیوتری، انتقال الکترونیکی و ذخیره سازی در پایگاه های اطلاعاتی است؛ ولی ماهیت ذهنی و حسی دانش ضمنی، پردازش و انتقال دانش کسب شده را از طرق منطقی و ساختارمند بسیار مشکل میسازد. برای اینکه دانش ضمنی در سازمان انتقال و گسترش یابد، باید آن دانش به کلمات یا اعدادی تبدیل شوند که برای هر کس قابل درک و فهم است. به طور مختصر، هنگام وقوع این فرایند (یعنی تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار و تبدیل دانش آشکار به دانش ضمنی) سازمان، تولید دانش می کند(نوناکا و تاکوچی[۳۸]، ۱۹۹۵).
۲ـ۲ـ ۳ـ چرخه مدیریت دانش
ایجاد دانش: ایجاد دانش شامل فعالیت هایی است که به تغییر شکل و ترکیب مجدد قطعات موجود دانش، محدود کردن کاستی ها، تقویت تحقیق ها و توسعه قابلیت ها، پویش و کنترل محیط های بیرون از سازمان می پردازد.
نوناکا و تاکوچی(۱۹۹۵) معتقدند دانش انسان به واسطه کارکرد مشترک بین دانش ضمنی و دانش صریح، خلق و توسعه مییابد، بدین ترتیب آن ها چهار شیوه اجتماعی سازی، برون سازی، تلفیق و درون سازی را برای خلق دانش در سازمان بیان کردند( دانایی فرد، خائف الهی و حسینی، ۱۳۹۰).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۱ـ ذخیره دانش
در حالی که افراد دانش را خلق میکنند و آن را یاد می گیرند، ممکن است آن را فراموش کنند، حتی چگونگی خلق دانش یا چگونگی کسب آن را یاد ببرند. بنابرین حافظه( سازمانی یا فردی)، نیازمند دخیره، سازماندهی و بازیابی دانش افراد است. تجربیات گدشته و رخدادهایی که بر فعالیت های کنونی تاثیر میگذارند، ذخیره میگردند. حافظه سازمانی اشکال مختلفی از دانش مستندات مکتوب، پایگاه داده هاو دانش انسانی کدگذاری شده در شکل سیستم های خبره مستندات فرایندها و رویه های سازمانی است. حافظه ی فردی مبتنی بر مشاهدات، تجربیات و فعالیت های افراد است. بنابرین ذخیره دانش به دانش صریح و دانش ضمنی اشاره دارد که باید جذب و مستند شوند(حسینی و موسوی،۱۳۹۱: ۵۶).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۲ـ تسهیم دانش
کلیه فعالیت های مربوط به انتقال یا توزیع دانش از یک فرد یا سازمان به فرد، گروه یا سازمان دیگر، فرایند انتشار یا تسهیم دانش نامیده می شود. در الگوهای سنتی، سازمان ها و افراد اغلب تمایلی به انتقال و تسهیم دانشی که از آن برخوردار بودند را نداشته و بجای اینکه به دانش به عنوان یک سرمایه علمی نگاه کنند، آن را به عنوان منبع قدرت، اهرم نفوذ و ضامن استمرار شغل خود می پنداشته و تمایلی به تسهیم آن با دیگران نداشتند.
سازمانی که از تسهیم اطلاعات و خلق دانش در میان اعضایش حمایت میکند، بیشتر میتواند فرآیندهای مؤثر و کارآمد را تعریف کند و عملکرد سازمانی خود را بهبود بخشد. در سازمانی که از فرهنگ تسهیم دانش برخوردار است، افراد ایده ها و بینش های خود را با دیگران تسهیم میکنند، زیرا بجای اینکه مجبور به این کار باشند؛ آن را یک فرایند طبیعی می دانند. بنابرین، باید در بین اعضای سازمان این انگیزه را به وجود آورد که بدون ترس از دست دادن موقعیت خود به تسهیم دانش در سازمان بپردازند(قلیچ لی، ۱۳۸۸).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۳ـ کاربرد دانش
دانش به خودی خود ارزشمند نیست، آن زمان ارزشمند خواهد بود که بکارگرفته شود. تمامی سعی مدیریت دانش بر آن است تا اطمینان حاصل کند که آیا دانش موجود سازمان به طور مفید در جهت منفعت آن به کار برده می شود یا خیر، در اینجا باید موانعی که بر سر راه استفاده مفید از دانش موجود دارند؛ شناسایی و رفع شوند تا بتوان اطمینان حاصل کرد که مهارت های ارزشمند و دارایی دانش کاملا مورد بهره برداری قرار می گیرند(همان).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۴ـ تعاریف و مفهوم تسهیم دانش
تسهیم دانش انتشار داوطلبانه مهارت ها و تجربیات اکتسابی به سایر افراد است، به بیان دیگر تسهیم دانش به عنوان اقدامی تعریف می شود که افراد طی آن اطلاعات مربوط را میان دیگران منتشر میکنند.
تسهیم دانش توسط مک درمت[۳۹](۱۹۹۹)، بدین صورت تشریح شده که وقتی می گوییم فردی دانش خود را تسهیم میکند، به این معنی است که آن فرد، فرددیگری را با بهره گرفتن از دانش، بینش و افکار خود راهنمایی میکند تا او را کمک کند که موقعیت خود را بهتر ببیند. بعلاوه فردی که دانش خود را تسهیم میکند، ایده آل این است و باید از هدف دانش تسهیم شده، و کاربرد آن و همچنین از نیازها و شکاف های اطلاعاتی فرد گیرنده دانش اطلاع داشته باشد. این بیانگر این نکته است که همه کارکنان نیاز به تسهیم دانش خود نداردند، زیرا ممکن است دانش آنان به کار گرفته نشود و یا از آن استفاده مجدد نشود، به عبارت دیگر، تسهیم دانش زمانی مفید خواهد بود که همه کارکنان در کار خود به آن نیاز داشته باشند و یا حداقل بیشتر دانشی را که دریافت میکنند به کار گیرند( زندی، ۱۳۸۹).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۵ـ تئوری های مربوط به تسهیم دانش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“کلاپارد” زندگی را تلاشی دائمی برای برقراری مجدد تعالی که دائما در حال به هم خوردن است میداند. نیاز نتیجه عدم تعادل بین هر موجود زنده و محیط او است که عکس العمل هایی در جهت ارضای آن را بر می انگیزد. به عبارت دیگر فعالیت همیشه برای ارضای نیازها میباشد. البته هر شیء و هر چیزی، آدمی را به فعالیت وا نمی دارد، در صورتی موجب انگیزش و به دنبال آن محرک فعالیت است که در شرایط و موقعیت های خاصی قرار بگیرد و یاد گرفته باشد. “کلاپارد” آن حالت خاص موجود زنده را که سبب جنبش و واکنش می شود رغبت یا همان علاقه مندی می نامد (مهرمحمدی، ۱۳۸۷، ص ۹). در رعایت این اصل باید محتاطانه عمل کرد، به طوری که در انتخاب موضوعات پس از روشن شدن اهمیت و اعتبار آن ها موضوعاتی انتخاب شوند که حتی الامکان به علایق تمام دانش آموزان نزدیکتر باشد (نصیری قرقانی، ۱۳۸۷، ص ۱۹).


۴- اصل سودمندی
سودمندی به کاربرد مفید محتوا مربوط می شود. این که چه چیزی سودمند میباشد به دیدگاه فلسفی و طرح برنامه درسی مربوط می شود. سودمندی در نظر معتقدان به طرح برنامه درسی “موضوع محور” این است که تا چه حدی برنامه درسی بتواند دانشی را که در شغل آینده و فعالیت های دیگر بزرگسالی کاربرد دارد ، به یاد گیرنده بیاموزد. از نظر طرفداران طرح “یادگیرنده مدار” محتوایی که بتواند فرد را در به دست آوردن یک درک از هویت خود و کسب معنا در زندگی کمک کند، سودمندی بیشتری دارد. آنانی که از طرح مسأله مدار حمایت میکنند میگویند محتوایی سودمند است که در غلبه بر مشکلات اجتماعی و سیاسی کاربرد مستقیم داشته باشد (ملکی، ۱۳۸۷، ص ۱۵۲).
منظور از سودمندی توجه به محتوایی است که در فعالیت های دوران بزرگسالی مفید باشد. از امام علی (ع) نقل شده که جوانان چیزهایی را باید بیاموزند که در بزرگسالی به آن معنا محتاجند (اکرمی، ۱۳۸۵، ص ۱۶).
رضوی (۱۳۸۶) اصل سودمندی را به عنوان یکی از ملاک های انتخاب محتوا تعیین نموده و اظهار میدارد که این اصل، برای زندگی فرد و اجتماع به معنای وسیع، اصلی پذیرفته شده است، اما گاهی در تفسیر اصل سودمندی اشتباهی رخ میدهد و آن این است که آن ها را از نظر فایده ای که برای بزرگسالان دارد یا از لحاظ کثرت استفاده آن ها در زندگی افراد بزرگسال می سنجند. این معنی محدود موضوع است و باید گفت که بعضی مواد درسی برای جوانان در سن و سال مختلف نفسا سودمند است، بی آن که در مراحل بعدی عمر، فایده مستقیمی برای زندگی داشته باشد، ولی در واقع پایه ی بعضی از امور سودمند و از همه مهمتر وسیله ی پرورش شخصیت های سالم و برومند محسوب میشوند (رضوی، ۱۳۸۶، ص ۷۰).
۵- قابلیت یادگیری
آیا می توان بدون توجه به این معیار، محتوا را انتخاب کرد؟ بعضی منتقدان مدارس به این سوال پاسخ مثبت میدهند. بعضی محتوا ها خارج از تجربیات دانش آموزان انتخاب میشوند و یادگیری آن دشوار می شود. قابلیت یادگیری به سازماندهی مناسب و توالی محتوا نیز مربوط است. یعنی گاهی محتوای انتخابی به علت عدم تناسب با ویژگی ها و تجارب یادگیرنده مشکل است و گاهی به علت سازماندهی نامناسب، یادگیری مؤثر انجام نمی پذیرد. از هر دو بعد باید هماهنگی و تناسب را حفظ کرد (ملکی، ۱۳۸۷، ص ۱۵۳).
محتوا باید با توجه به سن عقلی و رشد دانش آموزان در نظر گرفته شود و از این لحاظ برای آنان قابل فهم باشد. محتوا نباید آن چنان ساده باشد که پیش پا افتاده تلقی گردد و نه آن چنان پیچیده و مبهم که یادگیری را به اشکال مواجه کند. همین مسأله ایجاب میکند که در برنامه ریزی درسی و نیز تألیف کتب درسی از روانشناسان رشد و تربیتی استفاده به عمل آید (نصیری قرقانی، ۱۳۸۷، ص ۱۹).
شاید گفتن این که هر چه در برنامه درسی وارد می شود باید در نزد دانش آموزان یادگرفتنی باشد، بدیهی به نظر آید، ولی ملاک قابل یادگیری بودن هر چند هم، ممکن است بدیهی باشد، ولی همیشه رعایت نمی گردد. مشکل اصلی، تطبیق تواناییهای دانش آموزان است. محتوا باید به شکل های مناسب در دسترس دانش آموزان باشد و البته این برای دانش آموزان مختلف متفاوت خواهد بود. همچنین مهم است که آنچه باید یاد گرفته شود با چیزهایی که دانش آموزان قبلا یاد گرفته اند مرتبط گردد. و باز این از یک دانش آموز به دانش آموز دیگر فرق خواهد کرد. این تفاوت ها نیاز به تنوع طرق ارائه و در دسترس گذاشتن محتوا و گوناگونی روش هایی را که انتظار است، دانش آموزان به کمک آن ها یاد بگیرند، مشخص میسازد (نیکلس، ادری و هاوارد، ۱۳۸۸، ص ۷۰).
وقتی مفهومی قابل ارتباط دادن با مفاهیمی باشد که از پیش در ساخت شناختی فرد وجود دارد آن مفهوم معنی دار است. به سخن دیگر مطالب معنی دار به مطالب یادگرفته شده قبلی مربوط می شود، در حالی که مطالبی که به صورت طوطی وار آموخته میشوند به طور پراکنده و بدون ارتباط با یکدیگر در ذهن انباشته میگردند. بنابرین اگر یاد گیرنده بتواند مطالب جدید را به مطالبی که قبلا آموخته است مربوط سازد، یادگیری او به نحو معنی دار انجام میگیرد، اما اگر اطلاعات جدید را بر اثر تکرار و تمرین حفظ کند، بدون این که ارتباط آن ها را با مطالبی که قبلا آموخته است بیابد، یادگیری او جنبه ی طوطی وار دارد (سیف، ۱۳۸۹، ص ۲۷۳).
۶- انعطاف پذیری
برنامه ریزی درسی باید محتوا را با توجه به زمان تخصیص یافته، منابع قابل دسترس، کارکنان، فضای سیاسی موجود، قوانین و مقدار بودجه ی اختصاص یافته انتخاب کنند. ممکن است بعضی تصور کنند که در انتخاب محتوا اختیار کامل دارند، اما عملا با محدودیت هایی مواجه میشوند. برای مثال روزهایی که برای آموزش در اختیار دارند، آموزش را محدود می کند؛ همچنین عواملی مانند اندازه کلاس درس و کارکنان مدرسه نیز چنین نقشی در ایجاد محدودیت دارند. انتخاب محتوا باید با توجه به زمینه ای که در عالم واقع وجود دارد انجام پذیرد و این معمولا با مسائل اقتصادی و سیاسی گره میخورد (ملکی، ۱۳۸۷، ص ۱۵۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیشنهادات
پیشنهاد ۱
قانونگذار شاید بهتر است ابهام و تکلیف مربوط به جرم عقیم و قابل مجازات آن را همانند جرم محال در تبصره ماده ۱۲۲ق.م.ا. ۱۳۹۲بطور صریح تصریح و برطرف نمایند .

پیشنهاد ۲
با وضع ماده ۱۲۲ قانون م.ا.جدید مصوب ۱۳۹۲ و بندهای سه گانه آن بهتر است قانونگذار اقدام به حذف ماده ۶۵۵ ق.م.ا سابق در ارتباط شروع به جرم سرقت های تعزیری نمایند.
ضمائم
نمونه آرای قضایی در مورد شروع به جرم
بند اول: نحوه اعمال تعدد جرم در شروع به سرقت
با این توضیح که تلقی سرقت و شروع به آن به عنوان جرایم یکسان و مشابه با قواعد و اصول سازگارتر است نمونه ای از آرای صادره ذکر میگردد:
الف) آرایی که در آن سرقت و شروع به آن از جرایم مختلف محسوب شده است:
- رأی شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان مازندران
کلاسه پرونده: ۸۰/۴۱۹/۱
دادنامه شماره:۳۹۵/۱ – ۱۴/۳/۱۳۸۰
تجدید نظرخواه: حسین ……………….
تجدید نظر خوانده: محمود …………….
تجدید نظر خواسته: دادنامه شماره ۱۲۱۴/۱ مورخ ۱۴/۱۰/۷۹ صادره از شعبه اول دادگاه عمومی بابل
تجدیدنظرخواهی آقای حسین……………از دادنامه شماره ۱۲۱۴/۱ مرخ ۱۴/۱۰/۷۹ صادره از شعبه اول دادگاه عمومی بابل که به موجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام ارتکاب یک فقره «سرقت» و یک فقره «شروع به سرقت» به مجازات های علیحده محکوم شده است. متضمن ذکر علل و موجبات موجهه نقض نبوده و مدلل نمی باشد زیرا این دو جرم، هر یک به تنهایی جرم مستقل به شمار میآید و محکومیت تجدید نظرخواه مطابق قانون و با توجه به محتویات پرونده صحیحا صدر شده است لذا دادگاه ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه، به استناد بند الف ماده ۲۵۷ ق.آد.ک رأی دادگاه عمومی را تأیید و ابرام می کند. رأی صادره قطعی است.
رییس دادگاه مستشار دادگاه
- رأی شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور
شماره فرجامی: ۲۶- ۶/ ۳۷۲۷
شماره دادنامه: ۱۲۶۷/۲۶
تاریخ رسیدگی: ۵/۵/۱۳۷۱
مرجع رسیدگی: شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور
هیات شعبه: آقایان …….. مستشار …….. عضو معاون ……….
خلاصه جریان پرونده:
آقایان ۱- الف …… فرزند ……. ۲- ب ……. فرزند ……. متهمند به شرکت در سرقت های متعدد و یک فقره شروع به سرقت بدین شرح که سارقین از چند مغازه و منزل، اشیاء و لوازم آن ها را به سرقت میبرند و در شهرهای مختلف به فروش می رسانند و خودشان نیز در تمام مراحل اعتراف به سرقت کردهاند. مثلا در یکی از مغازه ها از طریق سوراخ کردن دیوار به داخل رفته اند و مقدار زیادی لوازم یدکی وسایل نقلیه را به سرقت برده اند. نظر به شکایت شکات، دادسرای عمومی ….. به دلایل موجود در پرونده طی کیفر خواست شماره ۳۲۵- ۱۴/۱۱/۶۹ تقاضای مجازات آن ها را کردهاست.سپس دادگاه کیفری استان شعبه ۲۶ پس از بررسی پرونده و گذشت شکات از سارقین هر یک از متهمان زا به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و ۳۰ ضربه شلاق تعزیری به علت شروع به سرقت محکوم کردهاست. حکم صادره از طرف یکی از شکات مورد اعتراض واقع و دادگاه با بقاء بر رأی خود پرونده را به دیوان عالی کشور و به این شعبه ارسال نموده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده نظریه کتبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر …….. دادنامه شماره …….. فرجام خواسته مشاوره نمود و چنین رأی میدهد:
رأی دادگاه
با توجه به محتویات پرونده الف….. و ب …….. رأی صادره از دادگاه کیفری یک استان مطابق موازین بوده و چون اعتراض موجهی ارائه نشده رأی ابرام میگردد.[۱۳۹]
مستشار عضو معاون
ب) آرایی که در آن سرقت و شروع به آن از جرایم یکسان (غیرمختلف ) محسوب شده است:
۱- رأی شعبه دوم ایوان عالی کشور
شماره فرجامی: ۱۹/۳۷۷۰ -۲
تاریخ رسیدگی: ۷/۹/ ۱۳۷۱
شماره دادنامه: ۵۲۷ – ۲
فرجام خواه : آقای ……. وکیل آقای الف …..
فرجام خواسته: دادنامه شماره ۵۵۶ مورخ ۸/۱۲/۷۰ صادره از شعبه ششم دادگاه کیفری یک
مرجع رسیدگی: شعبه دوم دیوان عالی کشور
هیات شعبه : آقایان ……… رئیس و ……… عضو معاون ………..
خلاصه جریان پرونده:
بنا به شکایت محتویات پرونده و کیفر خواست شماره ۶۱۵ – ۱۰/۵/ ۷۰ دادسرای عمومی ……..
آقای الف فرزند…… به اتهام سرقت کامیون و محموله آن و ملاحظات غیر موجه متهم بزهکاری وی را محرز اعلام و طبق ماده ۲۱۸ قانون صدو دو ماده ۱۰۹ قانون تعزیرات درخواست رسیدگی و صدور حکم شده است. شعبه ششم دادگاه کیفری یک …. با جری تشریفات قانونی به موضوع رسیدگی کرد. و شاکی در جلسه دادگاه ابراز داشته ایشان در سال۶۳ ماشین را با محموله آن که کپسول گاز بوده برده و تخلیه کرده و ماشین را رها کردهاست. در سال ۶۴ ماشین در گاراژ پارک بوده که ایشان میآید دست و پای نگهبان را بسته ، یک چاقو به گردن او زده که اگر از گاراژ دیگر دیر رسیده بودند نگهبان مرده بود و با تیوپ هم گلوی او را بسته بود و بعد فرار میکند. البته قبل از فرار ماشین را روشن کرده بود که ببرد ولی در اثر آمدن افراد از گاراژ بغلی موفق به بردن مجدد آن نشده و ماشین را روشن گذاشته و فرار میکند. ماشین ۲۵۰ عدد کپسول گاز داشت. بعدادر جلسه ای تعریف میکند که تعدادی کپسول دارم می خواهم بفروشم و افرادی که حضور داشتند از جریان با خبر شده و به ما اطلاع دادند و ما شکایت کردیم و آگاهی اقدام کرد و ما از آگاهی بیرون آمدیم، آقای الف گفت: من حاضرم پولش را بدهم و من گفتم: برویم دادگستری. آمدیم پیش آقای ب و به ایشان هم گفت حاضرم پولش را بدهم و اظهارات دیگری هم دارد. متهم منکر اتهام انتسابی شده و راجع به اظهارات نگهبان میگوید: ایشان ۹۲ سالش است و اصلا مرا نمی شناسد ولی در آگاهی چون دست من بسته بود و از بیرون به آن آقا گفته بودند که آن شخص دستش بسته است همان است و با ج هم دعوا کردم. …….. این ها ساخت و پاخت کردهاند.( یعنی متهم مطالبی را که در یک جلسه ای راجع به فروش کپسول گاز مطرح کرده بود انگار نموده است.) بعد میگوید حرف ندارم پول را می گذارم روی قرآن بردارند یا قسم می خورم. بعد می گویدآقای ج با برادرم دعوی کردهاست و آقای د به عنوان گواه توضیح داده است که در یک جشن عروسی آقای ج گفت: یک نفر برای من کپسول گاز آورده و گفت: برایم بفروش و اسم آن شهر را نگفت، من فکر کردم که کپسول ها مال آقای ه باشد و به او خبر دادم. آقای و ۷۵ ساله که نگهبان گاراژ بوده توضیح داده که سارقین دو نفر بودند یکی گلوی مرا بست و دیگری ماشین را روشن کرد این آقا الان این جا است از عقب گلوی مرا بست من داد زدم وقتی شلوغ شد این ها فرار کردند. آقای ج در شهادت خود ابراز داشته که آقای الف به وی گفته است تعداد ۷۰ کپسول گاز دارم بدهم به شما و شما یکی پانصد تومان بفروش و هرچه اضافه فروختی خودت بردار گفتم: از کجا آورده ای؟ گفت: با ماشین دزدی کردم.

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خوشبختانه کشور ما به دلیل موقعیت ویژه ی جغرافیایی، توان بالایی در دریافت انرژی خورشیدی دارد، به طوری که میانگین سالانه ی تابش خورشیدی در کشور ۵ کیلو وات ساعت در روز برآورد شده که این رقم در مقایسه با دیگر کشورها بسیار قابل ملاحظه است. بنابرین می توان با بهره گرفتن از انرژی خورشیدی در مناطق مختلف کشور به ویژه مناطق آفتاب خیز جنوب، ضمن بهره مندی از این انرژی رایگان و حفظ ذخایر فسیلی برای نسل های آینده، آلودگی های زیست محیطی را کاهش داده و زمینه را برای رسیدن به توسعه ی پایدار فراهم آورد. در این باره، صرفه جوییهای حاصل شده در بلند مدت (صرفه جویی در مصرف سوخت و صرفه جویی حاصل از کاهش آلودگی) میتواند شرکت های صنعتی را در تخصیص بهینه ی منابع محدود خود در تامین انرژی یاری رساند.


اهداف مشخص تحقیق (شامل اهداف آرمانی، کلی، اهداف ویژه و کاربردی)
هدف کلی
با توجه به این که انرژی در زندگی نقش بسیار مهمی ایفا میکند و انرژی های تجدید نا پذیر از جمله سوخت های فسیلی، زغال، گاز های طبیعی رو به کاهش است و اثرات مخرب زیست محیطی نیز دارد استفاده از انرژی های نو (تجدید پذیر ) از جمله انرژی خورشیدی در حال حاضر بهترین گزینه برای جایگزینی انرژی های تجدید نا پذیر میباشد. پس اهداف این تحقیق موارد زیر را می توان نام برد:
-
- بررسی قیمت تمام شده انرژی خورشیدی در مقایسه با گاز طبیعی بخش خانگی با چشم انداز بالا بردن بهره وری انرژی

-
- محاسبه قیمت تمام شده استفاده از انرژی خورشیدی در بخش خانگی
- مقایسه بهای تمام شده انرژی خورشیدی با گاز طبیعی
در صورت داشتن هدف کاربردی، نام بهرهوران ذکر شود
نتایج این تحقیق می تواند برای وزارت نیرو، شرکتهای خصوصی و دولتی و خانوارها مورد استفاده قرار گیرد.
مطالعه در زمینه انرژی های نو
اهداف آرمانی:
جایگزینی انرژی خورشیدی با گازهای طبیعی موجب کاهش هزینه های انرژی مشتریان میگردد. همچنین از انتشار آلاینده ها تا حدودی جلوگیری می شود و با توجه به این که انرژی های تجدید ناپذیر رو به کاهش است این اقدام باعث می شود که نسل های آینده با بحران کمبود انرژی مواجه نشوند.
۱-۵- سؤالات تحقیق
-
- آیا قیمت تمام شده انرژی خورشیدی در مقایسه با گازهای طبیعی کمتر است؟
- آیا جایگزینی انرژی خورشیدی با گاز های طبیعی در بخش خانگی مقرون به صرفه میباشد؟
۱-۶- فرضیه های تحقیق
-
- قیمت تمام شده انرژی خورشیدی در مقایسه با گازهای طبیعی کمتر است
- جایگزین کردن انرژی خورشیدی با گاز طبیعی در بخش خانگی مقرون به صرفه میباشد.
۱- ۷- قلمرو پژوهش
قلمرو موضوعی تحقیق بررسی قیمت تمام شده انرژی خورشیدی در مقایسه با گاز طبیعی بخش خانگی با چشم انداز بالا بردن بهره وری انرژی میباشد. قلمرو مکانی پژوهش، شامل خانوارهای ۴ و ۵ نفره در شهرستان شیراز میباشد. قلمرو زمانی پژوهش نیز سال ۱۳۹۳ میباشد
۱-۸- روش تحقیق
روش تحقیق در پژوهش حاضر تحلیلی – توصیفی- کاربردی است. به منظور انجام این پژوهش به روش اسنادی، اقدام به گردآوری اطلاعاتی همچون میزان مصرف آبگرم روزانه به ازای هر نفر در کشور، متوسط دمای ورودی و خروجی به آبگرمکن و بهای انرژی مصرفی بعد از حذف یارانه های دولتی از کتب، نشریات و سایت های اینترنتی شد. سپس اقدام به کسب اطلاعات در مورد خصوصیات آبگرمکن خورشیدی گردید. در مرحله بعد، تحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج از کشور از نظر موانع، مسائل و مزایای به کارگیری آبگرمکن خورشیدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که این گام منجر به شناخت بهتر موضوع و مسائل موجود در راه استفاده از این فناوری گردید. مچنین فرمول ها و روابط ریاضی مورد نیاز برای محاسبه میزان انرژی مصرفی به ازای هر نفر، از این تحقیقات استخراج شد.
۱-۸-۱- جامعه آماری، روش نمونهگیری و حجم نمونه
کشور ما مناطق گوناگونی دارد که میزان تابش خورشید در سال بالاتر از ۲۵۰ روز میباشد به همین خاطر می توان این مناطق را مد نظر قرار داد. البته در کشورهای پیشرفته دنیا میزان تابش از این تعداد روز کمتر میباشد. جامعه آماری این تحقیق خانوارهای ۴ یا ۵ نفره شهرستان شیراز میباشد که از نقاط مختلف شهر به صورت تصادفی انتخاب شده اند.
۱-۸-۲- روشها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها
در این پژوهش تجزیه و تحلیل داده ها بر این روشها پایه گذاری شده است که عبارتند از :
-
- قیمت گذاری به روش هزینه تمام شده (قیمت حسابداری)[۵]

-
- قیمت گذاری بر پایه میزان کار اجتماعی[۶]
-
- محاسبه قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت برق (بر اساس بهای تمام شده)[۷]
- محاسبه قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت برق بر اساس روش سازمان ملل[۸]
۱-۹- خلاصه فصل
در این فصل به کلیات تحقیق پرداخته شد برای این منظور ابتدا بیان مسئله و اهمیت و ضرورت بررسی قیمت تمام شده انرژی خورشیدی در مقایسه با گاز طبیعی بخش خانگی بررسی شد. سپس اهداف کلی و آرمانی تحقیق توضیح داده شد. در ادامه سوالات و فرضیه های تحقیق که شامل مقایسه قیمت تمام شده انرژی خورشیدی در مقایسه با گازهای طبیعی و بررسی جایگزین کردن انرژی خورشیدی با گاز طبیعی در بخش خانگی میباشد. در انتهای فصل نیز قلمرو پژوهش و روش تحقیق توضیح داده شد
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمودار ۴-۱ باکس پلات متغیر محافظهکاری
۲- تغییرات بازده سهام: این متغیر که متغیر وابسته پژوهش میباشد برای محاسبه آن بازده سال آتی را از بازده سال گذشته کم میکنیم. خود مقدار بازده، مستقیم از اطلاعات سیدی رهآورد نوین قابل استخراج است. که در این پژوهش میانگین آن برابر با ۲۴/۶ و انحراف معیار آن برابر با ۵۴/۵ میباشد که نزدیک بودن مقدار انحراف معیار به میانگین نشان از پراکندگی این متغیر دارد که در نمودار باکس پلات نیز این پراکندگی به خوبی نشان داده شده است در این نمودار مشاهده میشود که حداکثر آن برابر با ۱۷/۳۰ و حداقل آن برابر با ۱۰/۰ میباشد.


نمودار ۴-۲ باکس پلات متغیر تغییرات بازده
۳- نسبت تغییرات حقوق صاحبان سهام به دارییها: این متغیر که متغیر وابسته پژوهش میباشد برای محاسبه آن مقدار حقوق صاحبان سهام را از صورت مالی ترازنامه تقسیم بر کل دارییها میکنیم. که در این پژوهش میانگین آن برابر با ۰۷۲۸/۰ و انحراف معیار آن برابر با ۰۷۹/۰ میباشد که نزدیک بودن مقدار انحراف معیار به میانگین نشان از پراکندگی این متغیر دارد که در نمودار باکس پلات نیز این پراکندگی به خوبی نشان داده شده است در این نمودار مشاهده میشود که حداکثر آن برابر با ۸۲/۰ و حداقل آن برابر با ۰۰۱۸/۰ میباشد.
نمودار ۴-۳ باکس پلات متغیر تغییرات حقوق به دارایی
۴- اهرم مالی: این متغیر که متغیر کنترلی پژوهش میباشد برای محاسبه آن، مقدار کل بدهی را از صورت مالی ترازنامه تقسیم بر کل دارییها میکنیم. که در این پژوهش میانگین آن برابر با ۶۳۲/۰ و انحراف معیار آن برابر با ۲۲۷/۰ میباشد که پایین بودن مقدار انحراف معیار به میانگین نشان از عدم پراکندگی این متغیر دارد که در نمودار باکس پلات نیز این عدم پراکندگی به خوبی نشان داده شده است در این نمودار مشاهده میشود که حداکثر آن برابر با ۷۲/۱ و حداقل آن برابر با ۰۲/۰ میباشد.
نمودار ۴-۴ باکس پلات متغیر اهرم مالی
۵- اندازه: این متغیر که متغیر کنترلی پژوهش میباشد برای محاسبه مقدار آن، از کل درآمد شرکت لگاریتم گرفته میشود. که در این پژوهش میانگین آن برابر با ۸/۵ و انحراف معیار آن برابر با ۶۲۴/۰ میباشد که پایین بودن مقدار انحراف معیار به میانگین نشان از عدم پراکندگی این متغیر دارد که در نمودار باکس پلات نیز این عدم پراکندگی به خوبی نشان داده شده است. در این نمودار مشاهده میشود که حداکثر آن برابر با ۰۳/۸ و حداقل آن برابر با ۸۷/۳ میباشد.
نمودار ۴-۵ باکس پلات متغیر اندازه شرکت
۴-۴ آمار استنباطی
۴-۴-۱ آزمون فرضیه اول: بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات بازده سهام رابطه معناداری وجود دارد.
H0: بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات بازده سهام رابطه معناداری وجود ندارد.
H1: بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات بازده سهام رابطه معناداری وجود دارد.
- پیش فرض نرمال بودن خطاها
شکل ۴-۶ نمودار نرمال جهت بررسی نرمال بودن توزیع خطاها
در این نمودار مشاهده میشود که توزیع خطاهای متغیرها از توزیع نرمال پیروی میکند.
- پیش فرض نرمال بودن باقیماندهها از طریق نمودار نرمال باقیماندهها(P-P)
شکل ۴-۷ نمودار نرمال جهت بررسی نرمال بودن باقیماندهها
در نمودار فوق مشاهده میشود که باقیماندهها حول خط مورب قرار گرفتهاند بنابرین دارای توزیع نرمالی هستند.
- پیش فرض مستقل بودن خطاها
در جدول فوق مشاهده میشود که مقدار دوربین واتسون به دست آمده برابر با ۷/۱ میباشد چون این مقدار بین ۵/۱ تا ۵/۲ قرار گرفته لذا میتوان گفت که خطاهای متغیرها مستقل از هم نمیباشند.
جدول۴-۳ خلاصه مدل رگرسیون فرضیه اول
ضریب همبستگی
ضریب تعیین
خطای معیار تخمین
آزمون دوربین- واتسون
F
خطا(sig)
۳۰۴/۰
۰۹۳/۰
۲۹/۵
۷/۱
۳۳/۲۳
۰۰۱/۰
برای تاثیرگذاری متغیر مستقل بر متغیر وابسته نیاز است که بین متغیر وابسته و متغیر مستقل همبستگی وجود داشته باشد که در این فرضیه میزان همبستگی ایجاد شده (۳۰۴/۰) در حد نسبتا قابل قبولی است و قابل استناد میباشد. مقدار ضریب تعیین، میزان دقت مدل را برای پیش بینی متغیر وابسته اندازه گیری میکند لذا هر چه مقدار آن به سمت ۱ برود نشان از دقت مدل در پیش بینی متغیر وابسته است که این مقدار(۰۹۳/۰) نشان میدهد. متغیرهای مستقل تا حدودی توانایی پیش بینی متغیر وابسته را دارند بنابرین میتوان گفت که مدل توسط متغیر مستقل تبیین شده است.
برای بیان نتایج آزمون رگرسیون بایستی رابطه خطی بین دو متغیر مستقل و وابسته ایجاد شود به عبارتی مدل باید معنادار باشد، که تشخیص وجود یا عدم وجود رابطه خطی و معنادار بودن مدل به وسیله آزمون فیشر(f) میسر است. میزان خطای آن در این فرضیه ۰۰۱/۰ میباشد و چون مقدار خطای محاسبه شده کمتر از ۰۵/۰ درصد است بنابرین این بدان معنی است که مدل معنادار شده است.
جدول۴-۴ ضرایب رگرسیون فرضیه اول
Yt=a+b1x1
ضرایب غیر استاندارد
ضرایب استاندارد
t
خطا(sig)
متغیر وابسته
متغیرهای مستقل
B
خطای معیار
Beta
تغییرات بازده سهام
مقدار ثابت
۸۷/۳
۹۱/۱
۰۲/۲
۰۴۳/۰
محافظهکاری
۳۷/۱
۱۶۹/۰
۲۹۶/۰
۱۳/۸
۰۰۱/۰
اهرم مالی
۶۹/۱
۸۹۸/۰
۰۶۹/۰
۸۸/۱
۰۶۰/۰
اندازه شرکت
۰۰۸/۰-
۳۲۶/۰
۰۰۱/۰
۰۲۵/۰-
۹۸۰/۰
در جدول فوق مشاهده می شود که میزان خطای آزمون ضرایب متغیر محافظهکاری کمتر از۰۵/۰ درصد است(۰۰۱/۰) لذا این متغیر توانایی تأثیرگذاری بر متغیر وابسته(تغییرات قیمت سهام) را دارد. به عبارتی بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات بازده سهام رابطه معناداری وجود دارد.
۴-۴-۲ آزمون فرضیه دوم: بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی رابطه معناداری وجود دارد.
H0: بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی رابطه معناداری وجود ندارد.
H1: بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی رابطه معناداری وجود دارد.
- پیش فرض نرمال بودن خطاها
شکل ۴-۸ نمودار نرمال جهت بررسی نرمال بودن توزیع خطاها
در این نمودار مشاهده میشود که توزیع خطاهای متغیرها از توزیع نرمال پیروی میکند.
- پیش فرض نرمال بودن باقیماندهها از طریق نمودار نرمال باقیماندهها(P-P)
شکل ۴-۹ نمودار نرمال جهت بررسی نرمال بودن باقیماندهها
در نمودار فوق مشاهده میشود که باقیماندهها حول خط مورب قرار گرفته اند بنابرین دارای توزیع نرمالی هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کیفیت گزارشگری مالی یک کالای باارزش است. صرفنظر از این الزام قانونی وجود دارد یا خیر، یک حسابرسی که بر کیفیت گزارشگری مالی میافزاید باارزش بوده و از بُعد هزینه یک حسابرسی خوب، اثربخش است، زیرا هزینه سرمایه را کاهش داده و ثروت سهامداران و اعتبار مدیریت را در دیده سرمایهگذاران افزایش میدهد. بنابرین شرکتها باید سعی کنند کیفیت گزارشگری مالی را افزایش دهند تا جایی که هزینه نهایی بهبود کیفیت برابر منافع نهایی آن در قالب افزایش ثروت سهامداران شود. ازاینرو هزینه حسابرسی باید افزایش یابد و مدیریت ارشد شرکت و اعضای هیئتمدیره نیز باید در مورد عملکرد حسابرسان داخلی شرکت بیشتر بدانند تا دین وسیله کیفیت گزارشگری مالی افزایش یابد. در صورت افزایش کیفیت گزارشگری مالی، بازار آن را بیمزد نمیگذارد و هزینه سرمایه را کاهش میدهد(کوهن، ۲۰۰۲).


کیفیت گزارشگری مالی علاوه بر کیفیت حسابرسی و استانداردهای حسابرسی به عوامل دیگری بستگی دارد. استانداردهای حسابداری و حسابرسی منتشره از دور زیبا به نظر میرسند، ولی هر فردی که صورتهای مالی شرکتهایی که محافظهکارانه عمل نمیکنند را تهیه و به طور دقیق حسابرسی، بررسی و تجزیه و تحلیل کند، به این نتیجه میرسد که حسابداری واقعاً یک پدیده بیقاعده است. وضعیت واقعی شرکت به این بستگی دارد که شرکتها و حسابداران آن ها استانداردهای حسابداری و حسابرسی را چگونه تفسیر کرده و به کار گیرند. به طور خلاصه کیفیت گزارشگری مالی محصول مشترکی از حداقل چهار عامل زیر میباشد:
-
- نگرش و انگیزه های مدیریت؛
-
- کیفیت حسابرسی؛
-
- تخصص اعضای کمیته حسابرسی؛
- استانداردهای حسابداری.
این چهار عامل هر یک به عنوان حلقه اتصال از یک رشته کامل بهحساب میآید و هر یک از این حلقهها که به خوبی عمل نکند، عملکرد رشته را مختل میسازد (ثقفی و ابراهیمی، ۱۳۸۸، ۳۶). در این مطالعه، برای اندازهگیری کیفیت اطلاعات حسابداری شرکت از معیار کیفیت اقلام استفاده میشود. در ادامه مفاهیم مربوط به اقلام تعهدی[۱۳] تشریح میشود.
۲-۸- اقلام تعهدی
همان گونه که هیئت استانداردهای حسابداری مالی در استاندارد حسابداری شماره ۹۵ بیان میدارد جریانهای نقدی ناشی از فعالیتهای عملیاتی عموماً شامل آثار نقدی معاملات و سایر رویدادهایی است که تعیینکننده سود خالص میباشد. با توجه به تعریف فوق چنین استنباط میشود که اقلام تعهدی تفاوت بین سود خالص و جریان نقدی عملیاتی است. ازاینرو تفکیک سود حسابداری به اجزای نقدی و تعهدی و تأثیر این اجزا بر پیشبینی جریانهای نقدی آتی برای سرمایهگذاران حائز اهمیت است(ثقفی و هاشمی، ۱۳۸۳). بر اساس مطالعات واکنش سرمایهگذاران به اقلام تعهدی و داده های جریانهای نقدی نسبت به تحلیلگران که فقط از اقلام تعهدی در تصمیمگیریهای خود استفاده میکنند، بیشتر است. همچنین واکنش تحلیلگران مالی به اقلام تعهدی و جریانهای نقدی به دلیل این که اطلاعات فوق نشاندهنده توان عملیاتی واحد تجاری بوده و به لحاظ پیشبینی پذیری سود و بازده سهام اطلاعات مفیدی ارائه میکنند، دقیق تر از واکنش سرمایهگذاران است. این دقت نظر تحلیلگران باعث میشود که تحلیلگران فوق علاوه بر تحلیل تأثیر اقلام تعهدی و جریانهای نقدی بر بازده سهام به تحلیل تأثیر اقلام تعهدی و جریانهای نقدی بر بازده غیرعادی سهام نیز مبادرت نمایند(هریش لیفر و همکاران[۱۴]، ۲۰۰۹).
۲-۸-۱- اجزای اقلام تعهدی
اقلام تعهدی را میتوان به اجزای اختیاری و غیر اختیاری تفکیک نمود:
ب) اقلام تعهدی غیر اختیاری: آن دسته از اقلام تعهدی هستند که در محیط عملیاتی یک شرکت خاص وجود دارند و مدیریت معمولاً قادر به تغییر و دستکاری آن ها نیست. به عبارت دیگر، این دسته از اقلام تعهدی بر اثر انجام مبادلات واحد تجاری ایجادشدهاند. از جمله اقلام تعهدی غیر اختیاری میتوان به تغییرات در حسابهای دریافتنی، تغییرات در حسابهای پرداختنی و تغییرات در موجودی کالا اشاره نمود.
اقلام تعهدی غیر اختیاری بر مبنای استانداردهای حسابداری شناسایی میشوند. در نتیجه، این اقلام به طور نسبی از دستکاری شدن توسط مدیریت در امان میباشند. لکن، اقلام تعهدی اختیاری میتوانند نتیجه رفتار فرصتطلبانه مدیریت باشند(عرب مازار یزدی و طالبیان، ۱۳۸۷).
ب) اقلام تعهدی اختیاری: آن دسته از اقلام تعهدی هستند که در ارتباط با تصمیمات مدیریت واحد تجاری قابل تغییر است، یعنی تحت تأثیر رویه و خط مشیهای انتخابی شرکت قرار دارد. هر چه مدیریت اختیار عمل بیشتری برای دستکاری اقلام تعهدی داشته باشد، امکان بهرهگیری از آن ها برای متأثر کردن سود افزایش مییابد. هزینه استهلاک، درآمد حاصل از سرمایهگذاریها، سود و زیان ناشی از فروش داراییهای ثابت و استهلاک صرف یا کسر اوراق قرضه نمونه هایی از اقلام تعهدی اختیاری میباشد (عرب مازار یزدی و طالبیان، ۱۳۸۷).
اقلام تعهدی متشکل از دو جزء اختیاری و غیر اختیاری است و تنها جزء اختیاری آن در معرض دستکاری و مدیریت سود قرار دارد، ازاینرو بررسی تأثیر این اقلام بر بازده سهام شرکت بینشی مناسب جهت اتخاذ تصمیمات اقتصادی به سرمایهگذاران ارائه میدهد (هاشمی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۸-۲- نقش و اهمیت اقلام تعهدی
یکی از نقشهای بااهمیت اقلام تعهدی، انتقال یا تعدیل شناسایی جریانات نقدی در طول زمان میباشد. به طوری که اعداد تعدیلشده (سود) بهتر عملکرد شرکت را ارزیابی نماید (مظلوم اردکانی، ۱۳۹۲، ۴۶).
اقلام تعهدی اغلب بر اساس مفروضات و برآوردها میباشند که اگر اشتباه باشند بایستی در سود و اقلام تعهدی آتی تصحیح گردند. بنابرین، کیفیت اقلام تعهدی و کیفیت سود در هنگام مواجه با خطای برآورد کاهش مییابد.
حسابداری تعهدی دربرگیرنده مبادلات بین ویژگی مربوط بودن و قابلیت اعتماد است. در حالی که اطلاعات بر پایه تعهدی، درباره سود مورد انتظار آینده و تعهدات مربوط به آنهاست تا به استفادهکننده اطلاعات مربوط داده شود. در همان زمان این اطلاعات نسبت به وجه نقدی که دریافت و پرداخت شده است قابلیت اعتماد کمتری دارد.
برخی از محققان معتقدند اقلام تعهدی به عنوان تفاوت میان سود خالص و جریان نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی تعریف میشود (بر طبق این تعریف در کیفیت سود بالاتر اقلام تعهدی کمتری وجود دارد) و میتوان بیان داشت یکی از تعدیلات حسابداری که باعث تفاوت میان سود خالص و جریانات نقدی میشود از حسابداری تعهدی ناشی میشود (کردستانی و مدافعی، ۱۳۹۱، ۹۱۷).
۲-۸-۳- کیفیت اقلام تعهدی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱- ادراک از خدا از نظر علمای مسلمان

بحث ادراک الهی از قرون اولیه اسلامی مطرح بوده چنان که در سخنان اکثر بزرگان دین خصوصاً روایتهای حضرت علی (ع) وامام صادق وبرخی دیگر از صحابه می خوانیم از ادراک الهی وکیفیت ادراک سخن به میان آمده است .(طباطبایی، ۱۳۹۳)
۲-۲-۲ – ادراک در لغت
ادراک در لغت به معنای دریافتن،فهمیدن و رسیدن می باشد . چنان که ادراک الشی یعنی وقت آن رسید و ادراک الولد یعنی فرزند بالغ شده و ادراک المسئله یعنی مسئله را فهمید . در بسیاری از موارد ادراک مترادف با علم معرفت، رویت، لحوق،… به کار می رود، وبه نظر برخی از محققان الفاظی که در انواع ادراک در قرآن کریم به کار رفته است به ۲۰ لفظ می رسد که ظن، حسبان، شعور، ذکر، عرفان، فهم، فقه، درایت یقین، فکر، رأی، زعم، حفظ، حکمت، خبره، شهادت، عقل، از جمله آنانند (طبرسی ترجمه بغدادی، ۲۰۱۱).
۲-۲-۳- رابطه علم و ادراک
به گفته برخی از دانشوران اگر ادراک در معنای عام آن (حصول صورت شی ونص ناطقه )وعلم در معنای عام آن (حصول صورت شی در عقل )به کار می روند .رابطه علم و ادراک تساوی است برخی نیز معتقدند اگر علم به معنای ادراک امور کلی و ادراک بر حضور مدرک نزد مدرک به کار رود ادراک به این معنا شامل علم و ادراک امور حسی میشود در این صورت بین علم و ادراک عموم و خصوص مطلق ورابطه آن دو مانند رابطه نوع جنس است یعنی ادراک جنس وعلم نوع آن است .(سبحانی، ۱۳۹۰)
۲-۲-۴- ادراک امور حسی
گاهی ادراک تنها برای درک امور حسی اطلاق میشود که در این صورت تفاوت این نوع ادراک با علم مانند تفاوت در نوع است که هر دو تحت یک جنس جمع می شوند یعنی ادراک مطلق جنس و ادراک حسی وعلم انواع آن می باشد .(سبحانی، ۱۳۹۰)

۲-۲-۵- ادراک به معنای رویت
بسیاری از دانشمندان از جمله شیخ طوسی در تفسیر آیه شریفه (لا تدرکه الا بصار وهویدرک الابصار ) تصریح میکند که معنای ادراک در آیه همان رویت است ولی غالب دانشمندان اهل سنت ذیل همین آیه تصریح میکنند که ادراک با رویت تفاوت میکند، زیرا ادراک به معنای احاطه کامل است وبرخی از دانشمندان تصریح کردهاند یکی از راه های ادراک حسی است وهرگاه ادراک با بصر مقرون شود از آن جز رویت فهمیده نمی شود وسایر حواس نیز این چنین اند .(افضلی، ۱۳۸۸)
۲-۲-۶- مدرک بودن خداوند
همه مسلمانان اتفاق نظر دارند که خداوند مدرک است دلیلی که برای اثبات مدرک بودن خداوند اقامه شده است که خداوند حی بوده وهر موجودی که حی باشد وهیچ آفتی نداشته باشد، سمیع ومدرک است، پس خداوند مدرک است. دلیل دیگر این که ادراک یکی از صفات کمال است واگر خداوند به این صفت متصف نشود وبه ضد آن متصف خواهد شد که نقص و درباره خداوند محال می باشد، لازم است خداوند به این صفت متصف خواهد شد .شیخ مفید ادراک را علم خداوند به محسوسات دانسته وگفته است خداوند مدرک است یعنی به آنچه به حواس درک میشود عالم است .دلیل چنین است که خداوند بر همه معلومات که مدرکات نیز جز آن است عالم است پس عالم به مدرکات نیز هست ومطلوب همین است (مرعشی نجفی،۱۴۰۵ق).
۲-۲-۷- آیا ادراک از جمله صفاتی است که بتوان آن را به خدا نسبت داد؟
با توجه به آیه شریفه (الا بصاروهو یدرک الا بصار وهو الطیف الخبیر ) مدرک به( اسم فاعل ) از اسماء خداوند است .در قرآن کریم وروایات به اسم الهی «مدرک» تصریح شده وخداوند مدرک است در فعل «یدرک» در آیه شریفه بیانگر همین اسم الهی است (فاضل، ۱۳۸۸).
در معنای ادراک میان متکلمان اختلاف نظر وجود دارد که آن وصف ادراک برای خداوند غیر از علم خداوند به امور کلی وجزیی بوده وصفت دیگری است ویا منظور ،همان علم ومعنایی مترادف با آن است ویا این که مقصود علم خاص خداوند به موجود است، به صورت جزیی وعینی است. بنابرین مقصود از ادراک خداوند شهود اشیای خارجی و تسلط کامل خداوند بر اشیا است، گفتنی است از اطلاق صفات اسمایی که شرع مقدس برآن اذن داده است بر خداوند و اتصال خداوند بر آن ونیز در جایز نبودن اطلاق صفات واسمانی که شارع منع کرد. اختلاف نظر نسبت تنها اختلاف در صفات آسمانی است که از سوی شعارع نه به صورت آشکار معنی شده وخداوندبرجوار این اتعصاف چیزی وارد شده است گروهی در این باره به توقیفی نبودن صفات واسمای الهی حکم کردهاند یعنی لازم نسبت که حتما درباره یا اسم الهی آیه وروایتی وارد شده باشد بلکه همین قدر که معنای اسم یا صفتی موهوم نباشد وبرای ذات باری تعالی محالی پیش نیاید میتوان خداوند را به آن اتصال نماید.اما گروهی دیگر صفات واسماء را توفیقی دانستند ومعتقدند که خداوند را تنها به صفات واسمائی می توان خواند که خود خداوند است یا پیامبر وامامان معصوم (ع)و گروه سوم میان صفات واسماء فرق نهاده اند واسما را توفیقی وصفات را غیر توفیقی شمردهاند (موسوی خراسانی،۱۳۹۰).
۲-۲- ۸- ادراک خدا از نظر فلاسفه
در فلسفه ارسطو خدا جایگاه واهمیت ویژه ای دارد واز ابتدا در مکتوبات عمومی خود در اثبات وجود مبدأ نخستین و هستی خدا کوشیده است .جهانبینی فلسفی ارسطو حاکی از این است که وی فلسفه خود را از جهان فروردین (ناسوت )آغاز می کند وبه جهان فرازین (لاسوت )پایان می دهد هر چند بنیادی ترین مسئله متافیزیک ارسطو مسئله هستی وجود است . اما از نظر وی موجود به ماهو موجود واقعی خدا است .(اوراسیا) جوهر به اعلی درجه است اوراسیای حقیقی نخستین و مطلقا موجود هموست که متافیزیک در جستجوی اوست از این رو مفهوم خدا موضوع هدف وانگیزه همه متافیزیک ارسطویی است (طباطبایی ،۱۳۹۳).
بر اساس آنچه بیان شد در میابیم اولا : ارسطو اگر بجز جوهر طبیعی جوهر دیگری نباشد علم نخستین همان علم طبیعی خواهد بود ثانیاً : عالم هستی در جواهر منحصر به خدا نمی باشد وبجز جوهری وجود دارد که قائم به ذات است زنده ،دانا ، توانا وغیر متحرک وفناناپذیر است البته ارسطو از مبدأ اول و نخستین با تعابیر خاص فلسفی خود یاد کردهاست که مفسران ومترجمان به مفهوم خدا تعبیر و نفسیر کردهاند (طباطبایی، ۱۳۹۳).
اولین منزل فلسفی و فکری پس از هستی شناسی تأمل در مسئله خدا وشناخت ذات وصفات افعال اوست این رویه به گذر تاریخ فلسفه در جهان اسلام و در ستیز فکری فیلسوفان مسلمان بر فراز و فرودها ادامه می یابد وبا نظر به آفاق وانفس تبیینهای گوناگونی از ادراک خدا تحت عنوان (براهین اثبات وجودی خدا )ارائه می گردد. در آیینه این تبینها می توان تصورات مختلف از خدا را به نظاره نشست زیرا بحث از خدا در تفکر فلسفی غالب حکیمان مسلمان متفرع ومبسوق به مباحث هستی شناسانه ایشان است (کلینی رازی، ۱۳۸۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار اول:کتاب
«نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنّی شئتم…» (بقره: ۲۲۳)؛ زنانتان کشتزار شما هستند. هر جا که خواهید به کشتزار خود درآیید …

در تفسیر این آیه شریفه چند گونه استدلال شده است؛ نخست آنکه لفظ «أنّی» در عبارت «فأتوا حرثکم أنّی شئتم» بر جواز مقاربت از حیث مکان دلالت داشته و از این رو جواز وطی از دبر از آن استفاده می شود[۷۵]. برخی چنین جوازی را ناظر بر زمان و مؤید دیدگاه خود را آیه ۲۲۲ سورهی بقره دانستهاند که به مسئله حیض زنان و نزدیکی نکردن با ایشان در این ایام دلالت دارد[۷۶] ، بهگونه ای که در غیر این زمان استمتاع از زن در هر زمان که مرد بخواهد جایز است. برخی نیز معتقدند «اَنّی» در زمان و مکان استعمال گردیده و در آیه مطلق آمده است؛ بنابرین، به مردان حق هر گونه بهره وری جنسی از زن را میدهد. مردان در هر زمان و مکان، می توانند از همسر خود هر نوع استمتاعی داشته باشند[۷۷]. این عده در مقام اثبات دیدگاه خود به روایات متعددی که در تفسیر این آیه آمده است، استناد میکنند[۷۸].

در پاسخ به قائلین اطلاق میتوان چنین استدلال کرد:
الف) این آیات در مقام رفع حظر است. بدین معنی که با مرتفع شدن ممنوعیت ایام حیض نزدیکی با زن در هر زمان و مکان یا به هر شکل ممنوع نیست، اما آیه درصدد اثبات این امر نمی باشد که تمام انواع استمتاع در هر زمان و مکان حق مرد یا تکلیف زن است. به تعبیر دیگر اطلاق آیه در جهت جواز رفع حظر است، نه در جهت اثبات حق یا تکلیف؛
ب) آیه درصدد بیان این است که زنان برای بقای نسل مانند حرث میباشند. بقای نوع تقیید زمانی یا مکانی برنمیدارد؛ بنابرین، درصدد اثبات حق استمتاع برای مرد به صورت مطلق نیست[۷۹] (ج) ظهور «اَنّی» در زمان است و نسبت به مکان یا امور دیگر، ظهوری ندارد تا بتوان از آن استفاده اطلاق کرد[۸۰].
د) لفظ «حرث» در این آیه، به روشنی بر اختصاص جواز مقاربت به وطی از قبل دلالت دارد، زیرا صرفاً این موضع است که محل حرث محسوب می شود. لذا امر به اتیان حرث، امر به اتیان از قبل است (همان)؛[۸۱]
هـ) «فإذا تطهرن فأتوهن من حیث أمرکم الله» بر جایز نبودن وطی در دبر دلالت دارد، زیرا چنین مقاربتی آن چیزی نیست که خداوند به آن امر فرموده باشد[۸۲]
و) از عبارت «فأتوا حرثکم أنّی شئتم» نیز جواز مطلق اتیان استفاده نمی شود، به ناچار باید به قدر متیقن که همان وطی در غیر دبر است اکتفا کرد[۸۳]
علاوه بر مطالب یاد شده، قرآن کریم از معاشرت به معروف در محیط خانواده به عنوان اصلی قانونی و نه اخلاقی صرف یاد می کند. واژه معروف، ۳۸ مرتبه در قرآن آمده است که ۱۹ مورد آن توصیه به مردان در باب معاشرت و رفتار با زنان است. نمی توان این امر را یک توصیه اخلاقی و صرف پند و اندرز تلقی کرده و به سادگی از وجوبی که در قالبهای امری معروف نهفته است، صرف نظر کرد.
گفتار دوم: سنت
در مقام اثبات حق جنسی زوج به روایتهای متعددی میتوان استناد جست که از آن جمله روایتی است از پیامبر اکرم (ص) که فرمودند: «نمازتان را طولانی نکنید که شوهرانتان را (از خود) منع کنید»[۸۴]. هر چند در میان آن احادیث، حدیث صحیح السند نیز وجود دارد، اما بیشتر آن ها با موازین رجالی منطبق نبوده و
اعتبار رجالی ندارند. بیشتر روایاتی که دلالت روشنتری دارند، از نظر سند با مشکل مواجهاند[۸۵].در هر حال با فرض صحت اسناد، به دلالت احادیث پرداخته میشود:
الف) روایاتی که در مقام تفسیر آیه ۲۳۳ سورهی بقره بدانها استناد می شود، گذشته از ضعف سند[۸۶] معارض یکدیگرند. در یکی اطلاق زمانی اثبات شده، اما نحوه استمتاع را محدود و وطی در دبر را منع کردهاست حدیث دیگر اطلاق از حیث نحوه استمتاع را تثبیت کرده و وطی در دبر را جایز دانسته است بنابرین نمی توان در تفسیر آیه به آن ها استناد کرد؛
ب) در این روایتها اطلاقی دیده نمی شود. بدین معنی که هر گاه و در هر شرایطی زوج از زن خواهشی داشته باشد، وی مکلف به اجابت باشد. به گونه ای که، حتی در فرض آماده نبودن زوجه از جهت جسمی، روحی و روانی همچنان اجابت خواسته زوج بر وی واجب باشد. روایات مذکور این توصیه را به زوجه دارد که معاندانه از اجابت خواسته زوج استنکاف نورزد. همچنانکه برخی از فقها نیز تصریح کرده اند که در ادله اطلاقی نیست[۸۷].
ج) گذشته از آنکه این ادله اطلاق ندارد، روایات معارض یا مقیدی نیز در مقابل آن ها وجود دارد[۸۸]. این روایات از جهت سند معتبر و دلالت آن ها نیز روشن است، زیرا آزار رسانیدن در استمتاع و بهره وری جنسی را منع و برخی استمتاعها را به رضایت زوجه منوط میسازند؛
د) بر فرض که اطلاق ظاهری ادله گذشته تام باشد، به طور قطع از موارد انزجارآور انصراف دارد[۸۹]. همچنین موارد مسبب ایذاء در نتیجه ادله حرمت ایذاء مؤمن و مسلم با تخصیص مواجه شده و نمی توان به تعمیم و شمول ادله قائل شد. ادله لاضرر و لاحرج نیز از جمله عواملی هستند که اطلاق ادله را (بر فرض وجود) مقید میسازند. پس از انصراف ادله از موارد فوق و سقوط اطلاق و شمولیت، ادله مجمل خواهند بود و فقط میتوان قدر متعارف و حد متیقن آن ها را ملاک عمل قرار داد؛
هـ) عدالت یک اصل مسلم عقلانی است. اگر حسن و قبح افعال عقلی و قدر متیقن آن عدل و ظلم است، نمی توان گفت عقل در شناخت این دو با مشکل مواجه است. بنابرین ـ به قطع و یقین ـ اطلاق در روابط جنسی به گونه ای که به ظلم منتهی شود، مطلوب قانونگذار نبوده و به فرض اطلاق ادله با این قرینهی متصل عقلی مقید می شود.
گفتار سوم: اجماع
دلیل دیگر استنادی، اجماع است. فقهای امامیه بر اینکه زوجه مکلف به تمکین در برابر زوج بوده و این امر از حقوق زوج محسوب می شود، ادعای اجماع دارند[۹۰]. با وجود این، در حد و مرز چنین تمکینی اجماع وجود ندارد. دعوای اجماع بر چنین اطلاقی بیوجه است، زیرا:
الف) با وجود روایات مذکور اجماع مدرکی است؛
ب) مسئلهای به این گستردگی در کلام فقیهان متقدم مطرح نشده تا بتوان از توافق همه آرا به اجماع دست یافت؛
ج) با وجود مخالفت صریح یا تلویحی برخی فقها با چنین اطلاقی نمی توان مدعی اجماع شد. بنا بر سخن ایشان برقراری ارتباط جنسی صرف لذت بردن زوج نیست، بلکه زوجین باید هر دو احساس لذت کنند. این امر با وجوب زن بر تمکین در هر زمان و مکان ناسازگار است؛
د) اجماع نقل شده نسبت به مترتب بودن نفقه بر تمکین است، نه بر وجوب تمکین و تعیین حد و مرز آن.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«ارتباط شخصی ادراک شده» عبارت است از میزان ارتباطی که مصرفکننده میان زندگی و رفتار مصرفی خود و یک مسئله خاص میبیند. «مسئولیت اجتماعی» به مسئولیت مشترک مردم نسبت به برخی مسائل اجتماعی، زیست محیطی و تمایل به پاسخ همگانی نسبت به آن ها میپردازد. به عنوان مثال در یک تحقیق پیمایشی بینالمللی از مصرفکنندگان مشخص شد که فقط ۱۰ درصد از آن ها آنچه را که شرکتها در مورد تغییرات اقلیمی میگویند باور میکنند. فقط ۲۵ درصد از آن ها به ادعاها در مورد کارایی مصرف انرژی محصولات و خدمات اعتماد دارند و ۷۰ درصدشان خواستار تأیید ادعاهای مرتبط با تغییرات اقلیمی توسط گروههای ثالث هستند (Belz et al , 2012 , p : 71 ) . مجموعه مهم دیگری از نگرش ها و باورهای مربوط به ارتباط شخصی عبارتند از اثر بخشی ادراک شده از طرف مصرف کننده [۴۱](PCE) و خودبسندگی[۴۲] . این باور که فعالیتهای هر یک از مصرفکنندگان میتواند تأثیری معنادار بر مسائل زیست محیطی یا اجتماعی داشته باشد، تعیین کننده PCE است. مفهوم خودبسندگی به PCE مرتبط است و عبارت است از باور یک فرد در مورد اینکه چقدر قادر است به طور اثر بخش در یک رفتار خاص دخیل گردد ( (Sparks & Shepherd ,1992 .

علاوه بر این ارزشهای شخصی و هر آنچه که اهمیت شان را باور داریم، در روانشناسی مصرف پایدار حائز اهمیت هستند چرا که رفتارهای ما را در قبال محصولات و مصرف تحت تأثیر قرار میدهند .
توضیحات جامعه شناختی
مجموعهای دیگر از نظریه ها حاکی از آن هستند که رفتار ما به عنوان مصرفکننده فقط انعکاسی از ابعاد عقلایی هزینه ها و منافع یک فعالیت خاص مصرفی و آگاهی ما نسبت به آن نیست، همچنین رفتار مصرفی ما به طور کامل نیز توسط ادراکمان از فعالیت مصرف به عنوان یک فرد توصیف نمیشود. در واقع رفتار ما تحت تأثیر چگونگی تفکرمان در مورد ادراک دیگران از فعالیتهای مصرفی ما و چگونگی تأثیر این موضوع بر جایگاه خودمان در جامعه نیز قرار دارد. ما به کشورهای صنعتی که در آن ها بیشترین فعالیتهای بازاریابی و مصرف جهانی رخ میدهد، «جوامع مصرفی» میگوییم. در یک جامعه مصرفی عمل مصرف از فرایند ارضای نیازها و خواسته های ابتدایی مصرفکننده فراتر میرود و به مکانیزم اصلی ایجاد روابط اجتماعی در آن تبدیل میگردد. در یک جامعه مصرفی ، فرایند مصرف به راهی پذیرفته شده به سمت شادی، ابراز وجود ، معنا و جایگاه اجتماعی، ثروت ملی و موفقیت تبدیل شده است . جامعه مصرفی عامل اصلی رفتارهای مصرفی است که رشته بازاریابی با آن ها روبرو میشود. یک فرد برای عضویت در یک جامعه مصرفی باید آنقدر قدرت خرج کردن پول داشته باشد که بتواند آن نوع گزینههای مصرفی را انتخاب کند که فراتر از نیازهای ابتدایی وی هستند و تصمیماتی بگیرد که بازتاب حس هویت و علایق او به عنوان «مصرفکننده» است (Belz et al , 2012, p : 73) .

در بازایابی مرسوم اگر فردی نتواند یک محصول را خریداری کند، جزیی از بازار هدف به حساب نمیآید و در نتیجه نیازها و علایق وی لحاظ نمیگردند، هر چند که بازاریابی و مصرف کالا توسط دیگران ممکن است آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. دیدگاه مرسوم محیط بازاریابی بر اساس تأثیری که روندهای اجتماعی، اقتصادی و فناوری روی بازیگران یک بازار خاص دارند تعریف میشود. اثری که رفتار بازیگران یک بازار به طور گسترده روی جامعه و اقتصاد دارد به ندرت در بازاریابی لحاظ میشود. یک دلیلی که بازاریابی مرسوم در رویارویی با مقوله پایداری در کش و قوس است این است که چارچوب مرجع آن جامعه مصرفی و رفتار حداقل جمعیت جهانی است که در آن زندگی میکنند. در یک جامعه مصرفی بسیاری از هنجارهای اجتماعی که عوامل تأثیرگذار قدرتمندی روی رفتار هستند، مبتنی بر مصرف میباشند. به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی برای انجام رفتارهایی با محوریت پایداری حائز اهمیت میباشد. تمایل مصرفکنندگان به تغییر رفتارشان جهت دستیابی به منفعتی همگانی تحت تأثیر باور آن ها در مورد این خواهد بود که آیا دیگران هم رفتارشان را به همین صورت تغییر خواهند داد یا خیر. علاوه بر این اینکه چقدر رفتارهای مصرف پایدار عادی به نظر میرسند نیز تأثیری معنادار بر تمایل مصرفکنندگان به انجام این رفتارها دارد (Thogersen,2005) .
۲ – ۱ – ۴ – ر . بهره گیری از رفتار مصرف کننده در جهت پایداری
سؤال کاربردی پیش روی یک بازاریاب پایداری این است که چگونه از دانش به دست آمده راجع به رفتار مصرفکننده در تشویق آن ها به رفتارهای پایدارتر استفاده کرد. اقدامات اولیه در این زمینه از رویکرد بازاریابی مرسوم در شناسایی و پاسخگویی به جنبههای خاص مصرفکنندگان در جهت تأثیرگذاری بر ترجیحات مصرفی آن ها به نفع محصولات و برندهای خاص تبعیت میکرد. به بیان دیگر تلاش بر این بود که از دغدغههای مصرفکنندگان در این زمینه جهت تحریم برخی شرکتها و محصولات بهره برد و آن ها را به خرید محصولات و خدمات پایدارتر تشویق کرد. این تأکید بر خرید محصولاتی متفاوت و بهتر فقط بخشی از چالش بهرهگیری از رفتار مصرفکننده در جهت پایداری بود. برای پیشروی به سوی پایداری لازم است که در سه زمینه نظری و عملی مرتبط با رفتار مصرفکننده پیشرفتهایی صورت گیرد :
۱٫ رفتار مصرفکننده پایدار باید از خرید محصولات و خدمات پایدار خاص فراتر رفته و کل فرایند مصرف را در دامنه گستردهای از محصولات و خدمات در برگیرد، مخصوصاً آنهایی را که بیشترین تأثیرات را دارند (مانند منازل، غذا ، سفر) .
۲٫ رفتار مصرفکننده پایدار باید بخشی از بازار که بیشترین نگرانی را در مورد پایداری دارند، فراتر رفته و بازار انبوه را در برگیرد .
۳٫ برای تغییر از شرایط که در آن سبکهای زندگی و مصرفی ناپایدار هنجار محسوب شده و متداول هستند، به سمت شرایطی که در آن رفتار مصرف و سبک زندگی پایدار هنجار اجتماعی به شمار میآیند، بازاریابان تجاری باید به نحوی اثربخش در رابطه با تغییر رفتار عمل کنند. برای رسیدن به این مهم فقط درک عوامل محرک مصرفکنندگان در جهت پایدارتر کردن رفتارشان کفایت نمیکند بلکه باید مشخص شود که مصرفکنندگان برای این کار با چه موانع اقتصادی، عملی، روانشناختی و اجتماعی رو به رو خواهند شد (Belz et al, 2012, p:81) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۵-۴ فوت موکل یا وکیل
عقد وکالت از عقود جایز است و هر عقد جایزی با فوت یکی از طرفین باعث انحلال عقد است و اختصاص به عقد وکالت ندارد. از لحاظ تحلیلی در عقد وکالت موکل اختیار خودش را به وکیل واگذار میکند با فوت او آن اختیار از موکل سلب می شود بنابرین چیزی برای وکیل باقی نمی ماند اگر وکالت در مورد امری مالی باشد با فوت موکل دارایی به ورثه منتقل میگردد و تصرفات وکیل در مورد وکالت اقدام در تصرف مال غیر است و فضولی شناخته می شود هر چند که وکیل از فوت موکل اطلاع نداشته باشد و نمی تواند مورد فوت موکل را مانند عزل وکیل دانست و بر آن بود تا اطلاع وکیل از فوت موکل وکالت باقی است زیرا در آنجا موکل باقی است بعلاوه در مورد عزل قول مشهور حکم استثناء را پذیزفته است با فوت وکیل هم بدیهی است که نیابت در تصرف قابل انتقال به ورثه نیست هر چند که ورثه همان تخصص را داشته باشند پرونده های وکالتی دادگستری داشته باشد(مدنی، ۱۳۸۲: ۱۸۸،۱۸۷)


دیگر آنکه مبنای اختیار وکیل در تصرفات خود «اذن» موکل است و در نتیجه فوت و جنون موکل منبع زاینده اذن قطع می شود و با جنون وکیل موضوع خود را از دست میدهد.( کاتوزیان، ۱۳۸۲: ۲۰۹ )
در صورت فوت موکل یا وکیل، چون وکالت از عقود اذنی است و وابسته به شخصیت وکیل و موکل است با فوت هر کدام وکالت پایان مییابد و اطلاع پیدا کردن وکیل از زمان و خبر فوت موکل هیچ تأثیری در پایان یافتن وکالت ندارد لذا در صورت فوت موکل و خبردار نشدن وکیل اعمالی را که وکیل انجام میدهد باطل است.
نمایندگی در صدور اسناد تجاری عقد لازم است یا جایز؟ عقد لازم عقدیست که هیچ یک از دو طرف معامله نمی توانند آن را بهم بزنند مگر از دو طریق استثنایی که قانون پیشبینی کردهاست
-
- توافق ادارده دو طرف که اقاله گویند.
- وجود علت قانونی که خیار نام دارد. خیار عبارت از حق فسخ معامله است که قانون به جهتی از جهات به یک یا هر دو طرف معامله میدهد تا بتوانند عقد را بهم بزنند.
عقد جایز، نقطه مقابل عقد لازم است و عقدیست که هر یک از دو طرف هر وقت اراده کنند آن را فسخ کنند مثل عقد وکالت. برای آن که عقد جایزی به صورت یک عقد غیر قابل فسخ در آید، می توان آن را ضمن عقد لازم درج کرد.(شهیدی،۱۷:۱۳۹۰).
در قانون مدنی به جایز بودن عقد وکالت اشاره مستقیم نشده است ولی با بررسی قانون مدنیو قوانین خاص مشخص می شود که عقد وکالت جایز میباشد چون ماده ۶۷۸ قانون مدنی تصریح دارد وکالت به طرق زیر مرتفع می شود.
به عزل موکل
به استعفا وکیل
به موت یا به جنون وکیل یا موکل
و نیز ماده ۹۵۴ قانون مدنی مقرر میدارد. کلیه عقود جایز به موت احد طرفین منفسخ می شود و همچنین به سفه در موارد که رشد معتبر است. با این مطالب به جایز بودن عقد وکالت میرسیم.
۳-۵-۵از بین رفتن موضوع وکالت
بر طبق ماده ۶۸۳ هر گاه متعلق وکالت از بین برود… وکالت منفسخ می شود کسی وکالت دارد که دارایی دیگری را اداره کند شخص موکل دارایی اش با حکم قطعی قضایی مصادره شده و چیزی برای اداره باقی نمانده در این صورت وکالت منفسخ و پایان رفته است مورد وکالت فروش مال التجاره ای باشد که در راه است یا غرق کشتی و باقی نماندن مال التجاره ای باشد که در راه است یا غرق کشتی و باقی نماندن مال استجاره وکالت فنسخ و پایان رفته است گاهی ممکن است مورد وکالت موقتاً به جهتی از جهات عملی نباشد ،مثلاً وکالتی که برای فروش ملکی است موقتاً آن ملک بازداشت شده وکالت باقی است،بعد از رفع بازداشت وکیل میتواند مورد وکالت را انجام دهد(مدنی، ۱۹۰:۱۳۸۲).
ماده ۶۸۳(ق.م) میگوید «هرگاه متعلق وکالت از بین رفتن متعلق وکالت از بین برود وکالت منفسخ می شود» منظور از کلمه (از بین رفتن متعلق وکالت) تلف شدن مورد ان است چنان که هرگاه مورد وکالت فروش مال استجاره ای باشد و ان دچار حریق گردد زیرا انجام امر وکالت در اثر اینکه موضوع منتفی است غیر مقدور می شود و عقد منفسخ میگردد.
در صورتی که انجام امر وکالت به جهتی از جهات موقتاً ممتنع گردد، وکالت منفسخ نمی شود. چنان که هرگاه مورد وکالت مالی باشد و از طرف مقامات مصالحه به جهتی بازداشت شود مانند آن که مورد قرار تامین یا برگ اجرایی قرار گیرد ، پس از رفع بازداشت وکیل میتواند آن را به غیر واگذار نماید و همچنین هرگاه فروش مالی که مورد وکالت است سرقت شود و یا غرق گردد این امر خللی به وکالت وارد نمی آورد و پس از به دست آمدن آن مال وکیل میتواند به امر وکالت اقدام نماید(امامی:۳۵۵).
از بین رفتن موضوع وکالت ممکن است در اثر حوادث خارجی یا اقدام اشخاص ثالث باشد. (کاتوزیان،۲۱۴:۱۳۸۲).
پس اگر در وکالت در صدور اسناد تجاری(برات، سفته و چک) بر اثر حوادث خارجی یا اقدام اشخاص ثالث سند از بین برود چون موضوع وکالت از بین رفته دیگر چیزی برای وکالت نیست در نتیجه وکالت منحل می شود در صورت تقصیر وکیل ،مسئول خسارت بر موکل خواهد بود.
۳-۵-۶ عمل منافی وکالت از جانب موکل
طبق ماده ۶۸۳ «هرگاه…موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل باشد به جا باشد، مثل اینکه مالی را که برای فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد، وکالت مفسخ نمی شود»وکیل انتخاب کرده که مال را بفروشند خود موکل آن مال را وقف میکند- به وکیل وکالت داده ملکی را اجاره دهد، خود موکل آن را می فروشد. زمین است مالک وکالت داده با شرکت توزیع مواد نفتی قرارداد و برای جایگاه فروش بنزین منعقد نماید ، قبل از اینکه وکیل در این راه قدم بردارد، موکل چند طبقه ساختمان در آن زمین میسازد. وکالت منتفی میگردد. (مدنی، ۱۹۰:۱۳۸۲).
ماده «۶۸۳» ق.م. میگوید : «هرگاه … موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل باشد به جا آورد مثل اینکه مالی را برای فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد وکالت منفسخ می شود».
قانون مدنی در ماده مذبور پس از ذکر انجام مورد وکالت به وسیله موکل که امثال آن را در ذیل ماده بیان نموده است ما به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل باشد مانند هبه یا صلح و یا انتقال مالی که وکالت فروش آن داده شده موجب انفساخ وکالت دانسته است. انفساخ وکالت در مورد مذبور مانند از بین رفتن مورد وکالت از نظر منتفی شدن موضوع تعهد میباشد و بدین جهت قانون آن دو را در یک ماده بیان کردهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اکنون برای برقراری تعادل، لازم است که تغییر نگرش یا در شخص A نسبت به شخص B (حالت ب) یا موسیقی صورت گیرد (حالت ج) و یا شخص B نگرش خود را نسبت به موسیقی تغییر دهد (حالت د). پیشبینی نظریه تعادل این است که شخص A و شخص B با سبک و سنگین کردن قضایا و سنجیدن جوانب امر (مثلا اینکه برای شخص A از دست دادن شخص B مهمتر است یا عدم علاقه): انتخاب خود را در جهت ایجاد تعادل انجام خواهند داد (کریمی، ۱۳۸۰).


ب) نظریه توافق[۴۹]
دیدگاه توافق به وسیه آزگود و تانن بوم[۵۰] (۱۹۵۵) عرضه شده است. این دیدگاه که با موقعیتهایی سادهتر از دیدگاه تعادل سروکار دارد، تقریبا به طور کامل توجه خود را به اثری که یک فرد با موضعی مثبت یا منفی نسبت به یک شی یا شخص دارد، متمرکز کردهاست. و این شاید سادهترین موقعیت تغییر نگرش باشد. بدین صورت که وقتی شخص A چیزی خوب یا بد درباره شخص (یا موضوع یا شی) B میگوید این سخن اثری بر روی نگرش شخص دیگر نسبت به A و B میگذارد؟
در این دیدگاه ابتدا به هر شخص یا شی ارزشی بین ۳- تا ۳+ داده میشود. رتبه ۳+ به این معنی است که رتبه دهنده حداکثر ارزش مثبت را برای چیزی قایل است و رتبه ۳- به معنی دادن حداکثر ارزش منفی به آن است. و رتبه صفر بدین معنی است که او نگرشی خنثی و بیتفاوت نسبت به آن موضوع دارد.
طبق پیشبینی این دیدگاه، چگونگی ارزشیابی یک فرد از فرد دیگر، ارزشیابی ما از هر دو آن ها را تحت تأثیر قرار میدهد بدین ترتیب که نخست، برای رسیدن به توافق، ارزشیابی ما از آن دو شخص باید به مقداری برابر با مقدار مورد اختلاف بین آن ها تغییر یابد، به طوری که ارزشیابی نهایی ما بستگی به اختلاف اولیه ارزشیابی ما از آن ها دارد. اگر کسی که ما او را به طور متوسط دوست داریم (۲+)، چیز مثبتی درباره کسی بگوید که ما در حد متوسط به او علاقه داریم (۲+)، اختلافی وجود نخواهد داشت (دو رتبه را از هم کم میکنیم). اگر ما یکی از آن ها را (۲+) و دیگری را (۱+) ارزیابی کرده باشیم، مقداری عدم توافق وجود خواهد داشت؛ اما آن دو تقریبا مساویاند. اگر کسی که ما او را (۲-) ارزیابی کردهایم، کسی را که در حد (۲+) ارزشیابی کردهایم، ستایش کند، اختلاف کاملا قابل توجهی (۴ نمره) خواهد داشت (دو رتبه را از هم کم میکنیم). همین اصل در مورد ارزشیابیهای منفی نیز صادق است متنها برعکس. هر چه فاصله نمرههای دو نفر از هم بیشتر باشد، طبیعیتر است که آن دو یکدیگر را دوست نداشته باشند و عدم توافق موجود کمتر باشد. هر چند رتبه آن ها نزدیکتر باشد، عدم علاقه آن ها به یکدیگر سبب ناهماهنگی بیشتر خواهد بود و در نتیجه عدم توافق بالاتر خواهد رفت. (کریمی، ۱۳۸۰)
دیدگاه توافق این واقعیت را که شیوه های گوناگونی برای حل ناهماهنگی وجود دارد، بسیار مورد اهمیت قرار میدهد. اگر یک فرد نژادپرست بشنود که یک نژادپرست مشهور درباره فلان گروه ضد تبعیض نژادی حرفهای خوبی زده است، این وضع به روشنی یک وضع نامتعادل یا ناموافق است و میدانیم که تمایلی بسیار قوی برای رفع چنین عدم هماهنگی در شخص به وجود میآید. با توجه به دیدگاه توافق، نژادپرست مشهور گروه ضد تبعیض که اولی در وضعیت ۳+ و دومی در موقعیت ۳- است هر دو به سطح خنثی میرسند؛ چون هر دو به یک میزان افراطی هستند، هر دو به مقدار برابر جابهجا میشوند. این یک راهحل ممکن برای رفع ناهماهنگی است؛ اما تنها راهحل نیست. دیدگاه توافق نکتهای را در خود گنجانیده است که تصحیح برای شک[۵۱] نام دارد. زمانهایی پیش میآید که اطلاعات رسیده به ما چنان غیرمحتمل است که به جای تغییر دادن نگرشهای ما برای حل ناهماهنگی، تصمیم میگیریم که اطلاعات باور نکردنی است. نکته اینجا است که ما دو انتخاب داریم: یا نگرش خود را تغییر میدهیم تا ناهماهنگی کاهش یابد و یا اگر شکاک باشیم، اطلاعات را طرد میکنیم و نادیده میگیریم (کریمی، ۱۳۸۰).
ج) نظریه همسازی شناختی[۵۲]
این الگو بر این مبنا استوار است که انسان پذیرنده اطلاعاتی است که با نگرشهای او هماهنگی داشته باشند. اطلاعات ناهماهنگ از نظر روانی برای شخص ناخوشایند است و او سعی میکند آن ها را به نحوی تغییر دهد که با نگرشهای وی همخوان شوند و یا نگرش خود را تغییر داده با اطلاعات دریافتی هماهنگ کند. لئون فستینگر[۵۳] در نظریه ناهماهنگی شناختیاش میگوید وقتی دو شناخت همزمان ولی نامتجانس برای فرد پیش میآید او را دچار ناهماهنگی شناختی میکند و شخص در چنین حالتی غالبا دست به توجیه رفتار خود میزند یا نگرش خود را تغییر میدهد (کریمی، ۱۳۸۰).
د) نظریه قضاوت اجتماعی[۵۴]
این نظریه مبنا را بر آگاهی فرد از نگرشهای او و اینکه، چه نگرشهایی را میپذیرد، گذاشته است. این نظریه از «فیزیک روانی»[۵۵] متأثر است و معتقد است که قضاوتهای شخص در مورد پدیدهها تحت تأثیر معیار درونی است که فرد برای سنجش اطلاعات رسیده به کار میگیرد. همچنین بر طبق این نظریه، پذیرش یک دیدگاه تازه بستگی به این دارد که پیام مذبور در گستره پذیرش[۵۶]، یا گستره طرد[۵۷] یا گستره عدم التزام[۵۸] او قرار دارد. پیامهایی زودتر پذیرفته میشوند (نگرش را تغییر میدهند) که یا در گستره پذیرش باشند و یا در گستره عدم التزام (کریمی، ۱۳۸۰).
الگوهای کارکردی[۵۹]
قضیه بنیادی یک الگوهای کارکردی این است: مردم نگرشهایی را حفظ میکنند که با نیازهای آنان جور درمیآید. برای تغییر دادن آن نگرشها ما باید بدانیم که آن نیازها چه نیازهایی هستند. دو الگوی کارکردی تقریبا مشابه، یکی به وسیله کاتز (۱۹۶۰[۶۰]) و دیگری به وسیله اسمیت[۶۱] و همکاران (۱۹۵۶) وضع شده است. هر یک از این دو الگو فهرستی از کارکردهایی را که نگرشها در خدمت آن ها هستند، فراهم کردهاند. اظهار نظرهای این الگوها را میتوان به صورت زیر عرضه کرد:
نخست، نگرشها، ممکن است کارکردی ابزاری[۶۲]، سازگار کننده[۶۳] یا سودبخش[۶۴] باشند. به اعتقاد کاتز، یک فرد نسبت به اشیایی نگرش مثبت پیدا میکند که در برآوردن نیازهای او و یا در جلوگیری از رویدادهای منفی برای وی مؤثر باشد. دوم، اینکه نگرشها ممکن است دارای کارکرد دفاع از خود یا برونی کردن باشند، یعنی یک نگرش ممکن است ایجاد شود یا تغییر کند تا از فرد در برابر «اقرار به موقعتیهای بنیادی درباره خودش یا واقعیتهای تلخ در جهان بیرون حمایت کند.»
سوم اینکه، نگرشها ممکن است دارای کارکرد دانشی باشند. به این کارکرد ارزیابی موضوع نیز میگویند، نگرشها ممکن است شکل گیرند یا تغییر یابند تا به آنچه بینظم و درهم آمیخته است معنی و مفهوم بخشند.
چهارمین کارکرد نگرشها، ابراز ارزشها است. بر طبق گفته کاتز مردم از ابراز وجود به وسیله نگرشهای خود رضایت خاطر کسب میکنند، اما اسمیت معتقد است که این کارکرد چهارم نگرشها در خدمت کارکرد خاصی یا ارضای نیازی واقعی نیست، بلکه صرفا بازتابی است از جنبههای کلیتر شخصیت فرد (کریمی، ۱۳۸۰).
نگرشها و آموزش و پرورش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار اول : وجود اظهارات خلاف واقع
اطلاعاتی که به وسیله یک طرف قرارداد بیمه به طرف مقابل منتقل می شود، در سنجش و فعل و انفعالات طرف مقابل برای انعقاد قرارداد مؤثر است. حال اگر چنین اظهاری برخلاف واقعیت نبوده یا حداقل برداشت و تصور غلطی را در ذهن مخاطب ایجاد نکند، اظهارات خلاف واقع محسوب نشده و عنوانی برای ایجاد مسئولیت نخواهد بود. از حیث زمانی هم ملاک برخلاف واقع بودن زمانی است که بر اساس آن اظهارات عمل می شود. بر این اساس حالتهای زیر در این خصوص قابل فرض هستند؛[۲۰۵]


۱- اظهارات در زمان بیان و در زمان انعقاد بیمهنامه، برخلاف واقع باشند.
۲- اظهارات درزمان بیان خلاف واقع بوده ولی در زمان انعقاد بیمهنامه، واقعیت یافته باشند.
۳- اظهارات در زمان بیان مطابق حقیقت بوده ولی در زمان انعقاد بیمهنامه، به دلیل تغییر اوضاع احوال خلاف واقع باشند.
۴- اظهارات هم در زمان بیان و هم در زمان انعقاد بیمهنامه بر اساس آن مطابق واقع باشند.
فرض چهارم خارج از موضوع اظهارات خلاف واقع است. در فرض اول نقض وظیفه ارائه اطلاعات آشکار بوده و مسئولیت ایجاد می شود. فرض دوم اگرچه نشان دهنده فقدان حسننیت طرف قرارداد است، اما با توجه به آنکه در نهایت با توجه به اینکه آنچه بر تصمیم طرف مقابل تاثیر گذاشته منطبق بر واقع بوده، نمی توان قائل به مسئولیت شد، به ویژه در حالتی که اظهارات خلاف واقع عمدی نبوده باشد. در فرض سوم نیز طرفی که اظهارات را بیان داشته موظف به اطلاعدادن تغییر اوضاع احوال عمده میباشد، در غیر این صورت نقض تعهد محقق خواهد شد. بنابرین در بین موارد بالا فرض اول و سوم داخل در عنوان اظهارات خلاف واقع بوده و مسئولیت نقض تعهد با جمع سایر شرایط محقق می شود.
گفتار دوم : بیان نادرست یا کتمان حقایق در مورد یک واقعیت موجود
اظهارات خلاف واقع در عقد بیمه زمانی از اسباب ایجاد مسئولیت خواهند بود که در مورد واقعیت خاص موجود و یا واقعه مربوط به گذشته باشد؛ به عبارت دیگر این اظهار دربردارنده یک امر واقعی باشد نه یک امر فرضی. در حقیقت برای آنکه اظهارات خلاف واقع اثر حقوقی داشته باشند، باید ثابت شود که از لحاظ قانونی مسئولیتزا هستند. بنابرین ستایش یا اعلام اغراقآمیز، اظهار قانون، اظهار عقیده یا اظهارات راجع به وقایع آینده تحت عنوان اظهارات خلاف واقع قرار نمیگیرند. همچنین باید اظهارات روشن و بدون ابهام بوده و راجع به امور اساسی باشد که طرف مقابل با اتکای به آن ها حاضر به انعقاد قرارداد بیمه شده باشد.[۲۰۶]
بند اول : اظهارات راجع به عمل یا قصد مربوط به آینده
اظهارات خلاف واقع یک شخص در مورد اینکه وی در آینده چه خواهد کرد یا در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، بیان خلاف واقع محسوب نمی شود. بهعنوان مثال در دفترچه راهنمای یک شرکت بیمه به غلط این نکته درج شده که شرکت در طول چهار سال آینده یک میلیارد سرمایهگذاری خواهد کرد، حتی اگر بیمهگذار بدین وسیله به خرید بیمهنامه از این شرکت ترغیب شده باشد، ایجاد مسئولیت نخواهد شد. اظهار واقعیت در ماهیت خود، اظهاری است در مورد واقعیت خاص موجود و یا فعل یا واقعه قبلی و عاری از عنصر آینده است، حال آنکه اظهار قصد واجد عنصری از آینده است.[۲۰۷]
بند دوم : اظهار عقیده یا اظهارات مبالغهآمیز
قاعده کلی این است که صرف اظهارنظر اشتباه راجع به امری، نقض تعهد اطلاعاتی محسوب نمی شود. بیمهگر یا بیمهگذار صرفا نظر خود را بیان میکنند و طرف مقابل در صورت تمایل خود باید در این زمینه تحقیق و بررسی نماید، مانند آنکه نماینده شرکت بیمه به متقاضی پیشنهاد دهد که به نظر او بیمه پسانداز آتیه کودکان بهتر از بیمه عمر میباشد. بنابرین اظهار نظری که از روی اشتباه صورت گرفته، نمیتواند دلیلی برای ابطال قرارداد باشد، حتی اگر طرف مقابل را به انعقاد قرارداد بیمه ترغیب نموده باشد. البته گاهی تمییز بین اظهار عقیده و اظهار واقعیت مشکل است، زیرا هر اظهارنظری، بیان حالت درونی و ذهنی شخص می باشد.[۲۰۸]
حقوق انگلستان در خصوص لزوم افشای تغییر عقیده، دارای احکام متعارضی است. با این وجود در پروندهای در سال ۱۸۶۴ یک شرکت بیمه به شرکت بیمه دیگری پیشنهاد بیمه اتکایی داده بود و بیان داشته بود بخشی از ریسک را حفظ خواهد نمود. در حالی که این امر تنها قصد وی بود. منتها قبل از قبول پیشنهاد بخشی از ریسک را انتقال داد. در این پرونده رأی داده شد که تغییر عقیده شرکت باید برای شرکت دوم افشا میشد.[۲۰۹]
در پرونده«Bist v. Vilkinson »، مالک مزرعهای که هیچگاه قبل از آن بهعنوان مزرعه گوسفندان مورد استفاده قرار نگرفته بود، به خریدار احتمالی اظهار داشت که به نظر او آن مزرعه میتواند ۲۰۰۰ گوسفند را در خود جای دهد. این یک اظهار نظر و نه اظهار یک واقعیت موجود تلقی شد.[۲۱۰]
همچنین اظهارات اغراق آمیز و ستایشگر موجب مسئولیت نخواهند بود. یک طرف قرارداد، باید بتواند به تبلیغات و آگهی بازرگانی و رقابت تجاری بپردازد؛ بهعنوان مثال عبارت کلیشهای نماینده بیمهگر مبنی بر اینکه « پوشش بیمه آتشسوزی شرکت ما بهترین و کاملترین نوع پوشش بیمه آتشسوزی در ایران است»، یک اظهار مبالغهآمیز است که از یک شخص متعارف انتظار میرود صرفا تحت تاثیر آن و بدون تحقیقات بیشتر اقدام به انعقاد قرارداد نکند.
بند سوم : اظهارات راجع به قانون
اظهارات نادرست در بیان یک قانون، موجب مسئولیت نمی شود. دلیل این امر این است که که فرض می شود طرفین قرارداد به عنوان اشخاص یک جامعه، به طور یکسان از قانون آگاهی دارند. این امر در صورتی صادق است که اظهار به سبب فراموشی یا تصور اشتباهی از قانون بیان شده باشد. از این رو بیان متقلبانه قانون، اظهار نادرست یک واقعیت است.[۲۱۱]
در پرونده (Solle v.Butcher) در دادگاه استیناف، بیان این نکته که آپارتمان موضوع قرارداد نو بوده و مشمول قوانین محدود کننده مال الاجاره قرار نمیگیرد، اظهار یک واقعیت محسوب شد.[۲۱۲]
گفتار سوم : انعقاد قرارداد بیمه با اتکا و اعتماد بر اظهارات خلاف واقع
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱ـ دوره انجماد اطلاعاتی در آن اطلاعات در کالای ساخته شده تنها در محدوده نیازهای فیزیکی اندوخته شده و بنابرین تکامل اساسی در کوانتومهای اطلاعاتی دیده نمیشود. در این دوره انسان مانند حیوان، دست به تولید انواع نیازهای خود میزند و تکامل بسیار کند است (دوره اطلاعات متوالی و ثابت متاثر از نیازهای فیزیکی)


۲- دوره دوم، دورهای است که بشر میان زندگی اجتماعی و راههای ارضای نیازهای فیزیکی خود رابطه برقرار میکند. عصر کشاورزی و شهرنشینی مربوط به این دوره است که در آن، میان قوانین حیات و نیازهای آدمی پلی برقرار میشود و همین حادثه، به افزایش نظم و نیز ایجاد اولین نظامهای طبقهبندی اطلاعاتی می انجامد. در همین ادوار بشر به اهمیت انتقال اطلاعات پی میبرد، چرخ اختراع میشود، اسب رام میشود و امپراطوریهای بزرگ شکل میگیرد
۳ـ دوره سوم، عبارت است از تاثیر اطلاعات بر فرایند تولید. اگر در عصر کشاورزی ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار بودند تا بشر با شناخت قوانین صوری آن ها، انقلاب کشاورزی خود را به پایان برساند، در دوره انقلاب فناورانه، بشر توانست به همه سازوکار اطلاعاتی در فرایند تولید خود دست یابد بدین ترتیب اولین سیستمهای سه وجهی به وجود آمدند و انقلاب صنعتی آغاز شد .
۴ـ دوره چهارم که در حقیقت دوره انقلاب انفورماتیک نامیده میشود، عبارت است از دورهای که فناوری مانند یک سیستم سه وجهی قادر است یک آنتروپی معادل آنتروپی حیات ایجاد کند. در حقیقت فناوری در مجموعه نظامهای خود قادر است یک سازوکار کامل بازیابی از منابع جرم و انرژی برقرار کند و بدین ترتیب مشابه طبیعت میان منابع مصارف خود ارتباط برقرار سازد. فرهنگهای مختلف به گونههای متفاوت با پدیده دانش فنی در حال تحول، رسانه های جدید و انقلاب اطلاعاتی برخورد میکنند». در این زمینه نظریه های متعددی وجود دارد. اما در این میان، شاید بتوان مهمترین آن ها را در سه نظریه؛ نظریه سهگانه (جامعه تودهوار)، جبر فناوری و نظریه اقتصاد سیاسی بیان داشت. نظریه سهگانه بیتردید یکی از سه مکتب فکری که در غرب بیشتر مورد بحث قرار میگیرد، جامعه تودهوار است. تشریح این موضوع از سوی محققان وسایل ارتباط جمعی و فرهنگ به ایجاد مثلث موسوم به نظریه سهگانه انجامیده است که در هر ضلع آن جامعه تودهوار، وسایل ارتباط جمعی (تودهای) و فرهنگ تودهوار قرار گرفته است. جامعه به یک نظام ارتباطی مبتنی بر واکنش متقابل میان افراد یا گروهها اشاره دارد و فرهنگ بر الگوی ارزشها، هنجارها، ایده ها و سایر نمادهایی که رفتار فرد را شکل میدهند، دلالت میکند. بنابرین، جامعه تودهوار به نوعی از جامعه اشاره دارد که در آن روابط میان افراد شکل تودهای به خود گرفته است. از آنجا که توده مردم در یک جامعه گرد آمدهاند نهادهای مرکزی و نظامهای ارزش محوری که در کار هدایت و مشروعیتدهی به نهادها هستند، مرزهای خود را گسترش دادهاند. افزون بر این، جامعه تودهوار یک جامعه صنعتی است و تقسیم کار، اعضای آن را بیشتر به یکدیگر وابسته کردهاست. رسوم و اخلاقیات به طور پیوسته در جریانند، روابط افراد نه رابطه ارگانیک که رابطه ناپایدار و جزء به جزء است. پیشرفتهای پیاپی فناورانه ـ به ویژه در ارتباطات و نوع حکومت این جوامع ـ طیف وسیعتری از مخاطب را طلب میکند. لذا سطح عملکرد باید هر چه بیشتر متوجه فصل مشترک ذایقهها باشد. طبق عقیده طرفداران این نظریه، خاستگاه فرهنگ تودهوار یا فرهنگ عامه، یکی از نتایج این فرایند است. هنگامی که فرد در این جوامع یک حس ذاتی «خویش» را از دست میدهد، نگرانیاش افزایش مییابد و برای آن که تکیهگاهی بیابد به جستوجوی عقاید تازه میپردازد(مرادی نژاد،۱۳۸۶).
نقش رسانه های آموزشی در فرایند یادگیری دانش آموزان
در کتاب « مبانی نظری تکنولوژی آموزشی » در این باره چنین می خوانیم :
اگر موضوع یادگیری را کالایی بدانیم، یادگیرندگان همانند مصرف کنندگان آن کالا به شمار میآیند و رسانه ها همان عواملی هستند که کالا را برای مصرف کنندگان ارسال میکنند.(مانند : تلویزیون ، رایانه ، رادیو و حتی جامعه ) یا کالا را بین مصرف کنندگان توزیع میکنند مثل معلم، پدر ،مادر، همسالان ، آشنایان و نزدیکانی که همواره سعی دارند نقش معلم را خود به عهده بگیرند.
دانش آموزان از هر رسانهای میآموزند؛ در مدرسه یا بیرون از مدرسه ، خواسته یا ناخواسته ، خواه موضوع مورد نظر برای آموزش تدوین شده باشد خواه تدوین نشده باشد ( به گواه میلیون ها پدر و مادر ) ، مشروط بر اینکه محتوای رسانه به گونهای باشد که توجه آنان را جلب کند. بسیاری از معلمان بر این باورند که آموختن از رسانه مسأله نیست ، آنچه که دشوار میکند این است که دانش آموز را از آموختن از رسانه بازداریم و مسأله واقعی این است که او را واداریم تا آنچه را که میخواهد، بیاموزد … بنابرین ، معلم باید با اعتماد و اطمینان خاطر کامل بداند که دانش آموزان با انگیزه از هر رسانهای خواهند آموخت ، مشروط بر این که آن رسانه به طور کامل مورد استفاده قرار گیرد و با نیازهای آنان منطبق باشد. شواهد موجود اعتماد ما را بیشتر به رسانه های آموزشی معطوف میکند تا به تمایز و فرق گذاشتن میان آن ها.
تاریخ پژوهش در زمینه یادگیری و رسانه ها را می توان شامل دو مسیر متمایز دانست، مسیر نخست رسانه ها در بیرون از محیط مدرسه همچون خانه را بررسی میکند و دیگری بر نقش رسانه ها به مثابه ابزار تدریس در محیط رسمی کلاس درس تأکید مینهد(عقیلی،۱۳۹۰).
سابقه پژوهش در مورد رسانه ها و یادگیری به دهه ۱۹۳۰ و بررسیهای « پین فاند» باز میگردد که طی آن نخستین کوششهای همه جانبه برای تحقیق در زمینه نقش رسانه ها در تأثیر گذاری بر باورها و بینشهای مردم درباره اجتماع ، سایر مردم و خود آنان انجام شد. این بررسیها برای آن انجام گرفت تا محتوای فیلم را بسنجند، نوع و ترکیب مخاطبان را مشخص کنند و آثار ناشی از قرار گرفتن در معرض رسانه ها را مورد ارزشیابی قرار دهند. بررسیهای پین فاند زمینه ساز بسیاری از اندیشههایی شد که بعدها سایر نویسندگان در مورد سه نوع یادگیری اشاعه دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تا قبل از سال ۱۹۲۰میلادی ، کنترل کیفیت ابتدا توسط مشتریان انجام می گرفت و بعد متکی بر بازرسی ، توسط افراد دیگر حریف صورت می گرفت .باید توجه داشت در هیچ حالتی بازرسی وحتی کنترل محصول به خودی خود باعث مرغوبیت کالا و خدمات نمی شود .در واقع بازرسی حداکثر میتواند محصولات را تفکیک و درجه بندی کند ونهایتا به جدا ساختن بعضی از محصولات و خدمات نامرغوب و با کیفیت پایین ،که شناسایی شده اند، منتهی شود و این کار موقتا از نارضایتی مشتری جلوگیری میکند ، لیکن از تولید محصول نامرغوب جلوگیری نمی کند . این روش تا سال ۱۹۶۰به طول انجامید (پروکوپنکو،۱۳۸۹: ۸۰)

در سال ۱۹۸۷ استانداردی تحت عنوان ایزو ۹۰۰۰ در کشور های مختلف وارد بازار شده ، در این استاندارد مدیران ملزم به رعایت شرایطی بودند تا کیفیت محصول حاصل شود .
بارعایت معیارهای استاندارد عرضه کنندگان حداکثر از پیش آمدن نارضایتی در مشتریان جلوگیری میکردند و هنوز تا رضایت فاصله زیادی داشتند .به بیان دیگر کنترل کیفیت به معنی انطباق با استانداردهای تعیین شده از سوی متخصصان فنی و کارشناسان نمی توانست رضایت ایجاد کند و لازم بود ویژگی های محصول از دیدگاه مصرف کنندگان نیز در نظر گرفته شود (کرباسیان،۱۳۹۰)
۲-۴ . تعریف کیفیت از دیدگاه فلسفی
از دیدگاه فلسفی کیفیت نه ذهن است و نه ذات ، بلکه یک هویت سومی است مستقل از این دو ، کیفیت چیزی است که نمی تواند به سادگی تعریف شود ولی چیزی است که همگان آن را می فهمند.
تعریف دیگری از منظر فلسفی ارائه شده است به این مضمون که کیفیت حالتی از تعالی است که بر خوب بودن مرغوبیت دلالت دارد و قابل تفکیک از مرغوبیت ضعیف است ، کیفیت دستیابی یا رسیدن به بالاترین حد استاندارد در مقابل نا جوری و تقلبی بودن است(کزازی،۱۳۸۸).
۲-۴-۱٫ تعریف کیفیت مبتنی بر محصول
تعاریف ارائه شده از این منظر حاکی از آن است که اختلاف در کیفیت ماحصل اختلاف در کیفیت برخی از صفات و مشخصه های مورد انتظار میباشد . کیفیت مجموعه ای از صفات است که در ویژگی های هر واحد محصول جای گرفته است (رضا زاده و رضایی زاده ،۱۳۹۱).
۲-۴-۲٫ تعریف کیفیت مبتنی بر مصرف کننده
کیفیت عبارت است از توانایی و ظرفیت برآورده کردن خواسته ها ، به عبارت دیگر در تجزیه و تحلیل نهایی یک بازار ، کیفیت یک محصول بستگی به این دارد که محصول مورد نظر تا چه حدی الگوهای ترجیحات مصرف کننده را به خوبی برآورده ساخته باشد.
از این دیدگاه کیفیت به معنی مناسب بودن برای استفاده نیز تعریف شده است (کرباسیان،۱۳۹۰: ۶۲).

۲-۴-۳٫ تعریف کیفیت مبتنی بر تولید
برخی از تعاریف تطابق با الزامات را به معنی کیفیت می دانند و برخی نیز کیفیت را حدی که یک محصول مشخص با طراحی یا مشخصات آن محصول تطابق دارد می دانند.
۲-۴-۴٫ تعریف کیفیت مبتنی بر ارزش
از این منظر کیفیت یعنی بهترین شرایط از نظر یک مشتری خاص که این شرایط عبارتند از استفاده واقعی و قیمت فروش آن محصول ، در برخی منابع نیز چنین ذکر شده که کیفیت عبارت است از درجه تعالی در یک قیمت قابل قبول و کنترل تغییرات در یک سطح هزینه قابل قبول (کزازی ،۱۳۸۸).
” کیفیت توسط مشتری تعیین میگردد نه توسط تولید کننده یا سرویس دهنده ” به عبارت روشن تر ” کیفیت مجموعه ای از خصوصیات و مشخصات یک کالا یا خدمات است که احتیاجات و رضایت مصرف کننده را تأمین میکند .” حال با نگاهی به موارد ذیل میتوانیم مفهوم کیفیت را بهتر درک کنیم :
- کیفیت توسط مشتری تعریف می شود :
مهمترین ویژگی کیفیت پیوند آن با مشتری است . کیفیت همان چیزی است که مشتری میگوید یعنی باید درست همان چیزی که او میخواهد به او داده شود . بنابرین رضایت مشتری بستگی به کیفیت کالا و خدمات ما دارد (رضا زاده و رضایی زاده،۱۳۹۱).
رضایت مشتری = کیفیت خروجی ( محصول یا سرویس ) + کیفیت ورودی ( فرایند)
یا
رضایت مشتری = کیفیت بالای توزیع مرسولات + کیفیت بالای قبول مرسولات
- کیفیت باید هم مشتری درونی و هم مشتری بیرونی را راضی کند :
ما دو نوع مشتری داریم : درونی و بیرونی. مشتریان بیرونی کسانی در خارج شرکت هستند که کالا یا خدمات را از ما دریافت میکنند و مشتریان درونی کسانی از همکاران ما هستند که فرایند بعدی کار ما را انجام میدهند.
- کیفیت باید در فرایند کار نیز همانند محصول و خدمات تواماً اعمال شود.
کیفیت در فرایند به مواردی اطلاق می شود که ما در انجام کار خود مراعات میکنیم تا نیاز مشتریان تأمین گردد . کیفیت کالا و خدمات ما بستگی به آن دارد که آیا مشخصات کالاها یا خدمات ما مطابق با خواسته های مشتری هست یا خیر ؟ معمولاً مشتری محصولی را ترجیح میدهد که به طور مناسب کار کرده و با خواسته های او مطابقت داشته باشد. دیگر خصوصیات کیفیت یک محصول عبارتند از :
بی نقص بودن ، قابل اطمینان بودن ، قیمت منطقی و معقول داشتن ، با دوام بودن ، خوش جلوه بودن.
کیفیت خدمات به این معنی است که خدماتی که به مشتری میدهیم باید او را راضی کند ، اطلاعات صحیح و دقیق به او بدهد ، خدمات مطابق برنامه او بوده و اطمینان بخش باشد ، همواره توجه خاص به وی داده شود .
کیفیت فرایند ، کیفیت محصول و کیفیت خدمات هرسه ارتباط کاملاً نزدیکی به یکدیگر دارند و هر کدام از دیگری تاثیر می پذیرد . بنابرین کافی نیست که تنها در یکی از موارد فوق درجه یک باشید . اگر بهترین تلویزیون دنیا را تولید میکنیم ما باید مطمئن باشیم که فرایند ساخت و فرایند خدمات ما درجه یک باشد. ( پروکوپنکو،۱۳۸۹ : ۷۸)
- کیفیت یعنی انجام کار درست و صحیح :
در دفعه اول و برای همیشه برای تأمین احتیاجات مشتریان درونی خود و همچنین مشتریان بیرونی ما نیاز به داشتن استاندارد صددرصد درست داریم . وقتی ما درباره دستیابی به هدف صددرصد درست صحبت میکنیم، منظورمان فکر کردن در مورد پروژه های بزرگ نیست . مهم این است که ما در کارهای کوچکی که انجام میدهیم هدف صددرصد درست بودن را رعایت کنیم. هر کاری که انجام میدهیم میتواند صددرصد درست باشد هم بار اول و هم در دفعات بعدی.
- کیفیت یک طریقه زندگی است .
کیفیت چیزی نیست که ما فقط در طول یک مسابقه ، به آن بپردازیم . کیفیت باید جزیی از فرهنگ کاری یک شرکت باشد. هریک از افراد یک شرکت باید نسبت به آن مسئول باشند و هر روز روی آن کار کنند (عالمی،۱۳۸۶).
۲-۵٫ تعریف کیفیت از نظر تعدادی از محققان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- مدیریت غیراجرایی: ایجاد کمیتههای هیئت مدیره از مدیران مستقل و غیراجرایی(شام لکمیته حسابرسی، حقوق و…)؛
-
- کنترلهای داخلی: طراحی،تدوین و استقرار کنترلهای داخلی مناسب (مالی، حقوقی، مدیریت ریسک، حسابرسی داخلی و …)؛
- اخلاق سازمانی: تدوین وگسترش آیین رفتار حرفهای و اخلاق سازمانی؛
هریک از این مکانیزمها، برفرآیندها و فعالیتهای شرکتها نظارت دارند و موجب ارتقای پاسخگویی و دستیابی به سایر هدفهای راهبری شرکتی میشوند.

۲-۲-۱-۴-۳٫ مقایسه دو سیستم
در سیستمهای درون سازمانی، شرکتها تحت حقوق مالکانه سهامداران درون سازمانیاند، سهامداران بر مدیران کنترل دارند، اما سهم بیشتر کنترل در دست گروه کوچکی از سهامداران درون سازمانی است، تفکیک حقوق مالکانه و مدیریت صورت نگرفته است.به طوری که مشکلات نمایندگی بندرت دیده می شود، تمرکز حقوق مالکانه در یک گروه کوچک از سهامداران (اعضای موسس، شرکت اصلی حقوق مالکانه قانونی) قرار دارد، انتقال ثروت از سهامداران اقلیت به سهامداران اکثریت وجود دارد. در قانون شرکتها حمایت قوی از سرمایه گذار دیده میشود و همچنین امکان سوء استفاده از قدرت از طرف سهامداران اکثریت وجود دارد. در حالیکه در سیستمهای برون سازمانی شرکتهای بزرگ تحت کنترل مدیران، در حقوق مالکانه سهامداران برون سازمانی هستند، مشکلات نمایندگی وجود دارد، حقوق مالکانه پراکنده است، کنترل در دست گروه بزرگی از سهامداران است و امکان مردمسالاری (توجه به حقوق) سهامدار متصور است. شکل(۲-۱)،روابط نظارت و پاسخگویی برقرار شده از طریق مکانیزم های داخلی و خارجی را نشان میدهد(بتشکن و رهبری، ۱۳۸۳).
سهامداران و سایر ذینفعان
مکانیزم های خارجی
مکانیزمهای داخلی
مدیریت شرکت
پاسخگویی
شکل ۲-۱٫روابط برقرارشدهازطریق مکانیزمهای داخلی وخارجی
۲-۲-۲٫ ساختارهای حقوق مالکانه
شرکتهای سهامی که در عرصه اقتصاد کشورها به کسب و کار میپردازند زائیده فرایند تکامل حقوق مالکانه شخصی هستند. فرآیندی که در طی آن گونههای متفاوتی از الگوهای فعالیت اقتصادی جمعی به بوته آزمایش گذاشته شده و در نهایت الگوی شرکت سهامی (عام) که یک قالب حقوقی است به عنوان گونه برتر ظهور کردهاست. امروزه این شرکتها با جذب منابع بسیار و تبدیل آن ها به کالاها و خدمات مورد نیاز جامعه نقش مهمی را در اقتصاد بازی میکنند. در این شرکتها دو نکته توجه را به خود جلب میکند. نخست آنکه در این الگوها مسئولیت مالکین محدود است و لیکن ریسک پذیرفته شده توسط خریداران سهام که مالک شناخته میشوند محدود نیست. نکته دیگر آن است که دارنده سهم در این شرکتها از حقوق عرفی و سنتی مرتبط بر حقوق مالکانه داراییها برخوردار نیست. آنچه که وی مالک آن است یک سهم یا گواهینامه است که نمود بیرونی سهم نسبی او از کل شرکت است. بنابرین، وی از حقی که یک مالک برای کنترل داراییاش دارد و در این مورد داراییهای شرکت است، برخوردار نیست (نمازی وکرمانی، ۱۳۸۷).

در شرکتهای سهامی عام حقوق شناخته شده مالکین برای کنترل و بهره مندی اقتصادی در یک قالب قرار نمیگیرند. به عبارت دیگر به درجات مختلف شاهد جدا شدن حقوق مالکانه از کنترل در این سازمانها هستیم. به تدریج با کمرنگ شدن اختیار اعمال راهبری مستقیم مالکین بر شرکت، کنترل به گروههای دیگری که هیئت مدیرهها و مدیران را تشکیل میدهند سپرده میشود. به علت ارتباط درونی و سلسله مراتبی بین این سه گروه تعاملی مابین ایشان شکل میگیرد که از دو وجه برخوردار است. نخست تعامل و تعادل قدرت مابین ایشان و شیوه ارتباط اجزاء تشکیل دهنده این مجموعه حاکم که در متون مدیریت راهبری شرکتی خوانده میشود دارای آثاری است که در سمت و سوی حرکت و عملکرد این شرکتها میتواند مؤثر واقع شود. دوم آنکه تعامل مورد اشاره در قالب یک ساخت حقوقی به نام شرکت سهامی صورت میپذیرد که استفاده از آن حسب متون سازمانی و مالی موجود با هزینه هایی همراه است که هزینه های نمایندگی خوانده میشوند. با توجه به نکات فوق، میتوان انتظار داشت که هر گونه تغییری در اجزاء ساختار راهبری شرکتها به تغییر مسیر حرکت راهبردی و عملکرد آن ها و نیز افزایش یا کاهش این هزینه های نمایندگی بیانجامد. در سال اخیر حضور سرمایهگذاران مختلف در جمع سهامداران شرکتهای سهامی عام از رشد چشمگیری برخوردار بوده است. کمیت و کیفیت حضور این سرمایهگذاران در جمع مالکین شرکتهای صنعتی به لحاظ تاثیری که بر ساختار حقوق مالکانه و نیز نحوه راهبری بر سازمان بر جای میگذارد در خور توجه است. زیرا راهبری ضعیف در شرکتها نه تنها باعث کاهش هزینه های نمایندگی نمیشود بلکه با افزایش هزینه جذب سرمایه قدرت رقابت شرکتها را نیز کاهش میدهد. بدین سبب این اثر سهم مالکانه این سرمایهگذاران در شرکتهای صنعتی نکته ای در خور دقت است (مهدویومیدری، ۱۳۸۴).
۲-۲-۲-۱٫ حقوق مالکانه نهادی
مطابق با ادبیات موجود، سرمایهگذاران نهادی شامل بانکها، شرکتهای بیمه، صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای سرمایهگذاری و سایر مؤسسههایی هستند که به خرید و فروش حجم بالایی از اوراق بهادار میپردازند و با بهره گرفتن از میزان بالای حق رأی در مجامع شرکتها به صورت مستقیم بر تصمیمات مدیریتی شرکتهای سرمایه پذیر مؤثر هستند (نوروشوهمکاران، ۱۳۸۸).
در یک ساختار راهبری شرکتی ضعیف، مدیران احتمالا دارای این انگیزه و توانایی هستند که در راستای حفظ منافع شخصی خویش، وضعیت مالی شرکت را به صورت غیر واقعی گزارش کنند. در این چارچوب و بر اساس فرضیه همسویی منافع شخصی، حقوق مالکانه مدیریتی به عنوان یک ساز و کار مهم در جهت محدود کردن رفتار فرصت طلبانه مدیریت در نظر گرفته میشود و با افزایش حقوق مالکانه مدیریتی نیاز به سایر ساز و کارهای راهبری شرکتی کاهش مییابد (وارفیلد و همکاران[۲۲]، ۱۹۹۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- سیاست
دولت در مراحل گوناگون رشد، با توجه به اهداف رشد و توسعه و انتخاب بهترین راههای مطلوب برای رسیدن بدان هدف ها، نقشی قاطع بر عهده دارد. به عنوان مثال، تصمیم کره جنوبی در انتخاب مسیر فن آوری پیشرفته، قبول این واقعیت بود که حل مسایل موجود در کشورهای در حال توسعه، نیاز به راهبردهای جسورانه و ابتکاری دارد. دولت کره با دست زدن به اقداماتی حمایتی ابتکاری تدابیر و راهبردهای عمیقی در جهت پیشبرد علم و فن آوری اتخاذ کرد (سوپ چی،۱۳۷۲). از جمله ابتکارات دولت کره جنوبی در این زمینه، توجه به توسعه علوم پایه، حمایت از فعالیت های اساسی و تحقیقاتی و دانشگاه ها و بر پایی بنیاد علوم و مهندسی کره، گسترش همکاری منظم مقابل میان دولت، دانشگاه ها، صنعت و مؤسسه های تحقیقاتی بود. مسئله اصلی در مورد سیاستگذاری علمی برای توسعه، این است که کشور در راستای توسعه ملی باید منابع کافی جهت بهره گیری ا ز علم و فن آوری نوین اختصاص دهد و با برنامه ریزی علمی به ایجاد مؤسسات تحقیقاتی پویا اقدام ورزد. یکی از مشکلات اساسی که در این خصوص در کشورهای در حال توسعه ظاهر می شود، چگونگی و کیفیت مؤسسات تحقیقاتی است که به منظور تامین زیر بنای علمی و تحقق اهداف توسعه ای تأسيس میگردند، ولی این نقش را به خوبی ایفا نمی کنند. زیرا این مؤسسات بیش تر به صورت واحدهایی جدا و بی خبر از آنچه که در اطرافشان می گذرد، و یا مراکزی صرفاً برای به کارگیری فارغ التحصیلان دانشگاهی در میآیند. یکی از دلایل پدید آمدن چنین وضعی فقدان تقاضای اجتماعی برای خدمات آن ها است، زیرا بخش های تولیدی ترجیح میدهند از راه ورود فن آوری خارجی که هم مطمئن و شناخته شده تر و هم مقرون به صرفه تر است، عمل کنند (لاریجانی، ۱۳۷۰).


ساختار خاص این گونه مؤسسات علمی و تحقیقاتی بیشتر تقلید از الگوهایی است که با شرایط جوامع کشورهای در حال توسعه تناسب چندانی ندارند و نوعی انگیزه انجام تحقیق برای تحقیق را در جهت ارضای علاقه شخص القا میکنند. لذا، کار افراد و محققان در این مؤسسات نیز عموماً بر حسب اهداف و هنجارهای اجتماع علمی بینالمللی جهت یافته است تا برحسب نیازهای واقعی جامعه. بدیهی است که تحقیقات در چنین ساختار و گرایش هایی بسیار مشکل میتواند در مسیر توسعه کشور قرار گیرد (لاریجانی، ۱۳۷۰).
عدم هماهنگی در سیاست گذاری، و هم هماهنگی بین سیاست گذاری و اجرا، عدم درک صحیح از لزوم اولویت بخشیدن به تلاش تحقیقات ملی، نادیده انگاشتن و غفلت ورزیدن در حمایت از پژوهش در حل مسایل و طرح های صنعتی، اقتصادی و فرهنگی باعث کاهش انگیزه در نوآوری و ارائه نظرات سازنده میگردد. حال آنکه با کمک به انجام طرح های تحقیقاتی و پژوهشی مراکز تخصصی و دانشگاهی می توان به خود کفایی مطلوب نایل گشت (حدادی، و حدادی، ۱۳۷۲). همچنین در سیاست گذاری و اداره جامعه، عدم رعایت قانون یا کم توجهی بدان، نظم و کنترل و هماهنگی و ارزیابی فعالیت ها منجمله امور تحقیقاتی را بی اثر میکند و مجموعه این عوامل، تحقیق را بی محتوا و سرمایه گذاریهای کشور را در این زمینه بی حاصل میسازد. متفکران و اندیشمندان ممالک توسعه یافته در کنار و همگام با سیاستگذاران و دولتمردان با وقوف و آگاهی کامل از این معضل به طرح و اجرای شیوه هایی می پردازند که چاره ساز مشکلات و درمان درد جامعه است.
- مدیریت
عدم وجود یک سازمان مرکزی قوی که فعالیت های تحقیقاتی دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی و امور پژوهشی وزارت خانه ها و سازمان های مختلف دولتی و بخش خصوصی را در راستای اهداف برنامه های توسعه ملی هماهنگ نموده و با شیوه های آزادانه ارزیابی نماید، در عداد مهم ترین موانع و عوامل بازدارنده تحقیقات پیشرفته در جهان سوم است. در واقع، چنین سازمان و تشکیلاتی مغز متفکر و طراح سیاست های تحقیقاتی کل جامعه محسوب می شود و میتواند به صورت بازوی توانا و نیرومند دولت در سرعت بخشیدن به اجرای برنامه های توسعه ملی عمل نماید. در غالب کشورهای پیشرفته چنین سازمانی وجود دارد و به دور از شکل و نوع حکومت به صورت وزارت تحقیقات یا سازمان ملی تحقیقات کلیه فعالیت های فوق الذکر را عهده دار است. برای مثال، در آلمان وزارت فدرال تحقیقات و فن آوری وجود دارد. در ایتالیا از هفت سال قبل به منظور توجه بیش تر به امر تحقیق، وزارت خانه ای با نام وزارت تحقیقاتی علمی ایجاد گردیده است. چنین سازمانی، در کنار سایر فعالیت ها می باید اولویت خاصی به تربیت و پرورش نیروی محقق و همچنین بازآموزی و تقویت توان تحقیقاتی موجود کشور بدهد و بخصوص تربیت مدیران تحقیق برای سطوح مختلف تشکیلات خود و در دانشگاه ها جهت عهده داری مسئولیت و هماهنگی پروژه های تحقیقاتی را وجهه همت قرار دهد (طبیبی،۱۳۷۳).
- خود باختگی
گروهی از مردم جهان در اثر تبلیغات کشورهای قدرتمند دچار باورهای غلطی گشتهاند که نتیجه آن چیزی جز عقب ماندگی و فقر نیست. خود باختگی در برابر کشورهای توسعه یافته، یکی از باورهای نادرست است. خود باختگان میپندارند که از نوآوری، نبوغ و استعداد بیبهرهاند و همیشه باید منتظر بمانند تا نظریه های علمی، اختراعات و اکتشافات کشورهای توسعه یافته به سمت کشورهای آن ها سرازیر شود. ناگفته پیدا است این باور با واقعیت بسیار فاصله دارد و خودباوری و تلاش بسیاری از کشورهای توسعه یافته امروزی که تا نیم قرن پیش بسیار عقب افتاده بوده اند دلیل بر این مدعاست (بهشتی، ۱۳۸۵).
۲-۱-۴- علم سنجی
ریشههای علم سنجی یا مطالعه ریاضیاتی و کمی علم و فن آوری که تا حدود در برگیرنده کتاب سنجی و تحلیل اقتصادی علم نیز می شود (دیوداتو[۲۰]، ۱۹۹۴) به اوایل قرن ۱۹ میلادی باز میگردد، زمانی که برخی جنبههای کتابسنجی در حوزه هایی نظیر حقوق اعمال می شد (شاپیرو[۲۱]، ۱۹۹۹ نقل در ریسرج ترندز[۲۲]، ۲۰۰۷). علم سنجی در طول دهه های گذشته تحت تاثیر برخی وقایع و پیشرفت ها رشد کرده و به یک حوزه کاربردی گسترده و شناخته شده تبدیل شده است. از جمله رخداد های تاثیرگذار بر رشد و توسعه علم سنجی می توان به معرفی ضریب تاثیر توسط گارفیلد[۲۳] در ۱۹۹۵، انتشار نمایه استنادی علوم[۲۴] در ۱۹۶۱، رشد و توسعه بانک های اطلاعاتی کتابشناختی در دهه های ۱۹۶۰و ۱۹۷۰، انتشار مجله ساینتومتریکس[۲۵] در ۱۹۷۸، تأسيس انجمن بینالمللی علم سنجی و اطلاع سنجی در ۱۹۹۳ و برگزاری همایش های دوسالانه، برخط شده نمایه استنادی علوم[۲۶] در اواخر دهه ۱۹۹۰، تأسيس پایگاه اسکوپوس[۲۷] در سال ۲۰۰۴ و کاربست روش های علم سنجی در سیاستگذاری و تخصیص منابع مالی توسط دولت ها در حوزه پژوهش اشاره کرد ( ریسرچ ترندز، ۲۰۰۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در دهه های اخیر، انواع مؤسسات شاهد تغییرات اساسی در زمینههای ساختار، کارکرد و سبکهای مدیریتی خویش بودهاند. مؤسسات کنونی اهمیت بیشتری جهت درک و انطباقپذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شدهاند و در کسب و به کارگیری دانش و اطلاعات روز به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوب تر به ارباب رجوعان پیشی گرفتهاند. چنین سازمانهایی نیازمند به کارگیری سبک جدیدی از مدیریت به نام مدیریت دانش میباشند (اورمزدی ، ۱۳۸۶).
امروزه در اوضاع رقابتی پیچیده و مبهم، سازمانها در حال تغییر و تحول مستمرند. موجودیت مادی که زمانی شرط اصلی موفقیت به شمار میرفت، به سر آمده به طوری که دارایی فیزیکی نسبت به دارایی فکری در کسب برتری از اهمیت کمتری برخوردار است. به عبارت دیگر امروزه هدف تغییر به صورت عمده به شکل نرم افزاری حادث می شود نه سخت افزاری که میتوان به صورت عینی یکی از این تحولات نرم افزاری را در به کارگیری فرایند مدیریت دانش در سازمانها مشاهده کرد (آراسته و رزقی شیرسوار،۱۳۸۹: ۷۲).

در این فصل ابتدا مبانی نظری تحقیق را تشریح و تببین میکنیم و سپس به پیشینه پژوهش حاضر میپردازیم.
۲-۱- سیر تحول و تاریخچه مدیریت دانش
مدیریت دانش از اواخر دهه ۱۹۷۰ مطرح گردید. با نزدیک شدن به اوسط دهه ۱۹۸۰و آشکارشدن اهمیت دانش و تاثیر آن بر حفظ قدرت رقابتی در بازارهای اقتصادی اهمیت ویژهای یافت. در این دهه بود که نظامهای مبتنی بر هوش مصنوعی و نظامهای هوشمند برای مدیریت دانش به کار گرفته شد و مفاهیمی چون فراهمآوری دانش، مهندسی دانش، نظامهای دانش محور و مانند آن رواج پیدا کرد (دراکر به نقل از حسن زاده، ۱۳۸۸).با نزدیک شدن به اوخر دهه ۸۰ میلادی میتوان سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش در مجلات حوزه مدیریت، تجارت و علوم کتابداری و اطلاعرسانی را مشاهده کرد. در همین دوران بود که اولین کتابهای مربوط به این حوزه منتشر شدند. با ورود به دهه ۱۹۹۰ فعالیت گسترده شرکتهای آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت به نحو چشمگیری افزایش مییابد. در اواسط دهه ۱۹۹۰ ظهور وب جهانی، تحرک تازهای به حوزه مدیریت دانش میبخشد. در سال ۱۹۹۵، اتحادیه اروپا طی برنامهای به نام اسپیریت بودجه قابل ملاحظهای را برای اجرای طرحهای مدیریت دانش اختصاص میدهد. اکنون در اوایل قرن ۲۱ مدیرت دانش برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه درآمده است (آزاد شهرکی، ۱۳۸۸: ۱۲). از سال ۲۰۰۰ به بعد، شرکتهای بزرگ اروپایی حدود ۵۵% درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص دادهاند (داوری، ۱۳۸۰). جدول۲-۱ گاهشمار مدیریت دانش را به طور خلاصه نشان میدهد.

روند زمانی
روند پیشرفت مفهوم مدیریت دانش
دهه ۱۹۷۰
مدیریت دانش مطرح میشود
دهه ۱۹۸۰
بر اهمیت مدیریت دانش افزوده و انتشارات مربوط به آن سیر صعودی میگیرد.
اوایل دهه ۱۹۹۰
فعالیت گسترده شرکتهای آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش
اوسط دهه ۱۹۹۰
شبکه های بینالمللی مدیریت دانش پدید میآید.
اواخر دهه ۱۹۹۰
مدیریت دانش در زمره فعالیتهای تجاری شرکتهای بزرگ درمیآید.
هزاره سوم
اختصاص حدود ۵۵ درصد درآمد شرکتهای بزرگ اروپایی به مدیریت دانش
جدول۲-۱: گاهشمار مدیریت دانش (حسن زاده، ۱۳۸۸: ۱۶)
مدیریت دانش، تلاش نوین قرن موسوم به عصر دانایی، برای حفظ، هدایت و افزایش هدفمند سرمایه های دانشی سازمانهاست و به این اشاره دارد که سرمایهگذاری در علم، بهترین و بیشترین سود را به بار میآورد (آراسته و رزقی شیرسوار، ۱۳۸۹: ۷۱).
گفتنی است دانشمندان بسیاری بحث مدیریت دانش را در ادوار گوناگون مطرح یا بسط دادهاند لیکن اجماع یکپارچهای در مورد تاریخ شروع پیدایش آن وجود ندارد. اما اخیراًً پایگاه اینترنتی اسکاجیت[۱۹]، منبع شروع و نقطه آغاز مفهوم مدیریت دانش را از سال ۱۴۴۰ میلادی با پیدایش صنعت چاپ و نشر مصادف میداند. در این سایت آمده است که در سال ۱۶۸۹ جان لاک اولین شخصی بود که دانش را تعریف کرد و سپس مک لاپ در سال ۱۹۶۲ تلفیق واژه مدیریت و دانش را با عنوان دانش صنعتی بیان کردهاست (آراسته و رزقی شیرسوار، ۱۳۸۹: ۷۲).
کارل اریک سویبی[۲۰]، حسابدار سوئدی، در دهه ۹۰ میلادی زمانی که مشغول ارزیابی ترازنامه مالی چند شرکت بزرگ سوئدی بود، متوجه نکته جالبی شد. بسیاری ازاین شرکتها پس از انجام عملیات طولانی حسابداری، ارزشی در حدود چند کرون سوئد و حتی یک کرون نشان میدادند .حال آن که قیمت واقعی این شرکتها که سهامداران حاضر به فروش آن بودند، بسیار بیشتر از قیمت هایی بود که سرمایه حسابداری نشان میداد. سویبی پس از بررسیهای مختلف متوجه گردید که بخش اعظم از این اختلاف (اختلاف بین ارزش شرکت ها دربازار سهام و قیمت داراییهای مشهود این سازمانها) به سرمایه های دانشی درون سازمان برمیگردد و برخاسته از توان دانشی این سازمان در حل مسائل تخصصی است. اما نکته جالب وارد نشدن این دارایی ها در ترازنامههای حسابداری بود، چرا که اساساً چیزی تحت عنوان مفهوم سرمایه های ناملموس[۲۱]وجود نداشت (آتشک و ماه زاده، ۱۳۸۸).

از سالهای پیش (تقریباً از جنگ جهانی دوم) محدود بودن سرمایه های ملموس و فیزیکی و نیازبه افزایش برنامه ریزی شده آن ها، منجربه خلق شاخههای علمی مختلف شده بود.
به عنوان مثال، برنامه ریزی خطی پژوهش عملیاتی، مکان یابی و تخصیص، طراحی کارخانه، تعمیرات و نگهداری، بهرهوری ماشینآلات، برنامهریزی تولید و … همگی در جهت مدیریت سرمایه های ملموس ایجاد شده بود، اما سرمایه های ناملموس تا آن زمان مورد توجه قرار نگرفته بود.
فعالیت سیوبی و پس از آن بکمن، نوناکا، ویگ و … باعث گردید، توجه صنعتگران و عالمان علوم صنعتی به سرمایه ای بس عظیم، یعنی سرمایهای که با وجود تولید اکثریت ارزش افزوده کالا، کمتر تحت مدیریت و سازمان دهی و برنامه ریزی افزایش قرارمیگرفت، جلب شود. در جدول ۲-۲ تاریخچه تکوین مدیریت دانش ارائه شده است.
رویداد
طرح کننده
سال
ترازنامه نامشهود
سیوبی / کونراد
۱۹۸۶
ابداع مفهوم مدیریت دانش
کارل ویگ
۱۹۸۶
یکی از نخستینها برای تکمیل مدیریت دانش در استراتژی تجاریاش
واتر هاوس
۱۹۸۹
یکی از نخستین مقالات منتشرشده در مورد مدیریت دانش
نوناکا و تاکوچی
۱۹۹۱
اهمیت به سرمایه فکری
تام استوارت
۱۹۹۱
یکی از نخستین کتابهای منتشرشده درمورد مدیریت دانش
کارل ویگ
۱۹۹۳
منبع دانش
پیتر دراکر
۱۹۹۴
نخستین کنفرانس مدیریت دانش
شبکه ارتباطی دانش مدیریت
۱۹۹۴
دانش به عنوان منبع بی پایان
استنفورد پال رومر
۱۹۹۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل(۲- ۳) پیشایندها و پسایندهای بازارگرایی (کوهلی و جاورسکی، ۱۹۹۰، ۷)
مؤلفه های پیشایندها و پسایندهای بازارگرایی را میتوان به شرح زیر بسط داد:
پیشایندهای پیش برنده یا بازدارنده بازارگرایی
عوامل مربوط به مدیریت ارشد: ارتباطات (فاصله بین حرف و عمل مدیریت)، ابهام مدیران میانی، ریسکگریزی مدیریت ارشد، تحصیلات و تحرک رو به بالا[۲۱] مدیران ارشد، نگرش مدیریت ارشد نسبت به تغییر و توانایی مدیران بازاریابی در جلب اعتماد مدیران غیر بازاریابی.
پویایی بین بخشی: تعارض بین بخشی، ارتباط و وابستگی بین بخشی و استقبال از نظرات دیگران.

سیستمهای سازمانی: بخشسازی (تخصصیسازی)، رسمیت، تمرکز، سیستمهای پاداش مبتنی بر بازار و پذیرش رفتار سیاسی.
۲-۲-۱-۳-۱) سازه بازارگرایی
اعتبار و تخصص منبع ایجاد هوشمندی
قابلیت اعتماد منبع ایجاد هوشمندی
چالشهای ناشی از هوشمندی
پذیرش سیاسی هوشمندی
۲-۲-۱-۳-۲)پیامدها یا پسایندهای بازارگرایی
پاسخ به مشتری: رضایت مشتری، بازگشت مشتری و همراه آوردن مشتریان جدید
عملکرد کسب و کار: بازگشت سرمایه، سود، حجم فروش، سهم بازار و رشد فروش.
پاسخ به کارکنان: همدلی و همکاری، رضایت شغلی و تعهد سازمانی

۲-۲-۱-۳-۳) متغیرهای واسطه تقویت یا تضعیفکننده رابطه بین بازارگرایی و عملکرد کسب و کار
متغیرهای طرف عرضه: تلاطم بازار، تلاطم تکنولوژیکی و رقابت
متغیرهای طرف تقاضا: شرایط اقتصادی – تجاری
کوهلی و جاورسکی (۱۹۹۳) در یک مطالعه مشابه با مطالعه اول نشان دادند که بازارگرایی با ریسگ گریزی و تأکید مدیریت ارشد بر گرایش به بازار، تعارض و وابستگی بین بخشی و تمرکز و سیستم پاداش به عنوان پیشایندها و با عملکرد کلی کسب و کار، تعهد سازمانی و همدلی کارکنان به عنوان پسایندها مرتبط است. همچنین ارتباط بین بازارگرایی و عملکرد در شرایط محیطی با درجات مختلفی از تلاطم بازار، شدت رقابتی و تلاطم تکنولوژی، قوی و مستحکم میباشد.
شکل(۲- ۴) در قالب یک رویکرد ترکیبی، رابطه بازارگرایی به عنوان یک رفتار، استراتژی های بازاریابی به عنوان فعالیت و بازگشت سرمایه به عنوان یک نتیجه را نشان میدهد. بازارگرایی، استراتژی های بازاریابی را تحت تاثیر قرار داده، خود نیز تحت تاثیر شدت رقابت، آشفتگی تکنولوژیکی و بازار و نرخ معرفی کالا و خدمات جدید و پویایی بازار قرار دارد (دوبنی و لافمن[۲۲]، ۲۰۰۳).
وابستگی بین اجزای رفتار- فعالیت- عملکرد می تواند مبنای برای قدرت باشد. در موقعیتهایی با شدت رقابت پایین، بازارگرایی سازمان بویژه در حوزه های ایجاد و انتشار اطلاعات مربوط به مشتری کم می شود. در عوض در محیطهای با شدت رقابت بالا وجه مشترک سازمانها این است که بازارگرایی و استراتژی های ارزش آفرینی برای مشتری مانند تمرکز و تمایز را دنبال می کند (دوبنی و لافمن، ۲۰۰۳).

اثر بازارگرایی بر استراتژیها و عملکرد کاربردهای مدیریتی فراوان مانند اجرای صحیح استراتژیها، تخصیص بهتر منابع، همگرایی فرهنگی در سازمان، کسب مزیت رقابتی پایدار و جلوگیری از انحراف تصمیم گیریها را در بر دارد (دوبنی و لافمن، ۲۰۰۳).
پیامد (عملکرد) فعالیت (استراتژیهای بازاریابی) رفتار (بازارگرایی)
پاسخ استراتژی
۱٫ تمایز
۲ نوآوری
۳٫ تمرکز
۴٫ رهبری هزینه
۱٫ ایجاد اطلاعات بازار (رسمی و غیر رسمی)
۲٫ انتشار اطلاعات بازار
۳٫ سودگرایی
۴٫ مشتری گرایی
۵٫ طراحی و ارائه پاسخ
۶٫ عوامل RSI
ROI
متغیرهای موقعیتی
۱٫ شدت رقابت
۲٫ پویایی تکنولوژی و بازار
۳٫ پویایی محصولات و خدمات
شکل(۲- ۴) مدل مفهومی: بازارگرایی، استراتژی و عملکرد (دوبنی و لافمن، ۲۰۰۳: ۵۸۰).
بر اساس پارادایم کلاسیک «ساختار عملکرد (پیامدهای) کسب و کار از تعامل بین محیطهای داخلی و خارجی بنگاه نشأت میگیرد. در این صورت مقیاسهای کوهلی و جاورسکی (۱۹۹۰) و نارور و اسلاتر (۱۹۹۰) انتزاعی به نظر میرسد. مدل بازارگرایی بسط یافته شکل(۲- ۵) با این رویکرد تناسب بیشتری داشته باشد.
بازارگرایی بسط یافته به عنوان اقدام
- ایجاد هوشمندی
– نشر هوشمندی
– پاسخگویی به هوشمندی
دامنه بسط یافته عوامل بازار
- مشتریان
– رقابت
– تامینکنندگان
– عوامل قانونی
– روندهای اجتماعی/ فرهنگی

– محیط کلان اقتصادی
عوامل محیط داخلی
- پیشایندهای فرهنگی(فرهنگ بازارگرا)
– پیشایندهای ساختار سازمانی(رسمیت، تمرکز و بخشی سازی)
– سایر پیشایندهای سازمانی (مدیریت ارشد، پویاییهای بین بخشی، سیستمهای سازمانی)
عوامل محیط خارجی
- پیشایندهای ساختاررقابتی(موانع ورود ، قدرت خریدار و قدرت تامینکننده)
– ویژگیهای بازار/ صنعت (نرخ رشد بازار، نرخ تغییر تکنولوژی)
– محیط حقوقی و قانونی (میزان مقررات دولت)
پیامدها
اقتصادی (بازگشت دارایی
، بازگشت سرمایه، بازگشت
فروش، سهم بازار نسبی، رشد فروش، میزان فروش محصول جدید، عملکرد کلی)
سازمانی( تعهد سازمانی، روحیه جمعی)
واسطهها
- انواع استراتژی
– عوامل طرف عرضه
– عوامل طرف تقاضا
شکل(۲- ۵) مدل بازارگرایی بسط یافته (ماتسونو و همکاران، ۲۰۰۵، ۳)
همان گونه که مدل بازارگرایی بسط یافته نشان میدهد، عوامل داخل سازمان و عوامل محیطی به عنوان پیشایندهای بازارگرایی محسوب میشوند و مفهوم بسط یافته بازارگرایی نیز گستره بیشتری از ذینفعان و عوامل بازار مانند تامینکنندگان، جنبه های مقرراتی، روندهای اجتماعی و فرهنگی و محیط کلان اقتصادی را در برگرفته است. به طور مشابهی اسلاتر و نارور (۱۹۹۵) در بسط این مفهوم منابع مرتبط با مزیت رقابتی و ارزش مشتری را معرفی نموده اند (ماتسونو[۲۳] و همکاران، ۲۰۰۵).
بر این اساس مدل بازارگرایی بسط یافته مؤلفههایی فراتر از فقط مشتریان و رقبا را در حوزه فعالیتهای مرتبط با هوشمندی سازمانی در بر می گیرند. سازه بازارگرایی بسط یافته به معنی «مجموعه ای از فعالیتهای ایجا و نشر هوشمندی و پاسخگویی به اجزای بازار (مانند رقبا، تامینکنندگان و خریدان) و عوامل تاثیرگذار ( اجتماعی، فرهنگی، قانونی و کلان اقتصادی) میباشد» (ماتسونو و همکاران، ۲۰۰۵).
۲-۲-۱-۴) فرهنگ بازارگرایی
بر اساس تعریف « نارور و اسلاتر[۲۴]» بازارگرایی را جزئی از فرهنگ سازمانی میداند که محصول رفتار افراد است «هاریس[۲۵]» فرهنگ را یک عامل تعیین کننده رفتار میداند. ولی معتقد است که فرهنگ از سه لایه تشکیل شده است:
۱- مصنوعات: ساختار سازمانی، استراتژی ها، سیستم ها، الگوهای رفتاری، نوع زبان…که در سازمان رایج است. بهعنوان مصنوعات در فرهنگ سازمانی محسوب می شود. مصنوعات قابل مشاهده و مهم میباشند.
۲- ارزشها: نگرشها و اعتقاداتی است که به طور گسترده در سازمان انتشار یافته است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جمالی (۱۳۸۹) طی تحقیقی با عنوان بررسی مهارت های سه گانه مدیریتی (ادراکی، انسانی، فنی) مدیران ادارات تربیت بدنی دانشگاه های سراسر کشور اظهار داشت امروزه مدیران برای توفیق در انجام وظایف خود باید نقش های متعددی را بپذیرند و برای ایفای آن ها به مهارت های خاصی نیاز دارند. لزوم اطلاع کافی از اولویت این مهارت ها در پست های مدیریتی از چالش های اصلی پیش روی مدیران ارشد و به ویژه مدیران ادارات تربیت بدنی دانشگاه هاست. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی مهارت های سه گانه مدیریتی مدیران ادارات تربیت بدنی دانشگاه های کشور انجام شد. نتایج نشان داد اهمیت مهارت های انسانی در تمام رده های مدیریتی در سلسله مراتب مدیریت و در هر سازمانی جزء لاینفک انجام وظایف مدیریتی محسوب می شود.


عباسی ( ۱۳۹۰ ) طی تحقیقی با عنوان راهکارهای تقویت و توسعه مهارت های ارتباطی در مدیران (مهارت های ارتباط رو در رو) نشان داد ارتباط رفتاری ، آموختنی است و این بیانگر این نظر است که ما با یادگیری درست و کسب مهارت های ارتباطی میتوانیم به اصلاح و بهبود رفتارهای ارتباطی خویش دست یابیم . بیشتر وقت، انسان ها در ارتباطات روزمره ، صرف گوش دادن و سخن گفتن میشود ، اما ترس از برقراری ارتباط و صحبت کردن در برابر جمع ، مشکلی است که بسیاری با آن رو به رو هستند و نمیدانند که چگونه یک ارتباط درست و مؤثر برقرار کنند . اهمیت این مشکل زمانی دو چندان می شود که در شغل مان و سازمانی که در آن کار میکنیم در برقراری ارتباط با مدیران ، همکاران و مراجعان عملکرد ضعیفی داشته باشیم .
عرضه و همکاران ( ۱۳۹۰ ) طی تحقیقی با عنوان مدیریت دانش و مهارت های ارتباطی مدیران با زیردستان در سازمان تربیت بدنی ایران نشان دادند که بین مهارت های ارتباطی مدیران و کارکنان (خودگشودگی، همدلی، حمایتگری، مثبت گرایی، خود نظمی، مهارت اجتماعی، نفوذ آرمانی و الهام بخشی و تحریک خردمندانه) با متغیرهای خلق و انتقال دانش ( مدیریت دانش ) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد . ارتباط مثبت و معنی دار بین مهارت های ارتباطی مدیران و مؤلفه های مدیریت دانش مبین آن است که برای اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش باید مدیران سطح مهارت های ارتباطی خود را ارتقاء دهند تا موجب خلاقیت کارکنان و پیشرفت سازمان شوند.
خیرمند و همکاران (۱۳۹۱) طی تحقیقی با عنوان بررسی رابطه بین مهارت های مدیریتی مدیران شعب بانک کشاورزی استان اصفهان با میزان کارایی شعب نشان داد که ۵۵ % کارایی شعب با مهارتهای سیاسی قابل تبیین بود که این مقدار با تأثیرگذاری مهارتهای انسانی به ۶۵ % ارتقا مییافت. نتایج همچنین نشان داد که در زمینهی مهارتهای مدیریتی با توجه به سطوح تحصیلات و سوابق خدمت، تفاوتی میان نظرات افراد نمونه وجود نداشت ولی با توجه به محل خدمت، تفاوتهایی مشاهده شد: مدیران شعب درجه اول، مهارتهای ادراکی بیشتر و مدیران شعب درجه چهار، مهارتهای سیاسی بیشتر داشتند.
تحقیقات انجام شده خارج از کشور
جانسون[۳۵] ( ۲۰۰۴ ) طی تحقیقات خود معتقد است سازگاری به تاثیرگذاری یک مدیر کمک میکند. زمانی که یک مدیر قادر به سازگاری سریع با شرایط غیر منتظره است، وی قادر به رهبری تیم خود نیز میباشد. سازگاری همچنین به این معنا است که یک مدیر میتواند خلاقانه فکر کند و راه حل های جدید برای مشکلات قدیمی پیدا نماید.
شلیفر[۳۶] ( ۲۰۰۶ ) طی تحقیقی با عنوان بهترین مهارت های مدیران اظهار میدارد که داشتن مهارت های مدیریتی متناسب تاثیر مثبتی بر عملکرد و موفقیت مدیران خواهد گذاشت . همچنین مدیران نه تنها باید افراد تحت سرپرستی خود رادرک کنند بلکه باید نسبت به تمایلات ، نگرانی ها و واکنش های آن ها تفاهم کامل نشان دهند.
لاوی[۳۷] (۲۰۰۷ ) طی تحقیقات خود معتقد است بالاترین رتبه ی مهارت ها برای مدیران در سال ۲۰۲۰ ، نخست ایجاد روابط ، دوم دارا بودن مهارت های ارتباطی قوی و سوم تحقق بخشی به اهداف ارزیابی شده است.
کومار[۳۸] (۲۰۰۷ ) طی تحقیقی در شهر حیدرآباد هند نشان داد که مدیران ارشد دانشگاه در انتقال مهارت های قدرشناسی ، نوآوری و ابتکار و روش تفویض اختیار به زیردستان، تأثیر دارند. از این مهارت ها، مهارت های انسانی و ادراکی مدیران بیشترین آمار را به خود اختصاص داد .
کووالسکی[۳۹] ( ۲۰۰۸) طی تحقیقات خود معتقد است بایستی گفت، یک مدیر کارآمد به دنبال رشد شخصی خود است. به منظور پرورش و رهبری دیگران، مدیران باید به دنبال ارتقا خود باشند. یک مدیر که مایل به کسب اطلاعات بیشتر و استفاده از استعدادهای طبیعی خود است، برای افزایش توانایی خود قادر به تشویق همان رفتار در کارمندان میباشد. لازم به ذکر است که مهارتهای مدیران کارآمد از چندین نکته کلیدی تشکیل شده است و به راحتی به دست نمیآیند. کارمندان سطح بالا همیشه بهترین مدیر نبوده و شرکت ها و سازمان ها نیازمند شناخت ویژگی مدیریت موفق و سپس ترفیع کارمندان با توجه به استعدادشان میباشند.
جان[۴۰] ( ۲۰۰۸ ) طی تحقیقات خود معتقد است سبک رابطه مدار و توجه به روابط انسانی در محیط کار با اثر بخشی رابطه مستقیم دارد. مدیرانی که رابطه مدار هستند و به روابط انسانی بیشتر توجه دارند، کارایی و اثربخشی بیشتری دارند و بیشتر میتوانند مهارت های قوانین اداری و ریسک پذیری را به زیردستان انتقال دهند.
اندرسون[۴۱] ( ۲۰۰۸ ) طی تحقیقات خود معتقد است تغییرات گسترده و سریع که در سازمان های امروزی به وجود آمده است سبب شده است تا کمبود مدیران با مهارت برای مشاغل کلیدی سازمان حس گردد و از این رو در مورد اهمیت جانشین پروری در سازمان ها به عنوان یک عامل اساسی و حیاتی، باید با اهداف استراتژیک سازمان مرتبط باشد و از استراتژی سازمان گرفته شده باشد و به طور مستقیم مدیران را درگیر کند. در واقع می توان گفت جانشینی دومین موضوع مهمی است که سازمان های امروزی با آن مواجه اند. در مورد اهمیت برنامه اثر بخش جانشین پروری می توان چنین گفت که برنامه جانشین پروری میتواند راهبردی برای منابع انسانی و کارکنان موجود تعیین کند. مهارت انسانی به عنوان یک شاخص مشترک در همه سطوح مدیریت سازمان (عالی، میانی و عملیاتی) دارای اهمیت خاص و حیاتی میباشند. بررسی های انجام شده مبین آن است که پرورش مهارت های انسانی در مقابل مهارت های فنی کمتر مورد توجه قرار می گیرند و بسیاری از مدیران مهارت های انسانی خود را از سرپرستان و بر مبنای تجارب شخصی خود فرا می گیرند.
ویلسون[۴۲] ( ۲۰۱۰ ) طی تحقیقی با عنوان نیازسنجی آموزشی مدیران میانی بانک در زمینه مهارت های مدیریتی در هاوایی نشان داد بین نیاز آموزشی به مهارت های سه گانه مدیریتی جهت انتقال دانش خود به زیردستان بر حسب متغیرهای تعدیل کننده ( سن ، جنسیت ، میزان تحصیلات و سابقه خدمت ) تفاوت معناداری وجود ندارد .
ریچارد[۴۳] ( ۲۰۱۱ ) طی تحقیقات خود معتقد است یک مدیر با مهارتهای ارتباطی خوب، همچنان که خوب گوش میدهد، قادر به آموزش نیز میباشد. مدیرانی که به صورت مؤثر ارتباط برقرار میکنند، میتوانند اطلاعات را پردازش کرده و به صورت واضح به گروه خود انتقال دهند. مدیران کارآمد قادر به درک و کشف چشم انداز سازمان هستند و میتوانند آن را به منظور حفظ بهرهوری انتقال دهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و عده ای دیگر، منتفع را مسئول جبران خسارت می شناسند[۱۲۹]۳ در اینجا دلیل گروه اول قاعده اتلاف و دلیل گروه دوم استیفا و قاعده احسان میباشد. مسلماًً بنا بر توضیحات قبلی راجع به قاعده استیفا و قاعده احسان، منطق حقوقی گروه دوم قوی تر و محکم تر میباشد و همینطور در ادامه اشاره و استناد به قاعده استیفا، استناد به این قاعده فقهی«من له الغنم فعلیه الغرم» نیز میتواند در اثبات منطق حقوقی گروه دوم به ما کمک کند.

ترجمه:«هرکس غنیمت ببرد، غرامت را هم میبرد «هرکس سود کاری را ببرد، زیان آن را هم خواهد برد.»[۱۳۰]۴
بند دوم- عدم وجود الزام قانونی برای دفع خطر از غیر

اما در فرض دیگر که برای مضطر وظیفه قانونی برای کمک به دیگری وجود ندارد چه؟ آیا در این وضعیت نیز مضطر را می توان از جبران خسارت وارده بر دیگری مبّرا دانست؟
مسلماًً در این وضعیت نیز مضطر از مسئولیت مبرا است چرا که بنا بر قاعده احسان شخص مضطر در جهت کمک و نیکی به دیگری اقدام به ایراد خسارت به ثالث نموده است و هرگز جامعه و عرف، چنین شخصی را نکوهش و مسئول جبران خسارت ثالث نمی دانند چرا که در غیر این صورت برخلاف حکم خدا و قاعده (ما علی المحسنین من سبیل) رفتار کرده ایم. و محققاً این مسئولیت و ایراد خسارت به ثالث نبایستی بدون جبران باقی بماند لذا منتفع از باب استیفا و دارا شدن ناعادلانه چنانچه قبلا نیز گفته شد مسئول جبران خسارات حاصله خواهد بود.
اما مسئله دیگری که در اینجا قابل طرح است این است که شخص مضطر بدون اطلاع و هماهنگی کسی که مال او در خطر است و حتی خود او بداند که خطر اموال او را تهدید میکند اقدام به اضرار به ثالث برای جلوگیری از ضرر اشد وی کند و در این عمل علیرغم تلاش مضطر و قصد احسان او و ایراد خسارت به ثالث نتوانسته از ضرر جلوگیری کند و در نتیجه تولید دو خسارت می شود. حال سوال اینجا است که خسارت ثالث را مضطر باید جبران کند یا کسی که مضطر برای حمایت از اموال او این خسارت را زده است؟
درباره این وضعیت، راه حل قانونی صریحی پیشبینی نشده است و حقوق دانان نیز در این باره اختلاف نظر دارند . [۱۳۱]۱ولی به عقیده برخی دو راه بیشتر در میان نیست. اول آنکه زیان وارده جبران نشده باقی بماند و دوم آنکه مضطر با وجود اینکه محسن است و قصد نیکی و حسن نیت داشته، خسارات را جبران کند.
راه کار اول، از این جهت که خسارات وارده بر اشخاص را جبران نشده باقی میگذارد و از طرفی، حقوق مالکیت و سلطنت اشخاص بر اموال و دارایی خود را به طور کلی در معرض دخالت و تعرض دیگران قرار میدهد و امنیت مالی افراد جامعه را به خطر می اندازد، از توجیه حقوقی کافی برخوردار نیست و نتیجه ی عملی چنین راه حلی، صریحاً برخلاف مقتضای قاعده تسلیط (الناس مسلطون علی اموالهم) است به ویژه اینکه این قاعده به دلیل اطلاق و عمومیتی که دارد، نقش حیاتی در تنظیم روابط حقوقی و اجتماعی ایفا می کند و عدم رعایت آن میتواند نظم اقتصادی جامعه را مختل کند و اصل این است که هیچ خسارتی نباید جبران نشده باقی بماند حال طرق جبران متفاوت خواهد بود. لذا به نظر میرسد که پذیرش راهکار دوم، تنها چاره ی حقوقی برای حل مشکل است. در این راهکار، مضطر با وجود این که محسن است موظف است عواقب عمل خود را نیز بپذیرد. این راه کار با نظریه ی آن دسته از فقها که مضطر را به دلیل قاعده اتلاف، ضامن می دانند، هماهنگ است. مضافاً اینکه پذیرش این راه حل( به عنوان یک مورد استثنایی) از بروز خطراتی که درراهکار اول وجود دارد و به طور کلی آزادی و حقوق مخصوص اشخاص را متزلزل و مخدوش میسازد، جلوگیری میکند و از تعرضات نامشروع در اموال دیگران که ممکن است به بهانه ی کمک به غیر صورت بگیرد، پیشگیری و ممانعت میکند. [۱۳۲]۱
اما باید به این مطلب اذعان کرد که تمام قواعد حقوقی از اخلاق و عرف جامعه که آن را نیز اخلاق شکل میدهد متشکل شده اند و هرجا بی اخلاقی رخ دهد مسلماًً برخلاف مقتضای ذات علم حقوق خواهد بود با کمی تأمل بر نظریه فوق در می یابیم که اگر فرد مضطری که قصد احسان بر کسی دارد و در این راه مجبور به ایراد خسارت به ثالث می شود در نظر خود بیاورد که اگر عمل اضطراری وی به نتیجه نرسد و خود او در نهایت در اثر ثواب، کباب خواهد شد هرگز تن به این احسان نخواهد داد حتی اگر مضطر در جایی که قانوناً موظف به کمک نباشد و احتمال بالایی برای موفقیت عمل اضطراری خود دهد با شرایط فوق احتمال مداخله و انجام عمل اضطراری بسیار کم خواهد بود و این میتواند اساس احسان و نیکوکاری در هر جامعه را سست و حتی در این زمینه از بین ببرد.
هرچقدر سعی شد تا راه حل سومی برای مشکل فوق ارائه شود مواجه با در بسته شدیم خواستیم بگوییم دولت در جهت حمایت از احسان و نیکوکاری در جامعه خسارت را جبران کند، توجیه حقوقی برای آن نیافتیم، خواستیم بگوییم مضطر و کسی که به نفع او عمل اضطراری رخ داده با هم و یکسان تودیع خسارت ثالث نمایند باز نتوانستیم توجیه حقوقی لازم را بیابیم بنظر میرسد به قول آقای آرامش این حالت یک وضعیت استثنایی است که جز شخص مضطر را نمی توان مسئول جبران خسارات وارده به ثالث دانست .
گفتار ششم-اضطرار و حالات مختلف آن در مواجهه با جامعه و منافع عمومی
این بخش را می توان در چهار وضعیت متصور شد که به شرح ذیل میباشد :
۱- ضرر به خود برای حفظ منافع جامعه
۲- ضرر به دیگری برای حفظ منافع جامعه
۳- ضرر به جامعه برای حفظ منافع ثالث
۴- ضرر به جامعه برای حفظ منافع خود جامعه
بند اول- ضرر به خود برای حفظ منافع جامعه
در این وضعیت شخص با ایراد ضرر به خود از ضرر جامعه و منافع عمومی جلوگیری میکند علاوه بر قاعده احسان و نیکوکاری مضطر, به حس ناسیونالیسمی وی نیز می توان اشاره کرد. وقتی شخصی با گذشتن از جان خود، جان عده ی زیادی را نجات میدهد این فرد آنقدر با ارزش و با اهمیت در بین مردم خواهد بود که او را با عنوان شهید یاد میکند مانند شهید حسین فهمیده که با فدای جان خویش سبب بقای جان دیگران شد. اما در مثالی دیگر زمانی که شخصی با ایراد خسارت مالی به خود از زیان عمومی جلوگیری میکند و خساراتی به خود تحمیل کرده و از خسارات بیشتر برای جامعه جلوگیری می کند این جبران خسارت به پای چه کسی خواهد بود؟ خود مضطر یا منتفع (جامعه)؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
• اصلی ترین ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﭼﻴﺴﺖ؟
• ﺁﻳﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﻣﻬﺎﺭﺗﻲ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ می شود؟
• ﻧﺤﻮﻩ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻲ ﻭ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﺑﺮ مهارت ﻫﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﺍﺳﺖ ؟
ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺪﻝ ۷S ﻣﮑﻴﻨﺰﻱ به۲ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻧﺮﻡ ﻭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﺩﺳتهﺑﻨﺪﻱ میشوند. ﺍﺑﻌــﺎﺩ ﺳﺨﺖ، ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘار،ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﻭ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎ می ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ به ﺭﺍﺣﺘﻲ ﺩﺭ ﺳﺎﺯمان ﻫﺎ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧـﻲ، ﻃﺮﺡ ﻫﺎ ﻭ ﺑﺮﻧﺎمه ﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ، ﭼﺎﺭﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺳﺎیر ﻣﺴﺘﻨﺪﺍﺕ به ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳـﻲ ﻭ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ می ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺩﺭﺻﻮﺭﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﺑﻌﺎد نرم به ﺭﺍﺣﺘﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭﻙ ﻭ ﻓﻬﻢ ﻭ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ نیستند.(حنفی زاده و همکاران،۲۰۱۱) توانمندی ها، ارزش ها ﻭ ﻣﻮﻟﻔﻪ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺗﻮسط ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻛﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ می ﺷﻮﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ میباشند . ﺷﻨﺎﺳﺎﻳـﻲ ﻭ ﻛﺴﺐ ﺁﮔﺎﻫـﻲ منـاسب ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺍﺑﻌــﺎﺩ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺩﻗﻴﻖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻓﻨﻮﻧﻲ ﭼﻮﻥ ﻣﺸﺎﻫـﺪﻩ ﻭ ﻣﺼﺎﺣﺒـﻪ ﺍﺳﺖ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺗـﻲ ﺑﻴـﻦ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻧﺮﻡ ﻭ ﺳﺨﺖ ﻭﺟﻮﺩ دارد. به ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ می ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮﺍﺗﺒـﻲ ﻋﻤﻮﻣﺎﹰ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺑﻮﺭﻭﻛﺮﺍﺗﻴﻚ می ﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﺪرت ﺩﺭ ﺳﻄﻮﺡ ﺍﺭﺷﺪ ﺳـﺎﺯﻣـﺎﻥ ﺗﻮﺯﻳﻊ می ﺷﻮﺩ.ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﺗﺎﮐﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻝ ﺑﺮ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻧﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﺯمـان ﻫﺎ می ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ به ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻭ ﮐﺎﺭﺁﻳﻲ ﺑﺎﻻ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﺑﺪ، ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺍﻳﻦ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺪﻝ ﺳـﺎﺯﮔـﺎﺭﻱ ﮐﺎﻣﻞ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺗﻐﻴﻴـﺮ ﺩﺭ هر ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺑﻌــﺎﺩ ﻧﻴﺰ ﺗﺎﺛﻴــﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺬﺍﺷﺖ.(حنفی زاده و همکاران،۲۰۱۱).
۲-۱۰-پیشینه تحقیق
در جدول زیر مطالعات و تحقیقات صورت گرفته در زمینه مدل ۷s مکنزی آورده شده است

جدول ۲-۱-خلاصه تحقیقات صورت گرفته با بهره گرفتن از مدل۷s مکنزی

نام محقق
نتایج
حنفی زاده و همکاران(۲۰۱۱)
در این تحقیق از مدل ۷S مکنزی برای آمادگی و پیاده سازی سیستمهای مدیریت منابع سازمان(ERP) استفاده شد.نتایج این تحقیق نشان داد که هر ۷ عامل مکنزی با ۲۱ عامل فرعی در آمادگی و پیاده سازی سیستمهای مدیریت منابع سازمان(ERP) مؤثر است.
محمودی(۱۳۹۱)
در این تحقیق نیز به بررسی آمادگی سازمانها برای پیاده سازی سیستمهای مدیریت منابع سازمان(ERP) با بهره گرفتن از مدلهای مختلف برای اولویت بندی عوامل مؤثر بر (ERP) پرداخته شد که در آخر مشخص شد که مدل ۷ اس مکنزی و مدل عنکبوتی مدلهای جامع تر و موثرتری از این حیث میباشند.
فاتح[۵](۲۰۱۳)
در این تحقیق به میزان آمادگی سیستمهای یادگیری الکترونیکی با بهره گرفتن از مدل ۷s پرداخته شد.در این تحقیق ۲۳ عامل برای شناسایی نقاط ضعف سیستمهای یادگیری الکترونیکی بر اساس مدل ۷ اس شناسایی شد.
گاربراه و بینفور[۶](۲۰۱۳)
در این تحقیق به آنالیز عوامل داخلی محیطی در تحقیقات سازمانهایی که تحقیقاتشان رویکردی بازرگانی دارند در کشور غنا با بهره گرفتن از مدل ۷ s مکنزی پرداخته شد.در این تحقیق نیز نشان داده شد که این مدل در تعیین استراتژی مناسب و افزایش کارایی شرکتها در همه موقعیت های موجود برای شرکتهای کشور غنا مؤثر است.
سنیچف(۲۰۱۳)[۷]
در این تحقیق به ارزیابی مدیریت تنوع در تیمهای وظیفه ای در دو سازمان در جمهوری چک بر اساس مدل ۷s مکنزی در موقعیت ها و وظایف مختلف پرداخته شده است.در این تحقیق با بهره گرفتن از مدل ۷s مکنزی نشان داده شد که تیمهای چند وظیفه ای در سازمانها در جمهوری چک هنوز آمادگی و پذیرش مدیریت تنوع را ندارند.
دیکسون(۲۰۱۴)[۸]
در این تحقیق به بررسی و ارزیابی مدل ۷s مکنزی در بهبود سازمانها پرداخته شد.در این تحقیق نتیجه گیری شد که مدل ۷s مکنزی در اجرای استراتژی های سازمان و موفقیت سازمان و بهبود عملیات داخل سازمانی مؤثر است.
داودی(۱۳۹۲)
در این رساله دکترا به سنجش کارآفرینی سازمانی کارکنان اداری آموزش و پرورش استان مازندران بر اساس مدل۷sمکنزی پرداخته شد. نتایجاین تحقیق نشان داد که از دیدگاه کارکنان اداری، پنج متغیر از متغیرهای هفت گانه مکنزی(ساختار، ارزشهای مشترک، مهارت، کارکنان، سیستم) در سطح مطلوبی قرار دارند.اما دو متغیر دیگر (استراتژی، سبک)درسطح مطلوبی قرار ندارند. از لحاظ رتبهبندی، متغیر ساختار سازمانی از دیدگاه کارکنان اداری دارای بالاترین سطح مطلوبیت و متغیر استراتژی دارای کمترین سطح مطلوبیت میباشد. همچنین نتایج آزمون رگرسیون خطی نشان داد که متغیرهای ساختار، ارزشهای مشترک، کارکنان و استراتژی در کارآفرینی سازمانی تأثیر مثبت، متغیر مهارت تأثیر منفی و متغیرهای سیستم و ثبت بر روی کارآفرینی سازمانی کارکنان اداری تأثیرگذار نیستند.
داودی(۱۳۹۲)
در این رساله دکترا به سنجش کارآفرینی سازمانی کارکنان اداری آموزش و پرورش استان مازندران بر اساس مدل۷sمکنزی پرداخته شد. نتایجاین تحقیق نشان داد که از دیدگاه کارکنان اداری، پنج متغیر از متغیرهای هفت گانه مکنزی(ساختار، ارزشهای مشترک، مهارت، کارکنان، سیستم) در سطح مطلوبی قرار دارند.اما دو متغیر دیگر (استراتژی، سبک)درسطح مطلوبی قرار ندارند. از لحاظ رتبهبندی، متغیر ساختار سازمانی از دیدگاه کارکنان اداری دارای بالاترین سطح مطلوبیت و متغیر استراتژی دارای کمترین سطح مطلوبیت میباشد. همچنین نتایج آزمون رگرسیون خطی نشان داد که متغیرهای ساختار، ارزشهای مشترک، کارکنان و استراتژی در کارآفرینی سازمانی تأثیر مثبت، متغیر مهارت تأثیر منفی و متغیرهای سیستم و ثبت بر روی کارآفرینی سازمانی کارکنان اداری تأثیرگذار نیستند.
۲-۱۱-شرکت صبا ویژن
صبا ویژن باسابقهترین شرکت فعال در حوزه تبلیغات اینترنتی در ایران است که فعالیت خود را از سال ۱۳۸۳ آغاز نمود. اولین مشتری تبلیغاتی صبا ویژن دفتر مهاجرتی ابروانی با بودجه ۴۰ هزار تومان بود. در طی این مهرومومها صبا ویژن تلاش نمود تا با آشنا کردن مدیران تبلیغات شرکتها و سازمانها با تبلیغات اینترنتی و مزایای آن سهمی را در افزایش بودجه شرکتها در این حوزه و تغییر نوع نگرش آن ها ایفا نماید. در طی این سالها صبا ویژن با ارائه خدمات متنوع و گسترده خود همگام با مشتری مداری توانست مشتریانی مناسب را به خود جلب نماید (لیست مشتریان). از سوی دیگر وجه تمایز صبا ویژن با سایر شرکتهای فعال در این حوزه مالکیت بر سایتهای بزرگی ازجمله آپارات، کلوب، میهن بلاگ و… است و این موضوع سبب شد تا با داشتن درک متقابل از انتظارات سایر مدیران سایتها بتواند همکاری مناسبی برای جذب تبلیغات با بیش از ۱۰۰ سایت بزرگ ایران انجام دهد (لیست همکاران). چشمانداز صبا ویژن ارائه خدمات کامل تبلیغات در حوزه دیجیتال به عنوان یک آژانس با ارائه خدمات کامل است.

فصل سوم
روش تحقیق
۳-۱ مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار اول:امکان اعطای مهلت در تعهدات مدنی
قانون مدنی ما با الهام از فقه و متأثیر از حقوق مدنی فرانسه در ماده ۲۷۷ اعطای مهلت را در اختیار قاضی گذاشته است. بنابرین جزء در مواردی که قانون منع کردهاست، برای پرداخت هر دِینی میتوان مهلت داد، خواه اصل دینی ناشی از قرارداد باشد یا ضمان قهری و خواه موضوع تعهد پرداخت پول باشد یا دادن مال دیگر یا کاری که مدیون به عهده گرفته است.[۵۷] بنابرین ،این ماده قاعده عام را وضع میکند در این ماده می خوانیم:


«… حاکم میتواند، نظر به وضعیت مدیون، مهلت عادله یا قرار اقساط بدهد». حکم این ماده با هیچ استثنایی مواجه نشده است و کلیه دیون و بدهیها را شامل می شود مگر مواردی که قانون استثناء میکند. ماده ۶۵۲ ق.م. نیز در باب عقد قرض مقرر میدارد: «… در موقع مطالبه حاکم مطابق اوضاع و احوال برای مقترض مهلت یا اقساطی قرار میدهد».
مهلت قضایی در مقابل مهلت قانونی قرار میگیرد.[۵۸] لذا میزان مهلت قضایی طبعاً در اختیار دادگاه است.و طبق مواد ۲۷۷ و ۶۵۲ ق.م. با توجه به اوضاع و احوال خاص مدیون و وضعیت مدیون تعیین می شود.
بنابرین در مواقعی که قانون مانعی برای تقسیط و استمهال پرداخت دین ایجاد نکرده است؛ قاضی میتواند با در نظر گرفتن وضعیت مدیون و اوضاع و احوال حاکم مهلت معقولی را جهت پرداخت و ایفاء تعهد تعیین کند. و مهلتی که اعطا می شود بدون رضایت مدیون است. از مقررات ماده مذکور این به دست میآید که:
اولاً، حاکم در موافقت با تقاضای مدیون در دادن مهلت عادله یا قرار اقساط، دارای اختیار است و در صورتی که وضعیت مدیون اقتضاء کند تکلیفی در این امر ندارد. در غیر اینصورت، حاکم نمیتواند با تقاضای مدیون موافقت کند. ثانیاًً: در اعطای مهلت وضعیت مدیون مورد لحاظ قرار میگیرد. ثالثاً: حاکم میتواند مهلت عادله یا قرار اسقاط را برای پرداخت دین صادر کند.[۵۹]
گفتار دوم:عدم امکان اعطای مهلت در حقوق تجارت
قانون تجارت در خصوص مسئله مورد بحث رویه متفاوتی از قانون مدنی برگزیده است. خصوصیات تعهدات تجاری و مسائل اقتصادی ایجاب میکند، مقررات قانونمدنی به طور عموم بر تمام روابط تجاری حاکم نشود. از این رو قواعد و تشریفاتی که قانون تجارت برای اهمیت دادن به برات مقرر کردهاست، ایجاب میکند که برات، در سر وعده پرداخت شود. در مورد برات یک قاعده سنتی وجود دارد که بموجب آن، دادگاه حق ندارد، تحت هیچ شرایطی برای پرداخت برات به محکوم علیه مهلتی اعطا کند.[۶۰] قانون تجارت ما در ماده ۲۶۹ مقرر میدارد: « محاکم نمیتوانند بدون رضایت صاحب برات، برای تأدیه وجه برات مهلتی بدهند.» از همین رو اگر دارنده خود رأساً برای پرداخت وجه برات به براتگیر مهلت دهد، در اینصورت دادن مهلت او را از رجوع به ظهرنویسهای پیش از خود و برات دهنده که به مهلت مذبور رضایت ندادهاند، محروم میکند.
این مقررات در سفته نیز جاری است، بموجب ماده ۳۰۹ قانون تجارت « اتمام مقررات راجع به بروات تجاری (از مبحث چهارم الی آخر فصل اول این باب) در مورد فته طلب نیز لازمالرعایه است.» لذا ماده ۲۶۹ نیز در پایان مبحث هفتم است و مشمول ماده ۳۰۹ ق. ت. می شود.
بنابرین مقررات قانون تجارت در واقع استثنایی است، بر قاعده عام مقرر در قانون مدنی، منطق حقوقی نیز، از این استثناء حمایت میکند.
مبحث پنجم: مکان انجام تعهد در حقوق مدنی و حقوق تجارت
بحث ما در این مقال در خصوص موردی است که طرفین در مفاد قرارداد چه به طور صریح و چه به طور ضمنی در رابطه با تعیین مکان انجام تعهد توافقی نکرده باشند. از طرفی عرف و عادت نیز در این رابطه هیچ حکمی نداشته باشد. لذا سوال این است که در چنین مواردی در حقوق مدنی و حقوق تجارت حکم قانونگذار چیست؟ هدف این پژوهش علاوه بر تبیین جواب این مسئله، بیان اختلافهای موجود در حقوق مدنی و تجارت است. در این راستا، مقررات برخی قوانین خارجی و بینالمللی نیز بررسی میشود.
گفتار اول:مکان ایفای تعهد در حقوق مدنی
قانون مدنی در رابطه با تعیین محل انجام تعهد در ماده ۲۸۰ قاعدهایی را مقرر میدارد: در این ماده میخوانیم: «انجام تعهد باید در محلی که عقد واقع شده است بعمل آید…»
ماده ۳۷۵ ق.م. نیز در خصوص تحویل مبیع در عقد بیع مقرر میدارد «مبیع باید در محلی تسلیم شود که عقد بیع در آنجا واقع شده است…»
لذا در صورتی که بین طرفین عقد محلی برای اجرای تعهد پیش بینی نشده باشد و عرف و عادت نیز اقتضای اجرای تعهد را در محلی خاصی نکند. بر طبق قانون مدنی در این مورد متعهد باید تعهد خود را در محل انعقاد عقد[۶۱] بجا بیاورد.
مقررات قانون مدنی در مورد تعیین محل انجام تعهد مطلق و کلی بوده، و بر خلاف سایر نظامهای حقوقی تفکیکی بین انواع تعهدات بعمل نیاورده است. در عین حال با سایر قوانین داخلی نیز در تعارض است. از جمله با ماده ۱۱ ق.آ.م. که مقرر میدارد: «دعوا باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامتگاه دارد » و همچنین با ماده ۱۳ همان قانون که قبلاً ذکر شد. و در قانون آئین دادرسی مدنی قاعده کلی در خصوص محل دادگاه صالح، محل اقامتگاه خوانده (متعهد) است. بدین اعتبار که مدیون ناچار نشود به دادگاه دیگری برود یا در محل دیگری به تعهد وفا کند، لذا حکم متناسب با ماده ۱۱ ق.آ.د.م این است که محل انجام تعهد نیز اقامتگاه مدیون باشد. نه محل وقوع عقد[۶۲] علاوه بر ایرادات مذکور بر ماده ۲۸۰ ق.م. باید گفته شود که در مواردی که موضوع تعهد، مال غیرمنقول است، ماده مذکور هیچ حکمی ندارد و در چنین مواردی نمی توان بر محل انجام تعهد را محل وقوع عقد قرارداد، مثال: موضوع عقد طرفین تحویل یک باب آپارتمان است و عقد در تهران واقع شده در حالی که آپارتمان در شهر دیگری قرار دارد. در چنین موردی امکان تحویل آپارتمان در محل عقد (تهران) امکان پذیر نیست. بر همین اساس در قوانین خارجی به حق، بین تعهدات مالی و تعهدات غیر مالی از این لحاظ تفاوت قائل شدهاند. شایسته بود که در قانون مدنی ما نیز در قسمت مربوط به مقررات عمومی قراردادها تفکیک بین تعهدات مالی و غیر مالی صورت میگرفت. لذا با توجه به مطالب گفته شده تعارض موجود با سایر قوانین مشهود و واضح است.
پس باید پذیرفت که در حقوق مدنی در خصوص محل انجام تعهد باید اصل را بر محل وقوع عقد به عنوان قاعده کلی قبول کرد.
گفتار دوم:مکان انجام تعهد در حقوق تجارت
در قانون تجارت در خصوص موضوع مورد بحث که به نظر میرسد باید در قسمت مربوط به اسناد تجاری از آن یاد میشد، مقررات خاصی مقرر نشده است. لذا ما مجبور میشویم جهت بررسی موضوع در کنار حقوق تجارت به منابع خارجی حقوق تجارت نیز نظر داشته باشیم. البته همان طور که در مبحث مربوط به زمان گفتیم، برخی از منابع خارجی میتوانند، در روابط بازرگانی ما، مورد استفاده طرفین قرار گیرد. لذا از این جهت و نیز در تبیین نقص قوانین داخلی و ارائه راه کار تشریح این منابع میتواند مفید باشد.
بند اول:قانون تجارت ایران
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این لایحه از سال ۸۸ که به تصویب مجلس رسیده، بارها مورد ایراد شورای نگهبان قرار گرفته و سرانجام در مورخه ۱۳۹۲/۰۲/۱۱ به تصویب شورای نگهبان رسید. تغییرات قانون مجازات اسلامی جدید مربوط به دو بخش «کلیات» و «حدود و قصاص و دیات» بوده و در بخش «تعزیرات» همچنان قانون سال ۱۳۷۵حاکم است[۱].

لازم به ذکر است که با وجود برخی اشکالات، این قانون مترقی تر از قانون قبلی است و اغلب مشکلاتی که در قانون قبلی وجود داشت در قانون اخیر رفع شده است. الزام نسبی دادگاه ها به رأی جایگزین اعدام برای محکومان زیر ۱۸ سال، تقسیم بندی مجازات ها به ۸ درجه و ورود مباحثی چون نظام نیمه آزادی، آزادی مشروط و طبقهبندی مجازات های تعزیری و تعیین مجازات های مختلف به تناسب درجه آن، از مهم ترین تغییرات در قانون جدید است.
 در این نوشتار قصد داریم تا برخی تغییرات در قوانین مرتبط با زنان را بررسی کنیم. این تغییرات به شرح زیر است: ۲-۲ سن مسئولیت کیفری دختران قانون مجازات جدید ضمن آنکه همچون گذشته سن مسئولیت کیفری را برای دختران ۹ سال تمام قمری قرار داده، تلاش کردهاست تا با ایجاد راهکاری عملی، برای برون رفت از مشکلات حاضر سن مسئولیت کیفری دختران و دادرسی ویژه نوجوانان اقدام کند. بدین جهت در این قانون، نظامی دوگانه برای مسئولیت کیفری پذیرفته شده است، یعنی در حالی که در جرایم تعزیری سن مسئولیت کیفری ۱۸ سال شمسی تعیین و قائل به پذیرش مـسئولیت کیـفری تدریجی شده است(۱)، اما در جرایم حدود و قصاص، سن ۹ و ۱۵ سال قمری را ملاک قرار داده و همان مسئولیت را برای دختران ۹ سال قمری به بالا قائل است[۲] تغییر مهمی که در این قانون روی داده، با تصویب این لایحه و اجرای آن، چنانچه در کمال عقل و رشد افراد زیر ۱۸ سال شبهه ای ایجاد شود، حدود و قصاص برای آن ها اجرا نخواهد شد. همچنین بر اساس این مصوبه، مجازات های تعزیری برای افراد زیر ۱۸ سال با افراد بالای ۱۸ سال متفاوت است. همچنین افراد زیر ۱۸ سال به زندان محکوم نشده و به مراکز تربیتی همچون کانون اصلاح و تربیت منتقل خواهند شد[۳]. قانونگذاران تلاش کردهاند با ملاک قرار دادن «رشد عقلی» علاوه بر میزان سن، راهکاری عملی در اختیار دادگاه و قاضی قرار دهند تا از صدور مجازات های حدی چون قصاص خودداری کنند و بر اساس ماده ۹۰ این لایحه «در جرایم موجب حد یا قصاص، هرگاه افراد بالغ کمتر از هجده سال، ماهیت جرم انجام شده یا حرمت آن را درک نکنند یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آن ها به مجازات های پیش بینی شده در این فصل محکوم خواهند شد.» تبصره این ماده نیز تکلیف کردهاست که «دادگاه برای تشخیص رشد و کمال عقل می تواند از نظر پزشکی قانونی یا از هر طریق دیگر که مقتضی بداند، استفاده کند.» این اقدام، صرف نظر از ابهام در واژه «کمال عقل» و ایرادهای وارد بر روش های احراز رشد عقلی گامی مثبت تلقی می شود، ولی همچنان می تواند دختران ۱۸-۹ سال را در معرض مجازات سنگین قرار دهد. ۲-۳- دیه افضاء یک گام مثبت به نفع زنان در قانون جدید صدمه وارد کردن به زن در حین رابطه جنسی چنانچه موجب پاره شدن بافت های حائل میان واژن و مقعد و یا بافت های میان واژن و مثانه شود، تحت عنوان «افضا» جرمانگاری شده است و مردی که حین رابطه جنسی، باعث این آسیب به زن گردد، محکوم به پرداخت دیه خواهد شد. در صورتی که زن، همسر او و بالغ باشد و افضاء به سبب وطی باشد، مهر کامل و نفقه زوجه تا زمان مرگ یکی از آن ها برعهده زوج خواهد بود؛ هرچند زن خود را طلاق داده باشد، و هرگاه همسر بالغ و افضاء به سببی غیر از مقاربت باشد، دیه کامل زن نیز ثابت است. در مورد نابالغ یا بالغ مکره نیز دیه کامل زن ثابت است[۴]. بنابرین هرگاه همسر، بالغ و افضاء به سببی غیر از مقاربت باشد، دیه کامل زن باید پرداخت شود و هرگاه همسر، نابالغ و افضاء به سبب مقاربت جنسی باشد، علاوه بر تمام مهر و دیه کامل زن، نفقه نیز تا زمان وفات یکی از زوجین بر عهده زوج است؛ هر چند او را طلاق داده باشد. ۲-۴ مجازات تجاوز جنسی هرچند در قانون ایران برای متجاوز جنسی مجازات اعدام در نظر گرفته شده است، ولی در حقیقت این نوع مجازات و تعریف حدود تجاوز جنسی موجب شده تا در عمل صرفاً مرتکب های تجاوزهای گروهی و سازمان یافته، به مجازات محکوم شوند. به این دلیل مهم ترین تغییر قانونی که می تواند منجر به پیشگیری اجتماعی و فردی از این جرم شود، اصلاح مجازات زنای به عنف و پذیرش نظام درجهبندی مجازات است. در قانون جدید علی رغم نظرات کارشناسان و عدم منع فقهی، اصلاح قانون در این زمینه مورد توجه قرار نگرفت.
 در اصلاحات صورت گرفته با توجه به تبصره دوم ماده ۲۲۵، دایره تعریف تجاوز جنسی تا حدودی گسترده شده است. در این ماده بیان شده است: «هرگاه کسی با زنی که راضی به زنای با او نباشد، در حال بی هوشی، خواب یا مستی زنا کند، رفتار او در حکم زنای به عنف است. در زنا از طریق اغفال و فریب دادن دختر نابالغ یا از طریق ربایش، تهدید و یا ترساندن زن، اگرچه موجب تسلیم شدن او شود، نیز حکم فوق جاری است.[۵]» مهم ترین نکته مثبت این ماده آن است که علاوه بر اکراه و اجبار، فریب دادن اطفال نابالغ نیز از جمله عناصر مادی جرم تجاوز جنسی محسوب شده و در حقیقت دایره حمایت از اطفال در برابر تجاوزات جنسی را گسترش داده است. هر چند متأسفانه با توجه به آنکه سن بلوغ قانونی در دختران ۹ سال است، این حمایت دایره سنی محدودی را در بر می گیرد. همچنین به تشکیک در نظرات فقهی در خصوص مفهوم اکراه و عنف پاسخ داده و آن را شامل حالت خواب، بیهوشی و مستی نیز دانسته است. نکته قابل توجه دیگر در اصلاحات صورت گرفته، در نظرگرفتن خسارت های مادی تحت عنوان «مهرالمثل» و «ارش البکاره» برای زنی است که مورد تجاوز قرار می گیرد. در قانون قبلی این خسارت صرفاً برای ازاله بکارت مطرح بود. البته به نظر میآید پرداخت این نوع خسارت مادی از سوی متجاوز به بزه دیده جنسی با کرامت انسانی زنان همخوانی نداشته و بهتر باشد قانونگذار برای حمایت از قربانیان تجاوز، به پیش بینی نهادهای حمایتی بپردازد. ۲-۵ اجرای حد رجم در قانون مجازات اسلامی سابق، ۳ نوع مجازات شامل اعدام، رجم و شلاق برای انواع زنا مشخص شده بود. ازجمله در ماده ۸۳ مواردی که در آن حد زنا رجم است، ذکرشده و مواد ۹۸ تا ۱۰۷، کیفیت اجرای رجم را بیان نموده است. رجم در لغت به معنای کشتن با سنگ است(۵) در اصطلاح، نوعی مجازات حدی است که به موجب آن محکوم علیه سنگسار می شود. در رجم نتیجه اجرا، حدوث مرگ به طور قطع نیست، بلکه ممکن است محکوم از گودال فرار کند؛ در این صورت چنانچه جرم با اقرار متهم اثبات شده باشد، محکوم رها می شود و مرگ حادث نمی گردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و نیز روایتی که بیان می کند: جراح مدائنی میگوید از امام صادق(ع) پرسیدم که سرائی را سه اتاق است که درب و مانع ندارد، آیا میتوان بدون اجازه وارد شد؟ امام(ع) فرمودند: برای ورود به اتاقها رخصت باید طلبید، وارد سرا شدن اذن ندارد. لذا آنچه که از روایت فهمیده می شود آن هست که در خانههایی که انبار غله نیست هیچ کس حق ورود ندارد مگر با اجازه صاحبش(شیخ صدوق، ۱۴۰۹، ج۴: ۳۳۰) و نیز در روایتی دیگر از پیامبر(ص) آمده: شَرُّ النَّاسِ الظَّانُّونَ وَ شَرُّ الظَّانِّینَ الْمُتَجَسِّسُونَ وَ شَرُّ الْمُتَجَسِّسِینَ الْقَوَّالُونَ وَ شَرُّ الْقَوَّالِینَ الْهَتَّاکُونَ؛ بد ترین مردم، بد گمانها و فاسدترین بد گمانها، تجسس کنندهها و پستترین تجسس کنندهها، پر گوترین آن ها و بدترین پر گویان، هتّاک ترین آن ها است(نوری، ۱۴۰۸، ج۹: ۱۴۷).


و نیز گفته شده: تجسس در مسائل شخصی و خانوادگی افراد توسط هر شخص یا ارگانی جایز نیست و اشاعه فحشا محسوب می شود و حرام میباشد(منتظری، ۱۴۲۷: ۲۱۱) و یا امام خمینی(ع) فرمودند: هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار کسی بدون اذن آن ها وارد شود یا کسی را جلب کند یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب یا مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی اسلامی مرتکب شود یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا مرکز گناه گوش کند و یا برای کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارند و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده و او برای یک نفر فاش کند(موسوی خمینی، بی تا، ج۱۷: ۱۰۶).
۳-۱-۳- حق آگاه سازی شاکی از حقوق خود
از جمله حقوق شاکی در این مرحله این هست که شاکی حق دارد از حقوقی که گاهی نسبت به آن اطلاع ندارد آگاه شود به این دلیل که عدهای از مردم در شکایاتشان بدون اینکه وکیلی بگیرند اقدام میکنند و در این صورت ممکن است مسائل مربوط به قانون و مخصوصاً حقوقی که قانونگذار برایشان در راستای حمایت از آنان پیشبینی کرده ندانند، لذا قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۹۲ در اقدام تازهی خود که در قانون های گذشته اتفاق نیافتاده بود، در ذیل ماده ۶ مقرر میدارد: «متهم، بزه دیده، شاهد و سایر افراد ذیربط باید از حقوق خود در فرایند دادرسی آگاه شوند و ساز و کارهای رعایت و تضمین این حقوق فراهم شود» و نیز در ادامه در ذیل ماده ۳۸ خود بیان می کند: «ضابطان دادگستری مکلفند شاکی را از حق درخواست جبران خسارت و بهره مندی از خدمات مشاورهای موجود و سایر معاضدتهای حقوقی آگاه سازند» و دکتر رایجیان در این باره میگوید که آگاه سازی یکی از مشهودترین حقوق عینی-مادی شاکی و از راههای مهم پاسخ به نیازهای وی محسوب می شود، برای مثال: حق بهره مندی از رفتار محترمانه، حق داشتن امنیت و . . . و نکتهی مهم آن هست که در مورد آگاه سازی فرد متضرر از جرم باید اطلاعات درخواست شده با روش هایی مانند انتشار جزوه، پوستر و بورشور و . . . باید در اختیار آن ها قرار گیرد(رایجیان اصلی، ۱۳۸۴: ۵۹-۶۱) چون افراد متضرر از جرم تنها در صورتی می توانند از حقوق خود استفاده کنند که از وجود آن ها مطلع باشند، لذا با مشارکت افراد بزه دیده در دادرسی ها با مطلع ساختن از پیشرفتهای به دست آمده در پرونده تضمین می شود، یعنی وقتی یک پروندهای به جریان می افتد، فرد شاکی میخواهد بداند که مثلاً کسی دستگیر شده؟ یا چه مجازاتی برای مجرم تعیین شده؟لذا در تحقیق هایی که در مورد اطلاع رسانی به فرد شاکی انجام شده، این حقیقت را بیان میدارد که شخص متضرر از جرم که از پرونده مطلع است، احساس ابراز تمایل خود را دارد و مقامهای قانونی این تصمیمات را در نظر گرفته و بر پیامد پرونده تاثیر داشته اند، اذا چنین احساسی منجر به اعتماد بزهدیدگان به سیستم عدالت کیفری می شود(رضوی فرد و دیرباز، ۱۳۹۲: ۷۵) و این اطلاعات می تواند فرد شاکی را در رسیدن به احقاق حقوق خود کمک کند و نیز وی را در روند تصمیم گیریهایش مشارکت دهد و نیز گفته شده حق مطلع شدن از جمله وجوه مشارکت انفعالی است، در واقع این نوع مشارکت فعال که به بزه دیده اجازه مشارکت در روند تصمیم گیری داده می شود و او می تواند با بیان حقایق و وقایع مربوط به رویداد مجرمانه نگرانیها، نظرات و نیازهای خود را در رسیدگیها مشارکت داشته باشد، در این نوع مشارکت به او پیام داده می شود که وی حق آگاهی از پرونده را دارد زیرا او نگران روند پرونده است و حق دارد که از آن با خبر شود. این مورد احترام به بزه دیده و قدر شناسی از او را میرساند.
برای نمونه یکی از حقوق مسلّم شاکی، همان طور که ماده ۱۰۰ ق . ا. د ک مقرر میدارد: «شاکی می تواند در هنگام تحقیقات شهود خود را معرفی و ادلهاش را اظهار کند و در تحقیقات حضور یابد، صورت مجلس تحقیقات مقدماتی یا سایر اوراق پرونده را که با ضرورت کشف حقیقت منافات ندارد مطالعه کند و یا به هزینه خود از آن ها تصویر یا رونوشت بگیرد».
در مورد رویکرد فقهی این بحث، در گفتار فقها آمده در صورتی که مدعی علیه ادعای مدعی را انکار کند و قاضی هم به حق مدعی عالم نباشد و مدعی نداند که باید بینه اقامه کند، بر قاضی واجب است آن را بگوید و نیز در صورت نداشتن بینه از سوی مدعی، حاکم باید به مدعی یاد آوری کند که حق دارد منکر را قسم دهد(شهید ثانی، ۱۳۸۴، ج۵: ۱۸۸-۱۸۹؛ موسوی خمینی، ۱۴۲۵، ج۴: ۱۰۵؛ محقق حلی، ۱۴۰۸، ج۴: ۷۴) و همچنین در صورتی که مدعی بینه اقامه کند ولی حاکم حال آن شهود را نداند بر وی واجب است که به مدعی بگوید که حق دارد آن ها را به شهود تذکیه کند، واگر مدعی بینه را تذکیه کرد بر حاکم واجب است برای مدعی علیه بیان کند که حق جرح شهود را دارد(موسوی خمینی، ۱۴۲۵، ج۴: ۱۰۹؛ شهید ثانی، ۱۳۸۴، ج۵: ۱۹۷). همان طور که ملاحظه می شود این کلام فقها در موارد فوق در صدد بیان این نکته هست که بر حاکم واجب است مدعی و . . . را از حقوق خود آگاه کند.
۳-۱-۴- حق تحقیق از شاکی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲٫ این ماده بر اِعمال هر قاعده حقوقی که ممکن است بر اثر خطا غیرازآنچه در بند ۱ مقرر شده، حاکم باشد، اثری نخواهد داشت.»

در حقوق ایالات متحده، بخش «۲» ۱۰ یوتا در مورد خطا در محیط الکترونیکی، راه حل علمی ارائه کردهاست. طبق این بند، اگر سامانه الکترونیکی به نحوی طراحی شده باشد که به طرف مقابل، امکان تصحیح خطا یا اشتباه را ندهد، در این صورت، با تحقق شرایط زیر، آثار اشتباه یا خطا متوجه شخصی که اشتباه کرده یا سامانه الکترونیکی وی خطا کرده نخواهد بود:
وقوع اشتباه وعدم قصد انعقاد قرارداد را به شیوه ای متعارف به طرف مقابل اعلام کند.
اقدامات لازم راانجام داده باشد؛ برای مثال، درجهت تصحیح خطاها، راهنمایی های ارائه شده در تارنما را به کارگیرد یا آنچه به دلیل اشتباه درمبادله داده پیام دریافت کرده، مسترد کند.

از این اشتباه یا خطا نفع یا سودی عاید وی نشود.
بنا بر بند ۲ ماده ۱۱دستورالعمل تجارت الکترونیکی اروپا،«ارائه دهنده خدمات،باید وسایل فنی لازم و در دسترس رابه گونه ای فراهم سازد که شخص مربوطه، بتواند قبل از اعلام سفارش، خطاها را شناسایی واعلام نماید.»
چنان که گفته شد،درصورت اثبات تحقق اشتباه ازسوی اصل ساز،آثار حقوقی آن مشمول قواعدعام حاکم بر قراردادخواهدبود،مگردرمواردزیرکه ادعای اشتباه یاخطادرمحیط الکترونیکی ، پذیرفته نمی شود:
اگر در برنامه رایانه ای، در هر شکل و قالبی که باشد، امکان تصحیح اشتباه و خطا قبل از انعقاد قرارداد پیشبینی شده باشد.
اگر سامانه رایانه ای یا هر سامانه الکترونیکی دیگر به گونه ای طراحی شده باشد که امکان بروز خطا و اشتباه در آن نباشد. اثبات این امر به عهده مالک سامانه خواهد بود.
اگر در قرارداد منعقد شده از طریق شبکه، بر «عذر نبودن اشتباه» تصریح شده باشد و با وجود این، طرف مقابل – هر چند با علم اجمالی به احتمال اشتباه – وارد شبکه شده و اقدام به انعقاد قرارداد کند.
مبحث سوم: پرداخت های الکترونیکی
پرداخت به شیوه الکترونیکی، قسمتی عمده از پرداخت های روزمره در رابطه بانک ها، بانک و مشتری و اشخاص حقیقی و حقوقی با همدیگر را تشکیل میدهد. پرداخت را به «اعطای معوض یا بدون عوض پول یا هر عملی که در مقابل اجرای تعهدات پولی مورد ایجاب و قبول قرار میگیرد» ، تعریف کردهاند. آنچه میتواند در پرداخت های الکترونیکی موضوع پرداخت باشد، پول است. به علاوه، پرداخت الکترونیکی لزوماًً برای ایفای تعهد نیست؛ چرا که ممکن است پرداخت کننده به حساب خود پول واریز یا از آن برداشت نماید یا بدون عوض به دیگری پول پرداخت کند.
صرف نظر از رابطه اصلی، پرداختی که از طریق نظام بانکی به هر عنوان انجام می شود، نتیجه قراردادی است که میان بانک با پرداخت کننده و گاه میان بانک های مختلف با همدیگر و نیز با مشتریان خود منعقد می شود. پرداخت های الکترونیکی را می توان به پرداخت از طریق انواع مختلف کارت های بانکی، انتقال الکترونیکی وجه، تسویه و پایاپای الکترونیکی و پرداخت های کلان و بینالمللی الکترونیکی تقسیم بندی کرد.
گفتار اول: کارت های بانکی پرداخت
کارت های پلاستیکی با مدار هوشمند که از آن ها برای پرداخت استفاده می شود، خود به انواع مختلفی تقسیم میشوند. از آن جمله می توان به کارت اعتباری، کارت با وجه معین، چک کارت، پول الکترونیکی و موارد دیگر اشاره کرد. تحصیل (داشتن) کارت پرداخت، استفاده از آن برای دریافت وجه نقد یا خرید و نیز قبول کارت اعتباری به عنوان وسیله پرداخت، همگی ناشی از قرارداد یا قراردادهایی است که میان بانک با دارنده کارت، دارنده با فروشنده، بانک ها با یکدیگر و فروشنده با بانکِ مشتری منعقد می شود.
در فضای اینترنت، پرداخت های کارتی به طور معمول برای خریدهای خُرد و از طریق غیر تجار به کار گرفته میشوند. به همین دلیل، در کشورهایی که دارای قانونی برای حمایت از مصرف کننده هستند، حمایت های قانونی لازم از چنین پرداخت کنندگانی به عمل میآید. لازمه داشتن کارت پرداخت (که ممکن است عنوان کارت اعتباری یا کارت بدهی را داشته باشد)، انعقاد قرارداد با بانک ناشر یا یکی از شعب آن است. در کشورهایی مثل ایالات متحده امریکا، برخی از مؤسسات مالی صرفاً در مورد کارت های پرداختی اینترنتی تخصص یافته اند. شرکت ویزا که تقریباً در تمامی نقاط جهان اقدام به ارائه خدمات پرداخت میکند، از این جمله است.
امتیاز استفاده از کارت اعتباری در اینترنت آن است که به فروشندگان اینترنتی، همان حقوق و حمایت هایی را اعطا میکند که در دنیای فیزیکی نیز وجود دارد. در نظام پرداخت با کارت اعتباری، قراردادی میان دارنده کارت و بانک یا مؤسسه مالی ناشر کارت از یک سو و بانک هایی که مشتریان آن ها به هر مناسبت در این تعامل ها نقش دارند، از سوی دیگر منعقد می شود.
روند تبادل الکترونیکی یا اینترنتی بین بانکی ممکن است مدتها به طول انجامد. با این همه توافقنامه های بین بانکی مانع از اخلال در فرایند پرداخت در چنین فاصله ای می شود. بنابرین، امکان دارد که تاجر آنلاین، پیش از اینکه بانکی که بدان مراجعه کرده، وجه واقعی را از بانک ناشر دریافت کرده باشد، مبلغ مقرر را دریافت کند.
اما ویژگی ممتاز اینترنت یعنی شبکه گسترده جهانی بودن آن، همکاری دولت ها در وهله اول و بانک ها و مؤسسات مالی در وهله دوم را برای تحقق پرداخت در سطح بینالمللی ناگزیر کردهاست. به نحوی که یک گردشگر امریکایی در سوئیس، میتواند با بهره گرفتن از ویزاکارت خود اقدام به خرید بلیت اینترنتی کند. این فرایند فقط چند دقیقه طول می کشد و در نتیجه آن، مصرف کننده به جای اینکه در گیر مباحثی همچون تغییر پول (دلار به فرانک سوئیس) یا مراجعه به نمایندگی فروش بلیت هواپیما باشد، از محل کار یا هتل خود اقدام به خرید اینترنتی بلیتِ سفر میکند.
این فرایند برای مصرف کننده به قدری سریع است که کمتر کسی تصور میکند در ورای این سرعت و دقت، چندین توافقنامه، نرم افزار رایانه ای و دستورالعمل پرداخت و انتقال اینترنتی در سطح دولت ها و بین بانک ها قرار گرفته است.حال آنکه، چنین توافق هایی پیش شرط شروع و استمرار فرایند به شمار میآیند.
در صورت شروع فرایند از تاجر، خریدار اطلاعات مربوط به کارت اعتباری خود را از طریق اینترنت در اختیار تاجر قرار میدهد. تاجر، وصول اطلاعات را اعلام داشته و آن را از طریق نرم افزار در اختیار پردازشگر خود قرار میدهد.اطلاعات ازطریق اینترنت یا تلفن اختصاصی منتقل می شودو به یک رایانه رابط که اطلاعات را به پردازشگر تاجر میدهد، فرستاده می شود.
برای تحقق چنین فرایندی، وجود قرارداد میان تاجرو پردازشگر وی از یک سو، قراردادی بین پردازشگر و بانک تاجراز سوی دیگر و صرف نظرازقرارداد پایه (معامله اصلی میان تاجر و خریدار) ،عقدی نیز میان خریدار (ارائه دهنده شناسه کارت اعتباری) باپردازشگرمبنی بر محرمانه نگه داشتن اطلاعات، ضرورت دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل شماره۲٫۲ وظایف و نقشهای بازاریابی مدیریت استراتژی بازاریابی
همان طور که در شکل می بینیم مشتری در مرکز قرار دارد. هدف برقراری رابطه مستحکم و سودمند با مشتری است. در بخش بعد، نوبت به استراتژی بازاریابی میرسد؛ منطق بازاریابی که شرکت بر اساس آن امید به برقراری روابط سودمند با مشتری دارد. شرکت با بهره گرفتن از بخش بندی بازار، هدف گیری و تثبیت موقعیت، تصمیم میگیرد که به کدام مشتری و به چه شکلی خدمتگذاری کند. ابتدا کل بازار را شناسایی کرده، سپس آن را به بخش های کوچکتری تقسیم میکند، بخش های محمتل تر را انتخاب کرده و بر آن ها تمرکز میکند تا به آن مشتری های خاص خدمت رسانی کرده و خشنودشان کند.

شرکت بر اساس استراتژی بازاریابی، آمیخته بازاریابی را با بهره گرفتن از عواملی که تحت کنترلش است طراحی میکند.
شرکت برای پیدا کردن بهترین استراتژی و آمیخته بازاریابی به تحلیل بازاریابی، برنامه ریزی، اجرا و کنترل می پردازد. به واسطه این فعالیتها، می توان به بررسی و سازگارسازی با بازیگران و نیروهای محیط بازاریابی پرداخت (کاتلر فیلیپ و آرمسترانگ گری، ۱۳۸۹، ۵۶).

همان طور که میدانیم، شرکتها برای موفقیت در بازار رقابتی امروز، باید بر مشتریان متمرکز شوند؛ در رقابت با رقبا، مشتریان را به دست آورده، از طریق ارائه ارزش بالاتر آن ها را حفظ کرده و رشد دهند. اما قبل از راضی کردن مصرف کننده، باید نیازها و خواسته های مشتری را درک کنیم. بنابرین، بازاریابی موفق نیازمند تجزیه و تحلیل دقیق مشتریان است (کاتلر فیلیپ و آرمسترانگ گری، ۱۳۸۹).
۱٫۵٫۳٫۲تقسیم بازار
بازار از مشتریان، محصولات و نیازهای متنوعی تشکیل شده است. بازاریابان باید متوجه شود که کدام بخش بازار، فرصت بهتری برای رسیدن به اهداف شرکت را فراهم میکند. مشتریان را می توان بر اساس عوامل مختلفی همچون منطقه جغرافیایی، گروههای جمعیتی، و عوامل رفتاری طبقه بندی کرد. به فرایند تقسیم بندی بازار به گروه هایی از خریداران که نیازها، خصوصیات، و یا رفتارهای گوناگونی داشته و به محصولات یا برنامه های بازاریابی خاصی نیاز داشته باشند، تقسیم بندی میگویند(کاتلر فیلیپ و آرمسترانگ گری، ۱۳۸۹).
۲٫۵٫۳٫۲هدف گیری بازار
پس از اینکه شرکت بخشهای بازار را مشخص کرد، میتواند به یک یا چند بخش از بازار هدف وارد شود. هدف گیری بازارشامل ارزیابی جذابیت بخشهای بازار و انتخاب یک یا چند بخش برای ورود میباشد. شرکت باید بخش هایی را هدف قرار دهد که امکان تولید سودمند بیشترین ارزش مشتری و حفظ آن در طول زمان را برایش وجود دارد.
شرکتی با منابع محدود، احتمالاً فقط یک یا تعداد کمی از بخش ها یا شکاف های بازار را برای خدمت گذاری انتخاب میکند. این فرصت طلبان، متخصص خدمت گذاری به شکافهایی در بازار هستند که دیگر رقبا یا آن ها را ندیده اند یا ازآنها چشم پوشی کردهاند (کاتلر فیلیپ و آرمسترانگ گری، ۱۳۸۹).
۳٫۵٫۳٫۲تثبیت موقعیت در بازار
پس از مشخص شدن بخشهای هدف در بازار، شرکت باید در مورد موقعیتی که میخواهد در بازار کسب کند، تصمیم بگیرد. موقعیت محصول، مرتبه ای است که محصول به نسبت رقبا در ذهن مصرف کننده از آن خود میکند. بازاریابان می خواهند مرتبه مخصوصی برای کالاهایشان ایجاد کنند. اگر مشتری احساس کند که کالایی همانند دیگر کالاهای بازار است، دیگر دلیلی برای خریدن آن نخواهد داشت.
تثبیت موقعیت در بازار یعنی ترتیبی بدهید که محصول نسبت به محصولهای رقیب، جایگاه واضح، ممتاز و مرغوبی در ذهن مصرف کنندگان هدف به دست آورد. یکی ازمتخصصین تثبیت موقعیت میگوید: تثبیت موقعیت یعنی چطور محصول یا شرکت خود را در نظر مشتری متمایز می کنید؛ چرا مشتری باید برای محصول شما کمی بیشتر بپردازد.” بنابرین بازاریابان سعی میکنند محصولاتشان را از برندهای رقیب متمایز کرده و تا جای ممکن برای آن ها در بازار هدف مزیت ایجاد کنند(کاتلر فیلیپ و آرمسترانگ گری، ۱۳۸۹).
۴٫۵٫۳٫۲تهیه آمیخته بازاریابی یکپارچه
وقتی شرکت در مورد استراتژی کلی بازاریابی به تصمیم مشخصی رسید، می توان برنامه ریزی جزئیات آمیخته بازاریابی را شروع کرد. آمیخته بازاریابی یکی از مفاهیم اصلی در بازاریابی نوین میباشد. آمیخته بازاریابی، مجموعه ابزارهای قابل کنترل و تاکتیکی بازاریابی است که شرکت از آمیختن آن ها با هم، نتیجه مورد نظر را از بازار هدف کسب میکند. آمیخته بازاریابی از تمام چیزهایی تشکیل شده که شرکت میتواند با بهره گرفتن از آن ها بر تقاضا برای کالاهایش در بازار هدف تأثیر بگذارد (کاتلر فیلیپ و آرمسترانگ گری،۱۳۸۹ ،۵۹).
این عوامل محصول، قیمت، محل و ترویج می باشند که به چهار پی معروف هستند(Promotion، Place، Price، Product) (کاتلر فیلیپ و آرمسترانگ گری، ۱۳۸۹).
هر چند نمی توان یک آمیخته بازاریابی یکسان برای تمام بنگاه های اقتصادی در نظر گرفت اما در بازاریابی خدمات معمولاً از ۷ p یا ۸ p صحبت میشوند که عبارتند از فرایند، اشخاص، شواهد فیزیکی و هشت امینp بهره وری و کیفیت میباشد.

مسئله دیگری نیز وجود دارد، این است که گفته می شود مفهوم ۴ پی، به بازاریابی از دیدگاه فروشنده نگاه میکند، نه خریدار. در عصر ارتباط با مشتری، می توان ۴ پی را از دید خریدار در ۴ سی (Solution, Customer Cost, Convenience, Communication Customer) توضیح داد. جدول شماره۳٫۲ چهارP و چهارC
چهار P
چهار C
محصول
راه حل مشتری
قیمت
هزینه مشتری
محل
راحتی
تبلیغات
ارتباطات
بنابرین، همان طور که بازاریاب خود را به عنوان فروشنده کالا می بیند، خریدار خود را به عنوان خریدار کالا یا ارزش برای رفع مشکلاتش تلقی میکند. مشتریان علاوه بر قیمت، متوجه هزینه کل به دست آوردن، استفاده و از بین بردن محصول هستند. مشتری میخواهد کالا و خدمات هرچه راحت تر در اختیارش قرار گیرد و در نهایت، مشتری خواهان ارتباط دو طرفه با فروشنده است. بازاریابان بهتر است ابتدا به چهار سی فکر کنند و بعد خط مشی چهار پی را بر اساس آن پایه گذاری کنند (کاتلر فیلیپ و آرمسترانگ گری،۱۳۸۹ ،۶۰).
۵٫۵٫۳٫۲تحلیل بازاریابی
مدیریت عملکرد بازاریابی با تحلیل کامل وضعیت شرکت شروع می شود. بازاریاب باید تحلیل سوآت(SWOT) که به ارزیابی کلی نقاط قوت(Strengths) ، نقاط ضعف(Weakness) ، فرصتها (Opportunities) و تهدیدها (Threats) می پردازد را انجام دهد. نقاط قوت شامل توانایی ها، منابع و عوامل موقعیتی مثبتی است که سازمان را در خدمات رسانی به مشتری و رسیدن به اهداف یاری میکند. نقاط ضعف شامل محدودیت های داخلی و عوامل موقعیتی منفی است که بر کارایی شرکت تأثیر منفی میگذارد. فرصتها عوامل مساعد یا روندهایی در محیط بیرونی شرکت میباشد که ممکن است شرکت بتواند برای نفع خود از آن استفاده کند. تهدیدها هم عوامل یا روندهای بیرونی نامساعد هستند که کارآمدی را به چالش خواهند کشید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وبرای رسیدن به این اهداف بالابردن حداکثرتوانایی منابع انسانی نقش بسزایی درتوسعه سازمان دارد (روشن دل ۱۳۸۵ :۲۱۸) درپیشینه پژوهش های مدیریت منابع انسانی شایستگی چنین تعریف کردهاست .مجموعه دانش و مهارت ویژگی های شخصیتی علائق تجربه ها وتوانمندهای مرتبط با شغل که دارند به آن ها قادر می سازد درسحطی بالاترازحدمتوسط به انجام مسئولیت بپردازند. در واقعه شایستگی ها الگویی را ارائه میکنند که نشان دهنده فردباعملکردبرتردرشغل محوله است. استفاده ازمدل شایستگی منابع انسانی به مدیران منابع انسانی یاری میدهد تا ازطریق ارزیابی مستمرراهبردها و فرایندها ونتایج آن نقاط قوت و فرصت های قابل توسعه بهبود خود را شناسائی کرده و برای ارتقای شایستگی نیروی انسانی ودرنهایت بهره وری سازمان برنامه ریزی کنند و این ارتقا شایستگی منابع انسانی باعث افزایش بهره وری وتوسعه سازمانی و در نهایت بالارفتن رضایت مشتری وعملکرد بهترسازمان میگردد.



منابع انسانی مهمترین رکن اساسی هر شرکت میباشد و بدیهی است که شایستگی و پرورش این منابع در کاهش یا افزایش هزینه نقش بسزایی دارد و انتخاب مدیران و منابع انسانی شایسته میتواند باعث ارتقاء بهره وری در سازمان گردد .
در عرصه حاضر سازمانهایی موفق میباشند که علاوه بر توسعه سازمانی مسیر تغییر را پیشبینی کرده و قادر باشند این توسعه را در ایجاد ساختاری مطلوب برای آینده بهتر هدایت کنند.
در ایران مدل شایستگی مدل شایستگی متخصصان منابع انسانی تدوین شده که برای صدور گواهی نامه حرفه ای مطالعات عمیقی روی طرح های مشابه در جهان مانند انجمن منابع انسانی امریکا – کانادا – انگلیس انجام شده و انجمن مدیریت منابع انسانی ایران با تدوین فرایند اجرای درصدد است تا در سطح ملی آن را به اجرا گذارد . مدل شایستگی متخصصان ایران شامل ( قابلیت رهبری، راهبردی، تخصصی، تعاملی، فردی، مشتری مداری)
شکل ۱-۱- ارتباط قابلیت های شایستگی منابع انسانی و توسعه سازمانی
این مدل تمامی خصوصیات متخصصان ایران را شامل می شود و نقش بسزایی در شایستگی منابع انشانی دارد .
ازآنجایی که هرتحقیق علمی باید دارای اهداف ازپیش تعیین شده ای باشد لذا هدف ازانجام این تحقیق شناخت رابطه میان ابعاد شایستگی منابع انسانی با توسعه سازمانی در شرکت مخابرات اصفهان میباشد.
بدیهی است آن چه به عنوان نتیجه به دست خواهدآمد، درعرصه عملیات برای بهبود عملکرد واستفاده هرچه صحیح تراز منابع و امکانات موجود به کارگرفته خواهد شد با توجه به مطالب فوق اهداف کلی تحقیق عبارتنداز:
الف) بررسی شایستگی منابع انسانی سازمان
ب) بررسی رابطه شایستگی منابع انسانی با توسعه سازمانی
ج) شناسایی رابطه شایستگی منابع انسانی با رضایت مشتری واثربخشی سازمانی
د) هدایت سازمان به سمت شایسته پروری منابع انسانی وعملکرد بهتر
اهداف ویژه تحقیق :
-
- شناسایی رابطه میان قابلیت های فردی منابع انسانی و توسعه سازمانی
-
- شناسایی رابطه میان قابلیت های رهبری منابع انسانی و توسعه سازمانی
-
- شناسایی رابطه میان قابلیت های راهبردی منابع انسانی وتوسعه سازمانی
-
- شناسایی رابطه میان قابلیت های مشتری گرایی ومنابع انسانی وتوسعه سازمانی
- شناسایی رابطه میان قابلیت های تخصصی منابع انسانی و توسعه سازمانی
۶-شناسایی رابطه میان قابلیت میان فردی منابع انسانی وتوسعه سازمانی
۱-۵- فرضیه های تحقیق
این تحقیق دارای یک فرضیه اصلی وشش فرضیه فرعی است.
فرضیه اصلی :
میان شایستگی منابع انسانی وتوسعه سازمانی رابطه وجوددارد.
فرضیه های فرعی :
۱- میان قابلیت های راهبردی منابع انسانی وتوسعه سازمانی شرکت رابطه وجود دارد.
۲- میان قابلیت های مشتری گرایی منابع انسانی وتوسعه سازمانی رابطه وجود دارد.
۳- میان قابلیت های فردی منابع انسانی وتوسعه سازمانی شرکت رابطه وجود دارد.
۴- میان قابلیت های تخصصی منابع انسانی وتوسعه سازمانی رابطه وجود دارد.
۵- میان قابلیت های میان فردی منابع انسانی وتوسعه سازمانی رابطه وجود دارد.
۶- میان قابلیت رهبری منابع انسانی و توسعه سازمانی رابطه وجود دارد.
۱-۶- متغیرهای تحقیق
این پژوهش :رابطه شایستگی منابع انسانی وتوسعه سازمانی در شرکت مخابرات اصفهان میباشد.
متغیرهای مستقل در این پژوهش عبارتندازقابلیت رهبری،قابلیت راهبردی. قابلیت فردی ،قابلیت میان فردی، قابلیت تخصصی ، قابلیت مشتری گرایی و متغیروابسته توسعه سازمانی میباشد.
۱-۷- قلمرو تحقیق
الف)قلمرو موضوعی :
ازنظرموضوعی پژوهش حاضر به لحاظ اهمیت رابطه میان شایستگی منابع انسانی و توسعه سازمانی
ب)قلمرو مکانی:
قلمرو مکانی منابع انسانی شرکت مخابرات اصفهان
ج)قلمرو زمانی:
محدود زمانی زمستان سال ۱۳۹۲ میباشد.
۱-۸- تعاریف نظری
شایستگی :به دانش، مهارت، توانایی ها و رفتاربرمی گردد که افراد درخلال انجام کارشان ازخودشان نشان می دهد (دیواریچ ۲۰۰۷و ۲۳)
شایسته خواهی: به معنی ایجاد فرهنگ احترام به شایستگان وبه کارگماردن آن ها درجامعه وسازمان است (طباطبایی ۱۳۸۷٫۱۲)
شایسته یابی :درشایسته یابی به قابلیت وشایستگی توجه می شود به عبارتی قابلیت که مجموعه ای مرکب ازمهارت ها و ویژگی های شخصیتی ورفتارهایی است که به طورمستقیم برعملکرد شغل مرتبط است (طباطبائی ۱۳۸۷٫۱۲)
مدل شایستگی :به کارگیری مدل های شایستگی وظیفه مدیران را درانتخاب جذب وارتقاءکارکنان تسهیل می سازد. زیرا این مدلها شایستگی لازم احراز می نمایند.
منابع انسانی : فرآیندجذب کارکنان با کیفیت انتخاب داوطلبان برای انجام کار و جذب کارکنان از سازمان های دیگر ازطریق انتقال تنظیم انتقال – ارتقاء یا تنزل وسرانجام اداره و جدانشدن کارکنان ازسازمان بر اساس استعفاواخراج ویا بازنشستگی وآموزش یا بلعکس یا افزایش نیرومی باشد
توسعه سازمانی : عبارت است ازتلاش برنامه ریزی شده درسطح کلی سازمان ومدیریت شده از بالا برای افزایش اثربخش و سلامت سازمان ازطریق وفعالیت های برنامه ریزی شده در فرآیندهای سازمان با استفاده از دانش علوم و رفتاری
قابلیت فردی : قابلیت به عنوان ویژگی های اساسی یک فرداست که منجربه اثربخشی وعملکرد برتروی دریک شغل می شود(واتانوپاس ۲۰۰۷:۸۴)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انسان دنیای امروز به لحاظ پیچیدگی های زندگی و وسعت و سرعت تغییرات با چالش های فراوانی روبروست. در این میان دوران تحصیل یکی از چالش انگیزترین دوره ها برای انسان است. چراکه نوجوانان بین دو نظام اصلی گرفتار هستند که هردوی آن ها در حال تغییرند. اول نوجوانان باید با تغییرات درونی، شناختی و غدد کنار بیایند، در حالی که در همان زمان در حال رویارویی با یک سری ناپایداری ها و تغییرات در روابط بیرونی هستند. جوامع صنعتی نیز با طولانی کردن دوره وابستگی هویت یابی نوجوان را دشوار میسازند (شهرآرای، ۱۳۸۴). نوجوان به دنبال هویت تحصیلی، حرفه ای و اجتماعی خود است، که بیشتر بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی وی وابسته است. ازاین رو میل به یادگیری و پیشرفت را می توان به عنوان یکی از بسترهای تجربه هیجان های تحصیلی مثبت و منفی دانست (شکری، کدیور، و دانشورپور، ۱۳۸۶). درحالی که کنارآمدن با فشارهای زندگی و کسب مهارت های فردی و اجتماعی، همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده که در ادوار متفاوت زندگی او به اشکال گوناگون تجلی یافته است. در دوره کودکی، تعارض ها جلوه چندانی ندارند، اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری های ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش های درونی و محیطی بیشتر تظاهر پیدا میکنند. همزمان با رشد جسمانی و روانی، انتظار جامعه و خانواده نیز از نوجوان و جوان افزایش مییابد به طوری که آن ها میپذیرند به سبب زندگی اجتماعی، بخشی از تمایلات خود را محدود کنند و در چارچوب هنجارهای اجتماعی و گروهی قرار گیرند. در این راستا نوجوانان و جوانانی که شیوه های صحیح رفتاری را فرا نگرفته باشند و مهارت های لازم را در جهت تطبیق خود با خانواده و جامعه نیاموخته باشند، با آسیب های جدی و متعدی روبه رو خواهند شد و در صورتی که رفتارهای ضداجتماعی در آن ها شکل گرفته و ممکن است از خود واکنش های منفی بروز دهند، آسیب های روان شناختی در شخص و انحرافات و ناهنجاری هایی را در جامعه سبب خواهند شد. بنابرین در جریان این پیچیدگی ها، آموزش مهارت های زندگی فرد را برای غلبه بر تنش ها و مشکلاتی که پیش رو دارد آماده می نماید تا به بهترین شکل ممکن از عهده مشکلات خود برآید. همچنین برنامه آموزش مهارت های زندگی که مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی و نظریه خودکارآمدی بندورا است، میتواند یکی از روش های افزایش خودکارآمدی در نوجوانان محسوب شود. از دیگرسو، با توجه به رابطه معکوس خودکارآمدی و استرس تحصیلی- کالاسن[۱] و همکاران، (۲۰۰۷)- می توان انتظار داشت که به کاهش استرس تحصیلی کمک کند. آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر این اصل است که توانایی انسان جهت مقابله با عوامل تنش زا در هنگام تولد تثبیت نشده است؛ بلکه این توانایی در سراسر زندگی قابل گسترش و تکامل است. لذا در این پژوهش محقق قصد دارد که اثربخشی آموزش مهارت های زندگی را جهت بالا بردن خودکارآمدی دانش آموزان دبیرستان و کنترل استرس تحصیلی آنان مورد بررسی قرار دهد.



بیان مسئله
با توجه به آمار آموزش و پرورش، ۱۴۹۳۰۰۸۴ دانش آموز در سال تحصیلی ۸۶- ۱۳۸۵ در مدارس ایران مشغول به تحصیل بوده اند. همچنین میزان افت تحصیلی در مقطع ابتدایی ۵/۲ درصد، در مقطع راهنمایی ۸۴/۷ درصد، در سال اول دبیرستان ۹/۲۶ درصد و در فارغ التحصیلان متوسطه ۲/۱۸ درصد گزارش شده است (آمار آموزش و پرورش سال تحصیلی ۸۶- ۱۳۸۵). چند برابر شدن افت تحصیلی از ابتدایی به متوسطه نشان دهنده مشکلات و معضلاتی است که فراروی دانش آموزان مقطع متوسطه قرار دارد و بستری برای تجربه هیجانات منفی تحصیلی قلمداد می شود. بنابرین از بعد نظری فرض بر این است که فراگیران در موقعیت های تحصیلی هیجانات متنوعی از جمله اضطراب امتحان، هراس از مدرسه و استرس تحصیلی[۲] را تجربه میکنند. چراکه دستیابی فراگیران به حرفه های تخصصی بر پیشرفت تحصیلی آن ها وابسته است. بنابرین میل به یادگیری و پیشرفت را می توان به عنوان یکی از عوامل برانگیزاننده هیجانات مثبت و منفی قلمداد کرد (شکری، کدیور و دانشورپور، ۱۳۸۶). همچنین هیجانات تحصیلی از جمله استرس تحصیلی کیفیت زندگی تحصیلی و سلامت روانی فرد را تحت تاثیر قرار میدهند. در پژوهشی نشان داده شد که تجربهْ هیجانات منفی از جمله استرس تحصیلی، به طور قابل ملاحظه ای کیفیت زندگی تحصیلی و اثربخشی مدرسه را تحت تاثیر قرار می دهد (کاراتزیاس[۳] و همکاران، ۲۰۰۲). نتایج این تحقیق نشان داد که استرس تحصیلی رابطه ای منفی با کیفیت زندگی دارد و ۹/۱۶% از واریانس کیفیت زندگی را تبیین میکند. یعنی در واقع استرس تحصیلی با کیفیت زندگی تحصیلی و متعاقب آن با پیشرفت تحصیلی رابطه دارد. از سوی دیگر مطابق با نظریه شناختیِ هیجانات، استرس به عنوان رابطه ی بین فرد و محیط تعریف می شود، که فرد آن را در رابطه با بهزیستی خود ارزیابی میکند و شامل منابع تنش زا و فراتر از حد انتظارِ فرد است (فولکمن و لازاروس[۴]، ۱۹۸۳، نقل از گوارتز و گرگوری[۵]، ۲۰۰۴). در فرایند ارزیابی شناختی از یک موقعیت، در این دیدگاه دو فرایند قابل شناسایی است. فرایند ارزیابی اولیه به ادراک ماهیت و میزان ریسک پذیری یا تهدید آمیز بودن بلقوه موقعیت برمی گردد و ارزیابی ثانویه به ادراکات مربوط به منابع درون فردی و مربوط به خود شخص و مهارت وی در سازگاری با موقعیت اشاره دارد. هردو فرایند اثر مستقیمی روی تجربه هیجانات توسط فرد دارد ( فولکمن و لازاروس، ۱۹۸۳، نقل از گوارتز و گرگوری، ۲۰۰۴)، این درحالی است که همان طور که در بالا اشاره شد تجربه هیجانات منفی از جمله اضطراب، افسردگی و استرس با اثرگذاری بر فرایند های ارزیابی شناختی، علاوه بر عملکرد تحصیلی یادگیرندگان، بهزیستی ذهنی و سلامت روان شناختی و هیجانی آن ها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد (کاراتزیاس و همکاران، ۲۰۰۲).

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳-۱ پیشینه پژوهش در خارج از کشور
اسپکا[۴۲۱] و همکاران (۲۰۰۰)، در پژوهش خود با هدف بررسی «تأثیر درمان کاهش استرس بر پایۀ مراقبۀ ذهن آگاهی بر خلق و علائم استرس در بیماران سرطانی سرپایی با بهره گرفتن از طرح کنترل شدۀ لیست انتظار» تعداد ۱۰۹ بیمار با انواع سرطان های متفاوت که برای درمان ثبت نام کرده بودند (روش نمونه گیری در دسترس) را به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (افرادی که بلافاصله پس از ثبت نام تحت درمان ۷ هفته ای ذهن آگاهی قرار می گرفتند) و گروه کنترل (افرادی که در لیست انتظار برای درمان قرار گرفتند) کاربندی کردند که ۱۹ نفر از این ۱۰۹ نفر ریزش کردند و تعداد افراد به ۹۰ نفر کاهش پیدا کرد. ابزارهای مورد استفاده شامل ۱- پروفایل حالت های خلقی[۴۲۲] و ۲- پرسشنامۀ علائم استرس[۴۲۳] بودند. پس از اتمام درمان، بیماران در گروه آزمایشی آشفتگی خلقی کمتر (کاهش ۶۵ درصدی) و علائم استرس کمتر (کاهش ۳۱ درصدی) نشان دادند. محققان این پژوهش به این نتیجه رسیدند که درمان کاهش استرس بر پایۀ مراقبۀ ذهن آگاهی در کاهش آشفتگی های خلقی و علائم استرس در این گروه از بیماران بدون در نظر گرفتن جنس، نوع سرطان، مرحلۀ بیماری، و سن مؤثر است.


دیویدسون و همکاران (۲۰۰۳)، در پژوهش خود با عنوان «مراقبۀ ذهن آگاهی و تغییرات در مغز و عملکردهای ایمنی» تعداد ۲۵ آزمودنی (گروه دریافت کنندۀ مراقبه) و ۱۶ آزمودنی (گروه کنترل) را به روش نمونه گیری تصادفی از میان افراد واجد ملاک های خاص انتخاب کردند. سپس فعالیت الکتریکی مغز را قبل از درمان، بلافاصله پس از اتمام درمان ۸ هفته ای آموزش مراقبه، و سپس ۴ ماه پس از اتمام درمان ۸ هفته ای اندازه گیری کردند؛ در ضمن تمام آزمودنی ها بلافاصله پس از اتمام درمان ۸ هفته ای آموزش مراقبه به وسیلۀ واکسن آنفلونزا واکسینه شدند (به منظور بررسی میزان تولید آنتی بادی). محققان به این نتیجه رسیدند که مراقبۀ ذهن آگاهی باعث افزایش قابل توجه فعالیت مغزی (در ناحیۀ جلویی و چپ) و افزایش تولید آنتی بادی در آزمودنیهایی می شود که مراقبۀ ذهن آگاهی دریافت میکنند. نتایج این تحقیق نشان دهندۀ تأثیر مثبت این درمان بر مغز و عملکردهای ایمنی است که این امر نیاز برای تحقیقات بیشتر در این زمینه را بیان میکند.
کارلسون و همکاران (۲۰۰۴)، در پژوهش خود با عنوان «درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی در ارتباط با کیفیت زندگی، خلق، علائم استرس، و پارامترهای سیستم ایمنی (سطح کورتیزول، سولفات دهیدرو اپی اندروسترون[۴۲۴] ، و ملاتونین) در بیماران سرپایی مبتلا به سرطان سینه و پروستات» تعداد ۴۹ بیمار مبتلا به سرطان سینه و ۱۰ بیمار مبتلا به سرطان پروستات (روش نمونه گیری در دسترس) را در برنامۀ ۸ هفته ای ذهن آگاهی قرار دادند. ابزارهای مورد استفاده شامل ۱- فرم دموگرافیکی و تاریخچۀ پزشکی[۴۲۵] ۲- فرم رفتارهای سالم[۴۲۶] (مواردی که بر سیستم ایمنی تأثیرگذارند از قبیل: چای، قهوه، سیگار، الکل، ورزش، خواب، و تغذیه) ۳- فرم مراقبۀ هفتگی[۴۲۷] ۴- پرسشنامۀ مؤسسۀ اروپایی برای تحقیق و درمان کیفیت زندگی افراد سرطانی[۴۲۸] ۵- پروفایل حالت های خلقی[۴۲۹] (توسط مک نایر[۴۳۰] و همکاران، ۱۹۷۱) ۶- پرسشنامۀ علائم استرس[۴۳۱] (توسط لِسکی و تامپسون[۴۳۲]، ۱۹۷۹) و دیگر آزمایشات مربوط به سرطان بودند. محققان به این نتیجه رسیدند که درمان MBSR منجر به بالا رفتن کیفیت زندگی، کاهش علائم استرس، بهبود خواب، کاهش سطح کورتیزول در این گروه از بیماران می شود اما سطح DHEAS و ملاتونین تغییری نمی کند که این امر نشان دهندۀ سودمندی کاربرد این درمان فقط در مراحل اولیۀ بیماری سرطان میباشد. همچنین عدم تغییر چشمگیر در سلول های لنفوسیت و افزایش سلول های T و کاهش سلول های NK و بررسی دیگر آزمایشات مربوط به سرطان، نشان دهندۀ بالا رفتن پارامترهای ایمنی در بیماران مبتلا به سرطان سینه و پروستات میباشد.

گراتز و رومر (۲۰۰۴) در پژوهش خود با عنوان «ارزیابی چند وجهی تنظیم هیجانی و اختلال در تنظیم: توسعه، ساختار فاکتورها، و اعتبار مقیاس مشکلات در تنظیم هیجانی» تعداد ۴۷۹ دانشجوی دانشگاه ماساچوست را به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بسته های پرسشنامهها را بین آن ها توزیع کردند. پرسشنامهها شامل ۱- مقیاس مشکلات در تنظیم هیجانی[۴۳۳] (توسط گراتز و رومر، ۲۰۰۴) ۲- مقیاس انتظار کلی برای تنظیم خلق منفی[۴۳۴] (توسط کاتانزارو و میرِنز[۴۳۵]، ۱۹۹۰) ۳- پرسشنامۀ عمل و قبول[۴۳۶] (توسط هیز و همکاران، زیر چاپ) ۴- مقیاس بیان هیجانات[۴۳۷] (توسط کرینگ و همکاران، ۱۹۹۴) ۵- پرسشنامۀ خودزنی عمدی[۴۳۸] (توسط گراتز ۲۰۰۱) ۶- پرسشنامۀ سوء استفاده جنسی [۴۳۹] (توسط لیزاک[۴۴۰] و همکاران، ۲۰۰۰) بودند. گراتز و رومر (۲۰۰۴) در پژوهش خود در مورد تنظیم هیجانی به دو یافته دست یافتند، اول اینکه نتیجۀ پژوهش آن ها حمایت زیادی برای مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS) به همراه داشت و دوم اینکه آن ها توانستند یک مفهوم ۶ بعدی برای دشواری های تنظیم هیجانی ارائه دهند. این ابعاد شامل: عدم پذیرش پاسخ های هیجانی، دشواری های کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی، دشواری های دست زدن به رفتار هدفمند، دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی، و فقدان شفافیت هیجانی هستند. گراتز و رومر بیان می دارند که افراد در زمان تجربۀ هیجانات منفی با این ابعاد دشواری های تنظیم هیجانی درگیر میشوند. نتایج تحقیق حاکی از ثبات درونی بالا، روایی زیاد آزمون- بازآزمون، ساختار مناسب و کافی، و اعتبار پیش بین بالای مقیاس مشکلات در تنظیم هیجانی بود.
گراسمَن[۴۴۱] و همکاران (۲۰۰۴)، در پژوهشی با هدف بررسی «درمان کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی و فواید سلامتی: یک فراتحلیل» تعداد ۶۴ پژوهش مربوط به MBSR را انتخاب و با توجه به واجد بودن ملاک های خاص، ۲۰ پژوهش را برای بررسی جدا کردند و آن ها را بر اساس ویژگی های خاص کدگذاری کردند. ملاک ها شامل خصوصیاتی از قبیل موارد زیر بودند: قبل از سال ۲۰۰۲ باشند، درمان گروهی بوده باشد نه انفرادی، درمان ۱۲-۶ هفته و هر هفته ۳۰/۲ ساعت بوده باشد. در این ۲۰ پژوهش که تعداد ۱۶۰۵ نفر آزمودنی شرکت کرده بودند، آزمودنی ها مبتلا به بیماری سرطان، بیماری های عروق کرونر، افسردگی، دردهای مزمن، اضطراب، چاقی، اختلال خوردن، و بیماری های روانی بودند. دو تا از پژوهش ها روی زندانیان بوده و سه پژوهش هم روی افراد غیربالینی دارای مشکل استرس بوده است. به گفتۀ محققان پژوهش حاضر، اگرچه تعداد محدودی از پژوهش ها (۲۰ تا) بررسی شدند اما نتایج تمام آن ها حاکی از این بود که این درمان منجر به سازگاری بیشتر و بهتر با مشکلات بالینی و غیربالینی در افراد می شود؛ افزایش آگاهی منتج شده از درمان MBSR، منجر به وضوح ادراکی بالاتر، کاهش عاطفۀ منفی، و افزایش شادابی و سازگاری بیشتر می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نسبت بدهی به ارزش ویژه =

بنابرین همزمان با افزایش در ساختار سرمایه ، هزینه سرمایه (ارزش ویژه) برای پوشاندن کامل هر گونه مزیت ناشی از این افزایش بدهی ، افزایش خواهد یافت . نرخ تنزیل مناسب برای یک پروؤه سرمایه گذاری خاص به منابعی که وجوه مورد نیاز برای تامین مال آن مورد استفاده قرار میگیرد وابسته نیست . این مسئله بی ارتباطی تصمیمات مالی در این مورد را بیان میکند. و دلالت بر این دارد که فقط تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری است که در هدف حداکثر کردن ارزش بازار شرکت اهمیت دارد. نتیجه مهمی که از این موضوع حاصل می شود این است که مدیران مالی وقتی که هزینه سرمایه یک سرمایه گذار را تخمین میزنند نیازی نخواهند داشتکه منابع مالی پروژه را نیز مورد توجه قرار دهند.

۲-۱۸-۲ اثبات ریاضی نظریه مولر و مودیلیان:
نکته اساسی نظریه م – م آن است که تاثیر پرداخت سود سهام بر ثروت سهامداران دقیقا توسط سایر روش های تامین مالی خنثی می شود و چون گفتیم که سهامدار نسبت به دریافت سود سهام و یا ابقای سود شرکت (عدم تقسیم سود) و کسب منافع سرمایه ای بی تفاوت می ماند. ارزش هر سهم در ابتدای دوره برابر است با ارزش فعلی سود سهام پرداخت شده در پایان دوره به علاوه ارزش بازار آن در پایان دوره بنابرین:
ارزش بازار سهم در زمان صفر =
نرخ تنزیل شرکت =r
سود سهام در زمان ۱ =
ارزش بازار هر سهم در زمان ۱ =
فرض کنید که n تعداد سهام در زمان صفر و m تعداد سهام جدید است در زمان t که با قیمت صادر خواهد شد.
n
این رابطه به این معنا است که ارزش تمام سهام صادره در زمان صفر شامل ارزش فعلی تمام سودهای پرداختی در زمان ۱ به عنوان ارزش سهام در زمان ۱ منهای ارزش سهام عادی منتشره جدید. برابر است با :
m
مجموع سرمایه گذاری های جدید در زمان ۱ =I
مجموع عایدات جدید شرکت در طول دوره =X
فرمول فوق صرفا مبین آن است که منابع وجوه باید برابر با مصارف وجوه باشد. یعنی مجموع درآمد خالص به علاوه سهام جدید سرمایه گذاری های جدید به اضافه سود سهام باشد. مبلغ کل تامین مالی از طریق سهام جدید توسط مجموع سرمایه گذاری های دوره که از طریق سود تقسیم نشده است تعیین می شود. با جایگزین کردن رابطه قبل در رابطه قبل تر میلر و مودیلیانی را حذف کردند.
به دلیل اینکه در این رابطه ظاهر نشده است و به دلیل اینکه فرض شده است I و X و از مستقل هستند. نتیجه گرفتند که ارزش جاری شرکت از ارزش جاری تقسیم سود سهام نیز مستقل است. آنچه با افزایش سود سهام عاید سهامداران عادی می شود. دقیقا به وسیله کاهش در ارزش نهایی سهام خنثی می شود. میلر و مودیلیانی نیز میگویند که نه تنها از تصمیمات تقسیم سود جاری بلکه از تصمیمات تقسیم سود آینده نیز مستقل بوده و تحت تاثیر آن ها قرار نمی گیرد. در شرایط فرضی با اطمینان کامل قیمت سهام در زمان ۱ و ۲ صرفا با رابطه دوم تبین می شود. بنابرین سهامداران نسبت به عدم تقسیم سود سهام و یا تقسیم سود سهام دوره های آتی بی تفاوت خواهند بود. در نتیجه تصمیمات تقسیم سود سهام جاری و آینده تاثیر برثروت سهامداران ندارد. آنجه بر ثروت سهامداران تاثیر دارد جریان عایدات نقدی منتظره شرکت است.
۲-۱۸-۲ انتقاد از نظریه میلر و مودیلیانی:
نظریه میلر و مودیلیانی بر مفروضاتی مبتنی است که بسیاری از این مفروضات در عمل واقعیت ندارند. این نظریه به خاطر این مفروضات عملا کاربرد خود را از دست داده است. به ندرت می توان بازاری را یافت که کامل باشد . یکی از مفروضات این نظریه عدم وجود مالیات ها است . سرمایه گذاران در هر کشور و بازاری برای دریافت سود و منافع سرمایه ای مالیات می پردازند نرخ های مالیاتی این دو نوع سود نیز فرق میکند. در هرجا نرخ مالیات سود سهام بیشتر از منافع سرمایه ای است نتیجه می گیریم که ارزش سهام در مورد تامین مالی از داخل مؤسسه بالاتر از هنگامی است که تامین مالی از خارج از مؤسسه انجام میگیرد . از این رو صرفه مالیاتی منفعت سرمایه و سود سهام به نفع اتخاذ یک سیاست تسهیم سود مبنی بر نگهداری سود در مؤسسه است.
فرضیه دیگر میلر و مودیلیانی عدم وجود هزینه های مالیاتی و شناور است.
آن ها فرض میکنند وقتی سهام دار سهم خود را می فروشد باید حق الزحمه ای بابت دارایی پرداخت نماید. همچنین در مورد هزینه های شناور آن ها فرض کرئه اند که تامین مالی از طریق منابع داخلی یا خارجی از نظر هزینه برای سهامداران یکسان است. عملا میدانیم که انتشار سهام جدید مستلزم هزینه است ام نگهداری وجوه شرکت مستلزم هزینه نیست.
۲-۱۹ غیر مرتبط بودن سیاست سود سهام در بازار های ناقص:
در این تئوری آنچه اهمیت دارد ، ترجیحات سرمایه گذاران است ، منظور از ترجیحات سرمایه گذاران اولویت دادن به سود سهام و یا نگهداری آن به عنوان سود انباشته در شرکت است. برخی ادعا میکنند پرداخت سود سهام کمتر ، موجب افزایش ارزش سهام می شود و مدیران برای حداکثر نمودن ارزش سهام با نسبت پرداخت بالای سود موافق هستند. نظریه م – م و بلاک شولز بر اساس اثر متقاضیان است.
۲-۲۰ اثر متقاضی[۱۱] (مشتری):
سیاست سود سهام شرکت ها متفاوت است تعدادی نسبت بالای پرداخت سود سهام دارند و برخی نسبت پرداخت پایین.، ترجیحات سرمایه گذاران متفاوت است. هر سرمایه گذار علاقه خاصی دارد تعدادی سود سهام بالا را ترجیح میدهند و برخی دیگر سود سهام پایین و منافع سرمایه ای بالارا ترجیح میدهند.
دلایلی که باعث اختلاف در ترجیحات سرمایه گذاران می شودعبارتند از: تفاوت در نرخ مالیات، تفاوت در درآمد سود سهام و منافع سرمایه . در نتیجه در بازارهای کارآی ناقص ، افزایش ارزش شرکت ه وسیله تغییرات نسبت پرداخت سود سهام امکان ندارد. و می توان گفت که سیاست سود سهام غیر مرتبط است. در نظریه اثر متقاضی نیاز سرمایه گذار و شناسایی آن اهمیت دارد. واقعا مهم نیست که چه سرمایه گذاری جذب شود. آنجه مهم است جذب متقاضیانی است که خواسته های مشابه دارند.
در هر حال غیر محتمل به نظر میرسد که مدیریت به طور جدی معتقد باشد که سیاست سود سهام مهم نیست.
۲-۲۱ نظریه درآمد باقیمانده: [۱۲]
مبنای کلی این نظریه این است که ارزان ترین منبع مالی برای یک شرکت تامین مالی از داخل شرکت است نه صدور سهام و یا اوراق قرضه. به طور کلی منابع پولی برای سرمایه گذار عبارتند از:
قرض وام
صدور سهام
سود انباشته
قرض و وام و صدور سهام ، تامین کننده وجوه سرمایه گذاری جدید هستند.
مدیریت مالی شرکت ، ساختار مالی را طی یک دوره تعیین میکند . به این ترتیب دارایی های شرکت چقدر باید باشد و این دارایی ها از چه محلی باید تامین گردند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به شرکت کنندگان در پژوهش توضیح کامل در خصوص پژوهش ارائه شد و به آن ها اطمینان داده شد که اطلاعات هر فرد به صورت محرمانه حفظ خواهد شد وافراد با رضایت کامل در پژوهش شرکت نمودند.
۴-۳ روش گردآوری اطلاعات وابزار های اندازه گیری
گردآوری اطلاعات با بهره گرفتن از پرسشنامههای استاندارد انجام گرفت.

۱-۴-۳پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL-BREF)
این پرسشنامه چهار حیطه سلامت جسمانی،سلامت روانی،روابط اجتماعی و سلامت محیط را با ۲۴ سوال می سنجد که هریک از حیطه ها به ترتیب شامل ۷،۶،۳ و ۸ سوال میباشند. دو سوال اول به هیچ یک از حیطه ها تعلق ندارند و وضعیت سلامت و کیفیت زندگی را به شکل کلی مورد ارزیابی قرار میدهند،بنابرین این پرسشنامه در مجموع ۲۶ سوال دارد.

در پژوهش نجات و همکاران پایایی بازآزمایی این آزمون درحیطهی سلامت فیزیکی ۷۷/۰، درحیطهی سلامت روانی۷۷/۰، درحیطهی روابط اجتماعی۷۵/۰، و در حیطه سلامت محیط برابر با ۸۴/۰ اثبات شده است. روایی تفکیکی این پرسشنامه بااختلاف امتیاز افراد سالم و بیمار در حیطههای مختلف مناسب میباشد.همچنین سازگاری درونی حیطه های چهارگانه با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ در گروه بیمار برابر ۰٫۷۷ودر گروه سالم ۰٫۷۳ میباشد.
۲-۴-۳پرسشنامه شخصیتی NEO.FFI
این پرسشنامه ابتداتحت عنوان NEO با ۱۸۵ سوال در سال ۱۹۸۵ توسط مک کری و کاستا تهیه شدهاست. بعد از آن بر اساس همین پرسشنامه فرم های ۲۴۰ و ۶۰ سوالی آن نیز به وسیله ی همین پژوهشگرانبه زبانهای مختلف ترجمه شده و روایی و سودمندی خود را در جامعه های مختلف نشان داده است. این پرسشنامه یکی از ابزارهایی است که بیشترین استفاده رادراندازه گیری مدل پنج عاملی ویژگیهای شخصیتی دارد )پیتلیک[۵۶]، ۲۰۰۲).
در این پژوهش ازآزمون NEO.FFI که دارای شصت سوال میباشد و پنج عامل روانرنجورخویی و وظیفه شناسی توافق، باز بودن و برونگرایی را میسنجد استفاده خواهد شد .هر کدام از این عاملها دارای ۱۲ سوال میباشند. آزمودنی جواب را در یک طیف ۵ درجهای ازنوع لیکرت )کاملا مخالفم، مخالفم،نظری ندارم،موافقم وکاملاموافقم) انتخاب میکند. نمره گذاری این پرسشنامه بر اساس نمره های ۴،۳،۲،۱ میباشد. مک کری وکاستا(۲۰۰۴) درمطالعه ای بر روی ۱۴۹۲ نفر پایایی این پرسشنامه را به روش آلفای کرون باخ برای پنج عامل روانرنجورخویی، برونگرایی، پذیرش،توافق و وظیفه شناسی به ترتیب ۰٫۸۶ ،۰٫۸۰ ، ۰٫۷۵ ، ۰٫۶۹ و ۰٫۷۹ گزارش کردند.
امان الهی فرد (۱۳۸۴). پایایی این آزمون را به روش بازآزمایی برای پنج عاملC,N,E,O,A به ترتیب ۰٫۸۷،۰٫۸۴،۰٫۷،۰٫۸۰ و ۰٫۸۲ گزارش کردهاست.
۳-۴-۳پرسشنامه خودکارآمدی شرر[۵۷]
این مقیاس تحت عنوان یک پرسشنامه توسط شرر و همکاران ارائه شد که شامل ۱۷ سئوال به صورت کاملاً موافق تا کاملاً مخالف میباشد. روایی و پایایی پرسشنامه در پژوهش براتی بختیاری(۱۳۷۶) به میزان ۷۶% و همچنین میزاان آلفای کرونباخ۷۹% اثبات شده است.
۴-۴-۳پرسشنامه راهبرهای مقابله ای لازاروس
جهت بررسی راهبردهای مقابلهای ازپرسشنامه راهبردهای مقابلهای لازاروس وفولکمن استفاده شد که ۶۶ سوال دارد وهشت راهبرد مقابله ای رامی سنجد. این الگوهای هشتگانه به دو دسته، روش های مسئله مدار )جستجوی حمایت اجتماعی، مسولیت پذیری، حل مدبرانه مسئله و ارزیابی مجدد مثبت( و هیجان مدار )مقابله رویاروی گر،دوری جویی،خویشتن داری وگریز- اجتناب( تقسیم، شده اند. این پرسشنامه ۶۶ سوالی داری مقیاس چهارگزینه ای لیکرت است که ۰ نشانگر »بکارنبردم« ۱ نشانگر»زیادبکاربردم« ۲ نشانگر»تاحدودی بکاربردم« ۳نشانگر»بیشترمواقع بکاربردم« است ) آقایوسفی، ۱۳۸۰).
فولکمن و لازاروس (۱۹۸۸) در یک تحقیق پایایی این پرسشنامه به روش همسانی درونی۰٫۷۵ و پایایی خرده مقیاس های آن را از ۰٫۶۱ برای روش مقابله اجتنابی تا ۰٫۷۹ برای ارزیابی مجدد مثبت گزارش کردهاند.در پژوهش آقایوسفی (۱۳۸۰) ضریب آلفای کرونباخ در مقیاس های از ۶۱% تا ۷۹% به دست آمد.
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و روش های آماری
به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss و ازروش های آماری تحلیل واریانس یک طرفه ، همبستگی پیرسون ، و تحلیل رگرسیون چند متغیری گام به گام استفاده شد.
فصل چهارم
یافته های پژوهشی
۱-۴ مقدمه
در این فصل یافته هایی در زمینه تحلیل واریانس یک طرفه برای بررسی تفاوت بین دو گروه (بیمار و مراقب ) از نظر کیفیت زندگی ،همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه بین کیفیت زندگی، و راهبردهای مقابله ای وصفات شخصیت و خودکارآمدی؛ و رگرسیون چند متغیری با مدل گام به گام برای پیشبینی کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی ومراقبان آن ها بر اساس خودکارآمدی،صفات شخصیت و راهبردهای مقابله ای ارائه می شود.
۲-۴ یافته های توصیفی
توزیع پراکندگی سن افراد مورد مطالعه
جدول ۱-۴ توزیع پراکندگی سنی
حداکثر
حداقل
انحراف استاندارد
میانگین
تعداد
گروه
۵۲
۱۵
۱۴/۹
۲۹/۳۱
۱۰۴
بیمار
۵۱
۱۶
۵۹/۹
۷۰/۳۱
۸۶
مراقب
چنانچه در جدول ۱-۴ مشاهده می شود، نمونه های گروه بیمار در محدوده سنی ۱۵ تا ۵۲ سال قرار دارند، و گروه مراقب ۱۶ تا ۵۱ ساله هستند. میانگین سنی افراد بیمار۲۹/۳۱ و افراد مراقب۷۰/۳۱می باشد. بنابرین بین دو گروه از لحاظ سنی تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه آزمون همگنی واریانسها در جدول ۲-۴ ارائه شده است.
جدول ۲-۴ آزمون همگنی واریانسها
لون
درجه آزادی ۱
درجه آزادی ۲
سطح معناداری
۴۹/۰
۱
۱۸۸
۴۸/۰
همان طور که در جدول ۲-۴ مشاهده می شود، سطح معناداری بزرگتر از ۰۵/۰ بوده بدین معنا که بین دو گروه به لحاظ سنی تفاوت معناداری وجود ندارد.
۳-۴ استنباط آماری
در این بخش برای صحت مفروضه طبیعی بودن متغیرهای خودکارآمدی،صفات شخصیت و راهبردهای مقابله ای از آماره های کجی و کشیدگی استفاده شد که نتایج آن در جدولهای ۳-۴ ارائه شده است.
جدول ۳-۴ مقادیر کجی و کشیدگی برای کیفیت زندگی،صفات شخصیت،خودکارآمدی و راهبردهای مقابله ای
متغیر
کجی
کشیدگی
کیفیت زندگی
۰۶/۰
۶/۰-
روان رنجورخویی
۱۷/۰
۱۱/۰-
برون گرایی
۵۴/۰-
۲۲/۰-
انعطاف پذیری
۲۴/۰
۱۷/۰
دلپذیر بودن
۱۲/۰-
۳۲/۰-
باوجدان بودن
۸۰/۰-
۵۴/۰
خودکارآمدی
۳۱/۱-
۲۰/۲
مسئله محور
۶۲/۰-
۱۲/۰
هیجان محور
۰۱/۰
۰۶/۰
همانطور که در جدول ۳-۴ مشاهده می شود، مقادیر کجی و کشیدگی در تمامی موارد بجز کشیدگی خودکارآمدی در محدوده (۲و۲-) قرار دارد بنابرین متغیر ها متقارن میباشند.
فرضیه شماره یک: بین کیفیت زندگی افراد دچار ضایعه نخاعی و مراقبان تفاوت وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۱- عدم اعتیاد
طبق مقررات قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست، متقاضیان سرپرستی نباید معتاد به الکل، مواد مخدر و سایر اعتیادات مضر باشند. در بند ز ماده ۳ قانون فوق الذکر این شرط تصریح شده است و در بند و لایحه قانون حمایت ۹۲ علاوه بر عدم اعتیاد به مواد مخدر و الکل، مواد روانگردان اضافه شده است. بنابرین سپردن طفل به افراد معتاد، نه تنها محیط امن و مرفه و آرام برای طفل ایجاد نمی گردد، بلکه حتی ممکن است به وضعیتی وخیم تر و سخت تر از بی سرپرستی دچار شوند، لذا قانونگذار با درک این مسئله چنین شرطی را وضع نموده است.



۱۲- اعتقاد به ادیان مصرح در قانون اساسی
همان طور که پیش تر گفتیم به موجب اصل ۱۳ قانون اساسی، اقلیت های دینی غیر مسلمان ایرانی از جمله مسیحی، یهودی و زرتشتی به رسمیت شناخته شده اند، فرزندخواندگی را پذیرفته اند. بنابرین متقاضیان غیر مسلمان سرپرستی به استناد بند ط ماده ۶ لایحه قانون حمایت ۹۲، باید معتقد به یکی از ادیان مسیحی، یهودی و زرتشتی باشند تا عهده دار طفل باشند.
۱۳- تقید به انجام واجبات و ترک محرمات
یکی از شروط مهم برای متقاضیان سرپرستی که قانونگذار در بند الف اده ۶ لایحه قانون حمایت ۹۲ بدان تصریح کردهاست اعتقاد به انجام واجبات و ترک محرمات است.
محرمات اعمالی اند که آنچه در نظر خدا منفور بوده و برای آدمی مضر میباشد که خداوند در انجام آن ها مجازات تعیین کردهاست. واجبات اعمالی هستند که آنچنان در نظر خداوند مهم بوده و برای آدمی مفید و لازم میباشد که خداوند در انجام آن ها پاداش تعیین کردهاست. لذا اولین وظیفه آدمی در مقابل خدا ترک محرمات و فعل واجبات است.[۶۹]
شرط تقید به انجام واجبات و ترک محرمات برای سرپرستان چنان از منظر قانون لازم و ضروری است و جزو قواعد آمره محسوب می شود، در غیر اینصورت خلاف موازین شرع محسوب می شود. بنابرین سرپرستان باید مقید به احکام دینی باشند.
نکته قابل توجه این است که بند الف ماده ۶ قانون فوق با بند ط آن همخوانی ندارد. زیرا معلوم نیست قانونگذار در بند الف از شرط عمل به واجبات و ترک محرمات برای اقلیت های دینی عدول کرده یا عمل به واجبات و ترک محرمات دینی که به آن اعتقاد دارند را همچنان شرط میداند.
۱۴- سلامت جسمی و روانی و توانایی عملی برای نگهداری فرزند تحت سرپرستی
از دیگر شروط متقاضیان سرپرستی، سلامت جسمی و روانی و توانایی عملی سرپرستان برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان است که در بند ه ماده ۶ لایحه قانون حمایت ۹۲ بدان تصریح شده است.
در قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست بندهای زیادی در ماده ۳ قانون ذکر شده به سلامتی جسمی و روانی و اخلاقی متقاضیان سرپرستی اختصاص داده شده است. در لایحه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست تأکید بر سلامت جسمی و روانی افزایش یافته است. در این لایحه در شرایط در خواست کنندگان سرپرستی، این موارد به چشم میخورد. بند ب ماده ۶ : (( عدم محکومیت جزایی مؤثر با رعایت مواد مقرر در قانون مجازات اسلامی )). بند ه ماده ۶ : (( سلامت جسمی و روانی و توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان )). بند و ماده ۶ : (( نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان و الکل )). بند ز ماده ۶ : (( صلاحیت اخلاقی)). بند ح ماده ۶ : (( عدم ابتلاء به بیماری های واگیردار یا صعب العلاج )).
در تأیید لزوم سلامتی، چه از بعد جسمی و چه از لحاظ اخلاقی و روانی، باید گفت هدف از تأسيس نهاد فرزند خواندگی در نهایت حفاظت جامعه و سالم سازی آن است که همانا از ابتدایی ترین نهاد آن یعنی خانواده آغاز میگردد. تشکیل دادن نهادی بیمار که یکی از ارکان آن پدر و مادر یا اصولاً قادر به تربیت و نگهداری کودکان نیستند و یا توانایی انجام آن به نحو سالم را ندارند، نقض غرض است.[۷۰] بنابرین با ذکر این شرط از تشکیل خانواده هایی که فقد سلامت جسمی و روانی و توانایی عملی جهت نگهداری هستند، مانع میشویم.
گفتار سوم: سرپرستی زنان مجرد
یکی ازموارد دیگرچالش برانگیز لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مربوط سرپرستی دختران مجرد بالای ۳۰ سال است که اجازه دارند در خواست فرزندخواندگی بدهند. بند ج ماده ۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست، مقرر نموده : (( دختران و زنان بدون شوهر، در صورتی که حداقل ۳۰ سال سن داشته باشند، منحصراًً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.)) این مورد به پشنهاد بهزیستی بوده و احتمالا ًبه خاطر شرایطی که در جامعه وجود دارد، مطرح شده است. جای تعجب که چرا به آقایان این اجازه داده نشده است.
در واقع این امر موجب قبح زدایی از مجرد ماندن و ازدواج نکردن دخترها میشود. البته اینجا بنا را باید بر مصلحت طفل گذاشت، چون به هر حال بزرگ شدن طفل در کنار یک زن و زندگی با او بهتر از حضور او در بهزیستی است.
به اعتقاد برخی [۷۱] واگذاری کودک به یک مرد و زن مجرد منعی ندارد و میتواند محاسنی نیز داشته باشد؛ البته با رعایت چند نکته ۱- اولویت اول خانواده ها باشند، ۲- رعایت حساسیت های لازم در مورد دلایل عدم ازدواج آن ها و بررسی اینکه انسانهای خوب و مناسبی برای سرپرستی باشند. حضور کودک در کنار یک خانم خوب و مؤمن به مراتب بهتر از حضور کودک در خانواده متلاشی و بدسرپرست است، ۳- مسئله جنسیتی رعایت شود؛دخترها پیش خانم ها و پسرها پیش آقایان. با این شرایط میشود این توسعه را پذیرفت، ولی اینکه چرا آقایان این اجازه را ندارند قابل درک نیست.
حال پس از اخذ حق سرپرستی کودک توسط سرپرست زن مجرد، اگر او ازدواج کند، قبل از هر چیزی نظر کارشناسان سازمان بهزیستی ملاک عمل خواهد بود، وچنانچه همسر سرپرست مشکلی در خصوص ادامه سرپرستی و نگهداری کودک نزد خود و زوجه سرپرست نداشته باشد، اصولاً مانعی برای حضور کودک در کنار آن ها وجود ندارد. مگر شوهر وجودکودک را قبول نمیکند که در اینصورت کودک به بهزیستی برگردانده میشود و این آثار منفی عاطفی برای فرزند خوانده ایجاد میکند.
به نظر نگارنده، آوردن این مورد در قانون اصلاً لزومی نداشته است، چون اولویت اول با خانواده های بدون کودک و بعد تکفرزندها و سپس دختران مجرد است.
مبحث ششم : حقوق و تکالیف طفل بی سرپرست و سرپرست
به استناد قانون حمایت از کودکان بی سرپرست، پس از ایجاد رابطه سرپرستی بین زوجین و کودک بی سرپرست، حقوق و تکالیفی برای طفل ایجاد می شود. در چهار گفتار بعد به این موضوع می پردازیم .
گفتار اول حقوق طفل بدون سرپرست، گفتار دوم تکالیف طفل فرزند خوانده، گفتار سوم حقوق سرپرستان، گفتار چهارم تکالیف سرپرست.
گفتار اول : حقوق طفل بدون سرپرست
طفل فرزند خوانده دارای حقوقی است که به آن ها می پردازیم.
بند اول : استفاده از نام خانوادگی زوج
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- مسئولیت اقتصادی خانواده با پدر است و با فقدان او همه خانواده در تنگنا قرار می گیرند ( تحکیم خانواده) و قصاص پدر جبران خسارت نیست بلکه وارد کردن خسارت است.

در دنیای امروز این دلیل قابل توجیه نیست زیرا مادران این دوره همگام با پدران مسئولیت اقتصادی خانواده را به عهده دارند تا حدی که غیبت پدر از صحنه اقتصاد خانواده تاثیری در انسجام آن نمی گذارد و بسیارند پدران معتادی که مصرف کننده صرف در خانواده هستند و غالبا هم مرتکب جرم فرزند کشی میگردند. خسارت وارد شده در این میان را میتوان متوجه جامعه دانست که هم شامل خسارت مادی به علت از دست دادن فرزندی از فرزندان کشور و هم شامل خسارات معنوی همچون آزرده کردن وجدان عمومی و بر هم زدن نظم جامعه خواهد بود و البته خسارات وارده به خانواده و اعضاء دیگران را نمی توان نادیده گرفت. بعلاوه این توجیه آنجا که پدری فرزند بزرگ خود را که او نیز به نوبه خود نان آور خانواده ای است می کشد غیر منطقی به نظر میرسد. در اینجا چون قاتل خود ولی دم است لذا شخص نمی تواند تقاضای قصاص خود را نماید. اما منحصر کردن ولی دم فقط در پدر صحیح نیست و مدعی قتل در هر حال باید از وارث فعلی مقتول محسوب شود بعلاوه حاکم سیاسی جامعه ولی دم کسی است که ولی دم ندارد.
رئیس قوه قضائیه ی بخشنامه ای به شماره ۷/۵۸۵۹ مورخ ۸/۰۱/۱۳۷۸ در رابطه با همین موضوع مقرر میدارد:« … انجام امور تفویضی موضوع ماده ۲۶۶ ق.م.ا به دادستانهای محترم واگذار می شود تا با احساس مسئولیت کامل نسبت به صغاری که نیاز به حمایت دارند نسبت به تعقیب مجرم اقدام نموده و با رعایت غبطه آنان بر حسب درخواست قصاص یا دیه نمایند… »لذا دادستان میتواند برای پدر قاتل تقاضای قصاص نماید چون در هر حال خون هیچ مسلمانی نباید هدر برود.

فصل سوم- بررسی فرزند کشی در فقه عامه
در فقه اهل سنت با توجه به به منابع محدودی که در اختیار داشتیم وپس از برسی این منابع به نتایج زیر در مورد مجازات پدر درفرزند کشی رسیده ایم که به توجه به فرقه های مختلف اهل سنت تنها به چهار شاخه اصلی ومهم اهل سنت یعنی شافعی ،حنبلی،حنفی و مالکی میپردازیم:
۳-۱- فقه شافعی
محمد بن ادریس شافعی امام و پیشوای شافعیه میگوید: « از گروهی از اهل علم که ملاقاتشان کردم، به یاد دارم که والد به فرزند کشته نمی شود و من هم آن را می گویم» (الشافعی، ص ۳۴)همچنین یکی دیگر از فقهای شافعیه میگوید: « قصاص پدر به خاطر کشتن فرزندش واجب نیست، برای آنچه که از عمربن الخطاب – خدا از او راضی باشد – روایت شده است که پیامبر – درود و سلام خدا بر او باد – فرمود: پدر به خاطر فرزندش قصاص نمی شود» ( الشیرازی، ج ۲، ص۱۸۶)در این میان فقهای مذاهب دیگر که دیدگاه دیگری در این مسأله دارند، اعلام می دارند که شافعیه معتقد به عدم قصاص پدر به فرزند است. بر این اساس شافعیه «انتفاء ابّوت» را در قصاص معتبر دانسته و معتقد است در صورتی که پدر فرزندش را به قتل رساند، قصاص نمی شود و مستند آنان نیز قول پیامبر(ص) است که از قصاص شخصی که فرزندش را به قتل رسانده است، منع کردهاست.
۳-۲- فقه حنبلی
محمد ابن قدامه المقدسی از بزرگان حنابله میگوید: « چهارمین شرط از شرائط وجوب قصاص آن است که قاتل پدر مقتول نباشد. بنابرین والد به فرزندش کشته نمی شود هر چه به پایین رود.[۴]» همچنین یکی دیگر از فقهای مذهب حنبلی می نویسد: « چهارم از شرایط قصاص آن است که قاتل پدر مقتول نباشد. زیرا اگر آن (ابوّت) از شروط قصاص نبود، هرآینه پدر به فرزندش کشته می شد، در حالی که لازم منتفی است و در نتیجه والد به فرزندش کشته نمی شود، و بر آن تنصیص نیز شده است، به خاطر آنچه که ابن عباس به صورت مرفوع روایت کردهاست که « والد به فرزندش کشته نمی شود، ابن ماجه و ترمذی آن را از روایت اسماعیل فرزند مسلم مکی نقل کردهاند و همچنین احمد و ترمذی و ابن ماجه از روایت حجاج بن ارطاه از عمروبن شعیب از پدرش، ازجدش از عمر روایت نموده اند، ابن عبدالله، میگوید: «این حدیث بین دانشمندان حجاز و عراق حدیث مشهوری است که به واسطه شهرت و قبول آن از سوی دانشمندان از هر گونه اسنادی مستغنی است، تا آنجا که در این چنین موارد با وجود شهرت اسناد آن چیزی جز تکلف نخواهد بود.» همچنین (پیامبر ص) فرمود: «تو و مال تو ( یا آنچه که برای توست) از آن پدرت است ».پس مقتضای این اضافه به تملک در آمدن فرزند از سوی پدر است، حال اگر ملکیت حقیقی ثابت نشود، این اضافه شبهه ای ثابت میکند که موجب ساقط شدن قصاص می شود و ظاهر آن این است که این حکم در موردی که پدر و فرزند از نظر دین و حریّت اختلاف داشته باشند، نیز جاری است، زیرا پدر سبب در ایجاد فرزند است و در نتیجه فرزند نمی تواند سبب در نیستی او شود، مگر اینکه فرزند به واسطه رضاع و یا زنا به او ملحق شده باشد که در این صورت پدر قصاص می شود.» (ابو اسحاق، ابراهیم بن محمد، ۱۹۸۰ م، ج ۸، ص ۲۷۳)
بنابرین بر اساس مذهب حنبلیه:
۱- انتفاء پدری از شرائط معتبره در قصاص بوده و در صورتی که پدری فرزندش را عمداً (خواسته و دانسته) و یا خطاء (ناخواسته و نادانسته) به قتل رساند، قصاص نمی شود.
۲- در صورتی که فرزند به واسطه رضاع یا زنا به پدرملحق شود(قاتل) قصاص می شود.
۳- اختلاف پدر و فرزند در دین و بندگی تغییری در حکم عدم قصاص ایجاد نمیکند.
۴- مستند حکم مذکور عبارتند از:
الف – روایت نبوی ص«لایقتل والد بولده»
ب- روایت نبوی ص « انت و مالک لابیک»
ج- پدر سبب ایجاد فرزند بوده و در نتیجه فرزند نمی تواند سبب نیستی او شود.
۳-۳- فقه حنفی
ابوبکر جصاص از مفسرین نامی حنفیه در تفسیرش ابتدا روایتی را نقل میکند که ابن ماجه در سنن خود به شرح زیر از پیامبر اکرم (ص) نقل کردهاست: « ابن ماجه با سناده عن ابن عباس و عمربن خطاب عن رسول الله (ص) قال: «ولایقتل الوالد بولد»[۵]»سپس جصاص در این باره می نویسد: « این خبر مستفیض و مشهور است که عمر بن الخطاب در حضور صحابه به آن حکم کرد و هیچ یک از آنان با او مخالفت نکرد. بر این اساس خبر مذکور همانند خبر متواتر است[۶]»سرخسی از دیگر فقهای این مذهب معتقد است: « در نزد ما بر پدر و مادر و اجداد و جدات از طرف پدران و مادران قصاص نیست»[۷]
بنابرین بر اساس دیدگاه فقهای حنفیه:
۱- انتفاء ابوت از شرائط معتبر در قصاص است و پدر یا مادر قاتل به خاطر قتل فرزندشان کشته نمی شوند.
۲- مستند حکم مذکور در فقه حنفی عبارت است از:
الف – روایت نبوی (ص): «لایقتل الوالد بولده» (والد به فرزندش کشته نمی شود.)
ب- پدر سبب زندگانی فرزند بوده و در هیچ حالی فرزند از حق نیستی پدر برخوردار نخواهد شد.
۳-۴- فقه مالکی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۱۵ سلامت روان:
تاکنون تعاریف متعددی از «سلامت روان» ارائه شده که همگی بر اهمیت تمامیت و یکپارچگی شخصیت تأکید ورزیده اند. گلدشتاین، سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شکوفایی میداند.(چاهن،۱۹۹۱)، نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر میکند که عبارت است از حداکثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود.

۵-۱۵ سلامت جسم:
معمول ترین بعد سلامتی، سلامت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سلامتی ساده تر میتوان آن را ارزیابی کرد. سلامت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است. از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول ها و اعضاء بدن و هماهنگی آن ها با هم نشانه سلامت جسمی است.
به عنوان نمونه بعضی از نشانه های سلامت جسمی عبارت است از : ظاهر خوب و طبیعی، وزن مناسب، اشتهای کافی، خواب راحت و منظم، اجابت مزاج منظم، جلب توجه نکردن اعضاء بدن توسط خود فرد، اندام مناسب، حرکات بدنی هماهنگ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین بالاتر.
مقدمه
در ﺳﺎﻟﻬﺎی اﺧﯿﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ ای دراﻧﺪازه ﮔﯿﺮی ﻣﯿﺰان ﺳﻼﻣﺘﯽ اﻓﺮاد و ﻗﺪرت ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔـﺬاری ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬـﺎی روان ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺟﺴﻤﯽ ﺑﺮ روی ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎی روزاﻧﻪ و رﻓﺘﺎرﻫﺎی آﻧﻬﺎ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه ﮐﻪ اﯾﻦ اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی ﻫـﺎ ﺑـﻪ ﯾـﮏ ﻧﮕـﺮش و روﯾﮑﺮد ﮐﻠﯽ ﻧﮕﺮ در ﺳﻼﻣﺘﯽ و ﻣﺮاﻗﺒﺘﻬﺎی ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ ﻣﻌﻄﻮف ﺷﺪه اﺳﺖ و در اﯾﻦ راﺑﻄﻪ روﯾﮑﺮد ﻧﻮﯾﻨﯽ ﺑـﻪ ﻧـﺎم ﮐﯿﻔﯿـﺖ زﻧﺪﮔﯽ در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻄﺮح ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ. واژه ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺎر ﺗﻮﺳﻂ ﭘﯿﮕﻮدر ﺳﺎل ۱۹۲۰ در ﮐﺘﺎب «اﻗﺘﺼﺎد و رﻓﺎه» ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓـﺖ.
ﺑﻪ ﻣﺮور زﻣﺎن ﻣﺤﻘﻘﺎن ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﯾﮑﯽ از ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎی ﭘﺮاﻫﻤﯿﺖ در ارزﯾﺎﺑﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻬﺪاﺷﺖ ﺟﻬﺎﻧﯽ از ﺳﻼﻣﺖ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺗﺎﮐﯿﺪ دارد. به نظر میرسد بازنشستگان به دلیل کهولت و کاهش تواناییهایشان و همچنین آسیب پذیر بودن بایستی تحت توجه و حمایتهای لازم قرار گیرند.
انسان موجودی پیچیده و دارای ابعاد مختلفی است که حیات وی در اثر تعادل نسبی این ابعادهضم شده و دوام می آورد. یکی از این ابعاد، سلامت روان میباشد که نظام نامه ی سازمان بهداشت جهانی آن را اینگونه تعریف میکند: سلامت روان، حالت کامل آسایش و کامیابی زیستی- روانی و اجتماعی است و صرف فقدان بیماری یا معلولیت نمی باشد. سلامت عمومی در مفهوم عام خود نیز به سلامت فکر و تعادل روانی و دارا بودن خصوصیات مثبت روانی اتلاق میگردد و راه های دست یابی به سلامت فکر و روح که برای تعالی و تکامل فردی و ا جتماعی انسانها ناظم است با پرداختن به آن روشن می شود و همچنین در مفهوم تخصصی خود رشته ای از بهداشت است که افراد تحصیلکرده و دارای مهارت و تجربیات خاص با اتخاذ روش های علمی ،آن را به مردم آموزش میدهند.

این فصل شامل دو قسمت اصلی مرور ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع مورد بررسی میباشد.
در قسمت مرور ادبیات تحقیق، ابتدا به بررسی مفهوم کیفیت زندگی می پردازیم. سپس به بررسی نظریه مازلو و بوم شناسی می پردازیم. در قسمت بعد به بررسی مفهوم سلامت پرداخته و سلامت روان را مورد بررسی قرار میدهیم. و در انتها به تعریف بازنشستگی و ارتباط بازنشستگی و سلامت می پردازیم.
در قسمت دوم این فصل ابتدا به مرور تحقیقات داخلی موجود در مورد تحقیق پرداخته شده و سپس تحقیقات خارجی در این زمینه بررسی شده و دستاوردهای هر یک نیز آمده است.
۲- مبانی نظری
۱-۲ تاریخچه کیفیت زندگی
عبارت کیفیت زندگی برای اولینبار در سال ۱۹۲۰ توسط فردی به نام پیگو و در کتابی که درباره اقتصاد و رفاه نوشته بود، به کار رفت(درپر،۱۹۹۹)، با شروع قرن بیستم در اکثر کشورها به خصوص کشورهای صنعتی همزمان با بهره گرفتن از اقدامات پیشگیری و درمانی برای بیماریها، تغییرات زیادی در مراقبتهای بهداشتی به منظور بهبود وضعیت سلامت و بهداشت صورت گرفت که این تغییرات باعث افزایش متوسط طول عمر و ارتقای کیفیت زندگی مردم شد (لینینگر،۱۹۹۸)،تمایل به بررسی کیفیت زندگی به عنوان یکی از فرایندهای درمانی در طول دهه های گذشته افزایش یافت (فالوفیلد،۱۹۹۶)، تعاریف کیفیت زندگی بسیار متنوع است و آن را خوشحالی، رضایتمندی، خرسندی و احساس تندرستی تعریف کردهاند(کتفیان و همکاران،۱۹۹۶).کیفیت زندگی یک مفهوم چندبعدی توانایی انجام کار، سلامت و رفاه وضعیت روحی وروانی میباشد (وینسنت و همکاران،۱۹۹۹)، سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را درک هر فرد از وضعیت زندگی با توجه به فرهنگ و نظامهای ارزشی که در آن زندگی میکند و ارتباط آن با اهداف، انتظارات، استانداردها که در وضعیت سلامت فیزیکی، روانی، اجتماعی و عقاید شخصی فرد تأثیر دارد، تعریف کردهاست. از جمله اختلالاتی که به شدت در سلامت و در نتیجه کیفیت زندگی افراد تأثیر میگذارند، رفتارهای غلط اجتماعی مانند اعتیاد است. اعتیاد باعث میشود شغل، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و زندگی خانوادگی دچار اختلال شود و به خصوص برجنبههای مختلف کیفیت زندگی بیمار شامل وضعیت روحی، روانی، اجتماعی، اقتصادی وعملکرد جنسی تأثیر دارد(ودات و همکاران،۲۰۰۱).
آغاز بحث کیفیت زندگی به زمان ارسطو (۳۸۴-۳۲۲ ق.م.) باز میگردد. رویکرد آکادمیک به کیفیت زندگی از سال ۱۹۲۰ میلادی یعنی زمانی که پیگو در کتاب خود به نام اقتصاد و رفاه به این موضوع پرداخت، سیر تازهای یافت.
از دهه ۱۹۳۰ محققان آمریکایی به ارزیابی کیفیت زندگی در مناطق مختلف کشور خود پرداختند و پس از آن این مفهوم مورد توجه دانشمندان علوم روانشناسی، اقتصاد، سیاست، جامعهشناسی و پزشکی به صورت یک موضوع میان رشتهای قرار گرفت.
به این ترتیب در خصوص معنی کیفیت زندگی تعابیر و تعاریف متعددی مطرح شد. فرانز و پاور کیفیت زندگی را رضایت یا عدم رضایت از ابعادی از زندگی فرد دانستند که برای او مهم میباشد. سل و تالسکی کیفیت زندگی را ارزیابی و رضایت فرد از سطح عملکرد موجودش در مقایسه با آنچه ایدهآل یا ممکن میپندارد، تلقی کردند و برخی از محققان این واژه را پیچیدهتر از آن دانستند که بتوان آن را در یک جمله و یا عبارت توصیف کرد.
سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۰۰ این مفهوم را به این صورت تعریف کردهاست: کیفیت زندگی، درک افراد از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ، سیستم ارزشی که در آن زندگی میکنند، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویتهایشان میباشد، پس کاملاً فردی بوده و توسط دیگران قابل مشاهده نیست و بر درک افراد از جنبههای مختلف زندگیشان استوار است.
این معنا را با نگاه حافظ مقایسه کنید آنجا که میگوید:
«در این بازار اگر سودی است، با درویش خرسند است
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲- فرضیههای تحقیق
بیان مسئله تنها به صورت کلی پژوهش را هدایت میکند و تمام اطلاعات ویژه پژوهشی را در بر ندارد، از طرفی دیگر درصورتی که کلیه اطلاعات پژوهشی را در مسأله مطرح کنیم مسأله به گونه ای بزرگ می شود که تدبیر و هدایت آن امکان پذیر نیست، بنابرین مسأله هرگز به صورت عملی حل نخواهد شد مگر اینکه به فرضیه یا فرضیههایی تبدیل شود. رابطه فرضیه با تحقیق مثل رابطه راه با مسافرت است.


فرضیهها از نظریات گذشته استناج می شود و چراغ راه مطالعات جدید هستند متغیرها، فرضیه ها را به صورتی نشان میدهند که محققان رفتاری و مدیریتی بتواند آن ها را مشاهده و اندازه گیری کنند. فرضیه حدس بخردانهای درباره رابطه دو یا چند متغیر است که به صورت جمله خبری بیان شده و نشانگر نتایج مورد انتظار میباشد. این تحقیق دارای شش فرضیه میباشد که با هدف بررسی رابطه ساختار هزینه ها با ساختار سرمایه تدوین شده است در آن روابط سود اوری و اندازه شرکت با ساختار سرمایه بررسی شده است.
فرضیه اول: بین عدم انعطاف پذیری هزینه ها و اهرم مالی مبتنی بر ارزش دفتری رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه دوم: بین عدم انعطاف پذیری هزینه ها و اهرم مالی مبتنی بر ارزش بازار رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه سوم: بین اندازه شرکت و اهرم مالی مبتنی بر ارزش دفتری رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین اندازه شرکت و اهرم مالی مبتنی بر ارزش بازار رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین بین سود آوری شرکت و اهرم مالی مبتنی بر ارزش دفتری رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه ششم: بین بین سود آوری شرکت و اهرم مالی مبتنی بر ارزش بازار رابطه معنی داری وجود دارد
۳-۳- تبدیل فرضیه های پژوهشی به آماری
هدف از تبدیل فرضیه پژوهشی به فرضیه آماری، توانمند کردن محقق در آزمون کردن فرضیه است. به طور کلی هدف از آزمون فرضهای آماری ، تعیین این موضوع است که با توجه به اطلاعات به دست آمده از نمونه ، حدسی که در باره خصوصیتی از جامعه زدهایم، قویاً قابل تأیید است یا خیر؟ فرضیه های آماری، جملهها یا عبارتهایی هستند که با بهره گرفتن از نمادهای آماری و به صورت پارامتر نوشته میشوند و نقش آن ها هدایت پژوهشگر در انتخاب آزمون آماری است. فرضیه های آماری به دو دسته تقسیم میشوند.
۱- فرض صفر[۳۹]H0
این فرض به صورتی است که به نداشتن تفاوت ، رابطه یا اثر اشاره میکند این نوع فرضها را گاهاً فرض پوچ یا آماری نیز مینامند.
۲- فرض خلاف[۴۰]
این فرض به صورتی است که به احتمال وجود تفاوت ، رابطه یا اثر اشاره میکند، این نوع فرضها را گاهاً فرض تحقیق یا جانشین نیز مینامند. فرض خلاف یا تحقیق در واقع پیشبینی محقق از نتایج است بنابرین فرضیههای آماری تحقیق به شرح زیر نوشته میشوند:
فرضیه اول:
بین عدم انعطاف پذیری هزینه ها و اهرم مالی مبتنی بر ارزش دفتری رابطه معنی داری وجود دارد.
بین عدم انعطاف پذیری هزینه ها و اهرم مالی مبتنی بر ارزش دفتری رابطه معنی داری وجود دارد.
برای سایر فرضیه نیز به همین صورت عمل شده است
۳-۴- روش تحقیق
در مورد روششناسی تحقیق در کتابهای مختلف، شیوه ها، نظرات و دیدگاه های متفاوتی عنوان شده است(ظهوری، ۱۳۷۸، ص۲۷). تشتتآرا مانند سایر مباحث در علوم انسانی بحدی است که نمیتوان در این زمینه نظر واحدی را ارائه داد. در پژوهشهای رشتههای علوم انسانی دو رویکرد وجود دارد که عبارتند از: رویکردهای فردگرایانه و طبیعت گرایانه([۴۱]). کاربرد این دو رویکرد منجر به توسعه دو دسته از روشهای تحقیق شده است که عبارتند از: روش های کمی و کیفی([۴۲])، این دو دسته ازروشهامکمل یکدیگربوده و برای شناخت پدیدهها میتوانند توأماً مورد استفاده قرار گیرند(بازرگان، ۱۳۷۷، ص۷۷). در کلیترین تقسیمبندی، روش تحقیق را کتابخانهای و میدانی در نظر گرفتهاند که در تحقیق حاضر از هر دو این روشها استفاده خواهد شد. بر این اساس ابتدا جوانب و موضوعات مطالعاتی مربوط به موضوع تحقیق در قالب مرور ادبیات موضوعی تحقیق مورد بررسی و تشریح قرار خواهند گرفت سپس با بهره گرفتن از مطالعات کتابخانه ای نسبت به جمع آوری داده ها و اطلاعات به منظور شناخت رابطه بین این متغیرها اقدام خواهد شد.
پژوهشها را از نظر هدف به سه دسته تحقیق بنیادی، تحقیق کاربردی و تحقیق و توسعه تقسیم میکنند که تحقیق حاضر از نوع کاربردی محسوب می شود. هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت میشوند.
۳-۴-۱- قلمرو موضوعی تحقیق
موضوع بررسی ساختار هزینه ها وساختار سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بنابرین قلمرو موضوع بحث حاضر در برگیرنده ساختار و رفتار هزینه ها از یک طرف و و ساختار سرمایه و تصمیمات و اقدامات مرتبط با آن از طرف دیگر میباشد.
۳-۴-۱-۱- قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو زمانی تحقیق شامل یک دوره زمانی پنج ساله بر اساس صورتهای مالی سالهای ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۰ شرکتهای برگزیده میباشد. البته با توجه به این که برای آزمون فرضیه های تحقیق نیاز به محاسبه تغییرات سال (t) نسبت به سال (t-1) میباشد؛ برای محاسبه برخی متغیرها نیازمند اطلاعات سال ۱۳۸۵ نیز میباشیم.
۳-۴-۱-۲- قلمرو مکانی تحقیق
با توجه به نقش مهم و حیاتی بازار سرمایه در اقتصاد کشورها و همچنین جوان بودن ادبیات مربوط به بازار سرمایه و سایر موارد مهم مطرح شده در تحقیق، قلمرو مکانی تحقیق بورس اوراق بهادار تهران میباشد.
۳-۵- گردآوری داده ها
اطلاعات لازم جهت انجام تحقیقات کاربردی به روش های متفاوتی انجام میگیرد. از انجا که داده های مورد نیاز به دو بخش تئوریک (داده های لازم برای ادبیات و پیشینه تحقیق) و عملی (که داده های مربوط به متغییر ها هستند) تقسیم میشوند، از منابع متفاوتی برای گردآوری آن ها استفاده می شود. در تحقیق حاضر جهت گردآوری داده های تئوریک از منابع کتابخانهای شامل کتابها و مقالات معتبر علمی چاپ شده در مجله داخل و خارج از کشور و نیز مقالات موجود در سایت های علمی معتبر و مختلف استفاده شده است.
اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق که شامل اطلاعات مندرج در صورت های مالی شرکتها و نیز اطلاعات مبادلاتی سهام بورس اوراق بهادار تهران و دیگر اطلاعات، از طریق نرم افزار های مختلف و سامانه اطلاعاتی بورس اوراق بهادار تهران استخراج شده است و به این ترتیب که اطلاعات حاصل از صورتهای مالی و از طریق نرم افزارهای تدبیر پرداز، رهآورد نوین، سایت ridis و نیز اطلاعات مربوط به معاملات از طریق سایت irbourse.ir و tsetmc.com گردآوری شده است. ضمنا از نرم افزار اکسل جهت مرتبط سازی و محاسبه بعضی از فرمولها و متغیرها و از نرمافزار spss جهت تجزیه و تحلیل اماری استفاده شده است.
۳-۶- جامعه آماری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-Cherian و Jacob در سال ۲۰۱۲ در تحقیقی با عنوان ” بازاریابی سبز: مطالعه ای در خصوص رفتار مصرف کننده در برابر محصولات دوستدار محیط زیست” به معرفی مفهوم بازاریابی سبز می پردازند و شیوه های گوناگونی را که مصرف کنندگان مختلف را با مفهوم بازاریابی سبز مرتبط میسازد، مورد بررسی قرار میدهند. این مطالعه نشان داد که بسیاری از مصرف کنندگان دانش سبز بودن را ندارند؛ به همین دلیل شرکت ها نه تلاشی برای توسعه محصولات سبز میکنند و نه اهمیتی برای بسته بندی سبز قائل میشوند.

-Leonidou در سال ۲۰۱۲ در مقاله ای با عنوان ” سبز کردن آمیخته بازاریابی” به ارائه مدلی تئوری می پردازد و در آن مسائلی را پیشبینی میکند که عبارتند از:۱- نقش برنامه های بازاریابی در عملکرد شرکت ها ۲- تأثیر منابع ضعیف و ریسک گریزی مدیران ارشد بر توسعه این برنامه ها و ۳- عوامل وضعیتی که این روابط را پی ریزی میکند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که محصول سبز و توزیع سبز تأثیر بلقوه ای بر عملکرد بازار محصول شرکت ها دارد در حالی که قیمت گذاری و ترفیع سبز بر میزان بازگشت سرمایه شرکت ها تأثیر دارد.
– Sengupta در سال ۲۰۱۲ مقاله ای با عنوان ” سرمایه گذاری در فناوری پاک و ردیابی تحریف در بازار مصرف کنندگان سبز” را کار کرد که این مقاله ضمن تحلیل رفتار سرمایه گذاری و قیمت گذاری یک شرکت که سعی در نسبت دادن فناوری تولید شرکت با قیمت محصولاتش در جهت مطلع ساختن مصرف کنندگان آگاه محیطی دارد، به این نتیجه دست یافت که با افزایش آگاهی مصرف کنندگان ، آن ها برای محصولاتی که با فناوری پاک تولید میشوند، حاضر به پرداخت هزینه بیشتر هستند.
– Verru در سال ۲۰۱۳ در تحقیقی با عنوان ” تأثیر رفتار مصرف کننده بر بازاریابی سبز” به یافتن دلیل این مهم پرداخت که چگونه رفتار مصرف کنندگان توسط بازاریابی سبز شرکت ها تحت تأثیر قرار میگیرد. پرسشنامه ای برای فهم این موضوع که مصرف کنندگان چه درکی از بازاریابی سبز دارند و تا چه حد از همکاری های زیست محیطی آگاه هستند؛ طراحی شد. نتایج نشان داد که شرکت ها باید تعامل خود را با مصرف کنندگان سبز بیشتر کنند و ویژگی هایی نظیر قیمت و کیفیت مهم تر از مسئولیت های زیست محیطی است.

– Manjunath در سال ۲۰۱۳ مقاله ای با عنوان ” بازاریابی سبز و تأثیر آن در سازمانهای تجاری هند” چاپ کرد. هدف این مقاله مطالعه تأثیر عوامل بازاریابی سبز در سازمانهای تجاری هند و همچنین ابزارهای بازاریابی بر بخش فناوری اطلاعات بود.این مقاله همچنین به مفهوم محصول سبز، آمیخته بازاریابی سبز و چالش های این حوزه پرداخته است.

نتیجه گیری:
بر اساس یافته های یعقوبی(۱۳۹۰) که در پیشینه تحقیق آورده شده است، امروزه نگرانی مردم راجع به مسائل زیست محیطی و مسائل ناشی از آن بیشتر شده است و مصرف کنندگان برای اتخاذ تصمیمات خرید خود آگاهانه تر عمل میکنند و محصولاتی را انتخاب میکنند که به محیط زیست آسیبی وارد نمی کنند. ماندگاری(۱۳۹۱) در تحقیق خود به این مسئله اشاره میکند که رفته رفته با توجه به فشارهای دولتی، سازمان های حمایت از محیط زیست و تغییر نگرش مشتریان، شرکت ها برای حفظ جایگاه خود در بازارهای رقابتی، ملزم به به کارگیری رویکرد بازاریابی سبز هستند و برای پیروز شدن در عرصه رقابت سبز نیاز دارند تا ارتباطشان را با مشتریان زیاد کنند. بنابرین واحدهای تولیدی و خدماتی، باید فرایندهای تولیدی و طراحی کالا و خدمات، را مطابق با استاندارد های محیط زیست مهندسی مجدد نمایند. خورشیدی(۱۳۹۱) اعتقاد دارد، اگر مصرف کنندگان از کیفیت کالای سبز اطمینان پیدا کنند، نسبت به خرید این کالاها اقدام خواهند نمود اما با توجه به یافته های Jacob(2012) بسیاری از مصرف کنندگان دانش سبز بودن را ندارند؛ به همین دلیل شرکت ها نه تلاشی برای توسعه محصولات سبز میکنند و نه اهمیتی برای بسته بندی سبز قائل میشوند و به گفته Sengupta(2012) با افزایش آگاهی مصرف کنندگان، آن ها برای محصولاتی که با فناوری پاک تولید میشوند، حاضر به پرداخت هزینه بیشتر هستند.
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
۳-۱- مقدمه
تحقیق عبارت است از مجموعه فعالیت های منظم، منسجم و هدفمند که در پی دستیابی به یکی از خواسته ها به صورت عینی و معتبر، مشاهده، بررسی و استخراج میشوند و نتیجه گیری نهایی صورت میگیرد(خاکی،۱۳۸۷،ص۸۸). روش تحقیق را می توان به عنوان مجموعه ای از قواعد، ابزارها و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات دانست. اتخاذ روش تحقیق علمی تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی میباشد(خاکی،۱۳۸۷،ص۲۰۱). به طور کلی هر تحقیق در ابتدا در پی طرح مشکل یا مسئله ای طرح می شود، مشکل یا مسئله است که سؤالات زیادی را در ذهن محقق ایجاد می کند و در برخی مواقع موجب پیدایش فرضیاتی می شود. در این حالت پژوهشگر با جمع آوری اطلاعات و آمار مورد نیاز و تجزیه و تحلیل آن ها به پاسخ سؤالات پژوهشی و تأیید یا رد فرضیات مطرح شده می پردازد. مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از: فرایند اجرای پژوهش، روش های اجرای پژوهش، جامعه و نمونه آماری، روش ها و ابزار جمع آوری داده ها و اطلاعات و همین طور روش تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات.
۳-۲- فرایند اجرای تحقیق
در این پژوهش ابتدا به بررسی ادبیات پژوهش بر اساس مسأله بیان شده پرداخته شده است، سپس متغیرهای اصلی تحقیق شناسایی و برای مصرف کنندگان محصولات لبنی پگاه در شهرستان رشت استدلال شده است. داده های مورد نیاز برای سنجش و اندازه گیری داده های فوق به صورت پرسشنامه جمع آوری شده سپس این داده ها تبدیل به امتیازات مربوط شده و برای تجزیه و تحلیل با بهره گرفتن از نرم افزار۱۸ LISREL و ۸٫۵۳ SPSS آماده شده اند. در ادامه با محاسبه مشخصه های توصیفی متغیر و جداول مربوطه، توزیع صفت های متغیر بررسی و در نهایت به آزمون فرضیه اقدام شده است.
۳-۳- روش اجرای تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعریف عملیاتی: نمره ای که دانشجویان از پرسشنامه افسردگی بک (بک[۱۳]، استیر[۱۴] و براون[۱۵]،۱۹۹۶) به دست می آورند.

اضطراب
تعریف مفهومی: مشخصه اختلال اضطراب طبق DSM-V الگوی مستمر و مکرر نگرانی است که با اثرات واقعه یا شرایطی که کانون نگرانی است تناسبی ندارد (DSM-V، ترجمه گنجی، ۱۳۹۴).
تعریف عملیاتی: نمره ای که دانشجویان از پرسشنامه اضطراب بک ”که یک پرسشنامه خودگزارشی است” کسب میکنند (بک،۱۹۹۶).
بهزیستی روانی
الف- تعریف مفهومی: ریف[۱۶] بهزیستی روانی را تلاش برای کمال در جهت تحقق تواناییهای بالقوه واقعی فرد میداند. در این دیدگاه بهزیستی به معنای تلاش برای استعلاء و ارتقاء است که در تحقق استعدادها و توانایهای فرد متجلی میشود (ریف، ۱۹۹۵).

ب- تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از بهزیستی روانی نمرهای است که آزمودنیها در پرسشنامه بهزیستی روانی ریف (۱۹۸۹) به دست میآورند. مقیاس اندازهگیری در این آزمون فاصلهای است.
باورهای غیرمنطقی
تعریف مفهومی: برداشت ها، نگرش ها و عقاید غیرمنطقی افراد که دارای دو ویژگی زیر باشند:
-
- این عقاید تعصب آمیز و معمولا با کلمه باید و حتما بیان شود.
- انتساب هایی که به پیامد این عقاید شکل می گیرند بسیار نا معقول و بیش از حد تعمیم یافته اند (الیس، ۱۹۹۹).
تعریف عملیاتی: پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز ۴۰ سوالی در سال ۱۹۶۹ توسط جونز و بر اساس نظریه الیس طراحی شد. این پرسشنامه یکی از پر استفادهترین ابزارهای اندازهگیری باورهای غیرمنطقی در جهان است.
طرحواره های ناسازگار اولیه
تعریف مفهومی: الگوهای ثابت و دراز مدتی هستند که در دوران کودکی شکل گرفته و به بزرگسالی راه پیدا میکنند و تا حد زیادی ناکارآمد هستند. این طرحواره ها الگویی برای پردازش تجارب بعدی محسوب میشوند (یانگ[۱۷]، ترجمه حمیدپور، ۱۳۸۳).
تعریف عملیاتی: طرحواره های ناسازگار اولیه، منظور این است که در پرسشنامه فرم کوتاه طرحواره یانگ (SQ) چه نمره ای دریافت کنند (یانگ، ۲۰۰۴).
فصل دوم:
گستره ی نظری و پیشینه پژوهش
انسان ها معمولا می خواهند از تنهایی، روابط اجتماعی، روابط جنسی و یا از کار کردن و تفریحات خویش لذت ببرند، ولی گاهی عقاید معیوب آن ها اجازه نمی دهد به هدفشان برسند (الیس، ۱۹۹۷). الیس به برخی از عقاید نامعقول اشاره میکند که نشانگر ناراحتی یا نرسیدن به هدف هاست. به نظر الیس هر چه این عقاید فراوان تر باشد، انسان ها در برابر اختلال روانی آسیب پذیر تر هستند. اهمیتی ندارد این عقاید محصول عوامل زیست شناختی باشد یا اجتماعی، بلکه مهم آن است که انسان های شاد را ناراحت میکند (ریچارد اس. شارف، ترجمه فیروزبخت، ۱۳۸۴).
باور منطقی
از نظر الیس ویژگی های فکر منطقی عبارت است از:
-
- تأیید آن ها به وسیله شواهد عینی
-
- باور منطقی با قیودی مثل “بهتر است که …، مناسب است که…، خوب است که…، مفیدتر است که…” شروع می شود و به صورت نسبی است، نه به صورت حکم قطعی و مطلق.
-
- تفکر منطقی منجر به رضایت بیشتر از زندگی شده و به افراد امید، شهامت، جرات و توان عمل میدهد.
- تفکر منطقی باعث می شود فرد از پایگاه روشن به حوادث بنگرد و به طور خلاصه عقاید منطقی عقایدی هستند که قابل تجربه بوده، جنبه عینی داشته و همراه با الزام، اجبار، وظیفه و ضرورت نمی باشند (الیس، به نقل از زیارتی نصرآبادی، ۱۳۸۵).
باور غیرمنطقی
گاردنر باورهای غیرمنطقی را که الیس وضع کرده، به دو دسته طبقه بندی میکند: دسته اول باورهایی هستند که منجر به درد، خود تردیدی و تمایل به سرزنش خود می شود مانند این تمایل برای فرد که از طرف هر کس دیگری باید تأیید شوم و دوست داشته شوم. دسته دو باورهایی هستند که منجر به خشم، بحث اخلاقی و تمایل به ناکامی کمتر میشوند مانند این ایده که اجتناب از مشکل آسان تر از روبرو شدن با آن است (گاردنر و گاتلی[۱۸]، ۲۰۰۰).
ویژگی باورهای غیرمنطقی
-
- این افکار و عقاید با واقعیت موجود هماهنگ نبوده و اکثر آن ها مبتنی بر ظن و گمان و ذهنیات هستند.
-
- فکر غیرمنطقی به وسیله شواهد عینی تأیید نشده و فرد در صدد آزمایش آن ها نیست.
-
- فکر غیرمنطقی، اطلاعات غلط یا خفقان اطلاعات بوده و به صورت تعمیم و نتیجه گیری غلط است.
-
- تفکر غیرمنطقی با اجبار، الزام و قطعیت همراه است و خشک و انعطاف ناپذیر است.
-
- تفکر غیرمنطقی منجر به حالت های آشفته و ناراحت کننده می شود و در فرد اضطراب، افسردگی، بی تفاوتی و احساس گناه ایجاد میکند.
-
- تفکر غیرمنطقی، اصرار و پافشاری بر روی خواسته های فطری است و یا بیان ترجیهات با حالت اصرار است.
- عقاید غیرمنطقی ممکن است به چهار حالت زیر ظاهر شوند:
-
- چقدر وحشتناک است که …، مخوف است که …، خطرناک است که …
-
- غیرقابل تحمل است که …، غیرقابل تصور است که …
-
- زشت است که …، ننگ آور است که …، مایه آبروریزی است که …
- من باید …، دیگران باید … (الیس ۱۹۹۹).
انواع باورهای غیرمنطقی الیس
- انتظارات بیش از حد از خود[۱۹]:
اعتقاد فرد به این که لازمه احساس ارزشمندی، وجود حداکثر لیاقت و فعالیت شدید است. این تصور امکان پذیر نیست و تلاش وسواسی در راه کسب آن، فرد را به اضطراب و بیماری روانی مبتلا میکند و در زندگی احساس حقارت و ناتوانی به فرد دست میدهد؛ به این ترتیب زندگی فرد همواره با شکست و ناکامی همراه خواهد بود. فرد عقلانی تلاش دارد بهترین کارها را به خاطر خودش انجام دهد نه به خاطر دیگران، و نیز درصدد است از خود فعالیت لذت ببرد نه از نتایج آن، یعنی کار را برای کار دوست دارد نه برای منابع آن (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۸۶).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- ۲- Rebekah ↑
-
- ۱- Adelabu ↑
-
- ۲- Bacon ↑
-
- ۳- Brian Barber ↑
-
- ۴- chapman ↑
-
- ۵- Buckley ↑
-
- ۶- Marry ↑
-
- ۷- sheehan ↑
-
- ۱- Adelabu ↑
-
- ۲- Bacon ↑
-
- ۱- Brian Barber ↑
-
- ۲- chapman ↑
-
- ۳- Buckley ↑
-
- ۴- Marry ↑
-
- ۵- sheehan ↑
-
- ۶- Pearson & Nelson ↑
-
- ۷- Exchange meaning ↑
-
- ۸- Sharing of experience ↑
-
- ۹- Barnlund ↑
-
- ۱- Understanding ↑
-
- ۲- Sharing of Meaning ↑
-
- ۳- Ting ↑
-
- ۱- Yum ↑
-
- ۲- Interactive ↑
-
- ۳- Wilbur Schrumm ↑
-
- ۴- Transectional ↑
-
- ۱- Austin & Worchel ↑
-
- ۲- Self Acceptance ↑
-
- ۳- Ericsson ↑
-
- ۴- Purpose in life ↑
-
- ۵- Frankl ↑
-
- ۱- Personal Growth ↑
-
- ۲- Environmental mastery ↑
-
- ۳- Autonomy ↑
-
- ۱-Relation with others ↑
-
- ۲- Parker ↑
-
- ۱-Parker ↑
-
- ۲- Positive psychology ↑
-
- ۳- Evidence-based ↑
-
- ۱- Intervention ↑
-
- ۲- Subjective well-being ↑
-
- – Eudaimonia ↑
-
- – Positive therapy ↑
-
- ۵- Seligman ↑
-
- ۶- Christopher Peterson ↑
-
- ۷- Aprimer in positive psychology ↑
-
- ۸- Martin Seligman ↑
-
- ۹- Abraham Maslow ↑
-
- – American psychologist ↑
-
- – Sonja Lyubomirsky ↑
-
- – Allison Abbe ↑
-
- – Duckworth ↑
-
- – Steen ↑
-
- – Annual Reviw of Clinical Psychology ↑
-
- – Well-being ↑
-
- ۱-Seligman & Csikszentmihalyi ↑
-
- – National instituate of mental health ↑
-
- – Victimology ↑
-
- – Carl Rogers ↑
-
- – Abraham Maslow ↑
-
- – Fully functioning ↑
-
- – Motivation and Personality ↑
-
- ۵- Psychology as usual ↑
-
- ۱- Medical-oriented psychology ↑
-
۲- Jorgensen & Nafstad۳– Maddux
۴– Illness ideology
۵– Good strenghts ↑
-
- – Subjective states ↑
-
- ۱- Paterson ↑
-
- ۱- Explanatory ↑
-
- ۲- Permanence ↑
-
- ۳- Pervasiveness ↑
-
- ۴- Personalization ↑
-
- ۱- Internal ↑
-
- ۲- External ↑
-
- ۱- Ellis ↑
-
- ۱- Froman ↑
-
- ۲- Chan ↑
-
- ۳- Pearson ↑
-
- ۴- Otake, Shimai, Tanaka-matsumi & Otsoyo ↑
-
- ۱- Curry & Snyder ↑
-
- ۱- Smith & Troth ↑
-
- ۱– Brew, Beatty, Watt ↑
-
- ۲- Ryff ↑
-
- – sense of connectedness with school ↑
-
- ۲– Brew, Beatty, Watt ↑
-
- – students’ sense of belonging with peers ↑
-
- – teacher support ↑
-
- – fairness and safety ↑
-
- – engagement in the broader community ↑
-
- – relatedness of self with school ↑
-
- – academic engagement ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گرایش سوم، گرایش تلفیقی است که به دنبال تلفیق جنبه ها و رویکردهای موجود در گرایش اول و گرایش دوم میباشد و به عبارت دیگر، هر دو گرایش را دوروی یک سکه میداند.

جدول ۳-۲ -دسته بندی رویکردهای کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه (همان، ص ۹۰)
رویکرد اول
رویکرد دوم
رویکرد سوم
رویکرد غیر ابزاری یا رویکرد ابزاری فردگرایانه
رویکرد ابزاری یا رویکرد جمع گرایانه
رویکرد تلفیقی
شکل ۱-۲رویکردهای کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه و روابط آن ها (همان، ص ۹۰)
بررسی رویکردها یا دیدگاه های کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه
با توجه به دسته بندی انجام شده در قسمت قبل، در این مرحله به طور مختصر نقطه نظرات موجود در هر رویکرد یا دیدگاه نسبت به رسالتهای کلی دانشگاه و آموزش عالی بیان میگردد.
الف: رویکرد غیر ابزاری (رویکرد ابزاری فردگرایانه)
این دیدگاه که با عناوینی همچون رویکرد کلاسیک، عقل گرا، معرفت شناختی … معرفی میگردد، ریشه در مراحل اولیه شکل گیری آموزش عالی دارد و به طور طبیعی تا زمان حاضر تحولاتی نیز داشته و در نتیجه از طیف خاصی برخوردار است که می توان آن را از انتقال و جستجوی ارزشها و دانش تا تعقیب دانش جدید تصور نمود.
از بعد تاریخی نیز این رویکرد عمدتاًً تا زمان قبل از وقوع انقلاب و پس از آن تا جنگ جهانی اول بر آموزش عالی غلبه داشته و سپس به دلایل متعدد از جمله نیازهای ایجاد شده، از تأثیرات و سیطره آن کاسته شده است. ولی بعد از دوران ذکر شده نیز کم و بیش در بین نظریه پردازان، طرفداران خاص خود را داشته است. از جمله آن ها می توان افرادی همچون «ولبن»[۵۷] ، «آرنولد»[۵۸] ، «هاچینز»[۵۹] ، «نیس بت»[۶۰]، و «نیومن»[۶۱] را نام برد (همان، ص ۹۱).
این رویکرد نقطه نظرات خاصی را در باب جایگاه و اهداف و رسالتهای آموزش عالی دارد که به طور مختصر به آن ها اشاره می شود:
– دانشگاه ها، مؤسساتی خودمختار و مستقل و جدا از جامعه و متشکل از نخبگان هوشمند و روشنفکر و متفکر هستد. آن ها فارغ از الزامات اجتماعی درصدد توجه به دانش و کمک به افراد برای ورود به حیطه دانش و تفکر و به عبارت دیگر، انتقال دانش با انگیزه عشق به یادگیری و جستجوی حقیقت میباشند (Ross، ۱۹۷۶، ۱۳۹، Niblett and Pole ، ۱۹۷۲، ص ۳۳). بنابرین بایستی به دنبال تعقیب دانش در راستای پاسخگویی به کنجکاوی بود. می توان گفت هدف اساسی مؤسسات آموزش عالی ابداع و انتشار دانش بوده و هست (clark ، ۱۹۸۳، ص ۱۳).

– در دنیا، حقایق و ارزشهای مطلقی وجود دارند که کشف شده اند و یا میتوانند کشف شوند در نتیجه باید در راستای شناسایی حقایقی که برای همه انسانها در همه زمانها و مکانها ارزشمند هستند و همچنین در جهت انتقال این ارزشهای اساسی مطلق و دائمی در زمینه ماهیت انسان و حقیقت و حقیقت به انسانها تلاش نمود (ساینال، ۱۳۷۹، ص ۷۹). قلب دانشگاه انتقال فرهنگ به افراد است، باید با ارائه ادبیات، تاریخ، زبان کلاسیک به افراد به پرورش انسانهای متمدن و فرهیخته ای پرداخت که بتوانند در آینده، مدیریت امور انسانها و جامعه را برعهده گیرند (pullias، ۱۹۶۵، ص ۲۸).
توجه به نکات فوق الذکر ما را به این نتیجه رهنمون میسازد که در دیدگاه یا رویکرد غیر ابزاری، بنیادی ترین هدف یا رسالت عمده آموزش عالی و دانشگاه ها انتقال ارزشها و دانش، آن هم صرفاً با انگیزه توجه به ارزش ذاتی دانش میباشد. ولی همان طور که قبلاً اشاره شده است، این رویکرد از طیف خاصی برخوردار است. بنابرین به غیر از موارد ذکر شده می توان نقطه نظرات دیگری را ملاحظه نمود که بیانگر رسالتهای دیگر آموزش عالی از دیدگاه غیرابزاری میباشد. در بین طرفداران این رویکرد برخی رسالت آموزش عالی را صرفاً انتقال دانش و فرهنگ (در رابطه با موارد فوق الذکر) می دانند و عده ای دیگر نیز هستند که با توجه به تحولات و نیازها غیر از آن به تعقیب یا جستجوی دانش جدید یا مقوله پژوهش نیز اشاره می نمایند.
در واقع علیرغم رویکرد بسیار محافظه کارانه و سنتی فوق، تقریباً پس از دهه ۱۸۵۰، پژوهش نیز به عنوان یکی دیگر از رسالتهای اصلی آموزش عالی مورد پذیرش قرار گرفت؛ ولی در این حیطه این معیارها مورد تأکید قرار گرفته است که پژوهش بایستی بدون توجه به جنبههای کاربردی و یا بهره اجتماعی باشد. به عبارت دیگر، جستجوی حقیقت و یا پژوهش نبایستی تحت تأثیر نیازهای جامعه و پاداشهای مادی قرار گیرد. پژوهش و پژوهشگر واقعی صرفاً به وسیله کنجکاوی ذاتی و تمایل به دانستن و کسب آگاهی بیشتر هدایت میشوند و نه انگیزه دیگر. همچنین از یکسو علاقه به پژوهش و اختصاص زمان لازم به آن و از سوی دیگر، تعهدات اساتید نسبت به امر آموزش و تدریس نیز بایستی تعادل لازم را داشته باشند (Mood، ۱۹۷۸، ص ۳۰).
بدین ترتیب در رویکرد غیر ابزاری روندی ملاحظه میگردد که در آن انتقال دانش و ارزشهاو تعقیب دانش جدید یا پژوهش در حیطه غیر کاربردی و کاملاً بنیادی و خالص[۶۲] و به عبارت دیگر، توسعه ذخیره دانش انسانی ورای کاربردهای فعلی و عملی آن در حیطه های مختلف علوم طبیعی، اجتماعی و انسانی و هنری مدنظر میباشد. این روند در شکل زیر نشان داده شده است.
رویکرد غیر ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای کلی آموزش عالی
انتقال ارزشها و دانش
تعقیب دانش جدید (پژوهش)
پژوهش غیر کاربردی و بنیادی
شکل۲-۲ رویکرد غیر ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای کلی دانشگاه و آموزش عالی (عارفی، ۱۳۸۴، ص ۹۳)
ب: رویکرد ابزاری (جمع گرایانه)
دیدگاه ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای دانشگاه و آموزش عالی که در منابع مختلف به صورتهای گوناگونی از جمله، رویکرد بازسازی گر، رویکرد تجاری، رویکرد مبتنی بر بازار و ملاحظات سیاسی و رویکرد پراگماتیک، بیان میگردد، بر این نظر کلی مبتنی است که دانشگاه ها بایستی در خدمت نیازهای جامعه قرار گیرند و ارزش دانش نه در ارزش ذاتی بلکه در میزان سودمندی و به عبارت دیگر، کاربرد آن میباشد. بدین ترتیب می توان مبنای عمده رویکرد ابزاری را نظریه «پراگماتیسم» دانست که در آن نظریه پردازانی همچون «چارلز ساندرس پیرس»[۶۳] ، «ویلیام جیمز»[۶۴] ، «جان دیویی»[۶۵] از معروفیت خاصی برخوردار هستند. در این نظریه، معیار درست بودن اندیشه ها سودمندی و کار آمدن یا کاربرد عملی و مدلل بودن آنان است و در نتیجه درستی و نادرستی آن ها نیز وابسته به شرایط و زمان است. بنابرین بسیاری از اندیشه ها که در یک زمان خاص درست قلمداد میشوند با گذشت زمان ممکن است به تناسب شرایط و وضعیتهای ویژه، ارزش خود را از دست بدهند و بدین ترتیب نمی توان اهدافی با ارزشهای ایده آل جاوید درنظر داشت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۵-۸- دیدگاه عینی و فاعلی در بررسی کیفیت زندگی
در سالهای اخیر، پژوهشهای بسیاری در مورد کیفیت زندگی افراد از دو دیدگاه عینی و فاعلی انجام شدهاست. دیدگاه عینی به شرایط بیرونی، مانند میزان درآمد، کیفیت مسکن، و … توجه میکند. در مقابل دیدگاه فاعلی بر تفاوت افراد در مورد رضایت از زندگی با توجه به کل زندگی تأکید میورزد(زولینگ، والوا، هیوبنر و درین[۲۱۲] ۲۰۰۵ ؛ به نقل از عسکری، کهریزی و کهریزی، ۱۳۹۲)

۲-۵-۹- تفاوت جنسیتی در رضایت از زندگی
آرینگتوان- ساندرز[۲۱۳] و همکاران (۲۰۰۶) در پژوهشی نشان دادهاند که کیفیت زندگی در دختران نسبت به پسران پایینتر است. همچنین بیسایر[۲۱۴] و همکاران (۲۰۰۹) در پژوهشی در میان دانشآموزان دختر و پسر نشاندادند که رضایت از زندگی در دانشآموزان دختر در مقایسه با پسران کمتر است(ابوالقاسمی، ۱۳۹۰).
۲-۵-۱۰- تأثیر عوامل درونی و بیرونی بر رضایت از زندگی
[برخی] تحقیقات نشان میدهند که عوامل بیرونی مانند محیط یا خانواده موجب رضایت از زندگی نمیشوند. بلکه این مسئله به درون فرد و قضاوت خود او بستگی دارد. به همین دلیل است که افراد مختلف در موقعیتهای مشابه به میزان یکسانی رضایت نشان نمی دهند(گیلیگان و هیوبنر[۲۱۵]، ٢٠٠٢؛ به نقل از شهائیان و یوسفی، ۱۳۸۶). اگرچه تحقیقات مربوط به رضایت از زندگی، بیشتر به موضوعاتی مانند ازدواج، کار و پیری پرداختهاند اما در سالهای اخیر، مطالعه ساختار رضایت از زندگی در کودکان و نوجوانان نیز مورد توجه قرار گرفتهاست(گرین اسپون و ساکلوفسکی، ١٩٩٨) اما اغلب این پژوهشها با بهره گرفتن از مقیاسهای تک بعدی انجام شده است که دید کامل و چند جانبه ای ارائه نمی دهد(پارک، هیوبنر، لفلین، والیوس و گیلمن[۲۱۶]، ٢٠٠۴؛ به نقل از شهائیان و یوسفی، ۱۳۸۶). انگیزه، رضایت، علاقه و تمایل بیشتر به جستجو و کنجکاوی حاکی از جهتگیری درونی فراگیر بر یادگیری و کسب تبحر است(شکورنیا، علیجانی، نجار و الهامپور، ۱۳۹۳).
۲-۵-۱۱- تعاریف رضایت تحصیلی
با توجه به یافته ها، میتوان رضایت از تحصیل را به عنوان مؤلفهای از رضایت از زندگی محسوب نمود که شامل ادراک دانشآموزان از برنامه های آموزشی، شرایط لازم برای مطالعه و همچنین رفتار و راهنماییهای معلم میباشد. نورد، رضایت از تحصیل را بخشی از دیدگاه دانشآموز در مورد ادراک شخصی او از محیط تحصیلی توصیف میکند. پویرت نیز، رضایت از تحصیل در دانشآموزان را در رضایت از همه برنامه های موجود در رشته انتخابی خود و همچنین رضایت از رابطه با معلم معرفی میکند. بین و برادلی، رضایت از تحصیل را “حالت عاطفی دلپذیری که در نتیجه وضعیت شخصی دانشآموز ایجاد میشود”

-
- . Academic Satisfaction ↑
-
- . Pintrich ↑
-
- . perfectionism ↑
-
- . personality ↑
-
- . achivement goals ↑
-
- . Kaplan & Flum ↑
-
- . Middleton & Midgley ↑
-
- . perfectionism ↑
-
- . Hewitt & Flett ↑
-
- . personality ↑
-
- . Paul Casta & Robert McCrae ↑
-
- . Laughlin & Huebner ↑
-
- . Academic Satisfaction ↑
-
- . Flores ↑
-
- . achievement motivation ↑
-
- . need for achievement ↑
-
- . standard of excellence ↑
-
- . Stipek ↑
-
- . challenging ↑
-
- . Goal Orientation ↑
-
- . Amez ↑
-
- . Archer ↑
-
- . goal orientation ↑
-
- . approach ↑
-
- . avoidance ↑
-
- . Robert Emmons ↑
-
- . Kennon Sheldon ↑
-
- . Tim Kasser ↑
-
- . Pintrich ↑
-
- . Nicolz ↑
-
- . Urdan ↑
-
- . Desi & Rian ↑
-
- . Nicolz ↑
-
- . Amez & Archer ↑
-
- . Hevil ↑
-
- . Batler ↑
-
- . Eliot&chaurch ↑
-
- . Harakivikz ↑
-
- . Approach-Performances goal ↑
-
- . Avoidance-Performance goal ↑
-
- . Mastery (or learning) goal ↑
-
- . personality ↑
-
- . Feist and Feist ↑
-
- . psychoanalysis ↑
-
- . Sigmund Freud ↑
-
- . unconscious ↑
-
- . Sexual Drive ↑
-
- . aggressive drive ↑
-
- . conscious ↑
-
- . preconscious ↑
-
- . unconscious ↑
-
- . id, ego & superego ↑
-
- . instincts ↑
-
- . libido ↑
-
- . pleasure principle ↑
-
- . reality principle ↑
-
- . conscience ↑
-
- . ego-ideal ↑
-
- . conscious ↑
-
- . precocious ↑
-
- . unconscious ↑
-
- . anxiety ↑
-
- . Anna Freud ↑
-
- . Object relations theory ↑
-
- . Heinz Kohut ↑
-
- . Melanie Klein ↑
-
- . Margaret Mahler ↑
-
- . Carl Jung ↑
-
- . Alfred Adler ↑
-
- . Karen Danielsen Horney ↑
-
- . Erich Fromm ↑
-
- . collective unconscious ↑
-
- . individuation ↑
-
- . word association test ↑
-
- . complexes ↑
-
- . introversion ↑
-
- . extraversion ↑
-
- . Alfred Adler ↑
-
- . individual psychology ↑
-
- . inferiority feelings ↑
-
- . compensation ↑
-
- . inferiority complex ↑
-
- . superiority complex ↑
-
- . fictional finalism ↑
-
- . style of life ↑
-
- . dominant type ↑
-
- . getting type ↑
-
- .avoiding type ↑
-
- . socially useful type ↑
-
- . Karen Danielsen Horney ↑
-
- . safety need ↑
-
- . basic anxiety ↑
-
- . neurotic trends ↑
-
- . compliant personality ↑
-
- . aggressive personality ↑
-
- . detached personality ↑
-
- . Erich Fromm ↑
-
- . authoritarianism ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- بازار سرمایه:
برپایه طبقه بندی بازار مالی با نگرش به سررسید دارایی ها، بازار سرمایه به بازار دادوستد ابزارهای مالی با سررسید بیشتر از یک سال و دارایی های بدون سررسید اطلاق می شود. این بخش از بازار مالی نقش مهمتری در گردآوری منابع پس اندازی و تأمین نیازهای سرمایه گذاری واحدهای تولیدی دارد. بازار سرمایه نسبت به بازار
پول بسیار گسترده تر است و از تنوع ابزاری بیشتری برخوردار است. به خاطر طولانی بودن موعد سررسید و ماهیت اوراق بهادار بازار سرمایه، میزان ریسک در این بازارها بیشتر از بازار پول است. در این نوع بازار، قابلیت فروش در برخی موارد ضعیفتر است. در این بازارها عرضه و تقاضای سرمایه، نرخ بازدهی سرمایه را مشخص می کند. بازار سرمایه شامل اوراق بدهی و سهام است. اوراق بهاداری که در این بازار معامله میشوند در دو گروه جای می گیرند که شامل: اوراق بهادار با سود ثابت (مانند: سهام ممتاز، اوراق بهادار نهادهای دولتی) و اوراق بهادار صاحبان سهام (سهام عادی[۱۱])، میباشد (همان، ص: ۳۹).

مهمترین کارکرد بازارهای مالی شامل بازارهای پول، سرمایه و بیمه در اقتصاد ملی، تجهیز منابع پساندازی و هدایت آن به سوی فعالیتهای مولد اقتصادی است، ضمن آنکه تعیین قیمت وجوه و سرمایه، انتشار و تحلیل
اطلاعات و توزیع ریسک اقتصادی نیز اغلب در شمار کارکردهای این بازارهاست (مدیریت توسعه فرهنگ سرمایه گذاری بورس اوراق بهادار تهران).
طبقه بندی بازارهای مالی بر اساس مرحله عرضه اوراق بهادار به دو گروه تقسیم می شود:
۱- بازار دست اول (بازارهای اولیه):
بازار اولیه[۱۲]، شرکتها، مؤسسات و بنگاههای اقتصادی برای تأمین منابع مالی مورد نیاز خود به مبالغ هنگفتی نیاز دارند که اغلب این منابع را در مقابل واگذاری اوراق بهادار خود، به دست می آورند. واگذاری اوراق بهادار و تأمین اعتبار برای اولین بار در بازار دست اول انجام می شود. در واقع در بازار دست اول، اوراق بهادار برای نخستین بار منتشر میشوند. براین اساس فروشنده اوراق بهادار در واقع همان ناشر اوراق بهادار است. به عبارت دیگر بازار اولیه بازاری است که در آن وامگیرنده، اوراق بهادار جدیدی را منتشر می کند و در ازای دریافت وجه نقد به سرمایه گذار (خریدار) میفروشد. اوراق انتشار یافته توسط شرکتها که برای اولین بار به عموم عرضه می شود، در بازارهای اولیه به فروش میرسد. اصطلاح عرضه اولیه اوراقبهادار[۱۳] عبارت است از این که یک شرکت برای اولین بار در طول دوران فعالیت خود اقدام به عرضه سهام به عموم می نماید و بدین ترتیب دارایی های مالی شرکت یا منابع مالی بلندمدت خود را مبادله، و سرمایه خود را تأمین می کند (حجازی، ۱۳۸۷).

۲- بازار دست دوم (بازارهای ثانویه):
پس از عرضه اوراق بهادار در بازار اولیه و به منظور آن که این اوراق بتوانند مورد دادوستد قرار گیرند، به بازار دیگری نیاز است که به آن بازار ثانویه اوراق بهادار گفته می شود. در این بازار، اوراق قابلیت دادوستد پیدا میکنند. وجود بازار دست دوم، صرفاً به این دلیل است که قابلیت نقدشوندگی اوراق بهادار منتشر شده در بازار دست اول را افزایش دهد، ضمن اینکه شرایطی فراهم میآورد که قرضدهندگان و قرضگیرندگان در صورت لزوم به آسانی بتوانند تصمیمات سرمایه گذاری خود را تغییر داده، به فروش اوراق بهادار خریداری شده یا خرید اوراق بهادار دیگر اقدام نمایند. به عبارت سادهتر می شود بیان نمود که بعد از اینکه اوراق بهادار در بازارهای اولیه به فروش رسید باید مکانیزم کارایی وجود داشته باشد تا سرمایه گذاران در صورت تمایل بتوانند آن را مجدداً خرید و فروش کنند، بازارهای ثانویه[۱۴] این امکان را برای سرمایه گذاران فراهم می آورند که آن ها بتوانند اوراق بهادار موجود را بین خود خرید و فروش کنند (جونز، ۲۰۰۳: ۵۹). در واقع اوراق بهاداری که قبلاً به بازار عرضه شدهاند در بازارهای ثانویه مبادله میشوند. در این بازارها تأمین مالی جدیدی صورت نمیگیرد (راعی و تلنگی، ۱۳۸۷: ۴۲).
دادوستد در بازار دست دوم به دفعات نامحدود انجام می شود و بنابرین با جابجا شدن مالکیت ابزارهای مالی
قابل دادوستد در آن بازار، قدرت نقدشوندگی زیادی ایجاد می شود. در این حالت، از نقد شدن پیش از سررسید
بدهی واحدهای متقاضی سرمایه یا ناشران اوراق بهادار جلوگیری می شود و در نتیجه ضربههای کمبود نقدینگی
تأثیر محدودتری بر واحدهای سرمایه گذار خواهد داشت.
از جمله بازارهای ثانویه میتوان به بازارهای خارج از بورس یا فرابورس[۱۵] اشاره کرد. بازارهای خارج از بورس سازمان های غیرمشهودی هستند که مکان فیزیکی خاصی ندارند در این بازارها عملیات به صورت حراج انجام میپذیرد و سفارشهای خرید و فروش تقریباً به صورت همزمان به این بازار میرسد و اعضای بازار آن ها را با یکدیگر منطبق میسازند. در این بازارها تعداد زیادی کارگزار و معاملهگر وجود دارد که از طریق یک شبکه کامپیوتری به یکدیگر متصل هستند و اقدام به معامله اوراق بهادار مینمایند. اصولاً شرکتهایی در این بازار فعالیت میکنند که شرایط پذیرفته شدن در بورس را ندارند و یا تمایل به حضور در بورس اوراق بهادار را ندارند. بازار خارج از بورس نقش مهمی در بازارهای اوراق بهادار ایفا می کند.
۲-۲-۲- بورس اوراق بهادار
بورس اوراق بهادار به معنای یک بازار متشکل و رسمی سرمایه است، که در آن سهام شرکتها و اوراق مشارکت، تحت ضوابط و مقررات خاص، مورد معامله قرار میگیرد. مشخصه مهم بورس اوراق بهادار، حمایت قانونی از صاحبان پس انداز و سرمایه های راکد و همچنین الزامات قانونی برای متقاضیان سرمایه است. بورس اوراق بهادار، از سویی مرکز جمع آوری پساندازها و نقدینگی بخش خصوصی به منظور تأمین مالی پروژه های سرمایه گذاری بلند مدت و از سویی دیگر، مرجع رسمی و مطمئنی است که دارندگان پساندازهای راکد، می توانند محل نسبتاً مناسب و ایمن سرمایه گذاری را جست وجو کرده و وجوه مازاد خود را برای سرمایه گذاری در شرکتها به کار انداخته و یا با خرید اوراق قرضه دولتها و شرکتهای معتبر از سود تضمین شدهای برخوردار شوند.

شرکتها برای عرضهی سهام خود در بورس باید مورد تأیید سازمان بورس اوراق بهادار قرار بگیرند. شرکتهای پذیرفته شده و شرکتهای فعال به دو دسته تقسیم میشوند: ۱- شرکتهای تولیدی و ۲- شرکتهای سرمایه گذاری.
شرکتهای تولیدی معمولاً به تولید کالای خاصی مبادرت میورزند و جزء گروه صنایع فعال در بورس قرار می گیرند و در سازمان بورس با نام شرکت و کد خاص خود، مشخص میشوند. اما شرکتهای سرمایه گذاری شرکتهایی هستند که به عنوان واسطههای مالی فعالیت میکنند، که اینگونه شرکتها یا فعالیت ندارند و یا فعالیت آن ها به گونه ای است که کمکهای مالی از طریق سهام شرکتهای تولیدی و صنعتی و یا مجموعه ای از آن ها به تولید و سرمایه گذاری این شرکتها مبادرت مینمایند (سایت سازمان بورس و اوراق بهادار[۱۶]).
۲-۲-۲-۱- مزایای بورس اوراق بهادار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تکنیک های طرحواره درمانی
تکنیکهای شناختی طرحواره
۱- آزمون اعتبار طرح واره : درمانگر و بیمار شواهد زندگی گذشته و فعلی بیمار که از طرح واره حمایت میکند را جمع اوری میکند سپس شواهد رد کننده طرح واره را جمع اوری میکند (یانگ، ۱۳۸۶).

۲- ارزیابی مزایا و معایب پاسخ های مقابله ای : هدف این است که بیماران ماهیت حوزه آسیب رسان سبک های مقابله ایشان را بشناسد و به وجود آن ها پی ببرد . که اگر بتواند رفتار سالم تری را جایگزین سبک های مقابله ای ناسازگار کند میتواند شانس شادکامی خود را در زندگی افزایش دهد (یانگ، ۱۳۸۶).
۳- برقراری گفتگو بین جنبه طرح واره و جنبه سالم: ابتدا درمانگر نقش جنبه سالم را به عهده میگیرد . بعد کم کم بیمار نقش جنبه سالم را به عهده میگیرد ماه ها تمرین مداوم نیاز است تا طرحواره ضعیف و جنبه سالم قوی شود (یانگ، ۱۳۸۶).
۴- کارت های آموزشی طرحواره: خلاصه ای از پاسخ های سالم به موقعیت های فعال ساز طرحوارهاست بیماران این کارت ها را همراه خود دارند. بهتر است این کارت ها قویترین شواهد علیه طرحواره را در برگیرد تا بتواند پاسخ های منطقی بیماران را فعال کند (یانگ، ۱۳۸۶).
۵- تکنیک های تجربی «دو هدف عمده تکنیک های تجربی : الف- برانگیختن هیجان های مرتبط با طرحواره های ناسازگار اولیه. ب- باز والدینی بیمار به منظور بهبود هیجان ها و ارضاء نسبی نیازهای برآورده نشده دوران کودکی» (یانگ، ۱۳۸۶).
۶- تکنیک های تجربی مرحله سنجش: عمده ترین تکنیک در این مرحله تصویرسازی ذهنی است (یانگ، ۱۳۸۶).
۷- وقت جلسه به این صورت تقسیم میشود : ارائه منطق تکنیک و پاسخ به پرسش های پنج دقیقه، تصویر سازی ذهنی بیست و پنج دقیقه، بحث و تبادل نظر با بیمار در مورد آنچه حین تکنیک تصویر سازی ذهنی اتفاق افتاده بیست دقیقهاست (یانگ، ۱۳۸۶).
۸- تکنیک تصویرسازی ذهنی: طرحواره ها را از حوزه عقلانی به حوزه هیجانی سوق میدهد .برای شناخت طرحواره هایی که مرکز زندگی بیماران است . کمک به بیماران تا بتوانند ریشههای تحولی طرحواره های خود در دوران کودکی و نوجوانی را به مشکلات زندگی فعلی ربط دهند (یانگ، ۱۳۸۶).

۹- تصویرسازی در یک محیط امن: تصویرسازی باید توسط خود بیمار ایجاد شود و در مانگر به او تلقین کند و در تصویرسازی در محیط امن با تصویری از یک محیط امن آغاز شده و به پایان میرسد . بویژه در مورد بیماران آسیب پذیر و حادثه دیده، این بیماران ممکن است هیچ وقت محیط امن را تجربه نکرده باشند که در اینجا درمانگر کمک میکند محیط امنی در ذهن خود بسازد (یانگ، ۱۳۸۶).
۱۰- تصویرسازی از دوران کودکی: درمانگر بعد از ارائه منطق تکنیک و ایجاد تصویرسازی ذهنی محیط امن برای احساس راحتی و آرامش بیماران به سمت تصویر سازی ذهنی از دوران کودکی حرکت میکند . معمولاً تصاویر ذهنی را به ترتیب زیر در بیماران فعال میکنیم: (یانگ، ۱۳۸۶)
الف-تصاویر ذهنی آشفته ساز
ب- تصاویر ذهنی حاکی از رابطه با والدین
ج-تصاویر ذهنی با افراد مهم زندگی از جمله همسالان و سایر کسانی که در شکل گیری طرحواره نقش داشته اند.
پس از بررسی تصویر ذهنی دوران کودکی، درمانگر از بیمار میخواهد تصویری ذهنی از موقعیت های فعلی را دنبال کند که همین احساس را دارد . بدین ترتیب درمانگر بین خاطرات دوران کودکی و زندگی فعلی بیمار، ارتباط مستقیمی ایجاد میکند.
راهبردهای تجربی برای تغییر گفتگوهای خیالی (یانگ، ۱۳۸۶):
به بیمار آموزش داده می شود در تصویر ذهنی با افرادی که در دوران کودکی باعث ایجاد طرحوارههایش شدهاند و هم با کسانی که در زندگی موجب تقویت آن میشوند گفتگو کند.
از آنجا که والدین مهمترین نماد دوران کودکی هستند لذا والدین نقش های اول در گفتگوی خیالی دارند . از بیماران خواسته میشود خشم خود را نسبت به والدینی که رفتار آنان منجر به شکل گیری طرح واره شدهاست را ابراز کنند . هدف توانمندسازی بیمار برای جنگیدن علیه طرح واره و فاصله گرفتن از آن است.
هدف دوم از ابراز خشم نسبت به والدین این است که به بیمار کمک کنیم از طرح وارهها به صورت هیجانی فاصله بگیرد. کار با تصاویر ذهنی به منظور باز والدینی «برای بمیارانی مفید است که اغلب طرحواره هایشان در حوزه بریدگی و طرد قرار دارد توانایی این بیماران برای برقراری ارتباط با دیگران، احساس امنیت، دوست داشته شدن، و ارزشمندی به شدت آسیب دیدهاست. درمانگر به کودک کمک میکند به ذهنیت کودکانه برگردد و در مورد برخی چیزهایی که از دست دادهاند، مطالبی را یاد بگیرند.
۱۱- خاطرات آسیب زا (یانگ، ۱۳۸۶)
هنگام تصویر سازی ذهنی برای خاطرات آسیب زا، دو هدف عمده را دنبال میکنیم.
الف-کمک به بیمار برای بیرون ریختن عواطف بلوکه شده
ب- با وارد نمودن بزرگسال سالم و تصویر ذهنی بیمار زمینه حمایت و کسب آرامش او فراهم شود
۱۲- نوشتن نامه به والدین «نوشتن نامه به والدین، با افراد مهم زندگی بیمار که در دوران کودکی یا نوجوانی به او آسیب رساندهاند در جلسه بعدی درمان نامه را با صدای بلند برای درمانگر میخوانند».
تصویر سازی ذهنی به منظور الگو شکنی «در این نوع تصویرسازی بیماران سعی میکنند به جای تکرار دوباره سبک های مقابله ای شیوه های صحیح رفتاری مقابله ای را تجسم کند» (یانگ، ۱۳۸۶).
الگو شکنی رفتاری «در این مرحله که طولانی¬ترین و در برخی موارد حساس ترین بخش طرحواره درمانی است بیمار تلاش میکند به جای الگوهای رفتاری طرحواره خاست، سبک های مقابله ای سالم تری را جانشین سازد (یانگ، ۱۳۸۶). اگر بیمار بتواند با موفقیت مرحله شناختی و تجربی را پشت سر بگذارد درمانگر می¬تواند مرحله الگوشکنی رفتاری را شروع کند»
۱۳- اولویت بندی رفتارها برای الگو شکنی: درمانگر و بیمار بعد از تهیه فهرست الگوهای زندگی و رفتارهای مشکل ساز، راجع به مشکل سازترین رفتار و اینکه کدام رفتار باید آماج درمان قرار بگیرند، تصمیم میگیرند . در برابر مهمترین رفتارهای مشکل ساز، رفتارهای سالم احتمالی را به عنوان راه حل جایگزین، مورد بررسی قرار میدهند.
پژوهش های مرتبط داخل و خارج از ایران
پژوشهای داخلی
طرحوارهای ناسازگار اولیه گوناگون آسیب پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی روانشناختی و آسیبشناختی شخصیت ایجاد میکنند. بر اساس نتایج این پژوهش مبتلایان به دسته ب اختلالات شخصیتی نسبت به افراد سالم طرحوارههای ناسازگار بیشتری دارند(ذوالفقاری و همکاران، ۱۳۸۷). نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان میدهد که بین طرحوارههای ناسازگار اولیه با ابعاد سلامت روان همبستگی منفی و معناداری وجود دارد، یعنی هرچه طرحوارهها ناسازگارتر میشوند سلامت روان کاهش مییابد. از سوی دیگر قابل اشاره است که بین زنان و مردان از نظر طرحوارهها تفاوت معناداری وجود نداشته و فقط در بعد سلامت بدنی نمرات مردان بیش از زنان بوده است(مولودی، ۱۳۸۹). افراد با صفات ناپایدار شخصیت در طرحوارههای رهاشدگی/ بی ثباتی، محرومیت هیجانی و خویشتن داری و خود انظباطی ناکافی به طور معنیداری نمرات بیشتری کسب کردند و این طرحوارهها در شناخت تفاوتهای بین افراد باثبات در صفات شخصیت و صفات شخصیت متقابل آنان، نقش بازی میکند (باقریان سرارودی، ۱۳۷۹).
پژوهشهای خارجی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . همان، ص ۲۴۴ ↑
-
- . همان ↑
-
- . همان ↑
-
- . knowledge ↑
-
- .foresight of virtual certainty or highly probably ↑
-
- . عباسی، اصلی، قانون مجازات آلمان، مجمع علمی و فرهنگی مجد،چ اول، ۱۳۸۹، ↑
-
- . بند اول ماده ۱۶ ق م آ: هر کس هنگام ارتکاب جرم، نسبت به این حقیقت که فعل وی مجرمانه است، آگاهی نداشته باشد، عمل او عمدی نیست. البته، قابل مجازات بودنفعل غیر عمدی او تحت تأثیر این اشتباه قرار نمیگیرد. ↑

-
- .Paul Johann Anselm Ritter von Feuerbach ↑
-
- .Friedrich Toepel, The Fault Element in the History of German Criminal Theory: With Some General Conclusions for the Rules of Imputation in a Legal System, p. 171 ↑
-
- . Ibid,p. 169 ↑
-
- . Dolus ↑
-
- . Ibid, p.171 ↑
-
- . Ibid, p. 172 ↑
-
- . Dolus indirectus ↑
-
- . Edvin, R.A seligman, Intent criminal,( Encyclopaedia of the social sciences), volume vii, the macmillan company newyork, (1932), p. 128 ↑
-
- . Ibid ↑
-
- . Direct intention(absicht) ↑
-
- . Director Vorsatz or Dolus directus ↑
-
- . تیلور، گریگ، پیشین، ص۱۱۰ و ۱۱۱ ↑
-
- . همان، ص۱۱۱ ↑
-
- . نجیب حسنی، محمود، النظریه العامه للقصد الجنایی، ص ۲۱۷ ↑
-
-
- – برای دیدن اسامی طرفداران این نظریه ن. ک به نجیب حسنی، محمود، پیشین، ص ۲۴۹ ↑

-
- – همان، به نقل از: Hans welzel, das detsche strafrecht( 1958)p.13, s.62 ↑
-
- -نجیب حسنی، محمود، همان، ص ۲۵۰ به نقل از؛ suhroder,s 233 ↑
-
- -همان، ص ۲۵۲ ↑
-
- . همان، ص ۲۵۳، به نقل از: SHroder, s. 226 ↑
-
- . همان ص ۲۵۴ ↑
-
- . همان ص ۲۵۵ ↑
-
- . همان ↑
-
- . همان، ص ۲۵۶ به نقل از: schroder,s 231 ↑
-
- .همان، ص ۲۵۷ ↑
-
- .همان، ص ۲۵۸، به نقل از Schroder,s 235 ↑
-
- . مفاهیم قصد در حقوق کیفری آلمان، پیشین، ص۱۱۳ ↑
-
- . همان ↑
-
- .همان، ص۱۱۹ ↑
-
- . نقل شده از: بوهلاندر، مبانی حقوق کیفری آلمان، مایکل، ترجمهی: عباسی، اصلی، مجمع علمی و فرهنگی مجد، چ اول ۱۳۹۰،صص ۱۴۶و۱۴۷ ↑
-
- .leather belt ↑
-
- . Friedrich Toepel,p.170 ↑
-
- . Doner shop ↑
-
- . تیلور، گریگ، ص ۱۰۶ ↑
-
- . الماده ۱۸۹ قانون العقوبات السوریه: تعد الجریمه مقصوده و إن تجاوزت النتیجه الجرمیه الناشئه عن الفعل او عدم الفعل قصد الفعل اذا کان قد توقع حصولها فقبل بالمخاطره. ↑
-
- . الماده ۳۴ قانون العقوبات العراقی( بند دوم ): تعد الجریمه عمدیه کذلک… اذا توقع الفاعل نتائج اجرامیه لفعله فأقدم علیها قابلاً المخاطره بحدوثها. ↑
-
- . ماده ۲۴ قانون العقوبات البحرینی: … و تعتبر الجریمه عمدیه کذلک اذا توقع الفاعل نتیجه إجرامیه لفعله فأقدم علیه فابلاً بالمخاطره بحدوثها. ↑
-
- . ماده ۶۳ قانون العقوبات اللیبی- ترتکب الجنایه او الجنحه عن قصد العمدی إذا کان مقترفها یتوقع و یرید أن یترتب علی فعله أو امتناعه حدوث الضرر أو وقوع الخطر الذی حدث و الذی یعلق علیه القانون وجود الجریمه. ↑
-
- . زکی أبو عامر، محمد، سلیمان، عبدالمنعم، پیشین، ص ۲۴۱ و ۲۴۳ ↑
-
- . حکم ۲۵ دسامبر ۱۹۳۰، مجموعه قواعد حقوقی، ج ۲، شماره ی ۱۳۵، به نقل از نجیب حسنی، محموذ، پیشین، ص ۲۹۲ ↑
-
- . همان، ص ۲۶۵ ↑
-
- . همان ↑
-
- . زکی ابو عامر، محمد، عبدالمنعم، سلیمان، پیشین، ص۲۴۴ ↑
-
- . همان ↑
-
- . همان، ص ۲۴۶ ↑
-
- – منقول از: نجیب حسنی، محمود، شرح قانون العقوبات اللبنانی، پیشن، ص۴۱۹ ↑
-
- . همان ↑
-
- . حکم شماره ۴۹۱ سال ۱۹۵۳، مجموعه قواعد حقوقی، به نقل از : العوجی، مصطفی، پیشین، ص۶۰۷ ↑
-
- . in kauf nehmen ↑
-
- .schohke-schroder,59,s.407,mezger-blei,265.s.16g,germahh,das verbredhen in neueh strafrecht,943,s24( به نقل از همان منبع) ↑
-
- .پیشین، ص۲۶۲: به نقل از: Schroder,s 231 ↑
-
- . تبیت، مارک، فلسفه حقوق، ترجمهی رضایی خاوری، حسن، انتشارات دانشگاه علوم رضوی، ۱۳۸۴، ص ۲۱۹ ↑
-
- . R.A.Duff, criminal attempts, clarendon press oxford, 1996, new york, p. 17 ↑
-
- . مارک تبیت، همان، ص ۲۲۰ به بعد ↑
-
- . Smith ↑
-
- . Laura,fairburn, forsight of the concecuences is not the same as intent,p. 2 ↑
-
- . Hyam ↑
-
- . lord diplock ↑
-
- . Parson, simon, intention in criminal law: why is it so difficult to find? Mountbatten of legal studies,(2000), 4(12), p7 ↑
-
- . Moloney ↑
-
- . lord Bridg ↑
-
- . Parson,simon, p. 8 ↑
-
- . Ibid ↑
-
- . Hancock and SHankland ↑
-
- .Nedrick ↑
-
- . Laura,fairburn, pp. 3-4 ↑
-
- . Walker and Hayles ↑
-
- . Virtual Certainty ↑
-
- . Woolin ↑
-
- . Substantial Risk ↑
-
- . Matthews and Alleyne ↑
-
- .Evidence of intention ↑
-
- . The type of action ↑
-
- . کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱۴، دار الحدیث للطباعه و النشر، چ اول، قم، ۱۴۲۹ ق، ۱۴۲۹، ص ۲۹۶ ↑
-
- . همان، ص ۲۹۷ ↑
-
- . همان، ص ۲۹۹ ↑
-
- . همان ↑
-
- . همان، ص ۳۰۰ ↑
-
- . عاملی، حرّ، محمد بن حسن، وسابل الشیعه، ج ۲۹، مؤسسه آل بیت علیه السلام، چ اول، قم، ۱۴۰۹ ق، ص ۴۰ ↑
-
- . عوده، عبد القادر، پیشین، ص۸۰ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ـ آزمون های ملاکی در مقابل آزمون های هنجاری: بر اساس چگونگی نمره دادن و تفسیر نیز می توان آزمون ها را تقسیم کرد. به عبارتی زمانی که معلم یا محصل نمره خاصی را ملاک یا معیار قرار میدهد و بر آن اساس دانش آموزان را ارزیابی میکند، به آن آزمون معیاری یا ملاکی می گوییم. در مقابل زمانی که فرد با گروه بزرگتری مثل همکلاسی ها و هم پایه ای ها و. . . مقایسه و سنجیده می شود از آزمون هنجاری استفاده شده است (لطف آبادی، ۱۳۷۵).

ـ آزمون های تراکمی در مقابل تراکمی در مقابل آزمون های تکوینی: آزمون ها میتوانند برای سنجش میزان یادگیری در طول یادگیری و یا پایان آن مورد استفاده قرار گیرند. زمانی که در پایان آموزش آزمون اجرا می شود به این آزمون، آزمون تراکمی و یا پایانی میگویند و هدف آن نمره دادن و قضاوت درباره اثربخشی کار معلم و برنامه درسی و یا مقایسه برنامه های مختلف درسی با هم است. در مقابل آزمون میتواند در طول آموزش، یعنی زمانی که فعالیت آموزشی معلم هنوز در جریان است و یادگیری در حال تدوین و شکل گیری است، صورت پذیرد و هدف از اجرای آن آگاهی یافتن از میزان و نحوه یادگیری دانش آموزان و یا دانشجویان برای تعیین نقاط ضعف و قوت آن ها و برطرف کردن نواقص روش آموزشی معلم در ارتباط با اهداف آموزشی میباشد (لطف آبادی، ۱۳۷۵).

انگیزه پیشرفت تحصیلی
انگیزش یک فرایند زنجیرهای است که با احساس نیاز یا احساس کمبود و محرومیت شروع می شود، سپس خواست را به دنبال می آورد و موجب تنش و کنش به سوی هدفی می شود که محصول آن، رفتار نیل به هدف است. توالی این فرایند ممکن است منجر به ارضای نیاز شود. بنابرین انگیزه ها موجب تشویق و تحریک فرد به انجام یک کار یا رفتار می شود در حالی که انگیزش یک خواست کلی را منعکس می کند. در تمام تحقیقات انگیزش هنوز جایگاه تنبیه و تشویق به عنوان انگیزه های بسیار قوی مطرح میباشد و در این رابطه پول به عنوان ابزاری برای اعطای پاداش مطرح بوده، اما تنها عامل انگیزشی نیست (سید جوادین، ۱۳۸۶).
انگیزه به عنوان مجموعه عواملی تعریف شده است که انسان را به سوی فعالیت و هدف به حرکت وا میدارد، آن را هدایت میکند و سبب تداوم آن می شود. وقتی صرف انجام یک فعالیت به دور از نتایج آن مد نظر باشد، انگیزه درونی؛ و زمانی که فرد فعالیتی را برای دریافت پاداش، بازخورد های مثبت و اجتناب از تنبیه انجام میدهد، انگیزه بیرونی مطرح است. وقتی فرد از انگیزه پیشرفت بالایی برخوردار باشد، برای یادگیری، مهارت های لازم و راهکارهای مناسب را مییابد. بدیهی است موفقیت در یادگیری، سبب احساس توانمندی بیشتر و افزایش علاقه به موضوع یادگیری می شود. زمانی که فعالیت ها به چالش متوسطی نیاز دارند و فرد احساس میکند که از عهده آن بر میآید و از انجام آن لذت میبرد انگیزه درونی بروز میکند. این انگیزه با ایجاد فرصت هایی برای خود – رهبری و بازخورد مثبت تقویت می شود ولی با تنبیه، تحمیل و تعیین اهداف، تعیین ضرب الاجل، کاهش مییابد. یافته های بسیاری از پژوهش ها حاکی از آن است که پیشرفت تحصیلی یادگیرنده به انگیزه وی مربوط می شود. در روان شناسی شناختی، یادگیرنده، دریافت کننده محض اطلاعات محسوب نمی شود بلکه فردی است که قادر به پردازش اطلاعات بوده و میتواند از تجارب و آموخته های جدیدش برای حل مسایل مختلف در موقعیت های گوناگون استفاده کند. نتایج برخی مطالعات نشان میدهد که در سازماندهی فرایند یادگیری، هوش و استعدادهای شناختی، ویژگی های هیجانی و مهارت های اجتماعی نقش اساسی ایفا میکنند (رضاخانی، ۱۳۸۶).
انواع انگیزه به تحصیل
انگیزش را به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم کردهاند. در انگیزش درونی، دانش آموزان به خاطر چالشانگیزی، پیچیدگی و ناهمخوانی تکلیف و یا به دلیل این که تکلیف، احساس شایستگی، تسلط، کنترل و یا خودمختاری را تقویت کند، به کوشش واداشته میشوند (حسن زاده، ۱۳۸۱).
در انگیزش بیرونی، دانش آموزان تلاش و کوشش خود را برای به دست آوردن آنچه که مورد علاقه شان است، افزایش میدهند. در چنین موردی، تکلیف وسیله ای است برای به دست آوردن شیء مورد علاقه. بنابرین، انگیزه و مشوق درونی، جنبه ای از یک فعالیت است که افراد از آن لذت میبرند و برای آن، برانگیخته میشوند. انگیزه و مشوق بیرونی، پاداش بیرونی است که به یک فعالیت داده می شود، از جمله نمره خوب یا امتیازهای اجتماعی (حسن زاده، ۱۳۸۱).
گروهی از نظریه پردازان یادگیری اجتماعی، از جمله راتر، معتقدند که افراد، موفقیت ها و شکست ای خود را به عوامل شخصی و یا محیطی نسبت میدهند. از این رو، دو منبع کنترل، یعنی درونی و بیرونی را شناسایی کردهاند. این نظریه به نظریه منبع یا مکان کنترل شهرت دارد. با توجه به این فرضیه، اسلاوین معتقد است که افراد از لحاظ اعتقاد به منابع کنترل، به دو دسته تقسیم میشوند:
-
- گروهی که موفقیت ها و شکست های خود را به شخص خود و کوشش و توانایی خود نسبت میدهند. این گروه افراد دارای منبع کنترل درونی نامیده میشوند.
- گروه دیگر که موفقیت ها و شکست های خود را به عوامل محیط بیرون از خود (بخت و اقبال یا سطح دشواری تکلیف) نسبت میدهند، افراد دارای منبع کنترل بیرونی نامیده میشوند (حسن زاده، ۱۳۸۱).
منبع کنترل در تبیین عملکرد تحصیلی دانش آموزان، میتواند بسیار با اهمیت باشد. برای مثال، تعدادی از پژوهشگران دریافتند، دانش آموزانی که منبع کنترل درونی بالایی دارند، در مقایسه با دانش آموزانی که از هوش یکسانی برخوردارند، ولی دارای منبع کنترل درونی پایین هستند، نمرات تحصیلی و پیشرفت آموزشگاهی بهتری دارند (حسن زاده، ۱۳۸۱).
نظریه های انگیزش:
- نظریه های معاصر انگیزش
در سال ۱۹۷۰، کمپل[۱۳] و همکارانش تئوریهای انگیزش را در دو چارچوب کلی تقسیم کردند:
۳-۲-۱- نظریه های محتوایی
نظریه های محتوایی از توصیف «هست» و «نیازها» صحبت میکنند و نظریه پردازان محتوایی درصدد شناخت و مشخص کردن عواملی هستند که موجب انگیزش انسان برای کار می شود. به عبارت دیگر تئوریهای محتوایی بیشتر به مسائل درونی انسان و عوامل انگیزش توجه دارند و در جستجوی چیزهایی هستند که رفتار فرد را برای انجام کار فعال میسازد (نایلی، ۱۳۷۳).
نظریه سلسه مراتب نیازها: ابراهام مازلو[۱۴] مدل خود را درباره انگیزش انسانی، بر مبنای تجربه کلینیکی خود در سال ۱۹۴۳ ارائه داد. وی احتیاجات بشری را به پنج طبقه تقسیم نموده و آن را سلسله مراتب نیازها می نامد که عبارتند از:
-
- نیازهای فیزیولوژیک – ارضای سائقه های تشنگی، گرسنگی و جنسی
-
- نیازهای ایمنی – رهایی از ترس آسیب های برونی، تغییرات شدید برونی
-
- نیازهای مربوط به تعلق – میل به داشتن روابط عاطفی و مراقبتی یعنی دریافت محبت و حمایت شخصی از ناحیه دیگران
-
- نیاز به قدرت و منزلت – احترام و ارج گذاری مثبت از جانب همسالان و وابستگان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درگیری [۳]
درگیری به میزان درگیری های ذهنی مشتریان برای انتخاب یک محصول و یا یک خدمت است (بوش و کلارک، ۲۰۱۳، ۱۸).


ریسک[۴]
درجه خطر کردن مشتریان برای خرید محصول نشناخته ای است که برند ها میزان ریسک را کاهش میدهند و مشتری با اطمینان خریداری میکند(مرجانی، ۱۳۹۱، ۱۷).
اعتماد[۵]
اعتماد به کالا و خدمتی که در پی آن هستیم، اینکه چه قدر یک کالا و خدمت انتظارات مد نظر مشتری را برآورده کند و تا چه حد به خرید و انتخاب خود، اعتماد کند (صالحی، ۱۳۸۴، ۱۹).
وفاداری[۶]
مزیتی که یک مشتری به جای خریدن یک محصول از چند جای مختلف، آن را به طور مکرر از یک عرضه کننه خریداری میکند(باغبان و موسی، ۱۳۹۳، ۳۱).
۱-۶-۲تعاریف عملیاتی
برند بانکی: نمره ای است که پاسخگو بر اساس پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
درگیری: نمره ای است که پاسخگو بر اساس سؤالات ۱ تا ۵ پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
ریسک: نمره ای است که پاسخگو بر اساس سؤالات ۶ تا ۱۰ پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
اعتماد: نمره ای است که پاسخگو بر اساس سؤالات ۱۱ تا ۱۵ پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
وفاداری: نمره ای است که پاسخگو بر اساس سؤالات ۱۶ تا۲۰ پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
۲-۱ نظام بازاریابی
عصر حاضر با ویژگی هایی همچون فراوانی عرضه، گسترش رقابت ، تحولات فناوری ، جهانی شدن و… همراه است که بعضی ثمرات آن برای مشتریان انفجار، انتخاب ، افزایش قدرت چانه زنی و دستیابی به ارزش بیشتر است. در ارتباط تعاملی بین صنعت به معنای مجموعه ای از رقبا که در یک بازار هدف تعریف شده با هم رقابت میکنند و بازار به معنای مجموعه ای از مشتریان بالفعل و بالقوه بنگاه های اقتصادی آنچه به ظاهر داد و ستد می شود، کالا یا خدمتی است که بنگاه به مشتریان خود میدهد و در مقابل ، پول یا شبه پول میگیرد، اما در حقیقت مشتریان، کالا یا خدمت نمی خرند، بلکه ارزش را از بنگاه های اقتصادی دریافت میکنند. در دنیای رقابتی امروز شرکت هایی موفق هستند که بتوانند ارزش های بیشتری برای مشتریان به وجود آورند و دلایل بیشتری به مشتریان ارائه کنند تا آن ها را به خرید و ایجاد رابطه بلندمدت با شرکت ترغیب سازند. مشتریان امروزه خواهان عرضه فرآورده با کیفیت برتر، خدمات بیشتر، سرعت بالاتر، همخوان و متناسب با نیازهای خود، قیمت مناسب تر و تضمین کارآمد هستند، لذا بنگاه باید بررسی کند که ضمن سودآوری، کدامیک از خواست های گوناگون مشتریان را میتواند برآورده کند. شرکت هایی که فلسفه بازاریابی را پذیرفته اند، یعنی مشتری و جامعه را مدنظر داشته و محور عملیات قرار دادهاند، در تلاش برای به وجود آوردن و افزایش مداوم ارزش مشتری هستند. عوامل متعددی در ارتقاء ارزش مشتری مؤثر هستند؛ مثل کیفیت ، خدمات ، سرعت و… و نیز یکی از عوامل اصلی ارتقای ارزش مشتری نظام بازاریابی است (آکر، ۲۰۰۶، ۲۲).

۲-۲ عوامل فعالیت های بازاریابی
۱٫مفهوم تولید[۷]
در مفهوم تولید فرض بر این است که مشتریان نسبت به کالاهایی نظر مساعد خواهند داشت که اولاً موجود بوده و ثانیاًً دارای قیمت بسیار مناسبی باشند. بنابرین مدیریت وظیفه بهبود تولید و توزیع را برعهده دارد. این مفهوم یکی از قدیمیترین فلسفههای راهنمای فروشندگان محسوب می شود (کلر[۸]، ۲۰۱۲، ۱۶).
۲٫مفهوم کالا[۹]
بر اساس مفهوم کالا، مشتریان خواهان کالاهایی هستند که از بهترین کیفیت و کارایی برخوردار باشند. بر مبنای این اصل، سازمان باید منابع خود را به بهبود پیوسته کالا اختصاص دهد(آکار، ۲۰۱۰، ۲۳).
۳٫مفهوم فروش[۱۰]
بر اساس مفهوم فروش، مصرفکنندگان به میزانی که باید بخرند، کالاهای تولید یک شرکت را نخواهند خرید و این در زمانی رخ میدهد که شرکت به میزان وسیع برای فروش و ترویج کالاهای خود نکوشد. این مفهوم عملاً در مورد کالاهای ناخواسته تجربه شده است، کالاهایی که خریداران به طور معمول به خرید آن ها نمیاندیشند (بندیکسن[۱۱]، ۲۰۱۰، ۱۸).
۴.مفهوم بازاریابی
در مفهوم بازاریابی، اعتقاد بر این است که نیل به اهداف سازمانی، بستگی تام دارد به تعیین و تعریف نیازها و خواستههای بازارهاى هدف و تأمین رضایت مشتریان بهنحوی مطلوب تر و مؤثرتر از رقبا. جالب این است که این مفهوم یک فلسفه نسبتاًجدید اقتصادی است. مفهوم بازاریابی به صورت مختلفی بیان شده است (فراکوهار[۱۲]، ۲۰۱۰، ۶۲).

۲-۲ برند[۱۳]
۲-۲-۱ تعاریف برند
طبق تعریف انجمن بازاریابی امریکا، مارک، برند یا نام، عبارت، طرح، نماد یا هر ویژگی دیگری است که مشخص کننده خدمات یا فروشنده محصولی خاص باشد که به وسیله آن از دیگر محصولات و خدمات مشابه متمایز میگردد. عنوان قانونی برای برند، نشان تجاری است. برند مجموعه گرههای ذهنی یا تداعیات کارکردی، احساسی، عقلی و مزیتهایی است که ذهن بازار هدف را اشغال نمودهاست. تداعی معانی پیوند دادن تصاویر و نشانه ها با برند از مزایا و فواید یک برند است (آرچر[۱۴]، ۲۰۱۳، ۵۱).
برند همان چیزی است که مخاطب با دیدن، شنیدن، حس کردن و یا هر گونه ارتباطی با آن به صورت مفهومی، دیداری یا لفظی صفات و ویژگی های خود را در ذهن و قلب مخاطب تداعی میکند. برند شامل همه احساسات، ویژگی ها و مفاهیمی است که به یک نام گره خورده است؛ برند، برداشت افراد از یک نام است(کلر، ۲۰۱۵، ۱۶).
در فارسی واژه مارک یا برند معمولاً برای اشاره به محصول یا خدمتی به کار میرود که ارزش اعتباری و اجتماعی بالایی داشته باشد. به بیان دیگر «برند» دارای ماهیت اجتماعی است و برندهای قدرتمند، آنهایی هستند که افراد نسبت به آن ها حس مالکیت دارند و برای مثال میگویند: «این مارک، اسم مارک دلخواه من است» . نام های برتر میتوانند هیجان و عواطف مصرفکنندگان خود را برانگیزند و مشتریان نیز به این نام ها اعتماد داشته و از آن ها انتظار خلق ایده های برتر و نوآوری در محصولاتشان را دارند(کیم[۱۵]، ۲۰۱۱، ۶۱).

۲-۲-۲ برندسازی
برندینگ یا برندسازی[۱۶]، فعلی است که در نتیجه آن سطح احساسی و عاطفی مرتبط با یک محصول یا خدمت(شرکت) افزوده میگردد، بدین وسیله ارزش آن برای مشتریان و سایر ذی نفعان افزایش مییابد. محققین ارزش یک برند را به طور معناداری مرتبط با دلبستگی احساسی مشتریان، نسبت به برند میدانند و بر اهمیت ایجاد چنین ارتباطی تأکید ویژه دارند. بسیاری از تحقیقات اخیر بازاریابی مصرف کننده، به نتایج ثابتی در مورد اصول برندسازی احساسی رسیده اند. برخی از محققین حوزه برند، برندسازی را در ایجاد ارزش برند خلاصه کردهاند. از دهه گذشته تاکنون شاهد یک روند رو به رشد برندسازی شرکتی[۱۷] نسبت به برندسازی محصولی[۱۸] بودیم. هدف برندسازی شرکتی، ایجاد وضعیتی مطلوب برای نام و نشان سازمان از طریق ذی نفعان مختلف خود میباشد. برای برندسازی شرکتی همان تعریف سنتی برندسازی محصول را قائل هستند به این صورت که هدف هر دو آن ها ایجاد تمایز و ترفیع نسبت به سایر برندهای موجود میباشد. البته این نویسندگان اعتقاد دارند برندسازی شرکتی بسیار پیچیده تر میباشد، چرا که نیازمند مدیریت مناسب تعاملات کلیه ذی نفعانی است که به لحاظ ویژگی با یکدیگر متفاوت میباشند(لاسر[۱۹]، ۲۰۱۳، ۲۳).
۲-۲-۳ مدیریت برند[۲۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۲- مشارکت از دیدگاه اسلام
مشارکت و مشورت، نظرجوئی و رایزنی در فرهنگ غنی اسلامی و تاریخ کهن ایرانی جایگاهی بس بالا و رفیع دارد و به مدد به کارگیری این شیوه در مدیریت و تصمیم گیری است که می توان به طریق صواب در انجام امور دست یافت و از میان راه های مختلف راه درست تر را برگزید و با یاری جستن از مشارکت و مشورت است که مخاطرات تصمیم گیری کاهش یافته، ضمانت اجرایی تصمیمات افزایش یافته، دامنه بصیرت و آگاهی مشورت کننده گسترده تر شده و روحیه کاری تقویت میگردد. علاوه براین با مشارکت دادن افراد در امور، بهتر می توان تفکر و شخصیت آن ها را رشد داد. از این رو بررسی و مطالعه آیات و بیان ائمه معصومین علیهم السلام (قول، رفتار و تقریر) به روشنی بیانگر نگرش مثبت اسلام به مشارکت میباشد (اختری، ۱۳۷۴).


علما استدلال کردهاند که پیامبر خدا با آنکه از طریق وحی مستقیماً از خداوند دستور می گرفت، اجرای شوری را واجب نمود. بنابرین، پیروان آن حضرت ناگزیرند شوری را اجرا کنند، زیرا جایگزینی برای آن ندارند (در حالی که پیامبر داشت). از سیر تاریخ اسلام کاملاً روشن است که چگونه تصمیم های مهم به وسیله شورا گرفته می شد.
در قرآن شوری بین دو فریضه واجب یعنی نماز و زکات ذکر شده (سوری شوری آیه ۳۸ ) که نشان دهنده اهمیت مشورت میباشد. بدین صورت است که مشخص می شود چرا شوری و مشورت کردن با افراد و یا مشارکت دادن آن ها در ارائه پیشنهادات در اسلام لازم و بلکه یک فریضه میباشد (افندی حسن، ۱۳۷۶). تواناییهای فکری انسان با توجه به گستردگی اطلاعات و وسعت موضوعات، محدود است و او به تنهایی قادر بهتصمیمگیری در همه زمینهها نیست. یک مدیر هر قدر هم آگاهیهای زیادی داشته باشد، باز هم نمیتواند به همه ابعاد مسائل پی ببرد. اعتقاد به محدودیت فکری انسان موجب آمادگی مدیر برای استفاده از نظرات دیگران میشود. کسی که گمان کند همه چیز را میداند، نیازی به مشورت با دیگران نمیبیند و خود را از دستیابی به نظرات و پیشنهادهای خوبدیگران محروم میکند. یکی از شعارهای ژاپنیها آن است که هیچ یک از ما به خردمندی همهمان نیست و ما میگوئیم: همه چیز را همگان دانند (علی آبادی،۱۳۷۷). هیچ کس به تنهایی و بدون مساعدت فکری دیگران نمیتواند به نتایج بزرگ برسد. مشورتحالت دو سیم مثبت و منفی را دارد که از برخورد آن ها جرقه ایجاد میشود. از برخورد دو فکر نیز فروغ جدیدی حاصل شده و انسان راهنمایی میشود. مشورت و نظرخواهی از انسان های دانا و با تجربه لازمه حسن انجام خدمت و مدیریت میباشد (نبوی،۱۳۷۲). مشورت به مدیر یا فرد کمک میکند تا راه حل مناسب مشکلات خود را بیابد. در واقع، بشر با مشاوره به خودکمک میکند. بیشتر زیان هایی که به انسان و جامعه وارد شده، در اثر عدم مشورت بوده است (علامه، ۱۳۷۸).
در همه جوامع، مشورت یک ضرورت مهم زندگی اجتماعی و یک اصل مدیریتی است و در اسلام نیز یک امردینی (واجب) و یک ضرورت مهم اجتماعی است. شور و مشورت از پایه های مهم حکومت اسلامی است و در فرهنگ اسلامی، هر گونه تصمیمی باید با مشورت اتخاذ شود (علی آبادی، ۱۳۷۷).

قرآن کریم شورا و مشورت را به عنوان نمودی از ایمان معرفی و تأکید میکند که مسلمانان امور خود را بر اساس مشورت متقابل انجام دهند. (سوره شورا:آیه ۳۸)
خالق انسان ها آخرین فرستاده اش حضرت محمد(ص) را فرمان میدهد که با مردم مشورت نماید(وشاورهم فی الامر – قرآن).
فلسفه مشارکت از دیدگاه اسلام عبارتند از:
-
- فراهم آوردن موجبات رشد و پرورش انسان
-
- ایجاد مسئولیت و تعهد درونی در فرد
-
- به وجود آوردن محیط کاری مبتنی براعتماد متقابل بین مدیران و کارکنان
-
- حرمت گذاشتن به ارزش های والای انسانی و شخصیت دادن به افراد
- ایجاد وحدت و یکپارچگی و همدلی و صمیمیت در محیط های کاری(صوفی، ۱۳۹۰).
۲-۲-۳- مبانی فکری مشارکت
مبانی فکری مدیریت مشارکتی را می توان در تئوری دموکراسی، تئوری سوسیالستی و در تئوری نئوکلاسیک و انسان گرایان مدیریت یافت(صیا دی، ۱۳۹۲).
یکی از ارکان اصلی تئوری دموکراسی، مشارکت مساوی کلیه افراد در تمامی امور تصمیم گیری ها است. فرض اصلی در این تئوری آن است که هنگامی که دانش تک تک افراد با هم ترکیب شود و از آن به طور جمعی و یک جا استفاده شود، انسان میتواند با خردمندی و هوشیاری بیشتری تصمیم بگیرد. در مکتب سوسیالیسم، موضوع مشارکت در یک چارچوب وسیعتری و به عنوان یک مکانیسم و حربه ای در مبارزه با طبقه کارگر علیه کارفرما میباشد. و در مکتب نئوکلاسیک نیز مشارکتی یکی از عناصر اصلی سازمان و مدیریت به شمار میآید این مکتب برای فعل و انفعالات گروهی اهمیت قائل است و تأکید آن مدیریت مشارکتی غیر قابل انکار است(صادقی فرد و دیگران،۱۳۸۲). با مقایسه تئوری های سوسیالیسم و انسان گرایان می توان گفت که مشارکت از دیدگاه انسان گرایان همان توزیع قدرت در سازمان است و در واقع به دنبال پشتیبانی از مشارکت در امور و رشد و تحول آن ها در چارچوب سازمان است و معتقدند که مشارکت افراد در امور و در تصمیم گیری ها میتواند بریکپارچگی گروههای کاری بیفزاید، باعث تقویت روحیه کارکنان شود و تعهد بیشتری در آن ها نسبت به اهداف سازمانی ایجاد نماید. در حالی که در مکتب سوسیالیسم هدف از مشارکت کارمندان در تصمیم گیری میتواند منجر به تعهد سازمانی بیشتری گردد.
۲-۲-۴- سطوح مشارکت
پانسفورد و کارپینتر(۱۹۸۸) در کتاب خود یک جدول دو بعدی را پیشنهاد کردهاند که پنج سطح عمده مشارکت را شامل میگردد:
-
- مشارکت در سطح فردی که جنبه هایی از روابط بین فرد و سازمان استخدام کننده وی اشاره دارد.
-
- مشارکت در سطح عملیاتی که به تصمیمات گروههای رسمی کوچک در خصوص محیط و عملیات کاری انان اشاره دارد.
-
- مشارکت در سطح جمعی که به جنبههای عمده روابط جمعی بین سازمان و کارکنان آن اشاره دارد.
-
- مشارکت در سطح سازمانی که به استراتژی ها و طرح های عملیاتی اشاره دارد که در جهت نیل به سیاست ها و اهداف لحاظ می شود.
- مشارکت در سطح استراتژیک که به فرمول بندی و تعریف اهداف و سیاست های سازمانی اشاره دارد (والایی شریف، ۱۳۸۴)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنصر روانی جرم دسترسی غیرمجاز به داده های محرمانه علاوه بر عمد در دسترسی و تحصیل عبارت است از آگاهی و علم مرتکب به غیرمجاز و بدون مجوز بودن دسترسی یا تحصیل و یا شنود داده های سری و نیز علم به سری بودن داده هایی که شخص به آن ها سترسی و … پیدا کردهاست.

اما در بند ب ماده ۷۳۱ قانون مجازات اسلامی الحاقی ۵/۳/۱۳۸۸ (در دسترس قرار دادن داده های مذبور» برای اشخاصی فاقد صلاحیت) لازم است شخص به این موضوع آگاهی داشته باشد که شخص مقابل که میخواهد داده های محرمانه را در دسترس او قرار دهد فاقد صلاحیت دسترسی به این داده ها است. در نتیجه اگر کسی که صلاحیت دسترسی به داده های محرمانه را دارد از روی اشتباه یا فریب فکر کند شخص دیگر نیز صلاحیت دسترسی به این داده ها را دارد و در اختیار او بگذارد و بعدا معلوم شود که او شخص مذبور فاقد صلاحیت بوده دیگر نمی توانیم این شخص واگذار کننده اطلاعات را طبق بند ب ماده ۷۳۱ مجازات کنیم چون در غیر اینصورت یکی از اصول مسلم حقوق جزا که همان آگاهی مرتکب از غیر قانونی بودن عمل ارتکابی است نادیده گرفته میشود.  در بند ج ماده ۷۳۱ قانون مجازات اسلامی افشا یا در دسترس قرار دادن داده های محرمانه برای دولت سازمان شرکت یا گروه بیگانه یا عاملان آن ها موجب تشدید مجازات دانسته شده است. اما متاسفانه در اینجا نیز قانونگذار این موضوع مهم را که آیا مرتکب جرم باید نسبت به بیگانه بودن طرف مقابل یا عامل گروه بیگانه بودن طرف مقابل آگاهی داشته باشد یا نه در جهت تشدید مجازات اشارهای نکرده است یعنی معلوم نیست که مرتکب جرم به صرف اینکه این داده های محرمانه را در اختیار یک طرف بیگانه یا عامل او قرار دهد حتی خودش از بیگانه بودن طرف مقابل آگاهی نداشته باشد و با تصور اینکه طرف مقابل او که اطلاعات را در دسترس او قرار میدهد یک عامل داخلی و هم وطن است آیا در این صورت وی مشمول تشدید مجازات میشود یا اینکه حتما با علم و آگاهی نسبت به بیگانه بودن طرف اطلاعات را در دسترس او قرار دهد تا مشمول تشدید مجازات قرار گیرد؟ به نظر میرسد تنها عمل مجرمانه که در این قانون که با جاسوسی سنتی مطابقت میکند بند ج ماده ۷۳۱ است که در آنپف هدف مرتکب جرم که همان رساندن اطلاعات به بیگانه است (که جزو عناصر جاسوسی سنتی است) در اینجا نیز لحاظ شده است.[۸۹]
۳-۳-۵-۱- موضوع جرم
در ماده ۷۳۱ قانون مجازات اسلامی آنچه موضوع جرم و مورد نظر قانونگذار بوده، داده های محرمانه است. طبق تبصره ۱ ماده ۷۳۱، منظور از داده های محرمانه، داده هایی است که افشای آن ها به امنیت کشور یا منافع ملی لطمه زند. بنابرین، در جرایم جاسوسی رایانهای تفاوتی وجود ندارد بین موردی که اسناد یا تصمیمات محرمانه راجع به امور سیاسی یا نظامی یا اقتصادی یا غیره باشد؛ بلکه همین که افشای آن ها به امنیت ملی ضربه زند کافیست. شایان ذکر است در تبصره ۲ ماده ۷۳۱ تهیه آیین نامه نحوه تعیین و تشخیص داده های محرمانه و نحوه طبقه بندی و حفاظت آن ها بر عهده وزارت اطلاعات است که باید این مهم را با همکاری وزارتخانههای دادگستری کشور، ارتباطات و دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح انجام دهد و به تصویب هیات وزیران برساند. علاوه براین، از آنجا که طبقه بندی بعضی از اسناد و مدارک ثابت نمیماند، مثلا ممکن است سندی در زمان تنظیم دارای طبقه بندی محرمانه و افشای آن مضر به منافع و امنیت ملی باشد؛ ولی بعد از گذشت مدتی تنزل طبقه پیدا کند و در نتیجه افشای آن مضر به منافع و امنیت ملی تشخیص داده نشود، باید گفت طبقه بندی سند در زمان وقوع جرم ملاک عمل برای محاکم میباشد نه در زمان تنظیم سند.[۹۰] ماده ۲ کنوانسیون جرایم سایر در مورد جرم انگاری دستیابی غیرمجاز مقرر داشته: «هر یک از کشورهای عضو کنوانسیون میتوانند اقدام به وضع آن چنان قوانین و مقرراتی کنند که ضرورتا بر اساس حقوق داخلی خود هر نوع دسترسی عمدی بدون حق قسمتی از یک سیستم رایانهای را جرم تلقی کند. عضو مورد نظر میتواند مقرر دارد که جرم در اثر تعرض به اقدامات امنیتی با قصد دسترسی به داده های رایانهای یا دیگر مقاصد ناروا یا نسبت به سیستم رایانهای محقق میشود که با سیستم رایانهای دیگر در ارتباط است.» [۹۱] () در حقوق داخلی ایران نیز دسترسی غیرمجاز در صورتی جرم جاسوسی تلقی شده است که به داده های محرمانه در حال انتقال یا ذخیره شده در سامانههای رایانهای یا مخاراتی یا حاملهای داده دسترسی پیدا کند. قانونگذار مشخص نکرده که آیا انتقال داده های محرمانه از یک قسمت به قسمت دیگر یک سیستم رایانهای و هم انتقال داده ها از یک سیستم رایانهای به سیستم دیگر موضوع جرم دستیابی غیرمجاز خواهد بود یا فقط دستیابی به داده های رایانهای در حال انتقال بین دو سیستم رایانهای موضوع جرم دستیابی غیرمجاز خواهد بود. اما به نظر میرسد با توجه به اینکه قانونگذار صرف دسترس به هر نحوی را جرم دانسته است؛ بنابرین در این مورد تفاوتی بین موارد فوق نباشد.
۳-۳-۵-۲- رفتار مرتکب
رفتار مرتکب عبارت است از فعل مثبت مرتکب جرم دائر بر ورود به تمام یا بخشی از یک سامانه رایانه ای، یکی از شرایط تحقق این جرم این است که دستیابی به صورت غیرمجاز انجام گیرد. قانونگذار ایران صرف دسترسی غیرمجاز به داده های محرمانه یا تحصیل آن ها را در بند الف ماده ۷۳۱ جرم جاسوسی دانسته است. اما با توجه به امکانات بسیار زیاد رایانه در انجام امور مختلف و عدم محدودیت زمانی و مکانی و عدم لزوم حضور مرتکب در صحنه جرم، نحوه دسترسی به داده های محرمانه هم با انجام رفتارهای خاص قابل تحقق است. به عبارت دیگر، اگر بخواهیم در جاسوسی رایانهای عملی را دسترسی غیرمجاز بدانیم لازم نیست مرتکب جرم شخصا دست به ارتکاب اعمال مجرمانه بزند و خودش در صحنه جرم حاضر باشد بلکه میتواند با بهره گرفتن از فناوریهای روز و نرم افزارهای جاسوسی به راحتی اطلاعات مورد نظر خود را از رایانهای خاص کسب کند. به عنوان مثال شخصی میتواند با نصب نرم افزار جاسوسی روی رایانه موردنظر با بیشترین دقت، تمام فعالیتهای کاربر رایانه اعم از ایمیلهای رد وبدل شده کلیدهای فشرده شده و وب سایتهای دیده شده و بسیاری کارهای دیگر را ضبط و به دیگری تحویل دهد. علاوه بر دسترس غیرمجاز به داده های محرمانه تحصیل این داده ها به صورت غیرمجاز نیز جاسوسی تلقی میشود، تحصیل در لغت به معنای به دست آوردن آمده است (معین؛ ۱۳۸۶؛ ۱۰۳۸). به عبارت دیگر در مورد جاسوسی رایانهای میتوان گفت برای صدق عنوان جاسوسی شخص جاسوس به هر طریقی که این
-
- Information Technology۲- حافظ شیرازی، خواجه شمس الدین محمد، انتشارات حافظ نوین، مصحح عبدالرحیم خلخالی، غزلیات، ۱۳۷۰، ص ۵۷ ↑
-
- . Virtual space ↑
-
- . Cyber space ↑
-
- – مسعودی، امیر، امنیت اطلاعات فضای سایبر، تهران، نشریه کتاب ماه، ۱۳۸۳، ص ۱۶ ↑
-
- – بای، حسین علی و پورقهرمانی، بابک، بررسی فقهی و حقوقی جرایم رایانهای، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۸، ص ۲۱ ↑
-
- – باستانی، برومند، جرایم کامپیوتری و اینترنتی، جلوهای نوین از بزهکاری، تهران، انتشارات بهرامی، ۱۳۸۳، ص ۵۶ ↑
-
- – بای، حسین علی و پورقهرمانی، بابک، همان منبع، ص ۲۲ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای تعیین شدت فلیکر دو شاخص وجود دارد:

-
- شدت فلیکر کوتاه مدت که از یک بازه ۱۰ دقیقه ای ولتاژ لحظه ای محاسبه میگردد.

- شدت فلیکر بلند مدت که در یک بازه ی ۱۲۰ دقیقه ای و با بهره گرفتن از محاسبه میگردد.
شکل (۴-۱):تغییرات شار نوری یک لامپ حبابی با تغییر کوچکی در اندازه ولتاژ
در ادامه به بررسی استانداردهای فلیکر می پردازیم و نحوه طراحی فلیکرمتر را از استاندارد IEC 61000-4-15ستخراج نموده[۲۲] و با نوشتن یک m-file در نرم افزار MATLAB برای آن فلیکرمتر را شبیه سازی می نمایم. سپس با مراجعه با استاندارد،فلیکرمتر طراحی شده را تست میکنیم تا از نتیجه آن مطمئن شویم. حدود مجاز برای انتشار فلیکر را نیز استاندارد استخراج کرده و معیارهای انتشار فلیکر را برای توربین های بادی نیز معرفی میکنیم.
۴-۲تخمین نوسانات ولتاژ
پدید نوسانات منابع نوری از زمان معرفی شبکه های الکتریکی شناخته شده است. اما به سرعت،با افزایش تعدا بارها و افزایش در توان مصرفی رشد کرد. تحقیقات زیادی بر روی اندازه گیری و کاهش فلیکر انجام شده است. این بخش اصول اندازه گیری فلیکر و طراحی دستگاه های اندازه گیری آن را مورد بحث قرار میدهد. در ابتدا طراحی دستگاه بر مبنای مشاهده ساده شار نوری قرار گرفت.قدم بعد ایجاد مدل واکنش انسان به شکل ناراحتی یا آزار دیدن به نوسانات شار نوری بود. مدل بر مبنای یک لامپ حبابی تنگستن W60 و V230 توسه یافت زیرا این نوع لامپ مهمترین منبع نوری در اروپا در ان زمان بود.
شکل (۴-۲) آستانه درک فلیکر بر اساس تغییر درصد ولتاژ(محورy)نسبت به تغییر در فرکانس نوسانات مربعی شکل (محورx)را نشان میدهد. نقاطی که بالای منحنی قرار میگیرد نقاط آزار دهنده ی چشم انسان را نشان می هد در حالی که نقاط زیر منحنی برای انسان قابل درک نمی باشد.خط چین ها لامپهای حبابی با ولتاژهای نامیمتفاوت را نشان میدهند.[۲۱]
شکل (۴-۲):مشخصه درک فلیکر برای تغییرات مربعی شکل ولتاژ اعمال شده به یک لامپ ۶۰ وات
دستگاه های اندازه گیری فلیکر اولیه یک حباب ۲۳۰ ولت و ۶۰ وات اولیه، یک سنسور شار نوری و یک مدل آنالوگ برای شبیه سازی واکنش انسان بودند.در دهه ۱۹۸۰ تحقیقات در زمینه فلیکر به یک نقط مشترک ختم گردید و هم اکنون فعالیت های UIE1محور کار در این زمینه قرار گرفته است.[۶] مدل ایجاد یک مدل الکترونیکی است که ولتاژ را دریافت میکند و پاسخ های منبع نور و واکنش های انسانی را شبی سازی میکند.نتیجه اندازه گیری ها دو معیار و را نشان میدهد.نهاد بینالمللی که در واقع درد وسیعی به عنوان پاسدار استانداردهای کیفیت برق شناخته می شود همان انجمن IEC ۲است که در ژنو پی ریزی گردیده است.IEC در باره موضوعات کیفیت توان یک مجموعه استاندارد تحت عنوان سازگاری الکترومغناطیسی۳ تعریف کردهاست. استاندارد IEC 61000-4-15[22] که نسخه ویرایش شده اساندارد IEC-868[31] است،به طور خلاصه مشخصات طراحی و نیز مشخصات کار برای وسایل اندازه گیری فلیکر ولتاژ را که از پیشنهاد ارائه شده به وسیله ی انجمن بینالمللی الکتروترمی یا UIE گرفته شده است،بیان میکند.
۴-۳:اندازه گیری شدت فلیکر کوتاه مدت و بلند مدت
بلوک دیاگرام دستگاه پیشنهاد شده توسط UIE در شکل (۴-۳) نشان داده شده است.نوسانات ولتاژی اندازه گیری شده توسط یک مدل که از مشخصه شار نوری نسبت به ولتاژ یک لامپ حبابی تنگستن بهره میبرد و یک مدل واکنش انسان نسبت به نوسانات شار نوری پردازش می شود. سیگنال خروجی اندازه گیری فلیکر لحظه ای میباشد. اما، افراد مختلف نسبت به تغییرات در شار نوری به طور متفاوتی واکنش نشان میدهند.بنابرین این سیگنال فلیکر لحظه ای از یک مدل آماری که بر مبنای تحقیقات انجام شده برروی گروه بزگی از مردم ایجاد شده است عبور میکند تا مقدار شاخص استخراج گردد.
مدل واکنش انسانی
عملیات آماری بر روی شدت فلیکر لحظه ای
مدل لامپ حبابی
شکل (۴-۳):نمایی از عملیات تعیین شاخص کوتاه مدت فلیکر
جزییات این بلوک دیاگرام در شکل (۴-۴) نشان داده شده است. این شکل طرح پردازش سیگنال ولتاژی به
وسیله UIE که در استاندارد تعریف شده است را نشان میدهد. دستگاه های تولید شده در این استاندارد باید با خطای کمتر از ۵ مشخصه شکل (۴-۲)را برآورد کنند.
__________________________________
۱٫International Union for Electricity Application
۲٫International Electrotechnical Commission
۳٫Electro Magnetic Compatibility
مبدل آنالوگ به دیجیتال فقط در کاربردهای دیجیتال دستگاه مورد استفاده قرار میگیرد. بلوک مربع کننده
Quadratic Converter و فیلترهای مربوطه از مدل یک لامپ حبای ۲۳۰ولت و ۶۰ وات برگرفته شده اند.فیلتر بالاگذرHZ 05/0 برای حذف مؤلفه ثابت به کار رفته است،زیرا قط تغییرات شار نوری اندازه گیری میگردد و فیلتر پایین گذر HZ35 مشخصات دینامیکی لامپ حبابی را نمایش میدهد.
شکل(۴-۴):ساختار دستگاه اندازه گیری شاخص فلیکر UIE
ردیف دوم شکل(۴-۴)واکنش انسانی را به تغییرات شار نوری مدل میکند. واکنش چشم و مغز با بهره گرفتن از یک فیلتر میان گذر به شکل زیر مدل میگردد:
(۴-۱) . K(S)=
که برای یک لامپ رشته ای ۲۳۰ ولت و ۶۰ وات مقادیر زیر استفاده می شود:
K=1.74802
=۲٫۴٫۰۵۹۸۱
=۲٫۹٫۱۵۴۹۴
=۲٫۲٫۲۷۹۷۹
=۲٫۱٫۲۲۵۳۵
=۲٫۲۱٫۹
فیلتر بر مبنای تحقیقات روانی و فیزیولوژیکی تاثیر تغییرات شار نوری بر روی انسان، بنیان نهاده شده است. این تحقیقات شامل تحلیل اثر فرکانس و دامنه تغییرات شار نوری بر روی انسان بوده اند. مبدل مربع کننده(Quadratic Converter)و فیلتر پایین گذر Hz53/0 اثر خستگی های ناشی از تغییرات شار نوری را مدل میکنند. شکل (۴-۵)دامنه ی پاسخ تمامی فیلترهای مورد استفاده در طرح نشان میدهد.
شکل (۴-۵):پاسخ دامنه فیلترهای فلیکرمتر
ردیف سوم در شکل (۴-۴) بخش پردازش آماری دیجیتال را نشان میدهد. ارزیابی بر مبنای محاسبه تابع احتمال تجمعی(Cpf)در یک بازه زمانی پایه ریزی شده است. روش ارزیابی CPF در شکل (۴-۶) نشان داده شده است.[۲۱]
شکل (۴-۶):روش ارزیابی تابع احتمال تجمعی(CPF)
منحنی سمت چپ شدت فلیکر لحظه ای (محورy)را نشان میدهد که بر اساس زمان (محورx)در یک بازه زمانی ۱۰ دقیقه ای رسم شده است. خطوط افقی نمودار را دسته بندی میکنند تا اندازه گیری هایی که در سمت راست انجام شده است قابل انجام گردد. در نمودار راست محور x درصدی از زمان مشاهده است که شدت لحظه ای فلیکر از آستانه ی تعیین شده تجاوز میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مهم ترین چالش ها ، منابع آلاینده و علل تخریب اکوسیستم منطقه خلیج فارس و دریای عمان عبارتند از : حضور نیروهای نظامی و تردد ناوگان رزمی و زیر دریایی ها ، بروز جنگ های منطقه ای ، ایجاد آلودگی های شیمیایی و نفتی ( ناشی از جنگ و سوانح دریایی ) ، حمل و نقل وسیع دریایی ، پدیده مهم تغییر آب و هوا در قالب طوفان ها و گرم شدن آب دریا ، صنایع مستقر در منطقه مانند نیروگاه های برق ، آب شیرین کن ها ، برنامه های توسعه اکتشاف و استخراج در بخش صنایع نفت ، گاز و پتروشیمی ، پسماندها و فاضلاب صنعتی و خانگی ، دفع ضایعات و مواد آلاینده از کشتی و هواپیما ، ساخت و سازهای بی رویه و مخرب در مناطق ساحلی ، توسعه تفرجگاه ها ، لایروبی و استحصال خشکی ، بهره برداری بی رویه از ذخایر آبزی و غیر آبزی ، تخریب زیستگاه های دریایی و فقدان استراتژی توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست دریایی ، عدم شناخت صنایع و جوامع ساحل نشین نسبت به قوانین ملی و بینالمللی ، کمبود آموزش و اطلاع رسانی عمومی در ارتباط با مسائل محیط زیست دریایی ، عدم همکاری مطلوب ارگان های دریایی ، عدم همکاری مطلوب کشورهای منطقه ، عدم اجرای بهینه ابزارهای حقوقی و معاهدات بینالمللی زیست محیطی .

۲-۱۱ ویژگی های اقتصادی واجتماعی و فرهنگی :
۲-۱۱-۱ ویژگی های اقتصادی:
هر چند مباحث بسیاری در محیط های اقتصادی واجتماعی قابل طرح میباشند لیکن در مطالعات ارزیابی روی شاخص ها و عوامل مشخصی که قابل مقایسه با وضعیت عمومی کشور یا استان های مرتبط با محدوده مطالعاتی است تمرکز میگردد. از اهم شاخص ها می توان به مواردی نظیر نرخ بیکاری ،نرخ رشد جمعیت ،ترکیب اشتغال و نرخ مهاجرت اشاره کرد.
فعالیت و اشتغال : نرخ عمومی فعالیت در استان و کشور طی ۳۰ سال گذشته ابتدا سیر نزولی و سپس صعودی را تجربه کردهاست ولی نرخ فعالیت استان همواره کمتر از کل کشور بوده است و این امر هم در خصوص مردان و هم زنان صادق بوده است . نرخ بیکاری استان در مقاطع ۱۳۵۵ و ۱۳۶۵ خیلی زیاد و همواره بالاتر از کل کشور بوده است . افزایش شدید جمعیت طی دوره ۱۳۶۵-۱۳۵۵ ، وقوع جنگ و ورود مهاجرین ، افزایش مهاجرت از مناطق روستایی به شهرها و ضعف فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بخش خصوصی و دولتی در استان طی دوره مذکور از جمله دلایل این وضعیت میباشد . با وجود نرخ پایین ۵/۹ درصدی فعالیت زنان در استان متأسفانه میزان نرخ بیکاری زنان بسیار بالا است و برابر ۹/۲۲ درصد در سال ۱۳۸۴ بوده است . این امر نشان میدهد که زنان برای ورود به بازار کار با مشکلات بسیاری روبرو هستند . البته بالا بودن نرخ بیکاری استان در مقایسه با کشور در سال ۱۳۸۴ علی رغم نرخ پایین تر فعالیت در استان و همچنین تحولات اقتصادی گسترده بواسطه پارس جنوبی نشان دهنده ضعف شدید سرمایه انسانی استان و عدم تطابق آن با نیازهای بازار کار میباشد . ساختار اشتغال استان طی سه دهه گذشته تغییر کردهاست و از سهم بخش کشاورزی در اشتغال شدیداًً کاسته شده و سهم بخش صنعت و خدمات افزوده شده است .


فصل سوم :
مبانی علمی ، نظری و
روش شناسی تحقیق
مقدمه
در این قسمت مقررات و استانداردهایی که بر موارد زیر در مقیاس محلی ، منطقه ای ، کشوری و جهانی حاکم است ، توضیح داده می شود . با آگاهی از اهمیتی که جامعه بینالمللی برای حصول اطمینان از اینکه استفاده از انرژی هستهای، ایمن، دارای ضابطهمندی صحیح و سازگار با محیط زیست است ، قائل است ؛ با تأکید مجدد بر لزوم ادامه توسعه سطح بالای ایمنی هستهای در جهان ؛ با تأکید مجدد بر اینکه مسئولیت ایمنی هستهای بر عهده کشوری است که در مورد تأسیسات هستهای دارای صلاحیت است ؛ با تمایل به توسعه فرهنگ ایمنی هستهای مؤثر؛ با آگاهی از اینکه وقوع حوادث در تأسیسات هستهای دارای آثار بالقوه فرامرزی است ؛ و با توجه به اهمیت ایمنی پیش از هر اولویت دیگر، خوشبختانه نیروگاه اتمی بوشهر برای بهره برداری موقت به شبکه برق سراسری کشور وصل شده و تا کنون بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون کیلووات ساعت انرژی برق تولید کرده و به شبکه سراسری برق ایران تحویل داده است . تحویل گرفتن این واحد از کارشناسان روسی به صورت تجاری هم به زودی محقق خواهد شد، اما ایمنی نیروگاه در تمام مراحل بیشترین اولویت را داشته و عجله ای برای راه اندازی تجاری آن نیست .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منبع: بانک جهانی، ۲۰۱۳
به طور کلی خدمات دامنه وسیعی از فعالیتها و تولیدات از جمله خدمات مالی، گردشگری، بیمهای، درمانی، حمل و نقل، ارتباطات، توزیع، آموزشی، زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی را شامل می شود. اهمیت فزایندهی اقتصاد خدمات موجب می شود. که در اواسط دهه ۱۹۳۰ این بخش به عنوان سومین بخش اقتصاد بحساب آید (کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل [۱]،۱۹۸۹). در مقابل بخش اول (کشاورزی، ماهیگیری، شکار، دامپروری و جنگلداری) و بخش دوم (معدن، صنعت، ساختمان، فعالیتهای عام المنفعه، گاز و برق)، بخش خدمات به عنوان یک بخش باقیمانده و با ماهیت غیر تولید مادی، در نظر گرفته شده است. این طبقه بندی نه تنها از سوی سازمان ملل متحد، صندوق بینالمللی پول و چند سازمان بینالمللی دیگر مورد استفاده قرار گرفت، بلکه کشورهای متعددی نیز از این طبقه بندی در حسابهای ملی خود استفاده کردند (کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل ،۱۹۸۹).


در دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ عبارت “تجارت خدمات” به ندرت در نشریات علمی آن زمان به چشم میخورد، اهمیت یافتن بخش خدمات خدمات به دو دلیل است: اولا، داد و ستد خدمات بخش مهمی از معاملات اقتصادی جهان را تشکیل میدهد. پیش بینی شده است که تا سال ۲۰۲۰ خدمات ۵۰ درصد تجارت دنیا را تشکیل خواهد داد ( کمالی اردکانی و نصیری،۱۳۸۳). دلیل دوم اهمیت یافتن بخش خدمات که تاثیر عمدهای در بازنگری به این بخش داشته است، کشف ارتباط خدمات با فرایند تولید و نیز فرایند توسعه اقتصادی است. خدمات نقش عمدهای در بخش تولیدات صنعتی و دیگر بخشهای اقتصاد دارد. بخصوص نقش آن دسته از خدماتی که اصطلاحا خدمات تولیدی نام گرفته است حائز اهمیت بوده، زیرا این نوع خدمات در رقابتپذیر کردن کالاها نقش بسزایی داشته و در رابطه با صادرات خدمات نیز نقش دارند (صمصامی،۱۳۷۱).

اهمیت خدمات در بخشهای مختلف به گونه ای است که حتی در بخش تولید کالا سهم عمده ارزش افزوده ناشی از نهادهای خدماتی است. نهادهای خدماتی عبارتند از نهادهای اولیه مانند فعالیتهای تحقیق و توسعه، نهادهای در حین کار مانند خدمات حسابداری، فنی و مهندسی، مشاوره، نهادهای پایان کار مانند تبلیغات، بسته بندی، انباردارای، بازاریابی.

۲-۱-۲- تجارت خدمات:
در عالم واقع، خدمات به خصوص حمل و نقل، گردشگری و خدمات مالی بینالمللی از دیرباز بخش مهمی از محیط تجاری را تشکیل داده است؛ لیکن تصور شده است که اصولا خدمات قابل تجارت نیست. با مد نظر قرار دادن تعریف تجارت خارجی در شکل اصلی آن یعنی مبادله اقتصادی میان افراد مقیم وغیر مقیم اعم از شرکتها یا افراد میتوان این موضوع را بررسی کرد. برای تجارت کالا این مفهوم نسبتا مشخص است، زیرا تولید کنندگان در یک کشور اقامت دارند و کالاها از مرز عبور میکنند و به کشور دیگر میروند. در مورد خدمات وضعیت پیچیدهتر است، زیرا در بسیاری از موارد عرضهکننده و مشتری باید در یک مکان باشند.


تجارت خدمات به مفهوم عرضه خدمات به چهار صورت انجام می شود. عبور از مرز: از قلمرو یک کشور عضو به قلمرو هر عضو دیگر. مصرف در خارج: در قلمرو یک کشور عضو به مصرف کننده هر کشور عضو دیگر. حضور تجاری: توسط عرضه کننده یک کشور عضو از طریق حضور تجاری در قلمرو یک کشور عضو دیگر. انتقال اشخاص حقیقی: توسط عرضهکننده یک کشور عضو از طریق حضور اشخاص حقیقی یک کشور در قلمرو عضور دیگر.
سهم این الگوهای چهارگانه از کل تجارت خدمات جهان به شرح زیر است:
-
- عبور مرزی:۲۵ تا ۳۰%
-
- مصرف در خارج: ۱۰ تا ۱۵%
-
- حضور تجاری: ۵۵ تا ۶۰%
- حضور اشخاص حقیقی در خارج: کمتر از ۵% ( کمالی اردکانی و نصیری،۱۳۸۳).
به طور کلی بسیاری از کشورهای پیشرفته، سرمایهداری از موقعیت نسبی مستحکمی در حوزه هایی از تجارت خدمات خود بهره مند هستند که البته در بسیاری از موارد، این موقعیت نسبی مستحکم به مرور زمان با تغییراتی مواجه گردیده است که خود نمایشگر تغییر وضعیت رقابتی این کشورها و جنبه های پیچیدهتر تکمیل تجارت دوجانبهی آنهاست. در برخی از کشورهای در حال توسعه بخش خدمات در تجارت خارجی نقش چندان مثبتی نداشته و تجارت خارجی آنها بر روی صادرات کالاها متمرکز است. با این وجود در مورد بسیاری از کشورهای در حال توسعه، درآمدهای بخش گردشگری و نیز درآمدهای ناشی از اشتغال نیروی کار آنها در خارج از کشور مثبت است. به دیگر سخن، این کشورها وابسته به حرکت اشخاص به سوی خارج از مرز به عنوان ارائه دهندگان خدمات و ورود اشخاص به درون مرز به عنوان خریداران خدمات یا گردشگر است.
یکی از ویژگیهای تجارت خدمات آن است که صادر کنندگان خدمات نمی دانند در حال صادر کردن هستند. این موضوع به خصوص در مورد شیوه مصرف در خارج صادق است. در این شیوه شرکتهای خدماتی با عرضه خدمات به شرکتهای خارجی مقیم داخل، کسبه و تجاری که موقتا در بازار حضور دارند و همچنین دفاتر محلی مؤسسات بینالمللی، درآمد ارزی کسب میکنند بدون آنکه این فعالیتها را صادرات بدانند.
ویژگی دیگری که برخی از خدمات دارند این است که کیفیت و حسن شهرت در مورد آنها، حتی مهمتر از کالاهاست که از طریق نامها و علائم خاص تجاری جلوه کرده اند. این موضوع همراه با عوامل تکنولوژیکی، در حیطههای دیگری از خدمات می تواند ورود تازه واردان به بازار جهانی خدمات را با اشکال روبرو سازد. همچنین عوامل فرهنگی نیز می تواند در مورد بخشهایی از خدمات به عنوان یک مزیت قلمداد شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این شیوه ها همواره پیچیده هستند و همزمان با تحولات فناوری روز آمد و پیچیده تر میشوند. به عنوان نمونه فن آوریهای اطلاعات و ارتباطات و تبادل اطلاعات از طریق شبکه های اطلاع رسانی رایانه ای نظیر اینترنت زمینه سوء استفاده های فراوانی را فراهم و نسل جدیدی از جرائم تجاری را با اشکال و شیوه های ارتکابی جدید، پدید آورده است که نظام سنتی کشف جرم و جمع آوری ادله توان رو یارویی با آن را ندارد. کلاهبرداری و جعل رایانه ای و پولشویی الکترونیکی و سوءاستفاده از داده پیامهای شخصی و علائم و ابزار تجاری شاهدی بر این مدعا تلقی میشوند.
۳-۱-۲- معیارهای مستقیم
این معیارها را میتوان در سه منبع جستجو کرد :

الف – قوانین ؛
ب – آموزهها ؛
ج – اسناد بین الملل ،
که به ترتیب بدان میپردازیم.
۳-۱-۲-۱- قوانین
در کشور ما در سالهای اخیر مطالب بسیاری در رابطه با مفاسد اقتصادی، مفسد اقتصادی، رانت خواران و آقا زادهها مطرح شده و عمده ترین منابع قانونی که در این رابطه قابل بررسی هستند عبارتند از :
الف – اصل ۴۹ قانون اساسی که در سال ۱۳۵۸ و در نتیجه یک پاسخ انقلابی به نظام سیاسی گذشته تنظیم شده است، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی در مورخ ۹ /۱۲ /۱۳۵۷ ضمن یک فرمان که بعدها تعبیر به«حکم حکومتی»شد چنین مقرر فرمودند:
«شورای انقلاب اسلامی به موجب این مکتوب مأموریت دارد که تمام اموال منقول و غیر منقول سلسله پهلوی و شاخهها و عمال و مربوطین به این سلسله را که در طول مدت سلطه غیر قانونی، از بیتالمال مسلمین اختلاس نمودهاند به نفع مستضعفین و کارگران و کارمندان ضعیف مصادره نماید…»
در مورخ۲۷ / ۳ / ۱۳۵۸ آیین نامه دادگاهها و دادسراهای انقلاب به تصویب شورای انقلاب اسلامی رسید. آیین نامه مرقوم مشتمل بر۳۴ ماده و ۲۲ تبصره، در برگیرنده حدود صلاحیت دادگاههای انقلاب و نحوه رسیدگی به پرونده های مطروحه در این خصوص بود.از ثروتهای نامشروع و حلال و حرام صحبت کردهاست. اصل ۴۹ پاسخ به ثروت اندوزیها، در آمدها و سرمایه هایی است که به تغییر نویسندگان قانون اساسی یا خبرگان، در اثر زد وبندها، رانت خواری و فعالیتهای نامشروع به دست آمده بود. لذا این قبیل ثروتها را شایسته ضبط و مصادره اعلام کرد. ولی هیچ اشاره ای به جرم اقتصادی ننمود. البته قانون اجرای اصل ۴۹ مصوب ۱۳۶۳، مواردی از مصادیق فساد اقتصادی را ذکر کردهاست.
ب – در بند ۳ از ماده ۲ آیین نامه دادسرا و دادگاه انقلاب، مصوب ۱۳۵۸، در بیان صلاحیت دادگاه انقلاب آمده است :
« رسیدگی به جنایات بزرگ اقتصادی یعنی غارت بیت المال یا اتلاف ثروت کشور به نفع بیگانگان »
این آیین نامه را شورای موقت که در حکم دولت بوده تصویب کردهاست. البته ایرادی که به این بند وارد است این که جنایت، خود شدیدترین جرم است و دیگر نیاز به وصف « بزرگ » نیست مگر این که بگوییم منظور جنایتی است که مجازاتش اعدام است.
ج – قانون مجازات اعمال نفوذ بر خلاف حق و مقررات قانونی، مصوب ۲۹ آذر ۱۳۱۵، نیز به جرائم مالی و اقتصادی اشاره دارد. به موجب ماده ۱ این قانون ،
« هر کس به دعوی اعتبارات ونفوذی در نزد یکی ازمستخدمین دولتی یا شهرداری یا کشوری یا مأمورین به خدمات عمومی وجه نقد یا فائده دیگر برای خود یا شخص ثالثی در ازاء اعمال نفوذ نزد مأمورین مزبوره از کسی تحصیل کند و یا وعده و یا تعهدی از او بگیرد علاوه بر رد وجه یامال مورد استفاده یا قیمت آن به حبس تأدیبی از شش ماه تا دو سال و به جزای نقدی از یک هزار ریال تا ده هزار ریال محکوم خواهد شد. هر گاه وجه نقد یا فایده یا تعهد را به اسم مأمورین مزبوره و به عنوان اینکه برای جلب موافقت آن ها باید پرداخته شود گرفته باشد علاوه بر رد وجه یا مالمورد استفاده یا قیمت آن به حبس تأدیبی از یک سال تا سه سال و به جزای نقدی از دو هزار ریال الی پانزده هزار ریال محکوم خواهد شد.»

در قوانین کیفری پراکنده دیگری مشاهده میکنیم که افساد فی الارض و در قالب کیفیت مشدده برای جرائم اخلاقی، جرائم حقوق بشری و نیز جرائم اقتصادی به کار برده شده است. این موارد عبارتند از :
۱ – به موجب ماده ۴ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری (مصوب ۱۳۶۷ ) تشکیل شبکه های ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری در صورتی که مصداق افساد فی الارض باشد، عنوان مجرمانه را تغییر داده و مرتکب را تحت عنوان مفسد فی الارض قابل مجازات میداند. بدین ترتیب، اگر چه ارتشاء و اختلاس جزء جرائم تعزیری محسوب میشوند ،لیکن به محض این که وصف « افساد فی الارض » را دارا شدند در زمره حدود قرار میگیرند و به مناسبت، صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده نیز تغییر میکند.
۲- قانون مبارزه با اخلالگران در نظام اقتصادی کشور مصوب ۱۳۶۹ ۱٫ مصادیق اخلال در نظام اقتصادی کشور در ماده ۱ این قانون مطرح شده است. ماده ۲ نیز در مقام بیان مجازات اعمال مذکور در بندهای ماده ۱ میگوید : هر یک از اعمال مذکور در بندهای ماده ۱ چنانچه به قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی یا به قصد مقابله با آن. .. صورت گیرد چنانچه در حد افساد فی الارض باشد مرتکب به اعدام و در غیر این صورت به مجازات حبس و… محکوم خواهد شد.
بنابرین چنانچه عمل انجام شده به قصد ضربه زدن به جمهوری اسلامی باشد، مجازات تشدید میشود. باید توجه داشت که در سال تصویب این قانونکشور کاملا دولتی و مسئله معاملات ارزی دولتی نیز مطرح بود. از این رو جرائم اقتصادی چنانچه به قصد ضربه زدن به جمهوری اسلامی انجام شود، در حکم افساد فی الارض تلقی و مجازات آن « اعدام » تعیین شده است.
۳-۱-۲-۲-آموزهها
اصطلاح جرم اقتصادی عنوان جدیدی است ،همچون جرائم مربوط به حقوق مصرف کننده، جرائم قابل ارتکاب در حوزه تجارت الکترونیکی و جرائم مربوط به گمرک، توجه اساتید کیفری را کمتر به خود اختصاص داده است.
جرائم اقتصادی به معنای خاص کلمه، جرائم علیه رقابت آزادی تجاری، جرائم مربوط به حقوق مصرف کننده مثل تبلیغات بازرگانی خلاف واقع، کم فروشی را در بر میگیرد.
۳-۱-۲-۳- اسناد بینالمللی
پارلمان و شورای وزیران اتحادیه اروپا[۱۸]، به عنوان یک سازمان بین الدول منطقه ای که ۲۵ کشور عضو آن هستند و در جهت ایجاد بازار مشترک اقتصادی اسناد لازم الاتباعی را تنطیم کردهاند و در سال ۱۹۸۱ جرائم علیه اروپایی شدن اقتصاد را دسته بندی نموده اند.
در این فهرست جرائم ارتکابی توسط کارتلها[۱۹] و شرکتهای چند ملیتی از جمله تخلفات مالیاتی، سوأاستفاده از موقعیت اقتصادی، جرائم مربوط به اخذ وام[۲۰] یا اختصاص وام توسط سازمانهای بینالمللی یا دولتها به شرکتها یا اشخاص حقیقی یا حقوقی، قرار دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برخی نویسندگان در پاسخ به فاما و فرنچ از بتا و مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای هم در سطح تجربی و هم در سطح نظری حمایت کردند. کوتاری، شیکن و اسلون (۱۹۹۵) به این نتیجه رسیدند که بتا میتواند تغییرات بازده سهم را توضیح دهد. دسته دیگری از تحقیقات، عملکرد مدل های قیمت گذاری داراییها را مقایسه میکند. تحقیق پوراس(۱۹۹۸) مستقیما مدل CAPM را با مدل فاما و فرفچ مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که عملکرد دو مدل شبیه است. پاستور و استامباگ (۲۰۰۰) مدلهای قیمت گذاری را از نظر سرمایه گذار مقایسه کردند و نتیجه گرفتند که مدل های مختلف اغلب پرتفوهای مشابهی را پیشنهاد میدهند. هرچند دیدگاه های مختلفی نسبت به عوامل تاثیر گذار بر بازده دارند. آن ها همچنین بیان کردند که سرمایه گذاران تمایلی به استفاده از یک مدل ندارند و مقداری تورش از هر مدل انتظار دارند. این موضوع ممکن است باعث شود سرمایه گذاران از بیش از یک مدل استفاده کنند و به برتری یک مدل نسبت به مدل دیگر توجهی نکنند.

به طور خلاصه، در حالی که شواهدی عملکرد CAPM و بتا را زیر سئوال میبرد، محققان دلایل زیادی یر می شمارند که نباید CAPM و بتا را کنار گذاشت. بریلزفورد، فاف و الیور(۱۹۹۷) در حمایت از این مدل چند دلیل ارائه کردهاند: ۱) مدل نظری معتبری برای جایگزینی CAPM وجود ندارد (بلک ۱۹۹۳) و ۲- نتایج برخی تحقیقات از مدل CAPM حمایت میکند (جاگاناتان و ونگ۱۹۹۳، کوساری وشیکن ۱۹۹۵، کوساری وشیکن واسلون ۱۹۹۵). حتی اگر فرض کنیم مدل CAPM ناقص است، بدین معنی نیست که مفهوم ریسک سیستماتیک رد می شود، زیرا بتا مستقل از مدل CAPM وجود دارد(بلک۱۹۹۳).

۲-۳-۷- مسایل مربوط به تخمین ریسک سیستماتیک (بتا)
واضح است که بتای واقعی، بتای پرتفوی بازار است که کلیه سرمایه گذاری های مخاطره آمیز در آن جای دارد و نمی توان آن را تعیین کرد (رول ۱۹۹۷). بنابرین محققان سعی دارند که از شاخص بازار استفاده کنند. مدل استاندارد بازار برای محاسبه بتا که از رگرسیون بازده سهم و بازده سبد معرف بازار به دست میآید، به شرح زیر است:
Rit = α + βRmt + eit
با متغیرهای مدل در بحثهای قبل آشنا شده ایم. در اینجا تنها به ذکر این نکته بسنده میکنیم که بازده های به کار رفته در مدل بازار، بازده های تحقق یافته (تاریخی) هستند. تفاوت این مدل با مدل CAPM در این است که در مدل CAPM از بازده های مورد انتظار (برآورد) استفاده می شود.
اما موضوعاتی که بر سر راه محاسبه بتا وجود دارد، گاهی باعث می شود تعدیلاتی در محاسبه بتا ضروری باشد. در ادامه به مواردی که در محاسبه بتا باید به آن ها توجه شود و تعدیلاتی که در هر مورد توسط محققان مختلف پیشنهاد شده است، اشاره می شود.
۱- فاصله زمانی
تعداد ماه ها یا سالهایی که اطلاعات بازده سهم و بازده بازار برای تخمین بتا استفاده می شود، بسیار مهم است. مطالعاتی که توسط الگر و هیل (Elger & Hill 1982) و الکساندر و چروانی (Alexander & Chervaney1980) انجام شده است، نشان میدهد که با افزایش دوره تخمین، اشتباهات تخمین کاهش مییابد. محققین مختلف تعداد سالهای مختلفی را به عنوان نقطه بهینه پیشنهاد میکنند که در جدول زیر به برخی از آن ها اشاره شده است:
گوندس(Gonedes 1973)
۷ سال
بیسل (Biesel 1974)
۹ سال
الکساندر و چروانی (۱۹۸۰Alexander & Chervany)
۶-۴ سال
هیل ( Hill 1982)
۷-۴ سال
۲- طول دوره ای که بازده بر مبنای آن محاسبه می شود
طول دوره تخمین بازده موضوع دیگری است که محققین مختلفی به بررسی نتایج آن پرداختهاند. طول این دوره تاثیر بالقوه ای بر تخمین بتا و ثبات آن دارد (الگر، هیل ۱۹۸۲ و اسمیت ۱۹۷۸).
هر چند که از لحاظ نظری، چنانچه از بازده های روزانه استفاده شود، بهترین و کم تورش ترین نتایج را در پی خواهد داشت، ولی استفاده از اطلاعات ماهانه نیز تا حد زیادی مشکلات را حل میکند. لذا در بیشتر تحقیقات انجام شده از بازده های ماهانه استفاده شده است.
۳- عدم خرید و فروش پیوسته سهام
در عمل فرض مبادله دایم یک سهم طی زمان بندرت اتفاق می افتد. روزهایی که در آن سهام یک شرکت مبادله نمی شود، عدم قطعیت در ارتباط با ارزش سهام در آن روز ها وجود دارد )لاورن، دورینک، دیکوستر و لیبارت ۱۹۹۶). در این گونه موارد، با انجام تعدیلاتی می توان بر آورد دقیق تری از بتا داشته باشیم.
محققین مختلف روش های متفاوتی برای تعدیل بتای بر آورد شده پیشنهاد کردهاند. رایج ترین روش که توسط اسکولز و ویلیامز(۱۹۷۷) پیشنهاد شده است به شرح زیر است:
که در آن :
swiβ : تخمین اسکولز و ویلیامز از بتا
۱-iβ : بتای برآوردی که از رگرسیون بازده سهم i در زمان t و بازده بازار در زمان t-1 به دست میآید.
iβ : بتای برآوردی مدل بازار
+۱iβ : بتای برآوردی الأمثلهکه از رگرسیون بازده سهم i در زمان t و بازده بازار در زمان t+1 به دست میآید.
Pm : ضریب همبستگی بازده پرتفوی بازار و بازده سهم
۴- تمایل به حد وسط
بلوم (Blume) در سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۵ به طور تجربی نشان داد که نتایج حاصل از رگرسیون مدل بازار تمایل به حد وسط (یعنی عدد یک) دارد. مطالعات وی نشان میدهد که متغیرهای اقتصادی ثابت نیستند و بتا طی زمان تمایل به میانگین دارد. وی بیان کرد که تعدیل بتا بواسطه ویژگی مذکور، صحت پیشبینی ریسک سیستماتیک را بهبود می بخشد.
طبق نتایج به دست آمده از تحقیق بلوم، شرکت هایی که بتازگی در بورس اوراق بهادار پذیرفته شده اند، بتای آن ها بیش از یک است. زیرا در پروژه های پر ریسک تر سرمایه گذاری میکنند. به مرور زمان ریسک پروژه ها و به تبع آن ریسک شرکت کاهش مییابد. بالعکس، شرکتهایی که بتای آن ها کمتر از یک است، طبق مدل CAPM بازده آن ها کمتر از بازده بازار است. لذا تلاش میکنند با سرمایه گذاری در پروژه های پر ریسک تر بازده خود را افزایش دهند که در نتیجه بتای آن ها به سمت میانگین تمایل پیدا میکند.
معمولا از تکنیک بیزین (Bayesian) که توسط واسیکک (Vasicek-1973) مطرح شده است، برای تعدیل بتای حاصله از مدل بازار استفاده می شود. بتای تعدیل شده به صورت زیر محاسبه می شود:
که در آن :
viβ: برآورد واسیکک از بتا
iβ: بتای سهم i و’β S2 واریانس بتای برآوردی است
‘β : میانگین ناموزون بتا و S2β’ واریانس بتای سهام مختلف
۵- تشکیل پرتفوی به منظور کاهش اشتباهات تخمین
تحقیقاتی که در زمینه تخمین بتا انجام شده اند از طریق تشکیل پرتفوی بوده است که به منظور کاهش خطای تصادفی در پیشبینی بتا میباشد .بلوم)۱۹۷۵(، بیسل )۱۹۷۵(، بیور،کتلر و اسکولز)۱۹۷۰(، الگر و هیل (۱۹۸۲) سه روش تشکیل پرتفوی را بررسی کردند. هر چند که در مورد تشکیل پرتفوی بهینه از لحاظ تئوریک توافقی وجود ندارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پس احتمالا هیجان خواهی بواسطه ی داشتن سطوح بالای انتقال دهندگان عصبی در نظام عصبی ایجاد یا حفظ می شود. MAO، از طریق تجزیه ی انتقال دهندگان عصبی و از آن راه بازداری انتقال عصبی مثل ترمز نظام عصبی عمل میکنند. با سطوح MAO پایین، هیجان خواهان، بازداری کمتری درنظامهای عصبی خودشان دارند و بنابرین کنترل کمتری بر روی رفتار ، افکار، هیجانات دارند. مطابق نظر این پژوهشگر، رفتارهای هیجان خواهی (مثل رفتار جنسی نامشروع، سوء مصرف مواد مخدر، مهمانی های ماجراجویانه) به دلیل جستجوی یک سطح بهینه انگیختگی نیست بلکه به دلیل داشتن ترمزهای زیست شناختی بسیار کم در سیناپس ها است (نیکو زاده، ۱۳۸۶؛ به نقل از محمودی، ۱۳۹۰)


مدل هیجان خواهی زاکرمن
در دوره های اخیر گروهی از روان شناسان به این نتیجه رسیدند که نظریه های شخصیتی جامع نظیر فروید[۳۵]، یونگ[۳۶] و دیگران، کوشیده اند به همه سؤالهای مربوط به شخصیت آدمی پاسخ بگویند، اما در این پاسخ گویی ناتوان و عاجز مانده اند، زیرا پیچیدگی انسان و علل و عوامل متعدد رفتاری او بیش از آن است که یک نظریه هر قدر هم جامع بتواند به همه مسائل شخصیت انسان پاسخ دهد. اینان معتقدند که به جای توجه به ساختن نظریه های جامع، بهتر است نظریه هایی وضع شوند که تنها یکی دو جنبه از شخصیت انسان را، اما به طور کامل تر مورد مطالعه و بررسی قرار دهند (کریمی، ۱۳۹۳).
یکی از این نظریه ها، نظریه ماروین زاکرمن تحت عنوان هیجان خواهی است که در درگیری افراد در بسیاری از رفتارهای پرخطر از جمله مصرف مواد مخدر نقش بسزا دارد. هیجان خواهی یک ویژگی شخصیتی است که اولین بار توسط ماروین زاکرمن، نظریه پرداز زیست شناختی که متأثر از دیدگاه آیزنگ بود، مطرح و توصیف شد (کریمی، ۱۳۹۳). طبق نظریه ماروین زاکرمن، هیجان خواهی، تحت عنوان نیاز به تجارب و احساس های گوناگون، پیچیده، بدیع و بی سابقه و تمایل به خطر جویی تعریف شده است. نکته مهمی که باید در اینجا متذکر شد آن است که یکی از عناصر اصلی هیجان خواهی، تمایل یا اشتیاق به خطر جویی است، در حالی که نتیجه رفتار کاوشی اشارت بر این خطر جویی اغلب برانگیزنده ترس است و ترس با رفتار کاوشی ناهمساز یا غیر قابل تلفیق است. در چندین نظریه نیز چنین فرض شده است که هیجان هایی از قبیل ترس باعث سطوح انگیختگی بالا میشوند، به همین دلیل، ترس مانع کنجکاوی موجودات می شود (یعنی از هیجان خواهی و کسب تجربیات جدید، خودداری میکنند). زیرا آن ها در سطح بهینه انگیختگی هستند و اما جالب است که زاکرمن توانسته است، تمایل افراد را با خطرجویی به کاوشگری ارتباط دهد. به همین دلیل اگر فردی در مرحله خاصی از هیجان خواهی باشد، به همان نسبت خود را از نظر کارکرد عملی در معرض آزمایش قرار میدهد. این موضوع بر روی نیاز برای تجارب جدید و متنوع تمرکز میکند، از طریق رفتار بی بند و بارانه (سهل انگارانه) که شامل فعالیت های خطرناک، شیوه غیر متعارف زندگی، و عدم پذیرش یکنواختی میباشد. هیجان خواهی برای ربط دادن حوادث با یکدیگر ارائه می شود. یکی از دلایل مهم به این مسئله، از این حقیقت نشأت میگیرد که این یک فعالیت تقویتی متقابل است، بدین معنا که اگر پیامد یک عمل مانندیک جنایت، باعث اثر مثبت در فرد مجرم شود دوست دارد که آن را تکرار کند (تریم پاپ، کیرکالدی،۱۹۹۸ ،کاتزک، کپ، رین لوبر، استین هر، ۲۰۰۲،به نقل از حاج خدادی، ۱۳۹۳).
دومین ویژگی، شخصیت بر اساس خلق و خو، انگیختگی و سطح بهینه تحریک[۳۷] قرار دارد. طبق نظر ماروین زاکرمن ، ساختار هیجان خواهی به مقدار انگیختگی که دستگاه عصبی مرکزی[۳۸] شخص (مغز و نخاع شوکی[۳۹]) از منابع بیرونی تحریک نیاز دارد، مربوط است. همچنین هیجان خواهی همچون صنعتی است که ویژگی آن نیاز به هیجان و تجربه های متنوع، جدید و پیچیده و میل اقدام به خطرهای جسمانی و بدنی به خاطر خود این تجربه هاست(زاکرمن، ۱۹۷۹).
فرد زیاد هیجان خواه، تحریک بیرونی دائمی مغز را ترجیح میدهد، از کارهای عادی خسته می شود و مرتباً در جستجوی راه های برای افزایش انگیختگی از طریق تجربه های هیجان انگیز است. فرد کم هیجان خواه، هجوم مداوم تحریک مغزی کمتری را ترجیح میدهد و کارهای عادی را نسبتاً خوب تحمل میکند (مارشال ریو، ۲۰۱۳؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۹۳). به طور نمونه، نوجوانانی که به عنوان ماجراجویان و هیجان خواهان پرخاشگر در نظر گرفته میشوند هنگامی که تنها یا با دوستان خود هستند در مقایسه با زمانی که با والدین خود میباشند، با سرعت بیشتری رانندگی میکنند. افراد هیجان خواه در هر سنی که باشند نسبت به آنهایی که هیجان خواهی کمتری دارند دوست دارند در هنگام رانندگی به اتومبیل جلویی خود بچسبند (یا با فاصله اندکی از ماشین جلویی خود رانندگی میکنند) (مک میلر، ۱۹۹۲؛ به نقل از شولتز و شولتز،۲۰۰۷؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۱).
مؤلفه های هیجان خواهی
هیجان خواهی و ماجراجویی، میل به مخاطره جویی بدنی است. فعالیت های غیر رقابت که مستلزم خطر و مبارزه شخصی است، مثل هوانوردی، پریدن با چتر، غواصی، موتور سواری، رانندگی سریع و کوهنوردی از جمله این فعالیت ها هستند.زاکرمن (۱۹۷۶، به نقل از وفای و همکاران، ۱۳۹۰)پیشنهاد میکند که ساختار هیجان خواهی به جای اینکه ساختار واحدی داشته باشد مجموعه مؤلفه های به هم پیوسته است، که عبارتند از:
۱_ هیجان زدگی و ماجراجویی: هیجان زدگی و ماجرا جویی تمایل پرداختن به فعالیت های جسمانی و ماجراجویی است. این فعالیت ها شامل فعالیت های بیرونی و غیر رقابتی است که خطر، چالش شخصی و خطر پذیری در آن است.
۲_ تجربه جویی: میل به دنبال کردن تجربه ها از طریق ذهن و حواس است. نقاشی، موسیقی و برخی از انواع مواد مخدر دنبال کردن تجربه را از طریق حواس می رسانند، در حالی که سبک زندگی خود انگیخته و ناهمرنگ با جماعت به ویژه با جماعت غیر عادی، تجربه جویی از طریق ذهن را نشان میدهد.
۳_ بازداری زدایی: میل به رها کردن خود از قید و بندهای اجتماعی به خاطر لذت جویی است. مصرف الکل به عنوان وسیله ای برای بازداری زدایی و شرکت در قمار بازی، تنوع جنسی و مهمانی های بی بند بار بازداری زدایی را نشان میدهد.
۴_ حساسیت نسبت به یکنواختی: بیزاری از هر گونه کار یکنواخت است. یکنواختی در کار، تکرار تجربه و یا مواجه شدن با افراد کسالت آور، وقتی که اوضاع تغییر نمی کند، آدم حساس نسبت به یکنواختی بی قرار و بی تحمل می شود (شولتز و شولتز، ۲۰۰۷، ترجمهی، سید محمدی، ۱۳۹۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۳-کاربردهای اصطلاح روش
وقتی از روش و واژگان مربوط به آن استفاده میکنیم، باید توجه داشته باشیم که نسبت به کدام سطح از روش سخن میگوییم. به شکل خلاصه، میتوان گفت واژه روش و مشتقّات آن ممکن است در هشت معنا یا سطح به کار رود:[۱۶]

۱- روش معرفت : روش به این معنا، ممکن است فلسفی (عقلی)، علمی (تجربی)، شهودی یا نقلی باشد.
۲- نوع استدلال: گاهی روش به معنای نوع استدلال به کار میرود. از این حیث روش میتواند قیاسی یا استقرایی، لمی یا انی یا غیر آن باشد.
۳- روشها یا فنون گردآوری اطلاعات: برای جمع آوری اطلاعات از چهار روش عمده میتوان بهره برد: روش مشاهده، روش پرسشنامه، روش مصاحبه، و روش کتابخانه ای. این روشها به معنای دقیق کلمه، فن تحقیق هستند نه «روش» تحقیق.[۱۷]

۴- روش تحلیل داده ها: پس از گردآوری اطلاعات،
نوبت به تحلیل آن ها میرسد. روش تحلیل داده ها میتواند «کلاسیک» یا «آماری» باشد. به قول موریس دوورژه، روش کلاسیک از روشهای نقد ادبی و نقد تاریخی مشتق شدهاند و برای تحلیل درونی اسناد به کار میروند، در حالی که روش آماری و کمی به علومی مانند اقتصاد و جامعهشناسی و یا تحلیل کمّی متن اختصاص دارد.

۵- سطح تحلیل: معمولا در پژوهشها و پایاننامه ها از روش توصیفی ـ تحلیلی و امثال آن نام میبرند. این معنای روش به سطح تحلیل نظر دارد. روش تحقیق به این معنا در نگاه کلی خود به دو روش توصیفی و روش هنجاری تقسیم می شود. تحقیق هنجاری به ارائه بایدها و نبایدها می پردازد.
۶- روش سامان دادن پژوهش: یکی از کاربردهای روش، روش تحقیق به معنای روش سامان دادن پایاننامه، رساله و به طور کلی پژوهش است. دانشجو در درس روش تحقیق میآموزد که چگونه موضوعی انتخاب و منابع آن را گردآوری کند، و از طریق نقد و بررسی متون مربوطه راه را برای اثبات مدعای خود هموار سازد.
۷- نوع نگاه به موضوع: محقق علاوه بر روشهای گردآوری و روش تحلیل داده ها، به معنای دیگری نیز می تواند از روش پژوهش خود نام ببرد. پژوهشگر به موضوع مورد مطالعه خود می تواند با دید پدیدارشناسانه، ساختارگرایانه یا هرمنوتیکی و امثال آن بنگرد. در این سطح، از روش به عنوان نوع نگاه سخن میگوییم.
۸- روششناسی: روششناسی به عنوان دانشی درجه دوم است که از دیدگاهی بالاتر به روشهای تحقیق به عنوان دانشی درجه اول میپردازد.
در عناوین قبل، به تعریف روششناسی و ارتباط آن با دیگر مفاهیم و دانشها پرداختیم. در بین هشت سطح روش، برای سطح اول و دوم ، اصطلاح انگلیسی method، برای سطح سوم technique، برای سطح چهارم تا هفتم research method، و برای آخرین سطح methodology را به کار میبرند. در این پژوهش سعی شده تا رشته ی حقوق بین الملل در تمام این حیطه ها بررسی شود اما محور بحث همان سطح هشتم یعنی روش شناسی به عنوان دانش درجه دومی است که از دیدی بالاتر به تحقیق می نگرد.
بندچهارم ـ رابطه روش شناسی با روش تحقیق و پژوهش
درتحقیق، مبدأ و مقصدی وجود دارد . مبدأ عبارت از متن یا موضوعی است که کاری علمی برای آن صورت نگرفته و یا مسئله ای است که هنوز حل نشده است و مقصد آن عبارت از انجام کاری نو بر روی آن متن یا موضوع و یا حل آن مسئله است؛ پس تحقیق به طور کلی دو منزل و دو مرحله اساسی دارد که عبارت است از گردآوری اطلاعات و پردازش آن ها .[۱۸] روششناسی مربوط می شود به گزینش شیوه تحلیل و طرح پژوهش که بنیاد و چارچوب پژوهش را تشکیل میدهد. بلیکی در اینباره توضیح میدهد:
«روششناسی عبارت است از بررسی این موضوع که پژوهش را چگونه باید پیش برد و چگونه پیش میرود.
بنابرین هر چند روششناسی تعیینکننده اصولی است که شاید راهنمای گزینش روش باشند، نباید آن را با
خود روشها و فنون پژوهش اشتباه گرفت. در واقع روششناسان اغلب میان آن دو تمایز قائل میشوند و بر
گسترهی شکاف میان آن چه اصول جاافتادهی روششناختی و شیوه های عملی یا اجرایی تأکید میکنند».[۱۹] پس «روش تحقیق» ذیل «روش شناسی» قرار میگیرد و درچهارچوب آن پیش می رود . به بیان دیگرپژوهشگر در پرتو نور روش شناسی، فنون وقواعد مورد نظر تحقیق را انتخاب و بهکار می بندد. روش ها وفنون تحقیق باید به روش شناسی آن علم عرضه شوند تا به خطا نروند وپژوهش را به بی راهه نبرند.
روش به معنای چگونگی راه رفتن است ؛ همچنان که در راه رفتن مبدأ و مقصد و منازلی مطرح است در تحقیق نیز چنین است .
بند پنجم ـ رابطه ی روش شناسی با هستی شناسی ومعرفت شناسی
اگر قرار است در این پژوهش با روش شناسی حقوق بین الملل به معنای محوری آن یعنی دانش درجه دومی که موضوع آن نحوه کسب علم وآگاهی ما در این رشته است آشنا شویم آشنایی با هستی شناسی و معرفت شناسی به معنای محض آن ضروری است و این طفره رفتن از موضوع اصلی نمی باشد.
برای رسیدن به «روش شناسی» باید از دالان « هستی شناسی» و سپس «معرفت شناسی» گذشت و موضع خود رادرقبال هریک مشخص کرد تا بتوان به شناخت “روش” نائل شد.
«هستیشناسی» و «معرفتشناسی» و «روششناسی» ، با وجود داشتن ارتباط تنگاتنگ، قابل تحویل یا تقلیل به یکدیگر نیستند. امّا رابطه آن ها مستقیم است، به این معنا که هستیشناسی، منطقاً بر شناختشناسی و آن هم منطقاً بر روششناسی تقدّم دارد. هستیشناسی مربوط میشود به ماهیّت دنیای اجتماعی و سیاسی، شناختشناسی مربوط می شود به آن چه میتوانیم درباره دنیای مورد نظر بدانیم.[۲۰] و روششناسی مربوط میشود به اینکه چگونه میتوانیم آن شناخت را کسب کنیم. البته این ادّعا که ملاحظات هستیشناختی تقلیلناپذیر به ملاحظات شناختشناسانه و بر آن ها مقدّمند، به این معنا نیست که آن ها ارتباطی با یکدیگر ندارند، بلکه هستیشناسی ما شناختشناسی ما را شکل میدهد. [۲۱]
۱-۵- هستی شناسی[۲۲]
در فصول و بندهای بعدی به تفصیل راجع به هستی شناسی حقوق بین الملل بحث خواهد شد اما آشنایی اجمالی با هستی شناسی به عنوان دیباچه ی ورود به هستی شناسی هر علم ضروری است . هستی چیست؟ سرچشمه و منشأ وجودی«وجود» کدام است؟ گوهر بنیادین و پنهان آن چیست و از کجاست؟ این ها مسأله های هستی شناسی هستند . بنابرین می توان در تعریف هستی شناسی گفت : هستی شناسی یا مابعد الطبیعه همان علم به هستی وشناسایی به نحو کلی ، نه به امورجزئی است . [۲۳] هر فیلسوفی پاسخی به این سؤالات داده که تنها برای فهم بهتر به چندنمونه اشاره میکنیم:
ارسطواز اصطلاح «فلسفه اولی» استفاده می کندومی گوید: علم به هستی ازآن جهت که هستی است ؛وآنچه حقیقت بنیادی وجود را شناسایی میکند «تفکرمتافیزیکی» است.
امه فوره فرانسوی : از اصطلاح «مابعد الطبیعه» استفاده می کندوآن را علم به آن چه حتماً است میداند نه آنچه واقعاً هست.
لوئی لاوِل: مابعد الطبیعه عبارت است از مطالعه امور درونی و نفسانی ، در برابرعلم که مطالعه امور محسوس است .
بوسوئه : مابعدالطبیعه، تحقیق درباره واقعیت ها و ماهیّت های غیر مادی است مثل خدا و عقول . [۲۴]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انگیزش الهام بخش[۵۵] :
رهبر کارکنان را ترغیب میکند تا به هدف و قابل دستیابی بودن آن با تلاش، باور پیدا کنند. این افراد معمولاً نسبت به آینده و قابل دسترس بودن اهداف خوش بین هستند. برانگیختن و بالا بردن انگیزش در پیروان که با توسل به احساسات آن ها صورت می پذیرد. تأکید انگیزش الهام بخش بر احساسات و انگیزه های درونی است نه بر تبادلات روزانه بین رهبر و پیروان (امیرکبیری و همکاران،۱۳۸۵).

ترغیب ذهنی[۵۶]:
رهبر به صورت ذهنی کارکنان را بر میانگیزد. این رهبران پیروانشان را تشویق میکنند که در حل مسائل خلاقانه برخورد کنند و فروض بدیهی را مورد سؤال قرار دهند. آن ها پیروان را ترغیب میکنند که مشکلات را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهند و فنون حل مسئله نوآورانه را پیاده کنند.
برانگیختن پیروان به وسیله رهبری به منظور کشف راه حلهای جدید و تفکر مجدد در مورد حل مشکلات سازمانی توسط پیروان است. در واقع رفتار رهبر، چالشی را برای پیروان ایجاد میکند که دوباره در مورد کاری که انجام میدهند، کوشش و تلاش و در مورد چیزی که میتواند انجام یابد دوباره تفکر کنند(امیرکبیری و همکاران،۱۳۸۵).

ملاحظات فردی[۵۷] :
رهبر نیاز های احساسی زیر دستان را برآورده میکند. این رهبران نیازهای افراد را تشخیص میدهند و به آن ها کمک میکنند تا مهارت هایی که برای رسیدن به هدف مشخص لازم دارند را پرورش دهند. این رهبران ممکن است زمان قابل ملاحظه ای را صرف پرورش دادن، آموزش و تعلیم کنند (اسپکتور و همکاران[۵۸]، ۲۰۰۴: ۱۸-۱۹).
توجه به تفاوتهای فردی پیروان و ارتباط با تک تک آن ها و تحریک آن ها از طریق واگذاری مسئولیتها برای یادگیری و تجربه آن ها است. افراد به وسیله رهبران حمایت میشوند و رهبران در رابطه با توجه به احساسات و نیازهای شخصی آن ها نگران هستند.
مهمترین ویژگی عصرکنونی عدم اطمینان، پیچیدگی، جهانی سازی و تغییرات فزاینده تکنولوژیکی است. موفقیت با این شرایط و موقعیت، مستلزم تغییر در فعالیتها و وظایف سازمانی و چگونگی اداره و به ویژه رهبری سازمانها است. مدیران برای موفقیت و ایفای نقش مؤثر در سازمان علاوه بر دارا بودن نگرش اقتضایی نسبت به متغیرهای محیطی، باید سازمان و مدیریت را به عنوان یک سیستم مدنظر قرار دهند و با این نگرش به بررسی رفتار کارکنان بپردازند و شیوه و سبک رهبری خود را بر اساس واقعیت و شرایط، ماهیت کار و وظایف و خصوصیات کارکنان انتخاب کنند.
بنابرین سازمانهای موفق به رهبرانی نیازمند هستند که با ژرفنگری، جهت مناسب و مسیر آینده سازمان را مشخص سازند، افراد را به آن مسیر هدایت کنند و انگیزه ایجاد تحول را در کارکنان به وجود آورند(گودرزوند و همکاران، ۱۳۸۹). رهبران تحول آفرین با خلق ایده ها، چشم اندازهای جدید مسیر تازه ای از رشد و شکوفایی را فرا روی سازمان ها قرار میدهند و نوید بهبود عملکرد سازمان ها خواهند بود.
۲-۱۳)مفهوم تعهد سازمانی
اندیشه تعهد، موضوعی اصلی در نوشته های مدیریت است. این اندیشه، یکی از ارزشهای اساسی است که سازماندهی بر آن متّکی است و کارکنان بر اساس ملاک تعهد، ارزشیابی میشوند. اغلب مدیران اعتقاد دارند که این تعهد، برای اثربخشی سازمانی ضرورتی تام دارد. همچنین مطالعات مختلف در سازمان های مختلف نشان میدهد برای اینکه کارکنان بتوانند کارایی بیشتر و تمایل قوی برای ماندن در شغل خود داشته باشند از دلبستگی شغلی نیز برخوردار باشند و همچنین احساس تعهد بالایی به انجام وظایف خود نمایند؛ که این خود موجب احساس مسئولیت، درک عمیق از شغل و از خودگذشتگی می شود. نخستین عامل ایجادی در به دست آوردن اهداف سازمانی تعهد سازمانی است. (دیک و متکالف، ۲۰۰۱ :۱۲).
تعهد سازمانی به این معنا است که کارمندان هدف ها و ارزش های سازمانی را اتخاذ کنند و با داشتن اعتقاد بالا در آن ها به طور قوی در سازمان باقی خواهند ماند و این یک موضوع جدی است. با احترام گذاشتن به استفاده مؤثر عوامل انسانی که به یک ارزش اصلی برای سازمان تبدیل می شود(کافمن و سنگه ۱۹۹۳).
تعهد سازمانی، شاخصی است از وفاداری فرد نسبت به سازمان و این که فرد سازمان را معرف خود بداند و به اصطلاح به وجود چنین سازمانی بر خود ببالد (رابینز ،۱۳۸۴ : ۴۶). تعهد سازمانی یک نگرش مهم شغلی و سازمانی است که در طول سالهای گذشته مورد علاقه بسیاری از محققان رشتههای رفتار سازمانی و روانشناسی خصوصاًً روانشناسی اجتماعی بوده است (رکنی نژاد، ۱۳۸۶).
این نگرش در طول سه دهه گذشته دستخوش تغییراتی شده است که شاید عمده ترین این تغییر در قلمرو مربوط به نگرش چند بعدی به این مفهوم تا نگرش یک بعدی به آن بوده است(رابینز ،۲۰۰۵ : ۴۶). همچنین با توجه به تحولات اخیر در حیطه کسب و کار از جمله کوچک سازیها و ادغامهای شرکتها در یکدیگر عده ای از صاحبنظران را بر آن داشته تا اظهار کنند که اثر تعهد سازمانی بر دیگر متغیرهای مهم در حوزه مدیریت از جمله ترک شغل، غیبت و عملکرد کاهش یافته است و به همین جهت بــررسی آن بی مورد است (ساقروانی ،۱۳۸۸). اما عده ای دیگر از محققان این دیدگاه را نپذیرفته و معتقدند که تعهد سازمانی اهمیت خود را از دست نداده است و همچنان میتواند مورد توجه قرار گیرد (فرهنگی ،۱۳۸۴)
تعهد سازمانی مانند مفاهیم دیگر رفتارسازمانی[۵۹] به شیوه های متفاوت تعریف شده است. معمولی ترین شیوه برخورد با تعهد سازمانی آن است که تعهد سازمانی را نوعی وابستگی عاطفی به سازمان درنظر می گیرند.
بر اساس این شیوه فردی که به شدت متعهد است هویت خود را از سازمان میگیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن در می آمیزد و از عضویت در آن لذت میبرد (ساروقی ، ۱۳۷۵). پورتر و همکارانش (۱۹۷۴) تعهد سازمانی را پذیرش ارزشهای سازمان و درگیر شدن در سازمان تعریف میکنند و معیارهای اندازه گیری آن را شامل انگیزه ، تمایل برای ادامه کار و پذیرش ارزشهای سازمان می دانند. چاتمن و اورایلی (۱۹۶۸) تعهد سازمانی را به معنی حمایت و پیوستگی عاطفی با اهداف و ارزشهای یک سازمان، به خاطر خود سازمان و دور از ارزشهای ابزاری آن (وسیله ای برای دستیابی به اهداف دیگر) تعریف میکنند (رنجبریان ،۱۳۷۵).
تعهد سازمانی درجه نسبی تعیین هویت فرد با یک سازمان خاص و درگیری و مشارکت او با آن سازمان است و سه عامل را شامل می شود:
-
- اعتقاد قوی به اهداف و ارزش های سازمان
- تمایل به ادامه رابطه فرد با سازمان و حصول اطمینان از تداوم آن است(کای و همکاران[۶۰]، ۲۰۰۹).
۳-آرزو و خواست قوی و عمیق برای ادامه عضویت در سازمان(پورتر[۶۱]، ۱۹۸۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نگاره ۴-۱ فهرست شرکتهای برتر بورس اوراق بهادار تهران نمونه پژوهش

۱٫کنتورسازی ایران
۱۸٫تولی پرس
۲٫گل گهر
۱۹٫سر. گروه بهشهر
۳٫فولاد خوزستان
۲۰٫پتروشیمی اصفهان
۴٫چادرملو
۲۱٫نیرو محرکه(خمحرکه)
۵٫فولادخراسان
۲۲٫سیمان دورود
۶٫پتروشیمی فن آوران
۲۳٫ایران خودرو
۷٫ملی صنایع مس ایران
۲۴٫جوشکاب یزد
۸٫پتروشیمی خارک
۲۵٫فولاد امیرکبیر کاشان
۹٫دارو سبحان
۲۶٫گروه بهمن
۱۰٫آذراب
۲۷٫ماشین سازی نیرو
۱۱٫تکین کو
۲۸٫محرکه(تمحرکه)
۱۲٫باما
۲۹٫الکتریک خودرو شرق
۱۳٫نفت پارس
۳۰٫پارس خودرو
۱۴٫فولاد مبارکه اصفهان
۳۱٫فارسیت درود
۱۵٫سیمان تهران
۳۲٫مهرکام پارس
۱۶٫آلومینیوم ایران
۳۳٫سایپا آذین
۱۷٫مپنا (نیروگاهی ایران)
۴-۲ آمار توصیفی متغیر های پژوهش
در این قسمت ابتدا داده ها را توصیف نموده و سپس در مراحل بعدی به تحلیل آماری داده ها به تفکیک هر مدل پرداخته خواهد شد. جدول این بخش آمار توصیفی متغیر هایی که در مدل ها استفاده گردیده است را نشان میدهد در نگاره ۴-۱ (mean) نشان دهنده ی میانگین میباشد که اصلی ترین و مورد استفاده ترین شاخص مرکزی میباشد. اگر داده ها بر روی یک محور به صورت منظم ردیف شوند مقدار میانگین دقیقاً در نقطه تعادل یا مرکز ثقل قرار میگیرد. این محور همان الاکلنگ است که میانگین نقطه تعادل آن است.(عادل آذر ، ۱۳۸۲) همچنین میانه (median) یکی دیگر از شاخص های مرکزی است و مقداری است که ۵۰% داده های جامعه پایین تر از آن و ۵۰% بالاتر از آن قرار بگیرند به طور کلی از آن به عنوان اندازه تمایل به مرکز توزیع هایی که شکل آن ها نا متقارن است استفاده می شود (همان منبع، ص۳۹) شاخصهای بعدی کمینه و بیشینه (maxوmin) از ساده ترین معیارهای گرایش به مرکز اند که max نشان دهنده بزرگترین مشاهده وmin نشانگر کوچکترین مشاهده است. شاخص دیگر انحراف معیار از مهمترین پارامترهای پراکندگی میباشد که از طریق جذر گرفتن از واریانس به دست میآید. به عبارتی دیگر انحراف معیار نوعی سنجش پراکندگی برای یک توزیع احتمال یا متغیر تصادفی بوده و نماینده پخششدگی مقادیر آن حول مقدار میانگین است. انحراف معیار را معمولاً با ( ) حرف کوچک سیگما نشان میدهند. پس این شاخص نشان دهنده متوسط نوسان مشاهدات از میانگین آن ها است.

نگاره ۴-۲ آمار توصیفی متغیر های پژوهش
Ri-RF(بازده اضافی سهام)
(متغیر وابسته)
RM-RF
(متغیر مستقل)
SMB (متغیرمستقل)
HML
(متغیرمستقل)
WML
(متغیرمستقل)
میانگین(mean)
-۰٫۱۴۶۶۱۲
۰٫۲۰۹۳۳۸
-۰٫۰۰۶۷۰۶
-۰٫۰۱۰۵۳۹
۰٫۰۷۳۱۸۰
میانه(median)
-۰٫۱۴۴۹۴۹
۰٫۲۳۸۲۶۸
-۰٫۰۱۴۹۴۸
-۰٫۰۱۱۵۱۲
۰٫۰۷۱۱۳۹
ماکزیمم(max)
۰٫۰۷۸۶۳۲
۰٫۶۶۶۷۶۵
۰٫۰۳۸۷۵۱
۰٫۰۰۸۵۸۲
۰٫۱۰۶۳۰۱
مینیمم(min)
-۰٫۷۴۱۵۴۹
-۰٫۳۰۵۹۵۰
-۰٫۰۳۵۰۴۴
-۰٫۰۲۷۶۵۱
۰٫۰۴۵۰۲۱
انحراف معیار(std.dev)
۰٫۰۷۱۶۱۳
۰٫۳۸۰۵۷۲
۰٫۰۲۸۱۹۲
۰٫۰۱۱۸۷۴
۰٫۰۲۴۶۰۳
نگاره ۴-۲ ارقام توصیفی را درباره ی سطح متوسط بازده سهام برای هر طبقه از متغیرها نشان میدهد. میانگین بازده اضافی سهام برای کل پرتفوی منفی (-۰٫۱۴۶۶۱۲) است، مقدار منفی آن نشان دهنده این است که تعداد مشاهدات منفی نمونه بیشتر از تعداد مشاهدات مثبت بوده است و انحراف معیار بازده مورد انتظار سهام ( بازده اضافی سهام) ۰٫۰۷۱۶۱۳است، در حالی که حداکثر و حداقل بازده سهام ۰٫۰۷۸۶۳۲ و -۰٫۷۴۱۵۴۹ میباشد. میانگین بازده اضافی بازار، عامل اندازه (SMB)، عامل نسبت ارزش دفتری به بازار (HML) و عامل گشتاوری (WML) به ترتیب ۰٫۲۰۹۳۳۸، -۰٫۰۰۶۷۰۶،-۰٫۰۱۰۵۳۹ ، ۰٫۰۷۳۱۸۰ است و انحراف معیار متغیرهای مستقل MKT، SBM، HML، WML به ترتیب ۰٫۳۸۰۵۷۲، ۰٫۰۲۸۱۹۲ ، ۰٫۰۱۱۸۷۴، ۰٫۰۲۴۶۰۳می باشد. حداکثر و حداقل متغیر های مستقل MKT، SBM، HML، WML همان طور که نگاره۴-۲ نشان میدهد به ترتیب ( ۰٫۶۶۶۷۶۵، -۰٫۳۰۵۹۵۰)، ( ۰٫۰۳۸۷۵۱،-۰٫۰۳۵۰۴۴)، ( ۰٫۰۰۸۵۸۲،-۰٫۰۲۷۶۵۱)، ( ۰٫۱۰۶۳۰۱،۰٫۰۴۵۰۲۱) است.
- نمودار پراکندگی مشاهدات
شاخص های پراکندگی میزان پراکندگی یا تغییراتی را که در بین داده های یک توزیع (نتایج تحقیق) وجود دارد، نشان می دهند. دامنه تغییرات، انحراف چارکی[۲۳]، واریانس[۲۴] و انحراف استاندارد[۲۵] شاخص هایی هستند که به همین منظور در تحقیقات مورد استفاده قرار می گیرند. در نمودارهای پراکندگی زیر نیز حداقل و حداکثر مشاهدات متغیر های ( Ri-RF، Rm-RF ،SMB، HML ،WML ) همان طوری که در نگاره ۴-۲ آمده بود را نشان میدهد. به عنوان مثال حداکثر بازده مورد انتظار سهام( Ri-RF ) در نمودار ۴-۱ نشان دهنده ۰٫۰۷ و حداقل آن -۰٫۷ است.
نمودار ۴-۱پراکندگی متغیر بازده اضافی سهام
در نمودار ۴-۲ حداکثر بازده اضافی بازار (Rm-RF) 0.66 و حداقل آن-۰٫۳۰ است.
نمودار ۴-۲ پراکندگی متغیر بازده اضافی بازار(بتا)
در نمودار ۴-۳ همان طوری که مشاهده میگردد حداکثر SMB 80.03و حداقل آن-۰٫۰۳۵ است.
نمودار۴-۳ پراکندگی متغیر عامل اندازه
در نمودار ۴-۴ حداکثر متغیر مستقل عامل نسبت ارزش دفتری به بازار(اHML ) ۰٫۰۰۸ و حداقل آن -۰٫۰۲۷ است.
نمودار۴-۴ پراکندگی متغیر عامل ارزش
در نمودار۴-۵ حداکثر متغیر مستقل عامل گشتاوری(WML) 0.10و حداقل این متغیر۰٫۰۴ است.
نمودار۴-۵ پراکندگی عامل گشتاوری
- نمودار توزیع فراوانی مشاهدات
هیستوگرام متداول ترین نموداری است که برای داده های کمی رسم می شود. برای رسم هیستوگرام ابتدا حدود طبقات جدول توزیع فراوانی را روی محور افقی به صورت پیوسته نشان داده و محور عمودی را بر اساس فراوانی مطلق، فراوانی نسبی و یا درصد مدرج می نماییم. در همین نمودار همان طور که مشخص است علاوه بر هیستوگرام، نمودار چند ضلعی هم ترسیم شده است. نمودار چند ضلعی نموداری است که نقطه ی میانی هر طبقه روی محور افقی و فراوانی نسبی یا مطلق هر یک از نقاط میانی روی محور عمودی ان نشان داده می شود. متناظر با هر نماینده ی طبقه و فراوانی آن یک نقطه در صفحه مشخص می شود که طول آن نماینده طبقه و عرض آن برابر با فراوانی آن طبقه است (عادل آذر۸۵). نمودار های هیستوگرام متغیر وابسته بازده اضافی سهام (Ri-RF) و متغیر های مستقل بازده اضافی بازار (Rm-RF)، عامل اندازه (SMB) و عامل ارزش (HML) و عامل گشتاوری (WML) در نمودار ۴-۶ مشاهده می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶-۲-۲- نظریه های مخاطب
در مورد نظریه های مربوط به مخاطب همچون دستهبندی مخاطبان در منابع مختلف انسجام و یکدستی وجود ندارد مثلاً در کتاب «مقدمهای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی» که بر گرفته از کتاب نظریه های “مک کوایل” است از چهار نظریه نام میبرد که عبارتند از:
-
- مخاطب به عنوان مجموعهای از تماشاچیان، خوانندگان و شنوندگان: تأکید عمده این نظریه بر تعداد و خصوصیات جمعیت شناختی مردم است و مخاطب چیزی فراتر از موضوع دریافت و یا توجه کردن مخاطب به پیام نیست.

-
- مخاطب به معنای توده: در این نظریه تأکید بر کثرت زیاد عناصر، و عدم تجانس و پراکندگی، و گمنامی، فقدان سازماندهی و احساس اجتماعی بین اجزاء تشکیل دهنده مخاطب است.
-
- مخاطب به معنی همگان یا گروه اجتماعی: در این نظریه یک گروه اجتماعی فعال، متعامل و مستقل مخاطب وجود دارد که خدماتی را از طرف بعضی رسانه ها دریافت می کند ولی موجودیت آن متکی به رسانه ها نیست.
-
- مخاطب به معنای بازار: توسعه اقتصادی در قرن نوزدهم سبب توسعه نظریه «مخاطب به معنای بازار» گردید. این نظریه رابطه بین مخاطب و رسانه را به صورت رابطه مصرف کننده- کالا در نظر میگیرد روابط اجتماعی درون مخاطبان را نادیده میگیرد و بیشتر به معیارهای اقتصادی- اجتماعی مخاطب توجه دارد(مهرداد،۱۳۸۰،ص۱۴۳-۱۴۴).

۷-۲-۲- فعالیت مخاطب(فعال و منفعل)
یک نوع دستهبندی مهم مخاطبان در واقع تفکیکی آن به مخاطب فعال و مخاطب منفعل است، چیزی که بیشتر از هر نوع دسته بندی دیگری قابل بحث و چالش برانگیز است و شناسایی آن نیز دشوار است اما به طور ضمنی میتوان گفت که مخاطب در پیوستاری از منفعل بودن تا فعال بودن قرار میگیرد. در چند منبع ارتباطی به موضوع مخاطب فعال ومنفعل اشاره شده است (لیتل جان، ۱۳۸۴، نیکو و همکاران ۱۳۸۱، مک کوایل۱۳۸۰ ). در اینجا بیشتر از کتاب «مخاطب شناسی» دنیس مک کوایل استفاده میشود.
فرانک بیوکا پنج ویژگی را برای شناسایی مخاطب فعال و منفعل مشخص کردهاست:

-
- گزینشگری: مخاطبانی که دست به انتخاب میزنند و در مورد رسانه ها و محتواهای آن دارای تشخیصاند و در استفاده از رسانه ها برنامهریزی شده عمل میکنند و دارای الگوی انتخاب قابل مشاهده هستند مخاطبان فعال هستند در غیر این صورت مخاطبان منفعلی هستند بویژه اگر بیش از حد از تلویزیون استفاده کنند.
-
- نفعگرایان: در اینجا مخاطب فعال کسی است که کاربردهای مورد انتظار برای بعد از استفاده از رسانه ها را در نظر دارد و از گزینشی عقلانی و متکی بر تجربه استفاده میکند.
-
- قصد مندی: در این نوع فعالیت که همزمان با بهره گرفتن از رسانه انجام میشود فردی که به طور فعالانه به پردازش اطلاعات و تجارب دریافت شده میپردازد، مخاطب فعالی است و در غیر این صورت مخاطب منفعلی است.
-
- مقاومت در برابر تاثیر: در اینجا وقتی که اعضای یک گروه از مخاطبان دربرابر اثرات یا آموزشهای ناخواسته قرار میگیرند مخاطب فعال به سادگی تحت تاثیر قرار نمیگیرد و دارای اختیار است.
- درگیری: هر قدر مخاطبان بیشتر در تجربه رسانهای خود درگیر شده باشند، به همان نسبت میتوان از درگیری آن ها حرف زد. درگیری را همچنین در گفتگوی با دیگرتماشاگران درباره برنامه درحال مشاهده نشان داد(مک کوایل،۱۳۸۰،صص۹۱-۸۹).
بحث از مخاطب فعال و منفعل به طور نظری از رویکرد تحقیق اثرات و نیز رویکرد استفادهآموزشها و رضامندیها به بعد مطرح شد و در این اواخر بواسطه فناوریهای جدید ارتباطی همچون ویدئو، تلویزیون کابلی و اینترنت است که موضوع مخاطب فعال مطرح شده است.
صنعت رادیو در زمینه تحقیق درباره مخاطبانش روزبهروز فعالتر میشود حداقل به خاطر آنکه توانایی هر ایستگاهی برای فروش فرصتهای پخش آگهیاش به تعیین میزان دقیق و ترکیب مخاطبانش بستگی دارد. بنابرین، تحقیق در زمینه مخاطب قابل اندازهگیری است و نتایج آن نه روزانه بلکه ساعتی به ایستگاه میرسد. در آمریکا مؤسسه آربیترون در زمینه اندازهگیری و سنجش مخاطبان مقام اول را دارد و با هزاران ایستگاه قرارداد دارد. در BBC بریتانیا راجار مخاطبان رادیو را اندازه گیری میکند که تحت مالکیت و چند شرکت دیگر قرار دارد. در اروپا مؤسساتی مانند ایپسوس ۱ و گالوپ ۲ با منافع گسترده ای در زمینه سنجش افکار عمومی و تبلیغات نقشهای اصلی را به عهده دارند. اطلاعات ارائه شده از سوی این شرکتها و مؤسسات به ایستگاههای عضو، مبنای اعتماد آنان بوده و ابزاری تاکتیکی جهت رقابت با رقبا به حساب میآید؛ اما در اینجا یک بحث اصلی باقی میماند: با این تفاسیر پس لازم است که اطلاعاتی درباره سبکشناسی در زمینه سنجش مخاطبان و نه درباره چگونگی جمع آوری اطلاعات، داشته باشیم و همینطور در خصوص سؤالاتی که پرسیده خواهد شد. تمامی این سازمانها اطلاعاتشان را بر پایه نمونه هایی از کل مخاطبان قرار می دهند که خود با یک جمعیت سنی و جنسی به طور تصادفی در گروه مخاطب کلی قرار دارند. اما، آنچه این سنجشها را متفاوت میسازد، چگونگی جمع آوری نمونه است. رایجترین روشهای جمع آوری مصاحبه های خیابانی، مصاحبه های(تلفنی و پرسشنامهای) است [۳](تایلر و لیینگ، ۱۹۹۸ ). (هندی، ۱۳۸۷، ص۱۶۲).
در سالهای اخیر سازمانهای تحقیقاتی که پیرامون سنجش مخاطب فعالیت میکنند روش کار خود را تغییر دادهاند، زیرا نسبت به انتقادات جاری حساس شده اند؛ بیشتر این سازمانها ترکیبی از روشهای مختلف جمع آوری اطلاعات را به کار اند.
راجار در بریتانیا روش فعالیت خود را در سال ۱۹۹۹ به طور کلی تغییر داده، به گونهای که در هر خانه یک نفر را مسئول پرکردن فرمهای نظرسنجی کرد و نظارت دقیق و مستمری نیز بر این امر داشت. به دنبال انتشار اولین گزارشها پس از تغییر سیستم، آشکار شد که شنوندگان رادیو بیش از آن تعدادی هستند که قبلاً تصور می شد و با جذب کودکان و نوجوانان و به کارگیری دیدگاه و نظرات آنان شاهد افزایش چشمگیر تعداد شنوندگان رادیو شدیم.
اندازه گیری میزان مخاطبان هر ایستگاه به کمک چهار روش زیر صورت میگیرد:
۱- میانگین مخاطبان: بر اساس این روش میزان مخاطبان یک ایستگاه از طریق سنجش تعداد مخاطبان برنامه های آن ایستگاه مدت زمانی مشخص مثلاً پانزده دقیقه تخمین زده می شود.
۲- روش محاسبه تجمعی: در این روش مجموع کسانی که در یک موقعیت زمانی خاص مثلاً ۵ دقیقه یا یک روز یا یک هفته به برنامه های یک شبکه گوش دادهاند، محاسبه میگردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ستایش و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی به بررسی رابطه بین کیفیت اطلاعات حسابداری و محدودیت در تأمین مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که بین کیفیت اقلام تعهدی و رشد در کیفیت اقلام تعهدی با محدودیت در تأمین مالی رابطه منفی معناداری وجود دارد اما بین کیفیت افشای شرکتها و رشد در میزان کیفیت افشا با محدودیت در تأمین مالی آنها رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین، نتایج پژوهش نشاندهنده آن است که بین تمرکز مالکیت با محدودیت در تأمین مالی رابطه مثبت معناداری وجود دارد در حالی که بین اندازه شرکتها و محدودیت در تامین مالی آنها رابطه منفی معناداری وجود دارد. اما بین عمر شرکتها و محدودیت در تأمین مالی آنها رابطه معناداری وجود ندارد.

خواجوی و گرگانیفیروزجاه (۱۳۹۲) در پژوهشی به بررسی رابطه بین ویژگیهای هیئت مدیره و روشهای تأمین مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که بین اندازه هیئت مدیره و تأمین مالی داخلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، بین استقلال هیئت مدیره و درصد مالکیت اعضای هیئت مدیره با تأمین مالی خارجی رابطه منفی و معناداری وجود دارد.
۲-۳-۲-۲- کیفیت گزارشگری مالی
نوروش (۱۳۷۷) در پژوهشی به بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و تعداد حسابداران آموزش دیده در واحدهای تجاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. وی با بررسی رابطه بین استخدام تعداد بیشتر حسابداران آموزش دیده و کیفیت گزارشگری مالی نشان داد که شواهدی دال بر کیفیت برتر سیستم گزارشگری مالی در شرکتهایی که از حسابداران آموزش دیده بیشتری استفاده میکنند، نسبت به سایر شرکتها، وجود ندارد.
خواجوی و ناظمی (۱۳۸۴) طی پژوهشی به بررسی ارتباط بین کیفیت سود و بازده سهام با تأکید بر نقش ارقام تعهدی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که میانگین بازده سهام شرکتها، تحت تأثیر میزان ارقام تعهدی و اجزای مربوط به آن قرار نمیگیرد.
قائمی و وطن پرست (۱۳۸۴) نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی را با بهره گرفتن از داده های مربوط به ۱۲۱ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳ مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از پژوهش آنان نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران بین سرمایه گذاران وجود داشته و این امر در دوره های قبل از اعلان سود به مراتب بیشتر از دوره های پس از اعلان سود است. همچنین، مشخص شد که عدم تقارن اطلاعاتی با حجم مبادلات و قیمت سهام مرتبط بوده است؛ به طوری که در دوره قبل از اعلان سود حجم مبادلات افزایش یافته و قیمت سهام شرکتها نیز دچار نوسان شدند.
کرمی و همکاران (۱۳۸۵) در پژوهشی به بررسی رابطه بین کیفیت سود و افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که هیچ رابطه معناداری بین کیفیت سود و افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران وجود ندارد.
احمدپور و احمدی (۱۳۸۷) در پژوهش خود از ویژگیهای کیفی اطلاعات مالی برای ارزیابی کیفیت سود استفاده کردند و به این نتیجه دست یافتند که ضریب واکنش سود و همچنین قدرت توضیحی رگرسیون قیمت- سود، در پرتفوی شرکتهای با کیفیت سود بالا نسبت به شرکتهای با کیفیت سود پایین به طور معناداری بیشتر است.

سجادی و همکاران (۱۳۸۸) به بررسی ارتباط بین پنج ویژگی غیرمالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با کیفیت گزارشگری مالی با بهره گرفتن از اطلاعات مربوط به ۴۰ شرکت در طی سال های ۱۳۸۵-۱۳۸۶ پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که اندازه شرکت، عمر شرکت و نوع صنعت رابطه مثبت معنادار و ساختار مالکیت رابطه منفی با کیفیت گزارشگری مالی دارد اما رابطه نوع مؤسسه حسابرسی با کیفیت گزارشگری مالی از لحاظ آماری معنادار نبود.
عربمازاریزدی و طالبیان (۱۳۸۸) در پژوهشی به بررسی کیفیت گزاررشگری مالی، خطر اطلاعاتی و هزینه سرمایه با بهره گرفتن از داده های ۹۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای ۱۳۸۰ الی ۱۳۸۴ پرداختند. نتایج پژوهش آنان بیانگر آن است که هزینه سرمایه (هزینه بدهی و هزینه حقوق صاحبان سهام) شرکتهای با کیفیت اقلام تعهدی بالا، بیشتر است. همچنین، بر اساس یافته های این پژوهش تأثیر کیفیت اقلام تعهدی اختیاری بر هزینه سرمایه بیشتر از تأثیر کیفیت اقلام تعهدی غیراختیاری بر هزینه سرمایه شرکتها است.
مجتهدزاده و احمدی (۱۳۸۸) در پژوهشی به بررسی تأثیر کیفیت اطلاعات حسابداری بر تصمیم گیریهای مدیران با بهره گرفتن از داده های مربوط به ۶۳ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای ۱۳۷۹ الی ۱۳۸۳ پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که با افزایش کیفیت سود، حساسیت مخارج سرمایهای آینده به سود حسابداری جاری افزایش مییابد و افزایش این حساسیت به بخش تعهدی سود بیشتر از بخش نقدی است.
اعتمادی و همکاران (۱۳۸۸) در پژوهش خود به بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی، تمرکز مالکیت و ساختار مالکیت بر کیفیت اطلاعات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به ۱۰۵ شرکت در بازه زمانی ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۶ نشان داد که سه عامل فرهنگ سازمانی، تمرکز مالکیت و ساختار مالکیت بر کیفیت اطلاعات مالی (شامل مربوط بودن و قابلیت اتکای اطلاعات) شرکتها اثر گذار است.
ثقفی و عربمازار یزدی (۱۳۸۹) به بررسی کیفیت گزارشگری مالی و ناکارایی سرمایه گذاری با بهره گرفتن از داده های ۱۵۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ پرداختند. نتایج پژوهش آنان حاکی از این است که بین کیفیت گزارشگری مالی و ناکارایی سرمایه گذاری هیچ گونه همبستگی معناداری وجود ندارد.
ستایش و همکاران (۱۳۸۹) به بررسی تأثیر کیفیت افشا بر نقدشوندگی و هزینه سرمایه سهام عادی جاری و آینده شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. یافته های بررسی ۱۰۵ شرکت در بازه زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ بیانگر آن است که بین اندازه شرکت و نقدشوندگی جاری و آینده آن رابطه مثبت معناداری وجود دارد اما رابطه معناداری بین کیفیت افشا و نقدشوندگی جاری و آینده شرکت وجود ندارد. افزون بر این، نتایج پژوهش آنان نشان داد که بین کیفیت افشا و هزینه سرمایه سهام عادی جاری و آینده شرکت رابطه منفی معناداری وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سه هدف عمده حسابداری منابع انسانی شامل:
-
- ارزیابی منابع انسانی
-
- اندازه گیری بهای تمام شده و ارزش کارکنان در سازمان

- بررسی اثرات رفتاری اطلاعات
حسابداری یک حقیقت علمی است، محصولی است از اختراع بشر، طراحی شده به وسیله بشر و برای اهداف بشری. تنوع این اهداف بسیار است، از جمله: برنامه ریزی، کنترل، سرمایه گذاری، تصمیمات استخدامی، تشویق و ترغیب، استدلال منطقی، هماهنگی و تبلیغ. ضوابط طراحی و اجرای سیستم های حسابداری برای مقاصد مذکور اغلب به توجه و تمرکز خاص بر روش های ثبت و گزارشگری می پردازد .

در عصری که زندگی میکنیم به عصر اطلاعات و ارتباطات معروف است که در آن ها رابطه میان منابع انسانی و بهره وری از پیچیدگی خاصی برخوردار است که از آن به «سازمانهای دانایی محور» تعبیر میکنیم به این مفهوم که بهره وری را دیگر نباید صرفاً در ابزار و آلات و مواد جستجو کرد بلکه بهره وری به گونه فزاینده ای پی آمد آگاهی، مهارت و توانایی مغز پرورش یافته بشر است؛ و انسان دارای ظرفیتی نامحدود برای رشد، بالندگی و توسعه است که تا بحال نسبت به اندازه گیری و گزارشگری آن چندان بهاء داده نشده است(بیگ زاده و غلامی۱۳۸۷).
منابع انسانی ماهر و متخصص برای یک سازمان همانند دارایی های فیزیکی و سرمایه گذاریهای آن سازمان دارای اهمیت اساسی بوده و مدیران سازمان ها به منظور افزایش کارایی سازمان تحت سرپرستی خود همواره مبالغ هنگفتی را صرف آموزش و پرورش کارگران و کارمندان می کند، علی رغم آنکه بیشتر آنان اطلاعات وسیعی در ارتباط با منابع مادی و مالی سازمان های خود در اختیار دارند، ولی در مورد منابع انسانی و ارزش اقتصادی و میزان آموزش و تخصص و کارایی آن ها اطلاعات جامعی ندارند. نداشتن اطلاعات، درباره اینکه ارزش اقتصادی چنین دارایی های کمیاب چقدر است و یا چه میزان از مخارج انجام شده برای پرورش و آموزش افراد متخصص و مورد نیاز، ارزش به حساب دارایی بردن دارد و چه میزان از هزینه از دست رفته تلقی میگردد، از نکات ضعف سیستم های فعلی حسابداری به شمار میآید.
حسابداری منابع انسانی عبارت است از:
شناسایی و ارزیابی منابع انسانی مؤسسه و گزارشگری به اشخاص ذینفع در این تعریف سه بخش اساسی پیرامون منابع انسانی وجود دارد:
شناسایی: تشخیص کمیت و کیفیت آن و تهیه آمار مناسب.
ارزیابی: اندازه گیری ارزش اقتصادی و تعیین میزان مالی آن.
گزارشگری : تنظیم و ارائه گزارشهای مالی مناسب در مورد آن.
حسابداری در صدد گزارش وضعیت مالی و عملکرد اقتصادی اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی است، زمانی که پارامتر انسان در گزارش وضعیت مالی و نتیجه عملیات مد نظر قرار نگیرد، ارزشهای انسانی نیز جایی در حسابداری ندارد. به نظر میرسد به منظور حصول اهداف ذیل باید حسابداری منابع انسانی جنبههای کمی و عملی پیدا کند:
۱) ثبت ارزش اقتصادی انسان در گزارشهای مالی
۲) احتساب سرمایه گذاری یک سازمان در منابع انسانی خود
۳) افزایش کارایی مدیریت منابع انسانی و ایجاد امکاناتی برای ارزشیابی خط مشیهای پرسنلی نظیر برنامه های آموزشی و توجیه
۴) ارزیابی منابع انسانی یک سازمان از نظر حفظ شدن، تحلیل رفتن و یا توسعه یافتن .
۵) شناسایی سود غیر عملیاتی و بهره وری ایجاد شده ناشی از سرمایه گذاری در منابع انسانی.
۶) محاسبه میزان ارزشی که منابع انسانی در سایر منابع مالی و فیزیکی یک سازمان ایجاد میکند.
با توجه به نیاز مدیریت به اطـــلاعات برای تصمیم گیری، حسابداری منابع انسانی اطلاعاتی فراهم می آورد که مدیران هر چه بهتر و مفیدتر بتوانند از منابع انسانی تحت اختیارشان استفاده کنند.
یکی از هدف های عمده ی حسابداری منابع انسانی، گسترش کاربرد روش های معتبر و درخور اطمینان برای اندازه گیری ارزش منابع انسانی(کارکنان) در سازمان است. برای تعمیم روش های اندازه گیری ارزش منابع انسانی باید ارزش خدمات کارکنان و عواملی را که روی این ارزش اثر میگذارند، مشخص کنیم.
ارزش در علم اقتصاد دارای دو معنی متفاوت به شرح زیر است:
الف) قابل استفاده بودن یک منبع
ب) قدرت خرید آن منبع
تمام نظریه های ارزش در اقتصاد مبتنی بر این فرضیه است که منبع بتواند در آینده مطلوب باشد و خدمات ایجاد کند. لادویک وان اقتصاددان معروف در این مورد گفته است «کسی که میخواهد یک نظریه مقدماتی ارزش و قیمت را بنا کند باید در درجه اول به مطلوب بودن آن فکر کند. » به طور مشابه ایروینگ فیشر چنین میگوید:
»ثروت فعلی، ارزش تنزیل شده ی ارزش سرمایه ای درآمدهای آینده است، اگر چیزی در آینده بازدهی مورد انتظار را نداشته باشد، ارزشی نخواهد داشت. « بنابرین ارزش یک دارایی، ارزش بازدهی مورد انتظار آن در آینده است.
۲-۳-۲- تاریخچه حسابداری منابع انسانی
حسابداری منابع انسانی مولود نیازهای عصر خود، رشد و گسترش دانش بشری و نیز نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری است. تحقیقات در این زمینه از سال ۱۹۶۰ آغاز شده و همگام با مکتب «مدیریت انسانی» گسترش یافته است، این مکتب انسان را به عنوان یکی از منابع با ارزش هر سازمان مورد توجه خاص قرار میدهد و معتقد به رفتاری شایسته و در خور این ارزش هاست.
تعیین نقطه شروع حسابداری منابع انسانی به عنوان یک موضوع تحقیقی یا مطالعاتی مشکل است. در سال ۱۹۷۶ مجله حسابداری، فهرست سازمانها و جوامع مربوط به این مبحث را که یازده مورد از آن ها مربوط به پایان نامه های منتشر نشده دوره دکتری بود و نیز اولین مرجع را که اساس کار دابلین و لاتکا در سال ۱۹۳۰ بود، منتشر کرد
سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۶ را میتوان دوره ی توجه هر چه بیشتر به حسابداری منابع انسانی دانست. اما از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰ توجه به حسابداری منابع انسانی از طرف محافل علمی و تجاری کاهش یافت. در سال ۱۹۷۰ بسیاری از نویسندگان علاقه مند بودند تا به عنوان پیشکسوتان حسابداری منابع انسانی و ارائه کنندگان اندیشههای جدید مطرح شوند. این اندیشه ها به طور متداول به حسابداری دارایی های انسانی اشاره می کرد اما بیانیه های کوتاه آن درباره ی کارکنان در بلندمدت موجب تعمیم اهمیت منابع انسانی شد.
واژه ی حسابداری دارایی های انسانی را می توان در ادبیات دهه ی ۱۹۶۰ تحت عنوان مدیریت کارکنان در پوشش جدید خود یا مدیریت منابع انسانی بازیافت که برای تحکیم ادعای اهمیت محوری در مدیریت کوشش میکند. شاید یک علاقه مندی واقعی در برخی از مدیران اجرایی برای سنجش ارزش منابع انسانی برحسب واحد پول، موجب پدیداری دوباره ی حسابداری منابع انسانی در عصر حاضر شده باشد، تا مدیران ارشد را آماده نمایند که کارکنان را به عنوان ارزشمندترین دارایی ها، مورد توجه قرار دهند.
فلم هولتز پنج مرحله را در توسعه ی حسابداری منابع انسانی ذکر میکند:
مرحله اول سالهای ۱۹۶۶-۱۹۶۰: در این دوره مفهوم حسابداری منابع انسانی استنتاجی از نظریه ی اقتصادی «سرمایه انسانی» و متأثر از مکتب «منابع انسانی نوین » و روانشناسی سازمانهای متمرکز و تاثیر نقش رهبری در سازمان بود
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- پژوهشی را پناغی ، قهاری ، احمد آبادی و یوسفی(۱۳۸۷) با عنوان همسر آزاری و سلامت روانی : نقش حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله انجام دادند..یک گروه از زنان آزاردیده(۴۵ نفر)و یک گروه از زنانی که قربانی نبودند(۷۲ نفر) به عنوان نمونه این مطالعه بودند. نتایج نشان داد که زنان آزار دیده در حمایت اجتماعی و سلامت روانی نمرههای پایینتر و در راهبردهای مقابلهای نمرههای بالاتری کسب کردند.
-
- مطالعه ای توسط شعبان زاده، زارع ، حاتمی و زهرا کار(۱۳۹۲) با عنوان بررسی رابطه سبک های مقابله با استرس و حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار شهر تهران انجام شد نمونه پژوهش شامل۱۵۰ زن سرپرست خانوار منطقه ۱۶ شهر تهران بود… نتایج نشان داد که توانایی مقابله با رویدادهای استرس زا بویژه از طریق مقابله اجتنابی و برخورداری از حمایت خانواده می تواند کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین هیجانمداری تأثیر منفی بر کیفیت زندگی دارد.

-
- پژوهشی را زاهدی و صالح (۱۳۹۳)با عنوان حمایت اجتماعی و میزان سلامت اجتماعی همسران جانبازان اعصاب و روان شهر تهران انجام دادند.نمونه این مطالعه ۳۴۰ نفربود .یافته های حاصل از این تحقیق نشان داد که هرچه همسران جانبازان از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردار باشند،متناسب با آن از سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار خواهند بود.همچنین نتایج نشان داد که خانواده مهمترین منبع کسب حمایت اجتماعی از نظر همسران جانبازان محسوب می شود.
-
- مطالعه اقدسی و عیدی (۱۳۹۰)با عنوان بررسی رابطه سلامت روانی و راهبردهای مقابله ای در بین جانبازان قطع نخاع شهرستان تبریز انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه جانبازان قطع نخاع شهرستان تبریز است که تعداد آن ها ۴۰ نفر بود. نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از سبک های مقابله ای هیجان مدار و مسئله مدار توسط جانبازان قطع نخاع شهرستان تبریز را نمی توان از طریق متغیرهای سلامت روانی ،اختلال جسمانی ،اضطراب و اختلال در کارکرد اجتماعی آن ها پیشبینی کرد و باید به دنبال عوامل دیگری به غیر از عوامل یاد شده بود.اما استفاده از این دو سبک ( هیجان مدار و مسئله مدار )از طریق متغیر افسردگی قابل پیشبینی است.
-
- میکاییلی، مختارپور و میسمی(۱۳۹۱) پژوهشی را با عنوان نقش حمایت ادراک شده ،راهبردهای مقابله ای و تاب آوری در پیشبینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام دادند.. نمونه این مطالعه ۱۰۰ نفر بودند.نتایج نشان داد که وجوه مختلف حمایت اجتماعی ادراک شده، راهبردهای مقابله ای و تاب آوری با کیفیت زندگی، همبستگی مثبت دارند و می توان کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ام. اس را بر اساس متغیرهای حمایت اجتماعی ادراک شده، راهبردهای مقابلهای و تاب آوری پیشبینی نمود. همچنین میزان حمایت اجتماعی ادراک شده، راهبردهای مقابله ای و تاب آوری مبتلایان به بیماری ام. اس میتواند سلامت روانی و جسمی آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.
- مطالعه ای را اکوچکیان، روح افزا ،حسن زاده و شریفی(۱۳۸۷) با عنوان ارتباط حمایت اجتماعی با راهبردهای مقابله با استرس در پرستاران بخش روان پزشکی انجام دادند . این مطالعه بر روی ۴۷ نفر پرسنل پرستاری بخش های روانپزشکی بیمارستان های آموزشی اصفهان انجام شده است.نتایج نشان داد که هرچه حمایت اجتماعی بیشتر باشد استفاده از روش های مؤثر مقابله با استرس افزایش و استفاده از روش های غیر مؤثر کاهش مییابد.
-
- پژوهشی را پارسامنش، برجعلی و منصوبی فر(۱۳۹۰) با عنوان اثربخشی آموزش برنامه مدیریت استرس بر کیفیت زندگی زنان شاغل انجام دادند .نمونه این پژوهش را ۳۰ نفر تشکیل میدادند نتایج به دست آمده بیانگر این بود که آموزش مهارت مدیریت استرس، میزان کلی کیفیت زندگی و دو مؤلفه سلامت (جسمی و روانی) زنان شاغل را به طور معناداری افزایش داده است.
-
-
- مطالعه ای را علی پور،سجادی،فروزان،نبوی و خدمتی (۱۳۸۸) با عنوان نقش حمایت های اجتماعی در کاهش اضطراب و افسردگی سالمندان انجام دادند. نمونه این پژوهش ۱۰۰ نفر بودندو نتایج نشان داد که تمامی انواع حمایت های اجتماعی ) مادی، عاطفی، کارکردی و ساختاری) با اضطراب و افسردگی رابطه معکوس و معنی داری داشتند. حمایت های مادی و ساختاری پیشبینی کننده های معناداری برای سالمندان دارای اضطراب و حمایت مادی پیشبینی کننده معنادار سالمندان افسرده بود.

-
- مطالعه ای را طباطبایی، رمضان خانی، قارلی پور،حیدرآبادی،توسلی،مطلبی،گیلاسی، رنجبر و فخارزاده(۱۳۹۲) با عنوان بررسی عوامل مؤثر بر افسردگی، استرس درک شده و حمایت اجتماعی درک شده و ارتباط میان آن ها در دانشجویان ساکن خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام دادند که در آن ۳۹۰ نفر به عنوان نمونه بررسی شدند و نتایج نشان داد که بین استرس ادراک شده ، حمایت ادراک شده و افسردگی رابطه معنی داری وجود دارد.
-
- پژوهش را رادی، مشایخی و نوری (۱۳۹۲)،با عنوان رابطه میان خوش بینی اسلامی، افسردگی و سبک های مقابله با استرس در دانشجویان انجام دادند.۲۲۴ نفر، نمونه های این تحقیق را تشکیل دادند. نتایج نشان داد که خوش بینی اسلامی، افسردگی و سبک های مقابله دارای رابطه معنادار بوده و خوش بینی اسلامی و سبک های مقابله شاخص خوبی برای پیشبینی افسردگی هستند. همچنین افراد دارای خوش بینی اسلامی، کمتر دچار افسردگی میشوند و در برخورد با رویدادهای تنش زا از مقابله های مؤثر استفاده میکنند.
-
- مطالعه ای را ثمری ،لعلی و عسکری (۱۳۸۵) با عنوان بررسی منابع حمایتی و شیوه های مقابله با عوامل استرس زا در دانشجویان انجام دادند. نمونه های مورد پژوهش ۳۴۰ نفر بودند. نتایج حاکی از عدم وجود رابطه معنی دار بین میزان استرس ادراک شده و شیوه مقابله مسئله مدار و رابطه معنی دار بین شیوه مقابله هیجان مدار و ادراک استرس بوده است. از لحاظ رابطه بین ادراک استرس با ادراک کلی حمایت اجتماعی، ادراک حمایت ،خانواده، ادراک حمایت افراد مهم و ادراک حمایت دوستان رابطه معنی دار به دست آمد. نقش بسیار مهم شیوه های مقابله با استرس برای برقراری سازگاری روانی- اجتماعی افراد در معرض استرس ضروری است.
-
- مطالعه ای را نظری چگنی،بهروزی،مهرابی زاده و هاشمی در سال ۱۳۹۱ با عنوان رابطه دلبستگی ایمن،خوشبینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در دانشجویان دختر انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که بین متغیرهای سبک دلبستگی ایمن، خوشبینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی دانشجویان دختر رابطه مثبت معناداری وجود دارد و خوشبینی، حمایت اجتماعی، دلبستگی ناایمن اجتنابی و دلبستگی ایمن به ترتیب بهترین پیش بین کننده های متغیر رضایت از زندگی میباشند.
-
- پژوهشی را ریاحی،وردی نیا،پورحسین در سال ۱۳۸۹ با عنوان بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت روان انجام دادند و نتایج نشان داد که سلامت روان دانشجویان پسر بهتر از دختران بوده و رابطه مستقیم و معناداری بین میزان حمایت اجتماعی و سلامت روان مشاهده شد. این در حالی است که بین سلامت روان با میزان دین داری و طبقه اجتماعی رابطه معنا داری مشاهده نشد. علاوه بر آن، دانشجویان دختر، دانشجویان متعلق به طبقات اجتماعی بالاتر، و دانشجویان دین دارتر،حمایت اجتماعی بالاتری را گزارش کرده بودند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۲٫ شاخص های توصیف داده ها
به طور کلی شاخص های توصیف داده ها به دو گروه شاخص های مرکزی (میانگین، میانه)، شاخص های پراکندگی (واریانس، انحراف معیار و دامنه تغییرات) تقسیم میشوند که در این بخش با به کارگیری برخی از این شاخصها به توصیف داده های گردآوری شده پرداخته می شود.
۴-۲-۱ توزیع پاسخ دهندگان از نظر جنسیت
در این بخش فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر جنسیت بررسی شده است.

جدول ۴-۱ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر جنسیت
جنسیت
فراوانی
درصد فراوانی
درصد معتبر
زن
۵۱
۷/۵۶
۰/۵۸
مرد
۳۱
۱/۴۱
۰/۴۲
مجموع
۸۸
۸/۹۷
۰/۱۰۰
بی پاسخ
۲
۲/۲
مجموع کل
۹۰
۰/۱۰۰
همان طور که در جدول شماره ۴-۱ مشخص است، بیشتر پاسخ دهندگان (حدود ۵۸ درصد) زن میباشند.
۴-۲-۲ توزیع پاسخ دهندگان از نظر سن
در این قسمت تعداد و درصد پاسخ دهندگان از نظر سن بررسی شده است. جدول ۴-۲ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر سن
سن
فراوانی
درصد فراوانی
درصد معتبر
بین ۲۰ تا ۳۰ سال
۱۲
۳/۱۳
۸/۱۳
۳۱ تا ۴۰ سال
۴۹
۴/۵۴
۳/۵۶
۴۱ تا ۵۰ سال
۲۴
۷/۲۶
۶/۲۷
۵۰ سال بیشتر
۲
۲/۲
۳/۲
مجموع
۸۷
۷/۹۶
۰/۱۰۰
بی پاسخ
۳
۳/۳
مجموع کل
۹۰
۰/۱۰۰
همان طور که از جدول شماره ۴-۲ مشخص است، سن بیشتر پاسخ دهندگان حدود ۳/۵۶ درصد بین ۳۱ تا ۴۰ سال میباشد.
۴-۲-۳ توزیع پاسخ دهندگان از نظر میزان تحصیلات
در این قسمت تعداد و درصد پاسخ دهندگان از نظر میزان تحصیلات بررسی شده است. جدول ۴-۳ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر میزان تحصیلات
میزان تحصیلات
فراوانی
درصد
درصد معتبر
دیپلم
۵
۶/۵
۷/۵
فوق دیپلم
۲
۲/۲
۳/۲
لیسانس
۵۲
۸/۵۷
۱/۵۹
فوق لیسانس و بالاتر
۲۹
۲/۳۲
۰/۳۳
مجموع
۸۸
۸/۹۷
۰/۱۰۰
بی پاسخ
۲
۲/۲
مجموع کل
۹۰
۰/۱۰۰
همان طور که از جدول شماره ۴-۳ مشخص است، بیشتر پاسخ دهندگان حدود ۱/۵۹ درصد لیسانس میباشند.
۴-۲-۴ توزیع پاسخ دهندگان از نظر سابقه کار
در این قسمت تعداد و درصد پاسخ دهندگان از نظر سابقه کار بررسی شده است. جدول ۴-۴ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر سابقه کار
سابقه کار
فراوانی
درصد
درصد معتبر
۱ تا۵ سال
۵
۶/۵
۷/۲
۶ تا ۱۰ سال
۲۱
۳/۲۳
۹/۲۳
۱۱ تا ۱۵ سال
۳۵
۹/۳۸
۸/۳۹
بیش از ۱۵ سال
۲۷
۰/۳۰
۷/۳۰
مجموع
۸۸
۸/۹۷
۰/۱۰۰
بی پاسخ
۲
۲/۲
مجموع کل
۹۰
۰/۱۰۰
همان طور که از جدول شماره ۴-۴ مشخص است، سابقه کار بیشتر پاسخ دهندگان حدود ۸/۳۹ درصد بین ۱۱ تا ۱۵ سال میباشد.
۴-۲-۵ توزیع پاسخ دهندگان از نظرپست سازمانی
در این قسمت تعداد و درصد پاسخ دهندگان از نظرپست سازمانی بررسی شده است. جدول ۴-۵ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظرپست سازمانی
پست سازمانی
فراوانی
درصد
درصد معتبر
معاون
۲
۲/۲
۳/۲
مدیر اداره
۳
۳/۳
۵/۳
کارشناس مسئول
۲۲
۴/۲۴
۶/۲۵
کارشناس
۵۹
۶/۶۵
۶/۶۸
مجموع
۸۶
۶/۹۵
۰/۱۰۰
بی پاسخ
۴
۴/۴
مجموع کل
۹۰
۰/۱۰۰
همان طور که از جدول شماره ۴-۵ مشخص است، پست سازمانی بیشتر پاسخ دهندگان حدود ۶/۶۸ درصد کارشناس میباشد.
۴-۲-۶ شاخص های توصیف داده ها:کارایی عملکرد
کارایی عملکرد دارای چهار گویه میباشد که هریک از گویه ها جداگانه توصیف شده است. جدول ۴-۶ اطلاعاتی در مورد شاخص های توصیفی این متغیر ارائه میکند. جدول ۴-۶ شاخص های توصیف داده ها: کارایی عملکرد
پرسش ها
تعداد
حداقل
حداکثر
میانگین
انحراف معیار
بهره وری
۹۰
۱
۵
۴۰/۳
۸۸۴/۰
صرفه جویی در منابع
۹۰
۱
۵
۵۳/۳
۰۳۰/۱
بازآرایی ساختار سازمانی[۸۷]
۹۰
۱
۵
۲۶/۳
۹۷۸/۰
مهندسی مجدد فرآیندها[۸۸]
۹۰
۱
۵
۱۱/۳
۸۹۲/۰
طبق تحلیل نتایج جدول ۴-۶، گویه ” صرفه جویی در منابع ” از میان گویه های چهار گانه کارایی عملکرد بالاترین میانگین را داشته و حاکی از این است که خدمات برون سپاری نسبت به دیگر گویه ها بیشتر بر این گویه تأثیر دارد.
۴-۲-۷ شاخص های توصیف داده ها: اثربخشی عملکرد
اثربخشی عملکرد دارای سه گویه میباشد که هریک از گویه ها جداگانه توصیف شده است. جدول ۴-۷ اطلاعاتی در مورد شاخص های توصیفی این متغیر ارائه میکند. جدول ۴-۷ شاخص های توصیف داده ها: اثربخشی عملکرد
پرسش ها
تعداد
حداقل
حداکثر
میانگین
انحراف معیار
پیشرفت و توسعه فعالیت ها
۹۰
۱
۵
۳۴/۳
۰۱۸/۱
استاندارد سازی فعالیت ها
۹۰
۱
۵
۰۲/۳
۹۴۸/۰
توانمندسازی منابع
۹۰
۱
۵
۳۴/۳
۹۳۸/۰
طبق تحلیل نتایج جدول ۴-۷، گویه های ” پیشرفت و توسعه فعالیت ها و توانمند سازی منابع ” از میان گویه های سه گانه اثربخشی عملکرد بالاترین میانگین را داشته و حاکی از این است که خدمات برون سپاری نسبت به دیگر گویهها بیشتر بر این گویه ها تأثیر دارد.
۴-۲-۸ شاخص های توصیف داده ها: کیفیت عملکرد
کیفیت عملکرد دارای چهار گویه میباشد که هریک از گویه ها جداگانه توصیف شده است. جدول ۴-۸ اطلاعاتی در مورد شاخص های توصیفی این متغیر ارائه میکند. جدول ۴-۸ شاخص های توصیف داده ها: کیفیت عملکرد
پرسش ها
تعداد
حداقل
حداکثر
میانگین
انحراف معیار
کنترل و نظارت
۹۰
۱
۵
۰۷/۳
۰۷۹/۱
ارتقاء کیفیت
۹۰
۱
۵
۱۷/۳
۰۳۰/۱
امنیت شغلی
۹۰
۱
۵
۱۳/۳
۱۴۴/۱
نوآوری و خلاقیت
۹۰
۱
۵
۷۸/۲
۰۱۴/۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شهید ثانی میگوید: «نام او را سزاوارتر است اجیر مطلق بگذاریم تا اجیر مشترک بخوانیم، زیرا این اجیر در برابر اجیر خاص جدا میشود زیرا اجیر در صورت نخست نسبت به مباشرت مطلق است و در صورت دوم نسبت به مدت مطلق است و در صورت سوم نسبت به هر دو مطلق است».[۱۰۲]

مرحوم ابن حمزه میگوید:
« اجیر دو نوع است: منفرد و مشترک
-
-
- اجیر منفرد: کسی است که برای یک شخص کار کند به دو شرط، تعیین مدت در صورتی که عمل معلوم نباشد، و تعیین اجرت در صورتی که عمل معلوم باشد. تعیین عمل و اجرت، بنابرین اجیر خاص حق ندارد برای کس دیگری کار کند مگر به اذن و موافقت او.

- اجیر مشترک: کسی است که عمل و اجرت او معلوم باشد ولی مدت معلوم نباشد».[۱۰۳] بنابرین اجیر مشترک موظف به انجام دادن کار معین است، بدون اینکه منفعت کار خود را در زمان معین به مستأجر واگذار کرده باشد. بر خلاف اجیر خاص که آزادی کار خود را هیچگاه از دست نمیدهد.
۳-۴-۴- چند مسئله در مورد اجیر
مسئله ۱ – اگر کارگری، عملى را تقبل کند و به گردن بگیرد و شرط نشده باشد که آن عمل را خودش انجام دهد و شرطی هم در بین نباشد که به معامله او چنین معنائى بدهد جائز است غیر خود را براى انجام آن عمل اجیر کند بهمان اجرت و یا بیشتر، و اما به اجرتى کمتر جائز نیست مگر آن که خودش در برابر سودى که عایدش مى شود کارى کرده باشد یا قسمتى از آن عمل را هرچند اندک انجام داده باشد مثلا اگر خیاط دوختن جامه اى را تقبل کند در برابر یک درهم سپس برش آن را خودش کرده باشد و یا مقدارى از دوختنش را هرچند اندک، خود انجام داده باشد، اشکالى ندارد که دیگرى را اجیر کند بر دوختن آن جامه به مبلغى کمتر هرچند خود یک درهم باشد یا یک ششم آن، لکن در اینکه آیا جائز است بدون اذن صاحب پارچه آن پارچه و یا هر چیز دیگر را که مورد اجاره واقع شد به دست اجیر بدهد یا نه اشکال است هرچند که جواز آن خالى از وجه نیست.
مسئله ۲ – کسى که خود را به این نحو اجیر دیگرى کند که همه منافع او در مدت اجاره متعلق به مستأجر باشد، جائز نیست در آن مدت براى خودش و یا براى غیر کار کند نه بدون مزد و نه با مزد و گرفتن مزد هم نه به طریق جعاله و نه از راه اجاره جایز نیست ؛ بله بعضى از کارهائى که عقد اجاره او از آن انصراف دارد و شامل آن نمى شود و منافاتى هم با عمل مورد اجاره ندارد اشکال ندارد، مثل اینکه مورد اجاره با تصریح دو طرف و یا با انصراف عقدشان تنها شامل کارهاى روزانه بشود در این صورت مانعى ندارد که در شب بعضى از اعمال را براى خودش یا براى غیر انجام دهد، مگر آن که شب کاریش باعث کم کاریش در روز بشود که هرچند این تأثیرش اندک باشد، جائز نیست، بنابرین اگر در مدت اجاره کارى براى خودش یا براى غیر انجام دهد که اجاره اش شامل آن بوده، اگر براى خودش انجام داده مستأجر خیار دارد بین اینکه اجاره را فسخ نموده و تمامى اجرتى را که به کارگر داده برگرداند، البته اگر کارگر اصلا براى او کار نکرده باشد، ولی اگر برایش کارکرده باشد، به نسبت کارش از اجرت کم کرده، بقیه را بر مى گرداند ؛ و بین اینکه اجاره اش را فسخ نکند و از کارگر اجره المثل عملى که براى خود کرده را مطالبه کند، مخیر است و همچنین اگر براى غیر و به طور مجانى کار کرده، و اما اگر براى غیر به عنوان جعاله و اجاره کارى انجام داده باشد علاوه بر اینکه مى تواند اجره المثل آن را از کارگرش مطالبه کند مى تواند جعاله یا اجاره او را امضاء نموده اجرتى را که او براى خودش معین کرده این براى خودش بردارد.
مسئله ۳ – اگر خود را براى انجام عملى مخصوص اجیر کند که آن را خودش به طور مستقیم و در زمانى معین انجام دهد، مانعى ندارد که در آن مدت براى خودش یا براى غیر کار کند البته کارى که منافات با کار مستأجر نداشته باشد، مثلا اجیر شده است که دریک روز براى مستأجر خیاطى و یا خطاطى کند ضمنا در همان روز اجیر شود که روزه نیابتى بگیرد در صورتى که روزه گرفتنش او را در انجام خیاطت براى مستأجرش ضعیف نمى سازد اشکال ندارد، و اما انجام خیاطت و عملى از آن نوع و از غیر آن نوع که منافى با اجیر بودنش باشد، چه براى خود و چه براى غیر جائز نیست و اگر انجام داد اگر از نوع همان عمل باشد مثل اینکه یک روز اجیر شده براى کسى خیاطى کند و در همان روز مشغول خیاطى براى خودش یا براى غیر نیز بشود چه مجانى و چه با اجرت، حکمش این میباشد که مستأجر بین دو کار، خیار دارد بین فسخ و ابقاء و گرفتن اجره المثل، و اگر کار مجانى بوده باشد ؛ بین سه کار یعنى فسخ و ابقاء و اینکه جعاله و اجاره او را امضاء نموده، مزدى را که او براى خود معین کرده وى براى خود بگیرد، و اما اگر کارى که براى خود یا غیر کرده منافی با نوع آن کارى است که براى انجامش اجیر شده است، مثلا اجیر شده در خیاطت ولى مشغول شده به کتابت و خطاطى، مستأجر مخیر بین دو امر است مطلقا « چه مجانى بوده باشد و چه با اجرت چه براى خود و چه براى غیر » و آن دو امر این است که یا اجاره خود را فسخ و اجرتى را که داده برگرداند و یا اینکه اجاره را بحال خود باقى گذاشته عوض منفعتى را که فوت شده از اجیر بگیرد.
مسئله ۴ – اگر خود را اجیر دیگرى کند براى انجام دادن عملى، ولى قید مباشرت را در آن نیاورد، هرچند که وقت عمل را تعیین کرده باشند و یا اینکه وقت عمل را تعیین نکنند ولى مباشرت را قید کرده باشند، در هر دو صورت جائز است خود را اجیر شخص دیگر نیز بکند که قبل از انجام عمل براى مستأجر اول، از نوع آن عمل و یا ضد آن را براى او بیاورد.
مسئله ۵ – اگر خود را براى انجام عملى مشخص اجاره دهد و بدون دستور مستأجر غیر آن عمل را انجام دهد، مثلاً اجیر شده بود تا جامه اى براى او بدوزد لکن او براى وى چیزى نوشته باشد مستحق هیچ اجرتى نیست چه اینکه عمداً باشد و یا اشتباهاً، و همچنین اگر حیوان خود را اجاره داده باشد براى حمل بار زید و او بار عمرو را حمل کرده باشد مستحق اجرتى نیست، نه اجرت حمل بار زید – چون نکرده – و نه اجرت حمل بار عمرو – چون براى آن اجیر نشده بوده
مسئله ۶ – اگر اجیر شود در اینکه عمل معینى چون بنائى یا خیاطت جامه اى معین و یا کارى دیگر را انجام دهد و در اجاره قید نشده باشد که اجیر خودش آن را انجام دهد، در این صورت اگر شخصى دیگر بدون گرفتن مزد و به عنوان تبرع از اجیر آن کار را انجام دهد، مثل این مى نماید که خود اجیر آن را انجام داده باشد و مستحق اجرتى که معین شده مى باشد، و اما اگر به عنوان تبرع از مالک بنا و جامه، کار را انجام داده باشد مستحق اجرتى نیست بلکه اجاره بخاطر از بین رفتن محل آن باطل مى شود عامل هم مستحق اجرتى از مالک نیست.
مسئله ۷ – اگر از کسى درخواست کند که عملى را براى او انجام دهد و او هم اجابت کند و انجام دهد، مستحق اجرت المثل عملش مى شود – البته در صورتى که آن عمل از اعمالى باشد که عرف براى آن مزد قائل است – و عامل هم به قصد تبرع انجامش نداده باشد، که اگر به قصد تبرع و احسان انجام داده باشد نه به قصد گرفتن مزد، مستحق مزدى نمى شود هرچند که درخواست کننده منظورش دادن مزد باشد.
مسئله ۸ – هرگاه عملی را تقبل کند بدون شرط مباشرت، میتواند آن را به دیگری واگذار کند ولی احتیاط، عدم تسلیم متعلق عمل است مثل لباس و مانند آن به دیگری، بدون اذن مالک والا ضامن است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- قیمت روز اتومبیل را بدون توجه به مبلغ بیمه در روز حادثه مشخص و در گزارش ارزیابی قید کند (ارزش روز اتومبیل عبارت است از ارزش معاملاتی اتومبیل در روز حادثه و با ارزش اتومبیل مشابه در روز وقوع حادثه میباشد)

۳- ارزیاب باید در ارزیابی باید به خسارات زمان صدور بیمه نامه وخسارات قبلی توجه داشته باشد.
۴- زمان مورد نیاز توقف اتومبیل در تعمیر گاه جهت محاسبه هزینه ایاب وذهاب
پس از ارزیابی خسارات ، پرونده به واحد عکاسی ارجاع وطی تطبیق مشخصات پرونده با وسیله زیان دیده توسط واحد عکاسی مرجرد به کار شناسی ارجاع میگردد. در پرونده های خسارات مالی ثالث از حد بدون کروکی به بالا (یک میلیون ریال به بالا) و در پرونده های خسارت بدنه به هر مبلغ و هر میزان عکس باید ضیمه پرونده گردد[۱۱۸])
بعد از مشخص شدن میزان اجرت و لوازم تعویض و لوازم بازیافتی به مراجعه کننده توضیح داده می شود و سپس تفهیم میگردد.زیرا ممکن است که مراجعه کننده با هزینه تعیین شده وسیله را تعمیر کند یا مایل باشد در یکی از تعمیر گاه های طرف قرار داد شرکت بیمه تعمیر وسیله نقلیه صورت گیرد .توضیح اینکه در پرونده های خسارت ثالث مالی در مورد مبلغ بیش از ۲ میلیون ریال و در پرونده های خسارت بدنه در هر مورد و میزان خسارت (به غیر از سرقت لوازم ) حتماً برگه اجازه تعمیر پیوست می شود.
۱- نحوه حل اختلاف میان ارزیاب و بیمه گذار
در صورت بروز اختلاف بین ارزیاب با بیمه گر یا بیمه گذار طبق ماده ۱۳ آیین نامه مذکور (مصوب ۱/۵/۱۳۷۵) مرجع رسیدگی به اختلاف بین ارزیاب خسارت بیمه ای با مؤسسه بیمه یا بیمه گزار یا سایر ذی نفعان در خصوص قرار داد ارزیابی با مفاد این آیین نامه هیأتی مرکب از نماینده بیمه مرکزی ،نماینده سندیکای بیمه گران ایران ونماینده انجمن صنفی ارزیابان خسارت بیمه ای خواهد بود . نحوه تشکیل جلسات ، رسیدگی به اختلافات و اتخاذ تصمیم وسایر امور اجدایی این هیئت در چهار چوب دستورالعملی خواهد بود که با همکاری سندیکای بیمه ای ایران و انجمن صنفی ارزیابان خسارات توسط بیمه مرکزی تهیه و ابلاغ خواهد شد .
تبصره این ماده از اهمیت خاصی بر خورد دار است که مقرر میدارد:در رسیدگی به اختلافات بین ارزیاب خسارت بابیمه گذار و سایر و منتفعان ،نماینده بیمه گذار جایگزین نماینده سندیکا در هیئت موضوع این ماده می شود.
۲- رسیدگی به تخلفات ارزیاب
طبق ماده ۱۸ آئین نامه مذکور :اگر ارزیاب مقاد آیین نامه مذکور را رعایت نکند با تخلف وی از سایر قوانین و مقررات و یا به علت از دست دادن صلاحیت لازم ،بیمه مرکزی میتواند حسب مورد هر یک از اقدامات زیر را انجام دهد.
۱- تذکر کتبی به ارزیاب خسارت بیمه ای
۲- خطای کتبی به ارزیاب خسارت بیمه ای
۳- تعلیق پروانه فعالیت ارزیاب خسارت بیمه ای از سه ماه تا یکسال
۴ – لغو پروانه فعالیت ارزیاب خسارت بیمه ای
چنان که از متن ماده فهمیده می شود بنا به نوع تخلف و مرتبه آن مجازات طبقه بندی شده است .
گفتار ۲-محاسبه خسارات وارده به خودرو
الف- محاسبه خسارات کلی
بنابه ماده ۱۹ شرایط عمومی بیمه بدنه اتومبیل بیمه مرکزی
بعد از ارزیابی خسارت توسط ارزیاب و مشخص شدن مقدار خسارت قابل پرداخت توسط بیمه گر چنانچه خسارت کلی باشد( موضوع بیمه موقعی به طور کلی از بین رفته باقی خواهد شد که حد اقل ۶۰ روز پس از سرقت پیدا نشود یابه علت حوادث مشمول بیمه به نحوی آسیب ببیند که مجموع هزینه های تعمیر و تعویض قسمتهای خسارت دیده آن با احتساب هزینه نجات از ۷۵ در صد قیمت آن در روز حادثه بیشتر باشد ) اینگونه خسارت کلی محاسبه می شود که ارزش معاملاتی موضوع بیمه در روز حادثه و حد اکثر تا مبلغ بیمه شده خواهد بود و از این خسارت ، ارزش بازیافتی احتمالی کسورات مقرر کسر وهزینه های نجات و محل تاحد مقرر به آن اضافه می شود مشروط بر این که از کل مبلغ بیمه بیشتر نباشد .
سؤالی که مطرح می شود این است که قیمت بازیافتی وسیله نقلیه که تصادف کرده را چه کسی مشخص میکند؟ تبصره ۲ منتخب الف ماده ۱۹ ارزش بازیافتی موضوع بیمه توسط بیمه گر تعیین می شود اگر قیمت اعلام شده توسط بیمه گر مورد موافقت بیمه گذار قرار نگیرد ، پس از تملک موضوع بیمه و انتقال سند ، خسارات را باکسر فرانشیز و سایر کسورات و اضافه نمودن هزینه های متعارف نجات و حمل پرداخت خواهد شد .
ب – محاسبه خسارات جزئی
همان طور که در قسمت توضیح اصطلاحات آمد [۱۱۹] ، خساراتی که مشمول خسارات کلی نباشد جزئی است . ملاک تعیین خسارات جزئی هزینه تعمیر شامل دستمزد عاد له و قیمت روز لوازم تعویضی پس از کسر استهلاک [۱۲۰]فرانشیز[۱۲۱] و اضافه نمودن هزینه نجات و حمل تا حد مقرر خواهد بود . میزان استهلاک برا ی قطعات تعویضی (بجز شیشه ها و شیشه چراغ ها) از شروع سال پنجم تولید وسیله نقلیه به بعد برای هر سال ۵ درصد و حداکثر ۲۵ در صد خواهد بود . در خسارات جزئی بیمه گر هم میتواند خسارت را به صورت نقدی پرداخت کند یا با موافقت بیمه گذار یا دینفع موضوع بیمه را در مدتی که عرفاً کمتر از آن میسر نیست تعمیرکند یا وسیله نقلیه مشابهی را در عوض آن به تملک بیمه گذار در آورد در هر حال فرانشیز و استهلاک به عهده بیمه گذار خواهد بود [۱۲۲]. این به این معنا است که بیمه گر تعهدی به پر داخت خسارات سابق بر تصادف در وسیله نقلیه و تعمیرات استهلاک را ندارد و تعمیر یا پرداخت خسارات موضوع تصادف بر عهده بیمه گر است .

ج- رسیدگی به اختلاف بین بیمه گر و بیمه گذار بر سر مبلغ خسارت قابل پرداخت
اگر بر سر مبلغ قابل پرداخت خسارات اختلافی حاصل شود طبق ماده ۱۹ و ۲۲ قانون شرایط عمومی بیمه بدنه ، طرفین باید ابتدا تا حد امکان اختلاف خود را با مذاکره حل کنند ، و اگر با مذاکره حل نشد ، در صورت انتخاب روش داوری ، طرفین قرارداد میتوانند یک نفر داور مرضی الطرفین انتخاب کنند . و در صورت عدم توافق برای انتخاب داور مرضی الطرفین ، هر یک از طرفین داور انتخابی خود را به صورت کتبی به طرف دیگر معرفی میکنند و داوران منتخب ، داور سومی را انتخاب کرده و پس از رسیدگی به موضوع اختلاف با اکثریت آرای اقدام به صدور رأی داوری میکنند و در صورتی که داوران منتخب ، برای انتخاب داور سوم به توافق نرسند ، هر یک طرفین قرارداد میتوانند تعیین داور سوم را از دادگاه صالح خواستار شوند و یا اینکه اقامه دعوا کنند از تاریخ وقوع حادثه تا دو سال میتوانند در دادگاه صالح اقامه دعوا کنند .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲٫ تاریخچه بازاریابی کتاب:
تجارت کتاب احتمالاً در مصر باستان شکل گرفته است؛ جایی که کاتبان نسخ خطی، نسخه های دست نویس آثاری را که شاعران و سخنوران با لحنی موزون در جمع مردم میخواندند، به فروش میرساندند. کتابفروشان دورهگرد نیز از زمان قرون وسطی شناخته شده بودند. در قرن دوازدهم، تجارت کتاب در پاریس و بولونیا به وجود آمد. در آن زمان کارگزاران در دکههایی مجزا و با دریافت حق کمیسیون، کتاب میفروختند (نشر- تاریخچه، ۱۹۷۷، ۲۲۳).

در قرن هجدهم، انتشار کتاب فعالیت اقتصادی رو به رشد و در عین حال متهورانهای بود، و در قرن نوزدهم به صورت صنعتی تمام عیار، رخ نمود. در قرن بیستم با ظهور سایر رسانه ها نظیر سینما، تلویزیون، و رادیو در فضایی رقابتی، این تجارت رنگی دیگر به خود گرفت (تبل[۲]، ۱۹۹۳، ۲۳۱). به نظر میرسد تجارت کتاب در شکل امروزین آن بویژه پس از رواج کتابهای جلد کاغذی در قرن نوزدهم میلادی از آلمان آغاز شد (نشر ـ تاریخچه، ۱۹۷۷، ۲۳۳).
بعد از اختراع گوتنبرگ، چاپگر – ناشرها دریافتند که چگونه با توده خوانندگان ارتباط فعال برقرار کنند و پیش از آنکه تصمیم به چاپ کتاب بگیرند و تیراژ آن را مشخص سازند، سعی میکردند میزان تقاضای بازار را از آن کتاب ارزیابی کنند. این کار به عهده بازاریابان بود که از طرق مختلف تلاش میکردند به شیوه های مختلف از میزان توجه و اهتمام به کتابی که ناشر آن را منتشر میسازد، آگاه شوند. بازاریابان در نمایشگاه محلی شهرهای مختلف شرکت نموده، با مردم صحبت و آگهیهای تبلیغاتی را میان آنان توزیع میکردند و کتابهای زیر چاپ را به آنان معرفی مینمودند و در نهایت اطلاعات به دست آمده را برای ناشر میفرستادند. از دهه ششم سده پانزدهم، آن ها برای بازاریابی، مسافرت به کشورهای دیگر را آغاز کردند، از جمله شوفر، شاگرد گوتنبرگ چاپگر مشهور، که برای بازاریابی کتابهای خود از ایتالیا به آلمان و از آلمان به فرانسه رفت. بعضی از چاپگر-ناشرها، عامل خود را برای بازاریابی دائمی، در شهرها و کشورهای مختلف نیز میگماشتند. (استپچویچ[۳]، ۱۳۷۳، ۴۱۹).

برگزاری بازارهای مکاره کتاب نیز یکی از نخستین فعالیتهایی است که در تجارت کتاب صورت میگرفته است. شهر فرانکفورت که در خصوص برگزاری بازارهای مکاره قدمتی دیرینه دارد، میزبان نخستین بازار مکاره کتاب جهان بوده و هماکنون نیز بزرگترین و مشهورترین نمایشگاه بینالمللی کتاب جهان در آن برگزار میشود. در ایران، بسیاری از افراد انتشارات امیرکبیر را نقطه عطفی در صنعت و بازار نشر کتاب میدانند (رمضان شیرازی، ۱۳۸۳، ۲۰۱).
این انتشارات در سال ۱۳۲۷ شمسی توسط عبدالرحیم جعفری تأسیس شد و شیوه های جدیدی را هم به لحاظ مدیریتی و هم به لحاظ دستگاهها و تجهیزات نشر در ایران پیاده کرد. انتشارات امیرکبیر دارای بخشهای گوناگون از جمله روابط عمومی و روابط فرهنگی ناشر با پدیدآورنده بوده و زمانی به عنوان بزرگترین انتشارات خاورمیانه شناخته میشد. بسیاری از نویسندگان و چهرههای شاخص فرهنگی با این انتشارات همکاری میکردند (جعفری، ۱۳۸۳، ص۳۴). امیرکبیر همچنین از نخستین ناشرانی بود که به درج آگهی در مورد کتابهای تازه انتشار یافته، انتشار فهرست کتابها، و چاپ بروشور و پوستر برای کتاب پرداخت. این انتشاراتی همچنین دو نمایشگاه کتاب در دانشگاه تهران برگزار کرد و برای بازاریابی در خصوص برخی کتابهای خود به مکاتبه و ارسال نامه برای مسئولان و نیز ارسال نسخه های رایگان کتاب برای این افراد به منظور جذب مشتری میپرداخت (جعفری، ۱۳۸۳، ۴۴ و ۴۹).
به جز «امیرکبیر» ناشران دیگری نیز وجود داشتند که برای ترویج کتابخوانی و رواج بازار نشر، ابتکارهایی را نشان دادند. برای مثال، در سال ۱۳۴۰ «انتشارات معرفت» طرحی با عنوان «لاتاری کتاب» پیاده کرد که در آن تعدادی کتاب با قیمتهای متفاوت همه با یک قیمت (۲۰ ریال) فروخته میشدند. در این کتابها، که درون پاکت بودند، گاه کتابهایی با قیمتهای زیاد هم یافت میشد و همین مشتریان را به خرید کتاب تشویق میکرد. «انتشارات گوتنبرگ» نیز در همان زمان طرح فروش کیلویی کتاب را پیاده کرد که با استقبال مواجه شد (کاشیچی، ۱۳۸۳، ۱۵۸).
اما هیچ یک از این تلاشها در حدی نبود که به تشکیل جایگاهی مستقل برای بازاریابی در ساختار ناشران آن زمان منجر گردد و تا چندی پیش نیز ناشران (هم بزرگسال و هم کودک و نوجوان) همچنان از شیوه های سنتی برای فروش و بازاریابی استفاده میکردند. گو اینکه در حال حاضر ناشران بیشتری به ضرورت پرداختن به فعالیتهای بازاریابی پی برده و به شکلهای گوناگون به آن میپردازند (موسایی، ۱۳۸۳، ۳۹۲).
- مبانی نظری مرتبط با موضوع پژوهش:
۲-۳-۱٫ بازاریابی:
تعریفهای گوناگونی برای بازاریابی ارائه شده است: برخی بازاریابی را فعالیتهای تجاری وابسته، پدیدهای بازرگانی، فرایندی اقتصادی، فرایند مبادله یا انتقال مالکیت محصولات، فرایند تبدیل عرضه و تقاضا و بسیاری از مفاهیم دیگر دانستهاند. هر یک از این مفاهیم، بر بخشی از فعالیتهای بازاریابی منطبق است، اما تعریف کامل آن، بر گرایش بازاریابی جدید منطبق نیست. امروزه صاحبنظران، بازاریابی را فرایند ارضای نیازها و خواستههای بشری تعریف کردهاند. «فیلیپ کاتلر»[۴]، برجسته ترین صاحبنظر در این رشته، بازاریابی را «فعالیتی انسانی در جهت ارضای نیازها و خواستهها از طریق فرایند مبادله» میداند (کاتلر، ۱۹۹۲، ۱۰).
«دنی»[۵] بازاریابی را برآوردن نیازهای مشتری همراه با مفاهیمی از قبیل محصولات/ خدمات و نیز مراحل ایجاد، تحویل و مصرف این محصولات / خدمات میداند و برای این تعریف به ذکر هشت نکته کلیدی می پردازد (دنی، ۲۰۰۱، ۲۰):
۱٫ بازاریابی فرایندی مدیریتی شامل تجزیه و تحلیل، طراحی و به کار گیری و کنترل است. ۲٫ بازاریابی در ارتباط با تدوین دقیق برنامه ها و طرحهاست نه عملکرد تصادفی برای رسیدن به پاسخهای مورد نظر. ۳٫ بازاریابی بازار هدف را انتخاب میکند وتمامی چیزهارا برای تمامی افراد مورد توجه قرار نمیدهد. ۴٫ بازاریابی مستقیماً به موفقیت اهداف سازمان نظر دارد. ۵٫ مکان در بازاریابی به هدف بازار تأکید دارد نه نیازهای مشتریان. ۶٫ بازاریابی عبارت است از مبادله ارزشها در به دست آوردن مشارکت و چیزها. ۷٫ بازاریابی مسئولیت همه کارکنان است. ۸٫ بازاریابی نگرش و فلسفهای است که تمامی سبکهای مدیریتی را تحت تأثیر قرار میدهد.
۲-۳-۲٫ آمیخته بازاریابی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طرز تلقی ها: از دیگر پیامدهای مستقیم فشار عصبی سازمانی، می توان آن پیامدهایی را ذکر کرد که به طرز تلقی مربوط میشوند به عنوان مثال: رضایت شغلی، روحیه، تعهد سازمانی و انگیزش فرد، از فشار عصبی صدمه ببینند.


۲-۱-۲- ۱- ۳- پیامد های فردی و سازمانی:
پیامد نهایی فشار عصبی که هم بر اشخاص و هم بر سازمان ها اثر میگذارد، “واماندگی” است. واماندگی، یک احساس عمومی تحلیل رفتگی است و هنگامی به وجود میآید که فرد احساس کند فشار های بسیار زیادی را تحمل میکند و منابع رضایت نیز بسیار کم میباشند (حقیقی و دیگران، ۱۳۸۰).
۲- ۱-۳- خودکارآمدی
یکی از مسائل مهم مورد توجه بشر خودکارآمدی است(زارع زاده و کدیور، ۱۳۸۹). بندورا (۱۹۸۶) خودکارآمدی را قضاوت افراد در موردتوانایی هایشان برای سازماندهی و اجرای یک سلسله کارها جهت رسیدن به انواع تعیین شده عملکرد میداند(به نقل از عابدینی، ۱۳۹۰). بدیهی است که تفکر، احساسات و رفتار انسان در موقعیت هایی که به تواناییهای خود اطمینان دارد، متفاوت از رفتار وی در موقعیت هایی است که احساس عدم توانایی یا فقدان صلاحیت میکند(قراباغی، امیرتیموری و مقامی،۱۳۹۰).

ادن[۴۱] و ذوک[۴۲] (۱۹۹۶) معتقدند خودکارآمدی تخمین کلی فرد از تواناییهای خود برای تأثیر گذاشتن بر عملکرد است. کسیدی[۴۳] و ایچوز[۴۴] (۱۹۹۸) خودکارآمدی را عقیده به توانایی یک فرد در داشتن یک رفتار یا انجام یک کار خاص به صورت موفقیت آمیز می دانند(به نقل از سلیمانی و هویدا، ۱۳۹۲). اسپکتور[۴۵] (۲۰۰۷) معتقد است خودکارآمدی قضاوت های فرد درباره توانایی هایش برای انجام موفق سطوح خاصی از تکالیف است، که میتواند منجربه تلاش های گسترده تر و پشتکار بیشتر گردد.
خودکارآمدی یا خود اثربخشی از لحاظ روانشناسی انتظارات متصور یک فرد برای موفقیت در یک کار یا رسیدن به یک نتیجه خوب از طریق فعالیت های فردی است. بنابرین خودکارآمدی یک فرایند ذهنی است که شامل شناسایی هدف، برآورد تلاش و تواناییهای لازم برای رسیدن به آن هدف و پیشبینی نتیجه آن میباشد. افراد دارای خودکارآمدی بالا تواناییهای خود را باوردارند و برای رسیدن به هدف خود پافشاری میکنند و تسلیم نمی شوند، از این رو در متقاعد کردن دیگران موفق عمل میکنند(اوانس[۴۶]و کلارک[۴۷]، ۲۰۱۱).
خودکارآمدی از بنیه شخصیتی فرد در رویارویی با مسائل و رسیدن به اهداف و موفقیت خبر میدهد و تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی، از جمله باور داشتن خود (اعتماد به نفس)، تلاشگر بودن و تسلیم نشدن (خودتهییجی)، وارسی علل موفقیت نداشتن به هنگام ناکامی(خودسنجی)، آرایش جدید مقدمات و روش های اجتماعی برای رسیدن به هدف (خود تنظیمی) و تحت کنترل درآوردن تکانه ها(خود رهبری) قرار دارد(رحیم آبادی، ۱۳۹۱).
۲- ۱-۳-۱- منابع خودکارآمدی
انتظارات خودکارآمدی بر اساس چهار منبع اطلاعاتی شکل میگیرد (هوی[۴۸]و میسکل[۴۹]،۲۰۰۵). این چهار منبع عبارتنداز: دستاوردهای عملکردی[۵۰]، تجربه جانشینی[۵۱]، ترغیب کلامی[۵۲]وحالت های فیزیولوژیکی[۵۳].
دستاوردهای عملکردی: بندورا معتقد است انتظارات کارآمدی در تجربیاتی که شخص در آنان مهارت دارد، ریشه دارد. تجارب موفق انتظارات سطح بالا ایجاد میکنند؛ در حالی که تجارب شکست منجربه انتظارات پایین میشوند.
تجربیات جانشینی: یعنی دیدن یا مشاهده کارهای موفقیت آمیز دیگران، میتواند به تدریج ادرا ک های کارآمدی را در بینندگان القاء کند تا به این باور برسند که آنان هم آن قدر دارای قابلیت هستند که بر فعالیت های مشابه تسلط یابند.
ترغیب کلامی یا قانع سازی کلامی: قانع سازی کلامی بدین معنی است که اگر به مردم بگوییم شما توان انجام کارهایی را که می خواهید دارید، خودکارآمدی آنان افزایش مییابد. برای اینکه قانع سازی مؤثر بیفتد، باید واقع بینانه باشد. این شیوه اغلب برای متقاعد کردن افرادی به کار می رود که قابلیت های لازم برای انطباق با اهدافشان را دارند.
برانگیختگی فیزیولوژیکی: میزان آرامش یا ترس ما در شرایط استرس زا، منبع دیگری است که بر خودکارآمدی ما تأثیر میگذارد. ما این نوع اطلاعات را اغلب به عنوان منبعی برای قضاوت در باره تواناییهای خودمان به کار می گیریم. بندورا معتقد است زمانی که مردم با برانگیختگی آزارنده ای محاصره نشده اند، بیشتر انتظار موفقیت دارند تا زمانی که در شرایط استرس زا قرار می گیرند.
۲- ۱- ۳- ۲- انواع خودکارآمدی
خودکارآمدی دارای حیطه های مختلفی است که عبارتند از:
-
- خودکارآمدی اجتماعی: به معنای ادراک فرد از توانمندی خود در رسیدن به معیارهای اجتماعی و ارتباطات اجتماعی است.
-
- خودکارآمدی تحصیلی: به معنای ادراک فرد از توانمندی خود در یادگیری، حل مسائل تحصیلی و دستیابی به موفقیت های تحصیلی است.
-
- خودکارآمدی هیجانی: به معنای ادراک فرد از توانمندی خود در کنترل و مدیریت هیجان ها و افکار منفی است.
- خودکارآمدی جسمانی: به معنای ادراک فرد از توانایی جسمی، اطمینان در انجام فعالیت ها و مهارت های فیزیکی و همچنین اطمینان از تأثیرگذاری جسمانی بر افراد دیگر است (احمدی، ایرانیان و پارسانژاد، ۱۳۹۱).
۲- ۱-۳- ۳- راهکارهای رسیدن به خودکارآمدی بالا
-
- قرار دادن/گرفتن در معرض تجربه های موفق از طریق ترتیب دادن هدف های قابل دسترس؛
-
- با قرار دادن/گرفتن شخص در معرض الگوهای مناسبی که در عمل موفق اند و بدین وسیله، افزودن تجربه های جانشینی موفق او؛
-
- فراهم آوردن متقاعدسازی و تشویق های کلامی موفق؛
-
- تقویت برانگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی و برنامه های ورزشی؛
-
- جست و جوی ناشناخت ها، استقبال از تغییرات و قبول این مطلب که «زیبایی زندگی در تغییرات آن است »؛
-
- نسبت به هم نوعان خود احساس تعلق داشتن، عدم خودبینی و از خود راضی بودن؛
-
- مقابله با بی عدالتی و توجه به خود تشویقی و نیروهای برانگیزاننده درونی؛
-
- از زندگی شکوه و شکایات نداشتن؛(فردی که احساس خودکارآمدی پایین میکند، شکوه های خویش را با دیگران درمیان میگذارد تا حمایت آنان را به دست آورد)؛
-
- آموختن نکات مفید از شکست، به همان میزان که از موفقیت می آموزید؛
- عدم احساس مالکیت نسبت به دیگران و مصونیت نسبت به حسادت(ترک لادانی، ۱۳۸۹).
۲-۱-۳- ۴- راهکارهای تربیت فرد خودکارآمد
برای تربیت فرد خودکارآمد، می توان راهکارهایی را با توجه به ماهیت خودکارآمدی استنباط کرد. در این میان بعضی راهکارها میتوانند دارای وجوه دوگانه باشند. بدین معنی که گاه در مقام ابزار تحقق خودکارآمدی و گاه در مقام نتیجه و محصول خودکارآمدی جلوه گر شوند. به طور نمونه، خلاقیت و کنترل خود این وجوه را پذیرایند. از جمله راهکارهای ضمنی برای تربیت فرد خودکارآمد که بندورا (۲۰۰۱) به آن ها اشاره کردهاست به این صورت است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از طرف دیگر، در دنیای امروز، داشتن اطلاعات زیاد راهگشا نیست؛ آنچه اهمیت دارد استفاده از حجم وسیع اطلاعات و به کارگیری آن ها در همه حیطه های زندگی بویژه حیطه تحصیلی، شغلی و خانوادگی است. برای استفاده از این سطوح گسترده اطلاعات، لازم است فراگیران به سطوح عالی تفکر، خودشناسی، احساس ارزشمندی و کارآمدی دست یافته و در فرآیندهای شناختی بویژه توانایی تفکر نقادانه تبحر کافی داشته باشند. این مهم در آموزش عالی اهمیت دو چندان مییابد. لذا امروزه، موضوع اساسی آموزش و پرورش و همینطور آموزش عالی، تربیت انسان هایی است که بتوانند درست فکر کنند، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و بتوانند با تصمیم گیری های درست و مناسب، مسائل پیچیده پیش رو را حل و فصل نمایند. مجمع اهداف آموزش ملی، توانایی تفکر انتقادی، ارتباط مؤثر، احساس خودکارآمدی و خودشناسی را در دست یابی به موفقیت تحصیلی در سطوح عالی آموزش یک ضرورت میداند (گینگ و میانگ[۱۸]، ۲۰۰۸). از دیگر ضروریات انجام پژوهش حاضر می توان به نقش مهم احساس شایستگی و خودکارآمدی در فرآیندهای انگیزشی مربوط به نظام های آموزشی اشاره کرد. به عقیده مورونی و همکاران (۲۰۱۳) خودکارآمدی در انگیزش و رفتار دانش آموزان در موقعیت های پیشرفت نقش مهم و اثرگذاری دارد. به عقیده بندورا (۱۹۹۷) افراد برای انجام دادن موفقیت آمیز یک تکلیف، نه تنها به مهارت و دانش نیاز دارند، بلکه آن ها باید قبل از انجام دادن تکلیف، سطح مشخصی از انتظارات برای موفقیت داشته باشند. پژوهش نشان دادهاند که افراد با خودکارآمدی بالا در مقایسه با افراد دارای خودکارآمدی پایین عملکرد بهتری از خود نشان دادهاند (بندورا، ۱۹۹۷؛ مورونی و همکاران، ۲۰۱۳).


لذا با توجه به نقش برجسته تفکر انتقادی و خودکارآمدی در دنیای معاصر و عملکرد تحصیلی به عنوان مهمترین معیار دست بابی به اهداف آموزشی، ضروری است که به بررسی این متغیرها در میان دانشجویان رشتههای مختلف بپردازیم.
اهداف تحقیق
هدف کلی:
هدف کلی پژوهش، مقایسه تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران میباشد.
اهداف جزئی:
۱- مقایسه تفکر انتقادی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز
۲- مقایسه خودکارآمدی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز
۳- مقایسه عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز
سؤالات تحقیق
۱- آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر تفکر انتقادی تفاوت معناداری وجود دارد؟
۲- آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود دارد؟
۳- آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد؟
فرضیه های تحقیق
۱- که بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی از نظر تفکر انتقادی تفاوت معناداری وجود دارد.
۲- بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی از نظر میزان خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود دارد.
۳- بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی از نظر عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری دارد.
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
تعریف مفهومی تفکر انتقادی
هالپرن[۱۹] (۲۰۰۲)، تفکر انتقادی را استفاده از مهارتها و استراتژیهای شناختی میداند که احتمال دستیابی به نتایج دلخواه و مطلوب را افزایش میدهد.
تفکر انتقادی، تحت عنوان توانایی کندوکاو یک مسئله، مشکل یا وضعیت به منظور یکپارچه سازی کلیه اطلاعات موجود در باره موضوع مورد بررسی و نیل به یک راه حل یا فرضیه جهت موجه ساختن جهت گیری فرد، تعریف شده است (سیمپسون و همکاران، ۲۰۰۲؛ به نقل از یوسفی و گردان شکن، ۱۳۹۰).
تعریف عملیاتی تفکر انتقادی
در پژوهش حاضر، جهت سنجش تفکر انتقادی دانشجویان از آزمون مهارتهای تفکرانتقادی کالیفرنیا[۲۰] (CCTST-B) (فاسیون[۲۱]، ۱۹۹۷) استفاده میگردد.
تعریف مفهومی خودکارآمدی
از دیدگاه بندورا (۲۰۰۶)، خودکارآمدی، به باورهای شخص در ارتباط با توانایی اش در انجام امور ویژه و اختصاصی دلالت میکند و از منابع مختلف از جمله توفیق ها و شکست های خود فرد، مشاهده موفقیت یا شکست دیگرانی که شبیه به او هستند و تریب کلامی سرچشمه میگیرد.
به طور کلی می توان این گونه بیان کرد که خودکارآمدی به به باور دانشجو درباره تواناییهای خود برای انجام دادن تکالیف تحصیلی و درسی دلالت دارد و به عنوان یک عامل انگیزشی، فعال کننده و جهت دهنده رفتار آنان به سوی اهداف موردنظر میباشد که گاهی سطحی از اعتماد به نفس فرد تلقی می شود (جاین و داوسون، ۲۰۰۹).
تعریف عملیاتی خودکارآمدی
جهت سنجش میزان خودکارآمدی دانشجویان از مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و آدامز[۲۲] (GSES)[23] (۱۹۸۲) استفاده میگردد.
تعریف مفهومی عملکرد تحصیلی
پاتوین و دانیلس (۲۰۱۰) پیشرفت تحصیلی را تسلط بر اطلاعات و دانش نظری در یک رشته و در یک دوره تحصیلی خاص تعریف کردهاست. عملکرد تحصیلی به وسیله آزمونهای پیشرفت تعیین می شود. یک آزمون پیشرفت اقدامی منظم برای تعیین آموخته های یادگیرنده است.
تعریف عملیاتی عملکرد تحصیلی
در پژوهش حاضر برای سنجش عملکرد تحصیلی دانشجویان، از معدل کل آن ها استفاده میگردد.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
مقدمه
فصل دوم پژوهش مربوط به پایه های نظری مربوط به متغیرهای مورد بررسی، یعنی تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی میباشد. لذا در این فصل با توجه به متغیرهای اصلی حوزه تحقیق به ارائه و بیان نظریات مربوط به هر یک از آن ها و سپس به بررسی تحقیقات انجام شده در خارج و داخل کشور پیرامون این متغیرها پرداخته می شود.
ماهیت تفکر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- توجه بیشتر به وجه آموزشی درس املا نسبت به وجه آزمونی آن
۲- انعطاف پذیری در انتخاب تمرینات در هر جلسه املا
۳- توجه به کلمات به عنوان عناصر سازنده جمله های زبانی
۴- ارتباط زنجیر وار املاهای اخذ شده در جلسات گوناگون
معیارهای ارزشیابی
گام اول, انتخاب متن املا و نوشتن آن روی تخته سیاه و خواندن آن
گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان

گام سوم , تصحیح گروهی املاها و تهیه فهرست خطاهای املایی
گام چهارم , تمرینات متنوع با توجه به اولویت بندی اشکالات املایی استخراج شده.
گام اول , انتخاب متن :
در انتخاب متن املا به موارد زیر توجه شود :
– متن مورد نظر حاوی جمله باشد و از انتخاب کلمه به تنهایی خودداری شود.
– کلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـی تشکیل شده باشند که قبلاً تدریس شده اند.
– کلمات خارج از متن کتاب های درسی , از ۲۰ درصد کل کلمات بیشتر نباشد.
– علاوه بر جملات موجود در کتاب های درسی , با بهره گرفتن از کلمات خوانده شده , جملات دیگری هم در نظر گرفته شوند .
– در هر جلسه از کلماتی که در جلسات قبلی برای دانش آموزان مشکل بوده اند نیز استفاده شود تا بتوان درجه پیشرفت شاگردان را اندازه گیری کرد.

گام دوم
معلم متن املا را از روی تابلو پاک کرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدایی بلند و لحنی شمرده و حداکثر تا دو بار قرائت میکند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن کلمه به کلمه خودداری کرده , متن را به صورت گروههای اسمی و فعلی یا جمله کامل قرائت میکند تا دانش آموزان با بافت جمله و معنای آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تکرار میکند تا کند نویسان هم , اشکالات خود را بر طرف نماند .
گام سوم
این گام با مشارکت کامل دانش آموزان انجام می شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تک تک املا ها را بررسی و مشکلات را استخراج میکند . به این ترتیب که معلم املای اولین دانش آموز را در دست میگیرد و به کمک دانش آموز کلمات یاد شده را رونویسی میکند. سپس املای دومین , سومین و …. در دست میگیرد و به کمک همان دانش آموز یا دانش آموز دیگری , صورت صحیح غلط های املایی را روی تابلو ثبت میکند . البته هر جا که غلط ها تکراری بودند جلوی اولین مورد آن یک علامت ( مثلاً * ) می زند . در پایان با شمردن غلط ها , اشکالات املایی دانش آموزان را اولویت بندی میکند .
راه های پیشنهادی برای تقویت املایی دانش آموزان ضعیف
– دقت به مشق ( رونویسی ) و تصحیح غلط ها و رعایت خط زمینه
– توجه به دست ورزی در دوره آمادگی
– مطمئن شدن از شناخت حروف الفبای فارسی
– بررسی دقیق تکلیف شب در خانه
– توجه بیشتر به دانش آموزان کند نویس
– پرهیز از حرکات اضافی موقع گفتن املا
– استفاده از دانش آموزان ممتاز برای روخوانی و تکرار و تمرین در کلاس
– توجه به نوع نشستن
– استفاده از کارت تند خوانی
– ترکیب صامت و مصوت
– اطمینان از تلفظ صحیح حروفات توسط دانش آموزان
– تصحیح املا توسط خود دانش آموزان و . . . .
فصل سوم
استفاده از یک جامعه آماری با موضوع غلط های املایی دانش آموزان دوره ی دبستان
خواندن و نوشتن زبان فارسی از اهداف اصلی دوره ی ابتدایی محسوب می شود. اما تعداد قابل توجهی از کودکان در یادگیری این دروس، به ویژه درس املاء فارسی با مشکلات اساسی روبرو هستند. اولیای دانش آموزان و معلمان برای رفع مشکل معمولاً از روش های قدیمی و گاه منسوخ کمک می گیرند که نه تنها کمکی به یادگیری نمی کنند، بلکه موجب یأس و سرخوردگی و خستگی دانش آموزان نیز میشوند. شناخت نوع اختلالات یادگیری میتواند در رفع مشکل مؤثر واقع شود.
در این مقاله با بررسی ورقه های املای ۶۱۱۱ دانش آموز دوره ی ابتدایی منطقه ی ۵ تهران در سال تحصیلی ۷۶-۷۷، سهم غلط های املایی دانش آموزان در ۱۰ گروه نارسانویسی، حافظه ی دیداری، حساسیت شنوایی، آموزشی، دقت، حافظه ی شنوایی، حافظه ی توالی دیداری، تمیز دیداری دقت، وارونه نویسی و قرینه نویسی تعیین شده است.
مقدمه ای برای فصل سوم
شمار دانش آموزانی که دچار برخی از مشکلات رفتاری یا تحصیلی هستند، قابل توجه است؛ به طوری که همه ساله گروه زیادی از دانش آموزان به دلیل همی ن اختلالات یادگیری در امتحانات مردود شده مجبور به تکرار پایه یا ترک تحصیل میشوند. در سال تحصیلی ۷۵-۷۶ بیش از یک میلیون و چهار صد هزار نفر از چهارده میلیون دانش آموز دوره ی آموزش و پرورش عمومی (ابتدایی و راهنمایی) مردود شده و بیش از ۴۰۰ هزار نفر از آن ها ترک تحصیل کردهاند.
معلمان مدارس و والدین کودکان غالباً برای حل مشکلات آنان ا زروش های قدیمی و گاه منسوخ کمک می گیرند که علاوه بر صرف انرژی و وقت فراوان نه تنها حاصل چندانی به دنبال ندارد، بلکه ممکن است موجب یأس، دل مردگی، سرخوردگی و عصبیت والدین و خستگی و از بین رفتن علاقه ی دانش آموزان شود.
شناخت نوع اختلالات یادگیری و ریشه یابی آن ها به ویژه در دوره ی دبستان و در درس های اصلی میتواند در رفع این مشکل کمک مؤثری باشد.
خواندن و نوشتن زبان فارسی از اهداف اصلی دوره ی دبستان محسوب می شود و معمولاً به این درس ها توجهی خاص مبذول میگردد. بر اساس جدول ساعات هفتگی دانش آموزان – مصوب پانصد و هفتادمین جلسه ی شورای عالی آموزش و پرورش مورخ ۱۳۷۳/۵/۱۳ – حدود ۳۶ درصد از کل ساعات تحصیل دانش آموزان دوره ی دبستان را دروس املاء، انشاء و قرائت زبان فارسی تشکیل میدهد که بیانگر توجه ویژه ی برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران آموزش و پرورش به این درس ها میباشد. از سوی دیگر، بر اساس مصوبه ی جلسه ی ۱۴۸ کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش (۷۶/۱۱/۷) دانش آموزان دوره ی دبستان در صورت احراز معدل ۱۰ و ۱۲ – به رغم داشتن یک یا دو نمره ی زیر ده – قبول شناخته میشوند. البته درس های فارسی و ریاضی استثنا شده است و باید دانش آموزان نمره ی حداقل ۷ را برای استفاده از تک ماده در این دروس به دست آورند. در این پژوهش درس املای فارسی دوره ی دبستان برای بررسی انتخاب شده است.
تعریف مسأله
بسیاری از دانش آموزان در درس املاء دچار مشکل هستند و به نسبت تعداد غلط هایی که مرتکب میشوند، نمرات کمتری دریافت میکنند. معمولاً معلمان و والدین برای اصلاح دیکته ی آن ها به راه های زیر متوسل میشوند:
۱٫ به کودک پند و اندرز میدهند و از آنان کوشش بیش تری را طلب میکنند.
۲٫ کودک را تحقیر، سرزنش و مؤاخذه میکنند.
۳٫ به سرزنش و انتقاد از معلم می پردازند.
۴٫ هر کدام از والدین، عضو دیگری از خانواده را مقصر می شمارد.
۵٫ میزان تکالیف خانه و مدرسه را که به نوعی به درس املاء مربوط می شود، افزایش میدهند.
۶٫ از کودک می خواهند شکل صحیح کلماتی را که در نوشتن آن مرتکب اشتباه شده است، بارها بنویسد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کلمات کلیدی : مالیات، مالیات بر ارزش افزوده ، فرار مالیاتی ، مودیان مالیاتی
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه
از مهمترین اهداف فعالیتهای اقتصادی دولت مواردی از قبیل تخصیص بهینه منابع، توزیع عادلانه درآمد، رشد اقتصادی، افزایش اشتغال، ثبات اقتصادی، حفظ سطح عمومیقیمتها، بهبود تجارت بینالمللی و ترازپرداختها است. برای انجام این وظایف دولتها مجبورند هزینه های بسیار سنگینی را متحمل شوند. برای تأمین مالی این مخارج لازم است منابع درآمد گوناگونی مهیا شود. درآمد دولتها عمدتاًً به دو گروه درآمدهای مالیاتی و درآمدهای غیرمالیاتی تقسیم میشود. نقش درآمدهای مالیاتی در بسیاری از کشورها در مقایسه با سایر منابع درآمدی بیشتر حائز اهمیت است. به عبارت دیگر مقایسه این منبع مهم با سایر منابع حاکی از این است که هر چه سهم مالیاتها در تأمین مخارج دولت بیشتر باشد، آثار نامطلوب اقتصادی کمتر خواهد شد. گسترش و توسعه قابل توجه مالیات بر ارزش افزوده را میتوان به عنوان مهمترین نظام توسعه مالیاتی در اواخر قرن بیستم دانست. البته در اوایل دهه ۱۹۷۰ این مالیات چندان معروف نبود. در عوض، تمرکز اصلی برنامه اصلاح نظام مالیاتی تقریباً در کلیه کشورهای جهان در سالهای اخیر به سوی مالیات بر ارزش افزوده معطوف شده است (جعفری صمیمی، ۱۳۸۴، ۳۶). از جمله گامهای مؤثر در راه اصلاح نظام مالیاتی کشور، بررسی و مطالعه درخصوص وضع مالیات بر ارزش افزوده و اجرای آن، به عنوان یکی از بهترین و کاراترین منبع تأمین درآمد مالیاتی دولتهاست. مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات غیرمستقیم بر مصرف است که در مراحل زنجیره واردات، تولید، توزیع و مصرف، به میزان درصدی از ارزش افزوده حاصله در هر مرحله از زنجیره، از هر بنگاه به بنگاه بعدی منتقل میگردد، تا نهایتاًً به مصرف کننده نهایی منتقل و توسط وی پرداخت میشود. یکی از مهمترین مسائل مربوط به وضع و اجرای کارآمد هر نوع مالیاتی، شناسایی راههای فرار مالیاتی و راهکارهای جلوگیری از آن است. زیرا پدیده فرار مالیاتی با تبعات اجتماعی، اقتصادی و اثرات متقابل همراه است. فرار مالیاتی موجب کاهش درآمد مالیاتی دولت و اختلال در بودجه بندی میشود و مانعی برای دستیابی به اهداف ایجاد میکند. این مسئله مدیریت برنامه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … کشور را با مشکل تأمین مالی و در نهایت کاهش رفاه عمومی روبرو میکند (موسوی جهرمی و همکاران، ۱۳۸۸: ۲۸).


۱-۲- بیان مسأله
با توجه به تغییر و تحولات صورت گرفته در برخی از ساختارهای اقتصادی کشور و مطابق با اهداف تصریح شده در قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه (اصلاح نظام مالیاتی) و با توجه به مصوبه سیاستهای کلی نظام در بخش مالی (ماده ۱ و ۲) ضرورت تحول و بازنگری در نظام مالیاتی کشور اجتناب ناپذیر است. هرچند که تأمین مخارج دولت از منابع دیگر مانند نفت، استقراض از بانک مرکزی و غیره میتواند صورت گیرد، اما تجربه سالهای گذشته کشور نشان میدهد که تکیه بر درآمدهای غیرمالیاتی نامعقول و ناپایدار است و اتکا بر درآمدهای مالیاتی یکی از سالم ترین روش های تأمین مالی مخارج دولتها میباشد. از آنجایی که در سالهای اخیر به دلیل کمبود منابع مالی و مالیاتی در کشور مشکلاتی در اقتصاد بخش عمومیایجاد شده به طوری که دولت مجبور بوده است که کسری بودجه خود را از طریق سیستم بانکی و ایجاد تورم تأمین مالی نماید، لذا معرفی یک نظام مالیاتی با مبنای وسیع تر مانند مالیات بر ارزش افزوده میتواند در افزایش درآمدهای مالیاتی دولت و کاهش مشکلات ناشی از مالیاتهای تورمینقش مهمی ایفا نماید. در این میان فرار مالیاتی و گریز از مالیات در کشورها به عنوان دو عاملی که همواره موجب شکاف مالیات دریافتی و مالیات بالقوه میشوند محسوب میگردند و میتوان اشاره کرد که فرارمالیاتی مؤدیان نیز یکی از مشکلات اساسی در نظام مالیات بر ارزش افزوده محسوب میشود.
۱-۳- اهمیت و ضرورت موضوع
درآمد مالیاتی نقش بسزایی در تأمین هزینه های دولت دارد و این امکان را فراهم میکند تا دولت در راستای شکوفایی، رشد و رونق اقتصادی، سرمایه گذاری کند. اما تحقق این هدف، با وجود فرار مالیاتی باعث اختلال میشود. فرار مالیاتی را میتوان از مظاهر فساد اقتصادی شمرد. فرار مالیاتی آثار سوء بسیاری بر اقتصاد دارد و باعث تأمین نشدن درآمدهای مورد نیاز دولت برای هزینه های اجتماعی میشود. در نتیجه خدمات اجتماعی در حد مطلوب و با کیفیت از سوی دولت ارائه نمیشود. همچنین فرار مالیاتی سبب میشود درآمدها در سطح جامعه به نحو مناسب توزیع نشده و انباشت ثروت در دست گروههای خاص، نه فقط زمینه تقویت قدرت سیاسی این گروهها را فراهم آورد، بلکه شکاف طبقاتی، موجب افزایش تنشهای سیاسی و اجتماعی در جامعه میشود. در نهایت امنیت اقتصادی مورد نیاز برای گسترش فعالیتهای اقتصادی و سرمایه گذاری را دچار اختلال میکند. چنین پدیده ای در میان مدت و درازمدت سبب میشود تا رشد و توسعه اقتصادی دچار مشکل شود. در نتیجه با توجه به اینکه نظام مالیات بر ارزش افزوده، نظامی نوین در ایران است، شناسایی عوامل مؤثر بر فرار مالیاتی در این نظام و بستن راه های آن میتواند در اجرای صحیح این نظام و اصلاح نظام مالیاتی کشور تأثیر بسزایی داشته باشد.

۱-۴- اهداف تحقیق
هدف اصلی:
شناسایی عوامل تأثیر گذار بر فرار مالیاتی مؤدیان نظام مالیات بر ارزش افزوده.
اهداف فرعی:
-
- شناسایی عوامل درون سازمانی مؤثر بر فرار مالیاتی مؤدیان نظام مالیات بر ارزش افزوده.
- شناسایی عوامل برون سازمانی مؤثر بر فرار مالیاتی مؤدیان نظام مالیات بر ارزش افزوده.
۳- اولویت بندی عوامل مؤثر بر فرار مالیاتی مؤدیان نظام مالیات بر ارزش افزوده بر اساس اهمیت تأثیر.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-هرم عملکرد
یکی از نیازهای هر سیستم ارزیابی عملکرد وجود یک رابطه شفاف بین شاخص های عملکرد در سطوح سلسله مراتبی مختلف سازمان است، به گونه ای که هر یک از واحدها در جهت رسیدن به اهداف یکسان تلاش کنند. یکی از مدل هایی که چگونگی ایجاد این رابطه را در بر میگیرد مدل هرم عملکرد است. هدف هرم عملکرد ایجاد ارتباط بین راهبرد سازمان و عملیات آن است. این سیستم ارزیابی عملکرد شامل چهار سطح از اهداف است که بیان کننده اثربخشی سازمان و کارایی داخلی آن است . در واقع این چارچوب تفاوت بین شاخص هایی را که به گروههای خارج سازمان توجه دارند (مانند رضایت مشتریان، کیفیت و تحویل به موقع)و شاخصهای داخلی کسب و کار (نظیر بهره وری، سیکل ز مانی و اتلا فها )

آشکار میسازد.
ایجاد یک هرم عملکرد سازمانی با تعریف چشم انداز سازمان در سطح اول آغاز می شود که پس از آن به اهداف واحدهای کسب و کار تبدیل می شود . در سطح دوم ، واحدهای کسب و کار به تنظیم اهداف کوتاه مدت نظیر سودآوری و جریان نقدی و اهداف بلند مدتنظیر رشد و بهبود وضعیت بازار می پردازند( مالی و بازار). سیستم های عملیاتی کسب و کار ، پل ارتباطی بین شاخص های سطوح بالا و شاخص های عملیاتی روزمره هستند ( رضایت مشتریان، انعطاف پذیری و بهره وری). در نهایت چهار شاخص کلیدی عملکرد(کیفیت ،تحویل، سیکل کاری و اتلافها) در واحدها و مراکز کاری و به شکل روزانه استفاده میشوند.
مهمترین نقطه قوت مدل هرم عملکرد تلاش آن برای یکپارچه سازی اهداف سازمان با شاخص های عملکرد عملیاتی است . اما این رویکرد هیچ مکانیسمی برای شناسایی شاخص های کلیدی عملکرد ارائه نمی دهد و همچنین مفهوم بهبود مستمر در این مدل وجود ندارد(کریمی،۱۳۸۵)

۳- نظام کارت امتیازی متوازن (BSC)
یکی از مشهورترین و شناخته شده ترین مدل های سیستم ارزیابی عملکرد مدل کارت امتیازی متوازن
است که توسط کاپلان و نورتون در سال ۱۹۹۲ایجاد وسپس گسترش و بهبود یافته است. این مدل پیشنهاد میکند که به منظور ارزیابی عملکرد هرسازمانی بایستی از یک سری شاخص های متوازن استفاده کرد تا از این طریق مدیران عالی بتوانند یک نگاه کلی از چهار جنبه مهم سازمانی داشته باشند . این جنبههای مختلف ، پاسخگویی به چهار سوال اساسی زیر را امکان پذیر میسازد.
- نگاه ها به سهامداران چگونه است؟ (جنبه مالی)
۲- در چه زمینه هایی بایستی خوب عمل کنیم؟(جنبه داخلی کسب و کار)
۳-نگاه مشتریان به ما چگونه است؟ (جنبه مشتریان)
۴-چگونه میتوانیم به بهبود و خلق ارزش ادامه دهیم؟(جنبه یادگیری و نوآوری).
کارت امتیازدهی متوازن شاخص های مالی را که نشان دهنده نتایج فعالیت های گذشته است در بر میگیرد و علاوه بر آن با در نظر گرفتن شاخص های غیر مالی که به عنوان پیش نیازها و محرک عملکرد مالی آینده هستند آن ها را کامل میکند. کاپلان و نورتون معتقدند که با کسب اطلاع از این چهار جنبه، مشکل افزایش و انباشت اطلاعات از طریق محدود کردن شاخصهای مورد استفاده از بین می رود. همچنین مدیران مجبور خواهند شد تا تنها برروی تعداد محدودی از شاخص های حیاتی و بحرانی تمرکز داشته باشند. به علاوه استفاده از چندین جنبه مختلف عملکرد، از بهینه سازی بخشی جلوگیری میکند(کاپلان و نورتون ، ۱۹۹۲)
۴- فرایند کسب و کار
چارچوب های توضیح داده شده تا بدینجا سلسله مراتبی هستند، امّا چارچوب های دیگری نیز وجود دارند که مدیران را تشویق میکنند تا به جریانات افقی مواد و اطلاعات در بین سازمان توجه بیشتری کنند. برای مثال می توان فرایندهای کسب وکار را نام برد که توسط آقای براون در سال ۱۹۹۶ پیشنهاد شده است .
این چارچوب بسیار مناسب و کاربردی است چرا که تفاوت بین شاخص های ورودی،فرایند، خروجی و نتایج را برجسته کردهاست . براون برای تشریح مدل خود از مثال «پختن کیک»استفاده کردهاست. در این مثال، شاخص های ورودی عبارتند از: میزان آرد و کیفیت تخم مرغها و…، شاخصهای فرایند نیز بر روی مواردی همچون دمای اجاق و مدت زمان پخت تمرکز دارند. شاخص های خروجی مواردی همچون کیفیت کیک را شامل شده و شاخصهای نتایج مواردی همچون رضایت خورنده آن را در بر میگیرد. بر اساس این مدل در یک سازمان ورودی ها، فرایند، خروجی ها و نتایج برای تعیین شاخصها و ارزیابی عملکرد
عبارتند از:
– ورودیها: کارمندان ماهر و باانگیزه، نیازهای مشتریان، موادخام، سرمایه و…
– سیستم پردازش: گواهی محصولات، تولید محصولات، تحویل محصولات و…
– خروجی ها: محصولات، خدمات، نتایج مالی و…
– نتایج: برطرف کردن نیازهای مشتریان، جلب رضایت مشتریان و…
لذا به منظور ارزیابی عملکرد سازمان بایستی شاخص های مناسب با توجه به نواحی توضیح داده شده در بالا استخراج شود. در نهایت باید گفت اگرچه این مدل از نظر مفهومی مورد پذیرش است و بدون شک روشی مفید برای تشریح تفاوت بین شاخص های ورودی، فرایند، خروجی و نتایج است؛ اما این مدل در یک سیر پیوستاری قرار گرفته است که از چارچوب های متمرکز بر سلسله مراتب تا چارچوب های فرایند ی کشیده شده است ، به عبارت دیگر در این مدل سلسله مراتب به کلی نادیده گرفته شده است و این مطلب نقطه ضعف این مدل میباشد(کریمی ،۱۳۸۵)
مدل تعالی سازمان (EFQM)
یکی دیگر از چارچوبهای اندازه گیری شناخته شده که به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار میگیرد مدل تعالی سازمان (EFQM) است. این چارچوب شامل دو دسته عوامل جدا از هم است که به صورت کلی به «توانمندسازها» و «نتایج» تقسیم میشوند. توانمندسازها عبارتند از: رهبری، کارکنان، سیاستها و استراتژی ها، منابع و ذی نفعان و فرایندها. همچنین نتایج عبارتند از: نتایج حاصل از افراد، نتایج حاصل از مشتریان، نتایج حاصل از جامعه و نتایج کلیدی عملکرد. تئوری سازنده و پشتیبان این چهارچوب است که توانمندسازها مانند اهرمهایی هستند که مدیران میتوانند از آن برای رسیدن سریعتر به نتایج آتی استفاده کنند.(نیلی و همکاران ،۲۰۰۰)
با وجود اینکه مدل مذکور برای جایزه مدیریت کیفیت اروپایی طراحی شده است، بزودی به ابزاری برای عارضه یابی در سازمانها تبدیل شد و به این ترتیب فرایند خود ارزیابی شکل گرفت. فرایند خود ارزیابی یک روش سیستماتیک جامع برای شناسایی نقاط قوت و نقاط قابل بهبود سازمان است که در دوره های سالانه یا کوتاهتر صورت میگیرد و در نتیجه سازمان خودش را با بهترینها در کلاس جهانی یا ملی مورد مقایسه قرار میدهد.
۲-۲-۷٫ دلایل به کارگیری مدلهای تعالی سازمانی برای ارزیابی عملکرد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
راه حل زیان برون مرزی که به طور معمول در میان دولت ها حادث می شود، اقدام بینالمللی بر اساس دکترین های مسئولیت یا تعهد دولت است. نظریه مسئولیت دولت تکلیفی را به دولتی که نقض یک تعهد بینالمللی را کردهاست به جبران ضرر وارده به دولت دیگر تحمیل میکند. این مسئولیت بر مبنای نظریه تقصیر میباشد و ممکن است مشخص شود که ضرر ناشی از آن از اجرای قانون است که در این صورت بر مبنای نظریه بدون تقصیر عمل خواهد شد. در حقوق بین الملل مفهوم اخیر را می توان در خصوص موارد اصل پرداخت آلوده ساز مشاهده کرد که مقرر میدارد که مدیر یا ذینفع از منافع یک فعالیت مجاز، مسئول جبران خسارت وارده ناشی از آسیب به دیگران میباشد [۴۱]. با این همه، شیوه های جبران خسارات موجود در حقوق خصوصی، برای اعمال بالقوه خطرناک، مسئولیت قایل نیست. در این جا می توان خسارات به منافع طبیعی را به عنوان نوعی مالیات بر «مصرف محیط زیست» به دولت تلقی کرد. چرا که دریافت خسارات زیست محیطی به طریق مسئولیت مدنی هزینه های بیشتری نسبت به جریمه نقدی یا مالیات دارد. برخی کشورها نیز بر آلایندگان، مالیات مقرر کردهاند؛ مانند قانونی مربوط به آلودگی هوا در هلند از سال ۱۹۷۲ و قانون مربوط به خسارات محیط زیست آمریکا از سال ۱۹۸۰ و قانون ۵ اکتبر ۱۹۷۳ کشور ژاپن؛ در این قوانین، مگر در موارد خطر عمده یا بیماریهای خاص، جبران خسارات به طور کامل پذیرفته نشده است [۲۱]. در خصوص بیمه خسارات زیست محیطی نیز باید گفت در بیشتر بیمه نامه ها شرطی وجود دارد که بر پایۀ آن مسئولیت ناشی از آلودگی محیط زیست از قلمرو شمول بیمه مسئولیت خارج است و خود بیمه شده باید خسارات ناشی از آن را جبران کند. توضیح این که برخی شرکت های بیمه به علت مشکل خطرهای دامنه دار، عموماً مسئولیت زیست محیطی را بیمه نمی کنند، مگر خیاراتی که به صورت ناگهانی اتفاقی رخ دهد؛ آن هم عموماً مربوط به دوره ای کوتاه و نتایج سریع حادثه است و خساراتی که تدریجی و در طی دوره زمانی بلندی رخ میدهد، در این دسته قرار نمی گیرند. سبب اصلی آن این است که وقتی شرکت های بیمه نتوانند خطر را محاسبه کنند، نمی توانند آن را از نظر مالی تضمین کنند. این موضوع، از جمله مواردی است که نشانگر نظام خاص بیمه، برای جبران خسارات زیست محیطی است. در بسیاری از دعاوی، تعیین میزان خسارات بر پایه از دست رفتن کاربرد منابع طبیعی و هزینه اعاده کاربرد آن است. زیرا ممکن است دادگاه بر هزینه های پاکسازی همانند سایر موارد مسئولیت مدنی، مثل بازگرداندن وضعیت اولیه یک ملک و… نیز حکم دهد؛ البته در خصوص چرخه حیات، این امری دشوار و بسیار طولانی است، ولی به خودی خود سبب ایجاد نظام خاص در مسئولیت مدنی نیست. در ادامه می توان گفت، چه مسئولیت مطلق (بدون تقصیر) باشد چه با تقصیر، راه های جبران خسارت ممکن است شامل جریمه کردن، توقیف کردن وسایل و ماشین آلات، بستن تأسیسات، ممنوعیت اشتغال به حرفه یا فعالیتی و محروم کردن یک شرکت یا فرد از حق رقابت عمومی باشد.


در اینجا همچنین یک التزام به بهبود محیط زیست وجود خواهد داشت که به وسیلۀ دولت اتخاذ و به حساب شرکت گذاشته می شود و چنانچه شرکت قصور ورزد، به انجام آن تکلیف خواهد شد. جرایم دیگر میتواند شامل لغو قرارداد از سوی دولت و یا در لیست سیاه قراردادن فرآورده های زیان رسان باشد. مؤسسات قرضه ممکن است وام درخواستی یا سایر منافع پروژه هایی را که در اعمال استانداردهای زیست محیطی قصور کردهاند، رد کنند یا ممکن است این گونه پروژه ها در برنامۀ زمانبندی شده برای استقرار در مناطق، به کیفیت واقعی نائل نشوند. برای مثال بانک سرمایه گذاری اروپایی میتواند پروژه هایی را برای حوزه جامعه اروپا به کیفیت واقعی هوا نایل نمی شوند، رد کند. سرانجام باید گفت که در بسیاری از موارد راه های جبران خسارت بر محیط زیست که ذکر آن ها رفت، برای مناطقی که تحت مالکیت مشترک قرار دارند؛ اما قابل تملک نیستند، چندان کاربردی نداشته اند(مانند دریاهای آزاد و فضای ماورای جو). زیرا ارزیابی یا تخمین خسارت به منظور تعیین میزان غرامت همچنان متضمن پرسش های مهم از جمله آستانۀ خطر یا پایین تر از حد خطر، نزدیکی خطر، بویژه از بعد زمانی و مکانی، عملیات چند مؤلفه ای و نهایتاًً احتمال تغییر ناپذیری ضرر ناشی از آن میباشد. نکته اخیر چیزی است که تا حد زیادی در حقوق نادیده انگاشته شده است. برقراری نظام حقوقی مناسب، به ویژه در زمینه مسئولیت مدنی و هماهنگ ساختن توسعه بیشتر با آسیب کمتر به محیط زیست، از مهم ترین وظایف کسانی است که از جنبههای حقوقی به مطالعات زیست محیطی می پردازند [۲۱].
۳-۲-۲- توسعه پایدار و حقوق بین الملل محیط زیست
۳-۲-۲-۱- مفاهیم مرتبط با توسعه پایدار در کنوانسیون ها و اسناد بینالمللی محیط زیست
۳-۲-۲-۱-۱- مفهوم توسعه پایدار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . علیان نجفآباد، آزاده و مسعود راعی دهقی، سازوکارهای حمایت از حق کودک بر آموزش در فقه امامیه، اسناد حقوق بشری و قانون اساسی، مجله فقه و حقوق خانواده، بهار و تابستان ۱۳۹۳، سال نوزدهم، شماره ۶۰، ص. ۱۵۰٫ ↑

-
- . اسدی، لیلاسادات، حریم خصوصی کودک و حق والدین بر تربیت، مجله فقه و حقوق خانواده، بهار و تابستان ۱۳۸۸، ش. ۵۰، ص. ۳۷٫ ↑
-
- . کلود کلمبه، اصول بنیادین حقوق مؤلف و حقوق مجاور در جهان، ترجمه علیرضا محمدزاده وادقانی، نشر میزان، تهران، ۱۳۹۰، ص ۴۶٫ ↑
-
- . همان، ص ۴۹٫ ↑
-
- . همان، ص ۵۰٫ ↑
-
- . زرکلام، ستار، حقوق مالکیت ادبی و هنری، انتشارات سمت، تهران، ۱۳۸۸، صص ۵۵ و ۸۳٫ ↑
-
- . امامی، اسدالله، حقوق مالکیت معنوی، ج ۱، تهران، ۱۳۸۶، ص ۹۸٫ ↑
-
- ۱٫ خانجانی، زینب و شیوا عظیمزاده، مقایسه نوع و میزان پرخاشگری در میان نوجوانان در معرض نمایش فیلمهای فیلمهای خشن نوجوانان مشکین شهر،مجله زن و مطالعات خانواده، سال سوم، ش ۹، پاییز ۱۳۸۹، ص ۸۲، به نقل از:Gunderson, j. (2006). Impact of real life and media violence: relationship between violence exposure, aggression, hostility and empathy. Thesis submitted fordoctor of Philosophy degree the universityof Toledo. ↑
-
- . همان، به نقل از:Brown, J, Witherspoon, E. (2002). The mass media and American adolescents healthJournal of adolescent health, Vol. 31, No. 6S, page 153-170. ↑
-
- ۱٫Osborne, Burl. (1993). Morality of the Mass Media.University of Texas at Dallas. Also see: Smith, Marcia S. (2001). Vchip and TV ratings: helping parents supervise their children’s television viewing. Congressional ResearchService, Library of Congress. ↑
-
- . ستار زرکلام، همان، ص۵۷٫ ↑
-
- . بند (ج – ۲) ماده (۱۵) عهدنامه صلح با ژاپن (مصوب ۳۰/۹/۱۳۳۴): «بدون حاجت این که از طرف ذویالحقوق تقاضایی بشود و نیز بدون لزوم پرداخت حقی با انجام تشریفات دیگری از طرف آن ها مدت زمان فاصله بین ۷ دسامبر ۱۹۴۱ تا تاریخ به اجرا درآمدن عهدنامه حاضر بین ژاپن و دولت متفق مربوطه از جریان زمان عادی این گونه حقوق مستثنی خواهد بود ومدت زمان مذبور به علاوه یک مدت اضافی شش ماهه مستثنی از مدت زمان خواهد بود که در ظرف آن مدت یک اثر ادبی بایستی به زبان ژاپنی ترجمه شود تا بتوان حقوق ترجمه را در ژاپن تحصیل نماید.»بند (۳) ماده (۱۵) قانون قرارداد بین ایران و جمهوری فدرال آلمان به منظور اجتناب از اخذ مالیات مضاعف از درآمد و ثروت (مصوب ۳۱/۳/۱۳۴۸): «اصطلاح “حقالامتیاز” به نحوی که در این قرارداد به کار رفته است اطلاق میشود به هر نوع حقوق پرداختی بابت استفاده یا واگذاری حق استفادهاز حق ایجاد یک اثر ادبی و هنری یا علمی من جمله فیلمهای سینمایی و گواهی ثبت و علامت ساخت یا تجاری و نقشه یا نمونه طرح و فرمول یا طریقهسری و همچنین بابت استفاده یا واگذاری حق استفاده از تجهیزات صنعتی و فنی و تجاری و کشاورزی و یا علمی و یا بابت اطلاعات مربوط بهتجربیات حاصل در امور صنعتی و فنی و تجاری و کشاورزی یا علمی. »و بند (۳) ماده (۱۲) قانون موافقتنامه بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری فرانسه راجع به اجتناب از اخذ مالیات مضاعف وجلوگیری از فرار از پرداخت مالیات در مورد مالیات بر درآمد (مصوب ۲۰/۱۲/۱۳۵۲): «اصطلاح “حقالامتیاز” به نحوی که در این ماده به کار رفته است اطلاق میشود به هر نوع حقوق پرداختی بابت استفاده یا واگذاری حق استفاده ازحق ایجاد یک اثر ادبی، هنری یا علمی منجمله فیلمهای سینمایی – گواهی ثبت – علامت ساخت یا تجاری نقشه یا نمونه طرح – فرمول یا طریقه سری و همچنین بابت استفاده یا واگذاری حق استفاده از تجهیزات صنعتی و تجاری یا علمی و یا بابت اطلاعات مربوط به تجربیات حاصل در امورصنعتی و تجاری یا علمی.» ↑
-
- . اسدالله امامی، همان، ص ۱۰۰، به نقل از محمد معین، فرهنگ فارسی، کلمه اثر، ص ۱۴۰ و کلمات ادبی و ادب، صص ۱۷۸ و ۱۷۹٫ ↑
-
- . همان، ص ۱۰۰٫ ↑
-
-
- . از جمله این معاهدات میتوان به قراردادهای مورخ ۱۸ مه ۱۹۰۴ و ۴ مه ۱۹۱۰ راجع به منع فحشاءو قرارداد ۴ ماه ۱۹۱۰ راجع به جلوگیری از اشاعه نشریات منافی عفت و مستهجن و پروتکلهای اصلاحی آن ها (درلیک ساکس، مقر سازمان ملل متحد که دولت ایران در هجدهم آذر ۱۳۳۷ به آن پیوسته است)، قرارداد تسهیل دوران بینالمللی فیلمهای تربیتی ۱۹۳۳ (که دولت ایران در بیستم دی ۱۳۱۳ به آن پیوسته است)، قرارداد بینالمللی برای جلوگیری از اشاعه و معامله نشریات مستهجن ۱۹۲۳ ژنو (که دولت ایران در چهارم آبان ۱۳۰۹ به آن پیوسته است) و موافقتنامه تسهیل مبادلات بینالمللی وسایل بصری و سمعی برای مقاصد تربیتی وعلمی و فرهنگی (که دولت ایران در نهم آذر ۱۳۳۷ به آن پیوسته است) اشاره کرد. ↑

-
- . The Moral Status of Children, Essays on Rights of the child, by Michael Freeman, published by Kluwer Law International, 2508 CN, the Hague, the Netherlands, p. 31. ↑
-
- .State of Children’s Rights in England, Review of Government action on United Nations’ recommendations for strengthening children’s rights in the UK, Children’s Rights Alliance for England, p. 4. ↑
-
- . Obscene Publications Act ↑
-
- . John Marshal ↑
-
- . Sedom: or, the Quintessence of Debauchery and the school of Love ↑
-
- . Rochester ↑
-
- . Obscene Modernism, Literary Censorship- Experiment 1900- 1940, by Rachel Potter, Oxford University Press, first edition, published in 2013, p. 15 and 16. ↑
-
- . Obscene Libel Act ↑
-
- . Lord Campbell ↑
-
- .Obscene Publication Act ↑
-
- . The Ecyclopedia of Sexual Behavior, volume 1, edited by Albert Ellis and Albert Abarbanel, Hawthorn Books, Fourth edition, p. 212. ↑
-
- . Lord Cockburn ↑
-
- . Hicklin ↑
-
- .Sir Alan Herbert ↑
-
- . Roy Jenkins ↑
-
- . Lord Lambton ↑
-
- . در حقوق انگلستان، به چنین لوایحی که توسط یک نماینده و نه یک گروه پارلمانی تنظیم شود، Private Members Bill گفته میشود. ↑
-
- . Encyclopedia of Censorship, New Edition, By Jonathon Green and Nicholas J. Karolides (reviser), Fact on File Library of World History, New York, p. 404. ↑
-
- . Harmful Publication Act 1955 ↑
-
- .Children and Young Persons (Harmful Publication Act, 1955), Published by Her Majesty’s Stationery Office, p. 1. ↑
-
- .Ginsberg V. New York ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طبق نظریه برونر، محیط آموزشی باید کاملا آرام و دور از اضطراب وتنش باشد. شرایط آموزشی باید به گونه ای تنظیم شودکه شاگردان بتوانند عقاید خود را با آزادی بیان کنند. با علاقه به گفتار دیگران گوش دهند، در مورد مسائل مختلف بیندیشند و به سازماندهی مفاهیم ذهنی خود بپردازند تا بدین وسیله نیروی تفکر در آنان تقویت شود. آنان باید بتوانندخود به اشتباهات خود پی ببرند و با وجود این، با تمسخر دیگران روبرو نشوند. معلم باید وسایل کافی در اختیار شاگردان قرار دهد وسوالاتی مطرح کند تا آنان با به کارگیری وسایل، راه حل آن ها را کشف کنند و بینش لازم را به دست آورند.

باید به میزان مواد درسی و تفاوت های فردی نیز توجه شود. به شاکردان خردسال باید اصول و مفاهیم را اغلب به طورمستقیم آموخت ؛زیرا آنان برای یادگیری اکتشافی تجربه و حوصله کافی ندارند. برعکس، در دوره های عالی، یادگیری اکتشافی موجب رضایت خاطر شاگردان می شود. از طرف دیگر، یادگیری از طریق اکتشافی احتیاج به معلم کارآزموده و توانا دارد، زیرا بعضی از معلمان از عهده اداره چنین کلاس هایی بر نمی آیند و پس از طرح مسئله، اداره کلاس از کنترل آنان خارج می شود و به سبب آن شاگردان به بی انضباطی خو خواهند گرفت. نظریه برونر بیشتر از هر نظریه دیگری بر فرایند تفکر تأکید میکند. به باور برونر(۱۹۶۱)، بازده اصلی رشد شناختی تفکر است و لذا هدف آموزش و پروش باید این باشد که یادگیرنده را به صورت متفکری خود مختار و خود فرمان در آورد.

برونر نیز مانند پیاژه مفاهیم نظری خود را از پژوهش هایی که با کودکان انجام داده به دست آورده است. او در انجام پژوهش های خود به دنبال این مطلب بود که چگونه اطلاعات مربوط به جهان هستی به رمز در میآیند، مورد دستکاری قرار می گیرند، ذخیره میشوند، و سازمان داده میشوند. برونر (۱۹۶۴)، در نتیجه مشاهدات خود به این نتیجه رسید که کودکان درسه مرحله نسبتا متمایز رشد جهان هستی رادر ذهن خود بازنمایی میکنند. مراحل رشد ذهنی برونر به قرار زیرند:
مرحله حرکتی، مرحله تصویری، مرحله نمادی
نخستین مرحله رشد شناختی در نظریه برونر مرحله بازنمایی حرکتی یا عملی[۴۰] است. در این مرحله کودکان رویدادهایی که تجربه می نمایند به صورت پاسخ هایی حرکتی یا عمل بازنمایی میکنند. به عنوان مثال، کودکان خردسال نمی توانند محل قرار گرفتن فروشگاه نزدیک خانه شان را برای شما بگویند، اما قادرند شما را از راهی که خود قبلا رفته اند به آنجا ببرند. همچنین چگونگی یادگیری راندن دوچرخه نوعی دانش حرکتی است که صرفا به کمک ماهچه ها بازنمایی می شود. علاوه بر کودکان، بزرگسالان نیز دارای مقداری دانش عملی هستند. به عنوان نمونه، ممکن است یک کارمند نتواند برای شما نقشه ساختمان محل کارش را رسم کند یا آن را توضیح دهد، اما هرروز به راحتی از سالنهای پیچ در پیچ آن می گذرد و به دفتر کارش وارد می شود. بنابرین، بخشی از دانش ما یا درک ما از جهان هستی صرفا در ماهیچه های ما بازنمایی میشوند. (سیف، ۱۳۸۰، ص۲۲۲)
دومین مرحله رشد شناختی در نظریه برونر مرحله بازنمایی تصویری یا تجسمی[۴۱] نام دارد. در این مرحله کودک رویداد های زندگی خود را به صورت تصاویر ذهنی حفظ می کند. کودکی که میتواند بارسم یک نقشه راه خانه تا فروشگاه نزدیک خانه شان را نشان دهد از بازنمایی تصویری سود میبرد. به همین قیاس، فرد بزرگسالی که یک آتش سوزی را در قالب شعله های گرم سوزان، دود غلیظ تیره، و توده ای از اجسام سوخته سیاه به یاد می آورد تجربه آتش سوزی را به صورت تصاویر ذهنی بازنمایی کردهاست. (همان، ص۲۲۲)
آخرین مرحله رشد شناختی درنظریه برونر مرحله بازنمایی نمادی[۴۲] است. این مرحله با کسب یک نظام نمادی فرا میرسد. زبان عمده ترین نظام نمادی مورد استفاده انسان است. آدمیان به کمک زبان تجارب زندگی خود را به رمز در می آورند و آن را ذخیره میکنند. دانش آموزی که می آموزد یک نقاشی را به طور کلامی توضیح دهد، بدون این که بتوانند یک نقاشی مانند آن بکشد یا تمام جزئیات آن را تجسم نماید، در مرحله بازنمایی نمادی قرار دارد و از نماد زبان استفاده میکند. علاوه بر زبان، می توان از نمادهای دیگری نیز سود جست. به عنوان نمونه، عدد نماد دیگری است که در ریاضیات و به وسیله ریاضیدان ها مورد استفاده قرار میگیرد. (همان، ص۲۲۳)
توالی مراحل رشد
برونر معتقد است که مرحله سه گانه رشد که در بالا توضیح داده شدند، به طور متوالی رخ میدهند، یعنی ابتدا کودک وارد مرحله حرکتی می شود، پس از آن به مرحله تصویری میرسد، و سرانجام وارد مرحله نمادی می شود. توجه کنید که این مراحل معادل مراحل حسی- حرکتی، عملیاتی محسوس، و عملیات صوری پیاژه است. البته نباید چنین فرض کرد که افراد در سن بزرگسالی تنها از شیوه تفکر نمادی استفاده میکنند. خیلی از تجارب بزرگسالی نیز به صورت حرکتی و تصویری بازنمایی میشوند. با این حال، توالی مراحل سه گانه بالا بدین معنی است که با افزایش سن و تجربه بر مقدار تفکر نمادی افزوده می شود. در هر حال نباید فراموش کرد که بسیاری از مردم مانند جراحان، ورزشکاران، نوازندگان آلات موسیقی، بازیگران تأتر و سینما از شیوه بازنمایی تصویری بسیار سود میبرند. (همان، ص۲۲۳)
کاربردهای آموزشی نظریه برونر
در حالی که پیاژه آمادگی شناختی یادگیرنده را توانایی درک او از عملیات منطقی میداند، برونر میگوید آمادگی یعنی این که موضوع مورد یادگیری برای یادگیرنده ای که میخواهد آن را بیاموزد آماده شده باشد. بنابرین، در نظریه برونر تاثیر آموزش و پرورش بر رشد شناختی خوش بینانه تر از نظریه پیاژه است.
برونر(۱۹۶۰) معتقد است که هر موضوعی را می توان به نحوی سودمندانه و در شکلی صادقانه به هر کودکی در هر مرحله ای از رشد آموزش داد. بنابرین، وظیفه معلم آن است که آموزش را به گونه ای پیاده کند که هم با تفکر کودکان سازگار باشد و هم آنان را به تفکر بیشتر وا دارد. نکته کاربردی دیگر نظریه برونر از لحاظ آموزش و پرورش این است که هر حیطه ای از دانش را می توان به یکی از نظام های سه گانه حرکتی، تصویری، یا نمادی ارائه داد. التبه باید توجه داشت که آموزش هر موضوع خاصی به هر فرد معینی نیاز به یکی از نظام های سه گانه دارد. برای این که تعیین کنیم که آموزش یک موضوع به یک فرد خاص با کدام نظام مناسب تر است، نیاز به کسب اطلاع درباره دانش قبلی یادگیرنده و به ویژه نوع تفکری که او بیشتر ترجیح میدهد دارد. به طور کلی، برونر پیشنهاد میکند آنجا که میسر باشد بهتر است معلم آموزش خود را به صورت هر سه نظام فکری عملی، تصویری و نمادی ارائه دهد. (همان، ص۲۲۴)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تقریباً تمام کشورهای توسعه یافته هم اکنون به گسترش و ایجاد دولت الکترونیکی به عنوان یک استراتژی کلیدی که میتواند آن ها را در قرن ۲۱ به موفقیت برساند، توجه میکنند و به سرعت در حال ایجاد مقدمات اصلی این کار میباشنـد. در حالی که شمـاری از فنآوریهای کلیـدی هم اکنون در بخش های دولتی وجود دارد، اما ضرورت دولت الکترونیکی از آنجا ناشی میشود که باعث یکپارچگی و تغییر شکل در ارائه خدمات و نیز تهیه اطلاعات برای شهروندان شده است. متوسط شاخص دولت الکترونیک در جهان ۴۲۶۷/۰ است این در حالیاست که این شاخص در کشورمان به ۳۸۱۳/۰ میرسد. (صنایعی، ۱۳۸۱: ۱۳۳)


در تعیین شاخص دولت الکترونیک معیارهایی از جمله تعداد رایانه های شخصی، تعداد میزبانان اینترنتی، افراد دارای دسترسی به اینترنت و تعداد خطوط تلفن ثابت و همراه مورد توجه قرار میگیرد. درصد جمعیت شهری شاخص توسعه نیروی انسانی و شاخص دسترسی اطلاعات نیز از دیگر معیارهای تعیین شاخص دولت الکترونیک از سوی سازمان ملل متحد است. همچنین مقدار این شاخص که بیشتر وضعیت زیرساختهای فنآوری اطلاعات در کشور را نشان میدهد، بیانگر ضعف زیر ساخت و پیشنیازهای لازم برای توسعه فنآوری اطلاعات در ایران است. لازم به ذکر است طبق آخرین تحقیقات سازمان ملل ایران از نظر فنآوری اطلاعات در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۷ را به خود اختصاص میدهد. (ریاحی، ۱۳۸۲: ۷۴)
نظر به اینکه روند اجرایی برنامه های اصلاحات ساختاری در نظام اداری کشور از کندی خاصی برخوردار است و اساساً بدون گذر از این مرحله، امکان مدیریت صحیح برنامه های توسعه اقتصادی توسط دولت وجود نخواهد داشت مقتضی است تا از طریق شناسایی موانع و چالش های استقرار دولت الکترونیک در کشور و تسریع در پیاده سازی آن، برنامه های اصلاح ساختار نظام اداری کشور با سرعت بیشتری دنبال گردد. (یعقوبی، ۱۳۸۹: ۸۴)
۲-۲۷-موانع گسترش دولت الکترونیک
از میان موانع گسترش دولت الکترونیک ،می توان به سه مورد اصلی اشاره کرد.
۲-۲۷-۱-عوامل فرهنگی
بررسی دولتها و مطالعات اولیه آن ها برای به اجرا درآوردن طرح دولت الکترونیک نشان داده است که مشکل اصلی ایجاد و توسعه دولت الکترونیک،تکنولوژی نیست، بلکه مشکل اصلی در این است که آیا فرهنگ جامعه آمادگی پذیرش تغییرات بسیار زیادی که ایجاد خواهد شد رادارد یا خیر؟
این تغییرات تاثیر اصلی خود را بر کارمندان دولتی خواهند گذاشت. بررسی هانیز نشان میدهد که عدهای از کارمندان دولت با تغییرات سریع در نظام اداری مخالفند، در حالی که عده ای دیگر با آن موافق بوده و از ان استقبال میکنند.برای راضی کردن عموم مردم نیز باید جامعه را متقاعد کردکه انتقال اطلاعات به قدر کافی امن هست و حریم خصوصی افراد کاملا رعایت می شود. (رضایی، ۱۳۸۳: ۷۲)
- محیط فرهنگی مطلوب دولت الکترونیک:
در ساختار سازمانی یک دولت الکترونیک ،کارمندان به جای جلوگیری از خطرو ریسک در کارهای اداری به مدیریت ریسک می پردازند.در چنین محیطی افراد به خلاقیت و نو آوری در کارهای اداری تشویق میشوند.همچنین در جامعه اطلاعاتی پیشرفته، شهروندان و واحدهای خصوصی به امنیت سیستم دولت الکترونیک اطمینان داشته و اکثر امور خود را از طریق آن انجام میدهند. در چنین فضایی دولت نیز از خلاقیت و نو آوری حمایت میکند. (الوانی، ۱۳۸۲: ۸۲)
- راه رسیدن به محیط فرهنگی مطلوب:
پیشبینی می شود در جامعه ای مثل جامعه آمریکا، طی یک دوره تبدیلی ۵ ساله موقعیت فرهنگی مناسب برای پیاده سازی دولت الکترونیک چنان که ذکر شد فراهم شود. پیش از هر چیز ،عملی ساختن دولت الکترونیک به یک مدیریت و راهبردی بسیار کارآمد نیاز دارد. این هیات مدیره تنها از متخصصین (آی تی)تشکیل نمی شود بلکه در این هیات افرادی با تخصص های اقتصاد، مدیریت و جامعه شناسی نیز حضور خواهند داشت.گام اصلی بعدی تنظیم یک برنامه همه جانبه برای ادامه عملی ساختن دولت الکترونیک است. (الوانی، ۱۳۸۲: ۱۱۱)

۲-۲۷-۲-عوامل سازمانی و اداری
- موقیت کنونی سازمان ها و ادارات:
در حال حاضر ،ادارات دولتی دارای روابط بین سازمانی نیستند و این به دلیل فقدان شبکه الکترونیکی مناسب بین آن ها میباشد. مسئولین این سازمان ها نیز تنها به مدیریت در حوزه درون سازمانی عادت کردهاند و ارتباط بین سازمانهای مختلف میتواند مشکلاتی برای آن ها ایجاد کند.روش تصمیم گیری بالا به پایین نیز عامل دیگری است که به مشکلات مدیریتی دامن زده است. (ریاحی، ۱۳۸۲: ۷۷)
- ساختار اداری مطلوب دولت الکترونیک:
در یک نظام دولتی الکترونیک، موانع و حصارهای بین سازمانی برداشته می شود ودولت ازیک نظام بسته و محتاط به یک نظام باز که در آن نوآوری حرف اول را می زند تبدیل می شود.
- راه رسیدن به ساختار اداری مطلوب:
یکی از راه های مؤثر میتواند دادن پاداش به کارمندان و مدیرانی باشد که به جا افتادن دولت الکترونیک در سازمان خود کمک میکنند. حتی برخی دولت ها ارگان های خاصی را جهت دنبال کردن این موضوع تأسيس کردهاند.در همین حال به موازات این فعالیت ها، متخصصین (آی تی)در حال ساختن زیر بنای لازم برای مرتبط ساختن ارگان های مختلف به یکدیگر خواهند بود. (رضایی، ۱۳۸۳: ۱۰۹)
۲-۲۷-۳-کمبود منابع
همان طور که گفته شد در حال حاضر –درجوامع پیشرفته ای مثل ایالات متحده –کمبودی از لحاظ منابع تکنولوژیک احساس نمی شود. اما کمبود نیروی انسانی متخصص چه از لحاظ فنی و چه از نظر مدیریتی یک مشکل عمده در راه سرعت بخشیدن به روند تغییر به دولت الکترونیک به شمارمی رود. از طرفی به دلیل نو و بدیع بودن این موضوع در واقع می توان گفت که هیچ نیروی مدیریتی با تجربه ای، برای پیاده سازی دولت الکترونیک در سطح جامعه وجود ندارد. (رضایی، ۱۳۸۳: ۱۰۹)
- وضعیت مطلوب برای پیاده سازی دولت الکترونیک:
یک موج جدید از از افراد تحصیل کرده در فناوری اطلاعات و مدیریت وارد دولت مرکزی خواهند شد.از طرفی بهتر است دولت تا حد امکان به وسیله آموزش و حقوق بیشتر به جذب افراد شایسته از بین کارکنان فعلی دولت اقدام کند،زیرا این افراد با ساختار دولتی و اداری آشنایی بیشتری دارند. (رضایی، ۱۳۸۳: ۱۱۰)
- راه رسیدن به وضعیت مطلوب:
گر چه استخدام مدیرانی که تواناییهای گسترده ای در فناوری اطلاعات دارند یک اقدام اساسی و اصولی محسوب می شود اما آموزش مدیران قدیمی و استفاده از آن ها این مزیت را داردکه این افراد میتوانند در هزینه ها صرفه جویی کرده و اعتبارات مازاد را برای بهبود کیفیت زیر ساخت های تکنولوژیک دولت الکترونیک به کار گیرند. (رضایی، ۱۳۸۳: ۱۱۰)
۲-۲۸- رضایتمندی ارباب رجوع
در رابطه با مفهوم رضایت مندی مشتری تعاریف مختلفی از سوی نظریه پردازان بازیابی ارائه شده است. کاتلر رضایمندی مشتری را به عنوان درجهای از عملکرد واقعی یک شرکت که انتظارات مشتری را برآورده کند تعریف میکند. به نظر کاتلر اگر عملکرد شرکت انتظارات ارباب رجوع را برآورده کند، مشتری احساس رضایت و در غیر این صورت احساس نارضایتی میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۲-۳-۲- اثر صلح به نفع شخص ثالث همان طور که در بحث اقسام عقد صلح در خصوص صلح التزامی بیان شد تعهد به نفع ثالث میتواند به صورت یکی از دو عوض صلح در زمره تعهدهای اصلی قرار گیرد. ملاک این قاعده نیز ماده ۷۶۸ قانون مدنی میباشد که مقرر میدارد: «در عقد صلح ممکن اسن احد طرفین در عوض مال الصلحی که میگیرد متعهد شود که نفقه معینی، همه ساله یا همه ماهه تا مدت معین تادیه کند. این تعهد ممکن است به نفع طرفین مصالحه یا به نفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شود»

با تشکیل عقد مذبور، مالکیت مال الصلح به متعهد انتقال مییابد و تعهد به پرداخت مستمری مقرر به منتفع بر ذمه متعهد نفقه، و حق مطالبه این مستمری از متعهد برای منتفع ثابت میگردد (شهیدی، ۱۳۷۸، ص۹۵).  سوالی که در این قسمت به ذهن خطور میکند این است که آیا در تعهدی که به نفع ثالث می شود قبول آن لازم است یا خیر؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که دو نظریه وجود دارد. نظر اول این است که: حق مطالبه مستمری برای منتفع ثالث با قبول این شخص فعلیت مییابد و پیش از قبول او حق مذبور را مانند حق شخصی که معامله فضولی برای او یا نسبت به مال او انشا شده است، نسبت به آثار معامله مذبور، باید یک حق بالقوه محسوب کرد. بنابرین بدون قبول ثالث نمی توان تعهد متعهد را نسبت به موضوع نفقه داخل در دارایی ثالث دانست زیرا، از یک طرف، همان طور که سابقا بیان شده از اصل محدودیت آثار قرارداد به سود ثالث می توان نتیجه گرفت که بدون قبول ثالث اثر عقد به شخص یا اشخاص ثالث تسری نمی یابد و حقی برای او فعلیت پیدا نمی کند و از طرف دیگر با تکیه بر روح مقررات و قواعد حقوقی، می توان گفت که هیچ مالی بدون اراده شخص داخل در ملکیت او نمی شود مگر به وسیله ارشاد که یک سبب قهری انتقال مالکیت از مورد مشابه به وراث است. برگشت مال موضوع عقد به مالکیت مالک پیش از عقد، با فسخ یک جانبه طرف دیگر به استناد یکی از خیارات، نیز در واقع اثر غیر مستقیم اراده مالک مذبور است که برای تشکیل آن عقد ابراز گردیده است. پس از قبول ثالث نسبت به عقد صلح التزامی، این شخص میتواند برای وصول مستمری مذبور مستقیما به متعهد مراجعه کند و برای این امر نیازی به دخالت دهنده مال الصلح نمی باشد. زیرا، در نتیجه عقد صلح و قبول ثالث، حقی برای او به وجود آمده است و هر صاحب حقی میتواند حق خود را از شخصی که متعهد به تسلیم آن است، درخواست کند (همان، ص۱۰۴). نظر دوم این است که: صلحی که بین متعاملین منعقد میگردد و در آن تعهد به نفع ثالث می شود، ایجاد تعهد به نفع شخص مذبور می نمایند بدون آن که احتیاج به قبول و موافقت او داشته باشد. یعنی شخص ثالث بدون آن که مداخله در قرارداد کند متعهدله میگردد و از قرارداد منتفع می شود. در واقع این تعهد ریشه قراردادی دارد و از توافق دو طرف آن ناشی می شود، منتها اثر آن برخلاف قاعده به ثالث نیز سرایت میکند و در برابر او در حکم ایقاع است (امامی، پیشین ص۳۳۰٫ کاتوزیان، ۱۳۷۱ ص۱۸۲). به نظر میرسد با توجه به مواد ۱۹۶، ۷۶۸، ۷۶۹ قانون مدنی نظر دوم صحیح تر باشد. سوال دیگری که در این قسمت مطرح می شود این است که آیا وجود و تعیین ثالث هنگام عقد صلح ضروری است؟ در برابر این پرسش قانون مدنی حکم صریحی ندارد و ممکن است استدلال شود که چون حق ناشی از عقد بی درنگ به نفع ثالث ایجاد می شود و هیچ حقی را نمی توان به سود معدوم یا مجهول ایجاد کرد، اگر در قرارداد اصلی متعهدله معین نباشد یا حق برای ثانی ایجاد شود که هنوز زاده نشده اند، تعهد درست نخواهد بود. چنان چه مواد ۷۰، ۶۹و۴۵ حق انتفاع و وقفی را که به نفع معدوم انشاء شده است باطل میداند. ولی قیاس«تعهد به نفع ثالث» با حق انتفاع و وقف درست نیست. زیرا در آن عقود صاحب حق طرف اصلی قرارداد است. اراده او است که یکی از دو رکن ایجاد حق را تشکیل میدهد، پس باید هنگام بسته شده عقد موجود باشد. در حالی که «تعهد به نفع ثالث» متکی به اراده طرفین اصلی قرارداد است و ثالث هیچ سهمی در ایجاد آن ندارد (کاتوزیان پیشین ص۱۸۰). در تعهد مذکور، در ماده قبل بنفع هرکس که واقع شده باشد، ممکن است شرط نمود که بعد از فوت منتفع نفقه به وراث او داده شود. تعهد به نفع ثالث با ورشکستگی یا افلاس متعهد منحل نگردیده و ماده ۷۷۰ قانون مدنی در این باره مقرر میدارد: «صلحی که بر طبق دو ماده قبل واقع می شود به ورشکستگی یا افلاس متعهد نفقه فسخ نمی شود مگر این که شرط شده باشد» از ظاهر ماده مذبور استفاده می شود که صرف ورشکستگی یا افلاس متعهد نه سبب انحلال عقد صلح به خودی خود میباشد و نه مجوز فسخ عقد به وسیله طرف دیگر قرارداد یا ذینفع میباشد. به این ترتیب تعهد متعهد مستمری پس از ورشکستگی یا افلاس او باقی میباشد و مطابق قاعده در این حال منتفع برای دریافت طلب خود از بابت مستمری مذبور باید در ردیف بستانکاران متعهد ورشکسته قرار گیرد. ماده ۷۷۰ مذبور استثنائا امکان فسخ عقد صلح را به ورشکستگی یا افلاس متعهد در صورتی که این امر شرط شده باشد، پیشبینی کردهاست و اطلاق ماده ۷۷۰ ظهور در این دارد که در این استثناء تفاوتی بین این که انفساخ عقد در صورت ورشکستگی یا افلاس متعهد خود به خود و به صورت شرط نتیجه باشد یا با اعمال حق فسخ و به صورت شرط فعل، وجود ندارد. مطالبی که در این ماده قابل توجه به نظر میرسد امکان اشتراط انفساخ و یا فسخ عقد در زمان مجهول پس از عقد صلح است. زیرا همان طور که نمی توان اصل وقوع ورشکستگی یا افلاس متعهد نفقه را به هنگام تشکیل عقد پیشبینی کرد زمان وقوع این ورشکستگی یا افلاس را نیز نمی توان مشخص کرد (شهیدی، پیشین ص۱۰۷). به این جهت طبق ماده ۴۰۱ ق. م که اعلام میدارد: «اگر برای خیار شرط مدت معین نشده باشد، هم شرط خیار و هم بیع باطل است. » قاعدتا عقد صلح مذبور باید باطل اعلام گردد، چه این که هرچند مفاد ماده ۴۰۱ ق. م در فصل بیع ذکر شده است، اما با توجه به این که اطلاق ماده۴۵۶ ق. م : «تمام انواع خیارات در جمیع معاملات لازم ممکن است موجود باشد مگر خیار مجلس و حیوان و تأخیر ثمن که مخصوص بیع است. » اقتضا دارد که خیار شرط با تمام احکام مقرر در آن برای تمام عقود لازم و از جمله عقد صلح ثابت باشد. و با در نظر گرفتن این که زمان ورشکستگی یا افلاس متعهد نفقه که بنا به شرط، زمان فسخ یا انفساخ عقد صلح در نظر گرفته می شود، عرفا زمان مجهولی تلقی می شود و با لحاظ وحدت ملاک بین شرط خیار فسخ و شرط انفساخ خود به خود عقد، عقد صلحی را هم که در آن حق فسخ، یا انفساخ عقد در صورت ورشکستگی یا افلاس متعهد شرط می شود، باید محکوم به بطلان باشد (همان).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کلیه مواد هیدروکربنی که در مخازن نفتی وجود دارند، پترولیوم[۱۴۱] خوانده میشوند، این کلمه در فارسی معادل مناسبی ندارد[۱۴۲] اما ترجمه تحتاللفظی آن از لاتین به معنی سنگ نفت است که به مقادیر مختلف و به اشکال گاز، مایع و جامد در داخل طبقات زمین وجود دارد. از نظر شیمیایی دارای ترکیبی پیچیده از کربن، هیدروژن، گوگرد، اکسیژن و ازت است که عناصر نادر دیگری هم در ترکیب آن دخالت میکنند. بنابرین، نفت ترکیبی از هیدروکربونها با زنجیرههای بلند کربنی است که به دلیل پیوندهای کربنی، مقدار قابل توجهی انرژی در خود ذخیره می کند. به عبارت دیگر نفت، صرفنظر از ماهیت دقیق شیمیاییاش به عنوان حامل انرژی در نظر گرفته می شود، اما به طور دقیق، از مخلوطی از هیدروکربورها با وزن مولکولی بالا تشکیل می شود.[۱۴۳] حالت مایع آن به نفت خام معروف است که از مجموع هیدروکربنهای مایع سبک و سنگین ترکیب شده است. گاز طبیعی موجود در مخازن نفتی از هیدروکربنهای سبکتر که مهمترین آنها متان است، تشکیل یافته است. در مقابل، انواع نیمه جامد و جامد نفت از هیدروکربنهای سنگین ترکیب شدهاند، مانند قیر.[۱۴۴]


مبحث دوم – تقسیم بندی صنایع نفت و گاز
صنعت نفت و گاز در یک تقسیم بندی عام به دو بخش بالادستی و پاییندستی تقسیم میگردد. از این رو، شرکتهای نفت و گاز ممکن است تنها در بخش بالادستی که شامل فعالیتهای حفاری، اکتشاف، توسعه و تولید میگردد، فعال باشند یا اینکه در بخش پاییندستی که شامل انتقال، پالایش و بازاریابی محصولات تولیدی میگردند نیز فعالیت داشته باشند.[۱۴۵] به تبعیت از همین موضوع عملیات نفتی به دو گروه عمده تقسیم میشوند:”عملیات بالادستی”[۱۴۶] و “عملیات پایین دستی”[۱۴۷]. برخی نیز دسته سومی را تحت عنوان “عملیات میاندستی “[۱۴۸] به این دو مورد افزودهاند. دسته اخیر در واقع بخشی از عملیات پاییندستی بوده، مربوط به انتقال نفت و گاز یا فرایند تبدیل برای مقاصد انتقال است.[۱۴۹]
مبحث سوم – حقوق قراردادهای نفتی
نخستین چاه نفت توسط ادوین ال.دریک حفر و در سال ۱۹۵۹ به بهره برداری میرسد و بدین ترتیب اکتشاف و استخراج نفت به صورت یک صنعت به شیوه جدید آغاز میگردد و افراد گوناگون تلاش خود جهت حفر چاه و دستیابی به ثروت را آغاز میکنند.[۱۵۰]
نفت، صحنه مرکزی برنامه ریزی و سیاست داخلی و بین المللی انرژی را برای بیش از یک صده تسخیر نموده است.[۱۵۱] منابع نفت و گاز توزیع جغرافیایی برابری در کره زمین ندارند[۱۵۲] و هیچ صنعتی مانند صناعت نفت متاثر از، و نیز مؤثر بر سیاست و روابط بین الملل نبوده است، امری که بر انعقاد و اجرای عقود نفتی به وجه عام و قراردادهای منعقده در بخش بالادستی این صنعت بالذاته بین المللی، به نحو خاص تاثیر مستقیم داشته است.[۱۵۳] صنایع نفت و گاز به دلیل ماهیت خاص خود، از جمله صنایعی هستند که نه تنها بازیگری استثنایی در معادلات سیاسی و اقتصادی بین الملل محسوب میشوند، بلکه نقش بسیار حیاتی در اقتصاد و سیاست داخلی کشورهای دارنده این منابع ایفا میکنند.[۱۵۴] صنعت نفت، صنعتی مرتبط با تجارت بین الملل میباشد که معمولا به وسیله استانداردهای خاص برای تنظیم اقدامات متنوعش حکمرانی می نماید.[۱۵۵]
یکی از جلوههای حاکمیت، صلاحیت انحصاری دولتها در بهره برداری از منابع طبیعی واقع در قلمرو آنها و به تبع آن بازداشتن دولتهای دیگر از استفاده آن منابع بدون رضایت دولت اخیر است. از جمله مهمترین منابع تحت حاکمیت دولتها، مخازن نفت و گاز میباشد.[۱۵۶] دولت دارای حاکمیت مطلق نسبت به منابع سرزمینی بوده و این حاکمیت در چهره مالکیت دولت نسبت به این منابع رهنمون داشته، این امر به این معنا خواهد بود که تمامی عملیات ناظر به اکتشاف، توسعه، تولید و انتقال نفت و گاز بدون اجازه دولت ممکن نبوده و تمامی این عملیات تحت کنترل و نظارت مستمر و دقیق دولت به انجام خواهد رسید.[۱۵۷] و حقوق قراردادهای نفتی جولانگاهی از حقوق است که به بررسی این مبانی پرداخته و در جهت ایجاد تعادل و تعامل بین این مالکیت و حاکمیت از یک سو و تعهدات و حقوق سرمایه گذاران و شرکتهای بین المللی نفتی از سوی دیگر در حرکت بوده و به سمت اعتلای روابط قراردادی طرفین قراردادهای بین المللی نفت و گاز گام برمیدارد.
گفتار اول – Lex Petrolea چیست؟
Lex Petrolea را میتوان با اجمال و تسامح نوعی حقوق نفت ترجمه کرد. بانیان این نظریه بر این باورند که الگوهای رایج قراردادهای نفتی و رویه های متداول در معاملات نفتی و همچنین آرای داوریهای بین المللی مربوط به پرونده های اختلافاتی که موضوع آنها با قراردادها و پروژه های نفتی پیوند داشته است، مجموعه ای از اصول حقوقی و رویه های عرفی مشترک به وجود آوردهاند که به طور اختصاصی در صنعت نفت کاربرد دارد. بر اساس این نظریه میتوان مجموعه اصول عرفی و قواعد حقوقی تطبیق یافته با ماهیت و ویژگیهای صنعت نفت و گاز را با تکیه بر عرفی بودن آن به عنوان یک نظام حقوقی مستقل و خودکفا با آثار الزامآور در داوریها و قراردادها و معاملات نفتی به کار بست.[۱۵۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با این همه رویه اخیر دولتها مثالهای را ارائه میکند که نشان دهنده آن است که دکترین مصونیت حتی در زمینه جنایات بینالمللی زنده و پویا است. در مارچ ۲۰۰۱ دیوان عالی فرانسه اعلام نمود که معمر قذافی رئیس حکومت لیبی نسبت دادخواستی که وی را مسئول بمباران هواپیمای DC- 10 فرانسه میداند دارای مصونیت میباشد. همچنین دیوان ملی اسپانیا در سال ۱۹۹۹ اعلام کرد صلاحیت پیگرد فیدل کاسترو رهبر وقت کوبا را به علت برخورداری وی از مصونیت ندارد. دادگاه اسپانیا همچنین اعلام نمود که حکم آن مغایرتی با رأی خویش در قضیه پینوشه ندارد زیرا پینوشه رئیس پیشین دولت بود و بدین ترتیب دیگر از مصونیت از صلاحیت برخوردار نبود.[۱۵۴]

همچنین در مارس سال ۲۰۰۰ وزارت امور خارجه ایالات متحده از تعقیب یک تبعه پرو که ادعا میشد شکنجهگر است، به دلیل برخورداری از مصونیت دیپلماتیک خودداری نمود. » این قضیه حاکی از اکراه دولتها از پذیرش یک رهیافت جدید و مترقی در مورد جرایم بینالمللی است، که در عوض ترجیح میدهند ارزشهای قدیمی مثل احترام به حاکمیت دولت و پیامد منطقی آن یعنی مصونیت مقامات دولت یا مصونیت دیپلماتیک را رها نکند. [۱۵۵]«
در پرونده ” رابرت موگابه “[۱۵۶] رئیس جهور وقت زینباوه که در دادخواست، به کشتار، شکنجه، تجاوز و تروریسم متهم شده بود ” دپارتمان ملی ایالات متحده “[۱۵۷] به دادگاه پیشنهاد کرد که موگابه از مصونیت یک رئیس دولت نزد دادگاههای آمریکا برخوردار گردد. در این پیشنهاد تأکید شده بود که محاکمه وی در تقابل با اهداف سیاست خارجی آمریکا خواهد بود. در نهایت دادگاه اعلام نمود که موگابه حق سفر به آمریکا بدون واهمه از محاکمه برای اعمال خویش حتی اگر تجاوزات حقوق کیفری بینالمللی باشد را دارا است.

همچنین الزام دولتهای عضو از سوی اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی به پیگرد مرتکبین جنایات بینالمللی و چشم پوشی از مصونیت مقامات فعلی نمیتواند تعهدات دولتها در زمینه مصونیت های عرفی و قراردادی مقامات دولتها را تحت شعاع قرار دهد. زیرا به نظر میرسد هیچ گونه قاعده عرفی در زمینه چشم پوشی از مصونیت مقامات دولتی متصدی مقام نزد دادگاه های داخلی سایر کشورها به وجود نیامده است. باید اذعان نمود که تا کنون هیچ دادگاه ملی مصونیت مقامات فعلی دولت را نقض نکرده است.[۱۵۸]
دیوان بینالمللی دادگستری در رأی خود پیرامون دعوای جمهوری دمکراتیک کنگو علیه بلژیک اعلام کرد که وزیر امورخارجه متصدی مقام از تعقیب کیفری نزد محاکم سایر کشورها دارای مصونیت میباشد و این مصونیت جرایم بینالمللی که وی در ظرفیت رسمی یا شخصی خویش خواه پیش از تصدی مقام و یا حین تصدی مقام مرتکب شده است را نیز شامل می شود. دیوان استدلال بلژیک را که زمانی که وزیر امور خارجه مظنون به انجام جرایم جنگی یا جرایم علیه بشریت باشد از مصونیت برخوردار نیست رد کرد. دیوان اعلام کرد که شواهدی که بتوان از آن چنین استثنائی را بر مصونیت استنباط کرد در رویه دولتها به اندازه کافی وجود ندارد.[۱۵۹]
بنابرین رئیس دولت متصدی مقام، دیپلماتهای دارای اعتبارنامه و سایر مقامات، تا زمانی که مقام خویش را ترک نکرده اند نسبت به اعمالی که در ظرفیت شخصی و رسمی خویش مرتکب میشوند دارای مصونیت هستند. نتیجه اینکه هرچند حقوق بین الملل و جامعه جهانی جنایات بین المللی را اعمالی خلاف حقوق بینالملل و شایسته چشمپوشی از مصونیت مرتکبین آن میدانند اما لزوم احترام به نمایندگان دولتی متصدی مقام به عنوان نماد حاکمیت دولت و رعایت اصل تساوی حاکمیتها مانع از آن می شود که دادگاه های داخلی کشورهای خارجی، مقامات دولتی دارای مصونیت را که مرتکب جنایات بین المللی میگردند تحت پیگرد قرار دهند.[۱۶۰]
گفتار سوم: تعقیب پس از زمان تصدی مقام
هرچند برخورداری مقامات دولتی از مصونیت کیفری در زمان تصدی مقام و پس از آن با اصل تساوی حاکمیتها و نظریه عمل دولت منطبق است اما رویه دولتها نشان میدهد که چنین مصونیتی در مورد جنایات بین المللی تنها محدود به دوران تصدی مقام است و پس از ترک مقام دیگر قابل ادعا نمی باشد. فارغ از اینکه چنین جرایمی پیش از تصدی مقام یا پس از آن و یا حتی در حین تصدی مقام اتفاق افتاده باشد.
البته دادگاه بینالمللی کیفری برای یوگوسلاوی سابق در قضیه ” فروندزیچ “[۱۶۱] عدم مصونیت مقامات فعلی را در زمینه جرم شکنجه بدون تردید کاشف از حقوق بینالملل عرفی دانست. » بنابرین، قاعده مذبور، ظاهراًً در دادرسیهایی که در دادگاههای داخلی نیز انجام میگردد قابل اجراست.«[۱۶۲] اما رویه دادگاههای داخلی و نیز رأی دیوان بینالمللی دادگستری در دعوای کنگو علیه بلژیک نشان دهنده آن است که از چنین دیدگاهی تبعیت نمیکنند. اما همین رویهها نشان از آن دارد که عدم مصونیت مقامات سابق نزد محاکم داخلی سایر کشورها به اتهام جنایات بینالمللی امری بدیهی و پذیرفته شده میباشد.
» نقض مصونیت اعمال خصوصی مقامات سابق شامل جنایات بینالمللی، کاملاً هماهنگ با دو هدف اصلی دکترین مصونیت سران دولت، یعنی احترام به برابری حاکمیت و آزادی انجام وظایف رسمی دیپلماتیک میباشد. زیرا جنایت علیه بشریت، شکنجه و سایر جنایات بینالمللی، خارج از محدوده اعمالی است که وظیفه رسمی مقامات دولتی محسوب می شود.«[۱۶۳]
پیشنویس قانون جرایم علیه صلح و امنیت بشری اعلام میدارد که : »این حقیقت که یک شخص به عنوان رئیس یک دولت عمل میکند یا به عنوان مأمور حکومتی، او را از مسئولیتش نسبت به اعمالی که در این قانون جرم است آزاد نمینماید. [۱۶۴]«
همچنین بند ۲ ماده ۳ قطعنامه مؤسسه حقوق بین الملل در باره مصونیت از صلاحیت دولت و افرادی که از طرف دولت عمل مینمایند در موارد جرایم کیفری بینالمللی اعلام میدارد که وقتی سمت یا مأموریت افرادی که از مصونیت شخصی برخوردارند به پایان میرسد دیگر از چنین مصونیتی برخوردار نخواهند بود.[۱۶۵]
در دعوای کنگو علیه بلژیک دیوان بینالمللی دادگستری اعلام نمود که هرچند مقامات دولتی در طول دوران تصدی مقام از مصونیت مطلق نزد محاکم داخلی سایر کشورها برخوردارند اما چنین مصونیتی در زمینه جنایات بینالمللی پس از پایان دوران تصدی مقام ادامه نخواهد یافت.
در قضیه آیشمن، متهم مسئله عمل دولت را مطرح نموده و معتقد بود عمل انتسابی به وی، عمل دولت آلمان بوده و مسئولیتی متوجه او نمیشود. » دادگاه اسرائیل صراحتاً رأی داد که آن دسته از کارگزاران دولت که در حیطه وظایف رسمی خود عمل کردهاند اگر مرتکب جنایات بینالمللی شوند، نمیتوانند از مسئولیت کیفری مصون باشند.«[۱۶۶]
مقامات سابق بر اساس حقوق بینالملل دارای مصونیت شغلی میباشند که مانع پیگرد آنان توسط دادگاه های داخلی کشورهای خارجی نسبت به اعمال انجام شده آنان در محدوده وظایف رسمیشان میگردد. با این اشاره که چنین مصونیتی از صلاحیت کیفری دادگاه های خارجی وقتی فرد متهم به انجام جرایم بینالمللی باشد به وجود نمیآید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ما برای اداره ی اطلاعات منفی و به دست آوردن دیدی مثبت از خود و جهان از انواع دفاع ها و راهبردهای خود فریبی استفاده میکنیم (تیلر[۶۲]، ۱۹۸۹، سیر و براون،[۶۳] ۱۹۸۸و ۱۹۹۴). راهبردهای خود فریبی که برای مقابله با اطلاعات وحشتناک و مغایر با دید خوش بینانه ما از جهان به کار می بریم شامل: الف) سازو کارهای دفاعی (انکار و واپس رانی) ب)خطاهای ادراکی مثبت است.


- انکار و واپس رانی (سرکوبی)
انکار و واپس رانی دو ساز و کار دفاعی هستند که برای کمک به ما در جهت حفظ یک دید خوش بینانه از جهان، زیاد به کار میروند. انکار، عدم قبول وجود یا معنای رویدادهای تهدید کننده و فشار انگیز در دنیای بیرون را شامل می شود (کار، ۲۰۰۴، ترجمه ی پاشا شریفی و نجفی زند، ۱۳۸۵). خارج کردن مطالب ناخوشایند از حیطه ی هشیار ذهن و وارد نمودن آن ها به حیطه ی ناهشیار ذهن واپس رانی (سرکوبی) نامیده می شود. در واقع سرکوبی نوعی فراموشی ناهشیار وجود چیزی است که موجب رنج یا ناراحتی می شود (شولتز، شولتز، ۲۰۰۵، ترجمه ی سید محمدی، ۱۳۸۷) . تیلر(۱۹۸۹) استدلال میکند که دفاع هایی مثل انکار و واپس رانی ناسازگارانه اند، زیرا واقعیت را تحریف میکنند. بخشی از مغز از بخش دیگر که واقعیت های انکار شده یا تحریف شده را میداند منفک می شود.
شلی تیلر(۱۹۸۹، به نقل از کار، ترجمه ی پاشا شریفی و نجفی زند، ۱۳۸۵) پژوهش هایی را خلاصه کردهاست که نشان میدهند مردم، به ویژه افراد سالم به گونه ای سوگیرانه خود را خوش بینانه می بینند. تفکر بشری با سوگیری مثبت جدی مشخص می شود. یعنی این که مغز ما طوری طراحی شده است که به جای اندیشیدن به طریق واقع بینانه و منفی، به شیوه ی مثبت می اندیشیم. افراد به سه طریق عمده خود را برخلاف حقایق موجود با آن چه که دیدگاه سایرین از موقعیت نشان میدهد مثبت تر می بینند. نخست این که، آنان رفتار گذشته، صفات شخصی و خودشان را به عنوان شخصی در روشنایی افزایش یافته می بینند. به عبارت دیگر خطای ادراکی خود افزایی[۶۴] را تجربه میکنند. دوم این که آنان از یک حس غیر واقع بینانه در مورد کنترل شخصی نسبت به امور و از یک باور بزرگ نمایی شده و بی پایه برخوردارند که فکر میکنند میتوانند از بدتر شدن کارها جلوگیری کنند و آن ها را بهبود بخشند. اما در مورد چیزهای بد که برایشان رخ میدهد مسئولیتی ندارند. سوم این که، یک حس بی اساس خوش بینانه دارند که آینده امید بخش تر از ان چیزی خواهد بود که واقعیت میگوید. به عبارت دیگر بر این باورند که آینده به جای بد بیاری، فشار روانی و آشفتگی، فرصت های بیش تری را برای وقوع چیزهای خوب برایشان فراهم خواهد ساخت. خطای ادراکی مثبت فرایندهای توجه انتخابی و فراموشی مطالب، نادیده گرفتن ناتوانی و خود انگاره ی منفی را شامل می شود (کار، ۲۰۰۴، ترجمه ی پاشا شریفی و نجفی زند، ۱۳۸۵).
توجه انتخابی و فراموشی مطلوب
توجه انتخابی، دیدن چیزهای مثبت و چشم پوشی از چیزهای منفی در مورد خودمان، یعنی از صافی گذراندن اطلاعات از طریق سوگیری را شامل می شود، به گونه ای که فقط اخبار مثبت ثبت و رمز گردانی می شود. فراموشی مطلوب، فرایندی است که در آن اطلاعات منفی درباره ی خود به آسانی یادآوری نمی شود و در مقابل اطلاعات مثبت که دید مثبت از خود حمایت میکند با جزییات قابل ملاحظه بازسازی می شود.
نادیده گرفتن ناتوانی
اطلاعات منفی درباره خود را می توان با نادیده گرفتن ناتوانی آشکار خود و پذیرش این که در این زمینه ها از مهارت اندکی برخورداریم اداره کرد.
خود انگاره ی منفی
خود انگاره ی منفی[۶۵]، مجموعه باورهای سازمان یافته ای است که به ما امکان میدهد موقعیت هایی را که ممکن است در آن ها اطلاعات منفی درباره ی خود دریافت کنیم پیشبینی نماییم و سپس راهبردهایی را برای برخورد با آن ها تدارک ببینیم. برای مثال بگوییم چون کم رو هستیم زیاد حرف نمی زنیم. خود اتگاره ی منفی به شخص امکان میدهد حد و مرزی دور صفت شخصی منفی خود ایجاد کند، موقعیت هایی را که ممکن است به آن ها مربوط باشد یا نباشد پیشبینی کند و برای آن ها نقشه بکشد. خود انگاره ی منفی هم چنین ممکن است به شخص امکان دهد که با نسبت دادن هر گونه ارزشیابی منفی از خود یک ویژگی منفی در هسته ی خود انگاره ی منفی از عزت نفس خود محافظت کند. برای مثال بگوید: «من در امتحان به این خاطر نتوانستم خوب عمل کنم که کمرویی ام مرا از سوال کردن در کلاس باز می داشت، و فقط کسانی که سوال میکنند در امتحانات نتایج خوب به دست می آورند.» (کار، ۲۰۰۴، ترجمه ی پاشا شریفی و نجفی زند، ۱۳۸۵).
خود انگاره ی مثبت[۶۶]
اطلاعاتی که به روش انتخابی مورد توجه قرار میگیرد و ما آن ها را به یاد می آوریم به وسیله ی خود انگاره هایمان یعنی باورهایمان در مورد نوع خود و صفات یکسانی که داریم تعیین میشوند. خود انگاره ها مشخص میسازند که به کدام جنبه از موقعیت ها توجه میکنیم و سپس برداشت هایمان با همان اطلاعات تقویت می شود (مراک[۶۷]، ۱۹۹۹).
بخشی از خود انگاره ی ما مربوط به باور کنترل شخصی و ادراک خود به عنوان فردی که نسبت به کنترل محیط خود تواناست میباشد. بیشتر بزرگسالان بر این باورند که جهان قابل کنترل است. ارنست بکر[۶۸] (۱۹۷۳)، استدلال میکند که باورمان بر کنترل پذیری و با نظم بودن جهان، ما را از رویایی مداوم با واقعیت میرایمان و این که همه ی ما یک قدم با مرگ فاصله نداریم محافظت میکند.ما باور به کنترل شخصی را به دلایل گوناگون حفظ میکنیم. ما به اشتباه، بسیاری از رویدادهایی را که بازده مطلوب دارند نتیجه ی اعمال خود قلمداد میکنیم. برای مثال «من گل ها را آب دادم و آن ها رشد کردند.» (کار، ۲۰۰۴، ترجمه ی پاشا شریفی و نجفی زند، ۱۳۸۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به این که اکثر کاربران اینترنت که به دنبال موضوعی خاصی هستند. از موتورهای جستجو استفاده میکنند،فقط دو صفحه اول از نتیجه بازگشتی توسط موتورهای جستجو را بررسی میکنند. بنابرین وبسایتی که با این ویژگی طراحی گردد، در نتایج جستجوهای مرتبط با فعالیت سایت، به عنوان سایت برتر در صدر جستجو قرار میگیرد (شعبان زاد و موسوی چلک، ۱۳۸۵).

تحلیل تراکم کلمات کلیدی
زمانی که موتورهای جستجو یک صفحه وب را نمایه میکنند،هر نسبت کلیدواژهها به تعداد کل کلمات را تحلیل میکنند و هم محل قرار گرفتن همان کلیدواژهها را در سراسر محتوا چک میکنند و از این اعدادبرای امتیاز اعتباری سایت استفاده میکنند. اگر تحلیل تراکم کلیدواژه سایت مورد نظر مطابق با معیارهای انحصاری و رایج موتورهای جستجو باشند سایت نسبت ارتباط بالایی پیدا میکند و در صدر لیست موتور جستجو قرار میگیرد در غیر اینصورت صفحه وب سایت با امتیاز کم و رده بندی پایین مواجه میشود (همان)
متاتگ[۴۸] چیست ؟
متاتگ ها راهی برای شناساندن وب سایت شما به جهان خارج است. عنوان تگ هایی که برای صفحات سایت خود تعریف میکنید موتورهای جستجوگر را در شناختن مطالب داخل سایت شما یاری میکند .
انواع اصلی متاتگ
این متاتگ باعث میشود که اطلاعات اضافیای همراه صفحه وب درخواستی شما در http header به مرورگر ارسال شود. مثلا میتوانید تاریخ انقضای اطلاعات را تعیین کنید یا میتوانید صفحه وب را با یک متاتگ خاص پس از چند ثانیه به صفحه دیگری بفرستید بدون دخالت کاربر !
HTTP-EQUIV
این نوع از متاتگ برای تعیین اطلاعات داخل صفحه وب استفاده میشود که باعث میشود صفحه وب شما با راحتی بیشتری برای موتورهای جستجوگر شناخته شود … مثلا زبان این صفحه، نام طراح، کلمات کلیدی این صفحه و …
NAME
این نوع از متاتگ برای تعیین اطلاعات داخل صفحه وب استفاده میشود که باعث میشود صفحه وب شما با راحتی بیشتری برای موتورهای جستجوگر شناخته شود … مثلا زبان این صفحه، نام طراح، کلمات کلیدی این صفحه و …
NAME
کاربرد متاتگ در صفحات وب
متاتگ ها را باید داخل تگ هد[۴۹] نوشت. در صفحه هایی که از چند فریم درست شده باید در تمام صفحات متاتگ را نوشت (شرفی، ۱۳۸۳).
به طور کلی متاتگهای زیادی با کاربردهای فراوان موجود هستند. ما در اینجا به بررسی و کاربرد برخی از آن ها که مهمند میپردازیم: (داستانی، ۱۳۹۱)
شرح
معادل فارسی
نام ابربرچسب
نامی که به سند داده میشود.
عنوان
Title
توضیح کوتاه و روشن از سند، به موتورهای جستجو کمک میکند تا صفحات را با کلماتی از عنوان یا متن نمایه کنند.
توصیف
Description
این ابربرچسب به موتورهای جستجو کمک میکند تا صفحات را با کلماتی از عنوان یا متن نمایه کنند.
کلیدواژه
Keyword
روبوت های وب را در هر صفحه کنترل میکند این ابرچسب شاید باعث شود تا یک روبوت بدون نمایه کردن آن صفحه از آن عبور کند.
روبوت
Robot
این ابربرچسب که شاید به گونهای از مشخصه ها بسط داده شود، باعث میشود تا مرورگر نت اسکیپ[۵۰] مشخصه های مناسب را قبل از نمایش صفحه دربرگیرد.
محتوا-نوع
Cornent-Type
نویسنده یا پدیدآورنده مدرک
نویسنده
Author
زبان بازدید مجدد از یک صفحه را برای منبع تعیین می کند.
بازدید مجدد
Revisit
اطلاعات مربوط به حقوق منبع
حق مؤلف
Copyright
ارتباط با دیگر منابع
ارتباط
Link
زبان منبع را دربرمیگیرد.
زبان
Language
نوعی برنامه برای ویرایش فایل
شناسه برنامهای
Progid
تاریخ و زمان انقضای مدرک از وبسایت
انقضا
Expires
این فیلد برای شناسایی دایمی اطلاعات مربوط به یک تولید کننده استفاده میشود.
ایجادکننده
Originator
این ابربرچسب با نرمافزار کنترلی به کار گرفته میشود. شبیه رتبه بندی فیلمهای سینمایی برای افراد، تعیین اینکه این سند یا مدرک مناسب کدام گروه از افراد است، با این ابربرچسب امکان پذیر است.
رتبه بندی
Rating
عاملهای پنهان شونده را مشخص میکند، عواملی که قرار نیست توسط مرورگرها نمایه شوند، در این ابربرچسب ها قرار میدهند.
کنترل پنهان
Cache-Control
برای تصحیح به کار میرود.
ممیزی
Verify
این ابربرچسب از نادیده گرفته شدن سند توسط مرورگر نت اسکیپ به طور محلی جلوگیری میکند.
—
Progma
دامنه وبسایت شما را مشخص میکند، بدین معنا که مخاطبان وبسایت شما جهانی هستند یا مختص محدوده خاصی هستند.
توزیع
Distribution
برای ارزش محتوای سایت وب در جریان نمایه سازی
نوع منبع
Resource Type
مشخص کردن موضوع، موتورهای کاوش وبسایت را در طبقه و موضوع اصلیاش نمایه میکند.
طبقه بندی
classification
عوامل مورد استفاده در موتورهای جستجو برای رتبه بندی سایتها
هنگامی که برای جستجوی موضوعی موضوعی خاص، از موتورهای جستجو استفاده میکنید، تمام موتورهای جستجو سعی میکنند تا لیستی از صفحات وب که بیشترین مطابقت را با جستجوی شما دارد، ارائه دهند. لیستی که موتورهای جستجو ارائه میدهند به ترتیب از بیشترین ارتباط به کمترین ارتباط با واژه مورد جستجو مرتب میگردد. البته موتورهای جستجو همیشه به کاربران جوابهای کاملا مرتبط را نمیدهند. گاهی اتفاق میافتد که صفحات نامرتبط در لیست نتایج دیده میشود، این امر باعث میشود که وقت کاربر در مرور نتایج مرتبط تلف شود. هر موتور جستجویی که میزان صفحات مرتبط بیشتر و نامرتبط کمتری را بازیابی کند بهتر است، برای دستیابی به این منظور و تعیین ربط وب سایتها، موتورهای جستجو از مجموعهای از قواعد بهره میگیرند که به آن الگوریتم[۵۱] میگویند. هر موتور جستجو الگوریتم خاص خود را دارد (ابراهیمی، ۱۳۸۷). در نتیجه یک سایت ممکن است در موتورهای جستجوی مختلف، رتبهی متفاوتی کسب کند.
برخی از مهمترین معیارهای مشترک در رتبه بندی اغلب موتورهای جستجو
این که کلمه یا عبارتی که مورد جستجو قرار میگیرد در کجای صفحه وب قرار داشته باشد یکی از مهمترین معیارها در رتبه بندی سایت است. هر کدام از مکانهای صفحه وب ارزش وزنی به خصوصی دارند. برای مثال کلمهای که در عنوان واقع شده است از ارزش بیشتری نسبت به کلمهای که در متن است، دارد (به رینگ و پیج، ۱۹۹۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب) مستند : در این قالب برنامه ساز تمام یا بخش از واقعیت تاریخی ، جغرافیایی ، اجتماعی و غیره را به تصویر کشیده و برای ساخت چنین برنامه ای تنها به انتخاب فضا آن هم بدون کم ترین دخالتی پرداخته تا بر مبنای آن پیام خود را به بیننده منتقل کند. امروزه برنامه های مستند یکی از قالب های پرکاربرد تلویزیون بوده تا جایی که یک شبکه تلویزیونی به این گونه برنامه ها اختصاص داده شده است. این شکل ارائه برنامه نیز بسته به نحوه تولید به اقسام زیر دسته بندی می شود :


۱٫ مستند محض[۸۹]– در این نوع از مستند جنبه پژوهشی نسبت به جنبههای زیبایی شناختی برتری دارد و مصادیق فیزیکی و مادی در آن عیناً عرضه می شود ، از صحنه پردازی ، بازسازی و یا هنر پیشه در آن استفاده نمی شود. این گونه مستندها معمولاً کاربرد علمی- آموزشی دارند.
۲٫ مستند داستانی[۹۰]– در این فرم از مستند با توجه به ماهیت موضوعی که به آن پرداخته می شود ، سعی شده از برخی عناصر جانبی کمک گرفته شود. برای مثال در طرح مسائل تاریخی یا اجتماعی از یک مجری یا بازیگر برای جذب بیننده استفاده میکنند. یا اینکه موضوعی انتخاب و به شکل کاملاً تصادفی به صورت فیلم مستند تهیه می شود.
۳. مستند گزارشی[۹۱]– ساده ترین نوع کار مستند به لحاظ محدود بودن میدان و موضوع گزارش از یک سو و به کار گیری شواهد و مستندات از طرف دیگر میباشد. در این نوع برنامه گزارشگر با حضور در محل یک حادثه یا رویداد به صحبت با افراد یا متخصصین امر پرداخته و با نشان دادن آن در تلویزیون نتیجه گیری نهایی را بر عهده بیننده قرار میدهد.
ج) گزارش[۹۲]: برنامه ی است گاه مستقل و یا جزئی از یک برنامه که در آن محیط ، شرایط و فضای رویدادی خاص یا موضوعی خاص از سوی گزارشگر برای مخاطب منعکس می شود. در اغلب موارد موضوع گزارش یا رویداد شکلی تخصصی دارد. برای مثال گزارش گنکره ها و گردهمایی علمی یا مسابقات ورزشی.
د) مسابقه[۹۳]: این دسته از برنامه ها با اهدافی دوگانه برای پخش از تلویزیون تهیه میشوند ، از یک سو با ایجاد رقابت بین شرکت کنندگان باعث بروز و تخلیه هیجان به شکلی صحیح شده و از سوی دیگر طرح سوالات عمومی و تخصصی در چنین مسابقاتی از لحاظ آموزشی و اطلاع رسانی نیز مفید فایده است. این شکل از برنامه معمولاً در قالب های متفاوت ارائه می شود ، گاهی مسابقه کاملاً علمی و تخصصی طراحی می شود ، گاهی مسابقه به صورت کاملاً ورزشی طراحی می شود ، گاهی مسابقه به شکل ترکیبی طراحی خواهد شد.
ه) ترکیبی[۹۴]: این قبیل برنامه ها ساختاری به شکل موزائیک دارند. به سخن دیگر در برنامه های ترکیبی از چندین شکل برنامه نظیر قطعات نمایشی ، موسیقی ، مصاحبه ، گزارش و گرافیگ (انیمیشن) در تلویزیون بهره جویی می شود که گرچه به لحاظ شکل ارائه و مدت زمان با هم متفاوتند ، اما در نهایت درون یک چهارچوب قرار می گیرند. ُجنگ نوعی برنامه ترکیبی است که کلیه بخش های آن حول یک محور حرکت میکنند و پیام برنامه در تمام بخش ها به شکل منطقی به نوعی تکرار می شود. برای نمونه برنامه های خانواده تهیه شده در صدا و سیما شکلی ترکیبی دارند.
بند سوم ) از لحاظ ساختار
بعد از اینکه با موضوعات قابل طرح در یک برنامه و قالب (شکل) برنامه برای ارائه آن ها آشنا شدیم ، مهم ترین ملاک طبقه بندی برنامه های تلویزیونی ساختار میباشد که نمود بارز معماری هر برنامه بوده و از ترکیب عناصر سه گانه « نیروی انسانی » ، «منابع مالی » ، « منابع تجهیزاتی و مواد مصرفی » شکل میگیرد و به واقع استخوان بندی برنامه را تشکیل میدهد. نتیجتاً پیام و محتوای برنامه در یک قالب تعیین شده ، با صرف وقت و هزینه در یکی از ساختارهای پذیرفته شده تلویزیون به بیننده عرضه خواهد شد که با توجه به فرم های شناخته شده برنامه سازی به ۳۲ ساختار و با توجه به ترکیب تمامی عوامل در ۴ طبقه خلاصه می شود :
الف) طبقه الف : آن گونه از برنامه ها که به جهت ویژگی های خاص نیازمند بهره جویی همه جانبه از سه عنصر مهم نیروی انسانی فعال و خوش ذوق ، منابع مالی عظیم ، تجهیزات و امکانات گسترده (نور صدا ، گریم ، لباس ، افکت ، فضا و…) و مکان های متعدد بوده و به همین دلیل در مدت زمانی طولانی ساخته میشوند. اگر چه تهیه برنامه های این طبقه مستلزم صرف هزینه و زمان بسیاری برای سازمان صدا و سیما میباشد ، اما بسته به اهمیت موضوع برای ساخت مجموعه های تاریخی یا مذهبی این هزینه ها صورت خواهد گرفت.[۹۵] در نتیجه مجموعه های داستانی همچون یوسف پیامبر و مختارنامه که با بهره گیری از امکانات بسیار گسترده از جمله بازیگران ، دکورهای متعدد (اعم از فضاهای مورد نیاز و افراد مورد نیاز جهت تهیه اثر همچون گریموران متعدد )، جلوه های ویژه و … ساخته شده اند ، در طبقه بندی ها در گروه الف جای خواهند گرفت.
ب) طبقه ب : گونه ای از برنامه های تلویزیونی در طبقه ب قرار می گیرند که به جهت محتوی نیازمند استفاده از عوامل سه گانه فوق در حجم گسترده نمی باشند. مجموعه های داستانی در تلویزیون در دو طبقه الف و ب جای می گیرند ، تفکیک میان این آثار به موجب مؤلفه هایی همچون زمان وقوع داستان، تعداد بازیگران ، تعداد دکور ، جلوه های ویژه ، طراحی گریم ، موسیقی امکان پذیر میباشد. زیرا بسته به بافت قصه و فیلمنامه و اینکه بخواهند فیلم را در چه محدوده زمانی بسازند ، امکانات و تجهیزات و نحوه طراحی دکور و تعداد دکور و حتی جلوه های ویژه تعبیه شده در آن ها متفاوت خواهد بود و این امر بدون شک در تعداد بازیگران اصلی و سیاه لشگر و چهره پردازی و گریم آن ها از حیث محدوده مکانی و زمانی ساخت فیلم و حتی نحوه تنظیم موسیقی برای فیلم تاثیر خواهد گذاشت.[۹۶]
ج) طبقه ج : برنامه هایی که در این طبقه قرار می گیرند گرچه در مقایسه با دو طبقه الف و ب از امکانات و تجهیزات گسترده ی بهره نمی برند ، اما طیف وسیعی از برنامه ها را تشکیل میدهند. به طور کلی برنامه های با پس زمینه بیان واقعیت همچون مستندهای محض و گزارشی و همچنین برنامه های ترکیبی در این چهارچوب قرار گرفته و با امکانات به مراتب بسیار کمتر از دو طبقه الف و ب ساخته میشوند.[۹۷]
د) طبقه د : برنامه هایی که در این طبقه قرار می گیرند به جهت نحوه ساخت و تکنیک نیازمند حداقل امکانات و تجهیزات بوده و برنامه هایی همچون مسابقات ورزشی ، گزارش از مراسم ها در این گروه جای می گیرند.[۹۸] به عبارت دیگر در این طبقه تنها تصویربرداری از رویداد اهمیت پیدا خواهد کرد. بنابرین تهیه گزارش از مسابقات زنده فوتبال و سایر ورزش ها در این طبقه جای خواهد گرفت.
گفتار سوم : دست اندرکاران آثار تلویزیونی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زمان تصویب کنوانسیون نیویورک در مجلس شورای اسلامی به دلیل ایراد شورای نگهبان، یک تبصره به ماده واحده قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون شناسایی و اجرای احکام داوری خارجی اضافه شده است. به موجب این تبصره، «رعایت اصل یکصد و سی و نهم (۱۳۹) قانون اساسی در خصوص ارجاع به داوری الزامی است».

اضافه کردن این تبصره به این معنا است که دادگاههای ایران از شناسایی و اجرای آرای خارجی صادره در کشورهای متعاهد دیگر به دلیل تعارض با اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خودداری خواهد کرد. فرض کنید که قراردادی بین دولت ایران یا یکی از نهادها و شرکتهای دولتی از یک طرف و یک شخص خصوصی خارجی از طرف دیگر منعقد شده است که در آن پیشبینی شده که اختلافات حاصله به داوری ارجاع شود و مقر داوری نیز سوئیس باشد. در ارجاع اختلاف به داوری طرف ایرانی تشریفات قانون لازم جهت اخذ مجوز هیئت دولت و مجلس را کسب نکرده و بنابرین ارجاع اختلاف خلاف اصل ۱۳۹ قانون اساسی تلقی میشود. داوری در سوئیس انجام شده و جهت شناسایی و اجرا به دادگاه ایران تسلیم شده است. دادگاه به استناد تبصره مذبور از شناسایی و اجرای رأی صادره در سوئیس خودداری خواهد کرد.

اضافه کردن یک مورد به مواردی که دادگاه میتواند از شناسایی و اجرای رأی خودداری کند نقض آشکار کنوانسیون نیویورک خواهد بود. این امر میتواند باعث برخورد تلافی جویانه از طرف سایر کشورهای متعاهد شود. فرض کنید که اختلافات بین یک تبعه ایران و فرانسه به داوری ارجاع شده و مقر داوری نیز ایران باشد. طرف ایرانی موفق میشود که رأی داوری را به نفع خود و علیه طرف فرانسوی کسب کند و جهت شناسایی و اجرای رأی داوری به دادگاه فرانسه مراجعه نماید. دادگاه فرانسه ممکن است از شناسایی و اجرای رأی داوری اجتناب کند زیرا به عقیده دادگاه فرانسه گنجاندن تبصره مذبور نوعی الحاق مشروط به کنوانسیون تلقی شده و بنابرین دادگاه فرانسه مجبور نیست که آرای داوری صادره در ایران را مورد شناسایی و اجرا قرار دهد.
گنجاندن تبصره مذبور میتواند ضمانت اجرای مقرر در ماده ۱۴ کنوانسیون نیویورک را به همراه داشته باشد که آن خودداری از شناسایی و اجرای آرای داوری صادره در ایران است. ماده ۱۴ مقرر میدارد: « یک دولت متعاهد مجاز نخواهد بود در قبال دولتهای متعاهد دیگر از این کنوانسیون منتفع گردد، مگر تا حدودی که آن دولت خود را متعهد به اعمال این کنوانسیون میداند». بنابرین کشورهای دیگر صادره در ایران خودداری کنند. این امر میتواند ضربه بزرگی به داوری در ایران وارد کند.
۴-۳-۲-۴- موانع اجرای رأی در کنوانسیون
موانع اجرا یا مبانی امتناع از اجرا در ماده پنج کنوانسیون نیویورک به ترتیب ذیل، به صورت حصری احصاء شده است. در این قسمت، پس از درج مفاد ماده پنج کنوانسیون و ذکر موانع اجرا، ماهیت آن ها را اجمالاً تحلیل و سپس اوصاف مشترک آن ها را ذکر خواهیم نمود. مطابق ماده پنج کنوانسیون:
«۱- میتوان از شناسایی و اجرای رأی به درخواست طرفی که علیه او بدان استناد گردیده است، امتناع کرد، تنها مشروط بر اینکه طرف مذکور به مرجع صلاحیت داری که شناسایی و اجرا از او درخواست شده، ادلهای را ارائه دهد که
الف) طرفین موافقت نامه داوری مورد اشاره در ماده دو، به موجب قانون قابل اعمال نسبت به ایشان، از برخی جهات فاقد اهلیت [لازم] بودهاند، یا موافقت نامه مذکور به موجب قانونی که حسب توافق طرفین، موافقت نامه مشمول آن بوده، یا به صورت عدم تعیین قانون حاکم، به موجب قانون کشوری که رأی در قلمرو آن صادر شده، معتبر نیست؛ یا
ب) طرفی که علیه او به رأی استناد شده، به طور صحیح از تعیین داور یا جریان رسیدگی داوری مطلع نشده و یا به هر علت دیگری قادر به ارائه ادعاهای خود نگردیده است؛ یا
ج) رأی نسبت به اختلافی که به موجب شرایط رجوع به داوری مورد نظر نبوده یا در چارچوب شرایط مذکور نمیگنجد، وارد رسیدگی شده یا حاوی تصمیم درباره موضوعی است که خارج از قلمرو شرط رجوع به داوری است، مشروط بر اینکه، اگر تصمیم متخذه نسبت به موضوعات ارجاع شده به داوری از موضوعات ارجاع نشده، قابل تفکیک باشد، بتوان آن قسمت از رأی را که حاوی تصمیماتی در مورد موضوعات ارجاع شده به داوری است، شناسایی و اجرا نمود؛ یا
د) ترکیب دیوان داوری یا آیین داوری مطابق موافقت نامه فیمابین طرفین نبوده، یا در فرض فقدان چنین توافقی، مطابق قانون کشور محل انجام داوری نبوده است.
هـ) رأی داوری هنوز نسبت به طرفین الزام آور نشده است یا به وسیله مرجع صالح کشوری که در آن یا به موجب قانون آن صادر گردیده، ابطال یا معلق شده است.
۲- همچنین میتوان از شناسایی و اجرای رأی داوری امتناع نمود مشروط بر اینکه مرجع صالح کشور محل درخواست شناسایی و اجرا [راساً] احراز کند که:
الف) موضوع اختلاف به موجب قانون آن کشور از طریق داوری قابل حل و فصل نیست؛ یا
ب) شناسایی و اجرای رأی بر خلاف نظم عمومی کشور مذبور خواهد بود.»[۱۱۴]
۴-۳-۲-۵- حق انتخاب مساعدترین قاعده در کنوانسیون نیویورک
بند اول: مفهوم قاعده
مفهوم قاعده مذبور که بازتابی از اصل حداکثر تاثیر و وسیله تأمین هدف کنوانسیون نیویورک در تسهیل هر چه بیشتر اجرای آراست، در این نکته خلاصه میشود که اگر شرایط کنوانسیون برای اجرای رأی داوری جمع نیامده باشد و یا فراهم آوردن مجموعه این شرایط سخت باشد، خواهان اجرا میتواند اجرای رأی را بر مبنایی دیگر اعم از حقوق ملی کشور محل درخواست اجرا یا کنوانسیون دیگری که کشور مذبور بدان پیوسته است، بخواهد. دادگاه پژوهش آلمان، منطق این قاعده را به خوبی بیان داشته است: «منطق مقرره مذبور اجتناب از محروم ساختن درخواست کننده شناسایی رأی از امکانات مطلوبتری است که به موجب حقوق کشور محل درخواست اجرا [یا دیگر معاهدات این کشور] میتوان به دست آورد.»[۱۱۵]
گر چه مقرره حق انتخاب مساعدترین قاعده، تا آنجا که به معاهدات دیگر کشور محل درخواست اجرا مربوط میشود، راهکار یا طریق عملی اجرای قاعده سازگاری است و در این زمینه هر دو قاعده با هم نقش واحدی را بازی میکنند، ولی، حق انتخاب مساعدترین قاعده، بر خلاف قاعده سازگاری، به معاهدات محدود نمیشود و نظامهای حقوق ملی را در فرضی که دارای رژیم اجرایی مساعدتری باشند، در بر میگیرد. نتیجه طبیعی و ضروری این امر، عدم حکومت کنوانسیون بر مقررات حقوق داخلی کشورهای متعاهد و عدم نسخ این مقررات در قلمرو شمول کنوانسیون و به تبع، همزیستی دو نظام اجرایی (موضوع کنوانسیون و موضوع حقوق داخلی) است.
بند دوم: ذینفع قاعده
مقصود از «طرف ذینفع» در بند یک ماده هفت کنوانسیون چه کسی است؟ کدام طرف حق استناد به قاعده مساعدتر را دارد؟ آیا معترض به اجرا هم میتواند در صورت مساعدتر دانستن شرایط یا موانع موجود در حقوق ملی کشور محل درخواست اجرا یا کنوانسیون، هر یک از این دو نظام اجرایی را که به حال خود مساعدتر بداند، انتخاب کند؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
افراد سازمان یک حس قوی از انصاف و عدالت دارند و رهبران نیاز دارند که ادراک آنان را در هنگام اتخاذ تصمیم مورد ملاحظه قرار دهند.[۷۶].
باید توجه داشت که ادراک بی عدالتی اثرات مخربی بر روحیه کار جمعی دارد ، زیرا اهتمام نیروی انسانی و انگیزش کارکنان را تحت الشعاع قرار میدهد. بی عدالتی و توزیع غیر منصفانه دستاوردها و ستاده های سازمان ، موجب تضعیف روحیه کارکنان و تنزل روحیه تلاش و فعالیت در آنان می شود ؛ بنابرین رعایت عدالت و رمز بقا و پایداری جریان توسعه و پیشرفت سازمان ، کارکنان آن است بنابرین از جمله وظایف اصلی مدیریت ، حفظ توسعه و رفتارهای عادلانه در مدیران ، واحساس عدالت در کارکنان است . رعایت عدالت بویژه در برخی رفتارهای مدیریت با کارکنان (توزیع پاداش ها ، روابط سرپرستی ، ارتقا ها و انتصاب) برای کارکنان حائز اهمیت است. (سید جوادین ، فراحی ، طاهری عطار ؛ ۵۶:۱۳۸۷)

عدالت اسلامی:
خداوند در قرآن می فرمایند«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» این آیه برپاداشتن عدالت را هدف بعثت انبیاء معرفی میکند. در واقع«دعوت به خدا و شناختن او و نزدیک شدن به او، یعنی دعوت به توحید نظری و توحید عملی اجتماعی» هیچ چیز به اندازه پایمان شدن حق مظلومی، دل انسان را به درد نمی آورد و هیچ چیز به اندازه ی ضایع شدن حق، کینه و دشمنی را در قلب ها پدید نمی آورد. در واقع علت بسیاری از قیام ها و انقلاب ها فقدان عدالت اجتماعی در جامعه بوده است چنان که شعار انقلاب فرانسه آزادی،برابری و برادری بود. در انقلاب مشروطیت ایران نیز که در سال۱۳۸۵ .ش رخ داد. برقراری عدالت و تأسیس عدالت خانه از شعارهای اصلی و اساسی مردم بود. پس از آن نیز برپایی عدالت از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی ایران گردید و این گونه بود که به پیروزی رسید.(مطهری،۱۳۷۳،ص۳۲)

شیخ انصاری عدالت را به معنای«استوار استقامت یا هر دو آن ها» تعریف کردهاست(انصاری،۱۴۱۰ق،صص۴۸،۴۷)مرحوم علامه طباطبائی در تعریف عدالت میفرماید:«در حقیقت عدل برپاداشتن مساوات است و برقراری موازانه بین امور بهطوری که هر چیزی سهم مورد حق استحقاق خویش را داشته باشد و در همه امور که در این نکته در جایگاه مستحق خویش هستند عبادی گردد (طباطبائی،۱۴۵۳ق،ص۳۵۳) استاد مطهری در این باره می نویسد: «قطع نظر از اجتماع عدالت عبارت است از اعطا حق به ذی حق یا عدم تجاوز به حق ذی حق» (مطهری،۱۴۰۳ق،ص۱۶)همچنین گاهی عدالت را در«رفتار مطابق قانون» تعریف کردهاند(مرتضوی،ص۱۴۸) عدالت عبارت از حد وسط بین افراد و تفریط و آن از راه های فضایل اخلاقیه است بلکه عدالت مطلقه تمام فضایل باطنیه و ظاهریه و روحیه و طبیعیه و نفسیه و جسمیه است زیرا که عدل مطابق مستقیم به همین معنی است( خمینی، ۱۳۷۸، ص۲۳)عدل، تساوی و نفی هر گونه تبعیض است گاهی میگویند فلانی عادل است، منظور این است که هیچ گونه تفاوتی میان افراد قائل نمی شود. بنابرین این عدل یعنی مساوات(مطهری،۱۳۶۱،ص۶۱)
در سخنان حضرت علی(ع) عدالت در یک مورد به معنای«انصاف و میانه روی و اجتناب از افراط و تفریط در جای دیگر به مفهوم قرار دادن هر چیز در جای خود و در موری به معنای سیاست عمومی آمده است(جمشیدی،۱۳۷۷، ص۲۵۵) مرحوم علامه طباطبایی در تعریف عدالت می فرماید: حقیقت عدل برپا داشتن مساوات است و برقراری موازنه بین امور، به طوری که هر چیزی سهم مورد مورد استحقاق خویش را داشته باشد و در همه امور که در این نکته جایگاه مستحق خویش هستند مساوی گردد(طباطبائی،۴۵۳ق ص ۳۵۳) عدالت واقعی این است که در ارتباط با دل و معاشرت با مردم و معاملات با مردم و داوری و قضا و تقسیم درآمد مانند حضرت امیرالمومنین(ع) رفتار کنیم(خمینی،۱۳۷۲، ص۴۷) عدالت عبارت است رعایت حد وسط و اعتدال در سلوک و رفتار(خمینی،۱۳۷۳،ص۴۷)
سر منشأ اصل عدالت:
ریشه ریشههای طرحهای علمی و تجربی مسأله عدل را در جامعه اسلامی، در درجه اول و در خود قرآن کریم باید جستجو کرد. قرآن است که بذر اندیشه عدل را در دلها کاشت و آبیاری کرد و دغدغه آن را چه از نظر فکری و چه از نظر عملی و اجتماعی در روحها ایجاد کرد. این قرآن است که مسأله عدم و ظلم را در چهرههای گوناگونش: عدل تکوینی، عدل تشریعی ، عدل اخلاقی، عدل اجتماعی طرح کرد قرآن تصریح میکند که نظام هستی و آفرینش بر عدل و توازن و بر اساس استحقاقها و قابلیتها است. محمّد الله انه لا الا هو و الملائکه و اولو العلم قائما بالقسط(مطهری،۱۳۶۱،صص۳۵، ۳۶)
عدالت آنقدر مهم و فراگیر است که در اعتقاد شیعه، عدالت از خداوند شروع می شود. در نظر شیعه رأس حکومت باید عادل باشد امام باید عادل باشد، مرجع تقلید باید عادل باشد. هیچ کس نیست که در حکومت قرار بگیرد و از عدالت برخودار نباشد. اگر عادل نباشد مشروعیتش را از دست میدهد. پس در حقیقت ارکان جامعه اسلامی به عدالت بستگی دارد(رسالت، صفحه ی۵)
سیر تاریخی عدالت:
صلحه و زبیر، دو شخصیت خدمتگزار اسلام در زمان پیامبر بودند، ولی در دوره عثمان به دلیل وضع مخصوص دستگاه خلافت و رشوه های کلانی به آن ها داد، به صورت ثروتمندان بزرگی درآمده بودند و حالا اینجا می دیدند که علی(ع) قصد مصادره اموالشان رادارد. زبیر که هر وقت بیت المال راتقسیم میکند، برای او سه یا چهار دینار میدهد، و همان مقدار هم به غلام او میدهند این مسئله برای زبیر قابل تحمل نبود. به دنبال جنگ جمل جنگ صفین به پا شد معاویه که از بستگان عثمان بود، حدود بیست سال فعال و حاکم مطلق منطقه سوریه بود و در این مدت توانسته بود پایه های حکومتش را به اندازه کافی مستحکم کند. علی(ع) بعد از بعثت فرموده بود، من به هیچ وجه حاضر نیستم ابلاغ معاویه را امضا کنم و او باید برکنار شود، مصلحت اندیشان میگفتند: آقا به طور موقت هم که شده مدتی او را بر سر کار نگذارید. فرمود هرگز این کار را نمی کنم و به دنبال این پاسخ، معاویه جنگ صفین را به راه انداخت. به دنبال جنگ صفین، جنگ خوارج برپا شد. نتیجه این شد که در مدت چهار سال و چند ماه خلافت علی(ع) به علت حساسیتی که حضرت در امر عدالت داشت، واقعاً در حال مبارزه بود او حکومت را برای اجرای عدالت می خواست و همین شدت عدالت خواهی بالاخره منجر به شهادتش در محراب شد.(جاودان،۸۸ ،ص۶)
اهمیت عدالت از دیدگاه اسلام و قرآن:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سبک های پاسخ
برای درک کامل مفهوم ابراز وجود کافی است تمایز بین سبک های پاسخ دهی را از سایر روش های پاسخ دادن را بررسی کنیم.در اینجا سه سبک ارتباطی یعنی سبک غیر ابراز مندانه،سبک ابراز مندانه و پرخاشگرانه را از نظر می گذرانیم.


سبک غیر ابراز مندانه
پاسخ های غیر ابراز مندانه شامل بیان خود به صورت رفتارهای خود فراموشی و پوزش خواهانه میباشند که در این صورت افکار،احساسات و حقوق فردی میتواند به راحتی نادیده گرفته شود(هارجی و دیکسون،۲۰۰۰)،افراد دارای این سبک ارتباطی،تمایل دارند که از تعارض در همه شرایط جلوگیری کنند. این افراد نگرانی ها،را درونی میکنند تا خود را به خطر بیندازند.اعتقاد زیربنایی این افراد آن است که نیاز های افراد دیگر،مهم تر از نیاز های خودشان میباشند و اگر افراد نیاز های خودش را بر آورده کند،دیگران او را طرد خواهند کرد.
در این سبک ارتباطی افراد معمولا دچار حالات زیر میشوند:
-تردید ها و طفره رفتن ها
-موافقت با عقاید دیگران بدون توجه به احساسات شخصی
-بیان نکردن عقاید خود
-فقدان اعتماد به نفس
-ارزش های دیگران را مهم تر از ارزش های خود در نظر گرفتن(هارجی و دیکسون،۲۰۰۰).
سبک پرخاشگرانه
در پاسخ های پرخاشگرانه،ظاهراً هیچ نوع احساس همدردی و درک افراد دیگر در آن موقعیت وجود ندارد.گرچه در اولین نظر ممکن است مشهود نباشد،ولی فرد پرخاشگر عزت نفس پایینی دارد.چنین فردی نمی تواند به دیگران اهمیت و یا فرصت دهد.(ریس[۹۴] و گراهام[۹۵]،۱۹۹۱؛نقل از ساندرز،۲۰۰۰).
پاسخ های پرخاشگرانه به صورت استفاده از درخواست ها،دستور های رک و بی پرده،تهدیدها،استهزاء یا بد رفتاری با دیگران،حقوق افراد دیگر را نقض میکند(هارجی و دیکسون،۲۰۰۰).این افراد از تهدید و کنترل در بر آوردن نیاز هایشان استفاده میکنند و با سایرین به صورت بی ادبانه و صدمه زننده ارتباط برقرار میکنند.اعتقاد زیربنایی این افراد آن است که قدرت و کنترل تنها راهی است که نیاز هایشان را از آن طریق میتوانند بر آورده کنند.
لحن این افراد خشم آلود است و رفتاری خصمانه دارند،این افراد فرصت ها را فقط برای رشد خود و با نادیده گرفتن دیگران به کار می گیرند،نسبت به انتقاد بی نهایت حساس هستند و مستعد به احساس طرد
شدگی میباشند،آن ها تلاش میکنند تا حرف آخر را برای هر موضوعی داشته باشند،اغلب اغتشاش و نزاع ایجاد میکنند بدون آنکه ردپایی از خود به جای بگذارند.
ویژگی های افراد دارای این سبک ارتباطی بدین شرح میباشد:
-صحبت با صدای بلند و خشن
-خصمانه نگاه کردن به دیگران
-صحبت در رابطه با اتفاقات گذشته به صورت ملامت کننده و تحقیر آمیز
-بیان تند و خود خواهانه احساسات و عقاید در یک الگوی تعصبی
-ارزش های خود را مهم تر از ارزش های دیگران قلمداد کردن
-صدمه زدن به دیگران برای اجتناب از صدمه شخصی(هارجی و دیکسون،۲۰۰۰).
اقامتی تفریحی رفتاری را به صورت نقاطی روی یک پیوستار در نظر گرفته اند.اا نمودار انواع سبکهای پاسخ دهی.
رفتار پرخاشگرانه و غیر ابراز مندانه در دو طرف این پیوستار و ابراز وجود در نقطه میانی این پیوستار قرار دارد و معمولا مناسب ترین شکل رفتار”سبک ابرازمندانه “است.
افراد پرخاشگر تمایل دارند به صورت سرسختانه(سازش ناپذیر)،سلطه جویانه و فاقد خود کنترلی رفتار کنند.آن ها ممکن است دیگران را تهدید کنند و در آن ها ایجاد ترس کنند.
از طرف دیگر،افراد با سبک پاسخدهی غیر ابراز مندانه فاقد صراحت لهجه هستند و به راحتی دست نشانده کسی میشوند که آن ها را فریب داده است و در نتیجه به کرات احساس نارضایتی از زندگی شان میکنند و در دستیابی به هدف های شخصی شان شکست می خورند و کمتر به دیگران اعتماد میکنند(هارجی و دیکسون،۲۰۰۰،).
افراد با سبک ابراز مند تمایل دارند احساس کنترل بیشتری بر خود داشته باشند،از ارتباطشان با دیگران بیشتر راضی هستند و بیشتر از افراد دو سبک دیگر،به هدف های خود دست مییابند،در حضور جوامع فرد گرا احترام و اعتماد بیشتری نیز از سوی دیگران کسب میکنند(هارجی و دیکسون،۲۰۰۰).
لیز[۹۶](۲۰۰۰،نقل از یار محمدی و همکاران،۱۳۸۳)پیوستار ابراز وجود-عدم ابراز وجود را به پیوستار وابسته-ناوابسته(متکی به دیگران-مستقل از دیگران)وصل کرد.بدین صورت چهار سبک رفتاری را ایجاد کرد،آنهایی که ابرازمند و وابسته هستند،اصطلاحا افرادی گروه مدار میشوند که فقط در زمان لازم از رفتار ابراز مندانه استفاده میکنند و در جایی که ارتباطات خوب و پسندیده ارزش بالایی داشته باشد،از این رفتار استفاده نمی کنند.از طرف دیگر،افراد ابرازمندی که ناوابسته هستند،ملاحضه ای در قبال روابط دوستانه ندارند و مهارت های ابراز وجود را برای کنترل دیگران استفاده میکنند.افراد با عدم ابراز وجود،که وابسته نیز هستند به صورت وظیفه مدار معرفی میشوند و دوست دارند با دیگران هماهنگ باشند و آنچه دیگران دوست دارند انجام دهند.آنهایی که هم عدم ابراز وجود دارند و هم نا وابسته اند،از تعاملات با دیگران کناره گیری میکنند(هارجی و دیکسون،۲۰۰۰).
ویژگی های رفتار ابراز وجود مندانه
رفتار ابراز مندانه،ویژگی هایی دارد و افراد دارای این خصوصیات،از مهارتهای کلامی و غیر کلامی خاصی برخوردارند،این ویژگی ها عبارتند از:
۱-رد کردن تقاضا های غیرمنطقی بدون اضطراب و ناراحتی
۲-بیان کردن برخی محدودیت های شخصی،نظیر پذیرفتن بی اطلاعی در برخی زمینه ها،آمادگی برای مورد تأیید قرار نگرفتن،پذیرفتن اینکه تقاضاهای فرد رد شود یا پاسخ نه بشنود،
۳-آغازشگری در تعامل های اجتماعی و شروع به صحبت کردن با غریبه ها،
۴-بیان احساسات مثبت،پذیرش تمجید نسبت به خود،احساس راحتی در ارتباط با غیرهمجنس،
۵-انتقاد،رفتار مخالفت جویانه،پافشاری بر عقیده،اعتراض کردن
۶-پذیرش تفاوت با دیگران،درخواست کردن تغییر رفتار از دیگران،مقاومت در مقابل تحمیل ارزشها
۷-ارائه نظر منفی،توانایی در جواب گفتن”نه”در صورت نیاز
۸-پذیرفتن مسئولیت تصمیمات فعالیت های خود و بالاخره
۹-کمک به حل مشکلات اجتماعی خاص و جلوگیری از طرد شدن از اجتماع(جونز،۲۰۰۰).
مؤلفه های ابراز وجود
ابراز وجود از دو مؤلفه اصلی که شامل:مؤلفه های رفتاری آشکار،ابراز وجود و مؤلفه های رفتاری پنهان ابراز وجود است،تشکیل شده است که به قرار زیر است.
مؤلفه های رفتار آشکار ابراز وجود
-محتوا: رفتار کلامی که ابراز وجود را شامل می شود،یا آن چیزی که فرد به دیگران میگوید.
مؤلفه های فرا زبانی:ویژگی های صوتی رفتار کلامی،یا چگونگی صدای فرد ابرازمند(هارجی و همکاران۲۰۰۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- واکنش اضطرابی موقت
این واکنش ها مانند بحران های اضطرابی حاد هستند، با این تفاوت که جنبه موقت دارند و در خلال بیماری ها، جراحی ها و نظایر این ها ظاهر می شود. معمولاً در اوج بیماری ها بروز میکند و پس از پایان بیماری ها و پیش از آن از بین میروند.

۳-۲-۱-۲ انواع اضطراب از نظر ویژگی های فردی
تقریباً مثل همه مواردمربوط به حیطه شخصیت در اضطراب نیز تفاوت های فردی وجود دارد بر این اساس، اضطراب به دو دسته تقسیم می شود( رأس، ۱۹۹۲؛ ترجمه جمال فر، ۱۳۸۲).
اضطراب موقعیتی
این عکسل العمل هیجانی و موقعیتی و لحظه ای است که به عنوان یک وضعیت ناپایدار تعریف شده است و هم از نظر شدت و هم از نظر نوسان در زمانهای مختلف میباشد.
اضطراب خصلتی
این نوع اضطراب به عنوان خصوصیت دیرپای فرد معرفی می شود. همانند سایرصفات، این ویژگی مهم از فرد به فرد دیگرمتفاوت است. بعضی از افراد دارای اضطراب خصلتی در سطح پایین و بعضی دیگر در سطحی بالا هستند.
۴-۲-۱-۲ دیدگاه های نظری اضطراب
۱-۴-۲-۱-۲ دیدگاه فرهنگی- اجتماعی
پژوهش ها و بررسی های زیادی نشان دادهاند که فراوانی هراس ها و اختلال های اضطرابی تعمیم یافته، بیشتر در کسانی شیوع دارد که با فشارها و موقعیت های خطرناک اجتماعی مواجه هستند. نتیجه این مطالعات نشان میدهد که در محیط های تهدیدآمیز، افراد احساس تنش گسترده، نگرانی، برانگیختگی و بی قراری میکنند و حتی در این محیط ها، اختلال های خواب که مشخص کننده اضطراب تعمیم یافته است، بیشتر دیده می شود( بوم و فلمینگ به نقل از دادستان، ۱۳۸۹).
همچنین بررسی هایی که در کشورهایی نظیر ژاپن، انگلستان، کانادا، لهستان، هندوستان و تایلند شده، نشان میدهد که جنگ، اختناق، دگرگونی های سیاسی و صنعتی و نیز رخدادهای ملی و امثال آن، افزایش اضطراب در بین مردم را پی دارد(کمپتول و همکاران به نقل از دادستان، ۱۳۸۹).
۲-۴-۲-۱ -۲ دیدگاه زیست شناختی
گرچه هیچ علت مشخصی برای اختلالات اضطرابی ساخته نشده است. اما به نظر میرسد علل زیستی در ایجاد آن ها نقش داشته باشد. محققان درصدد کشف چگونگی تأثیر این داروها در بعضی قسمت های مغز هستند. موضع دیگری که بر اهمیت عوامل زیستی اشاره دارد وجود شواهدی است که نقش وراثت را در اختلالات اضطرابی تأیید میکنند. مثلاً هماهنگی بالایی که بین دوقلوهای یک تخمکی از نظر ابتلا به اختلالات ملاحظه می شود، ممکن است حاکی از یک ترکیب ژنتیکی به عنوان علت اختلاتل باشد. همچنین دستگاه عصبی افراد مبتلابه اختلالات اضطرابی به ویژه نسبت به محرک ها حساس تر است. این موضوع ممکن است ناشی از یک آمادگی ژنتیکی خاص باشد( آزاد، ۱۳۸۴).

۳-۴-۲-۱-۲ دیدگاه شناختی نگر
بیشتر نظریه پردازان شناختی نگر« باورهای سازش نایافته» را ریشه اختلال های اضطرابی می دانند. بِک و الیس نظریه های شناختی را به قلمرو روان شناختی گسترش دادند.(بک، ۱۹۶۷؛ الیس، ۱۹۶۲)این نظریه ها، فرایندهای شناختی را به منزله محور اصلی رفتار، فکر و هیجان تلقی کردند. الیس معتقد بود پاره ای از افراد باورهای بنیادی غیر منطقی دارند که بر چگونگی تفسیر آن ها از رویدادها مؤثر است و واکنش های هیجانی نامتناسبی را در پی دارد. به نظر او، بیشتر کسانی که از اختلال اضطرابی تعمیم یافته رنج میبرند، چنین باورهایی دارند(دادستان، ۱۳۸۹).
در نظریه شناختی مشابهی،«بک» اظهار میکند که افراد مبتلا به اختلال اضطرابی تعمیم یافته، باورهای غیر واقع نگر پنهان یا نهفته ای دارند که احساس خطر قریب الوقوع را در آن ها پدید می آورد.
۴-۴-۲-۱-۲ دیدگاه رفتاری نگر
به نظر رفتاری نگرها، تمامی رفتارها از جمله رفتارهای اضطرابی، اکتسابی هستند؛ یعنی از راه شرطی شدن کلاسیک، شرطی سازی کنشی- ابزاری، مشاهده، تقلید یا الگوبرداری و یادگیری اجتنابی فرا گرفته میشوند. بنابرین، اضطراب واکنش شرطی در برابر محیطی خاص است که برای مثال ممکن است شخص با تقلید واکنش های اضطرابی والدین خود، واکنش درونی اضطراب را یاد بگیرد( کاپلان و همکاران به نقل از رضایی، ۱۳۸۸).
۵-۴-۲-۱ -۲ دیدگاه های انسانی نگر و هستی نگر
نظریه پردازان انسانی نگر و هستی نگر بر این باورند که هراس و اختلال های اضطرابی تعمیم یافته مانند هر اختلال روانی دیگر، هنگامی بروز میکنند که افراد خود را صادقانه موردنظر و پذیرش قرار نمی دهند و در عوض به انکار و تغییر افکار، هیجان ها و رفتار خود می پردازند. این موضع گیری های دفاعی، در نهایت آن ها را به اضطراب مفرط می اندازد. راجرز عقیده دارد که اگر افراد نتوانند در خلال کودکی «توجه مثبت بی قید و شرط» را از افرادی که برای آن ها معنادار هستند دریافت کنند، یک شیوه کنش وری دفاعی در ایشان گسترش مییابد و دیدگاهی انتقادی راجع به خود در پیش می گیرند. به کار بردن این گونه مکانیزم های دفاعی، موجب می شود که آن ها فقط جزئاً به احساسات مثبت درباره خویشتن برسند و به اغتشاش فکری و اضطراب گسترده ای دچار شوند که از احساس تهدیدشدگی همیشگی ناشی میگردد(دادستان، ۱۳۸۹).
۶-۴-۲-۱-۲ دیدگاه روان پویایی
نظریه پردازان روان پویایی معتقدند که تعیین کننده های عمده اضطراب درون فردی انگیزه های ناخوداگاه است. آن ها بر این باورند که وقتی ایگو در معرض خواسته های محیطی افراطی قرار میگیرد، یا وقتی در نظام اید، ایگو و سوپر ایگو تنش وجود دارد، اضطراب تجربه می شود. اضطراب واکنش هشدار دهنده ای تعبیر می شود و وقتی بروز میکند که شخص مورد تهدید قرار میگیرد. در این که فرد چگونه با هشدار اضطراب انطباق حاصل میکند به شدت آن جریانی آن جریانی که آن را ایجاد میکند و شخصیت فردی که به هشدار پاسخ میدهند، بستگی دارد. ویژگی های متمایز کننده اضطراب آن است که در غیاب منبع خطر شناخته شده، به طور مرتب هشداری به صدا در میآید، خطری وجود دارد اما احساس مبهم از نظر پنهان است( ساراسون، ۱۹۸۷؛ به نقل از نجاریان و همکاران، ۱۳۸۴).
۵-۲-۱ -۲ نشانه های اضطراب در سطوح مختلف
اضطراب در سطوح مختلف رفتاری، بدنی، ارتباطی و شناختی، میتواند نشانه های مختلفی داشته باشد که در جدول زیر به آن ها اشاره میکنیم( دادستان، ۱۳۸۹).
برخی نشانه های بالینی اضطراب در سطوح مختلف
نشانه های بالینی
سطوح اضطراب
الف)خشم ب) تخریب گری ج) فزون کنشی و اختلال توجه د)اختلال های حرکتی
۱٫اضطراب در سطح رفتار
الف) شاخص های فیزیولوژیکی: تغییر ضربان قلب، افزایش فشارخون، بحران های تنفسی، خشک شدن دهان، پریدگی رنگ، انقباض های مری، فزون تنودی مثانه و… ب) تظاهرات جسمانی: سردرد و دل درد، اختلال هاضمه، ادرار یا مدفوع بی اختیاری، روان بی اشتهایی، اختلال های خواب، وحشت زدگی، شبانگاهی و… ج) هستیری تبدیل د)خودبیمار پنداری
۲٫ اضطراب در سطح بدنی
الف) بازداری ارتباطی ب) اجتناب ج) وابستگی اضطراب آمیز
۳٫ اضطراب در سطح ارتباطی
الف) اختلال تمرکز و حافظه ب) بازداری عقلی
۴٫اضطراب در سطح شناختی
۱-۳-۱-۲ تعریف سلامت روان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۰-۴- نامزد شدن برای تصدی یکی ازپستهای مهم کودتا

این جرم درماده۱۸۸قانون مجازات اسلامی مصوب۱۳۷۰پیش بینی شده است. مطابق این ماده هرکس درطرح براندازی حکومت اسلامی خود را نامزد یکی از پستهای حساس حکومت کودتا نماید ونامزدی اودرتحقق کودتا به نحوی موثر باشد محارب ومفسد فی الارض است.

فرد مشمول این ماده درطرح براندازی شرکت نداشته بلکه صرفا قبول کردهاست که درصورت پیروزشدن کودتاچیان یکی ازپستهای حساس حکومت کودتا را قبول نماید. برای شمول این ماده نسبت به فرد، علاوه بر اینکه پست مورد نظر بایدعرفاً حساس تلقی شود، این نامزد باید به دلایلی مثل ذی نفوذ یا محبوب بودن نامزد دربین همه یا بخشی ازمردم، درتحقق کودتا به نحوی موثر باشد.
برخلاف جرم طرح براندازی حکومت اسلامی که قانونگذاراشاره به فرد یا گروه کرده در این ماده فقط کلمه “هرکس” رابه کاربرده است. پس هرکس اعم ازفرد یا گروه است. وشامل افرادی می شود که دارای مسئولیت کیفری میباشند. وحکم ماده نمی تواند افرادی راکه ازنظرمقررات کشوری به علت صغرسن ویا نقص قوای عقلی ویا محکومیت به جرائم خاص ویا کسانی که به موجب حکم دادگاه به محرومیت از حقوق اجتماعی محروم شده اند، دربرگیرد.
مراد ازکودتا سوءاستفاده از قدرت و تجاوز به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و واژگون ساختن حکومت و دراختیارگرفتن قدرت به وسیله قوای نظامی است که معمولاً به سرکردگی و رهبری یکی از مقامات مهم نظامی صورت میگیرد. ( پیمانی،۶۰:۱۳۷۴)
کسیکه خود را جهت طرح براندازی حکومت اسلامی نامزد پست مهمی میکند، باید وجود او درتحقق جرم کاملاً موثر باشد. بدین معنی که دیگران بدانند که چه شخصی رهبری ومسئولیت آن ها را برعهده خواهد گرفت که این را دادگاه رسیدگی کننده با درنظرگرفتن شخصیت سیاسی،اجتماعی، سوابق وفعالیت مبارزاتی و وجهه و اعتبار نامزد، مؤثر بودن یا نبودن اقدام وی را مشخص میکند.
جهت تحقق این جرم علاوه برعمد عام مرتکب، دایربرقصد خیانت به کشور، ازطریق نامزدی جهت عهده دارشدن یکی ازمشاغل حساس درکودتا، وجود احراز قصد خاص مرتکب نیزضروری است. که قصد خاص مرتکب موثربودن نامزدی شخص درتحقق کودتا است.
البته مصادیق دیگری هم از جمله ماده ۵۱، ۶۳،۶۱ و۶۵ قانون مجازات نیروهای مسلح از دیگرموارد مفروض محاربه است که در جای خود قابل بحث بوده ولی به اهم آن اشاره گردید .
بنابرین گاهی قانونگذار از برخی از ضوابط واصول جزایی عدول میکند ومجازاتی که جرم را برای جرم دیگر بدون وجود رابطه علیت میان آن دو جرم و بدون توجه به متناسب جرم ومجازات به کارمی گیرد. برخی از جرائم درحکم محاربه محسوب گشته اند و یا در شرایطی میتوانند چنین محسوب شوند. در حالی که هیچ ارتباطی با سلاح ودست به اسلحه ندارند. این جرم درقوانین مختلف پیشبینی شده است.
فصل سوم
جرم سیاسی و بغی در فقه و حقوق ایران
۳- جرم سیاسی و بغی در فقه و حقوق ایران
جرم سیاسی به هر عمل مجرمانهای اطلاق میشود که انگیزه ارتکاب آن سرنگونی نظام سیاسی و اجتماعی و اختلال در مدیریت سیاسی و صدمه به زمامداری کشور باشد این جرم ممکن است به تنهایی و یا همراه جرایم عمومی، اجتماعی و امنیتی ارتکاب یابد در اصل ۱۶۸ قانون اساسی از جرم سیاسی اسم برده شده ولی تعریف آن بر عهده قوانین عادی گذاشته شده است.
دراصطلاح فقهی جرم سیاسی یابغی به عملی گویند که گروهی از مسلمانان که تشکیلات قوی دارند و از فرمان و اطاعت ولی امر مسلمین در اثر شبهاتی بیاساس که برای آنان به وجود آمده، خارج گردیده با قصد و اختیار اقداماتی راانجام دهند خواه عمل از راه فساد فی الارض و محاربه و یا از راه جاسوسی برای دولتهای اجنبی و یا جنگ مسلحانه با حکومت اسلامی و یا امور دیگر صورت گیرد.
جرایم سیاسی اصولاً به عنوان جرایم ضد امنیت کشور به شمار میآیند و با ارتکاب آن امنیت کشور مورد تهدید قرار میگیرد و در برخی از موارد هدف مرتکبین تغییر نهادها و سازمانهای متشکل کشور است و مرتکبین این جرایم با توجه به اعتقادات خویش دارای انگیزه های آرمانی میباشند و عمل خویش را نوعی عمل قهرمانانه میدانند. این اعمال بر علیه امنیت کشور با دارا بودن دو شرط اساسی ذیل جرم تلقی نمیشوند:
الف ) عدم مشروعیت نظام حاکم از دیدگاه واعتقادمردم.
ب ) همراهی اکثریت مردم جامعه با مرتکبین این اعمال. ( نجفپور ، ۱۳۹۰ : ۵ )
یکی از مصادیق بارز جرم سیاسی، شورش دربرابر حاکم و حکومت اسلامی، و خروج گروهی از مسلمانان بر امام عادل است، که در فقه، تحت عنوان بغی از آن یاد میشود. بغی، یکی از مسائل فقه حکومتی است که فقها در باب جهاد به بررسی آن پرداختهاند؛ به نظر میرسد، دلیل ذکر آن در باب جهاد، ارتباط مستقیم جنگ با جرم سیاسی باشد. البته حقوق دانان و فقها بهصراحت قائل به این نیستند که بغی همان جرم سیاسی است و در آن اختلاف نظر دارند؛ ولی با توجه به تعاریفی که فقها از بغی، و حقوقدانان از جرم سیاسی ارائه دادهاند، اگر نتوان گفت که بغی همان جرم سیاسی است و همه مصادیق و شرایط آن را دارا است، دست کم میتوان گفت که بین آن دو رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار است؛ به بیان دیگر، بغی مصداق بارز جرم سیاسی، و دربرگیرنده بیشتر احکام جرم سیاسی خواهد بود.
اگرچه بغی در قانون جدید مجازات اسلامی تحت عنوان حدود واقع شده، اما همچنان به شرایط این جرم بهطورمشخص اشارهای نشده است؛ توبه در خصوص این جرم نیز در نهاد مؤثر و ارزشمند توبه که بیشتر در حدود و حقوق الله پذیرفته شده است، چه در فقه اسلامی و چه در قانون مجازات اسلامی مورد توجه قرار نگرفته است.
علی رغم تفاوتهایی که جرم سیاسی با جرم عمومی در مقام برخورد با متهم یا مجرم سیاسی دارد و با وجود این که سیاسی شمرده شدن یک جرم نوع خاصی از رفتار با مرتکب آن را موجب می شود و آثار و توابع قابل توجهی دارد، تعریف آن واضح و روشن نیست و اینکه قانون اساسی به این نکته تصریح کردهاست که تعریف « جرم سیاسی » را قانون معین میکند، در هیچ یک از متون قانونی نمی توان تعریفی برای جرم سیاسی یافت یا با تمسک به قوانین جزایی جاری ، جرم سیاسی را از جرم عمومی تمیز داد.
این مسئله خاص ما نیست و در بسیاری از نظام های حقوقی دنیا مشاهده می شود، با این وجود تقریبا در همه نظام های حقوقی معاصر به مفهوم جرم سیاسی اشاره شده و طرز برخورد با این نوع جرایم از جرایم عمومی متمایز شده و نوع خاصی از برخورد با متهمان و مجرمان سیاسی در نظر گرفته شده که با طریقه برخورد با سایر مجرمان تفاوت دارد.
۳-۱- ماهیت و مبانی بغی در فقه امامیه و حقوق ایران
« بغی» واژه ای قرآنی و فقهی است به معنای ظلم، فساد و تجاوز از حد و یا حق.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هر سازمانی برای نیل به اهداف خویش به منابع مالی ( پول ، اعتبار ) منابع فیزیکی ( زمین – ساختمان – تجهیزات ) و منابع انسانی نیاز دارد . برنامه ریزی نیروی انسانی که امروزه از مهم ترین وظایف مدیریت منابع انسانی به شمار میآید. در ابتدا به عنوان مرحله ای مهم در فرایند مدیریت منابع انسانی چندان جدی گرفته نمی شد و بیشتر جنبه تشریفاتی داشت ولی به مرور اهمیت آن به عنوان یکی از وظایف مهم مدیریت در سازمان شناخته شد. بنا به تعریفی برنامه ریزی نیروی انسانی فرایندی است که به وسیله آن سازمان معین میکند که برای نیل به اهداف خود به چه تعداد کارمند – با چه تخصص و مهارت هایی برای چه مشاغلی و در چه زمانی نیاز دارد. بنابرین بدون برآورد نیروی انسانی لازم و برنامه ریزی دقیق برای تامین آن نیل به اهداف سازمان امکان پذیر نخواهد بود بنا به تعریف دیگری برنامه ریزی نیروی انسانی فرایندی است که به وسیله آن نخست کم وکیف نیاز های سازمان به نیروی انسانی تجزیه و تحلیل می شود و سپس با اتخاذ سیاست ها و رویه های مناسب و با طذاحی سیستم ها و مکانیسم هایی این نیاز رفع می شود ، سرانجام گفته شده است که برنامه ریزی نیروی انسانی فرایندی است که به وسیله آن عرضه کار در داخل سازمان و خارج از آن با تقاضای سازمان برای نیروی انسانی مطابقت داده می شود پس از تعاریف مختلف می توان نتیجه گرفت برنامه ریزی نیروی انسانی فرایندی است که به وسیله آن ورود افراد به سازمان حرکت و گردش آن ها در داخل سازمان و خروج آن ها از سازمان پیشبینی و برای آن به گونه ای برنامه ریزی می شود که هرگاه در هر جای سازمان پستی خالی شود مسیولان سازمان غافلگیر نشوند و همیشه نیرو های شایسته ای برای تصدی آن پست آماده داشته باشند .( سعادت ۵۸،۱۳۸۳)


۲-۶-۲- نظریه پردازان برنامه ریزی نیروی انسانی
برنامه ریزی نیروی انسانی در سازمان از آن رو مهم است که دستیابی به چندین مقصود را امکان پذیر میسازد و مهم آن است که با در نظر گرفتن بهترین منافع فرد و سازمان نیاز های آینده به نیروی انسانی مشخص شود و ناهمخوانی ها از میان برداشته شود.برنامه ریزی نیروی انسانی کاهش هزینه هایی را می پردازد که از راه غیبت ،ترک خدمت بی اندازه کارکنان ، پایین بودن بهره وری و برنامه آموزشی بی ثمر پدید میآیند ( شیمون و رندال ۱۹۹۹ )
از نظر کاظمی (۱۳۸۰) برنامه ریزی نیروی انسانی مجموعه ای از فعالیت های طراحی شده منظم و مداومی است که مدیریت را از وجود نیروی انسانی مناسب و لازم برای عملیات و فعالیت های گوناگون در واحد های مختلف سازمان و در زمانهای مورد نیاز و مورد نظر مطمئن میسازد.
به زعم میر کمالی (۱۳۸۳) برنامه ریزی نیروی انسانی فرایند نیروی انسانی فرایند نیاز سنجی پیشبینی و تأمین نیروی انسانی مناسب مورد نیاز سازمان (جامعه) در حال و آینده و بر اساس اهداف و سیاست های سازمان و طرح و توسعه با مقایسه منابع موجود است.
حاجی کریمی و رنگریز (۱۳۷۹) معتقدند برنامه ریزی نیروی انسانی فرایند مستمر و سیستمی تجزیه و تحلیل نیاز های نیروی انسانی یک سازمان در شرایط متغیر و بهبود خط مشی های کارکنان برای دستیابی به اثر بخشی سازمان در بلند مدت است.
به عقیده دوچینز رابینز برنامه ریزی منابع انسانی فرایندی است که به وسیله آن سازمان معین میکند که برای نیل به اهداف خود به چه تعداد کارمند ، با چه تخصص و مهارت هایی برای چه مشاغلی و در چه زمانی نیاز دارد.
ﺗﻮﻟـﺪ دوﺑـﺎره ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ، از ﺗﻔﻜﺮاﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﻳﺎد ﻧﻤﻮده ﻛـﻪ ﺗﻨﻬـﺎ آن را ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﭼﺮﺧﺶ ﺳﺮﻳﻌﺘﺮ در ﻗﺒﺎل ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺳﺮﻳﻌﺘﺮ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﻣﻲداﻧﺪ(کارتر، ۱۹۹۹)
از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی و ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻔﻜﺮ ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ ﻣﻮاﺟـﻪ ﻫـﺴﺘﻴﻢ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﺷﻮد و از ﺗﻔﻜﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺧﻼﻗﻴﺖ و ﻓﺮ آﻳﻨﺪ ﺗﻔﻜﺮ واﮔﺮا ﻣﻮاﺟﻪ ﻫـﺴﺘﻴﻢ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ کنند (هراکلیوس،۱۹۹۸)
دو رویکرد تفکر استراتژیک و برنامهریزی استراتژیک به دو انتهای طیف مکتبهای دهگانه استراتژی تعلق دارند (ترنر، ۱۹۹۸)
تفکر استراتژیک با مکتب یادگیری تعریف میشود که برای محیط غیر قابل درک و پیشبینی مناسب است و برنامه ریزی استراتژیک جزو مکتب برنامه ریزی است که در محیط قابل شناخت و قابل پیشبینی اثر بخش است (اسلیوتسکی، ۱۹۹۶)
لاینچ (۱۹۸۲) ۲ هدف برنامه ریزی نیروی انسانی مشارکتی را تعریف کرد: ۱) تضمین استفاده مناسب از پرسنل جاری ۲) تدارک نیازمندی های کارمندان آینده شرکت برحسب توانایی ها و تعداد و سنشان .او برای به دست آوردن تعداد صحیصی از کارمندان با سطحی مناسب از استعداد ها و توانایی ها برای دست یابی به اهداف واقعی و تحقق بخشیدن به اهداف مشارکتی روی استراتژی توسعه تمرکز میکند.
۲-۶-۳- ضرورت برنامه ریزی نیروی انسانی
همان گونه که گفته شده شرایط پیچیده و پویا نیاز به برنامه ریز ی منابع انسانی را روز افزون میکند اما پرسش این است که این شرایط پویا و پیچیده چیست به سخن دیگر چه عامل هایی به پویایی و پیچیدگی شرایط می انجامد ؟ مهمترین این شرایط عبارتند از :
شرایط اقتصادی : شرایط اقتصادی اثر بسیار مهم بر شمار شاغلان دارد به سخن دیگر در شرایط رکود اقتصادی بسیاری از کارکنان از کار بیکار میشوند و بر عکس در شرایط رونق اقتصادی بسیاری از کارکنان را به کار میگیرد . شرایط اقتصادی بر بهره وری اقتصادی نیز اثر می نهد . هر چه شرایط اقتصادی بهتر باشد یعنی در هنگام رونق اقتصادی سطح حقوق و دستمزد نیز افزایش مییابد و با افزایش سطح حقوق و دستمزد بهره وری افراد نیز بیشتر می شود . افزون بر آن در شرایط رونق لقتصادی سازمان ها در بخش هایی چون تحقیق و توسعه ، آموزش ،تندرستی کارکنان ، ایجاد انگیزش و مانند آن ها سرمایه گذاری بیشتر میکند و این خود نیز به افزایش بهره وری نیروی انسانی می انجامد . افزایش بهره وری نیز سر انجام افزایش تولید ناخالص ملی را در بردارد .
شرایط فناوری : مهمترین اثر های به کار گیری فناوری نوین بر منابع انسانی عبارتند از :
الف) شماری از شغل ها از میان می رود
ب) شفل های تازه به میان میآیند
پ) شماری از تخصص ها از میان میروند
ت) تخصص های تازه به میان میآیند
شرایط حقوقی – دولتی : این عامل اثر های بسیار بر منابع انسانی دارد و گواه آن پدید های زیر است :
الف) هر سال قانون های بیشتری در این زمینه مطرح می شود
ب) هر سال دادگا ه های بیشتری در این زمینه فعال می شود
پ) هر سال مقررات بیشتری در زمینه استخدام تصویب می شود
ت) هر سال این بحث گسترده تر می شود
ث) هر سال موضوع تندرستی کارکنان با اهمیت بیشتری دنبال می شود
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲) قاضی دیگری که پی به اشتباه رأی صادره ببرد. تبصره یک ماده ۲۳۵ مفهوم «قاضی دیگر» را مشخص میکند و آن را شامل رئیس دیوان عالی کشور، دادستان کل کشور ، رئیس حوزه قضایی یا هر قاضی دیگری که طبق مقررات قانونی پرونده تحت نظر او قرار گیرد، میداند. در خصوص رئیس دیوان عالی کشور، دادستان کل کشور و رئیس حوزه قضایی، از آنجا که طبق قانون، ریاست فائقه و مقام نظارتی آن ها بر تصمیمات و آرای محاکم محرز است، به طور مسلم حق اعلام اشتباه نسبت به کلیه آرای صادره از محاکم را دارند. اما در تعیین گستره «هر قاضی دیگری که طبق مقررات قانونی، پرونده تحت نظر او قرار میگیرد»، باید گفت منظور قاضیای است که در سیر طبیعی پرونده، به آن دسترسی پیدا میکند که بهترین و رایجترین مثال برای آن قاضی اجرا کننده حکم میباشد.


سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که چنانچه رأی بدوی در دادگاه تجدید نظر، نقض و دادگاه تجدید نظر، حکم دیگری صادر نماید و پس از ارجاع پرونده به دادگاه بدوی، قاضی صادر کننده رأی بدوی متوجه اشتباه دادگاه تجدید نظر در صدور رأی گردد، آیا میتواند اعلام اشتباه نماید؟ در پاسخ باید گفت از آنجا که طبق قاعده «فراغ»( موسوی بجنوردی ۱۴۱۳) قاضی صادر کننده حکم، دیگر حق دخالت در آن را ندارد، اعلام اشتباه به حکم صادره در دادگاه تجدید نظر – که در مقام اعتراض به حکم دادگاه بدوی صادر گردیده است – توسط قاضی دادگاه بدوی غیر ممکن است. در روشن شدن مفهوم «قاضی دیگر» در بند ۲ ماده ۸ قانون تجدید نظر (بند «ب» ماده ۲۳۵) نظریه شماره ۶۰۱۶/۷ مورخ ۲۲/۹/۷۲ اداره حقوقی قوه قضائیه چنین پاسخ داده است: «قاضی موضوع بند دوم ماده ۸ قانون تجدید نظر آرا دادگاه ها آن قاضی است که به لحاظ مقررات و ضوابط قانونی در جریان رسیدگی و صدور حکم قرار میگیرد؛ مانند قضات بازرسی کل کشور یا دادسرای انتظامی، …»(شهری و جهرمی، سروش، نظریات اداره حقوقی قوه قضائیه در زمینه مسائل کیفری، ج ۲، ص ۲۹) و در دنباله سؤال که «آیا قاضی مرجع تجدید نظر مشمول آن است» چنین پاسخ میدهد: « والا دادرسی که در مقام رسیدگی به دعوی تجدید نظر است باید به تکلیف قانونی خود عمل کند.»(پیشین)
مرجع تشخیص اشتباه قاضی: تبصره ماده ۱۸ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۳ در خصوص تعیین مرجع رسیدگی کننده به اعلام اشتباه، از مرجع تجدید نظر نام میبرد و مقرر میدارد: «در مورد بندهای ۱ و ۲ (قاضی صادر کننده رأی یا قاضی دیگری پی به اشتباه ببرد) مرجع تجدید نظر رأی را نقض و رسیدگی میکند و در مورد بند ۳ (قاضی صادر کننده رأی صلاحیت رسیدگی و انشاء رأی را نداشته باشد) مرجع تجدید نظر بدواً به اصل ادعای عدم صلاحیت رسیدگی و در صورت احراز، رسیدگی مجدد را انجام خواهد داد.» بنابرین قانون فوق صرفاً به عنوان «مرجع تجدید نظر» اشاره کردهاست. ماده ۲۳۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری نیز که تقریباً تکرار ماده ۱۸ میباشد، صرفاً دادگاه تجدید نظر را به عنوان مرجع دارای اختیار برای رسیدگی به اعلام اشتباه معین نموده است. تبصره ۳ ماده مذکور چنین مقرر میدارد: «چنانچه قاضی صادر کننده رأی، متوجه اشتباه خود شود مستدلاً پرونده را به دادگاه تجدید نظر ارسال میدارد …» همچنین تبصره ۴ همین ماده نیز در تعیین مقام رسیدگی کننده به اعلام اشتباه چنین مقرر داشته است: «در صورتی که هر یک از مقامات مندرج در تبصره (۱) پی به اشتباه رأی صادره ببرند، ابتدا به قاضی صادر کننده رأی تذکر میدهند، چنانچه وی تذکر را پذیرفت، برابر تبصره ۳ اقدام میکند و در غیر این صورت پرونده را به دادگاه تجدید نظر ارسال میدارد….»
همچنان که ملاحظه میگردد مواد ۱۸ و ۲۳۵ در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به اشتباهات موجود در آرای صادره از دادگاه تجدید نظر ساکت است و همین سکوت مصدر آرا و نظریات متعددی در این زمینه گردیده است؛ از جمله نظریه شماره ۸۳۷۸/۷ مورخ ۹/۱۲/۱۳۷۳ اداره حقوق قوه قضائیه که مرجع رسیدگی به اشتباهات آرای دادگاه تجدید نظر را، شعب هم عرض همان مرجع دانسته است. متن سؤال و نظریه فوق چنین است:
سؤال: اگر قضات دادگاه مرجع تجدید نظر استان رأساً یا با تذکر قضاتی که حق تذکر دارند، متوجه اشتباه شوند، برای رفع اشتباه، تکلیف چیست و مرجع رسیدگی حکم صادره کجا است؟
جواب : تبصره ذیل ماده ۲۴ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در صورتی احکام را قطعی میداند که از موارد سهگانه مذکور در ماده ۱۸ نباشد؛ به عبارت دیگر احکامی که مبتنی بر یکی از موارد سهگانه مذکور در آن ماده باشد، غیر قطعی و بدون رعایت مدت قابل تجدید نظر خواهند بود؛ بنابرین در مورد سؤال چنانچه مرجع تجدید نظر اعلام اشتباه نماید چون دیگر حق رسیدگی ندارد باید پرونده را همراه با اعلام اشتباه به دادگاه هم عرض دیگر جهت رسیدگی ارسال تا آن دادگاه ماهیتاً وارد رسیدگی شده و تصمیم مقتضی اتخاذ نماید.»
سکوت ماده ۲۳۵ و اختلاف نظرهای موجود را رأی وحدت رویه شماره ۶۲۹ مورخ ۲۹/۱۰/۷۷ پاسخ داده و دیوان عالی کشور را به عنوان مرجع رسیدگی کننده به اشتباهات موجود در آرای صادره از دادگاه تجدید نظر معرفی کردهاست. متن رأی وحدت رویه فوقالذکر چنین است: «منظور مقنن از ذکر جمله «مرجع تجدید نظر، رأی را نقض و رسیدگی میکند» در ذیل تبصره ذیل ماده ۱۸ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۳ مرجعی است که نسبت به دادگاه صادر کننده رأی که ادعای اشتباه در آن شده است، از حیث شأن و مقام عالیتر باشد. با این کیفیت و نظر به اصل ۱۶۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی در خصوص نظارت دیوان عالی کشور بر اجرای صحیح قوانین در محاکم، چنانچه مرجع تجدید نظر دعوایی، دادگاه تجدید نظر استان باشد، مقامی که حق نقض رأی صادره از آن دادگاه را دارد، دیوان عالی کشور خواهد بود. خصوصاًً که دادگاه صادر کننده رأی علیالاصول حق نقض رأی خود را ندارد و چون دیوان عالی کشور مرجع نقض و ابرام است، علیهذا رأی شماره ۲۸٫٫٫»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

۲-۱۱-۴- معیار نسبت حجم معاملات به تغییر پذیری
معیار حجم معاملات به تغییرپذیری کم تر مورد استفاده قرار میگیرد. برای محاسبه ی این معیار، نسبت گردش بر انحراف معیار بازدهی بازار سهام تقسیم می شود. بازارهایی که از نقد شوندگی بالاتری برخوردار هستند، این توانایی را دارند که حجم بالای معاملات را بدون مواجه شدن با نوسانات عمده در قیمت، اداره کنند. با توجه به توضیحاتی که در رابطه با معیار عدم نقدشوندگی آمیهود گفته شد، می توان نتیجه گرفت که مقدار بالاتر این معیار با نقد شوندگی بالاتر بازار و مقدار پایین تر آن با نقد شوندگی کم تر بازار مرتبط است. در بازار های نو ظهور که بازار از ثبات کم تری برخوردار است، این معیار در پیشبینی ارتباط موجود بین نقدشوندگی و بازده ی سرمایه، کاربرد بیشتری دارد (جیانگ و همکاران[۴۵]، ۲۰۰۳).

۲-۱۲- ریسک نقدشوندگی
در هر بازار مالی با توجه به گستردگی و عمق بازار، ابزارهای متنوعی جهت سرمایه گذاری وجود دارد. سرمایه گذاران، با عنایت به بازده و ریسک دارایی ها، سرمایه گذاری میکنند. نرخ تنزیل یا نرخ بازده ی مورد انتظار هر دارایی، نشانگر بازده از دست رفته تحت شرایط ریسک مساوی ناشی از تحصیل آن دارایی است. به دلیل طبعیت ریسک گریزی، سرمایه گذاران به دنبال دارایی هایی هستند که بتوانند به سادگی آن را به نقد تبدیل کنند و یا در ازای تحمل این ریسک، بازده اضافی کسب کنند. این موضوع، ریسک نقدشوندگی سهام را در ذهن خریدار متبلور میسازد.
ریسک نقدشوندگی که گاهی با عنوان ریسک نقدینگی از آن یاد می شود؛ به اواسط دهه ۸۰ میلادی باز میگردد. این موضوع به رغم ریشه ای بودن آن، همچنان جزء تحقیقات جدید در زمینه مدیریت مالی محسوب می شود. هر چند که طی همین مدت اندک نیز افراد بسیاری به مطالعه این موضوع پرداختند و نتایج متفاوتی را ارائه نمودند. با این وجود هر چه ریسک نقدشوندگی سهام بیشتر باشد، آن سهم برای سرمایه گذار جذابیت کمتری دارد، مگر اینکه بازده ی بیشتری عاید دارنده آن گردد (یحیی زاده فر و خرمدین،۱۳۸۷). بنابرین، مفهوم ریسک نقدشوندگی نقش به سزایی در تصمیم گیری ها ایفا می کند که ممکن است تاثیر منفی بر ارزش سهام بگذارد. این ریسک زمانی اتفاق می افتد که قیمت سهام در واکنش به حجم معاملات کم، تغییرات زیادی داشته باشد (مارشال و یانگ[۴۶]، ۲۰۰۶).
در این رابطه، پاستور و استامباگ[۴۷] (۲۰۰۳) یک مدل تجربی قیمت گذاری دارایی طراحی کردهاند که ریسک نقدینگی را با توسعه مدل سه متغیره ی طراحی شده توسط فاما و فرنچ[۴۸] (۱۹۹۳) برای محاسبه ی عامل نقدینگی بازار مطرح می کند. این مدل به شرح رابطه (۲-۱۴) میباشد:
رابطه (۲-۱۴)
در این رابطه:
ri,t : بازده ماهانه اضافی نسبت به نرخ بازده ی بدون ریسک سهام i در ماه t
MKT، SMB و HML به ترتیب صرف ریسک بازار، عامل اندازه و نسبت ارزش دفتری به بازار در مدل فاماو فرنچ (۱۹۹۳) میباشد.
LIQ : معیار نقدینگی بازار در ماه t
نقدینگی ماهانه برای سهام i در ماه t از طریق رگرسیون زیر به دست میآید:
رابطه(۲-۱۵)
d=1,……D
: حجم معاملات سهام شرکت i در روز d در ماه t
: بازده ی سهام شرکت i در روز d در ماه t
: بازده ی مازاد (نرخ بازده ی مازاد بر نرخ بدون ریسک) روزانه که به شرح رابطه ی (۲-۱۶) محاسبه میگردد:
رابطه(۲-۱۶)
که در رابطه ی فوق
: میانگین بازده ی بازار در روز d در ماه t.
: بازده ی سهام شرکت i در روز d در ماه t است که طبق رابطه ی (۲-۱۷) محاسبه می شود:
رابطه(۲-۱۷)
: نرخ بازده ی سهم شرکت i در دوره ی t.
:قیمت سهم شرکت i در دوره ی t.
: قیمت سهم شرکت i در دوره ی t-1.
:منافع مالکیت سهم شرکت i در دوره ی t (سود نقدی هر سهم).
: درصد سهام جایزه ی شرکت.
(مبلغ اسمی هر سهم در ایران ۱۰۰۰ ریال میباشد).
: نقدینگی ماهانه ی بازار که برابر با میانگین موزون نقدینگی شرکت ها در هر ماه است که به شرح رابطه ی (۲-۱۸) محاسبه می شود:
رابطه (۲-۱۸)
برای محاسبه ی تغییرات غیر منتظره در نقدینگی بازار، رگرسیون رابطه ی (۲-۱۹) اجرا می شود:
رابطه (۲-۱۹)
در جایی که
: ارزش سهام شرکت i در آخرین ماه t-1
: ارزش سهام شرکت i در اولین ماه t-1
که رابطه ی (۲-۱۹) اندازه رشد در بازار سهام را نشان میدهد.
LIQ در رابطه ی (۲-۱۴) به شرح رابطه ی (۲-۲۰) محاسبه می شود:
رابطه(۲۰-۲۰)
LIQ=
که : تغییرات غیر منتظره در نقدینگی بازار
مارشال و یانگ (۲۰۰۶) به بررسی رابطه میان مازاد بازده ی سهام عادی در بازار استرالیا و عواملی نظیر ریسک بتا و اندازه ی شرکت و قیمت پیشنهادی خرید و فروش، نرخ گردش و نسبت عدم نقدشوندگی پرداخت و نتایج نشان داد که از میان معیارهای مختلف عدم نقدشوندگی، نسبت ارائه شده توسط آمیهود مازاد بازده ی سهام را بهتر توجیه میکند (یحیی زاده فر،۱۳۸۷). بنابرین در این پژوهش عامل عدم نقدشوندگی آمیهود (ILLIQ) به علت سادگی محاسبه و توجیه بهتر صرف بازده ی سهام، طبق رابطه ی (۲-۲۱) جایگزین عامل نقدشوندگی (LIQ) در رابطه ی (۲-۱۴) ارائه شده توسط پاستور و استامباگ گردید.
رابطه (۲-۲۱)
که در این رابطه
IMV t [۴۹]: عامل عدم نقدشوندگی
در این رابطه، یک شاخص بتای نقدینگی بالاتر (L β) در ساختار خود یک کواریانس بالاتر بین بازده ی یک سهام و تغییرات غیرقابل انتظار در نقدینگی بازار را نشان میدهد که این موضوع نشان دهنده ی ریسک نقدینگی بالاتر سهام مورد نظر میباشد.
مشخص کردن تفاوت های بین ریسک نقدینگی و مفهوم نقدینگی از اهمیت زیادی برخوردار است. ریسک نقدینگی یک سهام در ارتباط با حساسیت بازده ی سهام به تغییرات غیر قابل انتظار در نقدینگی بازار را بررسی می کند. در مقابل، نقدینگی یک سهم به توانایی معامله ی سریع حجم زیادی از آن با هزینه ی کم و بدون ایجاد تغییر در قیمت بازار آن اشاره دارد.
لانگستاف[۵۰] (۲۰۰۵) نشان داد که تعداد بسیار زیادی از دارایی ها دارای خصوصیات نقدشوندگی اندکی هستند و همیشه نمی توان آن ها را فورا معامله نمود. در بازار سهام برخی دارایی ها دارای نقدشوندگی بالایی هستند، اما برخی دیگر در دوره های نسبتا طولانی مورد معامله قرار می گیرند. بنابرین ریسک نقدشوندگی تاثیر بسیار چشمگیری بر تصمیم گیری پرتفوی بهینه دارد.
۲-۱۲-۱-ریسک نقدشوندگی و قیمت گذاری داراییها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در برخورد گلمن با تعریف ارائه شده توسط مایر و سالووی ، طبق دیدگاه گلمن هوش هیجانی پنج حوزه ای شد : « شناختن هیجانات خود ، اداره کردن هیجانات ، برانگیختن خود ، تشخیص هیجانات در دیگران و کنترل روابط »
بار – آن نیز هوش عاطفی را به این صورت تعریف می کند : هوش عاطفی ، تواناییهای یک شخص را در سر و کار داشتن با چالش های محیطی منعکس میکند و موفقیت های یک فرد در زندگی را پیشبینی میکند که در بر گیرنده پی گیری های حرفه ای و شخصی او است .نگاهی به تعاریف متعدد هوش هیجانی دو خط نظری کلی را در این زمینه نشان میدهد : یکی دیدگاه اولیه از هوش هیجانی است که آن را به عنوان نوعی از هوش تعریف میکند که هیجان و عاطفه را نیز در بر میگیرد که نظریه مایر و سالووی بیانگر این دیدگاه است . دوم دیدگاه مختلط که هوش هیجانی را با سایر تواناییها و ویژگی های شخصیتی نظیر انگیزش ترکیب میکند که از نظر تعریف مطرح در این دیدگاه می توان به تعاریف گلمن و بار-آن از هوش هیجانی اشاره کرد . با توجه به تعاریف ارائه شده توسط صاحبنظران ، هوش هیجانی را می توان به کارگیری قابلیت عاطفی هیجانی و عاطفی خود و دیگران در رفتار فردی و گروهی ، برای کسب حداکثر نتایج با حداکثر رضایت می توان تعریف کرد. (کیاروچی و همکاران ،ترجمه نجفی زند ، ۱۳۸۵ )


مبانی نظری هوش هیجانی : نظریه های هوش هیجانی به دو دسته عمده ۱ – نظریه های توانایی [۱۵] و ۲ – نظریه های ترکیبی [۱۶]تقسیم میشوند .
۱- مدل توانایی (پردازش اطلاعات ) : این نظریه هوش هیجانی را توانایی شناسایی یا ورود اطلاعات و پردازش آن ها از طریق دستکاری فوری نمادها تعریف کردهاند . مایر و سالووی (۲۰۰۰) تعریف باریک بینانه ای از هوش هیجانی را بیان نموده اند و آن را توانایی دریافت اطلاعات هیجانی از محرک های دیداری و شنیداری تعریف کردهاند. ( برندک ، ۱۳۸۳)
۱-۱ مدل مایر و سالووی : این تعبیر که هیجانها نوعی اطلاعات هستند ، کمک کرد تا در سال ۱۹۹۰ مفهومی کاملاً پر و بال گرفته از هوش هیجانی ظاهر شود . پیتر سالووی و جان مایر اولین کسانی بودند که این اصطلاح را به کار برند . مدل هوش هیجانی مایر و سالووی یک رویکرد مبتنی بر هوش و توانایی مدار است. از دیدگاه آن ها هوش هیجانی اشاره به یک دسته توانایی هایی دارد که در پردازش اطلاعات هیجانی به کار می رود . نظریه توانایی مایر و سالووی هوش هیجانی را به چهار زمینه تقسیم میکند :
زمینه اول : توانایی ادراک و ابراز هیجانی [۱۷]، مشتمل بر ارزیابی هیجانات در خود و دیگران را در بر میگیرد .
زمینه دوم : توانایی بهره گیری از هیجانات در آسان سازی تفکر [۱۸]، از جمله ربط دادن دقیق هیجانات به سایر احساسات و استفاده از هیجانات برای ارتقاء اندیشه را شامل می شود .
زمینه سوم : فهم هیجانات ، تجزیه و تحلیل هیجانات به اجزاء [۱۹]، فهم احتمالی گذر از یک احساس به احساس دیگر و فهم احساسات پیچیده در موقعیت های اجتماعی را در بر میگیرد . سر انجام زمینه چهارم ، اداره هیجانات [۲۰]توانایی مدیریت احساسات در خود و دیگران را شامل می شود ( کیاروچی و همکاران ، ترجمه نجفی زند ، ۱۳۸۵ )
۲ ) مدلهای ترکیبی : دیدگاه ترکیبی ، هوش هیجانی را با شاخص های بین موقعیتی رفتار ، نظیر همدلی و جرات و خوش بینی مرتبط میداند . این نظریه ها هوش هیجانی را با سایر مهارتها و ویژگیهای مانند سرحالی ، انگیزش و توان برقراری ارتباط با دیگران می آمیزند و بر ایجاد انگیزه در خود ، مهار خود و مدیریت روابط اجتماعی تأکید دارند. مایر و همکاران نظریه هایی مانند نظریه گلمن و بار –آن را در دو دسته نظریه های ترکیبی[۲۱] هوش هیجانی جای میدهند (برندک ، ۱۳۸۳)
۲-۱ مدل بار – آن : هوش هیجانی توسط بار-آن به این صورت مطرح شده است : « مجموعه ای از مهارتها و استعدادها و تواناییهای شناختی که ظرفیت خود را در مقابله با فشار ها و اقتضاهای محیطی افزایش میدهد ». وی هوش غیر شناختی را عامل مهمی در تعیین توانمندی های افراد برای کسب موفقیت در زندگی میداند و آن را با سلامت عاطفی در ارتباط مستقیم میداند .بار-آن مفهوم EQ را بیشتر در حوزه ویژگی های شخصیتی ، گسترش داده و آن را به پنج مؤلفه کلی ، تقسیم می کند که عبارتند از :
۱ – مؤلفه درون فردی شامل عوامل : خودآگاهی هیجانی ، جرات ورزی [۲۲] ، حرمت نفس [۲۳]، خود شکوفایی ، استقلال عمل .
۲ – مؤلفه های بین فردی : در بر گیرنده عوامل همدلی ، مسئولیت پذیری اجتماعی ، روابط بین فردی
۳– توان سازگاری : شامل واقعیت آزمایی ، انعطاف پذیری و حل مسا له میباشد.
۴– مدیریت استرس : تحمل تنش و کنترل تکانه را در بر میگیرد .
۵ – خلق و خوی عمومی که عوامل خوش بینی و نشاط را شامل می شود .
از نظر بار-آن توصیف گسترده این مؤلفه ها به صورت زیر میباشد :
۱ ) مؤلفه درون فردی : توانایی تشخیص را در اگاهی از هیجان ها و کنترل آن نشان میدهند و عوامل آن عبارتند از :
-
- خود آگاهی هیجانی : میزان آگاهی فرد از احساسات خویش و درک و فهم این احساسات میباشد .
-
- جرات ورزی : توانایی ابراز احساسات ، باورها و دفاع از مهارت های سازنده بر سر حقوق خویش
-
- حرمت نفس : توان آگاه بودن از ادراک خود و پذیرش و احترام به خود
-
- خود شکوفایی : توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد و از آن لذت برد .
- استقلال : توانایی هدایت افکار و اعمال خود و رها بودن از تمایلات هیجانی
۲) مؤلفه بین فردی : توانایی تشخیص برای سازگاری با دیگران و مهارت های اجتماعی را بررسی میکند و عوامل آن عبارتند از :
-
- همدلی : توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش نهادن به آن ها.
-
- مسئولیت پذیری اجتماعی : توانایی معرفی خود به عنوان کسی که دارای حس مشترک مؤثر و سازنده در گروه است .
- روابط بین فردی : توانایی ایجاد و حفظ روابط مطلوب متقابل به وسیله نزدیکی عاطفی ، صمیمیت و محبت کردن .
۳) مؤلفه توان سازگاری : انعطاف پذیری [۲۴] و توان حل مسئله و واقع گرایی شخص را مورد بررسی قرار داده و عوامل آن عبارتند از :

-
- واقع گرایی : توانایی سنجش هماهنگی بین آنچه به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که به طور واقعی وجود دارد .
-
- حل مسئله : توانایی تشخیص مشکلات و خلق و کاربرد راه حل های مؤثر و بالقوه.
-
- انعطاف پذیری : توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیتهای گوناگون
-
- ۴)مؤلفه مدیریت استرس [۲۵]:توانایی تحمل و کنترل تنش ها را ارزیابی میکند.
-
- تحمل تنش [۲۶]:توان مقاومت در برابر رویدادهای فشار آور بدون جا زدن و رویارویی مثبت با موقعیت های تنش زا میباشد.
- کنترل تکانه [۲۷]:توانایی مقاومت در برابر تنش ها و کنترل هیجانات خود را بررسی میکند.
۵ ) مؤلفه های خلق و خوی عمومی : نشاط و خوش بینی فرد را بررسی میکند .
-
- نشاط [۲۸] : توانایی احساس خوشبختی از زندگی خود ، احساس رضایت از خود و دیگران ، داشتن احساسات مثبت ، صریح و سر زنده بودن .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(Rosenfeld & Servo,1990). ماهیت خلاقیت یا اختراع را از نوآوری به وسیله معادله زیر تفکیک کردند:
انتفاع + اختراع+ مفهوم = نوآوری
در معادله نوآوری فوق، “مفهوم “اشاره به ایدهای دارد که با توجه به چارچوب مرجعی آن، فرد، بخش یا گروه، سازمان و یا یک دانش انباشته شده جدید است. کلمه “اختراع “اشاره به هر ایده جدیدی دارد که به حقیقت رسیده باشد. کلمه “انتفاع” بر به دست آوردن حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد (طالب بیدختی و انوری، ۱۳۸۳).همچنین با توجه به اینکه تلاش های خلاق باید منجر به نتایج خلاق گردد؛ پس نوآوری، خلاقیت عینیت یافته است. تعریف فوق سادهترین تعریف از فرایند نواوری است؛ اما نوآوری نیز مانند واژه خلاقیت دارای تعاریف متعدد و متنوعی است که به دیدگاهی که از آن تعریف میشود بستگی دارد به طور کلی تعریف نوآوری یکی از موارد زیر را شامل میشود:

نوآوری در خروجیها: نوآوری در محصولات، خدمات و امور توزیع آن ها.
نوآوری در ورودی ها: نوآوری در مواد مصرفی مورد استفاده، نوآوری در منابع و شیوه های تامین آن ها.
نوآوری در فرآیندها : نوآوری در فرآیندهای تکنولوژیک، نوآوری در مهارتها و رویههایاجرایی انجام امور(Dewett,2004) .
به عنوان مثال اگر نوآوری را در زمینه تولید محصولات و خدمات مورد بررسی قرار دهیم تعریف آن باید در برگیرنده ابعاد زیر باشد:
کیفیت محصول: قابلیت محصول برای برآورده ساختن نیازهای مشتریان.

هزینه محصول: که در ارتباط با هزینه تولید محصول است و میتواند برای تولید کننده مزیت رقابتی ایجاد کند.
زمان تولید محصول: مربوط به مقدار زمانی است که صرف طراحی، توسعه و ایجاد محصول جدید میگردد(Cumming, 1998).
در مورد نوآوری و تغییر نیز، تفاوتهایی وجود دارد. تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایده هایی است که برای سازمان جدید است. از این رو ، تمام نوآوریها میتوانند منعکس کننده یک تغییر باشند، در حالی که تمام تغییر ها ، نوآوری نیستند. تغییر نتیجهای از فرایند خلاقیت و نوآوری است؛ مانند تغییر یک تناوب در سیاست و ساختار سازمانی یا طرز تلقی افراد به منظور بهبود عملکرد. خلاقیت میتواند در نوآوری به کار برده شود؛ یعنی زمانی که یک ایده جدید ( قرض گرفته شده یا اصلی) در موقعیتی مورد استفاده قرار گیرد که قبلا به کار برده نشده است. نوآوری ممکن است خلاقیتی باشد که توسط یک عمل مدیریت دنبال شده و اثر اقتصادی به همراه داشته باشد. فرد خلاق و فرد نوآور ممکن است منفک از یکدیگر باشند (تولایی،۱۳۸۷).
بر اساس این تعاریف، خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوجویی وابسته به خلاقیت میباشد. اگر چه در عمل نمی توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی میتوان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوری هاست. خلاقیت پیدایش و تولید یک اندیشه و فکر نو است، در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. از خلاقیت تا نوآوری غالبا راهی طولانی در پیش است و تا اندیشهای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید در آید به زمانی نسبتا طولانی نیاز دارد و بدین منظور تلاش و کوششهای فراوان صورت میگیرد. گاهی ایده و اندیشهای نو از ذهن فرد میتراود و در سالهای بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نآوری در محصول یا خدمتی دیگر متجلی میگردد (الوانی، ۱۳۷۲).
۲-۱۶-تکنیکهای تقویت خلاقیت و نوآوری در سازمان
خلاقیت و نوآوری امری است که لزوم ان دائما در سازمان احساس میشود. بنابرین، باید نهادینه شود و جزء کار و فرهنگ سازمان قرار گیرد. هرگاه مدیران سطوح عالی و سیاستگذاران سازمان، به خلاقیت و نوآوری به عنوان فعالیتهای ضروری و حیاتی نگاه نکنند، هیچ فعالیتی در این زمینه دوام نخواهد آورد. ایجاد هستههای پژوهشی و نوآوری در سازمان میتواند کار نوآوری و خلاقیت را تسهیل و تسریع کند. ایجاد باورهای مشترک برای نوآوری و اینکه به عنوان یک هنجار مشترک در سازمان به خلاقیت نگریسته شود نیاز به آموزش دارد. تافلر آموزش را مهمترین فعالیت و راهرویارویی با تحولات عظیم زندگی آینده میداند. آموزش مؤثر و پر مایه به افراد کمک میکند تا بتوانند به رشد و توانایی کافی در شغل خود دست یابند و با کارایی بیشتری عمل نمایند. مدیران باید بدانند که یکی از هدفهای مهم در اموزش در محیط پر تلاطم و متغیر کنونی، آموختن شیوه های خلاقیت و نوآوری است. بدین منظور میتوان از طریق آموزش، کارکنان را به تفکر عادت داد و در نتیجه این تفکر به صورت یک فرهنگ سازمانی در لایههای مختلف سازمان رسوخ کرده و در اجرای استراتژیهای سازمان تاثیر کلی و دائمی خواهد گذاشت (زراعی، ۱۳۷۳).
جدول ۲-۱-عوامل و موانع مؤثر در نوآوری سازمان
عامل
موانع
تسهیل کننده
ساختار
بوروکراسی و تمرکز در تصمیمگیری، روشهای سختگیرانه و دستورالعملها، کنترل شدید منابع، تأکید بر سازمان رسمی
غیر متمرکز: مسطحتر، کار گروهی، بوروکراسی کم، انعطاف بیشتر، در دسترس قرار دادن اطلاعات
فرهنگ
قبول تأکید بر سنت ها (ثبات) ، اعمال تنبیه و جرایم برای اشتباهات، تقویت ارزشهای ارزیابی بیرونی، تأکید بر زمان موعد انجام کارها، تعصبات و عدم مسئولیتپذیری
تأکید بر نرم و هنجار ها، طرز تلقی مثبت از تغییرات فرهنگ، تجربه ایده ها، ترویج و انتشار موفقیتها زمینه برای قبول شکست، آزادی و تشویق ریسکطلبی، ارج نهادن به جرات، ایجاد امنیت برای نوآوری
مدیریت و رهبری
سبک مدیریت مستبدانه، کار فردی، عدم احترام وجود آزادی و پذیریش انتقاد، ارج نهادن به افراد وظیفه شناس
مشارکت در تصمیمگیری، کار گروهی، احتررام نهادن به فکرهای نو، آزادی در سازمان، پذیرش انتقاد، تحمل افراد و عقاید مخالف
نیروی انسانی
نداشتن منابع انسانی کافی، عدم تخصص و آموزش، عدم پاداش برای موفقیتها
تامین منابع انسانی خبره و تحصیل کرده، خلاق و وفادار، پاداش برای نوآوری، ایده ها به راحتی فراموش نمیشوند یا از بین نمیروند
ارتباطات
ارتباطات کم و ضعیف در چارچوب مقررات سازمانی
ارتباطات همه جانبه و باز ، غیر رسمی با تسهیلات وسیع
منبع: علیرضایی و تولایی ۱۳۸۷
بخش سوم: مدیریت دانش و نوآوری سازمانی
۲-۱۷-فرآیندهای مدیریت دانش و نوآوری
دانش برای سازمان به تنهایی منبع مهمی نیست .دانش برای دانش نیست بلکه دانش برای عمل و بهبود عملکرد مهم است. به این ترتیب در قلب مدیریت دانش باید نوآوری را جستجو کرد، زیرا مزیت رقابتی پایدار در نوآوری پنهان است (علامه و همکاران، ۱۳۸۵).
جدول۲-۲- ارتباط بین فرآیندهای مدیریت دانش و مکانیزمهای نوآوری
مکانیزم نوآوری
فرآیندهای مدیریت دانش
پاداشهای انگیزشی/ محرکها
معرفی تغییر، دیدگاهها، گروهها، محیط
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هرچند هنوز فشار سیاسی و اقتصادی به عنوان مبنای برای بیاعتباری معاهدات از سوی جامعه بینالمللی پذیرفتهنشده است. رأی دیوان در قضیه ماهیگیری ایسلند نیز بیانگر آن است که فشارهای سیاسی و اقتصادی صرف نمیتواند موجب بطلان معاهده گردد. ولی این قضیه به این دلیل است که دولتها از اثبات چنین فشارها در پیشگاه دیوان عاجزاند. در افغانستان نه تنها نقش تعیینکننده و حیاتی امریکا در تصمیمگیری غیرقابلتردید و اثباتشده است. بلکه تهدید به قطع کمک و خروج تمامی نیروها، در وضعیت که افغانستان بدون چنین کمکهای توانایی ادامه وضعیت فعلیاش را ندارد می تواند مبنایی برای فشار واقعی قرار گیرند. در حالی که عملکرد امریکا در افغانستان مبنی بر امضای هرچه زودتر این پیمان، فراتر از تهدید به خروج کامل نیروها و قطع کمکها رفته تا آنجا رسید که کاخ سفید اعلان نمود که فرد دیگری مانند وزیر خارجه یا وزیر دفاع هم اگر این پیمان را، بدون در نظرداشت اجازه یا اختیارنامه از سوی رئیس جمهور امضا کند، ازنظر ما درست تلقی خواهد شد. در حالی که مطابق قانون اساسی افغانستان، هیچ یک از اعضای کابینه افغانستان بدون اعتبارنامه و تفویض اختیار از سوی رئیسجمهور نمیتواند چنین اقدام را انجام دهند[۲۶۷]. همه این موارد نشانگر از واقعی و عینی بودن فشار سیاسی و اقتصادی آمریکا برای امضای پیمان امنیتی از سوی افغانستان دارد که میتواند ارزش حقوقی این پیمان امنیتی را ازنظر حقوق بینالملل زیر سؤال ببرد.


(ب) پیمانهای استراتژیک و امنیتی افغانستان – آمریکا و انواع پیمانهای امنیتی
بحث برسر ماهیت و نوعیت پیمانهای استراتژیک و امنیتی افغانستان و آمریکا بیشتر بر محوریت پیمان امنیتی متمرکز است. فقط در مواردی که موضوعی به پیمان استراتژیک محول شده باشد، به آن پیمان مراجعه خواهد شد. درغیر این صورت این بحث روی پیمان امنیتی افغانستان و آمریکا متمرکز است؛ زیرا پیمان استراتژیک بیشتر روابط غیر نظامی را پوشش میدهد.
در حقوق بینالملل پیمانهای امنیتی می توانند ماهیت تدافعی– تهاجمی داشته، یا صرفاً یک قرارداد وضعیت نیرو باشند. چنانچه قبلاً نیز بیان گردید پیمانهای دفاعی، پیمانهای است که بر اساس آن طرفین متعهد می شود که در صورت حملهبر هریک از اعضای آن، دفاع از طرف مورد تجاوز را میپذیرند. اکثر پیمانهای که در قالب سازمانهای دفاعی شکلگرفته مانند سنتو و سیتو و ورشو از نوع پیمانهایی تدافعیاند[۲۶۸].
در پیمان استراتژیک و امنیتی افغانستان – امریکا، این کشور متعهد به دفاع از افغانستان در مقابل تجاوز خارجی نشده است. بلکه صرفاً متعهد گردیده که در صورت وقوع چنین تجاوزی یا تهدید به وقوع آن نگرانی شدید خود را ابراز و به منظور اقدامات بالقوه سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی برای تشخیص پاسخ مناسب باهم مشورت نموده و به گونه فوری روی اتخاذ تصمیم مناسب مطابق با قوانین اساسی دو کشور اقدام خواهد کرد[۲۶۹]. ماده ششم پیمان امنیتی در قالب ۶ بند مسئله تجاوز بر افغانستان و تعهدات آمریکا در این حالت را بیان داشته آورده است که:
-
- برخلاف منشور سازمان ملل متحد، افغانستان همواره دستخوش تجاوز کشورهای بیگانه و استفاده نیرو توسط دولتهای خارجی و گروه های مسلحی شده است که در بیرون از سرحدات این کشور دارای پایگاه بوده یا موردحمایت این دولتهای قرار داشتهاند. مطابق این قرارداد، طرفین با هر گونه استفاده از نیروی مسلح یا تهدید علیه تمامیت ارضی، استقلال سیاسی افغانستان، به شمول حمایت از گروه های مسلح ازجمله تأمین پناهگاه و یا تسلیحات از سوی یک کشور خارجی و یا گروه های مسلح دیگر، قویاً مقابله میکنند. طرفین توافق میکنند تا در زمینه تحکیم قابلیتهای دفاعی افغانستان در برابر تهدیدات علیه حاکمیت ملی، تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی این کشور، باهم همکاری کنند.
-
- ایالاتمتحده هر گونه تجاوز خارجی یا تهدید به تجاوز علیه حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی افغانستان را موجب نگرانی شدید خود پنداشته و باور دارد که چنین تجاوزی میتواند منافع مشترک طرفین را در رابطه باثبات افغانستان، صلح و ثبات منطقه و جهان تهدید کند.
-
- در صورت وقوع چنین تجاوزی و یا تهدید به چنین تجاوزی علیه افغانستان، طرفین به منظور اتخاذ اقدامات بالقوه سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی به عنوان بخشی از پاسخ مناسب، باهم بهگونه منظم مشورت میکنند. این مشورتها به هدف ایجاد فهرستی از اقدامات لازم سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی صورت میگیرد.
- در صورت وقوع چنین تجاوز خارجی و یا تهدید به تجاوز خارجی علیه افغانستان، طرفین به توافق یکدیگر و به گونه فوری روی اتخاذ و اجرای پاسخ مناسب به شمول بررسی اقدامات موجود سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی شامل فهرست، فقره ۳ و مطابق با مقررات مندرج در قوانین اساسی هردو طرف، به مشورت میپردازند.
در هیچ یک از این دو پیمان و بندهای ماده ششم پیمان امنیتی، آمریکا تجاوز به افغانستان را بهمنزله تجاوز به امریکا ندانسته و متعهد به دفاع از آن از طریق اقدام نظامی نشده است.
در حالی که این کشور در پیمان مشابه با کره جنوبی در سال ۱۹۵۳ تجاوز بر این کشور را تجاوز بر منافع آمریکا میداند که واکنش نظامی این کشور را در پی دارد. در معاهده امنیتی میان کره جنوبی و آمریکا، ایالاتمتحده آمریکا تعهد میکند تا از این کشور در مقابل هر گونه تجاوز خارجی اقدام به دفاع نظامی نماید و هر نوع تجاوز بر این کشور را بهمنزله تجاوز بر منافع آمریکا قلمداد نماید[۲۷۰].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۲- ویژگى هاى رشد عاطفى نوجوان
رشد عاطفى نوجوان ویژگى هاى خاصى دارد که عبارتند از:

۱- هیجان و عواطف تند و شدید
۲- نوجوان از محرّک هاى هیجانى به سرعت متأثر مى شود که دلیل آن نامتعادل شدن ترشّحات غدد داخلى و تغییر گرایش او نسبت به محیط است که از یک سو، نمى خواهدو نمى تواند واکنش هاى کودکى را از خود نشان دهد و از سوى دیگر، هنوز نمى تواند کاملاً با وضع موجود سازش یابد و واکنش مطلوب اطرافیان را نشان دهد. از این رو، وقتى به رفتار او انتقاد مى شود سریع ناراحت و غمگین مى شود.
۳- گاهى در تعبیر و بیان عواطف خویش دچار تردید مى شود و حتى به دلیل نگرانى از انتقاد و سرزنش مردم، آن ها را آشکار نمى کند. به این دلیل، در خود فرو مى رود، به توهمات پناه مى برد، از مردم کناره مى گیرد و گاهى از ناسازگارى امیال با واقعیات ناامید مى شود.
۴- واکنش هاى هیجانى و عاطفى نوجوان ناپایدار است که دلیل این ناپایدارى در دو چیز مى باشد: الف. تغییر در ترشحات غدد درون ریز که موجب تحریک عاطفى بیش تر او مى شود. و ب. تغییرات رشدى خاص دوران بلوغ و تردیدهاى اجتماعى که تنش عاطفى نوجوان را افزایش مى دهد.
۵- به دلیل آن که نوجوان تجربه بزرگ سالان را ندارد، در نحوه اظهار پاسخ هاى هیجانى و عاطفى نمى تواند سنجیده عمل کند; مثلاً، نمى داند محبت خودراچگونه به جنس مخالف نشان دهد(فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱).
۲-۲-۳- انواع عواطف در دوره نوجوانى
عواطف در دوره نوجوانى به امور خاصى تعلّق مى گیرد که شاید در ابتداى امر متناقض به نظر برسند؛ مثل ترس و خشم که نوجوان از طرفى مى ترسد و از طرف دیگر خشم مى کند.
الف ـ ترس: برخى تحقیقات نشان مى دهد که نوجوان در اوایل بلوغ هنوز برخى ترس هاى کودکى را دارد؛ مثل ترس از اشباح که به تدریج، این ترس ها را از خود دور مى کند. موضوع ترس در نوجوانى ممکن است این موارد باشد:
۱- ترس هاى مدرسه اى؛ مثل ترس از امتحان، کوتاهى در انجام تکالیف، تمسخر و استهزاى معلمان و هم کلاسان و اجبار به شرکت در بحث گروهى و سخنرانى؛
۲- ترس هاى بهداشتى که به شکل ترس از حوادث ناگهانى، مصیبت ها، بیمارى و مرگ ظاهر مى شود؛
۳- ترس هاى خانوادگى که هنگام بیمارى افراد خانواده یا مشاجره آن ها مشاهده مى شود؛
۴- ترس هاى اقتصادى که از پایین آمدن سقف اقتصادى خانواده ناشى مى شود؛
۵- ترس هاى اخلاقى که به صورت احساس گناه در هنگام خطا و اشتباه ظاهر مى شود؛
۶- ترس هاى جنسى که ناشى از نگرانى کیفیّت ارتباط با جنس مخالف واختلال احتمالى کارکرد اعضاى تناسلى اومى باشد(رحمتی، ۱۳۹۰).
نمودها و مظاهر ترس: الف)- اضطراب و دلواپسی که معمولا علت آن روشن نیست؛
ب)- کم رویی که با ترس از وضع موجود در محیط همراه است و از توجه نوجوان به خویش ناشی می شود؛
ج)- پریشانی که با ترس همراه است و هنگام نومیدی و نیافتن راه گریز از وضع موجود، پیدا می شود و همچنین ترس از استهزای دیگران یا افراط در تعریف و تمجید که او را پریشان میکند؛
د)- افسردگی که غالباً نتیجه یادآوری ناکامی ها، شکست ها و غم خوردن های پیشین است(شعاری نژاد، ۱۳۸۶)
ب – خشم: عوامل خشم در نوجوان عبارت است از:
۱- به تعویق انداختن: او اگر نتواند در فعالیتی که انجام میدهد موفق شود یا او را از گفت وگو، خواب یا غذا منع کنند و کارش را به تعویق اندازند؛
۲- احساس ستم و محرومیت: وقتی از اعضای خانواده، معلم یا دوستان نسبت به خود ستمی احساس نماید یا دیگران به نزدیکان او ظلمی کنند؛
۳- تعدی به حریم و مقدسات فرد: مثل این که کسی به خط و فکر و دین نوجوان توهین کند؛
۴- وضع مزاجی: مزاج نوجوان از عوامل طبیعی خارجی متاثر می شود؛ مثلاً اگر باد تند بوزد یا گرما شدید باشد یا دیر به ماشین برسد خشمگین می شود(رستمی، ۱۳۹۰).
۲-۲-۴- مقدمه ای بر کنترل عواطف
عواطف بخش مهمی از زندگی انسان را تشکیل میدهند به گونه ای که تصویر زندگی بدون آن پنداری دشوار است. ویژگی ها و تغییرات عواطف، چگونگی ارتباط گیری عاطفی و درک و تفسیر عواطف دیگران نقش مهم در رشد و سازمان شخصیت، تحول اخلاقی و روابط اجتماعی، شکل گیری هویت و مفهوم خود دارد (لطف آبادی، ۱۳۷۹).
عواطف اهمیت زیادی دارند؛ نه فقط به واسطه ایجاد احساسات خوشایند یا ناخوشایند، بلکه همین احساسات هستند که چگونگی رفتار ما را مشخص میکنند. عواطف بر خلاف رفتار، در معرض کنترل سایرین نیستند؛ نه ما قادر به کنترل عواطف دیگران هستیم و نه دیگران میتوانند عواطف ما را کنترل کنند و به بیانی دیگر، احساسات ما فقط متعلق به ماست. البته دیگران هم میتوانند حداکثر کوشش خود را برای تأثیر روی احساسات ما انجام دهند اما فقط و فقط ما میتوانیم انتخاب کنیم که این تأثیرات اعمال شود یا نه! در یک طبقهبندی کلی، احساسات را میتوان به ۲ گروه تقسیم کرد: احساساتی که به ما کمک میکنند، عملکرد مؤثرتری داشته باشیم. داشتن سطح مناسبی از اضطراب است که عملکرد را ارتقاء میبخشد و در نتیجه، بهتر از زمانی که به صورت معمول و عادی به مسائل نظر داریم، اقدام میکنیم. و احساساتی که موجب میشوند عملکرد مؤثر ما پایینتر از سطح توانمندی های ما باشد، احساساتی مانند خشم، دلواپسی و احساس گناه هستند که غالباً مانع عملکرد مؤثر میشوند. در ضمن مادامی که این حالات در ما وجود دارد، احساس ناخوشایندی خواهیم داشت. واضح است احساساتی که موجب ارتقای عملکرد میشوند، مطلوب و لذتبخش هستند، در مقابل احساساتی که باعث افت عملکرد میشوند، هم ناخواسته و هم ناخوشایند هستند(کریم پور، ۱۳۹۱).

همه انسان ها هیجان ها و عواطف را در زندگی خود تجربه میکنند و این کاملاً طبیعی است که در رویارویی با موقعیت های گوناگون هیجان ها و عواطفی متفاوت از خود نشان دهند، اما هیجان ها و عواطف منفی شدید غیر عادی است و نه تنها سازنده نیست بلکه آثار مخرب و زیان باری نیز دارد (قدیری، ۱۳۸۴).
افراط و تفریط در هیجان ها افراد را منجر به ناسازگاری، پرخاشگری، خشم، نفرت، و اضطراب میکند که به صورت کنترل نشده، بهداشت روانی و عاطفی افراد را به گونه ای جدی تهدید میکند (احمدی، ۱۳۸۰).
در واقع ما هرگز نمی توانیم از احساسات منفی بگریزیم زیرا احساسات بخشی جدا ناپذیر از زندگی هستند و باعث رشد و بالندگی ما میشوند (رابینز، ترجمه پزشکی پور، ۱۳۸۶).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در خصوص این شرط گفته اند: «این شرط بیش از آن که به ضرر ارتباط داشته باشد به رابطه سببیت اشاره میکند. در واقع رابطه سببیت مورد نظر در مسئولیت مدنی به طور کلی رابطه بلا واسطه و یا مستقیم بین فعل زیان بار و ضرر میباشد». (ره پیک،۶۷:۱۳۸۸)

تشخیص این شرط چندان آسان نیست و قاضی باید با توجه به اوضاع و احوال عرفی تشخیص دهد که آیا ضرر مستقیم بوده است یا نه.
۳- ضرر باید جبران نشده باشد:
ضرر جبران شده را نمی توان دوباره مطالبه کرد و به همین دلیل گفته می شود که در هر مورد که به وسیله ای از زیان دیده جبران خسارت می شود، ضرر از بین می رود و دوباره نمی توان آن را مطالبه کرد.در تأیید همین اصل است که گفته می شود زیان دیده نمی تواند دو یا چند وسیله ی جبران ضرر را با هم جمع کند.(کاتوزیان ۶:۱۳۸۴) در نتیجه ضرری قابل جبران است که قبلا جبران نشده باشد و زیان دیده نمی تواند برای یک ضرر دو بار غرامت بگیرد.در جبران خسارت اصل بر بازگشت زیان دیده به وضع قبل از ورود ضرر است که به دو صورت جبران عینی و جبران مالی امکان پذیر است البته گاهی در کنار خسارت اصلی، خسارت تکمیلی نیز قابل مطالبه است.

۴- ضرر باید قابل پیشبینی باشد:
در مسئولیت های قراردادی این قاعده پذیرفته شده است که عهد شکن تنها مسئول خساراتی است که برای او قابل پیشبینی یا دست کم در دید عرف مورد انتظار باشد. زیان نامتعارف ودور از انتظار را نمی توان از کسی که در اجرای تعهد خود کاهلی کردهاست مطالبه کرد.
در مسئولیت قهری نیز ، به ویژه در مورد زیان های آینده، مانند از دست دادن امکان وبخت دستیابی به منفعت یا دفع ضرر و خسارت ناشی از صدمه های بدنی که در آینده ظاهر می شود، پیشبینی ضرر نقش اساسی دارد و معیار احراز وقوع آن است و خسارت های نامتعارف ودور از انتظار را نباید در محاسبه ارزیابی خسارت در نظر گرفت.
۵- ضرر باید ناشی از اقدام وکاهلی زیان دیده نباشد:
در موردی که زیان دیده توان از خطر وجلوگیری از گسترش ضرر را دارد و در دفع ضرر از خود کوتاه میکند، قوانین مدنی حکم روشنی در جبران ناپذیر بودن ضرر یا کاهش از میزان آن ندارد و تنها ماده ۴ قانون مسئولیت مدنی به دادرس اختیار داده است که میزان خسارت را تخفیف دهد (کاتوزیان:۱۳۷۴)
۲-۱-۳-۲- ارتکاب فعل زیان بار
مسئولیت مدنی بدون فعل محقق نمی شود. به عبارت دیگر مسئولیت مدنی اعم از اینکه مبتنی بر تقصیر باشد یا بر مبنای خطر، فعل زیان آور شرط تحقق آن است،منتها در مسئولیت مبتنی بر تقصیر، این فعل لازم است تقصیر محسوب شود(صفایی و همکاران،۱۳۸۹)
همان گونه که قبلا ذکر شد،در هر مورد که از کاری به دیگران زیان برسد مسئولیت مدنی ایجاد نمی شود باید کار زیان بار در نظر اجتماع ناهنجار باشد و مخالف نظم عمومی باشد در پاره ای از قوانین، مانند قانون مدنی فرانسه مفهوم «تقصیر» را برای بیان نا مشروع بودن کار، کافی دانسته اند.زیرا ارتکاب تقصیر در نظر قانون یا عرف ناپسند و شایسته نکوهش است و دیگر نیازی به تصریح دوباره نیست.
مقصود از فعل زیان بار انجام دادن یک عمل فیزیکی صرف نیست بلکه اعمال و فعالیت های اعتباری شخص را نیز شامل می شود.این فعل زیان بار میتواند به صورت عملی ممنوع باشد همانند ارتکاب جرم و یا ناشی از بی مبالاتی و بی احتیاطی باشد و در هر دو صورت مرتکب باید زیان های وارده را جبران نماید.(قاسم زاده،۸۴:۱۳۸۵)
۲-۱-۳-۲-۱- فعل زیان بار در مسئولیت قراردادی
قرارداد، قانون خصوصی طرفین است و در حدود مدلول خود که حاصل اراده انشایی طرفین است، بر اراده ایشان حکومت دارد لذا ایفای تعهد قراردادی طبق مفاد قرارداد بهترین راه برائت ذمه طرفین است.هر گونه تخلفی ولو جزئی از مفاد قرارداد، به منزله نقض تعهد بوده و ضمان به همراه دارد. بنابرین در حوزه مسئولیت قراردادی فعل زیان بار در عهد شکنی متبلور میگردد.تخلف از مفاد قرارداد صور مختلفی دارد که کاملترین آن فرضی است که متعهد قراردادی نه تنها عمل مورد تعهد را ایفا نمی کند بلکه اجرای تعهد درآینده نیزامکان پذیر نمی باشد. این فرض به لحاظ اینکه به هیچ وجه ایفای تعهد محسوب نمی شود، تخلف قراردادی است.در این حالت عهد شکنی، متعهد را صرفا ملزم به انجام خسارت میکند اما در صورتیکه اجرای تعهد قراردادی همچنان ممکن باشد، درکنار پرداخت خسارت به انجام عین تعهد نیز ملزم خواهد شد.مواد ۱۳۷ و ۲۳۸ قانون مدنی نشانگر این ضمانت اجرای اولیه قرارداد یعنی الزام به انجام عین تعهد میباشد.
بنابرین در قرارداد ها فعل زیانبار، عدم اجرای به موقع قرارداد است. بعد از انقضا مدت تعیین شده و ورود خسارت، اگر ا جرای قرارداد ممکن نباشد خسارت ناشی از عدم انجام قرارداد مطرح شده و در صورتی که اجرای عقد ممکن نباشد خسارت ناشی از تأخیر در اجرای تعهد مطرح خواهد شد.
در خصوص مفهوم تقصیر قراردادی برخی از حقوق دانان(کاتوزیان ۱۵۰:۱۳۸۴) دو دیدگاه عمده را مطرح کردهاند: ۱- صرف اجرا نشدن قرارداد تقصیر است. ۲- اجرا نشدن قرارداد اماره تقصیر است.
برای مسئولیت قراردادی متعهد له، اصولا نیازی به اثبات تقصیر متعهد در عدم ایفای تعهد نیست مگر در موارد مصرح قانونی از جمله عقود امانی و متعهد مطابق مواد ۲۲۷ و ۲۲۹ قانون مدنی تنها در صورت اثبات دخالت قوه خارجی در وقوع زیان از مسئولیت تبرئه میگردد؛ بنابرین زیان دیده طبق این مواد به اثبات تقصیر فاعل زیان نیازی ندارد.طرفداران این نظریه (شهیدی،۲۲۴:۱۳۸۶) لزوم تحقق عنصر تقصیر برای تحقق مسئولیت را قبول دارند؛ اما وجود آن را در نظر قانونگذار مفروض تلقی کردهاند و متعهد له را بی نیاز از اثبات آن دانسته اند.
مخالفان(اصلانی ۱۱:۱۳۸۴) این نظریه را بیان داشته اند که اولا اگر قانونگذار لزوم وجود تقصیر در مسئولیت قراردادی را همچون مسئولیت قهری لازم میدانست، بدان تصریح می کرد در حالی که چنین حکمی مقرر نشده است.ثانیاً مفروض تلقی شدن تقصیر متعهد قراردادی، این تالی فاسد را به دنبال دارد که اثبات عدم تقصیر می بایست موجب برائت ذمه متعهد گردد و اثبات دخالت حادثه خارجی تنها یکی
از صور عدم تقصیر متعهد است. در حالی که در قانون مدنی متعهد تنها با اثبات دخالت قوه قاهره از مسئولیت مبری میگردد و اثبات عدم تقصیر کفایت نمی کند.بنابرین تنها در صور خاصی از مسئولیت قراردادی همچون عقود امانی تحقق تقصیر شرط مسئول شناخته شدن است که از نوع تقصیر لازم الاثبات میباشد.
در جمع بندی نهایی می توان گفت که قانونگذار تعهد به نتیجه را از تعهد به وسیله تفکیک نموده است.بدین صورت که در تعهد به نتیجه صرف عدم انجام تعهد قراردادی برای مسئول شناختن متعهد کفایت میکند و در این راستا نیازی به اثبات تقصیر متعهد در عدم انجام تعهد نیست ولی در تعهد به وسیله مسئول شناخته شدن متعهد،مبتنی بر اثبات تقصیر اوست.(غلامی،۲۲:۱۳۹۰)
۲-۱-۳-۲-۲- فعل زیان بار در مسئولیت قهری
مسئولیت قهری در قبال افعالی که منجر به ورود خسارت به دیگران می شود، برای فاعل آن به
وجود میآید.این افعال هم “فعل” و هم “ترک فعل” را شامل می شود. لذا در مسئولیت قهری نیز
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از طرفی دمای محیطی که فرد در آن قرار گرفته مستقیما بر رفتارهای رویکردی اثرگذار است بدین معنا که در دماهای بسیار سرد یا بسیار گرم فرد تمایل به باقی ماندن در آن فضا را ندارد. یکی از متغیرهای این دسته بسیار مورد توجه بازاریابان و خرده فروشان است وآن معطر بودن فضای خرده فروشی است. البته در این مورد می بایست به فرهنگ هر کشور و گرایشات جمعی افراد توجه کرد.

ولی در مجموع بر اساس پژوهشهای مختلف ارتباط منطقی بین اجناس داخل فروشگاه و بوی داخل در افراد احساس خوبی ایجاد میکند. همچنین رایحه فروشگاه چنانچه با اجناس ارائه شده برای فروش در فروشگاه از نظر ماهیت یکسان نباشد(تفاوت داشته باشد) تاثیر منفی بر احساس مشتری از آن فروشگاه خواهد داشت(الن و بن[۱۰۴]، ۱۹۹۹).

پخش موسیقیهای مورد علاقه بازار هدف نیز یکی دیگر از متغیرهای مهم این دسته است. یالچ و اسپنبرگ(۱۹۸۸) بیان میکنند که موسیقی بر احساس افراد اثرگذار است حتی اگر از آن اطلاع نداشته باشند یا به آن توجهی نکنند. در مورد نورپردازی هم بیان میشود که در مورد فضاهای خرده فروشی بهتر است از نور زیاد ولی غیرمستقیم استفاده گردد(آرنی و کیم[۱۰۵]، ۱۹۹۴).
در این تحقیق عوامل موزیک، رایحه، نورپردازی، کف پوش، دما، پاکیزگی و عدم استعمال دخانیات به عنوان عوامل محیطی فروشگاه در نظر گرفته شدند.
-
- موزیک قادر به برانگیختن احساسات و واکنشهای رفتاری در مصرف کننده(ماتیلا و ویرتز[۱۰۶]، ۲۰۰۱) در محیط خرده فروشی است(میلیمان[۱۰۷]،۱۹۸۲؛ یالچ و اسپانگنبرگ[۱۰۸]، ۱۹۹۰). یک موزیک متشکل ازسه بعد است، بعد فیزیکی، مایه احساسی و بعد ترجیحی(برنر[۱۰۹]، ۱۹۹۰). احتمالاً مصرف کننده در محیطی که آهنگ دلخواهش پخش میشود در مقایسه با محیطی که آهنگ متناسب با سلیقه وی نیست، زمان بیشتری را صرف میکند(میلیمان،۱۹۸۲؛ یالچ و اسپانگنبرگ، ۱۹۹۰). موزیک همچنین به مصرف کننده کمک میکند تا تنشها را بهبود بخشد و اثرات مثبتی را خلق میکند(لام، ۲۰۰۰).
-
- رایحه به سه بعد تقسیم شده است(لزوماًً مستقل از هم نیستند)، حالت احساسی رایحه، طبیعت تحریککنندگی آن و شدت آن(اسپانگنبرگ و همکاران، ۱۹۹۶). محیط خوشبو با محیط غیرخوشبو متفاوت است، حتی زمانی که این رایحه از شیء بخصوصی ناشی نشده باشد اما در محیط وجود داشته باشد بر درک افراد از فروشگاه و محصولات تاثیرگذار است(ماتیلا و ویرتز، ۲۰۰۱). رایحه بر درک افراد از فروشگاه و محصولات مؤثر است(گولاس و بلاچ،۱۹۹۵). در گذشته، تحقیقات نشان داده است که مصرف کنندگان واکنش مثبتتری را در محیط خوشبو نسبت به محیط غیرخوشبو از خود نشان میدهند(ماتیلا و ویرتز، ۲۰۰۱). گولاس و بلاچ(۱۹۹۵) به این نتیجه رسیدند که محیط خوشبو بر واکنش احساسی و رفتارهای خرید افراد تاثیرگذار است. زمانی که رایحهی مطبوع در محیط فروشگاه جریان دارد نسبت به زمانی که رایحهی نامطبوع در فروشگاه جریان دارد، مصرف کننده تمایل به صرف زمان بیشتری در فروشگاه دارد و فروشگاه و کالاهایش را مثبتتر ارزیابی میکند(میشل و همکاران[۱۱۰]، ۱۹۹۵؛ اسپانسبرگ و همکاران، ۱۹۹۶).
- نورپردازی درون فروشگاهی یک مؤلفه بسیار مهم از محیط است و اثرات آن بر رفتار مصرف کننده میتواند از طریق سطح انگیختگی که میان مصرف کننده ایجاد میکند ارزیابی شود(محرابیان[۱۱۱]، ۱۹۷۶). در یک محیط برانگیزاننده، مصرف کننده تحریک به خرید میشود در حالی که در یک محیط غیرانگیزاننده مصرف کننده بیحال و خوابآلود میشود(گیفورد[۱۱۲]،۱۹۸۸). فروشگاههایی که نورپردازی بالایی شدهاند نسبت به فروشگاههای تاریک، تحریککنندهتر است و احتمال اتخاذ تصمیمات خرید آنی را افزایش میدهد(بیرن[۱۱۳]، ۱۹۶۹). خرده فروشان میزان زمانی که مشتریان برای خرید صرف میکنند و حالت احساسی مصرف کننده را با انتخاب سطح نورپردازی درون فروشگاهی تحت تاثیر قرار میدهند(آرنی و کیم[۱۱۴]، ۱۹۹۴).
هرچه مصرف کننده زمان طولانیتری در یک فروشگاه صرف کند و احساس مثبتتری داشته باشد، احتمال اینکه واکنش آنی داشته باشند افزایش مییابد(شرمان و همکاران، ۱۹۹۷). بنابرین عوامل محیطی نظیر موزیک، رایحه و نورپردازی تصمیمات خرید یک مصرف کننده را تحت تاثیر قرار میدهد.
۲-۸-۱-۱-۲ عوامل طراحی فروشگاه
در تحقق حاضر عوامل طراحی فروشگاه عبارتند از:
-
- رنگ بندی دیوارها و دکوراسیون میتواند واکنشهای زیستی غیرارادی به وجود آورد، واکنشهای احساسی خاصی خلق کند و توجهات را جلب کند. بلیزی و همکاران[۱۱۵](۱۹۸۳:۲۲)گرایش رنگ را به عنوان قدرت رنگ محرک بر جلب توجه در حین و بعد از نمایش این محرک معرفی کردند. خرده فروشان برای قراردادن مصرف کنندگان در حالت خرید از رنگ استفاده کردهاند. استفاده از رنگهای گرم مانند قرمز و زرد بستهبندی و رنگهای سرد مانند آبی و یاسی در دیوارها و زمینه توجه مشتری را جلب میکند(بلیزی و هایت[۱۱۶]، ۱۹۹۲). در تحقیقات پیشین آشکار شده بود که رنگهای گرم به جلب مشتری و رنگهای سرد به ایجاد پاسخ مطلوب از سوی مشتری به فروشنده کمک میکند(لام، ۲۰۰۱)، بنابرین رنگ بر رفتار مشتری در فروشگاه تاثیرگذار است.
-
- طراحی و تخصیص مناسب فضا و جایگذاری کالاها در جاهای مناسب وظیفه فروشگاه را نمایان میسازد(لایر، ۱۹۸۹:۴۲). مشخصات شرایط درون فروشگاهی(بلاچ و ریچینز، ۱۹۸۳) ممکن است علاقه نسبت به جنبههای متمایز محیط را افزایش دهد و در نتیجه منجر به جلب توجه مشتری گردد(آندرهیل[۱۱۷]، ۱۹۹۹). متغیرهای مختلف طرح بندی طراحی فروشگاه نظیر مکان قفسهها، مکان محصولات و نوع نمایش محصولات است(کلات و ویلت، ۱۹۶۹). آندرهیل(۱۹۹۹) بیان میدارد که غالب خریدهای برنامهریزی نشده در نتیجه ی لمس است و فروشندگان و بازاریابان میباسیتی محیطی را ایجاد کنند تا مشتری بتواند کالا را لمس نماید(پک و چیلدرز، ۲۰۰۶). متغیرهای طراحی فروشگاه مشتری را در جهت لمس و در نهایت افزایش احتمال خرید آنی تشویق میکنند. کاکس(۱۹۶۴) دریافت که خرید آنی همچنین به میزان فضای قفسهی اختصاص یافته به طبقه محصول بستگی دارد. به هر میزان که این فضا بیشتر باشد خرید آنی آن قلم افزایش خواهد یافت. نمایش مناسب محصول در فروشگاه حیاتی است. به هر میزان که نمایش محصولات بهتر باشد شانس برای خرید آنی مصرف کننده بیشتر است(آبرات و گودی، ۱۹۹۰).
-
- محلهای مخصوص نگهداری کودکان از جمله عواملی است که در طراحی امروزه فروشگاهها مورد توجه قرار میگیرد. از آنجایی که خرید به عنوان فرآیندی فرح بخش معرفی شده است و خانوادهها در پی آن هستند، محل نگهداری کودکان در فروشگاه سبب میشود تا والدین با خیالی آسوده به خرید خود بپردارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وظیفۀ قاضی در مرحلۀ توصیف قرارداد این است که مشخص کند قرارداد در کدام نهاد حقوقی می گنجد و آثار قانونی کدام نهاد بر روابط طرفین حاکم است.[۱۰۴] برای رسیدن به این مرحله، لازم است مفهوم و مفاد قرارداد ازقبل روشن شده باشد، تا بتوان با ارزیابی ماهیت آن به عنوان آن دست یابد ، بر اساس همین معنا ، عرف نیز طبق ماده ۶۳۲ قانون مدنی ، توان توصیف قرارداد را پیدا میکند چه این ماده اعلام میدارد : « کاروانسرا دار و و صاحب مهمان خانه و حمامی و امثال آن ها نسبت به اشیاء و البسه واردین وقتی مسئول میباشند که اشیاء و البسه نزد آن ها ایداع شده باشد و یا اینکه بر طبق عرف بلد در حکم ایداع باشد » و عرف بلد زمانی میتواند قرارداد موجود را توصیف کند و ودیعه بودن آن را تشخیص دهد که ماهیت آن رابطه حقوقی نزد او معلوم باشد ، اگر چه مشخص شدن عنوان ، کمک بسزائی به تفسیر قرارداد میکند ، اما تفسیر مفاد قرارداد بر مشخص شدن عنوان آن متوقف نیست ، هر چند برای تکمیل عقد ضروری است نوع آن مشخص شود تا آثار قوانین تکمیلی بر آن باشد . با اینکه توصیف و تفسیر در مرحله تحقق، با هم ارتباط دارند ، اما دو مقوله جدا از هم هستند ؛ زیرا توصیف در مسیر اجرای قوانین و تعیین مصداق قوانین تکمیلی قرار میگیرد ، اما تفسیر در جهت کشف قصد طرفین و با تبیین مفاد قرارداد واقع می شود که اولی از امور حکمی و دومی از امور موضوعی است .[۱۰۵]


گفتار پنجم : تفاوت تفسیر قرارداد با تعدیل یا تجدیدنظر در قرارداد
در کلامی مختصر می توان گفت گاهی در اثر حوادث پیشبینی نشده ای که در قرارداد هم پیشبینی نشده اند ، اجرای تعهدات یکی از طرفین متعذر گردد که در چنین شرایطی تعدیل صورت میگیرد که محکمه پا را از دائرۀ احراز و اجرای قصد مشترک بیرون گذارده و در مواردی که قانون تجویز کرده باشد و با الهام از انصاف و حسن نیت و وجدان قضائی با توسل و استناد به شرط ضمنی و بنائی برای ایجاد تعادل در تعهدات متقابل طرفین ، در قرارداد تجدید نظر کرده و اختلاف فاحش وضع متعهد را تعدیل میکند.[۱۰۶]
البته در بدو امر ممکن است این تصور ایجاد شود که میان تفسیر و تعدیل رابطه ای وجود ندارد، چون بحث تعدیل پس از روشن شدن مفاد قرارداد به وسیله تفسیر و تکمیل مطرح می شود، به عبارت دیگر ، بعد از تبیین مضمون عقد است که به دلیل رخ دادن حوادثی که در زمان عقد وجود نداشته ، توازن اقتصادی طرفین بر هم خورده و اجرای آن برای یک طرف دشوار گردیده و بحث تعدیل مطرح می شود از طرفی مسلم است که با تفسیر نمی توان ، قرارداد را تغییر داد یا دگرگون ساخت . به نقل از برخی اساتید تعدیل در لغت به معنای برابر کردن چیزی با چیزی و راست کردن آن است ، در فارسی امروزی ، کاستن از شدت و حدت چیزی یا عملی است و اصطلاح تعدیل به معنای ، اصلاح قرارداد پیشین و تغییر در شرایط و اوصاف عوض یا معوض است ، این تغییر ، کاستن یا افزودن در آن دو را شامل میگردد ، این تغییر و اصلاح یا مستند به توافق طرفین است و یا مستند به قانون .
دکتر سهنوری از نویسندگان عرب معاصر در این باره می نویسد؛
« تبدیل تعهد در قانون روم ، مطابقت با تعدیل قرارداد داشته ، زیرا در آن قانون موضوع تعهد تغییر نمی یافت ، بلکه شکل آن تغییر می کرد ، گاه این تیجه یا تغییر به صورت یک عنصر غیر جوهری مانند اضافه نمودن مدت یا دقیقه سپاری رخ میداد ، بنابرین تبدیل تعهد در حقوق روم قدیم بیشتر شباهت به دستکاری در شکل و ظاهر تعهد داشت تا تغییر موضوع و طبیعت آن ، اما در قانون جدید ، در تبدیل تعهد ، در موضوع تعهد تغییر جوهری راه مییابد تا آنجا که تعهدی جدید جایگزین سابق می شود » [۱۰۷]
اما در تفسیر علیرغم اینکه تغییری در قرارداد و مفاد تعهدات طرفین جائز به نظر نمی رسد حتی می توان تأکید بر این مسأله داشت که تفسیر به عنوان مقدمه ای بر تعدیل با می شود ، در این صورت تفسیر قرارداد راه را برای تعدیل قرارداد باز میکند[۱۰۸]. که البته د این حالت تعدیل به معنای اصطلاحی آن نیست ، زیرا به طور معمول ، در تعدیل توجهی به قصد دو طرف نمی شود و صرفاً بر اساس مقتضیات عدالت و قانون عمل می شود ، دکتر کاتوزیان در کتاب قوعد عمومی قراردادها جلد سوم صفحه ۹۸ در جهت استفاده از مفهوم مخالف رأی صادره از شعبه ۲۷ دادگاه شهرستانی ، ایجاد حق فسخ برای خواهان را به سبب تخلف از شروط ضمنی نوعی تعدیل قرارداد محسوب نموده اند .
گفتار ششم : تفاوت تفسیر قرارداد با تفسیر قانون
تفسیر قرارداد ، چنانچه گفته شد ، عبارت است از تعیین و تشخیص مفاد قرارداد در مواردی که به علت اجمال و ابهام و یا سکوت و تناقض ، معنی و مفهوم متن قرارداد روشن نیست و در مقام تفسیر قرارداد دادرس وظیفه دارد ارادۀ حقیقی طرفین را که در حکم قانون خصوصی بین آن ها است احراز نماید. به عبارت دیگر دادرس با تفسیر قرارداد نسبت به رفع ابهام و اجمال و تناقض موجود در یک عمل و انشاء حقوقی خاص یعنی یک قرارداد معین اقدام میکند ،حال آنکه تفسیر قانون برای روشن شدن مدلول و مفهوم حقیقی متن قانون است ،در جائیکه مفهوم آن روشن نیست ، و یا روشن است ولی در سعه و ضیق مدلول آن شکی هست و غرض انطباق بر موضوع خاص و معینی نیست ، در تفسیر قانون به موجب ماده سوم آئین دادرسی مدنی ، دادرس باید به روح و مفاد قوانین موضوعه و عرف و عادت مسلم توجه نماید ولی دادرس محصور به موارد مذکور نیست و میتواند قانون را متناسب با احتیاجات جامعه و مصالح اجتماع تفسیر کند.
علی ای حال تمایز و شباهت تفسیر قرارداد و تفسیر قانون در بیشتر موارد به تمایز و شباهت خود قانون و قرارداد مرتبط است و از آنجا که قرارداد بین طرفین به منزلۀ قانون است و مقاصد به وجود آورندگان آن ها در اسناد کتبی کتبلور است ، روش تفسیر برای دست یابی به قصد پدید آورندگان آن ها بسیار شبیه یکدیگر است . به طوری که می توان این اصل کلی را تأسیس کرد که « هر قاعده و شیوه ای که در تفسیر قانون به کار میآید ، در تفسیر قرارداد نیز قابل اعمال است ، مگر در مواردی که استثناء شود » گر چه عکس این حکم به کلیت اصل آن نیست ، اما در عین حال عده ای به تفسیر موسع از ماده ۲۲۴ قانون مدنی[۱۰۹] که در بارۀ تفسیر قرارداد است ، حکم کردهاند که الفاظ قانون نیز مانند قرارداد باید بر معانی عرفی که قانونگذار از آن عرف است ، حمل شود و حتی در حقوق انگلستان تصریح شده که قانون ۱۹۸۷ در مورد تفسیر قانون به طور کامل در تفسیر تمام اسناد به کار میآید ، در عین حال ، تفاوتهایی را که بین تفسیر قرارداد و تفسیر قانون وجود دارد ف نباد از نظر دور داشت که در این جا به تعدادی از آن ها اشاره میگردد :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– عطیه سرایانی در سال ۱۳۹۰ در پایان نامه خود به “بررسی تاثیر مدیریت ارتباط با مشتریان الکترونیکی بر چابکی سازمانی”پرداخته است، در این تحقیق شرکت مخابرات استان سیستان و بلوچستان در جهت عملکرد مناسب در ارتباط با مشتریان خود و بهره گیری از تکنولوژی های روز اقدام به به کارگیری ecrm نموده است این تحقیق به بررسی تاثیر مدیریت ارتباط با مشتریان الکترونیکی بر چابکی سازمانی پرداخته است. در این تحقیق، ابتدا پارامترهای مورد نیاز چابکی از دیدگاه محققین مورد بررسی قرار گرفت. پس از آن، از روش آزمون ۲ð و t جهت بررسی فرضیات تحقیق درباره تاثیر e-crm در ابعاد لحاظ شده با رویکرد چابکی سازمانی استفاده شده است. فرضیات این تحقیق عبارتند از: ۱- استقرار e-crm در سازمان مورد مطالعه از بعد پاسخگویی منجر به چابکی سازمان شده است. ۲- استقرار e-crm در سازمان مورد مطالعه از بعد سرعت منجر به چابکی سازمان شده است. ۳- استقرار e-crm در سازمان مورد مطالعه از بعد کیفیت منجر به چابکی سازمان شده است. ۴- استقرار e-crm در سازمان مورد مطالعه از بعد رقابت منجر به چابکی سازمان شده است. نهایتاًً نتیجه گرفته ایم که کلیه فرضیات در سطح اطمینان ۹۹% مورد پذیرش قرار گرفته است. در ادامه به رتبه بندی پارامترهای مسئله پرداخته شد.

– رسول صادقی در سال ۱۳۹۰ در پایان نامه خود با عنوان “سنجش آمادگی در زمینه پذیرش و پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی (e-crm) (موردکاوی بانک توسعه تعاون)” بر تشریح پذیرش کاربران از ادراکاتی که از فناوری جدید دارند از قبیل سومندی درک شده، سهولت استفاده درک شده، زیرساخت های لازم و… تأکید می ورزد. همچنین با مطالعه ادبیات تحقیق در می یابیم که، پذیرش کاربران فقط بر اساس ادراکاتشان از فناوری نمی باشد بلکه همچنین به وسیله تناسب داشتن وظیفه-فناوری نیز تعیین می شود. به عبارت دیگر، اگرچه تکنولوژی به عنوان یک مزیت ممکن است ادراک شود ولی اگر با احتیاجات وظیفه ای کاربران آن سازگاری و تناسب نداشته باشد؛ مورد پذیرش واقع نمی شود.
– مجید اسماعیل پور و محبوبه قریحه در سال ۱۳۹۱ در مقاله خود با عنوان “بررسی مدیریت ارتباط با مشتری سنتی و الکترونیکی ارائه یک مدل مفهومی برای نقش خدمات بیمه ای”به بررسی مدیریت ارتباط با مشتری سنتی و الکترونیکی و ارائه یک مدل مفهومی برای نقش خدمات بانکی است پرداخته است در این مقاله به مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری سنتی والکترونیکی با تأکید بر لزوم آن در بازاریابی خدمات بانکی پرداخته شده است. هم چنین در ان مقاله در مورد انواع سیستم مدیریت ارتباط با مشتری توضیح داده شد. علاوه بر این در این مقاله فرایند و مراحل مدیریت ارتباط با مشتری توضیح داده شد و از طریق یک مدل مفهومی از کاربرد مدیریت ارتباط با مشتری درصنعت بیمه توضیحاتی بیان شد.

– فرشته عباس عظیمی در سال ۱۳۹۱ در پایان نامه خود به “سنجش میزان آمادگی بانکهای خصوصی در پیادهسازی مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی با بهره گرفتن از روش های تصمیمگیری چند شاخصه AHP, Fuzzy, Topsis, … (مورد کاوی بانک پارسیان)” پرداخته است، در این پژوهش مدلی جامع شامل عوامل مؤثر بر پیادهسازی مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی در بانک پارسیان ارائه شده است. هدف این پروژه شناسایی عوامل اصلی تأثیرگذار بر پیاده سازی
-
- Operatin al Electronic customer relationship management ↑
-
- Analytical Electronic customer relationship management ↑
-
- Mass Marketing ↑
-
- Segmnt Marketing ↑
-
- Concentrated Marketin ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یینگ کااو و همکاران(۲۰۱۱) در تحقیق خود شواهدی را آورده اند که شرکت های با میزان شهرت بالاتر، گزارشات مالی با کیفیت تری تهیه میکنند. به ویژه اثبات کردند که در شرکت های با میزان شهرت بالاتر، احتمال ارائه گزارشات مالی اشتباه، وجود ندارد و این ارتباط منفی بین این گزارشات اشتباه و شهرت شرکت وقتی قابل توجه است که در دوران اداره شرکت و هزینه های حسابرسی تحت کنترل باشد. همچنین اثبات شده است که ارتباط مثبتی بین شهرت شرکت و هزینه های حسابرسی وجود دارد. این ارتباط مثبت نیز به ارائه گزارشات مالی باکیفیت تر منجر میگردد. همچنین نشان داده اند که شهرت میتواند به عنوان یک جزء مکمل برای تلفیق مکانیسم های مدیریتی در کاهش مسائل مربوط به نمایندگی و تحریک شرکت ها برای حفظ کیفیت بالای گزارش درنظر گرفته شود.


پاتاچاریا و همکاران(۲۰۰۳) نشان دادهاند که هزینه سرمایه در ۳۴ کشور با سه معیار کیفیت گزارشگری مالی رابطه دارد. معیارهای کیفیت گزارشگری مالی مذبور شامل عدم هموارسازی سود، اجتناب از زیان و محافظه کاری سود بوده است. رابطه بین معیارهای مختلف کیفیت گزارشگری مالی در تحقیق پیش گفته الزاماًً مستقیم نمی باشد. به بیان دیگر بر اساس شواهد پژوهش آنان، محافظه کاری با اجتناب از زیان، رابطه مستقیم و با عدم هموارسازی، رابطه معکوس دارد.
جدول ۲-۱ خلاصه تحقیقات خارجی درباره سهامداران عمده و نهادی و کیفیت گزارشگری مالی:
ردیف
نویسنده
سال
موضوع
نتیجه
۱
دِو
۲۰۱۴
اثرخروج سهامداران عمده برکیفیت گزارشگری مالی
اثرات خروج سهامداران عمده، شامل مدیریت مبتنی بر اقلام تعهدی سود،مدیریت واقعی سود و بیان هر گونه مسائل درباره کیفیت گزارشگری مالی میباشد
۲
دِو
۲۰۱۴
تأثیر ناهمگونی سهامداران عمده بر کیفیت گزارشگری مالی
سهامداران عمده کارکردهای مدیران را از طریق اعمال دخالت و یا اظهارنظرکردن کنترل میکنند و وجود سهامداران عمده ارتباط مثبتی بر کیفیت گزارشگری مالی دارد.
تأثیر ناهمگونی سهامداران عمده بر کیفیت گزارشگری مالی
سهامداران عمده کارکردهای مدیران را از طریق اعمال دخالت و یا اظهارنظرکردن کنترل میکنند و وجود سهامداران عمده ارتباط مثبتی بر کیفیت گزارشگری مالی دارد.
سهامداران عمده و اداره امور شرکت
مزیت رقابتی سهامداران عمده در انتخاب سهام و شرکت های سرمایه گذاری میباشد که تخصص آن ها به تصمیمات گذشته مرتبط باشد.
خروج وکناره گیری به عنوان کنترل و نظارت (تجزیه و تحلیل تجربی)
تهدید خروج و کناره گیری از شرکت زمانی ضعیف تر است که نقدینگی درسطح ضعیفی باشد.
نقش شهرت شرکت در ارائه گزارشات مالی با کیفیت
شرکت های با میزان شهرت بالاتر، گزارشات مالی با کیفیت تری تهیه میکنند. همچنین احتمال ارائه گزارش های اشتباه در این شرکت ها وجود ندارد. دیگر اینکه هزینه حسابرسی در آن ها بیشتر است. هزینه های نمایندگی در این شرکت ها کمتر است.
بررسی نقش هیئت مدیره در کیفیت گزارشگری مالی
شهرت هیئت مدیره اثری بر کیفیت گزارشگری مالی نمی گذارد. شواهد نشان داد که شهرت اثر مثبتی بر کنترل بودجه داشته و به ایجاد گزارش های مالی با کیفیت منجر میگردد.
بررسی نحوه قیمت گذاری کیفیت اقلام تعهدی
هرچه کیفیت ارقام تعهدی شرکت ها پایین تر باشد، هزینه بدهی و سرمایه بالاتر میباشد.
ارتباط هزینه سرمایه با کیفیت گزارشگری مالی
در ۳۴ کشور مورد مطالعه دریافتند که هزینه سرمایه سه معیار کیفیت گزارشگری مالی(عدم هموارسازی سود، اجتناب از زیان و محافظه کاری سود) رابطه معناداری دارد و این رابطه، الزاماً مستقیم نمی باشد.
۲-۳-۲ تحقیقات داخلی انجام شده درباره سهامداران عمده و نهادی و کیفیت گزارشگری مالی :
وکیلی فرد و همکاران (۱۳۹۱) در تحقیق خود به اهمیت و نقش سهامداران عمده، به عنوان یک عامل بازدارنده یا محرک مدیران در بروز رفتارهای فرصت طلبانه از ناحیه آن ها مؤثر خواهد بود. همچنین در شرکتهایی که دارای سهامداران عمده هستند مدیریت سود اتفاق می افتد و نتایج به دست آمده، نشان دهنده بازدارندگی سهامداران عمده (نقش بازدارندگی در مقابل افزایش ارزش شرکت به دلیل اهمیت دادن به منافع شخصی) و تأکید بر مدیریت سود است. درتحقیق معین الدین و همکاران (۱۳۹۱) وجود سهامداران عمده هزینه نمایندگی را کاهش میدهد، چرا که با این وجود مدیران تمایل بیشتری به گام برداشتن در راستای منافع سهامداران خواهد داشت و به تبع آن، تقلب در گزارشگری مالی به واسطه دستکاری سود حسابداری و به نحو چشم گیری کاهش خواهد یافت. و موثرترین روش برای کسب اطمینان از مدیریت مناسب یک شرکت در بازارهای نوظهور، میتواند تمرکز مالکیت باشد زیرا سهامداران عمده، در خصوص اداره شرکت با مدیران مذاکره می نمایند و بر مدیریت شرکت با دقت نظارت میکنند.
تحقیق بهزاد قربانی و همکاران (۱۳۹۱) نشان میدهد که کیفیت گزارشگری مالی بر نوسان بازده غیر متعارف سهام تأثیری معکوس دارد همچنین نتایج پژوهش دلالت بر وجود تأثیر مستقیم متغیرهای بازده سالانه سهام، اهرم مالی و جریان نقدی عملیاتی سال آینده، بر نوسان بازده غیر متعارف سهام و نیز تأثیر معکوس اندازه شرکت بر بازده غیر متعارف سهام دارد. علی رحمانی و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیق خود به میزان مالکیت سهامداران عمده و نهادی به عنوان شاخصی برای کارکردهای نظارتی و اطلاعاتی نهادها و تمرکز مالکیت نهادی شاخصی برای ایجاد کژکزینی و کاهش سهام شناور آزاد است. بین میزان مالکیت سهامداران نهادی و عمده و نقد شوندگی سهام رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و تمرکز مالکیت نهادی موجب کاهش نقدشوندگی سهام شرکت ها می شود.
افزایش نقد شوندگی میتواند موجب توزیع هرچه بیشتر ریسک مالی از طریق کاهش هزینه های پرتفوی گردانی و انگیزش بیشتر سرمایه گذاران در تصمیم گیری های معاملاتی می شود. محمد رضا نیکبخت (۱۳۹۱) کیفیت گزارشگری مالی با کاهش نبود تقارن اطلاعاتی بین شرکت و سرمایه گذاران و همچنین بین خود سرمایه گذاران، شکاف قیمت پیشنهادی و قیمت در خواستی را کاهش داده و نقد شوندگی سهام را افزایش میدهد و در نتیجه صرف نظر کردن از قیمت سهام، اندازه شرکت، نوسان بازده و نسبت گردش سهام، بین کیفیت گزارشگری مالی و نقدشوندگی سهام رابطه معنا داری وجود ندارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به متن ماده واحده، موارد زیر به ذهن میرسد:

۱٫ برای شمول ماده واحده، شخص یا اشخاصی باید در معرض خطر جانی باشند، در نتیجه خطرات غیر جانی مانند صدمات شدید جسمی و روحی و انواع بیماری ها، هرچند شدید، در صورتی که متضمن خطر جانی نباشد، علی رغم مذموم بودن اخلاقی و شرعی ترک فعل در این حالات، مشمول ماده واحده نمی شود. حتی اگر ثابت شود تارک فعل، خطر را جانی نمی پنداشته است نیز، رفتار وی مشمول ماده واحده نخواهد بود.

۲٫ از متن ماده واحده به روشنی پیدا است که علاوه بر اینکه شخص باید در معرض خطر جانی باشد، این خطر باید فعلیت داشته و در حال پیشرفت و به سرعت در حال اثر کردن باشد. مانند تصادف شدید و نرساندن مجروح به بیمارستان، یا وضعیت طفلی که در حال افتادن در جوی آب است و مانند آن ها؛ لذا در صورتی که علی رغم وجود خطر، فوریتی در کار نباشد، ماده واحده قابل اعمال نمی باشد؛ مثلا نرساندن بیمار سرطانی به بیمارستان علی رغم اصرار خانواده او، در حالی که روند بیماری وی کند بوده و در همان حال ترک کمک، خطر جانی او را تهدید نمی کند، مشمول ماده نمی باشد. این مطلب در متن ماده واحده از عبارات ” اقدام فوری یا کمک طلبیدن از دیگران “، ” اعلام فوری ” و ” جلوگیری از وقوع خطر یا تشدید نتیجه آن ” به راحتی قابل استنباط است. به هر حال در این حالت نیز اگر مرتکب بتواند ثابت کند از عدم فوریت و فعلیت خطر آگاهی نداشته است، مشمول ماده نخواهد بود.
۳٫ اعمال مجازات مندرج در متن ماده واحده بدرستی منوط به توانایی تارک فعل در کمک به قربانی شده است؛ لذا در صورتی که تارک نتواند با اقدام فوری از وقوع خطر یا تشدید آن جلوگیری کند، مجازات وی فاقد محمل قانونی و اخلاقی است. بنظر ما در اینجا نیز در صورتی که ثابت شود، مرتکب با گمان به اینکه اقدام وی مؤثر در رفع خطر یا تشدید نتیجه ی آن نبوده است، از کمک به فرد در معرض خطر خودداری کردهاست، ترک فعل وی مشمول ماده واحده نمی باشد؛ مانند آن که تارک فعل با گمان اینکه، قربانی در حال گذراندن لحظه های آخر و جان دادن است و جهت پرهیز از آزار او، وی را به بیمارستان نرساند؛ ولی در واقع امر چنین نبوده و رساندن به بیمارستان میتوانست از وقوع مرگ وی جلوگیری کند.
۴٫ صرف توانایی بر اقدام فوری نیز کافی برای تحقق جرم موضوع ماده واحده نمی باشد، بلکه این اقدام فوری باید میتوانست از وقوع خطر یا تشدید نتیجه آن جلوگیری کند؛ لذا در صورتی که تارک فعل از اقدام به کمک فرد امتناع کند و فرد فوت نماید، در صورتی که ثابت شود هر گونه اقدام به کمک، به هیچ وجه نمی توانست از وقوع خطر یا تشدید آن جلوگیری کند، تارک فعل را نمی توان مشمول ماده واحده دانست. به عبارت دیگر برای مسئول دانستن تارک فعل، باید ثابت شود عمل وی می توانسته از وقوع خطر یا تشدید آن جلوگیری کند.
۵٫ مطابق ماده واحده، در صورتی که با کمک کردن به قربانی خطری متوجه خود تارک فعل و یا دیگران شود، ترک فعل حتی با وجود وقوع خطر یا تشدید آن، مشمول ماده نخواهد بود. در اینجا نیز بنظر میرسد نتوان فردی را که به صورت معقول گمان می کرده ، خطری متوجه خود او یا دیگران است و بر آن مبنا از کمک خودداری کردهاست، مشمول ماده دانست. کلمه ” دیگران ” در متن واحده نیز با توجه به اطلاق آن، شامل تمام افراد دیگر غیر از تارک فعل و قربانی می شود؛ لذا در صورتی که خطری متوجه هر شخص دیگری باشد؛ ولو آن شخص با تارک فعل و قربانی هیچ ارتباطی نداشته باشد، ترک فعل مشمول ماده نخواهد بود. بنابرین حتی اگر خطری متوجه عابر پیاده ای که هیچ ارتباطی با طرفین ندارد، باشد و تارک فعل به اعتبار آن، از کمک به فرد در معرض خطر خودداری نماید، با توجه به ماده واحده، ترک فعل وی جرم نخواهد بود. اما مراد قانونگذار از خطر چیست؟ در متن ماده، خطر توسط قانونگذار تعریف نشده است، اما با توجه به پسوند آن در متن ماده واحده، یعنی “جانی“، باید گفت هر نوع وضعیتی که به صورت معقول، حیات قربانی، به واسطه آن در خطر باشد، مشمول ماده خواهد بود؛ اعم از اینکه خطر آغاز شده و یا در حال شکل گیری باشد؛ در نتیجه کمک نکردن به شخصی که بر او جراحت شدید وارد آمده است و نیز فرد نابینایی که در معرض افتادن در چاهی است، هر دو مشمول ماده خواهد بود. اما موضع حقوق آمریکا در مورد این نوع از ترک فعل، در نقطه مقابل حقوق ایران قرار دارد؛ بدین معنی که در حقوق آن کشور، تنها در صورت تعهد قانونی قبلی، مرتکب مسوول ترک فعل خود به شمار می رود؛ با این توضیح باید افزود در حقوق آمریکا، تعهد به کمک به جان افراد در حال خطر، مانند آن چه در ماده واحده قانونی خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی آمده است، وجود ندارد و کمک نکردن به افراد در حال خطر جانی، مشروط به عدم وظیفه قانونی، مرتکب را در معرض ارتکاب هیچ جرمی قرار نخواهد داد؛ لذا در صورتی که مثلا شناگر ماهری در حالی که کنار ساحل دراز کشیده است، ناظر به گریه دختری که در حال غرق شدن است و تقاضای کمک میکند، باشد و به گریه او اعتنا نکرده و دختر غرق شود، با توجه به عدم وجود تعهد قانونی برای شناگر جهت کمک، نمی توان وی را از لحاظ کیفری مسوول دانست؛ زیرا شناگر در این مثال، تنها تعهد اخلاقی داشته است و تهعد اخلاقی به تنهایی نمی تواند فرد را از لحاظ کیفری مسوول سازد[۲۷۵]. البته در حقوق آمریکا هر چند همان طور که گفته شد، اصولا چنین ترک فعلی مشمول مقررات کیفری نیست، ولی در ایالت ورمونت آمریکا، جرمی شبیه ماده واحده فوق الذکر وجود دارد که جرم خاص ” خودداری از نجات دادن ” نام گرفته است و مطابق آن عدم کمک به افراد در معرض خطر، مستوجب جزای نقدی حداکثر ۱۰۰ دلار قرار میگیرد[۲۷۶].
گفتار دوم: ترک فعل مسبوق به تعهد یا قرار داد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|